اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Jun 28 2019

ممنوعیت جدا کردن اتباع از دانش آموزان ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

آفتاب: رضوان حکیم زاده گفت: در شیوه نامه‌ای که به کل مدارس ارسال شده است ذکر شده که هیچ‌گونه تبعیضی بین اتباع خارجی و ایرانی در فضای آموزشی نباید وجود داشته باشد.
رضوان حکیم زاده معاون آموزشی ابتدایی آموزش و پرورشدر خصوص اینکه آیا مشکلات مربوط به ثبت نام دانش آموزان اتباع در مدارس مرتفع شده است و سال تحصیلی جدید بدون مشکلی را خواهند داشت یا نه، گفت: می‌توانم این خبر خوشحال کننده را بدهم که با پیگیری‌هایی که صورت گرفته است و زحماتی که مرکز بین الملل آموزش و پرورش کشیدند و همچنین پیگیری های مفصل معاونت آموزش ابتدایی با وزارت کشور انجام داد که چالش های گذشته در خصوص عدم پذیرش فرزندان اتباع برای تحصیل رفع شود، دستورالعملی به تصویب رسید و به مدارس ابلاغ شد که امسال برای اتباع خارجی و ثبت نام آنها دارای کمترین چالش باشیم.

اخبار اجتماعی- وی ادامه داد: معاونت ابتدایی پیگیری‌هایی مفصلی انجام دادو در این خصوص فرهنگ‌سازی هایی نیز در سطح جامعه صورت گرفته است. با فرمان تاریخی مقام معظم رهبری، چالش‌های ما در این خصوص کمتر شد.

ممنوعیت جدا کردن اتباع از دانش آموزان ایرانی

حکیم زاده اضافه کرد: در حال حاضر بیشتر صحبت ما روی این است که چگونه کیفیت حضور این دانش آموزان در فضای آموزشی را ارتقا دهیم. در شیوه نامه‌ای که به کل مدارس ارسال شده است ذکر شده که هیچ‌گونه تبعیضی بین اتباع خارجی و ایرانی در فضای آموزشی نباید وجود داشته باشد. این دانش آموزان می‌توانند در تمام مسابقات فرهنگی هنری، اردوها و…شرکت کنند.

معاون آموزشی ابتدایی آموزش و پرورش گفت: گام اول برای ما پوشش تحصیلی تمام دانش آموزان ایرانی و غیرایرانی بود و گام مهم بعدی نهادینه کردن تربیت عاری از تبعیض کودکان و نوجوانان در محیط کشورمان است. به معنای دیگر از نظر ما چنین تربیتی زیبنده مدارس جمهوری اسلامی و از همین رو جدا کردن اتباع از دانش آموزان ایرانی ممنوع است.

جدا از رفع نگرانی برای دسترسی دانش آموزان به حق آموزش، گام دوم رفع هر گونه تبعیض در این میان بود که به سمت آن حرکت کرده‌ایم

وی در پاسخ به این پرسش که معمولاً آنچه به عنوان دستورالعمل ابلاغ می‌شود، لزوماً به اجرا در نمی‌آید و حتی در حوزه کودکان استثنایی آموزش پذیر که می‌توانند در مدارس عادی تحصیل کنند، گاه شاهد عدم پذیرش این دانش آموزان از سوی مدیر مدرسه و یا والدین دیگر کودکان هستیم، گفت: نکته مهم این است که دستورالعملی آماده شده و باید اجرا شود؛ اما آنچه در سطح مدارس باید اجرا شود به اجرا و نظارت ما باز می‌گردد. یکی از توفیقات ما در سال تحصیلی گذشته نقش نظارتی رسانه‌ها بود که موارد متعددی را به ما گوشزد کردند. شاید ما نتوانیم بر تمام مدارس نظارت کنیم اما نکته مهم این است که یک ظرفیت سازی ایجاد شده که باید با تمام قدرت پیگیر آن باشیم. جدا از رفع نگرانی برای دسترسی دانش آموزان به حق آموزش، گام دوم رفع هر گونه تبعیض در این میان بود که به سمت آن حرکت کرده‌ایم.

حکیم زاده ادامه داد: نگرانی که شما ذکر کردید درست است. اما یک فرهنگ سازی در سطح جامعه به معنای کلان آن باید رخ بدهد. فرهنگ سازی تنها وظیفه آموزش و پرورش نیست. نقش صدا و سیما در این میان بسیار پررنگ است. اینکه این رسانه بتواند فیلم‌ها و کارهای فاخری تولید کند که از نگاه فردی که مورد تبعیض قرار گرفته وقایع را به تصویر بکشد، می‌تواند نگرش‌ها را تغییر دهد. دین اسلام پرچمدار تربیت چند فرهنگی است. تاکید بر برابری آدم‌ها و پرهیز از هرگونه فرهنگ نژادپرستانه دارد. دور از مبانی انسانی و دینی مان که خدایی ناکرده متهم به نگاه تبعیض آمیز شویم.

وی آسیب دیگر نگاه تبعیض آمیز را افزایش بزه در جامعه ذکر کرد و گفت: جامعه باید آگاه شود که هرگونه طرد افراد از جامعه به بزه می‌انجامد. شاید اگر ما خیلی زودتر به فکر تهیه چنین دستورالعمل هایی بودیم امروز شاهد آسیب‌های کمتری در جامعه بودیم. این فرهنگ باید جا بیفتد که ما در جامعه‌ای زیست می‌کنیم که فقط با کسانی شبیه خودمان در تعامل نیستیم. جامعه، افراد دارای معلولیت، افراد تیزهوش، فقیر و غنی و مردمی با فرهنگ‌ها و قومیت‌های گوناگون دارد. اگر قرار باشد فرزندانمان زیست سالمی در جامعه داشته باشند باید از ابتدا از این جداسازی ها فاصله بگیریم. ما در دنیا باید الگوی رفع تبعیض‌ها باشیم.

معاون آموزشی ابتدایی آموزش و پرورش در پایان بیان کرد: هرچند در مجامع بین المللی اینکه ما بدون دریافت کمک هزینه، پوشش تحصیلی دانش آموزان اتباع را به خوبی پیگیری می‌کنیم تحسین برانگیز است. حال باید شرایط تحصیل آنها را به گونه‌ای ایجاد کنیم که اتباع احساس جدایی از جامعه ایران نداشته باشند.

No responses yet

Jun 28 2019

مروری بر یک فیلم پروپاگاندای آبکی!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر:

بعد از انتشار فیلم رفتار وحشیانه نیروی انتظامی با یک دختر نوجوان که برای آب بازی به پارک رفته بود، ماجرا به سرعت در فضای مجازی منتشر شد و کار به موضع گیری نمایندگان مجلس کشید. فشار افکار عمومی در انتقاد به این رفتار نیروی انتظامی به اندازه ای بود که رئیس پلیس تهران خبر از عزل و تعلیق مامورین متخلف داد. اما ماجرا به همین جا ختم نشد چرا که بلافاصله برادران و خواهران ارزشی شروع به اعتراض کردند که این کار تضعیف جایگاه پلیس است و نیروی انتظامی باید حامی مامور خود باشد و نه یک دختر به قول ایشان معلوم الحال که اقدام به هنجار شکنی در پارک نموده. فردای آن روز در صدا و سیما و در بخش خبری بیست و سی گزارش مفصلی پخش شد که عده ای شهادت می‌دادند که دخترها و پسرهای نوجوانی که در پارک حضور داشتند در شرایط عادی و طبیعی نبودند و در برخورد صورت گرفته نیز مقصر همان دختر نوجوان بوده که به ماموران حمله کرده است. بین الغزل تمام مصاحبه شونده ها هم این بود که پلیس نباید تضعیف شود و اگر پلیس اقتدار نداشته باشد سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و قس علی هذا.

این گزارش پخش شد و ظاهرا فشار افکار ارزشی‎‌ها بر فشار افکار عمومی چربید و رئیس پلیس تهران اعلام کرد که ماجرا ابعاد دیگری نیز داشته و آن دو مامور به سر کار خود بازگشته اند. البته خب بعدها هم مشخص شد که شاهدان عینی و دلسوزانی که در برنامه بیست و سی به عنوان شهروندان عادی جامعه نگران اقتدار پلیس و شیوع رفتارهای هنجارشکنانه در جامعه بودند همگی وابسته به ارگانها و نهادهایی مثل بسیج و سپاه بودند و خلاصه سازنده بیست و سی ظاهرا زیاد زحمت به خودش نداده بود که لااقل از طیف های مختلف آدم برای گزارش خود پیدا کند.

تا اینجای داستان را داشته باشید تا برسیم سر اصل مطلب. به تازگی فیلم دیگری در فضای مجازی منتشر شد که ظاهرا دو نفر از طبقه دوم یا سوم یک ساختمان دارند از یک صحنه درگیری با پلیس فیلم می‌گیرند. در تصویر می‌بینیم که یک خودروی نیروی انتظامی کنار خیابان ایستاده و راننده آن پیاده شده و زنی بدحجاب در حال بحث با پلیسی ست که داخل خودرو نشسته است. این فیلم در نوع خود شاهکاری ست که از نظر وجود باگ و سوتی و بازیهای تصنعی احتمالا کارگردانی در حد ایرج ملکی داشته است. بیاییم فیلم بررسی کنیم:

پیش از آنکه به بررسی خود فیلم بپردازیم باید بگوییم اتفاقاتی که در فیلم می‌افتد به شکل معجزه آسایی مو به مو مؤید و تصدیق کننده همان چیزهایی ست که دو شب قبل از آن عزیزان ارزشی در گزارش بیست و سی نسبت به آن ابراز نگرانی کرده بودند. یعنی اگر اقتدار نیروی انتظامی به چالش کشیده شود و با این زنان بدحجاب وحشی! برخورد قاطع نشود، دیگر کسی از پلیس حساب نخواهد برد و سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.

شخصیت اول فیلم زنی ست به شدت بدحجاب که از دور مشخص است مشغول جر و بحث با نیروی انتظامی ست. فاصله آنقدری هست که ما متوجه نشویم طرفین چه می‌گویند اما دو نفری که از طبقه بالای ساختمان مجاور در حال فیلمبرداری هستند با صحبتهایشان نکات مبهم ماجرا را برای بیننده آشکار میکنند. فیلم با این جمله شروع می‌شود.

نفر اول: [می‌خوایم] واقعیت رو نشون بدیم! … این خانمی که می‌بینین اومده حمله کرده به ماشین پلیس. دلیلش حالا مشخص نبود ما هم یهو رسیدیم.

خب همینجا فیلم را نگه دارید.

دو نفر آدم دوربین را روشن کرده اند که از طبقه سوم ساختمان مجاور به محل درگیری “واقعیت” را نشان بدهند. کدام واقعیت؟ اینکه یک زنی حمله کرده به پلیس! نفر اول مدعی ست که نمی‌داند دلیل این درگیری چیست چون خودشون هم “یهو” رسیدن. دومی میان حرفش می‌پرد. انگار او از چیزهایی خبر دارد و در جریان اتفاقات بوده است.

دومی: زنه توی هتله داد و بیداد کرده. اینا زنگ زدن به پلیس. حالا پلیس اومده!

اولی: آهان… آره آره.

خب حالا سوال است این دو دوست که “یهو” رسیدن و طبق گفته نفر اول دلیل حضور پلیس را نمی‌دانند چطور شد که یک دفعه داستانشان عوض شد. اصلا چطور یهو از طبقه سوم ساختمان مجاور به محل دعوا سر در آورده اند؟ احتمالا یا خانه یا محل کارشان است. ولی سوال این است که اینها در چه شرایطی متوجه ماجرا شدند و آمدند دوربین به دست پشت پنجره؟ اگر از بیرون تازه رسیده اند که قاعدتا سر و صدا از همان توی خیابان باید توجهشان را جلب کرده باشد و خب همانجا هم از فاصله نزدیکتر می‌توانستند ماجرا را ثبت و ضبط کنند. اگر در داخل ساختمان بوده اند چطور است که انقدر اطلاعات دارند در مورد ماجرا و از درگیری مسافر در هتل تا زنگ زدن به پلیس، همه چیز را (برخلاف ادعای ابتدایی نفر اول) می‌دانند؟ ادامه ماجرا بامزه تر هم می‌شود.

اولی: الان داره… می‌خواد بزنه به شیشه ماشین… تو صورت پلیسم فکر کنم زده…

اینهمه تردید برای گزارش چیزی که داری می‌بینی برای چیست؟ چطور می‌شود کسی شاهد عینی اتفاقی باشد و بعد بگوید توی صورت پلیس هم فکر کنم زده! این جمله تنها وقتی قابل قبول است که یا کبودی و ورم روی صورت پلیس را ببینی یا اینکه آقای پلیس صورتش را گرفته باشد و ناله کند. به هر حال چیزی که ما داریم می‌بینیم با گزارش همخوانی ندارد. اوج شاهکار فیلمسازی این عزیزان اینجاست که وقتی ایشان بیان می‌کند الان می‌خواد بزنه به ماشین این اتفاق دو ثانیه بعد می‌‌افتد، ظاهرا نریشن فیلم دو ثانیه از فیلم جلوتر است! زنی که در حال جر و بحث است ناگهان به سمت جلوی خودرو حرکت می‌کند و با یک ضربه دست آینه بغل سمت شاگرد خودرو را می‌شکند. نفر اول هم با آب و تاب گزارش می‌کند.

اولی: آها. آره. آینه ماشین پلیس رو داره می‌شکنه…

زن وحشی بدحجاب (همان مشخصاتی که شاهدین عینی شب قبل در برنامه بیست و سی گفته بودند) به این مقدار بسنده نکرده و انگار که روح شعبان بی مخ در او حلول کرده باشه عربده کشان می‌رود و از جلوی هتل یک صندلی برمی‌دارد و آن را با شدت پرتاب می‌کند به سمت خودروی پلیس. اینجا نفر اول صدایش اوج می‌گیرد و فریاد یا ابوالفضل یا ابوالفضل بلند می‌شود. دقت کنید در تمام این صحنه ها رفتار پلیس به طرز غیر قابل باوری خویشتندارانه است و مطلقا هیچ برخوردی صورت نمی‌گیرد. فیلم با یک دیالوگ طلایی تمام می‌شود.

دومی: فقط می‌خواد تحریکشون کنه پاشن بگیرنش!

اولی: آفرین!

ما هم همینجا خدمت تمامی دست اندرکاران ساخت این فیلم خسته نباشید عرض می‌کنیم. شاید چنین فیلمهایی عزیزان ارزشی را بتواند برای ضرورت برخورد خشن با زنان بدحجاب و توجیه رفتار قبلی اقناع کند، اما برای ساخت فیلمی باورپذیر که عموم مردم را تحت تاثیر قرار دهد کمی بیشتر باید به جزئیات دقت کرد و البته فسفر بیشتری هم سوزاند. و من الله توفیق!

No responses yet

Jun 27 2019

«بیچاره کننده دو رئیس قوه قضائیه» کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

آفتاب نیوز: پیگیری‌ها برای مشخص شدن نام «عنصری که سید ابراهیم رئیسی با حضورش در دستگاه قضا او را برکنار کرد»، از گفت‌وگوی یک فعال سیاسی اصولگرا با فارس آغاز شد. علیرضا زاکانی، چهارم خرداد به این خبرگزاری اصولگرا اعلام می‌کند: «رئیسی برخی افراد که در قوه قضائیه دچار فساد بودند را برکنار کرد. معتقدم این برکناری کفایت نمی‌کند و اگر کسی در دوره مسئولیت دچار فساد شده، باید محاکمه‌اش کنند و اتفاقاً محاکمه کردن فردی که فساد آشکاری دارد و توسط آقای رئیسی کنار گذاشته شده، کمک می‌کند که جهت آینده در قوه قضائیه تثبیت شود. البته همه کسانی که کنار گذاشته شده‌اند مقصودم نیست، بلکه فرد یا عنصر خاصی است که کنار گذاشته شده است.»

زاکانی در ادامه این مصاحبه بدون نام بردن از این فرد، اشاره‌ای به مسئولیتش می‌کند و می‌گوید: «کسی که دو رئیس قوه را بیچاره کرده و دچار مشکل بوده و مایه بدنامی قوه قضائیه و زد و بند شده را باید کنار گذاشت. این اقدام مناسب است ولی اینکه رها کنند و محاکمه نکنند، خیلی غلط است و محاکمه چنین عنصری که همه از او و اشکالاتش اطلاع دارند، برای سلامت قوه قضائیه بسیار مفید و حیاتی است.»

زاکانی در مناظره با سیدمصطفی تاجزاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب ناگزیر نام این شخص را افشا کرد. تاجزاده خطاب به زاکانی می‌گوید «آنقدر فساد افزایش پیدا کرده که آقای زاکانی هم می‌ترسد اسم فاسد را بیاورد و فقط می‌گوید یک نفر هست دو رئیس قوه قضائیه از دستش عاجز شده‌اند و عزل او کافی نیست و باید محاکمه شود.» در واکنش به این سخنان، زاکانی نام این فرد را «اکبر طبری» اعلام می‌کند.

اکبر طبری کیست؟

اطلاعات چندانی از اکبر طبری در رسانه‌ها وجود ندارد. هرچند زاکانی نامی از دو رئیس قوه قضاییه‌ای که طبری در زمان ریاست آنان در دستگاه قضا مشغول به‌کار بوده نیاورده، اما به نظر می‌رسد منظور او آیات سید محمود هاشمی شاهرودی و صادق آملی‌لاریجانی است. بر اساس گزارشی که فارس در سال ۸۶ (دو سال قبل از پایان ریاست هاشمی‌شاهرودی بر دستگاه قضا) با عنوان «تغییرات گسترده در قضائیه» منتشر کرده، نام اکبر طبری به‌عنوان یکی از کسانی که احتمال برکناری‌اش وجود دارد، آمده است. فارس در این گزارش می‌نویسد: «اخبار تأییدشده حاکی است که طبری، مدیرکل امور مالی قوه قضائیه نیز به‌زودی تغییر می‌کند.» با این حال، بعد از این گزارش، اطلاعات دیگری از برکناری یا ادامه فعالیت طبری در زمان ریاست هاشمی‌شاهرودی در دستگاه قضا وجود ندارد.

طبری همچنین در طول سال‌های ریاست آملی‌لاریجانی بر دستگاه قضا، مدتی به‌عنوان مدیرکل امور مالی قوه قضائیه و معاون اجرایی حوزه ریاست، حضور داشته و طبق گزارش خبرگزاری فارس، سید ابراهیم رئیسی بعد از انتصاب خود به ریاست قوه قضائیه، در حکمی فرد جدیدی را جایگزین طبری در معاونت اجرایی حوزه ریاست می‌کند.

برکناری طبری از سوی رئیسی

حضور رئیسی در رأس دستگاه قضا پایان فعالیت طبری در قوه قضائیه بود. رئیس جدید قوه قضائیه هشت روز بعد از مراسم معارفه و شروع فعالیتش، طبری را برکنار می‌کند. او در ۲۸ اسفند سال گذشته با صدور حکمی، یوسف باقری را به‌جای طبری، به‌عنوان سرپرست معاونت اجرایی حوزه ریاست قوه قضائیه منصوب می‌کند. باقری معاون اداری مالی دادگستری استان تهران است که به گفته غلامحسین اسماعیلی، رئیس‌کل دادگستری استان تهران، فعلاً با حفظ سمت، در معاونت اجرایی حوزه ریاست قوه قضائیه نیز فعالیت می‌کند.

طبری اکنون کجاست؟

اکبر طبری از قوه قضائیه رفته و به ادعای علیرضا زاکانی «فساد او بر همه آشکار» است، اما همچنان در نهادهای مهم حاکمیتی فعالیت دارد. محمدعلی پورمختار، عضو کمیسیون حقوقی-قضایی مجلس شورای اسلامی به ایرناپلاس می‌گوید، بر حسب اطلاع، طبری به همراه آیت‌الله صادق آملی‌لاریجانی به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفته است.

حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی از روزی که بر مسند ریاست دستگاه قضا نشست، بر مبارزه با فساد تأکید کرده است و می‌گوید «تسامحی در برخورد با فساد نخواهد داشت.» او ابتدای خردادماه در نشست با اصحاب رسانه بر مبارزه فراجناحی با فساد تأکید کرده و متذکر شده بود که افزایش اعتماد عمومی به نظام و کارآمدی نظام، نکته بسیار مهمی است. رئیسی در دیدار با دانشجویان نیز اعلام کرده بود قوه قضائیه از گزارشات مردمی درباره فساد حمایت می‌کند و کسانی که خبر از فساد دهند، مورد تشویق قرار می‌دهد. حال باید منتظر ماند و دید با افشاگری علیرضا زاکانی درباره اکبر طبری، برای این فرد در قوه قضائیه پرونده‌ای تشکیل می‌شود؟ و سرنوشت ادامه حضور این فرد در مجمع تشخیص مصلحت نظام چگونه خواهد شد؟

No responses yet

Jun 26 2019

فحاشی ناموسی سعید طوسی به خبرنگار ایرناپلاس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

ایرناپلاس: سعید طوسی، چهره جنجالی که دو سالی است نامش به‌واسطه پرونده‌ای با اتهام آزار کودکان، بر سر زبان‌ها افتاده است، با رکیک‌ترین الفاظ، در فضای مجازی به خبرنگار ایرناپلاس فحاشی کرد.

پیرو اخبار ضد و نقیضی که اخیراً در رسانه‌ها درباره بازگشایی مجدد پرونده سعید طوسی به دستور حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی منتشر شد، صبح امروز خبرنگار ایرناپلاس، در تماسی با سعید طوسی در فضای مجازی، از او درخواست مصاحبه جهت بیان توضیحات خود کرد که وی در پاسخ، با رکیک‌ترین الفاظ، خبرنگار ایرناپلاس را مورد فحاشی قرار داد.

زشتی تعابیر استفاده شده به حدی غیرقابل باور بود که سردبیری مجموعه شخصاً برای اطمینان از اینکه شماره در اختیار آقای طوسی است، با آن تماس گرفت. در این تماس اطمینان حاصل شد که شماره متعلق به آقای طوسی است، اما وی به محض مواجه شدن با پرسش سردبیر، اقدام به قطع مکالمه کرد.

گفتنی است، علاوه بر اینکه خبرگزاری ایرنا و شخص خبرنگار، پیگیری حقوقی این موضوع را حق خود می‌دانند، اسناد مربوط به فحاشی‌های رکیک سعید طوسی موجود است که در صورت لزوم منتشر خواهد شد.

No responses yet

Jun 26 2019

اتهام قائم مقام قالیباف در شهرداری تهران ‘جاسوسی’ است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

بی‌بی‌سی: عیسی شریفی ۱۲ سال در شهرداری معاون محمدباقر قالیباف بود و از جمله فرماندهان سپاه پاسداران در دوران جنگ

عیسی شریفی، قائم مقام محمدباقر قالیباف، در شهرداری تهران که گفته می‌شود از نیروهای سابق سپاه پاسداران است به “جاسوسی” متهم شده است.

صبح امروز (سه‌شنبه چهارم تیر) گزارش‌هایی درباره اعدام عیسی شریفی منتشر شد اما بعد برخی از رسانه‌ها به نقل از یک منبع آگاه در سازمان قضایی نیروهای مسلح گزارش کردند پرونده او در مرحله صدور کیفرخواست است و اتهامش “جاسوسی.” اگرچه تاکنون هیچ منبع رسمی دراین خصوص اظهار نظر نکرده است.

این منبع گفته است که “تمامی متهمان این پرونده در بازداشت هستند و بزودی به در دادگاه به اتهامات‌شان رسیدگی می‌شود”.

براساس برخی از گزارشها از ایران نخستین بار در شهریور ۱۳۹۶، غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی وقت قوه قضاییه بازداشت عیسی شریفی، قائم مقام شهردار سابق تهران را تایید کرد.

اردیبهشت سال ۱۳۹۸، غلامعباس ترکی، دادستان نظامی تهران از پرونده عیسی شریفی به عنوان “پرونده موسوم به شهرداری” نام برد و گفت این پرونده متهمان دیگری هم دارد.

دادستان نظامی تهران همچون آقای اژه‌ای، اتهام این مقام ارشد شهرداری را “مالی” عنوان کرده بود اما پس از بازداشت عیسی شریفی در شهریور ۱۳۹۶، حراست شهرداری تهران بلافاصله اعلام کرد که اتهامات او با مسئولیت‌هایش در دوران شهرداری ارتباطی ندارد.
عیسی شریفی کیست؟
عیسی شریفی در کنار محمدباقر قالیباف؛ آقای شریفی هم در مظان این اتهام قرار گرفت که اساسا در ساختار اداری شهرداری سمتی با عنوان قائم مقام تعریف نشده است حق نشر عکس ensafnews
Image caption عیسی شریفی در کنار محمدباقر قالیباف؛ اعضای شورای شهر پنجم می‌گفتند اساسا در ساختار اداری شهرداری سمت قائم مقام تعریف نشده است

آقای شریفی در تمام ۱۲ سالی که محمدباقر قالیباف شهردار تهران بود بدون هیچ حاشیه و در حالی که بندرت به مصاحبه تن داد، در کنار او بود.

آقای شریفی سرانجام در اواخر دوره قالیباف از شهرداری تهران استعفا داد و مدتی بعد شورای شهر چهارم -با اکثریتی اصولگرا- از او تقدیر کرد.

پس از استعفای آقای شریفی که همزمان با پیروزی اصلاح‌طلبان در شورای شهر پنجم بود، او از ایران خارج شد. ناصر امانی، معاون وقت شهرداری علت خروج او از ایران را بیماری فرزندش عنوان کرد.

پس از انتخاب شورای شهر پنجم، زمانی که گزارش‌هایی مبنی بر حضور “چهار هزار حقوق‌بگیر غیرقانونی” در شهرداری جنجالی شد، این انتقاد مطرح شد که اساسا در ساختار اداری شهرداری سمت عنوان قائم مقام تعریف نشده است، هرچند آقای شریفی معاونت امور مناطق شهرداری را هم بر عهده داشت.

نام آقای شریفی با پرونده املاک نجومی شهرداری هم گره خورده بود، زمین‌ها و خانه‌هایی که با مبلغی بسیار کمتر از ارزش واقعی در اختیار شماری از مقامات دولتی و نظامی و قضایی ایران قرار گرفت. قوه قضائیه پس از بازداشت عیسی شریفی اعلام کرد برخی از این اموال غیرمنقول او را توقیف کرده و به شهرداری بازگردانده است.

بازداشت شریفی و ماجرای “گروه اصفهانی‌ها”

مدت کوتاهی پس از استعفا او با اتهامات مالی بازداشت و کمی بعد با وثیقه‌ای “سنگین” آزاد شد. گفته شده بود که وی پس از استعفا از ایران خارج شده بود اما چگونگی بازگشت وی به ایران مشخص نیست.

به نقل از محسن هاشمی، رئیس شورای شهر در دی ماه ۱۳۹۶ گزارش شده بود که وثیقه سنگین او با کمک “گروه معروف به اصفهانی‌ها” تأمین شده است.

بخشی از اتهامات آقای شریفی مرتبط با “هلدینگ یاس” از زیر مجموعه‌های بنیاد تعاون سپاه پاسداران و بدهکاری چهار هزار میلیارد تومان این نهاد به شهرداری تهران عنوان شده است. بنیاد تعاون سپاه پاسداران این ادعاها را رد کرده است.

پیگیری پرونده‌های فساد در شهرداری تهران با واکنش قضایی شهردار پیشین مواجه شد و محمد باقر قالیباف از محمود میرلوحی از نمایندگان شورای شهر پنجم شکایت کرد.

ارجاع پرونده به سازمان قضایی نیروهای مسلح

با ارجاع پرونده به دادسرای نظامی این پرسش مطرح شد که چرا این پرونده مالی به سازمان قضایی نیروهای مسلح سپرده شده است.

به گفته محسن هاشمی این پرونده با دستور رهبر ایران به ستاد کل نیروهای مسلح واگذار شده است.

با اعلام اتهام جاسوسی علیه عیسی شریفی این احتمال مطرح شده که ارجاع پرونده به سازمان قضایی نیروهای مسلح می‌تواند در ارتباط با اتهامات امنیتی او باشد.
بخشی از اتهامات آقای شریفی مرتبط با بدهی چهار هزار میلیارد تومان هلدینگ یاس از زیر مجموعه‌های بنیاد تعاون سپاه پاسداران عنوان شده بود حق نشر عکس Fars
Image caption بخشی از اتهامات آقای شریفی مرتبط با بدهی چهار هزار میلیارد تومانی هلدینگ یاس از زیر مجموعه‌های بنیاد تعاون سپاه پاسداران عنوان شده بود

روشن نیست آیا آنطور که حراست شهرداری اعلام کرده بود اتهام او از ابتدا به پرونده‌های شهرداری بی‌ربط بوده یا اتهام امنیتی “جاسوسی” بعدا به اتهام “اختلاس” اضافه شده است.

عیسی شریفی هر چند در دهه ۸۰ شمسی به عنوان یک مدیر شهری به شهرت رسید اما گفته می‌شود در دوران جنگ ایران و عراق از فرماندهان نیروی هوایی سپاه بود.

رسانه‌های داخلی در ایران از او به عنوان “سردار سپاه” نام می‌برند.

نام آقای شریفی اکنون در کنار دیگر اعضای سپاه قرار می‌گیرد که ظرف چند سال اخیر به اتهام مالی و امنیتی بازداشت شده‌اند. از جمله حسین هدایتی که در هفته‌های اخیر به اتهام مالی به بیست سال زندان محکوم شد و و جلال حاجی‌زوار که به اتهام جاسوسی اعدام شد.

آقای شریفی دو بار زمانی که محمدباقر قالیباف برای ریاست جمهوری نامزد شد، سرپرستی شهرداری تهران را برعهده گرفته بود.

No responses yet

Jun 26 2019

رئیس پلیس تهران دستور خود علیه ماموران برخوردکننده با شهروند زن را متوقف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری ایسنا به نقل از مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ می‌گوید، دستور حسین رحیمی، رئیس پلیس تهران، در مورد رخدادهای بوستان پلیس متوقف شده‌است.

آن‌طور که مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران می‌گوید خود رئیس پلیس این دستور را متوقف کرده‌است: «به دنبال بررسی‌های اولیه توسط بازرسی فاتب (فرماندهی انتظامی تهران بزرگ)، سردار حسین رحیمی دستور قبلی خود مبنی بر بازداشت و عزل دو مأمور را متوقف و اجرا یا تعلیق آن را منوط به پایان تحقیقات کرد».

بنا بر گزارش‌ها در جریان اعزام نیروهای پلیس ایران برای «ارشاد» گروهی از شهروندان جوان در پارک پلیس، دست‌کم دو مامور با یک شهروند زن «برخورد» کرده‌اند.

در ویدئویی که از این حادثه در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست شده، ماموران پلیس در حال کتک زدن یک زن دیده می‌شوند در حالی که این شهروند در حال مقاومت در برابر بازداشت خود است.

انتشار گسترده این فیلم بازتاب‌های گسترده‌ای را نیز همراه داشت.

فرماندهی انتظامی تهران در عین حال که از اقدام ماموران در روند «ارشاد» شهروندان دفاع کرده، اما روز گذشته اعلام کرده بود «دو مأمور ما نیز به دلیل برخورد نامناسب با بانوان در این پارک از مسئولیت خود عزل شدند».

هر سال با فرا رسیدن فصل تابستان و افزایش قابل توجه دما در نقاط مختلف کشور، برخوردهای نیروهای پلیس و دیگر ماموران با آن‌چه «بدحجابی»، «بی‌حجابی»، «رفتارهای خلاف شان»، «رفتارهای خلاف شرع» یا «رفتارهای خلاف عفت عمومی» توصیف می‌شود، افزایش می‌یابد.

این برخوردها می‌تواند در کرانه دریا، در مناطق سبز، کوه‌ها یا پارک‌ها رخ دهد و موارد مختلفی مانند شنا، آب‌بازی و دیگر مسائل را در بر می‌گیرد.

No responses yet

Jun 25 2019

بازی دو کودک به خون کشیده شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,بدون دسته بندی,سیاسی


استان‌وایر: بازی دو کودک در خیابان طبرسی شمالی و دعوای آن‌ها منجر به دعوای بزرگترها شد و مرگ یکی از والدین را رقم زد.
گزارش شده که در جریان این درگیری که روز دوشنبه هفته جاری در محله «طبرسی» مشهد رخ داد٬ مردی ۴۷ ساله کشته شده است.
کاظم میرزایی٬ قاضی ویژه قتل گفته که «اصل نزاع به‌خاطر دعوای دو کودک رخ داده بود.»
میرزایی افزوده «پسر مقتول و برادر قاتل، در حین بازی کارشان به جنجال می‌رسد؛ قاتل که پسر جوانی حدودا ۲۸ ساله بوده به طرفداری از برادرش با چاقو به در خانه همسایه می‌رود و نزاعی بین او و مرد همسایه رخ می‌دهد.»
وی اضافه کرده «طبق اعترافات قاتل که دستگیر شده، مرد همسایه (مقتول) چاقو را به زور از دست وی گرفته و وی را با همکاری چند نفر دیگر مورد ضرب و شتم قرار داده بود.»
این مقام قضایی اضافه کرده «قاتل در ادامه اتهاماتش اذعان کرده کرده که بعد از این موضوع٬ خشمگین شده به سراغ اسلحه وینچستر غیرمجازی که در اتومبیلش داشته رفته است و اقدام به شلیک مرگبار به مرد میانسال» کرده است.
فرد مضروب پس از انتقال به بیمارستان جان باخته است.
اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com
اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Jun 25 2019

«دیشب نخوابیدیم» − مردم و هراس از جنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اجتماعی,امنیتی,جنگ,سیاسی

رادیوزمانه: بعد از انهدام پهپاد جاسوسی آمریکا توسط موشک‌های سپاه پاسداران و اعلام خبر انصراف دونالد ترامپ از عملیات حمله هوایی به ایران در دقایق پایانی منتهی به آغاز این حمله، موجی از ترس و وحشت مردم عادی در ایران را فرا گرفته است. برخی تلاش می‌کنند با شوخی و خنده از شدت این شوک بکاهند و عده‌ای دیگر تلاش می‌کنند اینطور وانمود کنند که این مسائل ربطی به آنان ندارد. اما آیا اثرات روانی بالا رفتن سطح تنش میان ایران و آمریکا قابل انکار است؟

مشقت هر روزه برای بقا. و اینک خطر جنگ، خطر ترکیب فلاکت با بمب

ترسی که اکنون در جامعه ایران از جنگ شکل گرفته آنچنان عمیق و درونی است که شاید فقط بتوان آنرا با حس درونی زنان ایران بعد از اسیدپاشی‌های سریالی مقایسه کرد. هنگامی که موج اسیدپاشی‌ها در ایران آغاز شد و پلیس ایران عملاً با ناتوانی در بازداشت اسیدپاشان این شایعه را قوت بخشید که اسیدپاشان اعضای بسیج و عواملی مذهبی هستند که تلاش دارند در دل زنانی که معتقد به رعایت حجاب اجباری به شکل مورد نظر حکومت نیستند هراس ایجاد کنند. وحشت عمومی در دل زنان ایران در آن زمان بسیار شبیه به وحشت عمومی از خطر جنگ در بین عموم مردم است، با این تفاوت که در هراس از جنگ مردان ایران نیز در برابر این خظر مصونیت ندارند.

به عنوان مشاهده‌گری که فعالیت اصلی او رصد مداوم جامعه ایران است می‌توانم با قاطعیت بگویم هنگامی که در دولت محمود احمدی‌نژاد اسرائیل را مدام تهدید به حمله هوایی به مراکز هسته‌ای ایران می‌کرد هرگز خطر جنگ به شکلی که اکنون برای مردم ایران جدی است، وجود نداشته است.

در تمام ایام پس از خروج آمریکا از برجام نیز ترس از جنگ به این شکل همه‌گیر نشده بود اما در زمانی بسیار کوتاه تقریباً همه مردم ایران از مواضع و توئیت‌های دونالد ترامپ باخبر شده‌اند و حالا خطر جنگ برای آنها جدی شده است. آنچه در ادامه می‌خوانید نظرات تعدادی از مردم کوچه و بازار است. تلاش شده که صحبت‌ها عینا منتقل شوند. انتخابی که شده برای پوشاندن طیف نظرات شنیده شده است. همه نظر شبیه فکر کردن با صدای بند است. آنها لبریز از تردید هستند. معلوم نیست آنچه افراد مختلف به زبان می‌آورند ناشی از اندیشه و تصمیم آنهاست یا تلاشی برای کاهش فشارهای درونی خود.
پای صحبت مردم

■ یک خانم کارمند می‌گوید از خبر حمله سپاه به پهپاد آمریکایی را از طریق اینترنت و در راه بازگشت به خانه مطلع شده است: «من عادت دارم بین راه موزیک گوش می‌دهم تا سر و صدای خیابان و ترافیک اذیتم نکند. وقتی خبر را خواندم اولش نمی‌دانستم پهپاد یعنی چی. کنجکاو شدم بیشتر در تلگرام و اینترنت سرچ کردم. وای هر دفعه که صفحه را بالا و پائین می‌کردم یک خبر جدید می‌آمد. معلوم بود یک خبر معمولی مثل بقیه خبرها نیست.»

چیزی که این خانم در ادامه می‌گوید دارای نکات جالبی است. او از پدر و مادر مسن خود صحبت می‌کند که پیگیرتر از او اخبار داخلی و خارجی را از طریق گوشی‌های هوشمند خود دنبال می‌کنند.

او ادامه می‌دهد: «وقتی من رسیدم خانه آنها بیشتر از من خبر داشتند چه پیش آمده. ساعت ۱۲:۳۰می‌خواستم بخوابم ولی پدرم نگذاشت. مادرم می‌گفت امشب حمله می‌کنند. من به آنها می‌خندیدم که این حرفها مسخره است. پدرم هر چی کنسرو، لوازم پانسمان و غذای خشک بود را جمع کرده بود توی یک ساک. گفت لباس کامل بپوش که اگر آژیر زدند لخت نباشی. کلی توی دلم به آنها خندیدم ولی صبح که بلند شدم فهمیدم واقعاً داشته جنگ می‌شده و پدر و مادرم فهمیده بودند.»

■ یک مهندس شاغل در بخش دولتی می‌گوید «دیشب نخوابیدیم» و می‌گوید: «اگر حکومتی یک درصد به فکر مردم باشد به خاطر یک هواپیمای بدون سرنشین جنگ به راه نمی‌اندازد. در فیلمی که منتشر شد افراد سپاه با خوشحالی الله اکبر می‌گویند. من نمی‌فهمم این چرا باید خوشحالی داشته باشد. آن آقای سپاهی که با هیجان دارد فریاد می‌زند اگر شب بمباران می‌شد باز الله اکبر می‌گفت؟ یک لحظه با خودشان فکر نمی‌کنند اگر کشته شوند چه بر سر خانواده و نزدیکان آنها می‌آید.»

■ یک مامور سد معبر شهرداری که سعی کرده است با پیراهن آستین بلند خالکوبی‌های خود را بپوشاند اما روی صورتش چند جای بریدگی است می‌گوید: «آقا من دیگه مطمئن شدم امسال جنگ میشه. هیچ کاریش هم نمیشه کرد. الکیه. آخه کدوم خری میاد هواپیمای آمریکا را بزنه؟ من نمی‌دونم این آخوندها چه مرگشونه؛ چی فکر می‌کنند پیش خودشون؟ اگر جمهوری اسلامی از راس کار بره، روی این کره زمین به این بزرگی یک سوراخ موش برای فرار پیدا نمی‌کنند. آدم باشید بتمرگید سر جاتون آخه.»

■ یک میوه‌فروش می‌گوید افرادی را می‌شناسد که اقدام به خرید اسلحه کرده‌اند و آماده هستند وقتی جنگ شروع شد انتقامشان را از حکومتی‌ها بگیرند.

او به حال کسانی که نمی‌دانند در کشور چه خبر است غبطه می‌خورد: «خوش به حال اونها. به خدا خوش به حال اونها. کسی که بدونه توی مملکت چه خبره و چی قراره بشه به اباالفضل شب نمی‌تونه بخوابه. میره روی هوا. سنگ روی سنگ بند نیست. جوری شده که الان لاستیک ماشین بترکه همه مردم می‌ریزند بیرون. بمب که لاستیک نیست. آمریکا یکی بزنه قیامت میشه.»

■ یک کارگر بخش ضایعات که درک سیاسی او در نثار درود و رحمت به «آن خدابیامرز» خلاصه می‌شود در صحبتهایی که هیچ رنگ و بویی از شوخی ندارد می‌گوید: «بزنه. دمش گرم اگر وجود داشته باشه و بزنه. هیچ راهی برای نجات ایران از دست آخوندها نیست جز اینکه آمریکا حمله کنه. صبح تا شب مهمان دعوت می‌کنند در ماهواره حرفهای مفت می‌زنند. از وقتی یادم هست سیاسی‌ها دارند فقط حرف می‌زنند ولی کو؟ چی شده تا حالا؟»

■ یک کارگر دیگر اما می‌گوید که «ما جنگ نمی‌خواهیم.» او جوشکار ساده است. می‌گوید «تنها کاری که توانستم گیر بیاورم حقوقش یک میلیون و هفتصد هزار تومان بدون بیمه است که نهصد هزار تومان آن می‌رود برای اجاره خانه».

طبق شرح حالی که از خود می‌دهد زندگی بسیار دشواری دارد. او از کلمه «استیصال» برای توصیف شرایط زندگی خود استفاده می‌کند با این حال نظرات سیاسی او با آنچه که انتظار می‌رود متناسب با استصیال باشد تفاوت دارد: « مردم حق دارند که خسته باشند؛ من هم خسته‌ام. کشور ما مثل یک خانه است که هیچ چیزش درست نیست. یک روز شیر آب خراب است و یک روز برق قطع است. پشت بامش آب می‌دهد، چاه پر شده، دیوار ترک خورده و … اما کلنگ برداریم خانه را خراب کنیم که چه فایده‌ای ببریم؟ می‌گویند آمریکا حمله کند که آخوندها بروند. این کار یک روز و یک ماه نیست. چند سال مجبور می‌شویم مثل عراق و یمن زندگی کنیم. جنگ فقط خراب می‌کند. راه درستش این است که مثل دی]ماه ۱۳۹۶[ تظاهرات کنیم. من خودم بودم. مردم اگر سفت گرفته بودند می‌توانستیم کاری بکنیم. تهران ضعیف بود ولی.»

■ یک خانم آموزگار برداشتی از وضعیت ایران ارائه می‌دهد که به گفته خودش بر مبنای احساسی است که از زندگی در این اوضاع دارد. او می‌گوید: «جنگ می‌شود. این را می‌دانم جنگ می‌شود. کاش می‌توانستیم کاری کنیم که جلوی آنرا بگیریم ولی مسئولان کشور کارهایی می‌کنند که شرایط مردم بدتر شود.»

■ خانمی که مسئول صندوق یک فروشگاه زنجیره‌ای است می‌گوید: «من نمی‌دانم چقدر جدی است. همه درباره این صحبت می‌کنند که قرار بوده حمله کنند ولی نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که کنسل شده.» او مقداری درباره نظرات خودش صحبت می‌کند و سپس با دست به یک نقطه از فروشگاه اشاره می‌کند. او به قفسه‌ای اشاره می‌کند که مربوط به کنسرو ماهی است. من در آن چیز غیر طبیعی نمی‌بینم اما او می‌بیند. «از وقتی تن ماهی گران شد فروش آن پائین آمده است. از روی اجناسی که برای ما می‌آید مشخص است. مثلاً روغن مایع تغییر نکرده. یک دوره مردم هجوم آوردند و فروشگاه را خالی کردند اما چند ماهی است وضعیت روغن معمولی است. از پارسال که دلار گران شد فروش بعضی چیزها مثل تن ماه، دستمال توالت، لوازم بهداشتی، لبنیات و… از نصف کمتر شده. بعضی چیزها مصرفش بالا رفته مثل کنسرو بادنجان، تخم‌مرغ و…

دیروز و امروز فروش کنسرو ماهی تُن بالا رفته. همینطوری به همکارم گفتم انگار وضع مردم خوب شده دوباره ماهی تُن می‌خرند. گفت برای بمباران می‌خرند.»

از او می‌پرسم آیا از خریداران در این رابطه سوال کرده است؟ پاسخ می‌دهد: «من نپرسیدم ولی حتماً یه چیزی هست که اینطوری شده. نمی‌دانم برای بمباران است یا چیز دیگر؛ روزهای دیگر اینطوری نبود. خودم امروز می‌خواهم چند تا ببرم خانه. بد نیست توی خانه باشد. والا از این حکومت هیچی بعید نیست. شانس که نداریم؛ می‌بینی فردا دوباره چندتا کشتی را منفجر کردند و جنگ شد.»

■ خانمی مسن و خانه‌دار می‌گوید: «لعنت به پدر و مادر سپاه و آخوندها. هیچ کس از اینها خوشش نمی‌آید جز حقوق‌بگیرهای خودشان ولی جنگ راهش نیست. زمان جنگ ایران و عراق مگر ندید چه وضعیتی داشتیم. چقدر جوانها می‌میرند، چقدر مردم خانه‌ خراب می‌شوند. برگردیم به جنگ فقط گردن آخوندها را کلفت‌تر می‌کنیم. خود مردم باید یک کاری بکنند که از این وضعیت نجات پیدا کنیم.»

■ یک عکاس معتقد است «پرسش از مردم درباره جنگ کاری احمقانه است.» او چنین استدلال می‌کند که نظر مردم درباره جنگ اهمیت ندارد و تنها کسی که می‌تواند جنگ راه بیاندازد یا جلوی جنگ را بگیرد «خود خامنه‌ای است.»

■ یک خانم دانشجو تمایل دارد از تریبونی که به دست آورده برای صحبت با «آقای خامنه‌ای» استفاده کند. به او نمی‌گویم کارش نتیجه‌ای خواهد داشت یا خیر. گوش دادن به صحبتهایش را ترجیح می‌دهم: «آقای خامنه‌ای این درست نیست که ما مردم ایران به خاطر سخنرانی‌های شما عذاب بکشیم. مردم دیگر تحمل ندارند. هیچ کس در این کشور حال و حوصله ندارد. خانواده‌ها کمتر با هم حرف می‌زنند. مردم افسرده‌اند.

آقای خامنه‌ای من دانشجوی دانشگاه تهران هستم که به اندازه خودش معتبر است و افرادی که در آن قبول می‌شوند جزء افراد باهوش کشور هستند. یکی از همکلاسی‌های ما که معدل همه ترمهای او بالای ۱۷ بوده خانواده‌اش گفتند باید برگردد چون با اینکه در خوابگاه زندگی می‌کند هزینه ماهیانه او را ندارند که برایش بفرستند. آقای خامنه‌ای این دانشجو الان دارد با کارهایی که نمی‌خواهم بگویم خرج تحصیل خودش را در می‌آورد. اگر دختر خود شما بود راضی بودید؟ فرق این دختر با دختر شما چی هست که ایشون در کشور انگلیس با آقای حداد عادل خرید می‌کند ولی همکلاسی من شبها یک ساعت در حمام خودش را می‌شوید چون از خودش متنفر شده و بعید نیست کارش به خود کشی بکشد.

آقای خامنه‌ای اگر جنگ بشه مسئولش شما هستید چون اگر مذاکره کنید هیچ اتفاقی نمی‌افته. به خاطر چند تا موشک دارید با زندگی مردم بازی می‌کنید. حالا چی میشه مذاکره کنید؟ اگر مذاکره کنید شاید به توافق نرسید ولی حداقلش این است که می‌توانید جلوی جنگ را بگیرید.»

■ یک مادر ایرانی که به تنهایی سرپرستی کودکان خود را بر عهده دارد می‌گوید «از جنگ می‌ترسم چون وقتی برای طلاق گرفتن از شوهر معتادم می‌جنگیدم فهمیدم اگر در این کشور پول و پشتیبان نداشته باشی خیلی راحت می‌توانند حقّت را بخورند. وقتی از قاضی دادگاه خانواده تا یک کارمند ساده دادگستری به ما زن‌ها در ایران رحم نمی‌کنند و برای وظایف قانونی که باید انجام بدهند بیشرمانه‌ترین حرفها را به ما زنها می‌زنند چطور توقع داشته باشیم یک سرباز خارجی به حقوق ما احترام بگذارد.»

او می‌گوید اگر جنگ بشود جایی را ندارد که به آنجا پناه ببرد و نمی‌داند چطور باید در شرایط جنگ از کودکان خود مراقبت کند. او از دولت آمریکا «خواهش» می‌کند به ایران حمله نکند اما اگر حمله کرد به جای مردم ایران «اینها» را بکشد. «حداقل جوری نشود که اینها عفور بشوند.»

■ یک تراشکار حاشیه نشین با سه فرزند که یکی از دلایل مهم رضایت او به بمباران ایران توسط هواپیماهای آمریکایی نابودی خانه‌های مالکانی است که «خون مستاجران را می‌خورند» در مورد احتمال وقوع جنگ بین ایران و آمریکا می‌گوید: «راستش را بخوام بگم واسه من فرقی نداره. کار آدمیزاد نباید به اینجا بکشه که مال ما کشیده. حالا چند وقت؟ اگر می‌گفتند شش ماه صبر کنید _یعنی آخرش معلوم بود،_ ما حرفی نداشتیم ولی آخرش کجاست؟ آخر نداره. از زمان احمدی‌نژاد شروع شده همینجوری بدتر و بدتر تا رسیده به اینجا که همه چی از دست رفته. خوب آمریکا بزنه. بزنه تمامش کنه همه‌مون تکلیف خودمون را بدونیم راحت بشیم.

این از من. از نظر من بزنه بهتره تا اینطوری بره جلو. ولی ما نگران زن و بچه‌مون هستیم. پریشب خوابیدیم صبح گفتند هواپیماها روی هوا بوده که ترامپ گفته برگردید. خدا به همه‌مون رحم کرد. اگر زده بود یعنی الان توی جنگ بودیم. ترس ما جنگ نیست ما از این حکومت بیشتر می‌ترسیم. این حکومت به مردم رحم ندارد؛ از اجنبی بدتر است. آمریکا موشک‌ها را می‌زنه روی ساختمون دولت ولی اگر شلوغ شود اینها اسلحه را می‌گیرند روی مردم. رحم نمی‌کنند به کسی. این را از من داشته باش چند سال دیگر بگو یه آدمی بود، هیچ‌کاره بود ولی عقلش می‌رسید و اینجا را می‌دید. این حکومت به مردم رحم نمی‌کنه اگر مطمئن بشه کارش تمومه هرچی از مردم دستش برسه به آتش می‌بننده. مردم ایران بی‌غریت نیستند؛ از همین می‌ترسند که کاری نمی‌کنند.»

No responses yet

Jun 22 2019

گفت‌و گو با دو بسیجی: برای مقابله با شورش‌های شهری آموزش می‌بینیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,شورش

ایران وایر: شهروندخبرنگاران ایران‌وایر؛ رضا احمدیان و بابک طوفانی

دو عضو بسیج به «ایران‌وایر» گفته‎اند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از شورش‌های داخلی در سراسر ایران به اندازه حمله امریکا هراس دارد.
در این مصاحبه اختصاصی، دو بسیجی به شهروند خبرنگاران «ایران‌وایر» خبر داده‌‌اند که طی روزهای اخیر برای مقابله با جنگ شهری آموزش‌های ویژه دیده‌اند. این بسیجیان که نخواسته‎اند نام خودشان یا نام شهر آن‎ها فاش شود، از دو استان مختلف ایران هستند؛ یکی در جنوب و دیگری در شمال کشور.

در هر دو این استان‌ها، تظاهرات‎های گسترده‌ای علیه دولت ایران در دی ماه ۱۳۹۶ انجام شد. فرد بسیجی که از جنوب کشور با خبرنگار «ایران‌وایر» مصاحبه کرده، گفته است: «از زمان تظاهرات دی ۱۳۹۶، ما به طور منظم برای مقابله با شورش‌های شهری و مناطق مجاور آموزش نظامی می‌بینیم. اما طی چند روز اخیر ما حتی تمرینات بیش‌تری داشته‌ایم و از ما خواسته شده است برای حضور و مقابله با شورش‌گران در هر لحظه آماده باشیم.»

این عضو بسیج اضافه کرده است تا جایی که او اطلاع دارد، تمام پایگاه‌های بسیج سراسر کشور در حالت آماده باش هستند تا هر گونه تظاهراتی را در صورت وقوع حمله نظامی سرکوب کنند: «این آموزش‌ها شامل تماشا کردن ویدیوهایی از تظاهرات مختلف از سال‌های گذشته هستند به این منظور که یاد بگیریم چه گونه جلوی تظاهرات را گرفته و رهبران تجمعات را پیش از شروع، شناسایی و دستگیر کنیم.»
او گفته است:«یکی از وظایف اصلی ما این است که به کانال‌های تلگرامی گروه‌های مختلف در هر منطقه نفوذ کرده و حساب‌های کاربری اینستاگرام را زیر نظر بگیریم تا ببینیم فعال‌ترین افراد چه کسانی هستند و درباره چه بحث و گفت‌وگو می‌کنند.»

این عضو بسیج تاکید کرده است دلیل مصاحبه‌اش با «ایران‌وایر» این است که نمی‌خواهد در سرکوب خشونت‌آمیز مردم خود دست داشته باشد.

او دلیل پیوستن‌ خود به بسیج را بعضی مشکلات شخصی در گذشته‌اش عنوان کرده و اضافه کرده است که این مشکلات تنها از راه عضویت و همکاری با بسیج حل می‌شده‌اند.

سازمان بسیج مستضعفان بعد از انقلاب اسلامی تاسیس شد تا تمام شهروندان را در سراسر ایران با آموزش نظامی آشنا کند. هیچ آمار رسمی از تعداد اعضای این سازمان موجود نیست ولی «محمدرضا نقدی»، فرمانده پیشین بسیج در سال ۱۳۹۵ گفت که این سازمان بیش از ۲۵ میلیون عضو ثبت‌نام‌شده دارد.

عضو دیگر بسیج که اهل شمال ایران است اما داستان جذاب‌تری دارد. او یکی از تظاهرکنندگان تجمعات سال ۱۳۹۶ بود که دستگیر و زندانی شد. خودش گفته در سلولی کوچک همراه با ده‎ها زندانی دیگر نگه‌داری می‌شده و به طور مرتب کتک خورده و شکنجه شده است. او به اتهام‎های «به خطر انداختن امنیت ملی» و «شرکت در تجمعات غیرقانونی»، به هشت سال زندان محکوم شد.
این عضو بسیج گفته است تنها راه آزادی او از زندان به قید وثیقه، عضویت در بسیج و امضای نامه‌ای بوده است که در آن قول می‌داد با بسیج همکاری کند و به قول خودش، «خبرچین» محلی بسیج شود.

او افزوده است بسیاری از دیگر دوستان وی در محله نیز در موقعیتی مشابه قرار دارند: «ما باید دو بار در هفته در کلاس‌های عقیدتی سیاسی شرکت کنیم و اتفاقات محل و شهر را به فرمانده بسیج گزارش بدهیم.»

این بسیجی گفته است در حال حاضر در یکی از قرارگاه‌های محرومیت‌زدایی سپاه در یکی از محله‌های محروم کار می‎کند و به همراه سپاه به ساکنان منطقه در زمینه اسکان، نیازهای پزشکی، بهداشت و آموزش کمک می‎کند: «این تنها شغلی بود که توانستم پیدا کنم چون هر شغل دیگری سابقه کیفری من را چک می‌کند و به خاطر سابقه‌ بازداشت‌ و حکمی که داشته‎ام، رد می‌شوم.»

او هم‎چنین گفته است در هفته‎های اخیر از او و دوستانش خواسته‌ شده است که روزانه از اتفاقات جاری محله خود به فرمانده سپاه در منطقه گزارش دهند و تهدید شده‌اند که در صورت سرباز زدن از این کار، دوباره به زندان برگردانده می‌شوند یا حتی سرنوشت شوم‌تری خواهند داشت: «همین دو روز پیش فرمانده بسیج به ما گفت اگر امریکایی‌ها حمله کنند و ما در هر گونه تظاهراتی شرکت کنیم، در جا و به صورت صحرایی اعدام می‌شویم.»

به گفته این عضو بسیج در شمال ایران، فرمانده بسیج تاکید کرده است: «در دوران صلح، ما با شما به عنوان مجرم برخورد می‎کنیم و مثل حالا از رافت اسلامی بهره‌مند می‎شوید اما در دوران جنگ هر نوع تظاهراتی خیانت و کمک به دشمن است و شما مثل منافقین، سریع و در دادگاه صحرایی به اعدام محکوم می‌شوید.»

No responses yet

Jun 14 2019

افزایش درگیری‌ میان مردم بر سر حجاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

استان‌وایر: درخواست قوه قضائیه از نیرو‌های مذهبی برای گزارش «بدحجابی» و تهیه فیلم از «بدحجاب‌ها» منجر به بروز درگیری‌هایی در میان مردم ایران شده است.

تازه‌ترین این درگیری‌ها مربوط به درگیری دو زن در شهرستان «خمام» استان گیلان است.

حامد اسدالله‌زاده٬ امام جمعه «خمام» گفته در این درگیری یک «یک بانوی آمر به معروف» مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

اسد‌الله‌زاده افزوده «ضاربان این بانوی گیلانی افرادی بودند که با کشف حجاب کامل، در مقابل شهرداری خمام در حال رقصیدن بودند.»

به گفته وی این افراد «دارای سه خودرو بودند که از این میان دو خودرو بومی و یک خودرو مربوط به مسافران بود.»

این روحانی ادامه داده «زمانی که این بانوی مومنه به خانم‌های بی‌حجاب در حال رقص تذکر رسانی می‌دهد سه نفر از آن‌ها به وی حمله می‌کنند.»

اسدالله‌زاده افزوده «در ادامه٬ یکی دیگر از این خانم‌ها از پشت به این بانوی محجبه حمله کرده و او را به زمین می‌زند.»

درخواست #قوه_قضائیه از نیرو‌های مذهبی برای تهیه فیلم و گزارش از«بدحجاب‌ها» منجر به بروز درگیری‌هایی در میان مردم #ایران شده است. حامد اسدالله‌زاده٬ امام جمعه «#خمام» گفته در این درگیری یک «یک بانوی آمر به معروف» مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.#اخبار_ایرانhttps://t.co/qD5xXsVuRT pic.twitter.com/mqLhJ4TC1A

— ایران وایر (@iranwire) June 13, 2019

به گفته وی «یکی از مردان متخلف در این ماجرا نیز قصد حمله به این بانوی آمر به معروف را داشت که فرزند ۱۰ ساله این بانوی مومنه مانع اقدام او می‌شود.»

امام جمعه «خمام» افزوده که در حال حاضر افراد حاضر در یکی از خودرو‌های «متخلف» دستگیر شده‌اند.

چند روز پیش هم فیلمی از یک درگیری بر سر حجاب در تهران منتشر شده بود.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com
حجابخمامگیلان

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .