اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Nov 14 2024

ادامه واکنش ها به خودکشی کیانوش سنجری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,خیانت,سیاسی

پس از اینکه کیانوش سنجری خودکشی کرد عکس العمل هایی زیادی در جامعه ایجاد کرد و انگشت اتهام بسوی گروه هایی اشاره شد که نباید بی توجه به آنها بود. همگی آگاهیم که رژیم برای جلوگیری از ایجاد یک آلترنایو جایگزین جمهوری اسلامی دست به هر تلاشی می زند. یکی از کسانی که جریان خودکشی کیانوش انگشت اتهام به سوی او نشانه رفته امیر اعتمادی مشاور رضا پهلوی است

سیاوش بهمن در تویتی مدعی است که امیر اعتمادی وقتی کیانوش برای کمک با او تماس گرفته به او چنین رفتاری را داشته: او گفت که امیر اعتمادی به ایمیلش پاسخ داده و در این پاسخ، با لحنی توهین‌آمیز که کیانوش آن را “بنال” بازگو کرد.

عین تویت را در زیر مطالعه کنید

نمی‌خواستم مطلبی در این‌باره بنویسم، اما بازوی رژیم در خارج از کشور که نقش اصلی‌اش بازجویی از فعالان داخل ایران شده، مرا مجبور به واکنش کرده است.

فکر می‌کنم بیش از شش ماه پیش بود که کیانوش در توییتی اعلام کرد قصد فروش اکانت خود را دارد. با او تماس گرفتم و طی پنج نوبت چند ساعته…

— Siavosh Bahman (@SiavoshBahman) November 13, 2024

جهت اطمینان از در دست بودن تویت در آینده تصویر آنرا هم در زیر می بینید

https://twitter.com/VOAfarsi/status/1856769856026091673

No responses yet

Nov 14 2024

کیانوش سنجری خود را با پیامی در تویتر کشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

کیانوش سنجری در یک تویت دیشب در همین ساعت نوشته بود: اگر تا ساعت ۷ غروب امروز چهارشنبه ۲۳ آبان سال ۱۴۰۳ فاطمه سپهری، نسرین شاکرمی، توماج صالحی و آرشام رضایی از زندان آزاد نشوند و خبر آزادی‌شان در سایت خبری قوه قضاییه منتشر نشود، من در اعتراض به دیکتاتوری خامنه‌ای و شرکایش به زندگی‌ام پایان خواهم داد. شاید تلنگری باشد! پاینده ایران

او پس از این تویت امشب با انتشار دو تویت دیگر به زندگی خود پایان داد

۷ شب، پل حافظ، چهارسو pic.twitter.com/xBXjJ5gFpF

— Kianoosh Sanjari (@Sanjaribaf) November 13, 2024
تویت اول

الوعده وفا.

هیچ کس نباید به خاطر بیان عقایدش زندانی شود. اعتراض حق هر شهروند ایرانی‌ست.

زندگی من پس از این توییت به پایان خواهد رسید اما فراموش نکنیم که ما برای عشق به زندگی جان داده و می‌دهیم، و نه مرگ.

آرزومندم روزی ایرانیان بیدار و بر بردگی چیره شوند.

پاینده ایران

— Kianoosh Sanjari (@Sanjaribaf) November 13, 2024
تویت دوم

پس از این دو تویت خبر خودکشی او در بیشتر حسابهای کاربری آشنا در داخل ایران منعکش شد

عده ای قبل از این خودکشی اورا تحریک به خودکشی کردند که بعضی از آنها از اشخاص شناخته شده وابسته به رژیم هستند و حسین رونقی که مدعی شده بود از دیروز برای نجات او سعی کرده ولی اینها به نظر نگارند دروغی بیش نیست و به گمان من که او بوسیله امنیتی های رژیم یا مستقیم کشته شده یا اورا در شرایط بر دروحی تحریک کردن تا دست به خودکشی بزند که در هر دو حالت مسئولیت مرگ او به گرذن رژیم و اوباش اوست

هولی دگرس و سیامک آرام هر دو اعضای تیم امنیتی جواد ظریف هستند و کار اطلاعاتی می کنند. به نایاک هم بسیار نزدیک هستند. اینها این اخبار را از کجا دارند ؟ برای مطمئن شدن از اینکه جمهوری اسلامی مسوول قتل کیانوش سنجری ست اکانت های تیم سه فاسد را دنبال کنید. #کیانوش‌سنجری #سه_فاسد pic.twitter.com/mqdhYp3SDE

— אַמִיץ – ئازا (@Delvan_Alireza1) November 13, 2024

حسین رونقی ملکی امنیتی رژیم هم مدعی است از دیروز برای جلوگیری از خودکشی او فعالیت کرده با این حال پاسخی به سوئل های دیگران نمی دهد که از او پرسیدند چرا برای جلوگیری از خودکشی او را با

No responses yet

Nov 12 2024

واکنش‌‌‌ها به «جیره‌بندی برق»: حکومت دنبال تولید بیت‌کوین است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

صدای آمریکا: برنامه دولت جمهوری اسلامی تحت عنوان «خاموشی‌های برنامه‌ریزی شده» واکنش‌های گسترده‌ای را میان کاربران در رسانه‌های اجتماعی به دنبال داشته است. برخی کاربران آن را «جیره‌بندی برق» توصیف کرده‌اند و شماری از شهروندان نیز گفته‌اند جلوگیری از مازوت‌سوزی بهانه است و برق برای استخراج رمزارز استفاده می‌شود و نباید خاموشی سراسری ناشی از فساد و بی‌کفایتی را با سکوت پذیرفت.

شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی روز دوشنبه ۲۱ آبان در واکنش به جیره‌بندی برق که دولت جمهوری اسلامی آن را «آغاز خاموشی‌های برنامه‌ریزی شده» نامیده است، تأکید می‌کنند که این خاموشی‌ها به دنبال بالا رفتن قیمت بیت‌کوین و به قصد صرف برق برای راه‌اندازی و بهره‌برداری از مزرعه‌های ماینر رمزارز است.

قیمت ارز دیجیتال بیت‌کوین در زمان تنظیم این گزارش از مرز ۸۶ هزار دلار گذشته است و به گفته برخی ناظران، روند رشد بهای این رمزارز برای برای دولت جمهوری اسلامی توجیه اقتصادی دارد و از این رو، با جیره‌بندی برق مصرفی شهروندان به بهانه حفظ سلامت و جلوگیری از مازوت‌سوزی، برق را صرف استخراج بیت‌کوین می‌کنند.

برخی شهروندان نیز «سه فصل خاموشی در دوره هشت ساله روحانی» به دلیل کم‌آبی و از کار افتادن نیروگاه‌های آبی در تابستان ۹۷، کمبود گاز و شیوع کرونا در زمستان ۹۹، و گران شدن بیت‌کوین و به صرفه شدن ماینرها در تابستان ۱۴۰۰ را یادآوری کرده‌اند.

مردم عزیز یادتان هست در ۸ سال دولت روحانی در فصل تابستان برق نداشتید؟
با پزشکیان در زمستان هم برق نخواهید داشت!
😊😇#برق

— k_mousavi🟩☫🟥 (@komiser_m) November 9, 2024

چند کاربر هم با استفاده از عبارت «جیره‌بندی» گفته‌اند که حکومت «برق نداشته» را جیره‌بندی کرده است.

در همین حال سعید قاسمی‌نژاد، اقتصاددان و پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس با طرح این پرسش که «آیا باید خاموشی سراسری را با سکوت پذیرفت؟»، تأکید کرد که :خاموشی‌های گسترده و برنامه‌ریزی‌شده نمونه دیگری از فساد و بی‌کفایتی نظام جمهوری اسلامی است.»

او گفت: «جدای از بحران‌های ساختاری و بلندمدت در بخش انرژی،‌ مشخص است که به دلایلی،‌ برخی معلوم و بخشی نامعلوم، دولت رئیسی و پوزیده (پزشکیان) به تأمین و ذخیره گاز و گازوئیل برای نیروگاه‌ها نپرداخته‌اند.»

آقای قاسمی‌نژاد با بیان این که دولت پزشکیان سیاست «از آب کره گرفتن را در پیش گرفته» و «با طلب‌کاری به مردم می‌گوید این خاموشی‌ها برای سلامتی‌تان خوب است»، تنها نتیجه تداوم جمهوری اسلامی را «نکبت و فلاکت و نابودی» دانست.

شهریار شمس، فعال مدنی در ایران، در واکنش به جیره‌بندی برق و اعلام جدول خاموشی‌ها به بهانه جلوگیری از سوزاندن مازوت در نیروگاه‌ها گفت: «تا قیمت بیت‌کوین بالا رفت، دغدغه سلامتی‌مان را پیدا کردند و به بهانه مازوت‌سوزی و سرطان، برق را قطع می‌کنند!»

https://twitter.com/shahriyar_shams/status/1855927910449701162

سیروس پارسا، فعال سیاسی نیز با تأکید بر این که «ایران در فصل سرما در خاموشی جهل اشغالگران حاکم فرو می‌رود»، افزود: «حکومت از تأمین برق مصرفی مورد نیاز مردم ناتوان است، چرا که باید برق مزارع بیت‌کوین اربابان چینی و روس‌اش را تأمین کند.»

او همچنین گفت که در این حال آن دسته از افرادی که به عنوان «ملی‌گرای مجاز» تعریف می‌شوند، «از نگرانی بابت حمله اسرائیل به زیرساخت‌های تأمین انرژی کشور ناله سر می‌داد!»

ایران در فصل سرما ،در خاموشی جهل اشغالگران حاکم فرو می‌رود، حکومت از تامین برق مصرفی مورد نیاز مردم ناتوان است چرا که باید برق مزارع بیتکوین اربابان چینی و روس‌اش را تامین کند؛ #ملی‌گرایی_مجاز اما از نگرانی بابت حمله‌ی اسرائیل به زیرساخت‌های تامین انرژی کشور ناله سر می‌داد! pic.twitter.com/E06Rs6m491

— سیروس پارسا (@atheistcyrus) November 10, 2024

مصطفی نصر اصفهانی، کارشناس اقتصادی، نیز در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در حالی که هزینه نهایی استخراج بیت کوین با قیمت فعلی برق خانگی در ایران زیر ۲۰۰ میلیون تومان در هر واحد می‌شود، قیمت آن ۷۶ هزار دلار (بیش از ۵ میلیارد تومان) است.»

به گفته این کارشناس اقتصادی، «این سود هنگفت غیر قابل چشم‌پوشی است، تا جایی که کسانی در زیرزمین سازمان بورس هم ماینر نصب کردند» و در این وضعیت «کمبود برق طبیعی است.»

در حالی که هزینه نهایی استخراج بیت کوین با قیمت فعلی برق خانگی در ایران زیر ۲۰۰ میلیون تومان در هر واحد می‌شود، قیمت آن ۷۶۰۰۰ دلار (بیش از ۵ میلیارد تومان) است.
این سود هنگفت غیر قابل چشم‌پوشی است!
تا جایی‌که کسانی در زیرزمین سازمان بورس هم ماینر نصب کردند!

کمبود برق طبیعی است.

— Mostafa Nasr Esfahani (@DrMustafaNasr) November 9, 2024

شماری از شهروندان نیز در رسانه‌های اجتماعی اعلام کرده‌اند که برق خانه‌هایشان خارج از جیره‌بندی اعلام شده توسط دولت قطع شده است.

از جمله، مرجان زهرایی، روزنامه‌نگار نوشت: «برق ما در منطقه ۷ تهران از ساعت ۹ صبح قطع شده است. منطقه و محله ما در جدول خاموشی که دیروز منتشر شد، نبود. پیامکی هم دریافت نکردیم.»

برق ما در منطقه ۷ تهران از ساعت ۹ صبح قطع شده‌است. منطقه و محله ما در جدول خاموشی که دیروز منتشر شد، نبود. پیامکی هم دریافت نکردیم. لیست خاموشی جدیدی برای مناطق تهران منتشر شده که این خاموشی را اطلاع‌رسانی کند؟ #قطعی_برق

— Marjan Zahranee (@marjanzahranee) November 11, 2024

برخی شهروندان هم تأکید کرده‌اند که هرچند ممکن است مقامات جمهوری اسلامی «چند روز شاید مازوت نسوزانند»، اما «بعدش که خاموشی را جا انداختند، هم مازوت‌سوزی خواهد بود و هم قطع برق.»

یکی از کاربران در این خصوص گفته که مقامات جمهوری اسلامی «حتی یک درصد هم امکان ندارد فکر مردم باشند.»

No responses yet

Nov 03 2024

بازداشت یک دانشجوی علوم تحقیقات به‌دنبال «برهنه شدن»؛ عفو بین‌الملل خواهان آزادی فوری او شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,امنیتی,بدون دسته بندی,حجاب,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

رادیوفردا: در پی انتشار اخباری از بازداشت دختر دانشجویی که به نشانه اعتراض به خشونت حراست دانشگاه آزاد در رابطه با حجاب اجباری، «برهنه» شده بود، عفو بین‌الملل خواهان آزادی فوری او شد. عفو بین‌الملل شامگاه شنبه ۱۲ آبان با انتشار پیامی در شبکه ایکس اعلام کرد: «مقام‌های ایران باید فوراً و بدون قید و شرط دانشجویی را که در اعتراض به اجرای نادرست حجاب اجباری توسط حراست دانشگاه آزاد، با خشونت بازداشت شده است را آزاد کنند».

روز شنبه ویدئویی از یک دانشجوی دختر دانشگاه علوم تحقیقات تهران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که گفته می‌شود در پی آزار و اذیت ماموران حراست، لباس‌های خود را از تن درآورده و در محیط دانشگاه نشسته است.

ویدئویی که گفته می‌شود مربوط به یک دانشجوی #دختر دانشگاه #علوم_تحقیقات تهران است و در پی آزار و اذیت ماموران #حراست لباس‌های خود را از تن درآورده و در محیط دانشگاه نشسته است، در شبکه‌های اجتماعی پر بازدید شده است.
در پی انتشار این ویدئو خبرنامه امیرکبیر روز شنبه ۱۲ آبان از ضرب و… pic.twitter.com/fExpK57xrL

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) November 2, 2024

در پی انتشار این ویدئو، خبرنامه امیرکبیر از ضرب‌وشتم و ربوده شدن این دانشجوی دختر به‌دلیل عدم رعایت حجاب اجباری، از سوی حراست دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران، خبر داد.

بنا بر گزارش‌ها، «اقدام ماموران حراست در پاره کردن لباس‌های این دختر دانشجو که مقنعه به سر نداشته است، موجب شد که او تمام لباس‌های خود را از تن درآورد».

براساس برخی گزارش‌ها، این دختر توسط «اطلاعات سپاه» دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

عفو بین‌الملل در بیانیه خود گفته است: «مقام‌های جمهوری اسلامی همچنین باید از او در برابر شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها در زمان بازداشت محافظت کنند و دسترسی او به خانواده و وکیل را تضمین کنند».

این بیانیه می‌افزاید: «اتهامات ضرب‌وشتم و خشونت جنسی علیه او در حین بازداشت نیاز به تحقیقات مستقل و بی‌طرف دارد و مسئولین باید پاسخگو باشند».

امیر محجوب، مدیرکل روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی، در واکنش به انتشار اخبار و تصاویر مربوط به این دانشجو و بازداشت او گفت که این دانشجو به «کلانتری» منتقل شد و همچنین مدعی شد که او «تحت فشار روحی شدید و دارای اختلالات روانی» است.

روزنامه فرهیختگان، وابسته به دانشگاه آزاد، نیز به نقل از آنچه «منابع رسمی و غیررسمی» نامید، ادعا کرد این دانشجو «اختلالات روانی و روحی شدید» دارد و در ادامه خبر داد که او «پس از تحویل به کلانتری توسط عوامل حراست دانشگاه، اکنون در یکی از بیمارستان‌های بیماران روانی بستری است».

این نخستین بار نیست که مقام‌ها و رسانه‌های وابسته به جمهوری اسلامی مخالفان و معترضان به حکومت را به مواردی مانند «اختلال روانی» متهم و آن‌ها را به شکل اجباری و قهری در مراکز درمانی بستری می‌کنند.

نیروهای انتظامی و امنیتی ایران از شهریور سال ۱۴۰۱ و در پی جان باختن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد که باعث آغاز اعتراض‌های بی‌سابقه و گسترده و در ادامه نافرمانی زنان و دختران ایرانی از رعایت حجاب اجباری شد، سرکوب و برخورد با آنان را تشدید کرده‌اند.

برخورد با زنان و دختران ایران به جرم عدم رعایت حجاب اجباری در حالی است که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، چه در دوران مبارزات انتخابات و چه در نخستین کنفرانس خبری خود در دوران ریاست‌جمهوری‌اش، وعده‌هایی داده بود.

او از جمله گفته بود: «با هرگونه زورگویی یا برخورد خشن با هر انسانی، چه رسد به زن مخالفم».

او در یکی از مناظره‌های انتخاباتی درباره حجاب اجباری گفت: «با قانون رفتار عوض نمی‌شود؛ همان‌طور که قبلا نتوانستند به زور حجاب را از سر زنان ایران بردارند، ما هم با زور نخواهیم توانست حجاب بر سرشان بنشانیم».

آقای پزشکیان البته در دوران مبارزات انتخاباتی مواضع متناقضی در زمینۀ حجاب اجباری اتخاذ می‌کرد. او از یک‌سو به برخورد گشت ارشاد با زنان و به‌ویژه جان باختن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد اعتراض داشت و از سوی دیگر تأکید می‌کرد زنان و دختران باید از سوی مردان جامعه و نهادهایی مثل روحانیت و مساجد و صداوسیما «تربیت شوند».

او همچنین در یک سخنرانی انتخاباتی برخوردهای پلیس برای اعمال حجاب اجباری با عنوان «طرح نور» را به «سیاهی» تشبیه کرد.

بعد از پیروزی او و معرفی کابینه‌اش نیز محمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق ایران، خواستار حمایت از رئیس‌جمهور جدید شد و گفت وقتی پزشکیان «می‌گوید طرح نور طرح سياهى است، طبعاً جلوى آن خواهد ایستاد».

چند هفته بعد، مسعود پزشکیان در نخستین کنفرانس خبری خود وقتی در برابر صحبت‌های خبرنگار ماهنامه اندیشه پویا قرار گرفت که از حضور گشت‌های ارشاد در خیابان‌ها انتقاد کرد و اعلام کرد:‌ «من برای اینکه به اینجا برسم بسیار میان‌بر و کوچه پس‌کوچه رفتم که گیر گشت ارشاد نیافتم»، در واکنش به این جمله خندید و گفت: «باز هم اذیت می‌کنند؟ چون قرار نبود اذیت کنند. باز پیگیری می‌کنیم اذیت نکنند».

No responses yet

Oct 25 2024

نرخ ۳۰ درصدی فقر تثبیت شد؛ یک‌سوم ایرانی‌ها محروم از تأمین نیازها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,فقر

افزایش شاخص «شکاف فقر» در ایران به این معنی است که شانس خروج از بازهٔ فقر برای فقرا کاهش یافته است

رادیوفردا: گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد باتوجه به تثبیت نرخِ بیش از ۳۰.۱ درصدی فقر در ایران، یک‌سومِ شهروندان کشور قادر به تأمین نیازهای اساسی خود نیستند.

بر اساس این گزارش، نرخ فقر در ایران در سال ۱۴۰۲ به رقم ۳۰.۱ درصد جمعیت ایران رسیده و برآوردهای مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد این نرخ در سال ۱۴۰۳ نیز همچنان در سطح فعلی باقی می‌ماند.

نرخ فقر در ایران از سال ۱۳۹۷ افزایش چشمگیری داشته و از سال ۱۳۹۸ به ۳۱ درصد رسید. نگاهی به تحولات نرخ فقر در پنج سال گذشته نشان می‌دهد که این نرخ تنها در سال ۱۴۰۱ آن هم با اختلاف ۰.۳ واحد درصدی، کمتر از ۳۰ درصد بوده است.

کارشناسان می‌گویند به‌دلیل ثبات نسبی نرخ فقر در ایران طی چند سال، می‌توان گفت نرخ ۳۰ درصدی فقر در کشور تثبیت شده است.

تثبیت شدن نرخ فقر به این معنا است که درصد جمعیتی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند، ثابت باقی می‌ماند و تغییری در شرایط زندگی آن‌ها دست‌کم در کوتاه‌مدت رخ نخواهد داد.

بر اساس تازه‌ترین بررسی‌های انتشاریافتهٔ مرکز پژوهش‌های مجلس، شکاف فقر (شرایط درآمدی فقرا نسبت به نرخ فقر) نیز در ایران نیز به عدد ۰.۲۸ رسیده است.

این شاخص که به اندازه‌گیری فاصله درآمدی فقرا تا خط فقر به دست می‌آید، توضیح می‌دهد که شانس خروج از بازه فقر برای فقرا افزایش یا کاهش یافته است. در واقع هرچقدر شکاف نرخ فقر افزایش یابد، فقرا شانس کمتری برای رهایی از فقر خواهند داشت.

این آمار نشان می‌دهد با وجود آنکه رشد اقتصادی یکی از اصلی‌ترین پادزهر‌های رشد فقر در یک اقتصاد است، نرخ فقر در ایران در حالی افزایش یافته که اقتصاد کشور در سال ۱۴۰۲ رشد ۴.۵ درصدی را تجربه کرده است.

نگاهی به شاخص‌های فقر نشان می‌دهد شکاف فقر از ۰.۲۸ در سال ۱۴۰۱ به رقم ۰.۲۷ در سال ۱۴۰۲ رسیده است. به عبارت دیگر در سال ۱۴۰۱ فقرا به طور متوسط حدود ۷۲ درصد خط فقر درآمد داشته‌اند اما در سال ۱۴۰۲ این رقم به ۷۳ درصد رسیده است.

در واقع با معیار خط فقر سال ۱۴۰۲ فقرا درآمد بیشتری نسبت به سال ۱۴۰۱ داشته‌اند، اما این افزایش درآمد جزئی بوده و برای خروج از فقر و کاهش نرخ فقر کافی نبوده است.

علل گسترش ریشه‌های فقر در ایران

کارشناسان معتقدند مهم‌ترین ریشه‌های گسترش فقر در ایران نابسامانی اقتصاد کلان و تورم‌های بالا و مزمن است.

آمارها حاکی است در یک دهه گذشته به دلیل تداوم وجود تورم‌های بالا، قدرت اقتصادی مردم هر سال به میزان چشمگیری کاهش یافته و موجب شده جمعیت فقرا افزایش یابد.

دلیل اصلی افزایش نرخ فقر در ایران، علیرغم رشد اقتصادی، سهم بالای نفت از رشد اقتصادی و به عبارت دیگر فراگیر نبودن رشد اقتصادی در ایران است.

به زبان دیگر، رشد اقتصادی در سال ۱۴۰۲ در ایران، فراگیر نبوده و دهک‌های پایین‌درآمدی از این رشد بهره‌مند نشده‌اند.

بر اساس آمارهای بانک مرکزی رشد اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۲ با احتساب نفت معادل ۴.۵ درصد و بدون احتساب نفت ۳.۶ درصد بوده است.

بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس دربارهٔ افزایش نرخ فقر در ایران، سیاست‌های حمایتی دولت در سال‌های گذشته موفق نبوده و هزینهٔ عمل به تعهدات یارانه‌ای تنها به بار بزرگی بر روی دوش بودجه تبدیل شده است.

این مرکز با بررسی آخرین تحولات اقتصاد ایران تأکید کرده که سیاستگذار باید از بی‌عملی و به تأخیر انداختن دوری کند و سیاست‌های اصلاحات تدریجی را برای حل بخشی از ناترازی‌های موجود در پیش گیرد.

مرکز پژوهش‌های مجلس تأکید کرده که برای ناترازی انرژی، ناترازی بانکی، کسری بودجه و سیاست‌های تثبیت قیمتی باید راه‌حل‌های متناسب اتخاذ کرد.

بانک جهانی در سال ۲۰۱۸ اعلام کرده بود که حدود ۴۲۰ هزار نفر از مردم ایران، زیر خط فقر مطلق قرار دارند. همچنین بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در سال ۹۷، بین ۲۳ تا ۴۰ درصد از کل جمعیت ایران زیر خط فقر به‌سر می‌برند.

No responses yet

Sep 16 2024

روایت یک رسانه امنیتی از افزایش فقر شاغلان؛ گسترش فقر در ایران 

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,فساد,فقر

صدای آمریکا: یک خبرگزاری وابسته به نهاد‌های امنیتی با مرور رخدادهای اقتصادی در دو دهه اخیر اعلام کرده است که افزایش فقر از سال ۱۳۹۷ به بعد شتاب بیشتری به خود گرفته و شاهد افزایش آمار فقر افراد شاغل هستیم. خبرگزاری تسنیم در این گزارش تاکید کرده که شرایط اقتصاد به گونه‌ای است که نیروی کار به‌عنوان موتور مولد کشور، قید کارگری را زده و سراغ شغل‌های دیگر می‌رود که بسیاری از آنها مشاغل کاذب است، این زنگ خطر را که سرآغاز شروع گسترش فقر در کشور است، بارها فعالان کارگری به صدا در آورده‌اند.

تسنیم به نقل از زهرا کاویانی، عضو هیئت علمی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی نیز نوشته است: «از سال ۱۳۸۵ به بعد به‌مرور نرخ فقر دارای روند صعودی می‌شود و در سال ۱۳۹۰ به حدود ۲۰ درصد می‌رسد.»

به گفته کاویانی خط فقر بر اساس آخرین محاسبات انجام‌شده، عدد برآوردی خط فقر یک خانوار ۳ نفره در شهر تهران در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۰ میلیون تومان است. رقمی که تسنیم آن را با حداقل دستمزد کارگران در سال ۱۴۰۳ یعنی ۱۱ میلیون و ۱۰۷هزار تومان مقایسه کرده و نوشته تلاش برای کاهش نرخ فقر بی نتیجه بوده است.

احمد میدری، وزیر کار دولت نیز در این رابطه گفته کسانی که فقر مطلق دارند شاغل‌اند، اما درآمدشان کفاف نمی‌دهد.

زهرا کاویانی همچنین در یک نشست پژوهشی پیرامون فقر گفته بود که «احتمال خروج از فقر کاهش پیدا کرده، یعنی با کاهش پویایی فقر مواجه بودیم. اتفاقی که در چهار سال اخیر افتاده، این است که حدود ۵۰ درصد فقرا سه سال مداوم زیر خط فقر بوده‌اند.»

به گفته کاویانی خانواری که زیر خط فقر است، از هزینه‌هایش مثلا هزینه‌های کودکش می‌کاهد و سال بعد جبران می‌کند، اما خانواری که چند سال پیاپی زیر خط فقر است، ممکن است تصمیم بگیرد فرزندش ترک تحصیل کند یا کودک کار شود که در نهایت این منجر به فقر بین نسلی می‌شود.

فرشاد اسماعیلی، حقوق‌دان و کارشناس سازمان تامین اجتماعی نیز از زنانه شدن فقر در جامعه خبر داده و گفته بالای ۵۰ درصد زنان سرپرست خانوار در دهک اول و دوم هستند که ۷۵ درصد آنها یک تا سه نفر را تکفل می‌کنند و ۷۰ درصد آنها هیچگونه فعالیت اجتماعی ندارند.

روزنامه شرق نیز در شماره روز یکشنبه ۲۵ شهریور ماه نوشته بود که «تداوم روند فقر درآمدی نه‌تنها به‌ خودی‌ خود آسیب‌زاست و پیامدهای اجتماعی دارد، بلکه در جنبه فقر چندبعدی سرریز می‌کند و کودک بازمانده از تحصیل را فقیر آینده‌ خواهد کرد.»

شرق در گزارش خود تاکید کرده بود «چرخه فقر را تعمیق می‌کند و فقر بین‌نسلی به وجود می‌آورد؛ بنابراین پیش‌بینی می‌شود با تداوم وضعیت در آینده شاهد آمار بیشتری از فقرا و علاوه بر آن، وخامت وضعیت رفاهی آنان خواهیم بود.»

No responses yet

Sep 15 2024

دومین سالگرد مهسا؛ زنانی که می‌خواهند آزاد باشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

توضیح تصویر، زنی در پارک پرواز غرب تهران بدون حجاب اجباری

بی‌بی‌سی: «پاشو بیا اینجا. فقط خفه‌شو. اینا چهار نفر هستند با اسلحه. ماشین رو نگه داشتند.»

«مادرم پای تلفن بود، زنی ۶۸ ساله با موی سفید. چند ساعت پیش که از خانه بیرون رفت، آرایش داشت٬ با ناخن‌های لاک زده و کفش پاشنه‌دار. مادرم بعد از مهسا امینی دیگر رسما روسری سرش نمی‌کند. می‌گوید طبق اسلام بر زن یائسه و موی سفید من حجاب واجب نیست. اما صدایش آن روز پای تلفن به من خطر را منتقل کرد. منی که بعد از جنبش زن٬ زندگی٬ آزادی همه روسری‌هایم را دور ریخته بودم و می‌گفتم بر اعتقادم در هر شرایطی می‌ایستم.»

«آن لحظه فقط به مادرم فکر کردم. پدرم چند سال پیش فوت کرده و جز من کسی را ندارد. پیش مادرم رفتم. ماشین به دلیل نداشتن حجاب توسط چهار مرد موتورسوار با اسلحه توقیف شده بود. نیروی انتظامی نبودند، اما اسلحه آنها من را به سکوت وادار کرد. ماشین جریمه شد. یک هفته در پارکینگ توقیف ماند و از آن پس من روسری حریر کوچکی در کیفم به همراه دارم. ولی مادرم و خاله‌هایم همچنان بر همان رویه خودشان ماندند.»

این روایت دو سال گذشته زندگی‌ سارا، ۳۸ ساله از تهران با پوشش دلخواه‌اش است که با ما در میان گذاشته است. لحن سارا وقتی داستانش را تعریف می‌کرد٬‌ محکم و صریح بود: «هیچ‌کس نمی‌تواند برای دیگری تعیین تکلیف کند و حق آزادی انتخاب را بگیرد. این موضوع شامل نوع پوشش هم می‌شود که به نظرم از حقوق اولیه انسان‌هاست.»

سارا کریمی٬‌ مهاباد:

به یاد دارم زمانی که اگر حتی دکمه آخر مانتو بسته نمی‌شد یا اگر تا بالای زانو نمی‌آمد بی‌حیایی بود، اما الان نه تنها مانتو بی‌معنی شده، پیرهن و روپوش‌هایی که دکمه‌هایش بسته نمی‌شود و بالای باسن است، جایش را گرفته است

ساناز از مشهد:
مشهد فضای بسته‌ای برای حجاب داشت. بعد از جنبش مهسا در سال ۱۴۰۱ کم‌کم دختران بدون حجاب بیرون آمدند. این‌جا گشت ارشاد ندارد، اما مردم خودشان گشت ارشاد هستند. البته محله به محله متفاوت است. در خیابان‌هایی مثل وکیل آباد، احمدآباد و هاشمیه زنان آزادتر می‌گردند. اما در جاهایی مثل اطراف حرم و بلوار فردوسی به دلیل بافت مذهبی کم‌تر کسی بدون حجاب راه می‌رود.

شادی از کرج:
گذشته از تذکرات گشت ارشاد برای پوشش و حجاب، خیلی از مواقع توی تاکسی، کافه یا رستوران پرسنل و آدمهای عادی بهم تذکر حجاب میدن که خیلی آزاردهنده است. الان همه چیز از قبل از خیزش مهسا بدتر شده، چون من طعم یه آزادی تقریبی رو توی این مملکت چشیدم ولی مجبورم به اجبار تن بدم. اکثر مواقع وقتی بیرون میرم مردم تو خیابون بهم هشدار میدن که جلوتر گشت ارشاد ایستاده.

لیلا از قم:
حجاب انتخابی شده یعنی طیف وسیعی از زنان از انواع پوشش برای حجاب استفاده می کنند . قبلا بیشتر چادر بود اینجا اما حالا شاهد استفاده از سایر پوشش‌ها هم به طرز چشمگیری هستم. من خودم قبلا بیشتر چادری بودم ولی حالا از مانتو و روسری برای بیرون رفتن استفاده می‌کنم و احساس می‌کنم حال بهتری دارم و خوشحال ترم.

روژین از سنندج:
زن‌ها قبل از بیرون رفتن از خانه، خودشان را برای سناریوهای مختلفی که پیش‌رو دارند آماده می‌کنند، مخصوصا زمانی که طرح‌هایی مانند «نور» به اجرا گذاشته شد. وقتی احتمال می‌دادیم که شاید بازداشت شویم موبایل‌هایمان را پاک‌سازی می‌کردیم، داروهای واجبی که اگر نیاز بود بخورم همراهمان می‌بردیم و کارهایی از این دست.

مرجان از کرمانشاه:
یکی از مشکلات ما این است که هم باید با حکومت بجنگیم و هم با خانواده سنتی. در خانه پدر و برادر و شوهر و در خیابان گشت ارشاد و آمرین معروف. خیلی سخت است که در خانه هم امنیت نداشته باشی و مجبور باشی که خودت را سانسور کنی و خودت نباشی. من این زیست دوگانه را دارم. لباس‌هایی که من در تهران و کرج می‌پوشم را در کرمانشاه نمی‌پوشم.

مریم از بندرعباس :

سخت‌تر شدن شرایط برای رستوران‌ها را درک می‌کنم و برای اینکه کم‌تر تذکر حجاب در رستوران بگیرم و باعث پلمب آنجا نشوم٬ با دوستانم بیشتر سفارش بیرون‌بر می‌دهیم و کمتر بیرون می‌رویم.

رژنا از چابهار:

در پوشش زنان تغییرات زیادی به وجود آمده برای مثال تعداد زنانی که رو بند میزنند کمتر شده و تعداد افرادی که چادرهای نازک می‌پوشند و موهایشان را رها می‌کنند بسیار افزایش پیدا کرده و جامعه هم این مورد را به نوعی پذیرفته است.

مینا از تهران:

آلاله دخترم از ۹ سالگی نماز می‌خوانده و کسی یک تار موی او را ندیده بود، اما به یک‌باره در خانواده «کودتا» کرد و همه چیز برعکس شد. «اولش من به عنوان مادرش که حجاب دارم ناراحت شدم ولی کم‌کم رفتار و انتخابش را پذیرفتم. مادربزرگش هنوز به آلاله ایراد می‌گیرد ولی او دیگر حجاب ندارد و یک تنه جلوی کل خانواده ایستاده. راستش را بخواهید من از شجاعتش خوشم می‌آید.»

ما با ۱۸ زن از جمله از تهران تا بندرعباس، کردستان تا بلوچستان و مشهد صحبت کردیم تا ببینیم پوشش آنها در دو سال گذشته چه تغییری کرده است. تاثیر پوششی که انتخاب کرده‌اند بر زندگی روزانه‌ آنها چه بوده است؟ چه فشارهایی بر آنها وارد شده است؟ و واکنش حکومت و جامعه چه بوده است؟

برای حفظ هویت زنانی که با ما مصاحبه کردند، از اسامی مستعار در گزارش استفاده شده است.

همه این زن‌ها یک حرف مشترک دارند: «وضعیت حجاب به قبل برنمی‌گردد».

بسیاری از زنانی که ما با آنها صحبت کردیم به هم‌دلی شهروندان وقتی آنها را بدون «حجاب اجباری» می‌بینند و تغییر مسیر رفت و آمد برای روبه‌رو نشدن با گشت ارشاد اشاره کردند. این روایت‌ها از تغییر سبک زندگی بسیاری از زنان و مقاومت روزانه و جاری آنها در همه عرصه‌های عمومی حکایت دارد.

طبیعتا این گزارش صرفا مشاهدات و تجربیات این افراد را بازگو می‌کند و بازتاب‌دهنده همه جامعه ایران نیست ولی تصاویر و روایت‌های دیگری هم که از ایران به دست می‌رسد عموما حکایت از جابجایی جدی خطوط قرمز حاکمیت در ایران در مورد نوع پوشش مورد پذیرش‌اش دارد.

در میانه اعتراضات زن، زندگی، آزادی، ستاد امر به معروف و نهی از منکر، از پایان «مأموریت گشت‌های امنیت اخلاقی و اجتماعی» خبر داد، اما دیری نپایید که برخلاف انتظارها، قوه قضائیه لایحه «عفاف و حجاب» را تهیه کرد و به دولت ابراهیم رئیسی فرستاد. لایحه‌ای که به سرعت از طرف دولت به مجلس رفت و برای اجرای آزمایشی سه ساله تصویب شد، اما اجرای طرح به دلیل ایرادات شورای نگهبان، فعلا به تعویق افتاده است.

در این میان نیروی انتظامی ایران از ۲۵ فروردین ۱۴۰۳، طرحی به نام «نور» را برای برخورد با زنانی که حجاب اجباری را رعایت نمی‌کنند، در سطح خیابان‌ها به اجرا درآورد. این بار ون‌های سفید بدون آرم گشت ارشاد با مامورانی که می‌خواستند زنان را آنطور که بعضی از مردم توصیف می‌کنند «به زور به بهشت ببرند»، وحشت را به خیابان‌ها برگرداندند.

به قول آوا ۳۹ ساله از تهران حکومت حاضر نیست عقب‌نشینی کند، اما زنان هم مصمم‌تر هستند: «هزینه‌های زیادی دادیم به همین خاطر به عقب برنمی‌گردیم.»

سارا پشت فرمان نشسته و رانندگی می‌کند: «با خودت عهد بسته‌ای که چیزی به‌ نام روسری دیگر سرت نخواهی کرد تا اینکه برای تو هم روی موبایلت پیامک جریمه می‌آید. این زمانی است که فشارها را احساس می‌کنی. چند بار باید جلوی مردهای این سیستم بروی و از خودت دفاع کنی؟»

سارا، زن ۳۸ ساله‌ در تهران با صدایی محکم این جمله‌ها را می‌گوید تا اینکه لحنش کمی تغییر می‌کند و می‌گوید٬ «بالاخره ماشین من را هم گرفتند.»

ادامه متن: بی‌بی‌سی

No responses yet

Sep 12 2024

واکنش‌ها به نامه فائزه هاشمی؛ از «صدای بی‌صدایان» تا «همدست زندانبان»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,سیاسی

بی‌بی‌سی: انتشار نامه فائزه هاشمی از زندان اوین واکنش‌های زیادی داشته است، نامه‌ای که برخی از زندانیان بند زنان را به ایجاد «فضای وحشت و خفقان» متهم می‌کند. برخی فعالان سیاسی که سابقه نزدیکی با جریان اصلاح‌طلبی را دارند از این نامه استقبال کرده و آن را هشداری مهم خوانده‌اند، اما برخی فعالان هم خانم هاشمی را به همدستی با «زندانبانان» متهم کرده‌اند.

عالیه مطلب‌زاده، عکاس و زندانی سیاسی سابق با اشاره به نزدیک بودن سالگرد کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد و همچنین اعتراض‌های اخیر در بند زنان اوین، از زمان انتشار این نامه انتقاد کرده است.

خانم مطلب‌زاده در شبکه ایکس نوشت:‌ «در نقد نامه اخیر فائزه هاشمی حرف بسیار است ولی موضوع مهم چرایی انتشار آن در سالگرد خیزش زن زندگی آزادی است.»

«در روزهایی که زندانیان زن اوین بیش از هر زمان مقابل احکام اعدام و سرکوب مضاعف زنان قد علم کرده و در این راه هزینه می‌دهند او به عمد نقش زندانبان و زندانی را با هم عوض کرده.»

در مقابل، احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و فعال ملی-مذهبی که سابقه طولانی زندانی سیاسی دارد، نامه خانم هاشمی را به عنوان «صدای بی‌صدایان واقعی» تحسین و به سوابق اختلاف زندانیان سیاسی از جمله پیش از انقلاب ۱۳۵۷ اشاره کرد.

آقای زیدآبادی در کانال تلگرامی خود نوشت در آن زمان به دلیل فقدان نقد درونی میان زندان سیاسی، «پس از آنکه درهای زندان گشوده شد، مردم عادی، تک تک زندانیان سیاسی را بر دوش‌های خود گرفتند و با شور و شوق آنان را در شهر چرخاندند، غافل از آنکه چند ماه بعد، برخی از همین “قهرمانان” از شدت جاه‌طلبی شخصی و گروهی، به روی هم اسلحه خواهند کشید و به جای آزادی و دمکراسی و عدالت، جامعه را غرق خشونت و خونریزی خواهند کرد.»

محمد آقازاده، روزنامه‌نگار و پدر یک زندانی سیاسی سابق هم به پیامدهای اختلافات زندانیان سیاسی در دوران انقلاب ۱۳۵۷ اشاره کرد: «گفتن از دیکتاتوری بعضی از زندانیان خوفناک است.»

آقای آقازاده در شبکه ایکس نوشت:‌ «هرچند امکان راست آزمایی ادعاهای او را نداریم، اما این را می دانم بعد از سال ۵۷ بسیاری از ترورها ، اعدام و حبس‌ها حاصل درگیری آشتی ناپذیر بین زندانیان سیاسی قبل از انقلاب بود، باید این نامه را جدی گرفت.»

مهسا جزینی، روزنامه‌نگار و مترجم نیز مانند آقای آقازاده از دشواری سنجش اتهام‌های خانم هاشمی به دیگر زندانیان و ضرورت دسترسی به اطلاعات بیشتر گفته است.

خانم جزینی در شبکه ایکس نوشته است: «برای قضاوت درباره نامه فائزه‌‌ هاشمی نیاز به شنیدن روایت‌های بقیه و دیگران هم داریم. خط کلی روایت، فارغ از محل اتفاق، می‌تونه درست باشه چون تکرار زیست روزانه و جمع‌ها و گعده‌های دور و بر خود ماست، اما در جزییات، هرسوی ماجرا قطعا حرفهایی برای گفتن دارن. جزییات همیشه مهمند.»

پروانه سلحشوری، نماینده پیشین مجلس هم از این نامه استقبال کرد: «نوشتن دردنامه‌‌، نشانگر عمق عدم رواداری در جامعه‌ای است که حتی زندانیان تحمل عقاید یکدیگر را ندارند. بستر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و عدالت قضایی در ایران نیازمند جدی تحول، رواداری و مدارا است.»

واکنش‌های انتقادی نسبت به نامه فائزه هاشمی بیشتر از طرف کسانی ابراز شد که به جناح چپ سیاسی منتسب هستند.

خسرو صادق بروجنی، پژوهشگر اقتصادی و زندانی سیاسی سابق با اشاره به دهه‌ها مسئولیت‌های رده بالای خانواده هاشمی رفسنجانی در شبکه ایکس نوشت: «کسی که خودش و خانواده‌اش سال‌ها و دهه‌ها در تولید و بازتولید ساختار خودی-غیرخودی و فرهنگ حذف و سانسور نقش مستقیم و آمر و عامل داشته، برای نقد چنین اموری در ابتدا لازم است خودانتقادی بی‌رحمانه‌ای صورت دهد وگرنه دارد در زمین زندان‌بان علیه زندانی بازی می‌کند.»

توضیح ویدئو، «زندان در زندان»؛‌ نامه‌‌ فائزه هاشمی از زندان اوین

بعضی از چهره‌های نزدیک به حکومت هم از نامه خانم هاشمی استقبال کرده‌اند.

محمد فراهانی، سردبیر میزان، خبرگزاری قوه قضائیه، بخشی از این نامه را با عنوان «خبرسازی از طریق انتشار اخبار مبالغه‌آمیز و نادرست درباره افراد و وقایع داخل زندان» را در کنار مطلبی درباره مرگ یک زندانی سیاسی سابق همرسان کرده است.

آقای فراهانی در شبکه فیلترشده ایکس مطلبی از وبسایت میزان را درباره سارا دلدار بازنشر کرد که می‌گوید «خانم دلدار هنگام ورود به زندان لاکان رشت هیچگونه آسیب بدنی، جراحت و یا جای زخم‌های ساچمه روی بدن نداشته» و به علت بیماری کبدی درگذشته است.

این در حالیست که خانم دلدار پیش از درگذشتش، در اینستاگرام خود از «رنج» زندگی با ساچمه در بدن و سرش گفته بود.

فائزه هاشمی چه گفت؟

فائزه هاشمی در نامه‌ای که نسخه‌ای از آن به بی‌بی‌سی فارسی رسیده است فضای میان زندانیان در زندان اوین به تندی انتقاد و از «اصلاحات ساختاری» دفاع کرده است.

خانم هاشمی در این نامه، که تاریخ شهریور ۱۴۰۳ را دارد، نوشته است: «در این زندان آموختم که ما مبارزین طبلی توخالی و دیکتاتورهای حقیری بیش نیستیم. سرود آزادی و عدالت می‌خوانیم و در چرخه زندگی، ستم را بازتولید می‌کنیم.»

او می‌گوید تجاربش در زندان او را به شدت دچار تردید کرده است.

خانم هاشمی بدون آن که از شخص یا گروه مشخصی نام ببرد از «نظریه‌پردازانی از درون تهی» انتقاد کرده است و آنها را «دیکتاتورهای کوچکی»‌ خوانده که «آنچه را که سال‌ها با آن مبارزه کرده‌اند بر سر هم‌بندی‌های خود می‌آورند.»

او توضیح داده است: «به عبارت دیگر هم‌بندی (بخوانید گروه فشار داخل بند)، هم‌بندی را می‌پاید، برای او تعیین تکلیف و خط قرمز مشخص می‌کند، آزادی او را سلب می کند، به او انگ و تهمت می‌زند، او را تهدید می‌کند، آرای او را دور می‌ریزد، ضرب و شتم نثارش می‌کند، فضای وحشت و خفقان می‌آفریند. چرا؟ چون با او همراه نشده، یا نقدی بر او وارد کرده و پا روی سلطه و اقتدار او نهاده.»

فائزه هاشمی از «به ابتذال کشیدن مبارزه» انتقاد کرده و گفته است: «متأسفانه برخی مدافعین حقوق بشر زندانی نیز به این‌ها پیوسته‌اند. انگاری تقسیم کار کرده‌اند در سلطه بر دیگران ولی با نقش‌های متفاوت. وضعیتی که در اپوزیسیون در داخل و خارج کشور و در فضای مجازی نیز مشاهده می‌شود.»

No responses yet

Sep 08 2024

دادستان کل جمهوری اسلامی با تهدید چهره‌های محبوب، نافرمانی مدنی آنان را «جرم مشهود» خواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

صدای آمریکا: محمد موحدی آزاد، دادستان کل جمهوری اسلامی، یکشنبه ۱۸ شهریور، در واکنش تازه‌ای به نافرمانی‌های مدنی هنرمندان و ورزشکاران مورد توجه مردم گفت که «برخی اقدامات توسط بعضی از چهره‌ها در ملاعام، مصداق جریحه‌دار کردن عفت عمومی و ارتکاب فعل حرام» است و تهدید کرد این نوع اقدامات «جرم مشهود» است.

براساس گزارش رسانه‌های حکومتی، موحدی آزاد در اعتراض به آنچه که «اقدامات چهره‌ها در ملاءعام» خوانده است،‌ از پلیس فتا و «ضابطین» خواست که «بلافاصله دلایل و مدارک جرم را جمع‌آوری و به دادستان محل وقوع جرم گزارش کنند» و تاکید کرد که «سریعا» با آنها «برخورد قانونی صورت پذیرد.»

این تاکید موحدی آزاد بر جرم انگاری نحوه حضور سلبریتی‌ها و افراد شناخته شده مورد توجه مردم، همزمان با ستایش او از «صادق بیت‌سیاح» ملی‌پوش پرتاب نیزه در بازی‌های پارالمپیک پاریس و اشاره به پس گرفته شدن مدال طلای این ورزشکار «به دلیل اهتزاز پرچم عزاداری» است.

واکنشی که از نظر برخی کاربران در شبکه ایکس تلاشی برای «مقابل هم قرار دادن سلبریتی‌ها و ورزشکاران» است.

موحدی آزاد در جلسه «شورای معاونین» با تاکید بر «وضعیت قاچاق بویژه قاچاق سوخت و نیز مواد مخدر» گفت که «ستاد‌های مربوطه» برای دستگیری این شهروندان که اغلب با حکم اعدام همراه است «فعال‌تر از گذشته انجام وظیفه کنند.»

موحدی آزاد بارها با صدور دستورالعمل‌هایی بر اجرای «طرح نور» و جرم انگاری فعالیت مجازی تاکید کرده است.

پیش از این همزمان با انتشار گزارش‌های تصویری از خشونت مأموران نیروی انتظامی با زنان برای سرکوب پوشش اختیاری، دادستان کل جمهوری اسلامی با حمایت از «طرح نور» ادعا کرد که ۴۵ سال زمان زیادی برای «فرهنگ‌سازی» نیست و «ناهنجاری‌های اجتماعی» ناشی از قانون «کشف حجاب» رضا شاه است.

No responses yet

Sep 05 2024

جان‌باختن یک متهم در بازداشتگاه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی؛ ادعای دادستانی: حین انتقال برای بازجویی بدحال شد و فوت کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,رژیم تروریست,سیاسی

صدای آمریکا: کمتر از یک هفته پس از کشته‌شدن محمد میرموسوی در بازداشتگاه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در استان گیلان، گزارش‌ها حاکی از جان‌باختن یک متهم در بازداشتگاه مقر انتظامی گیلانغرب در استان کرمانشاه است.

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، دادستانی عمومی و انقلاب گیلانغرب با اعلام «فوت یک متهم مظنون به قتل» در بازداشتگاه گیلانغرب مدعی شد او «حین انتقال برای بازجویی پلیس آگاهی بدحال شد و با وجود سرعت عمل ماموران و کمک عوامل اورژانس بیمارستانی فوت کرد.»

دادستانی عمومی و انقلاب گیلانغرب هویت فرد جان‌باخته را اعلام نکرده و تنها ادعا کرده است: «بررسی اولیه از محل نگهداری متوفی و تن پیمایی جسد نشان می‌دهد هیچ علامتی از ضربه به بدن وجود ندارد.»

جمعه گذشته، نهم شهریور، نیز جان‌باختن یک شهروند ۳۶ ساله در شمال ایران به اسم محمد میرموسوی، که در بازداشت نیروی انتظامی بود، رسانه‌ای شد. ویدئوی منتشر شده از پیکر شکنجه شده او واکنش‌های گسترده‌ای را در رسانه‌های اجتماعی برانگیخت.

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در اطلاعیه ای در مورد کشته شدن محمد میرموسوی در بازداشتگاه این نیرو در استان گیلان مدعی شده بود او اقدام به «ضرب و شتم»‌ در روستای ناصر کیاده در شهرستان لاهیجان، «فحاشی و استنکاف از دستورات عوامل انتظامی» و «درگیری» با آنان کرده بود.

نیروی انتظامی در این اطلاعیه که از سوی خبرگزاری حکومتی «ایسنا» منتشر شد، کشته شدن محمد میرموسوی را به «هیجان ناشی از اصطکاک صورت‌گرفته میان مرحوم میرموسوی و عوامل انتظامی» و «عدم کنترل خشم و احساسات از طرف برخی کارکنان و بی‌اعتنایی به وضعیت متهم» نسبت داد.

این ادعا در شرایطی مطرح شد که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی شواهدی در مورد آنچه در اطلاعیه اش نوشته منتشر نکرد.

نرگس محمدی برنده جایزه صلح نوبل، کشته‌شدن محمد میرموسوی را «شکنجه سیستماتیک مرگبار در بازداشتگاه» دانست و جمهوری اسلامی را «رژیمی آکنده از نفرت، ستم و تبعیض» نامید.

در بیانیه نرگس محمدی، زندانی سیاسی در زندان اوین، که روز یک‌شنبه ۱۱ شهریور در حساب شخصی او در اینستاگرام منتشر شد، آمده است: «حکومت چه بلاهت‌بار و بی‌شرمانه کشته شدن یک انسان بی‌گناه را زیر شکنجه، “استثناء” و شکنجه سیستماتیکِ مرگبار در بازداشتگاه را “عدمِ کنترلِ احساسات و خشمِ مأمور” و “هیجان ناشی از اصطکاک” می‌نامد.»

تاکنون گزارش های زیادی در مورد بدرفتاری با بازداشت شدگان و شکنجه آنان در بازداشتگاه های جمهوری اسلامی منتشر شده است. اما مقامات جمهوری اسلامی که شکنجه بازداشت شدگان را تکذیب می کنند، در مواردی که منجر به کشته شدن آنها می شود، توجیهاتی مانند آنچه در مورد محمد میرموسوی ابراز شده است، مطرح می کنند.

این در شرایطی است که فعالان و سازمان های حقوق بشری بارها به شدت از بدرفتاری با بازداشت شدگان و شکنجه آنان انتقاد کرده اند.

انتقاد گسترده کاربران شبکه های اجتماعی از عملکرد نیروی انتظامی در روزهای اخیر، مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، را وادار به واکنش کرد و او خواستار بررسی وزیر کشور در مورد آنچه الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت، «حادثه فوت یک متهم در لاهیجان نامید» شد.

این توصیف از کشته شدن محمد میرموسوی انتقادهای دیگری را نیز متوجه مسعود پزشکیان کرده است.

پس از کشته شدن محمد میرموسوی، شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی به سخنان حسن مفخمی‌شهرستانی، فرمانده نیروی انتظامی استان مازندران، در خرداد سال جاری اشاره کردند که به نیروهای تحت امرش دستور داده بود: «هر کسی در این استان هنجارشکنی کرد، به حکم قانون گردنش را بشکنید و پاسخش با من.»

در روزهای اخیر، شماری از فعالان مدنی و صنفی از جمله محمد حبیبی، فعال صنفی معلمان، که در گذشته زندانی شده بودند، تاکید کردند که شاهد زندانیانی بودند که در بازداشتگاه های نیروی انتظامی به شدت تحت ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته بودند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .