اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آزادی بیان' Category

Mar 20 2023

تهدید یک بلاگر و کمدین «قمی» توسط رسانه‌های امنیتی؛ رجانیوز: باید «برخورد جدی» شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,طنز

صدای آمریکا: یک رسانه نزدیک به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، زینب موسوی که از بلاگرهای ایرانی بود که در جریان اعتراضات سراسری بازداشت و چندی بعد آزاد شد، به علت آنچه «ادامه رویکرد وقیحانه» او نامیده شده، تهدید به «برخورد» دوباره کرده است.

وب‌سایت «رجانیوز» در گزارشی با عنوان «لزوم برخورد با لُمپنی که تفاوت طنز و توهین را نمی‌داند»، نسبت به آنچه «ادامه رویکرد وقیحانه زینب موسوی پس از آزادی‌اش در جریان عفو رهبری» خوانده، خواستار برخورد امنیتی با این بلاگر ساکن شهر قم شده است.

این رسانه حامی دولت ابراهیم رئیسی در ادامه مطلب خود، زینب موسوی را متهم به «نفرت‌پراکنی و توهین» علیه «شخصیت‌های سیاسی نظام»، «انتشار محتوای شیطنت‌آمیز» و «به سخره گرفتن جمهوری اسلامی» کرده و خواستار «ورود مراجع قضایی» و همچنین «برخورد جدی» با او شده است.

زینب موسوی که پیش از این با نام «امپراطور کوزکو» در فضای مجازی فعالیت می‌کرد، در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و همزمان با بازداشت گسترده هزاران معترض و بسیاری از فعالان، زندانی و محکوم به گذراندن دو سال حبس شد.

هر چند اندکی بعد این استندآپ کمدین پس از آزادی از زندان، ویدئویی از خود منتشر کرد و با اشاره به ادعای غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی مبنی بر «گفتگو با معترضان»، گفت: من هم رفتم با دوستانشان گفتگو کردم؛ گفتم «گ..» خوردم، آنها هم آزادم کردند!

وب‌سایت رجانیوز در ادامه مطلب خود با اعلام اینکه «زمان زیادی از آزادی او نمی‌گذرد» و ادعای اینکه زینب موسوی، «عامدانه» مسیر «توهین و تمسخر به جمهوری اسلامی و ارکان آن» را در پیش گرفته، نوشته است: تنها با نگاه به محتوای چند پست اخیرش در اینستاگرام، «توهین‌های بی‌شرمانه‌ای» به «شخص رئیس‌جمهور» مشاهده می‌شود.

این رسانه نزدیک به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی افزوده است: افرادی همچون زینب موسوی «وقیحانه و پس از فرصت دوباره‌ای که به آنان داده شد»، همچنان بر «مسیر غلط خود» پافشاری می‌کنند.

زینب موسوی چندی پیش نیز در یکی از پست‌های صفحه جدید اینستاگرام خود و پس از آزادی، دریافت «دکترای افتخاری» ابراهیم رئیسی از دانشگاهی چینی را سوژه قرار داد و گفته بود این موضوع، ارزش «مدرک دبستان ایران» را نشان می‌دهد.

No responses yet

Feb 07 2023

جایزه گرمی «برای» ترانه‌ای که معترضان نوشتند و شروین حاجی‌پور خواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


بی‌بی‌سی: سه سال پیش که خواننده جوان نتوانست جایزه مسابقه تلویزیونی استعدادیابی شبکه سه به نام «عصر جدید» را ببرد، در خواب هم نمی‌دید که مدتی بعد یکی از معروف‌ترین چهره‌های موسیقی ایران در جهان شود و معترضان ایرانی آهنگش را در گوشه و کنار دنیا بخوانند.

شروین حاجی‌پور، متولد ۱۰ فروردین ۱۳۷۶ است. در دبیرستان رشته ریاضی و در دانشگاه کارشناسی اقتصاد خوانده اما الان شغلش آهنگسازی است و بیشتر وقتش در تهران می‌گذرد.

این خواننده اهل مازنداران از هشت‌سالگی موسیقی را با یادگیری ویولن آغاز کرده و از ۱۲ سالگی هم مشغول آهنگسازی شده است. او بعد به‌ صورت خودآموز گیتار و پیانو را هم یاد گرفته است.

تا اینجای داستان شروین مانند بسیاری از جوانان دوستدار موسیقی در ایران است که برای آینده‌ای بهتر و رسیدن به اوج تلاش می‌کنند.

حاجی‌پور بعدتر برای مخاطبان موسیقی در ایران شناخته شد، مخصوصا از سال ۱۳۹۸که با شرکت در «عصر جدید»، مسابقه تلویزیونی استعدادیابی مخاطبان فراوان شبکه سه تلویزیون ایران او را شناختند. او با ترانه «شاید بهشت» در مرحله اول آن برنامه رای هر چهار داور را بدست آورد ، ولی به رغم رسیدن به مراحل نهایی در پایان نتوانست برنده شود.
ترانه‌ای از دل اعتراضات ۱۴۰۱

اما برای شروین حاجی‌پور ماجرایی بزرگتر با ترانه «برای» شروع شد.

پس از کشته‌شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد و شروع اعتراضات سراسری، کاربران ایرانی در توییتر به طور خودجوش شروع به نوشتن مضامین اعتراضی کردند که تمام آن‌ها با «برای» شروع می‌شد؛ توییت‌هایی که در آن کاربران از اعتراض و ناراحتی خود به جنبه‌هایی از زندگی زیر سلطه جمهوری اسلامی سخن می‌گفتند، یا از آرزوهایشان در فردایی آزاد و بهتر.

شروین حاجی‌پور از بخشی از این «برای»‌ها سرودن ترانه‌اش الهام گرفت و با کولاژ آن‌ها کنار هم ترانه‌ای ساخت و در ویدئو کلیپ آهنگش هم پخش کرد.

قطعه «برای» پس از همرسانی در اینستاگرام شروین حاجی‌پور در مدتی کوتاه بیش از چهل میلیون بازدیدکننده پیدا کرد.
دستگیری به جرم ساختن یک آهنگ
هفتم مهر و چند روز بعد از انتشار «برای»، نیروهای امنیتی حکومت ایران شروین حاجی‌پور را دستگیر کردند و کمی بعد آهنگ پرمخاطبش از صفحه اینستاگرام او حذف شد.

دو روز بعد خواهر شروین در اینستاگرامش نوشت که از اداره اطلاعات ساری با والدین او تماس گرفته‌اند و اطلاع داده‌اند که شروین در آنجاست.

دهم مهر، اعضای هیئت مدیره خانه موسیقی ایران ضمن «ابراز تاسف از وقایع اخیر»، به دستگیری شروین حاجی‌پور اعتراض کردند و «با اشاره به سخن مسئولان عالی‌رتبه کشور نسبت به احترام گذاشتن به حق اعتراض مردم» از دستگاه قضایی خواستند هرچه سریع‌تر او را آزاد کند. در آن زمان گفته شد که واحد حقوقی خانه موسیقی مامور پیگیری وضعیت این خواننده جوان شده است.

۱۲ مهر بودکه خبر آزاد شدن شروین حاجی‌پور با قرار وثیقه اعلام شد. مجید کاوه، وکیل حاجی‌پور به خبرگزاری ایلنا گفت: «روند تحقیقات پرونده موکلم شروین حاجی‌پور محرمانه است فعلا در همین حد بدانید که قرار بازداشت به وثیقه تبدیل شده و ایشان آزاد شدند و کنار خانواده هستند.»

مرغی که از قفس آزاد شد
تمام این تلاش‌ها اما کوچک‌ترین تاثیری در گسترش حیرت‌‌انگیز آهنگ «برای» نداشت. از روز انتشار این آهنگ کمتر نقطه‌ای را در گوشه و کنار جهان و ایران می‌توان پیدا کرد که معترضان ایرانی جمع شوند و صدای آهنگ این آهنگ شنیده نشود.

محبوبیت «برای» فقط بین مردم عادی نبود و رعنا منصور، خواننده ایرانی-آمریکایی این آهنگ را به زبان انگلیسی بازخوانی کرد و جمعه شب ۴ اکتبر ۲۰۲۲، به عنوان مهمان در فینال برنامه تلویزیونی «وُیس آلمان» (صدای آلمان)، آن را در همبستگی با اعتراضات سراسری ایران اجرا کرد و با استقبال قابل توجهی روبرو شد.

«کلدپلی»، گروه موسیقی راک بریتانیایی نیز دو شب پیاپی در کنسرت بوئنوس آیرس، این ترانه را با صدای گلشیفته فراهانی، هنرپیشه ایرانی اجرا و به مردم آزادی‌خواه ایران تقدیم کرد.

«دختران همسایه»، تلاش حکومت برای بهره‌برداری از محبویت «برای»
محبوبیت آهنگ «برای» چنان ابعادی پیدا کرد که حکومت ایران، که خود هدف اصلی اشاره‌های اعتراضی این ترانه بود، با تهیه آهنگی تلاش کرد تا بر این موج سوار شود و از این محبوبیت برای رساندن پیام‌های تبلیغاتی خود استفاده کند. ماجرا از این قرار بود که گروهی از حامیان جمهوری اسلامی، با تغییر متن ترانه، یک قطعه تبلیغاتی جدید منتشر کرده‌اند که در آن از زبان زنان افغان از زنان ایرانی خواسته شده که به اعتراض‌هایشان ادامه ندهند.

این قطعه که برای «دختران همسایه» نام داشت آبان ۱۴۰۱، توسط کانال تلگرامی عیسی حسینی مزاری و برخی کارکنان خبرگزاری صدای افغان و مرکز تبیان افغانستان منتشر شد.

عیسی حسینی مزاری، یک روحانی شیعه افغان طرفدار جمهوری اسلامی در ایران است. او ریاست مرکز تبیان افغانستان را برعهده دارد که در قم، تهران و مشهد دفتر دارد.

ویدئوی این آهنگ سپس به شکل گسترده از سوی رسانه‌های حکومتی و کانال‌های تلگرامی سپاه پاسداران بازنشر شد.

خواننده این ویدئو، زنی است که با همخوانی تعدادی دیگر از زنان افغان آن را اجرا کرده است. بخش دیگری از آنچه که برخی منتقدان جنبه «کمدی-تراژیک» ماجرا خواندند ، گذشته از «کپی‌برداری ناشیانه از آهنگ حاجی‌پور» این است که تک‌خوانی زنان در جمهوری اسلامی ممنوع است.

بعدتر بازخوانی مشابه و کپی‌برداری از یک ترانه اعتراضی دیگر با نام «آواز لیلاها» هم از طرف حکومت انجام شد.

No responses yet

Jan 20 2023

چرا شرکت‌های آمریکایی در دور زدن فیلترینگ در ایران موفق نبودند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,اعتراضات,امنیتی,تحریم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,کامپیوتر و اینترنت

ارونیوز: متیو پرینس، مدیرعامل شرکت کلادفلر در مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس گفت با وجود اینکه یکی از مقامات ارشد کاخ سفید از شرکت آن‌ها درخواست کرده است تا به دور زدن سانسور اینترنت در ایران کمک کنند اما تحریم‌های آمریکا مانع از انجام این کار است.

طبق گزارش سی‌ان‌ان، پرینس که شرکتش نرم‌افزاری را می‌سازد که از کاربران در برابر حملات سایبری محافظت می‌کند و به دور زدن فیلترینگ در کشورهای استبدادی کمک می‌کند، گفت: «تماسی از یک مقام ارشد در کاخ سفید داشتم که ازمن پرسید که آیا می‌توانیم همان کاری را که در روسیه انجام می‌دهیم در ایران انجام دهیم؟»

وی گفت که پاسخش به این مقام منفی بوده است. چراکه تحریم‌ها مانع از ارسال تجهیزاتمان در ایران شده است.

مقامات حکومت ایران در اعتراضات ماه‌های اخیر اقدام به ایجاد اختلال‌های گسترده در اینترنت کرده‌اند.

از سوی دیگر مقامات ایالات متحده تلاش کردند تا با شرکت اسپیس ایکس ایلان ماسک در تعامل باشند تا همانگونه که ارتباطات ماهواره‌ای مهمی را برای نیروهای اوکراینی در طول جنگ فراهم کرد، این خدمات ماهواره‌ای را در ایران فعال کند.

شرکت کلادفلر در سانفرانسیسکو مستقر است. پرینس گفت که مقام کاخ سفید پیشنهاد کرده است که این شرکت می‌تواند «مجوز» فعالیت در ایران را دریافت کند اما پرینس پاسخ داد که برای این کار «خیلی دیر شده است.»

پرینس نامی از این مقام کاخ سفید نبرد.

دولت بایدن در ماه سپتامبر برای برخی از شرکت‌های فناوری را از تحریم‌ها علیه ایران مستثنی کرد تا امکان دور زدن فیلترینگ و دسترسی آزاد به اینترنت فراهم شود.

طبق گزارش سی‌ان‌ان به نقل از کارشناسان این اقدام دیرهنگام بوده است چراکه تحریم‌های ایالات متحده به‌طور ناخواسته باعث شد تا توسعه شبکه ارتباطات داخلی ایران تسریع پیدا کند.

علیرغم تحریم‌های سنگین ایالات متحده علیه مسکو با این حال وضعیت روسیه با ایران فرق دارد. به طوریکه آقای پرینس گفت که شرکت کلادفلر پیش از این در روسیه حضور داشت و مردم در آن کشور می‌توانند از فناوری کلادفلر برای دور زدن سانسور استفاده کنند. پرینس مدعی شد که حدود ۱۰ درصد از خانواده‌های روسی از فناوری ضد سانسور کلادفلر استفاده می‌کنند.

No responses yet

Jan 18 2023

از «زندگی جنسی آیت‌الله» تا کاریکاتور خامنه‌ای؛ همه چیز درباره شارلی ابدو

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,طنز


رادیوفردا: مصطفی خلجی: هفته‌نامه طنز شارلی ابدو که این روزها به یکی از کانون‌های تنش دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و فرانسه تبدیل شده، اکنون معروف‌ترین و از اصلی‌ترین نمونه‌های آزادی بیان در فرانسه است.

شارلی ابدو که بیش از پنج دهه از آغاز انتشارش می‌گذرد، این جایگاه مهم در عرصه مطبوعات و به طور کلی صحنه سیاسی و اجتماعی کشور را آسان و بدون هزینه به دست نیاورده است.

این جایگاه در وهله اول، مدیون ایمان عمیق بنیانگذاران شارلی ابدو به آزادی بیان و شکستن هر گونه تابو و پیش‌فرض است که به نسل‌های بعدی مدیران و روزنامه‌نگاران نشریه نیز منقل شده است.

همچنین شجاعت و تلاش بی‌وقفه روزنامه‌نگاران و کاریکاتوریست‌های شارلی ابدو برای تحقق آرمان‌های نشریه بوده که موجب شده پرچم آزادی‌خواهی و مبارزه با سانسور از دست نشریه بر زمین نیفتد.

مسلماً اگر این ایمان عمیق، شجاعت و تلاش‌ها نبود، نه تنها حملات تروریستی و تهدیدهای جانی علیه روزنامه‌نگاران شارلی ابدو این نشریه را متوقف می‌کرد، بلکه خیلی زودتر، یعنی از همان سال اول انتشار نشریه، ممکن بود حجم بالای شکایت‌های سازمان‌ها و افراد مختلف علیه شارلی ابدو، آن را از پا بیاندازد.
دام گفتارهای دشمنان شارلی ابدو

با این حال، در خارج از مرزهای فرانسه، برخی حکومت‌ها تلاش می‌کنند با وارد کردن اتهام‌هایی، ماهیت و موجودیت شارلی ابدو را آن طور که مایلند، مشخص و معرفی کنند.

مهم‌ترین اتهام در مورد این نشریه، که به ویژه در سال‌های اخیر از سوی گروه‌ها و دولت‌های اسلامگرا از جمله جمهوری اسلامی مطرح شده، این است که پشت‌ انتشار یا سیاست‌های شارلی ابدو، دولت فرانسه یا به طور کلی سیاستگذاران غربی قرار دارند.

در واقع، اسلامگرایان کاریکاتورهای شارلی ابدو را بخشی از سیاست غرب در مورد خود می‌دانند، در صورتی که اساساً ماجرا به گونه دیگری است.

علی خامنه‌ای دو سال پیش در پیامی به مناسبت انتشار کاریکاتورهای محمد پیامبر اسلام در هفته‌نامه طنز شارلی ابدو مدعی شده بود این کاریکاتورها نشان‌دهنده «عناد و کینه‌ شرارت‌بار دستگاه‌های سیاسی و فرهنگی دنیای غرب با اسلام» است.

یا در نمونه‌ای دیگر، حمیدرضا آصفی سفیر پیشین جمهوری اسلامی در فرانسه مدعی شده بود که کاریکاتورهای شارلی ابدو «در موضع ضعف و دفاع قراردادن کشورهای اسلامی، غفلت آن‌ها از تشکیل دولت فلسطین و همچنین ایجاد نفاق، دودستگی و آشوب در میان کشورهای اسلامی» است.

این گونه اظهارات و اتهام‌ها که بر پایه غرض‌ورزی‌های سیاسی و ایدئولوژی اسلامی است، تنها در صورتی قابل باور خواهد شد که مخاطب هیچ گونه شناخت و درکی از شارلی ابدو نداشته باشد.

دانستن چگونگی شکل‌گیری شارلی ابدو کمک می‌کند جایگاه این نشریه در فرانسه بهتر شناخته شود و حتی رابطه و موضع‌اش با دولت فرانسه یا دیگر دولت‌ها، نهادهای مذهبی و بقیه نشریات بهتر سنجیده شود.

همچنین آگاهی هر چند کلی از سرگذشت شارلی ابدو، موجب می‌شود مخاطب در دام گفتارهای مغرضانه، سوءتفاهم‌ها و اتهام‌هایی که به ویژه از سوی دشمنان این نشریه مطرح می‌شود، نیفتد.
شارلی ابدو؛ وارث انقلاب فرانسه، برآمده از مه ۶۸

کاریکاتور نه تنها یکی از بهترین نشانه‌های آزادی بیان، بلکه از مؤثرترین ابزارها برای آشکار کردن تنش‌های اجتماعی و سیاسی و همچنین بیان مطالبات مردم است.

کاریکاتور در فرانسه با همین کارکرد سابقه‌ای کهن دارد، اما کاریکاتور مطبوعاتی در این کشور به طور جدی پس از انقلاب فرانسه شکل گرفت و به نوعی میراث دموکراسی‌خواهی محسوب می‌شود.

همچنین از انقلاب فرانسه تاکنون، این کشور نشریات طنز متعدد و با گرایش‌های‌های گوناگونی داشته، که می‌توان سیر تحولات سیاسی فرانسه را با مرور نشریات طنز آن به خوبی دنبال کرد.

مورخان، شارلی ابدو و سلفش، هاراکیری ابدو را زاده جنبش آزادی‌خواهانه مه ۱۹۶۸ می‌دانند. در واقع، هم نشریات به ویژه نشریات طنز بر این جنبش تأثیرگذار بودند و هم این جنبش بر ادامه کار مطبوعات از جمله مطبوعات طنز.

یکی از بانیان اصلی ماهنامه هاراکیری گفته است که «مه ۶۸ بدون هاراکیری اتفاق نمی‌افتاد». همچنین در جریان این جنبش، طنزپردازان شعار می‌دادند: «ممنوعیت ممنوع است».

بنابراین اگر انقلاب فرانسه، طنز را از پستو خارج کرد و موجب شکوفایی آن در مطبوعات شد، مه ۶۸ نیز به نسلی دیگر امکان داد تا طبقات حاکم را در همه عرصه‌ها زیر سؤال ببرند.


فرانسه، مه ۱۹۶۸

شارلی ابدو (ابدو Hebdo در زبان فرانسه به معنی هفتگی است) در ابتدا زیرمجموعه‌ای از نشریه ماهانه «شارلی» بود، اما پس از توقف انتشار این ماهنامه نیز به انتشار خود ادامه داد.

نشریه ماهانه شارلی که در فاصله سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۶ منتشر می‌شد یک نشریه طنز بود که عنوان فرعی «نشریه‌ای پر از طنز و کمیک استریپ» را برای خود انتخاب کرده بود.

در واقع، ماهنامه شارلی با الهام از ماهنامه طنز ایتالیایی «لینوس» کار خود را آغاز کرد که چهار سال قبل از آن (۱۹۶۵) راه‌اندازی شده بود و امبرتو اکو در دهه ۱۹۷۰ مدتی یکی از مدیران آن بود.

ماهنامه شارلی هم مثل ماهنامه لینوس، عنوان خود را از نام یکی از شخصیت‌های داستان کمیک استریپ «بادام زمینی‌ها» به اسم «چارلی (که در فرانسه شارلی خوانده می‌شود) بروان» گرفت.

اما چه شد که ماهنامه شارلی، یک نشریه هفتگی یعنی شارلی ابدو را به راه انداخت؟ به قول خود بانیان شارلی ابدو، این نشریه زاده یک مورد «سانسور» در مطبوعات فرانسه بود.

انتشارات اسکوار فرانسه که ناشر آثار کمیک استریپ و مجلات طنز مثل ماهنامه شارلی بود، هفته‌نامه دیگری را نیز با نام «هاراکیری ابدو» منتشر می‌کرد که در واقع ضمیمه و زیرمجموعه ماهنامه «هاراکیری» (۱۹۶۰ تا ۱۹۸۹) بود.

هاراکیری ابدو در صفحه اول خود برای اعلام خبر درگذشت شارل دوگل، تیتر زده بود: «مجلس رقص تراژیک در کلمبه (محل درگذشت شارل دوگل) – یک کشته». این تیتر خشم دولت فرانسه را برانگیخت، زیرا به یک خبر و ماجرای جنجالی دیگری اشاره داشت که کمی قبل از آن اتفاق افتاده بود.

چند روز قبل از آن، آتش‌سوزی در یک سالن رقص در فرانسه ۱۴۶ کشته برجای گذاشته بود، اما مطبوعات آن زمان فرانسه به جای نکوهش مقامات، به دلیل سهل‌انگاری فاحش و رعایت نشدن شرایط امنیتی، از این آتش‌سوزی صرفاً با عنوان «مجلس رقص تراژیک» نام می‌بردند.

در واقع تیتر هاراکیری ابدو برای خبر درگذشت شارل دوگل، یک نیش گزنده و محکومیت دولت فرانسه در ماجرای آن آتش‌سوزی بود که جان بسیاری از مردم را گرفته بود.

شوخی با شارل دوگل، رئیس‌جمهور پیشین فرانسه که به دلیل نقش برجسته‌اش طی جنگ جهانی دوم قهرمان ملی فرانسوی‌هاست، بهانه‌ خوبی برای دولت فرانسه بود تا هاراکیری ابدو را توقیف کند.

با این حال، قانونی که دولت فرانسه برای اعمال ممنوعیت علیه هاراکیری ابدو به آن استناد کرده بود یک قانون حمایت از کودکان بود، تا به نوعی عمل مشخص سانسور مطبوعات پنهان شود.

بر اساس این قانون، هاراکیری ابدو می‌توانست منتشر شود اما از آنجا که برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع شده بود، توزیع‌کنندگان اجازه نداشتند آن را منتشر کنند، و عملا نشریه توقیف شده بود.

اما پس از اقدام دولت فرانسه علیه هاراکیری ابدو و توقف انتشار این هفته‌نامه، انتشارات اسکوار این ممنوعیت را دور زد و تصمیم گرفت با انتشار یک هفته‌نامه دیگر به نام شارلی ابدو، نبود هاراکیری ابدو را جبران کند.


شماره اول هفته‌نامه شارلی ابدو

به این ترتیب، اولین شماره شماره شارلی ابدو در روز دوشنبه ۲۳ نوامبر۱۹۷۰ منتشر شد و با قیمت دو فرانک روی پیشخوان روزنامه‌فروشی‌ها قرار گرفت.

شارلی ابدو روی جلد همان شماره اول خود، تیتر زد: «سانسور در فرانسه وجود ندارد». همچنین کاریکاتور مردی نابینا در شب کشیده شد که با خود می‌گفت: «آزادی مطبوعات؟ شنیدنش از ناشنوا بودن بهتر است.»

در آن زمان، انتخاب اسم شارلی ابدو هم معنادار شده بود و به نوعی تمسخر دولت بود.

درست است که این هفته‌نامه نام خود را از نشریه مادر خود، یعنی ماهنامه شارلی گرفته بود، اما وجود کلمه «شارلی» در این هفته‌نامه نوعی اشاره به اسم کوچک «شارل دوگل» تلقی شد که موجب شده بود هاراکیری ابدو سانسور شود.

بنابراین شارلی ابدو از همان آغاز انتشارش، برای دولت فرانسه شمشیر را از رو بسته بود.
انبوه شکایات قضایی و نقطه عطف انتشار کاریکاتورهای محمد

شارلی ابدو ‌صرف‌نظر از بستر رسانه‌ای فرانسه در دهه ۱۹۷۰، روابط پیچیده‌ای را با نخبگان زمان خود ایجاد کرد؛ این پیچیدگی ناشی از موضع به شدت انتقادی شارلی ابدو نسبت به طبقات مسلط جامعه بود؛ چه رهبران سیاسی، چه رهبران مذهبی و چه کارفرمایان.

به دلیل دیدگاه چپگرایانه روزنامه‌نگاران و کاریکاتوریست‌های شارلی ابدو، وجود اصل لائیسیته در فرانسه و جرم نبودن آنچه «توهین به مقدسات» یا «کفرگویی» خوانده می‌شود (برخلاف کشورهای اسلامی)، راست افراطی و مذهبیون (مسیحی) بیشترین هدف این نشریه بوده‌اند.

مثلاً حتی در همین ویژه‌نامه اخیر شارلی ابدو درباره ایران و خامنه‌ای، شارلی ابدو واتیکان را از کاریکاتورهای خود بی‌نصیب نگذاشت و پاپ بندیکت شانزدهم که به تازگی درگذشت، در یکی از کاریکاتورهای خامنه‌ای هم حضور دارد.

شارلی ابدو حتی به مطبوعات فرانسه و طبقه هنری این کشور هم نگاهی انتقادی دارد؛ مثلاً بارها روزنامه لوموند، معتبرترین روزنامه چاپ پاریس را تمسخر کرده است.

اما با وجود چپگرا بودن شارلی ابدو، دولت‌های سوسیالیست فرانسه هم از مواضع این نشریه آسوده نبوده‌اند.

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۸۱ فرانسه که در نهایت فرانسوا میتران سوسیالیست به پیروزی رسید، شارلی ابدو از کلوش، طنزپرداز فرانسوی حمایت کرده بود و در حالی که این طنزپرداز از رادیو و تلویزیون محروم شده بود، تقریبا به رسانه او تبدیل شد.

همچنین شارلی ابدو میانه خوبی با شرکت‌های تجاری نداشته است. در سال ۱۹۹۴، مدیران این نشریه اعلام کردند که شارلی ابدو یک نشریه بدون آگهی است و فقط به درآمد حاصل از فروش خود تکیه می‌کند: «تبلیغات ما را به احمق‌ها می‌دهد، ما را احمق می‌کند.»

این منش شارلی ابدو موجب شد که از همان سال اول انتشارش، آماج شکایات قضایی از سوی گروه‌ها و سازمان‌های مختلف شود؛ از مقام‌های دولتی، وزارت کشور، پلیس و ارتش فرانسه گرفته تا سیاستمداران و احزاب راست افراطی، انجمن‌های مسیحی و مسلمانان فرانسه.

شارلی ابدو در سال ۱۹۹۷ به مدت چند ماه فقط شکایاتی را که طی پنج سال گذشته‌اش از این نشریه شده بود، منتشر کرد.

چند سال پیش، در گزارش روزنامه لوموند درباره میزان شکایات علیه شارلی ابدو آمده بود که به طور متوسط این نشریه هر شش ماه یک بار مورد محاکمه قرار گرفته است.

با این حال، به دلیل وجود قانون مطبوعات فرانسه که ضامن آزادی مطبوعات این کشور است، شارلی ابدو در اغلب دادگاه‌های خود تبرئه شده است.

اما بازنشر کاریکاتورهای محمد پیامبر اسلام در سال ۲۰۰۶، واکنش شدید و خشن انجمن‌های اسلامی و مسلمانان را به دنبال داشت که با وجود شکایت این انجمن‌ها، دیگر حل و فصل اعتراض‌ها و شکایت‌ها علیه شارلی ابدو در توان دادگاه‌ها نبود.

در نوامبر سال ۲۰۱۱، دفتر مرکزی شارلی ابدو هدف یک آتش‌سوزی قرار گرفت و در هفتم ژانویه ۲۰۱۵ نیز حمله تروریستی به دفتر این نشریه، جان تعدادی از روزنامه‌نگاران و کاریکاتوریست‌های آن را گرفت.


تعدادی از اعضای شارلی ابدو از جمله کاریکاتوریست‌هایی که هنگام حمله تروریستی به دفتر این نشریه کشته شدند. مارس ۲۰۰۶

شارلی ابدو که معتقد به «حق توهین به مقدسات» است، از مواضع خود هرگز کوتاه نیامد و در سال ۲۰۲۰ نیز در آستانه محاکمه‌ای که برای حمله به این نشریه برگزار شد، بار دیگر کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام را به چاپ رساند.

اما در پی حملات اسلامگرایان تندرو علیه شارلی ابدو، هر چند که تعدادی از اعضای این نشریه از دست رفتند و بازماندگان نیز مجبور شدند تحت تدابیر امنیتی قرار بگیرند، اما موجی از همبستگی ملی و جهانی با شارلی ابدو را برانگیخت؛ از تظاهرات میلیون در پاریس در حمایت از شارلی ابدو تا افزایش تعداد مشترکان این نشریه و فروش آن.

این همبستگی ملی و جهانی گرچه به قیمت بسیار سنگینی برای نشریه تمام شده بود، اما جایگاه شارلی ابدو را در عرصه رسانه‌ای فرانسه بیشتر تثبت کرد. مسئله شارلی ابدو دیگر فقط مسئله خود این نشریه نبود، بلکه اصل اساسی آزادی بیان در میان بود.
شارلی ابدو، فراتر از کاریکاتور

شارلی ابدو نیز در این سال‌ها تلاش کرده، در شماره‌ها و ویژه‌نامه‌ها خود، به موضوعات فراتر از کاریکاتورهایش بپردازد و با انتشار گزارش‌ها و مصاحبه‌ها درباره مسائل مطرح شده در کاریکاتورها، به این مسائل نگاهی تحقیقی و تحلیلی هم داشته باشد.


تصویر خمینی روی جلد ماهنامه فرانسوی هاراکیری، در زمان حضور خمینی در نوفل لوشاتو

به عنوان نمونه، در همین شماره‌ای که کاریکاتورهای خامنه‌ای منتشر شد، مطالب و گزارش‌های متنوعی نیز درباره وضعیت نویسندگان، زنان، اینترنت و دستگاه تبلیغاتی در ایران به چاپ رسید.

آن چه شارلی ابدو درباره مسئله اصلی اعتراضات سراسری ایران مطرح کرده، از نظر این نشریه، یک موضوع قدیمی است که از ابتدای انقلاب در این کشور مسئله بوده است؛ این که حکومت اسلامی برای مهار جامعه، پیش از هر چیز به مهار رفتار جنسی مردم اقدام کرد.

این نگاه جنسی حکومت اسلامی ایران به مردم این کشور را شارلی ابدو و سلفش هاراکیری، در همان بحبوحه روزهای انقلاب که بسیاری حتی روشنفکران در فرانسه مسحور انقلاب ایران شده بودند، درک کرده بودند.

همین شم قوی و نگاه تیزبینانه بود که موجب شد ماهنامه هاراکیری در ژانویه سال ۱۹۷۹، یعنی زمانی که هنوز خمینی در نوفل لوشاتو بود، تصویر او را در حال نوازش سینه یک عروسک بادی روی جلد خود با این تیتر منتشر کند: «زندگی جنسی آیت‌الله».

No responses yet

Dec 31 2022

حکم اعدام برای یک نویسنده به خاطر دو مصاحبه با رسانه اسرائیلی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,مذهب


صدایآمریکا: مهدی بهمن نویسنده و پژوهشگر تقریب ادیان است که کتاب‌های تورات، زبور و انجیل را تذهیب کرده است.
برخی منابع گزارش دادند که مهدی بهمن داستان نویس و نگارگر از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است. هنوز جزئیاتی از حکم صادره به او منتشر نشده است.

این نویسنده ۱۹ مهر با حمله ماموران بازداشت شد.

همان زمان گفته شد که او به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده که این بند زیر نظر وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است.

پیش از این، کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان روز پنج‌شنبه ۸ دی نوشت که او در جلسه دادگاه از حق داشتن وکیل تعیینی محروم بوده است. هنوز مشخص نیست آقای بهمن به چه مواردی متهم شده است.

فرزاد صیفی‌کاران روزنامه‌نگار که او را می‌شناسد، نوشته فعالیت او در حوزه هم‌زیستی مسالمت‌آمیز ادیان بوده و دوبار با شبکه ۱۳ اسرائیل مصاحبه کرده که علنی بوده است.

رشته توییت: حکم اعدام #مهدی_بهمن

امروز با خبر شدم که مهدی بهمن، به اتهام «همکاری با کشورهای بیگانه» و «جاسوسی» به اعدام محکوم شده.
مهدی ۱۹ مهر بازداشت شد، او یکی از شریف‌ترین انسان‌هایی است که در عمرم شناخته‌ام، «جاسوسی» ادعایی بیش نیست، او تنها به دلیل دغدغه‌مندی و فعالیتش در pic.twitter.com/cMhi48oD3I

— Farzad Seifikaran (@FSeifikaran) December 29, 2022

از آقای بهمن یک مجموعه داستانی به نام «سرمای استخوان‌سوز» دارد که سه سال پیش توسط نشر روناک منتشر شد.

مهدی بهمن که پژوهشگر حوزه تقریب ادیان است، کتاب‌های تورات، زبور و انجیل را تذهیب کرده است.

No responses yet

Dec 23 2022

وال استریت جورنال: حدود ۲۰۰ ترمینال استارلینک به ایران قاچاق شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: روزنامه «وال استریت جورنال» روز پنجشنبه گزارش داد که از ابتدای اعتراضات سراسری در ایران، حدود ۲۰۰ ترمینال ارتباط ماهواره‌ای اینترنتی استارلینک به ایران قاچاق شده است.

به گزارش این روزنامه آمریکایی، این ترمینال‌ها از سوی حامیان یک نهاد حقوق بشری برای دسترسی کاربران به اینترنت که از سوی حکومت جمهوری اسلامی به‌شدت سرکوب می‌شود، به ایران ارسال شده است.

حکومت جمهوری اسلامی از زمان آغاز اعتراضات در ایران در ۲۶ شهریور امسال، در بسیاری مواقع اینترنت ثابت و تلفن‌های همراه کاربران را قطع کرده یا سرعت آن را به‌شدت کاهش داده است.

علاوه بر این، شبکه‌های اجتماعی نظیر اینستاگرام و واتس‌اپ نیز مسدود شده‌اند و فیلترشکن‌ها برای عبور از این محدودیت‌ها از کار افتاده‌اند.

به گزارش وال استریت جورنال، ترمینال‌های استارلینک متعلق به کمپانی اسپیس ایکس، در ایران غیرقانونی بوده و شمار ایرانیانی که از طریق آن به اینترنت وصل می‌شوند تنها بخش بسیار کوچکی از میلیون‌ها کاربر اینترنتی را تشکیل می‌دهند.

اما ترمینال‌های قاچاق شده که حکومت هیچ کنترلی روی آن‌ها ندارد، بویژه برای معترضانی که می‌خواهند فایل‌های ویدئویی ارسال کنند و ارتباط امن داشته باشند مفید است.

No responses yet

Dec 17 2022

توییتر برای شماره‌های ایران دیگر «پیامک نمی‌فرستد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


رادیوفردا: عکس از دیجیاتو

رسانه‌های تکنولوژی در ایران گزارش می‌دهند که شماره‌های موبایل داخل ایران از لیست پشتیبانی شبکه اجتماعی توییتر حذف شده و امکان فعال‌سازی احراز هویت دومرحله‌ای دیگر برای مردم ایران «وجود ندارد».

وب‌سایت دیجیاتو روز جمعه، ۲۵ آذرماه، نوشت: «شماره‌های موبایل ایران از لیست پشتیبانی توییتر حذف شده و امکان فعال‌سازی احراز هویت دومرحله‌ای نیست.»

دیجیاتو در ادامه نوشت: «مشکل بزرگ‌تر این است که حساب‌های ایرانی با احراز هویت دومرحله‌ای روی شماره ایران دیگر کد ورود هم دریافت نمی‌کنند!»

آن طور که در خبر رسانه‌های تکنولوژی آمده است، اگر کاربری قبلا احراز هویت دومرحله‌ای را روی شماره ایران فعال کرده‌ باشد و این تنها مسیر احراز دومرحله‌ای حسابش باشد، یا رمز عبور خود را فراموش کرده باشد و از توییتر خواسته باشد تا برایش کد بفرستد، این پیام برایش ارسال می‌شود: «نمی‌توانیم به این شماره پیامک بفرستیم. اپراتور پشتیبانی نمی‌شود.»

هنوز مشخص نیست این مسیر از داخل ایران مسدود شده یا توسط توییتر این اتفاق رخ داده است. همچنین مشخص نیست که این مشکل موقتی است و به‌زودی برطرف خواهد شد یا دائمی است.

در مردادماه امسال ارسال کد اینستاگرام و واتس‌آپ هم برای برخی اُپراتورها در ایران غیرممکن شده بود.

در سال ۹۸ هم مشکل مشابهی برای تلگرام در ایران رخ داد.

اندی استون، مدیر ارتباطات شرکت «متا» که مالک واتس‌اپ و شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک و اینستاگرام است، در آن زمان اعلام کرد: «این شرکت مانع دسترسی ایرانیان داخل کشور به واتس‌اپ نشده و اختلالی در این زمینه ایجاد نکرده است.»

برخی کاربران واتس‌اپ که شماره تلفن آن‌ها با کد ایران (۹۸+) آغاز می‌شود در شهریورماه گزارش داده‌ بودند که امکان استفاده از این سرویس پیام‌رسان را ندارند.

این رخداد در حالی با اعتراضات سراسری در ایران همزمان شد که بسیاری از کاربران ایرانی از پیام‌رسان واتس‌اپ برای انتقال اخبار و گزارش‌های مربوط به این اعتراضات استفاده می‌کنند.

No responses yet

Dec 01 2022

واشینگتن پست: افزایش طرح‌های ربایش و قتل مخالفان جمهوری اسلامی در خارج

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


رادیوفردا: رامین سید امامی، شهروند ایرانی-کانادایی، از تهدیدها علیه خود به نقل از افسران سرویس اطلاعات امنیتی کانادا خبر داده است

روزنامه آمریکایی واشینگتن پست گزارش داده که جمهوری اسلامی ایران با افزایش طرح‌های توطئه برای ربودن و کشتن مخالفان در خارج از کشور، اجرای این عملیات را به «باندهای سرقت جواهرات و سایر گروه‌های بزهکار» مرتبط با خارج واگذار می‌کند.

واشینگتن پست در مقاله روز پنجشنبه، دهم آذر، تاکید کرد که گسترش تحرکات جمهوری اسلامی برای «ترور و توطئه‌های ربودن» ایرانیان و غیرایرانیان در غرب، مقامات دولت‌های این کشورها را نگران کرده است.

این روزنامه مقاله خود را بر اساس گفت‌وگو با ۱۵ مقام در آمریکا، اروپا و خاورمیانه و با استناد به «اسناد و مدارک دولتی» موجود در دست نهادهای اطلاعاتی وامنیتی غربی تهیه کرده است.

به نوشته این روزنامه، سرعت طرح‌های جمهوری اسلامی در دو سال گذشته به میزان قابل توجهی «افزایش» یافته و به گفته مسئولان آگاه از این امر، از «بلندپروازانه‌ترین» توطئه‌های طراحی شده از سوی ایران در سال‌های گذشته است.

واشینگتن پست نوشت که تشکیلات اطلاعاتی و امنیتی حکومت ایران برای اجرای نقشه‌های خود به نیروهای «نیابتی» متکی هستند و «صدها هزار دلار به سارقان جواهرات، قاچاقچیان مواد مخدر و سایر بزهکاران پیشنهاد می‌کنند».

سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و نیروی قدس سپاه پاسداران به عنوان دو عامل فعال در طراحی این توطئه‌ها ذکر شده‌اند.

بر اساس این تحقیق، استخدام «مزدوران اجاره‌ای» به طرح تهیه شده علیه اهداف درنظر گرفته شده و منطقه جغرافیایی بستگی دارد.

در این گزارش به مورد «رحمت اسدی»، یکی از مهره‌های همکار اطلاعاتی سپاه پاسداران، اشاره شد که در زمان گذراندن محکومیت خود به دلیل قتل یک تاجر ایرانی- بریتانیایی در زندان دوبی، دو برادر کلمبیایی هم‌بند خود را که در سرقت جواهرات بین‌المللی خبره بودند، برای کشتن افراد آمریکایی و اسرائیلی در کلمبیا برای دوره بعد از آزادی آن‌ها «آموزش» داد.

این گزارش افزوده که تکیه به مزدوران اجاره‌ای از میان باندهای بزهکار، احتمالا سبب «شکست برخی از عملیات» شده، زیرا در مواردی اجیرشدگان «سردرگم» بوده و «دستورات را اجرا نکردند».

به نوشته واشینگتن پست، در مورد دو برادر کلمبیایی سارق جواهرات، آن‌ها سال ۲۰۲۱ از زندان دوبی آزاد شدند، اما عملیاتی را که «رحمت اسدی به نیابت از سوی نهادهای اطلاعاتی ایران به آن‌دو و باندشان محول کرده بود، اجرا نکردند».

با این حال، جمهوری اسلامی برای بهره بردن از هر عاملی که به نیروی عملیاتی در سراسر جهان در راستای اهداف نهادهای اطلاعاتی تهران مبدل شود، تلاش می‌کند.

بر اساس این گزارش، خیز جمهوری اسلامی برای گسترش ترور و ربودن مخالفان و فعالان در خارج پیشاپیش با برخی گام‌های دولت‌های غربی پاسخ گرفته و از جمله دیپلمات‌های ایرانی اخراج شده و به تهران نیز در رابطه با عواقب تحقق اهداف خود هشدار داده شده است.

سخنگوی تشکیلات اطلاعاتی کانادا به واشینگتن پست گفت که مهره‌هایی از دولت‌های متخاصم، از جمله جمهوری اسلامی ایران، جوامع کانادایی را رصد و ارعاب می‌کنند و شهروندان ساکن کانادا هدف این تهدیدها هستند.

سرویس اطلاعاتی کانادا تایید کرده که چند مورد از تهدیدهای جانی ناشی از جمهوری اسلامی ایران را بر اساس «اطلاعات معتبر» بررسی می‌کند.

رامین سید امامی، یک شهروند ۴۱ ساله ایرانی- کانادایی ساکن ونکوور، به واشینگتن پست گفته که افسران سرویس اطلاعات امنیتی کانادا، ضمن بررسی تهدیدهایی که مشخصا علیه او وجود دارد، به وی گفتند که «دولت ایران فهرستی از ایرانیان ساکن خارج که آن‌ها را تهدیدی برای حکومت خود می‌داند، تهیه کرده است».

رامین سید امامی پسر پروفسور کاووس سید امامی، فعال محیط‌زیستی است که زمستان چهار سال پیش در بازداشت جمهوری اسلامی ایران جان باخت.

افسران اطلاعاتی کانادا به رامین سید امامی توصیه کردند که تدابیر امنیتی لازم را در کانادا انجام دهد، از سفر به کشورهای همجوار ایران خودداری کرده و مراقب باشد در دام روابط به ظاهر عاشقانه‌ی طراحی شده از سوی نهادهای اطلاعاتی ایران که به «پرستوهای» اطلاعاتی حکومتی محول می‌شود، نیفتد.

چند ایرانی دیگر ساکن کانادا نیز از میان مخالفان جمهوری اسلامی ایران که در دوره اخیر در تظاهرات ابراز همبستگی با معترضان درون کشور مشارکت داشته‌اند، هفته گذشته به شبکه تلویزیونی سی‌بی‌اس کانادا گفتند که از سوی رژیم ایران در محل زندگی خود در داخل خاک کانادا زیر رصد قرار گرفته و بارها تلفنی تهدید شدند.

اما از گزارش واشینگتن پست چنین برمی‌آید که دامنه عملیات نیروهای اطلاعاتی حکومت ایران بسیار فراتر از رصد و تهدید تلفنی است.

متیو لویت، مقام پیشین ضد ترور آمریکا و محقق اندیشگده واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، گفته است که از ۱۲۴ مورد توطئه ترور خارجی توسط ایران که او ردیابی کرده، ۳۶ مورد بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی طراحی شده و قرار بوده بیش از یک چهارم آن در آمریکا اجرا شود.

مقامات آمریکا در یک سال اخیر از توطئه حکومت ایران برای کشتن مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین، جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا و مسیح علی‌نژاد، فعال سیاسی مخالف حکومت در بروکلین در نیویورک، خبر دادند.

نام برنار آنری لوی، روزنامه‌نگار و کنشگر سیاسی فرانسوی الجزایری نیز به عنوان یکی از اهداف نهادهای اطلاعاتی ایران مطرح شد.

همچنین نهادهای اطلاعاتی اسرائیل طرح‌های کشتن بازرگانان اسرائیلی در قبرس و کلمبیا را به نهادهای اطلاعاتی ایران مربوط دانسته و از افشای این توطئه‌ها خبر دادند.

سرویس امنیت داخلی بریتانیا در هفته‌های اخیر از وجود دست‌کم ده تهدید بالقوه در خاک این کشور از ناحیه ایران خبر داد و تایید کرد که بخشی از تهدیدات متوجه کارکنان شبکه‌های تلویزیونی فارسی‌زبانی است که از لندن برنامه پخش می‌کنند.

با وجود خنثی شدن شمار زیادی از توطئه‌های خرابکاری منتسب به ایران، در کمتر از سه سال دست‌کم سه مخالف جمهوری اسلامی ایران در اروپای غربی کشته شدند؛ یکی از آن‌ها یک ایرانی عرب بود که در مقابل خانه‌اش در لاهه به ضرب گلوله کشته شد.

روح‌الله زم، روزنامه‌نگار و بنیانگذار سایت افشاگر «آمدنیوز» در عملیات «فریب» نهادهای اطلاعاتی ایران هنگام سفر به عراق ربوده و چند ماه بعد در ایران اعدام شد.

رژیم ایران بعدتر جمشید شارمهد، شهروند ایرانی آلمانی ساکن کالیفرنیا را در دوبی ربود و به ایران انتقال داد که خطر اعدام او در ایران وجود دارد.

مقامات غربی گفته‌اند که اصرار ایران در پیگیری توطئه‌های قتل و ربودن مخالفان ممکن است به قتل یک ناراضی، روزنامه‌نگار یا حتی یک شخصیت دولتی غربی منجر شود و در آن صورت، این امر ممکن است جرقه درگیری مستقیم با تهران باشد.

با استفاده از گزارش‌های واشینگتن‌پست و رادیو فردا؛ م.ف/ب.ب

No responses yet

Nov 14 2022

وبسایت مشرق سریال «شبکه مخفی زنان» را به زمینه‌چینی برای اعتراضات سراسری متهم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


صدای آمریکا: تصویری از سریال «شبکه مخفی زنان».
وبسایت خبری «مشرق» در ایران که دیدگاه‌های نزدیک به محافل امنیتی جمهوری اسلامی را منعکس می‌کند از سریال «شبکه مخفی زنان» انتقاد کرده و آن را از جمله عوامل زمینه‌ساز اعترضات سراسری اخیر معرفی کرده است.

این وبسایت نوشته است قسمت چهارم سریال که با شعار «زن، قدرت، شکوه» داستان را پیش می‌برد، درست یک ماه پیش از مرگ مهسا امینی پخش شده است.

مشرق با حمله به این سریال و سریال‌هایی که مجوز پخش در «شبکه توزیع خانگی» گرفته‌اند نوشته است: «بازخوانی و تحلیل جزئی هر سریال به صورت مستقل نشان می‌دهد که محتوای هر کدام از این تولیدات چگونه قطعه‌ای از پازل آشوب‌های اخیر در کشور را تکمیل کرده است.»

وبسایت مشرق که پیشتر از سوی برخی اهالی فرهنگ و هنر به‌دلیل پرونده‌سازی امنیتی مورد انتقاد قرار گرفته، در ادامه حمله به سریال شبکه مخفی زنان نوشته است: «در این سریال که جنبش اعتراضی زنانه را در افکار عمومی تبیین کند به صورت کامل در فصل‌بندی‌های مشخص به نشانه‌های یک انقلاب (آشوب) زنانه اشاره می‌شود.»

اعتراضات سراسری در ایران که نزدیک به شصت روز از آن می‌گذرد، اگرچه جرقه آن با اعتراض عمومی به کشته‌شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد ولی اکنون معترضان در شعارهای خود تمام ارکان حکومت جمهوری اسلامی را هدف گرفته‌اند. «مرگ بر دیکتاتور» و «این آخرین پیامه، هدف اصل نظامه» از جمله شعارهای معترضان است.

مقامات امنیتی ایران تاکنون ده‌ها هنرمند معترض را به دلیل همراهی با اعتراضات احضار، بازداشت و زندانی کرده‌اند.

No responses yet

Nov 09 2022

قمار بزرگ؛ شباهت شاهچراغ و سینما رکس چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,شورش,قیام پائیز ۱۴۰۱


تصویری از حادثه شاهچراغ در تلویزیون ایران
بی‌بی‌سی: مجموعه «ناظران می‌گویند» بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی فارسی می‌کوشد در این مجموعه، با انعکاس دیدگاه‌ها و افکار طیف‌های گوناگون، چشم‌انداز متنوع و متوازنی از موضوعات مختلف ارائه دهد. بدیهی است انتشار این آرا و نقطه‌نظرها، به معنای تایید آنها نیست.

در این یادداشت بهرنگ گلستان تحلیلگر حوزه ارتباطات به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا تشبیه «حادثه‌ شاهچراغ و متروپل به سینما رکس اتفاقی نیست.»
در روز چهلم مهسا (ژینا) امینی و در میان اخبار اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف ایران خبر حمله‌ای مسلحانه به زیارتگاه شاهچراغ در شیراز منتشر شد و بخصوص مورد توجه رسانه‌های حکومتی قرار گرفت. فارغ از اینکه چه گروهی پشت پرده حمله شاهچراغ باشد، آنچه جلب توجه می‌کند نحوه مواجهه مردم بخصوص در شبکه‌های اجتماعی با این خبر است.

جدای از اینکه سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی خودش چقدر زمینه حضور داعش را به وجود آورده و جدا از نامه قاسم سلیمانی فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه که پایان داعش را اعلام کرده بود و جدا از میلیاردها تومان هزینه‌ای که اطلاعات سپاه خرج تبلیغ پیروزی‌اش بر داعش از طریق فیلم و سریال و داستان‌ها کرد، مسئله مهم‌تر برخورد مردم با خبر حمله شاهچراغ یا هر خبر دیگری از این دست است: «کار خودشونه».
اتفاقی که از سال‌ها قبل با شروع بی‌اعتمادی مردم به رسانه‌های حاکمیت شروع شده بود کم کم به جایی رسید که امروز ایستاده‌ایم و هر خبری که گمان برود پروپاگاندای حکومتی پشت آن است به سرعت اعتبار خود را از دست می‌دهد. این دست واکنش‌ها از گسست و بی‌اعتمادی عمیق مردم نسبت به حاکمیت خبر می‌دهد.
قمار بزرگ حکومت

اما آنچه حاکمیت را به این نقطه رساند قمار بزرگی بود که از سال‌ها قبل آغاز کرد. قمار مشروعیت. جمهوری اسلامی سال‌ها در تلاش برای کسب نتیجه دلخواه از حضور مردم در صحنه شکست خورد.

موج سواری روی حضور خیابانی مردم در تبلیغات انتخاباتی ۸۸ به اعتراضات پس از انتخابات منتهی شد. عوام‌گرایی و از «جنس مردم» بودن محمود احمدی‌نژادی از طرف حکومت «جریان انحرافی» نام گرفت و سرآخر، حاکمیت را به جایی کشاند که دیگر برای کسب مشروعیت به مردم احتیاجی ندارد.
حکومت ایران در شکل سنتی‌اش در دوران استبداد، حاکم را «مالک جان و مال و ناموس مردم» می‌دانست، بعدتر در دوارن شبه مدرن (پس از انقلاب مشروطه)، به واسطه در اختیار داشتن درآمد نفت (اصلی‌ترین درآمد کشور) و بی‌نیازی از دریافت مالیات، همواره خود را از پاسخگویی به مردم بی‌نیاز دانسته است. اما از نظر سیاسی همیشه سطحی از مشروعیت حتی در ظاهر مورد نیاز بود، دستکم در سطحی که قادر باشد سرمایه‌ اجتماعی حاکمیت را تامین کند.

در یک دهه اخیر باور به اینکه حکومت دینی مشروعیت را از خدا می‌گیرد نه مردم، حاکمیت را به اینجا رساند که اصلا چه اهمیتی دارد که مردم چه فکر می‌کنند؟ یا چند درصد از آنها در انتخابات شرکت می‌کنند؟ یا اصلا چند درصد از آنها حرف حاکمیت را باور می‌کنند؟

این قمار البته از چند نظر برای حاکمیتی که روز به روز به سمت حکومتی توتالیتر و استبدادی حرکت می‌کرد، دست آوردهایی هم داشت: وقتی مشروعیت را از مردم نمی‌گیرید پس لزومی ندارد پاسخگوی آنها باشید. پس اگر مدارک تحصیلی وزیری سراپا جعلی باشد اهمیتی ندارد. خبر اختلاس‌های چند هزار میلیاردی دیگر خبری شوک کننده نیست. خشک شدن دریاچه‌ی ارومیه، سو‌ءمدیریت‌ها و فجایع محیط زیستی و اقتصادی دیگر هیچ مسئولی ندارد و حتی قتل‌ها و حملات مرگبار هم با یک بیانیه قابل علاج است. حتی فیلم رهبری که به وضوح خود را لایق به رهبری نمی‌داند تاثیری بر جایگاه او ندارد.

با تکیه به همین تفکر است که می‌توان هواپیمای مسافربری را زد و بیانیه داد که نقص فنی بود. یا رسوایی اسناد محرمانه دزیده شده در تورقوزآباد را با گزارشی در صدا و سیما علاج کرد. عبور از مشروعیت مردمی، حاکمیت را در برابر خطر حضور مردم و مطالبات آنها بیمه می‌کند و در نتیجه در هر مسئله‌ای، دستگاه‌ها و مقام‌های درون حاکمیت، تنها موظف به پاسخ گویی به بخش‌های دیگر حاکمیت هستند.

اما این قمار بزرگترین زیانی که به بار آورده از دست رفتن سرمایه اجتماعی است. چیزی که اولین عکس العمل مردم به هر مسئله‌ای را به سطح «کار خودشونه» تقلیل می‌دهد. این از دست رفتن سرمایه‌ اجتماعی ظرفیت‌هایی که حاکمیت مشروع دارد را از جمهوری اسلامی گرفته است. امکان بسیج مردم در برابر دشمن خارجی و حتی مشکلات اقتصادی. امکان گذر از بحران‌ها با شنیدن مطالبات مردم و برآوردن بخشی از آن. امکان تغییر در افراد حاکمیت و نه ساختار آن و حتی امکان مهلت گرفتن از مردم برای تغییری آرام و ایمن‌تر همه امکاناتی است که حاکمیت جمهوری اسلامی در این قمار بزرگ باخته است.

تشبیه حادثه‌ شاهچراغ و متروپل به سینما رکس اتفاقی نیست. در حادثه‌ سینما رکس حکومت تلاش کرد نشان دهد نه تنها نقشی در حادثه نداشته و سودی عایدش نمی‌شد بلکه این می‌تواند حرکت نمادین مخالفان باشد. اما این گزاره‌ها یک سره در کوره‌ بی‌اعتمادی عمیق مردم نسبت به حاکمیت ذوب ‌شد.

حالا و در اوج اعتراضاتی که هدف را «کلیت نظام» می‌داند و سطح مجادله را به شخص رهبر رسانده است، قبولاندن اینکه این حادثه کار دشمنان خارجی بوده از توضیح علت آتش زدن سینما رکس هم نیز دشوارتر است.

از دست رفتن سرمایه اجتماعی و‌ اعتماد عمومی و بی‌اعتنایی به آن، قطار «نظام» را به نظر به سراشیبی بی‌بازگشت کشانده است. به نظر می‌رسد، هر تلاشی برای گشایش امکان گفتگو (اگر تلاشی باشد) بین مردم و‌ حاکمیت، از پیش شکست خورده است.

حاکمیت احتمالا باید ریشه‌ این شکست خود را بیش از همه در جمله‌های فصل الخطاب و دستور زبان رهبر جمهوری اسلامی جستجو کند: «مطبوعات پایگاه دشمن است»، «انتخابات تکرار نمی‌شود»، «مذاکره نمی‌کنیم»، «تصمیم سران قوا (درباره‌ بنزین ) باید اجرا شود»، «ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی ممنوع است».

همه این فصل‌الخطاب‌ها پیش از این امکان گفتگو را قطع و شخص رهبر را تنها مالک جان و مال مردم دانسته است. پس طبیعی است که تا قطع برق پاساژ علاالدین هم تقصیر شخص رهبر باشد.

ذهن‌های مردسالار، ناتوانی در فهم خیزشی زنان

امروز و از این رهگذر شاید بتوان برای ذهن‌های مردسالار تصویر بهتری از اهمیت و مختصات زنانه این خیزش انقلابی داد. نادیده گرفتن کلیت مردم که تدریجی و در سال‌های اخیر شدت گرفت، برای نیمی از مردم، یعنی زنان به صورت سیستماتیک و مصرانه در طی ۴۴ سال اتفاق افتاده است. به همین خاطر قدرت و سازش ناپذیری که اکنون در عموم جامعه به وجود آمده است به صورت عمیق‌‌تر و بی‌‌بازگشت‌تر در زنان متبلور شده است.

در طول سالیان، بزرگترین لطف دیدگاه حاکمیت به زنان این بود که «اسلام از زنده بگور کردن دختران جلوگیری کرد» یا «نسل پیامبر از یک زن ادامه پیدا کرد» یا «ما به خواهرانمان اجازه تحصیل دادیم». این دیدگاه که حق زنده بودن را «حبه» اسلام (مرد مسلمان) به زن می‌داند. این دیدگاهی است که خود را صاحب حق ممانعت از ورود واکسن می‌داند.

در نتیجه اگر این قول بزرگان انقلاب فرانسه را در نظر بگیریم که گفته بودند «ما هیچکس نبودیم و آمده‌ایم تا همه کس شویم»، در خیزش اخیر در ایران هم عملا زنان و دیگر گروه‌های تحت ستم و شمارده نشده، رهبری توده‌ها نادیده گرفته شده را بر عهده گرفته‌اند.

از پس سالها مبارزه زنان، اقلیت‌ها و ملیت‌های تحت ستم، برای حق تحصیل، برای حق رای و برای داشتن حقوق قانونی برابر و در نهایت برای شمرده شدن و داشتن حق زندگی اکنون این نادیده گرفته شدگان آمده‌اند تا «همه کس» باشند.

شجاعت و استواری زنان صدای بلندتر آنها در خیرشی انقلابی و حضور مصرانه‌ آنها در هر تجمعی برآیند همین نادیده گرفته شدن و فشار بی‌وقفه‌ای است که زنان به صورت روزانه در خانه در خیابان و در محیط کار تجربه می‌کنند و برای بخش دیگر جامعه به واسطه امتیاز اجتماعی خود اساسا قابل درک نیست.

امروز در خیابان‌های شهرهای ایران به وضوح تعداد زنانی که روسری به سر ندارد افزایش یافته است . تا یک ماه پیش هزینه این کار دریافت تذکر حجاب، مواجهه با گشت ارشاد و احتمالا آزار کلامی و خیابانی بود ولی امروز هر زنی که بی‌روسری از خانه بیرون می‌آید عملا بیرق قیامی را حمل و خود را برای نیروی سرکوب نشان‌دار می‌کند. سطح تنشی که این زنان فقط به واسطه لباسی که به تن می‌کنند در طول روز تجربه می‌کنند قابل مقایسه با فشاری که بخش‌های دیگر نیست.

از سوی دیگر به شهادت بسیاری از همین زنان آزار خیابانی که این روزها در خیابان‌ها تجربه می‌شود به وضوح در قیاس با یک ماه قبل کاهش چشمگیر داشته است.

اگر چه نمی‌توان این تغییر را قطعی و بی‌بازگشت دانست ولی حداقل می‌توان دید که فضای همبستگی این روزها چگونه دایره المعارف معمول وضعیت را حتی موقتا تغییر داده است.

این همبستگی جامعه و این کنشگری قاطع زنان حتی اگر در آینده نزدیک به تغییر در ساختار اجتماعی نشود بی‌شک اثر خود را بر ساختار اجتماعی ایران (حتی با ضریب نفوذ زیادی در شهر های کوچک و روستا‌ها ) گذاشته است و نقطه عطفی در زیست زنان و مردان این سرزمین خواهد بود. این آگاهی و همبستگی این ظرفیت را دارد که جایگزین همان بی‌اعتمادی و سرمایه اجتماعی از دست رفته در جامعه ایران شود و برای هر ساختار سیاسی در آینده ایران سرمایه‌ای گرانبها خواهد بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .