اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اعتراضات' Category

Sep 25 2023

سالگرد اعتراضات ایران؛ عضو سابق نیروی انتظامی که از حکومت جدا شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی

بی‌بی‌سی: امید مرادی، عضو سابق نیروی یگان ویژه ضربت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، چهار سال پیش راهش را از حکومت جدا کرد. او سال گذشته به معترضان مخالف حکومت پیوست. او می‌گوید: «در میان نیروهای انتظامی بسیاری از وضعیت کنونی و نقش خود به تنگ آمده‌اند. اگر فرصتی پیش آید آنان هم راهشان را از حکومت جدا خواهند شد.»

ماه گذشته، و در آستانه سالگرد کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد تهران، در نزدیکی فرانکفورت آلمان با امید مرادی، ۲۷ ساله، متولد تهران و از خانواده‌ای نظامی دیدار کردم، مردی قد بلند با بدنی ورزیده.

امید مرادی هنگامی که ۲۱ سال داشت به نیروی انتظامی جمهوری اسلامی می‌پیوندد. در پادگان بهشتی اصفهان آموزش می‌بیند. پس از طی آموزش‌های مقدماتی در پادگان بهشتی اصفهان برای آموزش ویژه و بیشتر انتخاب می‌شود. به‌گفته او«توانایی جسمی بالا باعث شد من برای یگان ویژه ضربت آموزش بیشتری ببینم.»

او درباره دوران آموزشی خود می‌گوید که آنها علاوه بر تمرین‌های نظامی، آموزش‌های «مذهبی» و عقیدتی نیز داشتند. او می‌گوید که در این آموزش‌ها از آنها خواسته شده بود تا «بی‌رحم باشند» و در زمان نیاز به گفته وی «خال زن» باشند و «به جاهای دقیق شلیک کنیم».

در چند سال گذشته ایران شاهد اعتراضات کوچک و بزرگ در مناطق مختلف ایران بوده است. نیروی انتظامی در کنار بسیج و سپاه از اهرم‌های اصلی سرکوب معترضان بوده‌اند.

پس از تکمیل آموزش ثانویه، امید مردای به یگان ویژه ضربت ناحیه یک تهران منتقل می‌شود. یکی از اولین ماموریت‌های او متفرق کردن بازنشسته‌های معترض به گرانی و عدم افزایش حقوقشان در تهران بود.

آقای مرادی در این باره می‌گوید: «ما یک گروه متشکل از۲۰ موتور سوار بودیم. بر هر موتور دو مامور مسلح بودند» و در ادامه می‌گوید: «وظیفه ما متفرق کردن آنها با استفاده از هر وسیله‌ای بود، از جمله گاز اشک‌آور و باتوم.»

اما امید می‌گوید او چندین بار از دستور فرماندهانش برای سرکوب مردم «سرپیچی کرد» و این باعث شد او بارها «توبیخ شود.» نهایتا چهار سال پیش امید این نیرو را ترک می‌کند.

او می‌گوید: « در میان نیروهای انتظامی بسیاری از وضعیت کنونی و نقش خود به تنگ آمده‌اند. از لحاظ وجدانی در عذابند. اگر فرصتی برای آنان هم پیش آید، راهشان را از حکومت جدا خواهند شد.»

سازمان‌های حقوق بشر ایران از کشته شدن بیش از ۵۵۱ معترض در سال گذشته خبرمی‌دهند.‌ همین گزارش‌ها حاکیست که ۶۸ زن و ۴۹ کودک در میان کشته‌شدگان بوده‌اند.

در سال‌های گذشته کمتردیده شده دستگاه قضایی حکومت ماموران یا بسیجیان و سپاهیان را به اتهام کشتن معترضان محاکمه کند. این عضو سابق نیروی یگان ویژه می‌گوید: «وقتی فرمانده ناجا به فرماندهان می‌گوید در هر شرایطی من پشت شما هستم، یعنی بروید از خشونت علیه مخالفان استفاده کنید، اگر هم کسی کشته و زخمی شود نگران عواقب آن نباشید.»

امید می‌گوید نیروهای رده پایین نیروی انتظامی همچون مردم عادی با گرانی و تورم دسته و پنجه نرم می‌کنند: «فرزندان بسیاری از آنها هم مخالف حکومت هستند. مخالف حجاب اجباری هستند. حقوق آنها هم برای یک زندگی شرافتمندانه کافی نیست».

آقای مرادی اضافه می‌کند «فساد» در میان نیروی انتظامی از بالا به پایین وجود دارد: «ما نیروی پلیس داشتیم مثل من که برای مخارج روزمره دست پا می‌زد. اما همزمان بودند نیروهای پلیس که با همان درجه و در همان مکان، دارای ماشین گران قیمت و صاحب خانه در بالا شهر تهران بودند».

امید در ادامه می‌پرسد: «آنها چگونه توانایی خرید این گونه ملک و ماشین‌ها را دارند؟ بارها پیش آمده که ماموران یکی یا دو بار دزد یا مواد فروشی را می‌گرفتند. او را آزاد می‌کردند به شرطی که او به آنها ۲۰ تا ۵۰٪ کمیسیون دهد. او هم در آن منطقه تهران به خلاف ادامه می‌داد.»

بارها مقامات جمهوری اسلامی ازجمله آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر این کشور، بر مبارزه با فساد اقتصادی و مالی تاکید کرده‌اند؛ فسادی که بسیاری از منتقدان آن را «سیستماتیک» خوانده‌اند هر چند که آقای خامنه‌ای پیشتر گفته بود این فسادها «موردی» است نه «سیستماتیک». با این حال در سال‌های اخیر قوه قضائیه از بازداشت برخی مقامات و تشکیل پرونده مالی برای آنها خبر داده است. علیرضا زاکانی شهردار کنونی چند سال پیش در یک برنامه زنده تلویزیونی در اظهار نظری بی‌سابقه گفت: «فساد اقتصادی ندیدم، الّا این‌که پشت سرش یک قدرتی وجود داشته باشد».

امید مرادی همچنین شاهد تنش بین برخی از نیروهای انتظامی با نیروهای بسیج و سپاه در جریان سرکوب معترضان بوده است. او می‌گوید اکثر افسران و درجه‌داران پلیس، به غیر از یگان ویژه، از خشونت و زور غیرقانونی علیه مردم ناراحتند: «ماموران رده پایین بارها با نیروهای سرکوبگر به خاطر شلیک به معترضان درگیر می‌شدند. اما همیشه فرماندهان بلندپایه نیروی انتظامی از ماموران خشن حمایت می‌کردند».

سال گذشته امید مردای به معترضان علیه حکومت می‌پیوندد. او هنگامی که در خیابان ولیعصر تهران تلاش می‌کند دختری را از دست ماموران برهاند خود دستگیر می‌شود. او را به شدت کتک می‌زنند. او می‎‌گوید تلخ‌ترین شکنجه، شنیدن صدای ضجه‌های مادرش بوده است: «مامورها به مادرم زنگ زده بودند که من را به زودی اعدام می‌کنند. بعد صدای ضبط شده مادرم را برای من پخش می‌کردند. با شنیدن صدای گریه‌های مادرم حس کردم تمام دنیا رو سرم خراب شده است».

امید می گوید پدرش سرهنگ بازنشسته نیروی انتظامی است. خانواده او مجبور شده بودند پول هنگفتی به همکاران سابق پدرش برای آزادی او «رشوه بدهند.»

او سپس از ایران خارج می‌شود و اکنون در خواست پناهندگی داده است.

No responses yet

Sep 23 2023

تأکید فعالان دانشجویی ۱۲ دانشگاه ایران بر «ایستادگی مقابل سرکوب حکومتی» در سال تحصیلی جدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,دانشجویی,قیام پائیز ۱۴۰۱

رادیوفردا: همزمان با بازداشت دست‌کم پنج دانشجو و احضار ده‌ها دانشجو در آستانه سال تحصیلی جدید، فعالان دانشجویی ۱۲ دانشگاه‌ بزرگ ایران در بیانیه‌ای مشترک و همچنین دانشجویان دانشکده‌ هنرهای زیبا و دانشگاه هنر تهران در بیانیه‌ای جداگانه، سال تحصیلی جدید را «مرحله‌ تازه‌ای از کنشگری و مقاومت» در مقابل «اقدامات سرکوبگرانه حکومت» خوانده و نوشتند: «با صدای بلند اعلام می‌کنیم که آن‌ها، آرزوی انفعال و سکوت دانشگاه و ما دانشجویان را به گور خواهند برد.»

فعالان تشکل‌های صنفی ۱۲ دانشگاه‌ ایران در بیانیه مشترکی به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید با عنوان «ما بازمی‌گردیم»، نوشتند که تجربه‌ متناوب «خواستن، سرکوب و ایستادگی» طی سال گذشته و در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، «ما را وارد مرحله‌ تازه‌ای از کنشگری و مقاومت برای رسیدن به آرمان‌هایمان کرده است که اقدامات سرکوبگرانه حکومت را بی‌اثر خواهد کرد.»

در این بیانیه به ابعاد گسترده سرکوب دانشگاهیان اشاره شده و آمده است که «اکنون استبداد شاید بیش از هر زمان دیگر از بدو تاسیس، کمر به قتل دانشگاه بسته‌ است» و «گرچه رد تازیانه‌» حکومت پابرجاست اما «زخمشان» بر پیکر دانشگاه کاری نیست.

این بیانیه که در اولین ساعت‌های بامداد شنبه اول مهر ماه در کانال شوراهای صنفی دانشجویان کشور منتشر شد، به امضای فعالان صنفی ۱۲ دانشگاه شامل «دانشگاه‌های تهران، علامه، بهشتی، خواجه نصیرالدین طوسی، الزهرا و همچنین دانشگاه هنر تهران، دانشگاه یزد، دانشگاه چمران اهواز، دانشگاه اصفهان، دانشگاه هنر اصفهان، دانشگاه نوشیروانی بابل و دانشگاه فردوسی مشهد» رسیده است.

دانشجویان در این بیانیه با تأکید بر اینکه «هویت دانشجویی، به معنی ایستادگی در برابر ناعدالتی‌ها و تلاش برای نیل به خواسته‌های به‌حق است»، نوشته‌اند که «آغاز سال تحصیلی جدید «با انباشتی از تجربه و در امتداد مسیر بی‌بازگشتی که طی کرده‌ایم، وقت بازپسگیری و بازتعریف دوباره‌ دانشگاه به‌عنوان میدانی برای تخیل و ساخت آینده و مبارزه برای رسیدن به آن است.»

فعالان تشکل‌های صنفی ۱۲ دانشگاه‌ بزرگ ایران در بیانیه خود تأکید کردند «هم‌اکنون در درون جنبش دانشجویی سنت و ادبیاتی در حال ساخته‌شدن است که خار چشم استبداد و آتشی روشنی‌بخش برای راهی‌ است که به سوی فردا در پیش گرفته‌ایم.»

«آرزوی انفعال و سکوت دانشگاه را به گور خواهند برد»

در همین حال جمعی از دانشجویان رشته‌های هنری دانشکده هنرهای زیبا و دانشگاه هنر تهران در بیانیه‌ای مشترک به‌مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید، ضمن محکوم کردن اقدامات مقام‌های حکومتی در سرکوب دانشجویان، نوشتند: «با صدای بلند اعلام می‌کنیم که آن‌ها، آرزوی انفعال و سکوت دانشگاه و ما دانشجویان را به گور خواهند برد.»

دانشجویان هنر بیانیه خود را «به نام زن، زندگی، آزادی» آغاز کردند و در ادامه افزودند «اینک سال دوم جنبش آزادی‌خواهانه و طغیانِ ملت ایران علیه ظلم» در حالی آغاز می‌شود که «دانشگاه زیر بار شدیدترین سرکوب‌ها و فشارهاست» و مقام‌های حکومتی «هراسان از حضور دانشجویان، آغاز ترم جدید را هر روز به تأخیر می‌اندازند» و با احضار و تهدید، سعی در ارعاب و ساکت‌کردن دانشجویان دارند.

در بخشی از این بیانیه به موج اخراج استادان و احضار و بازداشت دانشجویان در «سالگرد مهسا امینی و آغاز اعتراضات زن، زندگی، آزادی» و در آستانه «آغاز سال تحصیلی جدید» اشاره شده و آمده است:«هیچ‌کدام ما از هیچ‌کدام از این اقدامات شنیع، نه ترسی در دل داریم و نه اندک‌ تردیدی به ادامهٔ راهی که آغاز کرده‌ایم.»

دانشجویان هنر در بیانیه خود افزودند: «دانشگاه خانهٔ ماست، ما در این خانه می‌مانیم و با آثار و حضور موثرمان، همراه سایر مردم و دانشجویان و هنرمندان بیرون از دانشگاه، برای آزادی خواهیم آفرید، به مبارزه ادامه خواهیم داد و «نه‌گویان» فریاد خواهیم زد: ما هنوز زنده‌ایم.»

آغاز موج جدید بازداشت دانشجویان، ادامه احضارهای دسته‌جمع

همزمان طی موج جدید بازداشت دانشجویان که در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید آغاز شده است، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دست‌کم ۵ دانشجو را در شهرهای مختلف ایران بازداشت کردند.

جدیدترین مورد از این بازداشت‌ها، آرمیتا پاویر، دانشجوی دانشگاه مدنی آذربایجان، است که روز پنجشنبه ۳۰ شهریور ماه بازداشت شد و به بند زنان زندان مرکزی تبریز انتقال یافت.

آرمیتا پاویر آبان پارسال نیز در همزمان با اعتراضات زن، زندگی، آزادی و اوج تجمعات اعتراضی دانشجویان برای مدتی بازداشت شده بود. او از آغاز شهریور ماه سال جاری و در آستانه سالگرد مهسا امینی و سال تحصیلی جدید، دو بار به دادسرای آذرشهر و تبریز احضار شده بود.

موج جدید بازداشت دانشجویان در آستانه سال تحصیلی جدید، از ، روز ۲۳ شهریور ماه آغاز شد که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی علی غلامی، فعال دانشجویی و دبیر سیاسی پیشین انجمن آرمان دانشجویان دانشگاه علم و صنعت را در منزل خانوادگی او، در شهر شیروان، بازداشت کردند.

علی رضوی، دانشجوی ورودی ۱۴۰۱ دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی نیز از ۲۵ شهریورماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و در حال حاضر در زندان فشافویه زندانی‌ است.

در ادامه محمدمهدی وثوقیان، فعال دانشجویی و نایب دبیر شورای صنفی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان روز چهارشنبه ٢٩ شهریور ماه بازداشت شد. این دانشجو پیشتر نیز توسط کمیته انضباطی دانشگاه به «یک ترم تعلیق با احتساب سنوات» محکوم شده بود و مقام‌های دانشگاه اصفهان او را پیش از برگزاری جلسه کمیته انضباطی و قطعی شدن حکم، از ورود به خوابگاه منع کرده بودند.

فرهاد حسینی، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دانشگاه آزاد زنجان و خبرنگار سابق نشریه بایرام، نیز روز ۲۸ شهریور ماه، توسط نیروهای امنیتی در شهر زنجان بازداشت شد.

بنابر اعلام کانال دانشجویان متحد، این دانشجو در حال حاضر «در بازداشتگاه سپاه زنجان» محبوس است و «تحت بازجویی نیروهای سازمان اطلاعات سپاه» قرار داد.

در همین حال احضار گسترده دانشجویان توسط دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی نیز در آستانه سال تحصیلی جدید همچنان ادامه دارد و در جدیدترین مورد بنابر گزارش کانال دانشجویان متحد، نیروهای امنیتی با «ده‌ها دانشجوی دانشگاه نوشیروانی بابل» تماس گرفته و آنها را احضار کرده‌ یا مورد تهدید قرار داده‌اند.

این کانال فعالان دانشجویی تاکید کرد که «تماس‌های تلفنی نیروهای امنیتی با دانشجویان با هدف «ایجاد ارعاب و ترس در خصوص فعالیت در فضای مجازی» بوده و شماری از «دانشجویان نیز به بازداشت و یا ایجاد وقفه و مشکل در تحصیل» تهدید شدند.

پیشتر فعالان دانشجویی گزارش داده بودند که شماری از دانشجویان دانشگاه تهران، امیرکبیر، خواجه نصیر، علم و صنعت، دانشگاه کرمان، دانشگاه علامه، تربیت مدرس، فردوسی مشهد، دانشگاه صنعتی اصفهان ودیگر دانشگاه‌های ایران با «احضار تلفنی» و «تهدید تلفنی» نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی مواجه شده‌اند.

صدور احکام پرشمار «تعلیق از تحصیل»، «تبعید و انتقال اجباری» و «اخراج» برای دانشجویان معترض، «لغو مجوز و منع فعالیت شماری از تشکل‌های دانشجویی»، موج اخراج ده‌ها استاد و اعضای هیات علمی از جمله اقدامات دیگر دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی و مدیران دانشگاه‌ها علیه اعتراضات دانشگاهیان است.

با این وجود، شماری از نمایندگان رهبر جمهوری اسلامی و امامان جمعه شهرهای مختلف ایران روز ۳۱ شهریور ماه درخطبه‌های نماز جمعه از احتمال شکل‌گیری اعتراضات دانشجویی با بازگشایی دانشگاه‌ها ابراز نگرانی کردند.

محمدعلی آل هاشم، نماینده علی خامنه‌ای در استان آذربایجان شرقی، یکی از این مقامم‌های حکومتی است که در خطبه‌های نماز جمعه تبریز، به صراحت از نگرانی مقام‌های جمهوری اسلامی نسبت به احتمال اوج‌گیری دوباره اعتراضات دانشجویی سخن گفت.

امام جمعه تبریز اعتراضات زن، زندگی، آزادی را «فتنه» خواند و گفت: «از ویژگی‌های جدید سال تحصیلی جدید نگرانی درباره فتنه زن، زندگی، آزادی است که این نگرانی به جاست و باید چاره اندیشی شود.»

با استفاده از شبکه‌های اجتماعی؛ ش.ر

No responses yet

Sep 21 2023

گزارش‌هایی درباره «شکنجه‌های وحشیانه» توماج صالحی و نیاز او به «رسیدگی فوری» پزشکی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,هنر

توماج صالحی در موزیک ویدیوی «سوراخ موش»

صدای آمریکا: حساب کاربری توماج صالحی در صفحه ایکس (توئیتر سابق) از آسیب‌های ناشی از «شکنجه‌های وحشیانه» این رپر زندانی خبر داد و خواستار درمان فوری او شد.

در این صفحه پیام‌رسان، با انتقاد از «گذشت ۳۲۵ روز از حمله خشونت بار، بازداشت همراه با ضرب و شتم شدید، بازجویی‌های طولانی زیر شکنجه‌های وحشیانه و بارها بیهوش شدن در اثر شکنجه» تاکید شد که آسیب‌های جسمی وارده به توماج صالحی همچنان بدون درمان و رسیدگی پزشکی رها شده است.

در بخشی از حساب کاربری توماج صالحی نوشته شده که «لازم است هرچه سریع تر اقدامات لازم برای مرخصی استعلاجی و انتقال توماج به بیمارستان برای پیگیری امور درمانی او صورت پذیرد و به بهانه‌های واهی در این امر خطیر و ضروری تاخیر صورت نپذیرد.»

صفحه توماج صالحی در ایکس در ادامه گزارش از وضعیت این رپر زندانی، به جزییات بیشتری درباره عوارض ناشی از «شکنجه» او از جمله خونریزی و کاهش شدید بینایی چشم، شکستگی ساق پا و انگشتان دست و دنده و همچنین تورم شدید سر و قرار گرفتن در حالت بیهوشی اشاره کرده است.

در این گزارش، همچنین از چگونگی برگزاری «به اصطلاح دادگاه» و حبس «ناعادلانه» این خواننده معترض، همزمان با اعمال «فشارها و کنترل‌های شدید و بدون داشتن حقوق اولیه» انتقاد شده است.

با گذشت ۳۲۵ روز از حمله خشونت بار، بازداشت همراه با ضرب و شتم شدید و بازجویی‌های طولانی زیر شکنجه‌های وحشیانه، بارها بیهوش شدن در اثر شکنجه، آسیب‌های جسمی وارده به #توماج_صالحی همچنان بدون درمان و رسیدگی پزشکی رها شده است:
– چشم توماج که پس از ضربات متعدد به صورت و سر او دچار…

— توماج صالحی🌋 (@OfficialToomaj) September 19, 2023

توماج صالحی پس از حمایت از معترضان، در آبان‌ماه گذشته بازداشت شد و در دادگاهی غیرعلنی به اتهاماتی از قبیل «افساد فی‌الارض»، «تبلیغ علیه نظام» و «دعوت مردم به کشتار و اغتشاش» به شش سال و سه ماه زندان محکوم شد.

شبنم خسروی، دخترخاله توماج صالحی، به تازگی در گفتگو با صدای آمریکا، بر نیاز این معترض زندانی به رسیدگی پزشکی تاکید کرد.

سازمان «گلوبال میوزیک اواردز» در مردادماه سال جاری او را به دلیل خواندن ترانه «فال»، در بخش موسیقی اعتراضی – کنشگری، برنده معرفی کرد.

در پی اعتراضات سراسری پس از کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد، شماری از هنرمندان و خوانندگان معترض احضار یا بازداشت شدند. مهدی یراحی، سامان یاسین (صیدی) و توماج صالحی از جمله خوانندگان بازداشت‌شده به شمار می‌روند.

محمدمهدی عارفی، خواننده ملقب به متین دوحنجره، هم پس از چند روز بازداشت با قید وثیقه آزاد شد.

No responses yet

Sep 20 2023

«اجرای آزمایشی سه ساله لایحه عفاف و حجاب» در مجلس به تصویب رسید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,مذهب

رادیوفردا: محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی روز چهارشنبه ۲۹ شهریور مجلس گفت که لایحه عفاف و حجاب با هماهنگی قوه قضائیه در مجلس به تصویب رسید و قوه قضائیه به صورت کتبی موافقت خود را با این لایحه اعلام کرده است.

در همین حال خبرگزاری‌های داخلی خبر می‌دهند که نمایندگان در نشست علنی روز چهارشنبه با «اجرای آزمایشی ۳ ساله» این لایحه با ۱۵۲ رأی موافق، ۳۴ رأی مخالف و ۷ رأی ممتنع موافقت کردند.

این طرح در حالی تصویب می‌شود که کارشناسان کمیساریای عالی حقوق بشر تأکید کرده‌اند جمهوری اسلامی با این طرح درصدد اعمال تبعیض سیستماتیک به قصد سرکوب زنان و دختران برای وادار کردن آنها به اطاعت محض از حکومت است.

کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد نیز در بیانیه خود هشدار داده است که با تصویب این طرح، زنان و دختران در ایران بیش از پیش در معرض خشونت و آزار و بازداشت‌های خودسرانه قرار خواهند گرفت.

با تصویب این لایحه در مجلس، اکنون گزارش کمیسیون قضائی و حقوقی دربارهٔ لایحه عفاف و حجاب به شورای نگهبان ارسال خواهد شد و در صورت تصویب به مدت سه سال «به صورت آزمایشی» در کشور اجرا خواهد شد.

به گفته نمایندگان، این لایحه در حال حاضر دارای پنج فصل است که بیشتر فصل‌های آن مربوط به «تعیین تکلیف» برای دستگاه‌های برای برخورد با شهروندان بر سر حجاب اجباری است.

در فصل این مصوبه نیز «برای افراد شاخص مجازات‌های خاصی در نظر گرفته شده و برای افرادی که در فضای مجازی و غیرمجازی مرتکب تخلف شوند، مجازات‌هایی در نظر گرفته شده است.»

بنابر ماده دو این مصوبه، دستگاه‌های حکومتی باید در مورد «تکالیف»‌ خود ابتدای آبان ماه هر سال به شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی گزارش بدهند و در تبصره ۲ این مصوبه نیز آمده که نیروهای نظامی و انتظامی و سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز «با اذن» رهبر جمهوری اسلامی موظف به همکاری با ستاد مربوطه هستند و «مکلفند گزارش عملکرد سالانه خود را تا ابتدای مهرماه هر سال به وزارت کشور ارائه دهند.»

پس از آغاز اعتراض‌های سراسری سال گذشته که مخالفت با حجاب اجباری یکی از نمادهایش بود، مجموعه برخوردهای حکومتی در مقابل نافرمانی مدنی زنان و تن ندادن به حجاب اجباری ناکام مانده و مقام‌های جمهوری اسلامی با اجرای لایحه حجاب و مجازات‌هایی مانند «جریمه‌های چند ده میلیون تومانی، مصادره اموال و حبس‌های سنگین» قصد مقابله با این روند را دارند.

کارشناسان سازمان ملل هشدار داده‌اند که اصلاحات و عبارات استفاده‌شده در طرح یاد شده مانند «برهنگی، بی‌عفافی، بی‌حجابی، بدپوشی و اعمال منافی عفت عمومی که منجر به اخلال در آرامش می‌شود»، به دنبال این است که به نهادهای دولتی مجوز ممانعت از حق دسترسی به خدمات و فرصت‌های ضروری اجتماعی برای افرادی که حجاب حکومتی را رعایت نمی‌کنند، بدهد.

بر اساس این طرح، حتی مدیران سازمان‌هایی که قانون حجاب در آنجا رعایت نمی‌شود، نیز می‌توانند مجازات شوند.

گزارش کارشناسان سازمان ملل هشدار داده است که تصویب این طرح پیامدهای منفی گسترده‌تری برای کودکان و کل جامعه خواهد داشت.

با استفاده از ایسنا، مهر و گزارش‌های رادیو فردا؛ پ.پ / ب.ب

No responses yet

Sep 19 2023

خیز وزارت «ارشاد» برای دولتی کردن خبرنگاری؛ روزنامه‌نگاری به شرط داشتن پروانه صنفی 

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

صدای آمریکا: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از برنامه این وزارتخانه برای صدور پروانه صنفی برای روزنامه نگاران خبر داد. منتقدان بر این باورند که جمهوری اسلامی قصد دارد با «پروانه‌دار کردن» خبرنگاران امکان مدیریت آنها و در صورت لزوم حذف آنها از رسانه‌ها با ابطال پروانه فعالیت را فراهم کند.

براساس گزارشی که خبرگزاری «ایسنا» منتشر کرده، محمدمهدی اسماعیلی در نشستی با «اصحاب رسانه» آذربایجان شرقی گفته که «برخی مسائل در برخی رسانه‌ها برجسته می‌شود که نسبت آن با حقایق قابل مقایسه نیست که گویی از دو رسانه از دو جغرافیا متفاوت صحبت می‌کنند که این مورد آسیب است.»

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت ابراهیم رئیسی از برنامه‌های وزارتخانه خود برای «اصلاح رویه‌های موجود» در بین «اصحاب رسانه» در ایران خبر داده و گفته است «باید تمامی روزنامه نگاران» دارای «هویت صنفی مشخصی» باشند.

اسماعیلی هدف از این اقدام را «اجرای آسان قانون» اعلام کرده و تاکید کرده که «تاکنون نتوانستیم» قانون را در بحث مطبوعات به طور کامل اجرا کنیم.

وزیر «ارشاد» جمهوری اسلامی بخش قابل توجهی از اخبار را «جعلی» و ناشی از «سواد رسانه‌ای پایین» دانسته و گفته است که در دو سال باقی دولت سیزدهم، «باید بسیاری از نواقص این حوزه برطرف شوند.»

پیش‌تر علی فرخنده، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان جنوبی نیز در ۱۸ مرداد ماه با تاکید بر لزوم «ساماندهی خبرنگاران» گفته بود که این اقدام در حال انجام است.

علی‌محمد زنگانه، استاندار گلستان نیز در ۲۸ مرداد ماه گفته بود که «ضرورت دارد خبرنگارنماها و رسانه‌نماها از حوزه رسانه حذف شوند و ساماندهی هر چه زودتر خبرنگاران از اوجب واجبات است.»

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گنبدکاووس نیز ۱۷ مرداد ماه گفته بود که «ساماندهی خبرنگاران» و «مدیریت بهتر» این حوزه نیازمند «فعالیت تیمی مشورتی از بخش‌های مختلف در کنار خانه مطبوعات است.»

رضا شجاعی تاکید کرده بود که این «تیم مشورتی» می‌تواند روند اجرای موضوع «رتبه بندی خبرنگاران» را بررسی کند و در مرحله نخست لیستی از خبرنگاران رسمی احراز و برای دریافت کارت خبرنگاری و سایر مزایا معرفی شوند.

شهریورماه سال گذشته و همزمان با آغاز اعتراضات سراسری در ایران نیز سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی از آماده شدن طرحی خبر داد و تاکید کرد که در صورت تصویب آن، «افرادی که در فضای مجازی خبری منتشر کنند که نتوانند صحت آن را ثابت و درباره آن خبر شواهد و مدارک مستدلی ارائه کنند، به دادگاه فراخوانده خواهند شد.»

محمدتقی نقدعلی، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گفته بود: «براساس این طرح منتشر‌کنندگان هر خبری که آثار سوء اجتماعی داشته باشد و موجب ضربه به جامعه شود، اگر نتوانند جبران خسارت بکنند، باید مجازات شوند.»

به گفته نقدعلی، این طرح همچنین «بزرگ‌نمایی» اخبار و حوادث را نیز در بر خواهد گرفت و منتشر‌کنندگان «این مدل خبرها هم به عقوبت قضا و جزا گرفتار خواهند شد.»

منتقدان بر این باورند که جمهوری اسلامی قصد دارد با «پروانه‌دار کردن» خبرنگاران امکان مدیریت آنها و در صورت لزوم حذف آنها از رسانه‌ها با ابطال پروانه فعالیت را فراهم کند.

در سالگرد کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، گزارش مستندی درباره نقض آزادی بیان و سرکوب روزنامه‌نگاران و رسانه‌‌ها در ایران منتشر کرد.

به گفته این فدراسیون، پس از مرگ «مشکوک» مهسا امینی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، موج گسترده‌ای از اعتراضات سراسری در ایران رقم خورد که از زمان روی کارآمدن جمهوری اسلامی بی‌سابقه بود. در ادامه گفته می‌شود که هزاران نفر از مردم معترض در خیابان‌ها کشته و مجروح شدند، و شمار زیادی از آنها بازداشت و به زندان افتادند.

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران تأکید می‌کند که در این دوران سرکوب رسانه‌ها، بازداشت روزنامه‌نگاران، و فشار بر فعالان رسانه‌ای افزایش چشمگیری داشت. به گفته این فدراسیون، اصحاب رسانه، که بنا بر وظیفه ذاتی خود به پوشش اخبار مشغول بودند، با برخوردهای «شدید و اسف‌بار» از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی روبرو شدند.

به استناد گزارش‌های منتشر شده از سوی نهادهای بین‌المللی روزنامه‌نگاری، از جمله سازمان گزارشگران بدون‌مرز و کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران، حاضر جمهوری اسلامی ایران، چین، میانمار، ترکیه و بلاروس در حال در صدر فهرست جهانی بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران قرار دارند.

No responses yet

Sep 19 2023

ارجاع پرونده مهدی یراحی به دادگاه انقلاب، به اتهام «ترغیب افراد به جرایم منافی عفت»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,قیام پائیز ۱۴۰۱,هنر

رادیوفردا: مصطفی نیلی، وکیل دادگستری، از ارسال پرونده مهدی یراحی، خواننده معترض زندانی به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران خبر داد.

آن‌طور که او در شبکه ایکس (توئیتر سابق) خبر داده، آقای یراحی به «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «تشویق مردم به فساد»، «ساخت و انتشار محتویات خلاف اخلاق» و عفت عمومی» و «ترغیب و تحریک افراد به جرایم منافی عفت از طریق سامانه‌های رایانه‌ای»، متهم شده است.

به نوشته این وکیل دادگستری، مستندات قانونی اتهامات مذکور «مواد ۵٠٠، ۶٣٩، ٧۴٢ و بند ب ماده ٧۴٣ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات و جرایم رایانه‌ای است.»

آقای نیلی اضافه کرده که او و موکلش در انتظار تعیین وقت رسیدگی به این پرونده از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب هستند.

مهدی یراحی، پس از انتشار ترانه «روسریتو در بیار»، بازداشت شد و از آن زمان، موجی از حمایت‌ها به ویژه از سوی خوانندگان، دیگر هنرمندان و چهره‌های فرهنگی و سیاسی و حتی فعالان زندانی از او به راه افتاده است.

پرونده آقای #مهدي_يراحی به شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب ارجاع شده است.
در کیفرخواست صادره ایشان متهم به:
١- فعالیت تبلیغی علیه نظام
٢-تشویق مردم به فساد
٣-ساخت و انتشار محتویات خلاف اخلاق و عفت عمومی
۴-ترغیب و تحریک افراد به جرایم منافی عفت از طریق سامانه‌های رایانه‌ای
شده‌اند.

— مصطفی نیلی (@MostafaNili58) September 18, 2023

No responses yet

Sep 15 2023

مهسا امینی؛ از وقتی به تهران رسید تا روزی که نامش نماد شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

رادیوفردا: صبح روز ۲۳ شهریور، وقتی بسیاری از ایرانیان نام «مهسا (ژینا) امینی» را شنیدند، کمتر کسی تصور می‌کرد این اسم تبدیل به نمادی برای فراگیرترین اعتراض‌های مردمی علیه جمهوری اسلامی شود. ماجرا از عصر روز قبل آغاز شده بود، در ایستگاه مترو «شهید حقانی» تهران، در نزدیکی میدان ونک.

سه‌شنبه ۲۲ شهریور، برای مهسا و برادرش اشکان روزی غیرعادی نبود. آن‌ها از سقز به تهران آمده بودند. حوالی ساعت شش و نیم عصر مأموران گشت ارشاد در ورودی ایستگاه مترو مهسا را به‌دلیل پوشش‌اش بازداشت می‌کنند. چند هفته بعد فیلم ادعایی پلیس از داخل بازداشتگاه وزرا نشان داد که مهسا مانتویی بلند و گشاد به تن کرده بود و شالی هم مثل بی‌شمار زنان دیگر بر سر داشت.

در سال‌های فعالیت گشت ارشاد، زنان زیادی شهادت می‌دادند که دلیل برخورد این مأموران با آن‌ها یا اطرافیان‌شان لزوماً «بی‌حجابی» یا پوشش «نامناسب» نبوده و گاهی حتی زنانی که براساس معیارهای عرفی جمهوری اسلامی «بدحجاب» تلقی نشده‌اند، به داخل ون‌های گشت ارشاد هدایت می‌شدند.

یک ساعتی که ایران را تکان داد

مهسا امینی یکی از این زنان بود. براساس روایت اشکان، پس از بازداشت خواهرش قرار بوده او را بعد از «یک ساعت کلاس توجیهی» آزاد کنند. اما وقتی او مقابل ادارۀ اماکن در خیابان خالد اسلامبولی (وزرا) می‌رود،‌ بعد از مدت کوتاهی او و سایر بستگان زنان بازداشت‌شده می‌بینند آمبولانسی از این ساختمان خارج می‌شود. برآورد شده که فاصلۀ رسیدن مهسا به بازداشتگاه تا خروجش با آمبولانس کمتر از دو ساعت بوده است.

اشکان گفته است نیم ساعت بعد از رفتن آمبولانس متوجه شده که خواهرش درون آن بوده است. براساس روایت او، ساعت هنوز به هشت و نیم شب نرسیده بود که در بیمارستان کسری به پدر و مادرش گفته شده بود مهسا «سکته قلبی و مغزی همزمان» کرده و به اغما رفته است.

روایت دیگری از حدفاصل بازداشت تا رسیدن به ساختمان خیابان وزرا می‌گوید که افراد حاضر در ون گفته‌اند مهسا امینی ۲۲ ساله به دلیل اعتراض مورد ضرب‌وجرح قرار گرفت. او هنگام ورود به ساختمان هم مقاومت کرد و آن‌جا هم ضرب‌وجرح تکرار می‌شود. امجد امینی، پدر مهسا، هم مدتی بعد گفت چند دختری که «داخل ون» همراه دخترش بودند، ‌با او تماس گرفتند و گفتند «داخل ون با مهسا برخورد فیزیکی شده است».

تصاویر دوربین‌های مداربسته‌ای که نیروی انتظامی چند روز بعد به‌شکل تقطیع‌شده پخش کرد، مهسا را نشان می‌داد که با یکی از مأموران زن مکالمه‌ای شبیه به جر و بحث دارد.

مأمور ظاهراً به مانتویی که بر تن مهسا است، اشاره می‌کند. بعد از این مکالمه -که نما یک بار قطع می‌شود و تداومش مشخص نیست- مهسا کنار صندلی‌ها از حال می‌رود و به زمین می‌افتد. در بخش دیگری از ویدئو، مأموران اورژانس وارد ساختمان شده‌اند و در حال انتقال او هستند. زمان واقعی این ویدئوها به دلیل تقطیع مشخص نیست و ساعت دقیق رخدادها را هم مشخص نمی‌کند.

آن‌چه بعد از یک سال مشخص شده، آن است که حد فاصل ساعت شش و نیم تا هفت و نیم شب سه‌شنبه ۲۲ شهریور در ون گشت ارشاد و ساختمان بازداشتگاه وزرا اتفاق‌هایی برای مهسا رخ داد که او را به اغما برد و سه روز بعد باعث مرگش شد.

حادثهٔ بزرگ از راه رسید

خبر بستری شدن مهسا در بیمارستان روز ۲۳ شهریور منتشر شد. اولین واکنش نیروی انتظامی یک روز بعد اعلام شد: «عارضۀ قلبی» به‌شکل ناگهانی. اما در همین روز، یعنی ۲۴ شهریور، سجاد خداکرمی، روزنامه‌نگار، به‌نقل از برادر مهسا گفت که روی پاهای خواهرش «آثار کبودی» دیده می‌شود. در همین روز بود که خبر «مرگ مغزی» مهسا امینی منتشر شد و دایی او گفت که فضای بیمارستان «امنیتی» شده است.

روز ۲۵ شهریور، ساعتی پیش از آن‌که پزشکان خبر جان‌باختن مهسا اعلام شود، مژگان افتخاری، مادر مهسا، با فرشته قاضی از رادیوفردا گفت‌وگو کرد. در این تنها گفت‌وگوی رسانه‌ای مادر مهسا، او گفت دخترش هنگام بازداشت به‌دست مأموران «در کمال صحت و سلامت بوده است».

اما ساعتی بعد از همین گفت‌وگو مهسا جان باخت.

تصویری از پدر و مادربزرگ مهسا بعد از شنیدن خبر مرگ فرزندشان در بیمارستان منتشر شد که نیلوفر حامدی، خبرنگار، ثبت کرده بود و بارها و بارها در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شد. خانم حامدی چند روز بعد بازداشت شد و در یک سالگی جان‌باختن مهسا همچنان زندانی است.

اشاره به «کبودی» روی پاهای مهسا یک روز بعد هم تکرار شد؛ در همان روزی که او جان باخت و پدرش گفت به او اجازه داده نشده جسد دخترش را ببیند، اما کبودی روی پاهای او را دیده است. پیش از شامگاه ۲۵ شهریور، تصاویری از تجمع مقابل بیمارستان کسرای تهران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نیروهای پلیس معترضان را پراکنده می‌کردند.

درحالی‌که اعتراض‌ها از روز ۲۶ شهریور و هنگام‌ خاک‌سپاری مهسا امینی در سقز در این شهر آغاز شد و به شهرهای دیگر گسترش یافت، رسانه‌ها و برخی مقام‌های حکومتی برای توجیه جان‌باختن او به سابقۀ «بیماری قلبی» او اشاره کردند. دایی مهسا اما در مصاحبه با یک روزنامۀ چاپ تهران این مسئله را تکذیب کرد.

خط اشاره به سوابق بیماری مهسا به‌شکل جدی در رسانه‌های وابسته و یا نزدیک به حکومت دنبال می‌شد و حتی احمد وحیدی، وزیر کشور، گفت که او در پنج سالگی «جراحی مغز» داشته است. پدر مهسا این ادعا را هم تکذیب کرد و روز ۲۹ شهریور گفت با «صدای بلند» اعلام می‌کند مهسا در «صحت و سلامت کامل» بوده است.

۲۹ شهریور حسین کرمپور، رئیس شورای هماهنگی نظام پزشکی استان هرمزگان، در نامه‌ای به رئیس کل سازمان نظام پزشکی ایران، با اشاره به تصاویر منتشرشده از مهسا در بیمارستان که «خون‌ریزی از گوش و کبودی زیر چشم» را نشان می‌داد، نوشت که این علائم به سکتۀ قلبی ربطی ندارد و بیشتر «با علائم مرتبط با ضربه به سر و خون‌ریزی ناشی از آن همخوانی دارد».

اما تلاش برای نمایش سوابق بیماری مهسا در روزهای بعد هم ادامه پیدا کرد و ۳۰ شهریور یک عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به‌نقل از پزشکی قانونی گفت که مهسا در کودکی جراحی «هیپوفیز» داشته، قرص مصرف می‌کرده و در سال‌های گذشته چند بار به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کرده است.

سازمان پزشکی قانونی کشور روز ۱۵ مهر در گزارشی مرگ مهسا بر اثر «اصابت ضربه به سر و اعضا و عناصر حیاتی بدن» را رد کرد و به «بیماری زمینه‌ای» اشاره کرد که «عمل جراحی تومور کرانیوفارنژیومای مغزی در سن ۸ سالگی» بوده است.

این سازمان همچنین مدعی شد بعد از آن‌که مهسا در بازداشت هشیاری خود را از دست داده، ‌به‌دلیل «انجام عملیات احیای قلبی تنفسی غیرمؤثر در دقایق حساس اولیه، دچار هیپوکسی شدید و در نتیجه آسیب مغزی» شده و در ادامه «اختلال چند ارگانی ناشی از هیپوکسی مغز» باعث مرگ او شده است.

اما صالح نیکبخت، وکیل خانوادۀ مهسا، ارتباط دادن مرگ او با عمل جراحی کودکی او و یا خوردن قرص تیروئید را غیرعقلانی دانست. او گفت چطور ممکن است مهسا امینی که «۱۵ سال هیچ‌گونه مشکلات جسمی نداشته، یک ساعت و نیم بعد از حضور او در ماشین ون گشت ارشاد و پس از انتقال به محل گشت ارشاد ناگهان دچارسکته مغزی، قلبی و از کار افتادن کلیه‌ها شود و ۹۸ درصد علائم حیاتی را از دست بدهد»؟

امجد امینی روز ۲۷ مهر در مصاحبه‌ای گفت عمل جراحی کودکی مهسا برای برداشت یک «کیست» از پشت پلک چشم چپش بوده و جراحی ساده‌ای بود. او در مورد دلیل نپذیرفتن نظر سازمان پزشکی قانونی هم گفت وقتی از معاون این سازمان خواسته حقیقت را دربارۀ مرگ دخترش بنویسد، او جواب داده: «من هرچه دلم بخواهد، هرچه به صلاح مملکت باشد را می‌نویسم، به تو هم هیچ ربطی ندارد.»

او دلیل اظهارات تلویزیونی جراح کودکی مهسا دربارۀ ارتباط مرگ او با آن جراحی را «تهدید» امنیتی عنوان کرد و گفت او و دایی مهسا هم تحت فشار و تهدید قرار گرفته بودند تا با «صداوسیما مصاحبه کنند».

مصاحبۀ ۲۷ مهر با پدر مهسا را نازیلا معروفیان انجام داده بود که یک وب‌سایت داخل کشور آن را منتشر کرد. خانم معروفیان که بعداً اعلام کرد به‌‌رغم تهدید نیروهای امنیتی آن را منتشر کرده، خودش روز ۸ آبان بازداشت شد و بعد از آن تا سالگرد مهسا حداقل سه‌بار دیگر بازداشت و زندانی شده است.

شکایت وکلای خانوادۀ مهسا از گزارش پزشکی قانونی در دستگاه قضایی ایران مطرح شد و روز ۵ دی محمدجعفر منتظری، دادستان وقت کل کشور، گفت این شکایت به هیئت کارشناسی ارجاع داده شده اما آن‌ها هنوز نظر نهایی خود را اعلام نکرده‌اند. بعد از آن هیچ اظهارنظر رسمی دیگری دربارۀ رسیدگی به این شکایت انجام نشد و در مقابل، حدود ۱۱ ماه بعد از جان‌باختن مهسا، صالح نیکبخت، وکیل خانوادۀ او، هم تحت تعقیب قضایی قرار گرفت.

«نام تو رمز می‌شود»

۲۶ شهریور و روز خاک‌سپاری مهسا امینی تصویری از آرامگاه او منتشر شد که بر تکه‌سنگ روی مزارش دست‌نوشته‌ای به زبان کُردی دیده می‌شد به این معنا: «ژینا جان، تو نمی‌میری؛ نامت رمز و نماد می‌شود.»

بعد از یک سال هنوز هویت کسی که این عبارت را بر مزار مهسا نوشت، مشخص نشده، اما انتشار این عبارت در میان مردم به نیروی روانی و عاطفی انکارناپذیری برای اعتراض‌ها تبدیل شد. نام و هشتگ «مهسا امینی» در توئیتر طی ۱۵ روز بیش از ۲۰۰ میلیون بار استفاده شد و رکورد استفاده از یک هشتگ را شکست. این هشتگ در توئیتر بعدتر از مرز ۲۷۵ میلیون بار استفاده هم گذشت و در اینستاگرام و تیک‌تاک هم میلیون‌ها بار درج شد.

چهلمین روز جان‌باختن مهسا هم به صحنۀ یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌ها به جمهوری اسلامی تبدیل شد. در آن روز حتی حبس خانگی والدین مهسا و «انتشار بیانیۀ جعلی توسط فرمانداری سقز» از طرف آن‌ها که مراسمی برگزار نخواهد شد، مانع از تجمع‌های گسترده در سقز و شهرهای دیگر نشد.

راهپیمایی هزاران نفر از مردم سقز و منطقه به سمت آرامستان آیچی در چهلم مهسا چنان تأثیرگذار بود که تصاویرش به صفحۀ اول بسیاری از رسانه‌های مشهور جهان هم راه یافت. در همان روز ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی هم نشان داد که نیروهای امنیتی چگونه به عزاداران شلیک می‌کنند.

حساسیت دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی به نام مهسا بعد از یک سال همچنان ادامه دارد. یک سال از جان‌باختن مهسا می‌گذرد و نام او همچنان مهم‌ترین نماد جنبش فراگیر اعتراضی «زن زندگی آزادی» است؛ نه فقط در داخل کشور که حالا در جهان نیز اعتراضات مردم ایران علیه حکومت با نام مهسا و شعار «زن زندگی آزادی» شناخته می‌شود.

جمهوری اسلامی سابقۀ ۴۵ ساله دارد در نمادسازی به‌ضرب بودجه‌های کلان و امکانات گستردۀ دولتی، اما یک سال است که در زدودن نام و نماد سادهٔ مهسا از اذهان مردم ناکام مانده است.

ساعت شش و نیم عصر سه‌شنبه، ۲۲ شهریور، وقتی مأموران گشت ارشاد دختر ۲۲ ساله‌ای در ورودی ایستگاه مترو را به‌خاطر حجاب اجباری صدا کردند، نامش را نپرسیدند؛ ولی تاریخ جمهوری اسلامی در همان لحظه به قبل و بعدِ مهسا تقسیم شد و اعتراضات «زن زندگی آزادی» به جنبش درآمد.

No responses yet

Sep 15 2023

احضار امجد امینی به اداره اطلاعات شهرستان سقز؛ جو شدید امنیتی در استان کردستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

صدای آمریکا: پدر مهسا امینی

برخی منابع خبری و شبکه‌‌های اجتماعی روز سه شنبه ۲۱ شهریور از احضار امجد امینی، پدر مهسا امینی به اداره اطلاعات سقز خبر دادند و به نقل از یک منبع نزدیک به خانواده امینی اعلام کردند که این خانواده در آستانه سالگرد کشته شدن فرزندشان به شدت تحت فشار هستند.

روز جمعه هجدهم شهریور پدر و مادر مهسا در متن مشترکی که در صفحه اینستاگرام امجد امینی منتشر شد، ضمن اعلام برگزاری «مراسم سنتی و مذهبی» بر مزار او «همگان» را به «پرهیز از هرگونه کنش خشونت‌‌آمیز و واکنش در برابر آن» دعوت کردند.

در این پیام که با اسم مژگان افتخاری و امجد امینی، مادر و پدر مهسا امینی منتشر شد تاکید شد که آنها به جز همین متن «هیچ متن ونوشته‌» دیگری منتشر نخواهند کرد.

همزمان سازمان حقوق بشری هه‌نگاو نیز اعلام کرد روز سه‌شنبه ٢١ شهریور ماه ١٤٠٢، یک فروند هواپیمای نظامی ویژه ترابری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، برای تخلیه ادوات و نیروهای حکومتی در فرودگاه سقز به زمین نشسته است.

این سازمان حقوق بشری با تاکید بر اینکه که موقعیت کنونی در شهرهای مختلف کُردستان با آنچه «وضعیت جنگی» خوانده می‌شود، مطابقت کامل دارد، درباره بروز هرگونه سرکوب گسترده شهروندان کُرد در روزهای آینده هشدار داد.

هه‌نگاو صبح سه‌شنبه نیز با انتشار تصاویری از حضور پرشمار نیروهای سرکوب در مهاباد و وضعیت جنگی در این شهر خبر داده بود.

در آستانه سالروز کشته شدن مهسا امینی، و از هفته‌ها قبل، فشار بر خانواده‌های قربانیان جمهوری اسلامی به طرز فزاینده‌ای افزایش یافته است، مخالفان و معترضان به بهانه‌های مختلف بازداشت شده‌اند و شمار زیادی از خانواده‌های دادخواه به نهادهای امنیتی احضار و یا بازداشت و به زندان‌های جمهوری اسلامی منتقل شده‌اند.

No responses yet

Sep 12 2023

تشکیل پرونده علیه مهدی یراحی و اتباع فرانسوی و سوئدی زندانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,هنر

دویچه‌وله: سخنگوی قوه قضاییه از تشکیل پرونده برای مهدی یراحی، خواننده معترض به اتهام “تشویش اذهان عمومی” و ساخت “فیلم‌های خلاف عفت” خبر داد. او از “اتهاماتی” گفت که جمهوری اسلامی به دو فرانسوی و یک سوئدی زندانی زده است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا مسعود ستایشی، سخنگوی قوه قضاییه گفته است که برای مهدی یراحی، خواننده معترض به اتهام “تشویش اذهان عمومی و ساخت و انتشار فیلم‌های برخلاف عفت عمومی” پرونده تشکیل شده است.

بنا بر این گزارش پرونده او “پس از تفهیم اتهام و تحقیقات مقدماتی با صدور قرار جلب دادرسی و متضمن کیفرخواست به دادگاه” فرستاده شده است. ستایشی افزود: «در حال حاضر وی بر اساس قرار تامین بازداشت موقت در زندان به سر می‌برد.»

مهدی یراحی در آستانه سالگرد کشته شدن ژینا مهسا امینی در گشت ارشاد، ترانه‌ای اعتراضی به نام “روسریتو” را ساخت. پس از انتشار این ترانه ماموران امنیتی جمهوری اسلامی با یورش به منزل او، این هنرمند را دستگیر کردند. با نزدیک شدن سالگرد  اعتراضات سراسری در ایران فشار بر زنان، هنرمندان، دانشجویان، فعالان مدنی و سیاسی و کنشگران زیست محیطی افزایش یافته است. 

جمهوری اسلامی چندین خواننده ترانه‌های اعتراضی و رپ را به زندان انداخته است. توماج صالحی، به اتهام “افساد فی الارض” به ۶ سال و ۳ ماه حبس محکوم شده است. او آبان سال ۱۴۰۱ بازداشت شد. به گفته یکی از نزدیکانش “اگر فشارهای رسانه‌ای و بین‌المللی در روزها و هفته‌های ابتدایی نبود شاید امروز توماج زنده نبود”.

سامان یاسین، خواننده رپ که در جریان اعتراضات سراسری سال گذشته بازداشت شد، در یک فایل صوتی از زندان از شکنجه‌های هولناکی گفته که برای گرفتن اعتراف اجباری تحمل کرده است. این خواننده رپ اهل کرمانشاه مهر سال گذشته در جریان خیزش زن زندگی آزادی در تهران بازداشت شد.

رسانه‌های دولتی جمهوری اسلامی فیلمی از اعترافات اجباری از او پخش کردند. سامان یاسین به اتهام “محاربه” و “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به اعدام محکوم شد. این حکم بعدا به دلیل نقص تحقیقات لغو شد.

یکی دیگر از خوانندگان رپ به نام “دورچی” که او نیز توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شده بود، به قرار وثیقه آزاد شد.

وضعیت اتباع فرانسوی و سوئدی زندانی

سخنگوی قوه قضاییه در رابطه با آخرین وضعیت فرانسوی‌هایی که جمهوری اسلامی بازداشت کرده و به آنها اتهام “جاسوسی” زده است، گفت: «دو جاسوس فرانسوی که در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ماه سال جاری دستگیر شدند، پرونده شان  با صدور کیفرخواست به دادگاه صالح ارسال شده است و دو نوبت پرونده توسط وکلای متهمان مورد مطالعه واقع شده که پس از رسیدگی اطلاع رسانی خواهیم ‌کرد.»

هفته گذشته نیز دولت سوئد اعلام کرد یک شهروند این کشور بیش از یک سال است که در ایران بازداشت شده است. یوهان فلودروس، کارمند اتحادیه اروپا فروردین سال گذشته در حالی که پس از پایان یک سفر با دوستانش به ایران، قصد بازگشت به خانه را داشت در فرودگاه تهران دستگیر شد.

سخنگوی قوه قضاییه در مورد این تبعه سوئدی گفت که او “جرایمی را در سرزمین جمهوری اسلامی ایران مرتکب شده که بر اساس آن جرایم رسیدگی‌های مقدماتی صورت گرفته و وی با قرار قانونی به زندان اعزام شده است.» او  افزود: « تحقیقات در حال نهایی شدن است و در ایام پیش رو پرونده وی با تصمیم نهایی دادسرا به دادگاه صالح ارسال خواهد شد».

این اتهامات در حالی به  یوهان فلودروس زده شده که خانواده‌اش گفته‌اند او به فرهنگ و تاریخ خاورمیانه علاقه‌مند بوده و بارها برای یادگیری زبان و دیدن اماکن تاریخی و نیز حمایت از پروژه‌های همکاری بشردوستانه در ایران از سوی اتحادیه اروپا به این منطقه سفر کرده است. او ۱۰ ماه پس از بازداشتش اجازه پیدا کرد ماهی یک بار به مدت بسیار کوتاهی با خانواده‌اش تماس تلفنی بگیرد.

جمهوری اسلامی از اتباع خارجی یا دو تابعیتی به عنوان گروگانی برای اخاذی یا وارد ساختن فشارهای سیاسی استفاده می‌کند. در حال حاضر پنج تبعه ایرانی−آمریکایی در زندان جمهوری اسلامی هستند که قرار است در قبال شش میلیارد دلار آزاد شوند.

به گزارش آسوشیتدپرس آمریکا به بانک‌های کره جنوبی اجازه داده با معافیت از تحریم‌های هسته‌ای ایران ۶ میلیارد دلار پول‌های این کشور را به بانک مرکزی قطر واریز کنند.

این همه در حالی است که حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در نشست “کارگروه کنسولی شورای عالی امور ایرانیان خارج کشور” اعلام کردە کە “ایران متعلق به همه ایرانیان است و آنها از سراسر جهان می‌توانند بدون دغدغه به کشور سفر کنند”.

No responses yet

Sep 12 2023

عبدالله ناصری: خامنه‌ای خیلی ترسیده چون «جنبش ژینا» حجاب اجباری را از رونق انداخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

رادیوفردا: عبدالله ناصری، مدیرعامل اسبق ایرنا و عضو سابق سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

عبدالله ناصری، مدیرعامل اسبق خبرگزاری ایرنا، در مصاحبه‌ای در آستانه سالگرد جان‌باختن مهسا امینی، گفت که «جنبش ژینا» چنان علی خامنه‌ای را «وحشت‌زده» کرده است که باعث شد او دو خط قرمز اصلی خود را زیر پا بگذارد.

آقای ناصری در این مصاحبه با وب‌سایت زیتون که روز دوشنبه، ۲۰ شهریور، منتشر شد، تأکید می‌کند که رهبر جمهوری اسلامی، در پی اعتراضات سراسری یک سال گذشته «هم خیلی ترسیده و هم شدیداً غمگین است».

او می‌گوید: «آقای خامنه‌ای و کارگزاران اصلی‌اش لااقل از سال ۹۶ همیشه با رنگین‌کمان ترس زیست کرده‌اند، ولی پس از انقلاب “زن، زندگی، آزادی” به دالان تاریک ترس منتقل شده‌اند.»

به اعتقاد این عضو سابق سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، «جنبش مهسا» آن قدر «ملی و جهانی» شده که آقای خامنه‌ای را وادار ساخته دو خط قرمز اصلی خود یعنی مذاکره با آمریکا و حجاب اجباری را کنار بگذارد.

جان‌باختن مهسا ژینا امینی، دختر ۲۲ ساله اهل سقز، در بازداشت گشت ارشاد به چنان اعتراضات گسترده‌ای در داخل و خارج از کشور دامن زد که حکومت جمهوری اسلامی در ۴۴ ساله هرگز شاهد آن نبوده است.

به دنبال همین اعتراضات بود که روز به روز بر تعداد زنان و دخترانی که بدون حجاب اجباری به خیابان‌ها می‌آیند اضافه شد، اتفاقی که به اختلافی درونی در میان حامیان حکومت هم دامن زده است.

در پی همین اعتراضات، پس از آن که کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا بارها گفتند که مذاکرات برجامی دیگر در اولویت‌شان نیست، آشکار شد که مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی در ماه‌های گذشته محرمانه و به طور غیرمستقیم در حال گفت‌وگو با آمریکایی‌ها بوده‌اند.

این در حالی است که علی خامنه‌ای بارها به زبانی روشن هر گونه گفت‌وگو با آمریکایی‌ها را قدغن کرده است.

عبدالله ناصری که در ماه‌های گذشته به‌رغم بیماری، به نوشته زیتون، به دلیل موضع‌گیری‌اش در قبال اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» سخت تحت فشار بوده، می‌گوید: «حجاب اجباری از رونق افتاد و خط قرمز دیگر- رابطه و با امریکا – توسط شخص رهبر(و البته به علت وحشت زیاد او از جنبش) زیر پا گذاشته شد. این دو دستاورد بزرگ این جنبش است و باید قدرش را بدانیم.»

او ادامه می‌دهد: «نکته قابل توجه این است از این پس هر اعتراض مردمی مثل آب، بنزین، زیست‌محیطی، شادی تروریست نامیدن سپاه توسط هر دولت خارجی، و غیره با نام “زن، زندگی، آزادی” همراه خواهد بود.»

عبدالله ناصری در ادامه با اشاره به انتخابات پیش روی مردم ایران برای انتخاب نمایندگان مجلس صراحتاً می‌گوید: «صریحاً باید موضع تحریم را اعلام کرد. شرکت در انتخابات مجلس حرام است، چون شراکت در خون ژیناست.»

به اعتقاد او، یکی از امتیازات «جنبش/انقلاب ژینا این است که واژگان سیاسی را بهتر تنظیم» کرد. او این طور توضیح می‌دهد: «همه اینها در یک هدف مشترک‌اند: نه به جمهوری اسلامی. این را هم تاجزاده می‌خواهد و هم نرگس محمدی، دادخواهان آبان ۹۸ و سقوط هواپیمای اوکراین، هم رضا علیجانی و هم ابوالفضل قدیانی، هم بنده و هم شما و همه هنرمندان و مشروطه‌خواهان و هم رضا پهلوی، هم دکتر سروش و هم مجتهد شبستری و….»

عبدالله ناصری از جمله چهره‌هایی بود که در بهمن سال گذشته، در بحبوحه اعتراضات، از بیانیه میرحسین موسوی، نخست وزیر سابق و از رهبران جنبش سبز، برای گذار از جمهوری اسلامی حمایت کردند.

او چند ماه بعد یعنی در اردیبهشت‌ماه سال جاری از سخنرانان همایش مجازی «گفت‌وگو برای نجات ایران» بود و در آنجا آخرین بیانیه میرحسین موسوی را «حرف آخر» و «تنها راه دوام جغرافیای ایران» خواند.

در پی این موضع‌گیری بود که ماموران امنیتی روز یک‌شنبه ۱۷ اردیبهشت با هجوم به خانه او، به تفتیش و ضبط وسایل الکترونیکی‌اش دست زدند و او را به دادسرای زندان اوین احضار کردند.

در همان زمان وب‌سایت کلمه نوشت که با وجودی که این استاد دانشگاه شش سال است به علت ابتلا به «بیماری ELS، امکان تکلم و حرکت ندارد»، و وسایل الکترونیکی‌اش تنها ابزار ارتباطی او محسوب می‌شدند، مأموران آنها را ضبط کرده و با خود برده‌اند.
با استفاده از گزارش‌های زیتون و رادیوفردا؛ ف. دو./ب.ب

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .