اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for March, 2015

Mar 14 2015

امیر جعفری: از خودمان لطمه می‌خوریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

دویچه‌وله: تئاتر “پاییز” به نوشته و کارگردانی نادر برهانی مرند به دستور مجید سرسنگی مدیر تماشاخانه ایران‌شهرتوقیف شد. امیر جعفری بازیگر این نمایش به استفاده از کلمات “رکیک” از سوی مدیر تالار متهم شده است.

تئاتر “پاییز” به نوشته و کارگردانی نادر برهانی مرند به دستور مجید سرسنگی مدیر تماشاخانه ایران‌شهر توقیف شد. امیر جعفری بازیگر این نمایش به استفاده از کلمات “رکیک” از سوی مدیر تالار متهم شده است. او در گفت و گو با دویچه‌وله در خصوص مشکلات پیش آمده در خصوص این اجرا می‌گوید. جعفری در سال ۱۳۸۱ به خاطر ایفای همین نقش، موفق به دریافت جایزه دوم بازیگری مرد از جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر شده بود.
متن مصاحبه رو در دویچه وله بشنوید

No responses yet

Mar 14 2015

حسین شریعتمداری: توافق هسته‌ای محال است

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

دویچه‌وله: روزنامه کیهان پیشنهاد کرده که به جای تلاش برای توافق هسته‌ای، تنگه هرمز برای توقف صدور نفت به اروپا مسدود شود. همزمان مقام‌های دیگری در ایران و آمریکا نسبت به پیشرفت مذاکرات ابراز خوشبینی کرده‌اند.

همزمان با انتشار خبرهایی مبنی بر نزدیک‌شدن طرف‌های مذاکره در پرونده هسته‌ای ایران به حصول یک توافق، انتقادهای محافل تندرو در آمریکا و ایران نیز رو به فزونی است. در تازه‌ترین ابراز نگرانی تندروها در ایران، حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان در سرمقاله روز شنبه (۱۴ مارس/ ۲۲ اسفند) این روزنامه توافق هسته‌ای را محال و غیرممکن خوانده است.

استدلال اصلی شریعتمداری این است که: «از نگاه آمریکا و متحدانش چالش هسته‌ای ادامه درگیری‌های سی و چند ساله و از جمله، صحنه دیگری از جنگ ۸ ساله است. بنابراین، لغو تحریم‌ها که در مذاکرات هسته‌ای دنبال می‌کنیم، مانند آن است که از حریف انتظار داشته باشیم در میدان جنگ با ایران اسلامی، کارآمدترین اسلحه خود را زمین بگذارد! و بدیهی است که نگذاشته و نمی‌گذارد.»

سرمقاله کیهان سپس کسانی را که از مذاکرات هسته‌ای نتیجه دیگری را انتظار دارند، متهم می‌کند که: «به جای آن که با نگاه به “شناسنامه مذاکرات” که “غیر هسته‌ای” است، مسیر حرکت خود را تنظیم کنند، به “تابلوی مذاکرات” که آدرسی غلط می‌دهد چشم دوخته‌اند.»

شریعتمداری با این مقدمات نتیجه می‌گیرد که ایران برای عبور از تحریم‌ها به جای خوشبینی نسبت به مذاکرات باید به مقابله مثل دست بزند، مثلا کشورهای اروپایی از اولویت مبادلات تجاری ایران خارج شوند و خط تولید رنو و پژو در ایران تعطیل شود. او همچنین با این استدلال که تحریم نفت ایران از سوی اروپا به مذاکرات هسته‌ای ربطی ندارد و ضربه‌زدن به جمهوری اسلامی را دنبال می‌کند، پیشنهاد می‌دهد که تنگه هرمز برای کشتی‌های حامل نفت به اروپا بسته شود.

گرچه کیهان همراه با سایر محافل تندرو که به “دلواپسان” مشهور شده‌اند پیوسته هیات مذاکره‌کننده هسته‌ای را به مماشات متهم کرده‌اند، ولی سرمقاله تازه کیهان واکنشی به تحرکات اخیر تندروها در آمریکا نیز به شمار می‌رود. ۴۷سناتور جمهوریخواه هفته گذشته در نامه‌ای به مقام‌های جمهوری اسلامی هشدار دادند که هر گونه توافق هسته‌ای با ایران تنها تا پایان زمامداری دولت اوباما معتبر خواهد بود و دولت بعدی می‌تواند آن را لغو کند. این نامه در خود آمریکا و در سطح بین‌المللی نیز انتقادهای بسیاری برانگیخته است. اوباما سناتورها را متهم کرد که با تندروهای ایران همصدا شده‌اند.

“توافق به شورای امنیت می‌رود”
مذاکرات هسته‌ای از روز یکشنبه در لوزان سوئیس از سر گرفته خواهد شد

مذاکرات هسته‌ای از روز یکشنبه در لوزان سوئیس از سر گرفته خواهد شد

در پیوند با چنین تهدیدهایی ارجاع توافق هسته‌ای احتمالی به شورای امنیت و تبدیل آن به مصوبه این شورا، بیش از پیش به موضوع بحث‌ها در سطح بین‌المللی بدل شده است. روز جمعه به وقت محلی واشنگتن، جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با تایید خبر خبرگزاری رویترز گفت که اگر تا زمان تعیین شده برای دستیابی به توافق جامع اتمی با ایران، این توافق به دست آید، تصویب آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد هم در دستور کار قرار خواهد گرفت. ساکی این ارجاع را رویه‌ای معمول در مناسبات بین‌المللی توصیف کرد.

موضوع ارجاع توافق هسته‌ای به شورای امنیت را اولین بار محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران چند هفته پیش در مصاحبه‌ای با یکی از نشریات داخلی مطرح کرد. ظاهرا با توجه به نامه ۴۷ سناتور آمریکایی تاکید بر ارجاع توافق هسته‌ای به شورای امنیت گامی در جهت ممانعت از اخلال در اجرای آن و تاکید بر لزوم پایبندی همه دولت‌ها به آن است.

دور بعدی مذاکرات هسته‌ای از روز یکشنبه (۱۵ مارس/ ۲۵ اسفند) در لوزان پاریس شروع خواهد شد. این دور از مذاکرات باید معطوف به حصول یک توافق کلی در پرونده هسته‌ای ایران باشد و از آن پس تا پایان ژوئن جزئیات توافق تدقیق شود. مذاکرات لوزان ابتدا با شرکت مدیران کل وزارت‌ خارجه‌های کشورهای ۱+۵ شروع خواهد شد و سپس در سطح وزرای خارجه ادامه خواهد یافت.

No responses yet

Mar 14 2015

مدارک پرونده بمبگذاری مرکز یهودیان آرژانتین از حالت محرمانه خارج شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,جنایات رژیم,سیاسی

رادیوفردا: دولت آرژانتین روز جمعه ۲۲ اسفند مدارک مربوط به پرونده بمبگذاری مرگبار سال ۱۹۹۴ در مرکز یهودیان شهر بوینس آیرس موسوم به آمیا را از حالت محرمانه خارج کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، به درخواست دادستان‌های پرونده، دولت تمامی مدارک موجود در پرونده بمبگذاری را از حالت محرمانه خارج کرده است.

گزارش‌ها حاکی است که حتی مدارک و گزارش‌هایی که جزء پرونده نبوده اما به نوعی با آن مرتبط بوده‌اند نیز اکنون می‌توانند منتشر شوند.

رهبران جامعه یهودیان آرژانتین از این اقدام دولت به شدت استقبال کرده‌اند.

والدو وولف، نایب رییس هیات انجمن‌های یهودیان آرژانتین، در گفت‌وگو با «رادیو میتره» در همین زمینه گفت: «ما از انتشار هر گونه اطلاعاتی استقبال می‌کنیم. اما چیزی که در آن شک وجود دارد صحت اطلاعات است؛ به ویژه به این دلیل که می‌دانیم کسانی که تحقیقات را انجام دادند خود متهم به قصور در این زمینه هستند».

در بمبگذاری سال ۱۹۹۴ در مرکز یهودیان شهر بوینس آیرس ۸۵ تن جان باختند و ۳۰۰ تن دیگر مجروح شدند. این بمبگذاری، مرگبار‌ترین حمله در تاریخ آرژانتین به شمار می‌رود.

در تحقیقات اولیه هیچ شخص یا گروهی به دست داشتن در این پرونده محکوم نشد. اما ۲۱ سال پس از این اتفاق و با مرگ مشکوک آلبرتو نیسمان، دادستان پیشین، موضوع بمبگذاری مرکز یهودیان بار دیگر در مرکز توجه رسانه‌های بین المللی قرار گرفته است.

نیسمان پیش از مرگش کریستینا فرناندز، رییس جمهوری آرژانتین، را به تلاش برای انحراف در مسیر تحقیقات متهم کرده بود. به اعتقاد نیسمان، رییس جمهوری آرژانتین در ازای دریافت نفت و امتیازات تجاری از تهران، نقش مقامات ایرانی در بمبگذاری را نادیده گرفته است.

جسد این دادستان سر‌شناس چند روز پس از اظهارات جنجالی‌اش، در حالی که گلوله‌ای به سرش شلیک شده بود، پیدا شد.

یک دادگاه آرژانتینی ماه گذشته اتهامات وارد شده به فرناندز را بی‌اساس خواند.

دادستان‌های جدید پرونده تقاضای تجدید نظر کرده‌اند.

نیسمان همچنین دولت ایران را به صادر کردن دستور بمبگذاری از طریق گروه حزب‌الله لبنان متهم کرده بود. بنا بر ادعای او، مقامات ایرانی و در راس آنها اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس جمهوری اسبق کشور، با دولت آرژانتین به توافق رسیده بودند که قرار تعقیب پلیس بین الملل برای مقامات ایرانی را لغو کنند.

دولت‌های ایران و آرژانتین هر دو این اتهام را رد می‌کنند. رونالد نوبل، رییس وقت پلیس بین الملل نیز اعلام کرده است که چنین درخواستی به این نهاد ارسال نشده بود.

کارلوس منم، رییس جمهوری وقت آرژانتین، نیز متهم به جلوگیری از پیشرفت تحقیقات شده است و به همین اتهام در ماه ژوئن به دادگاه خواهد رفت.

No responses yet

Mar 13 2015

حسن کروبی اسرار ایران‌گیت را زیر خاک برد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: حسن کروبی برادر مهدی کروبی در سن ۷۳ سالگی درگذشت. وی نه تنها از سوی روح‌الله خمینی مسوولیت واگذاری املاک و زمین‌های مصادره شده به «مستضعفان» را که باعث درگیری‌هایی در سطح سران نظام شد بر عهده داشت، بلکه در یکی از حساس‌ترین مقاطع‌ تاریخی ایران، مسوول مذاکره با اسراییل و آمریکا و خرید اسلحه از این دو کشور بود. بخش عمده اسرار ملاقات وی با دیوید کیمچه، یعقوب نیمرودی، منوچهر قربانی‌فر، مایکل لدین و سایرین اگر توسط وی در جایی ثبت نشده باشند، با مرگ این روحانی زیر خاک رفته‌اند.

در میانه دهه هشتاد میلادی، اسراییلی‌ها واسطه شدند تا مقامات بلندپایه دولت رونالد ریگان بتوانند در عوض فروش سلاح‌هایی چون موشک ضدتانک تاو (TOW) و موشک‌های زمین به هوای هاوک (Hawk) که به شدت مورد نیاز ایران در جنگ با عراق بود، گروگان‌های خود را آزاد کنند.

اسراییلی‌ها به دنبال ایجاد کانال‌هایی مطمئن به داخل حکومت ایران بودند و به کمک دلال‌های اسلحه، دیدار مستقیم میان ماموران خود با یک مقام ایرانی را ترتیب دادند. این دیدار که بعد آمریکایی‌ها بدان پیوستند، یک مذاکره کننده ارشد ایرانی داشت که از طرف جناح موسوم به میانه‌رو در ایران به رهبری اکبر هاشمی رفسنجانی، برای گفت‌وگو اعزام شده بود: یک معمم با نام «حسن کروبی».

گفتنی است که در آن هنگام در خیابان‌های ایران و حتی در مدارس، به هر مناسبتی شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل سر داده می‌شد و دولت ایالات متحده نیز فروش هرگونه سلاح به ایران را تحریم کرده بود.

در صفحات ۱۱۸ تا ۱۲۰ کتاب اتحاد خائنانه که از قضا نوشته تریتا پارسی (مدیر نایاک یا شورای ملی ایرانیان آمریکایی؛ متهم به لابی‌گری برای جمهوری اسلامی در آمریکا) است، چنین نوشته شده: «پس از آن که [رابرت] مک‌فارلین، [رونالد] ریگان را در جریان گفت‌وگوها قرار داد، وقایع به سرعت پیش رفتند. مک فارلین به [دیوید] کیمچه اطلاع داد و کیمچه، [شیمون] پرز و [اسحاق] شامیر را در جریان قرار داد. پرز نیز [یعقوب] نیمرودی و تیمش را مطلع کرد.

در نهم جولای [۱۹۸۵]، [منوچهر] قربانی‌فر یک ملاقات ویژه در هامبورگ با حسن کروبی، شخص نزدیک و مورد اعتماد خمینی ترتیب داد که مدافع بهبود روابط با واشینگتن بود».

خوانندگان با نام رونالد ریگان که رییس جمهوری اسبق ایالات متحده بود، به خوبی آشنا هستند. همچنین شیمون پرز و اسحاق شامیر معروف‌تر از آن‌ هستند که نیاز به معرفی داشته باشند. شاید لازم به ذکر باشد که رابرت مک‌فارلین، مشاور امنیت ملی ریگان بود. دیوید کیمچه دیپلمات اسراییلی و از اعضای ارشد سرویس جاسوسی موساد، یعقوب نیمرودی دیگر جاسوس اسراییلی و مشاور پیشین ساواک و منوچهر قربانی‌فر دلال اسلحه است. چهره کلیدی دیگر، عدنان خاشقی تاجر سعودی است که همسر کنونی شاه‌پری زنگنه، از وابستگان نزدیک بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت دولت روحانی است.

حال به ادامه داستان ملاقات حسن کروبی با تیم اسراییلی توجه کنید:

فضا در ملاقات با کروبی در آغاز خشک بود اما کروبی دقیقا می‌دانست چه بگوید که به اسراییلی‌ احساس آرامش بدهد. نخستین بخش جلسه به تحلیل موقعیت استراتژیک در منطقه و سیاست داخلی ایران گذشت. کروبی وضع نامساعد ایران را پنهان نکرد. او به اسراییلی‌ها گفت: «آمریکا می‌تواند ایران را از وضعیت دشواری که در آن است، نجات دهد». وی ادامه داد: «ما به همکاری با غرب علاقه‌مند هستیم ما منافع مشترک داریم و می‌خواهیم بخشی از غرب باشیم». کروبی گفت که شکست در برابر عراق می‌تواند ایران را به سمت این که یکی از اقمار شوروی شود، براند؛ مگر این‌که آمریکا و اسراییل به صورت پنهانی مداخله کنند.

او گفت که ایران و غرب یک دشمن مشترک دارند که همان اتحاد شوروی است و واجب است که عناصر چپ‌گرا در ایران شکست بخورند.

درخواست او برای سلاح‌های آمریکایی، غیر قابل رد بود: «منطقه ما و همچنین شما می‌تواند انتظار تهدید فیزیکی از اتحاد شوروی را داشته باشد. ما از شوروی و همچنین چپ‌های کشورمان می‌ترسیم».

اسراییلی‌ها که تحت تاثیر سخنان این روحانی قرار گرفته بودند، همیاری خود را پیشنهاد کردند. کیمچه پاسخ داد: «ما نیز می‌خواهیم یک دولت میانه‌رو را در ایران ببینیم… ما [اسراییل] می‌خواهیم نقش پلی میان ایران و غرب را بازی کنیم».

مکالمه چهار ساعت ادامه داشت. قبل از اینکه جدا شوند، کیمچه از کروبی سوال کرد که آیا او می‌تواند به یارانش در تهران بگوید که با اسراییلی‌ها دیدار کرده؟ جواب «بله» بود. کروبی ادامه داد: «اما من قصد ندارم که آن را در خیابان‌ها جار بزنم!». به هر روی، ملاقات در نوع خود گشایش خاصی بود و کیمچه در یک یادداشت به پرز و شامیر پیشنهاد کرد که تماس‌ حفظ شود.

سرانجام سلاح‌هایی چون موشک‌های تاو به ایران می‌آیند و برخی گروگان‌های آمریکایی از دست حزب‌الله لبنان آزاد می‌شوند.

دومین ملاقات با کروبی در ۲۷ اکتبر ۱۹۸۵ در ژنو اتفاق افتاد. [مایکل] لدین به جلسه آمد تا خود مستقیما با ایرانی‌ها بر سر تعداد موشک‌هایی که باید فروخته شده و اینکه چند گروگان در چه زمانی باید آزاد شوند، چانه‌زنی کند.

نخست، ملای ایرانی درخواست کرد که موشک‌ها به رایگان در عوض آزادی گروگان‌ها داده شوند و محاسبه می‌کرد که کنار آمدن در این موضوع باعث می‌شود تا آمریکایی‌ها باقی خواسته‌های ایران را بهتر بپذیرند. تک خال ایرانی‌ها این پیشنهاد به لدین بود که نه تنها حمایت ایران از ترور قطع شود، بلکه هیاتی از آمریکا برای دیدار از ایران دعوت شوند.

پروفسور نئوکانسرواتیو جواب داد: «اگر شما به قول‌های خود وفا کنید و حرکات لازم را به سوی تجدید رسمی رابطه با ایالات متحده بردارید، ما برای یک شروع دوباره با رژیم انقلابی ایران آماده می‌شویم».

در این زمان، اسراییلی‌ها با شنیدن تمرکز سخنان کروبی بر آینده رابطه ایران و آمریکا و نادیده گرفتن اسراییل، عصبی شدند. کیمچه وارد بحث شد و با عصبانیت پرسید: «و جای اسراییل در همه این‌ها کجاست؟». کروبی از دادن هر گونه تعهدی به اسراییل سر باز زد. لدین ملاقات را در حالی که به وجد آمده بود ترک کرد در حالی که اسراییلی‌ها ناامید بودند.

حسن کروبی اما ستاره بخت‌اش از یک سو با افشای داستان ایران-کنترا و از سوی دیگر با دور زدن او توسط دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی و استفاده از کانال‌هایش، افول کرد.

پس از فشار بر روی مقامات جمهوری اسلامی به‌واسطه افشای ماجرا توسط برادر داماد حسین‌علی منتظری که خود جان بر سر آن گذاشت، سرانجام اکبر هاشمی رفسنجانی در سخنانی که از تلویزیون ایران پخش شد، خرید اسلحه را انکار کرد و سفر مک‌فارلین و هیات همراهش به ایران را سفری «سرخود» نامید. در آن زمان نیز عده‌ای از دست‌اندرکاران جمهوری اسلامی از جمله میرحسین موسوی نخست وزیر وقت، به این معامله پنهان اعتراض کردند اما با دخالت شخص خمینی، مساله فیصله یافت.

حسن کروبی نیز که اتهاماتی چون زمین‌خواری [2] گسترده و رشوه‌گیری داشت، ناگهان از صحنه سیاست کنار رفت و تا زمان مرگش هیچ نقش علنی دیگری در جمهوری اسلامی بازی نکرد. شاید با مرگ او نه تنها روایات مربوط به مصادره‌های اول انقلاب و اعطای فله‌ای زمین و ملک به این و آن بی‌راوی شده باشد، بلکه گوشه‌ای از مهم‌ترین اسرار مربوط به تاریخ معاصر را در صورت عدم کتابت و ثبت توسط وی، باید خفته در گور دانست.

No responses yet

Mar 13 2015

داعش سر قاضی‌القضات دادگاه شرع خود را برید

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: ابو جعفر حطاب قاضی القضات گروه “دولت اسلامی” محکوم و سر بریده شد. بنا به گزارش‌های رسیده صدور احکام سخت‌گیرانه و افراطی علیه مخالفان و اسرای جنگی دلیل این اقدام بوده است.

بنا به گزارش تارنمای اشپیگل اتهام قاضی حطاب “زیاده روی و اغراق در صدور احکام علیه مخالفان” بوده است. به نظر می‌رسد که تعصب و سرسختی وی در قضاوت حتی برای ابوبکر بغدادی رهبر گروه دولت اسلامی هم بیش از حد بوده است. این قاضی “تکفیر” را هم اغراق آمیز بکار می‌گرفت و تفسیر می‌کرد.

تارنمای اشپیگل آنلاین روزپنجشنبه (۱۲ مارس/ ۲۱ اسفند) درباره این قاضی نوشت که وی تا کنون بسیاری از افراد را به مرگ محکوم کرده بود. ابوجعفر حطاب به گروه تروریستی “انصار الشریعه” در تونس تعلق داشت. بعدها وی به عنوان قاضی عالی دادگاه شرع گروه “دولت اسلامی” فعالیت کرد و بر مبنای قوانین خلافت اسلامی حکم صادر ‌کرد.

چرا سر قاضی داعش بریده شد؟

تارنمای اشپیگل در توضیح بریده شدن سر قاضی عالی دادگاه شرع گروه دولت اسلامی، ابتدا تلاش می‌کند موضوع تکفیر در اسلام را بشکافد. زیرا صدور اغراق آمیز احکام و تکفیر بلای جان قاضی حطاب شده است. اشپیگل همچنین می‌نویسد پدیده تکفیر به یک ابزار ایده‌آل برای متعصبان مذهبی تبدیل شده و این واژه در اسلام بسیار مورد بحث و جدل قرار گرفته است.
پتر کاسیگ، امدادگر آمریکایی و یکی از قربانیان گروه دولت اسلامی که گردن زده شد

پتر کاسیگ، امدادگر آمریکایی و یکی از قربانیان گروه دولت اسلامی که گردن زده شد

تکفیر از کلمهٔ عربی کفر مشتق شده و در اتهام تکفیر، شخصِ تکفیری، دیگر مسلمانان را به ناخالص بودن و انحراف از راه اسلام متهم می‌کند و مجازات آن مرگ است.

دانشگاه الازهر در قاهره که به عنوان مهم‌ترین مرکز اسلامی اهل سنت شناخته می‌شود تکفیر را رد می‌کند. در تاریخ هزار ساله دانشگاه الازهر تکفیر کاربردی نداشته است. این مرکز علمی و دینی اسلامی در سال گذشته از تکفیری و مرتد شناختن گروه دولت اسلامی خود داری کرد و اعلام نمود که افراد معتقد و مومن حتی در صورت ارتکاب هر گونه گناهی نباید مرتد و تکفیری اعلام شوند.

تارنمای اشپیگل در ادامه اشاره می‌کند که تکفیر در عربستان سعودی کاربرد دارد و از این لحاظ این موضوع به دکترین گروه دولت اسلامی هم شبیه است. برای گروه دولت اسلامی تکفیر حتی قلب ایدئولوژی آن به حساب می‌آید و شیعه مهم‌ترین دشمن است.

حطاب رهبر القاعده را هم کافر و مرتد اعلام کرد

ابو جعفر حطاب قاضی عالی دادگاه شرع و رهبر “هیات شرع” گروه دولت اسلامی به صورت رسمی، ایمن الظواهری رهبر القاعده را هم تکفیر کرد. حطاب مغز متفکر و صحنه‌گردان هیات شرع به حساب می‌آمد. این هیات مخالفین گروه دولت اسلامی از جمله “جبهه نصرت” ، دیگر گروه اسلام‌گرا در سوریه که با شبکه القاعده هم‌پیمان است را کافر و مرتد اعلام کرده بود.

قاضی ارشد دولت اسلامی به صورت اغراق آمیز اعلام کرده بود کسی که کافر را مرتد اعلام نکند خود کافر است. وی ایمن الظواهری، رئیس گروه تروریستی القاعده را به این دلیل مرتد اعلام کرد‌ ، چرا که به گفته حطاب وی شیعیان را به اندازه کافی دشمن تلقی نمی‌کند. اما او با احکام اغراق آمیز خود سرانجام خشم سران گروه دولت اسلامی را هم برانگیخت.

بیشتر بخوانید: رقابت شدید تروریست‌های “دولت اسلامی” و “القاعده”

تارنمای روزنامه “المونیتور” هم می‌نویسد دستگیری حطاب قاضی القضات گروه دولت اسلامی و همفکران او را در چند هفته اخیر بوده است. هنوز مشخص نیست که چه سرنوشتی در انتظار دیگر دستگیر شدگان است.

No responses yet

Mar 13 2015

علیرضا پناهیان: انتخاب مستقیم ولی فقیه عوام‌فریبی است (ایشان یقینا بهتر میدانند هرچه باشد خودشان استاد عوامفریبی هستند!)

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: علیرضا پناهیان می‌گوید دموکراسی در غرب «سرکاری» است٬ «اختیار» همیشه «ارزش» نیست و انتخابات ولی‌ فقیه توسط مردم «عوام‌فریبی» است.

آقای پناهیان این مطالب را در نقد دموکراسی در غرب٬ تمجید از سیستم حکومتی ولایت فقیه و حمله به اندیشه‌هایی که انسان را مختار و مستقل می‌دانند٬ بیان کرده است.

وی گفته دموکراسی در مغرب زمین «سرکار گذاشتن» مردم و یک «بازی مسخره» است و نمایندگان در آنجا نماینده‌های «واقعی» مردم نیستند.

این عضو قرارگاه «عمار» همچنین اظهار کرده ارزش اندیشه، اراده و انتخاب انسان گاهی به این است که انتخاب خود را واگذار کند به کسی که متخصص است.

به گفته وی «اختیار» همیشه «ارزشمند» نیست و وقتی بیش از حد به آن بها داده می‌شود به طور یقین «خیانتی» پشت سر آن نهفته است.

پناهیان اضافه کرده حضور مردم را به طور مطلق نمی‌توان حذف کرد٬ اما به طور مطلق هم نمی‌توان به رأی مردم ارزش و بها داد زیرا این به نوعی «عوام فریبی» است.

عضو شورای عالی تبلیغ حوزه‌های علمیه افزوده امروز اگر بنا باشد مسأله انتخاب ولایت فقیه به صورت مستقیم از طرف مردم صورت گیرد٫ فقط براساس «عوام فریبی» انجام خواهد شد.

No responses yet

Mar 13 2015

زمینه‌چینی خبرگزاری قوه‌قضائیه برای صدور حکم هاشمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: خبرگزاری رسمی قوه قضائیه با حمله به اکبر هاشمی رفسنجانی در حال فراهم کردن مقدمات اعلام صدور حکم مهدی هاشمی است.

خبرگزاری «میزان» از روز پنجشنبه مصاحبه‌های قابل توجهی از نمایندگان محافظه‌کار مجلس در انتقاد از «فشار» هاشمی رفسنجانی بر قوه قضائیه درباره پرونده فرزندش منتشر کرده است.

ناصر موسوی لارگانی٬ امیرحسین قاضی‌زاده٬ اسماعیل کوثری٬ لاله افتخاری٬ محمد دهقان و احمد سالک از جمله نمایندگانی هستند که تاکنون این خبرگزاری با آنها مصاحبه کرده است.

مخرج مشترک این مصاحبه‌ها انتقاد از هاشمی رفسنجانی٬ حمایت از صدور حکم مهدی هاشمی و توصیه به قوه قضائیه برای مقاومت در برابر فشار‌ها در خصوص این پرونده است.

روز چهارشنبه نیز صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه به طور تلویحی اقدام هاشمی در فشار آوردن به قاضی پرونده مهدی هاشمی را اقدامی «مجرمانه» خوانده بود.

مقام‌های قضایی اعلام کرده‌اند پیش از پایان اسفند ماه حکم پرونده هاشمی که ۱۲ اتهام در آن وجود دارد٬ اعلام خواهد شد.

No responses yet

Mar 13 2015

حبس خانگی؛ درد و رنج مصدق

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: نيم قرن پس از به تاريخ پيوستن دکتر محمد مصدق، و ثبت تصويری ماندگار و منحصر به فرد از رهبر نهضت ملی ايران، هنوز در رنج و دردی که او در حبس خانگی متحمل شد، مورد تأملی در خور قرار نگرفته است. ستم غريب و هولناکی که متوجه نخست وزير دولت ملی و دموکراتيک ايران شد، زير سايه‌ صبوری سياستمدار وطن‌دوست و کارنامه‌ وی يا حتی وقوع کودتای آمريکايی ـ انگليسی به حاشيه رفته است. اما واقعيت ـ چنان‌که خود دکتر مصدق به صراحت بر آن تاکيد می‌کند ـ جز اين نيست که او در قلعه محصور احمدآباد، روزگار سخت و پر درد و رنجی را در تبعيد و تنهايی تا هنگام مرگ (چهاردهم اسفندماه ۱۳۴۵) سپری کرد.

از پی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و پس از بازداشت و محاکمه‌ دکتر مصدق در دادگاه نظامی، و بعد از تحمل سه سال حبس انفرادی، او در مرداد ۱۳۳۵ به احمدآباد تبعيد و در خانه‌ خود، محبوس شد. پيش‎‌تر و در خرداد ۱۳۳۵ مصدق در نامه‌ای به گلشاييان، وزير دادگستری، ضمن اعتراض به تخلف‌های قانونی صورت گرفته در پرونده خود، می‌نويسد: «سه سال مدت حبس خود را تحمل کرده‌ام و از محکوميت در اين دادگاه هم که در نتيجه خدمت به مملکت نصيبم شده است افتخار بزرگی تحصيل نموده‌ام که هرگز نمی‌خواهم آن را از دست بدهم و بعد هم هرچه به سرم بيايد روی همين اصل است و با کمال خوشوقتی آن‌را قبول می‌کنم.» شاه، حبس خانگی را بر مصدق تحميل کرد.

نخست وزير دولت ملی درحالی به احمدآباد تبعيد شد که در مرداد ۱۳۳۵ و از زندان لشکر ۲ زرهی نوشت: «کار مملکت به‌جايی رسيده است که يک دادستان ارتش می‌تواند قانون را لگدمال کند و يک زندانی بی‌تقصير که حق دارد از خود دفاع کند [برخلاف نص قانون] نتواند وکلای خود را ببيند… و آن‌قدر خسته و ناتوان شود که [بخواهد] از روی اجبار انتحار نمايد».

پيوندهای اجتماعی رهبر نهضت ملی و روابط وی با ياران و خانواده به حداقل ممکن رسيد. سه سال پس از حصر خانگی (بهمن ۱۳۳۸) در نامه‌ای به فرزندش احمد، ضمن تشکر از ارسال يک کتاب، می‌نويسد: «مرا خوب مشغول کرده است… شما نمی‌دانيد از تنهايی و حرف نزدن با کسی چقدر به من بد می‌گذرد».

در نامه‌ای ديگر، در ارديبهشت ۱۳۳۹، مصدق ضمن تشکر از برخی هدايای بستگان نزديک، می‌نگارد: «در اين کنج ده اگر اين قبيل محبت‌ها هم شامل من نبود زندگی برايم بسيار مشکل می‌شد».

آذر ۱۳۳۹ و در چهارمين سال حبس خانگی، با تداوم يافتن محدوديت‌ها عليه سياستمدار فرهيخته، او در نامه‌ای خصوصی گزارش می‌دهد: «از حال من بخواهيد، از تنهايی بسيار بد می‌گذرد. وضعيتم همان‌طور است که ديده‌ايد سخت و با کسی غير از فرزندانم ارتباط ندارم. آنها هم هر ۱۵ روز يک‌مرتبه سری به من می‌زنند و می‌روند، و با اين راه دور هم از اين بيشتر انتظار ندارم.»

مصدق در اول فروردين ۱۳۴۰ و در نامه‌ای به خواهر دکتر فاطمی، درد و رنجی را که متوجه اوست چنين توضيح می‌دهد: «با کسی حق ملاقات ندارم و از محوطه قلعه نمی‌توانم پای به خارج گذارم و بر اين طريق می‌گذرانم تا ببينم چه وقت خداوند به اين زندگی خاتمه می‌دهد. ديگر بيش از اين چه عرض کنم که بر تأثرات شما بيافزايم».

تيرماه ۱۳۴۰ و در نامه‌ای به دکتر حسن صدر با اشاره به مقاله‌های روشنگرانه و انتقادی وی، با تلخ‌کامی و ضمن نقد تلويحی وضع اجتماعی ـ سياسی، می‌نويسد: «ديگران هم اگر علاقه به وطن دارند بايد از همين راه بروند و آن را انتخاب نمايند. باری، حرف زياد است و مستمع به تمام معنی فداکار، کم. چه می‌شود کرد، بلکه خدا بخواهد که اين نقيصه در ما رفع شود؛ ما هم بتوانيم بگوييم مملکت و وطنی داريم و در راه آزادی و استقلال آن از همه چيز می‌گذريم».

در نامه‌ای ديگر (در مهر ۱۳۴۰) مصدق شرايط سخت و «رقت‌بار» خود را اين‌چنين برای دکتر سعيد فاطمی توصيف می‌کند: «از اين قلعه نمی‌توانم خارج شوم و با کمتر کسی مکاتبه می‌کنم… اکنون متجاوز از ۵۰ نفر سرباز و گروهبان اطراف بنده هستند که اجازه نمی‌دهند با کسی ملاقات کنم غير از فرزندانم؛ خواهانم هرچه زودتر از اين زندگی رقت‌بار خلاص شوم».

نخست وزير محبوس در اول فروردين ۱۳۴۱ و در پاسخ به نامه محمدرحيم عطايی، از بنيان‌گزاران نهضت آزادی ايران وضع ناگوار تحميل شده به خويش را اين‌چنين گزارش می‌کند: «هر قدر از سختی زندگی خود عرض کنم کم گفته‌ام و روزی نيست که از خدا مرگ نخواهم؛ آن هم چون مقدر نيست به سراغم نمی‌آيد و مرا در اين زندان ثانوی واله و حيران گذاشته است».

همان هنگام و در نامه‌ای با مضمون مشابه، درد و رنجی را که تحمل می‌کند اين‌گونه توضيح می‌دهد: «قريب ۹ سال است که در زندان لشکر دو زرهی و احمدآباد محبوسم و هر قدر هم که از خدا مرگ خواسته‌ام مقرون به اجابت نشده و نمی‌دانم چرا زنده مانده‌ام و اين همه ناراحتی و بدبختی را تحمل کرده‌ام».

مهرماه ۱۳۴۱ مصدق در مکتوبی خطاب به محمود تفضلی، مترجم کتاب «انديشه‌های نهرو»، محدوديت‌هايی را که متوجه اوست و موجب آزارش، به اشارتی می‌آورد: «دکتر تاراچند، سفير کبير هند در ايران موقع تشريف‌فرمايی به تهران خواستند مرا سرافراز و در زندان ديداری از اين اخلاص‌مند حقيقی به‌عمل آورند ولی مورد موافقت بعضی قرار نگرفت. بسيار غصه خوردم و افسرده شدم و باز رنج می‌کشم و بسر می‌برم».

حصر او در قلعه احمدآباد، با حبس انفرادی تفاوت چندانی ندارد؛ ارديبهشت ۱۳۴۳ مصدق در نامه‌ای ديگر اين وضع را به اجمال مکتوب می‌کند: «کماکان در قلعه احمد‌آباد می‌گذرانم و اجازه خروج ندارم. تفريح و گردشم هروقت هوا سرد نيست در حياط و جلوی اتاق می‌گذرد و زندگی نامطبوعی را تحمل می‌کنم».

بهمن ۱۳۴۳ دکتر مصدق خطاب به همراه قديمی و وزير کشورش، دکتر غلامحسين صديقی، می‌نويسد: «آن‌قدر از اين زندگی خسته شده‌ام که روزی نيست از خدا خاتمه‌ی آن‌را مسئلت نکنم. چه می‌توان کرد قسمت بنده هم اين بوده… بايد بسوزم و بسازم».

مصدق در نامه‌ای ديگر، مرداد ۱۳۴۴ و پس از درگذشت همسرش، بار ديگر خطاب به به صديقی می‌گويد: «از اين مصيبت وارده بسيار رنج می‌کشم؛ چون‌که همسر عزيزم متجاوز از ۶۴ سال با من زندگی کرد و به همه‌چيزم ساخت و من هيچ‌وقت نمی‌خواستم بعد از او بروم. تقدير اين بود تا او زودتر برود، و اکنون غير از اينکه از خدا بخواهم مرا از اين زندگی رقت‌بار خلاص کند چاره‌ای ندارم».

کش يافتن حبس، محدوديت‌های مترتب بر حصر، و فقدان همسر، رنج‌های مصدق را مشدد ساخت. شهريور ۱۳۴۴ او در نامه‌ای به يکی از همفکران، گزارش می‌کند: «حدود ۱۰ سال است که از اين قلعه نتوانستم خارج شوم… يقين دارم که به شما هم بد گذشته است ولی چون محبوس نبوده‌ايد و کسی مانع ملاقات شما نبوده و از اين بابت آزاده بوده‌ايد با زندگی بنده که در يک اتاق زندگی می‌کنم و گاه می‌شود که در روز چند کلمه هم صحبت نمی‌کنم بسيار فرق دارد. اين است وضع زندگی اشخاصی که يک عقيده‌ای دارند و تسليم هوا و هوس ديگران نمی‌شوند».

در نامه‌ای ديگر، در آذرماه ۱۳۴۴ خطاب به يکی از بستگان حسين فاطمی، وزير خارجه‌ دولت ملی (که پس از کودتای ۲۸ مرداد، اعدام شد) می‌نگارد: «ای کاش سرنوشت ايشان [دکتر فاطمی] نصيب من شده بود و اين زندگی رقت‌بار را نمی‌ديدم».

مصدق در آخرين سال زندگی، و در جواب به پيام تبريک‌های سال نو (۱۳۴۵) به تکرار از «زندگی رقت‌بار» و پرمشقت خود می‌گويد، و ازجمله در يک مورد می‌نويسد: «متجاوز از ۱۲ سال در دو زندان يعنی در لشکر دو زرهی و اکنون احمد‌آباد حالی برايم باقی نگذاشته و از خدا هميشه درخواست مرگ می‌کنم که از اين زندگی رقت‌بار خلاص و آسوده شوم».

افزون بر ۱۳ سال زندان و حبس خانگی، و کش يافتن غيرانسانی محدوديت‌ها، ديگر برای مصدق حتی انگيزه و رمقی برای گلايه کردن از شرايط ناگوار نمی‌گذارد؛ چنان‌که در تير ۱۳۴۵ به مريم فيروز، از بستگان خويش و از اعضای شاخص حزب توده می‌نويسد: «از حال خود خبری عرض نمی‌کنم که موجب ملالت خاطر شود.» نيز در آبان ۱۳۴۵ خطاب به داريوش فروهر، کوشنده شاخص جبهه ملی ايران می‌نگارد: «حال بنده خوب نيست و بيش از اين عرض نمی‌کنم که موجب تأثر خاطر شريف شود».

دردها و رنج‌های دکتر محمد مصدق در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ به پايان رسيد. نخست وزير دولت ملی درحالی چشم بر جهان فروبست که غلبه‌ی استبداد بر اراده‌ی تغيير در جامعه، مانع از رفع حبس خانگی وی ـ تا زمان مرگ، و افزون بر ۱۰ سال ـ شد.

No responses yet

Mar 12 2015

حضور نظامی ایران در عراق جمهوری خواهان آمریکا را نگران کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: به عقیده کریم پاکزاد، به این دلیل که آمریکا قصد دارد خاورمیانه را ترک کرده و نیروهای خود را بیشتر بطرف شرق دور متمایل کند، در نتیجه برای ثبات این منطقه احتیاج به قدرتی دارد که توانایی ایجاد ثبات در این منطقه را داشته باشد. به روایت پاکزاد آمریکائی ها فکر می کنند که چنین کشوری فقط می تواند ایران باشد.
گفتگو با کریم پاکزاد، حقوقدان و پژوهشگر بنیاد مطالعات بین المللی و استراتژیکی در فرانسه
گوش کنید (09:24)

صبح امروز خبرگزاری ها از ورود نیروهای عراقی به تکریت خبردادند. آنها بخش شمالی شهر را تصرف کرده و به پیشروی خود ادامه می دهند.

این در حالی است که در ایران مقامات نظامی از حضور قاسم سلیمانی در صف اول نیروهای حمله کننده به تکریت خبر می دهند و به روایت خبرگزاری فرانسه در شبکه های اجتماعی عکس هائی از او منتشر شده است.
این در حالی است که یکی از روسای سابق سازمان سیا بنام مایکل هایدن از این که نیروهای ایرانی در عراق نقش حساسی بعهده گرفته اند اظهار ناخشنودی کرد. او گفت گر چه ایران و آمریکا در مبارزه علیه داعش هدف مشترکی دارند، اما این دو کشور برای دوران پس از داعش هدف های کاملاً متفاوتی را دنبال می کنند. او مدعی شد که آمریکا مایل است عراق حاکمیتی با ترکیب شیعه و سنی داشته باشد در حالیکه ایران برای تامین برتری شیعیان در عراق می جنگد.

در گفتگوئی با دکتر کریم پاکزاد پژوهشگر مرکز ملی مطالعات استراتژیک فرانسه، معتقد است که میان دولت باراک اوباما با جمهوری خواهان این کشور بر سر ایران اختلاف وجود دارد. در حالیکه جمهور خواهان امریکا مخالف قدرت گیری ایران هستند، دولت اوباما مخالفتی با نقش بازی کردن ایران در عراق ندارد.

به‌عقیده کریم پاکزاد به این دلیل که آمریکا قصد دارد خاورمیانه را ترک کرده و نیروهای خود را بیشتر بطرف شرق دور متمایل می کند، در نتیجه برای ثبات منطقه احتیاج به قدرتی دارد که توانائی ایجاد ثبات در این منطقه را داشته باشد. به‌روایت پاکزاد آمریکائی ها فکر می کنند که چنین کشوری فقط می تواند ایران باشد.

در پرسشی درباره اختلافات میان شیعیان و سنی ها در عراق کریم پاکزاد اعتقاد دارد که کنار رفتن نوری مالکی و روی کار آمدن العبادی تحولات بسیار مهمی را بدنبال داشته است. اکنون یک چهارم دولت عبادی را سنی ها تشکیل می دهند و پست های مهمی همچون وزارت جنگ در اختیار یک شخصیت سنی است. دولت عراق می کوشد تا اشتباه یکجانبه نگری نیروهای شیعه علیه سنیان تکرار نشود. از این رو عراق دیگر عراق زمان نوری المالکی نیست. به‌عقیده پاکزاد حتی ایران هم به این اعتقاد رسیده است که اگر می خواهد ثباتی در عراق وجود داشته باشد باید به این تنش ها پایان داد.

No responses yet

Mar 12 2015

خامنه‌ای: حالا مُژگل دو تا ژُد: جام زهر و ریق رحمت

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

خودنویس:

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .