اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for July, 2018

Jul 12 2018

وزیر ارتباطات: اعترافات مائده هژبری واکنشی به شفافیت در بازار ارز بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سانسور,هنر

رادیوفردا: محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات، می‌گوید پخش اعترافات مائده هژبری دختر رقصنده اینستاگرام، برای انحراف افکار عمومی از کسانی است که منافعشان از شفاف‌سازی بازار ارز به خطر افتاده است.

روز دوشنبه، شبکه یک سیما برنامه‌ای با عنوان «بیراهه» پخش کرد که در آن چند دختر از فعالیت‌های خود در اینستاگرام ابراز ندامت می‌کردند.

یکی از این دختران، مائده هژبری ۱۷ ساله بود که دربرابر مجری اعتراف‌گیر سیما گریه می‌کرد.

بلافاصله سیلی از واکنش‌های انتقادی به این برنامه و کلیت صدا و سیما به‌راه افتاد.

زهرا رهنورد که درحصر خانگی است تا ده‌ها چهره سیاسی و فرهنگی داخل و خارج کشور و هزاران کاربر ایرانی این برنامه را محکوم کردند. این بار حتی روزنامه کیهان این برنامه را «بدسلیقگی» و «دادن بهانه به دشمنان» دانست و قوه قضاییه هم مسئولیت آن را نپذیرفت. حتی در برنامه‌های صدا و سیما نیز به این برنامه انتقاد شد اما مدیریت این سازمان از اقدام خود دقاع کرد.

در واکنش به ایران برنامه، محمدجواد آذری جهرمی، روز چهارشنبه ۲۰ تیرماه در یک مصاحبه رادیویی هدف از این برنامه را انحراف افکار عمومی دانست و گفت: «پیش کشیدن موضوع دختر خانمی که در اینستاگرام فعال بود و فیلتر این شبکه اجتماعی، حاصل تصمیم اتاق فکرهایی بود که منافعشان از موضوع شفاف‌سازی ارزی به خطر افتاده است. البته نه اینکه بگویم صدا و سیما و مسئول محترمی که در این موارد مصاحبه کرده است، اتاق فکر هستند.»

وزیر ارتباطات نخستین وزیری بود که فهرست دریافت‌کنندگان ارز ۴۲۰۰ تومانی برای واردات گوشی‌های هوشمند را منتشر کرد. پس از انتشار این فهرست مشخص شد شرکت‌هایی تازه‌تاسیس یا بیرون از حوزه کاری‌شان برای واردات موبایل ارز دولتی گرفته‌اند و آن را به نرخ آزاد فروخته‌اند یا حتی همه ارزها را صرف واردات نکرده‌اند.

محمد شریعمتداری، وزیر صنعت و معدن و تجارت، که در ابتدا از انتشار فهرست مشابه خودداری می‌کرد در پی انتقادهای گسترده در نهایت فهرست دریافت‌کنندگان ارز دولتی را منتشر کرد. این فهرست هم به نوبه خود جنجالی شد.

محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات در ادامه مصاحبه خود بدون ذکر جزئیات درباره پخش اعترافات مائده هژبری از شبکه یک گفت: «وقتی فضای کشور روی مطالبه شفاف‌گرایی قرار گرفته تا تکلیف ارزهایی که گرفته شده مشخص شود، یک باره خانمی تبدیل به سوژه خبری بزرگی می‌شود که کل دنیا شروع به صحبت کردن درباره او می‌کنند که به نظر من طبیعی نیست.»

در همین حال حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور و عضو شورای نظارت بر صدا و سیما، هم گفت: « امکان رسیدگی به شکایت افراد نسبت به پخش تصاویر آنها در تلویزیون از سوی شورای نظارت بر صدا و سیما وجود دارد.»

پای برنامه «بیراهه» صدا و سیما به مجلس هم کشیده شد. غلامرضا کاتب، عضو ناظر مجلس در هیات نظارت بر صدا و سیما، به خبرگزاری ایسنا گفت «شکایت‌های متعددی توسط انجمن حمایت از کودکان و گروه‌های اجتماعی گوناگون» به شورای نظارت رسیده و به این شکایت‌ها در جلسه هفته آینده شواری نظارت رسیدگی خواهد شد.

علی مطهری، نائب رئیس مجلس، نیز با انتقاد از برنامه «بیراهه» و البته مخالفت با رقصیدن دختران در اینستاگرام گفت: «پخش اعترافات یک دختر نوجوان از فعالیت خلاف اخلاق اینستاگرامی او با حالت گریه و بی‌پناهی از صداوسیما، عواطف مردم را به نفع او تحریک کرد. باید نبض روانشناسی جامعه در دست مدیران صداوسیما باشد تا نقض غرض نکنند. مردم همیشه طرفدار مظلومند هر چند کار او را و راه و فکر او را درست ندانند.»

علی مطهری برنامه «بیراهه»، «پخش صحنه‌هایی از زندگی خصوصی مرحوم سیدامامی فعال محیط زیست» و «دادگاه‌های معترضان انتخابات سال ۸۸» را تنها «مشتی از خروار» در مورد کارنامه صدا و سیما دانست.

صدا و سیما، نیروی انتظامی و قوه قضاییه هیچ کدام مسئولیت پخش برنامه «بیراهه» را به عهده نگرفته‌اند.

در حالی که محمد حسین رنجبران، مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما، گفته است «براساس صحبتی که با مسئولان ناجا داشتم برای این افراد حکم قضایی صادر شده بود و حتی مقام قضایی درخواست کرده بوده تا موضوع این افراد حتما رسانه‌ای شود»، ایسنا نوشته است نتیجه پیگیری‌ها این خبرگزاری از چند حوزه قضایی با این پاسخ روبرو شده است: «پخش این مستند با هماهنگی دستگاه قضایی نبوده است و دستگاه قضایی اوایل هفته آینده در این زمینه اطلاع‌رسانی لازم را خواهد کرد.»

#شاپرک_شجری‌زاده، #مائده_هژبری و زنان شجاع دیگری که توسط اشغال‌گران ایران، زندانی/محکوم می‌شوند، تنها جرم‌شان این است که می‌خواهند آزاد باشند و زندگی کنند. این #فرقه_تبهکار، ۳۹ سال است که زندگی را از ایران و زنانش سلب کرده. #فردای_براندازی، فردای زندگی و آزادی زنان ایران است. pic.twitter.com/E5HevezaQM

— Reza Pahlavi (@PahlaviReza) July 8, 2018

از سوی دیگر ده‌ها تن از مخالفان جمهوری اسلامی در خارج کشور، در پی پخش این برنامه در نامه‌‌ای به مایک پومپئو وزیر خارجه آمریکا، خواستار تحریم صدا و سیما شدند.

رضا پهلوی، فرزند محمدرضا شاه، نیز در توییتر خود نوشت جرم مائده هژبری و زنان دیگر ایرانی این است که «می‌خواهند آزاد باشند و زندگی کنند…»

منتقدان سیاست‌های صدا وسیما این سازمان را سال‌هاست که متهم می‌کنند از سازمانی «ملی» به صدا و سیمای «میلی» تبدیل شده و اهداف نهادهای نظامی – امنیتی و جناح‌های سیاسی تندرو را دنبال می‌کند.

#اعترافات_تلویزیونی دیروز چنددختر نوجوان همچنان که انتظار می‌رفت بامحکومیت قاطع #افکار_عمومی مواجه شد.
اگر #صداوسیما به کسی غیراز #رهبر جوابگو بود، هرگز نمی‌توانست این روش غیرقانونی و غیرانسانی را ادامه دهدکه چندش‌آور است، قاطبه ایرانیان را می‌رنجاند و موجب وهن نظام می‌شود.

— مصطفی تاجزاده (@mostafatajzade) July 8, 2018

مصطفی تاجزاده فعال سیاسی اصلاح‌طلب پس از پخش برنامه «بیراهه»در توییتر خود نوشت: «اگر صدا و سیما به کسی غیر از رهبر جوابگو بود هرگز نمی‌توانست اعتراف‌گیری غیرقانونی و غیرانسانی را ادامه دهد…»

رئیس صدا و سیما از منصوبان رهبر جمهوری اسلامی است و این سازمان تاکنون درباره تحقیق و تفحص مجلس از خود مقاومت نشان داده است.

با استفاده از ایسنا، کلمه، صدا و سیما و رادیو فردا؛ ح.ر/س.ن

No responses yet

Jul 11 2018

عبدالرضا کاهانی: دیگر تن به سانسور نمی‌دهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

ایران وایر:کاهانی در گفتگو با ایران وایر:«فیلم‌هایم را به یک پخش‌کننده خارجی واگذار کرده‌ام و پخش کننده فرانسوی برای اکران فیلم‌ها تصمیم می‌گیرد.»
«حتی اگر تا پایان عمر فیلم نسازم، دیگر به سانسور و مجوزهای نداده‌ی #وزارت_ارشاد فکر نمی‌کنم. آزادانه فیلم خواهم ساخت و می‌دانم در جهان مدرن راههای مختلفی برای ارتباط با تماشاگران وجود دارد.» این جملات عبدالرضا کاهانی؛ کارگردان ایرانی در توئیتر است. او تا کنون ده فیلم سینمایی ساخته و بارها فیلم‌هایش سانسور شده و چند بار طعم توقیف فیلم‌هایش را چشیده است. کاهانی هیچ‌گاه تسلیم شرایط نشده، با وزارت ارشاد بارها وارد دعوا شده و قتی جدال‌اش به نتیجه نرسیده، فیلم بعدی را کلید زده است، اما حالا او تصمیم گرفته به هیچ وجه تن به سانسور ندهد.
جریان توئیتی که نوشتید چه بود. چطور شد تصمیم گرفتید که دیگر به سانسور و مجوز تن ندهید؟

واقعا نمی‌شود با سانسور فیلمی ساخت که از آن لذت برد. مرتب باید فکر بکنی چطور می‌شود از مجوز عبور کرد، چطور می‌شود سر مردم کلاه گذاشت و فیلم غیر واقعی ساخت، برای این که پول درآورد. هر روز دارد فاصله ما با تماشاگر بیشتر می‌شود، برای این که تماشاگر در دنیای واقعی سیر می‌کند و ما نمی‌توانیم همان دنیای واقعی را نمایش دهیم. بگذارید یک مثال بزنم. اگر یک دوربین در خیابان کار بگذاریم و خودمان برویم. فردا راش‌های همان دوربین را به وزارت ارشاد بفرستیم و درخواست مجوز کنیم. ارشاد می‌گوید: چرا این آدم‌ها این لباس‌ها را پوشیده‌اند؟ چرا اینطوری حرف می‌زنند؟ تا یک زمانی می‌شد فیلم‌هایی ساخت که با واقعیت جامعه منطبق باشد اما الان پوشش مردم در خیابان با پوشش در فیلم‌ها کاملا فرق دارد. حرف‌های مردم با حرف‌های فیلم‌ها فرق دارد. فیلم تخیلی می‌توان ساخت اما فیلم واقعی که مردم خودشان را در فیلم‌ها پیدا کنند و حرفی برای گفتن داشته باشد، نمی‌شود ساخت.. من زحمت کشیدم با بدبختی و پول کم فیلم ساخته‌ام که آدم‌ها خودشان را با حداقل سانسور روی پرده ببینند. وقتی امکان ساخت آن فیلم‌ها هم مهیا نیست، این سوالات برای خودم پیش می‌آید. اصلا چرا من فیلم می‌سازم؟ آیا فیلم می‌سازم برای این‌که اموراتم را بگذرانم؟ برای این‌که امورات را گذراند می‌توان کارهای دیگر هم کرد. کارهایی که نیاز به گرفتن مجوزهای سخت فیلمسازی نداشته باشد. وقتی فیلم می‌سازیم، می‌خواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم و لذت ببریم. الان اینقدر حساسیت سانسور و مزاحمت وجود دارد که دیگر لذتی در کار نیست. این که مدام فکر کنی چه بسازم که ارشاد مجوز بدهد. دو ماه وقت می‌گذاری و فیلمنامه می نویسی، بعد ارشاد مجوز نمی‌دهد و می‌بینی عمرت است که دارد تلف می‌شود. در این مواقع این به ذهنت می‌رسد که چرا اصلا وزارت ارشاد هست؟ در اساسنامه وزارت ارشاد آمده که این وزارتخانه برای این که کار فیلمسازها را ساده کند، به وجود آمده اما الان فقط می‌بینیم که ارشاد دارد کار فیلمسازها را سخت می‌کند. بنابراین احساس می‌کنم وزارت ارشاد مزاحم من است. و من می‌خواهم قبل از این که آن‌ها من را حذف کنند، من آن‌ها را حذف کنم. وقتی وزارت ارشاد فقط مانع من است، جلوی فکر کردن و حرکت‌های بزرگ را می‌گیرد و به دردم نمی‌خورد، پس باید حذفش کنم.

حذف وزارت ارشاد به این معنا است که شما دیگر در ایران فیلم نخواهید ساخت؟

اتفاقا بعد از اکران«استراحت مطلق» در فرانسه، حاشیه‌هایی در جاهای مختلف شنیدم و خواندم، مثل این که به نظر می‌آید کاهانی نمی‌خواهد برگردد و … من می‌خواهم تاکید کنم که هر وقت اراده کنم ایران خواهم بود و هر وقت اراده کنم در ایران فیلم خواهم ساخت اما با وزارت ارشاد کاری ندارم و حتما فیلم بدون سانسور خواهم ساخت. یعنی نه خودم را سانسور می‌کنم و نه اجازه می‌دهم کسی فیلم را سانسور کند، اینطوری است که لذت خواهم برد. تماشاگر هم پیدا می‌کنم،،چون در دنیای مدرن پیدا کردن تماشاگر کار سختی نیست. تماشاگرهای ایران و کسانی که فیلم‌های من را دنبال می‌کنند، با روش‌های ساده‌تر فیلم‌های من را خواهند دید. ما باید خودمان را با دنیای مدرن هماهنگ کنیم. عجیب است که مسئولان ما اینقدر کهنه فکر می‌کنند و انتظار دارند که من بروم وزارت ارشاد، دست به سینه بنشینم و هر چه آن‌ها می‌گویند اجرا کنم. اما من چنین کاری نمی‌کنم. آخرش این است که چشمم را روی بیست سالنی که همیشه به زحمت و با شرایط سخت و سانس‌های بد در اختیار من می‌گذارند، می‌بندم و با خودم می‌گویم در دنیای به این بزرگی آن بیست سالن را نخواهم داشت، در عوض وزارت ارشاد را ندارم، سانسور و خودسانسوری را ندارم. می‌توانم به جهان بزرگتری فکر کنم. اگر هیچ کدام از این کارها را هم نتوانم انجام دهم. یک گوشه می‌نشینم و از آزادی که برای خودم ایجاد کردم، لذت می‌برم.

شما قبلا هم بدون مجوز ارشاد فیلم ساخته‌اید؟ جایی خواندم توصیه نمی‌شود را بدون مجوز ارشاد ساخته‌اید.

من در ایران تا الان فیلمی بدون مجوز نساخته‌ام. یک فیلمی به اسم «توصیه نمی‌شود» ساختم که مجوز داشت. فیلم درباره دو تا سانسورچی بود که به یک ویلایی می‌روند و مشق‌هایشان را به آنجا می‌برند. فیلم که تمام شد، ارشاد گفت: چرا این فیلم را ساختی؟ گفتم: من از شما مجوز گرفته بودم. الان هم می‌خواهم فیلم «ارادتمند…» را بسازم. گفتند: از آن فیلم انصراف بده، تا مجوز «ارادتمند…» را بدهیم. «توصیه نمی‌شود» یک فیلم خیلی خودمانی بود که با هزینه کم در یک ویلا ساخته شد. من از آن فیلم انصراف دادم. فیلم مجوز ساخت داشت ولی برای مجوز نمایش اصلا اقدام نکردم. الان هم فیلم را دور نریخته‌ام و هر وقت اراده کنم می‌توانم آن را نمایش دهم. اما الان تصمیمی برای نمایش آن ندارم. به هر حال فیلم با مجوز ساخت، ساخته شد. اما تاکید می‌کنم که از الان به بعد تن به هیچ سانسوری نمی‌دهم نه خودم ، خودم را سانسور می‌کنم و نه اجازه می‌دهم وزارت ارشاد فیلم را سانسور کند.

از سانسور وزارت ارشاد صحبت کردید. فکر می‌کنید سخت‌گیری‌های ارشاد درباره فیلمسازهای مستقل مثل شما بیشتر است؟

سخت‌گیری‌ها برای امثال من بیشتر است. من الان فیلم‌های بسیار بسیار معمولی هم نمی‌توانم بسازم. اگر بخواهم در مورد گل فیلم بسازم، وزارت ارشاد فکر می‌کند منظورم از گل یعنی فحش یا یک بوی بد. حالا هر چه بگویی این گل است، خوشبو است، در ذهن آن‌ها این وجود دارد که حتما چیز خوبی نیست، چون کاهانی می‌خواهد آن را بسازد. برای همین یک جور به بن بست رسیده‌ام. وقتی متوجه می‌شوند تو به عنوان فیلمساز خط فکری خودت را داری. برای آن‌ها و مطابق خواسته آن‌ها فیلم نمی‌سازی، مشکلاتت شروع می‌شود. فیلمسازهای مورد علاقه آن‌ها کسانی هستند که حرف گوش می‌دهند، همراهی می‌کنند در مقاطع و اشکال مختلف با وزارت ارشاد و حاکمیت هماهنگ هستند. من اصلا کاری با این چیزها ندارم. من به مرور دچار این مشکل شدم. فیلم اول‌ام را نشان ندادند. فیلم دوم را نشان ندادند. فیلم سوم را جایزه‌باران کردند. اما از فیلم سوم به بعد که همزمان با سال 88 و حرف‌هایی که آن زمان در فستیوال کارلووی واری در حمایت از مردم زدم، دیگر اجازه نمایش فیلم‌هایم در فستیوال‌ها و اکران‌های خارجی داده نشد.

عدم اکران در فستیوال‌ها و نمایش‌های خارج از کشور را چطور به شما ابلاغ کردند؟

سر فیلم «هیچ» خودم تهیه کننده بودم. گفتند فیلم را به فستیوال و اکران‌های خارجی ندهید. من گفتم: چنین قانونی نداریم. همه دارند فیلم‌ها را می‌فرستند، حتی فیلم‌های توقیفی هم در خارج از کشور نمایش داده می‌شود. گفتند: این قانون وجود داشته و اجرا نمی‌شده. ما از الان می‌خواهیم این قانون را اجرا کنیم. داخل پروانه نمایش که صادر می‌شود. نوشته شده اجازه نمایش داخلی و خارجی. این‌ها روی نمایش خارجی فیلم‌ خط کشیده بودند. من پرسیدم اگر فیلم را به خارج بفرستم چه می‌شود؟ گفتند: یکسال از فیلمسازی محروم می‌شوی و از کمک‌های دولتی هم محروم می‌شوی. کمک دولتی که هیچوقت به من نشده بود و من هم نمی‌خواستم. اما من آدمی بودم که دوست داشتم هر سال فیلم بسازم. کما این‌که ساختم. بعد فیلم «اسب حیوان نجیبی است» و «بی‌خود و بی جهت» دچار همین مشکل شدند. من از دیگران که سوال می‌کردم متوجه شدم به همه مجوز اکران خارجی می‌دهند انگار این قانون فقط برای من ساخته شده بود.

مشکلات دیگری هم پیدا کردید؟

یادم می‌آید در جشنواره کارلووی ورای، یک فیلمساز ایرانی خیلی معروف هم حضور داشت. خبرنگارها بعد از جایزه من را دوره کرده بودند و می‌گفتند: با این حرف‌ها که زدی می‌خواهی به ایران برگردی؟ من می‌گفتم: حرف عجیب غریبی نزدم که اینقدر آدم را نگران می‌کنید. آن دوست کارگردان به من گفت: نه تو الان راحت به ایران می‌روی اما برای فیلم‌های بعدی‌ات به شکل نامحسوس مشکل درست می‌شود و هر وقت دیدی مشکلاتت زیاد شده، بدان دلیل‌اش همین حرف‌‌ها و جشنواره است. ایشان راست می‌گفت. بعد از آن همیشه مشکل داشتم. حتی وقتی احساس می‌کردم هیچ مشکلی وجود ندارد، باز هم چیزی درست می‌شود. ریتم من را گرفتند. در داخل تبدیل به فیلمسازی شدم که دائم با جشنواره فجر دعوا داشتم و فیلم‌هایم سانسور می‌شد. از فضای بین‌المللی هم دور ماندم. الان پخش‌کننده فرانسوی فیلم‌هایم را به ترتیب برای اکران گذاشته تا این عقب‌ماندگی من از فضای بین‌المللی جبران شود.

آیا الان که فیلم‌ها در فرانسه به نمایش در می‌‌آیند برای اکران خارجی مجوز گرفته‌اید ؟

اجازه اکران خارجی نداده‌اند. اما دولت فعلی همیشه در لفافه حرف می‌زند. شفاف نیستند. من هم از این موضوع استفاده کردم. فیلم‌هایم را به یک پخش‌کننده خارجی واگذار کرده‌ام و پخش کننده فرانسوی برای اکران فیلم‌ها تصمیم می‌گیرد. در دوره احمدی‌نژاد آقای شمقدری و آقای سجادپور به من می‌گفتند که فیلم‌ها را برای فستیوال و اکران خارجی نده،اگر بدهی مجازاتت این است. اما این دوره شفاف حرف نمی‌زنند. مدام می‌خواهند در ظاهر دوست باشند اما پشت سر متوقف‌ات می‌کنند. من هم وقتی دیدم فرصت این را دارم که فیلم‌ها را به پخش ‌کننده فرانسوی واگذار کنم، استقبال کردم و الان پخش‌کننده برای اکران فیلم‌ها تصمیم می‌گیرد.

فکر کنم وزارت ارشاد دولت آقای روحانی جلوی اکران فیلم «ارادتمند…» را در کانادا گرفت؟​

آن زمان پخش‌کننده فرانسوی نبود. خودمان با نیروی خودمان و یک پخش مستقل در کانادا می‌خواستیم فیلم را اکران کنیم. به خاطر این‌که به این نتیجه رسیدم که دو سال و نیم از ساخت فیلم گذشته و وزارت ارشاد علی‌رغم شعارهایی که داد، مجوز نداد. فکر کردم شاید با اکران در کانادا بتوان یک بخشی از پول هنگفتی که برای فیلم خرج شده بود، زنده کرد. اما به شکل عجیبی از وزارت ارشاد تهران به من مسیج رسید که نمایش فیلم را کنسل کن وگرنه فیلم «یایا»؛ فیلم جدیدی که در تایلند ساخته‌ام، مجوز نمی‌گیرد. من به دلیل این که فشار به سرمایه‌گذاران دیگر فیلم وارد نشود، تصمیم گرفتم نمایش فیلم را کنسل کنم.. آقای خانی شریک من در فیلم «ارادتمند…» در حال تهیه فیلم دیگری بود و تحت فشار قرار گرفته بود، بلیط‌ها برگشت داده شد. کانادایی‌ها تعجب کرده بودند. تلویزیون‌شان برای مصاحبه آمد و می‌گفتند: مگر می‌شود که ایران فیلم را در کانادا توقیف کند؟ در اکران «استراحت مطلق» در فرانسه هم بعضی‌ها به من می‌گویند: چطور پناهی خودش نمی‌تواند بیاید بیرون اما فیلم‌هایش می‌آیند و شما بر عکس اش هستید. من می‌گویم شما دارید از یک کشور پیچیده به نام ایران حرف می‌زنید. این‌جا برای هرکسی یک قانونی وجود دارد. گرفتاری من منحصر به خودم است و گرفتاری پناهی و رسول‌اف وفرهادی منحصر به خودشان. حالا من می‌خواهم با حذف وزارت ارشاد، مشکل خودم را حل کنم.

الان چه تصمیمی دارید، می‌خواهید «ارادتمند…» را هم اکران کنید؟

راستش شریک من آقای خانی، هنوز هم فکر می‌کند شاید فیلم در ایران اکران شود اما من دیگر امیدی ندارم. اما فیلم در اختیار پخش کننده فرانسوی است و می‌دانم برنامه‌هایی برای اکران فیلم، دی وی دی و ارائه به کانال‌های تلویزیونی دارد.

No responses yet

Jul 11 2018

نمایش جدید نرمش قهرمانانه در راه است: سفر همزمان نتانیاهو و ولایتی به مسکو

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: بر اساس گزارش‌ها در دو روز آینده مشاور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی و نخست وزیر اسرائیل، به صورت جداگانه با رئیس جمهور روسیه دیدار خواهند کرد.

هدف از سفر مشاور آیت الله خامنه‌ای تحویل پیام‌های رهبر جمهوری اسلامی و رئیس جمهور ایران و هدف از سفر نخست وزیر اسرائیل مذاکره درباره خروج نیروهای ایرانی از سوریه اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور بین الملل، روز چهارشنبه، ۲۰ تیر، به مسکو سفر می‌کند.

براساس این گزارش، آقای ولایتی روز پنج شنبه،۲۱ تیر، با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، دیدار و پیام رهبر جمهوری اسلامی و رئیس جمهور ایران را به او تحویل خواهد داد.

روز چهارشنبه همچنین بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، به مسکو سفر می‌کند.

آقای نتانیاهو روز یکشنبه، ۱۷ تیر، در نشست کابینه‌اش گفته بود که به مسکو می‌رود تا درخواست قاطع خود درباره خروج نیروهای ایرانی از سوریه را دوباره به اطلاع روسیه برساند.

وی تأکید کرده بود که کشورش حضور نظامی ایران در هیچ بخشی از سوریه را تحمل نمی‌کند؛ «چه در نزدیکی مرز با اسرائیل، چه در جای دورتری در سوریه».

در همان روز پایگاه «تی ۴» یا «التیاس»، واقع در حومه شهر پالمیرا در استان حمص هدف چند موشک قرار گرفت.

در حالی که حکومت سوریه می‌گوید این حمله را «دفع کرده است»، دیدبان حقوق بشر سوریه اعلام کرد که در جریان «حمله اسرائیل» به این پایگاه هوایی، «نیروهای ایرانی و شبه‌نظامیان»متحدش هدف قرار گرفته‌اند.

اما آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل، روز دوشنبه با ابراز «بی‌اطلاعی» از این حمله گفته بود که گزارش آن را در روزنامه‌ها خوانده است.

وزیر دفاع اسرائیل روز سه شنبه گفت که ارتش کشورش «هر لحظه که حضور نظامی یک ایرانی را در سوریه تشخیص بدهد، اقدام می‌کند».

اسرائیل پس از حملات راکتی جمهوری اسلامی به بلندی‌های جولان، «سنگین‌ترین حملات به سوریه» پس از جنگ سال ۱۹۷۳ را علیه «هدف‌های ایرانی» در نقاط مختلف سوریه انجام داد و به گفته آویگدور لیبرمن، «تقریباً همه آنها را نابود کرد».

سفر روز چهارشنبه بنیامین نتانیاهو به روسیه دهمین مذاکراه او در دوره اخیر با ولادیمیر پوتین درباره ایران است.

در همین حال جان بولتون، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهوری آمریکا، در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «سی‌بی‌اس» گفته که در دیدار روسای جمهوری ایالات متحده و روسیه در روز ۲۵ تیر، احتمالا موضوع خروج نیروهای ایران از سوریه هم مطرح خواهد شد.

در ماه‌های اخیر مقام‌های روسیه نیز گفته‌اند که نیروهای خارجی در سوریه، از جمله نیروهای ایران و حزب‌الله لبنان، باید این کشور را ترک کنند.

سفر نخست وزیر اسرائیل و مشاور رهبر جمهوری اسلامی به روسیه همچنین در حالی انجام می‌شود که ایران در مذاکره با روسیه، چین و کشورهایی اروپایی به دنبال حفظ برجام پس از خروج آمریکا از این توافق است.

با استفاده از گزارش‌های خبرگزاری تسنیم، وای‌نت، جروزالم پست و رادیو فردا، توئیتر / ا.م / س.ن

No responses yet

Jul 11 2018

محمود صادقی برخی نمایندگان مجلس را به گرفتن رشوه متهم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی، شماری از نمایندگان مجلس را به «گرفتن رشوه» در جریان بررسی طرح تحقیق و تفحص از شهرداری تهران متهم کرد.

این یکی از صریح‌ترین و کم‌سابقه‌ترین اظهارنظرها درباره فساد در ساختار جمهوری اسلامی است که این نماینده در نشستی با عنوان «فساد، معضل فراجناحی جمهوری اسلامی» در خبرگزاری ایرنا بیان کرده است.

صادقی که رئیس فراکسیون «شفاف‌سازی و سالم‌سازی اقتصاد و انضباط مالی» مجلس است، ادعا کرده که «یکی از نمایندگان به ارزش یک میلیارد تومان هولوگرام تغییر کاربری و تعدادی دیگر از نمایندگان مجلس کارت پول پنج میلیون تومانی» دریافت کرده‌اند.

منظور از «هولوگرام»، واگذاری حق تراکم است که شهرداری تهران در عوض بدهی به طلبکاران، در اختیار آنها می‌گذارد.

وب‌سایت تابناک نیز به نقل از صادقی در این نشست نوشته که «در طرح درخواست تحقیق و تفحص از شهرداری تهران کاملاً با فساد شبکه‌ای درگیر شدیم. در رسیدگی به این طرح رانت‌ها و رشوه‌های بسیاری داده شد.»

آن‌طور که وی ادعا کرده، موارد دریافت رشوه از سوی شماری از نمایندگان در جریان بررسی طرح تحقیق و تفحص از شهرداری تهران، بر اساس گزارش‌های «کارمندان مجلس» به دست آمده است.

این نماینده مجلس شورای اسلامی همچنین گفته که برای دریافت رشوه در زمینه تغییر کاربری، «سندهایی در دست دارم اما برای کارت پول، سندی برای اثبات وجود ندارد.»

وی همچنین اضافه کرده که «درباره دریافت رشوه‌ از سوی نمایندگان مجلس هم در جلسات کمیسیون و هم در روز رأی‌گیری علامت‌هایی از آلوده شدن نمایندگان مشاهده کردیم.»

طرح تحقیق و تفحص از عملکرد شهرداری تهران، مربوط به واگذاری املاک و پروژه‌های مشارکتی به اشخاص حقیقی و حقوقی بود که در رسانه‌های ایران از آن‌ها با عنوان «املاک نجومی» یاد می‌شود.

قرار بود این طرح در مجلس بررسی شود که با مخالفت شماری از نمایندگان، عملاً از دستور کار خارج شد.

پس از کناره‌گیری محمدباقر قالیباف، شهردار سابق تهران، از رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ به نفع ابراهیم رئیسی و انتخاب محمدعلی نجفی به عنوان شهردار تهران، نجفی نیز قالیباف را به فساد متهم کرده بود.

نجفی روز ۲۴ دی ۹۶ در گزارشی از وضعیت شهرداری تهران، شهردار و مدیران سابق این نهاد را به مواردی چون «هزینه کردن بودجه شهرداری در انتخابات ریاست‌جمهوری»، «استخدام ناگهانی ۱۳ هزار نفر در آستانه انتخابات»، «خیانت در صندوق ذخیره کارکنان شهرداری» و «واگذاری سلیقه‌ای ۶۷۴ ملک» متهم کرده بود.

آقای نجفی مدتی پس از آنکه گفت شهرداری قصد دارد گزارش چهار یا پنج مورد از «تخلفات» دوره شهرداری قالیباف را به قوه قضائیه ارسال کند، استعفا کرد.

تعدادی از اعضای شورای شهر تهران و فعالان سیاسی، دلیل این استعفا را فشارهای قوه قضائیه و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و همچنین «تعویق» ملاقات شهردار و اعضای شورای شهر با رهبر جمهوری اسلامی عنوان کردند.

دهم اردیبشهت‌ماه سال جاری نیز مجید فراهانی، عضو شورای شهر تهران از ارسال ۱۲ پرونده «تخلفات» دوره مدیریت محمدباقر قالیباف به قوه قضائیه خبر داد و گفت که یکی از این پرونده‌ها مربوط به صندوق ذخیره کارکنان شهرداری است.

در روزهای اخیر نیز محسن هاشمی رفسنجانی، رئیس شورای شهر تهران، گفته که «فساد به یک اپیدمی در کل شهرهای ایران تبدیل شده، چرا که به دلیل کمبود نقدینگی، شهرداری‌ها می‌توانند از طریق کمیسیون ماده ۱۰۰ تخلف در ساخت‌وساز را به پول تبدیل کنند.»

شهرداری، از جمله دستگاه‌هایی است که به طور معمول در پیمایش‌ها و نظرسنجی‌ها، در صدر فهرست دستگاه‌هایی قرار می‌گیرد که مردم و مراجعه‌کنندگان از عملکرد آنها ناراضی هستند.

پیش از این احمد توکلی، از نمایندگان سابق مجلس اعلام کرده بود که جمهوری اسلامی به «فساد سیستماتیک» مبتلا شده است.

محمود صادقی نیز در اظهارت خود گفته است: «بر اساس متون علمی، فساد سیستماتیک به وضعیتی می‌گویند که افراد یا سازمان‌ها و گروه‌ها برای پیشبرد کار خود هیچ آلترناتیوی جز آلوده شدن به فساد نداشته باشند.»

وی همچنین افزوده که «اگر در دستگاهی که نهاد مسئول مبارزه با فساد است نه تنها عزمی برای مبارزه با فساد وجود نداشته باشد بلکه تسهیل‌کننده آن نیز باشد، فساد سیستماتیک اتفاق می‌افتد.»

با استفاده از ایسنا، تابناک / ب.ب / پ.پ

No responses yet

Jul 10 2018

درخواست شماری از مخالفان حکومت ایران از پمپئو: صدا و سیما را تحریم کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,تحریم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: ده‌ها مخالف حکومت ایران در نامه‌ای سرگشاده خطاب به وزیر خارجه آمریکا، خواستار تحریم صدا و سیمای جمهوری اسلامی توسط ایالات متحده شده‌اند. آنها “اعترافات اجباری” را جلوه‌ای از نقض حقوق بشر در این سازمان دانسته‌اند.

بیش از ۵۰ تن از مخالفان حکومت ایران در نامه‌ای خطاب به مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، خواستار اعمال تحریم‌های ایالات متحده علیه صدا و سیمای جمهوری اسلامی شده‌اند.

امضاکنندگان این نامه که تاریخ ۷ ژوئیه (۱۶ تیر) را بر خود دارد، با اشاره به “نقش کانونی” صدا و سیمای جمهوری اسلامی در “نقض حقوق بشر” در ایران، از دولت آمریکا خواسته‌اند تا تعلیق تحریم‌های خود علیه این نهاد را تمدید نکند.

نویسندگان نامه علاوه بر اشاره به شکل خاص اطلاع‌رسانی و نحوه پوشش اخبار در رادیو و تلویزیون حکومتی ایران و ارسال پارازیت برای جلوگیری از خبررسانی آزاد، نوشته‌اند که به “سهم” صدا و سیمای جمهوری اسلامی در نقض حقوق بشر به اندازه کافی توجه نشده است.

آنان در نامه‌شان از جمله به پخش “اعترافات اجباری” از صدا و سیما پرداخته و آن را جلوه‌ای از “نقض حقوق بشر” توسط این نهاد حکومتی ایران دانسته‌اند.

جدیدترین مورد از این نوع اقدامات به پخش تلویزیونی “مصاحبه”های اخیر شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی به‌خصوص اینستاگرام در شبکه یک تلویزیون جمهوری اسلامی برمی‌گردد که در جریان آن این افراد از فعالیت‌های خود در این شبکه‌ها “ابراز پشیمانی” کردند. در این میان به‌خصوص دستگیری و “اعترافات” چند دختر از جمله مائده هژبری، دختر ۱۷ ساله‌ای که ویدئوهایی از رقص خود را در اینستاگرام منتشر می‌کرد، با انتقادهای وسیعی در شبکه‌های اجتماعی مواجه شد.

محکومیت گسترده پخش “اعترافات”

موج انتقادها به این “اعترافات” چنان گسترده بود که حتی با واکنش انتقادی دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی ایران مواجه شد. محمدامین سلیمی در اینستاگرام از جمله نوشت: «کار این خانم [مائده هژبری] را تایید نمی‌کنم و معتقد به رها کردن و ترویج اینگونه فعالیت‌ها در کشور نیستم (هر چند به این شیوه نقد دارم و البته اینکه دستگاه‌های فرهنگ‌ساز هم چقدر اختلال دارد بماند برای بعد). آنچه مسئله است برخورد کاریکاتوری برخی آقایان با مسائل است که از رقص یک دختر جوان مستند عبرت‌آموز می‌سازد ولی به همان اندازه دغدغه ساختن مستندهایی درباره آنچه امنیت روانی، اقتصادی، معیشتی و حتی استراتژیک نظام و مردم را به خطر انداخته را ندارد و نهایت تساهل را به خرج می‌دهد».

مصطفی تاج‌زاده، از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب هم در واکنش به “اعتراف‌گیری” اخیر نوشت: «اعترافات تلویزیونی دیروز چند دختر نوجوان همچنان که انتظار می‌رفت با محکومیت قاطع افکار عمومی مواجه شد. اگر صدا و سیما به کسی غیر از رهبر جوابگو بود، هرگز نمی‌توانست این روش غیرقانونی و غیرانسانی را ادامه دهد که چندش‌آور است، قاطبه ایرانیان را می‌رنجاند و موجب وهن نظام می‌شود».

محمدتقی فاضل میبدی، از دیگر چهره‌های اصلاح‌طلب نیز گفته است که باید به خاطر این اقدام با مسئولان صدا و سیما “برخورد حقوقی” صورت گیرد. نعمت احمدی، حقوقدان نیز از پخش “اعترافات” دختران در تلویزیون ایران به عنوان اقدامی “ضد حقوقی” نام برد و خواستار “عذرخواهی” صدا و سیمای جمهوری اسلامی شد.

امضاکنندگان نامه به مایک پمپئو، در بخشی از درخواست خود برای تحریم صدا و سیمای جمهوری اسلامی نوشته‌اند که ایرانیان داخل و خارج کشور و حتی برخی نمایندگان مجلس و مقام‌های دولتی، بارها از شکل پوشش خبری و اطلاع‌رسانی این نهاد در رابطه با اعتراضات عمومی در ایران انتقاد کرده‌اند.

به گفته نویسندگان این نامه، حکومت ایران کماکان به ارسال پارازیت و اخلال در فعالیت شبکه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی ادامه می‌دهد و صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز ابزاری است که حکومت از آن برای اقدامات “بی‌ثبات‌کننده” خود در منطقه خاورمیانه و آموزش گروه‌های شبه‌نظامی و تروریستی استفاده می‌کند.

مهلت تعلیق شش‌ماهه تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی که شامل صدا و سیمای ایران هم می‌شود، ۱۲ ژوئیه (۲۱ تیرماه) سال جاری به پایان می‌رسد. در این میان گزارش‌هایی غیررسمی از قصد دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، برای امضا نکردن تمدید این تعلیق منتشر شده است.

انتقادهای ملی و بین‌المللی به سازمان تحت فرمان رهبر

سیاست‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی با واکنش‌هایی از سوی اروپا نیز مواجه شده است. از جمله عزت‌الله ضرغامی، رئیس پیشین صدا و سیمای جمهوری اسلامی، فروردین‌ماه ۱۳۹۱ به خاطر “نقض فاحش حقوق بشر” در ایران در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا قرار گرفت. محمد سرافراز، رئیس وقت شبکه انگلیسی‌زبان “پرس تی‌وی” وابسته به صدا و سیما نیز پس از پخش “اعترافات اجباری” در تلویزیون ایران، به اتهام همکاری با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ایران در همین فهرست قرار داده شد.

عبدالعلی علی‌عسگری، رئیس کنونی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، از جمله کسانی بود که خردادماه گذشته به دلیل “مشارکت در سانسور و نقض حقوق بشر” به فهرست تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران پیوست.

شیرین عبادی، دارنده جایزه نوبل صلح نیز فروردین‌ماه گذشته خواستار تحریم صدا و سیمای جمهوری اسلامی توسط آمریکا و اتحادیه اروپا شده بود.

علاوه بر مخالفان حکومت ایران، در تاریخ خود جمهوری اسلامی نیز، به‌خصوص پس از دوران موسوم به اصلاحات، رویه صدا و سیما به عنوان “رسانه ملی” همواره مورد انتقاد اصلاح‌طلبان و میانه‌روها بوده است. این سازمان حتی در مواردی از پخش مستقیم سخنرانی حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، خودداری کرده است. روحانی پیش‌تر صدا و سیما را متهم کرده بود که “گرفتار یک باند سیاسی” شده است.

منتقدان کیفیت پایین و جانبدارانه برنامه‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی را دلیل اصلی روی آوردن هر چه بیشتر مردم به شبکه‌های ماهواره‌ای و تولیدات ویدئویی خارج از نظارت این سازمان ارزیابی می‌کنند. بر اساس قانون اساسی ایران، “نصب و عزل” رئیس سازمان صدا و سیما از اختیارات رهبر جمهوری اسلامی است.

No responses yet

Jul 10 2018

ادامه واکنش‌ها به پخش ‘اعتراف’های دختران رقصنده اینستاگرام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,شورش,مذهب,هنر


بخشی از برنامه ‘بی‌راهه’ که تلویزیون ایران درباره چند زن رقصنده در اینستاگرام پخش کرد.

واکنش چهره‌های سیاسی و اجتماعی و همین‌طور کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی به پخش گزارشی از تلویزیون ایران درباره سه زن که در اینستاگرام تصاویری از رقص خود را منتشر می‌کردند، هم‌چنان ادامه دارد.

حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهوری ایران و نماینده او در شورای نظارت بر صدا و سیما، گفته است پخش تصاویر افراد “در حالات غیر عادی از جمله در بیمارستان، کلانتری یا بازداشتگاه، نیاز به هماهنگی میان قوه‌ی قضاییه، سازمان صداوسیما و رضایت فردی است که از او تصویربرداری می‌شود.”

او گفته است شورای نظارت بر صدا و سیما می‌تواند به شکایت افراد درباره پخش تصاویر آنها در تلویزیون رسیدگی کند.

  • ‏”اعتراف”های تلویزیونی زنان رقصنده ایرانی؛ ‘برای دل خودم می‌رقصم’
  • پلیس ایران: با ‘شاخ‌های اینستاگرام’ برخورد می‌کنیم
  • یادداشت ناظران: چرا حکومت ایران از مدل‌ها می‌ترسد؟

در همین حال وبسایت کلمه، نزدیک به خانواده زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، از قول خانم رهنورد نوشته است که از رئیس صدا و سیما خواسته است بابت پخش گزارشی درباره چند زن ایرانی که تصاویر رقص خودشان را در اینستاگرام منتشر می‌کردند، “از وجدان عمومی ملت ایران عذرخواهی کند.”

این رئیس سابق دانشگاه الزهرا، الآن بیش از هفت سال است که همراه همسرش میرحسین موسوی، از رهبران اعتراض‌های سال ۱۳۸۸، در حصر خانگی است.

زهرا رهنورد این گزارش را “مصاحبه‌ای مخوف، چنگ‌اندازی و خراش به روح دخترکی نوجوان” و “رفتاری ضد انسانیت و ضد جوانی” توصیف کرده است.

روز شنبه تلویزیون جمهوری اسلامی گزارشی پخش کرد درباره مائده هژبری، الناز قاسمی و شاداب، زنان فعال در اینستاگرام، و در آن “اعتراف”هایی از این افراد پخش کرد.

عده زیادی از کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در روزهای گذشته به پخش این “اعتراف”ها واکنش نشان داده‌اند و آن را محکوم کرده‌اند.

گروه کمپین حقوق بشر ایران هم در بیانیه ای که دوشنبه منتشر کرد نوشت: “اجبار کردن یک نوجوان به اعتراف در تلویزیون دولتی به «جرم» انتشار ویدیوهای رقص خود در اینستاگرام، بیانگر نقض آشکار آزادی بیان و نشانگر حد بی‌رحمی مقامات ایرانی در تحمیل اجبارهای فرهنگی علیه مردم ایران به شمار می‌رود.”

هادی قائمی مدیرکمپین حقوق بشردر ایران گفت:‌ “حکومت ایران هیچ فضایی برای تنفس مردم ایران باقی نگذاشته است. حکومت از لباس پوشیدن مردم گرفته، تا موسیقی گوش‌کردن، فیلم دیدن، کتاب‌خواندن و همه حوزه‌های زندگی شخصی آنها را کنترل می‌کند. ولی علیرغم این فضای خفه‌کننده و تهدید کردن افراد به زندان و بازداشت، مردم همچنان به ابراز عقیده و تمرین روش‌های زندگی شخصی که خود انتخاب کرده‌اند ادامه می‌دهند و در واقع علیه چنین اجبارها و سختگیری‌هایی اعتراض می‌کنند.”

دختری ۱۷ ساله به نام مائده که عاشق رقص بود و گناهش انتشار فیلم رقص در اینستاگرام.
پخش فیلم سخنانش در بازداشت به اعتراض ها به برخورد پلیسی با او دامن زده. مائده تنها کسی نبوده که به خاطر سبک زندگی در ایران زندانی شده، گزارشی ببینید از مهرزاد کهن‌روز pic.twitter.com/U7CKE6fh9x

— BBC NEWS فارسی (@bbcpersian) July 8, 2018

‘تلاش برای به‌حاشیه‌بردن قضیه ارز‘

از سوی دیگر محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی، در انتقاد از پخش این گزارش و “اعتراف”ها، به رئیس صدا و سیما توصیه کرده است “دستور دهد یک مصاحبه هم با قربانیان آزارهای جنسی مربی صوت و لحن انجام شود”؛ که به گفته او “ناامید از اجرای عدالت در دستگاه قضایی ایران می‌خواهند به دادگستری کشورهای خارجی متوسل شوند.”

اشاره آقای صادقی به پرونده سعید طوسی است که در ماه‌های اخیر معلوم شد از اتهام آزار جنسی کودکانی که به آنها تلاوت قرآن درس می‌داد، تبرئه شده است.

  • سعید طوسی از اتهام آزار جنسی کودکان تبرئه شد

این نماینده مردم تهران در مجلس ایران، حدود شش ماه پیش تصاویری منتشر کرد که به گفته او حکم دادگاه بدوی درباره سعید طوسی است و طبق آن آقای طوسی در جریان رسیدگی به پرونده به “ارتباطات ناسالم با قاریان نوجوان” اقرار کرده بود.

  • ‘دادگاه بدوی به اقرار سعید طوسی به ارتباطات ناسالم با نوجوانان استناد کرده بود’

هم‌چنین عبدالله رمضان‌زاده، سخن‌گوی دولت محمد خاتمی و ‏‏‏‏استادیار بازنشسته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در توییتر خطاب به حسن روحانی رئیس‌جمهوری ایران نوشته است که “صدا و سیما با قصه رقص تلاش کرد داستان ارز را به حاشیه ببرد. شما وزرای دولت خود را موظف کنید در موضوع ارز شفاف عمل کنند و وزارت اطلاعات خود را مامور کنید گزارش تخلفات را ارائه کند تا مردم مطالبه گر قوه قضائیه برای مجازات مجرمان شوند.”

درخواست تحریم رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی

در همین حال با بالاگرفتن انتقادها به تلویزیون جمهوری اسلامی بابت پخش این گزارش، گروهی از مخالفان حکومت ایران درخواست‌شان برای تحریم سازمان صدا و سیما را دوباره مطرح کرده‌اند.

دولت آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما، اعلام کرد طبق توافقی که زیر نظر سازمان ارتباطات ماهواره‌ای بین‌المللی با دولت ایران کرده، تحریم‌ها علیه این سازمان را تعلیق می‌کند.

در یک سال و نیمی که از دولت دونالد ترامپ می‌گذرد هم با وجود تندشدن لحن مقام‌های واشنگتن علیه تهران، این تحریم‌های صدا و سیما هم‌چنان در تعلیق نگه داشته شده‌اند.

این گروه از چند ده نفر مخالفان جمهوری اسلامی در نامه سرگشاده‌شان به مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، با اشاره به مواردی از نقض حقوق بشر توسط صدا و سیما از جمله پخش همین قبیل “اعتراف”های اجباری، نحوه خبررسانی، پارازیت‌انداختن و همین‌طور پی‌گیری اهداف “بی‌ثبات‌کننده” حکومت ایران در منطقه از جمله از طریق شبکه‌های برون‌مرزی و به زبان عربی، از دولت آمریکا خواسته‌اند که تحریم‌های صدا و سیما را باز گرداند.

از جمله احمد باطبی، علی‌رضا نادر، امیرحسین اعتمادی، مرجان کیپور گرینبلت، نازنین افشین‌جم، و شیما کلباسی این نامه را امضا کرده‌اند.

رئیس سازمان صدا و سیما را رهبر جمهوری اسلامی تعیین می‌کند و بودجه آن را دولت می‌دهد.

درخواست بازگرداندن تحریم‌ها علیه رادیو و تلویزیون حکومت ایران محدود به این بیش از ۵۰ امضاکننده نامه نیست و کاربرانی هم در شبکه‌های اجتماعی از جمله با هشتگ #BanIRIB خواستار این اقدام دولت آمریکا شده‌اند.


هدی جراح: نسل من برای حقوق اولیه‌اش جنگیده، با عربده کوتاه نمی‌آید

No responses yet

Jul 09 2018

فساد سپاهیان در شهرداری های ایران اپیدمی شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

رادیوفرانسه: محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران، امروز دوشنبه در گفتگو با خبرگزاری ایسنا گفته است : از جمله فسادها در شهرداری تهران تخلف در ساخت و ساز و تغییر کاربری است که در کل شهرهای ایران به یک اپیدمی تبدیل شده است. محسن هاشمی در توضیح این تخلف گفته است که شهرداری های کشور می توانند از طریق کمیسیون مادۀ ۱٠٠ تخلف‌ها در ساخت و ساز را به پول تبدیل کنند.

به گفتۀ رئیس شورای شهر تهران، تنها در سال های ٩٦-٩۵ بیست و شش هزار پرونده در کمیسیون مادۀ ۱٠٠ شامل ۵ میلیون متر مربع تخلف ساخت و ساز تشکیل شده است.

پیشتر محسن هاشمی خبر داده بود که با دستور علی خامنه ای، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، سرلشگر محمد باقری، مسئول رسیدگی به پروندۀ اتهامی “فساد ده هزار میلیارد تومانی، قائم مقام شهردار پیشین تهران، محمد باقر قالیباف شده است. در این پرونده تاکنون ۵ نفر از جمله چهار تن از سرداران سپاه پاسداران و یک تن از امیران ارتش دستگیر شده اند که همگی عضو ستاد کل نیروهای مسلح کشور بوده اند.

اول بار خبر دستگیری این افراد را علی مطهری نمایندۀ مجلس شورای اسلامی در گفتگو با روزنامۀ فرانسوی “لوموند” فاش کرد. اما، جانشین سازمان اطلاعات سپاه، حسین نجات، این خبر را تکذیب نمود.

گفته می شود که بازداشت شدگان همگی در “هلدینگ یاس” فعالیت داشته اند و اتهامات آنان عمدتاً مربوط به ده ها مناقصه و مزایده در سپاه و ارتش است که برندۀ همگی آنها بدون رعایت تشریفات مالی این هلدینگ بوده است.

سید حسن بتولی، معاون اطلاعات ستاد کل نیروهای مسلح خود نیز از متهمان این پروندۀ فساد است و دست داشتن فرماندهان اطلاعات و حفاظت اطلاعات ستاد کل در بعضی از همین قراردادها باعث شده که سرلشگر محمد باقری، رئیس کل ستاد مشترک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، شخصاً به دستور علی خامنه ای رسیدگی به این پرونده ها را برعهده بگیرد.

سال گذشته برخی منابع از دستگیری عیسی شریفی، قائم مقام محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران، به اتهام فساد مالی خبر دادند. غلامحسین اژه ای، سخنگوی قوۀ قضائیه، این خبر را تأئید کرده بود. با این حال، محسن هاشمی، دیروز یکشنبه هفدهم تیر ماه در گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران گفت که او هرگز نگفته که ستاد کل نیروهای مسلح مرتکب فساد و تخلف شده است. محسن هاشمی گفته است که در زمان شهرداری سابق تهران به ریاست سردار محمدباقر قالیباف، بنیاد تعاون سپاه پاسداران در پی امضای قراردادی به شهرداری تهران بدهکار شده است و اکنون اتمام طرح های عمرانی شهرداری تهران نیازمند وصول این طلب است.

No responses yet

Jul 09 2018

۲۰ سال زندان برای شاپرک شجری‌زاده، از دختران خیابان انقلاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: شاپرک شجری‌زاده، یکی از فعالان مخالف با حجاب اجباری در ایران و از “دختران خیابان انقلاب”، از محکومیت خود به ۲۰ سال زندان خبر داد. او گفت چون وکیلش نسرین ستوده در زندان است، دیر متوجه حکم خود شده است.

شاپرک شجری‌زاده، از دختران خیابان انقلاب

شاپرک شجری‌زاده در صحبتی زنده با مخاطبان خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام (اینستاگرام لایو) از دریافت حکم دو سال زندان تعزیری و ۱۸ سال زندان تعلیقی خبر داد.

او گفت برای «اعتراض مدنی به یک قانون ناعادلانه» به زندان محکوم شده است. شاپرک شجری‌زاده یکی از فعالان معروف به “دختران خیابان انقلاب” است. او در اعتراض به اجبار حجاب در ایران روسری خود را در خیابان از سر برداشت.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

او این حکم را مغایر با قانونی دانست که درباره «کشف حجاب در ملاء عام» موجود است. او گفت که اتهام اعلام‌شده علیه وی «ترویج فساد و فحشا» بوده و حکم دادگاه را حتی به نسبت اتهام اعلام‌شده «سنگین» دانست.

شجری‌زاده با اشاره به ۱۸ سال حکم زندان تعلیقی خود گفت: «یعنی من باید ۱۸ سال خفه زندگی کنم وگرنه من را به زندان می‌برند.»

او از وضعیت وکیل خود، نسرین ستوده، صحبت کرد و گفت چون او در زندان است دیر متوجه حکم خود شده است.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، روز ۲۳ خرداد در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. گفته ‌شده که علت بازداشت او حکم پنج سال زندان از سوی دادگاهی است که در غیاب وی تشکیل شده است. اما خانم ستوده در تماس تلفنی با خانواده‌ی خود از داخل زندان اطلاع داد که «چنین چیزی دروغ است».

به گفته‌ی نسرین ستوده او به دلیل شکایت “مهدی پِی‌تام”، بازپرس پرونده شاپرک شجری‌زاده مستقر در دادسرای شهر کاشان، و به خاطر دفاع حقوقی از دختران خیابان انقلاب زندانی شده است.

No responses yet

Jul 09 2018

خطرناک‌ترین دشمن اسرائیل، حاج قاسم سلیمانی کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی

ایران وایر: دکتر رونن برگمن،مشاور ارشد امور نظامی و اطلاعاتی و نویسنده نیویورک‌تایمز است.او همچنین نویسنده کتاب«بلند شو و اول بکش: پیشینه پنهان ترورهای هدفمند اسرائیل» است.دکتر راض زیمت نیز متخصص امور ایران و عضو مرکز مطالعات ایران در دانشگاه تل‌آویو است.این دو متخصص در گزارشی که ترجمه آن پیش روی شماست،گزارشی درباره قاسم سلیمانی،‌فرمانده سپاه قدس و بانفوذترین فرمانده سپاه در سوریه نوشته اند.نویسندگان برای نوشتن این گزارش،گفتگوهایی با مقام‌های امنیتی،از جمله تمیر پاردو،رئیس سابق موساد انجام داده اند.

نویسندگان این گزارش قاسم سلیمانی را فردی توصیف کرده اند که به تنهایی قادر است با یک فرمان ارتش اسرائیل (IDF) را به جنگ بعدی دعوت کند.ایران وایر علاوه بر ترجمه،بخش هایی از گزارش که مبهم بوده اند را مورد توجه قرار داده و توضیحاتی برای تصحیح و تکمیل به آن افزوده است:

به ناگاه فریادی حیرت‌زده در فضا پیچید،مامور امنیتی [اسرائیل] بود که داد می‌زد:«هی نگاه کنید! سلیمانی است.»قاسم سلیمانی،فرمانده سپاه قدس و بانفوذترین فرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه، آشکارا در حال مکالمه با عماد مغنیه دیده شد که نفر دوم تشکیلات حزب‌الله بود. این ماموریت [رصد عماد مغنیه] یکی از حساس‌ترین ماموریت‌های مشترک انجام یافته توسط نیروهای امنیتی اسرائیل و ایالات متحده بود که چند ماه طول کشید.

به گزارش واشنگتن پست،در اواسط سال ۲۰۰۷، کمی پس از جنگ دوم لبنان،رئیس‌جمهور جرج بوش به سی‌آی‌ای چراغ سبز داد که طی همکاری با موساد به جستجو و شکار عماد مغنیه برود،فردی که بیش از هر کس مسئول آن جنگ و عواقبش بود.دلیل حضور آمریکا در این ماموریت، کشته شدن صدها شهروند امریکایی طی جنگ اسرائیل و لبنان بود. گزارش ادام گلدمن در واشنگتن پست و جف استین در نیوزویک،گوشه‌های مختلفی از این ماموریت را بررسی کرده و ادعا دارند این ماموریت به رهبری نیروهای امریکایی صورت پذیرفته است.گزارش‌های دیگر اما به این ماموریت نگاهی متفاوت داشته و می‌گویند موساد تنها در بخش‌هایی از ماموریت و به ویژه برای ردیابی مغنیه به کمک سی‌آی‌ای نیاز داشته است.

به هر شکل ماموریت موفقیت‌آمیز بود.گرچه مغنیه مخفیانه به دمشق پناه برده بود ولی برای هفته‌های متمادی توسط نیروهای اطلاعاتی اسرائیل در سراسر پایتخت سوریه تحت نظر بود.همه این وقایع مربوط به پیش از شروع اعتراضات و جنگ داخلی در سوریه است.

تا وقتی که بالاخره صبح موعود فرا رسید:مغنیه به سمت خودرویی که بمب‌گذاری شده بود رفت، انگشت روی ماشه انفجار بود ولی معلوم شد که او تنها نیست.مغنیه در حالی دیده شده که به ماشین تکیه داده و گفتگویی دوستانه با قاسم سلیمانی دارد.

فرماندهان ماموریت خواستند فرصت را غنیمت شمرده و با یک سنگ دو کبوتر را شکار کنند.قاسم سلیمانی در تعداد بی‌شماری از فعالیت‌های علیه اسرائیل مشارکت داشته و مسئول قتل بسیاری از یهودیان و اسرائیلی‌ها است.در نتیجه مامور امنیتی گفت:«پس بیایید هر دو را بکشیم.»ولی آن روز صبح، انگشت روی ماشه انفجار ماند و بمب را فعال نکرد.

بگذارید دقیق توضیح بدهیم که چرا بمب فعال نشد.سی‌آی‌ای طبق قانون،حق مشارکت مستقیم در ترور افراد را ندارد.تنها بعد از اتفاق یازده سپتامبر بود که مشاوران حقوقی سازمان راه‌کاری پیچیده ابداع کردند که بر اساس آن گرچه هنوز ترور ممنوع بود ولی سازمان می‌توانست در مناطقی که ایالات متحده در حال جنگ است، دست به «کشتن هدفمند» افراد بزند.

این راه‌حل به سی‌آی‌ای اجازه داد که ماموریت ترور گسترده سران القاعده در افغانستان،یمن و عراق را پیاده سازد.در این زمان اما روابط دیپلماتیک ایالات متحده با سوریه عادی بود و حتی سفارت این کشور تا اوایل سال ۲۰۱۲ در دمشق به فعالیت خود ادامه داد.به عبارت دیگر،کشور بشار اسد به هیچ وجه شامل «منطقه نزاع» نمی‌شد.

به همین دلیل، شرط رئیس‌جمهور بوش این بود که مغنیه تنها هدف این حمله باشد که کشته می‌شود. موساد و سی‌آی‌ای آزمایش‌های متعددی انجام دادند تا بمبی به شکل چرخ زاپاس جیپ پاجرو میتسوبیشی بسازند که وقتی منفجر می‌شود،تنها یک نفر در فاصله و زاویه خاصی از بمب را از بین ببرد.آن صبح اما دو نفر دقیقا در همان فاصله و زاویه مشخص از بمب ایستاده بودند،نه تنها ایستاده بلکه مانند رفقای قدیمی همدیگر را در أغوش گرفته و گپ می‌زدند:عماد مغنیه و قاسم سلیمانی.

نخست‌وزیر اسرائیل،یهود اولمرت که می‌خواست به وعده‌اش به بوش وفادار بماند،به ماموران امنیتی موساد دستور داد که دست به هیچ اقدامی نزنند و این گونه بود که سلیمانی جان سالم به در برد. مغنیه در بعدازظهر همان روز ترور و کشته شد.

***

حدود چهار سال بعد،یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل با یک همکار خارجی که سلیمانی را از نزدیک می‌شناخت،ملاقات کرد.این فرد سلیمانی را به عنوانی فردی باهوش، رهبری مادرزاد، مدیری ماهر و فردی که قادر است خارج از معادلات موجود به دنبال راه‌حل باشد، توصیف کرد. وی همچنین تاکید کرد سلیمانی همیشه به عنوان رهبری آماده و در دسترس دیده شده که به دغدغه افراد تحت فرمانش اهمیت داده و در میدان جنگ در کنار آنها دیده می‌شود. مامور اسرائیلی به شوخی از این فرد پرسید:«پس آیا امکانش است که قرار ملاقاتی بین ما گذاشته شود؟» مقام امنیتی خارجی با لبخندی بر لب پاسخ داد:«نه، به نظرم چنین ملاقاتی در آینده نزدیک امکان وقوع ندارد.» از این مکالمه،اسرائیلی‌ها به این نتیجه رسیدند که سلیمانی فردی راحت‌طلب نیست که فرسنگ‌ها آن‌طرف‌تر در تهران پشت‌میزش نشسته و امضا‌بازی کند. از همین رو،وی فردی بسیار بسیار خطرناک است. نتیجه‌ای که اصلا دور از واقعیت نبود.

یک دهه بعد از آن انفجار کذایی در دمشق همه معتقدند که اگر اولمرت به بوش قول داده بود باید آن را پاس می‌داشت.اما چندین مقام اطلاعاتی در دو کشور معتقدند مغنیه و سلیمانی باید آن روز از صحنه روزگار محو می‌شدند.ترکیب عواملی نظیر قابلیت‌های عملیاتی،شخصیت با نفوذ و کاریزماتیک و شجاعت وی،سلیمانی را تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها علیه اسرائیل کرده است.او یک تهدیدی روزافزون است،چرا که سلیمانی و ایران به سنگرسازی و استقرار در ارتفاعات جولان دست زده که به اسرائیل نزدیک‌تر و خطرسازتر است.

سلیمانی یک مهارت مهم دیگر نیز دارد:قابلیت نجات یافتن و رشد کردن در نظام سیاسی فاسد و دشوار ایران. برای مثال، حدود یک سال و نیم پیش، سلسله گزارش‌هایی در روزنامه‌های ایران منتشر شد که سلیمانی به نیابت از محافظه‌کاران، قصد شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶ را دارد.

[توضیح ایران وایر: سابقه انتشار گزارش های خبری درباره احتمال حضور قاسم سلیمانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران به سال ۹۱ باز می گردد.]

معلوم نیست چه فردی پشت پخش این گزارش‌ها بود،خود سلیمانی با هدف هموار کردن مسیر برای رسیدن به بالای هرم قدرت، یا رقبای او و به قصد جازدن او به عنوان تهدیدی برای رهبری ایران.     به هر رو،سلیمانی نگذاشت این گزارش‌ها او را متوقف سازد، بلکه در اقدامی غیرمعمول دست به انتشار بیانیه‌ای زده و اعلام کرد او قصد دارد همیشه سرباز باقی مانده و تا آخرین نفس، خدمت‌گذار رهبر و مردم ایران باشد.به عبارت دیگر، وی خاطرنشان کرد که هم از نظر سیاسی فردی قوی است و هم به نظام و رهبری وفادار. همه اینها به نظر جواب داد:یک نظرسنجی که اخیرا توسط دانشگاه مریلند با همکاری یک موسسه پژوهشی ایرانی صورت پذیرفته آشکار می‌سازد که سلیمانی محبو‌ب‌ترین فرد در جامعه امروز ایران است، حتی محبوب‌تر از رئیس‌جمهور حسن روحانی.

[توضیح ایران وایر: موسسه ای که این نظرسنجی را انجام داده، ایرانی نیست ولی از همکاران ایرانی استفاده می کند. نظرسنجی های این موسسه به دلیل برخی گرایش های سیاسی اصولگرایانه اعضایش مورد تردید بوده است. در یک نظرسنجی دیگر که حزب اصلاح طلب اتحاد ملت انجام داده است، قاسم سلیمانی از نظر محبوبیت در رده دهم قرار دارد. اعتبار نظرسنجی ها در جامعه ایران به دلیل فقدان موسسه های مستقل نظرسنجی و بسته بودن فضای سیاسی همواره مورد تردید بوده است.]

وی حتی ممکن است تاکنون قدرتی بیش از حد به دست آورده باشد. طبق برخی گزارش‌های تایید نشده از رسانه‌های عربی،قرار است در تهران فعالیت‌هایی صورت پذیرفته تا سلیمانی به مقام دیگری منتصب شود.

[توضیح ایران وایر: خبرگزاری آریا، که توسط امیر محبیان، تحلیلگر نزدیک به حزب اصولگرای موتلفه اداره می شود، به تازگی خبر داد که آیت الله خامنه ای در اندیشه تغییر قاسم سلیمانی از فرماندهی سپاه قدس است و دنبال جانشین برای او می گردد. این خبرگزاری اندکی بعد خبر را حذف کرد و گفت هک شده بودیم.]

اگر این گزارش‌ها صحت داشته باشند،کاملا ممکن است که این انتقال منصب به منصبی قدرت‌مندتر باشد. به هر صورت،در حال حاضر سلیمانی دشمن اصلی اسرائیل در سوریه است.

یوسی کوهن،رئیس موساد در گفتگویی با مقامات اطلاعاتی اروپایی که طی کنفرانس گذشته مونیخ صورت پذیرفت،خاطر نشان کرد، ایران در حال تاسیس هلال شیعی است که احتمالا در معنای سنتی و مذهبی هلال شیعی خلاصه نمی‌شود، بلکه راه‌حلی است برای انتقال کامیونی پر از موشک یا سلاح‌های دیگر از تهران به سواحل لبنان. به نظر ایرانیان، این کار جامه عمل پوشانیدن به چشم‌انداز هلال شیعی است.

[توضیح ایران وایر: قاسم سلیمانی، در یک سخنرانی عمومی که ۲۸اسفند۹۲ ایراد شده، هلال شیعی را اقتصادی توصیف کرده است. او گفته است‌: «هلال شیعی، سیاسی نیست. هلال اقتصادی است. مهم ترین مسئله اقتصادی جهان، نفت است. سه کشور ایران و عربستان و عراق، بیشترین نفت را در جهان دارند و تقریبا ۷۰درصد نفت جهان در این سه کشور واقع شده که همه این ۷۰درصد در منطقه شیعه نشین است.» ]

طبق اظهارات کوهن،مردی که مسئول پیاده‌سازی این چشم‌انداز است کسی نیست جز قاسم سلیمانی. کسی که مستقیما به خامنه‌ای گزارش می‌دهد و نه به روحانی که رئیس‌جمهور است، چرا که سلیمانی به هیچ‌وجه خود را تابع و زیردست روحانی نمی‌بیند.

او همچنین تمام تاسیسات موشکی را در سوریه ساخته و پهپادهای انفجاری به اسرائيل می فرستد، تاسیساتی که او ساخته،طبق گزارش رسانه‌های خارجی طی هفته‌های گذشته توسط نیروی هوایی اسرائیل مورد هدف قرار گرفت و نابود شد.

……

حاج قاسم سلیمانی در ۱۱ مارس ۱۹۵۷ در روستای قنات مالک استان کرمان،در جنوب شرقی ایران، که منطقه‌ای کوهستانی و قبیله‌نشین است،به دنیا آمد. وی چهار خواهر و برادر دیگر دارد.یکی از برادرانش که هفت سال از او بزرگ‌تر است،ریاست سازمان زندان‌های استان تهران را به عهده دارد. سلیمانی متاهل است و پدر سه پسر و دو دختر. یکی از دخترانش، نرگس در مالزی زندگی می‌کند.

وقتی سلیمانی سیزده ساله می‌شود به شهر کرمان، پایتخت استان، مهاجرت کرده تا با یکی از افراد فامیل زندگی کند. در این شهر وی کار در سازمان آب را شروع می‌کند تا قرض‌های پدرش را صاف کند. وی هم‌چنین نوجوانی ورزش‌کار بوده و طبق برخی از گزارش‌های موجود کمربند مشکی در کاراته دارد.

مانند بسیاری از هم‌نسلانش، در سن ۱۸ سالگی تحت تاثیر انقلاب آیت‌الله خمینی قرار گرفته و وقتی انقلاب در سال ۱۹۷۹ پیروز شد و خمینی به عنوان برنده این نزاع به تهران بازگشت، سلیمانی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌پیوندد.نیروی نظامی که توسط خمینی تاسیس شد تا از حکومت وی در داخل کشور پاسداری کرده و ابزاری برای صدور این انقلاب به جای‌جای جهان باشد. این جوان ۲۱ ساله، بدون هیچ سابقه یا تجربه نظامی، استعداد خویش را نشان داد و به سرعت از پله‌های ترقی داخلی سازمان بالا رفت.

به عنوان اولین مامورریت در اواخر همان سال، وی به مناطق کردنشین شمال غربی ایران فرستاده شد تا یک شورش جدایی‌طلبانه کردهای این منطقه را سرکوب کند. سلیمانی در شهر مهاباد مستقر شد و ماموریت خویش را تمام و کمال انجام داد. بعد از این ماموریت وی به کرمان برگشت و رئیس سپاه ناحیه این استان شد.

در پاییز ۱۹۸۰ و وقتی که جنگ ایران و عراق شروع شد، سلیمانی به خطوط مقدم جنوبی فرستاده شد و به سرعت توانست توانایی‌های خویش در میدان جنگ را ثابت کرده و به عنوان فرمانده گردان ۴۱ ثارالله سپاه پاسداران منصوب شد.گردانی که نیروهای ویژه سپاه تلقی می‌شدند.در پایان جنگ این گردان به کرمان بازگشت و ماموریت مقابله با قاچاق‌چیان مواد این منطقه را بر عهده گرفت.

سلیمانی همواره پله‌های ترقی را پیموده و به نظر همیشه تصمیمات و حرکات صحیح را در بازی سیاسی داخل ایران اتخاذ کرده است.در اواخر سال ۱۹۹۷ یا اوایل ۱۹۹۸وی به فرماندهی لشکر ویژه سپاه پاسداران منصوب شد: سپاه قدس.

به گفته تمیر پاردو،رئیس سابق موساد:«[سپاه] قدس لشکری به شدت مخفیانه است.فعالیت‌های این لشکر به کل از نظام جاری و رسمی ایران جدا است و پایگاه‌هایش را در سراسر دنیا طی ماموریت‌های مخفیانه ایجاد کرده است.هدف اصلی این گردان صدور انقلاب و تشویق و تقویت گروه‌های مسلمان افراطی در سراسر دنیا است.»

طی دهه ۱۹۹۰ بیشتر فعالیت سلیمانی حول محور یک منطقه بود:افغانستان، همسایه شرقی ایران. خروج نیروهای شوروی از افغانستان منجر به رشد و گسترش نیروی طالبان در این کشور شد،یک جنبش جهادی سنی که چالشی جدی پیش روی ایرانیان شیعه بود.علاوه بر این،طالبان به عنوان بستری برای رشد دیگر سازمان‌های جهادی مسلمان و پرورش چهره‌های تروریست برجسته عمل کرده است. بستری برای پرورش و معرفی اسامه بن لادن.سازمان بن لادن هم سازمانی دیگر بود که می‌توانست برای ایران شیعی دردسرساز باشد.

سلیمانی در این دوره تجربه بسیاری در گونه‌ای از مبارزه کسب کرد که مبارزه‌ای مخفیانه و چریکی است.یکی از بزرگ‌ترین متحدان وی در این جنگ جبهه شمالی افغانستان بود که نیروهای مبارز افغان در جنگ علیه طالبان بودند.جبهه شمالی در این زمان توسط سی‌آی‌ای امریکا نیز پشتیبانی می‌شد و به همین خاطر دو دشمن قسم‌خورده در جنگی علیه دشمن سوم با یکدیگر همکاری کردند.در این دوره سلیمانی ثابت کرد که وی تنها یک مقام دولتی و رهبر نظامی نبوده،بلکه فردی دیپلمات و یک سیاستمدار متبحر است.

برای مثال از آنجا که می‌دانست در جنگ با بن لادن با مشکل مواجه خواهد شد،به جای مقابله با وی،به او و سازمانش اجازه محدود عبور و مرور در ایران داد. این آزادی عبور و مرور در ایران بعدها به القاعده اجازه داد از مرزها و امکانات ایران برای برنامه‌ریزی و اجرای حملات یازده سپتامبر استفاده کند. حملاتی که می‌توان مطمئن بود قطره‌ای اشک به چشمان سلیمانی نیاورد.

تحت فرمان سلیمانی نفوذ و ماموریت‌های سپاه قدس گسترش یافت و در عین حال روابط وی با رهبری ایران عمیق‌تر و نزدیک‌تر شد. یکی از اصلی‌ترین منابع قدرت سلیمانی رابطه نزدیک او با ولی‌فقیه  علی خامنه‌ای است. در سال ۲۰۰۵، در ملاقاتی با خانواده شهدای استان کرمان،خامنه‌ای از سلیمانی به عنوان شهید زنده یاد کرد.در سال ۲۰۱۱، و طی اقدامی غیرمعمول،رهبر سلیمانی را به مقام سرلشکر منصوب کرد که بالاترین درجه نظامی در سپاه پاسداران است.

به گفته پادرو:«ایران کشوری سازمان یافته با نظام اداری پیچیده و چالش‌های سیاسی است،نه سازمانی مانند حزب‌الله.در کشوری چنین خیلی نادر است شخصی قدرت را به دست گرفته و برای مدتی مدید نه تنها آن را حفظ کرده،بلکه قدرت بیشتر و بیشتر به دست آورد.معمول این است که چنین افرادی پس از مدتی کنار گذاشته می‌شوند.اما سلیمانی باید کارش را خیلی خوب و حساس انجام داده باشد که توانسته از یک طرف قدرت و نفوذ خویش را حفظ کرده و از طرف دیگر سایر مقامات ارشد نظام را مطمئن سازد که وی جاه‌طلب نیست و می‌خواهد در همین سپاه قدس باقی بماند، و در نتیجه خطری برای آنان محسوب نمی‌شود.»

[توضیح ایران وایر: به نظر می رسد منظور رئيس سابق موساد،در حوزه نظامی باشد. در حوزه سیاسی،شخصیت‌های متعددی مانند حسین طائب،رئيس سازمان اطلاعات سپاه و احمد جنتی،رئيس مجلس خبرگان رهبری وجود دارند که مدت‌های مدید،قدرت را در دست گرفته و روز بروز هم اختیارات و قدرت نفوذ بیشتری دارند.]‌

به گفته یکی از مقامات ارشد امنیتی اسرائیل:«هدف اصلی سپاه قدس به دست آوردن پایگاه‌هایی در سراسر دنیا است.هر جایی که امکان صدور انقلاب وجود داشته باشد.»این هدف شامل به راه‌اندازی جنگی همه‌جانبه علیه هر کسی می‌شود که بر سر راه صدور انقلاب قرار می‌گیرد،بهترین مثال: اسرائیل.

طی سالهای فرماندهی سلیمانی،سپاه قدس،تجربه فراوانی در مبارزه با اسرائیل به دست آورده است.یکی از مقامات امنیتی اسرائیل می‌گوید:«پیش‌فرض اصلی من درباره نیروهای امنیتی در هر جای دنیا،در موساد،سی‌آی‌ای،کاگ‌ب یا حتی سپاه پاسداران،این است که افرادی به‌شدت حرفه‌ای بوده و رویکردی حساس،منطقی و جدی نسبت به شغل خویش دارند.افرادی که از هر گونه تعصب و ایدئولوژی به دورند. اما وقتی به سپاه قدس می‌رسیم این پیش‌فرض با چالش جدی روبه‌رو می‌شود.افراد تحت فرمان سلیمانی واقعا از ما،اسرائیلیان و یهودیان متنفرند،یک تنفر سوزان.آن‌ها ما را دشمن خویش پنداشته و صبح با این شوق سر کار می‌روند که چطور برنامه‌ای طراحی کرده تا به اسرائیل بیشترین آسیب را رسانده و از یهودیان بیشترین خون را بریزند.»

سپاه قدس بیشتر فعالیت‌های خویش علیه اسرائیل را از طریق حزب‌الله پیاده‌ کرده است.نام سلیمانی در برخی از حمله‌های اصلی حزب‌الله علیه اسرائیل طی جنگ دوم لبنان نیز به چشم می‌خورد.

اما حزب‌الله تنها بخشی از نقشه است،سلیمانی در رویایی ایجاد همکاری بسیار گسترده‌تر در منطقه نه تنها با گروه‌های مذهبی و شیعی بلکه با سایر گروه‌هایی که منافع مشترک با ایران دارند است. در ادبیات امنیتی- نظامی اسرائیل از این گروه‌ها به عنوان «خط مقدم افراطی‌گری» یاد می‌شود.

برای مثال،ایران با خانواده اسد در سوریه همکاری می‌کند،خانواده‌ای که از تبار علویان سوری است. شیعیان باورمند،علویان را گروهی مرتد می‌شناسند.اما این تفاوت‌های مذهبی توسط سلیمانی کنار گذاشته شده‌اند،چرا که سوریه چیزی دارد که ایران ندارد و به شدت خواهان آن است: مرز مشترک با اسرائیل.

حزب‌الله و اسد تنها دو عضو از این خط مقدم افراطی‌‌گری هستند.دو عضو دیگر فلسطینی هستند.اولی، که گروهی کوچک از نظر تعداد افراد و قدرت است،جماعت جهاد اسلامی نام دارد.سلیمانی طی بیست سال گذشته روابط نزدیکی با این گروه داشته است.عضو دوم دشمن بسیار بزرگ‌تری برای اسرائیل است: حماس.

حماس برای سالیان متمادی دست همکاری سلیمانی را پس زد.دلیل اصلی شیخ احمد یاسین،رهبر مذهبی حماس و یک سنی افراطی بود که دست هیچ شیعه‌ای را در مبارزه با اسرائیل نمی‌پذیرفت.اما همان‌طور که عموما اوضاع خاورمیانه به این منوال است،این مشکل با حضور یک دشمن مشترک که اسرائیل باشد، بالاخره حل شد.وقتی شیخ یاسین ترور شد آخرین مانع بر سر راه همکاری سلیمانی و حماس نیز کنار رفت.

[توضیح ایران وایر: شیخ یاسین سال ۲۰۰۴ ترور شد. در ۱۴سال گذشته، رابطه حماس و ایران و سپاه قدس دچار فراز و نشیب های بسیاری بوده و به نظر نمی‌رسد که مرگ شیخ یاسین همه موانع را برداشته باشد.]

مجمع خط مقدم افراطی‌گری،خطرناک‌ترین دشمن امروز اسرائیل،تکمیل شد.با پشتیبانی ایران حماس توانست کنترل غزه را به دست گرفته و طی جنگ غزه بسیاری از شهروندان این منطقه را در پناهگاه‌های ضد بمب پناه دهد.با پشتیبانی ایران،حزب‌الله دست به سلسله حملات موشکی علیه اسرائیل در جنگ دوم لبنان زد و با پشتیبانی ایران،سربازان سپاه پاسداران می‌توانند کشاورزان ارتفاعات جولان را با چشم غیرمسلح ببینند،رهبر پر غرور همه این اتفاقات کسی نیست جز قاسم سلیمانی.

در همین حین،سلیمانی بیشتر و بیشتر در حملات علیه اسرائیل حضور می‌یافت. واحد ۱۸۰۰ حزب‌الله که با کمک سپاه قدس تاسیس شده است،واحدی است برای گسترش ترور و ترس در داخل خاک اسرائیل. برای مثال این واحد ربایش «الهانان تننباوم» را طراحی و پیاده کرد.حزب‌الله با همکاری سلیمانی مسئول آدم‌ربایی سربازان اسرائیلی «بنی آورهام، آدی اویتان و عمر سواد» در اکتبر ۲۰۰۰ بود.

آدم‌ربایی دو سرباز اسرائیلی،«یهود گلدواسر و الداد رگف» در ۱۲ جولای ۲۰۰۶ که منجر به وقوع جنگ دوم لبنان شد توسط عماد مغنیه و بدون هماهنگی با سلیمانی صورت پذیرفت.سلیمانی از این واقعه بسیار خشمگین بود و در واقع حق با او بود:در نتیجه این جنگ، توانایی‌های حزب‌الله رو شد و اسرائیل گنبد آهنین و اقداماتی دیگر را طراحی کرد که بسیاری از تهدیدات ساخته دست سلیمانی طی تمام سالیان گذشته را خنثی کرد.

ترور مغنیه با سلسله اقداماتی دیگر علیه تاسیسات حزب‌الله ادامه یافت:انفجار مرموزانه مخزن مهمات حزب‌الله در جنوب رود لیتانی،حمله به کاروان‌های حامل سلاح و… تمام این وقایع ثبات داخلی سازمان را زیر سوال برد.

نشانه این فشار به ویژه در فردی که به جایگزینی مغنیه منصوب شده بود،نمایان بود،برادر همسر و همچنین پسرعمو و قائم مقام مغنیه،مصطفی بدرالدین.بدرالدین شروعی غیر محتاطانه و حتی بعضا افسارگسیخته داشت.ظاهرا وی بدون هماهنگی با سلیمانی یا حتی رهبر حزب‌الله حسن نصرالله،به طراحی و پیاده‌سازی اقداماتی چند علیه مقامات اسرائیلی و لبنانی دست زد.دو نفری که حتما از این برنامه‌ها خیلی به سرعت خبردار شدند و چندان از این بی‌خبری خشنود نبودند.

طبق گزارش شبکه العربیه،قاسم سلیمانی با بدرالدین در ۱۲ می ۲۰۰۶ در فرودگاه بیروت مکالمه‌ای سخت و غیض آمیز داشته و مدت کوتاهی بعد از این گفتگو،جنازه بی جان بدرالدین در اتاق پیدا می‌شود. مقامات اسرائیلی بر این باورند که سلیمانی یا خودش به بدرالدین شلیک کرده یا به یکی از سربازانش دستور این کار را داده است.

[توضیح ایران وایر:مصطفی بدرالدین، فرمانده پیشین شاخه نظامی حزب الله، ۲۴اردیبهشت۹۵ در جریان یک انفجار در نزدیکی فرودگاه دمشق کشته شد.ژنرال گادی آیزنکوت،رئيس ستاد کل ارتش اسرائیل هم اول فروردین ۹۶ در یک سخنرانی گفت که مصطفی بدرالدین در جریان یک تسویه حساب داخلی و با فشار فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران کشته شده است.]

یکی از مقامات ارشد نظامی اسرائیل می‌گوید:«بالاخره ماجرا همیشه به همین منوال است، تحت نظارت سلیمانی برنامه‌ای برای بازنشستگی اعضای ارشد حزب‌الله نیست.»

اما بسیاری از فرماندهان ارشد دور و بر سلیمانی نیز جان‌شان را از دست داده‌اند:محمود المجذوب از جماعت اسلامی جهاد در ۲۰۰۶،عزالدین شیخ خلیل از حماس در ۲۰۰۴ و قائم‌مقام و جانشین وی، محمود المبهوح در ۲۰۱۰.

طبق گزارش‌های خارج از اسرائیل،شعله فعالیت‌های این چنینی به دامن خود سلیمانی نیز رسیده است. ژنرال علیرضا عسگری،یکی از همکاران سلیمانی و فرمانده سابق سپاه قدس در لبنان در فوریه ۲۰۰۷ مفقود شد.طبق این گزارش‌ها،عسگری با نیروهای امریکایی همکاری کرده که اسرائیل نیز در بخشی از این همکاری‌ها حضور داشته و طی آن عسگری هر چه درباره سلیمانی و سازمان وی می‌دانسته با امریکاییان به اشتراک گذاشته است.

کمی بعد ترورهای سری،در قلب تهران دانشمندان هسته‌ای این کشور را هدف قرار داد. گرچه برنامه هسته‌ای ایران تحت فرمان سپاه پاسداران نیست ولی امنیت آن تحت نظر سپاه است. اما برخی از ایرانیان بر این باور بودند که شکست در حفظ امنیت این دانشمندان، تقصیر اشتباهات صورت پذیرفته توسط سپاه پاسداران بوده است ولی سلیمانی در تمام این مدت قدرتمند و به شدت بانفوذ باقی ماند.

[توضیح ایران وایر:به نظر می رسد نویسندگان بین وظایف واحدهای امنیتی سپاه پاسداران و نیروی قدس سپاه تفکیک قائل نشده‌اند.هیچ گزارشی مبنی بر اینکه نیروی قدس سپاه پاسداران در حفاظت از دانشمندان اتمی ایران مسئولیت داشته،منتشر نشده است.اساسا وظیفه‌ای هم در این حوزه متوجه نیروی قدس سپاه پاسداران نیست. بنابراین ترور دانشمندان به طور طبیعی هیچ تغییری در موقعیت و نفوذ قاسم سلیمانی ایجاد نکرده است.]

و بعد اتفاقی افتاد که هیچ کس،حتی اسرائیل انتظارش را نداشت: ظهور و سقوط بهار عربی که بعد از آن با ظهور و قدرت‌گیری داعش ادامه یافت.سلیمانی به سرعت بدل به بازیگری اصلی در میدان جهانی مبارزه با داعش شد.

به گفته پادرو:«زندگی سلیمانی به دو دوره تقسیم می‌شود:دوره اول تا ظهور بهار عربی،وی فرمانده نیرویی بود که توسط اکثر جهان به عنوان گروهی تروریست شناخته شده و قصد داشت به قصد ترویج منافع و عقایدی خاص در هر جا که می‌تواند خرابی و دردسر ایجاد کند.در این دوره وی به شدت در سوریه، لبنان و ترکیه فعال و قصدش در نهایت ترورویسم و ایجاد وحشت بود.

اما در ادامه شوکی که به خاورمیانه وارد شد و بعدتر ظهور داعش،مسیر این مرد عوض شد.وی به بازیگری جدی بدل شد که از تمام تاسیسات مخفیانه‌ای که طی این سال‌ها ایجاد کرده بود،در جنگ با داعش بهره می‌جست.تاسیساتی که با هدف پیروز شدن در جنگ،داشتن پایگاه‌هایی باثبات در منطقه و حضور قدرتمند نظامی برای به دست آوردن منافع بین‌المللی برای ایران در جای قرار گرفته بودند.

وقتی ویدئوهای وحشیانه خرخره بریدن داعش در شبکه‌های اجتماعی دیده شد،به ناگاه ایران و سلیمانی کمتر شیطانی به نظر رسیدند و وقتی سلیمانی شروع به مبارزه با داعش کرد، برخی به این باور رسیدند که وی روشنی را یافته و به جنگ شر شتافته است.

به گفته پاردو:«توافق هسته‌ای به ایران فرصت بازسازی داد،در نظر ایشان این یک فرصت طلایی بود: هم یک حمله جهان‌پسند علیه داعش و هم امضای توافقی با امریکا که آنها را تبدیل به کشوری مانند سایر کشورهای دنیا می‌کرد.همچنین افزایش فعالیت‌های اقتصادی با روسیه و چین کمک بزرگی در این راستا بود. به ناگاه دیگر برقراری روابط دوستانه با ایران عیبی نداشت چراکه داعش در حال کسب پیروزی‌های متعدد در میدان جنگ بود و دشمن دشمن من دوست من است.

مبارزه سلیمانی با داعش به او کمک کرده که روابط نزدیک‌تری نیز با رئیس جدید منطقه داشته باشد: ولادیمیر پوتین.

پوتین به گذشته سلیمانی و این که دستان او چقدر به خود آلوده است کاری نداشت و سلیمانی به عنوان مهمان رسمی به کرملین دعوت شد. این ملاقات اولین دیدار در سلسله دیدارهایی بود که بعضی از آنها مخفیانه انجام شده و همه با هدف انجام هماهنگی‌های لازم برای باقی نگاه داشتن اسد در قدرت بود.

طبق گفته‌ مقامات ارشد امنیتی اسرائیل:«دیدارهای سلیمانی از مسکو در تابستان سال ۲۰۱۵ دلیل اصلی حضور روسیه در جنگ سوریه در اکتبر ۲۰۱۵ با هدف دفاع از رژیم اسد بود. سلیمانی در واقع فردی بود که پوتین را راضی کرد اگر می‌خواهد اسد در قدرت باقی بماند،باید آستین را بالا زده و وارد میدان جنگ شود.»

به گفته پاردو:«سلیمانی شریک و همکار روسیه شد.از این جاست که راه سلیمانی از شخصی مثل مغنیه به شدت متفاوت می شود. مغنیه فردی بود که همیشه پنهانی زندگی می‌کرد و عکس‌های چندانی از او در دست نیست.سلیمانی اما در سال‌های اخیر تبدیل به چهره‌ای بسیار مشهور شده است.تمام این اتفاقات به دلیل آن است که اقدامات سپاه قدس از وقتی وارد جنگ با داعش شد،به اقداماتی مشروع مبدل شدند.»

در اولین مرحله از جنگ،هدف ایران جلوگیری از سقوط دمشق و پایگاه‌های قدرتمندشان در منطقه به دستان شورشیان بود که در واقع به معنی حفظ رژیم اسد از سقوط بود.در مرحله بعد که در حدود سپتامبر ۲۰۱۵ آغاز گشت ایران به رژیم سوریه کمک کرد تا کنترل و حکومت خویش را به مناطق بیشتری گسترش دهد.

در مرحله اول،دخالت ایران در سوریه محدود به چند صد مشاور و چندین هزار مبارز شیعه حزب‌الله،به علاوه مبارزانی از نیروهای نظامی شیعه عراقی،افغان و پاکستانی بود که توسط سپاه پاسداران استخدام شده و مقرری ماهیانه یا دیگر منافع مالی دریافت می‌کردند.

[توضیح ایران وایر:علاوه بر گروه های افغان که با عنوان «فاطمیون» و شبه نظامیان پاکستانی که با عنوان«زینبیون» در جنگ سوریه حضور داشتند، دو گروه عراقی حیدریون و حشد الشعبی هم تحت فرماندهی سپاه قدس بودند. نیروهای حزب الله لبنان نیز با هماهنگی سپاه قدس در سوریه می‌جنگیدند.]

تمام این نیروها زیر چتر «ارتش سوریه» که توسط سلیمانی خلق شده بود،می‌جنگیدند.

[ توضیح ایران وایر:منظور نویسندگان نیروی های موسوم به دفاع وطنی یا ارتش مردمی سوریه است که به گفته محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه از سازمان بسیج ایران الگو گرفته شده بودند.تعداد این نیروها را فرمانده سپاه ۱۰۰هزار نفر اعلام کرد و گفت که تحت نظر سردار حسین همدانی ایجاد شدند. سردار حسین همدانی، مهرماه۹۴ در سوریه کشته شد.]

برای اولین بار در تاریخ سپاه قدس،این گردان مسئول رهبری هزاران نیروی شیعی غیر ایرانی شد که عضو سابق این سازمان نبودند.در واقع سلیمانی فرمانده لشکر خاص خودش شد.

وقتی ایران به مرحله بعدی جنگ وارد شد،نیروهایش را به شدت افزایش داد،با آوردن احتمال ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ جنگجوی ایرانی که برخی از آنها،نقش‌هایی کلیدی در موفقیت‌های چشم‌گیر ایران در منطقه داشتند.

در عین حال،سلیمانی بیشتر و بیشتر مشهور می‌شد و خود را بیشتر در میدان جنگ نشان می‌داد تا به ساکنان کرملین و احتمالا اورشلیم خاطرنشان کند،کیست که برای حفاظت از اسد خون می‌ریزد.برای مثال در ژوئن سال ۲۰۱۷ وی در مرز عراق و سوریه در کنار گردان فاطمیون دیده شده که متشکل از مبارزان افغان است.

در نوامبر ۲۰۱۷ وی در دیرالزور،محل سابق تشکیلات هسته‌ای سوریه که توسط اسرائیل بمب‌باران شد،حضور پیدا کرد که به تازگی از دست داعش آزاد شده بود. لازم به ذکر است که در همین زمان وی داغ‌دار از دست دادن پدرش بود ولی می‌خواست این پیغام را برساند که برای او وظیفه مهم‌تر از امور شخصی است.

ماه‌ها گذشت.سوریه با کمک ایران و روسیه به موفقیت‌های بیشتر و بیشتر در جنگ داخلی دست یافت تا بالاخره حکومت اسد کاملا از خطر دور گشت.اکنون وقت آن رسیده بود که سلیمانی هدف اصلی خویش از آ‌مدن به منطقه را دنبال کند:ایجاد پایگاه نظامی ایران کنار مرز اسرائیل.

سلیمانی شخصی نبود که پایه‌گذار حضور ایران در سوریه باشد. پیش از وی و برای سال‌های متمادی حزب‌الله پایگاه‌هایی متعدد در سوریه داشت که برای حمل و نقل سلاح و موشک از آنها استفاده می‌کرد. سلیمانی اما فردی بود که فهمید اگر ایران در قمار جنگ داخلی سوریه طرف اسد را گرفته و او را پیروز این جنگ کند، در آینده می‌تواند هر چیزی از رژیم اسد بخواهد، چیزی مثل تاسیس یک پایگاه نظامی در مرز اسرائیل روبه‌روی ارتفاعات جولان.

همزمان با مبارزه با داعش،سلیمانی یک واحد بسیار سری حزب‌الله تحت فرمان جهاد مغنیه،پسر عماد، تاسیس کرد.سمیر قنطار،یکی از قاتلان«خانواده هاران» که به چهره‌ای مشهور در لبنان بدل شد،نیز یکی از اعضای این واحد سری بود.یکی از اهداف این واحد ایجاد ترس و وحشت در اسرائیل بود.

طبق گزارش‌های خارج از اسرائیل،این واحد از بدو تاسیس توسط نیروهای امنیتی اسرائیل به شدت تحت نظر بود.در ژانویه ۲۰۱۵،رادارهای ارتش اسرائیل محموله‌ای نظامی را نزدیک مرز اسرائیل ردیابی کردند که مغنیه جوان و یک ژنرال ایرانی هدایت آن را را به عهده داشتند. نیروهای هوایی اسرائیل در یک حمله هر دوی آنها را کشتند.

این بار اما سلیمانی استثنا قائل شد و دست به تلافی زد:حزب‌الله موشک‌های ضد تانک به خودروهای ارتش اسرائیل در کوه داو شلیک کرد که باعث کشته شدن دو سرباز اسرائیلی و مجروح شدن هفت سرباز دیگر شد.جانشین جهاد مغنیه سمیر قنطار بود که او هم بعدتر توسط نیروهای اسرائیلی ترور شد.

طی شش ماه گذشته و با تضیعف داعش و سایر شورشیان،سلیمانی و رفقا به بررسی دوباره راه دسترسی و نفوذ به اسرائیل پرداختند.یکی از اقدامات در همین راستا سرنگونی جت اف۱۶ ارتش اسرائیل با موشک سوری در فوریه ۲۰۱۸ بود.آخرین باری که یک هواپیمای اسرائیلی سرنگون شده بود بر‌می‌گردد به دوران جنگ اول لبنان.

سرنگونی این هواپیما به دلیل اقدام تلافی‌جویانه ایران بعد از سرنگون کردن بهپاد ایرانی بود،در این واقعه بهپاد ایرانی وارد مرز هوایی اسرائیل شده بود و مقامات اسرائیل به درستی آن را عبور از خط قرمز تلقی کردند.طی ماه‌های قبل از واقعه بهپاد،دو اتفاق دیگر مرتبط با اسرائیل که در خارج از اسرائیل رخ داد، به سلیمانی فشار آورده بود.

اولین اتفاق در ۷ سپتامبر ۲۰۱۷ رخ داد،وقتی کارخانه موشک‌سازی ایران و حزب‌الله مورد حمله قرار گرفت. کارخانه در مرحله ساخت و ساز در شهر مصیاف و تحت مراقبت شدید نیروهای سوری بود.

اتفاق بعدی چیزی در حدود دو ماه بعد به وقوع پیوست:یک مجموعه ساختمان که برای تعلیم و تربیت نیروهای نظامی شیعی سلیمانی در نظر گرفته شده بود،مورد بمب‌باران هوایی قرار گرفته و با خاک یکسان شد. این بمب‌باران‌های مرموزانه احتمالا منجر به اتخاذ این تصمیم شد که این‌بار باید تلافی کرد و قوانین بازی را تغییر داد.

در ۱۰ فوریه در شب بین جمعه و شنبه، یک بهپاد ایرانی که از مرکز کنترلی در مرز سوریه هدایت می‌شد وارد هوای اسرائیل شد. این بهپاد بر اساس نمونه امریکایی ساخته شده بود که در سال ۲۰۱۱ در ایران سقوط کرد. این سقوط در ایران به عنوان پیروزی بزرگی جا زده شد و حتی مجسمه‌های کوچک آن به عنوان سوغاتی و یادگاری در مغازه‌های تهران به فروش می‌روند.

بهپاد ایرانی که به اسرائیل فرستاده شد،یک بهپاد هوشمند نبود بلکه بهپادی حاوی مواد منفجره بود.مقام‌های دفاعی معتقدند هدف این حمله انفجار مواد منفجره در منطقه‌ای باز و نه خیلی مهم بوده است. به گفته یک مقام ارشد امنیتی:«هدف این بوده که به ما خاطرنشان کنند،اگر اسرائیل به حمله‌های هوایی خود ادامه دهد، آنها نیز امکان نفوذ به عمق خاک و امنیت ما را دارند.»

بعد از این شب وحشت‌آمیز،سلیمانی گفت:«فرستادن بهپاد به خاک اسرائیل برای ایران چیزی نیست و این کشور فرو نخواهد نشست تا این جماعت صهیونیست را از نقشه محو کند.»

و این تنها یک بیانیه نبود. سلیمانی دستور به تقویت تشکیلات هوایی ایران در سوریه داد که از پایگاهی در نزدیکی مرز اسرائیل اداره می‌شد و شامل دسته‌ای از بهپاد‌های انفجاری مانند همان مورد که وارد خاک اسرائیل شد، بود. این پایگاه چیزی در حدود سه هفته پیش توسط نیروی هوایی اسرائیل بمباران شد و به شدت آسیب دید.

احتمالا نام قاسم سلیمانی در ملاقات‌های اخیر یوسی کوهن،رئيس موساد با همتایان غربی‌اش به کرات به میان آمده است. به گفته کوهن:«طی سالیان گذشته ما بارها از میل ایران به برقراری یک هلال شیعی آگاه شده‌ایم که به معنی ایجاد محیطی گسترده تحت نفوذ و قدرت ایران و مطابق ارزش‌های شیعی است. تعریف شما از هلال شیعی چیست؟ به نظر من بهترین نشان وقوع این هلال وقتی است که ایران بتواند یک کامیون حامی سلاح‌های پیشرفته را و بدون هیچ دردسر و مزاحمتی از تهران به بیروت بفرستد. این بدان معنی است که سلیمانی موفق شده طرح هلال شیعی را پیاده سازد.»

[توضیح ایران وایر:این گزارش به طور عمده بر نقش قاسم سلیمانی در سوریه و لبنان متمرکز بوده که به اسرائیل نزدیک هستند و به نقش مهم و پیچیده او در عراق برای افزایش کنترل و تسلط ایران بر این کشور که می تواند پازل مهمی در ایجاد پازل شیعی باشد، اشاره نکرده است.]

رئیس موساد اذعان داشت که انزوای ایران در خاورمیانه هدف سازمان وی بوده است.به گفته وی: «ایران ۱۵۰۰ کیلومتر با اسرائیل فاصله دارد ولی در عین حال توانسته مرز واقعی با اسرائیل داشته باشد در حالی که اسرائیل چنین چیزی با ایران ندارد.این اتفاق اول از طریق لبنان و حالا از طریق سوریه صورت پذیرفته است.آنها می‌توانند مستقیما به اهداف بسیار مهم در داخل خاک اسرائیل حمله کنند. این خطری بسیار جدی پیش روی اسرائیل است.»

No responses yet

Jul 09 2018

مائده هژبری به جرم رقصیدن دستگیر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .