اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for February, 2023

Feb 18 2023

سخنرانی چهره‌های اپوزیسیون در کنفرانس مونیخ؛ ایرانِ بدون جمهوری اسلامی جهان را امن می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,جنگ,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

ایران اینترنشنال: در دومین روز از کنفرانس امنیتی مونیخ، شاهزاده رضا پهلوی، نازنین بنیادی و مسیح علی‌نژاد در پنلی به نام «زن، زندگی، آزادی» و تحولات ایران صحبت کردند. هانا نیومن، نماینده پارلمان اروپا و باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا هم بر لزوم پایان مذاکره با جمهوری اسلامی گفتند.

شاهزاده رضا پهلوی روز شنبه ۲۹ بهمن در پنل «زن، زندگی، آزادی» این کنفرانس گفت: «مردم ایران متحد هستند و توقع‌شان از جامعه جهانی حمایت یکپارچه از آرمان‌های آنان است.»

شاهزاده رضا پهلوی: هزینه گذار برای مردم ایران به حداقل و سرعت را به حداکثر برسانیم

او با اظهار امیدواری به حمایت حداکثری از مردم ایران، موضوعاتی چون دسترسی به اینترنت و صندوق مالی از اعتصاب‌کنندگان را مهم خواند و گفت: «باید اطمینان حاصل کنیم که همه ما وظیفه خود را انجام دهیم و هزینه گذار برای مردم ایران را به حداقل و سرعت گذار را به حداکثر برسانیم.»

شاهزاده رضا پهلوی در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: مردم ایران متحد هستند و توقعشان از جامعه جهانی حمایت یکپارچه از آرمان‌های آنان است pic.twitter.com/f0vusHaec8

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

شاهزاده رضا پهلوی همچنین یادآور شد: «مهم‌ترین سوال همه ما، چگونگی پر کردن خلاء پس از سرنگونی جمهوری اسلامی است. برای چهار دهه کشورهای زیادی، خانه بسیاری از ایرانیان مهاجر شده‌اند. ایرانیانی که نقشی مهم در کشورهای شما به‌عنوان پزشک و مهندس و غیره ایفا کردند.»

او ادامه داد: «تصور کنید چطور این نیروهای متخصص از کشورهای دیگر سر درآوردند به‌جای اینکه در کشور خودشان باشند؟ چه چیزی مانع این می‌شود که به کشور خودشان برگردند؟ مقصر همه این‌ها جمهوری اسلامی است که آن‌ها را تبعید کرده.»

او با تصویرسازی از آینده ایران آزاد پس از سرنگونی جمهوری اسلامی خطاب به نمایندگان اروپایی حاضر در جلسه گفت: «یک ایران متفاوت به همان اصولی از آزادی اعتقاد دارد که در کشورهای غربی پیاده می‌شود و فورا متحدانی این‌چنین هم در جهان خواهد داشت.»

ایران آینده، جهان را هم تغییر می‌دهد

شاهزاده رضا پهلوی ادامه داد: «بنابراین وقتی این رژیم تغییر کند، نه فقط بلافاصله مشکلاتی که ایجاد کرده محو می‌شود، بلکه مردمی هم که مثل شما هستند و می‌خواهند با شما همکاری کنند و به دنبال راه‌حلی برای مشکلاتی هستند که زندگی همه ما را تحت تاثیر قرار داده، در ایران مستقر خواهند شد و طرف صحبت شما می‌شوند.»

او در بخشی از سخنانش خاطرنشان کرد: «اولین قربانیان رژیم زنان بودند که پس از انقلاب فورا به شهروندان درجه دو تبدیل شدند.»

شاهزاده رضا پهلوی همچنین به مشکلات محیط‌زیستی و کمبود آب اشاره کرد و گفت: «ما باید بتوانیم با همسایگان به خصوص اسرائیل درباره آب همکاری کنیم. ایران آینده با همه این کشورها از جمله عربستان و اسرائیل کار خواهد کرد.»

به گفته شاهزاده رضا پهلوی، یک ایران متفاوت برای رسیدن به ثبات منطقه‌ای با همه کشورهای همسایه کار می‌کند چراکه این ثبات، کلید «توسعه اقتصادی و پاسخ به نیازها و نگرانی‌های انرژی در غرب» است.

او خاطرنشان کرد: «ایران آینده می‌تواند تامین کننده انرژی اروپا باشد تا شما در هر زمستان شاهد باج‌گیری روسیه نباشید.»

شاهزاده رضا پهلوی با تاکید بر اینکه «ایران آینده مثل شما فکر می‌کند و می‌خواهد با شما کار کند» خطاب به سیاستمداران کشورهای غربی گفت: «از ما با سرعت بیشتری حمایت کنید تا این وضعیت را در اسرع وقت حل کنیم و آینده‌ای دموکرات و سکولار برای ایران رقم بزنیم تا جهان تغییر کند. همانطور که این رژیم، جهان را متاسفانه در جهتی منفی تغییر داد.»

مسیح علی‌نژاد: کشتار، قتل و شکنجه در دی‌ان‌ای جمهوری اسلامی است

مسیح علی‌نژاد نیز در این پنل گفت: «خوشحالم که برای اولین بار دیکتاتورهایی را از ایران در کنفرانس امنیتی مونیخ نمی‌بینم و این کنفرانس از نمایندگان مردم دعوت کرده است.»

این روزنامه‌نگار و فعال سیاسی با خطاب قرار دادن حاضران در پنل، گفت: «نمی‌دانم چند زن در این‌جا هستند، اما می‌خواهم سوالی ساده از شما بپرسم؛ اگر شما آن کسی بودید که دولت‌تان می‌گفت باید موهایتان را بپوشانید، شلاق می‌خوردید، ‌شکنجه می‌شدید و به شما تجاوز می‌کردند فقط به خاطر اینکه موهای خود را نپوشانده بودید، چه واکنشی نشان می‌دادید؟»

علی‌نژاد در پاسخ این سوال گفت: «{طبیعی است که} انقلاب می‌کردید! همان کاری که مردم ایران دارند می‌کنند.»

مسیح علینژاد در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: حجاب برای جمهوری اسلامی مانند یک دیوار است که اگر فروبریزد ،حکومت هم فرو می ریزد pic.twitter.com/oNxAvGCHJX

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

او ادامه داد: «اما خیلی روشن است که ما فقط علیه حجاب نمی‌جنگیم. همه می‌دانیم که حجاب اجباری یکی از ستون‌های اصلی این دیکتاتوری مذهبی است؛ حجاب برای جمهوری اسلامی مانند یک دیوار است که اگر فرو بریزد، حکومت هم فرو می‌ریزد.»

به گفته علی‌نژاد، برای همین هم زن‌ها شانه به شانه مردان می‌گویند «دیگر بس است، این قرن بیست و یکم است».

این روزنامه‌نگار و فعال سیاسی یادآور شد: «جمهوری اسلامی نه فقط زن‌های ایرانی را مجبور می‌کند که حجاب بر سر بگذارند، بلکه اگر سیاستمداران خارجی و زنانی از پارلمان اروپا به کشور زیبای ما بروند مجبورشان می‌کنند که موهایشان را بپوشانند و با زن‌ها به عنوان شهروند درجه دو رفتار می‌کنند.»

مسیح علی‌نژاد تاکید کرد: «کشتار، قتل و شکنجه در دی‌ان‌ای و ماهیت این رژیم است و برای همین می‌خواهیم سرنگونش کنیم.»

ایران بدون جمهوری اسلامی، بقیه جهان را هم امن می‌کند

این فعال سیاسی تصریح کرد: «وقتی مردم رژیم را متزلزل می‌کنند، کشورهای غربی نباید دست نمایندگان رژیم را بفشارند. وقت آن رسیده که در سمت درست تاریخ بایستید و با مردم ایران توافق کنید نه با رژیم.»

علی‌نژاد ادامه داد: «ایران بدون جمهوری اسلامی می‌تواند به امن شدن بقیه جهان کمک کند.»

مسیح علینژاد در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: ایران بدون جمهوری اسلامی می‌تواند به امن شدن بقیه جهان کمک کند pic.twitter.com/pJbJ4wsFv2

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

علی‌نژاد در پاسخ به یک شهروند عراقی گفت: «ما در منطقه یک دشمن مشترک به نام جمهوری اسلامی داریم.»

او همچنین در بخشی از این پنل تصریح کرد: «اپوزیسیون داخل و خارج ایران با هم متحد هستند؛ با یک حس اتحاد از کردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، مردها، زن‌ها و ایرانیان خارج از کشور.»

مسیح علی‌نژاد در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: اپوزیسیون داخل و خارج ایران با هم متحد هستند؛ با یک حس اتحاد از کردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، مردها، زن‌ها و ایرانیان خارج از کشور pic.twitter.com/tquykTqYdW

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

غرب همان کاری را با خامنه‌ای بکند که با پوتین کرد

این فعال سیاسی و روزنامه‌نگار در بخشی از صحبت‌های خود یادآور شد که «سازمان مجاهدین خلق نماینده مردم ایران نیستند» و در ادامه گفت: «من تعجب می‌کنم که چرا در پارلمان‌های اروپایی و آمریکا از آنان استقبال می‌شود. ما دموکراسی سکولار می‌خواهیم.»

علی‌نژاد همچنین رو به سیاستمداران غربی گفت: «اگر پوتین را از ورزش‌های جهانی اخراج کردید باید همین رفتار را با خامنه‌ای هم بکنید.»

او یادآور شد: «پول و عواید برجام به پنجاه سازمان مذهبی در ایران می‌رسد که زیر نظر پسر خمینی و پسر خامنه‌ای هستند.»

نازنین بنیادی: برای ایران بدون جمهوری‌اسلامی آماده شوید

نازنین بنیادی هم در پنل «زن، زندگی، آزادی» تاکید کرد که زنان در جنبش اخیر نقش محوری داشتند و گفت: «اعتراضاتی زیادی در ایران شکل گرفته اما قابل مقایسه با این چند ماه اخیر نبوده؛ جرقه و نیروی محرکه این اعتراضات “زن‌ها” بودند و در ادامه مردم به خیابان‌ها آمدند، مخالفت‌شان را با رهبر جمهوری اسلامی اعلام و تصاویر و مجسمه‌های روح‌الله خمینی، علی خامنه‌ای و قاسم سلیمانی را نابود کردند.»

این بازیگر و فعال حقوق بشر به قتل حکومتی مهسا امینی در بازداشت اشاره کرد که پس از آن، ‌زن‌ها به خیابان‌ها ریختند و در اعتراضاتی صلح‌آمیز روسری‌های خود را در هوا چرخاندند و موهایشان را کوتاه کردند و پس از آن، دانشجویان و دیگر اقشار مردم بسیار روشن شعار دادند که جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند.

به گفته بنیادی، این موجی واگیردار بود که مردم را درگیر کرد و اکنون ایرانیان خواستار «برابری زن و مرد،‌ آزادی و دستیابی به دیگر آزادی‌های حقوق بشری» هستند.

او یادآوری کرد که هر وقت زنان نقش رهبری در انقلاب داشته باشند، امکان موفقیت آن بیشتر خواهد بود و خطاب به حاضران در کنفرانس مونیخ گفت: «برای ایران بدون جمهوری‌اسلامی آماده شوید.»

نازنین بنیادی در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: برای ایران بدون جمهوری‌اسلامی آماده شوید pic.twitter.com/XNjeVQz2Ny

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

خودکامه‌ها با هم متحدند در حالی که کشورهای دموکراتیک یکپارچه نیستند

او در بخشی از این نشست تاکید کرد: «تامین مالی جمهوری اسلامی به معنای تامین مالی سرکوب است.»

بنیادی در ادامه با اشاره به تحریم‌ها علیه آفریقای جنوبی گفت: «مردم ایران خواستار منزوی کردن جمهوری اسلامی هستند. خودکامه‌ها با هم متحد هستند در حالی که کشورهای دموکراتیک یکپارچه نیستند.»

این فعال حقوق بشر با تاکید بر خواسته ایرانیان از غرب، گفت: «شما به مردم ایران اجازه دهید تا آینده خود را تعیین کنند و تصمیم بگیرند، این چیزی است که ما می‌خواهیم.»

نازنین بنیادی در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: شما به مردم ایران اجازه دهید تا آینده خود را تعیین کنند و تصمیم بگیرند، این چیزی است که ما می‌خواهیم pic.twitter.com/cdkVBpSEAO

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

سناتور منندز: اشتباه جنبش سبز را تکرار نکنیم

سناتور باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا هم در این پنل بر تفاوت خیزش انقلابی مردم ایران با دوره‌های قبلی اعتراضات تاکید کرد و گفت این تفاوت از رهبری جنبش توسط زن‌ها نشات می‌گیرد.

او با تاکید بر اینکه «جامعه جهانی باید از اعتراضات مردم حمایت کند»،‌ خیزش مردم ایران را یک «فرصت تعیین کننده» خواند و گفت: «فرآیند کنونی یک فرصت برای جهان است، ما فرصت جنبش سبز را از دست دادیم و نباید دوباره این اشتباه را تکرار کنیم.»

سناتور باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: فرآیند کنونی یک فرصت برای جهان است، ما فرصت جنبش سبز را از دست دادیم و نباید دوباره این اشتباه را تکرار کنیم pic.twitter.com/jQ4pTbqlLt

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

برداشتن تحریم‌ها کمک به مردم ایران نیست

منندز احیای برجام را «بدتر از برجام قبل» خواند و گفت: «ما باید منطقه را به لحاظ نظامی برای دفاع آماده کنیم که به ایران یک پیام روشن بفرستد.»

رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا یادآور شد: «برداشتن تحریم‌ها کمک به مردم ایران نیست. حتی وقتی که سیل پول در نتیجه برجام به ایران سرازیر شد، کیفیت زندگی مردم ایران بهتر نشد و پول را به نهادهای آیت‌الله‌ها و نیروهای نیابتی در منطقه سرازیر کردند.»

او با تاکید بر اینکه اروپایی‌ها باید برای تحریم جمهوری‌اسلامی که مردم خودش را می‌کشد به ما ملحق شوند، یادآور شد: «باید تلاش‌های جدی برای پاسخگو کردن رژیم درباره بازداشت و اعدام مردم انجام دهیم.»

سناتور باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: اروپایی‌های باید برای تحریم جمهوری‌اسلامی که مردم خودش را می‌کشد به ما ملحق شوند pic.twitter.com/fPym3wVoRX

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

هانا نیومن: برجام یک پوسته میان‌تهی است

هانا نیومن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا هم در پنل «زن، زندگی، آزادی» در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: «اعتراضات نشان داد که رژیم جمهوری اسلامی چگونه وحشیانه با شهروندان خود برخورد می‌کند.»

هانا نیومن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: اعتراضات نشان داد که رژیم جمهوری اسلامی چگونه وحشیانه با شهروندان خود برخورد می‌کند pic.twitter.com/b6r0pcgWL3

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

او در ادامه یادآور شد: «ما در اتحادیه اروپا می‌گوییم این رژیم، نماینده ایران نیست اما نمایندگان لهستان و اوکراین در ایران، دست رئیسی را فشردند.»

نیومن برجام را «یک پوسته میان‌تهی» خواند و با اشاره به اینکه ایران سال گذشته دو بار از میز مذاکره کنار رفت، گفت: «تا زمانی که رژیم جمهوری اسلامی مردم خود را می‌کشد، نباید به میز مذاکره برجام بازگردیم.»

نیومن در پاسخ به سوالاتی که در این کنفرانس مطرح شد هم گفت: «امیدواری وجود دارد اما هر کسی باید وظیفه خود را ایفا کند. شاید سال بعد نمایندگی ایران در کنفرانس مونیخ را افرادی که اکنون در زندان هستند، داشته باشند.»

هانا نیومن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا، در پاسخ به سوالات در کنفرانس امنیتی مونیخ: امیدواری وجود دارد اما هر کسی باید وظیفه خود را ایفا کند. شاید سال بعد نمایندگی ایران در کنفرانس مونیخ را افرادی که اکنون در زندان هستند، داشته باشند pic.twitter.com/xpG0wbpT7n

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

موضوع اصلی این کنفرانس که عصر روز جمعه به صورت رسمی افتتاح شد حمله نظامی روسیه به اوکراین است اما خیزش مردم ایران هم از محورهای مهم مورد بحث در کنفرانس خواهد بود.

برای نخستین بار است که سخنگویان جنبش دموکراسی‌خواهی ایران به جای نمایندگان جمهوری اسلامی در این کنفرانس حضور دارند.

در گزارشی که پیش از این مرتبط با کنفرانس امسال منتشر شد، از جمهوری اسلامی به‌عنوان یک تهدید اتمی و قابل توجه برای کشورهای غربی یاد شده است.

این گزارش همچنین به مساله خیزش انقلابی مردم ایران و جنبش‌های اعتراضی در چین هم اشاره داشت.

به عقیده برگزارکنندگان نشست، این اعتراضات نشان می‌دهند که ‌حکومت‌های اقتدارگرا نمی‌توانند برای همیشه پایدار بمانند و سیطره خود را بر مردم حفظ کنند.

No responses yet

Feb 18 2023

سقوط

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,فساد,فقر,قیام پائیز ۱۴۰۱

محسن رنانی:
چکیده:
سقوط هر شرکت، سازمان یا ساختار سیاسی و اجتماعی چهار مرحله دارد؛ وقتی مرحله چهارم رخ دهد «رخداد سقوط» پایان می یابد. جمهوری اسلامی سه مرحله اول سقوط را طی کرده است، نمی‌دانم تا کی و تا چه حد می‌تواند، با مقاومت، خشونت و امنیتی کردن جامعه، مانع تحقق مرحله چهارم شود؛ اما می‌تواند با تغییر رویه،‌ پیش از آن که با «انقلاب از پایین»، مرحله چهارم سقوط نیز رخ دهد، از طریق «انقلاب از بالا»، احتمال فروپاشی را کاهش دهد.

مقدمه:
این متن را حدود دو ماه پیش نوشتم. واقعش مردد بودم که منتشر کنم یا فقط برای مقامات بفرستم. همه ما می‌دانیم که بالاخره کشور از شرایط فروبسته کنونی گذر خواهد کرد،‌ اما تلاش همه ما باید این باشد که حکومت کم‌هزینه‌ترین راه را برای گذار کشور انتخاب کند. این که ایران به سوی تجربه شیلی و آفریقای جنوبی برود یا به سوی تجربه لیبی و سوریه، ابتدا به رفتار حکومت بستگی دارد و پس‌از آن به رفتار جامعه. منافع ملی ایران اقتضا می‌کند که هر دو طرف (حکومت و جامعه) تمامی راههای کم‌هزینه‌تر را تجربه کنند. یعنی تحول انقلابی و خشونت‌آمیز باید آخرین راه حل باشد. با این نگاه بود که ابتدا نسخه اولیه این متن را برای آقای دکتر محمدجواد ظریف فرستادم و خواهش کردم اگر می‌توانند آن را به دست مقام رهبری برسانند. هنوز هم گمانم بر این است اگر مقامات به صورت عریان با واقعیت روبه‌رو شوند، ناخودآگاه بر تصمیماتشان اثر می‌گذارد. اما پس از دو ماه ایشان پیام داد که تلاشش ناموفق بوده است. چنین شد که تصمیم گرفتم آن نوشته را با شرح و تفصیل بیشتر و بیانی بی‌پرده‌تر، برای انتشار عمومی بازنویسی کنم؛ که همین متنی است که می‌خوانید.

من این نوشته را منتشر می‌کنم تا از یک‌سو خانواده کشتگان و جوانان آسیب‌دیده و معترضِ جنبش مهسا غمناک نباشند و بدانند که اعتراض‌شان چه دستاورد عظیمی داشته است و در همین چند ماه توانسته‌اند یک مرحله از چهار مرحله سقوط را رقم بزنند؛ و از سوی‌دیگر اگر هنوز در درون نظام سیاسی هستند کسانی که از سطح هیجان و ترس روانشناختی عبور کرده‌اند و قدرت نگریستن عقلانی به تحولات را دارند، واقعیت را دقیق‌تر ببینند و به مراکز قدرت منتقل کنند؛ شاید هنوز فرصت بازگشت و همگرایی از دست نرفته باشد. چون معتقدم فرصت «اصلاح از بالا» از دست رفته است، اما تا زمانی که مرحله چهارم سقوط رخ نداده است، امکان «انقلاب از بالا» منتفی نیست. و البته اکنون تنها با «انقلاب از بالا» است که می‌توان «انقلاب از پایین»، را منتفی کرد؛ وگرنه «انقلاب از پایین» به‌طور طبیعی رخ خواهد داد. حکومت باید بداند که با ثبات کنونی اوضاع، غره نشود و رجز نخواند، که فرصتش اندک‌تر از آنی است که گمان می کند؛ و بداند که حتی اگر با روشهای سرکوب خشن این نسل را از نظر روانشناختی ناامید کند، اما این نسل به‌مرحله «امید وجودی» رسیده است و هر لحظه می‌تواند افق‌های امید‌بخش تازه‌ای را خلق کند، پس به جای درافتادن و سرکوب و تحقیر این نسل، آن را درک کند و سخنش را ارج بگذارد و با او گفت‌وگو کند.

تجربه یک قرن اخیر به من می‌گوید که اگر قاجاران برنیفتاده بلکه اصلاح شده بودند، و انقلابیان به جای عزل محمدعلی‌شاه، با او بر سر ترتیباتی جدید و محکم برای مشروطیت به تفاهم رسیده بودند، اکنون ایران در مسیر توسعه، بسیار جلوتر بود. همچنین معتقدم اگر رژیم پهلوی سقوط نکرده بود و خودش دست به اصلاحات جدی می‌زد و پیش از آن که دیر شود با انقلابیان گفت‌وگو و تفاهم را آغاز می‌کرد، امروز کشور ما خیلی جلوتر بود.

امروز هم معتقدم اگر حکومت روحانیان دست به «انقلاب از بالا» بزند و گفت‌وگوی واقعی با جامعه را درباره درخواست‌های مخالفان و معارضان، برای ایجاد تحول در این ساختار آغاز کند، مسیر آینده توسعه ایران کم هزینه‌تر طی خواهد شد.

اکنون نظام سیاسی ایران، سه مرحله از سقوط را طی‌ کرده است و «اصلاح از بالا» دیگر جواب نمی‌دهد. چون پیشْ‌شرط موفقیتِ اصلاح از بالا، «باورپذیر» بودن نظام سیاسی است و اکنون نظام سیاسی، «باورپذیری» خود را در ذهن بخش بزرگی از جامعه از دست داده است. اکنون نظام تنها با یک «انقلاب از بالا» است که می‌تواند باورپذیری خود را در ذهن جامعه بازسازی کند و با این‌کار، هم نظام را از یک سقوط خسارتبار نجات دهد و هم هزینه‌های تاریخی تحول در ایران را کاهش دهد.

من به تمام معنا یک «وسط‌باز»‌ام و این نوشته را هم بر اساس ماموریت «وسط‌بازی» که سالهاست بر دوش خود گذاشته‌ام منتشر می‌کنم. با وجود خطر خشمی که ممکن است با انتشار این یادداشت از سوی حکومت برانگیزم و با وجود احتمال ناخشنودی بسیاری از جوانان معترض و یا حمله و اهانت آن بخشی از هموطنانم که براندازی خشونت‌بار را تنها راه رهایی از ناکارآمدی و جور نظام حاکم می‌دانند، وظیفه روشنفکری و روشنگری من حکم می‌کند که هشدار خودم را نسبت به روند موجود با صدای بلند به هر دو طرف اعلام کنم.

پیدایش طیف گسترده‌ای از روشنفکران و کنشگران «وسط‌باز» طلیعه شکل‌گیری یک جامعه مدنی ژله‌ای است و نشانه‌ای امیدبخش از ورود جامعه به مرحله «سال صفر توسعه» یعنی آغاز مرحله بلوغ مدنی جامعه است. در «شب کنشگران مرزی» که همین سی‌ام بهمن ماه به مناسب رونمایی از کتاب «کنشگران مرزی» دکتر مقصود فراستخواه، این استاد ارجمند توسعه‌اندیش، برگزار می‌شود خواهم گفت که چرا شکل‌گیری طبقه نخبگان «وسط‌باز» بخشی از ضرورت تاریخی فرایند توسعه ماست. طبقه‌ای که از انقلاب مشروطیت به بعد چشم‌به‌راهش بودیم و اکنون شاهد جوانه‌های آن هستیم. که اگر این طبقه در دهه چهل و پنجاه خورشیدی شکل‌گرفته بود، احتمال رخ‌دادن انقلاب پنجاه‌وهفت بسیار پایین می‌آمد. خواهم گفت که در جامعه‌‌ای و نظام سیاسی‌ای که حزب، جایگاهی ندارد، چرا پیدایش طبقه‌ای از روشنفکران، کنشگران و نخبگان «وسط‌باز» ضروری و امیدبخش است. چند نخبه «وسط‌باز» کاری از پیش نمی‌برند اما وقتی آنان به طبقه تبدیل شوند، تحولات تاریخی را کم‌هزینه‌تر می‌کنند. چون جامعه همیشه قشر‌های وسط‌باز دارد اما وقتی «نخبگان وسط‌باز» آنها را نمایندگی نمی‌کنند، قشرهای وسط‌باز جامعه هم مجبورند به سوی یکی از دو قطب افراطی بپیوندد.

چهار مرحله سقوط

سقوط هر سیستم اجتماعی (خواه یک شرکت، خواه یک خانواده، خواه یک نظام سیاسی) دو بُعد و چهار مرحله دارد که پی‌در‌پی و به نوبت رخ می‌دهند. بُعد اول، «سقوطِ ذهنی» است که دو مرحله دارد: «سقوط کارآمدی» و «سقوط شایستگی»؛ و بُعد دوم، «سقوط عینی» است که آن‌هم شامل دو مرحله است: «سقوط نمادها» و «سقوط ساختارها».

«سقوط ذهنی» یعنی وقتی «کارآمدی» و «شایستگی» یک سازمان در ذهن اعضایش فروبریزد؛ و «سقوط عینی» یعنی وقتی که «نمادها» و «ساختارها»ی آن سازمان در عمل و در واقعیت فروبریزند. مثلا در یک خانواده، وقتی یک طرف یا هر دو طرف از نظر عاطفی از هم ناامید یا دلزده یا متنفر شوند و روابط عاطفی‌شان بگلسد و متوقف شود، در این ساختار خانواگی، «سقوط ذهنی» رخ داده است (طلاق عاطفی). ولی وقتی خانواده واقعا از هم فروبپاشد و جدایی عملی و قانونی رخ دهد «سقوط عینی» رخ داده است (طلاق قانونی). و البته سقوط ذهنی مقدمه سقوط عینی است.

پس، مرحله نخستِ سقوط، «سقوط کارآمدی» است، یعنی وقتی عملکرد سازمان یا ساختار از نظر اعضا یا کارکنان یا ذینفعانش چنان دارای بحران و اشکالات بنیادین باشد که اعضا را به این باور برساند که این ساختار دیگر نمی‌تواند وظایف و ماموریت‌ها و نیازهای مورد انتظار را برآورده کند. مثلا وقتی پدر، برای سالهای زیادی کسب‌وکار مناسبی نداشته باشد یا توانایی‌ٔهای لازم برای حل‌وفصل مسائل اقتصادی و اجتماعی خانواده را نداشته باشد، او در ذهن اعضای خانواده دچار «سقوط کارآمدی» می‌شود.

مرحله دوم سقوط، «سقوط شایستگی» است، یعنی وقتی شکوه، ارزشمندی و مشروعیت اخلاقی مدیران و ساختار سازمان در ذهن اعضا یا بازیگران یا ذینفعانش فرو بریزد؛ یعنی آنها به این باور برسند که این ساختار دیگر حتی ارزشمندی و شایستگی‌ لازم را برای ادامه فعالیت ندارد. مثلا وقتی یک پدر، معتاد باشد و تلاش برای ترک اعتیاد او پی‌در‌پی به شکست بینجامد، یا بسیار خشن و بداخلاق و بددهن باشد یا گرفتار فساد اخلاقی باشد، مشروعیت اخلاقی و اعتبار ذهنی این پدر نزد همسر و بچه‌ها فرو می‌ریزد و اقتدار او وارد مرحله «سقوط شایستگی» می‌شود.

مرحله سوم، «سقوط نمادها» است. مثلا در مورد خانواده، نماد بیرونی خانواده این است که اعضایش با علاقه زیر یک سقف زندگی می‌کنند؛ یکدیگر را با نام کوچک و صمیمانه صدا می‌زنند؛ با هم به پارک یا مهمانی می‌روند؛ عکس روز ازدواج‌شان به دیوار آویخته است؛ برای همدیگر هدیه می‌خرند و جشن تولد می‌گیرند و نظایر‌این‌ها. وقتی این‌گونه «نمادها» در خانوده نباشد، دیگران متوجه می‌شوند که انسجام و همدلی درونی این خانواده از دست رفته است.

مرحله چهارم نیز «سقوط ساختارها» است. یعنی وقتی که این خانواده وارد مرحله کشمکش و درگیری و فحاشی و خشونت و قهر و مراجعه به دادگاه می‌شود و عملاً دو همسر از یکدیگر جدا زندگی می‌کنند؛ و خانواده از طرف سرپرست، تامین مالی نمی‌شود. آنگاه این وضعیت آنقدر ادامه می‌یابد تا یکی از طرفین بمیرد یا دادگاه حکم طلاق را صادر کند و این ساختار خانوادگی متلاشی شود.

اکنون معتقدم جمهوری اسلامی سه مرحله اول سقوط را طی کرده و در آستانه مرحله چهارم ایستاده است.

یک) سقوط کارآمدی:

در دهه اول انقلاب، دائما توجیه این بود که هنوز ساختارهای انقلابی مستقر نشده است و باید به سیستم فرصت داد تا خودش را پیدا کند و ساختارها و فرایند‌های مورد نیاز را بسازد. می‌گفتند اکنون سیستم درگیر جنگ و در معرض هجوم دشمنان خارجی است و طبیعی است که فرصت نکند تا خود را کارآمد کند. این‌گونه بود که همه مردم با ناکارآمدی‌های نظام می‌ساختند و مثلا برای گرفتن یک بیست لیتری نفت، نصف روز در صف می‌ایستادند و باز از نظام حمایت می‌کردند.

پس از جنگ، نظام بر گسترش تولید و سازندگی متمرکز شد و برای نزدیک به دو دهه (۶۸ تا ۸۸) تلاش کرد تا کارآمدی خود را به نمایش بگذارد. حتی از اوایل دهه هشتاد، با عمیق شدن گسل‌های سیاسی بین گروههای درون نظام و شکل‌گیری بازی حذفی بین اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان،‌ نظام به این نتیجه رسید که نمایش شایستگی را رها کند و فقط بر کارآمدی خود متمرکز شود. به گمان من آوردن دولت نهم با آن همه هزینه ملی که تحمیل کرد، و نیز ورود به بازی اتمی، با همین هدف افزایش و نمایش کارآمدی در داخل و خارج بود. اما با شکست دولت نهم و دهم که تمام ظرفیت نظام در سبد آن گذاشته شده بود (شکستی که در هر چهار بعد داخلی و خارجی، و اقتصادی و سیاسی رخ داد) آخرین ذخیره نظام برای نمایش کارآمدی خود نیز خرج شد.

پس از دولت دهم، به‌گمانم نظام کلاً مساله کارآمدی را از اولویت خود خارج کرد (احتمالا از امکان تحقق آن ناامید شد) و راهکار را در ایدئولوژیک و انقلابی کردن مجدد فضای سیاسی و اجتماعی کشور جستجو کرد. این که در زمان دولت یازدهم و دوازدهم کل بخش‌های دیگر نظام بسیج شدند تا نشان دهند آن دولت ناکارآمد است و حتی با اقدامات خود برجام را به شکست کشاندند و یا بعداً در مسیر احیای آن سنگ‌اندازی کردند، حاکی از ناامیدی یا خارج شدن اولویت کارآمدی از دستور کار نظام است. شکست زودهنگام مدیریت جهادی در دولت یکدست سیزدهم نیز نشان داد که واقعا و در عمل نیز نظام به منتهی الیه دوره سقوط کارآمدی خویش رسیده است.

بنابراین اکنون نزدیک به یک‌و‌نیم دهه است که جامعه آرام‌آرام از نظر ذهنی به سمت این جمع‌بندی سوق داده شده است که این ساختار، توانایی حل‌وفصل مشکلات روزاروز فزاینده و بحران‌های دررسنده‌ای که خود عامل خلق آنها بوده است را ندارد. امروز نه فقط شکست پیاپی نظام در تحقق اهداف اصلی‌اش آشکار شده است (مثل اهدافی که در سند چشم‌انداز بیست‌ ساله آمده و روی آنها بسیار تبلیغ شده بود)، بلکه حتی معلوم شده است که نظام تدبیر در مدیریت مسائل کوچک‌تر (مثل بحران نظام تامین‌‌اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی، بحران سالیانه ۱۷ هزار کشته رانندگی، بحران آب، بحران برق و گاز، بحران تورم و سقوط مستمر و چهل‌ساله ارزش پول ملی، بحران بیکاری، بحران ازدواج، بحران مسکن، بحران انباشت پرونده‌های قضایی، بحران فساد اقتصادی، بحران تخریب محیط زیست و …) نیز توانایی لازم را ندارد و پی‌در‌پی شکست می‌خورد.

دو) سقوط شایستگی:

شیفتگی جامعه به بنیانگذار، نگذاشت که در دهه اول، شایستگی‌های نظام زیر سوال برود. مثلا جامعه عملا نسبت به رفتارهای بیرون از معیارهای شایستگی که در برخورد با منتقدان، مخالفان و معترضان رخ می‌داد چشمانش را می‌بست (رفتارهایی مثل حصر و آزار مراجع یا روحانیان منتقد، برخورد خشن با احزاب و مطبوعات و روشنفکران مخالف و یا شیوه عمل غیرقانونی که در اعدام‌های سال ۶۷ رخ داد). بعد از جنگ نیز نظام برای یک‌ونیم دهه تلاش کرد تا همزمان با افزایش کارآمدی، معیارهای شایستگی خود را نیز بالا ببرد و به نمایش بگذارد. حتی افشای قتل‌های زنجیره‌ای سال ۱۳۷۷ و پذیرش خطا از سوی وزارت اطلاعات و شروع اصلاحات در آن وزارتخانه نه تنها موجب سقوط شاخص ذهنی شایستگی نشد، بلکه شاخص شایستگی نظام را در ذهن مردم ارتقاء‌ داد؛ چرا که مردم می‌دیدند که نظام علی‌رغم داشتن خطاهای بزرگ، اما جرأت و توان جراحی بزرگ در درون خود را نیز دارد، پس هنوز از شایستگی آن ناامید نشده بودند.

اما از اوایل دهه هشتاد، نظام با رها کردن مساله شایستگی و تمرکز بر کارآمدی عملا مسیر سقوط شایستگی را گشود. طلیعه این مسیر با رد صلاحیت یک‌سوم نمایندگان مجلس ششم در انتخابات مجلس هفتم توسط شورای نگهبان و سپس بداخلاقی‌های انتخابات ۸۴ و برکشیدن دولت نهم گشوده شد؛ اما از دوره دولت دهم به بعد بود که با پدیدار شدن حجم انبوه بی‌ضابطگی در نظام اداری و حجم عظیم فسادهای مالی و عدم عزم یا مهارت نظام سیاسی در مهار آنها، سقوط شایستگی نظام در ذهن مردم آغاز شد. سپس این سقوط با رفتار تبعیض‌آمیز شورای نگهبان در انتخابات‌های بعدی و نیز در نحوه برخورد حکومت با سه اعتراض عمومی ۸۸ ، ۹۶ و ۹۸ تشدید شد. حجم عظیم رفتارهای غیرقانونی و غیراخلاقی که در برخورد عوامل حکومت با معترضان در این سه دوره اعتراضات رخ داد و عدم پاسخگویی مطلق حکومت نسبت به آن رفتارها، تصویر شایستگی حکومت را بیشتر مخدوش کرد. همچنین موارد دیگری مانند دستگیری و معرفی متهمان دروغین برای قتل دانشمندان هسته‌ای؛ رسوایی ساقط کردن هواپیمای اوکراینی بدون شفاف‌سازی به موقع؛ تعارض‌های فراوان بین گفتار و رفتار مسئولان؛ فرار از پاسخگویی در برابر وعده‌های دروغینی که داده شده است؛ عدم پوزش‌خواهی در بحران‌ها؛ و توجیه تمام شکست‌ها با توسل به مفاهیم مذهبی، همگی در جهت تشدید سقوط شایستگی عمل کرده‌اند.

اما به گمانم اکنون در جریان جنبش مهسا، سقوط شایستگی به نقطه اوج خود رسیده است. حتی برای نسل‌های گذشته که نسبت به انقلاب اسلامی عُلقه‌ای داشته‌‌اند و حتی برای بسیاری از ایثارگران و خانواده‌‌های شهدا، این حجم از رفتارهای غیرقانونی و غیراخلاقی باورنکردنی بوده است. برخوردهای خشن و غیرقابل توجیه نسبت به معترضان؛ کشته شدن یا آسیب دیدن برخی معترضان در دوره بازجویی بدون این که دستگاه‌های امنیتی و قضایی پاسخگو باشند؛ برگزاری برخی دادگاهها به صورت غیرعلنی و بدون وکیل تعیینی همراه با شتابزدگی و عدم شفافیت و طی‌نشدن فرایندهای قانونی متعارف در مورد این پرونده‌ها؛ صدور احکام نامتناسب با جرم بویژه احکام فراوان اعدام؛ اعلام نظر تعداد زیادی از وکلا و حقوق‌دانان مبنی بر غیرقانونی و غیرقابل دفاع بودن شیوه محاکمه و سرعت و شدت احکام صادر شده برای معترضان دستگیر شده؛ نسبت دادن همه چیز به مداخله و دسیسه خارجی و پافشاری بر اغتشاش خواندن اعتراضات؛ اعتراف‌گیری زیر شکنجه و پخش عمومی آنها؛ برخورد گسترده و خشن با خبرنگاران یا مردمی که فقط از اعتراضات تصویربرداری کرده‌اند؛ دهها چشمی که از جوانان کشور با تفنگ ساچمه‌ای کور شد و نه‌تنها یک عذرخواهی ساده هم نشد بلکه گفتند هر کس ثابت کند ما زده‌ایم جایزه می‌گیرد؛ تلاش برای بی‌آبرو کردن سلبریتی‌ها؛ مخفی کردن و دفن شبانه جنازه‌ها و آزار خانواده‌های قربانیا؛ دستگیری و جلوگیری از درمان زخمی‌ها یا بردن زخمی‌ها از بیمارستان‌ها؛ عدم رسیدگی و پاسخگویی به ادعای آزار جنسی برخی زنان دستگیر شده و … از نمونه رفتارهایی بوده است موجب سقوط شدید شایستگی نظام در ذهن جمعی جامعه شده است. حتی اگر برخی از این اخبار دقیق نباشد یا صحت نداشته و شایعه باشد، اما چون باورپذیری نظام در بخش بزرگی از جامعه از دست رفته است، دیگر توضیحات نهادهای رسمی حکومتی برای مردم، پذیرش و اقناع ذهنی نمی‌آورد. به همین علت است که منابع خبری جامعه از منابع حکومتی به منابع بیرون حکومت منتقل شده است و آنگاه انبوه و تنوع خبرهای یادشده، نوعی توافق بین‌الاذهانی درباره سقوط شایستگی نظام، در جامعه ایجاد کرده است.

این که در یک روز نزدیک به صد نفر در زاهدان به قتل برسند و حکومت مسئولیت آن را نپذیرد و به گردن گروههای معارض بیندازد، در عین حال اجازه ندهد که هیچ کمیته ملی حقیقت‌یابی تشکیل شود تا افکار عمومی را نسبت به این قتل‌ها آگاه کند، عملا سقوط شایستگی را شدت بخشیده است. همچنین در این چند ماه صدها نفر از معترضان کشته شده‌اند اما حکومت صرفا با نسبت دادن رفتار معترضان به تحریک خارجی از پاسخگویی به این قتل‌ها طفره رفته است. عجیب‌تر آن‌که مقامی گفته است همه این‌ها به دست عوامل خارجی کشته شده‌اند، بدون آن‌که متوجه باشد که حکومتی که مدعی است تا مرزهای اسرائیل را زیر نفوذ عمق استراتژیک خود دارد چگونه عوامل مسلح وابسته به خارج تا قلب شهرهایش نفوذ می‌کنند و صدها را می‌کشند و حکومت نمی‌تواند اسنادی از آن ارایه کند. این که این همه چهره در داخل و خارج نسبت به اعدام‌های اخیر موضع گرفته‌اند و این که می‌بینیم هر چه حکومت تلاش می‌کند تا قتل کیان، کودک اهل ایذه‌، را به عوامل تروریست نسبت دهد، نه جامعه و نه حتی خانواده کیان این را نمی‌پذیرند، این‌ها همه نشانه آن است که جامعه توجیه نیست، اعتمادش از دست رفته است و در ذهن جمعی‌اش همه این اقدامات به عنوان نشانگان سقوط شایستگی قلمداد می‌شود. شایستگی نظیر امنیت است، در موضوع امنیت، احساس امنیت مهم است نه خود امنیت. به همین ترتیب، برآورد ذهنی جامعه از شایستگی مهم است نه خود شایستگی.

اکنون تقریبا اکثریت مردم باور کرده‌اند که این ساختار هیچ اعتقادی به قانون اساسی و قوانین قضایی خودش و حتی اصول اخلاقی مذهبی که ترویج می‌کند نیز ندارد. سقوط شایستگی از این بیشتر چه؟ و شگفت این که همین‌که اوضاع کمی آرام شد و حکومت بر اوضاع مسلط شد شروع به نمایش اعتماد به نفس کاذب کرد و دوباره دوره‌ای از تحقیر و تهمت و تکذیب و فرافکنی و رجزخوانی و برخوردهای امنیتی را آغاز کرد. یعنی دقیقا الگوی رفتاری خودش پس از اعتراضات ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ را تکرار کرد، بدون این‌که توجه کند که «باورپذیری» خود را نزد جامعه از دست داده است. بخش بزرگی از مردم اکنون به یک توافق نانوشته رسیده‌اند که این حکومت هیچ معیار رفتاری قابل اتکایی ندارد و هیچ کس، حتی مذهبی‌های انقلابی که روزگاری برای این نظام خون دل خورده‌اند، وقتی با رفتار و منافع گروه حاکم مخالفت می‌کنند، نیز حرمت نخواهند داشت. این که مردم می‌شنوند و در عمل می‌بینند که حکومت، شهروندان را به خودی و ناخودی و درجه یک و دو تقسیم می‌کند، سقوط شایستگی را تشدید می‌کند.

درواقع شعار «حفظ نظام از اوجب واجبات است» که روزگاری می‌توانست نظام را از بن‌بست‌های فکری و نظری برای حل‌وفصل مسائلش در دنیای جدید برهاند، اکنون به ابزاری برای سقوط شایستگی نظام تبدیل شده است. اکنون مردم انگاره «حفظ نظام از اوجب واجبات است» را با انگاره سازمان مجاهدین خلق مقایسه می‌کنند که در اوایل انقلاب می‌گفت «هدف وسیله را توجیه می‌کند» و با این انگاره بود که دست به ترورهای کور و خشونت‌بار زد. به‌گمان من، مشروعیت اخلاقی نظام اکنون در بین بخش بزرگی از مردم به سطح مشروعیت سازمان مجاهدین خلق در سال ۶۰ سقوط کرده است. این یعنی سقوط شایستگی. حکومت هم دقیقا این را می‌داند. به همین خاطر است که خیلی سال است که دیگر اجازه برگزاری یک انتخابات آزاد را نمی‌دهد و در برابر هرگونه درخواستی برای رفراندوم مقاومت می‌کند و به جای آن که آن را یک حق مسلم برای جامعه بداند که در قانون اساسی تصریح شده است، آن را خواست بیگانگان می‌نامد.

سه) سقوط نمادها:

به‌گمان من مهم‌ترین کاری که جنبش مهسا کرد وارد کردن نظام به مرحله سقوط نمادها بود. معتقدم در میان پانزده دستاورد تاریخی جنبش مهسا، سقوط نمادها فراگیرترین و فوری‌ترین دستاورد بود. این که گروههای مختلف اجتماعی از دانشجو، ورزشکار، هنرمند و فعالان مدنی، همگی نمادهای حکومت را به سخره گرفته‌اند و بسیاری از گروههای مردم به پیروی از آنها دیگر، نمادهای رسمی حکومت را به نمایش نمی‌گذارند نشانه ورود جامعه به مرحله سقوط نمادهاست. آتش ­زدن بنرها یا مجسمه‌‌های حکومتی؛ سرپیچی از حجاب اجباری بوسیله طیف وسیعی از زنان و به نمایش گذاشتن عکس‌های بدون پوشش سر توسط زنان برجسته و مشهور؛ شادی مردم در شکست تیم ملی فوتبال؛ نخواندن سرود ملی در برخی مراسم رسمی‌؛ عمامه‌پرانی؛ تحریم جشنواره‌های حکومتی؛ شدیداً خلوت شدن راهپیمایی‌های حکومتی به گونه‌ای که مجبورند در میدان‌های کوچک شهری اجتماع کنند؛ آسیب دیدن یا برداشته شدن عکس‌های رسمی از دیوار بسیاری از مکان‌های عمومی؛ برداشتن عکس‌های رسمی از بسیاری از مغازه‌ها؛ این‌که دانش‌آموزان عکس‌های ابتدای کتابها را پاره کنند و فیلم آن را در فضای مجازی پخش کنند؛ این که سر کلاس‌های درس دانشجویان طرفدار نظام دیگر میدان‌دار نیستند و در برابر نقدهای تند دانشجویان منتقد سکوت می‌کنند؛ ابراز برائت برخی ایثارگران و خانواده‌های شهدا از رفتار حکومت؛ این که هنرمندان نامداری که در یک جشنواره هنری حکومتی شرکت کرده بودند یک به یک اعلام پوزش‌خواهی کردند؛ این‌که هنرمندان و سایر افراد نامدار تلاش می‌کنند از هرگونه فعالیتی که نماد همکاری با حکومت است پرهیز کنند؛ این که صداوسیما که فراگیرترین ویترین نظام است نفوذ و اعتبار خود در بخش بزرگی از جامعه از دست داده است؛ تبدیل شدن یک شعار نمادین (مرگ بر دیکتاتور) به شعار محوری اعتراضات؛ غیب شدن تیپ‌هایی که تا همین چند وقت پیش با چفیه در دانشگاهها و مراکز عمومی تردد می‌کردند؛ این‌ که دیگر کسی در محیط‌های عمومی و مدارس تمایل یا جرأت ندارند سرود «سلام فرمانده» را پخش کند؛ این که دیگر پشت شیشه هیچ خودروی خصوصی نمادها و تصاویر حکومتی را نمی‌بینیم؛ این که هر شب بر دیوارهای شهر شعار نوشته می‌شود و صبح پاک می‌شود؛ این‌که حتی در شب ۲۲ بهمن شعارهای ضدحکومتی سر داده می‌شود و … همگی نشانگان تحقق مرحله سقوط نمادها است.

در یک کلام،‌ اهمیت و احترام نمادهای حکومتی در ذهن و دل بخش بزرگی از مردم فروریخته است. نمادهایی که در قلب‌ها نباشند، بر دیوارها هیچ ارزشی ندارند. هم‌اینک در جنگ نمادها، حکومت، بازی را واگذار کرده است.

چهار) سقوط ساختارها:

اکنون حکومت در آستانه مرحله چهارم و پایانی سقوط، یعنی سقوط ساختارها، قرار گرفته است. در انقلاب اسلامی سقوط ساختار رژیم شاه از وقتی آغاز شد که دولت‌های بزرگ غربی، بر سر رفتن حکومت شاه به توافق رسیدند. در واقع، درحالی که انقلاب در داخل به شدت جریان داشت، در خارج نیز غربی‌ها متوجه شدند که دیگر ادامه حمایت و حفظ رژیم شاه نه ممکن است و نه سودمند. بنابراین مذاکره با رهبران انقلاب (مانند آیه‌الله بهشتی) و رهبران ارتش برای انتقال مسالمت‌آمیز قدرت را آغاز کردند. البته اگر غربی‌ها هم به این توافق نمی‌رسیدند و شاه از کشور نمی‌رفت، باز هم به احتمال زیاد شاه به علت بیماری سرطان خون، یکی دوسال بیشتر دوام نمی‌آورد و با مرگ او سقوط ساختار محقق می‌شد.

اصلی‌ترین نشانه ورود یک نظام به مرحله چهارم سقوط این‌ است که سیستم وارد مرحله رفتارهای کاریکاتوری می‌شود،‌ یعنی شروع می‌کند فعالیت‌های شکست‌خورده قبلی خود را دوباره با نام دیگری و به شکل‌دیگری از سربگیرد. شاخص آن نیز این است که همزمان که «کنترل‌پذیری»اش بر اوضاع کاهش می‌یابد، «انعطاف‌پذیری»‌اش نیز پایین می‌آید. شواهد فراوانی حاکی است که اکنون نظام به صورت آشکار این ویژگی‌ها را از خود بروز داده است. فقط یک مثال می‌زنم و مشاهده نمونه‌های دیگر را به خوانندگان می‌سپارم: این روزها می‌بینیم از یک‌سو حکومت اصلا توانایی تحمیل حجاب اجباری را ندارد و سرپیچی زنان از این فرمان حکومتی همه‌جا فراگیر شده است و بازار و خیابان و مترو مملو از زنان بدون پوشش سر است، و طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، تعداد زنانی که با معیارهای حکومتی فاقد حجاب هستند به بالای ۷۰ درصد رسیده است (کاهش شدید کنترل‌پذیری)؛ ولی از سوی‌دیگر نیز در تریبون‌های رسمی به جای آن که مسیر انعطاف را باز کنند و مثلا از فقهای زیادی نام ببرند که پوشش سر و گردن را واجب نمی‌دانند و از این طریق راه تعامل و پذیرش طرفینی را بگشایند، برعکس از بستن حسابهای بانکی و مسدود کردن کارت ملی زنان بدون پوشش رسمی، بستن مغازه‌هایی که به این زنان خدمات می‌دهند، عزل مدیران ادارات و بانک‌هایی که به این‌گونه خانم‌‌ها خدمات بدهند و نظایر این‌ها سخن می‌رود (کاهش انعطاف‌پذیری). و اکنون نیز اعلام تشکیل قرارگاه زیست عفیفانه (بعد از شکست ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر) از همان نوع رفتارهای کاریکاتوری است که دارد تکرار می شود.

اما این‌که سقوط نهایی ساختار کی رخ خواهد داد، بستگی به حوادثی دارد که فراوانند اما اکنون نمی‌توان پیش‌بینی کرد که کدام یک و دقیقاً چه زمانی رخ‌ می‌دهند. مثلا ما اکنون نمی‌دانیم سرانجام جنگ اوکراین چه خواهد شد و روسیه تا چه حد ما را در باتلاق این جنگ فروخواهد برد و نتیجه آن چه خواهد شد؛ نمی‌دانیم آزمایش شکافت هسته‌ای توسط ایران کی انجام می‌شود و اگر انجام شود واکنش غرب در برابر آن چه خواهد بود؛ نمی‌دانیم تفاهم چین با سعودی چه ابعاد پشت پرده‌ای دارد؛ نمی دانیم دولت جدید اسرائیل چه سیاست تازه‌ای در سر دارد و در حال تدارک چه حملاتی به تاسیسات هسته‌ای ایران است؛ نمی‌دانیم با این حجم اجماع جهانی که پس از جنبش مهسا برعلیه حکومت ایران ایجاد شده است قدرت‌‌های بزرگ، در پشت صحنه چه تفاهمی خواهند کرد؛ نمی‌دانیم سرآمدان سالخورده نظام کی دعوت حق را لبیک خواهند گفت و واکنش جامعه چه خواهد بود؛ نمی‌دانیم جهش عظیم قیمت دلار کی و با چه شدتی رخ خواهد داد و واکنش جامعه به آن چه خواهد بود؛ نمی‌دانیم با این کسری بودجه عظیم، دولت نهایتا در سال آینده در مورد قیمت بنزین چه تصمیمی خواهد گرفت و جامعه چه پاسخی خواهد داد؛ نمی‌دانیم کمبود گاز یا کمبود برق یا کمبود آب کی شهرهای ما را در سرما یا تاریکی یا تشنگی فرو خواهد برد و واکنش جامعه چه خواهد بود. و مهم تر از همه، نمی‌دانیم سیلی که در جنبش مهسا به راه افتاد و اکنون با ایجاد سد‌های متعدد قضایی و امنیتی حرکتش متوقف و قدرتش مهار شده است، کی و با کدام بارش‌ بعدی دوباره با قدرتی چند برابر، سدها را خواهد شکست و به راه خواهد افتاد. این‌ها همه از دست ما خارج است، اما هر کدامشان می‌تواند مرحله سقوط نهایی ساختار را کلید بزند.

انقلاب، از بالا یا پایین؟

مراحل بازسازی، بازآفرینی و دگرگونی یک سیستم اجتماعی یا سیاسی بیمار، بسته به شدت بیماری، به ترتیب چنین است: بهبود، اصلاح، تحول، افق‌گشایی (پاردایم شیفت)، انقلاب از بالا، و انقلاب از پایین. یک سیستم زنده اجتماعی، دقیقا مانند یک بدن زنده، وقتی بیمار می‌شود باید این مراحل را به ترتیب و با موفقیت طی‌کند. در هر مرحله‌ای شکست بخورد ناگزیر وارد مرحله بعدی می‌شود.

سیاست‌های «بهبود» متعلق به عصر هاشمی بود که رقابت‌های داخلیِ سیستم، همان‌ها را هم یا به شکست کشانید یا متوقف کرد. برنامه های «اصلاح» متعلق به عصر خاتمی بود که انحصارطلبی اصول‌گرایان و تندروی اصلاح‌طلبان، نهایتاً موجب ورود جناح‌های سیاسی کشور به یک بازی حذفی شد و آن برنامه‌ها را به شکست کشانید.

انتخابات مجلس هفتم و انتخابات ریاست‌جمهوری ۸۴ نقطه ورود به عصر «تحول» بود، یعنی آغاز حذف رسمی بخشی از خودی‌های سیستم، که به منزله نوعی جراحی (تحول) بود. سپس در انتخابات ۸۸ همه کاندیداهای انتخابات ۸۸ ، هر کدام به شیوه خود، سیاست‌ها و برنامه‌های تحول‌خواهانه‌ ارایه کرده بودند. اما ناتوانی طرفین منازعه ۸۸ برای گفت‌وگو و رسیدن به یک راه‌حل سیاسی و سپس کودک‌وارگی دولت نهم، عصر تحول را به بیراهه برد و به شکست کشانید.

دهه نود و دولت روحانی، عصر «افق‌گشایی» بود. اما خام‌اندیشی و تمامیت‌خواهی بخش‌های دیگر قدرت، آن را به شکست کشاند. برجام نقطه‌ای بود که می‌توانست آغاز مبارکی برای افق‌گشایی داخلی و خارجی باشد، اما آن را به سُخره گرفتند و به طعنه از برجام دو و سه یاد کردند. حتی مذاکرات احیای برجام نیز آخرین فرصتی بود که نظام می‌توانست برای افق‌گشایی استفاده کند، اما عطش تمامیت خواهی، آن فرصت را نیز سوزاند.

و اکنون نظام در برابر یک انتخاب دوگانه قرار دارد: شروع یک «انقلاب از بالا» بوسیله خودش یا انتظار برای یک «انقلاب از پایین» بوسیله جامعه. همان انقلابی که سقوط مرحله چهارم را قطعی و نهایی می‌کند.

من در یک ربع قرن گذشته که کار روشنفکری و کنشگری خود را شروع کرده ام،‌ از بعد از عصر بهبود (عصر هاشمی)، همواره هشدارهای مربوط به شکست در هر دوره را داده‌ام، اما هیچگاه شنیده نشد. اینک نیز خیره‌سرانه اما امیدوارانه هشدار می‌دهم و می‌کوشم تا نظام را متوجه ضرورت انقلاب از بالا کنم. چون خطری که بر کشور‌مان سایه افکنده است چنان بزرگ است که ساکت ماندن به خیانت می‌ماند. در ده سال گذشته نیز بارها مساله لزوم افق گشایی (پاردایم شیفت) را مطرح کرده‌ام ولی شنیده نشد. اکنون دیگر جامعه از آن سطح از مطالبات عبور کرده است، یعنی چشم و زبان جامعه باز نشده بلکه نسل نو چشم و زبان جامعه را متحول کرده است و سطح انتظارات جامعه را جهش داده است. در واقع جنبش مهسا نقطه پایانی بود بر چهار دوره ناتمام یا شکست خورده در جمهوری اسلامی: عصر بهبود (دوره هاشمی)، عصر اصلاح (دوره خاتمی)، عصر تحول (دوره احمدی‌نژاد) و عصر افق گشایی (دوره روحانی)؛ که در همه این دوره‌ها، تعلل یا ممانعت حکومت و یا شکاف درون حاکمیتی اجازه نداد تا تغییرات به نتیجه مناسب برسد.

اکنون دیگر همه آن دوره‌ها پایان یافته و شکست خورده تلقی می‌شوند، و دست زدن به اقدامات و اصلاحاتی که از جنس آن دوره‌ها باشد، تنها با واکنش طنز و تمسخر جامعه روبه‌رو خواهد شد. بهبود و اصلاح و تحول و افق‌گشایی نیازمند «باورپذیر بودن حکومت»‌ است. اکنون حکومت «باورپذیری» خود را در همه حوزه‌ها،‌ در ذهن جامعه از دست داده است. تنها یک فرصت دیگر باقی مانده است و آن «انقلاب از بالا» ‌است. آری انقلاب از بالا واقعا از جنس «انقلاب» است اما انقلابی بدون خونریزی و درهم‌ریزی. انقلابی که فرادستانِ در قدرت را از خطرات و آسیب‌های سنگینِ بی‌بازگشت محافظت می‌کند و معترضان وضع موجود را نیز به بخش مهمی از خواسته‌های‌شان می‌رساند و امید به تغییرات معنی‌دار را در دل آنها زنده می‌کند. همچنین چشم‌انداز باثباتی برای کشور ایجاد می‌کند تا فرار مغزها و سرمایه‌ها متوقف شود و انباشت سرمایه در همه حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از سر گرفته شود. تنها چنین تحولی است که می‌تواند نقطه پایانی باشد بر تضادها‌، محدودیت‌ها، نارضایتی‌ها، ظلم‌ها، خشم‌ها، نفرت‌ها و کین‌کشی‌های گذشته و آینده. بی‌گمان وجود قدرت روانشناختی برای گرفتن تصمیمات سخت و از خودگذشتگی و خرج کردن سرمایه اجتماعی مقامات عالی کشور، پیش‌شرط چنین تحولی خواهد بود.

من وارد بیان نمونه‌ها و سازوکارها و مصادیق «انقلاب از بالا» نمی‌شوم تا گزینه‌های در پیشِ ‌روی حکومت را نسوزانم، اما بی‌گمان یکی از مصادیق اصلی آن همانی است در نخستین یادداشتم در آغاز جنبش مهسا (آخرین تار موی) به آن اشاره کردم، یعنی بازنویسی قانون اساسی با مشارکت گسترده نخبگان مدنی، به منظور بازآرایی نظام سیاسی. «انقلاب از بالا» همان روشی است که حکومت نژادپرست آفریقای جنوبی به آن تن داد و خطر سقوط خشونت‌بار را از سر خود رفع کرد. همان روشی است که نظامیان شیلی به آن تن دادند و اجازه دادند کشور وارد مسیر دموکراسی شود بدون آن که قهر انقلابی گریبان‌گیر مقامات حکومت سابق شود.

اگر فرصت «انقلاب از بالا» از دست برود لاجرم نظام وارد مرحله چهارم سقوط، آن هم به صورتی خشن و خسارتبار خواهد شد. بسیاری از وقایعی که در جنبش مهسا رخ داد بویژه حوادث جاده کرج، کمترین دستاوردش این بود که هم به جامعه و هم به حکومت علامت داد که اگر مرحله چهارم سقوط، از طریق یک انقلاب تمام عیار از پایین، رخ دهد، می‌تواند بسیار خشونت‌بار و خونبار باشد.

سخن پایانی:
این روزها هیچ‌کدام از اخباری که می‌شنویم، نشانی از «خردمندی سیستماتیک» حکومت در خود ندارد. از یک سو غرب دارد به سرعت به سوی اجماعی جهانی برعلیه حکومت ایران می‌رود؛ ایرانیان مهاجر نیز برای اولین‌بار در تاریخ بعد از انقلاب، به سوی همبستگی و هماهنگی در کنشگری و سیاست‌ورزی رفته‌اند. در داخل نیز به مرحله هم‌آیندی بحران‌ها رسیده‌ایم و تصمیم‌گیری در بیشتر حوزه‌ها در حالت انتظار و ابهام قرار دارد. «زندگی انفعالی» در جریان است اما «زندگی فعال» در تعلیق است و همه منتظر تحولی یا گشایشی هستند؛ تحولی که نمی‌دانند چیست و از جایی که نمی‌دانند کجاست. تیغه قیچی از درون و بیرون بر روی حکومت در حال بسته شدن است، و یک حادثه کافی است تا دو تیغه این قیچی را به هم برساند.

من نمی‌دانم روسیه تا چه حد در تصمیمات راهبردی ما دخالت دارد؛ من نمی دانم کسانی که از تحریم و انزوای ایران سودهای کلان می‌برند تا چه حد در مراکز تصمیم‌گیری نفوذ دارند؛ من نمی‌دانم اسرائيل که تا راهبردی‌ترین حوزه‌های نظامی ما رسوخ کرده است آیا در مراکز تصمیم‌سازی سیاسی ما نیز حضور پنهان دارد یا نه؛ من نمی‌دانم کسانی که انحصارات اقتصادی‌شان فقط در شرایط نابسامان کشور تامین و تضمین می‌شود چقدر قدرت سیاسی پشت پرده دارند؛ من نمی‌دانم مقامات اصلی کشور اصلا در جریان واقعیات جامعه هستند یا نه؛ اما امیدوارم هیچ‌کدام از این بدگمانی‌ها درست نباشد و نظام تدبیر بتواند فارغ از این شرایط دست به تصمیمات بزرگ بزند که اکنون، آری همین اکنون که دوباره احساس تسلط و قدرت می‌کند، وقت آن است. نظام وقتی از «ترس هیجانی» دوران جنبش مهسا خارج شد، نخستین علایمی که نشان داد،‌ بویژه با شروع اعدام‌ها، این بود که دارد از مرحله «خشونت هیجانی» وارد مرحله «خشنونت ایدئولوژیک» می‌شود. اما اکنون چند هفته‌ای است، و بویژه با آزادیهای اخیر معترضان، علایم ورود به مرحله «ترس عقلانی» در حکومت ظاهر شده است. هنوز نمی‌دانیم این اقدامات ناشی از روشن شدن چراغ «خردمندی سیستماتیک» است یا رفتاری از سر «هوشیاری تاکتیکی» است. من امیدوارم نشانه آغاز «خردمندی سیستماتیک» باشد.

راستش نمی‌دانم چرا این عُمق حماقت از درون من زایل نمی‌شود و من همچنان امیدوارم که این ساختارِ بریده از واقعیت، دست به «انقلاب از بالا» بزند. شاید این‌ها را تنها برای تسلی دل خویش از نگرانی‌های بزرگی که دارم، می‌نویسم. گفته‌اند آرزو بر جوانان عیب نیست؛ مرا ببخشید و بگذارید من به جوانی خویش و تحول‌پذیری این ساختار همچنان امیدوار بمانم.

No responses yet

Feb 17 2023

آتش خشم معترضان در چهلم محمدمهدی کرمی و محمد حسینی دوباره شعله‌ور شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


بی‌بی‌سی: معترضان در سنندج و چند شهر دیگر آتش برپا کردند

شهرهای مختلف ایران پنجشنبه شب صحنه تظاهرات ضدحکومتی شدند و معترضان با سر دادن شعار علیه علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، آرزوی مرگ او را کردند. در برخی شهرها معترضان آتش بر پا کردند و راه‌ها را بستند.

تصاویری هم از برخورد پلیس با معترضان منتشر شده است.

این اعتراضات پس از چند هفته فروکش کردن نسبی تعداد و شدت تجمعات خیابانی و در چهلمین روز پس از اعدام ناگهانی محمدمهدی کرمی و محمد حسینی برگزار شد، دو جوانی که به دلیل ویژگی‌های پرونده‌شان، اعدامشان بسیاری از ایرانیان را متاثر کرد.

در روزهای گذشته فراخوان‌هایی برای برگزاری تجمعات در این روز منتشر شده بود.

مخالفان حکومت ایران در هفته‌های اخیر به جز تلاش برای برگزاری اعتراضات خیابانی، به دنبال سازماندهی سیاسی و مدنی هم بوده‌اند و چند چهره سرشناس مخالفان در نشستی مشترک در واشنگتن از نوشتن متنی مشترک خبر دادند. چندین تشکل صنفی و مدنی در داخل ایران هم در حرکتی جداگانه یک «منشور مطالبات حداقلی» منتشر کرده‌اند.

امشب ۲۷ بهمن ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که گفته می‌شود در «اراک» فیلمبرداری شده است. در این ویدیو شنیده می‌شود که معترضان شعار می‌دهند «عمامه رهبری٬ وقتشه که بپری». pic.twitter.com/hschXWKNjs

— BBC NEWS فارسی (@bbcpersian) February 16, 2023

توضیح: بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست.

پایان پست Twitter, 1

در ویدئوهایی که از اعتراضات پنجشنبه شب همرسانی شده آیت‌الله علی خامنه‌ای آماج شعارهای معترضان بوده است.

در سنندج، معترضانی که با برپا کردن آتش راه را بستند، با کنایه رهبر حکومت را به خواب بودن در قبال سقوط پول ملی متهم کردند و شعار دادند: «دلار ۴۷ هزاری، خامنه‌ای بیداری؟»

در اراک معترضان با تمسخر آیت‌الله خامنه‌ای از ضرورت «عمامه‌پرانی» علیه او شعار دادند و گفتند: «عمامه رهبری، وقتشه که بپری».

به جز این دو شهر، تجمع‌هایی در تهران، اهواز، کرج، شیراز، اصفهان، گنبدکاووس، قروه، ایذه و چند شهر دیگر هم تجمع‌هایی گزارش شده است.

در ویدئوهایی که تاکنون منتشر شده به نظر نمی‌رسد معترضان جمعیت انبوه چندهزار نفری شکل داده باشند.

البته محمود صادقی، از چهره‌های اصلاح‌طلب خطاب به رهبران حکومت گفته: «مسئولان نظام باید مراقب باشند که در مقایسه جمعیت راهپیمایی ۲۲ بهمن، که با تمهیدات فراوان دستگاههای حاکمیتی و با آرامش و حمایت نهادهای انتظامی و امنیتی برگزار می‌شوند، با تجمع‌های اعتراضی که با تهدیدات و محدودیت ‌های فراوان امنیتی و انتظامی برگزار می‌شوند، دچار خودفریبی نشوند.»

ویدوهایی از سنندج به دست بی‌بی‌سی رسیده که نشان می‌دهد تعدادی از معترضان شامگاه ۲۷ بهمن در خیابان آتش روشن کرده‌اند و شعارهای اعتراضی سرمی‌دهند. یکی از این شعارها اشاره‌ای به قیمت دلار دارد که در روزهای اخیر به ۴۷ هزار تومان رسیده است. pic.twitter.com/yo58gOHIie

— BBC NEWS فارسی (@bbcpersian) February 16, 2023

No responses yet

Feb 15 2023

بریتانیا «شواهدی از تامین تسلیحاتی حوثی‌ها توسط ایران» ارائه کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی


رادیوفردا: تصویری آرشیوی از پهپادهایی که حوثی‌ها در اختیار دارند
بریتانیا روز دوشنبه ۲۴ بهمن «مستنداتی» را بر اساس بررسی‌های انجام شده به روی هارد دیسک یک ریزپهپاد ارائه کرد که به گفته این کشور، «برای اولین بار» نشان می‌دهد ایران سلاح‌های پیشرفته در اختیار نیروهای حوثی یمن می‌گذارد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، نیروی دریایی بریتانیا این کوادکوپتر را سال گذشته در جریان تجسس از قایق‌های سریع‌السیر در دریای عُمان ضبط کرد.

وزارت دفاع بریتانیا روز دوشنبه در لندن اعلام کرد که این سلاح‌ها و سایر «مستندات» را به عنوان سند نقض قطعنامه‌های شورای امنیت از سوی ایران، به سازمان ملل ارائه کرده است.

به نوشته آسوشیتدپرس، کارشناسان بریتانیایی توانستند اطلاعات کوادکوپتر را که از حافظه آن پاک نشده بود، رمزگشایی کرده و متوجه شوند که سابقه ۲۲ پرواز آزمایشی را در ستاد هوافضای سپاه پاسداران در غرب تهران داشته است.

این ریزپرنده تجاری که برای پروازهای شناسایی طراحی و ساخته شده بود، در میان محموله‌ای به دست آمد که شماری موشک زمین به هوا و قطعات موشک‌های هدایت‌شونده ساخت ایران نیز در آن قرار داشت.

طارق احمد، وزیر مشاور دولت بریتانیا در امور خاورمیانه، گفت «یک بار دیگر اقدامات ایران در اشاعه گستاخانه تسلیحات و فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده‌اش در منطقه برملا شده است».

در این ارتباط، یک مقام دیگر وزرات دفاع بریتانیا که خواست نامش برده نشود، به آسوشیتدپرس گفت این «نخستین بار است که توانسته‌ایم چنین مستنداتی را که حاکی از ارتباط مستقیم دولت ایران با تامین این سلاح‌هاست، ارائه کنیم».

شورای امنیت از سال ۱۳۹۳ در پی آغاز جنگ داخلی در یمن و تسلط نیروهای حوثی بر صنعا، پایتخت، ارسال تسلیحات به جنگجویان حوثی را منع کرده است.

نیروی دریایی فرانسه ماه گذشته اعلام کرد محموله‌هایی شامل هزاران تفنگ، مسلسل و موشک ضد تانک را در دریای عمان کشف کرد که از «مبداء ایران برای حوثی‌ها بارگیری شده بود».

سه ماه پیش نیز نیروی دریایی آمریکا از «کشف» ۷۰ تُن سوختِ موشک که در کیسه‌های کود در یک کشتی «از ایران جاسازی شده بود»، خبر داد.

جمهوری اسلامی ایران حمایت از حوثی‌های یمن را در شمار «افتخارات» خود می‌داند اما با وجود شواهد فزاینده از تامین تسلیحاتی حوثی‌ها، به عنوان بازوان نیابتی ایران در جنگ منطقه‌ای در برابر عربستان، کماکان مدعی است که ایستادگی‌اش در کنار این جنگجویان، امری «معنوی» است.
با استفاده از گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس؛ ف.ر/س.ن

No responses yet

Feb 14 2023

استرالیا گفته عملیات جاسوسی ایران از یک خانواده ایرانی-استرالیایی را خنثی کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

بی‌بی‌سی: دولت استرالیا اعلام کرده عملیات جمهوری اسلامی در جاسوسی از یک شهروند ایرانی-استرالیایی ساکن این کشور را خنثی کرده است؛ این شهروند دو تابعیتی در تظاهرات پس از کشته شدن مهسا امینی در استرالیا شرکت کرده بود.

طی ۵ ماهی که که از آغاز جنبش اعتراضی در ایران گذشته، شهرهای مختلف جهان شاهد اعتراضات ضدحکومتی در ایران بوده که استرالیا هم از این امر مستثنی نبوده است.

کلر اونیل، وزیر کشور استرالیا، گفته که حکومت ایران در حال جاسوسی از خانواده یک شهروند ایرانی-استرالیایی که در تظاهرات محلی علیه جمهوری اسلامی شرکت کرده بود، بوده که عملیات آنها خنثی شد.

او در یک سخنرانی در دانشگاه گفته: «همه در استرالیا کاملا آزادند که یک رژیم خارجی را مورد انتقاد قرار دهند؛ همانگونه که دهها هزار نفر در کشور(استرالیا) در پاسخ به تحولات ایران چنین اقدامی کرده‌اند.»

وزیر کشور استرالیا همچنین گفته: «ما در هر شرایطی تلاش‌های یک رژیم خارجی برای مختل کردن تظاهرات مسالمت‌آمیز، ترویج خشونت یا سرکوب نظرات را تحمل نخواهیم کرد.»

او البته جزئیاتی در این مورد ارائه نداد اما گفت ایران «تحقیقات وسیعی» را درباره این تبعه ایرانی-استرالیایی و خانواده او انجام داده است؛ که البته ماموران استرالیایی آن را کشف کرده‌اند.

وزیر کشور استرالیا گفته دولت این کشور قصد دارد نام شماری از کشورهایی که «مسئول عملیات مداخله‌جویانه» در این کشور بوده‌اند را افشا کند.

تظاهرات شهروندان ایرانی پس از کشته شدن مهسا امینی، در استرالیا بی‌حاشیه نبوده؛ روزنامه استرالیایی «کانبرا تایمز» اخیرا فیلمی منتشر کرده که یک معترض ایرانی را نشان می‌دهد که در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استرالیا پس از برخورد پلیس فدرال با او دچار شکستگی استخوان می‌شود؛ او پس از این برخورد به بیمارستان منتقل شد.

گفته شده این شهروند ایرانی طی چهار ماه اخیر در مقابل سفارت جمهوری اسلامی دست به اعتراض زده بود و علت دستگیری او «بی‌توجهی» به دستورالعمل پلیس بوده است.
اخیرا دادستان کل آمریکا اعلام کرده بود سه نفر از اعضای یک گروه تبهکاری اروپای شرقی به اتهام برنامه‌ریزی برای ترور مسیح علی‌نژاد دستگیر شده‌اند
فشار بر فعالان مدنی و رسانه‌ای در خارج از ایران

هر چند فشار بر مخالفان و منتقدان حکومت ایران برای ساکت کردن آنها در خارج از این کشور سالهاست که پس از تاسیس جمهوری اسلامی ادامه داشته، اما این سیاست طی سالهای اخیر با توجه به گسترش شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها با حساسیت ویژه‌ای از سوی مقامهای جمهوری اسلامی تعقیب شده است.

یک مورد اخیر آن به تلاش برای ترور مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار و فعال مدنی ساکن آمریکا برمی‌گردد؛ اخیرا دادستان کل آمریکا اعلام کرده بود سه نفر از اعضای یک گروه تبهکاری اروپای شرقی به اتهام برنامه‌ریزی برای ترور او دستگیر شده‌اند.

خانم علی‌نژاد، که ساکن نیویورک است پارسال گفته بود هدف یک توطئه آدم‌ربایی بوده است.

در آن زمان دولت آمریکا تایید کرد که چهار نفر، از جمله یک «مامور اطلاعاتی ایران» را به برنامه‌ریزی برای ربودن خانم علی‌نژاد متهم کرده است.

وزارت دادگستری آمریکا اخیرا گفته که دستگیرشدگان، رافت امیروف، پولاد عمروف و خالد مهدی‌اف نام دارند و آنها پذیرفته‌اند در ازای دریافت پول، دست به ترور بزنند.

این نهاد آمریکایی، جمهوری اسلامی ایران را حامی این نقشه توصیف کرده است.

البته این تنها مورد خشونت عریان و تلاش برای ربودن یا حذف فیزیکی مخالفان در خارج از ایران نبوده است؛ طی سالهای اخیر روح‌الله زم، مدیر کانل تلگرامی «آمدنیوز» از عراق ربوده شد و بعدا در ایران اعدام شد.

ترور شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر حکومت سابق ایران در پاریس، ترور فریدون فرخزاد خواننده، ترانه سرا و مجری تلویزیونی ایران در بن آلمان و همچنین ترور سران مخالف کرد در رستوران «میکونوس» در برلین نمونه‌‌هایی از این موارد است.

طی سالهای اخیر همچنین فشار بر فعالان رسانه‌ای ساکن خارج از ایران افزایش یافته؛ از تلاشها برای بی‌اعتبار کردن آنها گرفته تا مسدود شدن دارایی‌های آنها در ایران و همچنین فشارهای مضاعف بر خانواده آنها.

No responses yet

Feb 11 2023

برگزاری مراسم حکومتی ۲۲ بهمن در ایران: «هک پخش اینترنتی» سخنرانی ابراهیم رئیسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی


بی‌بی‌سی: ابراهیم رئیسی در جمع محافظانش در راهپیمایی ۲۲ بهمن

به مناسبت چهل و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب ۵۷ راهپیمایی هواداران جمهوری اسلامی در تهران و سایر شهرهای ایران برگزار شد.

این مراسم در تهران در میدان آزادی برگزار شد و شرکت کنندگان شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دادند. علیه عربستان سعودی و بریتانیا هم شعارهایی داده شد.

مراسم حکومتی ۲۲ بهمن امسال بعد از حدود ۵ ماه اعتراضات خونین در ایران بود. اعتراضاتی که با مرگ مهسا امینی،‌ دختر کردی که به تهران آمده بود و در زمان بازداشت به دست گشت ارشاد جان باخت،‌ شعله ور شد.

ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران، در سخنرانی مراسم حکومتی سالگرد انقلاب ۵۷ در میدان آزادی تهران مدعی «شکست» اعتراضات شد و گفت که در بهمن ۱۴۰۱ «شکست دشمنان انقلاب یکبار دیگر رقم خورده است.»

او با تکرار حرف‌های مقامات جمهوری اسلامی معترضان را «فریب خورده» خواند و گفت که دولت او در مسیر به آغوش پذیرفتن “فریب خوردگان ” حرکت می کند.

او دستور عفو زندانیان را «عفو پدرانه رهبری» خواند و گفت که دولت او و دستگاه‌های اداری هم امتداد همین نگاه را پی می‌گیرتد.

او از زندانیان اعتراضات اخیر با عنوان «فریب خوردگان اغتشاشات» نام برد و بار دیگر اعتراضات را به «دشمن» منسوب کرد.

آقای رئیسی،‌ شعارهای مخالفان حکومت را به غرب منتسب کرد و گفت آمریکا نمی‌تواند مدعی شعار «زندگی» باشد، چرا که حضورش در افغانستان و عراق و کشورهای دیگر مرگبار بوده است.

او همچنین گفت حقوق زنان در چهارچوب جمهوری اسلامی تحقق یافته و در مقابل در کشورهای غربی زنان مورد «استفاده ابزاری» قرار می‌گیرند.

آقای رئیسی به همجنسگرایان حمله کرد و خطاب به کشورهایی که گرایش‌های جنسی مختلف را پذیرفته‌اند گفت: «نسل انسان را منقرض می‌کنید.»

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش بر شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» تاکید کرد که جمعیت حاضر او را همراهی کردند.

این در حالی است که بسیاری از زندانیان آزاد شده پس از آزادی گفتند که درخواست عفو ندادند و حتی برخی در مقابل زندان اوین با برداشت روسری هایشان علیه جمهوری اسلامی شعار دادند.

همچنین، شب گذشته و همزمان با نورافشانی و شعار شبانه به مناسبت ۲۲ بهمن، گروهی از مردم شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» سردادند.

پخش اینترنتی سخنرانی ابراهیم رئیسی در مراسم حکومتی سالگرد انقلاب برای چند ثانیه هک شد.

گروه «عدالت علی» پخش زنده سخنرانی آقای رئیسی در وبسایت تلوبیون را مختل کرد، وبسایتی که شبکه‌های تلویزیونی مختلف را به طور اینترنتی پخش می‌کند.

در زمان «هک پخش زنده» پیامی علیه حکومت و فراخوانی برای تجمع اعتراضی علیه جمهوری اسلامی در روز ۲۷ بهمن پخش شد.

اواسط مهرماه سالجاری و همزمان با اوج اعتراضات در ایران همین گروه پخش سخنرانی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را هک کردد.

در آن زمان، در لحظاتی که شبکه خبر هک شده بود، علاوه بر شعار زن، زندگی، آزادی، بر روی صفحه تلویزیون، تصویری از علی خامنه‌ای که در آتش می‌سوزد به نمایش درآمده بود که در کنارش نوشته شده بود: «چوپان دروغگو».

زیر عکس رهبر جمهوری اسلامی نیز نوشته شده بود: «خون جوانان ما، میچکد از چنگ تو».

حضور چهره‌های حکومتی و نظامی و نمایش تسلیحات نظامی در راهپیمایی

نمایش تجهیزات نظامی مثل موشک و پهپاد از جمله برنامه‌های مراسم ۲۲ بهمن بود

در راهپیمایی امروز در تهران بسیاری از چهره‌های سیاسی جمهوری اسلامی از جمله علی‌اکبر ناطق نوری، از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی که در سالهای اخیر به دلیل برخی مواضعش با انتقادهای اصولگرایان رو به رو شده بود، حسن روحانی، رئیس جمهور سابق ایران و مهدی چمران رئیس شورای شهرتهران هم شرکت داشتند.

غلامحسین محسنی اژه ای، رئیس قوه قضائیه ایران هم امروز در راهپیمایی تهران شرکت کرد.

محمدباقر قالیباف رئیس مجلس ایران به شهر تبریز رفته و در راهپیمایی این شهر شرکت و سخنرانی کرد.

فرماندهان سپاه و ارتش و نیروهای انتظامی از جمله حسین سلامی فرمانده کل سپاه،‌ امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوا فضای سپاه پاسداران و احمدرضا رادان، فرمانده کل پلیس ایران هم شرکت داشتند.


راهپیمایی ۴۴ امین سالگرد انقلاب ۵۷ در میدان آزادی تهران برگزار شد


خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران از نمایش موشک‌های بالستیک عماد و پهپاد شاهد ۱۳۶ در راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن خبر داد

حسن روحانی رئیس جمهور سابق ایران هم در راهپیمایی شرکت داشت

No responses yet

Feb 11 2023

نشست «آینده جنبش دموکراسی ایران»؛ «منشور همبستگی و سازماندهی» تدوین می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


رادیو فردا: هشت چهره سرشناس مخالف حکومت ایران روز جمعه ۲۱ بهمن در نشست «آینده جنبش دموکراسی ایران» که در دانشگاه جورج تاون شهر واشینگتن برگزار شد، بر همبستگی و هم‌صدایی همه مخالفان حکومت جمهوری اسلامی برای عبور از آن و پذیرش تکثر نیروها تاکید کردند.

این نشست در آستانه سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ با حضور شاهزاده رضا پهلوی، حامد اسماعیلیون، مسیح علی‌نژاد و نازنین بنیادی برگزار شد در حالی که شیرین عبادی، عبدالله مهتدی، گلشیفته فراهانی و علی کریمی با پیام‌هایی ویدیویی به آن پیوستند.

در این نشست همچنین اعلام شد که «منشوری» مشترک برای «همبستگی و سازماندهی برای ایران» بر پایه اصول مشترک و بر مبنای حقوق بشر و برابری انسان‌ها تدوین و به زودی منتشر خواهد شد.

رضا پهلوی در سخنان خود با اشاره به ضرورت همکاری نیروهای مخالف جمهوری اسلامی گفت که آدم‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند؛ او دسته اول را کسانی دانست که «همچنان کینه و نفرت دارند و برای همکاری مقاومت می‌کنند» و دسته دوم نیز کسانی هستند که «می‌خواهند بخشی از راه‌حل باشند و با علم به اختلاف‌ نظرهای خود قائل به همکاری باشند».

وی سپس تاکید کرد که باید اختلافات را کنار گذاشت و در جهت آزادی و حاکمیت مردم برای آینده‌ای تلاش کرد که در آن تمام شهروندان با هر گرایشی در برابر قانون یکسان خواهند بود.

مسیح علی‌نژاد نیز در این نشست از کار تدوین منشوری به نام «همبستگی و آزادی ایران» خبر داد که در آن بر سر اصولی حداقلی توافق شده است تا مثل چتری همه را در بربگیرد.

به گفته وی، این منشور که احتمالا کار نگارش آن تا آخر فوریه به پایان می‌رسد مبتنی بر منشور حقوق بشر است و هم یکپارچگی ایران را می‌پذیرد و هم بر تنوع صحه می‌گذارد.

حامد اسماعیلیون در سخنان خود از چهار اصل آزادی، دادخواهی، عدالت اجتماعی و عدالت محیط زیستی نام برد که باید در جریان انقلاب ایران برای آن تلاش کرد. وی با اشاره به اصل دادخواهی گفت که دادخواهان انتظار دارند پس از جمهوری اسلامی کمیته‌های حقیقت‌یاب به وجود بیاید تا به تک تک جنایت‌های جمهوری اسلامی از سینما رکس تا الان رسیدگی کند و حقیقت عریان شود و زخم‌های سرزمین ما التیام پیدا کند.

نازنین بنیادی نیز با اشاره به عبارت «خدای رنگین کمان» که کیان پیرفلک، کودکی که در جریان اعتراضات در ایده کشته شد، در ویدیویی از آن گفته بود، عنوان کرد که این رنگین کمان برای ما نماد چندگانگی است.

وی افزود: «این گردهمایی یک شروع است و ما منشوری را برای پیش رفتن به سمت دموکراسی سکولار می‌نویسیم با این امید که به جنبش بزرگ‌تری با وجود حداکثری منجر شود.»

عبدالله مهتدی و شیرین عبادی نیز در پیام‌های خود بر لزوم کنار گذاشتن اختلافات تاکید کردند و از جمله آقای مهتدی گفت: «تنها دشمن مشترک ما و نیرویی که کمر به نابودی همه بسته جمهوری اسلامی است.»

خانم عبادی هم اظهار داشت: «جمهوری اسلامی به خاطر اختلافات ما دوام آورده و ما باید اختلاف‌ها را بگذاریم برای پای صندوق چرا که الان وقت این است که بگوییم دیکتاتور به پایان سلام کن.»

همچنین گلشیفته فراهانی و علی کریمی هم در پیام ویدیویی مشترکی که خانم فراهانی آن را خواند بر لزوم سپردن نوع حکومت آینده بر عهده مردم تاکید و تصریح کردند که انتخاب فردا بر عهده آنان است.

No responses yet

Feb 11 2023

فرمانده ارشد سپاه پاسداران با بی‌خرد خواندن مکرون اروپا را تلویحا به واکنش نظامی تهدید کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,روابط بین‌المللی,سپاه,سیاسی

رادیوفرانسه: معاون عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با یادکرد از سقوط هواپیمای نظامی آمریکایی توسط «مدافعان انقلاب اسلامی» به کشورهای اروپایی که برای قراردادن سپاه در سیاهه تروریستی می‌کوشند، هشدار داد و همچنین از تلاش جمهوری اسلامی برای نابودی اسرائیل گفت. این تهدید تلویحی به «واکنش نظامی» و تهدید روشن به «نابودی» اسرائیل، در حالی صورت می‌گیرد که تلاش برای تروریست خواندن سپاه در اروپا، برپایه ازجمله چنین رفتاری از سوی این نهاد نظامی، شکل گرفته‌است. از سوی دیگر، قرار است که ایرانیان مقیم خارج، شنبه بیست و دوم بهمن‌ماه گردهمایی‌هایی پرشمار را به‌ضد رژیم جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران در سراسر گیتی برگزار کنند.

عباس نیلفروشان، با مخاطب قراردادن نمایندگان پارلمان اروپا که برای ثبت سپاه پاسداران در سیاهه تروریستی اروپا، تلاش کردند، آن‌ها را کوتوله سیاسی نامید.

این فرمانده بلندپایه سپاه با اشاره به این‌که حضور سپاه در سیاهه تروریستی، برای این کشورها هزینه در بر خواهد داشت، آن‌ها را به «تقابل پیشین مدافعان نظام حاکم بر ایران با نیروهای آمریکایی» توجه داد.

نیلفروشان با اظهار این‌که اروپایی‌ها «باید از دوستان آمریکایی‌شان بپرسند که تقابل با سپاه چه هزینه‌ای داشته و دارد» گفت باید از «ژنرال مکنزی» خواسته شود که بگوید هواپیمای ایالات متحده چگونه به‌وسیله «سپر دفاعی مدافعان انقلاب اسلامی» ساقط شده‌است.

معاون عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همچنین با اشاره به حمله موشکی جمهوری اسلامی به پایگاه عین‌الاسد ایالات متحده در خاک عراق که در پی کشته‌شدن قاسم سلیمانی انجام شد، اروپایی‌ها را به جست‌وجو در مورد موشک‌های بالستیک رژیم حاکم بر ایران و پیامدهای استفاده از آن که سبب ایجاد «جهنمی برای آمریکایی‌ها» شد، فراخواند.

عباس نیلفروشان گفته‌است: سپاه «قلب فتنه» را در منطقه غرب آسیا در هم کوبید و «هیمنه پوشالی استکبار» فرو ریخت و این اتفاق سرآغاز رفتن آمریکا از افغانستان و منطقه بود.

یک روز پیش از تهدیدهای نیلفروشان که به‌واسطه «تداعی استفاده از موشک‌های بالستیک» انجام شد، وزیر امور خارجه فرانسه در گفت‌وگو با همتای آمریکایی‌اش، خواستار یک واکنش بین‌المللی محکم‌تر در قابل گسترش شمار و دامنه برنامه موشکی جمهوری اسلامی شده‌بود.

از سوی دیگر، معاون عملیات سپاه پاسداران با اشاره به نقش امانوئل مکرون در اقدامات پارلمان اروپا علیه سپاه پاسداران، او را فردی بی‌خرد خواند.

نیلفروشان با اشاره به دیدار رئیس‌جمهوری فرانسه با نخست‌وزیر اسرائیل، دغدغه‌های فرانسه را درمورد «انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای در ایران» در حالی‌که «اسرائیل ده‌ها کلاهک هسته‌ای دارد» سبب مضحکه‌شدن مکرون در ایران، عنوان کرد.

ادعای این فرمانده ارشد سپاه در مورد «صلح‌آمیز» بودن برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران در حالی عنوان می‌شود که تاکنون چندتن از مقام‌های پیشین جمهوری اسلامی از تمایل رژیم برای رفتن به سمت ساختن سلاح هسته‌ای پرده برداشته‌اند.

در همین راستا، به‌تازگی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز هشدار داد که جمهوری اسلامی ایران توانایی ساخت چند بمب اتمی را به‌دست آورده‌است.

معاون عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نهاد نظامی فرامرزی جمهوری اسلامی که پیشینه انجام ترور در قاره‌های اروپا و آمریکا را نیز در کارنامه دارد، با ابراز این‌که جمهوری اسلامی با همه دنیا به‌جز اسرائیل اهل مذاکره است، یک بار دیگر این کشور را تهدید کرد.

عباس نیلفروشان گفته‌است که جمهوری اسلامی تا نابودی اسرائیل از پای نخواهد نشست.

به‌تازگی روزنامه لوموند، چاپ فرانسه خبر داد که اسرائیل و فرانسه به یک نظر واحد درمورد خطرات و تهدیدهای جمهوری اسلامی و لزوم هماهنگی برای مقابله با آن‌ها رسیده‌اند.

برپایه مطلب این روزنامه، اسرائیل قصد دارد که با بمباران منافع ایران در سوریه و منطقه و عملیات مخفی در داخل ایران، امکانات رژیم حاکم بر این کشور را در عرصه‌های دیگر کاهش دهد و پیش‌روی برنامۀ اتمی تهران را کند سازد.

از سوی دیگر، روز شنبه بیست و دوم بهمن‌ماه گردهمایی‌هایی پرشمار به‌ضد رژیم جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران، توسط ایرانیان در سراسر گیتی برگزار خواهد شد.

No responses yet

Feb 11 2023

رسانه‌های اسرائیل در هفته‌ای که گذشت؛ تعیین «سه هزار هدف در ایران» برای حملۀ احتمالی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,خاورمیانه,روسیه,سیاسی

رادیوفردا: کشمکش‌های داخلی، گسترش تظاهرات مخالفان علیه دولت، تهدیدهای صاحبان سرمایه به خارج‌کردن ثروت خود از کشور، افزایش نگرانی‌ها از ضربات احتمالی پیش رو به جیب و سفرۀ خانواده‌ها و حتی گسترش درگیری مسلحانه با فلسطینیان در کرانه باختری و نوار غزه، این هفته مانعِ آن نبود که نام ایران از صدر گزارش‌ها و تحلیل‌های رسانه‌های نوشتاری و رادیو و تلویزیونی این کشور پایین بیاید.
انتخاب سه هزار هدف در ایران برای حمله

اقدام ارتش جمهوری اسلامی ایران در رونمایی از «پایگاه زیرزمینی عقاب ۴۴» در آستانه سالگرد چهل و چهارم انقلاب اسلامی، بیشترین توجه رسانه‌های اسرائیل را به خود جلب کرد. تا پیش از این، وجود «شهر زیرزمینی موشکی و پهپادی» سپاه پاسداران برای اسرائیل شناخته‌شده بود و در مورد آن نیز برخی مقامات ارشد تهران تأیید کردند که دست‌کم یک بار ده‌ها پهپاد آشیانه ماهی‌دشت استان کرمانشاه در «حمله اسرائیلی» نابود شد.

پایگاه خبری مذهبیون اسرائیلی نوشت با فاش‌شدن «پایگاه زیرزمینی نیروی هوایی آیت‌الله‌ها»، فرماندهان ارشد ارتش ایران اسرائیل و کشورهای دیگر را «تهدید» کرده و هشدار داده‌اند که استفاده اسرائیل از پایگاه هر کشوری در جهان برای حمله به جمهوری اسلامی سبب خواهد شد آن پایگاه و آن کشور نیز مانند اسرائیل یک هدف برای ایران باشد.

همچنین به‌نوشته سایت ماکو، پایگاه «عقاب ۴۴» نخستین فرماندهی عملیاتی نیروی هوایی ایران در اعماق زمین و مجهز به سیستم‌های هشداردهندۀ مدرن و محافظت‌شده است که می‌تواند هر نوع جنگنده و پهپاد را راهی «مإموریت‌های غافلگیرکننده» در هر نقطه‌ای کند.

به‌نوشته سایت شبکه هفت اسرائیل، با گسترش همکاری‌های نظامی ایران و روسیه و تجهیز ارتش روسیه به پهپادهای ساخت ایران که از آن در جنگ اوکراین استفاده می‌کند، تهران امیدوار است که در مقابل، جنگنده‌های مدرن از روسیه دریافت کند و ظاهراً این جنگنده‌ها نیز قرار است به آشیانه زیرزمینی جدید ارتش ایران افزوده شود.

از سوی دیگر، در جریان سفر روزهای گذشته نخست‌وزیر اسرائیل به فرانسه، روزنامه معاریو نوشت تلاش‌های جدید اسرائیل برای شکل‌دادن عملی به ائتلاف نظامی با فرانسه، آمریکا و احتمالاً چند کشور عربی علیه ایران به جریان افتاده است.

به‌نوشته معاریو، یک دیپلمات فرانسوی هم‌زمان با اقامت نتانیاهو در پاریس گفت ظاهراً برای اسرائیل همه چیز روی کاغذ آماده است؛ راهبرد خود را برای حمله به ایران دقیقاً بررسی و حدود سه هزار هدف را برای بمباران در ایران تعیین کرده و می‌خواهد که چنین حمله‌ای ضربتی انجام شود، اما بخش باقی‌مانده همراه کردن کشورها در این عملیات است.

معاریو به‌نقل از دیپلمات یادشده افزود اتحاد کشورها با اسرائیل نقش بازدارنده خواهد داشت زیرا هرگونه پاسخ‌گویی احتمالی ایران عملاً اعلان جنگِ هم‌زمان به چند کشور خواهد بود.
جزئیات «فرمان خامنه‌ای به سپاه»

سفر نتانیاهو به فرانسه یک هفته پس از حملۀ منتسب به اسرائیل در اعزام ریزپهپادها به مجتمع صنایع نظامی اصفهان و دو حملۀ دیگر منتسب به اسرائیل علیه کاروان کامیون‌های وابسته به جمهوری اسلامی در مرز عراق و سوریه انجام شد.

یونی بن‌مناخم، کارشناس امور خاورمیانه، در سایت وان‌نیوز ابراز اطمینان کرد که پاسخ ایران به عملیات اصفهان، امری قطعی است. به‌گفته او، هدف قراردادن آن صنایع نشان از هراس اسرائیل از تسلیحات متعارف ایران دارد اما عملیات برای نیمه‌شب تدارک دیده شد تا به جان دانشمندان یا افسران سپاهی شاغل به کار در آن آسیبی نرسد.

آقای بن‌مناخم، با اشاره به سابقه حمله اسرائیل به تأسیسات مشابه در کرج و کرمانشاه، افزود ایران فعلاً در برابر اسرائیل صبوری نشان می‌دهد، برخی از کارخانه‌های صنایع راهبردی خود را به اماکن حفاظت‌شده منتقل کرده، تدابیر امنیتی را در اطراف ساختمان‌هایی از این دست تقویت کرده اما واکنش ایران به اسرائیل صرفا مسئله زمان است.

به‌گفته این مفسر، به فرمان علی خامنه‌ای، سپاه پاسداران در حال آماده‌کردن این گزینه‌هاست: وارد کردن آسیب به اهداف اسرائیلی و یهودی در هر جایی در جهان که بتواند؛ شلیک موشک‌ها و پهپادهای نقطه‌زن از خاک ایران به اهداف اسرائیلی در دریا و زمین؛ حمله موشکی یا پهپادی به اقلیم کردستان عراق با ادعای این‌که موساد از آن‌جا علیه ایران اقدام می‌کند؛ و سرانجام، حمله موشکی یا پهپادی از مناطق عملیاتی شبه‌نظامیان حامی ایران در عراق، لبنان، سوریه و یمن به سوی اسرائیل.

یونی بن‌مناخم در اظهارات دیگری نیز برای سایت وان‌نیوز گفت که حمله به تأسیسات موشکی و پهپادی ایران در اصفهان حاکی از تغییرات راهبردی در خاورمیانه است؛ از یک‌سو ایران هم‌زمان با نزدیک‌تر شدن به روسیه، برنامه توسعه موشکی و پهپادی پیشرفته خود را ادامه می‌دهد و از سوی دیگر، اسرائیل و آمریکا همکاری نظامی خود را برای حمله به ایران تشدید کرده‌اند.

به‌گفته او، ایران از سفرهای پیاپی مقامات ارشد آمریکایی به اسرائیل نگران است و به نظر می‌رسد که رایزنی‌های دو کشور در مورد ایران ماه آینده نیز با دیدار آتی نتانیاهو با جو بایدن در واشینگتن ادامه یابد. آقای بن‌مناخم براین باور است که ایران دست روی دست نگذاشته و برنامه‌های واکنشی خود را با توجه به مجموعه‌ای از تحرکات جاری اسرائیل تنظیم می‌کند.
«کابوس حمله موشکی ایران به اروپا به‌دست روسیه به حقیقت پیوست»

سایت اسرائیل‌دیفنس نوشت کابوس شلیک موشک ایرانی به اروپا، که روزگاری تصور می‌شد یک احتمال دور باشد، اکنون در برابر چشم اروپا محقق شده است؛ موشک‌های ایرانی را روس‌ها شلیک می‌کنند که آن را باید مشارکت عملی تهران در جنگ علیه اروپا و در خاک اروپا دانست.

به نوشته اسرائیل‌دیفنس، روسیه بازوی نیابتی جمهوری اسلامی ایران شده و نظامیان روس با پهپادهای ایرانی در خاک اوکراین که قلب اروپاست، در حال کشتن مردم، ویرانی محله‌ها و تأسیسات اروپایی هستند.

نویسندگان این نشریه معتقدند دولت بایدن عمق مفهوم محور خطرناک شکل‌گرفته میان روسیه، ایران و کره شمالی را درک کرده و برای همین بود که با تجهیز اوکراین به تانک‌های آبرامز-۲ موافقت کرد.

این سایت امنیتی و نظامی افزود، اگر پیش‌بینی عملیات بزرگ روسیه در اوکراین در بهارعملی شود، تجهیز اوکراین به تانک‌های آمریکایی و آلمانی ممکن است سمت‌ و سوی عملیات را تغییر دهد که در آن صورت، شکست روسیه ضربه به ایران نیز هست.

اسرائیل‌دیفنس همچنین نوشت که هدف اصلی سفرهای پیاپی مقامات ارشد آمریکایی به اسرائیل مانند رزمایش اخیر مشترک دو کشور، آماده‌سازی برای حمله به ایران بود و ادغام کشتی‌های نظامی اسرائیلی در نیروی دریایی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا و عملیات مشترک خلبانان اسرائیلی و آمریکایی جنگنده‌های رادارگریز اف-۳۵ نشان داد که آمریکا در دوره اخیر گوشی شنواتر برای همکاری‌های مشترک در عملیات آتی در قبال ایران دارد.
«افول جادوی نتانیاهو در خلیج فارس» و بازجویی از قهرمانان جنگ‌های اسرائیل

به نوشته جروزالم پست، «جادوی بنیامین نتانیاهو در خلیج فارس احتمالاً رو به افول است و بهتر می‌بود که دولت او به جای کوشش در راستای گسترش روابط با کشورهایی مانند عربستان، تلاش کند تا روابط با دولت آمریکا را بهبود داده و مانع از تنش در آن شود.»

به‌نوشته این روزنامه، با وجود آوازه نتانیاهو به‌عنوان یک رهبر پرجذبه، در نتیجه رویدادهای اخیر، بسیاری از کشورهای عربی خلیج فارس نسبت به نتانیاهو و رویه رهبری او «ناامید شده‌اند».

جروزالم پست به عملکرد نتانیاهو در دوره اخیر در قبال فلسطینیان، امور داخلی و احتمال متزلزل‌شدن پایه‌های دموکراسی و مردمسالاری در اسرائیل اشاره دارد.

آنشل پففر، نویسنده روزنامه هاآرتص، در خصوص کشمش عمیقی که در هفته‌های جاری میان دولت و مخالفان داخلی در جریان است، نوشت که نشانی از کوتاه آمدن نتانیاهو در کشاندن کشور به وادی استبداد دیده نمی‌شود و در همین چند هفته‌ای که او به قدرت بازگشته، طرح تضعیف شدید دادگاه عالی و تغییر اساسی در نظام دموکراسی را سرسختانه دنبال کرده است.

در این میان، پاسخ وزیر دادگستری به درخواست‌های رئیس‌جمهور اسرائیل که روند اصلاحات قضایی را فعلا متوقف بگذارد تا گفتمانی ملی حول آن انجام شود، بسیاری از رسانه‌ها را شوکه کرد. روزنامه تایمز اسرائیل نوشت وزیر دادگستری به رئیس جمهور پاسخ دادخ که «حتی برای یک دقیقه هم این روند را معطل نخواهد گذاشت».

در این ارتباط، پلیس اسرائیل این هفته از یک وکیل و یک ژنرال بازنشسته نیروی هوایی به دلیل اظهارات و پست‌های فیسبوکی بازجویی کرد. این دو گفتند که دموکراسی در حال فروپاشی است و نباید زیر استبداد زندگی کرد.

رهبران اپوزیسیون نیز از همفکران‌شان خواستند از زبان تهدید و نقض قانون دوری کنند تا بهانه از جناح دولت گرفته شود. اما بنیامین نتانیاهو و حامیان او «نگران» شده‌اند که مشی اپوزیسیون به «قتل سیاسی» بینجامد.

اصلاحات قضایی اما، با وجود تظاهرات شنبه‌‌شب‌های صدها هزار نفر از مردم، حامیانی قوی نیز دارد که آن‌ها هم این هفته دوباره تأکید کردند اگر هواداران خود را به وزن‌کشی خیابانی دعوت کنند، مانند نتیجه انتخابات پارلمانی سه ماه پیش، روشن خواهد شد که کدام طرف اعتبار مردمی بیشتری دارد.

سایت جی‌ان‌اس معتقد است که مخالفان دولت پیش‌بینی‌های آخرالزمانی از سرنوشت دموکراسی کشور ارائه می‌کنند درحالی که وضعیت کنونی دستگاه قضایی «یک فاجعه غیردموکراتیک» است و نیازمند اصلاح.

No responses yet

Feb 10 2023

نشست هشت چهره سرشناس مخالف حکومت ایران در واشینگتن

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اعتراضات,امنیتی,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


رادیوفردا: هشت شخصیت سرشناس مخالف حکومت ایران که ساکن خارج از کشور هستند در نشستی با عنوان «آینده جنبش دموکراسی ایران» شرکت می‌کنند.

این نشست روز جمعه ۲۱ بهمن در موسسه زنان، صلح، و امنیت دانشگاه جورج تاون در شهر واشینگتن آمریکا برگزار می‌شود.

حامد اسماعیلیون سخنگوی انجمن خانواده‌های جانباختگان هواپیمای اوکراینی، نازنین بنیادی فعال حقوق بشر و هنرپیشه، شاهزاده رضا پهلوی ولیعهد پیشین ایران و مدافع حقوق بشر، شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، مسیح علی‌نژاد روزنامه‌‌نگار و فعال حقوق زنان، گلشیفته فراهانی هنرپیشه، علی کریمی کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران و عبدالله مهتدی دبیر کل حزب کومله کردستان ایران در این نشست به صورت حضوری یا مجازی شرکت خواهند کرد.

We will gather at Georgetown University to discuss the future of democracy in Iran and the #WomanLifeFreedom revolution.

در دانشگاه جرج‌تاون گرد هم می‌آییم تا درباره‌ی آینده‌ی دموکراسی در ایران و انقلاب #زن_زندگی_آزادی سخن بگوییم.#solidarity #همبستگیhttps://t.co/3eOBgs3eMf

— Golshifteh Farahani (@Golshifteh) February 7, 2023

از زمان آغاز اعتراضات سراسری ایران پس از جان باختن مهسا امینی، این اولین بار است که این هشت نفر در یک جلسه که قرار است به صورت آنلاین هم پخش شود، گردهم می‌آیند.

موسسه جورج تاون نوشت که قرار است در این نشست «درباره تداوم و پویایی جنبش، دیدگاه‌های مشترکشان درباره آینده ایران، و تاثیرات جهانی تغییر دموکراتیک در ایران» سخن گفته شود.

این هشت چهره مخالف جمهوری اسلامی همزمان در حساب‌های خود در توئیتر با هشتگ «#همبستگی» به دو زبان فارسی و انگلیسی لینک این جلسه را به اشتراک گذاشته‌اند.

هچنین حامد اسماعیلیون از برگزاری یک تجمع در واشینگتن در روز شنبه ۲۲ بهمن خبر داده و گفته که به همراه برخی دیگر از فعالان ایرانی در آن شرکت می‌کند.

روزی دیگر برای همبستگی، با هر باور و عقیده‌ای. روزی دیگر برای نه گفتن به ج ا.
انقلابِ زن، زندگی و آزادی زنده است و به مقصود می‌رسد.
به همراه برخی فعالین ایرانی به تجمع و راهپیماییِ واشنگتن دعوت شده‌ام و روز شنبه یازدهم فوریه آنجا خواهم بود.#دادخواهی#مهسا_امینی#IranRevolution pic.twitter.com/5Zy2g6cYQU

— Hamed Esmaeilion (@esmaeilion) February 7, 2023

پیشتر نیز برخی از این چهره‌ها از با انتشار همزمان متن مشترکی به مناسبت آغاز سال ۲۰۲۳ بر «همبستگی» ایرانیان برای مقابله با جمهوری اسلامی تاکید کرده بودند.

به تازگی شاهزاده پهلوی در پیامی از طیف‌های مختلف سیاسی خواست در مبارزه با جمهوری اسلامی ضمن به رسمیت شناختن «اختلاف نظرها» بر روی «نقاط» اشتراک‌ تمرکز کنند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .