اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'شارلاتانیزم'

Nov 06 2018

یک عکس مسئله‌دار در راهپیمایی 13 آبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,سیاسی,ملای حیله‌گر


آفتاب: این بنر اعتراض بسیاری از حضار در مراسم را برانگیخت که این مظلوم نشان دادن این دو جنایتکار و داعشی نشان دادن سردار ایرانی است و جابجائی ارزش‌ها محسوب می‌شود.
آفتاب‌‌نیوز :
دیروز در مراسم 13 آبان در تهران، یک بنر دیده شدکه ترامپ و نتانیاهو را در لباس سرخ و زانو زده در یک شنزار درست مثل اسرای بی‌گناه در برابر داعش نشان می‌داد و سردار سلیمانی را هم پشت آنان ترسیم کرده بود.

به گزارش آفتاب‎نیوز؛ این بنر اعتراض بسیاری از حضار در مراسم را برانگیخت که این مظلوم نشان دادن این دو جنایتکار و داعشی نشان دادن سردار ایرانی است و جابجائی ارزش‌ها محسوب می‌شود.

تلاش معترضان برای جمع کردن این بنر با مخالفت گردانندگان مواجه شد و به جائی نرسید و متاسفانه عکس‌های زیادی از این بنر که ظالم را مظلوم و مظلوم را ظالم جلوه می‌دهد برداشته و مخابره شد! چرا عده‌ای با یک کج سلیقگی مرتکب ضد تبلیغ می‌شوند؟

No responses yet

Oct 19 2018

وزارت علوم مدارک تحصیلی هاشمی، رئیس پیشین نظام مهندسی، را جعلی دانست

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی


رادیوفردا: پس از وزارت راه و دانشگاه امام حسین، وزارت علوم ایران هم مدرک دکتری مهدی هاشمی، نماینده پیشین مجلس و رئیس سابق نظام مهندسی، را جعلی و غیرقانونی اعلام کرد.

وزارت تحقیقات، فناوری و علوم در نامه‌ای که روز جمعه، ۲۷ مهر، در خبرگزاری ایلنا منتشر شد اعلام کرد، بنا بر بررسی‌های انجام‌شده در این وزارت، مدرک تحصیلی دوره کارشناسی مهدی هاشمی «مورد تایید نیست» و از این رو، ادامه تحصیل او در دوره کارشناسی ارشد «جای اشکال دارد» و تحصیل او در دوره دکتری نیز «هم به لحاظ مقررات آموزشی» و «هم به لحاظ محل تحصیل» از اعتبار لازم برخوردار نیست.

وزارت علوم محل تحصیل مهدی هاشمی در دوره دکتری را «پژوهشگاه منحله شاخص پروژه، که بدون مجوز شورای گسترش آموزش عالی انجام شد» ذکر کرده است.

حدود سه هفته پیش عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی، با انتشار نامه‌ای در کانال تلگرامی‌اش اعلام کرد که دانشگاه امام حسین به او خبر داده است مهدی هاشمی از این دانشگاه مدرک کارشناسی در رشته عمران دریافت نکرده و او در این سال‌ها برای دستیابی به سمت‌های مدیریتی «دانشنامه جعلی» ارائه کرده است.

عباس آخوندی با اشاره به این که «باید خیلی متأسف بود که کسی که سه سال رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور بوده و چهار سال نمایندگی مردم تهران را بر عهده داشته و رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی بوده دانشنامه جعلی ارائه کرده» پروانه اشتغال به کار مهندسی او را لغو کرد.

با این حال مهدی هاشمی نامه وزیر راه را «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی» خواند و گفت که این موضوع را از طریق مراجع قضایی پیگیری خواهد کرد.

مهدی هاشمی در گفت‌وگو با وب‌سایت «جماران»، با تأکید بر این که مدرکش جعلی نیست گفته بود اصلا «این مدرک» را به دستگاه‌های اجرایی ارائه نکرده بود.

با این حال بلافاصله پس از انتشار این مصاحبه، وزارت راه فرم عضویت مهدی هاشمی در سازمان نظام مهندسی را منتشر کرد که او در قسمت اطلاعات فردی، مدرک کارشناسی عمران خود را ثبت کرده بود.

از جمله سوابق مهدی هاشمی، از فعالان سیاسی جناح موسوم به اصولگرایان ایران، می‌توان به سرپرستی وزارت کشور، معاونت عمرانی وزارت کشور، ریاست کمیسیون عمران مجلس نهم، ریاست نظام مهندسی، ریاست ستاد انتخابات ابراهیم رئیسی در استان تهران و مدیریت فدراسیون تیراندازی اشاره کرد.

مهدی هاشمی در مرداد ۸۴ نیز از سوی محمود احمدی‌نژاد به عنوان گزینه پیشنهادی برای تصدی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی به مجلس معرفی شد اما نتوانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد.

انتساب مدرک جعلی به شماری از چهره‌های سیاسی در ایران چندین بار خبرساز شده است که معروف‌ترین آن ماجرای جعلی «دکترای افتخاری علی کردان از دانشگاه آکسفورد» بود که در سال ۸۷ به استیضاح او از مقام وزارت کشور انجامید.
منابع: ایلنا، جماران، توئیتر و رادیوفردا/ ج/ ف. دو.

No responses yet

Oct 15 2018

سند چشم‌انداز ۱۴۴۴؛ دستپخت پسر خاله رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران روز یکشنبه ۲۲ مهر، در یک فراخوان از دولت، مجلس، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی فضای مجازی، شورای انقلاب فرهنگی، حوزه‌های علمیه و صاحب‌نظران خواسته است «نظرات مشورتی‌» درباره «الگوی پایه اسلامی ایرانی-پیشرفت» را ارائه دهند تا ظرف دو سال آینده، «نسخه نهایی الگوی اسلامی ایرانی-پیشرفت» آماده و ابلاغ شود.

‌رهبر جمهوری اسلامی ۱۳ آبان ۱۳۸۲ نیز یک سند کلان بالادستی با عنوان «سند چشم انداز جمهوری اسلامی در افق ۱۴۰۴» به سران قوا ابلاغ کرد که تاکنون گزارش دقیقی از میزان تحقق اهداف این سند منتشر نشده است.

با ابلاغ الگوی پیشرفت، افق مد نظر رهبر جمهوری اسلامی از ۱۴۰۴ به ۱۴۴۴ تغییر یافته و بر اهداف پیش رویی مانند تبدیل شدن به یکی از پنج کشور پیشرفته جهان در زمینه تولید اندیشه علم و فناوری، یکی از ۱۰ اقتصاد برتر جهان، و یکی از چهار کشور برتر آسیا در زمینه پیشرفت و عدالت و ریشه‌کنی فقر، فساد و تبعیض تاکید شده تا ایران به عنوان «خاستگاه تمدن نوین اسلامی» معرفی شود.

این دو عبارت آخر مهم است. آیت‌الله خامنه‌ای در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۰ یک فرمان هشت ماده‌ای برای ریشه‌کنی فقر و فساد تبعیض به سران قوا داد که در طول ۱۷ سال گذشته، شواهدی در اجرای این فرمان یافت نشده و قوای سه گانه و نهادهای زیر نظر رهبر در جهت عکس آن عمل کرده اند.

همچنین رهبر جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر یک فرایند پنج مرحله‌ای اعلام کرده که شامل «انقلاب اسلامی»، «حکومت اسلامی»، «دولت اسلامی»، «جامعه اسلامی» و «تمدن نوین اسلامی» است. مسئولان جمهوری اسلامی می‌گویند اکنون در مرحله سوم یعنی تشکیل دولت اسلامی هستند.

برخی مسئولان از جمله فرماندهان سپاه در دولت احمدی‌نژاد عقیده داشتند که دولت اسلامی تشکیل شده ولی با اختلافات بعدی سیاسی و جداشدن راه احمدی‌نژاد، کماکان تشکیل دولت اسلامی در فاز صفر به سر می‌برد. بر اساس این سند، آیت‌الله خامنه‌ای علاقه‌مند است که تا سال ۱۴۴۴، این پنج مرحله طی و «تمدن نوین اسلامی» تشکیل شود.

نسخه پایه الگوی رسیدن به چنین تمدنی، در طول مدت هفت سال و با همکاری «چند هزار تن از صاحب‌نظران و استادان دانشگاهی و حوزوی و فرزانگان جوان» تهیه شده است. سایت دبیرخانه الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت اعلام کرده که ای سند «با پشتیبانی حدود ۵۰ هزار صفحه تولید علمی، هزاران جلسه و نشست تخصصی و بهره‌‌گیری از حدود ۷۰۰ نقد و پیشنهاد» تدوین شده است.

رهبر جمهوری اسلامی بحث درباره الگوی پیشرفت را از سال ۱۳۸۴ به صورت علنی مطرح کرد. او به جای کلمه «توسعه» از کلمه «پیشرفت» استفاده کرد. این کلمه در سال‌های اخیر مورد توجه نهادهای زیرمجموعه رهبری هم قرار گرفته است. به عنوان نمونه،‌ سپاه پاسداران سال گذشته، «قرارگاه پیشرفت و آبادانی» را تشکیل داده که به ترتیب به جای توسعه و سازندگی استفاده می‌شوند. مفاهیمی چون توسعه و سازندگی در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بیشتر مورد استفاده قرار گرفتند و رهبر جمهوری اسلامی کوشیده است ادبیات کلانش را با واژه‌های متفاوتی سازمان‌دهی کند.

اولین و دومین نشست الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت در آذر ۸۹ و اردیبهشت ۹۰ برگزار شد و دولت محمود احمدی‌نژاد هم با تشکیل یک مرکز در زیرمجموعه «معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی» وارد عمل شدند ولی خرداد ۹۰، آیت‌الله خامنه‌ای با انتصاب رئيس و اعضای شورای عالی این مرکز، پایه‌گذار تأسیس یک نهاد تازه را زیر نظر خودش فراهم کرد.
صادق واعظ‌زاده (وسط) در دیدار اعضای شورای عالی الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت با آیت‌الله خامنه‌ای
صادق واعظ‌زاده (وسط) در دیدار اعضای شورای عالی الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت با آیت‌الله خامنه‌ای

شورای عالی این مرکز ۱۰ نفر بودند و رئيس شورا که رئيس مرکز هم بود، صادق واعظ‌‌‌زاده بود. صادق واعظ‌‌زاده، ۵۷ ساله که پسر خاله رهبر جمهوری اسلامی است، از بهمن ۸۵ تا شهریور ۸۸، معاون علمی محمود احمدی‌نژاد بود. پدر او یعنی آیت‌الله محمد واعظ‌زاده خراسانی که شوهر خاله رهبر جمهوری اسلامی بود نیز مهرماه سال ۶۹، با حکم آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان دبیرکل مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی منصوب شد.

صادق واعظ‌‌‌زاده که به نظر می‌رسد از اقوام محبوب آیت‌الله خامنه‌ای است، در سال‌های اخیر به عنوان عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصحلت نظام نیز منصوب شده و اکنون یک مهره فعال و تأثیرگذار در سیاست‌گذاری‌های کلان جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

بر اساس برنامه اولیه قرار بود که ۲۸ اندیشکده در زیرمجموعه دبیرخانه الگوی ایرانی – اسلامی پیشرفت فعال شود و تا سال ۹۲ نسخه پایه را تنظیم کند. تعداد اندیشکده‌ها اما در نهایت به ۱۳ اندیشکده تقلیل یافت و تدوین نسخه پایه هفت سال طول کشید. هر اندیشکده دارای رئيس و دبیر و شامل ۱۵ الی ۲۵ صاحب‌نظر است. علاوه بر این، در سال۹۲، این دبیرخانه اقدام به راه‌اندازی «دبیرخانه حوزوی» مستقر در قم کرد تا بتواند همکاری خود با مدیریت حوزه علمیه قم در مسیر تدوین این سند را افزایش دهد.

دبیرخانه الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت علاوه بر راه‌اندازی چند وب سایت و انتشارات، اقدام به انتشار یک ماهنامه «خبری- گفتمانی» کرده که تاکنون ۶۳شماره از آن منتشر شده است. این دبیرخانه همچنین ۸ کنفرانس ملی، دوازده کنگره پیشگامان پیشرفت که ویژه دانشگاه و حوزه بوده، ۳۳ نشست اندیشه‌ورزی، ۲۵ جلسه گفتگوی راهبردی و صدها نشست علمی برگزار کرده است.

یک موضوع چالش برانگیز مهم درباره این دبیرخانه اما بودجه سالانه آن بوده است. این مرکز در طول سال‌های ۹۵ تا ۹۷ بیش از ۲۰میلیارد تومان بودجه دریافت کرده است. بهمن سال ۹۶، انتقادهایی درباره نحوه مصرف بودجه این مرکز در مجلس مطرح شد که دبیرخانه این مرکز در اطلاعیه‌ای توضیح داد که در طول سال‌های گذشته ۲۰۰ صاحب‌نظر با این مرکز همکاری مستمر و دو هزار صاحب‌نظر نیز در قالب یک شبکه با اندیشکده‌های تحت نظر مرکز همکاری داشته اند و با توجه به دیگر همکاری‌ها، در مجموع چهار هزار نفر با این پروژه درگیر بوده‌اند.

این مرکز همچنین مدعی است در طول سال‌های گذشته با دو هزار و ۲۰۰ پژوهشگر دانشگاهی برای تدوین دو هزار و ۱۳۵ مقاله، و همچنین هفت هزار و ۵۰۰ طلبه برای نوشتن هشت هزار و ۷۵۰ اثر علمی همکاری کرده و ۴۰ کتاب تخصصی، ۶۰ جلد کتاب مقالات، ۲۰۰ سند پشتیبان منتشر کرده است.

به رغم این ادعاها، ۱۶ تیرماه ۹۶، محمدباقر نوبخت، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئيس‌جمهور در یک نشست مرتبط با بررسی لایحه الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت گفت: «جمعی از کارشناسان در مجمع تشخیص مصلحت و مرکز تحقیقات استراتژیک» بنا به درخواست دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت یک الگوی مطلوب توسعه تهیه کرده بودند که «بعدها اسم آن به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» تغییر یافت.

محمدباقر نوبخت، ۲۶ مرداد ۹۵ نیز در یک برنامه تلویزیونی که از شبکه یک سیما پخش شد، گفت: «ما اصلا الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نداریم تا برنامه را بر مبنای آن تدوین کنیم.» با توجه به ابراز بی‌اطلاعی معاون رئيس‌جمهور ایران از وجود این الگو در مرداد ۹۵، مشخص نیست دبیرخانه مرکز در طول سال‌های گذشته چه چیزی را تدوین کرده بود و با چه نهادهایی در این زمینه در ارتباط بوده است؟

ناظر به همین واقعیت‌هاست که وب سایت عصر ایران دیروز در گزارشی انتقادی درباره این لایحه نوشت که این سند متشکل از «جمله‌سازی‌های واضح»، «تکرار مکررات» و «متن شعارگونه» است و «محتوای آن عملاً پیش از این نیز وجود داشت».

نویسنده این مطلب که مدیرمسئول وب‌سایت عصر ایران است، با تاکید بر اینکه نوشتن این متن توسط یک گروه دانشجویی هم ممکن بوده، از مدیران این دبیرخانه خواسته «بودجه ای که در هفت سال گذشته صرف کرده‌اند تا این چند صفحه را بنویسند، دقیقاً چقدر بوده است؟» انتظار نمی‌رود در طول دو سال آینده، دبیرخانه الگوی اسلامی ایرانی -پیشرفت توجه‌ای به این انتقادات نشان دهد یا طرح چنین انتقاداتی به تغییر جدی محتوایی در این زمینه منجر شود؛ «از کوزه همان برون تراود که در اوست».

No responses yet

Oct 11 2018

چرا یمنی‌ها؟ مقاومت را از آقازاده‌های ولایتی بیاموزیم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

دماوند: علی‌اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌الملل سیدعلی خامنه‌ای، در حالیکه در ویلای هزار متری خود در کنار کاخ سعدآباد در گران‌قیمت‌ترین منطقه شمال تهران نشسته و پا روی پای خود انداخته، به مردم بخت‌برگشته ایران درس مقاومت در برابر تهدید و تحریم داده و به آنها گفته از یمنی‌های پاپتی یاد بگیرید که چگونه به جای لباس، لنگ دور کمر خود گره می‌زنند و به جای غذا، نان خشک می‌خورند اما کوتاه نمی‌آیند.
البته کسی که ده‌ها شغل و مسئولیت نان و آب دار حکومتی دارد، با مدرک پزشکی اطفال و بدون یک روز سابقه دیپلماتیک ۱۶ سال وزیر امور خارجه مملکت بوده و از ویلای هزار متری خود در شمیرانات به مردم گرسنه و جان به لب رسیده درس مقاومت می‌دهد، حیا را خورده و آبرو را قی کرده است.

اما بد نیست تا ببینیم آیا «آقازاده»های خود ولایتی هم مانند یمنی‌ها زندگی می‌کنند؟

محمد ولایتی و علی‌اصغر ولایتی، دو آقازاده علی‌اکبر ولایتی هستند که هنوز ۴۰ ساله نشده، مدیرعامل و قائم‌مقام شرکتی هستند به نام «سیف بنا».
این شرکت در سال ۱۳۸۵ با سرمایه ابتدایی ۳ میلیارد تومان به ثبت رسید.
نکته: ۳ میلیارد تومان در سال ۱۳۸۵ با احتساب قیمت دلار حدود ۵۰ میلیارد تومان امروز می‌شود و این تازه سرمایه ابتدایی شرکت بود.

این شرکت هم‌اکنون حدود ۱۵۰۰ پرسنل دارد و دفترش در گران‌قیمت‌ترین منطقه خیابان پاسداران تهران است.

‏پروژه ۲۰۴ واحدی جاسک، مجتمع اداری تجاری فرجام، مجتمع اداری ترکمنستان، مجتمع مسکونی یاسمن الهیه، شهرک مسکونی شقایق ساری و مجتمع مسکونی کوثر الهیه، تنها بخشی از پروژه‌هایی است که توسط این شرکت متعلق به فرزندان علی‌اکبر ولایتی اجرا شده است‌.

سود حاصل از این پروژه‌ها در بدترین حالت ده‌ها میلیارد تومان است.

علی‌اکبر ولایتی و دیگر اجامر فرقه تبهکار حاکم، به مردم بخت‌برگشته ایران، می‌گویند که از یمنی‌ها درس مقاومت بیاموزند اما ژن‌های خوب خودشان، میلیارد میلیارد پول بی‌زبان را بالا می‌کشند.

No responses yet

Sep 30 2018

ارزیابی سخنرانی میرحسین موسوی درباره اعدام‌های ۶۷

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: رضا حقیقت‌نژاد

صادق کیوان‌پناه، کاربر فعال در توییتر که از جوانان حامی جنبش سبز بوده، به تازگی فایل ۲۵دقیقه‌ای از سخنان میرحسین موسوی، رهبر در حصر جنبش سبز را منتشر کرده است که موضوع اصلی آن اعدام‌های تابستان۶۷ است.

میرحسین موسوی در این جلسه گفته با توجه به طرح پرسش‌های متعدد در زمینه اعدام‌های تابستان۶۷، در این زمینه سخن می‌گوید و سخنانش برای «درج نیست». به عبارتی این فایل صوتی را می‌توان محرمانه تلقی کرد و موسوی برای «روشن شدن» ذهن جوانان حامی خودش سخن گفته است:

1. موسوی در ابتدای سخنان خود می‌گوید که علت اینکه کمتر در این زمینه سخن می‌گوید این است که «نحوه طرح این مسئله» ممکن است موجب ایجاد حواشی و «با این درگیر شدن و با آن درگیرشدن» می‌شود و «شاید به نفع الان حرکت [جنبش سبز] نباشد». این موضوع،‌ اهمیت طرح مسئله تابستان۶۷ در ساختار سیاسی و مقاومت‌های موجود بالادستی برای واشکافی این جنایت را به خوبی نشان می‌دهد.

2. موسوی در شرح وقایع تابستان۶۷، ابتدا به درگیری‌های مسلحانه ابتدای انقلاب اشاره کرده و می‌گوید «طبیعی است» که نظام انقلابی با این حرکت‌ها برخورد کند ولی «اگر روحیه الان» را داشتیم، «می‌گفتم کمی ملایم‌تر باشیم». او همچنین با اشاره به وضعیت آشفته در زندان و برخوردهای بد و بدرفتاری با زندانیان، می‌گوید دغدغه دولت حل مشکلات زندانیان بود ولی برای اصلاح وضعیت با مقاومت قوه قضاییه مواجه شده و در نهایت با دخالت آیت‌الله خمینی، وضعیت بهتر می‌شود. به روایت میرحسین موسوی، خمینی معترض وضعیت زندان‌ها بود و در یک جلسه با آیت‌الله خمینی، که با حضور ۲۴،۲۵نفر برگزار شد، بحث عزل «فردی که بعدها منجر به کشتار سال۶۷ شد، مطرح شد.» منظور میرحسین موسوی، اسدالله لاجوردی است که البته به دلیل مخالفت‌ها ره به جایی نبرد. موسوی در این بخش مدعی است که پس از این جلسه، وضع بهتر شد و «ما مشکلی در آن موقع نداشتیم». این ادعا به وضوح دروغ است. سراسر کارنامه اسدالله‌ لاجوردی پر از ظلم و نقض حقوق بشر است و ادعای مخالفت خمینی با کارهای او نیز چندان معتبر نیست. اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات مورخ چهارشنبه ۱۷بهمن۶۳، نوشته: «پیش از ظهر احمدآقا آمد … گفتند امام از عزل آقای اسدالله لاجوردی، دادستان انقلاب تهران، بی‌اطلاع بوده و راضی نیستند.» روایت و گزارش‌های متعددی درباره رضایت خمینی از لاجوردی منتشر شده و آیت‌الله خامنه‌ای، اول اسفند۹۵ در دیدار با عوامل فیلم ماجرای نیمروز با توصیف لاجوردی با عنوان «مرد پولادین»، گفت «یک کاری هم برای [ساخت فیلم درباره] آقای لاجوردی بکنید.»

3. موسوی در ادامه با اشاره به مستقر شدن نیروی نظامی سازمان مجاهدین خلق در عراق در جنگ ۸ساله عراق علیه ایران، به عملیات مرصاد یا فروغ جاویدان اشاره می‌کند که سوم مرداد۶۷ صورت گرفت. موسوی مدعی است قرار بود در کنار عملیات نظامی، «شورشی در زندان‌ها بشود» و «اینها تعدادشان هم کم نبود.» این ادعا به وضوح نادرست است. در نامه آیت‌الله خمینی به مقام‌های قضایی آمده است «کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام هستند.» در این نامه هیچ اشاره‌ای به احتمال شورش در زندان نشده و دلیل اعدام، باقی ماندن افراد بر سر موضع خود بوده است.

4. میرحسین موسوی در ادامه مدعی است حکمی که هیات سه نفره از امام می‌گیرند، «حکم قتل کسی نیست». فعل «می‌گیرند» اینجا مهم است و اینطور القا می‌کند که کسی یا کسانی این حکم را از خمینی گرفته‌اند و او خودش عامل اصلی و مستقیم نبوده است. آیت‌الله منتظری در خاطراتش از احمد خمینی، به عنوان مهم‌ترین عامل در این زمینه یاد کرده است. اما جمله میرحسین موسوی درباره حکم نادرست است. در متن حکم آمده که کسانی که بر موضع خود پافشاری کنند، «محارب و محکوم به اعدام» هستند. در واقع، زندانی دو راه بیشتر نداشته، دست از عقاید خود بردارد یا کشته شود. محمدحسین احمدی شاهرودی، که دهه ۶۰ حاکم شرع خوزستان بود و یکی از قضات صادر کننده حکم اعدام‌های تابستان ۶۷ هم بود، مرداد۹۶ در گفتگو با خبرگزاری تسنیم می‌گوید: « کسانی که پافشاری بر سر موضع داشتند، حکم‌شان اعدام بود و ما هم حکم را اجرا کردیم.» آیت‌الله خمینی در ادامه حکم از اعضای هیات مرگ می‌خواهد که ساده‌اندیشی و رحم نکنند، «با خشم و کینه انقلابی» رضایت خدا را جلب و «وسوسه و شک و تردید نکنند.» بنابراین نه تنها آیت‌الله خمینی حکم مرگ داده که بر اجرای آن تاکید ورزیده است. عجیب‌تر اینکه وقتی موسوی اردبیلی، در برخی مفاد حکم تشکیک می‌کند، خمینی در دستور تکمیلی می‌گوید «سریع‌تر دشمنان اسلام را نابود کنید» و «در هر صورت که حکم سریع‌تر انجام گردد، همان مورد نظر است.» در واقع چیزی که مدنظر خمینی بوده، نه شرع بوده، نه قانون و نه دقت و انصاف و وجدان، او فقط خواستار کشتار سریع بوده است.

5. میرحسین موسوی در ادامه می‌گوید متن حکم آیت‌الله خمینی را هنوز ندیده است. نخواندن مهم‌ترین و جنایت‌بارانه‌ترین حکم پس از انقلاب۵۷ برای فردی که سال‌ها وزیر و نخست وزیر بوده قطعا یک نقطه ضعف بزرگ و عجیب است، هرچند بعید است بعد از خواندن حکم هم تغییری در آرای موسوی که در این فایل صوتی آمده، ایجاد شود.

6. موسوی می‌گوید در آن دوران دولت از این وقایع بی‌اطلاع بوده و بعد از طرح زمزمه‌هایی، «آقای خامنه‌ای گفت [اعدام‌ها در زندان] فاجعه است و این مثل آب سیاهی است که روی نظام ریخته می‌شود و همه را سیاه می‌کند.» آیت‌الله منتظری در کتاب خاطراتش نوشته خامنه‌ای در یک ملاقات دو نفره از وقوع اعدام‌ها ابزار بی‌اطلاعی کرده است. تاریخ دقیق این جلسات مشخص نیست و تا زمان مشخص شدن تاریخ جلسات، می‌توان گفت اکنون دو روایت درباره آگاهی آیت‌الله خامنه‌ای از اعدام‌های۶۷ داریم. البته با وجود روایت‌هایی درباره بی‌اطلاعی یا مخالفت خامنه‌ای با اعدام‌ها، او ۲شهریور۹۵، اندکی بعد از انتشار فایل صوتی دیدار آیت‌الله منتظری با هیات مرگ، از «برخی تلاش‌ها برای تطهیر منافقان روسیاه» انتقاد کرد و گفت هدف این کارها این است که «چهره نورانی امام راحل را خدشه‌دار کنند.»

7. موسوی می‌گوید در تابستان۶۷، «عده‌ای را بی‌گناه» اعدام کردند و برخی را از افراد اعدام‌شده را خودش می‌شناخته، «تعداد زیادی از آنها که کشته شدند، آدم‌های خوبی بودند» و می‌گوید دولت نه دخالت و نه موافقت داشت و وزارت اطلاعات هم که جزو دولت بوده، به او اطلاع نداده و روسای سه قوه، هم مخالف بودند و به همین دلیل متوقف شده است. بنابر برخی روایت‌ها که در کتاب آیت‌الله منتظری هم آمده، در جریان این اعدام‌ها، ۳۸۰۰نفر اعدام شدند و مشخص نیست منظور میرحسین موسوی از متوقف شدن چیست؟

8. میرحسین موسوی در ادامه به نقل از موسوی بجنوردی، عضو شورای عالی قضایی در سال ۶۷ که پدر همسر حسن خمینی است، می‌گوید امام دستور مستقیم قتل کسی را نداده و شورای تعیین شده، بد عمل کرده است. این روایت در سال‌های اخیر با گستردگی بیشتری مطرح شده که جنایت ۶۷ محصول عمل بد اعضای هیات مرگ بوده نه صدور حکم توسط آیت‌الله خمینی. در مقابل اعضای هیات مرگ هم بارها اعلام کرده که آنها حکم خمینی را اجرا کرده و به آن هم افتخار می‌کنند. هدف نهایی این تلاش‌های اغلب اصلاح‌طلبانه، مبراسازی خمینی از این جنایت است، تلاشی که البته شکست خورده است.

9. یک نکته مهم دیگر در فایل صوتی جایی است که موسوی می‌گوید باز کردن این ماجرا «تالی فاسد» دارد. این حرف درست و مهمی است. باز شدن پرونده تابستان۶۷ برای جمهوری اسلامی هزینه دارد و به همین دلیل است که رسانه‌ها و فعالان حقوق بشری و باید علیه فراموشی بجنگند و این پرونده را همیشه باز نگاه دارند.

10. عجیب‌ترین نکته این فایل صوتی اما این است که میرحسین موسوی با خلاف و جنایتکارانه دانستن اعدام‌های سال۶۷، می‌گوید در آن دوران با توجه به اینکه نخست‌وزیر بوده است، «موظف بوده که از کلیت نظام دفاع کند». اشاره میرحسین موسوی به مصاحبه‌اش در سال۶۷ است به خبرنگار تلویزیون اتریش گفته بود «ما باید توطئه آنها [مجاهدین خلق] را سرکوب کنیم … ما در این زمینه‌ها هیچ گذشتی نداریم.» نکته جالب توجه اینکه با استناد به متن ترجمه شده این گفتگو که در روزنامه اطلاعات، مورخ یک دی ماه سال۶۷، خبرنگار اتریشی از موسوی درباره اعدام‌های سال۶۷ نپرسیده و درباره نقض حقوق بشر در ایران پرسیده ولی موسوی خودش بحث عملیات مرصاد و مجاهدین خلق را مطرح و از برخورد قاطع دفاع می‌کند. در واقع موسوی در این زمینه موظف نبوده که از اعدام‌ها دفاع کند، ولی خودش اشاره کرده و در ادامه هم سعی می‌کند به روشنفکران غربی توضیح دهد که از حقوق بشری چیزی نمی‌فهمند. این احتمال وجود دارد که روزنامه اطلاعات در ترجمه سوال خبرنگار اتریشی، اشاره او به اعدام‌ها را حذف کرده باشد ولی این موضوع در پاسخ میرحسین موسوی که از جنس «اجبار» نیست، ایجاد نمی‌کند. اگر میرحسین موسوی باور دارد که آن رویداد «جنایت» بود و بسیاری از افرادی که بعضا خودش شناخت داشته و خوب و بی‌گناه بوده‌اند، اعدام شدند، حداقل می‌توانست در وضعیت دیپلماتیک، موضوع را به قوه قضاییه حواله دهد نه اینکه روشنفکران و رسانه‌های غربی را نصیحت کند. به نظر می‌رسد میرحسین موسوی در زمان طرح این سخنرانی که احتمالا تابستان سال ۸۹ نبوده، هنوز نتوانسته است که مواجهه‌ای شجاعانه درباره موقعیت خودش در این فاجعه داشته باشد. همچنانکه در مواجهه با نقش خمینی وقتی ادعا می‌کند پس از روشن شدن ابعاد فاجعه، خمینی خودش جلوی کار را گرفت، مشخص است که مانند بسیاری از اصلاح‌طللبان کماکان در حصر مانده است؛ حصر خمینی.

No responses yet

Sep 28 2018

جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسدارن: ادعا نمی کنیم حکومت پاکان را بنا کردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سپاه,سیاسی

خُسن آقا: دروغ که خناق نیست که این اراذل مثل نقل و نبات دروغ می گویند!
ایرنا: گروه سیاسی ایرنا چندی قبل برای بررسی علل تشکیل و فروپاشی حزب ملل اسلامی (41 -44 خورشیدی) به سراغ «جواد منصوری» یکی از مبارزان علیه دستگاه ستمشاهی رفت اما او به دلیل اینکه مسائل مربوط به این تشکل بارها در رسانه ها گفته شده است خواست درباره مسائل اساسی و مغفول مانده رژیم پهلوی و تاریخ انقلاب مطالبی عنوان شود.
نخستین فرمانده سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی می افزاید: باید علت و ریشه های وقوع انقلاب را بار دیگر بیان کرد چون نادیده گرفتن کارنامه سیاه شاه، عوامل و طرفداران رژیم پهلوی را علیه حکومت برآمده از انقلاب مردمی جسورتر کرده است. او معتقد است جوانی که در تجمعات برای پهلوی ها شعار می دهد به خیانت و جنایات آنها آگاه است ولی می خواهد با این کار نارضایتی خود را از وضع اقتصادی نشان دهد.
منصوری 74 ساله در این گفت و گو سعی کرد نه به عنوان یکی از چهره های تاثیرگذار تاریخ معاصر بلکه از جایگاه یک پژوهشگر مرکز اسناد انقلاب اسلامی و کارشناس تاریخ به پرسش ها پاسخ دهد. او به مدافعان رژیم پهلوی توصیه می کند هفت جلد کتاب خاطرات «اسدالله علم» نخست وزیر، وزیر دربار و از نزدیکان شاه را با دقت بخوانند تا با فساد و خیانت های پهلوی دوم بیشتر آشنا شوند.
در ادامه مشروح گفت وگو با منصوری را می خوانید.

**ایرنا: نخستین مسئولیت شما پس از پیروزی انقلاب اسلامی چه بود؟

منصوری: مردم در مدرسه رفاه در شرایطی که بازجو، پرونده و زندانی نداشتیم سران رژیم شاه را تحویل ما می دادند. یقین بدانید اگر این افراد را آزاد می کردیم مردم در خیابان آنها را می کشتند همانطور که دو، سه نفر را کشتند مانند سید جواد ذبیحی موذن و قاری معروف و یا گوینده اخبار آن دوران را همین مردم کشتند. من بازجوی چند تن از آنها بودم. برای آنها پرونده اولیه تشکیل می دادیم این افراد همین جوری اعدام نشدند بلکه به جرم خود اعتراف کردند مثلا تیمسار رحیمی آخرین فرماندار نظامی تهران پای برگه اعترافات خود را امضا کرده بود مثلا می پرسیدم آقای رحیمی شما دستور حکومت نظامی، تیراندازی و کشتن مردم را دادید و او هم تایید می کرد. خود رحیمی گفته بود طبق «طرح هایزر» قرار بود در طول حکومت نظامی (ساعت 16 تا 10 صبح روز بعد) شهرها و برای فرونشاندن اعتراض ها یک میلیون نفر را بکشند!!
امام (ره) برای محاکمه این افراد در دادگاه انقلاب سه قاضی (ربانی شیرازی، سید محمد خامنه ای و صادق خلخالی) انتخاب کرده بودند. مرحوم خلخالی درباره احکامی که صادر کرده بود می گفت در پرونده ای متهم اعتراف کرده بود 50 کیلو هروئین را جابجا و قصد فروشش را داشته و زیر برگه بازجویی را امضا کرده است. برای چی این فرد را در زندان نگهدارم؟ عده ای دوست دارند فقط حرفی زده باشند به نظر شما شاه از جنایات زیر مجموعه اش بی خبر بود؟

**ایرنا: بهتر نبود فرصتی داده می شد عناصر و سران رژیم گذشته خاطرات خود را می نوشتند تا نسل آینده با فساد و جنایات آن رژیم بیشتر آشنا می شد؟

منصوری: مردم واقعا نسبت به جنایات رژیم گذشته آگاهی ندارند! یعنی اینقدر بی اطلاع هستند؟ طوری که رضاشاه را خدمتگزار می دانند! طبق اسناد یک پنجم مملکت توسط رضا شاه چپاول شده بود. وقتی توسط انگلیسی ها تبعید شد اسناد روستاها و زمین هایی که به زور از مردم گرفته بود بار یک کامیون شده بود به طوریکه «علی دشتی» در مجلس گفت این دزد را بگیرید و قبل از خروجش تکلیف این اموال را مشخص کنید. صورتجلسه این موضوع در مجلس موجود است. کسانی که او را خادم می دانند از جنایت مسجد گوهرشاد چیزی می دانند؟ بنیاد پهلوی با کدام منبع مالی تاسیس شد؟
در دانشگاه درس انقلاب اسلامی تدریس می کنم مطلبی می گویم که باور نمی کنید یکی از دانشجویان به من می گفت، استاد اگر تا فردا صبح توضیح بدهی قانع نمی شوم! اینجا دو نکته را باید بگویم یکی اینکه این دانشجو نمی خواهد بفهمد، که این را نمی شود کاری کرد و دیگر اینکه، این دانشجو حرفی دارد که نمی تواند مطرحش کند و به جایش این حرف را می زند.
فردی که می گوید رضا شاه روحت شاد، پهلوی اول را قهرمان ملی و خدمتگزار نمی داند او مخالف وضع موجود است و به جای اینکه علیه مسئولان حرفی بزند سعی می کند با این شعارها نارضایتی خود را بیان کند. معتقدم حتی افراد کور مملکت هم می دانند رضا شاه چکار کرده است، مگر می شود کسی تو این مملکت زندگی کرده باشد و نداند این پدر و پسر چه اقداماتی انجام داده اند.
برای مطالعه خیانت های پهلوی، کتاب «خاطرات علم» را بخوانید. صفحه ای در این کتاب نیست که در مورد فساد اخلاقی شاه سخنی نگفته باشد.
در جایی از این کتاب می نویسد «یکی از معایب ما این است که برای مملکت مشکلاتی ایجاد کردیم بعد شاه گفته است چه عیبی که ما نمی دانیم. عرض کردم احساسات جوانان را ما نمی دانیم گرفتاری خانوادگی و عقده های آنها را نمی خواهیم درک کنیم، گفت و شنود با آنها نداریم، وقت هم صرف آنها نمی کنیم آن وقت دشمن با زیرکی و هوشیاری انگشت روی کوچکترین معایب ما می گذارد. شاهنشاه دیگر چیزی نگفت قدری فکر کرد و گفت از وضع دانشجویان ایرانی در خارج هم که خبر دارم عین همین مطلب صادق است باز هم چیزی نفرمود و امری صادر نکرد»

**ایرنا: فرح در کتاب خاطراتش به اشتباهات رژیم پهلوی اذعان می کند…

منصوری: این مطالب را الان می گوید آن زمان که نمی گفت. وقتی در مورد علل سقوط پهلوی از او سوال می کنند می گوید ما خیانت کردیم. اصلا تمام خدمات این خاندان را در عدد سه ضرب کنید مثلا 10هزار کیلومتر راه آهن ساختند آن را 30 هزار کیلومتر کنید 10 دانشگاه ساخته شده را به عدد 30 تبدیل کنید … بگوئید این به اصطلاح خدمات در چه جهتی بود؟ در جهت منافع آمریکا و انگلیس، چون آنها تصمیم گیرنده و برنامه ریز اصلی بودند. علم می نویسد، نامه دستورات نیکسون را به شاه دادم او هر کدام را به شکلی توجیه کرد. علم می گوید، «قربان! شما که می دانید شیشه عمر ما دست آنها است برای چی می گویید اینطور و آنطوری شود؟ بعد شاه به او می گوید به هر چیزی که آنها خواسته اند عمل کن.»
آمریکایی ها دانشگاه را نه برای خدمت به این مملکت، بلکه برای تربیت کردن مدیران وابسته به خودشان تاسیس کردند. هدف از تشکیل شعبه مطالعات مدیریت دانشگاه « هاروارد» (امام صادق فعلی) در ایران تربیت مدیر برای کشور بود یعنی به جای بردن ایرانی ها به آمریکا، مدرسان هاروارد را به اینجا می آوردند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی رئیس سازمان سیا می گوید، آنچه که در ایران می گذرد یک واقعه مهم و فوق العاده نیست بلکه اتفاقی عجیب و باورنکردنی است زیرا ما به گونه ای ایران را ساخته بودیم که قرار بود برای همیشه در آنجا باشیم نمی دانیم چطور از دست ما رفت. چطور آنها راست می گویند ولی منی که سال ها در زندان شاه بودم دروغ می گویم. موزه عبرت را دیده اید، کمیته مشترک ضد خرابکاری از خدمات آنها بوده است؟

**ایرنا: عناصر وابسته به دستگاه سلطنت و برخی چپ های زندانی در دوران پهلوی منکر شکنجه زندانیان و مدعی هستند ساواک زندانی را از لحظه بازداشت به مدت 24ساعت شکنجه می کرد تا محل اختفاء همدستان خود را لو دهد.

منصوری: دروغ می گویند، به والله کسانی را داشته ایم سه سال زیر شکنجه بوده اند. برای موضوعی هر روز او را می خواستند و شکنجه می کردند.

**ایرنا: شما در سال 44 بازداشت شدید.

منصوری: بار اول از 44 تا 48 و بار دوم از سال 51 تا وقوع انقلاب اسلامی بازداشتم کردند. بار اول اطلاعات شهربانی دستگیرم کرد و بار دوم من را به کمیته مشترک ضد خرابکاری بردند. باید ببینیم سلطنت طلب ها، بی بی سی و شبکه های خارج از کشور چقدر به حرف های ما اعتقاد دارند. می گویم این حکومت خیانت ها و جنایت های زیادی مرتکب شد همین الان سرنوشت برخی مبارزان پیش از انقلاب در ابهام است و اثری از آنها نیست حتی جنازه آنها پیدا نشده است.
می دانید چرا نسل جوان حرف های ما را باور نمی کنند؟ به نظرم حرف های ما را باور می کنند منتها چون مساله و مشکلی دارند نمی خواهند آن را تایید کنند و تلاش دارند ما را نادیده بگیرند. به من می گویند به زندان رفتید که چه شود؟ انقلاب کردید که چه کار کنید؟ یا چرا وضع به این شکل است؟ به آنها می گویم آن زمان آمریکایی ها مملکت را اداره می کردند. می گویند الان هم بیایند اداره کنند! آنها اینطور با ما صحبت می کنند برای آنها استقلال معنایی ندارد می دانید چرا؟ چون استقلال مساله آنها نیست ولی اگر تحت حکومت پهلوی زندگی می کردند معنی وابستگی را متوجه می شدند. جوانان امروز فقط به فکر حل مشکل اقتصادی و فرهنگی خودشان هستند این مساله اصلی و جدی است.

**ایرنا: برخی افراد مانند پسر شاه بدون توجه به گذشته، به تازگی دایه مهربانتر از مادر شدند…

منصوری : رضا پهلوی به چه حقی باید در مورد ایران سخن بگوید چون پسر شاه بوده به خود اجازه می دهد اظهار نظر کند؟ او مدعی است باید به ایران بر گردد و سلطنت کند! یعنی باور دارد که مردم به سلطنت روی خوش نشان داده و بعد خاندان پهلوی را برگزیده و به سراغ او می روند؟ اصلا تو به چه دلیلی باید بر مردم حکومت کنی؟ چون در خانواده پهلوی به دنیا آمدی و بدون شایستگی و توانایی، خود را لایق حکومت می دانی!

**ایرنا: پس از بحث و جدل ها در خصوص سهم ایران از رژیم حقوقی خزر، پسرشاه در توییتی از حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی سخن گفته است بی آنکه از برخی خیانت های پدرش مانند واگذاری بحرین سخنی بگوید.

منصوری: این خیانت ها مختص به واگذاری بحرین در سال 1349 نیست. اسناد زیادی از برباد دادن بخش هایی از خاک ایران در زمان شاه وجود دارد، مانند واگذاری ارتفاعات آرارات به ترکیه، ارتفاعات میمک به عراق، بخشی از بلوچستان به پاکستان، آب رود هیرمند به افغان ها، طوری که زابل ما را نابود کرد و اشک علم را در آورد. او به شاه می گوید چرا گوشت پاره تن ما را می برید و به افغان ها می دهید؟ علم در تاریخ هفدهم خردادماه سال 1356 در خاطراتش می نویسد: «چند دقیقه ای شرفیاب بودم و مرخص شدم دِماغ کار هم نداشتم دیشب تا صبح بیدار بودم چون وقت خواب، چشمم به خبر مبادله اسناد هیرمند بین وزیر خارجه و سفیر افغانستان افتاد آن چنان ناراحت شدم که با قرص خواب هم خواب سنگین چند ساعته بر چشمم نیامد. به محض اینکه اندکی به هوش می آمدم این کابوس مرا در خود فرو می برد. مدتی راه رفتم … فکر کردم چندین دفعه استعفا از خدمت نوشتم پاره کردم. فکر می کردم کار گذشته را استعفا دوا نمی کند جز آنکه باری بر دوش شاهنشاه بیافزایم و ناراحتش کنم. نتیجه دیگری به دست نمی آمد تیر از شصت گذشته و دیگر هیچ. هزار بار به نعیم خان سفیر وقت افغانستان درود و به دولت وقت ایران لعنت فرستادم. مردیکه عین شیر آمد و تهدید کرد اگر می خواهید کمک ما را در گرو آب هیرمند نگه دارید ما کمک نمی خواهیم. این بدبختها آنقدر از چپ گرایی افغانستان ترسیدند که همه شرایط را قبول کردند بالاخره دیشب ضربه آخر را زدند کسی چه می داند شاید هم از اربابان نامرئی دستور ارتکاب این خیانت را داشتند. به هرحال به شاهنشاه و کشور خیانت بزرگی شد که دیگر جبران پذیر نیست. به حدی بد خواب بودم که به دفتر کار خودم هم نرفتم یکسره به سراغ یار و شراب رفتم مدتی شراب خوردم و گریه کردم او (یار) ندانست که چرا گریه می کنم چون مرا منقلب یافته بود او هم گریه کرد. البته این خیانت تا 10-15 سال دیگر ظاهر می شود که من مرده ام ولی مثل این است که یک قطعه از گوشت بدن مرا بریده و پیش چشم من جلوی سگ انداخته اند»
علم این خاطراتش را نوشته و آن را به بانکی در سوئیس سپرده و هزینه نگهداریش را داده و گفته است 10 سال پس از مرگ من این دست نوشته ها را به همسرم یا دکتر علینقی عالیخانی (وزیر اقتصاد کابینه علم، منصور و هویدا) بدهید. خاطرات علم توسط دخترش برای تنظیم به عالیخانی داده شد و متن اصلی آن هم برمبنای دست خط ها و نامه های علم نوشته شده است.

** ایرنا: آقای دکتر، برخی افراد بر مبنای انگاره ای اشتباه مدعی هستند اگر انقلاب نمی شد وضع بهتر بود …

منصوری : باید بگویند این استدلال را برمبنای کدام ادله مطرح می کنند و چطور تداوم حکومت فاسد پهلوی را به نفع ایران می دانند؟ فرض می گیریم ادله ای آوردند و اثبات کردند. در حکومت وابسته شاه، نه تنها تصمیم گیرنده اصلی آمریکایی ها بودند بلکه با تصویب قانون کاپیتولاسیون (مصونیت اتباع آمریکایی در ایران) عملا حاکمیت حقوقی مملکت از دست رفت. این قانون ذلت بار تا لحظه انقلاب اسلامی پا برجا بود و شورای انقلاب در فروردین 58 آن را لغو کرد.
دلیل مهمتر اینکه کشورهایی که زیر یوغ آمریکا هستند وضع شان خوب است؟ می خواهید امارات، عربستان و بحرین را بگوئید، به چه دلیل این کشورها وضعشان از ما بهتر است؟ پیشرفتی کرده اند یا با پول نفت آسمانخراش و اماکن تفریحی ساخته اند. این زرق و برق ها نشانه توسعه است؟ آمریکا برای ایستادن مقابل ایران به این کشورها امکانات و تسهیلات داده است. همان کاری که با شبه جزیره کره کردند و کره جنوبی را مقابل کره شمالی قرار دادند یا ژاپن را برابر شوروی و آلمان غربی را مقابل آلمان شرقی علم کردند. همین شیخ نشینان خلیج فارس با پول نفت خودشان علیه ما دشمنی می کنند. سخنی از علم نقل کنم. او پس از درخواست اسلحه و حمایت بیشتر از آمریکایی ها، در خاطراتش خطاب به سفیر آمریکا می نویسد، «ما تنها کشوری در دنیا هستیم با پول خودمان با هر قیمتی که می گویید اسلحه می خریم تا از منافع شما در منطقه دفاع کنیم.»
می دانید در زمان شاه چند شهرستان و روستا به بهداشت، آب، برق، راه، مدرسه و دانشگاه دسترسی داشت؟ من این چیزها را جزو دستاوردهای انقلاب نمی دانم بلکه دستاورد بزرگ انقلاب را استقلال و ایستادگی مقابل قدرت های بزرگ می دانم.

** ایرنا: گویا شاه در اثنای انقلاب اسلامی به جای پذیرفتن ماهیت اعتراض های مردمی علیه خودش، سفیر انگلیس را فراخوانده و از او علت این وقایع را جویا شده بود.

منصوری: پس از کودتای 28 مرداد تضاد منافع آمریکا و انگلیس در ایران به تدریج بالا می رود و کار به جایی می رسد که شاه تمام حاکمیت و موجودیت خودش را در حمایت آمریکایی ها می دید و به همین دلیل گاهی با انگلیسی ها اختلاف پیدا می کرد.
به تازگی «صادق زیباکلام» در مناظره با «مجید تفرشی» گفته است، انگلیس روحش از کودتای رضاخان بی خبر بود. آیا این حرف منطقی است؟ دهها سند وجود دارد که خود انگلیسی ها به انجام کودتا اعتراف کرده اند. خود آنها گفته اند رضاشاه را آوردیم و روزی هم که به دردمان نخورد بیرونش کردیم. زمانی در پخش زنده رادیو «گفت وگو» با همین آقای زیباکلام مناظره ای داشتم. او می گفت، در 28 مرداد 1332 کودتایی رخ نداد و آمریکایی ها کاری نکردند. این حرف را کمونیست ها زدند و شما تحت تاثیر کمونیست ها این حرف ها را می زنید. به او گفتم علاوه بر صدها و شاید هزاران سند درباره کودتا، حداقل دو کتاب در این خصوص وجود دارد «شیر و عقاب» نوشته «جیمز بیل» و «شکست شاهانه» اثر «ماروین زوینس» که در آن به انجام کودتا اعتراف کرده اند. آنها می گویند انقلاب سال 1979 نتیجه کودتا بوده است. می دانید در پاسخ چه گفت؟ گفت آنها هم مثل شما «یک مشت بی سواد» هستند با این فرد چگونه می شود بحث کرد؟ او هم اکنون مدافع شاه شده است آدمی که نمی خواهد موضوعی را بپذیرد از ساختمان پنج طبقه به پایین پرتابش کنید از خواب بیدار نمی شود.
هم اکنون دو جریان در ایران به طور کامل رودروی یکدیگر هستند یک جریان می گوید ما به استقلال، اسلام و مسلمانان کاری نداریم باید زندگی کنیم و هر چیزی که این زندگی را به خطر می اندازد کنار بگذاریم. گروه دیگر به راه اسلام و امام حسین (ع) باور دارند و می گویند بگذارید ما را بکشند اما زیر بار ذلت نمی رویم. چند روز پیش خانم «فائزه هاشمی» به صراحت گفته است دین را باید از حکومت جدا کرد تا مسائل ما حل شود!
بسیاری در پی آزادی به معنای بی بند و باری، رفاه، لذت، تعامل و احترام جهانی هستند اما این خواسته ها مشروط هستند به چه قیمتی می خواهید به این موارد برسید؟ چرا امام حسین (ع) با یزید کنار نیامد، اگر کنار می آمد زندگی خوبی نداشت؟ روی این موضوعات باید فکر کرد.

** ایرنا: پس از انقلاب به استقلال بیشتر از آزادی بها داده نشد؟ نسل اول انقلاب روی استقلال خیلی تاکید دارند چون دوران شاه را دیده اند اما جوانان در پی آزادی بیشتر هستند.
منصوری: جوانان در پی آزادی به معنای خاص هستند چون استقلال دارند. دشمنان ما به صراحت می گویند جمهوری اسلامی حکومتی مستقل است. اما در خصوص آزادی این سوال را مطرح می کنم آیا در کشور آزادی نیست؟ آیا در سایت ها و روزنامه ها هر چی دلشان می خواهند نمی نویسند؟ آزادی که الان داریم با دوران پهلوی قابل مقایسه نیست. پدر من در سال 1345 سوار تاکسی شده بود و به مناسبتی گفته بود شاه هرکاری دوست دارد در مملکت می کند و…، راننده تاکسی پدرم را تحویل ساواک داده بود! الان در تاکسی ها به صغیر و کبیر مملکت فحش می دهند. اصلا نمی توانیم وضعیت فعلی را با گذشته مقایسه کنیم. آقای مروارید روی منبر گفته بود اگر می خواهید آقای خمینی (ره) را دستگیر کنید حداقل دلیل بازداشتش را بگوید. همین سخنان باعث دستگیری او شد. آن دوران تهیه و مطالعه یک کتاب به راحتی میسر نبود. یک جلسه آزاد برگزار نمی شد. الان بیش از 200 حزب رسمی در کشور داریم در زمان شاه یک حزب رستاخیز وجود داشت. سوال هایی که می کنید بسیار خوب است ولی نسل جوان ما با این پاسخ ها قانع نمی شود می دانید چرا؟ چون مساله آنها شغل، ازدواج و مسکن است.
من و هیچ کس دیگری ادعا نمی کنیم حکومت پاکان را تشکیل داده ایم و اگر کسی هم چنین ادعایی کرد آنرا به پای ندانستن می گذاریم. اگر الان اختلاس وجود دارد ما از خودمان می دزدیم در حالی که در گذشته غیر از اینکه از هم می دزدیدند خارجی ها هم یک سفره بلندی در مملکت پهن کرده بودند و هر چه می خواستند می خوردند و مابقی را می بردند. شما داستان کنسرسیوم نفت را می دانید؟ پس از کودتا تشکیلاتی مرکب از آمریکا، انگلیس و چند شرکت اروپایی تاسیس شد. از زمان اجرا تا وقوع انقلاب (25 سال) حتی یک ایرانی از جمله شاه نمی داند آنها چه مقدار نفت از مملکت خارج کردند چون یک نفر از عوامل استخراج تا انتقال نفت، ایرانی نبود. می آمدند به سازمان برنامه و بودجه می گفتند روز گذشته مثلا 3 میلیون بشکه نفت صادر کردیم ولی به ازای آن پولی نمی دادند. یک آمریکایی مشاور رئیس سازمان برنامه و بودجه و خود رئیس سازمان هم یک صهیونیست به اسم «ابتهاج» بود این دو نفر برای پول نفت برنامه ریزی می کردند و دولت ایران کاره ای نبود.
اگر از این جلسات 100 ساعت دیگر هم بگذاریم باز هم دیده نمی شود. جوانان نخست باید بدانند که چرا انقلاب شد بعد بیایم درباره اتفاقات پس از انقلاب سخن بگوئیم. باید پرونده انقلاب و پس از انقلاب را جدا کنیم. می دانید اسدالله علم انگلیسی بود او در جایی با شاه درمورد گرفتاری های مملکت می گوید، این دولت (هویدا) که بر سر کار است یک مشت آمریکاییِ بهاییِ فراماسونر هستند آنها مملکت را دارند به نابودی می کشانند. شاه می گوید باید چه کار کرد؟ علم در پاسخ می گوید می دانم این دولت کار را به آنجایی می رساند که «نه از تاک نشانی می ماند و نه از تاکنشان» شاه می گوید یعنی مردم می گویند ما خائن بودیم؟

** ایرنا: پس از بازداشت اعضای حزب ملل اسلامی بسیاری از مراجع چون آیت الله میلانی، حکیم و حتی شخصیت اندیشمندی چون «ژان پل سارتر» در پیام هایی به شاه خواستار آزادی اعضا آن شدند، این افراد برای آزادی یا تخفیف مجازات سایر زندانی ها پیام می دادند؟

منصوری : بیشتر 55 عضو این تشکل سیاسی جوان و محصل بودند و دیگر اینکه بسیاری کار ما را قلباً قبول داشتند نکته دیگر اینکه بیشتر زندانیان سیاسی که محکوم می شدند اروپایی ها و برخی از علما خواستار آزادی یا تخفیف مجازات آنها می شدند. مثلا در جریان بازداشت آیت الله طالقانی و اعضای نهضت آزادی بسیاری از علما پیام دادند این قضیه منحصر به اعضای حزب ملل اسلامی نبود. وقتی آقای بجنوردی محکوم به اعدام شد برخی از دوستان در اروپا پیش سارتر رفتند خواستند نامه ای به شاه بنویسد.

** ایرنا: تحول شخصیتی «موسوی بجنوردی» رهبر حزب ملل اسلامی از جوانی انقلابی به شخصیتی فرهنگی چگونه رخ داد؟ او هم اکنون رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی است.

منصوری: در آن شرایط موسوی بجنوردی فکر می کرد باید این کار را انجام دهد و الان معتقد به کار فرهنگی است

**ایرنا: و سخن پایانی…

منصوری : تا وقتی مردم دلیل واقعی وقوع انقلاب اسلامی را درک نکنند و دشمن از این بی اطلاعی سوء استفاده می کند و بر این مملکت خسارت های جبران ناپذیری وارد می کند اگر مردم بفهمند دستاوردهای واقعی انقلاب چه بوده است و قدر آن را بدانند دشمن هیچ کاری نمی تواند بکند.
سیام**3202

No responses yet

Sep 26 2018

پاسخ وزارت نفت به نماینده اصولگرا: اگر مایل باشید فیش حقوق ۲۷ میلیونی تان را منتشر می کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی


انتخاب: وزارت نفت در واکنش به اظهارات جدید هدایت‌الله خادمی، عضو کمیسیون انرژی مجلس توضیحاتی را به روزنامه شرق ارسال کرده است. این توضیح به دنبال آن است که خادمی حقوق ۲۷میلیونی را نادرست و عدد صحیح را ۲۰میلیون دانسته بود.

وزارت نفت در واکنش به اظهارات جدید هدایت‌الله خادمی، عضو کمیسیون انرژی مجلس توضیحاتی را به روزنامه شرق ارسال کرده است. این توضیح به دنبال آن است که خادمی حقوق ۲۷میلیونی را نادرست و عدد صحیح را ۲۰میلیون دانسته بود.

در بخشی ازتوضیح وزارت نفت آمده است:

آقای هدایت خادمی، عضو محترم کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، پس از پاسخ وزارت نفت به اظهارات اخیرشان، در گفت‌وگو با روزنامه «شرق» منکر دریافت فیش حقوق ۲۷‌میلیونی خود شده و مدعی شده‌اند ماه‌هاست که حقوق نگرفته و با ارث پدری روزگار می‌گذرانند. البته ایشان در دوره مدیریت شرکت حفاری شمال هم مدعی شده بودند حقوقی بابت این مسئولیت دریافت نمی‌کنند. ما از میزان تمکن و ارث پدری ایشان اطلاعات چندانی نداریم و ترجیح می‌دهیم باور و پذیرش این ادعای جناب خادمی را که فی‌سبیل‌الله مشغول‌اند و از ارث پدری ارتزاق می‌کنند، به افکار عمومی واگذار کنیم؛ اما چنانچه مایل باشند حاضریم فیش حقوقی‌شان را حداقل از باب یادآوری در اختیار خودشان قرار دهیم.

هدایت الله خادمی

اما در مورد برخی ادعاهای دیگر آقای خادمی باید گفت همه پرسنل وزارت نفت که در خارج از تهران ساکن هستند، در صورت انتقال به تهران مشمول اسکان در آپارتمان‌های آ.اس.پ نمی‌شوند و چنانچه مشمول شوند، باید در موعد مقرر نسبت به تخلیه آن اقدام کنند، نه اینکه مانند ایشان پس از 10 سال و بعد از نامه‌نگاری به این کار اقدام نمایند. البته وزارت نفت در راستای صرفه‌جویی از سال گذشته و با دستور وزیر محترم نفت نسبت به فروش منازل مسکونی در قالب مزایده اقدام نموده و اکنون دیگر چنین امکانی برای کسی در صنعت نفت میسر نخواهد شد.

ایشان در دفاع از مشی خود گفته‌اند: «در کشورهای جهان سوم هرکس افشاگری کند، در مظان انواع اتهام و برچسب قرار می‌گیرد». هرچند که مرور رسانه‌ها نشان می‌دهد این جناب آقای خادمی‌اند که همواره مشغول اتهام‌زنی هستند؛ اما جا دارد یادآور شویم که یکی دیگر از ویژگی‌های کشورهای جهان سوم این است که در آنجا معمولا باید کمی درباره عملکرد، نیت و احوالات برخی‌ها که همواره دیگران را متهم به فساد و خیانت می‌کنند، تأمل نماییم و بپرسیم چرا درباره دوره‌های مدیریتی و ابهام‌های پیرامون خود شفاف‌سازی نمی‌کنند؟

منبع: شرق

No responses yet

Sep 25 2018

علی علیزاده، منوتو، سپاه و رضا پهلوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سپاه,سیاسی

دماوند: کیوان مشیری
آنچه علی علیزاده در شبکه پرمخاطب «من و تو» گفت و سپس خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه پاسداران) با پخش بخش هایی دستچین شده و یکطرفه از آن بهره برداری تبلیغاتی کرد، دارای سه نکته برجسته بود.

۱- پرهیز از بر زبان آوردن اسم سپاه و بر عکس آن سعی بر نام بردن از ارتش و اعطای نقشی تازه به آن

علیزاده، اگر بخواهیم به زبان عامیانه بگوییم، در درجه نخست برای «رد گم کنی» و سپس برای «هندوانه گذاشتن زیر بغل ارتشیان» از ارتش سخن گفت. جمهوری اسلامی با اعدام امیران ارتش در اول انقلاب و پس از آن پاکسازی ارتش از نیروهای آموزش دیده و همچنین بازنشسته کردن پیش از موعد آنان کوشش بسیاری در تهی کردن ارتش از نیروهایی داشت که پیش از انقلاب در این نیرو به کار گرفته شده بودند. جنگ ایران و عراق جلوی برخی از این اقدامات را گرفت و بسیاری از ارتشیان قدیمی کماکان ماندند تا در برابر نیروی تجاوزگر بایستند.

ارتشیان، البته، هیچ گاه نتوانستند سازمان عقیدتی-سیاسی ارتش و آن نگاه سنگین و بی روح این سازمان به کار حرفه ایشان را هضم کنند. بی توجهی رسانه «ملی» به جانفشانی هایشان و احساس «بچه یتیم بودن» در برابر «عزیز دردانه ها» و «برادران» سپاهی هم همیشه در هشت سال جنگ وجود داشت. این دلخوری ها پس از آن که یک سال پس از پایان جنگ علی شمخانی، از سپاه پاسداران و بدون دانش و تجربه کافی، به فرماندهی نیروی دریایی ارتش رسید بیشتر هم شد که نه تنها در ادامه همان نگاه عقیدتی-سیاسی حاکم بود که ارتشیان آن را به منزله تحقیر و ناسپاسی از هشت سال فداکاری هایشان قلمداد کردند.

پس از جنگ هم برای آن که دخل ارتشیان به خرجشان برسد، از خلبان بازنشسته نیروی هوایی گرفته تا درجه دارش، به جای دست گذاشتن در جیب ملت و نشستن بر سر سفره نظام، به کارهایی مانند مسافرکشی هم روی آوردند. کما آن که امروز حقوق مستمری بازنشستگان ارتش کمتر از خط فقر است. ارتش، بی شباهت با سپاه که در برابر مردم ایران لشکرکشی های خیابانی کرد، به یاری زلزله زدگان کرمانشاه شتافت، با داغدیدگان گریست و با هر انسانی که از زیر آوار زنده بیرون کشید، خندید. ارتش، برخلاف سپاه، تبدیل شد به نیرویی برای مردم و از جنس مردم. نه پول ها گرفتند تا تازیانه ها زنند و نه زمین خواری ها کردند تا آدم ها کشند. ارتشیان «برادر» نشدند تا اکنون سرفرازانه برچسب «قاچاقچی» به آنها نچسبد. خیر! سربازان ارتش ایران نه سودای به دندان گرفتن آن نان آلوده را بر سر دارند که بوی خونابه می دهد و نه آنقدر خامند که مست چرب زبانی این روبهان شوند. ملت پناه ارتش؛ ارتش برای ملت.

۲- کوشش در پررنگ نشان دادن نقش عربستان در محاصره اقتصادی ایران

علیزاده به درستی بر یکی از عوامل اصلی انزوای نظام دست گذاشته است. بی شک عربستان رهبری جهان عرب در شکایت بردن به ترامپ، رییس جمهور تنها ابرقدرت کنونی جهان را بر عهده دارد. منتها بسیاری از مخالفان تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی نکته ای را عمدی (علیزاده و ظریف و دیگر مدافعان جمهوری اسلامی) و یا سهوی (مخالفان نظام) نادیده می گیرند. استدلال مشترک آنها هم این است که تحریم ها به مردم عادی آسیب می زنند؛ که سخنی درست است.

آنچه آنها در نظر نمی گیرند آن است که برای عربستان و دیگر کشورهای عربی – و البته اسرائیل و ایالات متحده – فقیرتر شدن مردم ایران در درجه بعدی اهمیت قرار دارد. برای اعراب آنچه مهم است ناتوان سازی ماشین آدم کشی جمهوری اسلامیست تا مبادا سوریه ای دیگر تکرار شود با چندسد هزار کشته و چند ملیون آواره عرب دیگر. هر چند به همان نسبت هم اسرائیل نخست نگران جان شهروندان خودش است و نه بی پولتر شدن ایرانیان. آمریکا هم به همین منوال به رضایت متحدانش راضی خواهد شد و البته برای آمریکا راحتتر و بی دردسرتر خواهد بود که به این مهم بدون اقدام به سرنگونی جمهوری اسلامی دست یابد.

در حمله تروریستی اخیر اهواز، با توجه به بدسابقه بودن نظام، خود حکومت هم علاوه بر تجزیه طلبان و داعش در مظان اتهام است. محمدجواد ظریف کشورهاى منطقه و آمریکا را پشت این حرکت مى داند. حتی اگر هم این گفته درست باشد، باید جمهوری اسلامی را مسئول اصلی آن دانست که با دشمن تراشی در منطقه این چنین جان شهروندان ایرانی را به خطر انداخته است. ایران دوستان بارها گفته اند که تا جمهوری اسلامی هست، خطر جنگ و درگیری نظامی هم هست. این تنها مردم ایرانند که چون گوشت قربانی میان حاکمانی نابخرد و همسایگانی به تنگ آمده گیرافتاده اند. همسایگانی که شاید نتوانند به اندازه ایرانیان برای به ثمر رسیدن اصلاحات صبور باشند! که این درنگ ممکن است به قیمت جان چندسد هزار تن دیگر از آنان تمام شود.

۳- تخریب چهره رضا پهلوی

واهمه علیزاده و سپاه از توانایی رضا پهلوی در جریان سازی و هماهنگی نیروهای مخالف نظام در این مصاحبه آشکار بود. نظام به خوبی می داند که رضا پهلوی نه تنها برای بسیاری از عموم مردم و بلکه برای بسیاری از نخبگان سرنگونی خواه محبوبیت پیدا کرده است. یکی از دلایل آن هم مقبولیتیست که او در این چند سال و به خاطر کنش سیاسی کم خطایی که داشته کسب کرده است. درست است که رضا پهلوی مخالف نظام است ولی علیرغم موافقت با همدلی دنیا و فشارهای جهانی بارها مخالفت خود را با حمله به ایران بیان کرده است. رضا پهلوی حتی پیشترها گفته بود که در زمان جنگ هشت ساله درخواست بازگشت به کشور به منظور عضو شدن در ارتش در قالب خلبان نیروی هوایی داده بود که مورد موافقت مسئولان قرار نگرفته بود.

وی نه تنها خشونت از بیرون بر ایران را برنمی تابد که در درون کشور هم همیشه بر مبارزات مسالمت آمیز مدنی تاکید داشته است. همان مبارزه نجیبانه ای که اکنون کردستان ایران آغاز کرده و این پتانسیل را دارد که با یکپارچگی و هماهنگی گروه های گوناگون سیاسی و همدلی و یکرنگی ایرانیان به تمامی کشور سرایت کند و در آن صورت می شود گفت راه سرنگونی نظام هموار شده است.

No responses yet

Sep 22 2018

مهدی تاج: جانبازی که روز به روز جانبازتر می شود!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

بی‌بی‌سی: مهدی تاج رییس فدراسیون فوتبال ایران شاید نامدارترین گزینه میان مردانی است که در خروجی به آن‌ها نشان داده می‌شود

عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان، هفته گذشته جزییاتی از قانون منع بکارگیری یا پایان همکاری بازنشستگان با ادارات دولتی و نیمه‌دولتی را تشریح کرد. این قانون جدیدی است که تابستان امسال به تصویب مجلس ایران رسید و برای تایید نهایی به شورای نگهبان رفت و تصویب شد.

آقای کدخدایی در بخشی از تشریح این قانون مدعی شد که “این قانون شامل معاونین وزرا و استانداران کشور هم خواهد شد” اما به نظر می‌رسد منع فعالیت و اشتغال مدیران، انفجاری است که ترکش‌‌هایش بیشتر روی پیکره و بدن مدیریت ورزش ایران خواهد نشست.

تعداد رئیسان فدراسیون‌های ورزشی ایران که بازنشسته هستند اندک نیست؛ پس از تصویب این قانون، بهرام شفیع (هاکی)، غلامرضا امینی (قایق‌رانی)، علیرضا رحیمی (هندبال)، علی مجدآرا (ورزش‏های همگانی)، مصطفی کریمی (ناشنوایان)، احمد ضیایی (والیبال)، محمدعلی صبور (سه‌گانه)، محمود رشیدی (ورزش‌های رزمی)، محمدصادق فرجی (کاراته)، مجید شایسته (تنیس)، محمد درخشان (جودو)، حجت‌الله دهخدایی (چوگان) و مهدی تاج (فوتبال) مشمول این ممنوعیت شده‌اند.

در این بین مهدی تاج رییس فدراسیون فوتبال ایران شاید نامدارترین گزینه میان مردانی است که در خروجی به آن‌ها نشان داده می‌شود.

اما قانون منع بکارگیری یا پایان همکاری بازنشستگان هم مواردی از استثنا را در خودش جای داده. عباسعلی کدخدایی در این رابطه به شبکه اول تلویزیون ایران گفت: “در این مصوبه استثنائاتی برای جانبازان بالای ۵۰ درصد، آزادگان بالای ۳ سال و فرزندان شهدا دیده شده است.” به گفته سخنگوی شورای نگهبان سازمان‌های مختلف دو ماه برای اجرای این مصوبه فرصت دارند.

به این ترتیب بود که رییس فدراسیون فوتبال ایران مدعی شد میزان جانبازی او در جریان جنگ ایران و عراق، بیش از ۵۰ درصد است و در نتیجه کماکان می‌تواند به رغم بازنشسته بودن، رییس فدراسیون فوتبال ایران باقی بماند.

بلیت مسابقه ایران و سوریه ‘اشتباهی’ به زنان فروخته شد
مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال شد
قیمت دلار و تحریم‌ها حریفان اصلی تیم ملی فوتبال ایران
نقش رئیس‌های فدراسیون در پنج بار جهانی شدن فوتبال ایران
رئیس فدراسیون فوتبال ایران ‘به مراجع قضایی احضار شده’

اظهارنظر مهدی تاج البته واکنش‌هایی را هم به همراه داشت. دکتر غلامرضا طائبی، مدیر کل کمیسیون پزشکی بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: “آن‌چه مهدی تاج مدعی شده، نظر متخصصان و پزشکان خارج از کمیسیون است و فعلا قابل اتکا برای کمیسیون پزشکی بنیاد شهید نیست.”

بنیاد شهید و امور ایثارگران وظیفه بررسی، تعیین و تایید میزان جانبازی افراد و همین طور نسبت اشخاص با “خانواده شهدا” را برعهده دارد.

غلامرضا طائبی گفته است: “با گذشت زمان، افزایش سن و تعویض مفصل راست و زانو، احتمال افزایش دیگر عوارضی وجود دارد. بنابراین برای تصمیمات دقیق و رسمی، پرونده ایشان باید در کمیسیون پزشکی مطرح شود و تغییراتی در درصد جانبازی ایشان به وجود بیاید.”

درصدهای جانبازی مهدی تاج در سال‌های اخیر بارها تغییر کرده است. او در دهه ۸۰ مدعی بود میزان جانبازی‌اش قریب به ۱۵ درصد است ولی طی سال‌‌های بعد این عدد به ۴۵ درصد رسید. میزانی که البته برای ادامه ریاست آقای تاج در فدراسیون فوتبال ایران کفایت نمی‌کند.

رییس فدراسیون فوتبال ایران اخیرا گفت با وجود این که به بنیاد شهید و امور ایثاگران مراجعه نکرده، اما از سوی پزشک معالج خود از افزایش درصد جانبازی‌اش مطلع شده است.

در واکنش به ادعای مهدی تاج، مدیر کل کمیسیون پزشکی بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: “با توجه به اینکه آقای تاج در ۱۰ سال گذشته به کمیسیون پزشکی مراجعه نکرده‌اند و با توجه عمل جراحی لگن و تعویض مفصل مهدی تاج و افزایش سن، افزایش میزان جانبازی تا بیش از ۵۳ درصد محتمل است.”

خبر افزایش درصد جانبازی رئیس فدراسیون فوتبال ایران با واکنش‌هایی هم همراه شد و از جمله شماری از کاربران فضای مجازی به آن انتقاد کردند.

انتقاد منتقدان بیشتر به نحوه استفاده مهدی تاج از جانبازی‌اش بود. هرچند که رییس فدراسیون فوتبال ایران مدعی شده که “هرگز در همه این سال‌ها هیچ گاه از بحث جانبازی هیچ گونه استفاده مادی و غیرمالی نبرده ام و نخواهم کرد.”
حق نشر عکس Tasnim
Image caption درصد جانبازی مهدی تاج در سال‌های اخیر بارها تغییر کرده است

بقای آقای تاج در اتاق ریاست فدراسیون فوتبال منوط به تشخیص و تصمیم کمیسیون پزشکی بنیاد شهید است. براساس دستوری که شورای نگهبان صادر کرده، مدیران بازنشسته باید طی دو ماه از سمت‌های خود استعفا دهند. در غیر این صورت هر روز از حضور آنها در مناصب‌شان، غیرقانونی خواهد بود.

رییس فدراسیون فوتبال البته تلاش کرده منهای درصد جدید جانبازی خود، به غیردولتی بودن فدراسیون‌های ورزشی هم اشاره کند. براساس قانون فدراسیون جهانی فوتبال، تمامی فدراسیون‌های زیرمجموعه باید مستقل از دولت‌ها و حکومت‌های خود اداره شوند.

آقای تاج تنها مدیر میان رئوسای فدراسیون‌های ورزشی ایران نیست که سعی کرده از استثنای جانبازی یا دستاویز خطر تعلیق فدراسیون‌های ورزشی (به دلیل دخالت حکومت) برای بقای خود استفاده کند.

احمد ضیایی، رئیس فدراسیون والیبال ایران که کمتر از یک سال است به این سمت رسیده، گفت: “در صورت اجرایی شدن این قانون برای فدراسیون‌های ورزشی، فدراسیون جهانی والیبال می‌تواند مقام‌های انتخاب شده یا انتصاب شده جدید را به رسمیت نشناسد و فدراسیون ملی ایران را تعلیق نماید.”

دیگر گزینه‌ای که احتمالا با قانون جدید باید به سمت در خروجی برود بهرام شفیع، رییس بازنشسته فدراسیون هاکی است. او دی‌ پارسال موفق شد با استفاده از قانون ایثارگری، بار دیگر رییس فدراسیون هاکی ایران باقی بماند. اما درصد جانبازی آقای شفیع کمتر از ۵۰ درصد اعلام شده است.

با این حال به نظر می‌رسد قضیه مدیرانی مانند محمود خسروی‌وفا، رییس فدراسیون جانبازان و معلولین و علی مجدآرا رییس فدراسیون ورزش‏های همگانی با سایر مدیران ورزشی متفاوت باشد. آقای خسروی‌‌وفا بازنشسته سپاه پاسداران ایران و آقای مجدآرا بازنشسته ستادکل نیروهای مسلح است. قانونی که به تصویب شورای نگهبان رسیده، مدیران بازنشسته دولتی را از حضور در پست‌های ریاستی منع می‌‌کند و اشاره‌ای به بازنشسته‌های نظامی ندارد.

هفته گذشته و به محض اعلام رسمی شورای نگهبان، محمدرضا داورزنی، معاون قهرمانی وزیر ورزش و جوانان ایران خبر از خروج قطعی ۱۰ رییس فدراسیون بازنشسته از اتاق‌های ریاست را داد. هرچند تعداد این مدیران بیش از ۱۳ نفر است.

گفته آقای داورزنی در مورد خروج ۱۰ مدیر در فدراسیون‌های ایران، شاید به این معنی باشد که تعدادی از مدیران بازنشسته قادر خواهند بود با تبصره جانبازی و ایثارگری در فدراسیون‌های خود ابقا شوند.

کلاف خروج بازنشسته‌ها از فدراسیون‌های ورزشی همچنان پیچیده است. این‌که کدام مدیر خارج می‌شود و کدام تبصره‌ها دستاوزیر بهتری برای بقای روسای فدراسیون‌ها خواهند بود، طی مهلت دو ماهه شورای نگهبان مشخص خواهد شد.

No responses yet

Sep 18 2018

مصاحبه با امام حسین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,مذهب,ملای حیله‌گر

تویتر ملاحسنی: ۱_مصاحبه با امام حسین(ع) مهمان امروز ما امام حسین فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا،اعزامی از مدینه. مجری : السلام علیک یااباعبدلله. امام حسین :وعلیکم السلام. مجری : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟

۲_امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای شیعه! مجری: آیا علی اصغر روز عاشورا واقعا آب نخورد؟ امام حسین : نه، چون بچه شیرخواره آب نمی‌خورد، فقط شیر مادرش را می‌خورد. مجری : وقتی ابوالفضل مشک آب را پر کرد که بیاورد، خواست آب بخورد اما با خود اندیشید که اکنون فرزندان

۳_حسین تشنه هستند و آب نخورد.ابوالفضل که کشته شدپس چه کسی فکر اورا خوانده است؟! امام حسین : وقتی می‌خواستند او را به شهادت برسانند،به قاتل خودگفت که برای آخوندهای شیعه قضیه را تعریف کنند تا سر منبر بگویند ملت برایش بیشتر گریه کنند… مجری : شما عید غدیر امسال چکار کردید؟

۴_امام حسین : عید غدیر یعنی چه؟ مجری : روزی است که پیامبر پدر شما را بعنوان جانشین خود معرفی کرده است. امام حسین : اولین بار است این را می‌شنوم. بعد از پیامبر که ابوبکر بود!! فرضا که شما راست بگویید کسی به حرف پیامبر گوش نداده پس چه جشنی دارد؟

مجری: آخوندها می‌گویند روز عاشورا شما آنقدر از لشکر یزید کشتید که تا رکاب اسبتان را خون گرفت. درست است؟ امام حسین : عقل هم چیز خوبی است. لشکر آن‌ها ٨ هزار نفر بود هر آدمی ۵ لیتر خون دارد که اگر همه آن‌ها را کشته بودم کل خونشان به اندازه ٢ تا تانکر ١٨ هزار لیتری می‌شود.

مگرسد فرات راشکسته بودندکه تا رکاب اسبمان بالابیاید؟! مجری:همه می‌گویند شماحتی آب برای خوردن نداشته‌اید. شما که شب عاشورانوره (واجبی)کشیده‌اید. آب برای نوره کشیدن از کجا آورده‌اید؟ امام:ما فقط آب معدنی دماوند استفاده می‌کنیم. همسرم شهربانو ایرانی است وهر آبی به معده‌اش نمی‌سازد!

مجری : چرا شهربانو میان اسیران شام نبود؟ امام حسین :شهربانویی وجود ندارد. آخوند های شیعه خواستند نسب ما را به ساسانیان برسانند تاشما ایرانیان خوشتان بیاید! مجری :علی شریعتی درباره عاشورا شرح دقیقی از آنچه بر زینب در راه شام گذشت، داده است. شریعتی این چیزها را از کجا فهمیده است؟

امام حسین : یک ضبط صوت زیر شکم شتر زینب بسته بود… مجری : آخوندهای شیعه می‌گویند امام پشت سر خود را می‌بیند. شما که با امام حسن نگهبان خانه عثمان بودید، چگونه متوجه وارد شدن شورشیان از در پشت به خانه او نشدید تا او را بکشند؟
امام حسین : یک لحظه چشم‌های پشت سرمان را بستیم تا کارشان را بکنند و پدرمان خلیفه شود.
مجری : مهم‌ترین دستاورد عاشورا چه بود؟

امام حسین : قیمه پلوی نذری…
#محرم_ماه_خرافه_پرور
#محرم

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .