اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'امنیتی'

Jul 13 2025

جزئیات جدید از حمله اسرائیل به جلسه شورای عالی امنیت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

خبرگزاری فارس: پیش از ظهر روز دوشنبه ۲۶ خرداد، در حالی که جلسه شورای عالی امنیت ملی با حضور روسای سه قوه و دیگر مقامات ارشد در طبقات زیرین یک ساختمان در غرب تهران در حال برگزاری بود، حمله آغاز شد. مدل این حمله مشابه عملیات ترور شهید سید حسن نصرالله طراحی شده بود. مهاجمان با شلیک شش بمب یا موشک، ورودی‌ها و خروجی‌های ساختمان را هدف قرار دادند تا مسیرهای فرار را مسدود و جریان هوا را قطع کنند. پس از انفجارها، برق طبقه قطع می‌شود، اما مسئولان با استفاده از یک دریچه اضطراری که از قبل پیش‌بینی شده بود، خود را به بیرون از ساختمان رساندند. برخی از مسئولان از جمله رئیس‌جمهور در حین خروج دچار جراحات مختصری در ناحیه پا شدند. با توجه به دقت اطلاعاتی که دشمن برای این حمله داشته، احتمال وجود عامل نفوذی در حال بررسی است. این موضوع نشان می‌دهد که دشمن از هر ابزار ممکن، حتی ترور مقامات عالی‌رتبه، برای ضربه زدن به امنیت ملی ایران استفاده می‌کند.

با این حال شگفت‌انگیز است که رسانه‌های وابسته به غرب و رژیم صهیونیستی، در حالی که خود حامی تروریسم دولتی هستند، با ژست حقوق بشری به فتاوای مراجع تقلید درباره محارب بودن ترامپ و نتانیاهو حمله می‌کنند بدون آنکه کوچک‌ترین اشاره‌ای به جنایت‌های مستمر این افراد علیه مردم ایران و منطقه داشته باشند.

No responses yet

Jul 13 2025

این خبر از طرف اسرائیل تا این تاریخ تایید نشده: حمله به جلسه شورای عالی امنیت ملی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

تویتر: ظاهراً درحمله به جلسه شورای عالی امنیت ملی از همان روش حمله به جلسه نصرالله با فرماندهانش استفاده شده! صبح دوشنبه ۲۶ خرداد، محل جلسه شعام در زیرزمین یک ساختمان درغرب تهران با شلیک ۶ موشک هدف قرار داده میشه، ورودی‌ها و خروجی‌های ساختمان

ساختمان برای بستن راه فرار زده و با تخریب ساختمان و قطع برق سعی می‌کنند جریان هوا را قطع کنند تا افراد را در زیرزمین خفه کنند، اما اعضا از طریق یک تونل و دریچه اضطراری فرار کرده و خارج می‌شوند، برخی اعضا از جمله مسعود پزشکیان جراحاتی برمیدارند عکس مربوط به اعضای شعام

فیلم مربوط به حمله به محل جلسه‌ی شعام

Your browser does not support HTML video.

فیلم مربوط به حمله به محل جلسه‌ی شعام

در توضیح اثرات این حمله:

چند ویدئوی دیگه از حمله به جلسه شعام. فیلم اول:

Your browser does not support HTML video.

فیلم سوم:

Your browser does not support HTML video.

فیلم چهارم

Your browser does not support HTML video.

No responses yet

Jul 11 2025

وزیر سابق دفاع اسرائيل به خامنه‌‌ای نامه نوشت: همه چیز را می‌بینیم و می‌شنویم؛ همه‌جا هستیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

صدای آمریکا: یوآف گالانت، وزیر دفاع سابق اسرائيل در نامه‌ای به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی گفته است که اسرائيل تمامی تحرکات او را زیر نظر دارد و به خامنه‌ای هشدار داده است که نمی‌تواند یک برنامه مخفی هسته‌ای دیگر راه‌اندازی کند.

متن نامه گالانت به علی خامنه‌‌ای را در زیر می‌خوانید:

ما هرگز با هم دیدار نداشته‌ایم، اما اطمینان دارم که اطلاعات بسیاری از یکدیگر داریم. من تقریباً سه دهه است که شما را می‌شناسم و هر نقطه عطف در دوران رهبری‌تان را بررسی کرده‌ام.

تصمیم‌هایتان، دکترین‌تان، و ساختار نیابتی‌ای را که در منطقه ایجاد کردید دنبال کرده‌ام. شاهد بودم که جایگزین خمینی شدید، قدرت سیاسی انباشته کردید و کوشیدید سلطه منطقه‌ای [جمهوری اسلامی] ایران را بنا کنید. نه‌تنها هدف‌هایتان را دریافتم، بلکه روش‌هایی را که برای رسیدن به آن هدف‌ها برگزیدید نیز درک کردم.

به‌عنوان وزیر دفاع، مسئول بودم که دهه‌ها اطلاعات امنیتی اسرائیل، توانمندی‌های نیروی هوایی و دکترین راهبردی را به یک طرح نظامی منسجم و هماهنگ تبدیل کنم—همان طرحی که حلقه «آتش» شما را مانند چاقویی داغ که در کره فرو می‌رود شکافت و سرانجام باعث فروپاشی آن شد. این همان طرحی بود که به جنگ دوازده‌روزه اسرائیل و ایالات متحده علیه برنامه هسته‌ای، پدافند هوایی، تأسیسات موشکی و فرماندهی عالی نظامی [جمهوری اسلامی] ایران انجامید.

آنچه در ژوئن ۲۰۲۵ رخ داد، تنها یک عملیات نظامی نبود؛ بلکه فروپاشی راهبردی نظامی بود که شما چهار دهه برای ساختنش کوشیده بودید.

«حلقه آتش» شما طراحی شده بود تا اسرائیل را در میان فشارها و عوامل انحرافی قرار دهد: حماس در جنوب، حزب‌الله در شمال، سوریه و عراق در شرق، و حوثی‌ها در جنوب‌شرق. (خوشبختانه، در غرب ما دریای مدیترانه است.)

برنامه‌تان این بود که با استفاده از نیروهای نیابتی، جنگ فرسایشی علیه اسرائیل به راه اندازید و ارتش‌های تروریستی‌ای بسازید که روزی آن را فتح و نابود کنند. قصد داشتید زرادخانه‌ای از موشک‌های سنگین، دقیق و دوربرد فراهم کنید تا حمله‌ای هماهنگ و ویرانگر را رقم بزنید. و در مرکز این معماری، تلاش اصلی‌تان قرار داشت: ساخت سلاح هسته‌ای برای کسب مصونیت از تغییر رژیم و دستیابی به سلطه و بازدارندگی منطقه‌ای — نخست در برابر اسرائیل، و سپس دیگران.

اما آن حلقه، ما را محاصره نکرد. شکست خورد.

حمله‌ی سنوار در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بر مبنای مهمات، آموزش، اطلاعات و منابع مالی‌ای انجام شد که شما و نیابتی‌هایتان در اختیار حماس گذاشتید. شاید اقدامات او فراتر از نیت شما بود، اما پیامدهایش بر عهده شما است. قتل‌عامی که به راه انداخت، با ترس مواجه نشد، بلکه با ایستادگی، مقاومت، و نهایتاً با عزم سرد اسرائیل روبه‌رو شد: این‌که هرچه لازم باشد انجام می‌دهیم تا از خود در برابر نیروهای اهریمنی‌ای که برای نابودی ما به‌پا خواسته‌اند، دفاع کنیم — به هر بهایی.

مردم اسرائیل، با وجود درد و اندوه، نشکستند. ملت ما تاب آورد. همان‌طور که اکنون نیک می‌دانید، ما واکنش نشان دادیم.

شما نه‌فقط اراده‌مان، بلکه توانایی نیروهایمان و دقت سلاح‌هایمان را نیز دست‌کم گرفتید. حتی اکنون، در بسیاری موارد نمی‌دانید که چگونه، از کجا و با چه چیزی مورد حمله قرار گرفتید.

آنچه رخ داد، یک ضربه نبود؛ یک رشته عملیات بود.

اسرائیل به‌شکل نظام‌مند رهبری حماس، انبارهای تسلیحاتی و فرماندهی حزب‌الله، و تأسیسات تولید موشک را نابود کرد. ما بر فراز تهران همان‌گونه پرواز کردیم که بر فراز تل‌آویو [پرواز می‌کنیم]. فرماندهان نظامی و دانشمندان اصلی شما را از میان برداشتیم. سامانه‌های اس-۳۰۰ را هدف گرفتیم. پدافند هوایی‌تان را در هم کوبیدیم. برنامه هسته‌ای و زیرساخت‌هایتان را سال‌ها عقب انداختیم.

سپر دفاعی‌ای که سال‌ها تبلیغ می‌کردید، نتوانست از شما محافظت کند.

اما فراتر از آسیب‌های فیزیکی، حقیقتی ژرف‌تر آشکار شد:

ما همه چیز را می‌بینیم. همه چیز را می‌شنویم. همه‌جا هستیم.

برنامه‌هایتان را می‌دانستیم. مکان‌هایتان را. ارتباطات‌تان را. گفت‌وگوهایتان با نزدیک‌ترین متحدانتان — آن‌ها که دیگر با شما نیستند — در بیروت، دمشق و تهران. جدول زمان‌بندی‌تان، طرح‌های جایگزین‌تان، و نقاط کورتان را می‌دانستیم.

از بسیاری جهات، ما بیش از آنچه خودتان از خود می‌دانستید، از شما آگاه بودیم.

و اکنون باید این پرسش‌ها را مطرح کرد:

آیا می‌توانید برنامه‌ای هسته‌ای را مخفیانه دنبال کنید وقتی دیگر رازی برای پنهان کردن ندارید؟

دنبال‌کردن برنامه هسته‌ای در این مقطع، قمار نیست، رؤیاست. عملی است مبتنی بر اعتماد به سامانه‌هایی که پیش‌تر شکست خورده‌اند.

امید، راهبرد نیست. آیا حاضرید آینده خود و کشورتان را بر سر مسابقه‌ای بگذارید که نه می‌توان آن را پنهان کرد و نه به‌احتمال زیاد به پایان رساند؟

برای محافظت از برنامه هسته‌ای، به توان دفاعی و تهاجمی متعارف نیاز دارید. اما آن توانمندی‌ها پیش‌تر ناکارآمدی‌شان را ثابت کرده‌اند.

بارها از ۷ اکتبر به این‌سو، نصرالله از شما اجازه خواست تا وارد جنگ شود. و بارها شما مخالفت کردید. روشن گفتید که حزب‌الله ذخیره راهبردی‌تان است، برای زمانی که [جمهوری اسلامی] ایران هدف حمله قرار گیرد یا مستقیماً به اسرائیل حمله کند. اما وقتی لحظه سرنوشت‌ساز فرا رسید، وقتی زیرساخت‌های اصلی‌تان هدف قرار گرفت و دکترین‌تان فروپاشید، او نبود. سپری که به آن دل بسته بودید، هرگز بالا نیامد.

زرادخانه حزب‌الله در ویرانه‌ها است، با فرماندهانش دفن شد. حماس خنثی شده است. اسد از صحنه بیرون رفته و جانشینش راهی دیگر در پیش گرفته. کشورهای حاشیه خلیج فارس علیه شما صف بسته‌اند، نه در کنار شما. عراق در برابر چنگال‌تان مقاومت می‌کند. منطقه از شما عبور کرده است.

شما کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت هستید، با سرزمینی بیش از ۶۰ برابر اسرائیل. اما امروز، بیش از هر زمان دیگر، آسیب‌پذیر هستید.

شبکه نیابتی‌تان که مرکز راهبرد منطقه‌ای‌تان بود، اکنون نقطه ضعف‌تان شده است. جنایت‌های آن‌ها به ما مشروعیت داد. شکست‌شان آزادی عمل برای ما به ارمغان آورد.

شما گزینه‌هایی دارید. اما هیچ‌کدام آسان نیست. و هیچ‌کدام کامل نیست.

می‌توانید نیروهای نیابتی‌تان را بازسازی کنید. اما ما آن‌ها را نابود خواهیم کرد. امروز می‌توانیم آنچه شما دهه‌ها برای ساختنش صرف کردید، در چند ماه از میان ببریم.

می‌توانید برنامه هسته‌ای‌تان را شتاب دهید. اما آنچه می‌سازید، ما احتمالاً خواهیم دید. و آنچه ببینیم، هدف قرار می‌دهیم. و آنچه بزنیم، جایگزین‌کردنش برای شما دشوار خواهد بود.

می‌توانید مذاکره کنید. اما آیا نظام‌تان، که بر مقاومت و ایدئولوژی غیرانعطاف‌پذیر بنا شده، توان تحمل مصالحه‌هایی را دارد که مسیر مذاکره اقتضا می‌کند؟

این موضوع، مسئله تاکتیک نیست؛ واقعیتی ساختاری است. برنامه هسته‌ای نیازمند افراد، تأسیسات و هماهنگی است. شما برنامه‌تان را در عصر آنالوگ ساختید. امروز، ماهواره‌ها، ابزارهای سایبری، منابع انسانی و تحلیل داده، آنچه را که پیش‌تر پنهان می‌ماند، آشکار می‌کنند.

و با گذر هر ماه، شکاف بیشتر می‌شود. دانش ما ژرف‌تر می‌شود. فهرست اهداف‌مان گسترش می‌یابد. و گزینه‌های شما محدودتر.

هنوز زمانی دارید. اما زیاد نیست.

پیش‌تر نیز با لحظات خویشتنداری روبه‌رو بوده‌اید. در جنگ ۲۰۰۳ عراق با آمریکا وارد جنگ نشدید. در برابر آشوب‌های منطقه‌ای ثبات خود را حفظ کردید. زمانی که بقا ایجاب می‌کرد، از متحدان‌تان گذشتید.

این یکی از همان لحظه‌های سرنوشت‌ساز است.

هنگامی که درباره گام‌های بعدی‌تان می‌اندیشید، به این فکر کنید که چگونه ما فهمیدیم افراد مهم‌تان چه کسانی هستند، چه سمتی دارند، و کجا زندگی می‌کنند. وقتی به اطراف‌تان نگاه می‌کنید، از خود بپرسید: چه‌کسی واقعاً وفادار است؟

و با این در ذهن، اکنون باید انتخاب کنید:

[آیا این کار را خواهید کرد:] دنبال‌کردن برنامه هسته‌ای بدون پوشش، بدون محافظت، و با ظرفیت محدود تهاجمی؟

ما آگاه می‌شویم آن را خنثی خواهیم کرد. و بهای سنگینی خواهید پرداخت.

تلاش برای بازسازی زرادخانه متعارف، در حالی‌که می‌دانید دهه‌ها زمان می‌برد؟ ما آن را به تأخیر خواهیم انداخت، خراب خواهیم کرد، و دوباره از هم خواهیم پاشید.

یا،

رهاکردن جنگ علیه کشوری کوچک اما مصمم، در هزار کیلومتری مرزهایتان، و تمرکز بر رفاه و آینده مردم خودتان.

اما اگر باز هم اشتباه کنید، ما آن‌جا خواهیم بود — منتظر شما.

No responses yet

Jul 10 2025

قاضی دادگاه اسپانیا: ترور ویدال کوادراس به مخالفت او با حکومت ایران ارتباط دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,رژیم تروریست,سیاسی

رادیوفردا: دادگاه عالی اسپانیا هشت نفر را به تلاش برای ترور یک نمایندۀ سابق پارلمان این کشور به‌دلیل ارتباط او با مخالفان جمهوری اسلامی و حمایت از آنان متهم کرد.

آلخاندرو ویدال کوادراس، سیاستمدار سابق دست‌راستی اسپانیا، ۱۸ آبان ۱۴۰۲ در مرکز مادرید توسط سرنشین پشتی یک موتورسیکلت از ناحیه صورت هدف گلوله قرار گرفت و در بیمارستان بستری شد.

ویدال کوادراس همان زمان ارتباط ایران با این حمله را به‌عنوان یکی از فرضیه‌های محتمل با پلیس در میان گذاشته بود.

به‌گزارش رویترز، سانتیاگو پدراز، قاضی تحقیق این پرونده، روز چهارشنبه ۱۸ تیر گفت این حمله به دستور افرادی ناشناس و به قصد انتقام از حمایت ویدال کوادراس از یک گروه مخالف حکومت روحانیون در ایران انجام شده است.

قاضی در یک سند قضایی که رویترز آن را مشاهده کرده، نوشته است: «اعضای یک شبکۀ تبهکار به دستور افرادی ناشناس برای انجام “مأموریتی” به منظور پایان دادن به زندگی ویدال کوادراس دستور گرفته بودند.»

سانتیاگو پدراز در ادامه نوشته است این مظنونان بخشی از یک شبکۀ تبهکاریِ هماهنگ بوده‌اند که کارشان کشتن افراد است و برخی اعضایشان در چند کشور تحت تعقیب‌اند.

روزنامۀ اسپانیایی اِل کُنفیدِنسیال (El Confidencial) هم به‌نقل از قاضی دادگاه نوشت تلاش برای کشتن ویدال کوادراس «به‌طور مشخص به دلیل جایگاه او به‌عنوان شخصیتی مرجع در سطح اروپا در مخالفت با رژیم ایران بوده است».

براساس این گزارش، پدراز همچنین تأکید کرد «جمهوری اسلامی ایران در عملیات‌های مخفیانه برای تعقیب، ارعاب و حتی قتل مخالفان، جداشدگان و صداهای منتقد در خارج از مرزهای خود دخیل بوده است».

مقامات قضایی و سیاسی جمهوری اسلامی هنوز در این باره اظهارنظر نکرده‌اند.

سازمان اطلاعات هلند اوایل امسال اعلام کرده بود که ظن آن وجود دارد که تهران پشت دو تلاش برای ترور در اروپا بوده است. مظنون به انجام حمله به ویدال کوادراس هم در هلند دستگیر و گفته شد با یک اقدام دیگر برای ترور یک ایرانی مقیم این کشور هم مرتبط بوده است.

به‌گفتۀ قاضی دادگاه عالی اسپانیا، این هشت مظنون که به عضویت در یک سازمان تبهکاری و تلاش برای قتل تروریستی متهم شده‌اند، متهم هستند که در چارچوب عملیات خود وسایلی مانند خودرو، پول و سلاح تهیه کرده‌اند.

ویدال کوادراس روز چهارشنبه به رویترز گفت: «من بسیار خوشحالم که قاضی این بیانیه را صادر کرده، زیرا این واقعیت پرونده را منعکس می‌کند. امیدواریم حالا دولت اقدامی انجام دهد.»

دادستان‌ها و وکلای مدافع ممکن است پیش از رفتن پرونده به دادگاه، نسبت به این اتهامات درخواست تجدیدنظر دهند.

آلخاندرو ویدال کوادراس حدود سه دهه عضو حزب مردمی، حزب اصلی راست میانه اسپانیا بود. او از سال ۱۹۹۹ تا سال ۲۰۱۴ عضو پارلمان اروپا و بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ نایب‌رئیس این نهاد بود.

او پس از جدا شدن از حزب مردمی در سال ۲۰۱۱ به دلیل اختلاف با رهبر وقت حزب، در تأسیس حزب راست افراطی «بُکس» نقش مهمی داشت ولی پس از سال ۲۰۱۴ از این حزب جدا شد.

آقای ویدال کوادراس در دورانی که عضو پارلمان اروپا بود، با سازمان مجاهدین خلق ایران روابط نزدیکی داشت و به دلیل همین ارتباط بود که وزارت خارجه ایران در واکنش به تحریم‌های اتحادیه اروپا که پس از سرکوب معترضان به کشته شدن مهسا امینی اعمال شد، ویدال کوادراس و شمار دیگری را به اتهام «حمایت از تروریسم و گروه‌های تروریستی» تحریم کرد.

ويدال کوادراس از چندين سال پيش از سوءقصد در صحنۀ سياست حضور فعالی نداشت، ولی به عنوان مفسر مهمان در رسانه‌ها ظاهر می‌شد.

واشینگتن‌پست شهریور پارسال گزارشی تحقیقی منتشر کرد که نشان می‌داد جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر، عملیات‌های مرگبار و آدم‌ربایی علیه مخالفان خود را به گروه‌های مختلف جنایتکار برون‌سپاری کرده و این اقدامات روند افزایشی داشته است.

No responses yet

Jul 09 2025

اجساد بازجوهای اوین را زندانیان خارج کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,جنایات رژیم,جنگ,حقوق بشر,سیاسی

گویانیوز: شهریار براتی، زندانی سیاسی، روایتش درباره حمله اسرائیل به زندان اوین را منتشر کرده و نوشت در حمله دفتر رییس بند و ساختمان بهداری به‌طور کامل تخریب شدند و یکی از کارکنان زن بهداری در پی این حادثه دچار قطع عضو شد- مهدی محمودیان، زندانی سیاسی، در شبکه‌های اجتماعی روایت شهریار براتی از وقایع پس از حمله به اسرائیل را منتشر کرده است

– براتی همچنین اعلام کرد که زندانیان سیاسی اجساد نیروهای امنیتی، از جمله بازجوها، را از بند ۲۰۹ خارج کردند

خاطره شهریار براتی، زندانی سیاسی از روزی که اوین مورد حمله اسراییل قرار گرفت.

یک سال پیش به خدای ابراهیم قسم خوردم که عصای موسی در اوین را خواهد شکافت. این پیش‌بینی شیطانی، مانند دیگر پیش‌بینی‌هایم درست از آب درآمد…

باید سزاوار و پذیرای چه رنجی بوده باشیم که در بند اوین شاهد اصابت موشک‌های اسراییل باشیم؟

بعد از آن‌که موشک‌ها اصابت کرد، میان دود و سرفه، میان آوار و خون به‌سوی محمد نجفی دویدم تا او را سالم یافته باشم؛ سالم بود. در کمال سرگشتگی با هم به کریدور رفتیم، چراغ‌ها چون چشم‌های دوزخیان چشمک می‌زدند. محمد می‌خواست از پنجره بیرون را ببیند. قدش نرسید. چه را می‌خواستی به تماشا بنشینی محمد؟! آزادی را؟ نه! آوار را. به راستی که قدما نه به آزادی رسیدند نه به آوار…

گفت قلاب بگیر. برایش گرفتم. چیزی ندید. دود سیاه نمی‌گذاشت، به پایین رفتیم. دفتر رییس بند متلاشی شده بود. بهداری متلاشی شده بود. پای زنی که در بهداری کار می‌کرد، قطع شده بود، اوین، غزه شده بود…

زندانیان سیاسی از ۲۰۹ اجساد بازجوها را بیرون می‌کشیدند… بازجوها، بازجوها! زندگانشان به ما نگاه می‌کردند. میان دو دشمن ایستادند؛ اسراییل و زندانیان سیاسی. و این نفرینی است جاودان برای آنان. پرسیدم! بنیادین پرسیدم: نگاه ما درد بیشتری داشت یا موشک اسراییل؟!

با محمد نجفی و مهدی محمودیان به همه سالن‌های بند ۴ سر زدیم. به زندانیان دلداری دادیم. آقا مهدی می‌گفت: «روحیه را باید حفظ کرد، بالاخره همدیگر را داریم.»

مدتی بعد گفتند جمع کنید تا منتقل شوید. شب شد. نزدیک به شب، هنوز در حیاط کمی نور بود. هیچ‌کس در حیاط نبود، همه مثل اسرای جنگی در صف بودند با دستبند و پابند… دو به دو راه می‌رفتند. پیرمردها می‌لنگیدند. پیش از پابند شدن محمد را دوباره گم کردم. دوباره یافتمش. موحش‌ترین یافتن زندگی‌ام؛ در حیاط سالن ۳ انجیر اوین را بغل کرده بود و هق‌هق گریه می‌کرد؛ به حال ما، به حال انسان، به حال تاریخ، به حال آن همه نام روی آجرها.
جنگ است و محمد در آغوش انجیرش، جنگ است و محمد در آغوش دارش.

شهریار براتی
زندان تهران بزرگ، تیپ ۲، سالن ۹
۱۴۰۴.۴.۴

No responses yet

Jul 08 2025

دردسر تازه امنیتی از سوی رضا پهلوی و ماجرا QR-code

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خیانت,سیاسی

شاهین مدرس: راستش را بخواهید، تا امروز درباره‌ی ابتکار اخیر آقای پهلوی چیزی نگفتم. نه از سر سکوت سیاسی یا تردید، بلکه از دو دلیل روشن: اول اینکه باور دارم ایشان دیگر نقش معناداری در آینده‌ی سیاسی ایران ندارد. و دوم، چون تمرکز بر ابتکارهایی که از بستر واقعیات میدانی دورند، تنها انرژی فکری را هدر می‌دهد. اما حالا از زاویه‌ی امنیت ملی و اطلاعاتی، لازم می‌دانم نکته‌ای را روشن بگویم. ما با رژیمی طرفیم که بخش مهمی از بقایش را مدیون ماشین سایبری و عملیات اطلاعاتی‌اش است. جمهوری اسلامی نه‌تنها گروه‌های هکری پیشرفته دارد، بلکه آن‌ها را در قالب ساختاری نظام‌مند، تحت فرماندهی سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات، سازماندهی کرده است.

گروه‌های کلیدی سایبری جمهوری اسلامی: ۱.APT42 (معروف به Charming Kitten یا بچه‌گربه‌های ملوس) •وابسته به سازمان اطلاعات سپاه •تخصص: نفوذ هدفمند (spear phishing) به فعالان، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران، سیاست‌گذاران •نمونه: نفوذ به حساب‌های Google و Signal ده‌ها فعال ایرانی و خارجی، از جمله کارکنان اندیشکده‌های آمریکایی ۲.APT34 (معروف به OilRig یا Helix Kitten) •وابسته به وزارت اطلاعات •تخصص: مهندسی اجتماعی، بدافزارهای خاص برای نفوذ به نهادهای انرژی، دانشگاهی و دیپلماتیک •نمونه: نفوذ به زیرساخت‌های شرکت‌های نفتی در خاورمیانه و سرقت داده از وزارت‌خانه‌های چند کشور عربی ۳.Imperial Kitten / Tortoiseshell •پوشش: شرکت‌های جعلی امنیت سایبری •هدف: به دام انداختن متخصصان امنیتی ایرانی در خارج از کشور (خصوصاً آلمان و هلند) ۴.Greenbug •فعال در حوزه‌ی keylogging و نظارت بلندمدت بر فعالیت مخالفان •نمونه: همکاری عملیاتی با گروه Lazarus کره شمالی در نفوذ به زیرساخت‌های مالی در بحرین و امارات ۵.Ababil Operation Unit •عملیاتی تاریخی در سال ۲۰۱۲ علیه بانک‌های آمریکا •حملات DDoS برای مختل کردن دسترسی به سامانه‌های بانکی Citibank، Bank of America، و JPMorgan •از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا به‌عنوان حمله‌ی اطلاعاتی جمهوری اسلامی شناسایی شد

روش‌های عملیاتی مشترک (Modus Operandi) •مهندسی اجتماعی: ارسال ایمیل‌های شخصی‌سازی‌شده با اطلاعات دقیق از زندگی هدف •بدافزار سفارشی: برای اندروید، iOS، و حتی macOS •وب‌سایت‌های جعلی: ساخت نسخه‌ی تقلبی از سایت‌های BBC، VOA، دانشگاه‌ها و NGOها برای سرقت رمز •ایجاد هویت‌های جعلی در لینکدین، توییتر، و واتساپ برای ایجاد رابطه عاطفی یا حرفه‌ای •سرویس‌های جعلی VPN و اپلیکیشن‌های امنیتی تقلبی برای نصب بدافزار در گوشی مخالفان اکنون، با چنین دشمنی طرف هستیم. در چنین وضعیتی، ایجاد بانک اطلاعاتی از پرسنل ناراضی درون نیروهای مسلح یا نهادهای امنیتی، اگر بدون پروتکل‌های دقیق امنیتی انجام شود، یک فاجعه بالقوه است. اگر پلتفرم مورد استفاده برای این “فراخوان” تنها یک بار به دست APT42 یا OilRig بیفتد، نام‌ها، وابستگی‌ها، پیام‌ها، محل خدمت، گرایش‌ها، و حتی ارتباطات خانوادگی صدها نفر در معرض خطر جدی قرار می‌گیرد. و بگذارید واضح بگویم: اگر چنین اطلاعاتی افشا شود، پایان سیاسی آقای پهلوی کمترین نتیجه آن خواهد بود. آن‌چه مرا نگران می‌کند نه حیثیت سیاسی ایشان، بلکه جان و زندگی واقعی مردمی است که به شما اعتماد کرده‌اند. من هنوز نمی‌خواهم این پرونده را باز کنم. اما اگر حتی یک نفر از نیروهایی که برای نجات ایران داوطلبانه وارد این کارزار شده‌اند آسیب ببیند، من آن را خیانت به ملت ایران می‌دانم، چه از سر سهل‌انگاری باشد و چه از بی‌خردی. برای امنیت این کشور زخمی، با اطلاعاتی که به دستتان می‌رسد مسئولانه رفتار کنید. در این بازی، شکست فقط سیاسی نیست. انسانی‌ست. #همکاری_ملی

No responses yet

Jul 06 2025

رئیس «سازمان پدافند غیرعامل» در جنگ ۱۲ روزه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,جنگ,سیاسی

بی‌بی‌سی: غلامرضا جلالی نماینده «طبقه»ای از مدیران ارشد است که در مقطع طراحی عملیات پیچیده اسرائیل در خاک ایران، در جایگاه‌های تعیین‌کننده قرار داشته‌اند: مدیرانی با تخصص در زمینه‌هایی چون سخنرانی، مصاحبه یا تبیین نظریه‌های توطئه

وضعیت «سازمان پدافند غیرعامل» و رئیس آن غلامرضا جلالی، برای فهم نتایج عملیات اسرائیل در خاک ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه، از اهمیت خاص برخوردار است.

«پدافند غیرعامل» در سند چشم انداز ۲۰ ساله جمهوری اسلامی چنین تعریف شده: «مجموع اقدام‌های غیر مسلحانه‌ای که موجب افزایش بازدارندگی، کاهش آسیب پذیری، تداوم فعالیت های ضروری، ارتقای پایداری ملی و تسهیل میریت بحران در مقابل تهدید ها و اقدام های نظامی دشمن می شود.» با این تعریف، فلسفه وجودی سازمان پدافند غیرعامل، ایجاد «بازدارندگی» در مقابل عملیاتی از جنس حملات اخیر اسرائیل در خاک ایران بوده است.

تعجبی نداشت که بعد از «نفوذ» گسترده اسرائیل به تاسیسات راهبردی ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه، بسیاری از حامیان حکومت، خواستار پاسخگویی سازمان پدافند غیرعامل شدند. سازمانی که رئیس آن در همان اوایل جنگ، با ادعای مبهم «تسهیل مدیریت بحران»، به انتشار خبر ساختگی «ساقط شدن جنگنده‌های اف ۳۵» پرداخته بود.

پس از توقف درگیری، غلامرضا جلالی به مدت ۱۰ روز ساکت ماند و سپس، با «خبرگزاری دانشجو» مصاحبه‌ای انجام داد که نشانی از پاسخگویی نداشت. او در عوض، با موثر دانستن واتساپ در ترورهای اسرائیل و گلایه از نقش اینستاگرام در طول جنگ، مردم را نصیحت کرد «از نرم‌افزارهای خارجی که خصومت آن‌ها با ما اثبات شده است استفاده نکنند».

اظهارات رئیس سازمان پدافند غیرعامل، واکنش‌های منفی بسیار و از جمله، پاسخ فرزند علی شادمانی فرمانده سابق قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا را به دنبال داشت -که بعد از ترور غلامعلی رشید فرمانده این قرارگاه شد و چهار روز بعد، خود هدف حمله‌ای مرگبار قرار گرفت. مهدیه شادمانی با رد اظهارات غلامرضا جلالی در مورد نقش واتساپ در ترورها گفت که پدرش حتی موبایل شخصی همراه نداشته. او از مسئولان خواست به جای این نوع تحلیل‌ها، در جستجوی شیوه‌های واقعی ردیابی اسرائیلی‌ها باشند.

در واکنشی جداگانه به مصاحبه جلالی با خبرگزاری دانشجو، یکی از مجریان صدا و سیما فاش کرد که این مقام، تمایلی به حضور در تلویزیون برای پاسخگویی در مورد عملکرد خود نداشته است. این مجری در اشاره‌ای کنایه‌آمیز به او گفت: «ایشان در این ۱۰-۱۵ روز اصلا نبودند. نه خودشان، نه معاون‌شان… در سازمان‌شان هیچ کس را پیدا نمی‌کردیم.»

این روایت، یادآور رفتار کاملا مشابه غلامرضا جلالی در زمان همه‌گیری کرونا بود. در آن زمان هم، خودداری طولانی‌مدت جلالی از پاسخگویی در مورد عملکرد خود، گلایه یک مجری تلویزیون را در برنامه زنده به دنبال داشت: «آن موقعی که ما اصلا با پدافند غیرعامل کاری نداریم آقای جلالی، شما راه به راه اینجایید…هی می‌آیید می‌گویید تعریف پدافند غیرعامل این است! الان که دقیقا باید بیایید بگویید داستان از چه قرار است می‌گویید وقت ندارید.»

سرتیپ جلالی بعد از توقف درگیری ایران و اسرائیل، به مدت ۱۰ روز ساکت ماند و سپس، با گلایه از نقش واتساپ و اینستاگرام در طول جنگ، شهروندان را نصیحت کرد از «نرم‌افزارهای خارجی» استفاده نکنند

اصرار به «بی پشتوانه» دانستن تهدید اسرائیل

غلامرضا جلالی قبل از جنگ ۱۲ روزه، مکررا راجع به اسرائیل سخنرانی می‌کرد، ولی در حال و هوایی که ظاهرا، تناسبی با وقایع پیشِ رو نداشت. او مثلا پنج روز قبل از جنگ، با ابراز نگرانی از نقش اسرائیل در بر هم زدن «امنیت غذایی» کشورها، دغدغه آن داشت که «صدور حکم بازداشت نتانیاهو از سوی دیوان بین‌المللی کیفری تبدیل به صدور حکم اعدام شود».

رئیس سازمان پدافند غیرعامل حتی بعد از کشته شدن حسن نصرالله و سایر فرماندهان حزب الله لبنان، که مشابه عملیات بعدی اسرائیل در ایران بود، نشانه‌ای از توجه به سطح تهدیدهای جدید نشان نداد. او چند هفته پس از ترور نصرالله، درس وقایع لبنان را ضرورت «حمایت از شرکت‌های دانش بنیان و جوانان» برای تولید «محصولات بومی» دانست. جلالی در تبلیغی جداگانه برای محصولات مورد نظر خود، ادعای «تولید ۳۰۰ محصول پدافند سایبری بومی با کمک شرکت‌های دانش بنیان» را مطرح کرد.

سرتیپ جلالی در همان مقطع، همچنین هشدار داد: «در حوادث اخیر لبنان شاهد خرابکاری بر اساس فناوری‌ها نو بودیم که باید به آن توجه می‌کردند». او بدون توضیح بیشتر در این زمینه که چه کسانی باید به تجربه لبنان توجه می‌کردند، به مسئولان نظام اطمینان داد که سازمان او «تمامی تهدیدات در حوزه‌های نظامی، سایبری و خرابکاری را پوشش می‌دهد» و «تمامی سناریوها را در قالب ۸ دستورالعمل ابلاغ کرده». جلالی در عین حال، کوشید خاطر همگان را جمع کند که «رژیم صهیونیستی از درون دچار فروپاشی شده».

غلامرضا جلالی بعد از حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل هم، اظهارات مشابهی را بر زبان آورد. او از سویی اطمینان داد به واسطه عملیات حماس «بعد از ۷۵ سال همه استراتژی‌های اسرائیل شکست خورده»، و از سوی دیگر تاکید کرد که حزب‌الله در نبردهای قبلی توانسته «تمام ظرفیت‌های رژیم صهیونیستی» را از بین ببرد.

سرتیپ جلالی پیشتر، در پاسخ به برخی هشدارها در مورد احتمال حمله اسرائیل به ایران، چنان سخنانی را «گنده‌گویی و گزافه‌گویی بدون پشتوانه» دانسته بود، با این استدلال که «رژیم صهیونیستی اگر قدرت داشت تاکنون این حمله را انجام داده بود».

سرتیپ غلامرضا جلالی رئیس «سازمان پدافند غیرعامل»
توضیح تصویر،غلامرضا جلالی پیش از حملات اسرائیل، می کوشید خاطر همگان را جمع کند که سازمان او «تمام تهدیدات» را رصد می‌کند و اسرائیل «از درون دچار فروپاشی شده»

کارنامه مشابه در مواقع بحرانی

نگاه رئیس سازمان پدافند غیرعامل به تهدیدات اسرائیل، نوعی الگوی رفتاری آشنا در مواقع بحرانی را تداعی می‌کرد، که ترکیبی از کوچک شمردن بحران و توسل به اخبار ساختگی برای توضیح مشکلات بود.

مقطع همه‌گیری کرونا را، احتمالا باید جنجالی‌ترین نمونه این رفتار دانست.

در نیمه بهمن ۹۸، در حالی که نگرانی‌ جامعه در خصوص این بیماری شدت گرفته بود، سازمان تحت مسئولیت سرتیپ جلالی کشور را در «شرایط سفید» اعلام کرد و اطمینان داد: «بررسی‌های میدانی و قرائن موجود نشان می‌دهد احتمال طغیان شیوع بیماری در ایران اندک است». غلامرضا جلالی حتی سه روز پس از تایید رسمی مرگ نخستین مبتلایان به کرونا در ایران از طرف وزارت بهداشت، اصرار داشت: «ما به جمع‌بندی نرسیدیم که الان زمان قرنطینه است… در وضع ثبات هستیم.»

رئیس سازمان پدافند غیرعامل همزمان، آشکارا به تحلیل کرونا با استناد به از تئوری های توطئه علاقه داشت. او مثلا در اوایل اسفند ۹۸، کرونا را «حمله زیستی با اهداف اقتصادی توسط آمریکایی‌ها علیه اقتصاد چین» توصیف ‌کرد. جلالی چند روز بعد، نظریه خود را به این صورت توسعه داد که کرونا «حمله زیستی با اهداف اقتصادی علیه چین و ایران» است.

در عین حال، با افزایش همه‌گیری کرونا در ایران -و حتی آمریکا- سرتیپ جلالی در مقابل هرگونه توضیح بیشتر در مورد تئوری‌های قبلی خود مقاومت نشان داد.

رئیس سازمان پدافند غیرعامل، به همین ترتیب، معمولا تمایلی برای پاسخ‌گویی راجع به سایر تئوری‌های خبرساز خود هم نداشته است.

او به عنوان نمونه، چند ماه قبل از همه گیری کرونا در ایران، راه حل بحران کاهش ارزش پول ملی را چنین معرفی کرد: «اگر این اراده در کشور به وجود بیاید که دلار آمریکایی توسط مردم… به آتش کشیده شود… می‌تواند یک حمله تمام عیار به نقطه ضعف دشمن باشد.» جلالی توضیح داد که در آن صورت «آمریکایی‌ها… بزرگ‌ترین نقطه قوت خود در عرصه اقتصاد را از دست می‌دهند».

با وجود این، وقتی بعدا بر سر این ادعای نامتعارف به چالش کشیده شد، سکوت را ترجیح داد.

رویکرد مشابه غلامرضا جلالی، وقتی توجه رسانه‌ها را جلب کرد که بحران آب کشور را نتیجه «دزدی» برف‌های کشور توسط اسرائیل و ترکیه دانست. جلالی در جریان یک سمینار تخصصی اعلام کرد: «به طوری که مراکز علمی مطالعه کرده و سرنخ‌هایی پیدا کرده اند، تیم‌های مشترکی از ترکیه و اسراییل بر روی حوزه ما کارکرده‌اند که ابرها را غیرقابل باروری کرده یا برف دزدی می‌کنند.»

او در جای دیگر، اعلام کرد که برای تصوراتی در حد دزدی برف‌های ایران توسط اسرائیل و ترکیه، سال‌ها وقت و بودجه صرف کرده است: «در یک تحقیق ما به مدت ۵ سال مناطقی را زیر نظر گرفتیم… دیدیم در برخی سال‌ها این مناطق کلا برفی است و بعضی سال‌ها کلا خشک می‌شود. این موضوع مشکوک به نظر آمد.»

سرتیپ غلامرضا جلالی رئیس «سازمان پدافند غیرعامل»
توضیح تصویر،غلامرضا جلالی در بیست سال گذشته، یعنی مشخصا از زمان تبدیل پرونده هسته‌ای به بزرگ ترین بحران راهبردی جمهوری اسلامی، در راس سازمان بسیار قدرتمند پدافند غیر عامل قرار داشته است

«طبقه»‌ای از مدیران هم‌نوع

غلامرضا جلالی از دو سال بعد از ایجاد سازمانی برای مدیریت «پدافند غیر عامل» -زیر نظر ستاد کل نیروهای مسلح- در راس آن قرار داشته است.

او در آبان ۸۴ از طرف حسن فیروزآبادی، رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح، به ریاست «کمیته پدافند غیرعامل کشور» رسید. جلالی به فاصله پنج سال، در تیر ۸۹، با حکم جدید سرلشکر فیروزآبادی، «رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور» شد. سرتیپ جلالی پنج سال بعد، در شهریور ۹۴، این بار مستقیما از طرف رهبر جمهوری اسلامی، در جایگاه ریاست سازمان پدافند غیرعامل کشور قرار گرفت و هنوز در همین سِمت قرار دارد.

به عبارت دیگر غلامرضا جلالی در بیست سال گذشته، یعنی مشخصا از زمان تبدیل پرونده هسته‌ای به بزرگ‌ترین بحران راهبردی جمهوری اسلامی، در راس سازمان بسیار قدرتمند پدافند غیر عامل قرار داشته است. در طول این دو دهه، موقعیت او در حکومت به قدری محکم بوده که علی رغم تغییر تقریبا تمام فرماندهان و مسئولان ارشد دستگاه‌های کلیدی، سِمت خود را حفظ کرده.

طی این بیست سال، جنس نگاه سرتیپ جلالی به موضوعات پیچیده، همواره در حد ادعاهای سالیان اخیر در پرونده‌های حساس بوده است.

با این حال، غلامرضا جلالی در تمام این دوره، ویژگی‌هایی داشته که برای حفظ جایگاه‌ او کافی بوده‌اند. به عنوان نمونه، او به‌خوبی از کاربرد نظریه های توطئه برای توجیه مشکلات پیچیده، یا از تمایل حکومت برای انکار «بحران»‌های بزرگ آگاهی داشته. مهم‌تر آنکه همیشه، از توانایی تعریف «پروژه»‌های پرطمطراق و تولید روایت‌های همسو با نگاه رهبر جمهوری اسلامی برخوردار بوده است.

در حقیقت، غلامرضا جلالی را، باید تنها یکی از اعضای «طبقه»ای خاص از فرماندهان و مدیران ارشد دانست که در دهه‌های اخیر، عهده‌دار کلیدی ترین مسئولیت‌های راهبردی در حکومت ایران بوده‌اند. چهره‌هایی با قابلیت‌های خاص در زمینه‌هایی چون سخنرانی و مصاحبه، تبیین نظریه های توطئه، جلب اعتماد در راس نظام و یارگیری موثر در بدنه حکومت.

این طبقه، طبیعتا تمام مدیران و فرماندهان ارشد را شامل نمی‌شده. ولی اعضای آن، در تمام سال‌هایی که اسرائیل مشغول طراحی عملیات پیچیده نفوذ در خاک ایران بوده‌، در جایگاه‌های تعیین‌کننده قرار داشته‌اند. حتی در مواردی که از مقامی کنار رفته‌اند هم، معمولا با افرادی با ویژگی‌های کمابیش مشابه، جایگزین‌ شده‌اند.

No responses yet

Jul 05 2025

مخاطبان صدای آمریکا درباره استقرار «ایست‌ بازرسی»: نمایش برای ایجاد وحشت است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

مهدی عبایی و علیرضا کرباسی

صدای آمریکا: کشته شدن دو جوان در همدان با شلیک نیروهای جمهوری اسلامی، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است. مخاطبان صدای آمریکا ایجاد پایگاه‌های ایست بازرسی در جاده‌ها در پی جنگ ۱۲ روزه را «حرکتی نمایشی» با هدف «ایجاد وحشت» در شهروندان دانستند.

نیروهای ایست بازرسی بسیج، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیمه‌شب سه‌شنبه دهم تیر در همدان به سوی سه جوان طبیعت‌گرد شلیک کردند که بر اثر آن دو تن کشته و یک تن زخمی شد.

بنا بر گزارش‌های شهروندی، تیراندازی بسیجی‌های مستقر در ایست بازرسی به سوی جوانان گردشگر در منطقه تاریک‌دره در پی «توهین، تهدید، و پرسش‌های بی‌پایه درباره اسرائیل و جاسوسی» رخ داد.

در جریان برگزاری مراسم خاکسپاری مهدی عبایی و علیرضا کرباسی، دو جوان طبیعت‌گرد و آفرود سوار کشته شده بر اثر تیراندازی نیروهای بسیجی، شهروندان ضمن خواندن سرود «ای ایران»، شعار دادند: «دشمن ما همین جاست، دروغ می‌گن آمریکاست.»

بخش فارسی صدای آمریکا در گفت‌وگو با چند شهروند در تهران، کرج، و رشت، واکنش‌های مردمی به استقرار ایست بازرسی در پی جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی در مناطق مختلف ایران را جویا شده است.

یکی از مخاطبان به صدای آمریکا گفت: «این ایست بازرسی‌ها هدفی جز ایجاد وحشت ندارد، وگرنه مگر موساد وسایلش را در ماشین‌های مردم جاسازی می‌کند؟»

یکی از شاهدان به صدای آمریکا گفت که هرچند مأموران تلاش می‌کنند «به اصطلاح دوستانه» برخورد کنند، و حتی به مواردی از جمله همراه داشتن «مشروبات الکلی و حجاب نیز گیر نمی‌دهند»، اما «این حرکات نمایشی است و با این چیزها نمی‌توانند وجهه خود را خوب جلوه دهند.»

بر اساس یکی دیگر از روایت‌های عینی، «مأموران ایست بازرسی بیشتر به سرنشینان مرد» و «ماشین‌هایی که چند مرد سوار آن هستند» گیر می‌دهند و «خودروهایی که اصطلاحا جاساز دارند، به‌شدت بازرسی می‌کنند.»

یکی دیگر از شاهدان به صدای آمریکا گفت که «در دو روز گذشته شمار ایست بازرسی‌ها کمتر شده و به نظر می‌رسد دارند این بساط را هم جمع می‌کنند.»

بنا بر گزارش‌ها، استقرار ایستگاه‌های ایست بازرسی در معابر و جاده‌های ایران در پی حملات پهپادی اسرائیل به مواضع و تأسیسات هسته‌ای و نظامی جمهوری اسلامی و عوامل حکومت به بهانه پیدا کردن پهپادهایی انجام شده است که گفته می‌شود توسط نیروهای اسرائیل در داخل ایران تولید و جابه‌جا شده بود.

No responses yet

Jul 05 2025

مکانیسم ماشه چیست و اگر فعال شود چه سرنوشتی در انتظار ایران است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,سیاسی

بی‌بی‌سی: تصمیم ایران برای تعلیق همکاری‌های داوطلبانه با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در واکنش به حملات نظامی اسرائیل و آمریکا به تاسیسات هسته‌ای، تهران را با تهدید بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی در قالب فرآیندی روبرو کرده است که با عنوان «مکانیسم ماشه» شناخته می‌شود.

این سازوکار در توافق جامع هسته‌ای ایران (برجام) پیش‌بینی شده و در حالی که این توافق ناکام به دهمین سالگرد خود نزدیک می‌شود، امکان فعال کردن آن بار دیگر از سوی کشورهای اروپایی امضاکننده برجام مطرح شده است.

بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد که در سال ۲۰۱۵ برای اجرای برجام به تصویب رسید، برخی مفاد کلیدی این توافق از جمله امکان فعال کردن مکانیسم ماشه در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ۱۴۰۴) منقضی خواهد شد.

اکنون بریتانیا،‌ فرانسه و آلمان هشدار داده‌اند که اگر ایران به میز مذاکره برنگردد، این ساز و کار را فعال خواهند کرد تا تحریم‌های بین‌المللی پیش از برجام، بار دیگر به صورت خودکار و بدون نیاز به تصویب در شورای امنیت سازمان ملل بازگردد.

آمریکا که در دوره اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و تحریم‌های خود علیه ایران را با شدت بیشتری بازگرداند، اکنون طرف مذاکره با ایران است. این مذاکرات که به گفته ایران «غیرمستقیم» بوده، در هنگام حمله ناگهانی اسرائیل به ایران در جریان بود، اما از آن زمان تعلیق شده است.

با این که آمریکا در عمل طرف مذاکره هسته‌ای با ایران است، اما چون از برجام خارج شده، از نظر حقوقی قادر به فعال کردن مکانیسم ماشه به عنوان تهدیدی برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره نیست و کشورهای اروپایی حاضر در برجام باید این ساز و کار را فعال کنند.

در این میان جمهوری اسلامی با وضعیتی بغرنج و حساس روبه‌رو شده است. در حالی که تا پیش از خرداد ۱۴۰۴،‌ گزینه نظامی، همواره به عنوان «چماق» غربی‌ها برای گرفتن امتیاز از ایران در مذاکرات مطرح بود، اما اکنون با عملی شدن این گزینه و وارد شدن آسیب جدی به تاسیسات هسته‌ای مورد مذاکره،‌ معادلات تا حد زیادی تغییر کرده است.

شماری از رهبران حکومت ایران می‌گویند با تحقق گزینه حمله نظامی، آن هم در حالی که حکومت در حال مذاکره بوده، دیگر چیزی برای از دست دادن نمانده و جمهوری اسلامی باید با قطع تمام همکاری‌های هسته‌ای خود با آژانس و تعلیق هر گونه مذاکره، تنها پیشبرد برنامه‌های راهبردی مورد نظر خود را بدون هیچ گونه محدودیتی در نظر داشته باشد.

اما حملات اسرائیل نشان داد که نه‌تنها آسمان ایران تا حد زیادی بی‌دفاع است، بلکه جمهوری اسلامی نیز در عرصه بین‌المللی به شکل بی‌سابقه‌ای تنهاست. در چنین شرایطی بی‌توجهی ایران به خواسته‌های غرب و اسرائیل -که آنها را بسیار غیرمنصفانه می‌داند- می‌تواند نه‌تنها آتش‌بس شکننده موجود را به صورت جدی تهدید کند، بلکه با فعال شدن مکانیسم ماشه،‌ ایران را با تحریم‌های گسترده بین‌المللی روبرو کند، آن هم در شرایطی که از نظر اقتصادی در شرایط بسیار وخیمی به سر می‌برد.

در اینجا به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهیم که مکانیسم ماشه دقیقا چیست، چگونه عمل می‌کند، و اگر این سازوکار فعال شود چه سرنوشتی در انتظار جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

مکانیسم ماشه چیست؟

مکانیسم ماشه، که در متن برجام با عنوان «سازوکار حل‌وفصل اختلاف» آمده، ابزاری است که به کشورهای عضو توافق اجازه می‌دهد در صورت نقض تعهدات از سوی ایران، روندی رسمی را برای بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی آغاز کنند.

این روند در بندهای ۳۶ و ۳۷ برجام توضیح داده شده و به این صورت عمل می‌کند:

  • اگر یکی از طرف‌های برجام احساس کند که طرف دیگر به تعهداتش پایبند نیست، می‌تواند شکایت خود را به «کمیسیون مشترک» (نهاد نظارتی بر اجرای برجام) ارائه دهد.
  • کمیسیون ۱۵ روز فرصت دارد تا موضوع را بررسی و حل‌وفصل کند. اگر اختلاف حل نشد، موضوع به سطح وزیران خارجه ارجاع می‌شود که آن‌ها نیز ۱۵ روز دیگر فرصت دارند.
  • در صورت ادامه اختلاف، کمیسیون ۵ روز دیگر برای تلاش نهایی فرصت دارد.
  • اگر پس از این ۳۵ روز، کشور شاکی همچنان قانع نشد، می‌تواند موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد.

در این مرحله، شورای امنیت باید ظرف ۳۰ روز درباره ادامه تعلیق تحریم‌ها رای‌گیری کند. اما نکته کلیدی اینجاست که اگر حتی یکی از اعضای دائم شورای امنیت (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه یا بریتانیا) این قطعنامه را وتو کند، تحریم‌های سازمان ملل به‌طور خودکار و بدون نیاز به رای‌گیری جدید بازمی‌گردند. به همین دلیل، این سازوکار به نام «مکانیسم ماشه» یا «بازگشت خودکار تحریم‌ها» شناخته می‌شود.

همچنین در پیوست اول برجام، سازوکاری برای دسترسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به سایت‌های مشکوک ظرف ۲۴ روز پیش‌بینی شده است. اگر ایران همکاری نکند، این موضوع نیز می‌تواند در نهایت به فعال‌سازی مکانیسم ماشه منجر شود.

در سال ۲۰۲۰، آمریکا تلاش کرد از مکانیسم ماشه برای بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران استفاده کند، اما اکثریت قاطع اعضای شورای امنیت، از جمله متحدان نزدیک واشنگتن مانند فرانسه و بریتانیا، اعلام کردند که آمریکا با خروج رسمی‌اش از برجام در سال ۲۰۱۸، دیگر «عضو مشارکت‌کننده» در این توافق محسوب نمی‌شود و بنابراین از نظر حقوقی حق استفاده از این سازوکار را ندارد.

مکانیسم ماشه در قطعنامه ۲۲۳۱

قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، سندی کلیدی و مکمل توافق هسته‌ای ایران (برجام) است که در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵، شش روز پس از امضای برجام میان ایران و گروه ۱+۵، به تصویب رسید. این قطعنامه، چارچوب حقوقی اجرای برجام را در سطح بین‌المللی تعیین کرد و به این توافق جنبه‌ای الزام‌آور در نظام حقوقی سازمان ملل بخشید.

بر اساس این قطعنامه، شش قطعنامه پیشین شورای امنیت که از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ علیه ایران صادر شده بودند – و شامل تحریم‌های گسترده در زمینه‌های اقتصادی، تسلیحاتی و فناوری بود – به‌طور رسمی لغو شدند. این قطعنامه‌ها ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل صادر شده بود که به شورای امنیت اجازه می‌دهد در موارد تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی، اقدامات تنبیهی از جمله تحریم یا حتی اقدام نظامی را تصویب کند.

با لغو آن‌ها، ایران به‌طور مشروط از شمول این فصل خارج شد، به این معنا که تا زمانی که به تعهداتش در چارچوب برجام پایبند بماند، از بازگشت تحریم‌های بین‌المللی در امان خواهد بود.

در قطعنامه ۲۲۳۱، علاوه بر لغو تحریم‌ها، سازوکار بازگشت آن‌ها در صورت نقض تعهدات نیز،‌ مطابق با مفاد برجام، پیش‌بینی شده است. مکانیسم ماشه که ابتدا در دو بند برجام تعریف شده، در بندهای ۱۱ و ۱۲ قطعنامه ۲۲۳۱ جنبه اجرایی پیدا کرده است.

همان طور که پیشتر اشاره شد طبق این ساز و کار اگر یکی از طرف‌های برجام ادعا کند که ایران تعهداتش را نقض کرده، می‌تواند روندی را فعال کند که در نهایت همه تحریم‌های لغوشده ایران به صورت خودکار بازگردند.

علاوه بر این، در متن قطعنامه ۲۲۳۱ محدودیت‌هایی برای برنامه موشکی ایران در نظر گرفته شده است. در بند سوم پیوست ب این قطعنامه، از ایران خواسته شده از فعالیت‌هایی که به توسعه موشک‌های قادر به حمل کلاهک هسته‌ای منجر می‌شود، خودداری کند. با این حال، ایران همواره تاکید کرده که برنامه موشکی‌اش ماهیتی دفاعی دارد و چون این بند با عبارت «از ایران خواسته می‌شود» آغاز شده، از نظر حقوقی الزام‌آور تلقی نشده است.

روند افول برجام: خروج آمریکا و کاهش تعهدات ایران

برجام، در تیر ۱۳۹۴ (ژوئیه ۲۰۱۵) با هدف محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران در برابر لغو تحریم‌های بین‌المللی امضا شد. ایران متعهد شد سطح غنی‌سازی اورانیوم را کاهش دهد، ذخایر مواد هسته‌ای را محدود کند و اجازه بازرسی‌های گسترده‌تری به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بدهد.

در ابتدا، اجرای برجام با موفقیتی نسبی همراه بود و فضای دیپلماتیک مثبتی شکل گرفت. با این حال بهره‌برداری اقتصادی ایران از برجام در عمل محدود باقی ماند که یکی از دلایل اصلی آن تردید و هراس شرکت‌های بزرگ بین‌المللی برای بازگشتن و تعامل با ایران بود.

اندکی بعد از اجرای رسمی برجام در ژانویه ۲۰۱۶، کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ در آمریکا آغاز شد. او که از مخالفان سرسخت این توافق و شیوه عملکرد دولت باراک اوباما در این زمینه بود، برجام را «بدترین توافق تاریخ» خواند و وعده داد آن را لغو کند.

دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در آن سال پیروز شد و در ماه مه ۲۰۱۸، دولت او رسما اعلام کرد که از برجام خارج می‌شود و تحریم‌های آمریکا علیه ایران را با شدت بیشتری بازمی‌گرداند. این اقدام با وجود مخالفت اتحادیه اروپا، روسیه، چین و در شرایطی صورت گرفت که آژانس تعهد ایران به برجام را تا آن زمان تایید کرده بود.

اما دولت ترامپ هدف خود را دستیابی به توافقی «قوی‌تر و گسترده‌تر» می‌دانست که شامل برنامه موشکی و نقش منطقه‌ای ایران نیز باشد. در عمل، سیاست «فشار حداکثری» آمریکا، اقتصاد ایران را هدف قرار داد و «فضای بی‌اعتمادی» را تشدید کرد.

بازگشت تحریم‌های آمریکا ضربه‌ای سنگین به اقتصاد ایران وارد کرد. صادرات نفت به شدت کاهش یافت، ارزش پول ملی سقوط کرد، و شرکت‌های خارجی که قصد ورود به بازار ایران را داشتند از بیم تحریم‌های ثانوی آمریکا از این کار منصرف شدند. اتحادیه اروپا تلاش کرد با راه‌اندازی سازوکاری به‌نام اینستکس برای حفظ مبادلات انسانی و دارویی، برجام را نجات دهد، اما این سازوکار هرگز کارکرد موثری پیدا نکرد.

با خروج آمریکا از برجام روند افول این توافق، تنها ۱۶ ماه پس از اجرای رسمی آن، آغاز شد و ایران نیز کاهش گام‌به‌گام تعهدات هسته‌ای خود را کلید زد.

غنی‌سازی ۶۰ درصدی و حمله اسرائيل

بعد از خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌های اقتصادی، ایران تا حدود یک سال همچنان به تعهدات هسته‌ای خود پایبند ماند. تهران امیدوار بود طرف‌های باقی‌مانده در توافق، به ویژه کشورهای اروپایی، بتوانند از طریق سازوکارهای مانند اینستکس، منافع اقتصادی وعده‌داده‌شده را تا حدی عملی کنند. اما با شکست این تلاش‌ها و افزایش فشار اقتصادی، ایران تصمیم گرفت گام‌به‌گام از تعهداتش در برجام به عنوان اقدامی متقابل، عقب‌نشینی کند.

در اردیبهشت ۱۳۹۸، شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام کرد که تهران طبق بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام، برخی محدودیت‌های هسته‌ای را به‌طور تدریجی متوقف خواهد کرد. این روند، که به «پنج گام کاهش تعهدات» مشهور شد، از سوی ایران در قالب بیانیه‌های رسمی اعلام و اجرا شد:

گام اول: افزایش ذخایر اورانیوم غنی‌شده و آب سنگین فراتر از سقف مجاز در برجام.

گام دوم: افزایش سطح غنی‌سازی از۳/۶۷ درصد به حدود ۴/۵ درصد.

گام سوم: توقف محدودیت‌ها در تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته.

گام چهارم: ازسرگیری فعالیت‌های هسته‌ای در سایت فردو و تزریق گاز به سانتریفیوژها.

گام پنجم (و نهایی): کنار گذاشتن تمام محدودیت‌های عملیاتی در ظرفیت، سطح غنی‌سازی، حجم مواد و تحقیق و توسعه.

ایران در هر مرحله تاکید می‌کرد که این اقدامات برگشت‌پذیرند و در صورت اجرای تعهدات سایر طرف‌ها، آمادگی بازگشت کامل به توافق را دارد. هم‌زمان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بارها در گزارش‌های خود اعلام کرد که ایران از سقف مجاز در برجام فراتر رفته و فعالیت‌هایی انجام داده که بر اساس توافق ممنوع بوده است، از جمله غنی‌سازی تا سطح ۶۰ درصد در نطنز و فردو، و نصب صدها سانتریفیوژ پیشرفته.

در همان دوره کشورهای فرانسه، آلمان و بریتانیا بارها هشدار دادند که ادامه این مسیر می‌تواند به فعال شدن سازوکار حل اختلاف و حتی مکانیسم ماشه منجر شود، اما در عمل این اتفاق نیفتاد.

در طی سال‌های بعد نیز در دولت ابراهیم رئیسی در ایران و جو بایدن در آمریکا مذاکرات بی‌نتیجه‌ای درباره برنامه هسته‌ای ایران برگزار شد تا این که بار دیگر دونالد ترامپ روی کار آمد و با زبانی تهدیدآمیز از رهبران ایران خواست به میز مذاکره بازگردند.

اما سرانجام در روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، اسرائیل که ایران را به تعلل در روند مذاکرات متهم می‌کرد و ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران را به‌دلیل نزدیکی به سطح غنای تسلیحاتی، «تهدیدی موجودیتی» برای خود می‌دانست، علی‌رغم تأکید تهران بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای‌اش، حمله‌ای گسترده به ایران را آغاز کرد؛ حمله‌ای که به گفته اسرائیل و آمریکا، برنامه هسته‌ای ایران را به‌طور قابل توجهی به عقب راند، گره آن را پیچیده‌تر کرد و با قرار دادن هم‌زمان تهدید نظامی و فعال‌سازی سازوکار بازگشت تحریم‌های بین‌المللی از طریق مکانیسم ماشه، رهبران جمهوری اسلامی را در موقعیتی بی‌سابقه قرار داد.

No responses yet

Jul 05 2025

اختلال «عمدی» اینترنت در ایران صدها هزار کسب‌وکار را در معرض نابودی قرار داده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

«رادیوفردا: انجمن صنفی کسب‌وکارهای اینترنتی» می‌گوید اختلال‌های اخیر در اینترنت و محدودسازی ارتباط با اینترنت جهانی ضربات جبران‌ناپذیری بر پیکرۀ اقتصاد دیجیتال وارد کرده است.

این انجمن صنفی در نامه‌ای سرگشاده به وزیر ارتباطات و مدیران شرکت ارتباطات زیرساخت ایران که ۱۱ تیرماه منتشر شد، خواستار پایان فوری اختلال‌های عمدی در اینترنت شد.

انجمن صنفی کسب‌وکارهای اینترنتی زیان هر یک ساعت قطع اینترنت را در برآورد خوش‌بینانه «بیش از ۱.۵ میلیون دلار به ازای هر یک ساعت» اعلام کرده و افزوده است «بیش از ۴۰۰ هزار کسب‌وکار کوچک و متوسط که معیشت میلیون‌ها ایرانی به آن‌ها وابسته است، در معرض نابودی کامل قرار گرفته‌اند».

اینترنت در ایران، به‌رغم محدودیت‌ها و فیلترینگ قبلی، از روز ۲۳ خرداد، روز اول جنگ ۱۲ روزۀ اسرائیل و ایران، به‌شدت محدود شد و در روز پنجم جنگ، ۲۷ خرداد، به‌کلی قطع شد.

دسترسی شهروندان به اینترنت تا پایان جنگ ادامه یافت و نهایتاً چهارم تیرماه دولت اعلام کرد محدودیت‌های اینترنتی به‌زودی برطرف خواهد شد؛ با این حال کیفیت اتصال به اینترنت و سرعت آن هنوز به وضعیت پیش از ۲۳ خرداد بازنگشته است.

«انجمن صنفی کسب‌وکارهای اینترنتی» در نامۀ سرگشاده‌اش، با اشاره به اختلال‌های جاری در اینترنت شامل «دستکاری دی‌ان‌اس، کاهش سرعت، فیلترینگ پروتکل‌ها و قطع ارتباط با اینترنت جهانی» هشدار داده است که «شاهد موج گسترده‌ای از تعدیل نیروها، توقف سرمایه‌گذاری در اکوسیستم استارتاپی و همینطور اعلام توقف فعالیت شرکت‌ها یا به عبارت دیگر ورشکستگی آن‌ها هستیم».

مقامات دولتی و رسانه‌های حکومتی دلیل قطع و اختلال عمدی در اینترنت را مواردی ازجمله «استفادۀ ریزپرنده‌های اسرائیل از سیم‌کارت‌های متصل به اینترنت ایران و بهره‌گیری اطلاعای اسرائیل از پیام‌رسان‌های خارجی به‌خصوص واتس‌اپ» عنوان کرده‌اند.

استفادۀ ریزپرنده‌ها از سیم‌کارت‌های ایرانی برای اتصال به اینترنت موضوعی بود که کارشناسان نظامی و ارتباطات آن را رد کردند.

ادعای حکومت در مورد واتس‌اپ نیز در حالی است که دختر علی شادمانی، فرمانده پیشین قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا که چند روز پس از انتصاب به این مقام در حملۀ اسرائیل کشته شد، اعلام کرد پدرش «طی روزهای فرماندهی ستاد جنگ» وسایل هوشمند به همراه نداشت و «ردیابی‌های دقیق اسرائیل فراتر از واتس‌اپ یا جاسوسی سنتی و فردی است».

این اظهارات واکنش به سخنان غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل، بود که ۱۲ تیرماه در اولین مصاحبه عمومی خود پس از جنگ اسرائیل و ایران پیام‌رسان واتس‌اپ را متهم کرد که عامل «مکان‌یابی» و کشته شدن برخی فرماندهان بوده است؛ اتهامی که پیش از این شرکت متا هم آن را به‌شدت رد کرده است.

انجمن صنفی کسب‌وکارهای اینترنتی در بخش دیگری از نامۀ سرگشاده به مقامات مرتبط دولتی نسبت به فروپاشی اعتماد عمومی، مهاجرت نخبگان و مرگ قریب‌الوقوع اکوسیستم استارتاپی هشدار داده و از آن‌ها خواسته است به تمامی انواع کاهش کیفیت خدمات مانند دستکاری دی‌ان‌اس، فیلترینگ پروتکل‌ها و کاهش عمدی سرعت بی‌درنگ پایان دهند.

سال گذشته اعلام شد ایران در انتهای لیست «رتبهٔ آزادی اینترنت» قرار دارد و «انجمن تجارت الکترونیک تهران» نیز با تیرماه پارسال اعلام کرد ایران در شاخص‌های مرتبط با سرعت و اختلال در پایین‌ترین رتبه در بین ۱۰۰ کشور قرار دارد.

براساس آخرین گزارش‌ها ۸۴ درصد مردم ایران از فیلترشکن استفاده می‌کنند و بیش از ۹۰ درصد کاربران اینترنت عضو شبکه‌های اجتماعی هستند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .