اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Feb 21 2019

اداره اطلاعات شوش از خانواده‌های بخشی و قلیان خواست اطلاع‌رسانی نکنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری


رادیوفردا: اسماعیل بخشی، از نمایندگان کارگران نیشکر هفت‌تپه، و سپیده قلیان، فعال مدنی

اداره اطلاعات شوش با احضار خانواده‌های اسماعیل بخشی، از نمایندگان کارگران نیشکر هفت‌تپه، و سپیده قلیان، فعال مدنی، از آنها خواست در مورد این دو فعال کارگری و مدنی زندانی، اطلاع‌رسانی نکنند.

بر اساس گزارش‌ها، احضار خانواده‌های بخشی و قلیان به صورت تلفنی انجام شد و مأموران اداره اطلاعات شوش ضمن تهدید آنها، ترغیب‌شان کردند که در مورد آنها سکوت کنند.

پیش از این کانال مستقل کارگران هفت‌تپه اعلام کرده بود که وزارت اطلاعات در حال تهیه اعترافات تلویزیونی اجباری دیگری از اسماعیل بخشی و سپیده قلیان است.

آقای بخشی و خانم قلیان که در آبان ماه بازداشت شدند، پس از آزادی اعلام کردند که تحت شکنجه مجبور به اعترافات تلویزیونی شده‌اند. در مقابل، مقام‌های جمهوری اسلامی با استناد به گزارش وزارت اطلاعات که آقای بخشی از آن شکایت کرده‌است، موضوع شکنجه را تکذیب کردند. پس از آن، این دو تن روز سی‌ام دی ماه و با شکایت وزیر اطلاعات بازداشت شدند.

No responses yet

Feb 20 2019

فیروز شیروانلو؛ از اتهام ‘ترور محمدرضا شاه’ تا شنل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,بدون دسته بندی,سیاسی,هنر


بی‌بی‌سی: علی اکبر صادقی و فیروز شیروانلو”فیروز شیروانلو از آن جان‌های شیفته‌ای بود که در چند دهه‌ اخیر کمتر نظیرش را یافتیم. چه سخت کوش بود و چه پرطاقت. جدی بود بی آنکه عبوس باشد. آرام بود اما چه در تلاطم، پرشور. بلند بالا بود و آراسته و مطمئن به نفس علمی که در سینه داشت. از اسلاف آنان بود که نیتی دارند و به دنیا آمده‌اند تا کاری را به انجام برسانند. صاحب رسالتی بود که زمان و مکان و ملاحظات کوتاه اعتبار را به چیزی نمی‌گرفت، باری داشت که باید به مقصد می‌رساند با هر وسیله‌ای.”

فیروز شیروانلو که از او به عنوان یکی از معماران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نام برده و یاد می شود یکی از افراد این نسل بود که آیدین آغداشلو در سوگش چنین نوشته است.

سرخ‌ های زرد

شیروانلو که متولد ۱۳۱۷ در مشهد بود برای ادامه تحصیل در اواخر دهه سی به لیدز در انگلستان رفت و آنجا بود که با جوانان مارکسیستی که از شوروی رو گردان و به چین متمایل شده بودند از جمله محسن رضوانی و پرویز نیکخواه آشنا شد.

آن سال‌ها، سال‌های اوج اختلاف چین و روسیه در اردگاه سرخ بود و بسیاری از مارکسیستها با توجه به سرنوشت حزب توده از شوروی رویگردان شده بودند و حزب کمونیست برادر به دیگر سو چشم دوخته بودند. نگاهی که در آغاز به پکن چشم دوخت و در انتها به تیرانا و حزب کمونیست آلبانی ختم شد. شیروانلو تا دبیرکلی اتحادیه دانشجویان انگلستان پیش رفت و پیش از بازگشت به تهران در سال ۱۳۴۴ شخصیت شناخته شده‌ای در کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی بود که در روزهای اوجش و در تمامی کشور های غربی علیه شاه فعالیتی گسترده و شدید داشت.

در کنار پرویز نیکخواه، احمد منصوری، احمد کامرانی، محسن رسولی و منصور پورکاشانی به‌ عنوان متهمان این پرونده دیده می‌شود

ترور محمدرضا پهلوی

شیروانلو پس از بازگشت به ایران در انتشارات فرانکلین به عنوان مدیر هنری مشغول به کار شد. همزمان به همراه نیکخواه و تعدادی دیگر از منتقدان حکومت پهلوی به مطالعه و تحقیق درباره چگونگی آغاز جنبشی فراگیر و شورشی ضد سلطنتی در پاتوق های روشنفکری آن روزهای تهران پرداخت.

انتشارات فرانکلین که در آن دوران تصویر سازی کتاب را با هنرمندانی چون پرویز کلانتری و نورالدین زرین کلک آغاز کرده بود، با دعوت آراپیک باغداساریان و فرشید مثقالی از سوی شیروانلو برای طراحی مجله “پیک” گام دیگری به جلو برداشت. زرین کلک شیروانلوی آن روزها را جوانی “خوش لباس و قیافه” و “مودب” به یاد می آورد که با “آداب‌دانی” و “روشنفکری‌اش” بقیه را مجذوب خود می‌کرد.

در همین روزهاست که ناگهان خبر می‌رسد محمدرضا پهلوی در کاخ مرمر توسط سربازی به نام رضا شمس آبادی ترور شده اما خبر بعدی برای بسیاری از هنرمندان و روشنفکران بخصوص دوستان شیروانلو تکان دهنده تر است، اینکه نام او در کنار پرویز نیکخواه، احمد منصوری تهرانی، احمد کامرانی، محسن رسولی و منصور پورکاشانی به‌ عنوان متهمان این پرونده دیده می‌شود. ارتباط ترور شاه و این جمع پس از سال‌ها هنوز در هاله‌ای از ابهام است. دستگیری عده‌ای که دارای عقاید مارکسیستی و منتقد حکومت بودند که طرح‌هایشان در حد محافل روشنفکری بود اما هیچگاه به آن درجه از سازماندهی که به طراحی ترور شاه منجر شود، نرسیده بود. به نظرمی‌رسد این هم سناریویی مانند طرح ترور ولیعهد در حدود یک دهه بعد بود که به دستگیری تعدادی هنرمندان و روشنفکران چپ منتقد حکومت پهلوی منجر و به دادگاه گلسرخی و دانشیان ختم شد.

پرویز ثابتی، مدیر امنیت داخلی ساواک در کتاب “در دامگه حادثه” درباره ترور شاه می گوید: “شاه پس از دیدن یکی از رهبران اصلی گروه به اسم منصوری تهرانی متقاعد نشده بود که این توطئه به وسیله منصوری و کامرانی صورت گرفته و می بایست سیاست هایی دنبال آن بوده باشند. دکتر اقبال به من گفت اعلیحضرت گفته بودند نفهمیدیم این تیرها بالاخره از کجا به طرف ما شلیک شد. من به دکتر گفتم واقعیت همین است که کشف شده است. دکتر اقبال گفت مطلقا معتقد نیست که این تیرها را این افراد خودشان زده اند و فکر می کند کار روس‌ها یا انگلیسی‌ها بوده است.”

دادگاه دو نفر از این افراد را به اعدام و بقیه را به حبس های کوتاه و بلند محکوم می‌کند و پس از درخواست عفو و تجدید نظر‌خواهی احکام بعضی تعدیل و برخی افزایش پیدا می‌کند از جمله شیروانلو که حکم یک ساله‌اش، پنج‌ساله می‌شود و نیکخواه که حکم حبس ابدش به ده سال حبس تقلیل می‌یاید.

در سال‌های بعد همه‌ آن‌ها به جز احمد منصوری که حتی در حضور شاه هم به دست داشتن در ترور اصرار داشت، از زندان آزاد شدند و برخی هم به مراکز دولتی و حکومتی مانند رادیو و تلویزیون و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان راه یافتند.

سازدهنی امیر نادری از فیلم های ساخته شده در کانون است

شنل شیروانلو

فیروز شیروانلو پس از رهایی از زندان مرکز نشر نگاره را برای کارهای تبلیغاتی راه اندازی می کند و از افرادی مانند عباس کیارستمی و احمدرضا احمدی و فرشید مثقالی و فریده فرجام و نیکزاد نجومی دعوت به کار می‌کند و در این ایام است که به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دعوت می‌شود.

لیلی امیرارجمند رییس کانون درباره راه اندازی انتشارات کانون می گوید: “اولین مرحله بعد از تاسیس کتابخانه‌ها، ایجاد بخش انتشارات کانون و امکاناتی برای تولید و نشرکتاب بود که با انتشار همان اولین کتابی که توسط علیاحضرت [فرح پهلوی] ترجمه و طراحی شده بود ، آغاز شد. درآن زمان آقای فیروز شیروانلو که از طرف انتشارات فرانکلین به ما معرفی شده بود به کانون آمد و بخش انتشارات را به دست گرفت.”

خانم امیرارجمند با اشاره به این‌که هیچ اطلاعی از سوابق سیاسی شیروانلو نداشته می‌گوید:”او که تجربیات زیادی در زمینه چاپ کتاب داشت و با اکثر نویسندگان و دست اندرکاران آشنایی داشت، امکاناتی به وجود می‌آورد که من با این افراد آشنا شوم.”

نورالدین زرین کلک درباره حضور شیروانلو در کانون می گوید: “هرچند این یک کار دسته جمعی محسوب می شد، اما در واقع فیروز شیروانلو بود که کانون را به شکلی که ما امروز می شناسیم درآورد.”

بنا بر گفته آقای زرین کلک درسال ۱۳۴۸ فیروز شیروانلو با ایجاد مرکز سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آن را متحول ساخت: “استخدام نخبگان کار شیروانلو بود. او نفر دوم کانون و در کنار خانم لیلی امیرارجمند – مدیر عامل – موتور حرکت آن به شمار می رفت. آشنایی من با او پیش تر و از انتشارات فرانکلین شروع شده بود.”

بیشتر بخوانید:

  • کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ پنجاه سال فعالیت فرهنگی
  • روایت نورالدین زرین‌کلک از کانون پرورش فکری کودکان و نوجونان
  • کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ ده فیلم، ده سینماگر
  • ناصر زراعتی: عباس کیارستمی فرزند کانون پرورش فکری بود
  • امیر نادری به روایت امیر نادری

در این دوران او برای جان دادن به ادبیات کودکان به سراغ شاعران و نویسندگانی چون م. آزاد، سیروس طاهباز و نادر ابراهیمی می‌رود و برای طراحی آثار به سراغ هنرمندانی چون کیارستمی، مثقالی و نیکزاد نجومی؛ که نتیجه‌اش می شود آثار ماندگاری چون: من حرفی دارم که فقط شما بچه‌ها باور می‌کنید از احمدرضا احمدی؛ حقیقت و مرد دانا از بهرام بیضایی؛ گمشده‌ دریای غلامحسین ساعدی؛ بعد از زمستان در آبادی مای سیاوش کسرائی و گل اومد، بهار اومد منوچهر نیستانی.

از دیگر کتاب‌های یه یادگار مانده از این دوران کتاب ماهی سیاه کوچولو ی صمد بهرنگی با تصویرسازی مثقالی است که با گرفتن جوایز جشنواره های بولونیا و براتیسلاوا تصویرگری ایرانی را در سطح جهانی مطرح کرد.

گام بعدی شیروانلو راه اندازی موسسه‌ سینمایی کانون آن هم با یک ابتکار جالب بود. محمدرضا اصلانی در این‌باره می گوید: “این مرکز با بودجه خصوصی و اعتبار شخصی شیروانلو ایجاد شد و او با دعوت از سیرک مسکو از درآمد آن، صندوقی برای بخش سینمایی کانون ایجاد کرد.” به نظر اصلانی “اولین تجربه‌های فیلم کوتاه کودکان در این مرکز و تحت تاثیر سینمای اروپای شرقی جان گرفت و حتی کارگردانانی مانند امیر نادری که در سینمای تجاری موفق بودند، با آمدن به کانون وجهه فرهنگیشان پررنگ شد.” امیر نادری در گفتگویی در برنامه تماشای بی بی سی فارسی می‌گوید:”فیروز شیروانلو به نوعی افرادی همچون من، عباس کیارستمی، بهرام بیضایی و بسیاری دیگر را حمایت کرد و ما انگار از زیر شنل او به سینما وارد شدیم.”

آغاز این راه “نان و کوچه” کیارستمی و “عمو سبیلوی” بیضایی و “بدبده” اصلانی است و ادامه اش تا “خانه دوست کجاست” کیارستمی و “دونده” نادری و “کلید” ابراهیم فروزش می رسد. سبک سینمایی که بر سینمای پس از انقلاب ایران مهرش را به تایید و تعدد بارها زده است.

فیروز شیروانلو به همراه همسرش

پلی بین دو جهان

شیروانلو پس از مدتی از کانون راهی دفتر فرح پهلوی می‌شود و ریاست واحد هنری آن جا را برعهده می گیرد.. برخی این رفتن را به جبر و برخی آن را ترفیع جایگاه شیروانلو می دانند.

آغداشلو درباره رفتنش می گوید: “کانون اگر کانون شد به میزان زیادی به خاطر مدیریت کوتاه او بود. هسته مرکزی کارکنانش را تشکیل داد و از دعوت مخالفین دستگاه هم باکی نداشت. آدم حسابی می‌خواست و کار خوب. حیف که شغلش پایدار نماند.”

احمدرضا احمدی می گوید: “دیگر ساواک کانون را نشانه گرفته بود و کنترل خیلی عجیب‌وغریب بود. در کتاب من حرفی دارم … دیوارهای باغی نقاشی شده بود. شیروانلو را برای همین بردند ساواک. می‌گفتند می‌خواستید کاخ مرمر را مسخره کنید. از یک موقعی به بعد، کانون رفت زیر ذره‌بین. دوسه تا گروه چریکی هم در کانون بودند که آن‌ها را گرفتند.”

در دفتر مخصوص فرح شیروانلو در راه اندازی موزه‌های رضا عباسی، فرش، آبگینه و هنرهای معاصر نقش مهمی ایفا می کند و با تخصیص بودجه و خرید آثار هنرمندان جوان برای این موزه‌های تازه تاسیس، به آن ها کمک می کند. همسو با آن شروع به خرید آثار هنری جهانی برای موزه‌ها می‌کند و با فرستادن هنرمندان ایرانی و کارهایشان به خارج از کشور تلاش می‌کند پلی دو سویه بین هنر ایرانی و جهانی برقرار کند.

نمایشگاه هنرمندان معاصر ایرانی در شهر بال سویس را برپا می کند که در کاتالوگ آن می توان نام همه هنرمندان مهم معاصر ایرانی را دید.

از دیگر کتاب‌های یه یادگار مانده از این دوران کتاب ماهی سیاه کوچولو نوشته صمد بهرنگی با تصویرسازی مثقالی است که با گرفتن جایزه جشنواره های بولونیا و براتیسلاوا تصویرگری ایرانی را در سطح جهانی مطرح کرد

از نیاوران تا نیما و عشق به زبان فارسی

آخر خط تلاش‌های شیراوانلو یا به قول آغداشلو “دور باطل نفس نفس زدن هایش” فرهنگسرای نیاوران است. او که ابه نهادسازی اعتقاد دارد سعی می کند آن جا را به پاتوقی برای جوانان اهل فرهنگ و هنر از سویی و کارگاه های آموزشی از سویی دیگر تبدیل کند.

شیروانلو درباره ایجاد فرهنگسرای نیاوران گفته بود: “فرهنگسرا برپا شده است تا برنامه های فرهنگی و هنری به مردم ارائه بدهد. به کلام ساده مردم باید جایی داشته باشند تا بطور یکسان از تئاتر و موسیقی و نمایشگاه استفاده کنند.”

اما مدیریت این جا هم دیری نپایید و با آنکه او و همکارانش همراه انقلاب نام فرهنگسرا را از نیاوران به نیما تغییر دادند اما موج برآمده از خیزش مردم او را در روزهای پس از انقلاب خانه‌نشین کرد و پس از چندی به همراه همسرش با چند چرخ خیاطی به تولید لباس و پوشاک پرداخت.

در روزهای تلخ و سخت دهه ۶۰ کار کتاب را که از زندان و با ترجمه “شناخت هنر” ارنست فیشر و بعدها ترجمه “هنر نگارگری” بازیل گری آغاز و ادامه داده بود با تلاش برای تدوین فرهنگ علوم اجتماعی و ترجمه “زبان دری” سهیل افنان ادامه داد که اعتقاد داشت زبان و پویایی اش به رشد فرهنگی یک جامعه کمک می کند. همچنین درگیر واژه نامه هایی دیگر شد که به سرانجام نرسیدند و در دهمین سالگرد انقلاب و در آخرین روز بهمن ۶۷ از جهان رفت و به قول آغداشلو: “زندگی کوتاه پنجاه ساله‌اش مالامال شد از رنجی عظیم که بی‌قدردان ماند.”

احمدرضا احمدی در سوگش نوشت:‌ “مرا یاد است آن هنگام که باران در خیابان بود و هنوز پیاده‌روها مه صبحگاهی و دود شهر تهران را به تن داشتند. من و آیدین، در کوچه‌ پشت بیمارستان ساسان تهران، تو را در آمبولانس نهادیم. من ایستاده بودم و بر شانه‌های آیدین گریه می‌کردم. دو گیتی بر سرم آوار بود.”

No responses yet

Feb 20 2019

آغاز کارزار جهانی آمریکا برای رفع جرم از همجنس‌گرایی، با اشاره به اعدام اخیر در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: شامگاه سه‌شنبه کارزار جهانی دولت ترامپ برای مقابله با مجرم شناختن همجنسگرایی در چندین کشور جهان کلید خورد.

مقام‌های آمریکایی با اعلام این خبر به شبکه ان‌بی‌سی گفتند که این تصمیم از جمله پس از آن گرفته شده‌است که یک جوان همجنس‌گرا در ایران به تازگی اعدام شد.

بنابراین گزارش، هدایت این کارزار را ریچارد گرنل، سفیر ایالات متحده در آلمان برعهده دارد. او بلندپایه‌ترین مقام دولت ترامپ است که همجنس‌گرا بودن خود را صریحاً بیان می‌کند.

این کارزار شامگاه سه‌شنبه در برلین آغاز به کار کرد و بدین منظور سفارت ایالات متحده کنشگران حقوق دگرباشان را از سراسر اروپا برای «شام استراتژیک «به برلین دعوت کرده‌است تا برای رفع جرم از همجنس‌گرایی در ده‌ها کشور که بیشترشان در خاورمیانه، آفریقا و کارائیب قرار دارند چاره‌یابی کنند.

از جمله کشورهایی که حقوق همجنس‌گرایان را نادیده می‌گیرد، جمهوری اسلامی ایران است. مقامات جمهوری اسلامی معمولاً همجنس‌گرایی را یک انحراف جنسی می‌خوانند و منکر وجود همجنس‌گرایان در ایران می‌شوند، از جمله محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین ایران، در سفر سال ۱۳۸۶ خود به نیویورک، در دانشگاه کلمبیا گفت: «ما در کشورمان مانند کشور شما همجنس‌بازنداریم».

با این وجود، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در خردادماه ۹۳ با انتشار گزارشی، از تحقیق بر روی ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش‌آموز ایرانی خبر داد که بر اساس آن ۱۷٫۵ درصد دانش‌آموزان همجنس‌گرا بودند و ۷۴ درصد نیز با جنس مخالف رابطه جنسی داشته‌اند.

ریچارد گرنل ماه گذشته در واکنش به اعدام یک همجنس‌گرا در ایران آن را یک هشدار برای هر کسی دانسته بود که از حقوق ابتدایی بشر حمایت می‌کند.

ماه پیش آقای گرنل در نشریه بیل نوشت: این اولین بار نیست که رژیم جمهوری اسلامی یک مرد همجنس‌گرا را به بهانه‌های واهی اعدام می‌کند و متأسفانه آخرین بار هم نیست.

او گفته بود سیاستمداران، سازمان ملل متحد و دولت‌های دموکرات، دیپلمات‌ها و مردم خوب در هر جایی باید بلند و رسا دربارهٔ این مشکل سخن بگویند.

ان‌بی‌سی در گزارش خود نوشت: «گفت‌وگو دربارهٔ مشکلات حقوق بشر در ایران یکی از موضوعاتی است که از حمایت گسترده در اروپا برخوردار است و می‌تواند به اروپا و آمریکا کمک کند تا دربارهٔ ایران بیشتر به هم نزدیک شوند.»

ریچارد گرنل به عنوان نماینده دونالد ترامپ در ماه‌های اخیر تلاش زیادی انجام داده تا کشورهای اروپایی را به خروج از برجام و فشار و تحریم بیشتر تهران تشویق کند. هرچند دولت ترامپ در همراهی این کشورهای اروپایی برای فشار بر برنامه موشکی ایران موفق بوده اما آنها همچنان در توافق هسته‌ای با ایران هستند و تلاش‌هایی برای حفظ روابط اقتصادی داشته‌اند.

ان‌بی‌سی در گزارش خود اشاره کرده در حالی فشار بر ایران دربارهٔ نقض حقوق همجنسگرایان افزایش یافته که برخی کشورهای عرب نیز به حقوق آنها بی‌توجه هستند.

کشورهای منطقه خاورمیانه، آفریقا و حوزه کارائیب که همچنان همجنس‌گرایی را غیرقانونی می‌دانند، در کانون این تلاش دولت ترامپ قرار دارند.

یک مقام آمریکایی درگیر برنامه‌ریزی این رویداد می‌گوید: «این نگران‌کننده است که در قرن بیست و یکم، حدود ۷۰ کشور قوانینی دارند که دگرباشی جنسی را جرم دانسته و مجازات می‌کنند.»

No responses yet

Feb 20 2019

مافیای گوشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

No responses yet

Feb 20 2019

حسین شریعتمداری: کامپیوترهای کیهان از چهل سال قبل مکینتاش بود!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی


خبرآنلاین: روزنامه کیهان،پاسخ حسین شریعتمداری به سوال باشگاه خبرنگاران صداوسیما در باره دلیل استفاده وی از کامپیوتر امریکایی را منتشر کرد.

کیهان از قول شریعتمداری نوشت:

سیستم کامپیوتری کیهان از ۴۰ و چند سال قبل یعنی قبل از انقلاب «آی بی‌ام» و «مکینتاش» بوده است و هرچه ما افزوده‌ایم از سیستم‌های دیگر است ولی تغییر سیستم اصلی که صفحه‌بندی و چاپ با آن انجام می‌شود مستلزم هزینه‌های فراوان است یعنی اگر ما می‌خواستیم آن را تغییر بدهیم حداقل باید دو سه میلیارد هزینه کنیم، اینها از قبل بوده و آن دستگاهی را هم که در آنجا می‌بینید به خاطر این است که با آن می‌توانم صفحات را ببینم، مطالب را تصحیح یا جابجا کنم ، با استان‌ها ارتباط برقرار کنم و موارد دیگری از این دست را انجام بدهم چون اصلاً سیستم این است و حالا آن را چه کار کنیم؟ باید چند میلیارد هزینه کنیم، از کجا این هزینه را بیاوریم؟
خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان گفت: شنیده‌ام که دو عدد هم بیشتر در کل مجموعه کیهان از آن دستگاه وجود ندارد؟ و شریعتمداری ضمن تصدیق نظر وی گفت؛ بله، دو دستگاه است، یکی در اتاق من است و یکی هم در اتاق تیتر است، چون این دو جا به این دستگاه نیاز دارند.

No responses yet

Feb 20 2019

حضور نماینده آلمان در جشن سفارت ایران؛ دیداری که بحث‌انگیز شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی,سیاسی

دویچه‌وله: حضور وزیر مشاور آلمان در جشن ۴۰ سالگی پیروزی انقلاب اسلامی در سفارت ایران، انتقادهای زیادی را متوجه این سیاستمدار و وزارت امورخارجه آلمان کرده است. آنن از این عمل خود دفاع کرده و سیاست آمریکا در قبال ایران را نقد می‌کند.

مساله در نگاه اول پیچیده نیست: نیلز آنن، سیاستمدار آلمانی از حزب سوسیال دموکرات‌های این کشور و وزیر مشاور در امور خارجی، به سفارت ایران در برلین دعوت می‌شود و با پذیرش دعوت، در مراسمی که در این سفارت برپا بوده، شرکت می‌کند. مساله وقتی پیچیده می‌شود که مناسبت این مراسم مشخص می‌شود: جشنی برای ‌چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی.

بر سر این حضور بحث‌های فراوانی درگرفته است. مسلما سیاستمدار آلمانی حزب سوسیال دموکرات، موافق حکومتی نیست که ۴۰ سال است در ایران مسئول کشتار، شکنجه و اختناق است. اما منتقدان می‌پرسند، آیا او با حضورش خلاف این مساله را نشان نمی‌دهد‌؟ یا اصلا چرا وزیر مشاور در امور خارجی آلمان باید در چنین مراسمی حضور یابد؟

“از کاری که کرده‌ام اصلا پشیمان نیستم”

نیلز آنن در مصاحبه با دویچه وله اقدام خود را درست و قابل دفاع می‌داند. او در توضیح این اقدام می‌گوید: «ما با تهران در حال گفت‌وگو هستیم و این سیاست ماست.» او ضمن انتقاد ضمنی به رویکردها و فشارهای آمریکا، افزوده است: «ما زیر فشارها هم با ایران در مورد سیاست‌های منطقه‌ای‌اش و حمایتش از گروه‌های تروریستی که در جهت نابودی اسرائیل فعالیت می‌کنند گفت‌وگو می‌کنیم. ما نیاز داریم که مجاری گفت‌وگو با تهران را باز نگه داریم. استراتژی فشار حداکثری آمریکا (علیه ایران) برای من قانع‌کننده نیست و نیازی نمی‌بینم که از اقدام خود (شرکت در جشن سفارت) ابراز ندامت کنم.»

به نظر آنن مهم این است که دو طرف همواره در حال گفت‌وگو باقی بمانند، حتی در مراسمی مانند انچه در سفارت ایران در برلین برگزار شد: «ما به باز نگه داشتن کانال‌های گفت‌وگو با تهران نیاز داریم. من اصلا با استراتژی فشار حداکثری از سوی ایالات متحده موافق نیستم و به همین دلیل از کاری که کرده‌ام اصلا پشیمان نیستم.»

راینر برویل، سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان، در پاسخ به سوال دویچه وله، حضور آنن در این مراسم را این‌گونه توجیه می‌کند: «شرکت کردن نمایندگانی از وزارت امورخارجه یا حتی دیگر وزارت‌خانه‌ها در مراسمی به مناسبت جشن‌های ملی کشورهای دیگر که آلمان با آنها روابط دیپلماتیک دارد، اقدامی است رایج.»

برویل با تاکید بر لزوم بازنگه‌داشتن راه‌های گفت‌وگو با ایران می‌گوید:« از این کانال‌ها می‌توانیم استفاده کنیم برای گفت‌وگو بر سر مسائلی چون نقش تنش‌آفرین ایران در منطقه یا برنامه موشکی این کشور.»

تأثیر منفی این دیدار بر روابط ترانس‌آتلانتیک

در موضوع ایران، آلمان و آمریکا مدت‌هاست که با هم اختلاف‌نظر دارند. هفته پیش بود که مایک پنس، معاون دونالد ترامپ در کنفرانس امنیتی مونیخ به روشنی بر این موضوع تاکید کرد که اختلاف بر سر برجام و تحریم‌ها، روابط ترانس‌آتلانتیک را مختل می‌کند.

این واقعیت را که حضور سیاستمدار آلمانی در این مراسم در این شرایط بر رابطه آلمان و آمریکا تأثیر منفی می‌گذارد، می‌توان در اظهارات ریچارد گرنل، سفیر آمریکا در آلمان در گفت‌وگو با شبکه خبری فاکس نیوز، دید. گرنل در این مصاحبه گفته است: «نیاز به برقراری دیالوگ را نباید با شرکت در مراسمی که در آن ۴۰ سال خشونت را به جشن می‌نشینند، درهم‌آمیخت.»

آنن نیز به موضوع روابط آلمان و آمریکا اشاره کرده و در مصاحبه‌اش با دویچه‌وله بر این نکته تاکید می‌کند: «ما در باره مواردی بحث می‌کنیم که در آن اتفاق نظر نداریم. این هیچ اشکالی ندارد. اما ما نباید فراموش کنیم که هر دو ما بر این نظریم که ایران سیاست خارجی‌اش را باید به طور اساسی تغییر دهد.»

“کج‌سلیقگی و فراموشی تاریخ”

بیژن جیرسرایی، سخنگوی روابط خارجی فراکسیون دموکرات‌های آزاد آلمان در مجلس این کشور، در مصاحبه با دویچه وله به این نکته اشاره می‌کند که اساسا مشکلی با این مساله که دولت آلمان با سفیر ایران در این کشور دیدار داشته باشد، ندارد.

جیرسرایی ادامه می‌دهد: « اما اینجا موضوع بر سر مراسمی، یا به عبارت دیگر “پارتی” به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی است.» جیرسرایی این حرکت را “کج‌سلیقگی و “فراموشی تاریخ” می‌نامد.

او اضافه می‌کند: «کمی فاصله بد نبود. نیلز آنن به اندازه‌ کافی امکانات دیگر برای برقراری گفت‌وگو و دیالوگ با ایران را دارد.»

سخنگوی روابط خارجی فراکسیون دموکرات‌های آزاد آلمان ادامه می‌دهد: «نباید فراموش کنیم که در چنین مراسمی مرتبا شعارهای ضد آمریکایی و اسراییلی سر داده می‌شود.» جیرسرایی معتقد است حضور یک سیاستمدار آلمانی در چنین فضایی “پیامی ناخوشایند” خواهد فرستاد.

فعالان حقوق بشری هم از این دیدار انتقاد می‌کنند. کریستیان تسیمرمان، ناشر مجله Spotlight Menschenrechte(نورافکن حقوق بشر) در حاشیه تظاهرات نیروهای اپوزیسیون در جریان کنفرانس ورشو، در مصاحبه با دویچه وله گفت:« دولت آلمان تصمیم خودش را گرفته که کماکان با دستان به خون آغشته‌ نمایندگان رژیم در ایران، دست دهد.»

میزان دوری و نزدیکی برلین با تهران به طور دقیق و مرتب از سوی واشنگتن کنترل می‌شود. رژیم جمهوری اسلامی تحت فشار روزافزون از سوی ایالات متحده است؛ هم اقتصادی و هم سیاسی. ایران می‌خواهد تا در این موقعیت دفاعی بتواند مانور دهد و بنابراین طبیعی است که به خصوص از سوی اروپا انتظار حمایت داشته باشد.

No responses yet

Feb 19 2019

اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و امیر امیرقلی برای ‘اعترافات اجباری تلویزیونی تحت فشار هستند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

بی‌بی‌سی: گزارشها حاکی است که امیر امیرقلی، فعال سیاسی و روزنامه‌نگار، اسماعیل بخشی، فعال کارگری و سپیده قلیان، فعال مدنی که بیش از یک ماه است در بازداشت هستند، برای “اعترافات اجباری تلویزیونی تحت فشار هستند.”

براساس این گزارش امیر امیرقلی از زندان اوین به اطلاعات اهواز منتقل شده است.

همچنین کانال مستقل کارگران هفت تپه اعلام کرد که براساس اخبار رسیده به این کانال تلگرامی، وزارت اطلاعات در حال تهیه فیلمی دیگر درادامه فیلم طراحی سوخته است.

طراحی سوخته فیلمی بود که صدا و سیما ایران پخش کرد و در آن اعترافات اجباری اسماعیل بخشی، فعال کارگری و سپیده قلیان، فعال مدنی منتشر شده بود.

No responses yet

Feb 19 2019

جزئیات تازه از پرونده قتل کلاهی؛ «صدور دستور ترور از زندان»‎

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: دادستان‌ عمومی هلند در جریان محاکمه افراد متهم به قتل محمدرضا صمدی کلاهی، عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی، که با نام علی معتمد در شهر آلمیره زندگی می‌کرده، گفته است که تاکنون شواهدی مبنی بر دست داشتن ایران در این قتل پیدا نشده است.

مرتضی صادقی، فعال سیاسی ساکن هلند، که این پرونده را از ابتدا دنبال و خبر قتل محمدرضا کلاهی را برای نخستین بار اعلام کرد، خردادماه پیش‌بینی کرده بود که کشف ارتباط عاملان این ترور با جمهوری اسلامی «مورد تمایل سیستم امنیتی هلند نیست» و از سویی دشوار است، چرا که آنان با واسطه برای انجام این قتل اجیر شده‌اند.

آقای صادقی، در گفت‌وگو با رادیو فردا، می‌گوید که هنوز هم دولت هلند عزم جدی برای درگیری با جمهوری اسلامی در این باره ندارد.

از سوی دیگر به گفته او، جمهوری اسلامی به دلیل همکاری‌های امنیتی با اروپا و آمریکا در منطقه، این حق را برای خود قائل شده که مخالفانش در خاک اروپا که به اقدامات مسلحانه دست می‌زنند را ترور کند.

بر اساس اطلاعات رسانه‌های هلند، انور آ ۲۸ ساله و مورو‌ا م. ۳۵ ساله قاتلان محمدرضا کلاهی هستند. به گفته آقای صادقی، پلیس و نیروهای امنیتی هلند حدود پنج هزار بزهکار را تحت نظر گرفتند و تلفن‌های آن‌ها را شناسایی کردند تا در نهایت به این دو نفر رسیدند.

انور آ ۲۸ ساله یکی از ۶۰۰ خلافکار مشهور آمستردام است و برادرش نیز سردسته یک باند خلافکار است. بر اساس چهره‌نمایی، گفته شده بود که خانواده یکی از اینها ممکن است اصالتاً از یکی از مستعمره‌های هلند به نام آنتیک لس باشد اما هر دو تابعیت هلندی دارند.

دادستان هلند اخیراً اعلام کرده که این دو نفر از شخصی به نام نوفل اف. (Naoufal F)، که یک تبهکار حرفه‌ای است و در زندان بوده دستور قتل را دریافت کرده‌ بودند.

یکی از قاتلان علی معتمد یا محمدرضا کلاهی نیز گفته است مجری دستوری بوده که به او رسیده و اصلاً خبر ندارد که فرد کشته شده چه کسی است.

مطبوعات هلند با وکیل نوفل اف. نیز مصاحبه کرده‌اند و او گفته که «هیچ مدرکی برای اینکه این ترور مرتبط با جمهوری اسلامی باشد، وجود ندارد».

مرتضی صادقی در این باره می‌گوید: «مرتبط بودن افراد اجیر شده برای این قتل با جمهوری اسلامی، برای سیستم قضایی هلند قابل اثبات نیست، چرا که در این سیستم همه چیز باید بر اساس ادله مشهود مشخص باشد، و به همین دلیل دستگاه قضایی اعلام کرده که مدرک کافی برای اثبات ارتباط قاتلان با جمهوری اسلامی ندارد».

سرویس اطلاعاتی هلند اوایل ماه میلادی جاری اعلام کرده بود، «قرائنی جدی در دست دارد» که نشان‌دهنده دست داشتن ایران در سوءقصد به محمدرضا کلاهی و احمد نیسی است.

اتحادیه اروپا نیز ۱۸ دی‌ماه امسال به دلیل «طرح‌ریزی ترور در خاک اروپا» با وضع تحریم‌هایی علیه بخشی از وزارت اطلاعات ایران موافقت کرد.

با این حال مرتضی صادقی می‌گوید، دولت هلند هنوز هم تمایل ندارد این موضوع به درگیری جدی با جمهوری اسلامی تبدیل شود، چرا که دستگاه امنیتی این کشور از سال ۲۰۱۶ به طور کامل در جریان موضوع بود اما قصد نداشت شواهد خود را اعلام کند.

او یکی از نشانه‌های این موضوع را اطلاع‌رسانی دیرهنگام درباره اخراج دو دیپلمات ایرانی از هلند و عدم اقدام متقابل از سوی جمهوری اسلامی ذکر می‌کند.

به گفته آقای صادقی، «واقعیت این است که این دو دیپلمات به وزارت کشور هلند خواسته شدند و با آنان صحبت شد و آنان از هلند رفتند. در مقابل نیز دولت ایران هیچ دیپلمات ایرانی را به تلافی اخراج نکرده است».

اما با توجه به تجربه پیگرد مقامات جمهوری اسلامی در دادگاه پرونده میکونوس و تبعات گسترده آن، چرا ترور مخالفان جمهوری اسلامی در اروپا بار دیگر آغاز شده است.

مرتضی صادقی معتقد است که جنس ترور احمد نیسی و محمدرضا کلاهی متفاوت از ترورهای دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی است.

او می‌گوید که در دوره باراک اوباما، جمهوری اسلامی به توافقی با اروپا و آمریکا برای مبارزه با گروه‌های تروریستی دست یافته بود و ایران اطلاعاتی را درباره این گروه‌ها از جمله در یمن، عراق، پاکستان و افغانستان در اختیار اروپا و آمریکا قرار می‌داد.

به گفته آقای صادقی، اروپا این همکاری را محدود به مبارزه با گروه‌های تروریستی در منطقه می‌دانسته، اما جمهوری اسلامی این همکاری را دو طرفه می‌دانسته است.

با این توصیفات، شاید این تصور برای مقامات جمهوری اسلامی پیش آمده که اروپا چشم بر اقدامات آنان در ترور مخالفان خواهد بست.

مرتضی صادقی همچنین به نقل از «منابع موثق» می‌گوید، «نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به طور مرتب از این صحبت می‌کردند که چگونه آمریکا به خود اجازه می‌دهد، افرادی مانند بن‌لادن را در خاک کشوری دیگر از بین ببرد این حق برای ما هم وجود دارد».

شبیه این سخنان را یحیی رحیم صفوی، دستیار رهبر جمهوری اسلامی، و محمدحسین باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، ایران بیان کرده و گفته‌اند، جمهوری اسلامی به مواضع گروه‌هایی که آنان را «تروریست» می‌خواند در هر کشوری حمله خواهد کرد.

از سوی دیگر گزارش‌هایی منتشر شده که نهادهای امنیتی در سال‌های اخیر معتقد بوده‌اند که مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور «پررو» شده‌اند و باید بار دیگر مورد تهدید قرار گیرند.

ترور محمدرضا کلاهی، آغاز دور جدید ترور مخالفان حکومت در خارج از کشور است. رضا علامه زاده سال‌ها پیش در فیلم «جنایت مقدس» فهرستی از حدود ۸۰ نفر که پس از انقلاب ۵۷ در خارج از کشور ترور شدند را منتشر کرد.

در رسانه‌ها و درگیری‌های سیاسی در ایران نام مسعود کشمیری، عامل انفجار دفتر نخست‌وزیری، پررنگ‌تر از نام کلاهی مطرح بوده است.

مرتضی صادقی می‌گوید، مأمور سازمان امنیت هلند که پس از پیگیری‌های او درباره پرونده محمدرضا کلاهی با او ملاقات کرده، گفته که کشمیری هم کشته شده است اما بعد حرف خود را پس گرفته و جزئیات بیشتری درباره این موضوع بیان نکرده است.

خبرگزاری دولتی ایرنا سال ۹۲ به نقل از «یک مقام آگاه»، اعلام کرده بود که محمدرضا کلاهی همراه با مسعود کشمیری «در آلمان رؤیت شده‌اند». این گزارش می‌توانست نشانه‌ای از دستیابی سازمان‌های امنیتی جمهوری اسلامی به اطلاعاتی درباره محل زندگی این دو باشد.

کلاهی پس از ورود به هلند نام خود را به علی معتمد تغییر داد، در یک شرکت برق کار می‌کرد و یک زندگی کاملاً عادی داشت. او با یک زن افغان ازدواج کرده بود و پسر او حدودا ۲۰ ساله است.

به گفته مرتضی صادقی، کلاهی و خانواده‌اش با بستگان خود که با نام فامیلی صمدی در آمریکا زندگی می‌کردند ارتباط داشت. خانواده محمدرضا کلاهی چند سال پیش از قتل او متوجه شده بودند که علی معتمد همان عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی است.

او همچنین می‌گوید که کلاهی سال ۹۲ یا ۹۳ با مادر خود در لندن دیدار کرده بود و «از همان زمان خودش نیز به نوعی احساس کرده بود که این اقدام خطرناکی بوده است».

آقای صادقی در این زمینه همچنین براساس شنیده‌های خود می‌گوید، یک زن که مسئول سازمان مجاهدین خلق در هلند بوده و به کلاهی در بدو ورود به هلند کمک کرده، از اردوگاه اشرف ربوده و به ایران برده شده است.

به گفته او، اطلاعات دریافت شده از این زن، دیدار کلاهی با مادرش و ارتباط اینترنتی خانواده کلاهی با بستگان او، سه عاملی بوده که منجر به کشف مکان زندگی کلاهی شده بود.

No responses yet

Feb 19 2019

واکنش های انتقادی به دستبوسی امام جمعه اهواز بعد از سفر انگلیس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


ایران آنلاین: آیت الله موسوی جزایری: وقتی به انگلیس رفتم در چند شهر سخنرانی کردم، در یکی از شهر‌های انگلیس به من پیشنهاد شد به علت بیماری که داشتم در آنجا هم معاینه شوم، فقط یک بار در مطب پزشک معاینه شدم و اصلاً در هیچ بیمارستانی در انگلیس بستری نشدم.

هنوز ماجرای سفر آیت‌الله سیدمحمدعلی موسوی‌جزایری  امام جمعه اهواز نماینده ولی فقیه در خوزستان به انگلیس در فضای مجازی گرم بود که انتشار فیلم دستبوسی< او توسط طلاب که علی الظاهر در بدو ورود به ایران اتفاق افتاده، دوباره این بحث را در فضای مجازی بویژه توئیتر داغ کرد.
واکنش های انتقادی به دستبوسی امام جمعه اهواز بعد از سفر انگلیس

هفته پیش و در پی شایعه درگذشت آیت الله موسوی جزایری بود که حجت الاسلام کمیل عساکره، مسؤول امور رسانه‌ای دفتر امام جمعه اهواز و نماینده، ولی فقیه در خوزستان با رد این اخبار گفته بود: آیت الله موسوی جزایری در صحت و سلامت کامل است و هم اینک در کشور انگلیس حضور دارد و این سفر به منظور تبیین آرمان‌های انقلاب برای خارج نشینان انجام شده است و خبر سفر درمانی وی کذب است.

به گزارش تابناک خود امام جمعه اهواز در واکنش به برخی شایعات که اخیرا درباره سفرش به انگلیس منتشر شده بود نیز گفت: قبل از سفر در خطبه‌های نماز جمعه به مردم اعلام کرده بودم که برای سفر تبلیغی به خارج می‌روم و یک موضوع پنهانی نبود و برنامه سفر تبلیغی از قبل برنامه ریزی شده بود و درمانی نبود.

آیت الله موسوی جزایری گفت: وقتی به انگلیس رفتم در چند شهر سخنرانی کردم، در یکی از شهر‌های انگلیس به من پیشنهاد شد به علت بیماری که داشتم در آنجا هم معاینه شوم، فقط یک بار در مطب پزشک معاینه شدم و اصلاً در هیچ بیمارستانی در انگلیس بستری نشدم.

آیت الله محمدعلی موسوی جزایری هم‌اکنون بعنوان نماینده، ولی فقیه در استان خوزستان و امام جمعه شهرستان اهواز، نمایندهٔ خوزستان در مجلس خبرگان رهبری فعالیت می‌کند.

No responses yet

Feb 17 2019

آخرین روز کنفرانس امنیتی مونیخ، حمله شدید ظریف به سیاست خارجی آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

تنش های موجود در خاور نزدیک و میانه، به ویژه تشدید بحران در مناسبات ایران و آمریکا محور اصلی بحث های سومین و آخرین روز پنجاه و پنجمین کنفرانس امنیتی مونیخ بود.در هوای آفتابی و گرم مونیخ، شمار افرادی که در تظاهرات اعتراضی علیه کنفرانس شرکت کردند بیش از دو روز گذشته بود.

محمدجواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی در این نشست ضمن رد اتهامات دیروز مایک پنس قائم مقام رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا، متقابلا واشنگتن را به فرافکنی، مداخله جوئی، “تمرکز بیمارگونه” روی ایران و “دیو نمائی جمهوری اسلامی” متهم کرد.

روزنامه بیلد آلمان در گزارشی پیرامون نشست روز یکشنبه ١٧ فوریه پنجاه و پنجمین کنفرانس امنیتی مونیخ درباره سخنرانی محمدجواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران نوشت: “سخنرانی او چنان یکجانبه و تحریک آمیز بود که انگار جمهوری اسلامی فقط قربانی قدرت های خارجی است”.

ظریف: آمریکا کاری جز “تغییر رژیم” ندارد

ظریف سه بار تکرار کرد که ایالات متحده آمریکا به صورتی بیمارگونه روی ایران متمرکز شده، در حالی که خود این کشور به بزرگترین تهدید برای جهان تبدیل شده است. وی گفت: “همه سیاست خارجی آمریکا در حال حاضر تنها به خدمت تضعیف ایران درآمده است”.

وزیرخارجه جمهوری اسلامی با توجه به اظهارات روز گذشته مایک پنس قائم مقام رئیس جمهوری آمریکا، سخنرانی های نمایندگان دولت آمریکا را “تحریک آمیز و ناآگاهانه” خواند و افزود: “آمریکا در سراسر جهان برای سرنگونی حکومت ها می کوشد و کاری جز تغییر رژیم (رژیم چِنج) ندارد”.

ظریف اضافه کرد: “در مقابل، سیاست خارجی ایران به ویژه در سوریه تنها در خدمت مبارزه با ترور و داعش است و این گروه تروریستی به شکرانه همین سیاست شکست خورده است”.

وزیرخارجه جمهوری اسلامی در بخشی دیگر از سخنان خود گفت که “ایران در محاصره پایگاه های نظامی آمریکا قرار دارد” و “آمریکائی ها با این که به منطقه تعلق ندارند؛ هزاران کیلومتر پرواز می کنند تا به مداخله در امور منطقه بپردازند”.

ظریف در پاسخ به اتهامی که روز گذشته مایک پنس در زمینه آمادگی ایران برای راه انداختن یک یهودی کشی تازه به جمهوری اسلامی وارد کرده بود، گفت: “این خنده آور و در عین حال به شدت خطرناک است”. وی سپس در پاسخ به پرسش های مطرح شده در یک میزگرد با لحنی تمسخرآمیز ضمن اشاره به قتل جمال خاشقچی روزنامه نگار سعودی گفت: “این ماجرا نشان می دهد که مسئله بر سر حقوق بشر نیست، پس ایران را هم نباید به خاطر این مسائل مورد انتقاد قرار داد”. به این ترتیب وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران تلویحا پذیرفت که در ایران حقوق بشر نقض می شود.

تلاش برای تعمیق شکاف میان آمریکا و اروپا

ظریف در جریان سخنرانی خود از متحدان اروپائی آمریکا خواست که توافق هسته ای با ایران را که دونالد ترامپ آن را لغو کرده است، حفظ کنند. وی گفت: “این کار در خدمت امنیت اروپا است و این که مایک پنس معاون ترامپ در کنفرانس امنیتی مونیخ هم از اروپائی ها خواسته که با خروج از برجام امنیت خود را به خطر بیاندازند، مسخره است. بسیاری از اروپائی ها در اینجا درباره مناسبات فراملیتی سخن می گویند. این حرف ها باید به عمل منتهی شود و با ایران باید در سطح برابر برخورد کرد”.

وزیرخارجه جمهوری اسلامی سپس از اروپائی ها خواست که خود را از آمریکا رها کنند.”اگر اروپائی ها می خواهند بدون بندهای آمریکا شنا کنند، باید درک کنند که مجبورند خیس شدن را بپذیرند”. ظریف در پایان سخنان خود توصیه برای یک جهان فراملیتی را تکرار کرد.

روزنامه بیلد آلمان در تفسیری بر این توصیه ظریف، آن را درخواست “آزادی عمل برای ملاها” دانست. این روزنامه نوشت: “ظریف گفت یا ما با هم بادبان بر می کشیم یا با هم غرق می شویم. این جمله آهنگی شاعرانه و در عین حال تهدیدآمیز داشت”.

پایان کنفرانسی که عمق شکاف ها را نشان داد

پنجاه و پنجمین کنفرانس امنیتی مونیخ آخر وقت امشب، پایان می یابد. به این ترتیب شرایط شبیه وضعیت فوق العاده در مرکز ایالت بایرن آلمان نیز پایان می یابد. از آنجا که کنفرانس یک نشست رسمی دولتی نیست، در آن تصمیمات تعهدآفرینی اتخاذ نخواهند شد و در پایان آن نیز قطعنامه یا سند مشترکی تصویب و منتشر نخواهد شد.

امسال نیز، مثل همه سال های پیش در کنار نشست اصلی ده ها نشست تخصصی در پشت درهای بسته و بدون حضور خبرنگاران تشکیل شد. هدف برگزاری کنفرانس مبادله نظر میان شرکت کنندگان اعلام شده است. مسئولان از کنفرانس امنیتی مونیخ به عنوان “بازار ایده ها” و “پلاتفرمی برای ابتکارات و دیدگاه های رسمی و غیررسمی دیپلماتیک” یاد می کنند.

موضوع های اصلی مورد بحث در کنفرانس امسال، از پیش کنترل تسلیحاتی، سیاست دفاعی، سیاست تجاری و امنیتی، مسائل زیست محیطی و پیشرفت های فنی اعلام شده بود. اما در عمل بیشتر بحث ها به اختلافات میان آمریکا و اروپا و روسیه و اروپا و تنش های خاورمیانه محدود شد.

هفته نامه اشپیگل آلمان در نگاهی کلی به روندی که ظرف سه روز اخیر در این کنفرانس طی شده است، در گزارشی زیر عنوان “شکاف های عمیق تر” می نویسد: “مرکل صدراعظم آلمان با دونالد ترامپ، که قائم مقام او رهنمودهای سفت و سختی داده بود، تصفیه حساب کرد. کنفرانس امنیتی مونیخ متاثر از جنگ ها و تنش ها بود، حتی میان متحدان”.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .