اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

May 10 2023

مهدی کاظمی؛ اعدام مصنوعی من را شکست، و آدمی دیگر متولد شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی

«ایران وایر: مهدی کاظمی»، متولد ۳بهمن۱۳۶۰ خورشیدی، تا بیست سالگی در ایران زندگی کرد و بعد به اتریش مهاجرت کرد. در اتریش، آلمانی را آموخت و بعد در رشته برق تحصیل کرد. پس از آن در شرکت‌های الکترونیکی و آلمانی مشغول به‌کار شد. او طی قریب به یک دهه اخیر، در سفرهایی که برای دید‌و‌بازدید خانواده داشت، مستندهایی ساخت که هرگز برای پخش آن اقدام نکرد. خودش می‌گوید ایده ساخت این مستندها، از صحبت با یکی از دوستان اتریشی‌اش در ذهنش کلید خورد. وقتی که یک همنشین اتریشی در وین به او گفته بود: «کاش از زمان آلمان نازی و رهبری آدولف هیتلر، مستندهایی پنهانی وجود داشت تا ما حال واقعی مردم آن روز اتریش و آلمان را می‌فهمیدیم.» او ۶دی‌۱۴۰۰، توسط اطلاعات سپاه پاسداران، به اتهام آنچه «جاسوسی برای کشور و دولت متخاصم» خوانده بودند، در اصفهان بازداشت شد.

با مهدی کاظمی در وین، در مورد روزهای پیش و پس از بازداشتش توسط اطلاعات سپاه اصفهان گفت‌وگو کردیم.

 ***

* شما به ایران رفتید و در کشور زادگاهت بازداشت شدید. آیا قبل از این سفر اخیر، به ایران رفت‌و‌آمد داشتید؟

بله، من طی بیست سال اخیر که در اتریش زندگی کردم، بارها و به کرات به ایران رفت‌و‌آمد داشتم، هیچ‌وقت هم مشکلی نداشتم. هرگز مشکلی به‌وجود نیامد. خانواده‌ام هم سیاسی نبود که بخواهند روی من حساس شوند.

* برای ساخت مستند به ایران رفته بودید؟

من از پنج سال پیش در کنار شغل اصلی‌ام، مستند سازی را شروع کردم. من هیچ‌وقت آدم سیاسی نبودم و مستندسازی را هم از روی علایق شخصی‌ام شروع کردم. اولین مستندی که ساختم برای بچه‌های سنگ‌نورد و صخره‌نورد ایرانی بود. خیلی از همان بچه‌هایی که در موردشان مستند ساختم، در اعتراضات اخیر جزو سنگ‌نوردهایی بودند که یا روسری‌های‌شان را درآوردند، یا مثلا بازداشت شدند. من طی این پنج سال، هیچ یک از مستندهایم را نمایش ندادم.  یعنی حتی ادیت هم نکردم. چون می‌خواستم این فیلم‌ها را برای آیندگان بسازم. داستان از اینجا شروع شد که یک روز دوست اتریشی‌ام به من گفت کاش می‌توانستیم بفهمیم در زمان “آدولف هیتلر” و نازی‌ها، مردم اتریش چه فکری می‌کنند و چه اعتقادات سیاسی دارند. آیا همه مردم با هیتلر بودند؟ مسلما رسانه‌های آلمان نازی این‌طور القا می‌کردند که مردم آلمان و اتریش هم با سیاست‌های رهبرشان همسو هستند. ما هم الان در ایران یک دیکتاتور، یک هیتلر و یک حکومت شبیه به آلمان نازی داریم. پس ما می‌توانیم مستندهایی بسازیم، بدون اینکه پخش کنیم و بگذاریم برای آینده آزاد ایران. من مستندهایم را برای ایران آزاد می‌ساختم.

*غیر از صخره‌نوردها، چه موضوعات دیگری برایتان سوژه فیلم‌سازی شد؟

در مورد بچه‌های اوتیسم یک فیلم ساختم. خانمی در میدان تجریش را دیدم که زندگی غریبی داشت. این خانم از پدر و مادری ایرانی-آمریکایی به‌دنیا آمده بود؛ یعنی نصف ایرانی بود و نصف آمریکایی. همسرش آلمانی بود و کارش کشید به دست‌فروشی کنار میدان تجریش در ایران؛ هم خودش هم برادرش اوتیسم داشتند. یک مستند در مورد موسیقی زیرزمینی ساختم. فیلمی هم در مورد مشکلات زنان در ایران که فقط همین یک فیلم را پس از انقلاب مهسا ادیت کردم، منتشر شد و جوایزی هم در جشنواره‌ها برد.

* آخرین مستندی که می‌ساختی در مورد کولبران بود. یعنی بهانه اصلی دستگیری‌ات همین مستند شد؟

دسامبر۲۰۲۱ من به ایران رفتم تا در مورد کولبران مستندی تهیه کنم. من از وین به شیراز رفتم. از شیراز با خودرو خودم به اصفهان رفتم و در هتلی که بعدها فهمیدم در دستگیری من نقش داشته، اقامت کردم. از آنجا به سنندج رفتم و از طریق دوستانم با سرکارگر کولبرها آشنا شدم. هدف من از پروژه کولبران این بود که می‌خواستم به مردم نشان دهم این بچه‌ها، در چه وضعیتی و در چه پروسه‌ای، بارها را از کوهستان عبور می‌دهند و به ایران می‌آورند. یعنی قرار بود خود من هم با کولبرها از کردستان حرکت کنم، به بارگاه که محل تحویل بارهاست بروم و بعد با آن‌ها از مسیر کوهستان به مقصد برگردم. چیزی که برای بازجوهایم در زمان بازداشت مهم بود و بارها پرسیدند، این بود که چه کسی به من خط داده است؟ من این را به بازجوهایم گفتم و اینجا هم می‌گویم؛ دوستان و همکاران من در اتریش، تعطیلات‌شان را به مدیترانه می‌رفتند و عشق زندگی را می‌کردند، من با پول سفر و زندگی شخصی‌ام می‌رفتم از بچه‌های اوتیسم و مشکلات زنان و صخره‌نوردها و کولبران فیلم می‌ساختم.

در کردستان، کولبرها به من گفتند چرا چنین ریسکی می‌کنی؟ گفتند اگر از مرز رد شویم و ما را بگیرند، ما کردی حرف می‌زنیم و گلیم خودمان را از آب می‌کشیم. تو می‌خواهی به چه زبانی حرف بزنی که نجات پیدا کنی؟ می‌گفتند ممکن است حتی برای خودشان هم گران تمام شود. حالا خوشبختانه یا بدبختانه، آن روزها مرز بسته بود و کار نمی‌کردند.

از سرکولبر پرسیدم یعنی چی که مرز بسته است؟ شما که از مرز و با گذرنامه عبور نمی‌کنید و از کوهستان رد می‌شوید. آن‌جا جوابی شنیدم که برایم تکان دهنده بود. سرکولبر که به عبارتی هماهنگ کننده کولبرهاست در دوربین گفت: «ما و سپاه با هم کار می‌کنیم. اگر سپاه نداند یا نخواهد، ما نمی‌توانیم عبور کنیم.» به من گفت که یکی دو کولبر که نیستند شبانه از مرز ردشان کنیم، ماجرای هزاران کولبر است. الان سپاه گفته رد نشوید و ما هم نباید کار کنیم.

از او پرسیدم خب  پس چرا نیروهای سپاه بچه‌های شما را با تیر می‌زند؟ سرکولگر گفت: «گهگاهی هم ما باید یادمان باشد قدرت دست کیست و سپاه است که حرف اول را می‌زند.» واقعا حیف از این فیلم‌ها که دیگر نیستند. همه این فیلم‌ها افتاد دست سپاه. 

* در مورد هتلی در اصفهان صحبت کردید و گفتید نقش مهمی در بازداشت شما توسط سپاه پاسداران داشت. در گفت‌وگویی هم که قبل از مصاحبه داشتیم گفتید که مدیر این هتل مخبر سپاه پاسداران بوده و اطلاعاتی را که به‌صورت دوستانه از تو می‌گرفت، در اختیار بازجویان سپاه قرار داده بود. چطور به این نتیجه رسیدی؟  

این هتل در اصفهان پاتوق من شده بود. هر وقت به اصفهان می‌رفتم آنجا اقامت می‌کردم. دفعه آخری که من به ایران رفتم، یکی از دوستان آلمانی‌ام را هم با خودم بردم. قبل از این‌که پروژه فیلم‌برداری کولبران را آغاز کنم، می‌خواستم ایران را به او معرفی کنم. این کار همیشگی‌ام بود. هر بار یکی از دوستان اروپایی‌ام را می‌بردم و اتفاقا آن‌ها هم عاشق ایران می‌شدند. این‌بار در فرودگاه، یک خانم حراستی جلو آمد، بدون این که با این توریست آلمانی حرف بزند، روسری‌اش را با دست گرفت و کشید جلو. من بلند شدم و اعتراض کردم. گفتم خانم این چه شکل برخورد کردن است؟ چرا بدون اجازه به بدن یک زن دست می‌زنی؟ با همین خانم حراستی بحثم شد و حرف‌های تندی زدم و مجبور شدم از فرودگاه خارج شوم و بیایم بیرون. چون حرف‌های تندی هم زده بودم و او رفته بود نیروی کمکی بیاورد. این ماجرا را فقط و فقط برای همین مدیر هتل تعریف کردم و بعد در بازجویی‌ها همین موضوع را جلوی من گذاشتند.

به‌جز این، قبل از سفر به کردستان، همین مدیر هتل به من گفته بود که هرچه وسایل فیلمبرداری و الکترونیکی داری با خودت بیاور که می‌خواهم همه آن‌ها را از تو بخرم. من همه وسایلم که حتی دوربین مخفی‌هایم بود را با خودم به ایران بردم، چون می‌خواستم به‌عنوان جنس دسته دوم بفروشم و تجهیزات جدید بخرم. ولی نخرید؛ هر روز امروز و فردا کرد و روزهای آخر می‌گفت این‌ها را نگه‌دار، یکی از دوستانم قرار است بیاید و آن‌ها را بخرد. در حقیقت فقط می‌خواست با همه وسایلم دستگیر شوم.

یک روز قبل از دستگیری‌ام هم به من گفت یک سورپرایز برایت دارم که تا آخر عمرت فراموش نکنی و زندگی‌ات دگرگون می‌شود. در جوابش گفتم تو لطفا این وسایلی که قول داده بودی را بخر، برای من کافی است. گفتم من به‌خاطر تو این همه پول اضافه بار دادم و حالا دوباره همه این‌ها را به وین برگردانم. گفت نگران نباش دوستانم وسایلت را از تو می‌گیرند. فردا منتظر سورپرایز من باش.

* فردای آن روز بازداشت شدید. یعنی سورپرایزی که وعده‌اش را می‌داد که بگیرید، همین بازداشت توسط سپاه بود؟

صبح که بیدار شدم، خودش در هتل نبود. یکی از دوستانم که در اصفهان بود را دعوت کردم هتل که با هم صبحانه بخوریم و به کارگاهش برویم و بعد برگردم شیراز و کم‌کم آماده برگشت به وین شوم. حوالی ساعت ۱۲ یک نفر با شماره ناشناس به من زنگ زد و گفت ماشین شما به‌دلیل شکایت راهنمایی رانندگی توقیف است. گفت اگر نیایید به کلانتری ۱۱ اصفهان، در اولین پلیس راه، خودرو شما توقیف می‌شود. من هم با دوستم رفتم، اما روبه‌روی کلانتری ریختند سر من. یک مشت آدم‌های عجیب‌و‌غریب. اول فکر کردم این‌ها نوچه‌های آدم‌هایی هستند که از من شکایت کردند، گفتند بیا برویم توی ماشین. گفتم بیایید داخل کلانتری حرف بزنیم. دیدم پلیس‌ها ایستادند و نگاه می‌کنند. با این وجود دویدم و از گیت رد شدم و به حیاط کلانتری رسیدم. دیدم این‌ها هم وارد شدند، فهمیدم زورگیر نیستند. سردسته‌شان آمد و گفت فکر کردی بروی کردستان فیلم‌بگیری و کسی نفهمد؟ چشم‌بند زدند، دست‌بند زدند و مرا بردند.

* این همان سورپرایزی بود که مدیر هتل برایت در نظر داشت؟

یادم هست وقتی به همان مدیر هتل گفتم که در فرودگاه وقتی بر سر حجاب دوست آلمانی‌ام به جمهوری اسلامی بد و بیراه گفتم، ناراحت شد. به من گفت به هرحال کشور قانون دارد، نمی‌توانی هر کاری خواستی بکنی. آن روز برایم عجیب بود که یک دفعه این قدر تغییر رفتار داد. اما بعد فهمیدم ماجرا چیست. این موضوع را حتی در بازجویی‌ها به من گفتند؛ که چرا در فرودگاه به نظام توهین کردی؟ 

* وقتی شما را گرفتند، موضوع اصلی این بود که چرا با کولبرها صحبت کردید، یا چرا برای مستند سراغ این قشر جامعه رفتی؟ 

نه اتفاقا اصلا موضوع این نبود. من بعدها فهمیدم وقتی من را گرفتند از من جز نام و نام‌خانوادگی‌ام هیچ چیزی نداشتند. لپ‌تاپ و موبایلم را برداشتند و همه زندگی من را بیرون کشیدند. حتی بعضی از فیلم‌هایی که ساخته بودم مثل صخره‌نوردها را چون روی دستگاه‌هایم نبود را هم خودم به بازجوها گفتم. حرفم این بود که من سیاسی نیستم. فقط داشتم مستندهایی می‌ساختم که قرار هم نبود جایی منتشر شود.

* خودت فکر می‌کنی دو تابعیتی بودن  تاثیری در بازداشت شدن داشت؟

بیش از ۹۰ درصد دو ملیتی بودنم دلیل بازداشت شدنم بود. من بچه‌هایی را در ایران می‌شناسم که همین کار را می‌کنند و مشکلی به‌وجود نمی‌آید. حتی یک بار خودم را در شیراز گرفته بودند، ولی چون با لهجه شیرازی با ماموران حرف زدم، ولم کردند.

نامزد من آمریکایی است. بازجوها می‌گفتند این خانم افسر اطلاعاتی تو است؛ می‌گفتند ما می‌دانیم این از طریق تو نفوذ کرده و می‌خواهد از داخل کشور اطلاعات کسب کند. به بازجوها گفتم من قبل از شناختن این خانم مستندسازی‌ام را شروع کردم، این بنده خدا اصلا چیزی از سیاست نمی‌داند. اما قبول نمی‌کردند. در حقیقت بازجوهای سپاه دو خواسته بزرگ از من داشتند؛ اول اینکه حرف‌های تو باید با مستندات ما یکی شود، دومی هم اینکه نامزدت را بکش بیاور ایران یا یکی از کشورهای همسایه که ما او را بیاوریم؛ گفتم اعدامم کنید هم این کار را نمی‌کنم.

 * تو برای رسیدن بازجوهای سپاه به همین دو خواسته سه ماه در زندان بودی. یعنی زمانی که تقریبا می‌گویند یک انسان را در بازجویی‌ها به‌صورت کامل می‌شکنند. 

۷۶ شبانه روز. دلیل دارد که می‌گویم شبانه روز؛ شما در حالت عادی شب‌ها می‌خوابی. ولی آنجا شب نداری، نمی‌خوابی. ببینید من بند ۹ الف اطلاعات سپاه بودم، همان‌جایی که الان توماج صالحی را نگه می‌دارند. قاضی‌ام همان قاضی اطلاعات سپاه بود. وقتی من را بردند داخل زندان، از همه جای جهان بی‌خبر بودم. حتی نمی‌دانستم روسیه به اوکراین حمله کرده است. من قبل از دستگیری‌ام سرطان داشتم و به‌همین دلیل عمل کردم. با این وجود، همیشه نگران خانواده‌ام بودم. بازجوها هرگز من را نزدند، ولی کاش کتک می‌زدند. لااقل خالی می‌شدم. آن‌قدر نگه‌ت می‌دارند که امیدت را بگیرند. من از یک جایی پذیرفتم که اینجا ایستگاه آخر است. من را از یک جایی شکستند. شما خودت را در دست کسانی می‌بینی که اختیار تام دارند و به هیچ‌جا هم پاسخگو نیستند.

من روز دهم، در زندان اقدام به خودکشی کردم. ببینید طی ده روز چه بلایی در بازجویی‌ها بر سر آدمی که همه زندگی‌اش در ایران‌گردی و جهان‌گردی بود آوردند، که کارش به خودکشی کشید. آن روز من دوازده ساعت بازجویی شده بودم. آن روز احساس کردم دارم تمام می‌شوم و ممکن است اعتراف کنم. ده شبانه روز پروژکتور روی صورتم روشن بود، حق نداری پتو را روی صورتت بکشی و بلافاصله می‌ریزند داخل سلول، می‌گویند باید صورتت را ببینیم.

آن روز ظرف غذایم را که آوردند، ظرف را شکستم و با لبه ظرف پلاستیکی خواستم رگ دستم را بزنم. حرکت اول را که زدم، صدای پای‌شان را شنیدم. ظرف پلاستیکی تیز نبود و رگم را نزد. آمدم ضربه دوم را محکم‌تر بزنم که مچ دستم را گرفتند. ریختند داخل سلول و تمام پتوها، ظرف آشغال و جارو کوچکی که برای نظافت داشتیم را با خودشان بردند. گفتند دوباره خودکشی می‌کند؛ همه دار‌و‌ندارم همین پتو و ظرف غذا بود که رفت.

* این آخرین اقدام اعتراضی‌ات بود؟

بین روزهای هفدهم تا نوزدهم بود که اعتصاب غذا کردم. خواسته‌ام هم این بود که مرا به زندان قوه‌قضاییه ببرید. بعد از آن خودکشی به من گفتند اینجا جانت دست خودت نیست. می‌خواهی بمیری هم بمیر، ولی وقتی ما گفتیم باید بمیری. من همان‌جا دیگر اعتصاب غذا کردم. از هر راهی وارد شدند؛ یک بار تهدید، یک بار فریاد، یک بار یک پیرمرد مهربان فرستادند داخل سلول، ولی گفتم من ادامه می‌دهم ولی سربلند می‌میرم. روز چهارم همان پیرمرد آمد داخل سلول و گفت ما تسلیم هستیم. بیا برو زندان قوه‌قضاییه.

من را بردند تا داخل حیاط و خورشید بعد از ۱۹ روز به بدنم خورد. آمدند و گفتند یک مصاحبه بکن و برو. من هم در آن مصاحبه بدشان را نگفتم. گفتم حالا که اعتصاب غذا جواب داده، لااقل بدشان را نگویم که کار خراب نشود. گفتم همین که سپاه من را شکنجه بدنی نداد، دست سپاه درد نکند.

من را با خودرو به زندان مرکزی قوه‌قضاییه منتقل کردند. همه کارهای اداری اول هم انجام شد. اثر انگشت گرفتند، نام نویسی کردند. بعد مرا جدا کردند و بردند انفرادی. فکر کردم برای اینکه با قاتل‌ها و جانی‌ها هم سلول نباشم، می‌خواهند به انفرادی بروم. در انفرادی یکی آمد و گفت غذا تمام شده، بیا غذای من که همسرم درست کرده را بخور. قرمه‌سبزی بود و من هم بعد از چهار-پنج روز اعتصاب غذا، واقعا گرسنه بودم. ده دقیقه بعد از اینکه غذایم را خوردم، برگشت و گفت غذایت را خوردی؟ بلند شد و گفت باید برگردی همان‌جایی که بودی، گفت من نمی‌دانم تو کی هستی، فقط گفته‌اند غذایش را خورد بگو باید برگردد همان‌جایی که بود. دنیا روی سرم خراب شد. آنجا فهمیدم دیگر اعتصاب غذا هم فایده ندارد و بدنم شروع کرد به اذیت کردن. من سرطان دستگاه گوارش داشتم و دکتر توصیه کرده بود که باید سبزی و میوه‌جات بخوری، خب چنین چیزی هم در زندان وجود نداشت.

* بعد از بازگشت از زندان مرکزی و شکستن اعتصاب غذا، رفتار بازجوها تغییر نکرد؟

گفتند از این به بعد بنشین تا صدایت کنیم. کارم به جایی رسیده بود که آرزو می‌کردم برای بازجویی صدایم کنند. دو ساعت، سه ساعت، یک روز، دو روز، همان‌جا در همان اتاق دو در دو نشسته‌ای. هیچ کاری، هیچ سرگرمی نداری. من با غذایی که برایم می‌آوردند سرگرمی درست می‌کردم. مثلا خرماها را دور نان می‌چیدم، بعد نان را تکه تکه می‌کردم روی خرماها می‌گذاشتم. بعد از سر گرسنگی نان و خرما را می‌خوردم. حالا عذاب وجدان می‌گرفتم که چرا سرگرمی‌ات را خوردی؛ از خودم بدم می‌آمد که چرا سرگرمی‌ات را می‌خوری. از آن‌جا به بعد شرایط جسمی‌ام بدتر شد، تا جایی که دیگر هیچ چیز نمی‌توانستم بخورم، بوی غذا که می‌آمد بالا می‌آوردم.

از روز سی‌ام بازداشتم، گفتند تو نه افسر اطلاعاتی -یا همان نامزدم- را به ایران می‌آوری و نه حرف‌هایت را با سندهای ما یکی می‌کنی. یعنی همان اعتراف اجباری؛ پس تو جاسوسی و حکم جاسوس هم اعدام است. 

از آن روز حرف در مورد اعدام را شروع کردند. یک روز در سلولم نشسته بودم، زندانبان آمد و گفت چشم‌بندت را بزن. می‌دانستم که وقت هواخوری هم نیست. پرسیدم کجا می‌خواهی ببری؟ بازجویی دارم؟ گفت نه! همکاری نکردی، باید اعدام شوی. آمدند مرا بردند. زندانبان‌ها پرسیدند چه حسی داری که می‌خواهی اعدام شوی؟ من ناخودآگاه یاد شعری از خیام افتادم که می‌گفت «از آمدنم نبود گردون را سود، وز رفتن من جاه و جلالش نفزود» و مداوم همین را زمزمه می‌کردم، در آن لحظات به من آرامش می‌داد. بعد از پنج دقیقه گفتند بچه خوبی هستی، برگرد سلولت. 

از وقتی به سلول برگشتم، آن مهدی کاظمی مرد. یعنی آن مهدی کاظمی قبلی همان‌جا اعدام شد و یک نفر دیگر به‌دنیا آمد. با همین اعدام مصنوعی یک آدم جدید، یک مبارز در من متولد شد. شده بودم کسی که دیگر حتی نمی‌ترسیدم. شروع کرده بودم در سلول خودم آن‌قدر راه می‌رفتم که زانوهایم می‌گرفت. زیرلب زمزمه می‌کردم می‌گفتم «من خویشتن خویش را یافتم» و باز راه می‌رفتم. می‌آمدند داخل سلول و تهدید می‌کردند، می‌گفتند بنشین وگرنه می‌زنیم. حتی نگاه‌شان نمی‌کردم و باز راه می‌رفتم.

بعد از آن به من گفتند تو نه تنها جاسوسی، که جاسوس حرفه‌ای هم هستی. هرکسی آمده اینجا بعد از ۱۰ روز، نهایتا ۲۰ روز به حرف آمده، تو بعد از دو ماه هنوز حرف نزدی. گفتم من اگر جاسوس ساده هم بودم باید از مال دنیا یک خانه یا یک ماشین می‌داشتم، نه اینکه از دار دنیا هیچ چیزی نداشته باشم. بعد از ۶۰ روز من را با هواپیما بردند تهران. گفتند برو آنجا، آدمت می‌کنند. در تهران هم بازجویی‌ها ادامه داشت. دوازده روز تهران بودم. هفتادودومین روز بازداشتم باز مرا برگرداندند اصفهان. در این مدت همه فکرم این بود که خانواده‌ام چه می‌کشند؟ بعدها فهمیدم که دولت اتریش هیچ کاری برای من نکرده بود؛ حتی در این حد که بپرسد حال این آدم خوب است؟ هیچ کاری نکرده بود.

* بعد از آن بود که تصمیم گرفتند تو را موقتا آزاد کنند؟

بازجو من یک بار از دهانش پرید و گفت: «به هرحال من باید به بالا دستی‌ام بگویم تو را برای چه چیزی گرفتیم یا نه؟ نمی‌توانم بگویم هیچ اعترافی نکردی که.» یعنی این‌ها در همان دادگاه‌های نمایشی‌شان هم به یک مدرک حداقلی نیاز داشتند.

همان زمانی که من در بازداشت بودم، پدر و مادرم از طریق دوستم خبردار شده بودند. با هزار بدبختی و رایزنی و پیدا کردن آشنا و صحبت با دادستان، موفق شده بودند محل بازداشت مرا پیدا کنند. یک روز آمدند جلوی من نشستند و ۱۰ برگه گذاشتند جلوی من، گفتند این‌ها را امضا کن. پرسیدم چرا باید امضا کنم؟ گفتند یعنی بعد از ما اجازه نداری با هیچ نهاد دیگری صحبت کنی. بعد گفتند باید در این دفتر برای ما بنویسی که اینجا بر تو چه گذشت. چیزی مثل یادگاری. یکی از زندانبان‌ها آمد، مرا چندبار در اتاق‌های مختلف چرخاند و بعد وارد محوطه شدیم. به من گفت الان چشم‌هایت را باز می‌کنم. روبه‌روی تو یک در است، در را باز کن و بدون اینکه برگردی برو بیرون. در را باز کردم، دیدم خیابان است، آدم‌ها رد می‌شوند. در را بستم گفتم اینکه خیابان است، گفت آزادی برو. برگشتم بغلش کردم. داد می‌زد که مگر نگفتم برنگرد؟

وقتی از زندان بیرون آمدم، دیدم پدرم، مادرم، همه خانواده و دوستانم منتظرم هستند، نمی‌دانید چه حس زیبایی بود. 

* خروج از ایران برای کسی که به او انگ جاسوسی دولت متخاصم زده‌اند ساده نیست. چطور از ایران خارج شدی؟

من یا قید وثیقه آزاد شدم. طبق قانون، باید شش ماه به شش ماه ممنوع‌الخروجی‌ات تمدید شود. در این مدت دوبار دادگاه رفتم که بعدها مشخص شد به ۱۶ سال زندان محکوم شدم. بعد از دو ماه که با قید وثیقه آزاد بودم، گذرنامه‌هایم را به من پس دادند، ولی خب ارزشی نداشت و کاغذ پاره بود. دقیقا روزی که شش ماه از آزادی‌ام می‌گذشت، به پدرم گفتم اینجا که آلمان نیست، شاید تا بخواهند ممنوع‌الخروجی‌ام را تمدید کنند، یکی دو روز این وسط از دستشان در برود.

رفتم اداره گذرنامه شیراز و گفتم من فقط یک سوال دارم. من ممنوع‌الخروج هستم یا نه؟ گفت برو ته صف تا نوبتت بشود. رسیدم داخل و پاسپورت ایرانی‌ام را تحویل مسوول باجه دادم. گفت دیروز ممنوع‌الخروج بودی یا فردا باشی را نمی‌دانم، اما امروز ممنوع‌الخروج نیستی. به‌محض اینکه از اداره گذرنامه بیرون آمدم با موبایل پدرم یک بلیت آنلاین برای دبی خریدم. اصلا مهم نبود مقصد کجاست، فقط می‌خواستم با اولین پرواز از کشور خارج شوم.

در هر صورت، در فرودگاه و گیت اول که چمدان‌ها را کنترل می‌کنند، من را کشیدند کنار. گفتند چهره‌ات لبریز از استرس است. دستش را روی سینه‌ام گذاشت و گفت چرا قلبت تند می‌زند؟ گفتم من استرس پرواز دارم. گفت نه یک جای کار تو می‌لنگد. چند بار وسایلم را چک کرد و گفت برو، ولی فکر نکن من نفهمیدم.

بخش کنترل پاسپورت هم مهر زد و گفت برو اطلاعات سپاه. آنجا را هم رد کردم، باورم نمی‌شد. برای پدرم نوشتم: «من رد شدم شما بروید.» پدرم گفت تا تو به وین نرسی من اینجا می‌مانم. وقتی هواپیما در فرودگاه دبی به زمین نشست، بعد از چند دقیقه پلیس دبی مرا دوره کرد و گرفت. گفتم خب سپاه فهمید، به امارات خبر داد و اینجا دیگر کارم تمام است. مرا بردند، از خودم و وسایلم عکس گرفتند. گفتند می‌توانی بروی، ولی تو بیست دقیقه است یک نقطه ایستادی و به آسمان خیره شدی. چکار می‌کنی؟ گفتم بلیت برای فرداست، گفتند خب برو بنشین. چرا مثل دیوانه‌ها یک جا می‌ایستی آسمان را نگاه می‌کنی؟ من خودم نفهمیده بودم که بیست دقیقه گذشته بود.

* الان بین مهدی کاظمی قبل از آخرین سفر به ایران، با مهدی کاظمی که در وین است و دیگر نمی‌تواند به ایران برگردد چه فرقی هست؟ 

زندانبان‌ها در زندان به من گفتند ما نمی‌دانیم تو کی هستی که نمی‌گذارند تو را بزنیم، ولی ما همه را وحشیانه می‌زنیم. از بقیه زندانی‌ها هم شنیده بودم که شدیدا کتک می‌خورند. اما خب قرار بود روی بدن من جایی از ضرب‌و‌شتم باقی نماند. من تا قبل از بازداشت، سپاه را مثل بقیه مردم دنیا می‌شناختم. فقط اطلاعاتی از رسانه‌های داخل و خارج در موردش خوانده بودم، اما من سپاه را با پوست و استخوانم درک کردم. می‌خواهم صدای آن‌هایی باشم که در زندان‌های سپاه شکنجه یا کشته می‌شوند.

در جریان بازجویی‌ها، بارها به من گفتند خائن و وطن‌فروش و جاسوس. یک بار به بازجویم گفتم ببین، مطمئن باش اگر روزی کسی به کشور من حمله کند، من جلوتر از تو برای دفاع از ایران می‌روم. گفتم مطمئن باش تو در آن زمان پشت سر من هستی و جلو نمی‌آیی. بعد از انقلاب مهسا هم به این نتیجه رسیدم که هر یک از ما باید سهم خودمان را ادا کنیم.

No responses yet

May 09 2023

واکنش نیلوفر آقایی به «دروغگو» خطاب شدن معترضان در بیلبوردهای شهرداری تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,ملای حیله‌گر

صدای آمریکا: نصب بیلبوردهایی با طرح پینوکیو و دادن نسبت دروغگویی به معترضانی که چشم‌هایشان را بر اثر تیراندازی نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی از دست داده‌اند، واکنش یکی از این آسیب‌دیدگان را به همراه داشت.

شهرداری تهران بیلبوردهایی با طرح پینوکیو در کنار افرادی با چشم‌های پانسمان شده به همراه سخنی از امام اول شیعیان در نکوهش دروغ در سطح شهر نصب کرد.

روی این بیلبوردها از علی ابن ابی‌طالب نقل قول شده که «در دروغگویان خیری نهفته نیست.»

نیلوفر آقایی، یکی از معترضانی که یک چشمش را با شلیک نیروهای جمهوری اسلامی از دست داده و به‌تازگی به جای آن چشم مصنوعی گذاشته است، در پیامی ویدئویی به این اقدام شهرداری تهران واکنش نشان داد و گفت: «یک ماه و خرده‌ای است که چشم درآورده‌ام، اما مشغله زیاد نگذاشت من این دروغ را فاش نکنم؛ که حواسم باشد این چشمم را نشان ندهم،‌ اما نمی‌دانم چشم جدید چرا صدا می‌دهد.»

او تأکید کرد: «البته که بر دروغگویان خیری نهفته نیست! این را آویزه گوشمان کرده‌ایم، اما دیگر ببخشید، یادم رفته بود خبر بدهم که چشم درآورده‌ام!»

نیلوفر آقایی کارشناس ارشد مامایی است که روز چهارم آبان ۱۴۰۱ در تجمع کادر درمان در مقابل نظام پزشکی در اعتراض به کشته شدن مهسا امینی در بازداشت نیروی انتظامی، با شلیک مستقیم مأموران یگان ویژه بینایی یک چشم خود را از دست داد.

نسبت دادن «دروغگویی» به آسیب‌دیدگان اعتراضات سراسری از سوی شهرداری تهران در حالی است که روز یک‌شنبه ابراهیم رئیسی با ادعای «جبران خسارت شهروندانی» که در جریان اعتراضات «خسارت‌های مادی یا آسیب‌های معنوی» دیده‌اند، یک کمیته ویژه تشکیل داد.

چشم‌پزشکان سه بیمارستان «فارابی، رسول‌اکرم، و لبافی‌نژاد»، تخمین زده‌اند که در جریان سرکوب اعتراضات سراسری ایران که پس از ۲۶ شهریور تا پایان آبان «بیش از ۵۰۰ بیمار» را که «چشم‌هایشان به‌شدت آسیب دیده بود» پذیرش کرده‌اند و پزشکان در استان کردستان نیز از «حداقل ۸۰ نفر» سخن گفته‌اند که چشمانشان مجروح شده است.

برخی از این آسیب‌دیدگان با انتشار عکس‌های خود توجه افکار عمومی را جلب کرده‌اند.

الهه توکلیان، یکی از معترضانی که بر اثر اصابت گلوله مأموران جمهوری اسلامییک چشمش را از دست داده‌، پیش از این گفته است که «سکوت در مقابل خون هایی که به ناحق ریخته شد» خیانت است و او «زنده است که این اتفاقات را به تصویر بکشد و این خیانت را نشان دهد.»

No responses yet

May 09 2023

تجمع سراسری معلمان در شهرهای ایران؛ “عصیانی که زبانه می‌کشد”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: در پی فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، معلمان در شهرهای مختلف تجمع اعتراضی برگزار کردند. این تجمعات به استثناء سنندج بدون هیچ مشکلی برگزار شدند.

در سنندج، نیروی انتظامی قصد جلوگیری از ادامه تجمع و ممانعت از راهپیمایی معترضان را داشت که در مواردی باعث درگیری با معلمان شد. بر اساس ویدئوهای منتشر شده، معترضان در سنندج شعارهایی، از جمله “ژن، ژیان، ئازادی” و “معلم زندانی، آزاد باید گردد” سر دادند.

از اراک گزارش رسید که علاوه بر معلمان، والدین دانش‌آموزان نیز به همراه فرزندان خود در تجمع اعتراضی شرکت کرده‌اند.

کانال تلگرامی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، تصاویر منتشر شده از تجمعات امروز را با عنوان “عصیان در من زبانه می‌کشد”، به اشتراک گذاشته است.

در پی فراخوان‌ شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی #فرهنگیان، روز سه‌شنبه ۱۹ اردیبهشت #معلمان و فرهنگیان در سراسر ایران تجمعی برگزار کردند. pic.twitter.com/f4GTUlGqfo

— DW فارسی (@dw_persian) May 9, 2023

بر اساس گزارش کانال تلگرامی این شورا، معلمان و فرهنگیان در شهرهای کرمانشاه، اراک، شوش، اهواز، تربت حیدریه، همدان، سنندج، اسلام‌آباد غرب، قزوین،‌اصفهان و هرسین کرمانشاه مقابل اداره مرکزی آموزش و پرورش این شهرستان‌ها تجمع اعتراضی برگزار کردند.

این شورا در بیانیه‌ هفته گذشته خود به مناسبت بزرگداشت مقام معلم، از معلمان کشور خواسته بود که روز سه‌شنبه، ۱۹ اردیبهشت در برابر ادارات آموزش و پرورش شهرستان‌ها تجمع اعتراضی برگزار کنند.

برگزاری گردهمایی های اعتراضی امروز پیش از این با حمایت دست‌کم ۱۵ نهاد و تشکل داخلی، از جمله شورای بازنشستگان ایران و دانشجویان دانشگاه‌های فردوسی مشهد، دانشگاه صنعتی و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان روبرو شده بود.

بر اساس اطلاعیه های منتشره این اقدام فرهنگیان کشور برای اعتراض به “حذف عملی اصل ۳۰ قانون اساسی، تشدید القائات ایدئولوژیک در کتاب‌های درسی، درست اجرا نشدن قانون رتبه‌بندی و تبدیل آن از یک عامل تشویق معلمان به ابزاری برای مطیع کردن آنان، انتظار بیش از یک دهه برای همسان‌سازی حقوق بازنشستگان، ایجاد ناامنی روانی و تهدید سلامت جسمی دانش‌آموزان به ویژه دختران دانش‌آموز و…” برنامه‌ریزی شده بود.

🔴 #تجمع_سراسری_معلمان#اراک_استان_مرکزی

عصیان در من زبانه می‌کشد!

عصیان آن دخترکانی که سهمشان از این سرزمین شده‌ است گاز صد میکروب و گرز صد سردار

سه‌شنبه ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲ #ما_خاموش_شدنی_نیستیم#ژن_ژیان_ئازادی

🔹🔹🔹

@kashowranews pic.twitter.com/B0CGEZWWjH

— شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان (CCITTA) (@CoordinatingA) May 9, 2023

 در ماه‌های اخیر اعتراض معلمان به حملات شیمیایی به مدارس دخترانه و ناتوانی دولت در پرداخت حقوق و معوقات معلمان شدت گرفته است. دولت نیز مانند همیشه با بی اعتنایی یا سرکوب اعتراضات واکنش نشان می دهد. محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان روز شانزدهم فروردین ماه ۱۴۰۲، کمتر از دو ماه پس از آزادی، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد.

ضربات اعتراضات از سال ۱۳۹۶به این‌ سو بر پیکر جمهوری اسلامی هر بار سنگین‌تر شده‌اند. اینبار معترضین شعار داد‌ه‌اند: «بهش نگین اعتراض، اسمش شده انقلاب».

No responses yet

May 08 2023

دو کاربر شبکه‌های اجتماعی در ایران به اتهام «توهین به مقدسات» اعدام شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، صبح دوشنبه ۱۸ اردیبهشت، یوسف مهرداد و صدرالله فاضلی زارع، دو کاربر فعال در شبکه‌های اجتماعی را به اتهام آنچه «هتاکی به مقدسات اسلامی» و «سب‌النبی» (توهین به پیامبر اسلام) خوانده، از طریق آویختن به دار اعدام کرد.

این در حالی است که منابع حقوق بشری تاکید کرده‌اند که این دو فقط به نقد خرافات دینی می‌پرداختند.

خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی درباره اعدام این دو نفر نوشت که در پی تشکیل پرونده‌ای در سال ۹۹ در دادگاه انقلاب اراک، یوسف مهرداد در اردبیل و صدرالله فاضلی زارع نیز به اتهام همکاری با او در یاسوج بازداشت شدند.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مدعی است که مهرداد در شبکه‌های اجتماعی به «ترویج خداناباوری و توهین به مقدسات دینی و اسلامی» می‌پرداخته و همچنین قرآن‌ را «سوزانده» بود. او همچنین از سوی قوه قضاییه به «ارتداد فطری» نیز متهم شده بود.

#یوسف_مهراد و #سیدصدرالله_فاضلی‌زارع
صبح امروز اعدام شدند.

این یک جنایت بزرگ است و باید بطور گسترده در سطح جهانی محکوم شود، باید سکوت را شکست.
جان تمام زندانیان سیاسی در خطر جدیست، دفاع از فعالان در بند و مبارزه علیه اعدام یک وظیفه انسانیست. pic.twitter.com/GoLY11jeMI

— Reza Kaabi (@reza_kaabi3) May 8, 2023

در مورد فاضلی زارع نیز، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با استناد به اعترافات اجباری او مدعی است که به پیامبر اسلام و «مقدسات دینی» «توهین» کرده است.

یوسف مهرداد پدر سه کودک خردسال و صدرالله فاضلی زارع سرپرست مادر سالمندش بود.

پیشتر رابرت مالی نماینده ویژه دولت آمریکا در امور ایران در توییتی نوشت: «از گزارش‌ها در خصوص این‌که یوسف مهرداد و سید صدرالله فاضلی زارع در معرض خطر قریب‌الوقوع اعدام قرار دارند، خشمگین شده‌ام. ایران باید آزار و اذیت و کشتار مردم را به دلیل استفاده از حق آزادی مذهب متوقف کند.»

همچنین منابع حقوق بشری پیشتر تاکید کرده بودند که این دو زندانی عقیدتی در ارتباط با مدیریت و عضویت در یک کانال تلگرامی با عنوان «نقد خرافه و مذهب» بازداشت شده بودند.

جمهوری اسلامی با گرفتن اعترافات اجباری از متهمان عقیدتی و سیاسی و استناد به آنها، احکام سنگین از جمله اعدام را در مورد این متهمان صادر می‌کند.

وب‌سایت دادبان ایران در رابطه با جزئیات پرونده این دو زندانی عقیدتی نوشت که تنها استناد پرونده علیه مهراد، «اقرار ضمنی» است که بر اساس قانون، مستند کافی برای اثبات اتهام «سب‌النبی» نیست.

روند ناعادلانه و غیرمنصفانه دادرسی برای پرونده‌های متهمان عقیدتی و سیاسی در ایران بارها از سوی فعالان و سازمان‌های حقوق بشری و بین‌المللی محکوم شده است.

چند روز پیش، چند کانال فعال در زمینۀ حقوق بشر از جمله هه‌نگاو، هرانا و اتحادیه آزاد کارگران از انتقال یوسف مهرداد و صدرالله فاضلی زارع به سلول انفرادی زندان اراک خبر داده و نسبت به اجرای حکم اعدام آن‌ها ابراز نگرانی کرده بودند.

بر اساس گزارش این منابع، حکم اعدام این دو نفر تیرماه ۱۴۰۰ در دیوان عالی کشور تایید شده بود.

حکومت جمهوری اسلامی در حالی برای اتهامات ادعایی چون «کفرگویی» و «سب‌النبی» حکم اعدام صادر می‌کند که میثاق بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی، این «تخلفات» را جزو جرایم جدی تلقی نمی‌کند.

بر اساس ماده ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی، «هر کس به پیامبر اسلام یا یکی از پیامبران عظام دشنام دهد یا به آن‌ها توهین کند، سب‌النبی بوده و به مجازات اعدام محکوم می‌شود.»

#یوسف_مهرداد و #صدرالله_فاضلی‌زارع صبح امروز به جرم سب النبی اعدام شدند.یوسف سه تا بچه داشت و صدرالله کابینت ساز بود..نفرین به این حکومت آدمکش! pic.twitter.com/DhbrcWu8yk

— آمینواسید (@NR2OH) May 8, 2023

پیشتر محمد آرمان، وکیل یوسف مهرداد، به سایت «امتداد» گفته بود که «موکلش سابقه سال‌ها فعالیت مذهبی دارد.»

اعدام این دو نفر در شرایطی انجام شده که موج اعدام‌ها، از اعدام متهمان سیاسی، عقیدتی و اقلیت‌های قومی تا اعدام‌های مرتبط با مواد مخدر و غیرسیاسی در ایران در هفته‌های اخیر شدت گرفته است.

مولوی عبدالحمید، رهبر پرنفوذ بلوچ‌های سنی ایران روز جمعه گذشته موج تازه اعدام‌ها را محکوم کرد و گفت که «هنر» جمهوری اسلامی، اعدام است.

دو روز پیش، محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، با تاکید بر اینکه «جمهوری اسلامی در ده روز گذشته، هر شش ساعت یک نفر را اعدام کرده»، از بی‌تفاوتی جامعه جهانی نسبت به این اعدام‌ها انتقاد کرد.

No responses yet

May 05 2023

افشاگری بی‌بی‌سی: اسناد محرمانه «کمیته چهره‌های خاص» برای مهار سلبریتی‌های معترض در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


بی‌بی‌سی: علی دایی، کتایون ریاحی، ترانه علیدوستی، فاطمه معتمدآریا و اصغر فرهادی از شاخص‌ترین چهره‌هایی هستند که حکومت به همراهی آنها با اعتراضات حساس شده
بی‌بی‌سی فارسی به اسنادی دست یافته است که حاکی از تشکیل یک «کمیته چهره‌های خاص» برای مهار و تنبیه ورزشکاران و هنرمندان همراه با اعتراضات در ایران است. علی دایی، ترانه علیدوستی، اصغر فرهادی و فاطمه معتمدآریا جزو ده‌ها چهره مشهوری هستند که برای تنبیه اقتصادی، ممنوع الخروجی یا زندان آنها تصمیم گرفته شده است. اقدام هماهنگ برای محدودیت چهره‌های مشهور کمتر از یک هفته پس از کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شده است.

سه سند درباره اقدامات و مصوبات مربوط به «کارگروه چهره‌ها» و «کمیته چهره‌های خاص» به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده است.

بر مبنای اولین سند، در ۳۱ شهریور، یعنی تنها شش روز پس از کشته شدن مهسا امینی و پنج روز پس از اعتراضات در سقز، فهرستی ۱۴۱ نفره از چهره‌های مشهور همراه با اعتراضات تهیه شده است.

در نامه‌ای که به امضای محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، رسیده است، از وزارت اقتصاد و دارایی خواسته شده تا جزئیات شرایط اقتصادی این هنرمندان و ورزشکاران را تحویل دهد.

اما بلافاصله سطح هماهنگی برای برخورد با هنرمندان و ورزشکاران از «کارگروه مشترک چهره‌ها» در وزارت ارشاد بالاتر می‌رود و «کمیته چهره‌های خاص» در شورای امنیت کشور تشکیل می‌شود.

سابقه تلاش بری مهار سلبریتی‌ها در وزارت ارشاد و «کارگروه چهره‌ها» به دوران ریاست جمهوری حسن روحانی برمی‌گردد.

در جریان اعتراضات اخیر ایران بسیاری از ستارگان سینما و قهرمانان ورزشی به زندان افتادند یا با محدودیت‌هایی مواجه شده‌اند و این اسناد گویای ابعاد برنامه‌ریزی حکومت برای برخورد با آن‌ها است.

این اسناد حاکی از رصد روزانه فعالیت‌های سلبریتی‌ها و برگزاری طور متوسط دو جلسه در هفته برای تصمیم‌گیری درباره آنها است.

بی‌بی‌سی فارسی پیشتر سندی از فهرست ۵۳ نفره هنرمندان و چهره‌های ممنوع المعامله را فاش کرده بود.

اسناد فاش‌شده چه می‌گویند؟

اسناد محرمانه‌ای به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده که نشان می دهد بلافاصله بعد از شروع اعتراضات در ایران، حکومت برای جلوگیری از حمایت سلبریتی‌ها از جنبش اعتراضی، کمیته‌ای مخفی برای برخورد با آنها تشکیل داد.

اولین سند مربوط به سی و یکم شهریور است که تصمیمات جلسه کارگروهی به نام «کارگروه چهره ها» را ابلاغ می‌کند. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در صورتجلسه «سری» این جلسه نام ۱۴۱ نفر از شخصیت‌های سرشناش هنری و ورزشی را به وزارت اقتصاد می‌دهد تا وضعیت مالیاتی آنها ارائه و برای آنچه اعمال «محدودیت‌های پیش‌بینی شده برابر قانون» خوانده، اقدام شود. در این سند گفته شده این چهره‌های سرشناس نقش مهمی در دامن زدن به اعتراضات داشته‌اند.

نام بسیاری از بازیگران، خوانندگان، ورزشکاران و چهره‌های رسانه‌ای معروف ایران در این فهرست دیده می‌شود؛ از جمله اصغر فرهادی، علی دایی، ترانه علیدوستی، اشکان خطیبی، دنیا مدنی، پگاه آهنگرانی، منیژه حکمت، مهدی یراحی، احسان کرمی، برزو ارجمند و شاهین صمدپور.

یکی از چهره‌هایی که نامش در این فهرست آمده به بی‌بی‌سی فارسی گفت ماموران «اینفلوئنسرهای اینستاگرامی را تهدید می‌کردند که اگر به حمایت از اعتراضات ادامه دهند بابت همه درآمد حاصل از فعالیت‌های مجازی‌شان باید مالیات بپردازند، که رقم هنگفتی می‌شود.»

دو نفر از دیگر از کسانی که نامشان در فهرست آمده هم تایید کردند که حساب بانکی عده‌ای از چهره‌های سرشناس بعد از حمایت از اعتراضات مسدود شد.

بر اساس این سند، که یکی از نهاد‌های امنیتی منطقه در اختیار بی‌بی‌سی گذاشته، محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، که نامه را امضا کرده «رئیس کارگروه چهره‌ها» ذکر شده است. اتحادیه اروپا آقای اسماعیلی را اسفند پارسال به اتهام «ارتباط با سرکوب امنیتی معترضان» تحریم کرد.


سند دوم با مهر «خیلی محرمانه»، به تاریخ چهارم مهر، نشان می‌دهد این «کارگروه» به «کمیته چهره‌های خاص» تغییر پیدا کرده است و دائمی شده است. در این جلسه، بین نهادهای حکومتی برای برخورد با شخصیت های سرشناس تقسیم وظایف شده است.

کمیته در این جلسه تصمیم گرفته که وزارت ورزش با همکاری سازمان اطلاعات سپاه با چهره‌های ورزشی برخورد کنند. «چهره‌های هنری، سینمایی و اصحاب رسانه» هم به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت اطلاعات سپرده شده‌اند.

ابتدای این سند آمده که اعضا به اتفاق اعلام کرده‌اند که «هر تصمیمی در خصوص چهره‌های خاص و سرشناس اعم از ورزشی، هنری و سینمایی باید به گونه‌ای باشد که کمترین هزینه و بیشترین بهره مندی برای مهار اغتشاشات و همراهی با اصل نظام داشته باشد.»

در قسمت‌های مختلف این سند مشخص است که حکومت ایران واهمه دارد که برخورد شدید با چهره‌های سرشناس به ضررش تمام شود.

در یکی از بندها آمده که «هرگونه محدودیت یا سطح برخورد با چهره های خاص و شاخص که می تواند موجب التهاب و تنش در جامعه و یا بهره‌برداری معاندین و شبکه های ماهواره‌ای شود» باید به تایید وزیر کشور برسد.

در این سند از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت ورزش خواسته شده تا هر روز فهرست نام‌های چهره‌ها را بروزرسانی کنند.

سند سوم تصمیم‌های «نهمین جلسه کمیته چهره‌های خاص» در تاریخ یکم آبان را ابلاغ می‌کند که در آن نگرانی از چهره‌های فوتبالی در آستانه جام جهانی قطر مشخص است.

بر سر اساس این نامه «سیاست اصلی برخورد دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی با چهره‌های ورزشی، برخورد مرحله به مرحله و چناچنه هر یک از مهره های مذکور با اقدام یک محدودیت متنبه نشد، مرحله بعدی اعمال گردد.»

در این سند نام یک بازیکن و مربی سرشناس فوتبال آمده که «ممنوع المعامله» شده اند. همچنین به دادستانی کل ایران ابلاغ شده که مربی مذکور را احضار و تفهیم اتهام کند.

در یک بند دیگر آمده که دنیا مدنی، بازیگر ایرانی، ممنوع الخروج شده و «از سوی وزارت اطلاعات دعوت و تذکرات لازم به نامبرده داده شده.» خانم مدنی مدتی بعد توانست گذرنامه اش را پس بگیرد و از کشور خارج شود.

این تشکیلات امنیتی حکومت ایران از آنچه «جسارت‌های مستمر» فاطمه معتمدآریا، هنرپیشه سرشناس سینما، خوانده ظاهرا خشمگین است و از دادستانی تهران خواسته تا «نامبرده را سریعا تفهیم اتهام کند و پرونده‌اش به قید فوریت در دستور کار قرار گیرد.»

با وجود اینکه قرار بوده اطلاعات سپاه فقط به چهره‌های ورزشی بپردازد، بر اساس این سند اجازه بازداشت کتایون ریاحی به این نهاد داده می‌شود. خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران ۲۹ آبان خبر داد خانم ریاحی اطراف قزوین دستگیر شده است.

این اولین باری است که درز اطلاعاتی اسناد محرمانه ابعاد تلاش‌ همه‌جانبه حکومت برای ممانعت از همراهی چهره‌های سرشناس با جنبش اعتراضی در ایران را فاش می‌کند، تلاش‌هایی که از تهدید به محاکمه، تنبیه مالی، زندان و حتی تطمیع را در بر می‌گیرد.
حساسیت بالا بر «فضای کاملا ورزشی» جام جهانی قطر

چهره‌های فوتبالی یکی از اهداف برخورد امنیتی و قضایی بوده‌اند، که ممنوع الخروجی علی دایی و بازداشت وریا غفوری، حسین ماهینی و پرویز برومند شاخص‌ترین موارد آن بوده است.

سند اول آبان ماه کمیته چهره‌های خاص گویای حساسیت بالای حکومت بر جام جهانی قطر و ممانعت از تبدیل آن به موقعیتی برای بیان اعتراضات است.

بر این مبنا، «ایجاد فضایی کاملا ورزشی و به دور از التهابات» در دستور کار قرار گرفته و ابزارهای مختلف برای همراه کردن چهره‌های ورزشی به کار گرفته می‌شود.

این سند تاکید دارد که «برخورد دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی با چهره‌های ورزشی برخورد مرحله به مرحله بوده و چنانچه هر یک از مهره‌های مذکور با اقدام یک محدودیت متنبه نشد، مرحله بعدی اعمال گردد.»

تایید امنیتی فهرست خبرنگاران حاضر در جام جهانی نیز از دیگر مسائلی است که در این سند آمده است. وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه و سازمان اطلاعات فراجا (نیروی انتظامی) نهادهایی هستند که نظرشان در تایید فهرست خبرنگاران لحاظ شده است.

البته با وجود این تدابیر، همچنان در حاشیه جام جهانی فوتبال در قطر اعتراضاتی رخ داد و از جمله پس از باخت ایران به آمریکا جمعیت بزرگی در شهرهای مختلف ایران این باخت را جشن گرفتند و شعارهای اعتراضی دادند.

No responses yet

May 04 2023

افزایش انتقادها از اختلال در اینترنت سیستان و بلوچستان؛ ۱۸ بلوچ «ظرف پنج روز» اعدام شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,کامپیوتر و اینترنت

صدای آمریکا: وبسایت حقوق‌بشری «حال وش» می‌گوید دست کم ۱۸ شهروند بلوچ از جمله دو زن، در هفته جاری و ظرف پنج روز، در زندان‌های کشور با اتهاماتی مانند ارتکاب قتل اعدام شدند.

حال‌وش می‌گوید این افراد در فاصله زمانی تاریخ ۹ تا ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ اعدام شدند. بر اساس این گزارش، در تازه‌ترین مورد اعدام که مربوط به سحرگاه روز پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت است، نوراحمدنهتانی زاروزهی، زندانی بلوچ بابت اتهام مرتبط با مواد مخدر در زندان وکیل آباد مشهد اعادم شد.

اعدام شهروندان بلوچ در شرایطی است که روز چهارشنبه شماری از گروه‌ها و فعالان حقوق‌بشری با انتشار بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن قطعی مکرر اینترنت در استان سیستان‌و‌بلوچستان، هدف جمهوری اسلامی از چنین اقدامی در ماه‌های اخیر را «سرپوش گذاشتن بر نقض حقوق بشر» در این استان عنوان کرده‌اند.

در چند ماه گذشته و همزمان با اعتراضات سراسری در ایران، که کماکان در روزهای جمعه در سیستان و بلوچستان ادامه دارد، گزارش‌های زیادی از قطعی و اختلال در اینترنت این منطقه منتشر شده است.

جمعه‌های اعتراضی در زاهدان

به گزارش وبسایت «گروه میان»، ۲۳ سازمان و چهار فعال حقوق بشر به همراه ائتلاف «کیپ ایت آن»، در بیانیه‌ای پیرامون وضعیت سیستان و بلوچستان نوشته‌اند: «بیش از سه ماه است که مردم استان سیستان و بلوچستان ایران به ویژه شهر زاهدان، هر جمعه همزمان با نماز و تظاهرات بعد از آن با قطعی اینترنت مواجه می‌شوند. این اختلال مداوم منجر به چالش‌های مهمی برای افراد محلی شده است؛ کسانی که به شدت به ارتباطات آنلاین برای فعالیت‌های روزانه خود متکی هستند.»

ائتلاف «کیپ ایت آن»، شبکه‌ای جهانی متشکل از بیش از ۳۰۰ سازمان حقوق بشر از ۱۰۵ کشور است که برای پایان دادن به قطع اینترنت تلاش می کند.

این بیانیه با اشاره به «جمعه خونین» زاهدان اشاره می‌کند که در آن «دستکم ۱۰۳ نفر کشته شدند.» بیانیه می‌گوید: «دولت ایران در واکنش به اعتراضات جاری، به اقدامات مختلفی برای سرکوب آن متوسل شده است، از جمله ایجاد اختلال شدید در داده‌های تلفن همراه در استان، به ویژه در مناطقی که اعتراضات در حال وقوع است.»

در این بیانیه از اتحادیه بین‌المللی مخابرات که ایران هم عضو آن است خواسته شده ایران را تحت فشار قرار دهند تا قطعی اینترنت را متوقف کند.

شیرین عبادی، فریبا بلوچ و گروه‌های حقوق بشری از جمله حال‌وش، پن آمریکا، و اتحاد برای ایران این بیانیه را امضا کرده‌اند.

اعدام ۵۸۲ نفر ظرف یکسال

گزارش سالانه دو نهاد حقوق‌بشری در مورد وضعیت ایران نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۲ میلادی دستکم ۵۸۲ نفر توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اعدام شدند که ۷۵ درصد بیشتر از سال پیش از آن است.

بر اساس پانزدهمین گزارش مشترک سالانه «سازمان حقوق بشر ایران» و «باهم علیه مجازات اعدام» تعداد کسانی که در سال ۲۰۲۲ در ایران اعدام شدند بالاترین رقم در هفت سال گذشته است.

تهیه‌کنندگان گزارش می‌گویند جمهوری اسلامی از مجازات اعدام به‌عنوان راهی برای القای هراس اجتماعی به‌منظور حفظ قدرت استفاده می‌کند.

پیشتر مسعود رئیسی، فعال حقوق بشر، درباره اعدام زندانیان بلوچ به بخش فارسی صدای آمریکا گفته بود، جمهوری اسلامی هرگاه بخواهد به جامعه فشار بیاورد و یا پیامی به مردم برساند، بلوچ‌ها را اعدام می‌کند، چرا که اعدام شهروندان بلوچ برایش کم‌هزینه است.

قتل، اتهام اغلب اعدام‌شدگان

بر اساس این گزارش حداقل ۲۸۸ اعدام (۴۹درصد از کل اعدام ها) به اتهام قتل بوده که بالاترین میزان در ۱۵ سال گذشته است.

همچنین حداقل ۲۵۶ نفر(۴۴ درصد) در خصوص اتهام‌های مربوط به مواد مخدر اعدام شدند.

ضمن آتکه حداقل ۱۵ نفر، از جمله دو معترض، به اتهام‌های امنیتی (محاربه و افساد فی‌الارض) اعدام شدند، و دست‌کم ۳ نوجوان و ۱۶ زن در میان اعدام‌شدگان بودند.

«تشدید» اعدام زندانیان با اتهام‌های غیرسیاسی

گزارش سالانه «سازمان حقوق بشر ایران» و «باهم علیه مجازات اعدام» که در اروپا مستقر هستند، با اشاره به بازداشت معترضان در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی»، صدور احکام فله‌ای اعدام برای بازداشت‌شدگان و در نهایت اعدام چهار نفر از معترضان می‌گوید: «واکنش‌های شدید بین‌المللی، نمایندگان داوطلب از پارلمان‌های کشورهای مختلف به‌عنوان «کفیل‌های سیاسی» برای نجات معترضان محکوم به اعدام، و تحریم‌های هدفمند علیه افراد و نهادهای دخیل در سرکوب، هزینه سیاسی اعدام معترضان را افزایش داد.»

در جریان اعتراضات، چهار تن از معترضان بدون دسترسی به وکیل انتخابی، در احکامی شتاب‌زده به اعدام محکوم شده و به چوبه دار سپرده شدند. همچنین شمار دیگری از معترضان بازداشت‌شده احکام اعدام دریافت کرده اند.

به اعتقاد نویسندگان گزارش، مقامات جمهوری اسلامی در پاسخ به واکنش جامعه جهانی، اعدام زندانیان با اتهام‌های غیرسیاسی را تشدید کردند. به طوری که «حداقل ۱۲۷ نفر در ماه‌های نوامبر و دسامبر ۲۰۲۲ اعدام شدند» که شامل ۶۷ نفر به اتهام جرایم مربوط به مواد مخدر و ۵۳ نفر به اتهام قتل است.

محمود امیری مقدم، مدیر «سازمان حقوق بشر ایران»، در مورد این گزارش گفت: «واکنش‌های بین‌المللی به احکام اعدام معترضان، هزینه ادامه اجرای احکام اعدام معترضان را برای جمهوری اسلامی بالا برده است. حکومت برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم، اعدام‌ متهمان به جرائم غیرسیاسی را افزایش داده‌ است. این‌ها قربانیان کم‌هزینه ماشین اعدام جمهوری اسلامی‌اند. برای توقف این ماشین، جامعه جهانی و جامعه مدنی در داخل و خارج از ایران باید واکنش یکسانی به هر اعدام نشان دهند.»

این گزارش سالانه می‌گوید بیش از نیمی از احکام اعدام پس از آغاز اعتراضات اجرا شده‌اند.

اقلیت‌های قومی در تیررس جمهوری اسلامی

گزارش مشترک این دو نهاد حقوق بشری نشان می‌دهد اعدام اقلیت‌های قومی نیز در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. بر اساس داده‌های جمع‌آوری‌شده ۳۰درصد از کل اعدام‌شده‌ها از میان زندانیان بلوچ بوده‌اند، درحالی‌که بلوچ‌ها تنها دو تا شش درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. به گفته این گزارش، در ده سال گذشته، اکثریت زندانیانی که به اتهامات امنیتی اعدام شده‌اند، متعلق به اقلیت‌های اتنیکی عرب، بلوچ و کرد بوده‌اند.

انتشار این گزارش در حالی است که عفو بین‌الملل هم اوایل فروردین امسال در گزارش سالانه خود درباره ایران، به افزایش صدور احکام اعدام و از سرگیری اجرای اعدام در ملأعام اشاره شده است.

No responses yet

May 02 2023

کمیسیون آزادی مذهبی آمریکا خواستار ارجاع مقامات حکومت ایران به دادگاه کیفری بین‌المللی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,مذهب

بی‌بی‌سی: کمیسیون آزادی مذهبی آمریکا از دولت این کشور خواست وضعیت اقلیت‌های دینی در ایران را به دادگاه کیفری بین‌المللی ارجاع دهد و خواستار پیگرد مقامات جمهوری اسلامی برای نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت شود.

این گزارش همچنین به دولت آمریکا توصیه می‌کند حکومت ایران را به دلیل نقض سیستماتیک، مستمر و وخیم آزادی مذهبی در فهرست کشورهایی قرار دهد که درباره‌شان «نگرانی خاص» وجود دارد.

کمیسیون آزادی مذهبی بین‌المللی، نهادی وابسته به دولت آمریکا، هر سال گزارشی درباره وضعیت آزادی مذهبی در کشورهای مختلف دنیا منتشر و بر اساس آن، توصیه‌هایی به دولت می‌کند. در صفحه اول گزارش امسال عکس مهسا امینی نقش بسته است.

بخش مربوط به جمهوری اسلامی ایران با بررسی اعتراضات سراسری از شهریور ۱۴۰۱ در پی کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد و واکنش حکومت به معترضان آغاز شده است.

گزارش در بخش مربوط به ایران با این نکته آغاز می‌شود که در سال ۲۰۲۲ وضعیت آزادی مذهبی در ایران به شدت تنزل پیدا کرد.
در این گزارش آمده زنان و دختران ایرانی، پیش‌آهنگان این حرکت اعتراضی، با سرکوب شدید حکومت مواجه شده‌اند.

گزارش به کشته، زخمی، معلول شدن و همچنین بازداشت و حبس هزاران نفر پرداخته و مشخصا به کیان پیرفلک، نیکا شاکرمی و آرمیتا عباسی اشاره کرده است، کودکانی که در اعتراض‌ها کشته شدند.

این گزارش شامل اسامی شماری از زندانیان سیاسی و مذهبی در ایران است و حکومت ایران را متهم کرده به تعهدات بین‌المللی خود در زمینه حقوق بشر عمل نکرده و به جای آن شهروندان خودش را بشدت سرکوب می‌کند.

به گفته این گزارش، حکومت ایران دهه‌هاست که به شیوه‌ای نظام‌مند بهاییان، مسیحیان، دراویش گنابادی، زرتشتی‌ها، یارسانی‌ها، مسلمانان سنی، مسلمانان شیعه با تفکر متفاوت و افراد غیرمذهبی را آزار و اذیت، بازداشت، حبس‌ طولانی‌ مدت، تبعید و محروم از فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی کرده است.

بهاییان بر اساس این گزارش، طی سال گذشته با تشدید سرکوب، ممانعت از دسترسی به اماکن مذهبی خود، مصادره اموال، محرومیت از حقوق اجتماعی از جمله جلوگیری از تحصیل در دانشگاه‌ مواجه بوده‌اند.

نویسندگان گزارش از کنگره هم خواسته‌اند به پناهجویان ایرانی که به خاطر اعتقاد دینی از کشور خود گریخته‌اند کمک کند.

تحریم اشخاص و نهادهای مرتبط با سرکوب آزادی‌های مذهبی نیز از دیگر توصیه‌های این گزارش است.

از جمله توصیه‌های دیگر این گزارش به دولت آمریکا، «اعمال تحریم‌های هدفمند علیه نهادها و مقامات دولتی ایرانی است که مسئول نقض شدید آزادی مذهبی» بوده‌اند؛انجام این تحریم‌ها از طریق مسدود کردن دارایی‌های آن فراد یا ممانعت از ورود آنان به ایالات متحده عنوان شده است.

جامعه بهایی در ماه های اخیر بویژه در مورد افزایش فشارها بر آنها به شدت ابراز نگرانی کرده بود.

بهاییان ایران می گویند که از جمله این فشارها که در در چند سال اخیر هم مشاهده شده است روند مصادره اموال آنها است که توسط «ستاد اجرایی فرمان امام» سازماندهی و هدایت می شود؛ نهادی که زیر نظر آیت‌الله خامنه‌ای فعالیت می کند.

سازمان ملل متحد و گروه‌های طرفدار حقوق بشر بارها در بیش از چهل سال گذشته جمهوری اسلامی را به نقض گسترده حقوق شهروندی بهاییان متهم کرده‌اند.

جامعه جهانی بهاییان و فعالان حقوق بشر پیشتر کمپینی برای مقابله با نفرت‌پراکنی و دروغ‌پراکنی علیه بهائیان در ایران به راه انداختند.

مسلمان سنی در ایران خصوصا در سیستان و بلوچستان هم با سرکوب های مستمر حکومتی روبه‌رو هستند. این وضعیت درباره نوکیشان مسیحی هم وجود دارد و اعضای این گروه به طور مداوم در خطر دستگیری و زندانی شدن هستند.

اقلیت‍های جنسی و جنسیتی در جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمی‌شوند و با تبعیض و محکومیتهای شدید مواجه‌اند.

No responses yet

May 02 2023

محسن برهانی، وکیل دادگستری احضار شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

رادیوفردا: محسن برهانی، وکیل دادگستری و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، شامگاه دوشنبه ۱۱ اردیبهشت در توییتر از احضار خود خبر داد.

آقای برهانی که دکترای حقوق جزا و جرم‌شناسی دارد و دانش‌آموخته حوزه علمیه قم بوده است، از زمان کشته شدن مهسا امینی، بارها اقدامات ماموران حکومتی و نهادهای مسئول نظیر نیروی انتظامی در رابطه با دستگیری افراد، پلمب مغازه‌ها، رستوران‌ها و دیگر مکان‌های کسب و کار و ارسال پیامک تذکر و احضار بابت عدم رعایت حجاب اجباری را خلاف قوانین فقهی اعلام کرده و این قبیل برخوردها را به چالش کشیده است.

او شامگاه دوشنبه با توییت کردن شعر معروف «سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی» اعلام کرد که احضار شده است. وی اما توضیح بیشتری درباره علت این رخداد و نهادی که او را احضار کرده نداده است.

سيصد گل سرخ یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده می‌ترسانی؟

گر ما ز سر بریده می‌ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم#احضار

— محسن برهانی (@borhanimohsen1) May 1, 2023

بر همین اساس، وبسایت خبری انتخاب، احضار این وکیل دادگستری را با واکنش خبرگزاری تسنیم درباره موضع‌گیری اخیر او مرتبط دانست و نوشت: «در شبی که “تسنیم” موضع‌گیری اخیر محسن برهانی را “ضد اخلاقی” و “نفله‌گی اخلاقی” خوانده است، این وکیل دادگستری و استاد دانشگاه، خبر از احضار خود داده است.»

محسن برهانی روز دوشنبه درباره کشته شدن جوانی به نام حمیدرضا الداغی در سبزوار که حین دفاع او از دختری جوان مقابل مزاحمت خیابانی چند مرد جوان رخ داده است، نوشت: «دفاع در موقعیت خطر، دارای احکام پیچیده فقهی است که بخش مهمی از آن -برخلاف حقوق- ناظر به عنصر روانی مدافع است. اگر شخص این موازین را رعایت نمود و جان خود را از دست داد به مقام شهادت نائل می‌آید و الا خود را نفله کرده است و استحقاق هیچ مدحی را ندارد.»

توییت آقای برهانی ناظر بر نوشته‌های برخی از کاربران حامی حکومت در شبکه‌های اجتماعی بود که دفاع حمیدرضا الداغی از دختر جوان را در راستای «امر به معروف و نهی از منکر» خوانده و او را «شهید» این راه نامیده بودند.

این توییت از سوی کاربران و رسانه‌های نزدیک به حکومت، با واکنش شدید مواجه و به شدت محکوم شده است.
با استفاده از شبکه اجتماعی توییتر و گزارش‌های وبسایت انتخاب و رادیو فردا؛ س.ن

No responses yet

Apr 30 2023

نتشار «منشور آزادی، رفاه، برابری» با امضای شماری از فعالان کارگری، نویسندگان و فعالان مدنی

نوشته: خُسن آقا در بخش: ملای حیله‌گر

رادیوفردا: شماری از فعالان کارگری سرشناس همراه با شماری از نویسندگان و زندانیان سیاسی پیشین در آستانه روز جهانی کارگر با انتشار «منشور آزادی، رفاه، برابری»، با اعلام این‌که بسیاری از مصائب کشور ناشی از «حکومت جمهوری اسلامی» است، بر مخالفت با «تمام مظاهر حکومت دینی» تأکید کردند.

آن‌ها همچنین با طرح بیست خواسته اساسی خود بر لزوم شکل‌گیری حکومتی بر مبنای «جدایی کامل دین از حکومت»، «آزادی‌هایی بی‌‌حصر و استثنای سیاسی»، «برابری حقوق زن و مرد»، «به رسمیت شناختن حق انتخابِ هویت و گرایش جنسی»، «لغو اعدام» و «لغو هرگونه ستم بر اساس تعلق‌های ملی، قومی، نژادی، و مذهبی» تاکید کردند.

در مقدمهٔ این منشور با تأکید بر این‌که «بی‌تردید، بسیاری از مصائب و معضلات گریبانگیر جامعۀ کنونیِ ایران ناشی از حکومت جمهوری اسلامی است»، فهرست بلندی از نقض حقوق زنان، کودکان، پیروان آیین‌ها و مذاهب، و سرکوب آزادی‌های سیاسی همگانی ازجمله آزادی بیان، عقیده، مطبوعات و رسانه‌ها، تشکل، اعتصاب، تحصن، تجمع، راه‌پیمایی، سانسور ذکر شده است.

امضاکنندگان این منشور در ادامه به اقدام مقام‌های جمهوری اسلامی در «تخصیص بودجه‌های نجومی» از جیب مردم به «امور امنیتی، انتظامی، و نظامی و تشکیل نیروهای سازمان‌یافتۀ حقوق و مواجب‌ بگیرِ لباس شخصی برای سرکوب اعتراض‌های مردم، گشت‌های امر به معروف و ارشاد» اشاره کرده‌اند.

نویسندگان «منشور آزادی، رفاه، برابری» با تأکید بر این‌که «ما با تمام این مظاهر حکومت دینی مخالف هستیم و بی‌گمان، رهایی جامعه از استبداد دینی گام بزرگی به پیش است»، افزودند: «با همین صراحت اعلام می‌کنیم که خواست ما فراتر از مخالفت با حکومت دینی است» و «توجیه، تثبیت، و پاسداری از سرمایه‌داری با حکومت‌های گوناگونی صورت می‌گیرد که حکومت دینی تنها یکی از آن‌هاست.»

در مقدمهٔ این منشور با تأکید بر این‌که «جامعۀ ایران در شرایط خطیر و سرنوشت‌سازِ کنونی به منشوری نیاز دارد که همچون پرچمی جنبش کارگری را حول آزادی، رفاه، و برابری متحد کند»، آمده است که این منشور «در عین همسویی با جنبه‌های آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانۀ جنبش زن، زندگی، آزادی»، راه را برای مبارزۀ طبقۀ کارگر و «دست‌یابی جامعه به آزادی، رفاه، برابری» و با تکیه بر «نیروی دموکراسی شورایی» هموار می‌کند.

اولین خواست‌ امضاکنندگان این منشور «جدایی کامل دین از حکومت» به‌گونه‌ای است که «دین امر خصوصی انسان‌ها شمرده شود.»

ممنوعیت تفتیش عقیده، ممنوعیت تدریس تعلیمات دینی در مراکز آموزشی، حذف مضامین دینی از قوانین کشور و آموزش و پرورش، حذف هویت دینیِ افراد از مدارک شناسایی، ممنوعیت دخالت حکومت در تعیین مطالب آموزشی، ممنوعیت حمایت حکومت از هرگونه دین و مذهب» و «ممنوعیت مراسم مذهبی مغایر با کرامت، سلامت، و آسایش انسان‌ها» نیز بخشی اولین خواسته این منشور است.

در این منشور همچنین بر «برخورداری تمام افراد جامعه از آزادی‌هایی بی‌‌حصر و استثنایی سیاسی از قبیل آزادی بیان، عقیده، مطبوعات و رسانه‌ها، تشکل اعم از انجمن، کانون، اتحادیه، شورا، حزب، اعتصاب، تجمع، تحصن، تظاهرات، و راه‌پیمایی» تاکید شده است.

امضاکنندگان «منشور آزادی، رفاه، برابری» همچنین در بند سوم این منشور خواهان «آزادی بی‌قید و شرط تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی، انحلال تمام نهادهای سرکوب و ممنوعیت هرگونه شکنجه اعم از روحی و جسمی و واداشتن متهمان به اعتراف علیه خود یا دیگری» و به‌ رسمیت‌ شناختن «حق دادخواهی» برای تمام کسانی شده‌اند که «متحمل سلب حق حیات از اعضای خانواده و یا همنوعان» خود شده‌اند.

«الغای مجازات اعدام»، همچنین «انحلال دادگاه‌های ویژه، علنی‌بودن دادگاه‌ها با حضور هیات منصفه، انتخاب آزادانه وکیلِ دلخواه، و رایگان بودنِ امور دادرسی»، «تعلیق تمام احکام قضاییِ صادره و بازنگری آنها در دادگاه‌های صالح با حضور هیات منصفه»، «ممنوعیت انجام وظیفه نیروهای نظامی و انتظامی با لباس شخصی و بدون یونیفورم» و «انحلال هرگونه سازمان انتظامی و اطلاعاتی و امنیتیِ مخفی» بخش دیگری از خواسته‌های این منشور است.

امضاکنندگان «منشور آزادی، رفاه، برابری» در ادامه بر «الغای هرگونه تبعیض جنسیتی و برقراری برابری حقوقیِ زن و مرد» تاکید کردند و افزودند که خواهان «منع هرگونه دخالت دولت در تعیین نوع زندگی، پوشش و روابط بین افراد، روابط زن و مرد یا دختر و پسر و پوشاک زنان» هستند و باید «حق زن بر بدن خویش شامل حق تصمیم‌گیری در مورد رابطۀ جنسی، بارداری، سقط جنین یا عقیم‌سازی» به‌رسمیت شناخته شود

از فرازهای مهم و کم سابقه «منشور آزادی، رفاه و برابری» تاکید آن بر «به رسمیت شناختن حق انتخابِ هویت و گرایش جنسی برای تمام انسان‌ها و ازدواج و به‌طور کلی هرگونه زندگی مشترک بر اساس این هویت‌ها و گرایش‌ها» است.

امضاکنندگان ان منشور همچنین «الغای هرگونه ستم بر اساس تعلق‌های ملی، قومی، نژادی، و مذهبی و برابری حقوقی و شهروندی برای تمام ایرانیان صرف نظر از زبان، پوشش، فرهنگ، نژاد، و مذهب آنها» را یکی خواسته‌های خود اعلام کردند و افزودند که باید به بازسازی مناطقی که به‌علت تعلق‌های فوق از رشد اقتصادی محروم مانده‌اند، اولویت داد.

«الغای کار کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال و تأمین معاش آنان به‌صورت ماهانه»، «برخورداری همۀ مردم از مسکن مناسب با تمام امکانات رفاهی و ارتباطی و وسایل خانگی»، تامین «بهداشت و دارو و درمان رایگان برای عموم مرد»، آموزش و پرورش رایگان عمومی در تمام سطوح»، «حفاظت از طبیعت و جلوگیری از هرگونه آلودگی محیط زیست» نیز بخش دیگری از خواسته‌های مورد تاکید در «منشور آزادی، رفاه، برابری» است.

امضاکنندگان این منشور همچنین بر «تعیین حداقل دستمزد ماهانۀ کارگران براساس ثروتی که آنان برای جامعه تولید کرده‌اند» و «ایجاد امکانات مدرن لازم برای رفاه بیشتر و زندگی بهترِ روستائیان مانند جاده، آب، برق، گاز، تلفن، اینترنت و مراکز آموزشی، درمانی» تاکید کرده‌اند.

اسماعیل بخشی و علی نجاتی از فعالان کارگری نیشکر هفت‌تپه، آرش صادقی فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی پیشین، رضا خندان (مهابادی) نویسنده، محسن حکیمی مترجم، اسکندر لطفی و سارا سیاه‌پور فعال حقوق معلمان و فرهنگیان، گلشید کریمیان، منیژه گازرانی، بهرام جهاندار و ملوک صفاییان از خانواده‌های زندانیان اعدام شده در دهه ۶۰ ، ابراهیم گوهری از فعالان کارگری شرکت واحد اتوبوس‌رانی، سیدعلی صالحی شاعر از جمله ده‎‌ها چهره‌ای هستند که «منشور آزادی، رفاه، برابری» را امضا کرده‌اند.

No responses yet

Apr 26 2023

دیدگاه: تله‌های روانی سایبری جمهوری اسلامی چیست و معترضان چگونه از آنها می‌پرند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

صدای آمریکا: محبوبه عباسقلی‌زاده در گفتگو با فعالان و متخصصان، نگاهی انداخته به روش‌های نیروهای سایبری جمهوری اسلامی که به ویژه در ایام اعتراضات حضور ویژه‌ای در شبکه‌های اجتماعی دارند.

هرچقدر که جمهوری اسلامی تلاش کند گذرگاه‌های اینترنت را کنترل کند بازهم مردم ازکوچه پس کوچه‌های مجازی خود را به صحنه رسانده و شبکه‌های ارتباطی اشان را به سرعت ترمیم می کنند. «مدل جنگ های اینترنتی حکومت هم مانند بازی‌های آنلاین یک مدل ثابت پیداکرده و پیدا کردن راه حل های جایگزین برای نسل ما که در سانسور و محدویت بزرگ شده‌ایم سخت نیست.» این را یک برنامه نویس و فعال اینترنتی ۲۲ ساله از اصفهان می گوید. او معتقد است که بخش سخت افزاری اینترنت همیشه یک راه حلی داشته است اما مشکل جنگ نرم و روانی است: «تله‌های روانی مرتب داره از طرف ارتش سایبری به روزرسانی می‌شه و در نتیجه ما هم مرتب باید به روز بشویم که گول نخوریم. »

تله روانی و دستکاری کردن باورهای مردم از ویژگی های بارز نظام های ایديولوژیک و تمامیت‌خواه است. اما این روش در فضای مجازی و به ويژه در ایام اخیر به چه شکل خودش را نشان می دهد؟ مرور سندهایی که توسط گروه هکری بلک‌ریوارد که بخش‌هایی از آن با هشتگ فارس ـ گیت منتشر شد، روش های جدید این نوع تله‌های روانی توسط نیروهای سایبری جمهوری اسلامی را تا حد زیادی افشا می کند.

یک روزنامه نگار ساکن کرج که وقت عمده خود را صرف تحلیل داده‌های هکرها می‌کند می‌گوید: «با استناد به اطلاعاتی که بلک‌ریوارد منتشر می‌کند مسلم می‌شود که گردان‌های ارتش سایبری به صورت فرقه ای عمل کرده و با هم رقابت شدید دارند.»
او با اشاره به مذاکرات جلسه محرمانه جانشین فرمانده بسیج در مورد ایجاد اختلاف بین رسانه های خارج از کشور می گوید پروژه هایی که روی یک جریان مشخص سیاسی و یا رسواسازی‌های آنلاین متمرکز است از همان الگوهای امنیتی اطلاعاتی موازی پیروی می کند. این روزنامه‌نگار معتقد است اکنون مهمترین سلاح گردان های سایبری فشار روانی بر روی قشر خاکستری جامعه و جلوگیری از گسترش دامنه مردمی اعتراضات است.

گرگ‌هایی که حتی در لباس میش هم گرگ هستند

معترض سی و دو ساله‌ای که حرفه اش تامین امنیت سایبری برای فعالان مدنی است با اطمینان می گوید حالا فشارهای روانی بیشتری را بر روی کاربران احساس می کند و اطمینان دارد «برنامه جدید نیروهای سایبری ایجاد تزلزل در دل معترضان است». او بیشتر از همه نگران پست‌هایی است که دختران را از تجاوز می ترساند. پیام هایی که ظاهرا لحن مثبت دارند و به عنوان مثال می گویند اگر از تجاوز نمی ترسیدم من هم به معترضان می پیوستم.

او معتقد است: «دیگر در توییتر ایجاد رعب و وحشت مستقیم و یا پیام‌های تهدید آمیز آنلاین رنگی برای مردم ندارد. کلا آن قبیل کاربرهای عرزشی که هشتگ گونی را برای تهدید به قتل پخش می کردند ماموریتشان عوض شده و جایشان را پروفایل های تقلبی گروه‌های حامی اعتراضات گرفته. جالب است! گرگ‌ها به لباس میش در آمده‌اند».

اما جوان فروشنده‌ای که ساکن یزد است معتقد است ایجاد ارعاب جزو ذات نیروهای فشار سایبری است و یک تاکتیک نیست که با تغییر شرایط عوض شود. او که بارها توسط نیروهای لباس شخصی مورد تهدید و ارعاب سایبری قرار گرفته است می گوید: «بستگی دارد در چه شهری زندگی کنی و چقدر شناس داشته باشی. خانواده مرا همه در بازار می شناسند. عموی مرا که استاد دانشگاه است بارها در اینستاگرام تهدید کرده اند که اگر صدایت در بیاد و از اعتراضات طرفداری کنی زن و بچه‌ات در امان نخواهند بود.»

یک فعال مدنی ساکن قم هم با خنده می‌گوید: «ممکن است یک عده ذاتا اهل ارعاب باشند اما کسانی که مثل من در بین طلبه ها و روحانیون بزرگ شده‌اند می دانند که این قشر تا چه حد اهل نیرنگ و خدعه هستند.» او معتقد است «این ساده اندیشی است که گمان کنیم نیروهای سایبری که تحت تعلیم این عمامه به سرها هستند وقتی برای سناریو پردازی به قصد گول زدن کاربران را ندارند.»

حاشیه‌سازی و روایت‌سازی، شایع‌ترین تله روانی

دانش آموز هفده ساله‌ای که اهل یک منطقه نظامی تهران است و برای حفظ امنیتش از دو حساب مختلف استفاده می‌کند در مورد راه‌هایی که دانش آموزان برای گول نخوردن آنلاین ابداع کرده‌اند، می گوید: «در کل به هیچ‌ فردی اعتماد نمی‌کنیم و درفضای آنلاین با افرادی که تا حالا ندیده‌ایم برای اعتراضات قرار نمی‌گذاریم، چون بعضی‌ها به این شکل گول خوردند. یه سری معیارهای مشخص هم داریم. حاشیه سازی را ترویج نمی دهیم و راحع به اخبار جنجالی صبر می کنیم تا منبع موثقی تاییدش کند.»
او معتقد است بزرگترین تله سایبری افتادن در دام حاشیه‌سازی هاست: «مثلا بازی‌های جام جهانی فوتبال از نظر ما خودش یک حاشیه بزرگ بود. بنابراین سعی نمی‌کردیم خیلی در بحث‌هایی که در جریانه مخصوصا روز‌های اول بعد هر بازی شرکت کنیم».

یکی دیگر از تله ها خبرهای فوری است. او می گوید« واکنش نشان ندادن فوری خیلی مهمه مثلا آن اوائل یک خبر آمده بود می‌گفت توی مسجد بعضی‌ها رو گیر انداختن و صدای جیغ و داد می‌آید از داخلش. البته ماهم هنوز خیلی اشتباه می‌کنیم.. خیلی وارد نیستیم».

دانشجوی جوانی از شیراز که در کمپین های آنلاین آزادی زندانیان فعال است هم معتقد است این روزها ارتش سایبری تمرکز بیشتری روی روایت‌سازی‌های انرژی‌بر دارد: «یک راه اینه که به طور مستقیم رژیم جمهوری اسلامی را تبلیغ کنند ولی چون فضای سوشیال مدیا ضد جمهوری اسلامی است، شانس خیلی کمتری دارند. بنابراین به طور غیر مستقیم خودشونو در قامت اپوزسیون و برانداز و مخالف نشون می دهند و به تکثیر و تعمیق روایت‌هایی می‌پردازند که انحرافی هستند و باعث می شه قدرت حرکت کمتر بشه.»

در مجموع به نظر می‌رسد گردان‌های سایبری با وجود بهره گیری از روش‌هایی نظیر ایجاد ارعاب، قلدری، تشکیک و رسوا سازی، استراتژی و تمرکز اصلی خود را بر روی پراکنده سازی و سوزاندن انرژی معترضان و ایجاد تردید و وحشت در بخش خاکستری جامعه گذاشته‌اند. شگردی که در قالب حاشیه سازی و روایت های درگیرکننده حواس معترضان را از اصل مبارزه پرت می کند و با توجه به محدودیت های تکنیکی شبکه های اجتماعی٬ قانون مشخصی جلودارش نیست.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .