اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Jul 09 2018

خطرناک‌ترین دشمن اسرائیل، حاج قاسم سلیمانی کیست؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: بدون دسته بندی ::

ایران وایر: دکتر رونن برگمن،مشاور ارشد امور نظامی و اطلاعاتی و نویسنده نیویورک‌تایمز است.او همچنین نویسنده کتاب«بلند شو و اول بکش: پیشینه پنهان ترورهای هدفمند اسرائیل» است.دکتر راض زیمت نیز متخصص امور ایران و عضو مرکز مطالعات ایران در دانشگاه تل‌آویو است.این دو متخصص در گزارشی که ترجمه آن پیش روی شماست،گزارشی درباره قاسم سلیمانی،‌فرمانده سپاه قدس و بانفوذترین فرمانده سپاه در سوریه نوشته اند.نویسندگان برای نوشتن این گزارش،گفتگوهایی با مقام‌های امنیتی،از جمله تمیر پاردو،رئیس سابق موساد انجام داده اند.

نویسندگان این گزارش قاسم سلیمانی را فردی توصیف کرده اند که به تنهایی قادر است با یک فرمان ارتش اسرائیل (IDF) را به جنگ بعدی دعوت کند.ایران وایر علاوه بر ترجمه،بخش هایی از گزارش که مبهم بوده اند را مورد توجه قرار داده و توضیحاتی برای تصحیح و تکمیل به آن افزوده است:

به ناگاه فریادی حیرت‌زده در فضا پیچید،مامور امنیتی [اسرائیل] بود که داد می‌زد:«هی نگاه کنید! سلیمانی است.»قاسم سلیمانی،فرمانده سپاه قدس و بانفوذترین فرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه، آشکارا در حال مکالمه با عماد مغنیه دیده شد که نفر دوم تشکیلات حزب‌الله بود. این ماموریت [رصد عماد مغنیه] یکی از حساس‌ترین ماموریت‌های مشترک انجام یافته توسط نیروهای امنیتی اسرائیل و ایالات متحده بود که چند ماه طول کشید.

به گزارش واشنگتن پست،در اواسط سال ۲۰۰۷، کمی پس از جنگ دوم لبنان،رئیس‌جمهور جرج بوش به سی‌آی‌ای چراغ سبز داد که طی همکاری با موساد به جستجو و شکار عماد مغنیه برود،فردی که بیش از هر کس مسئول آن جنگ و عواقبش بود.دلیل حضور آمریکا در این ماموریت، کشته شدن صدها شهروند امریکایی طی جنگ اسرائیل و لبنان بود. گزارش ادام گلدمن در واشنگتن پست و جف استین در نیوزویک،گوشه‌های مختلفی از این ماموریت را بررسی کرده و ادعا دارند این ماموریت به رهبری نیروهای امریکایی صورت پذیرفته است.گزارش‌های دیگر اما به این ماموریت نگاهی متفاوت داشته و می‌گویند موساد تنها در بخش‌هایی از ماموریت و به ویژه برای ردیابی مغنیه به کمک سی‌آی‌ای نیاز داشته است.

به هر شکل ماموریت موفقیت‌آمیز بود.گرچه مغنیه مخفیانه به دمشق پناه برده بود ولی برای هفته‌های متمادی توسط نیروهای اطلاعاتی اسرائیل در سراسر پایتخت سوریه تحت نظر بود.همه این وقایع مربوط به پیش از شروع اعتراضات و جنگ داخلی در سوریه است.

تا وقتی که بالاخره صبح موعود فرا رسید:مغنیه به سمت خودرویی که بمب‌گذاری شده بود رفت، انگشت روی ماشه انفجار بود ولی معلوم شد که او تنها نیست.مغنیه در حالی دیده شده که به ماشین تکیه داده و گفتگویی دوستانه با قاسم سلیمانی دارد.

فرماندهان ماموریت خواستند فرصت را غنیمت شمرده و با یک سنگ دو کبوتر را شکار کنند.قاسم سلیمانی در تعداد بی‌شماری از فعالیت‌های علیه اسرائیل مشارکت داشته و مسئول قتل بسیاری از یهودیان و اسرائیلی‌ها است.در نتیجه مامور امنیتی گفت:«پس بیایید هر دو را بکشیم.»ولی آن روز صبح، انگشت روی ماشه انفجار ماند و بمب را فعال نکرد.

بگذارید دقیق توضیح بدهیم که چرا بمب فعال نشد.سی‌آی‌ای طبق قانون،حق مشارکت مستقیم در ترور افراد را ندارد.تنها بعد از اتفاق یازده سپتامبر بود که مشاوران حقوقی سازمان راه‌کاری پیچیده ابداع کردند که بر اساس آن گرچه هنوز ترور ممنوع بود ولی سازمان می‌توانست در مناطقی که ایالات متحده در حال جنگ است، دست به «کشتن هدفمند» افراد بزند.

این راه‌حل به سی‌آی‌ای اجازه داد که ماموریت ترور گسترده سران القاعده در افغانستان،یمن و عراق را پیاده سازد.در این زمان اما روابط دیپلماتیک ایالات متحده با سوریه عادی بود و حتی سفارت این کشور تا اوایل سال ۲۰۱۲ در دمشق به فعالیت خود ادامه داد.به عبارت دیگر،کشور بشار اسد به هیچ وجه شامل «منطقه نزاع» نمی‌شد.

به همین دلیل، شرط رئیس‌جمهور بوش این بود که مغنیه تنها هدف این حمله باشد که کشته می‌شود. موساد و سی‌آی‌ای آزمایش‌های متعددی انجام دادند تا بمبی به شکل چرخ زاپاس جیپ پاجرو میتسوبیشی بسازند که وقتی منفجر می‌شود،تنها یک نفر در فاصله و زاویه خاصی از بمب را از بین ببرد.آن صبح اما دو نفر دقیقا در همان فاصله و زاویه مشخص از بمب ایستاده بودند،نه تنها ایستاده بلکه مانند رفقای قدیمی همدیگر را در أغوش گرفته و گپ می‌زدند:عماد مغنیه و قاسم سلیمانی.

نخست‌وزیر اسرائیل،یهود اولمرت که می‌خواست به وعده‌اش به بوش وفادار بماند،به ماموران امنیتی موساد دستور داد که دست به هیچ اقدامی نزنند و این گونه بود که سلیمانی جان سالم به در برد. مغنیه در بعدازظهر همان روز ترور و کشته شد.

***

حدود چهار سال بعد،یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل با یک همکار خارجی که سلیمانی را از نزدیک می‌شناخت،ملاقات کرد.این فرد سلیمانی را به عنوانی فردی باهوش، رهبری مادرزاد، مدیری ماهر و فردی که قادر است خارج از معادلات موجود به دنبال راه‌حل باشد، توصیف کرد. وی همچنین تاکید کرد سلیمانی همیشه به عنوان رهبری آماده و در دسترس دیده شده که به دغدغه افراد تحت فرمانش اهمیت داده و در میدان جنگ در کنار آنها دیده می‌شود. مامور اسرائیلی به شوخی از این فرد پرسید:«پس آیا امکانش است که قرار ملاقاتی بین ما گذاشته شود؟» مقام امنیتی خارجی با لبخندی بر لب پاسخ داد:«نه، به نظرم چنین ملاقاتی در آینده نزدیک امکان وقوع ندارد.» از این مکالمه،اسرائیلی‌ها به این نتیجه رسیدند که سلیمانی فردی راحت‌طلب نیست که فرسنگ‌ها آن‌طرف‌تر در تهران پشت‌میزش نشسته و امضا‌بازی کند. از همین رو،وی فردی بسیار بسیار خطرناک است. نتیجه‌ای که اصلا دور از واقعیت نبود.

یک دهه بعد از آن انفجار کذایی در دمشق همه معتقدند که اگر اولمرت به بوش قول داده بود باید آن را پاس می‌داشت.اما چندین مقام اطلاعاتی در دو کشور معتقدند مغنیه و سلیمانی باید آن روز از صحنه روزگار محو می‌شدند.ترکیب عواملی نظیر قابلیت‌های عملیاتی،شخصیت با نفوذ و کاریزماتیک و شجاعت وی،سلیمانی را تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها علیه اسرائیل کرده است.او یک تهدیدی روزافزون است،چرا که سلیمانی و ایران به سنگرسازی و استقرار در ارتفاعات جولان دست زده که به اسرائیل نزدیک‌تر و خطرسازتر است.

سلیمانی یک مهارت مهم دیگر نیز دارد:قابلیت نجات یافتن و رشد کردن در نظام سیاسی فاسد و دشوار ایران. برای مثال، حدود یک سال و نیم پیش، سلسله گزارش‌هایی در روزنامه‌های ایران منتشر شد که سلیمانی به نیابت از محافظه‌کاران، قصد شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶ را دارد.

[توضیح ایران وایر: سابقه انتشار گزارش های خبری درباره احتمال حضور قاسم سلیمانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران به سال ۹۱ باز می گردد.]

معلوم نیست چه فردی پشت پخش این گزارش‌ها بود،خود سلیمانی با هدف هموار کردن مسیر برای رسیدن به بالای هرم قدرت، یا رقبای او و به قصد جازدن او به عنوان تهدیدی برای رهبری ایران.     به هر رو،سلیمانی نگذاشت این گزارش‌ها او را متوقف سازد، بلکه در اقدامی غیرمعمول دست به انتشار بیانیه‌ای زده و اعلام کرد او قصد دارد همیشه سرباز باقی مانده و تا آخرین نفس، خدمت‌گذار رهبر و مردم ایران باشد.به عبارت دیگر، وی خاطرنشان کرد که هم از نظر سیاسی فردی قوی است و هم به نظام و رهبری وفادار. همه اینها به نظر جواب داد:یک نظرسنجی که اخیرا توسط دانشگاه مریلند با همکاری یک موسسه پژوهشی ایرانی صورت پذیرفته آشکار می‌سازد که سلیمانی محبو‌ب‌ترین فرد در جامعه امروز ایران است، حتی محبوب‌تر از رئیس‌جمهور حسن روحانی.

[توضیح ایران وایر: موسسه ای که این نظرسنجی را انجام داده، ایرانی نیست ولی از همکاران ایرانی استفاده می کند. نظرسنجی های این موسسه به دلیل برخی گرایش های سیاسی اصولگرایانه اعضایش مورد تردید بوده است. در یک نظرسنجی دیگر که حزب اصلاح طلب اتحاد ملت انجام داده است، قاسم سلیمانی از نظر محبوبیت در رده دهم قرار دارد. اعتبار نظرسنجی ها در جامعه ایران به دلیل فقدان موسسه های مستقل نظرسنجی و بسته بودن فضای سیاسی همواره مورد تردید بوده است.]

وی حتی ممکن است تاکنون قدرتی بیش از حد به دست آورده باشد. طبق برخی گزارش‌های تایید نشده از رسانه‌های عربی،قرار است در تهران فعالیت‌هایی صورت پذیرفته تا سلیمانی به مقام دیگری منتصب شود.

[توضیح ایران وایر: خبرگزاری آریا، که توسط امیر محبیان، تحلیلگر نزدیک به حزب اصولگرای موتلفه اداره می شود، به تازگی خبر داد که آیت الله خامنه ای در اندیشه تغییر قاسم سلیمانی از فرماندهی سپاه قدس است و دنبال جانشین برای او می گردد. این خبرگزاری اندکی بعد خبر را حذف کرد و گفت هک شده بودیم.]

اگر این گزارش‌ها صحت داشته باشند،کاملا ممکن است که این انتقال منصب به منصبی قدرت‌مندتر باشد. به هر صورت،در حال حاضر سلیمانی دشمن اصلی اسرائیل در سوریه است.

یوسی کوهن،رئیس موساد در گفتگویی با مقامات اطلاعاتی اروپایی که طی کنفرانس گذشته مونیخ صورت پذیرفت،خاطر نشان کرد، ایران در حال تاسیس هلال شیعی است که احتمالا در معنای سنتی و مذهبی هلال شیعی خلاصه نمی‌شود، بلکه راه‌حلی است برای انتقال کامیونی پر از موشک یا سلاح‌های دیگر از تهران به سواحل لبنان. به نظر ایرانیان، این کار جامه عمل پوشانیدن به چشم‌انداز هلال شیعی است.

[توضیح ایران وایر: قاسم سلیمانی، در یک سخنرانی عمومی که ۲۸اسفند۹۲ ایراد شده، هلال شیعی را اقتصادی توصیف کرده است. او گفته است‌: «هلال شیعی، سیاسی نیست. هلال اقتصادی است. مهم ترین مسئله اقتصادی جهان، نفت است. سه کشور ایران و عربستان و عراق، بیشترین نفت را در جهان دارند و تقریبا ۷۰درصد نفت جهان در این سه کشور واقع شده که همه این ۷۰درصد در منطقه شیعه نشین است.» ]

طبق اظهارات کوهن،مردی که مسئول پیاده‌سازی این چشم‌انداز است کسی نیست جز قاسم سلیمانی. کسی که مستقیما به خامنه‌ای گزارش می‌دهد و نه به روحانی که رئیس‌جمهور است، چرا که سلیمانی به هیچ‌وجه خود را تابع و زیردست روحانی نمی‌بیند.

او همچنین تمام تاسیسات موشکی را در سوریه ساخته و پهپادهای انفجاری به اسرائيل می فرستد، تاسیساتی که او ساخته،طبق گزارش رسانه‌های خارجی طی هفته‌های گذشته توسط نیروی هوایی اسرائیل مورد هدف قرار گرفت و نابود شد.

……

حاج قاسم سلیمانی در ۱۱ مارس ۱۹۵۷ در روستای قنات مالک استان کرمان،در جنوب شرقی ایران، که منطقه‌ای کوهستانی و قبیله‌نشین است،به دنیا آمد. وی چهار خواهر و برادر دیگر دارد.یکی از برادرانش که هفت سال از او بزرگ‌تر است،ریاست سازمان زندان‌های استان تهران را به عهده دارد. سلیمانی متاهل است و پدر سه پسر و دو دختر. یکی از دخترانش، نرگس در مالزی زندگی می‌کند.

وقتی سلیمانی سیزده ساله می‌شود به شهر کرمان، پایتخت استان، مهاجرت کرده تا با یکی از افراد فامیل زندگی کند. در این شهر وی کار در سازمان آب را شروع می‌کند تا قرض‌های پدرش را صاف کند. وی هم‌چنین نوجوانی ورزش‌کار بوده و طبق برخی از گزارش‌های موجود کمربند مشکی در کاراته دارد.

مانند بسیاری از هم‌نسلانش، در سن ۱۸ سالگی تحت تاثیر انقلاب آیت‌الله خمینی قرار گرفته و وقتی انقلاب در سال ۱۹۷۹ پیروز شد و خمینی به عنوان برنده این نزاع به تهران بازگشت، سلیمانی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌پیوندد.نیروی نظامی که توسط خمینی تاسیس شد تا از حکومت وی در داخل کشور پاسداری کرده و ابزاری برای صدور این انقلاب به جای‌جای جهان باشد. این جوان ۲۱ ساله، بدون هیچ سابقه یا تجربه نظامی، استعداد خویش را نشان داد و به سرعت از پله‌های ترقی داخلی سازمان بالا رفت.

به عنوان اولین مامورریت در اواخر همان سال، وی به مناطق کردنشین شمال غربی ایران فرستاده شد تا یک شورش جدایی‌طلبانه کردهای این منطقه را سرکوب کند. سلیمانی در شهر مهاباد مستقر شد و ماموریت خویش را تمام و کمال انجام داد. بعد از این ماموریت وی به کرمان برگشت و رئیس سپاه ناحیه این استان شد.

در پاییز ۱۹۸۰ و وقتی که جنگ ایران و عراق شروع شد، سلیمانی به خطوط مقدم جنوبی فرستاده شد و به سرعت توانست توانایی‌های خویش در میدان جنگ را ثابت کرده و به عنوان فرمانده گردان ۴۱ ثارالله سپاه پاسداران منصوب شد.گردانی که نیروهای ویژه سپاه تلقی می‌شدند.در پایان جنگ این گردان به کرمان بازگشت و ماموریت مقابله با قاچاق‌چیان مواد این منطقه را بر عهده گرفت.

سلیمانی همواره پله‌های ترقی را پیموده و به نظر همیشه تصمیمات و حرکات صحیح را در بازی سیاسی داخل ایران اتخاذ کرده است.در اواخر سال ۱۹۹۷ یا اوایل ۱۹۹۸وی به فرماندهی لشکر ویژه سپاه پاسداران منصوب شد: سپاه قدس.

به گفته تمیر پاردو،رئیس سابق موساد:«[سپاه] قدس لشکری به شدت مخفیانه است.فعالیت‌های این لشکر به کل از نظام جاری و رسمی ایران جدا است و پایگاه‌هایش را در سراسر دنیا طی ماموریت‌های مخفیانه ایجاد کرده است.هدف اصلی این گردان صدور انقلاب و تشویق و تقویت گروه‌های مسلمان افراطی در سراسر دنیا است.»

طی دهه ۱۹۹۰ بیشتر فعالیت سلیمانی حول محور یک منطقه بود:افغانستان، همسایه شرقی ایران. خروج نیروهای شوروی از افغانستان منجر به رشد و گسترش نیروی طالبان در این کشور شد،یک جنبش جهادی سنی که چالشی جدی پیش روی ایرانیان شیعه بود.علاوه بر این،طالبان به عنوان بستری برای رشد دیگر سازمان‌های جهادی مسلمان و پرورش چهره‌های تروریست برجسته عمل کرده است. بستری برای پرورش و معرفی اسامه بن لادن.سازمان بن لادن هم سازمانی دیگر بود که می‌توانست برای ایران شیعی دردسرساز باشد.

سلیمانی در این دوره تجربه بسیاری در گونه‌ای از مبارزه کسب کرد که مبارزه‌ای مخفیانه و چریکی است.یکی از بزرگ‌ترین متحدان وی در این جنگ جبهه شمالی افغانستان بود که نیروهای مبارز افغان در جنگ علیه طالبان بودند.جبهه شمالی در این زمان توسط سی‌آی‌ای امریکا نیز پشتیبانی می‌شد و به همین خاطر دو دشمن قسم‌خورده در جنگی علیه دشمن سوم با یکدیگر همکاری کردند.در این دوره سلیمانی ثابت کرد که وی تنها یک مقام دولتی و رهبر نظامی نبوده،بلکه فردی دیپلمات و یک سیاستمدار متبحر است.

برای مثال از آنجا که می‌دانست در جنگ با بن لادن با مشکل مواجه خواهد شد،به جای مقابله با وی،به او و سازمانش اجازه محدود عبور و مرور در ایران داد. این آزادی عبور و مرور در ایران بعدها به القاعده اجازه داد از مرزها و امکانات ایران برای برنامه‌ریزی و اجرای حملات یازده سپتامبر استفاده کند. حملاتی که می‌توان مطمئن بود قطره‌ای اشک به چشمان سلیمانی نیاورد.

تحت فرمان سلیمانی نفوذ و ماموریت‌های سپاه قدس گسترش یافت و در عین حال روابط وی با رهبری ایران عمیق‌تر و نزدیک‌تر شد. یکی از اصلی‌ترین منابع قدرت سلیمانی رابطه نزدیک او با ولی‌فقیه  علی خامنه‌ای است. در سال ۲۰۰۵، در ملاقاتی با خانواده شهدای استان کرمان،خامنه‌ای از سلیمانی به عنوان شهید زنده یاد کرد.در سال ۲۰۱۱، و طی اقدامی غیرمعمول،رهبر سلیمانی را به مقام سرلشکر منصوب کرد که بالاترین درجه نظامی در سپاه پاسداران است.

به گفته پادرو:«ایران کشوری سازمان یافته با نظام اداری پیچیده و چالش‌های سیاسی است،نه سازمانی مانند حزب‌الله.در کشوری چنین خیلی نادر است شخصی قدرت را به دست گرفته و برای مدتی مدید نه تنها آن را حفظ کرده،بلکه قدرت بیشتر و بیشتر به دست آورد.معمول این است که چنین افرادی پس از مدتی کنار گذاشته می‌شوند.اما سلیمانی باید کارش را خیلی خوب و حساس انجام داده باشد که توانسته از یک طرف قدرت و نفوذ خویش را حفظ کرده و از طرف دیگر سایر مقامات ارشد نظام را مطمئن سازد که وی جاه‌طلب نیست و می‌خواهد در همین سپاه قدس باقی بماند، و در نتیجه خطری برای آنان محسوب نمی‌شود.»

[توضیح ایران وایر: به نظر می رسد منظور رئيس سابق موساد،در حوزه نظامی باشد. در حوزه سیاسی،شخصیت‌های متعددی مانند حسین طائب،رئيس سازمان اطلاعات سپاه و احمد جنتی،رئيس مجلس خبرگان رهبری وجود دارند که مدت‌های مدید،قدرت را در دست گرفته و روز بروز هم اختیارات و قدرت نفوذ بیشتری دارند.]‌

به گفته یکی از مقامات ارشد امنیتی اسرائیل:«هدف اصلی سپاه قدس به دست آوردن پایگاه‌هایی در سراسر دنیا است.هر جایی که امکان صدور انقلاب وجود داشته باشد.»این هدف شامل به راه‌اندازی جنگی همه‌جانبه علیه هر کسی می‌شود که بر سر راه صدور انقلاب قرار می‌گیرد،بهترین مثال: اسرائیل.

طی سالهای فرماندهی سلیمانی،سپاه قدس،تجربه فراوانی در مبارزه با اسرائیل به دست آورده است.یکی از مقامات امنیتی اسرائیل می‌گوید:«پیش‌فرض اصلی من درباره نیروهای امنیتی در هر جای دنیا،در موساد،سی‌آی‌ای،کاگ‌ب یا حتی سپاه پاسداران،این است که افرادی به‌شدت حرفه‌ای بوده و رویکردی حساس،منطقی و جدی نسبت به شغل خویش دارند.افرادی که از هر گونه تعصب و ایدئولوژی به دورند. اما وقتی به سپاه قدس می‌رسیم این پیش‌فرض با چالش جدی روبه‌رو می‌شود.افراد تحت فرمان سلیمانی واقعا از ما،اسرائیلیان و یهودیان متنفرند،یک تنفر سوزان.آن‌ها ما را دشمن خویش پنداشته و صبح با این شوق سر کار می‌روند که چطور برنامه‌ای طراحی کرده تا به اسرائیل بیشترین آسیب را رسانده و از یهودیان بیشترین خون را بریزند.»

سپاه قدس بیشتر فعالیت‌های خویش علیه اسرائیل را از طریق حزب‌الله پیاده‌ کرده است.نام سلیمانی در برخی از حمله‌های اصلی حزب‌الله علیه اسرائیل طی جنگ دوم لبنان نیز به چشم می‌خورد.

اما حزب‌الله تنها بخشی از نقشه است،سلیمانی در رویایی ایجاد همکاری بسیار گسترده‌تر در منطقه نه تنها با گروه‌های مذهبی و شیعی بلکه با سایر گروه‌هایی که منافع مشترک با ایران دارند است. در ادبیات امنیتی- نظامی اسرائیل از این گروه‌ها به عنوان «خط مقدم افراطی‌گری» یاد می‌شود.

برای مثال،ایران با خانواده اسد در سوریه همکاری می‌کند،خانواده‌ای که از تبار علویان سوری است. شیعیان باورمند،علویان را گروهی مرتد می‌شناسند.اما این تفاوت‌های مذهبی توسط سلیمانی کنار گذاشته شده‌اند،چرا که سوریه چیزی دارد که ایران ندارد و به شدت خواهان آن است: مرز مشترک با اسرائیل.

حزب‌الله و اسد تنها دو عضو از این خط مقدم افراطی‌‌گری هستند.دو عضو دیگر فلسطینی هستند.اولی، که گروهی کوچک از نظر تعداد افراد و قدرت است،جماعت جهاد اسلامی نام دارد.سلیمانی طی بیست سال گذشته روابط نزدیکی با این گروه داشته است.عضو دوم دشمن بسیار بزرگ‌تری برای اسرائیل است: حماس.

حماس برای سالیان متمادی دست همکاری سلیمانی را پس زد.دلیل اصلی شیخ احمد یاسین،رهبر مذهبی حماس و یک سنی افراطی بود که دست هیچ شیعه‌ای را در مبارزه با اسرائیل نمی‌پذیرفت.اما همان‌طور که عموما اوضاع خاورمیانه به این منوال است،این مشکل با حضور یک دشمن مشترک که اسرائیل باشد، بالاخره حل شد.وقتی شیخ یاسین ترور شد آخرین مانع بر سر راه همکاری سلیمانی و حماس نیز کنار رفت.

[توضیح ایران وایر: شیخ یاسین سال ۲۰۰۴ ترور شد. در ۱۴سال گذشته، رابطه حماس و ایران و سپاه قدس دچار فراز و نشیب های بسیاری بوده و به نظر نمی‌رسد که مرگ شیخ یاسین همه موانع را برداشته باشد.]

مجمع خط مقدم افراطی‌گری،خطرناک‌ترین دشمن امروز اسرائیل،تکمیل شد.با پشتیبانی ایران حماس توانست کنترل غزه را به دست گرفته و طی جنگ غزه بسیاری از شهروندان این منطقه را در پناهگاه‌های ضد بمب پناه دهد.با پشتیبانی ایران،حزب‌الله دست به سلسله حملات موشکی علیه اسرائیل در جنگ دوم لبنان زد و با پشتیبانی ایران،سربازان سپاه پاسداران می‌توانند کشاورزان ارتفاعات جولان را با چشم غیرمسلح ببینند،رهبر پر غرور همه این اتفاقات کسی نیست جز قاسم سلیمانی.

در همین حین،سلیمانی بیشتر و بیشتر در حملات علیه اسرائیل حضور می‌یافت. واحد ۱۸۰۰ حزب‌الله که با کمک سپاه قدس تاسیس شده است،واحدی است برای گسترش ترور و ترس در داخل خاک اسرائیل. برای مثال این واحد ربایش «الهانان تننباوم» را طراحی و پیاده کرد.حزب‌الله با همکاری سلیمانی مسئول آدم‌ربایی سربازان اسرائیلی «بنی آورهام، آدی اویتان و عمر سواد» در اکتبر ۲۰۰۰ بود.

آدم‌ربایی دو سرباز اسرائیلی،«یهود گلدواسر و الداد رگف» در ۱۲ جولای ۲۰۰۶ که منجر به وقوع جنگ دوم لبنان شد توسط عماد مغنیه و بدون هماهنگی با سلیمانی صورت پذیرفت.سلیمانی از این واقعه بسیار خشمگین بود و در واقع حق با او بود:در نتیجه این جنگ، توانایی‌های حزب‌الله رو شد و اسرائیل گنبد آهنین و اقداماتی دیگر را طراحی کرد که بسیاری از تهدیدات ساخته دست سلیمانی طی تمام سالیان گذشته را خنثی کرد.

ترور مغنیه با سلسله اقداماتی دیگر علیه تاسیسات حزب‌الله ادامه یافت:انفجار مرموزانه مخزن مهمات حزب‌الله در جنوب رود لیتانی،حمله به کاروان‌های حامل سلاح و… تمام این وقایع ثبات داخلی سازمان را زیر سوال برد.

نشانه این فشار به ویژه در فردی که به جایگزینی مغنیه منصوب شده بود،نمایان بود،برادر همسر و همچنین پسرعمو و قائم مقام مغنیه،مصطفی بدرالدین.بدرالدین شروعی غیر محتاطانه و حتی بعضا افسارگسیخته داشت.ظاهرا وی بدون هماهنگی با سلیمانی یا حتی رهبر حزب‌الله حسن نصرالله،به طراحی و پیاده‌سازی اقداماتی چند علیه مقامات اسرائیلی و لبنانی دست زد.دو نفری که حتما از این برنامه‌ها خیلی به سرعت خبردار شدند و چندان از این بی‌خبری خشنود نبودند.

طبق گزارش شبکه العربیه،قاسم سلیمانی با بدرالدین در ۱۲ می ۲۰۰۶ در فرودگاه بیروت مکالمه‌ای سخت و غیض آمیز داشته و مدت کوتاهی بعد از این گفتگو،جنازه بی جان بدرالدین در اتاق پیدا می‌شود. مقامات اسرائیلی بر این باورند که سلیمانی یا خودش به بدرالدین شلیک کرده یا به یکی از سربازانش دستور این کار را داده است.

[توضیح ایران وایر:مصطفی بدرالدین، فرمانده پیشین شاخه نظامی حزب الله، ۲۴اردیبهشت۹۵ در جریان یک انفجار در نزدیکی فرودگاه دمشق کشته شد.ژنرال گادی آیزنکوت،رئيس ستاد کل ارتش اسرائیل هم اول فروردین ۹۶ در یک سخنرانی گفت که مصطفی بدرالدین در جریان یک تسویه حساب داخلی و با فشار فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران کشته شده است.]

یکی از مقامات ارشد نظامی اسرائیل می‌گوید:«بالاخره ماجرا همیشه به همین منوال است، تحت نظارت سلیمانی برنامه‌ای برای بازنشستگی اعضای ارشد حزب‌الله نیست.»

اما بسیاری از فرماندهان ارشد دور و بر سلیمانی نیز جان‌شان را از دست داده‌اند:محمود المجذوب از جماعت اسلامی جهاد در ۲۰۰۶،عزالدین شیخ خلیل از حماس در ۲۰۰۴ و قائم‌مقام و جانشین وی، محمود المبهوح در ۲۰۱۰.

طبق گزارش‌های خارج از اسرائیل،شعله فعالیت‌های این چنینی به دامن خود سلیمانی نیز رسیده است. ژنرال علیرضا عسگری،یکی از همکاران سلیمانی و فرمانده سابق سپاه قدس در لبنان در فوریه ۲۰۰۷ مفقود شد.طبق این گزارش‌ها،عسگری با نیروهای امریکایی همکاری کرده که اسرائیل نیز در بخشی از این همکاری‌ها حضور داشته و طی آن عسگری هر چه درباره سلیمانی و سازمان وی می‌دانسته با امریکاییان به اشتراک گذاشته است.

کمی بعد ترورهای سری،در قلب تهران دانشمندان هسته‌ای این کشور را هدف قرار داد. گرچه برنامه هسته‌ای ایران تحت فرمان سپاه پاسداران نیست ولی امنیت آن تحت نظر سپاه است. اما برخی از ایرانیان بر این باور بودند که شکست در حفظ امنیت این دانشمندان، تقصیر اشتباهات صورت پذیرفته توسط سپاه پاسداران بوده است ولی سلیمانی در تمام این مدت قدرتمند و به شدت بانفوذ باقی ماند.

[توضیح ایران وایر:به نظر می رسد نویسندگان بین وظایف واحدهای امنیتی سپاه پاسداران و نیروی قدس سپاه تفکیک قائل نشده‌اند.هیچ گزارشی مبنی بر اینکه نیروی قدس سپاه پاسداران در حفاظت از دانشمندان اتمی ایران مسئولیت داشته،منتشر نشده است.اساسا وظیفه‌ای هم در این حوزه متوجه نیروی قدس سپاه پاسداران نیست. بنابراین ترور دانشمندان به طور طبیعی هیچ تغییری در موقعیت و نفوذ قاسم سلیمانی ایجاد نکرده است.]

و بعد اتفاقی افتاد که هیچ کس،حتی اسرائیل انتظارش را نداشت: ظهور و سقوط بهار عربی که بعد از آن با ظهور و قدرت‌گیری داعش ادامه یافت.سلیمانی به سرعت بدل به بازیگری اصلی در میدان جهانی مبارزه با داعش شد.

به گفته پادرو:«زندگی سلیمانی به دو دوره تقسیم می‌شود:دوره اول تا ظهور بهار عربی،وی فرمانده نیرویی بود که توسط اکثر جهان به عنوان گروهی تروریست شناخته شده و قصد داشت به قصد ترویج منافع و عقایدی خاص در هر جا که می‌تواند خرابی و دردسر ایجاد کند.در این دوره وی به شدت در سوریه، لبنان و ترکیه فعال و قصدش در نهایت ترورویسم و ایجاد وحشت بود.

اما در ادامه شوکی که به خاورمیانه وارد شد و بعدتر ظهور داعش،مسیر این مرد عوض شد.وی به بازیگری جدی بدل شد که از تمام تاسیسات مخفیانه‌ای که طی این سال‌ها ایجاد کرده بود،در جنگ با داعش بهره می‌جست.تاسیساتی که با هدف پیروز شدن در جنگ،داشتن پایگاه‌هایی باثبات در منطقه و حضور قدرتمند نظامی برای به دست آوردن منافع بین‌المللی برای ایران در جای قرار گرفته بودند.

وقتی ویدئوهای وحشیانه خرخره بریدن داعش در شبکه‌های اجتماعی دیده شد،به ناگاه ایران و سلیمانی کمتر شیطانی به نظر رسیدند و وقتی سلیمانی شروع به مبارزه با داعش کرد، برخی به این باور رسیدند که وی روشنی را یافته و به جنگ شر شتافته است.

به گفته پاردو:«توافق هسته‌ای به ایران فرصت بازسازی داد،در نظر ایشان این یک فرصت طلایی بود: هم یک حمله جهان‌پسند علیه داعش و هم امضای توافقی با امریکا که آنها را تبدیل به کشوری مانند سایر کشورهای دنیا می‌کرد.همچنین افزایش فعالیت‌های اقتصادی با روسیه و چین کمک بزرگی در این راستا بود. به ناگاه دیگر برقراری روابط دوستانه با ایران عیبی نداشت چراکه داعش در حال کسب پیروزی‌های متعدد در میدان جنگ بود و دشمن دشمن من دوست من است.

مبارزه سلیمانی با داعش به او کمک کرده که روابط نزدیک‌تری نیز با رئیس جدید منطقه داشته باشد: ولادیمیر پوتین.

پوتین به گذشته سلیمانی و این که دستان او چقدر به خود آلوده است کاری نداشت و سلیمانی به عنوان مهمان رسمی به کرملین دعوت شد. این ملاقات اولین دیدار در سلسله دیدارهایی بود که بعضی از آنها مخفیانه انجام شده و همه با هدف انجام هماهنگی‌های لازم برای باقی نگاه داشتن اسد در قدرت بود.

طبق گفته‌ مقامات ارشد امنیتی اسرائیل:«دیدارهای سلیمانی از مسکو در تابستان سال ۲۰۱۵ دلیل اصلی حضور روسیه در جنگ سوریه در اکتبر ۲۰۱۵ با هدف دفاع از رژیم اسد بود. سلیمانی در واقع فردی بود که پوتین را راضی کرد اگر می‌خواهد اسد در قدرت باقی بماند،باید آستین را بالا زده و وارد میدان جنگ شود.»

به گفته پاردو:«سلیمانی شریک و همکار روسیه شد.از این جاست که راه سلیمانی از شخصی مثل مغنیه به شدت متفاوت می شود. مغنیه فردی بود که همیشه پنهانی زندگی می‌کرد و عکس‌های چندانی از او در دست نیست.سلیمانی اما در سال‌های اخیر تبدیل به چهره‌ای بسیار مشهور شده است.تمام این اتفاقات به دلیل آن است که اقدامات سپاه قدس از وقتی وارد جنگ با داعش شد،به اقداماتی مشروع مبدل شدند.»

در اولین مرحله از جنگ،هدف ایران جلوگیری از سقوط دمشق و پایگاه‌های قدرتمندشان در منطقه به دستان شورشیان بود که در واقع به معنی حفظ رژیم اسد از سقوط بود.در مرحله بعد که در حدود سپتامبر ۲۰۱۵ آغاز گشت ایران به رژیم سوریه کمک کرد تا کنترل و حکومت خویش را به مناطق بیشتری گسترش دهد.

در مرحله اول،دخالت ایران در سوریه محدود به چند صد مشاور و چندین هزار مبارز شیعه حزب‌الله،به علاوه مبارزانی از نیروهای نظامی شیعه عراقی،افغان و پاکستانی بود که توسط سپاه پاسداران استخدام شده و مقرری ماهیانه یا دیگر منافع مالی دریافت می‌کردند.

[توضیح ایران وایر:علاوه بر گروه های افغان که با عنوان «فاطمیون» و شبه نظامیان پاکستانی که با عنوان«زینبیون» در جنگ سوریه حضور داشتند، دو گروه عراقی حیدریون و حشد الشعبی هم تحت فرماندهی سپاه قدس بودند. نیروهای حزب الله لبنان نیز با هماهنگی سپاه قدس در سوریه می‌جنگیدند.]

تمام این نیروها زیر چتر «ارتش سوریه» که توسط سلیمانی خلق شده بود،می‌جنگیدند.

[ توضیح ایران وایر:منظور نویسندگان نیروی های موسوم به دفاع وطنی یا ارتش مردمی سوریه است که به گفته محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه از سازمان بسیج ایران الگو گرفته شده بودند.تعداد این نیروها را فرمانده سپاه ۱۰۰هزار نفر اعلام کرد و گفت که تحت نظر سردار حسین همدانی ایجاد شدند. سردار حسین همدانی، مهرماه۹۴ در سوریه کشته شد.]

برای اولین بار در تاریخ سپاه قدس،این گردان مسئول رهبری هزاران نیروی شیعی غیر ایرانی شد که عضو سابق این سازمان نبودند.در واقع سلیمانی فرمانده لشکر خاص خودش شد.

وقتی ایران به مرحله بعدی جنگ وارد شد،نیروهایش را به شدت افزایش داد،با آوردن احتمال ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ جنگجوی ایرانی که برخی از آنها،نقش‌هایی کلیدی در موفقیت‌های چشم‌گیر ایران در منطقه داشتند.

در عین حال،سلیمانی بیشتر و بیشتر مشهور می‌شد و خود را بیشتر در میدان جنگ نشان می‌داد تا به ساکنان کرملین و احتمالا اورشلیم خاطرنشان کند،کیست که برای حفاظت از اسد خون می‌ریزد.برای مثال در ژوئن سال ۲۰۱۷ وی در مرز عراق و سوریه در کنار گردان فاطمیون دیده شده که متشکل از مبارزان افغان است.

در نوامبر ۲۰۱۷ وی در دیرالزور،محل سابق تشکیلات هسته‌ای سوریه که توسط اسرائیل بمب‌باران شد،حضور پیدا کرد که به تازگی از دست داعش آزاد شده بود. لازم به ذکر است که در همین زمان وی داغ‌دار از دست دادن پدرش بود ولی می‌خواست این پیغام را برساند که برای او وظیفه مهم‌تر از امور شخصی است.

ماه‌ها گذشت.سوریه با کمک ایران و روسیه به موفقیت‌های بیشتر و بیشتر در جنگ داخلی دست یافت تا بالاخره حکومت اسد کاملا از خطر دور گشت.اکنون وقت آن رسیده بود که سلیمانی هدف اصلی خویش از آ‌مدن به منطقه را دنبال کند:ایجاد پایگاه نظامی ایران کنار مرز اسرائیل.

سلیمانی شخصی نبود که پایه‌گذار حضور ایران در سوریه باشد. پیش از وی و برای سال‌های متمادی حزب‌الله پایگاه‌هایی متعدد در سوریه داشت که برای حمل و نقل سلاح و موشک از آنها استفاده می‌کرد. سلیمانی اما فردی بود که فهمید اگر ایران در قمار جنگ داخلی سوریه طرف اسد را گرفته و او را پیروز این جنگ کند، در آینده می‌تواند هر چیزی از رژیم اسد بخواهد، چیزی مثل تاسیس یک پایگاه نظامی در مرز اسرائیل روبه‌روی ارتفاعات جولان.

همزمان با مبارزه با داعش،سلیمانی یک واحد بسیار سری حزب‌الله تحت فرمان جهاد مغنیه،پسر عماد، تاسیس کرد.سمیر قنطار،یکی از قاتلان«خانواده هاران» که به چهره‌ای مشهور در لبنان بدل شد،نیز یکی از اعضای این واحد سری بود.یکی از اهداف این واحد ایجاد ترس و وحشت در اسرائیل بود.

طبق گزارش‌های خارج از اسرائیل،این واحد از بدو تاسیس توسط نیروهای امنیتی اسرائیل به شدت تحت نظر بود.در ژانویه ۲۰۱۵،رادارهای ارتش اسرائیل محموله‌ای نظامی را نزدیک مرز اسرائیل ردیابی کردند که مغنیه جوان و یک ژنرال ایرانی هدایت آن را را به عهده داشتند. نیروهای هوایی اسرائیل در یک حمله هر دوی آنها را کشتند.

این بار اما سلیمانی استثنا قائل شد و دست به تلافی زد:حزب‌الله موشک‌های ضد تانک به خودروهای ارتش اسرائیل در کوه داو شلیک کرد که باعث کشته شدن دو سرباز اسرائیلی و مجروح شدن هفت سرباز دیگر شد.جانشین جهاد مغنیه سمیر قنطار بود که او هم بعدتر توسط نیروهای اسرائیلی ترور شد.

طی شش ماه گذشته و با تضیعف داعش و سایر شورشیان،سلیمانی و رفقا به بررسی دوباره راه دسترسی و نفوذ به اسرائیل پرداختند.یکی از اقدامات در همین راستا سرنگونی جت اف۱۶ ارتش اسرائیل با موشک سوری در فوریه ۲۰۱۸ بود.آخرین باری که یک هواپیمای اسرائیلی سرنگون شده بود بر‌می‌گردد به دوران جنگ اول لبنان.

سرنگونی این هواپیما به دلیل اقدام تلافی‌جویانه ایران بعد از سرنگون کردن بهپاد ایرانی بود،در این واقعه بهپاد ایرانی وارد مرز هوایی اسرائیل شده بود و مقامات اسرائیل به درستی آن را عبور از خط قرمز تلقی کردند.طی ماه‌های قبل از واقعه بهپاد،دو اتفاق دیگر مرتبط با اسرائیل که در خارج از اسرائیل رخ داد، به سلیمانی فشار آورده بود.

اولین اتفاق در ۷ سپتامبر ۲۰۱۷ رخ داد،وقتی کارخانه موشک‌سازی ایران و حزب‌الله مورد حمله قرار گرفت. کارخانه در مرحله ساخت و ساز در شهر مصیاف و تحت مراقبت شدید نیروهای سوری بود.

اتفاق بعدی چیزی در حدود دو ماه بعد به وقوع پیوست:یک مجموعه ساختمان که برای تعلیم و تربیت نیروهای نظامی شیعی سلیمانی در نظر گرفته شده بود،مورد بمب‌باران هوایی قرار گرفته و با خاک یکسان شد. این بمب‌باران‌های مرموزانه احتمالا منجر به اتخاذ این تصمیم شد که این‌بار باید تلافی کرد و قوانین بازی را تغییر داد.

در ۱۰ فوریه در شب بین جمعه و شنبه، یک بهپاد ایرانی که از مرکز کنترلی در مرز سوریه هدایت می‌شد وارد هوای اسرائیل شد. این بهپاد بر اساس نمونه امریکایی ساخته شده بود که در سال ۲۰۱۱ در ایران سقوط کرد. این سقوط در ایران به عنوان پیروزی بزرگی جا زده شد و حتی مجسمه‌های کوچک آن به عنوان سوغاتی و یادگاری در مغازه‌های تهران به فروش می‌روند.

بهپاد ایرانی که به اسرائیل فرستاده شد،یک بهپاد هوشمند نبود بلکه بهپادی حاوی مواد منفجره بود.مقام‌های دفاعی معتقدند هدف این حمله انفجار مواد منفجره در منطقه‌ای باز و نه خیلی مهم بوده است. به گفته یک مقام ارشد امنیتی:«هدف این بوده که به ما خاطرنشان کنند،اگر اسرائیل به حمله‌های هوایی خود ادامه دهد، آنها نیز امکان نفوذ به عمق خاک و امنیت ما را دارند.»

بعد از این شب وحشت‌آمیز،سلیمانی گفت:«فرستادن بهپاد به خاک اسرائیل برای ایران چیزی نیست و این کشور فرو نخواهد نشست تا این جماعت صهیونیست را از نقشه محو کند.»

و این تنها یک بیانیه نبود. سلیمانی دستور به تقویت تشکیلات هوایی ایران در سوریه داد که از پایگاهی در نزدیکی مرز اسرائیل اداره می‌شد و شامل دسته‌ای از بهپاد‌های انفجاری مانند همان مورد که وارد خاک اسرائیل شد، بود. این پایگاه چیزی در حدود سه هفته پیش توسط نیروی هوایی اسرائیل بمباران شد و به شدت آسیب دید.

احتمالا نام قاسم سلیمانی در ملاقات‌های اخیر یوسی کوهن،رئيس موساد با همتایان غربی‌اش به کرات به میان آمده است. به گفته کوهن:«طی سالیان گذشته ما بارها از میل ایران به برقراری یک هلال شیعی آگاه شده‌ایم که به معنی ایجاد محیطی گسترده تحت نفوذ و قدرت ایران و مطابق ارزش‌های شیعی است. تعریف شما از هلال شیعی چیست؟ به نظر من بهترین نشان وقوع این هلال وقتی است که ایران بتواند یک کامیون حامی سلاح‌های پیشرفته را و بدون هیچ دردسر و مزاحمتی از تهران به بیروت بفرستد. این بدان معنی است که سلیمانی موفق شده طرح هلال شیعی را پیاده سازد.»

[توضیح ایران وایر:این گزارش به طور عمده بر نقش قاسم سلیمانی در سوریه و لبنان متمرکز بوده که به اسرائیل نزدیک هستند و به نقش مهم و پیچیده او در عراق برای افزایش کنترل و تسلط ایران بر این کشور که می تواند پازل مهمی در ایجاد پازل شیعی باشد، اشاره نکرده است.]

رئیس موساد اذعان داشت که انزوای ایران در خاورمیانه هدف سازمان وی بوده است.به گفته وی: «ایران ۱۵۰۰ کیلومتر با اسرائیل فاصله دارد ولی در عین حال توانسته مرز واقعی با اسرائیل داشته باشد در حالی که اسرائیل چنین چیزی با ایران ندارد.این اتفاق اول از طریق لبنان و حالا از طریق سوریه صورت پذیرفته است.آنها می‌توانند مستقیما به اهداف بسیار مهم در داخل خاک اسرائیل حمله کنند. این خطری بسیار جدی پیش روی اسرائیل است.»

شما هم چیزی بگو

Jul 09 2018

مائده هژبری به جرم رقصیدن دستگیر شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی ::

برچسب‌ها: آزادی بیان, اجتماعی, حقوق بشر, رقصیدن, سرکوب, سیاسی, مائده هژبری

شما هم چیزی بگو

Jul 08 2018

روایت شورش مشهد، ‌اسلام شهر و قزوین در دوران هاشمی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,شورش ::

ایران وایر: محله کوی طلاب به دلیل مجاورتش با بارگاه امام هشتم شیعیان از همان ابتدای پیروزی انقلاب و به دلیل تمایل شدید آیت‌الله واعظ طبسی برای توسعه حرم، محل مناقشه اهالی و مسئولان شهری مشهد قرار گرفت

«یادم نمی‌رود که آن شب وقتی من و پدر و برادرانم به سر کوچه رفتیم، تقریباً هرکسی را که می‌دیدیم، داشت کیسه برنجی یا تین روغن نباتی و یا حتی کامپیوتری را که از بانکی برداشته بود، به دوش می‌کشید. فردا صبح مرکز شهر چون شهری جنگ‌زده بود که از ساختمان‌هایش دود بلند می‌شد، روی آسفالت خیابانش پر از شیشه خرده بود و ماشین‌های سوخته در کنار خیابان‌هایش‌‌ رها شده بودند.»
تصویری که این چند خط می‌آفرینند، شاید شبیه سکانسی از یک فیلم سینمایی آخرالزمانی باشد اما واقعیت آن است که خرداد ۱۳۷۱ مشهد چنین وضعیتی را در صحنه واقعیت تجربه کرده بود؛ زمان استانداری «علی جنتی» و زمامداری آیت الله «عباس واعظ طبسی» به عنوان تولیت «آستان قدس رضوی»؛ دو چهره نزدیک و معتمد «اکبر هاشمی رفسنجانی».

همه چیز زیر سر «کوی طلاب» بود. کوی طلاب نام محله‌ای در شهر مشهد است؛ محله حاشیه‌ای و محروم در مجاورت حرم امام هشتم شیعیان. پس از انقلاب اسلامی، آیت الله عباس واعظ طبسی که تولیت آرامگاه امام هشتم شیعیان را به دست آورده بود و تصمیم داشت تا جای ممکن محدوده حرم را گسترش دهد، به کوی طلاب که به صورت سنتی، محل زندگی افراد کم درآمد بود، نظر خریدارانه پیدا کرد و استانداری نیز همیشه به بهانه ساخت و ساز غیرمجاز در این محله، تصمیم به تخریب سکونت گاه‌های فاقد جواز ساخت داشت. اما کم بضاعتی خانواده‌های ساکن در کوی طلاب و عدم وجود یک راه حل دولتی برای اسکان مجدد، این نزاع را همیشه به تعویق می‌انداخت.

۹ خرداد ۱۳۷۱، علی جنتی در مقام استاندار خراسان بولدوزر‌ها را برای تخریب مناطق حاشیه‌ای اطراف حرم می‌فرستد. بولدوزر‌ها به کوی طلاب که می‌رسند، با مقاومت مردم ساکن این محله مواجه می‌شوند. در این گیرودار، یک کودک با شلیک یک مامور نیروی انتظامی کشته می‌شود؛ هم‏چون جرقه آتشی در انبار کاه.
شورش اوج می‌گیرد. مردم دیگر مناطق به کوی طلاب می‌پیوندند. کلانتری‌های ۳ و ۴ مشهد تصرف و مردم مسلح می‌شوند. ساختمان شهرداری، سازمان تبلیغات اسلامی، چندین بانک و… به آتش کشیده می‌شوند و شهر از کنترل نیروهای دولتی خارج می‌شود.

خبر به پایتخت می‌رسد. نیروهای کمکی امنیتی – انتظامی راهی مشهد می‌شوند. سپاه پاسداران نیز به کمک دیگر نیروهای امنیتی می‌آید. پس از دو روز، شورش مشهد را سرکوب می‌کنند. در جریان این دو روز، شش مامور امنیتی و سه نفر از مردم عادی کشته شدند، بیش از 300 نفر بازداشت شدند و 10 میلیارد ریال خسارت به بار آمد.

این ناآرامی در روایت حکومت، به «ضدانقلاب» نسبت داده شد و دادگاه انقلاب مشهد چهار نفر را به اتهاماتی چون «ایجاد رعب و وحشت و سلب آزادی و امنیت مردم و تخریب اموال دولتی» به اعدام محکومکرد و ۱۱ روز پس از شورش، این چهارنفر اعدام شدند.

این بحران بزرگ که در سایه دولت اول هاشمی رفسنجانی رخ داد و رسانه‌های بین المللی نیز آن رامنعکس کردند، نگرانی رییس جمهوری وقت را برانگیخت. در خاطرات هاشمی رفسنجانی به تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۷۱ این چنین آمده است: «به دفترم آمدم. اوضاع مشهد را پرسیدم. گفتند دیشب شرارت تا ساعت یک ونیم بعد از نیمه شب ادامه داشته و با دخالت سپاه تمام شده و جمعی را بازداشت کرده‌اند. خرابی‌های زیادی بار آورده‌اند. در جلسه هیأت دولت، وقت زیادی صرف مسأله مشهد و کیفیت برخورد با آن به منظور جلوگیری از تکرار این گونه حوادث شد. رهبری هم امروز با احضار وزرای مربوط، دستور سخت گیری داده‌اند.»

تحلیل‌هایی که از چرایی شورش خرداد ۷۱ در مشهد ارایه می‌شوند، جملگی در یک نکته کلی اشتراک نظر دارند و آن، این است که این شورش برخاسته از تبعات حاشیه نشینی و بی‌کفایتی دولت وقت در کنترل آن بوده است.

برخی از تحلیل گران این شورش را نشانه‌ای آشکار از «جدال حاشیه – مرکز» و «شورش حذف شدگان»می‌دانند. تحلیل‌های هم‎سان دیگر نیز عدم وجود سیاستی کارا در حوزه مسکن را ریشه ماجرا عنوان می کنند. آن‌ها یک دهه ناکارآمدی حکومت برخاسته از انقلاب اسلامی در تامین مسکن و عدم وجود سرمایه گذاری دولتی و خصوصی در بخش مسکن را عامل به حاشیه رانده شدن خانواده‌های کم بضاعت به حاشیه شهر‌ها می‌دانند که می‌تواند آفریننده پیامدهایی پیش بینی نشده باشد.

«اصغر کیوانی»، کار‌شناس رسمی دادگستری با سابقه فعالیت چندین ساله در نیروی انتظامی و حوزه امنیت عمومی، شورش خرداد ۷۱ در مشهد را تبعات ناشی از حاشیه نشینی می‌داند. او از مسوولان شهری که بدون در نظر گرفتن تبعات سوء برخورد قهری با این موضوع و ارایه امکانات اولیه جهت آسایش حاشیه نشینان و ایجاد بستر مناسب اقدام به تخریب خانه‌ها کردند، انتقاد می‌کند.

«سعید امامی»، معاون وقت وزیر اطلاعات در سخنرانی خود در سال ۱۳۷۵، در دانشگاه «بوعلی سینا» همدان و هنگام تحلیل شورش خرداد ۷۱ در مشهد می‌گوید: «کسی آمده، یک پولی داده، یک تکه زمینی را گرفته، یک دفعه می‌بیند آمدن بالا سرش تا زمین را خراب کنند. مطمئنا اعتراض خواهد کرد؛ یعنی بعضی از اعتراضات، اعتراضاتی است که ما باید بپذیریم.»

سه سال بعد، در فروردین ۱۳۷۴، اسلامشهر در جنوب غربی تهران و با فاصله 15 کیلومتری با آن، شاهد شورشی مردمی علیه سیاست‌های اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی بود که در دوره دوم ریاست جمهوری خود به سر می‌برد.

شورش اسلامشهر در پانزدهم فروردین ۱۳۷۴ را ناشی از افزایش ۳۰ درصدی نرخ کرایه حمل و نقلمی‌دانند اما شاید آن را می‌توان بهانه‌ای دانست برای اعتراض به تورم موجود که روندی رو به رشد داشت.

بنابر آمار رسمی بانک مرکزی، تورم در سال ۱۳۷۳ به بیش از ۳۵ درصد و در سال ۱۳۷۴ به نزدیک ۵۰ درصد رسید که بالا‌ترین نرخ تورم رسمی و اعلام شده در ایران است.

به گفته «کاوه شیرزاد»، روزنامه نگار و شاهد عینی، جمعیت معترض به افزایش نرخ کرایه درعرض چند دقیقه به هزاران نفر رسید و شهرهای اطراف هم چون رباط کریم، سلطان آباد و صالح آباد را نیز درگیر اعتراض خود کرد.

این جمعیت بزرگ تلاش داشت خود را به تهران برساند و در این مسیر، اقدام به تخریب ساختمان‌های دولتی کرد. جاده تهران – ساوه مسدود شد. پس از چند ساعت، قرارگاه «ثارالله»، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در آن زمان مسوولیت امنیت تهران را برعهده داشت، وارد ماجرا شد و معترضان را در ورودی تهران سرکوب کرد و به گفته برخی شاهدان عینی، در جریان سرکوب معترضان حتی از هلیکوپترهای مجهز به تیربار نیز استفاده شد.

وب‎سایت «فارس نیوز»- نزدیک به سپاه پاسداران– نیز بعد‌ها در یک تحلیل امنیتی با عنوان «نقش سپاه در مبارزه با ضدانقلاب»، بر نقش سپاه پاسداران در دفع شورش اسلامشهر مهر تایید می‌گذارد.

آماری رسمی از تعداد جان باختگان و بازداشت شده‌های شورش اسلامشهر ارایه نشد. «داریوش فروهر»، وزیر کار دولت موقت و از چهره‌های وقت مخالف حکومت در مصاحبه با خبرنامه «ایران بریف» که در روزنامه «کیهان» لندن نیز منعکس شد، درباره ابعاد و پیامدهای شورش اسلامشهر گفته بود به موجب اطلاعاتى که از منابع «خودى» به دست آورده، ٣٠ تا ۴٠ هزار نفر در این شورش شرکت داشته اند و ۵٠ نفر کشته، صد‌ها تن مجروح و نزدیک به هزار نفر بازداشت شده‌اند.

«علی اکبر ناطق نوری»، رییس وقت مجلس شورای اسلامی در کتاب خاطرات خود، در بخش مربوط به شورش دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به شورش اسلامشهر نیز گریزی زده و معترضان در چنین شورش‌هایی را «یک مشت آدم‌های عقده‌ای و اراذل و اوباش» نامیده بود.

شورش فروردین ۱۳۷۴ در اسلامشهر کم تر به طور مستقل مورد ارزیابی جدی تحلیلی قرار گرفته است. تحلیل گران از طیف‌های مختلف آن را نتیجه پیامدهای سیاست تعدیل اقتصادی در دولت هاشمی رفسنجانیدانسته و از رفتار اقتصادی دولت هاشمی انتقاد کرده اند. در سرفصل‌های این سیاست اقتصادی که به طور کلی بر کاهش نقش دولت در اقتصاد می‌چرخد، آزادسازی نسبی قیمت‌ها و یا به عبارت دیگر، حذف سوبسیدهای دولتی نیز جای می‌گیرد.

اگر چه سیاست تعدیل اقتصادی در دولت دوم هاشمی رفسنجانی به سد سخت مخالفان داخلی برخورد و تا حد زیادی متوقف شد اما تاثیر آن بر حیات اقتصادی – اجتماعی جامعه غیرقابل انکار بود. از این رو است که برخی تحلیل گران، شورشی مانند شورش اسلامشهر را دارای زبان و منطقی کاملا اقتصادی می‌دانند.

آن‌ها معتقدند: «در آن مقطع، اجرای طرح تعدیل اقتصادی و افزایش ۵۰ درصدی تورم، جامعه‌ ایران را دچار شوکی کرد که نتیجه‌ آن شورش‌های اجتماعی خودانگیخته، تشکل‌نیافته و نامسنجم در بسیاری از نقاط کشور بود.»

جز تحلیل گران مستقل، حتی تیپ‌های اصول گرایی چون «علیرضا زاکانی»، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی نیز منتقد سیاست‌های تعدیل اقتصادی هستند و آن را زمینه ساز شورش‌هایی چون شورش اسلامشهر و و علت اصلی را حجم فشار روی مردم می‌دانند. برخی چهره های نزدیک به احمدی نژاد مانند «قاسم روانبخش» نیز چنین دیدگاهی دارند.

شورش دیگری که یادآوری آن هنوز کام مسوولان جمهوری اسلامی را تلخ می‌کند، شورش قزوین در مرداد ۱۳۷۳ است. ماجرا بر سر استان شدن قزوین بود. این شهر در آن زمان، جزیی از استان زنجان و به مرکزیت زنجان محسوب می‌شد. اما این احساس در مردم آن وجود داشت که حق آنان است استانی مستقل به مرکزیت خود قزوین داشته باشند و در این راه، توسعه یافتگی بیش تر قزوین نسبت به زنجان را شاهد می‌آوردند.

اما با وجود تمام امیدواری‌ها، لایحه استان شدن قزوین در مجلس چهارم رد می‌شود. با توجه به خواست عمومی مردم این شهر، در آن دوره برای تبدیل قزوین به یک استان، بسیاری از مسوولان محلی نیز پیشاپیش حدس می‌زدند که رد این لایحه تبعات خاص خود را خواهد داشت و همین گونه نیز شد. مردم در اعتراض به این مساله تجمع کردند و حتی حضور وزیر وقت کشور به نمایندگی از رییس جمهوری – هاشمی رفسنجانی – نیز معترضان را آرام نکرد و آن‌ها ضمن قطع سخنرانی «علی محمد بشارتی»، به اعتراض خود ادامه دادند.

بر خلاف شورش مشهد و تا حدی اسلامشهر، از این شورش که دو تا سه روز طول کشید، هیچ اطلاعات دقیق آماری مبنی بر تعداد جان باختگان یا مجروحان احتمالی وجود ندارد. حتی آماری مبنی بر تعداد بازداشت شدگان نیز در دسترس نیست. اما این را شاید بتوان با درجه اطمینان قریب به یقین گفت که هدف اصلی معترضان خشمگین، ساختمان‌های دولتی و ادارات و بانک‌ها بودند.

«عباس نیکویه»، فرماندار وقت قزوین با توجه به نوع اعتراض‌ها و حتی نوع انتخاب مکان‌هایی که مورد تخریب معترضان قرار می‌گرفتند، بر این باور است که اگرچه این شورش‌ به علت رد لایحه مزبور و استان نشدن قزوین شکل گرفت اما خواسته‌های معترضان فرا‌تر از این مساله بود.

نیکویه با رد سیاسی دیدن شورش قزوین می‌گوید: «برخی گروه‌ها وارد شدند و خراب کاری‌هایی کردند که معنی دار بود؛ مثلا عده‌ای شیشه‌های اداره دارایی را شکسته بودند، آن وقت کنارش اداره آموزش و پرورش هیچ آسیبی ندیده بود. یا اداره کار را آتش زده بودند ولی کسی با محیط زیست و… کاری نکرده بود. این‌ها نشان می‌داد این آشوب‌ها یک خاستگاه اجتماعی یا ناراحتی‌هایی داشت.»

به باور نیکویه، کسانی در آن مقطع می‌پنداشتند که این شورش ناشی از «تحرکات منافقین و گروه‌های سیاسی ضدانقلاب» است و قائل به برخورد نظامی بودند اما فرماندار وقت قزوین آن را رد می‌کرد و این شورش را ناشی از نارضایتی‌های اجتماعی می‌دانست.

بر خلاف دیدگاه فرماندار وقت قزوین، برخی نیروهای نظامی- امنیتی از شورش قزوین در مرداد ۱۳۷۳به عنوان «فتنه عظیم» نام می‌برند و «مقصر اصلی» را «مسوولان بی‌بصیرت» در شهر قزوین می‌دانند؛ از جمله «سردار علی فضلی»، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران درباره آن شورش می‌گوید: «من لشگر سیدالشهدا بودم که گستره جغرافیای ما تا قزوین بود و تیپ سوم ما مستقر بود. ما با رزمندگان ارتباط داشتیم اما من با بعضی مسوولان که اسم نمی‌برم، تماس گرفتم و گفتم مردم را به آرامش دعوت کنید. شما دعوت کردید بیایند تظاهرات کنند. اما در ‌‌نهایت از دست‎شان در رفته بود. اراذل و اوباش آمدند و سوار بر معرکه شدند؛ حادثه تلخ و دل‎خراشی که قریب به ۱۸۶ نقطه قزوین، ۵۵ بانک، تعدادی از فروشگاه‌ها، درخت‌ها و کیوسک‌های مسیر را تخریب کردند.»

در سال‌های ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، شهرهایی چون شیراز، اراک و زنجان نیز دستخوش ناآرامی‌های سیاسی – اجتماعی شدند. پرونده این ماجراها هنوز بازخوانی نشده و پر از ابهام و سوال هستند؛ مانند بسیاری از پرونده های سیاستمداری اکبر هاشمی رفسنجانی.


روزنامه خراسان در تاریخ ۲۱ خرداد همان سال و تنها ۱۱ روز پس از شورش به نقل از دادستانی مشهد از اعدام چهار نفر از افراد دستگیر‌شده خبر داد


عکسی از شورش اسلامشهر در ۱۳۷۴ که به دنبال افزایش قیمت کرایه‌های حمل و نقل رخ داد


تصویر روزنامه جمهوری اسلامی پس از شورش‌های شهری در اعتراض به گرانی گزارشی منتشر کرد

برچسب‌ها: اسلام شهر, جنایات رژیم, حاشیه‌نشینان, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی, شورش, فقر, قزوین, کوی طلاب, مشهد, ملای حیله‌گر, هاشمی رفسنجانی

شما هم چیزی بگو

Jul 08 2018

مخالفت وزیر اطلاعات با بازداشت و برخورد با بدهکاران بانکی و فعالان اقتصادی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

رادیوزمانه: محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران به صراحت با دستگیری بدهکاران بانکی و فعالان اقتصادی مخالفت کرد و گفت «نباید تحت عنوان برخورد با مفاسد اقتصادی، آرامش فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران را به مخاطره انداخت».

محمود علوی ۱۶ تیر گفت «با متخلفان اقتصادی نباید برخوردهای قهرآمیز کرد؛ بلکه باید با توجیه و راهنمایی از انحراف فعالان اقتصادی جلوگیری کرد و آنان را به سمت تأمین مایحتاج کشور سوق داد».

او در این مورد خاص به عنوان راه حل پیشنهاد کرده به جای دستگیری و زندانی کردن بدهکاران بانکی و فعالان اقتصادی، «تسهیلات کاهش یابد».

این اظهارات در شرایطی صورت می‌گیرد که در هفته‌های گذشته تلاش و برنامه‌های دولت برای عبور از بحران اقتصادی از جمله بازداشت فروشندگان و دلالان ارز، پیش فروش سکه طلا و تک نرخی کردن ارز بی‌ثمر ماند. افزون بر این، انتشار اخباری مبنی بر سوءاستفاده از ارزهای دولتی ارزان‌قیمت و همچنین واگذاری حجم زیادی سکه طلا به افراد خاص سبب شد تا علی خامنه‌ای، رهبر ایران از حسن روحانی، رئیس جمهوری بخواهد درباره این واگذاری‌ها به او گزارش دهد.

صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه نیز ششم تیرماه، پس از اعتصاب بازاریان و درخواست رهبر ایران، هشدار داد «اخلال در نظام اقتصادی کشور مجازات سنگینی دارد و اگر مصداق افساد فی الارض باشد طبق قانون اعدام برایشان در نظر می‌گیریم». خامنه‌ای پیش از این از دستگاه قضائی خواسته بود تا با مختل‌کنندگان امنیت اقتصادی برخورد کند.

این اظهارات در شرایطی صورت می‌گیرد که دولت برای رفع معضلات اقتصادی از بخش خصوصی کمک خواسته و اعلام کرده بخشی از صادرات نفت را خصوصی‌سازی می‌کند. بانک مرکزی از چهارشنبه نیز یک بازار ارز ثانویه به راه انداخته است.

اما منتقدان می‌گویند برخی از نزدیکان دولت و همچنین فعالان اقتصادی از مزایای و تسهیلات دولت به نفع خود بهره‌بردای کرده‌اند. منتقدان خواستار شفافیت اقتصادی بیشتر هستند. در هفته‌های اخیر دولت نیز دلیل گران‌شدن کالاها را سودجویی واردکنندگان و رانت‌خواری خواند و پس از آن حسن روحانی خواست نام دریافت‌کنندگان ارز دولتی منتشر شود. با این حال، محمد شریعتمداری،‌ وزیر صنعت از انتشار نام سفارش‌دهندگان ارز دولتی بنا به دستور روحانی سر باز زد و آن را جنگ با بخش خصوصی خواند؛ وزیری که خود متهم است دامادش با وجود معوقات بانکی از تسهیلات دولتی بهره می‌برد.

در نهایت بانک مرکزی ایران یکشنبه دهم تیر ماه فهرست ۱۵۰۰ شرکت و فرد را که با ارز دولتی ۴۲۰۰ تومانی کالا وارد کرده‌اند، منتشر کرد. اما باز هم منتقدان می‌گویند این لیست کامل نیست و با مجموع ارزهای تخصیص داده شده انطباق ندارد.

ولی ملکی، سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس شنبه ۱۶ تیر گفته اسامی متخلفان واردات غیرقانونی شش هزارخودرو به قوه قضاییه اعلام می‌شود.

در مقابل شماری از حامیان دولت، مخالفان حسن روحانی از جمله وابستگان به سپاه پاسداران و بیت رهبری را متهمان اصلی «رانت‌خواری» می‌دانند.

برچسب‌ها: اقتصادی, بدهکاران بانکی, چپاول, دزدی‌های رژیم, سیاسی, غارت, محمود علوی, ملای حیله‌گر, وزیر اطلاعات

شما هم چیزی بگو

Jul 08 2018

روایت کارآموز آلمانی از شناسایی تاسیسات موشکی شاهرود

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی ::

دویچه‌وله: بحث وجود تاسیسات موشکی ایران در صحرای شاهرود دستکم ۵ سال پیش به رسانه‌ها راه یافت. حالا یک کارآموز آلمانی که اولین نشانه‌های وجود این تاسیسات را در اینترنت یافت از نحوه کار خود با هفته‌نامه اشپیگل سخن گفته است.

هفته‌نامه آلمانی اشپیگل در شماره جدید خود گزارشی دارد از چند و چون فعالیت‌های فابیان هینتس، شهروند ۲۹ ساله آلمانی که در حین کارآموزی در یک موسسه آمریکایی به کشف تاسیسات موشکی شاهرود رسید. هینتس قرار بود در دوره کارآموزی‌اش در انستیتوی میدل‌بری کالیفرنیا صرفا در یک پروژه ساده شرکت کند، ولی کنجکاوی او به کشف یک برنامه موشکی مخفی ایران انجامید. پنج دانشمند و کارشناس مستقل یافته‌های هینتس را تا کنون بررسی و آن را تایید کرده‌اند.

یافته‌های هاینتس و موسسه محل کار او اولین بار سال ۲۰۱۳ در نیویورک تایمز منتشر شدند و به لحاظ سیاسی بحث‌های متفاوتی برانگیختند چرا که این یافته‌ها از کار ایران بر روی یک موشک ماهواره‌بر با سوخت جامد پرده برمی‌داشتند، پروژه‌ای که شاید حالا نهایی هم شده باشد. جنبه نگرانی‌آور در این موشک‌ها به گفته هاینتس این است که می‌توان آنها را به موشک‌های قاره‌پیما تبدیل کرد. به عبارتی ایران به جای این که با این موشک‌ها ماهواره به فضا بفرستد می‌تواند روزی آنها را به کلاهک‌های هسته‌ای مجهز کند و به سوی آمریکا شلیک کند.

البته ایران برای ساخت این گونه موشک ممنوعیتی ندارد، ولی معلوم نیست که چرا چنین پروژه‌ای را، آن هم مخفیانه، دنبال می‌کند، به خصوص که برای فرستادن ماهواره به فضا موشک‌های کنونی ایران کفایت می‌کنند. این ابهام، ماهیت صلح‌آمیز برنامه موشکی یادشده را با علامت سوال بزرگی رو به رو می‌کند، آن هم در دوره‌ای که به نوشته اشپیگل مناسبات ایران با جهان خارج بحرانی است. دو ماه پیش دونالد ترامپ از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای برجام خبر داد. از جمله استدلال‌های او این بود که ایران از محدودسازی برنامه موشکی خود سرباز می‌زند.

فیلم‌هایی که ناخواسته لودهنده شدند

اشپیگل در گزارش خود آورده که فابیان هاینتس به زبان فارسی مسلط است و دو ترم در دانشگاه اصفهان درس خوانده است. او که دانش‌آموخته علوم سیاسی از دانشگاه‌های برلین و فرایبورگ در آلمان است در سن سیزده سالگی در جریان حمله عراق به آمریکا به مسائل مربوط به سلاح‌های کشتار جمعی علاقه‌مند می‌شود. او به آثار و علائم برنامه موشکی ایران را هم در فیلم‌های یوتیوب دست یافته است.

هاینتس به اشپیگل گفته است که اولین نشانه‌ها را در یکی از فیلم‌های یوتیوب که جنبه تبلیغی برای حسن تهرانی، پدر برنامه موشکی ایران، دارد کشف کرده است. او می‌گوید که مقدم در غرب زیاد شناخته شده نیست، ولی در ایران یک قهرمان ملی به شمار می‌رود.

مقدم تحقیقات موشکی ایران را در دهه هشتاد با شماری از پاسداران و با کمک سوریه و کسب قطعات موشکی از لیبی و کره شمالی آغاز کرد. دختر مقدم در همین فیلم به یاد می‌آورد که “کره شمالی برای پدرش یک الگو و سرمشق بود”، چرا که به قول پدر “این کشور زیر فشارهای آمریکا به قدرتی اتمی بدل شد و از آن پس آمریکا دیگر نتوانست کاری علیه‌اش انجام دهد”.

هینتس به نوشته اشپیگل به کندوکاو بیشتر در یوتیوب دست زد و به مواد و داده‌های بیشتری در باره مقدم رسید. در این فیلم‌ها و مصاحبه‌ها متخصصان موشکی ایران، دوستان و خویشاوندان مقدم ناخواسته اسراری مهم را در باره کارهای او افشا می‌کنند. از جمله یک محقق موشکی ایران به کار مقدم بر روی یک موشک ماهواره‌بر با سوخت جامد اشاره می‌کند. محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران نیز سال ۲۰۱۲ تایید کرد که مقدم بر روی چنین موشکی کار می‌کرده است. شاید نکته شگفت‌آور در جستجوی هاینتس این باشد که همه یافته‌های او حی و حاضر در اینترنت موجود بوده‌اند. تنها لازم بوده که کسی به این ایده برسد که آنها را دنبال و جمع و جور کند.

معمای رنگ آبی

اشپیگل می‌نویسد که هاینتس ابتدا خود هم از یافته خویش در حیرت بود و باورش نمی‌کرد. او ولی این یافته‌ها را به همکارانش در انستیتوی میدل‌بری که از سال‌ها پیش روی سلاح‌های کشتار جمعی کار می‌کنند نشان داد و جمعا تحقیقات را ادامه دادند، از جمله با مقایسه تصاویر ماهواره‌ای و پی‌بردن به تاسیسات آزمایش‌های موشکی در صحرای شاهرود و رشد و توسعه آن درطول چند سال. و نیز پی‌بردن به این که چگونه یک سکوی بزرگ پرتاب موشک، احتمالا برای شلیک موشک‌های با سوخت جامد، در این تاسیسات نصب شد.

بعداَ یک انبار متحرک آبی رنگ نیز به جزیی از این تاسیسات بدل شد. ولی این سوال مطرح بود که رنگ آبی معنایش چیست.

پاسخ این سوال را نیز هاینتس در یوتیوب و از خلال مصاحبه‌های همکاران و خویشان مقدم به دست آورد. بر اساس گفته‌های مطرح در این فیلم‌ها آبی رنگ تیم استقلال تهران و مورد علاقه مقدم بود. یکی از همکاران مقدم در این مصاحبه‌ها می‌گوید که به خواست او حتی کپسول‌های آتش‌نشانی در تاسیسات شاهرود را هم رنگ آبی زده‌اند. ولی به گفته هینتس، او با همین رنگ آبی ناخواسته نشانه‌ای لودهنده به جا گذاشت.

آیت‌الله خامنه‌ای در کنار حسن تهرانی مقدم، پدر برنامه موشکی جمهوری اسلامی: بعضی موقع‌ها می‌بایست او را مهار کنم

سرنوشت برنامه شاهرود بعد از کشته‌شدن مقدم

حسن تهرانی روز۱۲ نوامبر ۲۰۱۲ (۲۱ آبان ۱۳۹۰) در جریان یک انفجار مهیب در تاسیسات موشکی ایران در ملارد کرج کشته شد، انفجاری که در تهران هم شنیده شد. در مورد این انفجار شایعات متفاوتی مطرح شد، و شاید هم صرفا یک اتفاق بود. به گفته هینتس “مقدم به برنامه‌های ریسک‌‌آمیز زیادی وارد شده بود و دیر یا زود بالاخره حادثه‌ای در یکی از این برنامه‌ها روی می‌داد”.

مقدم بعد از مرگ به شهید جمهوری اسلامی بدل شد. علی خامنه‌ای رهبر ایران شخصا به دیدار خانواده او رفت. برادر مقدم در یکی از مصاحبه‌های یوتیوبی جمله خامنه‌ای خطاب به خانواده او نقل کرده است که “برخی مواقع من می‌بایست جلوش را بگیرم و مهارش کنم”.

به گفته هینتس رویه سپاه پاسداران در پیشبرد برنامه موشکی شبیه کار آنها بر روی برنامه اتمی است: «آنها ابتدا ظرفیت‌های غیرنظامی چنین تکنیکی را گسترش می‌دهند، به گونه‌ای که وقتی که وضعیت حساس و بحرانی شد به راحتی بتوانند آن را به ظرفیت‌های نظامی برسانند.» او با این همه برجام حائز اهمیت می‌داند، “چرا که “معلق‌شدن این توافق باعث می‌شود که ایران بدون هیچ مانعی کار بر روی جنبه نظامی برنامه اتمی خود را از سر گیرد.”

ولی بعد از کشته‌شدن حسن مقدم بر سر برنامه موشکی ایران چه آمد. محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه در اولین سالگرد کشته‌شدن مقدم گفت که ماموریت و رسالت او ادامه دارد. تصاویر ماهواره‌ای از تاسیسات شاهرود نیز این سخن جعفری راتایید می‌کنند.

این تاسیسات به گفته هینتس همچنان فعال است و در طول دو سال گذشته به شدت توسعه یافته است. برادر حسن مقدم شش ماه پیش در اظهاراتی گفت که “مستکبرین منطقه بدانند که پروژههای این شهید بزرگوار یکی پس از دیگری در حال رو نمایی است و هنوز آن پروژه اصلی وی رونمایی نشده است… پروژه‌ای را شهید تهرانی مقدم برای رهبرانقلاب افتتاح کردند که اگر یک روز برای همگان پرده برداری شود لرزه بر اندام تمام مستکبرین حاضر در منطقه و عوامل آنها خواهد انداخت.”

فابیان هاینتس هم به نوشته اشپیگل در تعقیب همین برنامه‌هاست. انستیتوی میدل‌بری هم به او پیشنهاد داده که بعد از دوره کارآموزی رسما در این انستیتو مشغول به کار شود.

برچسب‌ها: آمریکا, امنیتی, برنامه اتمی, برنامه موشکی, تاسیسات موشکی شاهرود, حسن تهرانی, سیاسی, فابیان هینتس

شما هم چیزی بگو

Jul 07 2018

بهمنی: موجودی حساب «آقازاده‌ها» بیشتر از دخایر ارزی کشور است: دارایی آقازاده ها در بانک‌های خارج 148 میلیارد دلار است!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

هنگام: عضو کمیسیون اقتصاد مجلس با بیان اینکه دوسال ارز ناشی از صادرات به کشور ما بازنگشته است، گفت: موجودی حساب آقازاده‌ها بیش از ذخایر ارزی در خارج از کشور است.

محمود بهمنی در گفتگو با مهر یکی از علل مهم مشکلات اقتصادی اخیر را نقدینگی موجود در کشور خواند و اظهار داشت: در پایان سال ۹۱ میزان نقدینگی کشور ۴۳۵ هزار میلیارد تومان بود که امروز به بیش از ۱۷۰۰ هزار میلیارد تومان افزایش یافته است.

نماینده مردم ساوجبلاغ در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: این پول مانند سیل سرکش و اژدهایی است که ما بیدارش کردیم. این اژدها راه افتاده است و باید با تمهیداتی جلوی این اژدها را بگیریم.

رئیس سابق بانک مرکزی ادامه داد: باید تیمی تشکیل شده و مشکلات را بررسی کنند و به صورت کارشناسی در قالب اتاق فکر، تصمیمات دقیق برای حل مشکلات کشور بگیرند. مصوبه اجرای این تصمیمات را هم باید از سه قوه گرفت.

وی با انتقاد از بی برنامگی دولت برای ساماندهی بازار ارز و سکه گفت: ما بدون محدودیت به مردم سکه فروختیم حالا افرادی را که به میزان بالا سکه خریده اند را می خواهیم تحویل نیروی انتظامی بدهیم و یا امروز می گویند می خواهیم از خریداران سکه مالیات دریافت کنیم، مالیات را باید زمان خرید و فروش دریافت کرد. این تصمیمات دقیق و بر اساس برنامه‌ریزی نیست.

وی با اعلام مخالفت با استیضاح وزرا گفت: اگر ۱۰ بار هم وزرا تغییر کنند اما همین فکر و سیاست را اجرایی کنیم فایده ای ندارد ما باید سیاست هایمان را اصلاح کنیم، در تمام دنیا سیاست‌های پولی، مالی و ارزی با یکدیگر اتخاذ می‌شود اما در کشور ما این بسته های سیاسی از یکدیگر جداست.

وی تصریح کرد: مردم مجبور هستند پول خود را تبدیل به کالایی کنند که ارزش آن کاهش پیدا نکند و به همین دلیل به سمت خرید ارز و سکه می‌روند.

بهمنی با تاکید بر اینکه کشور در بن بست قرار ندارد و حل مشکلات اقتصادی امکان پذیر است گفت: بحران ۲۰۰۸ اروپا و آمریکا که بوجود آمد از ما خواستند که به آن ها راه حل ارائه دهیم. فرزندان ما توانمند و دانا هستند. کشور ما فقیر نیست که این بلاها سرش بیاید اما تدبیر نمی‌کنیم و از نیروهای متخصص بهره نمی‌بریم. از کوزه همان برون تراود که در اوست.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: اگر این روند ادامه یابد، هم دولت مقصر است و هم مجلس، افرادی در کشور حضور دارند که می دانند باید چه کرد. ما تجربه تحریم سال ۹۰ و سال ۹۱ را پشت سر گذاشته ایم. در سال ۹۱ فروش نفت ما به ۷۰۰ هزار بشکه رسید و امروز ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه نفت می‌فروشیم. درست است که قیمت نفت در آن زمان ۱۱۰ دلار بود و امروز ۸۰ دلار است اما به نسبت افزایش فروش نفت، امروز همان درآمد را کسب خواهیم کرد.

رئیس سابق بانک مرکزی با تاکید بر لزوم استقلال بانک مرکزی گفت: باید اجازه دهند که بانک مرکزی مستقل باشد. امروز بانک مرکزی مستقل نیست. نباید بخشنامه های ارزی از سوی ریاست جمهوری صادر شود. یکی از زحمت های ما در دولت نهم این بود که بگوییم بانک مرکزی ما مستقل است و به همین دلیل آمریکا و غرب حق بلوکه کردن پول های ما را ندارند. وقتی بخشنامه های ارزی توسط دولت صادر می شود این پیام را می دهیم که بانک مرکزی مستقل نیست.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: دو سال ارز ناشی از صادرات به کشور ما بازنگشته است. چرا امروز اعلام می کنند ۱۴۸ میلیارد دلار موجودی حساب آقازاده های ما در بانک های خارجی است. ذخایر کشور ما این قدر نیست، یعنی بیش از ذخایر ارزی کشور ما موجودی حساب آقازاده‌ها در خارج از کشور است.

عضو فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس تصریح کرد: این ۵ هزار آقازاده در خارج از کشور چه می کنند؟ گفته می شود ۳۰۰ نفر از آنها درس می خوانند. بقیه آنها چه می کنند؟ دولت باید به این موضوع رسیدگی کند. قانون، تکلیف را روشن کرده است. نظارت بر موسسات پولی و بانکی با بانک مرکزی است و مسئول نظارت بر دولت نیز سازمان بازرسی و دیوان محاسبات است، باید گزارش شفاف در این خصوص ارائه شود.

وی اظهار داشت: سال ۹۱ وضعیت تحریم ها خیلی بدتر از امروز بود. اجازه نمی‌دادند یک دلار وارد ایران شود، تمام پول های ما بلوکه بود، نفت نمی‌خریدند، بانک های ما تحریم بودند، صرافی‌ها برای ما کار می کردند. اما امروز می‌گویند صرافی‌ها قاچاقچی هستند، این سیاست اشتباه است.

بهمنی گفت: استیضاح مشکلی را حل نمی کند، باید افرادی دانا که دارای تجربه و تخصص هستند انتخاب شوند. برخی مدیران سیستم بانکی ما ضعیف هستند. مجلس قانون وضع می کند اما اجرا نمی شود.

برچسب‌ها: آقازاده‌ها, اقتصادی, چپاول, دزدی‌های رژیم, سیاسی, غارت

شما هم چیزی بگو

Jul 05 2018

عفو بین‌الملل خواستار انتقال آرش صادقی به مرکز تخصصی سرطان شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: بدون دسته بندی,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: سازمان عفو بین‌الملل با صدور بیانیه‌ای خواستار انتقال فوری آرش صادقی از زندان اوین به یک مرکز تخصصی سرطان شد.

عفو بین‌الملل روز پنجشنبه ۱۴ تیرماه اعلام کرد که «آرش صادقی، مدافع حقوق بشر، با تشخیص تومور استخوانی مواجه شده که ممکن است سرطانی باشد.»

بنا بر گزارش عفو بین‌المل، با وجود توصیه‌های پزشکی برای انتقال فوری این زندانی به «بیمارستان امام خمینی» تهران، مقام‌های مسئول تنها با درمان او در «بیمارستان مدنی» کرج موافقت کرده‌اند.

اقــــــــدام فــــــــوری
آرش صادقی مدافع حقوق بشر دچار تومور استخوانی شده است و این تومور ممکن است سرطانی باشد. مقامات توصیه‌های پزشکی مبنی بر انتقال فوری او به یک مرکز تخصصی سرطان را نادیده گرفته‌اند.https://t.co/eUKyrRlX7G pic.twitter.com/g4SsaY0Xlu

— Amnesty Iran (@AmnestyIran) 5 July 2018

آرش صادقی در شهریور ۱۳۹۳ به همراه همسرش، گلرخ‌ ایرایی، در خانه خود بازداشت شد. دادگاه انقلاب او را به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی، تهیه گزارش‌های حقوق بشری و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق و پژاک» به ۱۹ سال حبس محکوم کرده است.

آرش صادقی اتهامات وارد شده درباره ارتباط با این گروه‌ها را «پرونده‌سازی قوه قضاییه و اطلاعات سپاه» خوانده است. این زندانی در اعتراض به دستگیری همسرش دهها روز در اعتصاب غذا بود.

سازمان عفو بین‌الملل اکنون با ابزار نگرانی شدید از وضعیت آرش صادقی می‌گوید وی توموری در آرنج دارد که ممکن است سرطانی باشد.

این سازمان می‌گوید در طول ۱۸ ماه گذشته این زندانی درد مزمنی در آرنج و شانه خود حس می‌کند و بهداری اوین تنها برای او «داروهای ضدالتهاب» تجویز کرده است.

همچنین بنابر بیانیه سازمان عفو بین‌الملل، آرش صادقی از مکالمه پزشکان متوجه شده که آنها به سرطان استخوان مشکوک هستند.

از غیرانسانی‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین کارهای مقامات ایران علیه زندانیان عقدیتی «جلوگیری عامدانه از دسترسی به خدمات درمانی کافی» است.
عملی که مصداق بارز #شکنجه است.
آرش صادقی سلامتی‌اش از مدت‌ها قبل به خطر افتاده، اما از حق طبیعی‌ برای دریافت درمان و خدمات پزشکی محروم است.#FreeArash pic.twitter.com/LxEqGJjfxu

— Madyar (@madyar) 4 July 2018

عفو بین‌الملل می‌افزاید آرش صادقی ۱۳ ژوئن (۲۳ خرداد) برای دیدن پزشک به بیرون از زندان انتقال یافت و در این روز موفق شد خیلی کوتاه پرونده پزشکی‌اش را ببیند که توصیه پزشکان مبنی بر انتقال او به «بیمارستان امام خمینی» در آن درج شده بود.

عفو بین‌الملل ابراز نگرانی کرده که ممکن است «بیمارستان مدنی» کرج تجهیزات و تخصص کافی برای تشخیص و درمان سرطان را نداشته باشد و خواستار انتقال وی به مرکز تخصصی سرطان شده است.
با استفاده از بیانیه سازمان عفو بین‌الملل، نامه آرش صادقی به بیرون زندان و رادیو فردا / ح.ر. / ج.

برچسب‌ها: آرش صادقی, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jul 05 2018

شایعه انتقال آب به عراق؛ کارشناسان خوزستانی چه می‌گویند؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست ::

ایران وایر: با یک محاسبه ساده؛ حجم آب منتقل شده در قیاس با میزان آب مورد نیاز مردم ساکن منطقه که درگیر کمبودند و میزان آبی که مصرف می شود، به لحاظ اعداد و ارقام ناهمخوانی دارد.

موضوع انتقال آب ایران به عراق درگیر روایت های متفاوتی است. در حالی که برخی مسوولان دولتی این توافق و انتقال آب را قویا انکار کرده و انتشار آن را شیطنت سایت های خبری بیرون از ایران و دشمنان می دانند، تعداد دیگری از نمایندگان مجلس و فعالان حوزه محیط زیست از شواهد روشنی می گویند که انتقال آب کارون به عراق را از طریق پروژه آبرسانی غدیر و با پیمانکاری قرارگاه خاتم الانبیا تایید می کند. در بخش اول این گزارش، به سابقه بازتاب های رسانه ای این ماجرا پرداختیم. در بخش دوم، با چند کارشناس محیط زیست استان خوزستان درباره این پرونده گفتگو کرده ایم.
یوسف فرهادی بابادی؛ عضو کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان: انتقال آب صحت دارد
در قضیه فروش آب به عراق به اشکال متفاوت چه از طریق تانکر، چه از طریق کشتی و چه از طریق لوله، بدون هیچ گونه مصوبه قانونی این مساله انجام شده است. به صورت مشخص بر طبق مستنداتی که وجود دارد، طی توافقی که بین ایران و عراق انجام می گیرد، مقرر می شود که در قراردادی فاقد سقف زمانی هر دو روز یک بار حدود ۶۵۰ هزار لیتر آب شرب از طریق کشتی به شهر بندی فاو در عراق منتقل شود. واقعیت این است که هم جامعه مدنی عراق و هم جامعه مدنی ایران از کم و کیف فروش آب شرب به دولت عراق بی اطلاع است. بر طبق مستندات کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان که در کانال صدای پای آب منتشر شده، وقتی که نوری المالکی که از او در عراق به عنوان واسطه انتقال آب به عراق یاد می شود، پرسیده می شود پیمانکار این پروژه کیست به صراحت اعلام می کند که نمی توانم نام پیمانکار ایرانی را اعلام کنم. نکته جالبی که طی این چند روز جلب توجه می کند این است که یک جریان سلبریتی محیط زیستی بدون آنکه کمترین اطلاعی از کم و کیف موضوع داشته باشد با قاطعیت انتقال آب ایران به کویت و یا عراق را رد می کند. حال با چه مستنداتی؟ باید از خودشان پرسید. طنز ماجرا اینجاست که «شلتاح عبود»، استاندار بصره در گفتگو با روزنامه عراقی الزمان که در شهریورماه ۸۸ انجام شده و اتفاقا در رسانه های ایران بازتاب یافته، به صراحت می گوید اگر ایران نبود از تشنگی می مردیم . همان روزها یک رسانه عراقی به محرمانه بودن مفاد قرارداد انتقال آب ایران به بصره و عدم اعلام رقم مورد قرارداد اظهار نارضایتی می کند. برخی نمایندگان مجلس به صراحت انتقال آب به کویت را تایید می کنند اما عده ایی از این جماعت که گویی از جایی ماموریت پیدا کرده باشند به صورت همزمان انتقال آب به عراق را تکذیب می کنند. وقتی من انکار برخی از این سلبریتی های آب و محیط زیست را با صحبت های مسئولان وزارت نیرو مقایسه می کنم، مشاهده می کنم که حتی مسئولان وزارت نیرو به خود اجازه نمی دهند با قاطعیت این مساله را رد کنند، اما این آقایان بدون هیچ مستندی با صراحت تکذیب می کنند. آخر کسی نیست به این ها بگوید شما سخنگوی وزارت نیرو یا کشور و یا امور خارجه هستید که با قاطعیت موضوعی با این اهمیت را رد می کنید؟ صحبت ما هم این است که چه مسئولان و چه تکذیب کنندگان محیط زیستی اگر تکذیب می کنید، بکنید، اما مستندات خود را هم ارائه کنید. در فضایی که ریاکاری سیاسی در بین فعالان اجتماعی موج می زند، انتظار راست گویی از مقامات دولتی ندارم اما به تلاش های نیروهای صادق درون و بیرون کشور برای اصلاح روند حاکم بر کشور امیدوارم.

مسعود قدک پور، مدیرمسوول هفته نامه جلگه جنوبی: توافقاتی بوده اما عملی نشده
علیرغم اینکه آقایان اصرار دارند که هیچ گونه مذاکره و توافقی در این زمینه صورت نگرفته اما در این مورد مذاکرات و توافقاتی وجود داشته اما من تصور نمی کنم از طریق خطوط لوله و یا کانال ها، تا کنون آبی به بصره یا کویت منتقل شده باشد. از این بابت می گویم توافقاتی انجام شده که در ویدیوی منتشر شده از سوی شبکه بلادیه عراق آقای محمد جواد ظریف در حال امضای قراردادی انتقال آب کارون به بصره است. مجری این شبکه خبری از مسوولان و مقامات ایرانی تشکر می کند و مردم بصره هم برای انتقال آب کارون برای احشام و کشاورزی و آب شرب به استان بصره از دولت جمهوری اسلامی قدردانی می کنند. ولی خیلی شگفت آور است که چرا هرهفته و یا هرماه یک خبری منتشر می شود، آن چنان که فعالان محیط زیست ومقامات کشور هر دو می توانند به تائید وتکذیب آن مشغول شوند ومردم هم در بهت و ناباوری، ندانند که تکذیب کننده دروغ می گوید، یا افشا کننده خبر؟! درحالی که مباحث وگزارشات متعدد وغیرقابل انکاری وجود دارد که دقیقاً چگونگی و علت های شوری وآلودگی آب خرمشهر و آبادان؛ بحران پیش آمده برای تالاب های هورالعظیم و شادگان، دلایل شکل گیری پدیده ریزگردها در خوزستان و… را به نحوی با مستندات علمی توضیح و ارائه می کنند که هیچ سازمان، نهاد ویا مقامی تا کنون قادر به تکذیب آنها نمی باشند، ولی چرا چنین گزارشاتی با مهارت و زیرکی، عامدانه در بایکوت خبری قرار می گیرند.»
اعظم بهرامی، کارشناس ارشد فیزیک محیط زیست: شواهد غیرقابل انکاری برای انتقال آب وجود دارد
ما با عراق مرز خاکی زیادی داریم و کارون در سطوح وسیعی از اراضی ما با عراق هم مرز است. به همین دلیل هم پروژه انتقال آب به همسایگان به لحاظ منطقی، شدنی است و دور از ذهن نیست. ما بیش از سیزده پروژه داریم که آب کارون را به بهانه کشاورزی یا مصارف خانگی به سایر استان ها یا مناطقی همچون دشت آزادگان منتقل می کنند. با یک محاسبه ساده؛ حجم آب منتقل شده در قیاس با میزان آب مورد نیاز مردم ساکن منطقه که درگیر کمبودند و میزان آبی که مصرف می شود، به لحاظ اعداد و ارقام ناهمخوانی دارد. با نگاهی به اعداد و ارقام اعلام شده که مثلا این میزان برای مصرف خانگی صرف می شود و با عنایت به اینکه کشاورزی هم عملا در منطقه حوالی کارون به حداقل ظرفیت ممکن رسیده است، نوعی ناهماهنگی مشهود است. انتقال آب کارون گر چه با توجیه مصرف خانگی انجام می شود اما در عمل به مصرف صنعتی می رسد. مجموعه اعداد و رقم دبی آب کارون با آنچه در منطقه مصرف می شود یک نکته مبهم و تاریک دارد و به باور من یک عدد گمشده در این میان وجود دارد که روشن نیست. از آن جایی که خوزستان مامن اقلیت های قومی و مذهبی متفاوتی است، از اهالی تسنن بگیرید تا عرب ها و لرها و بختیاری ها ، آنها تلاش می کنند بحران آب را کنترل کنند و گاها مردم را از آن می ترسانند که این مسئله بهانه تجزیه و تفرقه می شود. اما به نظرم خلاف این ماجرا در حال جریان است. اطلاعات میدانی نشان می دهد که کشاورزان و قبایل عرب و لر در کنار هم نگران برون رفت آب کارون هستند و جریان همین انتقال آب را همین بچه های عرب منطقه رو کردند. اگر قرار بود مسئله را به منطق تجزیه طلبی ربط بدهیم باید بگویم صادرات آب به کشورهای عربی قاعدتا می بایست مورد پذیرش فعالان محیط زیست عرب بود و چندان هم پیگیرش نمی شدند. پس چرا آنها نگران انتقال آب به یک کشور عربی دیگر هستند؟ قدرت در خوزستان در دست کسی است که کنترل آب را در دست دارد و مافیای آب از این مسئله برای کنترل مردم و همچنین نمایندگان مجلس منطقه بهره می برد. چه کسی از پروژه های آب منطقه بهره می برد؟ سود مجموعه عظیمی از پروژه های آب به جیب قرارگاه خاتم و سپاه سرازیر می شود. مافیای آب زیر چتر سپاه کنترل می شود. آنها خط قرمز ایجاد می کنند که فعالان محیط زیست و رسانه های داخلی از واهمه انگ جاسوسی وارد تجسس در این مورد نشوند . آنها هزینه آشکارسازی را بالا برده اند. سپاه نه برای مصوبه های دولت و توصیه های وزرا بهایی قائل است نه خودش را در موضع توضیح و شفاف سازی می داند. بنابر این به باور من این احتمال وجود دارد که سپاه برای منفعت طلبی بیشتر چنین پروژه ای را هدایت کرده باشد و حالا هیچ دلیلی هم برای شفاف سازی نمی بیند. مدارکی وجود دارد که فعالان محیط زیست خوزستان منتشر کرده اند، از اخبار و گزارش های منتشر شده در سایت های عراقی که اتقافا نزدیک به جمهوری اسلامی هم هستند تا پژوهشی که یک محقق عراقی در دانشگاه موصل انجام داده و در این مورد کتابی منتشر کرده و موضوع تحقیقش را هم به پروژه های انتقال آب از ایران به کویت و عراق و قطر اختصاص داده است. مجموعه این شواهد نشان می دهد چنین مسئله ایی دور از ذهن نیست و رخ داده است. من هم مطلبی نوشتم در مورد انتقالات آب از کارون و آسیب های اقلیمی که به آن وارد شده که امیدوارم به زودی منتشر شود. کارهای تحقیقاتی که در مورد ظرفیت کارون وجود دارد در کنار شفاف سازی پروژه های عمرانی و انتقال در حوزه کارون، می تواند در آینده نزدیک نقاط مبهم بسیاری را روشن کند.
بخش اول را اینجا بخوانید

برچسب‌ها: حقوق بشر, خشکسالی, سیاسی, صادرات آب, عراق, کویت, محیط زیست

شما هم چیزی بگو

Jul 05 2018

امارات اموال و دارایی ۹ فرد و نهاد ایرانی را مسدود کرد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی ::

دویچه‌وله: دولت امارات متحده عربی از سازمان‌های امنیتی و همچنین از ادارات ناظر بر فعالیت‌های اقتصادی در این کشور خواسته است، اموال و دارایی ۹ فرد و نهاد ایرانی را شناسایی و مسدود کنند. آنها متهم به فعالیت تروریستی شده‌اند.

سایت “میدل ایست مونیتور” روز چهارشنبه ۴ ژوئیه (۱۳ تیر) با انتشار گزارشی از مسدود شدن اموال و دارایی‌های ۹ فرد و نهاد ایرانی خبر داده است.

افزون بر آن، دولت امارات متحده عربی خواستار مسدود شدن حساب‌ها و ضبط اموال افراد حقیقی و حقوقی شده است که با این افراد و نهادها در ارتباط بوده‌اند.

بر اساس خبر منتشر شده از سوی تارنمای یاد شده، دولت امارات به سازمان‌های امنیتی و ادارات ناظر بر فعالیت‌های اقتصادی و مالی این کشور دستور داده است، اموال و دارایی‌های این ۹ فرد و نهاد ایرانی را کشف و مسدود کنند.

اتهام فعالیت‌های تروریستی

گفته می‌شود نام این افراد و نهادها در لیست افراد و سازمان‌های تروریستی امارات نیز ثبت شده است. هیچ اطلاعی درباره نام و هویت این افراد و نهادها در اختیار رسانه‌ها قرار نگرفته است.

مسدود شدن و ضبط اموال و دارایی‌های افراد و نهادهای پیش گفته در ارتباط با خبری است که در ماه مه از سوی مقامات آمریکا نیز منتشر شده بود.

دولت امارات در توضیح مربوط به مسدود شدن اموال و دارایی‌های این افراد و نهادها به نقش آن‌ها در انتقال میلیون‌ها دلار پول به نیروهای قدس وسپاه پاسداران انقلاب اسلامی اشاره کرده است.

امارات اعلام کرده است که این افراد و نهادها با تامین بخشی از نیازهای مالی سپاه قدس، عملا در ایجاد بی ثباتی در منطقه نقش داشته‌اند.

در اردیبهشت سال جاری، دولت امارات متحده عربی اعلام کرده بود که نام ۶ ایرانی و ۳ نهاد ایرانی فعال در امارات در لیست ملی مربوط به تروریسم این کشور ثبت شده است.

این افراد و نهادها چند روز پس از اعلام خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران نیز از سوی دولت آمریکا متهم به مشارکت و پشتیبانی از فعالیت‌های تروریستی شدند.

برچسب‌ها: اقتصادی, امارات, امنیتی, تروریزم, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jul 04 2018

واکنش وزیر به طرح فیلتر اینستاگرام: تلاش برای «انحراف افکار عمومی»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت ::

رادیوفردا: تنها ساعاتی پس از انتشار خبری مبنی بر احتمال فیلتر شدن شبکه اجتماعی اینستاگرام در ایران، وزیر ارتباطات در دولت حسن روحانی آن را تلاشی برای «انحراف افکار عمومی از مطالبه‌گری شفاف‌سازی سوءاستفاده‌کنندگان ارزی اخیر» دانست.

به گفته محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات، تلاش برای فیلتر کردن شبکه‌های اجتماعی در ایران خبر تازه‌ای نیست، آن هم در شرایطی که نه فیلتر، بلکه «رفع فیلتر» توئیتر «در انتظار» بررسی است.

روز سه‌شنبه، ۱۲ تیرماه، چند خبرگزاری از جمله خبرگزاری فارس به نقل از یک مقام عالی‌رتبه قضایی از احتمال فیلتر شدن شبکه اجتماعی اینستاگرام در کشور خبر دادند.

به گفته محمد مصدق، معاون اول دادستان کل کشور، فیلترینگ اینستاگرام در دستور کار این مقام قضایی قرار گرفته و دادستانی کل در غیاب شکایت خصوصی «به عنوان مدعی‌العموم به این موضوع ورود کرده است».

آقای مصدق دلیل این امر را «جمع‌آوری پول به بهانه کمک به افراد بی‌بضاعت» توسط بعضی از «سلبریتی‌ها» [اشخاص معروف] و «سوء‌استفاده از احساسات پاک مردم» عنوان کرد.

حجت‌الاسلام مصدق جزئیاتی در این باره ارائه نکرده است.

با این حال آقای آذری جهرمی تنها ساعتی بعد در یک پیام توئیتری این اظهار نظر را زیر سوال برده و صراحتاً آن را تلاشی برای «انحراف افکار عمومی» تعبیر کرد.

آن طور که آقای آذری جهرمی در این توئیت نوشته است: «موضوع پیگیری برخی برای “فیلتر” سرویس‌های مختلف اینترنتی تازگی ندارد. “رفع فیلتر” توئیتر در صف انتظار جلسه کارگروه تعیین مصادیق قرار دارد. آن چه تازگی دارد طرح یک موضوع قدیمی توسط برخی رسانه‌ها برای انحراف افکار عمومی از مطالبه‌گری #شفاف_سازی سوءاستفاده‌کنندگان ارزی اخیر است.»

اشاره وزیر ارتباطات به موج تازه‌ای در عرصه اجتماعی و سیاسی ایران برای «شفافیت» و «شفاف‌سازی» است که در پی مسئله افزایش بهای دلار در بازار ایران و رسیدن آن در ماه جاری به هشت هزار تومان آغاز شد.

این موج حتی به کابینه آقای روحانی هم رسید و دو عضو این کابینه را در برابر هم قرار داد: در حالی که وزیر صنعت با انتشار اسامی واردکنندگانی که ارز دولتی دریافت کرده بودند مخالف بود، وزیر ارتباطات بر این عقیده بود که «بخش خصوصی پاکدست» از انتشار چنین فهرستی حمایت می‌کند.

بر پایه همین عقیده، آقای آذری جهرمی در توئیتر اقدام کرد به افشاگری درباره کسانی که از دولت ارز ارزان گرفته و آن را به مصرفی جز آن چه تعهد کرده بودند رسانده بودند.

حتی یکی از پیام‌های «وزیر جوان» دولت با «پسند» یا «لایک» حساب کاربری حسن روحانی در توئیتر همراه شد و برخی از کاربران این موضوع را به معنای حمایت رئیس جمهور ایران از وزیر ارتباطات در مقابل دیدگاه وزیر صنعت ارزیابی کردند.

حال آقای آذری جهرمی می‌گوید که قوه قضائیه می‌خواهد با طرح فیلترینگ اینستاگرام «شفاف‌سازی» درباره «سوء‌استفاده‌کنندگان ارزی» را به بیراهه بکشاند.

دادستان کل کشور که ریاست کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه را بر عهده دارد در یک سال گذشته حمایتی قاطعانه و گسترده از فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی کرده است.

این بخش از قوه قضائیه جمهوری اسلامی حتی تا آنجا پیش رفته است که در خردادماه سال جاری در برابر درخواست شماری از وزیران و نمایندگان مجلس برای رفع فیلتر توئیتر نیز ایستاد.

منابع: خبرگزاری فارس، توییتر، رادیوفردا/ ف. دو./ پ. پ.

برچسب‌ها: آزادی بیان, اینستاگرام, درگیری جناحی, سانسور, سیاسی, فیلترینگ

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .