اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Dec 29 2020

چرا و چه کسی بر جی‌پی‌اس تهران پارازیت انداخت؟ و سوال‌های دیگر

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: شمار زیادی از کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی گزارش داده‌اند که سیستم جی‌پی‌اس یا سامانه موقعیت‌یابی جهانی در شهر تهران به درستی کار نمی‌کند و موقعیت افراد در نقاط مختلف را اشتباه نشان می‌دهد.

این موضوع از چند روز گذشته مطرح بوده اما مرگ کوهنوردان در کوه‌های شمال تهران سوال‌های تازه‌ای را مطرح کرده هر چند هنوز شواهدی در مورد ارتباط آنها در دست نیست.

جی پی اس چیست؟

ماهواره جی‌پی‌اس سال ۱۹۷۸ راه افتاد اما تا اوایل دهه نود میلادی و جنگ اول خلیج فارس اهمیتش برای همه روشن نشد.

در جریان عملیات طوفان صحرا شن‌های معلق در هوا قدرت دید را تا ۵ متر کاهش داد. آنجا جی‌پی‌اس به سربازها کمک کرد بدون قرار گرفتن بر سر راه هم، مکان مین‌ها را شناسایی کنند و راه بازگشت به منابع آب را بیابند.

سیستم موقعیت‌یابی جهانی یا جی‌پی‎‌اس متشکل از ۲۴ ماهواره مجهز متعلق به وزارت دفاع دولت آمریکا است که اطراف زمین می‌چرخند و با استفاده از اطلاعات و داده‌های ریاضی به گیرنده‌های جی‌پی‌اس برای مکان‌یابی و حتی تشخیص زمان کمک می‌کنند.

گوشی هوشمند شما یا هر دستگاهی که گیرنده جی‌پی‌اس دارد، برای پیداکردن مکانتان از ماهواره سیگنال می‌گیرد و محاسباتش را بر اساس زمان فرستاده شدن این سیگنال‌ها و مکان قرارگیری ماهواره‌ها انجام می‌دهد.

در ایران چه اشکالی پیش آمده؟

بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی در تهران گزارش داده‌اند جی‌پی‌اس موقعیت آنها را در منطقه‌ای پرت از جایی که هستند، و بیشتر در اطراف فرودگاه مهرآباد در جنوب غربی تهران نشان می‌دهد.

گزارش‌هایی هم وجود دارد که این اختلال جی‌پی‌اس مختص تهران نیست و در شهرهای دیگر هم دیده شده است.

اختلال جی‌پی‌اس از ماه‌ها قبل در برخی نقاط تهران از جمله بعضی بزرگراه‌ها و اطراف پادگان‌ها وجود داشته اما اخیرا شدت گرفته است.

آیا این اولین بار است؟

خیر. اختلال‌ها از دو سال پیش شروع شد. بیش از آنکه مردم درباره منبع پارازیت حدس و گمان بزنند، این وزارت ارتباطات ایران بود که از اختلال در جی‌پی‌اس شکایت کرد.

تیرماه ۱۳۹۸ حسین فلاح جوشقانی، رئیس سازمان تنظیم مقررات خبر داد که شهروندان و کسب و کارهای اینترنتی به اختلال جی‌پی‌اس اعتراض دارند. او گفته بود که این اختلال “عمدی” بوده و در سامانه‌های ناوبری هواپیمایی ایران هم مشکل ایجاد کرده است.

روابط عمومی وزارت ارتباطات حتی گفته بود که پارازیت روی جی‌پی‌اس نزدیک بوده که “فاجعه” درست کند و باعث “سقوط” یک هواپیما در یکی از فرودگاه‌ها شود.

آن زمان وزارت ارتباطات ایران اعلام کرد که قصد دارد از یک نهاد امنیتی به قوه قضاییه شکایت کند. به گفته رئیس سازمان تنظیم مقررات، شورای عالی امنیت ملی انداختن پارازیت روی جی‌پی‌اس را “غیرقانونی” اعلام کرده و “دستور توقف” داده بوده است.

تصویری که گزارشگر سایت جی‌پی‌اس ورلد اول فروردین امسال از اختلال جی‌‎پی‌سی در اطراف پادگان حر در تهران منتشر کرد

تصویری که گزارشگر سایت جی‌پی‌اس ورلد اول فروردین امسال از اختلال جی‌‎پی‌سی در اطراف پادگان حر در تهران منتشر کرد

کدام نهاد امنیتی؟

وزارت ارتباطات ایران نامی از نهاد پارازیت‌انداز نبرد و تا امروز هم مشخص نشده که آیا به صورت رسمی از آن نهاد شکایت کرد یا نه.

اما فقط وزارت ارتباطات ایران شاکی نبود. ۱۶ مرداد ۱۳۹۸ آمریکا هم به ایران هشدار داد که از ارسال پارازیت روی کشتی‌های تجاری که از تنگه هرمز می‌گذرند، خودداری کند.

آن زمان در اطلاعیه‌ای ایران متهم شد که قصد دارد “با ارسال پارازیت جی‌پی‌اس و پیام‌های جعلی کشتی‌های تجاری را منحرف کند.”

پارازیت به چه منظوری؟

مهدی خراسانی، کارشناس ارتباطات و مخابرات می‌گوید “هر فرد یا نهادی می‌تواند از یک نقطه و محدوده کوچک گرفته تا وسعت زیاد بر روی امواج جی‌پی‌اس پارازیت بیاندازد.”

اما وقتی وسعت پارازیت در محدوده وسیع باشد، مخصوصا که وزارت ارتباطات هم به عنوان یک دستگاه مطلع، یک نهاد امنیتی را متهم کرده، انگیزه را باید نهادهای نظامی امنیتی توضیح بدهند که معمولا در این زمینه پنهان‌کاری می‌کنند.

آقای خراسانی می‌گوید دلیل مطمئنی برای این موضوع وجود ندارد، اما می‌توان حدس زد که با توجه به تهدیدهای اخیر برنامه هسته‌ای ایران و ترور محسن فخری‌زاده، دستگاه‌های امنیتی “نگران رصد کردن ماهواره‌ای” فعالیت‌هایشان باشند.

این پارازیت با توجه به نیت امنیتی پشت آن می‌تواند برای دوره‌ای کوتاه یا بلند در یک محدوده برای رصد مانع و “حفره سیاه” ایجاد کند.

چقدر خطرناک است؟

سیستم جی‌پی‌اس متعلق به دولت آمریکا ارسال پارازیت را “خطری جدی” برای سلامت و ایمنی شهروندان عنوان می‌کند. اختلال در جی‌پی‌سی می‌تواند تماس‌های اضطراری با شماره‌های اورژانس را متوقف کند.

دولت آمریکا در این کشور مجازات سختی برای ارسال پارازیت جی‌پی‌اس در نظر گرفته و اخیرا یک شرکت چینی را به خاطر تبلیغ و فروش تجهیزات پارازیت جریمه کرده است. در اتحادیه اروپا هم ارسال پارازیت در بیشتر کشورها جرم تلقی می‌شود.

ماهیگیران، دریانوردان، کوهنوردان و طبیعیت‌گردان و بسیاری دیگر حرفه و گاهی جانشان به این سیستم وابسته است.

تاد هامفریز، استاد مهندسی هوافضا ثابت کرده با ایجاد اختلال در سیگنال‌ها می‌توان پهپادها را سرنگون و قایق‌های تفریحی بزرگ را منحرف کرد.

آیا مرگ کوهنوردان در کوه‌های شمال تهران به اختلال جی‌پی‌اس ارتباط داشت؟

هیچ مقام رسمی یا گروه کوهنوردی درباره احتمال تاثیر اختلال جی‌پی‌اس بر حادثه مرگ کوهنوردان سخن نگفته است. اما سایت تابناک در روزی که خبر جان باختن کوهنوردان در چند گروه مختلف و موقعیت‌های متفاوت در کوه‌های تهران اعلام شد، در مطلبی این موضوع را مطرح کرد که اگر پارازیت برای حفظ امنیت ضروری است، برای حفظ جان شهروندان باید به آنها اطلاع داده شود.

یک کوهنورد که نمی‌خواهد نامش برده شود، به بی‌بی‌سی فارسی گفت که روز جمعه پنجم دی ماه در همان روز حادثه، جی‌پی‌اس او در کلکچال شمال تهران، موقعیت فرودگاه را نشان می‌داده‌ است. اما او این نکته را یادآور شد که از کار افتادن جی‌پی‌اس از نظر او “نمی‌توانسته تاثیری در حادثه داشته باشد چون کوهنوردان در مسیرهای شمال تهران از جی‌پی‌اس استفاده نمی‌کنند و بر فرض استفاده هم شرایط کوه آنقدر خطرناک و بورانی بوده که در صورت زمین‌گیر شدن کاری از دست کسی ساخته نبوده است.”

یک مربی کوهنوردی هم با نام محفوظ توضیح داد که قله‌های خط الراس توچال که تعداد بیشتری در آنجا جان باخته‌اند، بسیار بادگیر است؛ و باد برف نکوبیده و تازه را به بورانی تبدیل می‌کند که نمی‌شود مقابل آن ایستادگی کرد. او بعید می‌داند که کار نکردن جی‌پی‌اس در آن روز خاص به خطراتی که در کوه وجود داشته، افزوده باشد.

نبود سیگنال دقیق جی‌پی‌اس می‌تواند جان کوهنوردان را به خطر بیاندازد اما هنوز شواهدی وجود ندارد که نشان بدهد این دو موضوع در حادثه اخیر مرتبط بوده است؛ مگر آنکه در روزهای آینده توضیحات بازماندگان گروه‌های کوهنوردی حقایق تازه‌ای را آشکار کند.

No responses yet

Dec 27 2020

بلیت پروازهای غیرمستقیم بین بریتانیا و ایران از ۱۴ تا ۸۲ میلیون تومان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی


بی‌بی‌سی: با وجود توقف پروازهای تهران به لندن، خبرگزاری‌ها از عرضه بلیت در آژانس‌های هواپیمایی خبر می‌دهند و سایت اقتصادنیوز که اخبار اقتصادی ایران را پوشش می‌دهد، می‌گوید قیمت بلیت این پروازهای دوطرفه برای هفته آینده از ۱۴ میلیون تومان تا ۸۲ میلیون تومان است.
هفته گذشته در پی گزارش‌هایی مبنی بر مشاهده نوع مسری‌تری از ویروس کرونا در بریتانیا شماری از کشورها از جمله ایران، پرواز از مبدا و به مقصد این کشور را متوقف کردند.
مقام‌های ایرانی هم اعلام کردند که با تشخیص وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پروازها بین ایران و بریتانیا به مدت دو هفته تعلیق می‌شود.
با وجود توقف پروازها، خبرگزاری ایسنا در گزارشی امروز خبر داد برخی از شرکت‌های هوایی خارجی از طریق آژانس‌های مسافرتی بلیت پرواز از ایران به بریتانیا و بالعکس را می‌فروشند اما مسوولان سازمان هواپیمایی کشوری می‌گویند هیچ پرواز مستقیم و غیرمستقیمی از لندن اجازه ورود به ایران را ندارد و اگر ایرلاینی در این زمینه تخلف کند، مجوزش باطل می‌شود.

در ایران ۱۶۰۰ آژانس مسافرتی فعال است و به صورت آنلاین هم بلیت فروخته می‌شود. براساس گزارش‌ها بیشتر تخلف‌ها در این چند روز از طرف ایرلاین‌های خارجی است که بلیت پروازهای خارجی را می‌فروشند و آنها مسافران بریتانیا را به صورت غیرمستقیم به ایران می‌فرستند.

دو روز پیش هم سازمان هواپیمایی کشوری در اطلاعیه‌ای از مردم خواست از شرکت‌های خارجی بلیت نخرند.

سایت اقتصاد نیوز دو روز پیش در گزارشی اعلام کرد بسیاری از ایرلاین‌های خارجی پروازهای خود را در مسیر تهران-لندن برای هفته آینده برنامه‌ریزی کردند و آژانس‌های هواپیمایی نیز بلیت‌های آن‌ها را با قیمت‌های بالا می‌فروشند. به عنوان مثال پروازهای تهران-لندن در یکشنبه و سه شنبه هفته آتی توسط پنج شرکت هوایی خارجی انجام خواهد شد که البته همه آن‌ها چند ساعتی را در فرودگاهی دیگر مانند استانبول توقف دارند.

ابوالقاسم جلالی معاون هوانوردی و امور بین‌الملل سازمان هواپیمایی ایران می‌گوید بارها به آژانس‌ها گفته‌اند که نباید بلیت لندن را بفروشند و با ایرلاین‌های خارجی متخلف برخورد و مجوزشان باطل می‌شود.

مسوولان ایران بارها گفته‌اند که مسافران از بریتانیا به صورت غیرمستقیم اجازه ورود به کشور نخواهند داشت و اگر مسافری از بریتانیا به کشوری دیگر پرواز کند و پس از چند روز قصد ورود به ایران را داشته باشند، به محض ورود به کشور و شناسایی، قرنطیه شده و تست و آزمایش خواهد شد.

No responses yet

Dec 03 2020

مسیح علینژاد: نوه‌‌‌های خمینی آزادانه سفر می‌کنند مادر من حق تماس تلفنی هم ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر


مسیح علینژاد: نوه‌ و نتیجه‌‌‌های کانادانشین و لندن‌نشین خمینی حق سفر و بازگشت به ایران دارند اما مادر من حق تلفن کردن به مرا ندارد فقط به این جرم که فریاد زدم مردم ایران حکومتی که خمینی ساخته دزد مال و‌جان و امنیت و آرامش ایرانیان است. در تمام دنیا رسانه‌ها زندگی مسؤلان را رصد می‌کنند تا مشت سیاسیون ریاکار را برای مردم باز کنند در کشور من برخی از روزنامه‌نگاران به من حمله می‌کنند که چرا در تبلت گفتم از محل ردیف‌های بودجه هفتاد میلیاردی به موسسه حسن خمینی تعلق می‌گیرد و او باید پاسخ دهد که آیا با این پول هزینه زندگی خودش و بقیه آقازاده‌های خمینی را تامین می‌کند یا شغل دیگری دارد. خبرنگار اصلاح طلب انگشت در چشم منی که حقوق ماهانه‌ام به عنوان خبرنگار فری‌لنس شفاف و علنی در وب‌سایت رسمی اعلام شده فرو کرده و می‌گوید کسی که از دولت آمریکا حقوق می‌گیرد حق ندارد به حسن خمینی اعتراض کند. عجب این خانواده از پول ملت ایران از پول پدر و مادر من هر سال بودجه دریافت می‌کنند فرزندان شان را می‌فرستند به آمریکا و کانادا بعد من حق ندارم بپرسم این بودجه کلان صرف حفظ و نشرِ کدام « آثار امام» می‌شود؟ امام تان در کتابش «سکس لاپایی» یا همان تفخیذ با کودکان شیرخواره را حلال خوانده و حسن خمینی برای نشر و حفظ همین «آثار» مخرب، بزای نشر ‌همین کتاب‌ها هر ساله بودجه میلیاردی دریافت می‌کند! ترویج و‌حفظ آثار مربوط به کودک آزاری با پول ملت؟ فرزندان مردم کف خیابان کشته و یا تبعید و ممنوع از آغوش می‌شوند ولی پول همین مردم صرف خوشگذرانی فرزندان رهبر گران قدر و یا بهتر بگویم رهبرِ گران‌قبر می‌شود. بچه‌های مردم توی کپر درس می‌خوانند همزمان پول‌های همین مردم صرف گران‌ترین قبر جهان یعنی قبر خمینی می‌شود . بچه‌های مردم بخاری در مدرسه ندارند ودر آتش می‌سوزند یا به خاطر نداشتن موبایل برای شرکت در کلاس‌های آن لاین خودکشی می‌کنند ولی فرزندان خمینی و‌ خاتمی و روحانی و لاریجانی و ابتکار و حداد و ظریف و تک‌تک این سینه‌چاکان امام یا در مدرسه خصوصی درس می‌خوانند یا با ویزای تحصیلی در آمریکا و کانادا و اینگلیس. انقدر پرسشگری میکنم تا حسن خمینی پاسخ دهد آیا با بودجه میلیاردی که از پول مردم دریافت میکند پول تحصیل و زندگی بچه‌ها و نوه‌های خمینی تامین می‌شود یا شغل دیگری دارند؟ می‌پرسم تا اشراقی ها و‌ خمینی‌ها پاسخ دهند با پول مردم کدام کتاب خمینی را تبلیغ می‌کنند واقعا گذاشتن آلت جنسی لای پای کودک شیرخواره هستند که برای حفظ این آثار بودجه دریافت میکنند؟ شرم بر کسانی که پرسشگری را جرم می‌دانند!

No responses yet

Dec 01 2020

انتخاب بین بد و بدتر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,انتخاباتی,تحریم,سیاسی

تویتر مجید توکلی: چون معتقدم رای‌ندادن نیاز به تئوری دارد و تا انتخابات بحث‌هایی وجود خواهد داشت، مجموعه‌ای از عللِ رای‌ندادن و عدمِ شرکت در انتخابات را در چند دسته در این رشته‌توییت آورده‌ام. البته با توجه به اهمیتِ علت‌های فرهنگی و اخلاقی، با جزئیات و تفصیلِ بیشتری به آن پرداخته‌ام.
رای‌دادن و مشارکت در انتخابات مانع اصلی تغییرات فرهنگی در جامعه است و فاصله‌ی عرف و باورهای مردم با قانون را زیاد کرده است. رای‌دادن در این چند دهه در ساختار سیاسی ج.ا منجر به تثبیت و تقویتِ خودی‌ها و درنتیجه طرد و حذفِ غیرخودی‌ها و فرودستان شده است.
مشارکت‌کنندگان در انتخابات در سطح کلان با “حداقل‌خواهی” و نادیده‌گیریِ مطالباتِ حداکثریِ مردم، از حقیقت کوتاه آمده‌اند و نوعی از بی‌اعتنایی و بی‌تفاوتی نسبت به درستی و راستی را در جامعه گسترش داده‌اند و آن نادرستی‌ها را به فرهنگ رسمی تبدیل کرده‌اند.
در چند دهه اخیر از عبارات و شعارهایی برای ارتباط با جامعه و قدرت استفاده شده که دربردارنده‌ی ریاکاری، پنهانکاری و فریبکاری بوده است. از طرح‌شدنِ ایده‌های ناب و اصیل جلوگیری شده است و کسانی که به این محدودیت‌ها تن نداده‌اند، حذف و طرد شده‌اند.
به‌تدریج از افراد غیراصیل و خاکستری چهره‌سازی شده است تا آن‌ها نماینده و سخنگوی مردم شوند. حتی آن‌ها را با تمام خطاها و نادرستی‌های گذشته و حال‌شان در موقعیتِ شایستگان نشانده‌اند و نسبت به خطاها و گاه جنایت‌های پیشین‌شان سکوت شده است.
به این امید که شاید یک وضعِ اخلاقی و جامعه‌ی اخلاقی برای بروز واقعیتِ اخلاقی فراهم بیاید، در جهتِ خلاف با همه‌ی ارزش‌های اخلاقی موجود حرکت شده است. غافل از آنکه در راه رسیدن به آن جامعه‌ی مطلوب به موجوداتی غیراخلاقی و فاقد معیارهای ارزشمند تبدیل شده‌اند که درنهایت اگر تمامیت‌خواهی و ساختارهای ناعادلانه‌اش هم رهایشان کند، چیزی جز همان نادرستی‌ها و ناراستی‌هایی که همیشه انجام داده‌اند، برای‌شان باقی نمی‌ماند. ترویجِ یک زبان غیراخلاقی و نخ‌نما و چهره‌سازی از ناشایسته درنهایت به عادی‌سازی و توجیهِ نادرستی و شر رسیده است.
مشیِ حداقل‌خواهی موجب شده است که کفِ مطالبات و خواسته‌های هر دوره سقفِ مطالبات و خواسته‌های دوره بعد باشد و یک وضعیتِ قهقرایی و انحطاطی ایجاد شود که نمایندگانش نیز چنین وضعیتی دارند و سنگرِ بد برای دفاع از خطرِ بدتر به “کارخانه‌ی تولید بدتر از بد” تبدیل شود.
اصلاح‌طلبیِ واقعاً موجود با این حداقل‌خواهیِ قهقرایی، «بدآگاهی» تولید می‌کند و چهره‌های سالم‌تر و صادق‌تر به‌تدریج حذف می‌شوند و به حاشیه می‌روند و از ایده‌ها و ارزش‌های درست و راست صرف‌نظر می‌شود تا از افراد ناشایسته چهره‌سازی شود و نمایندگی و تریبون به آن‌ها داده شود.
همچنین در دو نوع سیاست‌ورزی دولت‌گرا و سیاست‌ورزی جامعه‌گرا دو مشکل ایجاد شده است. مشارکت در انتخابات در نگاهِ دولت‌گرای انتخابات‌محور موجب شده است تا بخشِ واقعیِ قدرت از رویاریی با واقعیت‌های سیاسی دور شود و در برابر تصمیمات سخت قرار نگیرد یا تصمیمات سخت را توسط دیگرانی بگیرد و انجام دهد که اصلاح و تغییرِ سیاسی را ناپایدار و برگشت‌پذیر می‌کند و به یک‌معنا مسئولیتِ قدرت در برابر تغییراتِ ضروری -پس از رویارویی با بحران‌ها- را نپذیرد و انتخابات را به امکانی برای بلاگردانی و فرار از مسئولیت تبدیل کند.
در سیاست‌ورزی جامعه‌گرا نیز با تأکید بیش از اندازه بر انتخابات و تقلیلِ دموکراسی به انتخابات، از خیابان و روش‌های مختلف جنبش‌های اجتماعی برای پاسخگویی قدرت دور شده است. انتخابات‌گرایی بیش از هرچه در چند دهه گذشته مخالفت با جنبش‌های اجتماعی و اعتراضات مردمی بوده است.
گرچه گاهی انتخابات منجر به اعتراضات شده، اما پیامِ انتخابات‌گرایان به قدرت این بوده است که اگر اجازه ندهند در قدرت باشند، مردم به خیابان می‌آیند و کار سخت می‌شود! درعمل انتخابات‌گرایی راه تغییر سیاسی را احزاب و گروه‌های به‌رسمیت‌شناخته می‌داند و به ساختارهای کنونی تن می‌دهد.
پس به جنبش‌های اجتماعی که در جهت مشروعیت‌زدایی از قدرت و ایجاد فشارِ اجتماعی از انباشتِ نارضایتیِ عمومی حرکت می‌کند، می‌تازد و بحران‌سازی‌های جنبش‌های اجتماعی برای قدرت را ترسناک و خطرناک جلوه می‌دهد تا راه هرگونه تغییر به‌واسطه‌ی کنشِ مستقیم و حتی کنشِ نمادین را ببندد.
آن‌ها خواهان تن‌دادنِ جامعه به قوانین موجود (ولو بد و نادرست) می‌شوند. حتی مطالبه‌محوری اصیل در جامعه ایران وجود ندارد و برخی از گروه‌ها و احزاب که از قدرت دور مانده‌اند، تنها برای اینکه بگویند وجود دارند؛ به انتشار یک بیانیه‌ی مطالبه‌محوری در آستانه انتخابات می‌پردازند.
در این‌سال‌ها مطالبه‌محوری نه بر اصالتِ حقِ مردم در برابر قدرت اشاره داشته است و نه در پی ایجاد شکاف مردم و دولت برای بروز جنبش‌های اجتماعی از طریق بحران‌سازی و فشار اجتماعی برای تغییر سیاسی -چه با حضور نمایندگانی در قدرت و چه بدون آن- بوده است.
افزون‌بر علت فرهنگی‌ای که برای رای‌ندادن وجود دارد، چند دسته دیگر برای رای‌ندادن هم وجود دارد که معمولاً توسط گروه‌ها و افراد در برهه‌های مختلف بر یکی از آن‌ها تأکید می‌شود. برای کسانی که رای نمی‌دهند تمامی این علل موجه و قابل قبول است (و تاکتیکی بر یک علت تأکید می‌کنند).
دسته‌ی دوم علت‌ها به مبانی مرتبط است. برخی با فرضِ اینکه در اینجا یک نظام تمامیت‌خواه حاکم است و در یک تمامیت‌خواهی چیزی به نام انتخابات وجود ندارد، از انتخابات صرف‌نظر می‌کنند و برخلاف گذشته که معتقد به وجودِ فرصتِ انتخابات برای افشای نادرستی‌ها و ناراستی‌های چنین حکومتی است، معتقدند که با ظهور رسانه‌های جدید و فراوانیِ استفاده از شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی، نیازی به انتقال آگاهی و پیام در فضای برانگیختگیِ سیاسیِ در آستانه‌ی انتخابات نیست و فرصتِ آگاهی‌بخشی فراتر از تریبون‌های انتخاباتی است.
در دسته‌ی سوم برخی با تأکید بر انتخابات آزاد و عادلانه معتقدند که معیارهای معمول برای انتخابات دموکراتیک برقرار نیست؛ پس نباید به چنین انتخابات‌هایی تن بدهند. برخی نیز بیشتر بر انتخابات عادلانه توجه دارند و شرایط این انتخابات (یا انتخابات در جمهوری اسلامی) را کم‌وبیش شبیه مسابقه فوتبالی می‌دانند که یک‌طرف به‌ازای هربار ورود توپ به زمین حریف امتیاز می‌گیرد و دیگری باید حتماً توپ را وارد دروازه حریفش کند. یا استعاره‌ها و مثال‌هایی که از بازی غیرعادلانه با وجود محدودیت‌های رسانه، نظارت‌های استصوابی و جهت‌گیری کلان وجود دارد.
در دسته‌ی چهارم برخی به‌سراغ علل موقتی و کوتاه‌مدت می‌روند و مثلاً برهه‌ای به‌علت ادعای تقلب در انتخابات ۸۸، یا به‌علت اعتراضات آبان یا شلیک به‌هواپیما، یه به‌علت ردِّ صلاحیتِ دوستانشان، مخالف شرکت در انتخاباتند و یا از ترسِ شکست و رای‌نیاوردن، در انتخابات شرکت نمی‌کنند.
گرچه تأثیرگذاریِ رویدادهایی تاریخی مانند آبانِ خونین در شکل‌گیری یک آگاهیِ دردمندانه برای شناخت بهتر از وضعیتِ فرودستیِ عمومیِ تمام غیرخودی‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مهم است، اما نباید رای‌دادن صرفاً به شوکِ آن تقلیل یابد؛ بلکه باید بر آگاهیِ پابرجایش تأکید شود.
در دسته پنجم برخی “منطقِ شکست” و شرایطِ امتناع دموکراسی از انتخابات را مبنا می‌گیرند تا به‌علت سرخوردگی از رای‌دادن‌های پیشین در انتخابات شرکت نکنند. مثلاً به استدلال‌های مرسوم در فضای عمومی و در محافل سیاسی نگاه می‌کنند و می‌بینند که تمامی ترس‌ها و علل پیشین بی‌معنا شده است.
افزایشِ کارآمدی و بهبود اقتصادی، جلوگیری از حرکت کشور به‌سوی شرایط جنگی و تخاصم با همسایگان و دنیا، حفظ یا پیوستن به توافقات و نظام جهانی (/نظم جهانی)، جلوگیری از شرایطِ بدتر و فاجعه‌بار، حفظ حداقل‌های دموکراسی یا تمرین دموکراسی، ایجاد شفافیت و جلوگیری از حاکمیت یکپارچه، جلوگیری از تصمیات مبهم و توطئه‌ها در اتاق‌های بسته و تک‌حزبی، جلوگیری از حذف از عرصه سیاست و عرصه عمومی (مانند آنچه برای احزاب غیررسمی رخ داده است)، حفظ امکان‌هایی برای بقای سیاسی نیروهای همگرا، امیدِ نقش‌آفرینی در بزنگاه و شرایط خاصی؛ همگی رنگ باخته است رای‌ندادن در اینجا واکنشی به این شکست‌هاست. دیگر انتخابات را دعوای سفره انقلاب می‌دانند و معتقدند که فلانی هم برود مجلس مگر چه می‌شود و با دشمنانش چه اتفاقِ دیگری ممکن است؛ نظام‌های رانت، تبعیض، منفعت و ناکارآمدی تغییر نمی‌کند. منطقِ شکست، ناممکن‌بودن (امتناع) را نشان می‌دهد.
اینجا تأثیرگذاری‌های احساسی، تقلیدی و کم‌آگاهانه‌ای از یک دوست یا فرد شناخته‌شده از بین می‌رود و می‌توان از پروپاگاندایی که انتخابات ۹۶ با یک‌درصد مشارکتِ بیشتر از ۹۲ را حماسه جلوه می‌دهد، عبور کند. اینجا با آگاهیِ جدید نگاه به مراجعِ آگاهی، دانش، اعتبار و درستی دگرگون می‌شود. با تغییرِ همنشینان و راهبرانش می‌بیند که همه‌ی نهادهای انتخابی و پاسخگو به‌طورپیوسته ضعیف‌تر شده‌اند و جای شورای شهر، مجلس، رئیس‌جمهور و هر نهاد انتخابی را نهادهای غیرانتخابی‌ای چون شورای نگهبان، مجمع تشخیص، قوه قضائیه، صدا و سیما و سپاه گرفته است که هیچ نظارتی بر آن‌ها نیست.

No responses yet

Nov 26 2020

جاستینا و محدودیت‌های بانکی در گرجستان؛ «وقتی ما مردم فقط اسباب‌بازی هستیم»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر


ایران وایر: خیلی‌ها به هر دلیلی نمی‌خواهند پناهنده شوند و بیرون آمدن‌شان از ایران دلایلی مختلف، از جمله ممنوعیت‌های حرفه‌ای، دارد. آن‌ها عموما به دنبال اقامت در کشوری دیگر هستند تا هم زندگی امنی داشته باشند و هم آزادانه فعالیت کنند. اما وقتی ایرانی باشیم، انتخاب اقامت در کشوری دیگر بدون هزینه نیست؛ خصوصا در دورانی که تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی علیه ایران همچنان برقرار باشد.

گرجستان یکی از اولین و در دسترس‌ترین کشورهایی است که ایرانی‌ها برای مهاجرت انتخاب می‌کنند. اما سال گذشته وزارت خارجه گرجستان اعلام کرد تنها در سه ماهه نخست ۲۰۱۹ از ورود دست‌کم شش هزار و ۴۰۰ شهروند خارجی که نیمی از آن‌ها ایرانی بودند جلوگیری کرده است.

«جاستینا»، هنرمند و رپر ایرانی، دو سال در گرجستان زندگی کرد و بعد به سوئد رفت. او از سختی‌هایش در گرجستان می‌گوید.

***

آخرین ماه‌های زندگی‌اش در گرجستان است اما هنوز بعد از دو سال اقامت، محدودیت‌های مالی و بانکی دارد و بالاخره در یکی از استوری‌های اینستاگرامش، پاسپورت ایرانی‌اش را مقابل دوربین می‌گیرد و با گلایه و خشم می‌گوید: «یعنی این پاسپورت به درد نخور، جز بدبختی برای ما هیچی ندارد؛ چه توی ایران باشیم و چه خارج از ایران. این را برای شمایی می‌گذارم که فکر می‌کنی خیلی به ما خوش می‌گذرد.»
او با وجود داشتن مدارک اقامت گرجستان، دو سال از داشتن حساب بانکی و خدمات آزاد محروم بود.

«جاستینا» هنرمند و رپر ایرانی است که در رشته تئاتر تحصیل کرد و بعد به سوی موسیقی و خصوصا سبک رپ گروید. مضمون اشعار او که اجرایش می‌کند، بیشتر اجتماعی، حقوق بشری و مسائل مربوط به گروه‌های اجتماعی تحت تبعیض مثل زنان و گروه‌های جنسیتی است.

او در ایران به خاطر فعالیت‌های هنری‌اش دستگیر شده بود و در نهایت، کشور را ترک کرد تا آزادانه بخواند و فعالیت کند. دستگیری یا بازداشت و گذشته سیاسی اگرچه در پروسه رفتن از ایران می‌تواند به پناهندگی کمک کند، اما برای شهروندان مقیم، دردسرهای مضاعفی دارد. مثل نیاز به برگه قضایی سوء پیشینه در امور اداری که زندانیان سیاسی و عقیدتی نمی‌توانند آن را داشته باشند.

سال ۲۰۱۷ و در پی تشدید تحریم‌ها علیه ایران، بانک‌های بزرگ در گرجستان ابلاغیه‌ای دریافت کردند مبنی بر لزوم بستن حساب‌های ایرانی‌ها؛ این دستور از سوی «معاونت پول‌شویی و مبارزه با تروریسم فدرال آمریکا» تبیین شده بود. فشارهای بانکی پیش‌تر هم سابقه داشت؛ سال ۲۰۱۳ «محمود داوری» یکی از اعضای اتاق بازرگانی بین‌المللی گرجستان خبر داده بود که بیش از هزار و ۶۰۰ تاجر ایرانی ناچار به خروج از کشور شده بودند. گرجستان اول تابستان همان سال حساب‌های بانکی ۱۵۰ تاجر ایرانی را به اتهام استفاده از سیستم مالی این کشور در دور زدن تحریم‌ها و پول‌شویی، بسته بود.

عمده این محدودیت‌های بانکی برای شهروندان ایرانی در گرجستان به دلیل تحریم‌ها و قوانین مربوط به مبارزه با پول‌شویی (FAFT) ایجاد شد و ادامه پیدا کرد. مهم‌ترین مخالفان اجرای این قانون، سپاه پاسداران و نهادهای وابسته به آن هستند که حاضر نیستند به قوانین بین‌المللی پایبند باشند. اما ترکش‌های این مخالفت‌ها و تحریم‌های در پی آن، پیکر دانشجویان و مقیمان ایرانی را زخمی کرده است؛ گرجستان ویژگی دیگری هم در سال‌های اخیر پیدا کرده است؛ پایتختی جدید برای کارگران جنسی ایرانی؟ و البته حاشیه امنی‌ست برای آن‌هایی که در هماهنگی با حکومت یا به باورشان دور از جهان سیاست، شرکت‌های اقتصادی برپا کرده‌اند.

در این میان شهروندان معمولی مثل روزنامه‌نگاران، هنرمندان و کنش‌گران یا دانشجویانی که در گرجستان مشغول به فعالیت یا تحصیل هستند، با این ترکش‌ها روزگار سر می‌کنند.

جاستینا هم بعد از دو سال اقامت در گرجستان و پیش از نقل مکان به سوئد، از این آسیب‌ها بی‌نصیب نبود. او می‌تواند راوی مستندی از تاثیرات مقاومت‌های سپاه و حکومت مقابل پذیرش FATF و تحریم‌ها بر شهروندان مقیم کشورهای دیگر باشد. او در آن ویدیو با خشم می‌گوید: «این استوری را برای آن‌هایی می‌گیرم که فکر می‌کنند ما وقتی به خارج می‌آییم، بهمان خوش می‌گذرد. این را بدانید که ما به خاطر داشتن پاسپورت ایرانی و ایرانی بودن‌مان نمی‌توانیم حساب بانکی باز کنیم. حتی وقتی آی‌دی کارت کشوری که در آن زندگی می‌کنیم را داشته باشیم.»

او در گفت‌وگو با «ایران وایر» توضیح داد که به دلایلی هنوز تصمیم به پناهندگی نگرفته و ترجیح می‌دهد با اقامت‌، در کشورهای دیگر زندگی کند اما در گرجستان، با وجودی که مدارک هویتی آن کشور را داشت، نتوانست به شکل آزاد از خدمات بانکی بهره‌مند شود و این مساله فشار روانی برای او و ایرانی‌هایی مثل خودش بود: «تا زمانی‌که آی‌دی کارت نداشتم، نمی‌توانستم حساب بانکی باز کنم. بعد از اخذ مدارکم هم حسابی داشتم که با کارت آن فقط می‌توانستم از مغازه خرید کنم. اجازه خرید و پرداخت اینترنتی برایم ممنوع بود. کسی هم نمی‌توانست برایم پولی واریز کند. فقط می‌توانستم مستقیم به بانک بروم و پول نقد را به حسابم منتقل کنم. برای خرید در مغازه‌ها هم فقط در محدوده گرجستان اجازه برداشت داشتم. وقتی هم نتوانستم اقامتم را تمدید کنم، همان حساب را هم بستند.»

اقامت جاستینا، به خاطر نداشتن برگه عدم سوء پیشینه قضایی، تمدید نشد: «وقتی حساب بانکی نداری، کار هم نمی‌توانی پیدا کنی چون برای استخدام، حساب بانکی لازم داری؛ زنجیره‌وار اتفاقاتی می‌افتد که از نظر روحی تحت فشار قرار می‌گیری. رسما احساس می‌کنی در دنیا “هیچ” حساب می‌شوی و ارزش و اعتباری نداری؛ آن‌هم فقط به این خاطر که از کشوری می‌آیی که رهبر و حکومت آن دیکتاتوری است. همه جهان هم به ظاهر با جمهوری اسلامی مخالف هستند اما هزینه فشارهایی را که وارد می‌کنند، مردم می‌پردازند.

دنیا طوری است که بدون پول نمی‌توانی زندگی کنی. قبض‌ها و اجاره خانه و غذا همه وابسته به پول است. از طرفی هم با این محدودیت‌ها، مدام از دیگران جدا و تحقیر شده‌ای. فکرت همیشه درگیر ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی‌ات خواهد بود. مهاجرت اجباری حتی اگر پناهندگی هم نباشد، سخت است. این‌که بدانی نمی‌توانی به خانه‌ات بازگردی، خودش فشار روانی است. پروسه اقامت گرفتن، محدودیت‌های مالی و نگاه تبعیض‌آمیز، شرایط زندگی را حتی در اقامت هم سخت‌تر می‌کند.»

البته تاثیرات تحریم هم می‌تواند تبعیض‌آمیز باشد: «این چه‌جور تحریمی است که مردم هزینه آن را می‌دهند؟ همه فشارها هم روی مردم است؛ مردم انقلاب کنند، تن به جنگ بدهند، فقیرتر بشوند، در خارج از ایران تحقیر شوند. اما آب در دل جمهوری اسلامی تکان نمی‌خورد و خانواده‌های‌شان هم هرکجای دنیا بخواهند می‌روند. حکومت‌ها حتی غربی‌ها هم مردم را بازی می‌دهند. مردم اسباب‌بازی‌هایی هستند که وسط دعوای حکومت‌ها به هم میفتند، دعوا می‌کنند، داد می‌زنند، سرکوب و زندانی و اعدام می‌شوند؛ اعتماد به نفس‌شان را از دست می‌دهند. حکومت‌ها هم مثل بچه‌هایی که در دعوا اسباب‌بازی‌های‌شان را خراب و نابود می‌کنند، مانند؛ آن اسباب‌بازی‌ها ما هستیم و آن‌ها هم مثل بچه‌ها، ممکن است دوباره با هم دوست شوند. ولی اسباب‌بازی‌ها دیگر درست نمی‌شوند. مردم خاورمیانه اسباب‌بازی‌های اصلی هستند که خرد می‌شوند و از بین می‌روند؛ هیچ‌کس هم به آن‌ها توجهی نمی‌کند. چرا ما مردم باید همیشه هزینه بدهیم؟ چون یک طرف زمین باید جنگ باشد تا در طرف دیگر، عده‌ای آسوده زندگی کنند.»

موضوع تحریم و موافقت و مخالفت با آن رشته‌ای دراز دارد و هر دو طرف استدلال‌های متعددی برای دیدگاه خود می‌آورند: موافقان تحریم می‌گویند تحریم‌ها در درازمدت می‌تواند باعث سقوط نظام جمهوری اسلامی شود. در مقابل، عده‌ای می‌گویند قبول که تغییرات بزرگ نیاز به هزینه‌های بزرگ دارد؛ اما اگر مردم در داخل ایران جلوی گلوله می‌ایستند یا فقر زندگی آن‌ها را غیرقابل تحمل کرده، ایرانی‌های خارج از کشور هم هزینه‌ای برای این براندازی بدهند.

جاستینا درباره این موضوع می‌گوید: «درست است که تحریم‌ها در نهایت می‌تواند باعث شود با جلوگیری از پیشرفت اقتصادی، نظام تحت فشار قرار می‌گیرد. اما اولین لایه‌ای که از این تصمیم نابود می‌شود، مردم هستند. از طرفی، با این هیولای وحشی نمی‌شود مبارزه کرد چون به راحتی خون تو را می‌ریزد و به خاطر مخالفت با او زندانی‌ات می‌کند؛ اگر در ایران بمانی فشارهای روانی را تحمل می‌کنی یا اگر مجبور به فرار شوی تمام آن آسیب‌ها را با خودت حمل می‌کنی. این‌جا هم که آدم حساب نمی‌شوی و اقامتت را نمی‌توانی تمدید کنی، حساب بانکی نداری. دیکتاتور به کارش ادامه می‌دهد، مردم بر سر تحریم‌ها دعوا می‌کنند، و تنها کسی که آسیب ندیده، دیکتاتور است که می‌تواند با دشمنانش هم دوست شود. اگر ادامه تحریم‌ها برای فشار به جمهوری اسلامی و تنبیه بود، چرا وقتی در آبان ۹۸ یک هفته اینترنت را قطع کردند و مردم را کشتند، جامعه جهانی هیچ واکنشی نشان نداد و کسی به داد مردم نرسید؟»

سال‌گرد آبان هم گذشت؛ در ایران چنان فضا امنیتی شد و به بهانه ویروس کرونا، حکومت نظامی اعلام کردند که جهان هم همراه با آن، از دست‌کم ۱۵۰۰ کشته عبور کرد. سال‌هاست که جمهوری اسلامی با تحریم‌های مختلف دست و پنجه نرم می‌کند و جهان هم از به رسمیت شناختن نقض حقوق انسانی توسط این حکومت، عبور می‌کند؛ موافقان و مخالفان تحریم‌ها هم گاه با شدیدترین برخوردها با هم مواجه می‌شوند؛ در این میان، همان اسباب‌بازی‌ها هستند که داخل و خارج از مرزهای ایران، هر روز بیش از پیش، می‌شکنند و نابود می‌شوند؛ به خاطر داشتن پاسپورت ایرانی.

شما هم می‌توانید خاطرات، مشاهدات و تجربیات خود از قاچاق انسان، پناهندگی و مهاجرت به اشتراک بگذارید. اگر از مسئولان دولتی یا افراد حقیقی و حقوقی که حق شما را ضایع کرده‌اند و یا مرتکب خلاف شده‌اند شکایت دارید، لطفاً شکایت‌های خود را با بخش حقوقی ایران وایر با این ایمیل به اشتراک بگذارید: info@iranwire.com

No responses yet

Nov 21 2020

استعفای معاون وزارت بهداشت در اعتراض به مدیریت بحران کرونا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: رضا ملک‌زاده معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت ایران به دلیل “مدیریت بسیار غلط و پر نقص” وزیر بهداشت در بحران کرونا از سمت خود استعفا کرد. متن نامه استعفای ملک‌زاده در صفحه شخصی او منتشر شده است.

دکتر رضا ملک‌زاده، معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت ایران روز جمعه ۳۰ آبان (۲۰ نوامبر) با ارسال نامه‌ای به وزیر بهداشت استعفای خود را اعلام کرد. این مقام وزارت بهداشت در اعتراض به سعید نمکی، وزیر بهداشت از مدیریت کرونای او انتقاد کرده و آن را “بسیار غلط و پر نقص” دانسته است.

ملک‌زاده نوشته است مدیریت بسیار غلط، پرنقص در پاندمی کرونای وزیر بهداشت موجب تلفات انسانی بسیار در ایران شده است، ولی در عین حال، وزیر بهداشت ایران مدعی درس “مدیریت بحران کرونا” دادن به سایر کشورها است.

معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت ایران دلایل دیگر استعفای خود را “اظهارات غیر علمی و ناشی از شتابزدگی وزیر بهداشت در مورد تولید واکسن ایرانی کرونا”، “ادعاهای بی‌اساس وزیر بهداشت و سازمان غذا و دارو در خصوص موثر بودن داروهای گیاهی” و “عدم درک درست از تحقیق و پژوهش” ذکر کرده است.

چند ساعت پیش از استعفای ملک‌زاده رسانه‌های ایران نامه‌ای دیگر از او منتشر کردند که در آن او تلاش کرد به انتقادات وزیر بهداشت درباره تحقیقات علوم پزشکی در ایران پاسخ دهد.

اختلاف این مقام ارشد وزارت بهداشت با وزیر بهداشت زمانی آشکار شد که او به شدت از اظهارات سعید نمکی، وزیر بهداشت ایران در مورد تحقیقات علوم پزشکی ایران انتقاد کرده بود و با نوشتن این نامه به او پاسخ داده است.

ملک‌زاده در نامه خود خطاب به نمکی از او خواست به جای اظهارات بی‌پایه و اساس کرونا را کنترل کند و به جای درس مدیریت بحران به دنیا بگوید “اجتماعات بزرگ ذیل نظر کدام دستگاه ها از مقررات کرونایی سرپیچی کرده‌اند؟”

او همچنین در نامه خود نوشته است “واکسن ایرانی کرونا هنوز در مراحل اولیه است اما وزیر بهداشت برایش معرکه” گرفته است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

این مقام ارشد وزیر بهداشت انتقاد کرده است که هنوز مدیران ارشد اجرایی ایران این واقعیت تلخ را قبول نکرده‌اند که خطر کرونا جدی‌تر و وسیع‌تر از چیزی است که تصور می‌کنند و به دنبال یک راه حل میانبر و کوتاه مدت هستند.

حرف‌هایی که مناقشه‌انگیز شد

دکتر رضا ملک زاده در این جوابیه که در صفحه شخصی خود در اینستاگرام منتشر کرده است، سخنان وزیر بهداشت را ناشی از نداشتن شناخت کافی از عرصه تحقیقات و فرار رو به جلو در پذیرش مسئولیت افزایش آمار مبتلایان و مرگ و میرها دانسته است.

ملک‌زاده پیش‌تر نیز در مصاحبه‌ای رقم مبتلایان و قربانیان کرونا در ایران را تا دو و نیم برابر آمار رسمی عنوان کرده بود.

در همین حال اعلام شده است که علی نوبخت حقیقی، معاون سابق وزارت بهداشت و دبیر شورای مشورتی مدیریت کرونا هم در نامه‌ای به وزیر بهداشت استعفا کرده است. او که دو هفته پیش به سمت دبیری شورای مشورتی مدیریت کرونا انتصاب شده بود، در نامه استعفای خود به وزیر بهداشت نوشته است که «بعد از سخنان آن جناب در اصفهان در کوبیدن علم و دانشمندان پزشکی جان بر کف ایران و پاسخ معاونت پژوهشی متاسفانه راهی برای همکاری بنده با جنابعالی و آن وزارتخانه باقی نگذاشته است.»

سعید نمکی روز پنج شنبه در اصفهان در جلسه ستاد دانشگاهی کووید۱۹ که در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برگزار شد، با اشاره به ضعف تحقیقات پزشکی در کشور، از فقدان یک مدل مناسب در خصوص کووید ۱۹ انتقاد کرد و گفت “هیچ مدلی تاکنون در این خصوص ارائه نشده است که پیش‌بینی درستی کرده باشد.”

او گفت که “حتی یکی از پیش‌بینی‌ها هم در این خصوص درست نبوده است.”

نمکی با بیان این که “اطلاعات درست و دقیقی در اختیار وزیر بهداشت قرار نگرفته” گفت که “هیچ وزیری با چنین یافته‌های شکسته‌ای قادر به اداره‌ی بخش سلامت کشور نیست.”

او یافته‌های تحقیقاتی نهادهای وابسته به وزارت بهداشت را “تخمین‌هایی” خواند که “تاکنون درست نبوده و ۱۰ مدل اپیدمیولوژیک به وی داده‌اند که هیچ کدام صحیح نبوده و برای هیچ اقدامی مناسب نبوده است.”

No responses yet

Nov 09 2020

روسای ۶۵ دانشگاه علوم پزشکی ایران خواستار تعطیلی سراسری شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


دویچه‌وله: افزایش شمار قربانیان و موارد جدید ابتلا به کرونا در ایران باعث نگرانی روسای دانشکده‌ها و دانشگاه‌های علوم پزشکی شده است. آن‌ها در نامه‌ای سرگشاده به وزیر بهداشت خواستار تعطیلی حداقل دو هفته‌ای سراسری در ایران شده‌اند.

اخبار رسمی منتشر شده از سوی خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی ایران حکایت از افزایش شمار موارد جدید ابتلا به کرونا در ایران و همچنین افزایش شمار قربانیان بیماری کووید-۱۹ دارد؛ موضوعی که نگرانی روسای ۶۵ دانشکده و دانشگاه علوم پزشکی در ایران را در پی داشته است.

بر اساس آمار منتشر شده از سوی خبرگزاری ایرنا شمار مبتلایان به کرونا در ایران به بیش از ۶۸۲ هزار نفر رسیده است. با درگذشت ۴۵۹ نفر دیگر طی ۲۴ ساعت منتهی به روز یکشنبه ۱۸ آبان (هشتم نوامبر)، شمار قربانیان ابتلا به ویروس کرونا به ۳۸ هزار و ۲۹۱ نفر افزایش یافته است.

همین موضوع نگرانی روسای ۶۵ دانشکده و دانشگاه علوم پزشکی در ایران را سبب شده است. آن‌ها در نامه سرگشاده خود خطاب به سعید نمکی، وزیر بهداشت جمهوری اسلامی ایران از جمله چنین نوشته‌اند: «ما امضاکنندگان این نامه خواستار جدی تر شدن رویکردهای مدیریت فرابخشی و افزایش هماهنگی‌های بین بخشی به بحران همه گیری کرونا و البته در راس همه در این مقطع، تعطیلی حداقل دوهفته‌ای سراسری همراه با اعمال محدودیت جدی در سفرهای بین شهری و رفت و آمدهای غیر ضروری درون شهری همگام با ادامه محدودیت‌های اعمال شده قبلی، نظارت همه جانبه و موثر بر نحوه اجرایی شدن آن و نیز برخورد قاطع و بازدارنده با برگزارکنندگان هرگونه گردهمایی و تجمع در سراسر کشور هستیم.»

روسای دانشکده‌ها و دانشگاه‌های علوم پزشکی با اشاره به موج دوم کرونا در نیم‌کره شمالی بر الزام اجرای این خواست‌ها و پیش‌بینی محدودیت‌های اعلام شده تاکید کرده‌اند.

گفته می‌شود که بسیاری از شاغلان فعال در بخش خدمات بهداشتی و درمانی نیز مبتلا به ویروس کرونا شده و همین موضوع به باور امضا کنندگان نامه یاد شده می‌تواند بر چالش‌های موجود بیافزاید.

روسای دانشکده‌ها و دانشگاه‌های علوم پزشکی همچنین خواستار اجرای فوری این محدودیت‌ها پیش از شروع ماه آذر شده‌اند.

آن‌ها در نامه سرگشاده خود خطاب به سعید نمکی همچنین تقاضا کرده‌اند درخواست آن‌ها به اطلاع ستاد ملی مقابله با کرونا برسد. آن‌ها با اشاره به “شرایط هولناک در زمستان پیش‌رو” از ستاد ملی مقابله با کرونا خواستار “تصویب آنی و متناسب با شرایط فعلی” این محدودیت‌ها شده‌اند.

No responses yet

Oct 25 2020

استاندار اصفهان خواستار بررسی صحت‌وسقم خبر نوزاد رهاشده در بیابان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: عکسی که از نوزاد رهاشده منتشر شده است

در پی اوج‌گیری واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی به انتشار تصویری از جسد یک نوزاد که «در اطراف اصفهان رها شده بود»، استاندار اصفهان روز یکشنبه ۴ آبان از مقامات قضایی و انتظامی خواست صحت و سقم این تصویر و اطلاعات مربوط به آن را بررسی کنند.

این تصویر را نخستین بار روز جمعه یک فعال اجتماعی در منطقه حصه اصفهان منتشر کرد با این توضیح که این نوزاد «متعلق به یکی از زنان کارتن‌خواب» بوده و «بر روی بدن او جای دندان‌های سگ‌های ولگرد دیده می‌شود».

این فعال اجتماعی که امیر هاشمی نام دارد، همچنین نوشته بود که «قبل‌تر تذکراتی به مسئولین استان داده بودیم که چندین زن باردار کارتن‌خواب در حاشیه شهر بدون مراقبت هستند».

پس از آن مجتبی ناجی، معاون امور اجتماعی بهزیستی اصفهان، به خبرگزاری ایسنا گفت خبری که در فضای مجازی منتشر شده «گویا و کامل نیست تا بتوان صحت آن را پیگیری کرد».

این مقام محلی همچنین مدعی شد کسی که عکس و خبر را منتشر کرده به تماس‌های آن‌ها جواب نداده است و تهدید کرد «اگر ثابت شود خبر کذب بوده، مورد پیگیرد قرار می‌گیرد، چون اذهان مردم را تشویش [مشوش] کرده است».

بر اساس آمارهای وزارت راه و شهرسازی، اکنون ۹ میلیون نفر از جمعیت بیش از ۸۱ میلیونی ایران در حاشیه ۹۱ شهر به وسعت ۵۳ هزار هکتار زندگی می‌کنند و بر این اساس، جمعیت حاشیه‌نشین کشور با احتساب اتباع بیگانه به ۱۳ میلیون نفر می‌رسد.

بر اساس این گزارش، نسبتِ حاشیه‌نشینان استان اصفهان به کشور به غیر از آمار اتباع بیگانه از نظر جمعیت و وسعت به ترتیب حدود پنج و چهار درصد است.

در مجموع بیش از ۲ هزار هکتار از گستره شهرهای استان اصفهان شامل اصفهان، کاشان، خمینی‌شهر، نجف‌آباد و شهرضا را مناطق حاشیه‌نشین تشکیل می‌دهند.

No responses yet

Oct 20 2020

پشت پرده نایاب شدن انسولین در ایران؛ طاقت مردم از ناکارآمدی‌ها طاق شده‌است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردانسه: انسولین وارداتی در ایران نایاب شده است و کمبود این دارو می تواند جان بیش از پنج میلیون بیمار دیابتی در ایران را با خطر روبرو کند.
انسولین وارداتی در ایران نایاب شده است و کمبود این دارو می تواند جان بیش از پنج میلیون بیمار دیابتی در ایران را با خطر روبرو کند.

این روزها انسولین وارداتی در ایران نایاب شده است. کمبود این دارو می تواند جان بیش از پنج میلیون بیمار دیابتی در ایران را با خطر روبرو کند. برخی از مسئولان جمهوری اسلامی، از جمله رئیس سازمان غذا و داروِ وزارت بهداشت دلیل آن را مشکلات ناشی از تامین ارز و انتقال آن به شرکت‌‌های خارجی طرف قرارداد به‌دلیل تحریم‌‌ها علیه ایران میدانند. برخی دیگر رد پای قاچاق و بازار سیاه را پشت پرده نایاب شدن انسولین وارداتی می بینند. رئیس کمیسیون اقتصاد سلامت اتاق بازرگانی تهران می‌گوید ۱.۵ برابر نیاز کشور انسولین وارد کشور شده است، اما کمبود آن به دلیل قاچاق معکوس انسولین است.

محمود نجفی عرب، رییس کمیسیون اقتصاد سلامت اتاق بازرگانی تهران امروز در این رابطه گفت: « به روال هر سال، بیش از ۱.۵ برابر نیاز کشور انسولین وارد کشور شده است. پس نباید هیچ کمبودی وجود داشته باشد. اما انسولین وارد شده، دوباره صادر می‌شود. یا به عبارتی از راه‌های غیرقانونی از کشور خارج می‌شود.»

به گفته آقای نجفی عرب قاچاق معکوس فقط مخصوص انسولین نیست، بلکه همه داروهای وارداتی را شامل می شود:« برای همه دارو‌های گران با مشکل قاچاق معکوس مواجهیم. دلیل آن هم قابل توجه است، تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی که سبب می‌شود دارو با قیمت ارزان وارد شود و با دلار بازار آزاد، از مرز خارج شود.»

در همین حال محمدرضا شانه ساز، معاون وزیر بهداشت و رئیس سازمان غذا و دارو عامل اصلی کمبود انسولین وارداتی را تحریم ها می داند، ولی «با توجه به تفاوت فاحش قیمت این دارو در داخل نسبت به سایر کشورهای منطقه» تلویحاً امکان قاچاق این دارو را تأیید می کند.

هرچند انسولین وارداتی در داروخانه های کشور نایاب شده است، ولی این دارو با هشت برابر قیمت به وفور در بازار سیاه دارو یافت می شود.

به گزارش سایت تجارت نیوز «پیدا کردن انسولین در داروخانه‌ سخت است، اما در بازار آزاد با یک تلفن می‌توان انسولین خرید. یک ساعته، ارسال به سراسر کشور اما گران‌تر از داروخانه. حدود ۸ برابر قیمت!»

فرشید یکی از دلالان بازار سیاه دارو به تجارت نیوز می‌گوید: «انسولین الان کمیاب است اما اگر بخواهید در کمتر از یک ساعت تحویل می‌دهیم.» فروشنده بعدی دارو در بازار سیاه امکان ارسال پستی به شهرهای دیگر را هم عنوان می کند. او می گوید: « انسولین را الان فقط به صورت جعبه‌ای و پک می‌فروشیم. جعبه پنج تایی ٨۵٠ هزار تومان. همین جعبه ۵ تایی دو روز دیگه یک میلیون تومان می‌شود، البته به شرطی که پیدا کنی.»

این در حالی است که داروخانه‌ها همین انسولین را اگر داشته باشند، یک هشتم قیمت بازار سیاه می‌فروختند.

انسولین موجود در داروخانه‌ها، دیگر جوابگوی نیاز بیماران را نمی دهد. داروخانه‌ها می‌گویند انسولین سهمیه‌بندی شده است: «دو تا سه جعبه انسولین می‌گیریم و به قیمت قبل یعنی همان ۱۷۶ هزار تومان می‌فروشیم.» آنها می‌گویند انسولین نیست. اگر باشد چرا نباید آن را به بیماران بدهند.

محمدرضا شانه ساز، معاون وزیر و رئیس سازمان غذا و دارو امروز با اشاره به اینکه انسولین قلمی( نوعی از انسولین که به شکل قلم بوده و در ایران تولید نمی شود و از خارج وارد می شود) یکی از ارزبرترین داروهای وارداتی کشور است، همه تقصرها را بر گردن تحریم ها انداخت که باعث محدودیت ها برای انتقال پول برای تأمین این داروست. وی در این باره گفت: « تحریم، واردات برخی از داروها و تجهیزات پزشکی را با مشکلات عدیده مواجه کرده است و در مقاطعی واردات انسولین با وقفه صورت می‌گیرد، به بیماران توصیه می‌‌کنیم با مشورت پزشک خود بجای “انسولین قلمی” از “ویال انسولین رگولار” و NPH که هیچ تفاوتی با انسولین پِن ( قلمی ) ندارد و به وفور در بازار یافت می‌‌شود، استفاده کنند.»

محمدرضا شانه ساز همچنین گفت: « امروز 2 محموله از انواع انسولین قلمی از گمرک ترخیص شده است و طی هفته جاری به نسبت آمار بیماران سراسر کشور بین داروخانه‌‌های منتخب توزیع می‌شود. همچنین محموله‌‌های بعدی این دارو طی فواصل زمانی وارد کشور خواهد شد.»

وی دلیل عرضه انسولین قلمی به صورت سهمیه‌ای را مدیریت بهینه توزیع این دارو عنوان کرد و افزود: «بیماران می‌توانند با مراجعه به داروخانه‌‌های منتخب انسولین خود را تهیه کنند.»

رئیس سازمان غذا و دارو همچنین به مردم وعده سر خرمن داد و گفت ناراحت نباشید زیرا« انواع قلم‌‌های این دارو تا پایان سال آینده در داخل تولید و نیاز کشور کلاً برطرف خواهد شد.»

در همین رابطه اسدالله رجب، رییس هیات مدیره انجمن دیابت ایران، با تاکید بر اینکه انسولین تولید داخل در کشور موجود است، گفت: «با وجود تحریم‌ها مشکل اصلی در حال حاضر تامین انسولین‌های آنالوگ و خارجی است که این هم مسئله جدیدی نیست.»

او افزود: “انسولین‌های تولید داخل کشور، انسولین انسانی است، همان انسولینی که اکنون در کشور‌های اروپایی و آمریکا هم استفاده می‌شود. پوشش بیمه‌ای این انسولین به شکلی است که ۹۰ درصد هزینه آن را بیمه‌ها می‌پردازند. ”

به گفته رییس هیات مدیره انجمن دیابت «سرنگ، قلم و پمپ همگی ابزار تزریق انسولین هستند؛ در نتیجه لفظ انسولین قلمی اشتباه است؛ زیرا انسولین‌های تولید داخل را هم می‌توان با قلم تزریق کرد؛ لذا صحیح‌تر این است که گفته شود انسولین آنالوگ (تولید خارج) با کمبود مواجه است.»

گفتنی است که بر اساس آخرین آمارها تعداد بیماران دیابتی در کشور ١١ درصد جمعیت بالای ٢۵ سال در ایران را تشکیل می‌دهند. اواخر شهریورماه سال جاری جمعی از پزشکان متخصص در نامه‌ای به رئیس جمهور نوشتند که بیش از ۵ میلیون نفر در کشور به دیابت مبتلا هستند که از این تعداد بیش از۶٠٠ هزار نفر نیازمند تزریق روزانه انسولین‌اند.

حالا همین بیماران نگران نیاز دارویی خود هستند و تلاش می‌کنند صدای دلهره‌هایشان را به گوش مسئولان برسانند. یکی از آنها می‌گوید: «من بدون انسولین حداکثر سه روز زنده می‌مانم. انسولین نیست و این به معنی حکم مرگ من است .»

No responses yet

Oct 04 2020

طباطبایی نژاد: باید فضای جامعه را برای هنجارشکنان ناامن کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایمنا: امام جمعه اصفهان به کشف حجاب و هنجارشکنی برخی از افراد اشاره و اضافه کرد: باید فضای جامعه را برای این عده که تعداد آنها هم کم است نا امن کرد و نباید اجازه داد به راحتی بیایند و در خیابان ها و پارک ها هنجارشکنی کنند.

به گزارش ایمنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی امام جمعه اصفهان، آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد روز پنجشنبه در دیدار جانشین معاونت اطلاعات و امنیت ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده نیروی انتظامی اصفهان با وی در دفتر امام جمعه اصفهان افزود: باید با متجاوزان به حقوق مردم برابر با حکم خداوند برخورد کرد و جلوی کسانی که ابایی از قانون‌شکنی ندارند را گرفت.

وی اعطای اختیارات بیشتر به ناجا برای برخورد با قانون شکنان را خواستار شد و جدیت و قاطعیت در برابر قانون شکنان را از الزامات حکومت کردن برشمرد و اظهار داشت: باید با متجاوزان به حقوق مردم برابر با حکم خداوند برخورد کرد و جلوی کسانی که ابایی از قانون‌شکنی ندارند را گرفت.

امام جمعه اصفهان به دخالت دولت‌های غربی در اجرای قوانین کشور اشاره کرد و افزود: بیگانگان حق دخالت در اجرای قوانین کشور ما را ندارند.

طباطبایی نژاد یادآور شد: همانطور که آنها قانون خودشان را دارند ما هم قانون خودمان را داریم و بنابراین نباید ترس داشته باشیم از اینکه اگر با هنجارشکنان برخورد کردیم ممکن است علیه ما اقدام خصمانه‌ای انجام دهند.

وی به کشف حجاب و هنجارشکنی برخی از افراد اشاره و اضافه کرد: باید فضای جامعه را برای این عده که تعداد آنها هم کم است ناامن کرد و نباید اجازه داد به راحتی بیایند و در خیابان‌ها و پارک‌ها هنجارشکنی کنند.

نماینده ولی فقیه در استان اصفهان تشکیل شعبه‌های مخصوص رسیدگی به پرونده‌های ناهنجاری‌های اخلاقی را در دادگاه‌ها خواستار شد و گفت: نگاه قضات هم باید در جهت حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر باشد.
کد خبر 447569

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .