اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Apr 15 2025

اختصاصی بی‌بی‌سی؛ فایل صوتی دومین جلسه آیت‌الله منتظری با هیئت ‌اعدام‌های ۱۳۶۷: ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

اختصاصی بی‌بی‌سی؛ فایل صوتی دومین جلسه آیت‌الله منتظری با هیئت ‌اعدام‌های ۱۳۶۷: ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است

بی‌بی‌سی فارسی به‌تازگی به یک فایل صوتی دست یافته است که در آن آیت‌الله حسینعلی منتظری برای دومین بار با سه عضو هیئت متصدی اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ ملقب به «هیئت مرگ» صحبت می‌کند.

این نخستین بار است که وجود این فایل و محتوای آن فاش می‌شود. در این فایل قائم مقام رهبر ایران، در جلسه‎‌ای، سه ماه پیش از برکناری‌اش، با انتقاد شدید از اعدام زندانیان سیاسی می‌گوید که ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است.

در این فایل صوتی جزئیاتی از اعدام گسترده زندانیان سیاسی چپ مطرح می‌شود که در ۳۶ سال گذشته در هاله‌ای از ابهام قرار داشت.

این جلسه ۹ دی ماه ۱۳۶۷ در بیت‌ آیت‌الله منتظری در قم برگزار شد.

فایل صوتی کامل را اینجا بشنوید:

علاوه بر آیت‌الله منتظری، دیگر حاضران این جلسه مسئولان قضائی وقت هستند: حسینعلی نیری (حاکم شرع)، مرتضی اشراقی (دادستان تهران) و ابراهیم رئیسی (معاون دادستان). جان‌به‌دربردگان و خانواده زندانیان سیاسی دهه شصت از این افراد با عنوان «هیئت مرگ» یاد می‌کنند.

در جریان جلسه، نام مسئولان ارشد حکومت و همچنین نقش و موضع آنها درباره اعدام‌های تابستان در سال ۱۳۶۷ مطرح می‌شود: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رئیس‌جمهور، علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس، احمد خمینی، مسئول بیت رهبر وقت و عبدالکریم موسوی اردبیلی، رئیس شورای عالی قضائی.

مرداد و شهریور ۱۳۶۷، با فرمان آیت‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، هزاران زندانی سیاسی دسته‌جمعی و مخفیانه اعدام و در گورهای جمعی دفن شدند. در موج اول اعدام‌ها در اوایل مرداد، ابتدا اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق اعدام شدند. در موج دوم، که از اوایل شهریور آغاز شد، زندانیان چپ‌ و کمونیست‌ به دار آویخته شدند.

آیت‌الله منتظری اولین بار با اعضای «هیئت مرگ» در ۲۴ مردادماه ۱۳۶۷ ملاقات کرده بود.

برخلاف جلسه مرداد آیت‌الله منتظری با «هیئت مرگ»، مصطفی پورمحمدی، نماینده وزارت اطلاعات، در جلسه دی‌ماه ۶۷ حاضر نیست.

در آن زمان اعدام گسترده زندانیان سیاسی چپ هنوز آغاز نشده بود، اما اعدام هزاران نفر به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق آغاز شده بود.

جمهوری اسلامی اجساد هزاران اعدامی تابستان ۶۷ را هنوز به خانواده‌هایشان تحویل نداده است.

واکنش علی خامنه‌ای به حکم خمینی درباره اعدام چپ‌ها

توضیح تصویر، علی خامنه‌ای رئیس‌جمهور، در کنار آیت‌الله حسینعلی منتظری در انتظار ورود آیت‌الله خمینی به مسجد جماران در۱۰ اسفند ۱۳۶۰/ عکاس: کاوه کاظمی

آیت‌الله منتظری در فایل صوتی جلسه دی‌ماه می‌گوید که علی خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت، به او گفته است که بر سر اعدام‌ها با حسینعلی نیری «دعوا کردم.»

آقای منتظری می‌گوید آیت‌الله خامنه‌ای «به خیالش» بعد از آن‌که حسینعلی نیری نوشته‌ای به آیت‌الله خمینی فرستاده بود، او حکم اعدام زندانیان سیاسی چپ را صادر کرد.

بر اساس فایل صوتی، حسینعلی نیری، که در جلسه دی‌ماه حاضر است، اظهارات آیت‌الله منتظری درباره نقش خود در اعدام چپ‌ها را رد نمی‌کند.

آقای منتظری در بخشی از خاطرات خود، که شفاهی هم ضبط شده است تصریح می‌کند که «از آیت‌الله خمینی حکم جداگانه‌ای برای کمونیست‌ها گرفته‌ بودند.» به گفته آقای منتظری حکم اعدام برای زندانیان سیاسی چپ با این توجیه از آیت‌الله خمینی گرفته‌ شده بود که «مذهبی‌ها اعدام شده‌اند، پس کمونیست‌ها چه می‌شوند؟»

آیت‌الله منتظری هنگام نگارش مکتوب خاطرات خود درباره میزان اطلاع آیت‌الله خامنه‌ای از اعدام‌ها ابراز تردید می‌کند: «حالا من نمی‌دانم ایشان [آیت‌الله خامنه‌ای] خبر نداشت یا پیش من این صحبت‌ها را می‌کرد.»

آیت‌الله خمینی در اوایل مرداد ماه سال ۱۳۶۷ و پس از حمله «فروغ جاویدان» سازمان مجاهدین خلق، در فرمانی خواستار برخورد قاطع با زندانیان سیاسی این سازمان می‌شود و می‌نویسد: «رحم بر محاربان ساده‌اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند.»

او در این حکم حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی و یک نماینده‌ از وزارت اطلاعات را به عنوان اعضای اصلی هیئت اعدام‌ها می‌گمارد.

آیت‌الله منتظری، قائم مقام آیت‌الله خمینی، در دیدار ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ (۲ محرم ۱۴۰۹ قمری) با هیئت اعدام‌ استان تهران از آنان خواست که دست‌کم در «دهه محرم» اعدام‌ها را متوقف کنند.

به نظر می‌رسد پس از روز عاشورای آن سال (اوایل شهریور)، اعدام‌ زندانیان سیاسی از سر گرفته می‌شود، این‌بار اما نوبت زندانیان مارکسیست‌ است.

تاکنون تنها فرمان آیت‌الله خمینی برای اعدام زندانیان مجاهد منتشر شده بود که در آن اعضا و هواداران سازمان مجاهدین را محارب خوانده بود.

اما در فایل جدید دیدار با عاملان اعدام‌های سال ۱۳۶۷، آیت‌الله منتظری از حکم دیگری می‌گوید که آیت‌الله خمینی در پاسخ به نوشته‌ای از «حسینعلی نیری» صادر کرده است.

زندانیان سیاسی چپ که از اعدام‌های آن سال جان سالم به در برده‌اند، شهادت داده‌اند که هیئت مرگ حکم اعدام را بر اساس «ارتداد» صادر می‌کرد. این هیئت سه پرسش اصلی از زندانیان چپ و مارکسیست طرح می‌کرد: «مسلمانی؟ نماز می‌خوانی؟ از سازمانی که در آن عضو بودی برائت می‌جویی؟»

سه ماه پس از جلسه دی‌ماه ۱۳۶۷ آیت‌الله منتظری با سه عضو «هیئت مرگ»، او از قائم مقامی برکنار می‌شود. آیت‌الله خمینی ششم فروردین ۱۳۶۸، پس از درز نامه اعتراض‌‌آمیز آیت‌الله منتظری در مخالفت با اعدام‌ها، در نامه‌‌ای شدید‌الحن و بدون جلسه مجلس خبرگان، او را عزل کرد.

شش ماه بعد، در خرداد ۱۳۶۸، علی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید حکومت جمهوری اسلامی انتخاب شد.

آیت‌الله خامنه‌ای بعدها در کتاب خاطراتش از فرمان آیت‌الله خمینی برای اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ دفاع کرد و ضمن «محارب» خواندن زندانیان سیاسی، نوشت: «از لحاظ فقهی و همچنین از لحاظ تشخیص امام و عملکرد امام و نظر امام جای هیچ دغدغه‌ای وجود ندارد.»

میرحسین موسوی، که در زمان اعدام‌ها نخست‌وزیر بود، در یک فایل صوتی در سال ۱۳۸۸ گفته بود که در جلسه‌ای بین سران قوا، نظر آیت‌الله خامنه‌ای درباره اعدام‌ها چنین بود: «این مثل آب سیاهی است که بر سر نظام ریخته می‌شود و همه ما را سیاه می‌کند.»

انتقاد به هاشمی رفسنجانی و مسئولان

توضیح تصویر، آیت‌الله علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی (نفر دوم از چپ)، در حال گفتگو با یکی از نمایندگان در جریان یک نشست علنی در ساختمان مجلس در سال ۱۳۶۷

در فایل صوتی جدیدی که بی‌بی‌سی برای نخستین بار منتشر می‌کند، آقای منتظری از اینکه هیچ‌کس در حکومت مسئولیت اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را بر عهده نمی‌گیرد، ابراز ناراحتی شدید می‌کند: «آقایان یک کاری کردند که هیچ کدام جرئت ندارند بگویند ما کردیم. همه می‌گویند آقای خمینی نوشته است. آقای هاشمی می‌گوید نخیر چنین چیزی نیست. همه دنیا می‌داند، پس این‌ها چیست که ما می‌گوییم؟»

به گفته آیت‌الله منتظری، حکومت زندانیانی را اعدام کرده که با موافقت آیت‌الله خمینی، وزارت اطلاعات، دادستانی و شورای عالی قضائی عفو شده بودند: «کسی که مستحق عفو بوده را می‌شود اعدام کرد؟ آنها با حکم آقای خمینی هم عفو شده بودند، روی پرونده‌اش هم هست، حالا بدون فعالیت تازه تق … چرا احکام‌شان را تقلیل داده بودید؟ رفته بودند خوشحال بودند … اَه.»

اکبر هاشمی رفسنجانی، در اواسط زمستان ۱۳۶۷ در مجلس ایران می‌گوید: «عده زندانیان اعدام‌شده در چند ماه گذشته کم‌تر از هزار نفر بوده است.»

جفری رابرتسون، حقوقدان، در گزارش خود درباره اعدام‌های ۱۳۶۷ می‌گوید این تنها آمار رسمی است که حکومت ایران به آن اذعان کرده است اما آقای هاشمی رفسنجانی این رقم را به‌گونه‌ای مطرح کرده که گویی «تحسین‌برانگیز و پایین» بوده است.

بعد از این نطق هاشمی رفسنجانی در مجلس، رینالدو گالیندوپل، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، در نخستین گزارش خود این رقم را بیش از هزار نفر دانست. این رقم بعدها با ذکر نام زندانیان به چند برابر افزایش یافت.

آیت‌الله منتظری در فایل صوتی دی‌ماه با هیئت اعدام‌ها به صراحت می‌گوید «سه هزار نفر رو کشتید» و مدتی بعد رقم زندانیان سیاسی کشته را بیش از ۳۸۰۰ نفر بیان می‌کند.

آیت‌الله منتظری در زمستان ۱۳۶۷: ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است

در فایل صوتی جدیدی که بی‌بی‌سی به دست آورده است قائم مقام وقت رهبری ایران با انتقاد تند از اعدام‌ها می‌گوید: «ولایت فقیه اصلا پیش مردم چندش‌آور شده، مردم از این‌ها ذله شده‌اند.»

او بار دیگر با تکرار اظهاراتش در جلسه مردادماه با هیئت اعدام‌ها، می‌گوید: «من همه تقصیر را گردن اطلاعات و احمد آقا [خمینی] می‌دانم. گفتم تو [احمد خمینی] خودت به من گفتی که این منافقین، ۱۰ هزار تا از اون اعلامیه‌خوان‌هایش، همه رو باید اعدام کرد، برای همین خودت کردی.»

آقای منتظری در ادامه انتقادهایش می‌گوید احمد خمینی، فرزند آیت‌الله خمینی و اطلاعات «دست در دست هم دادند» تا آیت‌الله خمینی را قانع کنند فرمان اعدام‌ها را صادر کند. او می‌گوید که «مردم گفتند ولایت فقیه. نگفتند ولایت احمدآقا» و ادامه می‌دهد که «تو [احمد خمینی] رو کسی قبول ندارد.»

آیت‌الله منتظری در فایل نخست هم گفته بود که وزارت اطلاعات و احمد خمینی از دو سه سال پیش از تابستان ۱۳۶۷ دنبال بهانه‌ای برای اعدام مخالفان سیاسی بودند.

در سال‌های منتهی به کشتار بزرگ زندانیان سیاسی، بارها از زندانیان در قالب پرسش‌نامه نظر و مواضع‌ سیاسی آنها سوال شده بود و زندانیان را بر اساس سر موضع بودن یا نبودن در بندهای مختلف مجزا کرده بودند.

بعدتر در جریان اعدام‌ها از جمله در زندان اوین، از بندهایی که صدها زندانی سر موضع محبوس بودند، عده انگشت‌شماری زنده بیرون آمدند. «سر موضع» به زندانیانی اطلاق می‌شد که حاضر به برائت از نظرات سیاسی‌ خود نبودند.

در بخشی از فایل دوم، آیت‌الله منتظری می‌گوید: «این‌هایی که سر موضع شدند، توی زندان سر موضع شدند. در اثر برخوردهای اونجا سرموضع شدند.»

سپس یکی از اعضای هیئت با تایید اظهارات آیت‌الله منتظری می‌گوید: «بله، برخوردها درست نبوده، برخوردها تند بوده.»

آیت‌الله منتظری در تابستان ۱۳۶۷ در اعتراض به اعدام مخالفان و زندانیان سیاسی چند نامه به آیت‌الله خمینی می‌نویسد.

سرانجام در نامه‌ای که امضای احمد خمینی در پای آن است، مسئول بیت رهبر وقت ایران می‌نویسد که آیت‌الله خمینی گفته است «مسئولیت شرعی اعدام‌ها با من است.»

متن پیاده شده جلسه نهم دیماه ۱۳۶۷ آیت‌الله منتظری با حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی و ابراهیم رئیسی:

آیت‌الله منتظری: وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (سوره آل عمران، آیه ۱۸۶)

ترجمه: (و خودتان. و قطعاً از کسانی که پیش از شما کتاب آسمانی به آنها داده شده، و از کسانی که شرک می‌ورزند، سخنان ناپسند فراوانی خواهید شنید. و اگر صبر کنید و از خدا بترسید، این از کارهای [شایسته] عزم و اراده است.)

قال امیرالمومنین: لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلّة اهله. یجب علینا العمل بالواجبات و لو کنا قلیلی

ترجمه: (در راه هدایت، به خاطر کم بودن افراد، احساس تنهایی نکن. ما باید وظایف خود را انجام دهیم، حتی اگر عده‌مان کم باشد)

قال رسول‌الله: والمؤمن وحده جماعة

ترجمه: (مؤمن به تنهایی یک گروه است)

و قال الله تعالی: إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ كَانَ أُمه قَنتا (سوره نحل، آیه ۱۲۰)

(ترجمه: به راستی که ابراهیم امتی فرمانبردار بود.)

ابراهیم به واسطه کانَ امه قانتا، ولا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلّة اهله.

آیت‌الله منتظری: یک روایتی داریم من اصلا توی کتاب نوشتم اونجا، پیش حضرت علی یه کسی رو آوردند، حضرت می‌فرمایند (حدیث به عربی نامفهوم) حضرت فرمود تو دزدی کردی؟ اگرم می‌خوای بگو نه، تازه از قصد بهش می‌گه، یعنی اجبار به اقرار نباشه، این خیلی حرف است ها! یه وقتی آقای شریعتی می‌گفت که شریعتمداری میگه در آلمان من دنبال آقای ورامین رسیدم، چند شبی رفتم توی بلواری، میدونی این‌ها، بعد به ما سوء ظن پیدا کرد پلیس، من رو گرفت، من رو گرفتن در آلمان بردن اونجا بازجویی کنند توی اون آگاهی شهری که بود، بعد گفتن ما یه سوالاتی از شما می‌کنیم، ولی شما اجباری نداری جواب بدی. خواستی جواب بده، خواستی جواب نده. این روش امیرالمومنین رو اون‌ها عمل می‌کنن، ما هر چی می‌گذره … حتی مثلا نسبت به اهداف، اهداف اونجا … میاد پیش امیرالمومنین می‌گه حضرت دستش رو برمی‌داره می‌گه که اگر چنانچه می‌پوشوندی نمی‌گفتی بهتر بود، در سه مرتبه اقرار کرده، حضرت فرمود برو دیگه. دیگه وقتی رفتی دیگه نمیایم سراغت، ولی ما می‌زنیم طرف رو تا بگه بله من مثلا فرض کن زنا کردم؛ لواط کردم یا مثلا چی کردم. حالا یه زنی در شیراز چی، محکوم به رجمش کردند. بعد در حالی که سنگ هم بهش خورده فرار کرده. گرفتنش. خب این دسترسی به اقرار باشه دیگه … حق نداری بگیریش … حالا گرفتنش … میگن بله… خب پیغمبر اکرم در همون قضیه مالک بن مالک فرار کرده بود بعد زبیر این‌ها زدن کشتنش. پیغمبر دیه‌اش رو از بیت‌المال داد … وقتی فرار کرد دیگه حق نداری بری بگیری ….

من بارها گفتم آقا انقلابمون پیروز شد، از توش اقلا هزارتا قاضی مجتهد عادل و بالاتر از این‌ها عاقل لازم داریم، ده‌ تاشم نداریم.

این قضیه مرصاد … ۳۰۰ تا دختر گرفتن … ۳۰۰ تا دختر ………..

آیت‌الله منتظری: وقتی که در اصفهان بودی دادستان بودی، این مرحوم کازرونی رو که ترور کردن، اون قسمت کسی تحقیق نکرد؟

عضو هیات: چرا!

آیت‌الله منتظری: خب؟

عضو هیات: تحقیق کردیم

آیت‌الله منتظری: چیزیم معلوم نشد؟

عضو هیات: اصلا … پرونده … پرونده تشکیل شد به این اتهام

آیت‌الله منتظری: چی بود اتهام؟

عضو هیات: نشد دیگه گرفتن … همین پیگیری بود که … نشد … اومدیم خدمتتون بعد دیگه نتونستیم …

آیت‌الله منتظری: چطور نتونستی؟

عضو هیات: بعد دیگه شهید باهنر اومدن اصفهان گفت بین کمیته و سپاه اختلاف هست

آیت‌الله منتظری: نه از کجا می‌دونستی؟ شما حدس می‌زنی از کجا می‌دونستی؟

عضو هیات: عرض کنم که حدس اینکه خب …. من حدس‌اش رو می‌زنم

آیت‌الله منتظری: یعنی شاید حکمی صادر کردند؟

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: یعنی گناهش چی بود کازرونی؟ یعنی با حکم کشته شده باشند؟

عضو هیات: احتمال می‌دم، چون … دو مرتبه پرونده میره به … صحبتی شده بود که حکم صادر شده بود صحبتش شده بود …

آیت‌الله منتظری: …….… خب تحقیق می‌کردی، برای اینکه کازرونی از [عباسقلی حشمت] حشمت قطعا اهمیتش زیادتر نبود که…. آدم فاسدی بود می‌گفتن اما کازرونی بالاخره آدم مذهبی بود حالا پول‌دار بود ….

عضو هیات: … مثلا به اون سری پرونده هم [اختلاس] کردیم از یکی از اون افراد من تحقیق کردم صحبتی شد که خب … منطقه بعدی چیزه ما هم نتونستیم

آیت‌الله منتظری: یعنی دادگاه امید مثلا حکم صادر کرد؟

عضو هیات: نه معلوم نشد

آیت‌الله منتظری: معلوم نشد؟ هیچی حدسم نزدید چی بود؟

عضو هیات: نه، ولی اینکه خب …

آیت‌الله منتظری: پرونده‌اش کجا هست؟ از بین بردند یا هست؟ …

عضو هیات: پرونده‌اش نه هست، پرونده‌اش یه قسمتیش هست، یه قمستیش دست خود آقای امید بود برداشته بود

آیت‌الله منتظری: چرا برداشته بود؟

عضو هیات: برداشته بود خب … اونجا ….

آیت‌الله منتظری: پس قبل از امید بود؟

عضو هیات: نه

آیت‌الله منتظری: نه، پرونده قبل از امید بود؟

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: یعنی قبل از اینکه امید بیاد اصفهان؟

عضو هیات: خیر … موضوع قبل از امید بود، پرونده بعد که امید اومد

آیت‌الله منتظری: ببینم موضوع پس قبل از امید بوده، یعنی قتلش؟

عضو هیات: قتلش بله

آیت‌الله منتظری: در زمان شاه بود یا در زمان انقلاب بود؟

عضو هیات: حکایت هستش

آیت‌الله منتظری: اما امید می‌گفت من رو بذارید

عضو هیات: نمی‌دونم

آیت‌الله منتظری: حکم چی داشت؟ قاضی حکم زیاد بوده. بعد این‌ها تحقیق نکردن راجع به قتلش تحقیق بشه؟

عضو هیات: تحقیق بشه، توی دادسرای عمومی بود … رفته بود اونجا. بعد که من مستقیما دنبال کردم، از اونجا پرونده رو گرفتن، بعد تو تحقیقات که شروع کردیم یکی از اون‌ها تیم تحقیق، من خودم شب اونجا بودم، به من برخوردهای بسیار … … احتمال داره که اونم حکم داشت…. تا این حد برای من صحبت شد که ما دیگه بعد از اون روز نشد تحقیقات کنیم

آیت‌الله منتظری: بله. یه چیزایی آدم می‌خواد بدونه، آقای قاضی اومده اینجا میگه یه ژاندارم، یه ژاندارم از یه، یکی از این سربازها، یه سرباز نیروی دریایی … فرستاده، سه ماه بهش مهلت داده که برو سه ماه دیگه بیا، بعد دیگه اینجا آزادی، بیچاره‌ رو محاکمه کردند محکوم کردند، به ۷۰ ضربه شلاق، دو سال زندان، انفصال دائم از خدمت، واسه یه تومن، اون‌وقت گاهی اوقات یه چیزهای کلانی می‌بینی ماست‌مالی میشه. بایستی توجیه‌کننده کار آقایون باشه، دائما اینجور می‌کنند راجع به اعدام‌ها این چیزها، آدم واقعا بعضی‌هاشم متاثر می‌شه …

چقدر این رادیوهای خارج می‌دونی چقدر برای ما معرکه گرفتند. آقای خلخالی همین‌جا نشسته بود اینجا، کارهایی ما می‌کنیم بی‌عقلیه اصلا، آقای خلخالی همین‌جا نشست گفت ۳۰۰ تا دختر رو آوردند مثلا مرصاد هستن، مرصاد تو باختران، و دو تاشونم دختر فرانسوی بودند، اتفاقا خلخالی گفت من اونجا بودم، گفتم حالا همه رو اعدام کنین این دو تا دختر رو اعدام نکنین فرانسوین این‌ها، از همه این‌ها … گفتن نه اعدام، شما همین مدت دیدی چقدر دولت فرانسه و تو رادیوها و این‌ها تازه یه چیزیم در … خوندم که بله یه ستادی در فرانسه تشکیل شده برای تحقیق نمی‌دونم دختر فرانسوی تو زندان اوین، یه دختر پرستاری بوده. اونجا در فرانسه، بعد از اینکه یه منافقی این رو مسلمون کرده به اصطلاح، بعد این رو گرفتدش، خب اون دختر فرانسوی مسیحی که مسلمون شده اون … اسلام همونه، اون چه می‌دونست که مثلا حالا اسلام و حکم و غیره، بعدم شوهرش اومده بیاد تو عراق زنشم با خودش آورده، اون‌وقت این زنه اینجا اسیر شده تو مرصاد زدن تَق، همین دیگه، ما اصلا این دو تا دختر رو داشتیم می‌دونستید با فرانسه چقدر میشه مبادله کرد؟ با زندانیان با نمی‌دونم چی چی … این کارهای ما چیه؟

آیت‌الله منتظری: آقای خامنه‌ای همین‌جا بوده، من اصلا نمی‌دونم کشور اصلا، آقای خامنه‌ای شب اینجا بوده بعد صحبت که بله من با آقای نیری دعوا کردم و نمی‌دونم چطور این اتفاق افتاد و این‌ها، گفتم که امام خودش علیه … گفت کی؟ اصلا آقای خامنه‌ای نمی‌دونسته که آقای خمینی یه چیزی نوشته، رئیس‌جمهور کشور خبر نداشته که آقای خمینی یه نامه نوشته و دست اطلاعات هست و تحصیل کرده فهمیده، اون فقط به خیالش بعد آقای نیری به امام نوشته راجع به مثلا چپی‌ها و این‌ها اون‌وقت، اونجا من دعوا کردم ایشون رو، گفتم آقا! گفت اِاِ مگه چیز دیگه‌اس؟ گفتم بابا جون اون نامه امام اصل کاری بوده بعد این‌ها دنبال چیز دیگه بودن.

آیت‌الله منتظری: یه شب اسلامی اومد اینجا یه، اسلامی شیراز، یه پرونده آورد یه دختری تهران … وصیت‌نامه‌اش رو آورد، به قدری من متاثر شدم. خود اسلامی هم متاثر شده بود راستش، گفتم آقای اسلامی ببینید این دختره نوشته توی وصیت‌نامه‌اش به پدر و مادرش که ناراحت نباشید؛ دنیا در گذره، نمی دونم چطور مثلا به قرآن نهج‌البلاغه و نمی‌دونم چی این‌ها، بهش گفتم این دختر سابقه مثلا قتلی، جوری؟ گفت نه، این همین‌جوری هواداری چیزی نبوده، بعدش از سر تا پا وصیت‌نامه نور می‌بارید، اون‌وقت گفتم خب حالا ببین آقای اسلامی شما . در شرع اسلام می‌گوید که دختر، زن اگر که چنانه خدا رو قبول ندارد، پیغمبر رو قبول ندارد، قرآن رو قبول ندارد، هیچکی رو قبول نداره، مرتد شده دیگه، این رو نمیشه بکشی، حالا این دختر خدا رو قبول داره، پیغمبر رو قبول داره، قرآن رو قبول داره، همه چیز رو قبول داره، میگه نوشته من اول به جمهوری اسلامی اعتقاد داشتم بعد دیدم خواسته‌های ما انجام نشد ناراحت شدم، تو وصیت‌نامه‌اش اینجوری به پدر و مادرش نوشته، امیدواریم انشالا امام زمان بیاد و … گفتم ببینید این دختری که خدا رو قبول داره، پیغمبر رو قبول داره، قرآن رو قبول داره همه چی رو قبول داره، فقط میگه من این جمهوری اسلامی مطابق سلیقه من نیست این رو میشه اعدام کرد؟ اصلا تو بگو نه قتلی داره نه توی ترور رفته نه محاربه. این رو میشه اعدام کرد؟ اما اونی که نه خدا رو قبول داره نه پیغمبر، چجوری میشه اعدام کرد؟ آخه این شد فقه؟

من به اون مردک گفتم شما از اول اگر چنانه حالا آخوند … من یه گله‌ام از شما دارم، چیزیم نیست، من هر چی اینجا برای شما گفته بودم رفته بودی به امام گفته بودی. احمدآقا [خمینی] اومد … گفتن، احمد گفت آقا اینجوری گفته که نمی‌دونم، اسم شما را از تو … احمدآقا و اطلاعات. گفتم بله تمام این‌ها رو من گفتم، حالا چی؟ می‌خوای چی کار کنی؟ خب به احمدآقا تمام رو نقل کرده

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: حالا دلیلی نداشت که شما من هر چی اینجا به شما گفتم که برید نقل کنید. ولی خب رفته بودید نقل کردید.

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: احمد به رخ من می‌کشید، من گفتم تمام این‌ها رو من گفتم. یه خرده‌ام بالاترین از این.

[بگو مگو]

آیت‌الله منتظری: گفت این‌ها اومدن گفتن حتی همین که اسم شما رو هم، این رو به من گفت …. شما … اینکه احمد آقا با اطلاعات با هم دست به دست هم داده این‌ها. گفتم بله من همه این‌ها رو من گفتم حالا چی؟ این رو نقل کرد احمد، گفتم آره من تمام این‌ها رو گفتم حالا چی؟

عضو هیات: …

آیت‌الله منتظری: مثل یک روز دیگه که آمد که بله شما به آقای … گفتی که مردم گفتن ولایت فقیه نگفتن ولایت احمد آقا، گفتم آره گفتم، مگه مردم ولایت تو گفتن؟ تو رو کسی قبول نداره … [صدای خنده] …

حالا قضیه این است که اون کار اگر چنانچه آقای خمینی براش یه جوی درست کردن، راه عاقلانه همین است که من اون روز به شما گفتم، اما … آبروی ما رو در دنیا بردند، اونقدر جامعه بین‌المللی ما رو محکوم کردند، خانواده‌ها همه داغدار شدند، ناراحت شدند، راه کار همین بود که من اون روز گفتم. اون‌هایی که تو زندان‌ها تشکیلات داشتند، یا با اون‌ها مراوده داشتند، اشراقی میومد محاکمه می‌کرد، محکوم می‌کردند، فرض کن ۱۰۰ نفر، بعد اون ۱۰۰ نفر رو هم اعدام می‌کردن، محکوم به اعدام می‌شد و بعد هم اعلام هم می‌کردیم که بله این‌ها این کار را کردند، دیگران هم بالاخره به … اما الان یه کاری کردیم که با هیچ شرع و با منطق جور نیست، بگو چرا؟ برای اینکه آمدید یه زن یا یه مرد، فرض کنید، هیئت عفو یه کسانی تو در زندان معیین کردند مثل خلخالی، مثل نمی‌دونم کی این‌ها، که او‌ن‌ها بروند بررسی کنند، بعد این‌ها رفتند یه کسانی رو بررسی کردند گفتن این‌ها مستحق تقلیل‌ است یا عفو است، اطلاعات نظر داده، رئیس زندان نظر داده، دادستان نظر داده، با نظر این‌ها، هیئت عفو نوشتند به ما بله این‌ها مستحق مثلا ۱۵ سال بودند حالا تقلیل داده شد به پنج سال، گوش میدی؟ ۳۰ درصد بودن اون‌هایی که … کردید، شد پنج سال، بعدم ما نوشته بودیم از طرف رهبر انقلاب امام خمینی مدظله عالی با نظر آقایان موافقت می‌شود، یعنی مثلا ۱۵ سالش می‌شه چی پنج سال، بهش هم ابلاغ کردند، بدون اینکه کاری تازه کرده باشه رفتند این را اعدامش کردند. اینی که مستحق عفو بوده حالا مستحق بوده یا نبوده بالاخر عفو شده، از طرف آقای خمینی هم عفو شده، روی پرونده‌اش هم هست، حالا بدون فعالیت تازه تق! این کلمه درستی نیست. فرض کن مستحق اعدام هم بوده، حالا عفوش کردن. کسی که مستحق عفو بوده می‌شه اعدام کرد؟ [صدای یکی که واضح شنیده نمی‌شود] … پس چرا حکم رو تقلیل داده بودید؟ نمی‌دونم خب رفته بوده خوشحال بوده بهش گفته بودن، حالا اعدام! گفت به من هم اشراقی اطلاع داد، ما از اون‌جوری اطلاع …. آقایان یه کاری کردند الان هیچ کدوم جرات ندارن بیان بگن آقا … آقای خمینی نوشته. همون‌طوری که آقای هاشمی میگه نخیر همچین چیزی نیست و چرا گفتید، خب دنیا همه می‌دونن هست پس این‌ها چیه ما داریم می‌گیم؟ …

عضو هیأت: آقا ما امسال به خدا ۶۵۰ نفر رو آزاد کردیم.

آیت‌الله منتظری: خب این که جواب اون‌ها را نمی‌ده. این‌ها جواب اون‌ها را نمی‌ده.

عضو هیأت: ببینید از گروه‌های مختلف

آیت‌الله منتظری: نه این جواب اون‌ها رو نمی‌ده برین ببینید تو خانواده‌ها چه خبره، همون‌هایی که به انقلاب و آقای خمینی و به همه چیز عقیده داشتند همه مسئله‌دار شدند، این‌ها درست نیست، این‌ها مسئله‌دار شدند.

من به احمدآقا گفتم، گفتم همه گناهان رو گردن تو و اطلاعات می‌دونم. گفتم آقا خمینی اونجا نشسته، شما می‌رید جو درست می‌کنید این‌جور درست نیست … من همه را تقصیر اطلاعات و احمد آقا می‌دونم. گفتم تو خودت به من گفتی که این منافقین ۱۰ هزار تا از اون اعلامیه‌خوانش تا همه رو باید اعدام کرد، برای همین خودت کردی، … هرچی شما بگی …

بله

عضو هیئت: امیدوارم خیر خدا پیش بیاد، امیدوارم اون فراز و نشیب‌هایی که

آیت‌الله منتظری: نه شما نیستین آخه تو جامعه ببینی چی گرفتاری‌ای، نمی‌دونم رادیوهای خارج را گوش می‌دی؟ که ببینی در این مدت چقدر جو علیه ما درست کردند و تو دنیا ما رو محکوم کردند، در وقتی که ما سر قضیه قطعنامه اون‌جور شد، حالا تازه اونجوری، اون‌وقت میان میگن تازه حالا رفتند خودشون اعدام کردند، صدام داشت … ولو دروغم میگه، کرده بود اما چون بها می‌داد به مردم و نمی‌دونم چطور اعلام عفو می‌کرد، ما هم اینجا اعدام. اصلا من برای زنان و دختران شبهه هم دارم، ابن ادریس ادعای شبهه‌ام می‌کنه به اینکه زن محارب رو نمی‌شه اعدام کرد. بعد این‌ها خیلی‌هاشون محارب نبودند، محارب کسی است که بیاد اسلحه برداره بیاره، واقعیتش اینکه این‌ها یک اعلامیه خوانده بوده، بعد اومده تو زندان، برخورد امام، برخوردی بوده، زن بوده، ضعیف بوده، یه برخوردی یه بازجو کرده که به حساب اسلام و آقای خمینی بوده، از همه چی سرخورده، یعنی این‌هایی که سر موضع شدند توی زندان سر موضع شدند. بابا اون روز میگه من برادر خودم، خودم بردم تحویل دادم، گفتن دو ساعت دیگه یا دو روز دیگه آزاد میشه … بعدش هم … آقایان اعدامش کردند. این سر موضع شدنشون یه سری در اثر برخوردهای اونجا بوده، وگرنه کسی سر موضع نبوده.

عضو هیات: برنامه‌ریزی نبوده، بله، برخوردها درست نبوده، برخوردها تند بوده

آیت‌الله منتظری:خب دیگه بعد آقای خمینی که می‌نویسن که سر موضع، بیاری ببینن این چجوری سر موضع شدن این‌ها خبر ندارین که، این‌ها می‌رفتن شورای عالی قضایی می‌رفتین معرکه می‌گرفتین … من به موسوی اردبیلی هم گفتم، گفتم تو فقط تنها هنری که داشتی رفتی که به آقا خمینی می‌گید که آقا حالا کسی که محکوم به اعدام است با …[قابل شنیدن نیست] اعدامش کنیم یا ببریمش در مرکز استان؟ … ما ببین به امام گفتیم آقا این‌ها همه سر موضع این‌ها بعضی‌هاشون به جهاتی سر موضع شدند، همیشه نیستن و این‌ها، بالاخره یه کاری کشف می‌کردید و این‌ها. راه عقلایی‌اش همینی است که من عرض می‌کردم، کسانی که تشکیلات داشتند، با اون‌ها رابطه داشتند دوباره محاکمه می‌شدند، محکوم به اعدام می‌شد، این دیگه کسی هم نمی‌تونست چیزی بگه، محکوم به اعدام شده. اما کسی که زیر پرونده‌اش از طرف امام خمینی نوشته شده مثلا ۱۰ سالش ۵ سال شده، مستحق تقلیل شده، حالا بدون محاکمه اعدام شده، این جواب نداریم که. آقای انصاری میومد از طرف امام میومد تو زندان، آقای انصاری البته خب … داره. اما محض اینکه میومد با یک یک این‌ها صحبت می‌کرد که مثلا به حساب آقای خمینی این‌ها نگذارید، به حساب انقلاب نگذارید، تندی شده از دلشون در میاورد، آقای انصاری میومد …. دادگاه … اگر چنانچه فشار موسوی اردبیلی نبود آقای فلاحیان اونجا می‌خواست برای ایشان پرونده درست کند و نگهش هم داره. اینجوری باشد که اون دوره بهتر بود …

[صدا شنیده نمی‌شود]

… معلومه که این‌ها تو جمع نیست … …

عضو هیات: مال مردم خوره

دیگر عضو هیات: نه نه

آیت‌الله منتظری: … که هفتاد تا رو می‌گم …. ولی بالاخره به زندانی که برخورد می‌کرد اون رو خوش‌بین می‌کرد به جمهوری اسلامی نه بدبینش بکنه، خودتون می‌بینید دیگه، بعد می‌خواستن بگن آقای انصاری تو دیگه حق نداری بیای تو زندان، آخه این درست نیست …. بعد تو سرش می‌زنند و …. بنده در زمان شاه، حالا شاه ظالم … ظالم … بنده زندانی شاه بودم، خیلیم رو ما حساس بودن یعنی ما رو از سران خرابکارها به اصطلاح می‌دونستن، یه کتابخونه ما داشتیم اونجا باز تاسیس کردن تو مراسم چهارم آبان رفته بودن روز روشن کاشی‌هایی که به اسم ما بود شکسته بودن و کاشی‌هایی درست کرده بودن نوشته بودن در … اعلی‌حضرت رضا شاه پهلوی، محمدرضا پهلوی شاهنشاه آریامهر کتابخانه تعطیل شد، و در حقیقت کتابخانه من رو دزدیده بودن به اسم شاه کرده بودن، بنده در زندان قصر شکایت کردم به چند جا از جمله به بازرسی شاهنشاهی، ببینید بازرسی شاهنشاهی، منم زندانی، یه نفر سرهنگ پا میشد از تهرون می‌فرستن … روز روشن اونجا به مردم می‌گه که بیاید این قضیه کتابخونه رو … بعد این صحبت می‌کنه واسه مردم میگه آقای منتظری زندانی شده جای خود، اما اگر حقی تضییع شده باید حقی از سوی هر کسی، هر کی اطلاع داره بیاد مطمئنم باشه کاریش نداریم، مردم میان شهادت میدن اون یادداشت می‌کنه، رئیس سازمان اصفهان بوده، رئیس سازمان … رئیس سازمان اوقاف اصفهان بوده ظاهرا، رئیس شهرداری اصفهان توش بوده رئیس شهربانی نجف‌آباد بوده، فرماندار نجف‌آباد هم اون ناطقی …. این‌ها همه تو این جریان بودن که کتابخانه رو آوردن اون کار کردن، حالا می‌دونی چیه؟ فرح اومده یه کتابخونه بسازه این‌ها پول رو و می‌خواستن رو بخورن این کتاب‎‌ها آقا این کتابخانه نداره اسمی سنگ مفت پول مفت، …. یه همچنین چیزی بود جریان، …. کاری نکردن، روز هفتم عید ما تو زندان قصر بودیم یه وقتی اومدن گفتن که شما رو خواستن از بازرسی ارتش، تیمسار فرشیدی که کشتندش، ژیان فرشیدی، کشتندش، آوردن پیش من، یه مرده هم اونجا نشسته بود، تازه اون کی بود من نفهمیدم، من حدس زدم اونی که از همه … اونی هست که از دستش شکایت شده … شاید دو ساعت این به من التماس می‌کرد، حالا زندانیم، گفت آقای منتظری این کار این حق شما را تضییع کرده، و جرم هست، این‌ها همه … و شما بذار بازرسی شاهنشاهی چیکار کرده … از طرف بازرسی به من دستور دادن که من ولی خودش کار … اونجا کاشی اعلی‌حضرت رو و گفت کاشی که به اسم اعلی‌حضرت ما بکنیم این خیلی …. شما بیا هرچی می‌خوای پول می‌خوای هرچی می‌خوای که بیا مثلا شما شکایت رو شما پس بگیر، ما تو کشور این همه دزدی دیدیم، کتاب‌خانه دزدی ندیده بودیم، حالا اینم اعلی‌حضرت کتابخانه بخواد درسته کنه خب خودشون پول دارن قدرت دارن می‌تونن، چرا کتابخانه من رو اینطور کردن؟ اینقدر به من اصرار کرد التماس کرد که آقای منتظری شما چقدر از زندانتون مونده؟ گفتم 27 روز، گفت شما همین جایی که هستی بگو تشریف ببرید منزل من می‌گم حالا شما را ببرند منزل‌تون، گفتم نه آقا … بوده 27 روزشم مونده، بعد از این ببینید در زمان این داستان بالاخره من زندانی شکایت کردم … برسم حالا … ما اینجا … اینقدر مردم شکایت دارن، دائما … بیاد آقای خمینی یه هیات درست کنه بگه آقا من فردا یه هیات هشت نفره …. چی چی بود؟ هشت مواد، هشت ماده‌ای

(صدا در صدا)

آیت‌الله منتظری: … بیاد یک همچنین هیاتی درست کنه … روزنامه بخونه، … گفت نه همونطور خوب بود، گفتم نه اون نمیشه آقای خمینی بنویسه، بعد یک هیات … چرا مردم چی‌چی … شکایت قضایی … من می‌گم رسیدگی بکنن بالاخره یه اموری برای مردم درست کنیم، میان اینجا به من میگن هرجا رفتم نه شورای عالی قضایی جواب میده نه نمی‌دونم هیج‌جا جواب نمیدن، این که نشد باباجون، اون زمان شاه بالاخره من زندانی رو بازرسی شاهنشاهی به … گفتن برو فلانی رو رضایتش رو تحصیل کنید، بعد این …. آخه اینجوری … خب آخه این نظام … نظام هم .. حقانیتش افتاده اینجا … والا … کمک بکنید تعجب … هیچکی به هیچکی نیست.

آیت‌الله منتظری: قبول ندارین؟ تا یه چیزی میشه …. مسئولین ما گاهی اوقات می‌خوان توجیه کنن دروغ می‌گن، یه دروغی که مردم باورشون نمیشه، مثل نخست‌وزیر شاه … دهن بسته … اونجا … گفتم که بهتون نامه نوشته‌ به آقای خامنه‌ای استعفا نوشتی؟ این نامه رو خودشم نوشته بود، برای منم فرستاده بود با امضای خودشم بود، بعد این تکثیر شده دست رادیو لندن هم رسیده رادیو لندن خونده، با امضای خودتونه، برای چی تکذیب می‌کنید؟ اون‌وقت نمی‌گن آخه این‌ها، مسلمون‌ها چیزی می‌نویسن بعد تکذیب می‌کنند؟ خب این‌ها رو بگو شجاعتشم داشته باش … چرا تکذیب کردی؟

آیت‌الله منتظری: یه روز به احمد آقا گفتم احمد آقا من دلم برای آقای خمینی می‌سوزه، حالا الان جرات ندارم بگم، پنجاه سال دیگه همین نامه‌ای که آقای خمینی نوشته، همین نامه‌ای که نوشته شما … این شد تاریخ علیه آقای خمینی.

عضو هیات: (صدا نامفهوم)

آیت‌الله منتظری: بله سه هزار نفر رو مثلا با این کشتید، گفتم من دلم می‌خواست که چهره ولایت فقیه محترم بمونه با اون قداستی که اول آقای خمینی آمدند در ایران و مایه امید همه بودند، اصلا همه عشق می‌ورزیدند، ما دلمون می‌خواست ایشان همین‌جوری بمونه، ولایت فقیه اصلا پیش مردم چندش‌آور شده مردم ذله شدن از این‌ها، این‌ها هیچ … همون گه کاری که … آقای خمینی اونجا نشسته خبر که نداره بعد می‌رن یه جوی درست می‌کنن بعد می‌گن آقا، حالا حضرت عباسی از شما می‌پرسم، بعد از عملیات مرصاد به عقیده من شکست بزرگی به منافقین خورد برای اینکه این‌ها رفته بودن، با همین این کاری کردین ما این‌ها رو دوباره تو دنیا داد و هوار راه می‌ندازن، برامون معرکه گرفتن تو سازمان‌های جهانی، دوباره این‌ها رو زنده کردیم، همین عمل زنده‌شون کرد نه اینکه این‌ها رو کشته بود، … گفتم بابا جریان است این‌ها … که نیست که، این جریان همون خانواده‌هایی که الان ما کشتیم همه الان میگن که اِاِ پس منافقین راست می‌گفتن که، حالا بیا درستش کن، حکومت‌شون حکومت دینی است دیگه، … … … ما اگر چنانچه با وفق و مدارا و محبت و این‌جور چیزها جذب می‌کردیم کم می‌شدن، اما ما هی داریم زیادشون می‌کنیم.

فایل صوتی کامل را اینجا ببینید.

No responses yet

Mar 04 2025

مامور سپاه پس از عقد اجباری همسرش، او و خواهرانش را تحت آزار و تهدید قرار داده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی

ایران اینترنشنال مطلع شده پدر یک خانواده در کرمانشاه که بنابر گزارش رسانه‌های ایران، یک دخترش را به‌ دلیل طلاق از همسرش به قتل رساند، در پی تشویق دامادش که مامور سپاه پاسداران است، این اقدام را انجام داد.

بر اساس اطلاعاتی که یک منبع مطلع از کرمانشاه در اختیار ایران اینترنشنال قرار داده، این مامور سپاه یکی از دختران این خانواده را در ۱۲ سالگی با فشار خانواده دختر و به شکل «کودک همسری» به عقد اجباری درآورده است.

او مکررا همسر خود را مورد آزار و شکنجه جسمی قرار داده که در یک مورد منجر به شکستگی دست او و انتقالش به بیمارستان شده است.

این عضو سپاه پاسداران پدر همسرش را نیز به شکنجه همسر و خواهران همسرش، که آن‌ها نیز قربانی ازدواج اجباری شده‌اند، تشویق کرده است.

به دلیل فشارهای این مامور سپاه و پدر خانواده، تلاش دختران این خانواده برای رسیدگی به این آزارها و شکنجه‌ها بی‌نتیجه مانده و آن‌ها از اقدام قضایی نیز هراس دارند.

پدر این خانواده تاکنون یکی از دخترانش را به دلیل طلاق از همسرش و بازگشت به خانه پدری به قتل رسانده است.

در همین زمینه، روزنامه اعتماد در تاریخ ۱۳ اسفند گزارشی از این خانواده منتشر کرد و نوشت که یکی دیگر از دختران این خانواده که قصد طلاق دارد نیز در خطر جانی قرار دارد.

به نوشته اعتماد، همچنین «وضعیت روحی و روانی خواهر کوچکشان که شاهد آثار جرم در اتاق خود بوده، مناسب نیست و در حال حاضر در بیمارستان کودکان محمد کرمانشاهی بستری است.»

No responses yet

Feb 09 2025

انتقال یک زندانی سیاسی به «مکانی نامعلوم» در پی نامه‌ انتقادی به خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

محمد داوری، زندانی سیاسی

صدای آمریکا: پس از انتشار نامه محمد داوری خطاب به رهبر جمهوری اسلامی، وکیل این زندانی سیاسی می‌گوید مقامات قضایی او را از زندان عادل‌آباد شیراز به «مکان نامعلومی» برده‌اند.

فرشته تابانیان، وکیل دادگستری، روز یک‌شنبه ۲۱ بهمن در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد که هرچند آستاره انصاری، وکیل دیگر محمد داوری، در شیراز پیگیر بوده، اما هنوز نتوانسته از این زندانی سیاسی خبری بیابد.

محمد داوری، زندانی سیاسی، در نامه‌ای که روز شنبه از او در رسانه ایکس منتشر شده، با ذکر «شکنجه‌هایی که بر خود و خانواده‌اش رفته»، درباره «وجود سیاهچاله‌های زندان عادل‌آباد شیراز و آزار و اذیت و تهدید به تجاوز جنسی و پرونده‌سازی» سخن گفته است.

آقای داوری در این نامه خطاب به رهبر جمهوری اسلامی تأکید کرده به این دلیل علی خامنه‌ای را «مخاطب قرار داده‌ام، زیرا به جرم توهین به» او در زندان است و افزوده است: «از این رو، شما را مسئول تمامی رنج و مشقت‌هایی می‌دانم که در طی این مدت خود و خانواده‌ام متحمل شده‌ایم.»

او همچنین با اشاره به «تورم افسارگسیخته، افزایش روزافزون قیمت دلار، مسکن، خودرو، و اقدام خوراکی که طبقه کارگر و فرودستان جامعه و بخش بزرگی از طبقه متوسط را شرمنده‌تر از پیش کرده»، از علی خامنه‌ای پرسیده است که آیا این موارد «جایی برای امنیت روانی جامعه باقی می‌گذارد؟«

آذر ۱۴۰۲ دادگاه انقلاب اسلامی شیراز با صدور حکمی، محمد داوری، فعال کارگری و مدنی و دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه گلستان شیراز را به چهار سال و شش ماه زندان و مجازات‌های تکمیلی محکوم کرد.

آقای داوری به اتهام «توهین به رهبری»، به سه سال حبس، و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام در فضای مجازی» به یک سال و نیم حبس محکوم شده است و ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ برای گذارندن دوره حبس چهار سال و نیم خود به زندان عادل‌آباد شیراز منتقل شده است.

مجازات‌های تکمیلی مربوط به اتهام «توهین به رهبری» علیه این فعال کارگری و مدنی اهل دهدشت، شامل «دو سال ممنوعیت خروج از کشور به وسیله ابطال گذرنامه، دو سال منع فعالیت در فضای مجازی، و دو سال تبعید در بردسیر کرمان» است.

بر پایه قوانین جمهوری اسلامی، اشد مجازات برای «توهین به رهبری»، دو سال، و برای تبلیغ علیه نظام یک سال در نظر گرفته شده است.

صدای آمریکا در زمان رسیدگی به پرونده مطلع شده بود که این فعال مدنی به نشانه اعتراض به روند «دادرسی غیر عادلانه» و «پرونده‌سازی وزارت اطلاعات» از حضور در مراحل بازپرسی و دادگاه انقلاب خودداری کرده بود.

No responses yet

Jan 31 2025

آن‌چه از بند «غیر قابل انتشار» شبکه ملی اطلاعات و «اشراف» بر فضای مجازی می‌دانیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

عکس آرشیوی از اتاق کنترل یک شرکت خدمات اینترنتی در تهران

رادیوفردا: در بین کارکردهای «شبکه ملی اطلاعات»، دو کارکرد «فیلترینگ» و «مسدودسازی» برای افکار عمومی و جامعه مدنی ایران بیشتر شناخته‌شده‌‌ است. با این‌ حال، حکومت در طراحی و راه‌اندازی شبکه ملی هدف دیگری را نیز دنبال می‌کند: نظارت بر شهروندان و تجسس در زندگی آنان.

اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران در سیاست‌گذاری فضای مجازی نه تنها به‌طور مداوم بر نیاز به «اشراف بر فضای مجازی» و نظارت بر ارتباطات بین شهروندان تأکید کرده‌اند بلکه تکامل زیرساخت‌های فنی شبکه نیز از ابتدا این هدف را دنبال کرده‌اند و با همین رویکرد همچنان توسعه می‌یابند.

از همان ابتدای ورود اینترنت به ایران در «مقررات و ضوابط شبکه‌های اطلاع‌رسانی رایانه‌ای» مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۰ این‌گونه آمده‌ بود:

«دایرکنندهٔ نقطه تماس بین‌المللی اینترنتی موظف است بانک فعالیت‌های اینترنتی کاربران خود را قابل دسترسی وزارت پست و تلگراف و تلفن قرار‌ دهد تا براساس ضوابط و مصوبات شورای عالی امنیت ملی با حکم قاضی ذیربط حسب درخواست در اختیار وزارت اطلاعات قرار گیرد.»

بنابراین، هر نوع امکان دسترسی نیروهای امنیتی به داده‌های کاربران برای تمام ارائه‌دهندگان اینترنت در ایران از ابتدا الزامی بود.

در آن زمان شرکت‌های چینی مانند ZTE پیمانکار مخابرات برای تجهیزات شنود و جاسوسی از شهروندان از طریق ارتباطات موبایل بودند، اما با پیشرفت فناوری در زمینه رمزنگاری ارتباطات بر بستر اینترنت، اشراف اطلاعاتی جمهوری اسلامی، به‌خصوص با رواج اینترنت موبایل در اوایل دهه ۱۳۹۰، کمرنگ‌ شد.

در همین زمان بود که زمزمهٔ راه‌اندازی «شبکه ملی اطلاعات» یا همان «اینترنت ملی» نیز آغاز شد.

هرچند «شبکه ملی اطلاعات» با هدف استقلال شبکه داخلی از شبکه جهانی طراحی و توسعه پیدا کرده‌ و اولویت اول آن سانسور اینترنت و فیلترینگ و سرکوب جریان آزاد اطلاعات است، اما «اشراف اطلاعاتی» هم از دیگر اولویت‌های قابل توجه در برنامه‌های کلان توسعه «شبکه ملی اطلاعات» است.

در سند «تبیین الزامات شبکه ملی اطلاعات» مصوب ۱۳۹۵ در شورای عالی فضای مجازی آمده‌است (بند ۴-۲ استقلال شبکه): «شبکه دارای حدود و مرزهای معین و مشخصی است که در حیطه‌ آن، تحقق اصول زیر ضروری است: ۱ـ امکان رصد، اشراف و اعمال انواع سیاست‌های‌ حاکمیتی در تمامی ابعاد و لایه‌های شبکه؛…».

این سند، در بند چهارم از محور چهارم، پیاده‌سازی امکان «رصد» را «برای تضمین کارایی» سایر خدمات شبکه الزامی می‌داند (پانویس ۲۶، صفحه ۱۳). اما محور «امنیت» بخش اصلی این سند است و بندهای زیادی از آن «غیرقابل انتشار» ذکر شده است.

واژه‌هایی مانند «تأمین اشراف اطلاعاتی و رصد» و نظایر این‌ها عناوینی کلی هستند که در سال‌های بعد در اسناد بالادستی تنها ردپای مختصری از آن‌ها دیده می‌شود.

در «طرح کلان و معماری شبکه ملی اطلاعات» دو هدف کلی در زمینه «اشراف اطلاعاتی» ذکر شده و در «سند راهبردی جمهوری اسلامی در فضای مجازی» یکی از اهداف کلان «دستيابی به اشراف کامل و بهنگام بر تحولات فضای مجازی داخلی و بین‌المللی» ذکر شده‌ است.

سامانهٔ اشراف بر فضای مجازی

هک سرورهای ایمیل معاونت فضای مجازی دادستانی کل کشور که پس از جنبش «زن زندگی آزادی» رخ داد، مدارکی را آشکار کرد که برای اولین بار از وجود سامانه‌ای با نام «اشراف» در وزارت ارتباطات پرده برمی‌داشت.

پیش از آن نگاهی بیندازیم به «طرح کلان و معماری شبکه ملی اطلاعات» که اساسی‌ترین چشم‌انداز «اینترنت ملی» و ارتباطات در جمهوری اسلامی است و مدل مفهومی فضای مجازی کشور و اهداف شبکه ملی اطلاعات را تشریح کرده است.

در بخش ۲-۲-۱ «اهداف عملیاتی شبکه ملی اطلاعات»، ۳۰ هدف برای شبکه ملی ذکر شده، اما در شرح هدف بیست‌وهشتم عبارت «غیر قابل انتشار» درج شده است.

در یکی از ایمیل‌های به‌دست آمده از حمله سایبری به دادستانی، فایلی با عنوان «پیش‌نویس آیین‌نامه بهره‌برداری از سامانه اشراف وزارت ارتباطات» ضمیمه شده از سوی کارگروه فیلتریگ برای مرکز ملی فضای مجازی ارسال شده‌ است.

در ماده ۱ این آیین‌نامه در تعریف «سامانه» چنین آمده است: «سامانه اشراف بر فضای مجازی موضوع بند ۲-۲-۱-۲۸ سند طرح کلان و معماری شبکه ملی اطلاعات مصوب شورای عالی فضای مجازی». یعنی همان بندی که جلوی آن در بخش اهداف «طرح کلان و معماری شبکه ملی اطلاعات» نوشته شده است «غیر قابل انتشار».

در این پیش‌نویس ذکر شده که هر نوع «داده ترافیکی از قبیل مبدأ و مقصد و تاریخ» ارتباطات و هر نوع «اطلاعات کاربر» در مواردی که «ظن قوی به کشف جرم…» وجود داشته باشد، با «اخذ دستور مقام قضایی» قابل ارائه به «متقاضی» است.

هرچند بند اصلی سامانه اشراف از «اهداف شبکه ملی اطلاعات» منتشر نشده‌، اما همین آیین‌نامه اجرایی هم جزئیاتی دارد که سطح این «اشراف اطلاعاتی» را آشکار می‌کند. برای مثال در ماده ۱ در توصیف متقاضیان استفاده از سامانه اشراف می‌نویسد:

«مقامات قضایی، ضابطان دادگستری (فرماندهان، افسران و درجه‌داران نیروی انتظامی که کارت ضابط دریافت نموده‌اند) که برای ایفای وظایف و اجرای مأموریت‌های خود درخصوص شناسایی مجرمین، کشف یا مقابله با جرایم سازمان‌یافته، جمع‌آوری ادله الکترونیکی و سایر وظایف قانونی به اطلاعات این سامانه نیاز دارند. کارکنان وزارت اطلاعات در کشف مفاسد کلان اقتصادی و کارکنان سپاه پاسداران در مأموریت‌های موضوع مواد ۲ تا ۵ اساسنامه سپاه پاسداران و بند ۲ ماده ۶ قانون تأسیس وزارت اطلاعات، ضابط قوه‌قضائیه محسوب می‌شوند.»

ماده ۲ اساسنامه سپاه مقابله با کسانی که علیه «نظام جمهوری اسلامی» و یا «علیه انقلاب اسلامی ایران» اقدام می‌کنند را نخستین مأموریت سپاه عنوان کرده است؛ یعنی مواردی که اصطلاحاً جرم امنیتی محسوب می‌شود. این موضوع، اهمیت «سامانه اشراف» در سیستم امنیتی جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.

اما تعجب‌برانگیزترین بخش این آیین‌نامه ماده ۴ آن است. حداقل در سطح پیش‌نویس این ماده طوری نوشته شده گویی که سیستم‌های ارتباطی در کنترل وزارت ارتباطات به «همهٔ» داده‌های مبادله‌شده در کشور اشراف دارند. در ماده ۴ پیش‌نویس چنین آمده:

«درخصوص استعلامات موردی دادهٔ ترافیک یا اطلاعات کاربران، متقاضی درخواست خود را با ذکر دلایل و قرائن مربوطه و اطلاعات پایه نظیر IP مبدأ یا مقصد، تاریخ، زمان، نوع خدمت، نشانی سایت مقصد، از طریق سامانه به مقام قضایی رسیدگی‌کننده به پرونده ارائه و در صورت موافقت مقام قضایی، دستور ارائه داده‌های موردنظر در اجرای ماده ۶۷۰ قانون از طریق سامانه ثبت شده و پاسخ به‌طور خودکار از سامانه دریافت و به متقاضی مربوطه ارائه می‌گردد.»

در ادامه، ماده ۵ این قانون برای جرائمی نظیر «اقدام علیه امنیت ملی» تسهیلاتی برای متقاضی در دریافت اطلاعات قايل شده‌ است. یکی دیگر از ضوابط فنی این سامانه «امکان تعامل با شبکه ملی عدالت و مرکز ملی داده‌های قوه قضائیه» ذکر شده است.

جزئیات فنی دیگری از سامانه «اشراف» یا قابلیت «اشراف بر فضای مجازی» در شبکه ملی اطلاعات در دسترس نیست، اما شواهد دیگری که پیش از این از سامانه‌های سیام، همتا، شاهکار، سپتام و… به‌دست آمده، نشان می‌دهد وزارت ارتباطات، بر بستر شبکه ملی اطلاعات، در حال توسعهٔ زیرساخت‌هایی است که بتواند امکان کامل شنود و کنترل شهروندان و نظارت بر اطلاعات و داده‌های ترافیکی ردوبدل‌شده بین آن‌ها در اینترنت را در اختیار نیروهای امنیتی بگذارد.

همچنین براساس ماده ۷۵ قانون برنامه هفتم توسعه، دولت (وزارت ارشاد) موظف است سامانه‌ای را توسعه دهد که امکان رصد سبک زندگی شهروندان را داشته باشد.

بر اساس این بند، «دستگاه‌های اجرایی و دارندگان پایگاه‌های دادهٔ موضوع این بند موظف‌اند نسبت به ارائه مستمر و جامع داده‌ها به این سامانه به صورت برخط (آنلاین) اقدام کنند.»

این اطلاعات و داده‌ها که شامل وضعیت زندگی، سلامت، عبور و مرور خودروهای شخصی و عمومی، وضعیت قضایی و حتی خریدهای اینترنتی و فعالیت‌های اداری شهروندان هم می‌شود، باید از داده‌های مرکز آمار ایران و اطلاعات کاربران در سکوهای داخلی به این سامانه ارائه شود.

No responses yet

Jan 31 2025

سارا خادم‌الشریعه در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی: از زنان ایران الهام گرفتم و حجاب اجباری را برداشتم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: شطرنج یک بازی است که بازیکن باید در لحظه، حرکت و تاکتیک حریفان خود را بررسی، تحلیل و تصمیم‌گیری کند؛ سارا خادم الشریعه به عنوان یک شطرنج‌باز حرفه‌ای در ۲۵ سالگی این کار را به خوبی انجام داد. او در زمان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در زمانی که در مسابقات قهرمانی جهان در قزاقستان حضور داشت، حجابش را برداشت و با زنان ایران همراه شد.

به گفته خودش این «کمترین کاری» بود که می‌توانست انجام دهد. این تصمیم منجر به مهاجرت او شد و الان هم در اسپانیا زندگی می‌کند. او در آخرین رقابت همراه تیم ملی شطرنج این کشور در مسابقات قهرمانی اروپا در بخش سرعت نایب‌قهرمان شد و در بخش برق‌آسا به رتبه چهاردهم رسید.

خانم خادم‌الشریعه نخستین شطرنج باز زن ایرانی است که علاوه بر کسب درجه استاد بزرگ زنان در ۱۸ سالگی توانست عنوان استاد بین‌المللی شطرنج را به‌دست آورد. عنوانی که پیش از آن، تنها توسط شطرنج بازان مرد ایران کسب شده بود.

سارا خادم الشریعه در اولین گفتگو با رسانه‌های فارسی زبان پس از خروج از ایران از چالش‌های دوران حضورش در تیم ملی ایران، تصمیم‌های سختش برای مهاجرت و تغییر پرچم و تأثیر جنبش «زن، زندگی، آزادی» بر مسیر زندگی‌اش گفت.

او به بی‌بی‌سی فارسی از امیدش برای روزی می‌گوید که بتواند دوباره به ایران بازگردد و به رشد شطرنج این کشور کمک کند.

تجربه تلخ رقابت با سایر ایرانی‌های مهاجر

سارا خادم الشریعه در مورد کسب مدال نقره از مسابقات قهرمانی اروپا می‌گوید: «مسابقات سطح بسیار خوبی داشت. اولین تجربه من با تیم ملی اسپانیا سال گذشته در مسابقات جام جهانی رقم خورد که متاسفانه نتایج خوبی نگرفتم. اما خوشحالم که در مسابقات قهرمانی اروپا توانستم آن را جبران کنم.»

«همچنین در المپیاد بوداپست برای اولین بار مدال گرفتم که اتفاق ویژه‌ای برایم بود. پیش از این، چندین بار با تیم ملی ایران در رقابت‌های المپیاد حضور داشتم، اما هرگز به مدال نرسیده بودم. خوشبختانه این بار با تیم اسپانیا توانستم مدال نقره کسب کنم. مسابقات قهرمانی اروپا هم برای من نوعی بازگشت به اوج بود، چراکه از کیفیت بازی‌هایم رضایت داشتم.»

در سال‌های اخیر شماری از برجسته‌ترین شطرنج‌بازهای ایرانی به دلایل مختلف کشور را ترک کرده‌اند و حالا با پرچم سایر کشورها مسابقه می‌دهند. علاوه بر سارا خادم‌الشریعه، علیرضا فیروزجا و میترا حجازی‌پور دیگر چهره‌های نامداری هستند که شطرنج ایران را ترک کرده‌اند.

سارا خادم الشریعه در مورد رقابت با هم‌تیمی‌های سابقش در مسابقات قهرمانی اروپا گفت: «در قهرمانی اروپا مقابل میترا حجازی‌پور از فرانسه بازی کردم و پیش از آن هم در رقابت‌های جهانی با آتوسا پورکاشیان که عضو تیم ملی آمریکا است، روبه‌رو شده بودم.»

توضیح تصویر، دیدار میترا حجازی‌پور (راست) از فرانسه با سارا خادم‌الشریعه از اسپانیا در مسابقات قهرمانی اروپا

«اما المپیاد بوداپست حس متفاوت‌تری داشت؛ چراکه علاوه بر میترا، غزل حکیمی‌فرد از سوئیس هم حضور داشت و بازی‌های تیمی اهمیت زیادی پیدا کرده بود. راستش هیچ‌وقت دلم نمی‌خواست ما مقابل هم قرار بگیریم، حتی زمانی که در ایران بودیم. اما ورزش چنین اقتضایی دارد و مسیر زندگی ما را به این سمت برده است.»

«بااین‌حال، همواره افسوس می‌خورم که چرا نتوانستیم در کنار هم برای کشور خودمان مسابقه دهیم و چرا شرایط به‌گونه‌ای شد که هرکدام از ما ناچار به ترک وطن و پیوستن به تیم‌های دیگر شدیم.»

او درباره افزایش مهاجرت شطرنج‌بازان و تاثیرات آن بر روی تیم ملی ایران هم می‌گوید: «متأسفانه این روند مهاجرت در میان شطرنج‌بازان بسیار زیاد شده است، اما این تنها به شطرنج محدود نمی‌شود. در بسیاری از زمینه‌ها، از پزشکان و مهندسان گرفته تا دانشجویان و پرستاران ، وقتی فرصتی برای مهاجرت پیدا می‌کنند، از آن استفاده می‌کنند.»

«بدون شک، این مهاجرت‌ها تأثیر قابل توجهی بر جایگاه شطرنج ایران می‌گذارد. اگر مقایسه کنید، زمانی که بازیکنانی مثل علیرضا فیروزجا، من، آتوسا پورکاشیان، میترا حجازی‌پور، غزل حکیمی‌فرد و دیگران در تیم ملی ایران بودند، جایگاه شطرنج ایران در سطح جهانی بسیار بالاتر بود. پر کردن این خلاها و کشف استعدادهایی در سطح علیرضا فیروزجا یا سایر بازیکنان برتر، زمان‌بر و بسیار دشوار است.»

توضیح تصویر، علیرضا فیروزجا یکی دیگر از شطرنج‌بازهای برجسته‌ای است که ایران را ترک کرده و الان برای فرانسه مسابقه می‌دهد

سارا خادم‌الشریعه پس از ترک ایران اعلام کرد که می‌خواهد همچنان با نام ایران در مسابقات شرکت کند. اما پس از مدتی تصمیمش تغییر کرد.

او درباره دلایل قبول کردن تابعیت اسپانیا به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «واقعیت این است که تغییر پرچم و کشور برای من تصمیم بسیار دشواری بود. نزدیک به چهار ماه در این مورد فکر کردم.»

«من اقامت اسپانیا را از طریق سرمایه‌گذاری گرفته بودم و ابتدا قصد داشتم به‌عنوان یک شطرنج‌باز مستقل در مسابقات شرکت کنم. اما این تصمیم محدودیت‌های زیادی برایم ایجاد می‌کرد، چون فقط می‌توانستم در رقابت‌های انفرادی حضور پیدا کنم و بسیاری از مسابقات تیمی و بین‌المللی را از دست می‌دادم.»

به این ترتیب هنگامی که پیشنهاد بازی زیر پرچم اسپانیا از راه رسید، خانم خادم‌الشریعه آن را پذیرفت، هرچند که می‌گوید این تصمیمی سخت برایش بوده است: «زمانی که پیشنهاد بازی برای تیم ملی اسپانیا را پذیرفتم، شهروندی افتخاری این کشور به من اعطا شد. این افتخار آخرین بار در سال ۱۹۹۷ به یک شطرنج‌باز استونیایی داده شده بود و برای من ارزش زیادی داشت. بااین‌حال، پذیرفتن این موضوع برایم از جنبه احساسی بسیار سخت بود، زیرا همیشه آرزو داشتم برای ایران و کشورم بازی کنم.»

«در ایران هم مشکل فقط عدم حمایت نبود؛ شرایط به‌گونه‌ای شده بود که حتی گاهی امکان شرکت در مسابقات هم برای ما فراهم نمی‌شد. از تیم ما دیگر کسی باقی نمانده بود و همین تنهایی و بی‌پشتیبانی تصمیم را برایم آسان‌تر کرد.»

« با وجود این، خودم را همچنان یک ایرانی می‌دانم و مطمئنم که بسیاری از مردم ایران نیز من را همچنان به‌عنوان یک ایرانی می‌بینند. امیدوارم هر زمان که در مسابقات موفق می‌شوم، آنها نیز خوشحال شوند، زیرا در نهایت من از ایران آمده‌ام و ریشه‌هایم را هیچ‌وقت فراموش نخواهم کرد.»

«حجاب اجباری باعث می‌شد احساس کنم خود واقعی‌ام نیستم»

توضیح تصویر، سارا خادم‌الشریعه: «پیش از این هم زمانی‌که در تورنمنت‌ها شرکت می‌کردم، تنها در صورت حضور دوربین‌ها حجابم را رعایت می‌کردم»

سارا خادم‌الشریعه جزو اولین ورزشکارانی بود که پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» با حجاب اختیاری در مسابقات قهرمانی جهان حاضر شد.

او درباره دلایل این تصمیم می‌گوید: «من پیش از این هم زمانی‌که در تورنمنت‌ها شرکت می‌کردم، تنها در صورت حضور دوربین‌ها حجابم را رعایت می‌کردم چون نماینده ایران بودم. حجاب اجباری باعث می‌شد احساس کنم خود واقعی‌ام نیستم و از این وضعیت ناراحت بودم. وقتی جنبش “زن، زندگی، آزادی” آغاز شد و زنان ایران آن‌گونه شجاعانه ایستادگی کردند، از آنها الهام گرفتم و شجاعت بیشتری پیدا کردم.»

«آنها به من درس بزرگی دادند و من هم حجاب اجباری را کنار گذاشتم. ترس داشتم اما احساس می‌کنم این کمترین کاری بود که می‌توانستم برای حمایت از زنان ایران انجام دهم.»

او در این سال‌ها به‌عنوان یکی از ورزشکارانی شناخته شده که همیشه نظرش را بدون در نظر گرفتن عواقب آن مطرح کرده است.

یکی از واکنش‌های او برای بازی نکردن علیرضا فیروزجا مقابل ورزشکار اسرائیلی و مهاجرت اوست: «بازی نکردن با اسرائیل همیشه برای ما مشکل‌ساز بود و جلوی پیشرفت را می‌گرفت اما من از تصمیم علیرضا برای مهاجرت حمایت کردم، چون او از مدت‌ها پیش ثابت کرده بود که پتانسیل قهرمان جهان شدن را دارد.»

«بعد از مهاجرت هم تا رتبه سوم رنکینگ جهانی پیش رفت که واقعاً دستاورد بزرگی است. ای‌کاش این موفقیت‌ها برای ایران رقم می‌خورد. اولین مدالی که علیرضا گرفت، تحت پرچم فدراسیون جهانی بود و این موضوع برایم بسیار تلخ بود و واکنش نشان دادم. بعد از آن، ممنوع‌الخروج شدم و در فرودگاه پاسپورتم را گرفتند.»

خانم خادم‌الشریعه پس از این اتفاق تصمیم به خداحافظی از تیم ملی گرفت، هرچند که می‌گوید دلیل اصلی تصمیمش شلیک به هواپیمای اوکراینی بود: «چند اتفاق هم‌زمان در آن دوره مرا به این تصمیم رساند، اما دلیل اصلی‌ام شلیک به هواپیمای اوکراینی بود. آن حادثه بسیار تلخ بود و قلب تمام مردم ایران ازجمله من، شکست.

«بعد از آن اتفاق، احساس کردم دیگر نمی‌توانم برای تیم ملی ایران بازی کنم. به همین دلیل از تیم ملی خداحافظی کردم و برای مدتی حتی شطرنج را کنار گذاشتم.»

او درباره بی‌توجهی‌ها در ایران هم می‌گوید: «بزرگ‌ترین چیزی که همیشه من را آزرده می‌کرد، بی‌توجهی به نتایج و دستاوردهای ما بود. موفقیت‌های‌مان، حتی اگر بزرگ و تأثیرگذار بودند، آن‌طور که باید دیده و تقدیر نمی‌شدند. در عوض، کوچک‌ترین مسائل حاشیه‌ای، مثلا اگر روسری‌مان کمی عقب می‌رفت و بخشی از موهای‌مان پیدا می‌شد، به مهم‌ترین موضوع تبدیل می‌شد و تمام تلاش‌ها و موفقیت‌های‌مان را تحت‌الشعاع قرار می‌داد.»

«این نگاه محدودکننده نه‌تنها در ورزش بلکه در بسیاری از حوزه‌ها دیده می‌شد و باعث می‌شد احساس کنیم که زحمات و تلاش‌هایمان نادیده گرفته می‌شود. این رفتارها نه‌تنها انگیزه را از بین می‌برد، بلکه برای‌مان یادآور این بود که چقدر مسیر پیشرفت می‌تواند پر از مانع‌های غیرمنصفانه باشد.»

در ایران، ورزش زنان و ورزشکاران زن چندان مورد توجه قرار نمی‌گرفتند و رسانه‌ها کمتر به آنها می‌پرداختند، اما در اروپا عکس سارا خادم‌الشریعه روی جلد مجله ووگ هم منتشر شده است.

او در این‌باره به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «هیچ‌وقت گلایه‌ای نکردم، چون می‌دانستم در ایران رسانه‌ها به دلیل چارچوب‌ها و محدودیت‌ها مجبور بودند کمتر به ورزش زنان بپردازند. با این حال، همیشه اذیت می‌شدم که مسائل حاشیه‌ای برای رسانه‌ها از نتایجی که ما می‌گرفتیم، مهم‌تر بود.»

«اما در اسپانیا، شرایط کاملاً متفاوت است. اینجا به زنان در ورزش و سایر زمینه‌ها اهمیت زیادی داده می‌شود و حتی در برخی قوانین، زنان جایگاه بالاتری نسبت به مردان دارند. این تفاوت را در برخوردها و رفتارهای جامعه اسپانیا به‌وضوح حس کرده‌ام و برایم ارزشمند است که توانسته‌ام این نگاه متفاوت را تجربه کنم.»s

«در فضایی آرام‌تر به مسیر حرفه‌ای‌ام ادامه می‌دهم»

سارا خادم‌الشریعه در این مدت با مقام‌های اسپانیایی از جمله نخست‌وزیر این کشور، شهردار مادرید و رئیس باشگاه رئال مادرید ملاقات‌ کرده است.

او گفت: «یکی از بزرگ‌ترین شوک‌هایی که در اسپانیا به من وارد شد، رفتار دوستانه و محترمانه مسئولان بود. پیش‌تر، به دلیل تجربه‌هایی که در ایران داشتم، فکر می‌کردم سیاست‌مدارها آدم‌های خشک و جدی هستند، اما اینجا با احترام و مهربانی رفتار می‌کنند. درباره ایران هم آگاهی خوبی دارند و رفتار زنان ایرانی را تحسین می‌کنند.»

یک تجربه جالب، دیدار من با شهردار مادرید در روز جهانی زن بود. به دلیل ترافیک ناشی از تظاهرات، دیر رسیدم و فکر می‌کردم او از من ناراحت است اما برعکس، وقتی رسیدم از من عذرخواهی کرد و گفت: «اینجا شهر من است و اگر شما در ترافیک مانده اید تقصیر من بوده و باید برای آن فکری کنیم. این نوع برخورد که نشان‌دهنده احترام و ارزش‌گذاری بود، برای من بسیار تأثیرگذار بود.»

توضیح تصویر، سارا خادم‌الشریعه در کنار خوزه لوئیس مارتینز آلمیدا، شهردار مادرید

خادم‌الشریعه در مورد آینده‌ای که برای خود ترسیم کرده، می‌گوید: «در این مدت تمام تلاشم را کرده‌ام که به مسیر حرفه‌ای شطرنج خودم بازگردم. هدفم این است که در فضایی آرام‌تر و بدون حواشی به فعالیت‌هایم ادامه دهم.»

«در مسابقات قهرمانی جهان در آمریکا که ما حضور داشتیم از ایران هیچ‌کس بخاطر مشکلات ویزا نتوانسته بود بیاید و مشکلات این‌چنینی همیشه ما را از مسابقات دور می‌کرد. اکنون، بدون چنین دغدغه‌هایی، می‌توانم تمام تمرکزم را روی موفقیت در شطرنج بگذارم و امیدوارم در این مسیر بهترین عملکردم را ارائه کنم.»

گرچه این شطرنج‌باز برجسته اکنون با ملیتی متفاوت در مسابقات شرکت می‌کند، اما آنچه در او تغییر نکرده است، عشق به ایران است و آروز برای این که بتواند به پیشرفت شطرنج در زادگاه‌اش کمک کند

او گفت: «همچنان خودم را یک ایرانی می‌دانم، چون بیشتر پیام‌ها و دنبال‌کننده‌هایم از ایران هستند. از گذشته آرزو داشتم که پس از پایان دوران حرفه‌ای شطرنج، یک آکادمی راه‌اندازی کنم تا به پیشرفت شطرنج ایران کمک کنم. اما متأسفانه شرایط فعلی اجازه چنین کاری را نمی‌دهد.»

«بااین‌حال، امیدوارم در آینده تغییراتی رخ دهد. مطمئنا اگر تغییراتی صورت بگیرد، در زمینه‌های مختلف آدم‌های زیادی هستند که می‌خواهند دانش‌شان را در اختیار بقیه بگذارند تا ایران پیشرفت کند. اگر چنین تغییری رخ دهد، من هم دوست دارم با نام ایران در مسابقات شرکت کنم و سهمی در رشد شطرنج داشته باشم.»

No responses yet

Jan 22 2025

رسانه‌های حکومتی مدعی «تعویق» اجرای حکم اعدام پخشان عزیزی شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: همزمان با انتشار تصاویر و گزارش‌های مختلف از اعتصاب کسبه در شهرهای کردنشین، خبرگزاری حکومتی تسنیم نزدیک به سپاه پاسداران، چهارشنبه ۳ بهمن، مدعی شد که اجرای حکم پخشان عزیزی، فعال کرد و مددکار اجتماعی به تعویق افتاده است.

این رسانه نزدیک سپاه پاسداران خبر داد که «حسب اخبار واصله از منابع آگاه از شورای امنیت کشور (شاک) به خبرنگار تسنیم، اجرای حکم پخشان عزیزی به تعویق افتاد.»

اعلام این خبر از قول منابع آگاه «شورای امنیت» جمهوری اسلامی همزمان با روزهای نخست آغاز به کار دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالت متحده، است.

این در حالی است که امروز گزارش‌هایی از اعتصاب کسبه در سنندج در اعتراض به صدور احکام اعدام منتشر شد.

خانم عزیزی روز دوم مرداد سال جاری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست ایمان افشاری با اتهام «بغی، از طریق عضویت در جمعیت‌های معارض کشور» به اعدام و چهار سال زندان محکوم شده بود. او در تابستان سال گذشته به دست نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران در تهران بازداشت شده بود.

در نخستین واکنش ها، کانال صنفی معلمان ایران و شورای بازنشستگان ایران اعلام کردند که «اعتراضات گسترده داخلی و بین المللی و عزم و اراده مردم کردستان برای اعتصاب عمومی در اعتراض به حکم اعدام پخشان عزیزی و وریشه مرادی تا به همینجا منجر به تعویق اجرای حکم اعدام پخشان شده است.»

معاون نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران روز سه‌شنبه ۲۵ دی خواستار لغو حکم اعدام پخشان عزیزی، فعال کرد و مددکار اجتماعی، شد.

آبرام پیلی در پیامی در شبکه اجتماعی «ایکس» گفت که آمریکا از حکومت ایران می‌خواهد که پس از «محاکمه ساختگی» پخشان عزیزی، حکم اعدام امدادگر او را لغو کند.

پیلی تاکید کرده است «رژیم ایران» باید هدف قرار دادن اقلیت‌های کرد و استفاده از مجازات اعدام برای خاموش کردن مخالفت‌های مسالمت‌آمیز را متوقف کند.

گروهی از کارشناسان سازمان ملل متحد نیز در بیانیه‌ای در روز سه‌شنبه ۲۵ دی نگرانی عمیق خود را از تایید حکم اعدام پخشان عزیزی از سوی دیوان عالی کشور جمهوری اسلامی ایران ابراز داشتند.

به گزارش وب‌سایت شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، آنها نوشتند: «اتهامات علیه خانم پخشان عزیزی در حد جدی‌ترین جرایم که طبق قوانین بین‌المللی برای صدور حکم اعدام لازم است، نیست» و تاکید کردند که «حکم اعدام وی نقض جدی قوانین بین‌المللی حقوق بشر محسوب می‌شود.»

تائید حکم اعدام پخشان عزیزی، فعال کرد و مددکار اجتماعی، با انتقادهای گسترده داخلی و بین‌المللی مواجه شده است.

ایالات متحده، دهها تشکل حقوق بشری، زندانیان سیاسی، سازمان عفو بین‌الملل و گروهی از کارشناسان سازمان ملل متحد از جمله معترضان به این حکم به شمار می‌روند.

No responses yet

Jan 11 2025

لوموند : رژیم تضعیف شدۀ ایران در کشاکش معامله یا رویارویی با دونالد ترامپ

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنگ,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفرانسه: آلن فراشون، ستون نویس روزنامۀ لوموند، با اشاره به تحولات خاورمیانه طی ماه‌های گذشته، نوشته است که در سوریه ترکیه جای روسیه و جمهوری اسلامی ایران را گرفته است، در حالی که حکومت تهران، حزب‌الله و سازمان حماس متحل شکست‌های سنگینی در مقابل اسرائیل شده‌اند.

مقاله نویس لوموند سپس افزوده است که سیمای خاورمیانه با برندگان و بازندگان جدید آن در حال دگرگونی است و در این بین رژیم دیکتاتوری اسلامی تهران پس از تحمل شکست‌های سنگین در منطقه دورۀ انتقالی دشوار و در عین حال راهبردی را پیش رو دارد. به نوشتۀ لوموند در حالی که رهبر ٨٥ سالۀ جمهوری اسلامی از سرطان رنج می برد، رژیم اسلامی تهران سه متحد راهبردی خود در خاورمیانه (رژیم اسد، حزب‌الله و حماس) را از دست داده است و سقوط اسد بعضاً نتیجۀ معاملۀ پوتین بر سر جنگ اوکراین بوده است.

با این شکست‌ها، به نوشتۀ مقاله‌نویس لوموند، چیزی از آنچه که رژیم ایران “محور مقاومت” می نامید باقی نمانده است. به نوشتۀ آلن فراشون :  حقیقت امر این است که این “محور” که نقشی ویرانگر برای مردمان فلسطین، لبنان و سوریه داشته، هدفی جز صیانت از رژیم ایران و برنامۀ اتمی آن نداشته است.

به نوشتۀ ستون‌نویس لوموند، رهبران جمهوری اسلامی اکنون متوجۀ ضعف خود شده‌اند. در تهران عده‌ای از مقامات حکومت اسلامی بیش از پیش بر ضرورت هر چه سریعتر دستیابی به سلاح اتمی تأکید می‌ورزند، در حالی که برنامۀ اتمی رژیم ملایان تهران به نقطه بی بازگشت نزدیک می‌شود. به نوشتۀ لوموند در این اثناء در اسرائیل کم نیستند کسانی که بر این باورند که فرصت برای بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران بیش از هر زمان مناسب است. برای چنین منظوری بنیامین نتانیاهو منتظر ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید در بیستم ژانویه است. اما، به نوشتۀ لوموند، ترامپ، این “خدای معامله”، ممکن است برعکس به دلیل ضعف رژیم ایران فرصت را برای ازسرگیری مذاکره و معامله با رژیم تهران مناسب تشخیص بدهد.

برنارد هورکد، پژوهشگر فرانسوی مسائل ایران، در مطلبی جداگانه در نشریۀ l’Orient XXI نوشته است که شکست بی نبرد سپاه پاسداران در سوریه مرحلۀ تعیین‌کننده و مهمی در روند تضعیف جمهوری اسلامی ایران بوده است. با شکست و تضعیف جمهوری اسلامی، از این پس، به گفتۀ پژوهشگر فرانسوی، راه برای هر امکانی اعم از بدترین یا بهترین آن، باز شده است.

از نظر پژوهشگر فرانسوی پیش از شکست‌های راهبردی جمهوری اسلامی در خاورمیانه، رژیم اسلامی تهران از زمان ابراهیم رئیسی و سپس بعد از روی کار آمدن مسعود پزشکیان با حمایت علی خامنه‌ای آمادۀ مذاکره و معامله با آمریکا بوده است.

برنارد هورکد نوشته است که از نظر دونالد ترامپ و شرکت‌های آمریکایی ایران با ذخایر بزرگ نفتی و نود میلیون مصرف‌کنندۀ ساکن آن می‌تواند به عرصۀ اقتصادی مهم و ابزار مقابله با بلندپروازی‌های چین تبدیل شود.       

No responses yet

Dec 29 2024

دو فدراسیون روزنامه‌نگاران: حکومت ایران سسیلیا سالا را فورا آزاد کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,سانسور,سیاسی

سسیلیا سالا خبرنگار روزنامه ایتالیایی «ال فوگلیو» است و پادکستی با عنوان «داستان‌ها» را اداره می‌کند.

صدای آمریکا: فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران و فدراسیون ملی مطبوعات ایتالیا روز شنبه هشتم دی از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواستند تا سسیلیا سالا، روزنامه‌نگار بازداشت شده ایتالیایی، را فورا و بدون قید و شرط آزاد کنند.

به گزارش کانال تلگرامی فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، خانم سالا، روزنامه‌نگار ۲۹ ساله ایتالیایی، روز ۲۹ آذر به دست پلیس در شهر تهران بازداشت شد و بر اساس گزارش‌‌ها در زندان اوین درتهران زندانی است.

مقامات جمهوری اسلامی ایران تاکنون در مورد بازداشت و اتهامات این روزنامه‌نگار اظهارنظر نکرده‌اند. وزارت خارجه ایتالیا نیز روز جمعه هفتم دی با انتشار بیانیه‌ای از بازداشت این روزنامه‌نگار خبر داد.

آنتونی بلانگر، دبیرکل فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، گفت: «ما تاکتیک‌های ایران در زندانی کردن روزنامه‌نگاران خارجی برای دستیابی به اهداف خود را محکوم می‌کنیم» و اضافه کرد: «همکار ایتالیایی ما، سسیلیا سالا، که برای فعالیت رسانه‌ای در ایران حضور داشت، آخرین قربانی این عمل شوم است.»

آقای بلانگر افزود: «ما از جامعه بین‌المللی می‌خواهیم فشار بیشتری بر مقامات ایرانی برای آزادی فوری این روزنامه‌نگار وارد کنند.»

خانم سالا، خبرنگار روزنامه ایتالیایی «ال فوگلیو» است و پادکستی با عنوان «داستان‌ها» را اداره می‌کند.

روزنامه ال فوگلیو با صدور بیانیه‌ای خواستار آزادی سسیلیا سالا از سوی مقامات حکومت ایران شد و تأکید کرد که خبرنگاری جرم نیست.

این روزنامه گزارش داد که وی با ویزای خبرنگاری از رم عازم ایران شده بود و قرار بود در روز ۳۰ آذر به ایتالیا بازگردد، اما او هیچ‌گاه به پرواز برگشت خود نرسید.

No responses yet

Dec 27 2024

نویمن: حکومت ایران از هوش مصنوعی برای سرکوب مخالفان استفاده می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

صدای آمریکا: هانا نویمن، رئیس بخش امور ایران در پارلمان اروپا، روز جمعه هفتم دی در شبکه اجتماعی «ایکس» با اشاره به استفاده حکومت ایران از هوش مصنوعی برای سرکوب مخالفان نوشت که این فناوری‌ها به ابزاری قدرتمند برای کنترل و محدود کردن آزادی‌های فردی توسط جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.

خانم نویمن پس از پرداختن به این موضوع که حکومت ایران چگونه از هوش مصنوعی در زمینه‌های مختلفی همچون تشخیص چهره، نظارت آنلاین و پیش‌بینی اعتراضات استفاده می‌کند، افزود: یکی از موارد مهم، استفاده از دوربین‌های مجهز به فناوری تشخیص چهره برای شناسایی زنان مخالف حجاب اجباری است.

به گفته او، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از این فناوری‌ها برای ارسال هشدارها و هدف قرار دادن زنان مخالف حجاب اجباری در فضاهای عمومی بهره می‌برد.

رئیس بخش امور ایران در پارلمان اروپا همچنین به استفاده جمهوری اسلامی از شبکه ملی اطلاعات اشاره کرد که بر اساس آن، شهروندان ایران از اینترنت جهانی جدا می‌شوند و محتوای انتقادی از رژیم از طریق الگوریتم‌های هوش مصنوعی شناسایی و سانسور می‌شود.

هانا نویمن همچنین به همکاری جمهوری اسلامی ایران با شرکت تیاندی چین اشاره کرد که ابزارهای نظارتی پیشرفته‌ای همچون سیستم‌های تشخیص چهره و فناوری‌های شناسایی «هویت افراد» را در اختیار رژیم ایران قرار می‌دهد.

وی تاکید کرد که این فناوری‌ها امکان پرونده سازی، بازداشت و همچنین سرکوب مخالفان رژیم در فضای مجازی را فراهم می‌کنند.

رئیس بخش امور ایران در پارلمان اروپا از اتحادیه اروپا خواست تا با اعمال کنترل‌های سختگیرانه‌تر بر صادرات فناوری‌های اتحادیه اروپا به ایران، به‌ویژه در زمینه‌های نظارتی و هوش مصنوعی، از سوءاستفاده جمهوری اسلامی ایران برای سرکوب مخالفان جلوگیری کند.

خانم نویمن در پایان تأکید کرد که فناوری باید از آزادی‌ها دفاع کند و نه این که به آنها حمله کند.

او پیشتر بارها از سیاست های جمهوری اسلامی ایران انتقاد کرده است.

هانا نویمن روز سوم آبان در سخنرانی خود در پارلمان اروپا گفت که هر کشور به صادرات یک چیز مشغول است و «رژیم ایران ترور و سرکوب صادر می‌کند.»

No responses yet

Dec 22 2024

قانون «حجاب و عفاف»؛ از هشدار برای اجرا تا مسکوت ماندن به‌ناچار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

تهران، ۲۲ آذر ۱۴۰۳

رادیوفردا: قانون موسوم به «حجاب و عفاف» بعد از دو سال رفت‌وآمد و کشمکش در مجلس و شورای نگهبان، سرانجام مهرماه امسال تأیید شد و رئیس مجلس شورای اسلامی هم هفتهٔ اول آذرماه اعلام کرد که این قانون از ۲۳ آذرماه به رئیس‌جمهور ابلاغ می‌شود تا آن را امضا و برای اجرا ابلاغ کند.

طبق قانون مدنی، رئیس‌جمهور باید طی پنج روز قانون ابلاغ‌شده از طرف مجلس را امضا و برای اجرا ابلاغ کند؛ یعنی مسعود پزشکیان به‌عنوان رئیس‌جمهور تا ۲۸ آذر باید آن را امضا و ابلاغ می‌کرد.

این دو سال و این روزهای آذرماه آمدند و رفتند و سرانجام فقط از «تعویق» و مسکوت ماندن این قانون با تصمیم شورای عالی امنیت ملی کشور خبر منتشر شد. ماجرا از کجا شروع شد و چگونه نهایتاً چاره‌ای جز مسکوت گذاشتن آن تا اطلاع ثانوی باقی نماند؟

شروع ماجرا

روز ۱۰ آذرماه ۱۴۰۳، جزئیات این قانون که عنوان کامل و رسمی آن «قانون حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» است، پس از تأیید شورای نگهبان منتشر شد. برجسته‌ترین بخش این قانون، جرائم مالی سنگینی بود که وضع شده بود؛ به‌طوری‌که بسیاری آن را محملی برای کسب درآمد دولت هم توصیف کردند.

تهیه و تنظیم قانون «عفاف و حجاب» به سال ۱۴۰۲ بازمی‌گردد.

پس از جان باختن مهسا (ژینا) امینی در ابتدای پاییز سال ۱۴۰۱ در بازداشتگاه گشت ارشاد، اعتراضات گسترده‌ای سراسر کشور را درنوردید که اعتراضات «زن زندگی آزادی» نام گرفت.

در پی این اعتراضات که به‌شدت هم سرکوب شد و کشته‌های بسیاری هم بر جا گذاشت، زنان ایران به‌خصوص نسل جوان با حجاب اختیاری در اماکن عمومی حاضر می‌شدند. همزمان با این رویدادها ون‌های موسوم به گشت ارشاد هم از خیابان‌ها جمع‌آوری شد.

اما سرکوب اعتراضات خیابانی که پایان گرفت، پای تدوین قانون حجاب و عفاف به میان آمد.

این لایحه را ابتدا قوه قضائیه در ۹ ماده تهیه و ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ به دولت ابراهیم رئیسی ارسال کرد. هیئت دولت هم آن را به ۱۵ ماده افزایش داد و در ۲۷ اردیبهشت آن را تصویب کرد و به مجلس شورای اسلامی فرستاد.

در مجلس، کمیسیون قضایی و حقوقی لایحه را به ۷۱ ماده گسترش داد و نهایتاً اجرای آزمایشی سه‌سالهٔ آن را تصویب کرد. اما شورای نگهبان هر بار لایحهٔ مجلس را برای اصلاح جزئیاتی از آن رد می‌کرد تا سرانجام اوائل مهرماه امسال اعلام شد در شورای نگهبان هم تصویب و به مجلس فرستاده شده است.

«ابلاغ نکن»

هم‌زمان با انتشار جزئیات این قانون، موافقان و مخالفان در صفوف جداگانه‌ای مقابل هم قرار گرفتند. به‌جز واکنش‌های گستردهٔ عموم مردم که وعده‌های انتخاباتی پزشکیان درخصوص اختیار در حجاب را یادآوری می‌کردند، رسانه‌ها مبالغ جریمه‌های ذکرشده در قانون را محاسبه می‌کردند.

روزنامهٔ اعتماد در گزارشی محاسبه کرد که «طبق مادهٔ ۵۰ قانون عفاف و حجاب، زنانی که در انظار عمومی اعم از فضای حقیقی یا مجازی کشف حجاب کنند، در مرتبهٔ اول حدود ۵ میلیون تومان و در مراتب بعدی حدود ۱۶۵ میلیون تومان جریمه می‌شوند».

پیش از آن نیز جریمه‌هایی برای زنانی که خودرویشان توقیف می‌شد، اعم از مالی یا محرومیت‌های اجتماعی یا کار در غسالخانه، وضع شده بود.

هم‌زمان در شبکه‌های اجتماعی هشتگ «ابلاغ نکن» خطاب به پزشکیان راه افتاد. تعدادی از زنان نیز تصاویر بدون حجاب خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند تا اعلام کنند که اگر قرار است جدال حکومت علیه آنان و آزادی زنان ادامه پیدا کند، آنها پیش از ابلاغ قانون آماده‌اند.

ساز مخالف دولت

مسعود پزشکیان در تبیلغات انتخاباتی خود به‌صراحت در مورد گشت ارشاد و انتخاب حجاب موضع‌گیری کرده بود، اما شعارهای انتخاباتی در جمهوری اسلامی، اغلب پس از انتخابات تاریخ مصرف‌شان تمام می‌شود.

چنان‌که ابراهیم رئیسی هم ادعا می‌کرد با موضوع گشت ارشاد مخالف است، اما آخرین فردی که به همین دلیل جان باخت، آرمیتا گراوند بود؛ یک نوجوان دبیرستانی که سال گذشته گزارش شد پس از برخورد مأموران حجاب با او در مترو جان خود را از دست داده است.

با این اوصاف، دولت پزشکیان پس از اعلام رئیس مجلس برای ابلاغ قانون، موضع‌گیری کرد. دستیار رئیس‌جمهور در امور «پیگیری حقوق و آزادی‌های اجتماعی»، این قانون را «غیرعملی» خواند.

محمدباقر قالیباف اعلام کرده بود که قانون برای اجرا ابلاغ خواهد شد و طبق قوانین جمهوری اسلامی، عدم امضا و موافقت رئیس‌جمهوری تأثیری در اجرای قانون نخواهد داشت.

در شرایطی که فضای عمومی چندان به نفع پزشکیان نبود و شعار انتخاباتی او که «فرق می‌کند چه کسی رئیس‌جمهور باشد»، دستاویزی شده بود برای تحقیر کسانی که در انتخابات به او رأی داده بودند، پزشکیان موضع‌گیری کرد، اما صراحت و قاطعیت نداشت.

او در ۱۲ آذر در مصاحبه‌ای تلویزیونی اعلام کرد که این قانون «از نظر اجرایی خیلی ابهام» دارد و افزود: «می‌خواهیم یک چیزی را درست کنیم، ممکن است با مداخله بدتر شود… از نظر من که باید اجرا کنم، خیلی از مسائل در این قانون جای سؤال دارد.»

سؤالات او بیشتر به موضوع مجریان بازمی‌گشت، درحالی‌که خواستهٔ بخشی از زنان، آزادی در انتخاب پوشش بود. البته آقای پزشکیان در جایی هم اشاره کرد که «می‌خواستند در ابتدای دولت من این قانون را اجرا کنند».

او با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه می‌داند که انبار باروت، تاب جرقه ندارد؛ آن‌ هم در روزهایی که هم دلار رکورد تاریخی بالاتر از ۷۰ هزار تومان را رد کرده بود و هم وضعیت برق به روزهای جنگ ایران و عراق در دهه شصت برگشته و آلودگی شدید هوا هم مزید بر علت شده و وضعیت گاز هم چندان مناسب نیست.

ظاهراً او نمی‌خواست خود را در مخمصهٔ بزرگی بیندازد، چراکه در نهایت مجری قانون محسوب می‌شود و عواقب اجرای قانون گریبان‌گیر دولت او می‌شد.

کانون‌ها علیه قانون عفاف و حجاب

با انتشار جزئیات قانون حجاب و عفاف، نمایندگانی از جمله امیرحسین بانکی‌پور، نمایندهٔ مجلس که در طراحی لایحهٔ قانون حجاب و عفاف نقش پررنگی داشت، آن را فرهنگی و اقتصادی خواند.

او به‌درستی اشاره کرد که این قانون محلی برای کسب درآمد است. تنها خبر خوش او این بود که گشت‌های ارشاد جمع خواهد شد و در مقابل، دوربین‌ها چهره‌ها را شناسایی خواهند کرد. این بدان معنا است که شهروندان در همه‌جا تحت نظارت و رصد هستند.

قالیباف نیز معتقد بود که در این قانون نقش دستگاه‌های مختلف مشخص شده و تنها فراجا نقش نخواهد داشت. او پیش‌تر فرماندهی نیروی انتظامی را بر عهده داشته و شاید ترجیح می‌داد همهٔ فشار بر دوش نیروی انتظامی نباشد و در حوادث مشابه دیگر نهادها هم حضور داشته باشند.

در مقابل این موافقان، گروه‌های پرشماری از روزنامه‌نگاران، معلمان، سینماگران، جامعه‌شناسان و کانون نویسندگان ایران، با انتشار بیانیه‌های جداگانه، به این قانون اعتراض کردند و خواستار عدم ابلاغ آن شدند.

جمعی از جامعه‌شناسان این قانون را «شبه‌قانون» توصیف کردند و آن را دخالت آشکار در زندگی شخصی افراد و محدود کردن حقوق شهروندی، به‌ویژه زنان، دانستند که موجب ایجاد تبعیض و ناامنی در جامعه می‌شود.

این جامعه‌شناسان همچنین هشدار دادند که اجرای این قانون، به «ترویج خشونت و ناامنی اجتماعی» منجر خواهد شد.

هراس از «تبعات اجتماعی»

محمدباقر قالیباف گفته بود که ۲۳ آذرماه قانون عفاف و حجاب را ابلاغ می‌کند، اما ۲۳ آذرماه گذشت و هیچ قانونی ابلاغ نشد.

روز ۲۷ آذرماه و یک هفته پس از تاریخ تعیینی قالیباف، شهرام دبیری، معاون امور مجلس رئیس‌جمهور، اعلام کرد که پیشنهاد شده این قانون از طریق جلسهٔ سران قوا یا شورای عالی امنیت ملی بررسی و متوقف شود. او همچنین اذعان کرد که «شرایط فعلی کشور برای اجرای قانون فراهم نیست».

دبیری موضوع دیگری را هم مطرح کرد و آن «اصلاحیهٔ قانون حجاب» است که توسط مجلس و رئیس مجلس پیشنهاد شده بود. او گفت دولت تصمیم گرفته آن را نیز ابلاغ نکند.

به نظر می‌رسد مذاکراتی میان مجلس و قوهٔ مجریه انجام شده بود و مجلس درخواست «لایحهٔ اصلاحی» از دولت کرده بود. حتی سیامک ره‌پیک، قائم‌مقام دبیر شورای نگهبان، به خبرآنلاین گفته بود که «می‌توان مصوبه‌ای را از طریق طرح یا لایحه اصلاح کرد. منظور این است که روش‌های قانونی موجود است و خیلی امر پیچیده‌ای نیست.»

شورای نگهبان و مجلس پس از تصویب قانون، یک‌باره نرمش به خرج دادند و حاضر شدند صدای دولت را که در قامت مخالف ظاهر شده بود، بشنوند. اما دولت هر دو را بی‌جواب گذاشت و ترجیح داد با مداخلهٔ شورای عالی امنیت ملی کشور اجرای قانون متوقف شود.

در واقع، با وجود این‌که بخشی از بدنهٔ حکومت همچنان به‌دنبال اجرای قانون عفاف و حجاب ولو با اصلاحاتی بود، اما دولت، با توجه به چالش‌های بی‌شمار اقتصادی و سیاسی و اجتماعی که با آن درگیر است، در پی توقف و تعویق آن بود.

علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور، از این تصمیم بسیار راضی به نظر می‌رسید و در شبکهٔ اجتماعی ایکس نوشت: «سپاس از رئیس‌جمهور که اجرای این قانون را با توجه به تبعات اجتماعی آن در دستور کار شورای امنیت ملی قرار داد.»

توقف اجرای این قانون به‌طور رسمی اعلام نشد، اما دو نمایندهٔ مجلس ۲۴ آذرماه گفتند که ابلاغ قانون، براساس تصمیم شورای‌ عالی امنیت ملی کشور، «فعلاً» به تعویق افتاده است.

پس از آن، یادداشت تندی که روزنامهٔ کیهان ۲۸ آذرماه علیه این تصمیم منتشر کرد، در واقع تأیید خبر تعویق ابلاغ و اجرای قانون حجاب و عفاف بود.

به این ترتیب، قانون موسوم به «عفاف و حجاب» که بر پایهٔ کسب درآمد از جریمه‌های سنگین و تشویق و ترغیب مردم به اعلام گزارش بی‌حجابی از یکدیگر بنا شده بود، «فعلاً» قرار است مسکوت باقی بماند.

اعتراضات خیابانی و گستردهٔ «زن زندگی آزادی» به‌شدت سرکوب شد، اما تأثیرات و پیامدهای این جنبش، کم یا زیاد و به‌شکل‌های گوناگون، همچنان در جامعه و رفتار حکومت دیده می‌شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .