اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'مذهب'

Mar 03 2022

مقام ارشد سپاه: تکذیب ارتباط با نویسنده اسرائیلی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,امنیتی,سپاه,سیاسی,مذهب

عصرایران: مدیر مسئول نشریه صبح صادق تصریح کرد : با صراحت اعلام می کنم اساسا بنده نه ایشان را می‌شناسم و نه دیده‌ام، لذا مطالب منتشر شده در این خصوص را قویاً تکذیب می‌کنم.

سردار جوانی مقام ارشد سپاه و مدیر مسئول نشریه صبح صادق (از نشریات زیرمجموعه سپاه) ارتباط و آشنایی با نویسنده اسرائیلی را تکذیب کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس؛ در پی انتشار برخی مطالب در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی پیرامون ادعای کاترین شکدم نویسنده اسرائیلی در زمینه ارتباط با مدیر مسئول نشریه صبح صادق و ارتباط گیری او با رسانه‌های دیگر از طریق وی، سردار یدالله جوانی در پاسخ به سوالی در این باره گفت: ادعای مطرح شده توسط برخی افراد در فضای مجازی مبنی بر ارتباط نویسنده اسرائیلی با اینجانب از طریق خبرنگار تهران تایمز و یا هر طریق دیگر و سپس معرفی وی به برخی سایت ها و رسانه ها کذب و دروغ محض است.
به کانال عصر ایران در تلگرام بپیوندید

مدیر مسئول نشریه صبح صادق تصریح کرد : با صراحت اعلام می کنم اساسا بنده نه ایشان را می‌شناسم و نه دیده‌ام، لذا مطالب منتشر شده در این خصوص را قویاً تکذیب می‌کنم.

اشاره:

“کاترین پرز شکدم” نویسنده اسرائیلی به تازگی با انتشار مطلبی فاش کرد که سال ها به عنوان یک تازه مسلمان اروپایی مطالبی را در رسانه های اصولگرا منتشر کرده و به دعوت نهادهای ایرانی به این کشور سفر داشت.

No responses yet

Jan 26 2022

نکاتی چند درباره‌ی یک گور دسته‌جمعی در مشهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,اعتراضات,امنیتی,تاریخی,سیاسی,مذهب

برترین‌ها: فکت‌نامه: خبرگزاری فارس با استناد به «شنیده‌های فضای مجازی» خبر از «کشف گور دسته‌جمعی شهدای مسجد گوهرشاد مشهد» داده فارس به این بهانه بار دیگر این ادعا را که وقایع گوهرشاد در پی اعتراض مردم به «کشف حجاب» روی داد تکرار کرد. تحقیقات نشان می‌دهد دامنه این ادعا بسیار وسیع و گسترده است. حتی شورای فرهنگ عمومی هم روز بیست و یکم تیر را به عنوان روز حجاب و عفاف در تقویم رسمی کشور نامگذاری کرده است.

واقعه مسجد گوهرشاد چه زمانی و در اعتراض به چه چیزی رخ داد؟

واقعه مسجد گوهرشاد روز بیست و یکم تیر سال ۱۳۱۴ خورشیدی در مشهد رخ داد. عمده روایت‌هایی که از این واقعه در دست است مبتنی بر خاطرات شفاهی و اسناد واسطه‌ای است. به همین دلیل اختلاف نظر و ابهام درباره جزئيات این واقعه، از جمله درباره تعداد کشته‌شدگان این واقعه زیاد است.

اگر تحلیل‌ها و اظهار نظرهای شخصی را در نظر نگیریم و روایت‌های مختلف را کنار هم بگذاریم، شرح ماجرا نزدیک به روایتی است که در سایت تاریخ ایرانی منتشر شده است.

۲۸ خرداد ۱۳۱۴ دولت محمدعلی فروغی، نخست وزیر وقت در یک بخشنامه مردان را ملزم کرد از کلاه پهلوی (یک لبه) دست برداشته و کلاه تمام لبه‌ای شاپو سر کنند. طبق این بخشنامه اگر یک کارمند دولتی از این دستور اطاعت نمی‌کرد باید قید شغلش را می‌زد. دو روز بعد نیز دولت بخشنامه دیگری ابلاغ کرد که طبق آن، مجالس ختم اموات فقط در مساجد معدودی که بلدیه (شهرداری) اجازه می‌داد باید برگزار می‌شد و استعمال چای، قهوه، قلیان و سیگار نیز در این مجالس ممنوع اعلام شد.

ظاهرا بعد از رسیدن خبر بخشنامه جدید، گروهی از روحانیون مشهد برآشفتند و جلساتی پنهانی برگزار کردند. در یکی از این جلسات پیشنهاد شد آیت‌الله حاج‌آقا حسین قمی به تهران برود و در مرحله اول با رضاشاه مذاکره کند، بلکه او را از اجرای تصمیماتش باز دارد. وقتی آیت‌الله قمی به تهران آمد، دستگیر و ممنوع‌الملاقات شد.

آن طور که در روایت‌ها آمده همزمان با بازداشت حاج آقا حسین قمی‌، در مشهد نیز روحانیون دیگری از جمله شیخ غلامرضا طبسی و شیخ نیشابوری دستگیر شدند. در اعتراض به این وقایع تجمعاتی در مسجد گوهرشاد شکل گرفت. روز جمعه ۲۰ تیر ۱۳۱۴ نظامیان مستقر در مشهد برای متفرق ساختن مردم آتش گشودند. فردای آن روز تظاهرات بزرگ‌تری برگزار شد و مردم دوباره در مسجد گوهرشاد جمع شدند. ظاهرا شیخ محمدتقی بهلول سخنان تندی علیه دولت ایراد کرد و خواهان مقاومت مردم شد. کار پس از چندی به درگیری رسید. در حوالی ظهر ماموران نظامی به داخل مسجد آمدند و کشتار اتفاق افتاد.

واقعه کشف حجاب چه زمانی اتفاق افتاد؟

بر اساس گزارش منتشر شده در سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی گفته شده، بخشنامه «رفع حجاب» در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۱۴ از سوی محمود جم، نخست وزیر وقت صادر شده است. در این گزارش اسنادی به تاریخ بهمن ماه آن سال منتشر شده، اما اثری از متن یا تصویر این بخشنامه نیست. ما از طریق جست‌وجو موفق نشدیم به متن بخشنامه کشف یا رفع حجاب برسیم و ببینیم دقیقا در آن چه گفته شده، اما در بسیاری از منابع داخلی و خارجی روز ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ به عنوان روز کشف یا رفع حجاب معرفی شده است.

مثلا بر اساس روایت سایت دانشنامه مجازی مکتب اهل بیت (ویکی‌شیعه) «به دنبال تصویب قانونی در ۱۷ دی ۱۳۱۴ش در ایران رخ داد و به موجب آن، زنان و دختران ایرانی از استفاده از چادر، روبنده و روسری منع شدند».

از آن سو سایت مشروطه که هوادار پهلوی است هم نوشته است: «کشف حجاب و آزادی زنان در روز ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ با فرمان رضا شاه بزرگ آغاز شد».اما در میان اسناد، نشانی از فرمان رضا شاه یا تصویب قانونی در این روز نیست. اتفاق مهم این روز بازدید شاه از دانشسرای عالی است. در این مراسم همسر و دختران رضا شاه و سایر زنان حاضر در این مراسم، حجاب به سر نداشتند.با این حساب بین صحبت از رفع یا کشف آمرانه حجاب با واقعه گوهرشاد دست‌کم ۱۵۹ روز (۵ ماه و ۶ روز) فاصله است.

آیا پیش از صدور بخشنامه رفع حجاب، جایی صحبت از کشف حجاب مطرح بوده است؟

پاسخ این سوال خیر است. کشف حجاب رسما پنج ماه بعد از واقعه گوهرشاد به وقوع می‌پیوندد. البته شواهدی هست که نشان می‌دهد در آن زمان گروهی از معترضان گمان می‌کردند دولت در حال زمینه‌سازی برای ترویج بی‌حجابی است، اما هیچ نشانه‌ای از اینکه کشف حجاب زمینه اصلی اعتراض مردم در گوهرشاد بوده وجود ندارد.

برخی منابع، به نقل از شاهدان عینی، نوشته‌اند، شیخ محمدتقی بهلول، مشهورترین سخنرانان مسجد گوهرشاد و برخی دیگر از سخنرانان به موضوع بی‌حجابی اشاراتی دارند، اما زمینه اصلی اعتراض گوهرشاد بخشنامه کلاه شاپو و دستگیری آیت‌الله قمی است و اشاره به بی‌حجابی که ظاهرا زمینه نارضایتی و نگرانی از آن هم وجود داشته، عمدتا تحریک احساسات عمومی در فضای هیجان‌زده است. اگرچه آن طور که برخی شاهدان عینی، مثل سیدعلی‌محمد دخان‌چی روایت می‌کنند، سخنرانان جانب احتیاط را هم نگه می‌داشتند.

«گاهی از آقایان علما هم منبر رفته و سخنرانی می کردند. بعضی ها خیلی تند حمله به شاه و دولت می کردند، بعضی ها ملایم‌تر و یکی از آنها دوپهلو و بالاخره آخر صحبتش این بوده که شاه و دولت هم مسلمانند و ما تلگراف زدیم و درخواست کرده‌ایم که عمل بی حجابی صورت نگیرد و انشاءالله جواب می‌دهند».

آنچه مسلم است، نه «کشف حجاب» که حتی خود موضوع حجاب را نه در اصل، بلکه در فرع و حاشیه واقعه گوهرشاد می‌توان دید. موضوعی که با توجه به زمینه نارضایتی‌های موردی، می‌توانست ابزار خوبی برای تحریک احساسات عمومی باشد.

آیا ماجرای بی‌حجابی همسر شاه افغانستان و جشن شیراز ارتباطی با واقعه گوهرشاد دارد؟

پاسخ این سوال هم منفی است.در برخی روایت‌های مرتبط با موضوع کشف حجاب، به اعتراض بهلول و برخی روحانیون به بی‌حجابی همسر شاه‌امان‌الله، پادشاه افغانستان اشاره شده است. به عنوان مثال آیت‌الله علم‌الهدی می‌گوید:«چندی قبل از آن پادشان افغانستان در ترکیه زنش را کشف حجاب کرده بود و بنا بود از مسیر خراسان به سمت افغانستان حرکت کند، وقتی با اتومبیل به نزدیکی سبزوار رسید، مردم قهرمان سبزوار قیام کردند، آمدند دروازه‌های شهر را گرفتند و گفتند اجازه نمی‌دهیم یک فاجر و فاسقی که دست به این فسق زده از شهر ما عبور کند و تحریک مردم توسط مرحوم علامه بهلول انجام گرفت، او منبرهای داغ رفت، مردم وادار شدند راه را بر اتومبیل پادشان افغانستان بستند و راه را تغییر دادند».

نکته اما اینجا است که سفر گذری شاه افغانستان به خراسان، هفت سال پیش از واقعه گوهرشاد و ماجرای کشف حجاب است. شاه‌امان‌الله در سال ۱۳۰۷ از اروپا به افغانستان برگشت و همان سال هم تاج و تختش را از دست داد. به طور قطع سفر شاه‌امان‌الله نمی‌تواند موجب اعتراض در هفت سال بعد و سرکوب آن شود.

ماجرای دیگر هم «جشن شیراز» است که ظاهر با حضور زنان بی‌حجاب و علی‌اصغر حکمت، وزیر وقت فرهنگ در فروردین ۱۳۱۴ برگزار شده. برخی مدعی‌اند که جشن شیراز « نخستین رونمایی جدی اما اعلام نشده «کشف حجاب» است».این داستان ممکن است موجب برخی نارضایتی‌ها شده باشد، اما قطعا ارتباط مستقیمی با واقعه گوهرشاد ندارد.

کلاه پهلوی از چه زمانی اجباری شد؟ مردان ایران از کی موظف به سر کردن کلاه شاپو شدند؟

ما تا این لحظه موفق به پیدا کردن متن این بخشنامه ۲۸ خرداد ۱۳۱۴ (بخشنامه کلاه شاپو) نشدیم.مشخص نیست در آن دقیقا به چه مواردی اشاره شده، اما آن طور که از روایت‌ها برمی‌آید، بخشنامه در چارچوب قانونی صادر شده بود که هفت سال پیش‌تر با عنوان «قانون متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران در داخله مملکت» از تصویب مجلس شورای ملی گذشته بود. ظاهرا در بخشنامه جدید گفته شده مردان باید به جای کلاه پهلوی یک‌لبه، شاپو (کلاه اروپایی لبه‌دار) به سر بگذارند و به جای کفش سنتی و گیوه، کفش‌های فرنگی بپوشند.

سایت شهر فرهنگ تصاویر و اسنادی مربوط به کلاه پهلوی و کلاه شاپو را به نقل از کتاب آلمانی «تغییر لباس در ایران» نوشته بیانکا دوس منتشر کرده و نوشته:

«در سال ١٣٠۷ شمسی (دسامبر ۱۹۲۸ میلادی) بنا بر قانونی جدید تمام مردان ایرانی مکلف شدند عمامه و کلاه‌های سنتی خود را با کلاه پهلوی عوض کنند. مدتی پس از آن (مارس ۱۹۲۹ میلادی) پوشیدن لباس های ایرانی (قبا، شال، عبا، پوستین، عمامه و غیره) برای تمام افراد مذکر ممنوع شد و جای آن را ترکیبی از کت و شلوار و کلاه پهلوی گرفت.

شش سال بعد در [خرداد] ١٣۱۴ شمسی (ژوئن ١٩٣۵ میلادی) مجلس قانون دیگری را به تصویب رسانید که کلاه شاپو را جایگزین كلاه پهلوی و کفش چرمی اروپایی را جایگزین انواع کفش‌های ایرانی کرد. تنها کسانی که از این قوانین معافیت داشتند گروهی بودند که برای نخستین بار “روحانیت” خوانده شدند. روحانیت شامل علما و مجتهدین، طلاب حوزه‌های علمیه، پیش‌نمازان مساجد، و اندک گروهی دیگر می‌شد. تمامی این افراد بایستی از سوی حکومت برای پوشیدن لباس “روحانیت” مجوز دریافت می کردند».

جمع‌بندی

۸۴ سال از واقعه مسجد گوهرشاد می‌گذرد، اما ابهام‌های زیادی درباره این واقعه وجود دارد. از اینکه تلفات آن چقدر بود گرفته تا اینکه چه چیزی باعث شکل‌گیری آن شد. در سال‌های اخیر برخی مدعی‌اند که زمینه واقعه گوهرشاد موضوع حجاب بوده و حتی برخی گفته‌اند این حادثه در اعتراض به کشف حجاب رخ داده است.

آنچه مسلم است واقعه مسجد گوهرشاد نه از نظر زمانی و نه از نظر سیر تاریخی ارتباطی با مساله «کشف حجاب» ندارد. آن طور که شاهدان عینی روایت می‌کنند سخنرانان به موضوع حجاب، به عنوان یک مساله حساسیت‌برانگیز و برای تحریک احساسات عمومی اشاراتی داشته‌اند.

اما سوال اینجا است چرا برخی که هفت سال پیش‌تر از قانون لباس اجباری معاف شده‌ بودند، باید به جایگزینی کلاه شاپو و پهلوی معترض شوند؟ به نظر می‌رسد که اجباری شدن لباس پوشیدن به سبک غربی‌ها و تلاش دولت برای تغییر چهره و مدرن‌سازی ایران، زمینه‌ساز نگرانی و نارضایتی بوده است. تا آن موقع اثری قابل ملاحظه از کشف حجاب نیست. مواردی از اعتراض‌های موردی به بی‌حجابی هست، اما سندی وجود ندارد که نشان دهد هنگام وقوع ماجرای گوهرشاد، «کشف حجاب» یا نگرانی از «کشف حجاب» در روند شکل‌گیری اعترض‌ها تاثیری داشته است.

No responses yet

Jan 15 2022

نقش دیپلمات‌های جمهوری اسلامی در ترورهای مرتبط با «آیات شیطانی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,امنیتی,تاریخی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا:نزدیک به ۳۳ سال پس از صدور فتوای غیرانسانی و فاجعه‌آمیز روح‌الله خمینی، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، برای کشتن سلمان رشدی، نویسنده رمان «آیات شیطانی»، هنوز پیامدهای این حکم فروکش نکرده و ناشران، مترجمان و حتی دیگر نویسندگان نیز از خطرات بالقوه آن بیمناکند.

خمینی در فتوای خود فقط سلمان رشدی را به مرگ محکوم نکرده بود، بلکه خواستار قتل همه «ناشرین مطلع از محتوای» رمان «آیات شیطانی» نیز شد و از «مسلمانان غیور» خواست «در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آن‌ها را اعدام» کنند.

خمینی چند ماه پس از صدور این فتوا درگذشت، اما فتوای او به قوت خود باقی ماند و حتی مبلغ نمادین پاداشی که برای عمل به آن در نظر گرفته شد، افزایش یافت.

اکنون و در شرایطی که یک دیپلمات جمهوری اسلامی در بلژیک به اتهام تروریسم محکوم شده و یک مقام پیشین دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در سوئد به دلیل مشارکت در اعدام‌های سیاسی در حال محاکمه است، بار دیگر نقش نیروهای دولتی جمهوری اسلامی به ویژه دیپلمات‌ها برای انجام این فتوا برجسته شده است.

البته موضوع نقش دیپلمات‌های جمهوری اسلامی در حملات مرتبط با این حکم از همان ابتدا مطرح بود.

در همان زمانی که خمینی فتوای قتل رشدی را صادر کرد، علاوه بر سپاه پاسداران که شبکه‌ای برون‌مرزی نیز دارد، تعدادی از دیپلمات‌های جمهوری اسلامی آمادگی خود را برای کشتن سلمان رشدی اعلام کرد.

روزنامه لوموند چاپ پاریس در ۱۸ فوریه ۱۹۸۹، یعنی چهار روز پس از صدور فتوای خمینی، نوشت که علاوه بر حجت‌الاسلام سلمان غفاری سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در واتیکان، در اسلو نیز کاردار جمهوری اسلامی نیز برای توضیح درباره تهدیدهای یکی از اعضای سفارت مقابل خبرنگاران و تهدید ناشر نروژی «آیات شیطانی» به وزارت خارجه نروژ احضار شد.

این دیپلمات جمهوری اسلامی که در آن زمان نامش فاش نشد، اعلام کرده بود آماده است فتوای خمینی را اجرا کند و همه ناشرانی را که این رمان رشدی را چاپ کرده‌اند به قتل برساند.

رشدی در یک نشست خبری در ۱۹۹۲ در آرلینگتون/ویرجینیا، نسخه‌ای از آیات شیطانی را در دست دارد.
رشدی در یک نشست خبری در ۱۹۹۲ در آرلینگتون/ویرجینیا، نسخه‌ای از آیات شیطانی را در دست دارد.

۱۹۸۹ تا ۱۹۹۳؛ سال‌های ترور، سال‌های مرگ

فتوای خمینی علیه سلمان رشدی و ناشران و مترجمان آیات شیطانی اوایل سال ۱۹۸۹، دقیقاً ۱۴ فوریه آن سال، برابر با ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ صادر شد.

عزیز نسین نویسنده سرشناس ترکیه به دلیل ترجمه آیان شیطانی هدف یک حمله تروریستی مرگبار قرار گرفت
عزیز نسین نویسنده سرشناس ترکیه به دلیل ترجمه آیان شیطانی هدف یک حمله تروریستی مرگبار قرار گرفت

از آن تاریخ، یک سلسله حملات تروریستی مرتبط با این فتوا انجام شد که جان ده‌ها نفر را نیز گرفت و برخی را نیز زخمی کرد.

به عنوان نمونه، در ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۱، هیتوشی ایگاراشی، مترجم ژاپنی «آیات شیطانی» در محوطه دانشگاه توکیو با چاقو مورد حمله قرار گرفت و کشته شد.

چند روز قبل از آن نیز اتوره کاپریولو، مترجم ایتالیایی این رمان مقابل خانه‌اش در میلان در حمله مشابه دیگری با چاقو به شدت زخمی شد.

اما مرگبارترین حمله در ترکیه رخ داد. در دوم ژوئیه ۱۹۹۳ اسلامگرایان تندرو هتل مدیمک را در شهر سیواس ترکیه که میزبان هنرمندان و نویسندگان یک جشنواره بود آتش زدند و در جریان آن ۳۷ نفر از جمله ۳۳ روشنفکر ترک کشته شدند.

هدف اصلی این آتش‌سوزی عمدی، عزیز نسین مترجم ترک «آیات شیطانی» بود که در این جشنواره حضور داشت، اما او از این حادثه تروریستی جان سالم به‌در برد.

حمله به ناشر نروژی، یک پرونده مفتوح

در میان حملات مختلفی که در ارتباط با فتوای سلمان رشدی روی داده، پرونده یکی از این حملات، به تازگی و ۲۸ سال پس وقوع حمله، بار دیگر مطرح شده، زیرا چندی پیش، تلویزیون سراسری نروژ (ان‌ارکو) اطلاعاتی را درباره عوامل این ترور منتشر کرد.

ویلیام نیگارد ناشر نروژی رمان «آیات شیطانی»، صبح روز ۱۱ اکتبر سال ۱۹۹۳ در حیاط بیرون خانه‌اش در حومه‌ای آرام در اسلو پایتخت نروژ ترور و به شدت زخمی شد، اما توانست از این حادثه تروریستی جان به در برد.

بر اساس گزارش‌ها، این ناشر که در آن زمان ۵۰ ساله بود، در حالی که سه گلوله به بدنش از جمله یکی به کمرش اصابت کرده بود به بیمارستان منتقل شد و فوراً تحت عمل جراحی قرار گرفت و ماه‌ها در بیمارستان ماند.

رسانه‌های نروژی با توجه به این که گلوله‌ای از بدن نیگارد رد شده بود، زنده ماندن او را «معجزه» توصیف کردند.

نیگارد در فاصله سال‌های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۰ رئیس انجمن ناشران نروژ بود و در زمان حمله نیز ریاست انتشارات مستقل اشچئوگ را برعهده داشت که یک انتشاراتی باسابقه و مهم در نروژ به شمار می‌رود.

این انتشارات که در سال ۱۸۷۲ در اسلو بنیانگذاری شده، در سال ۱۹۸۹، درست یک سال پس از انتشار اصل رمان «آیات شیطانی»، و دو ماه پس از فتوای قتل سلمان رشدی از سوی خمینی، ترجمه این رمان به زبان نروژی را منتشر کرد.

بلافاصله پس از ترور نافرجام این ناشر نروژی، دولت این کشور کنترل‌های امنیتی را شدت بخشید و بازرسی‌ها در مرزها و فرودگاه‌ها را افزایش داد.

در آن زمان، سلمان رشدی که همچنان در مخفیگاه خود در بریتانیا به سر می‌برد، گفت از حمله به ناشر نروژی رمان خود «شگفت‌زده» شده است. آماندا هاپکینسون، رئیس کمیته دفاع از این نویسنده بریتانیایی هندی‌تبار در لندن گفت: «سلمان ویران شده است. او بر این باور است که هدف اصلی این حمله او بوده است.»

از آنجا که ویلیام نیگارد در آن زمان چندمین فردی بود که در ارتباط با انتشار کتاب «آیات شیطانی» پس از فتوای خمینی قربانی یک حمله تروریستی می‌شد، پلیس نروژ از همان ابتدای تحقیقاتش نظریه ارتباط ترور نافرجام نیگارد با انگیزه‌های اسلامی را رد نکرد.

اما بر اساس گزارش‌ها، پلیس نروژ چندان پیگیر انگیزه‌های سیاسی و مذهبی نبود و بیشتر بر انگیزه‌های شخصی متمرکز شده بود.

پلیس نروژ در آن زمان معتقد بود احتمال وجود انگیزه‌های سیاسی و مذهبی را بیشتر مطبوعات و رسانه‌ها به آن دامن می‌زنند؛ موضع‌گیری که سال‌ها بعد از سوی برخی یک «رسوایی» برای پلیس نروژ توصیف شد.

این در حالی بود که در همان سال ۱۹۸۹، ویلیام نیگارد اعلام کرده بود تهدیدهایی را دریافت کرده است.

چهار سال پس از این تهدیدها، وقتی طرح ترور به اجرا گذاشته شد، سفارت جمهوری اسلامی ایران در اسلو و اصلی‌ترین گروه‌های اسلامی در نروژ در ابتدا از هرگونه اظهارنظر در این زمینه خودداری کردند.

بالاخره پس از سه روز از ترور ناکام ویلیام نیگارد، سفارت جمهوری اسلامی مجبور شد علناً موضع‌گیری کند و مدعی شود که هیچ نقشی در این حمله تروریستی نداشته است.

همزمان انجمن قلم دانمارک ۵۰ هزار کرون به مقام‌های نروژی ارسال کرد تا مبلغ پاداشی را که آنان برای دریافت اطلاعات درباره عاملان این حمله اختصاص داده بودند، افزایش دهند.

انتشار یک کتاب و ازسرگیری پرونده

ترجمه فرانسوی آیات شیطانی در یک کتابفروشی در رن، کمتر از شش ماه پس از فتوای جنجالی آیت‌الله خمینی
ترجمه فرانسوی آیات شیطانی در یک کتابفروشی در رن، کمتر از شش ماه پس از فتوای جنجالی آیت‌الله خمینی

پلیس نروژ که برای یافتن عاملان این حمله نیروهای بسیاری را بسیج کرده بود، یک نروژی پاکستانی‌تبار را دستگیر کرد، اما او بعداً آزاد شد و اتهام‌ها علیه او نیز برداشته شد.

با این که پلیس نروژ پنج سال پس از این ترور نافرجام اعلام کرد انتشار «آیات شیطانی» تنها سرنخ موجود در تحقیقات است، اما پرونده تحقیقات ۱۴ سال پس از حمله، در ۲۰۰۷ متوقف شد.

در سال ۲۰۱۰، اود ایسونگست، روزنامه‌نگار و خبرنگار پیشین ان‌ارکو که هرگز تحقیق درباره این موضوع را رها نکرده بود، کتابی با عنوان «چه کسی به ویلیام نیگارد شلیک کرد؟» را منتشر کرد.

انتشار تحقیقات رسانه‌ای در این باره موجب شد که انتقادها در افکار عمومی از بی‌نتیجه ماندن تحقیقات پلیس درباره این حمله تروریستی افزایش یابد و در پی افزایش انتقادها، دادستان دادگاه مدنی نروژ مجبور شد پرونده این ترور نافرجام را بازگشایی کند و این بار پیگیری اداره تحقیقات به پلیس جنایی ملی نروژ (کریپوس) سپرده شد.

در سال ۲۰۱۰، ناشران نروژی هم برای ردیابی عامل این ترور نافرجام جایزه‌ای را تعیین کردند. در آن سال، انجمن ناشران نروژی و خانه انتشارات مستقل اشچئوگ اعلام کردند هر کدام ۲۵۰ هزار کرون نروژ به هر کسی که اطلاعات درباره این ترور نافرجام داشته باشد اهدا می‌کنند.

گایر بردال، ناشر نروژی و رئیس باسابقه انجمن ناشران این کشور گفت: «این پرونده حل نشده برای جامعه ما دردناک است و تهدیدی برای انتشارات مستقل و آزادی بیان است که پایه‌های اساسی یک جامعه دموکراتیک به شمار می‌رود.»

دو سال بعد، سلمان رشدی در یک مراسم برای کتاب تازه‌منتشرشده‌اش با عنوان «جوزف آنتوان» که داستان زندگی خود اوست، تصمیم ناشرانی چون نیگارد که کتاب «آیات شیطانی» را منتشر کردند، «یکی از بزرگترین حمایت‌ها از آزادی بیان در عصر ما» توصیف کرد.

پلیس سرانجام متهم کرد

در سال ۲۰۱۸، در حالی که امیدها درباره این پرونده در حال از دست رفتن بود و تنها دو روز پیش از مهلت پایان تحقیقات، کریپوس افرادی را به اتهام دست داشتن در این ترور نافرجام متهم کرد.

ایدا دال نیلسن، سخنگوی کریپوس گفت: «ما هیچ دلیلی نداریم که باور کنیم انگیزه دیگری جز انتشار “آیات شیطانی” برای اقدام به قتل وجود دارد.» او تأکید کرد که تیراندازی بیشتر از حمله به یک مرد بود، بلکه تلاشی خشونت‌آمیز برای از بین بردن آزادی بیان بود.

بر اساس قوانین نروژ، تحقیقات اگر بی‌نتیجه می‌مانند باید پرونده بسته می‌شد، اما با متهم شدن کسانی در این پرونده، پلیس اعلام کرد تحقیقات ادامه می‌یابد.

در آن زمان، پرونده به نوع دیگری در بلاتکلیفی بود. مقام‌های پلیس اعلام نکردند که چه شواهدی دارند، چه تعداد افراد متهم شده‌اند و متهمان کیستند.

اما همان موقع رسانه‌های نروژی اعلام کردند که دست‌کم دو نفر متهم شده‌اند و همچنین گفتند که یکی از این مظنونان لبنانی است که قبلاً ساکن لبنان بوده و دیگری ایرانی است. اما جزئیات بیشتری منتشر نشد.

سلمان رشدی در بیانیه‌ای که از سوی نماینده‌اش خوانده شد نیز گفت: «این خبر خوبی است و می‌توان امیدوار بود که این پرونده ۲۵ ساله بالاخره پیشرفت کند.» رشدی که خود مدت‌ها بود از تحقیقات پلیس نروژ انتقاد داشت، بار دیگر این سؤال را مطرح کرد که «چرا نام و ملیت افراد متهم مخفی شده است.»

نیگارد که در سال ۲۰۱۸ دیگر بازنشسته شده بود و ریاست بخش نروژی انجمن جهانی قلم را برعهده داشت، در واکنش به اعلام پلیس، گفت: «من از پیشرفت در این پرونده خوشحالم، به ویژه اینکه مقام‌ها و پلیس می‌گویند به نظر می‌رسد این حمله علیه آزادی بیان انجام شده است.»

او همچنین در پاسخ به این که آیا از انتشار «آیات شیطانی» پشیمان است، گفت «مطلقاً خیر.» با این حال او تأکید کرد این اثر را نه دلیل تحریک‌آمیز بودن، بلکه «برای ایجاد گفت‌وگو» منتشر کرد.

درخواست‌ها برای بازداشت متهمان

سه سال گذشت تا این که در ماه جاری میلادی تلویزیون ان‌ارکو اعلام کرد که یکی از این دو نفر خالد موسوی، یک تبعه لبنانی است و دیگری دبیر اول وقت سفارت جمهوری اسلامی است.

ان‌ارکو اضافه کرد که موسوی را سه ماه پیش در لبنان دیده است و فیلم ملاقات با او را به نیگارد و وکیلش نشان داده است.

اعلام نشده که خالد موسوی عضو چه گروه و دسته‌ای است، اما پیشتر جمهوری اسلامی از اعضای حزب‌الله لبنان برای عملیات‌های تروریستی خود استفاده کرده و این احتمال وجود دارد که این متهم ترور نافرجام نیگارد نیز عضو حزب‌الله باشد.

تلویزیون سراسر نروژی همچنین درباره دیپلمات ایرانی اعلام کرد که او درست پس از انتشار کتاب «آیات شیطانی» در سال ۱۹۸۹ وارد نروژ شد و چهار روز پیش از تیراندازی به سوی ناشر نروژی این کتاب کشور را ترک کرد.

در رسانه‌های نروژی اسم این دیپلمات جمهوری اسلامی اعلام نشد، اما در شبکه‌های اجتماعی نام محمد نیکخواه به عنوان دبیر اول سفارت ایران در نروژ در سال ۱۹۹۳ ذکر شد.

اکنون رسانه‌های نروژی خواستار آنند که نروژ از طریق اینترپل به دنبال دستگیری این دو متهم باشد، تا دیگر رژیم‌های خودکامه جرئت به چالش کشیدن منافع عمومی را در کشورهای آزاد نداشته باشند.

خُسن‌آقا: تنها عکسی که از محمد نیکخواه پیدا کردم این عکس است
آیا این همان محمد نیکخواه کاردار پیشین سفارت ایران در اسلو هست یا نه نمی دانم ولی این تنها عکسی بود که با این نام و مرتبط با مسائل سیاسی پیدا کردم

No responses yet

Nov 08 2021

نوشتن اسامی زنان در «اطلاعیه‌های مجالس ترحیم» در شهرستان ملکان ممنوع اعلام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان ملکان، در جنوب غربی استان آذربایجان شرقی، طی نامه‌ای به مدیران چاپخانه‌ها و دفاتر خدمات کامپیوتری تصریح کرد که نوشتن اسامی زنان در «اطلاعیه‌های مجالس ترحیم» ممنوع است.

خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعۀ فعالان حقوق بشر در ایران، با انتشار نامۀ رئیس اداره تبلیغات اسلامی ملکان، از تصمیم و دستور وی به چاپخانه‌ها در ممنوع کردن نوشتن اسامی زنان در «اطلاعیه‌های مجالس ترحیم» پرده برداشت.

عادل قربانزاده، در این نامه نوشته است که آوردن نام اسامی خانم‌ها در این اطلاعیه‌ها «موجب نارضایتی بسیاری از اهالی شریف و مومن شهرستان» گردیده است. او در این نامه نوشتن اسامی زنان در «اطلاعیه های مجالس ترحیم» را از تاریخ ۲۵ مهرماه ١٤٠٠ را ممنوع کرده و حتی تاکید می‌کند که این عمل «پیگرد قانونی دارد.»

رئیس اداره تبلیغات اسلامی ملکان رونوشت نامۀ خود را به امام جمعه، ریاست دادگستری و فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان نیز ارسال کرده است.

در این زمینه شهیندخت مولاوردی، معاون سابق امور زنان و خانوادۀ رئیس جمهوری ایران در دولت یازدهم و دستیار سابق رئیس جمهوری در امور حقوق شهروندی در دولت دوازدهم، با اشاره به همین نامه در صفحۀ کاربری خود در توئیتر نوشت که او به هنگام درگذشت مادر خود «شاهد عینی چنین ماجرائی» بوده و «زمانی که در آگهی ترحیم [دیده است] نام تنها خواهر [او] جزو فرزندان درج نشده، ابتدا تصور [کرده] از قلم افتاده» است. او می‌نویسد «بعد با کمال تعجب متوجه شدم چاپخانه‌ها ممنوعیت دارند».

ممنوعیت درج نام زنان در اطلاعیه‌های مجالس ترحیم

و مدیر چاپخانه شهرمان لطف کرده و از فرزندان دختر فقط نام من را آن هم با مسئولیت خودش درآگهی منتشر کرده است!
یادمه در دوره ما با هر قدم، قلم و کلامی، فریاد وامصیبتای عده ای بلندمی شد که مگر درد چند درصد زنان این است؟، حالا یک نفرشان بانگ برنمی آورد که آیا این است دردامروز جامعه؟!
— شهیندخت مولاوردی (@mowlaverdi) November 6, 2021

توئیت شهیندخت مولاوردی در تائید ممنوعیت درج نام زنان در اطلاعیۀ مجالس ترحیم

او یادآوری می‌کند که «مدیر چاپخانۀ شهر […] از فرزندان دختر فقط نام [او] را […] با مسئولیت خود در آگهی منتشر کرده است». شهیندخت مولاوردی تلویحا می‌نویسد که هر هنگام در اینگونه امور «قدم، قلم و کلامی» برداشته می‌شد، «فریاد وامصیبتای عده‌ای بلند می‌شد که مگر درد چند درصد زنان این است؟»

No responses yet

Oct 10 2021

ویدیوها نشان می‌دهد هزاران پناهجوی افغان عازم ایران هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی


بی‌بی‌سی: ویدیوها نشان می‌دهد که هزاران پناهجوی افغان از گذرگاه مرزی عازم ایران هستند. پس از تسلط طالبان در افغانستان موج پناهجویان از این کشور به نحو بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است.
ویدیوهایی به بی‌بی‌سی فرستاده شده که نشان می‌دهد هزاران نفر سوار بر خودروها و پیاده در انتظار عبور از گذرگاه مرزی زرنج در ولایت نیمروز افغانستان به ایران هستند.
گزارش‌ حاکیست که شمار پناهجویان افغان عازم ایران پس از روی کار آمدن طالبان در افغانستان به‌شدت افزایش یافته است.
مقصد نهایی بیشتر پناهجویان افغان کشورهای غربی است.
محمد هاشم حنظله، فرمانده مرزی ولایت نیمروز به خبرگزاری فرانسه گفت که قبلا هر ماه حدود هزار تا دو هزار نفر از گذرگاه مرزی زرنج به ایران می‌رفتند که پس از روی کار آمدن طالبان شمار پناهجویانی که در تلاش برای گذشتن از مرز به ایران هستند “روزانه به حدود سه تا چهار هزار نفر” افزایش یافته است.
به گفته او، افراد کمی اسناد لازم را برای عبور از مرز دارند.
برخی از این پناهجویان به خبرگزاری فرانسه گفته اند که ماموران مرزی ایران به پناهجویان شلیک کرده یا بدرفتاری کرده اند.

View this post on Instagram

A post shared by BBC NEWS فارسی (@bbcpersian)

پس از ورود طالبان به کابل، آمریکا و کشورهای غربی در دو هفته تا ۳۰ آگوست توانستند حدود ۱۲۴ هزار نفر را از فرودگاه کابل خارج کنند.
نمایندگان آمریکا و اتحادیه اروپا امروز و فردا در دوحه با مقام‌های طالبان در مورد خروج شمار بیشتری از همکاران محلی پیشین و افرادی که جانشان در خطر است، گفتگو می‌کنند.

اروپا نگران مهاجران از افغانستان است

مقام‌های اروپایی نیز نسبت به هجوم مهاجران از افغانستان به اروپا اظهار نکرانی کرده اند.
یلوا یوهانسون، مسئول امور داخلی اتحادیه اروپا روز جمعه هشدار داد که اروپا باید تهدیدات امنیتی ناشی از مهاجران از افغانستان را جدی‌تر بگیرد.

توضیح تصویر،ترکیه برای مقابله با هجوم پناهجویان از ایران به این کشور دیوار مرزی کشیده است که توسط خودروهای مسلح نگهبانی می‌شود. عکس استان مرزی وان با آذربایجان غربی را در اوایل ماه اکتبر نشان می‌دهد.

به گزارش رویترز، او دیروز در لوکزامبورگ پس از دیدار با همتایان اروپایی خود گفت: “در مورد تهدید تروریستی از سوی افغانستان، باید بگویم که ارزیابی من این است که سطح هشدار به اندازه کافی بالا نیست. ما واقعاً باید اقدامات بیشتری انجام دهیم.”
یوهانسون گفت، در حال حاضر، اتحادیه اروپا شاهد حرکت شمار زیاد افغان‌ها به سمت مرزهای خود نیست، اما جهان مسئولیت اخلاقی دارد که از افغان‌های در معرض خطر محافظت کند.

  • درخواست پناهندگی برخی افغان‌ها در بریتانیا ‘ممکن است رد شود’
  • بحران افغانستان: بود‌وباش پناهجویان در اردوگاه‌های آمریکایی
  • ‘پناهنده بودم… حالا زندگی‌ام را کنترل می‌کنم به همان روشی که هواپیما را کنترل می‌کنم’

.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر،پناهجویان در تلاش هستند از مرزهای یونان و مقدونیه شمالی عبور کرده و مسیر بالکان را مانند موج مهاجران سوری طی سال‌های ۲۰۱۵-۲۰۱۶ دنبال کنند.

کشورهای اروپایی در مورد روش‌های برخورد با موج احتمالی مهاجران افغان اختلاف نظر دارند.
سازمان ملل متحد پیش بینی کرده است که تا پایان سال جاری میلادی حدود نیم میلیون پناهجوی افغان عازم کشورهای همسایه خواهند شد.

.

ویدیوها نشان می‌دهد که هزاران پناهجوی افغان از گذرگاه مرزی عازم ایران هستند. پس از تسلط طالبان در افغانستان موج پناهجویان از این کشور به نحو بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است.
ویدیوهایی به بی‌بی‌سی فرستاده شده که نشان می‌دهد هزاران نفر سوار بر خودروها و پیاده در انتظار عبور از گذرگاه مرزی زرنج در ولایت نیمروز افغانستان به ایران هستند.
گزارش‌ حاکیست که شمار پناهجویان افغان عازم ایران پس از روی کار آمدن طالبان در افغانستان به‌شدت افزایش یافته است.
مقصد نهایی بیشتر پناهجویان افغان کشورهای غربی است.
محمد هاشم حنظله، فرمانده مرزی ولایت نیمروز به خبرگزاری فرانسه گفت که قبلا هر ماه حدود هزار تا دو هزار نفر از گذرگاه مرزی زرنج به ایران می‌رفتند که پس از روی کار آمدن طالبان شمار پناهجویانی که در تلاش برای گذشتن از مرز به ایران هستند “روزانه به حدود سه تا چهار هزار نفر” افزایش یافته است.
به گفته او، افراد کمی اسناد لازم را برای عبور از مرز دارند.
برخی از این پناهجویان به خبرگزاری فرانسه گفته اند که ماموران مرزی ایران به پناهجویان شلیک کرده یا بدرفتاری کرده اند.

رد شدن از پست Instagram, 1

پس از ورود طالبان به کابل، آمریکا و کشورهای غربی در دو هفته تا ۳۰ آگوست توانستند حدود ۱۲۴ هزار نفر را از فرودگاه کابل خارج کنند.
نمایندگان آمریکا و اتحادیه اروپا امروز و فردا در دوحه با مقام‌های طالبان در مورد خروج شمار بیشتری از همکاران محلی پیشین و افرادی که جانشان در خطر است، گفتگو می‌کنند.

اروپا نگران مهاجران از افغانستان است

مقام‌های اروپایی نیز نسبت به هجوم مهاجران از افغانستان به اروپا اظهار نکرانی کرده اند.
یلوا یوهانسون، مسئول امور داخلی اتحادیه اروپا روز جمعه هشدار داد که اروپا باید تهدیدات امنیتی ناشی از مهاجران از افغانستان را جدی‌تر بگیرد.

ترکیه برای مقابله با هجوم پناهجویان از ایران به این کشور دیوار مرزی کشیده است که توسط خودروهای مسلح نگهبانی می‌شود. عکس استان مرزی وان با آذربایجان غربی را در اوایل ماه اکتبر نشان می‌دهد.

به گزارش رویترز، او دیروز در لوکزامبورگ پس از دیدار با همتایان اروپایی خود گفت: “در مورد تهدید تروریستی از سوی افغانستان، باید بگویم که ارزیابی من این است که سطح هشدار به اندازه کافی بالا نیست. ما واقعاً باید اقدامات بیشتری انجام دهیم.”
یوهانسون گفت، در حال حاضر، اتحادیه اروپا شاهد حرکت شمار زیاد افغان‌ها به سمت مرزهای خود نیست، اما جهان مسئولیت اخلاقی دارد که از افغان‌های در معرض خطر محافظت کند.

  • درخواست پناهندگی برخی افغان‌ها در بریتانیا ‘ممکن است رد شود’
  • بحران افغانستان: بود‌وباش پناهجویان در اردوگاه‌های آمریکایی
  • ‘پناهنده بودم… حالا زندگی‌ام را کنترل می‌کنم به همان روشی که هواپیما را کنترل می‌کنم’

پناهجویان در تلاش هستند از مرزهای یونان و مقدونیه شمالی عبور کرده و مسیر بالکان را مانند موج مهاجران سوری طی سال‌های ۲۰۱۵-۲۰۱۶ دنبال کنند.

کشورهای اروپایی در مورد روش‌های برخورد با موج احتمالی مهاجران افغان اختلاف نظر دارند.
سازمان ملل متحد پیش بینی کرده است که تا پایان سال جاری میلادی حدود نیم میلیون پناهجوی افغان عازم کشورهای همسایه خواهند شد.

No responses yet

Sep 13 2021

روایت آریانا سعید از گریز شبانه از کابل؛ «به نامزدم التماس کردم پیش از دستگیری مرا بکُشد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,تروریزم,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی,مذهب


اورونیوز: آریانا سعید، ستاره موسیقی پاپ افغانستان که به عنوان پناهنده در استانبولِ ترکیه ساکن شده، در گفتگو با خبرگزاری فرانسه نحوه خروج شبانه خود از کابل با لباس مبدل و نجات از تهدیدهای اسلامگرایانِ افراطیِ طالبان را شرح داد.

خانم سعید با یادآوری خاطرات آن شب هولناک می‌گوید که در مسیر فرودگاه به نامزدش التماس می‌کرده که در صورت بروز هرگونه خطر دستگیری از سوی شبه‌نظامیان طالبان او را بکشد تا مبادا که اسیر آنها نشود.

آریانا سعید، پرطرفدارترین خواننده پاپ افغان است که ۱.۴ میلیون دنبال‌کننده در حساب اینستاگرام خود دارد. این هنرمند ۳۶ ساله اخیرا به عنوان رئیس هیات داوران مسابقه استعدادیابی شبکه تلویزیونی طلوع‌نیوز ایفای نقش کرد. خانم سعید پیش از این حضور تلویزیونی، با انتشار آثاری در حمایت از حقوق زنان و محکومیت خشونت علیه آنان با انتقادها و تهدیدهای تندروهای مذهبی وابسته به گروه طالبان قرار گرفته بود؛ چنان که پس از سلطه شبه‌نظامیان طالبان بر کابل، حضور آزادانه او در انظار عمومی بسیار پرخطر شده بود، چه رسد به ادامه فعالیت هنری در افغانستان.

خانم سعید گفت که روز ۱۵ اوت برای نخستین بار تلاش کرده بود تا کابل را ترک کند؛ درست زمانی که ستیزه‌جویان طالبان وارد کابل شده بودند و نیروهای آمریکایی خود را برای اجرای مرحله نهایی خروج از افغانستان آماده می‌کردند. اما به گفته او، هواپیمای حامل او هیچ‌گاه باند فرودگاه را ترک نکرد.

ستاره موسیقی پاپ افغانستان سپس توضیح داد که در دومین تلاش خود برای خروج از کابل به اقوام و بستگان خود متوسل شده چرا که در شرایطی که نیروهای مسلح طالبان در تمامی گذرگاه‌های کابل مستقر شده بودند، عبور سلامت از آنها بدون کمک آنها ممکن نبود.

او در تلاش دوم با کاروانی متشکل از دو خودرو راهی فرودگاه کابل می‌شود. در خودروی نخست، حسیب سائد، نامزد و مدیر برنامه‌های خانم سعید مستقر می‌شود و خودِ او نیز در خودروی پُشتی سوار می‌شود ولی با استفاده از یک دستگاه بی‌سیم کوتاه بُرد مدام با آقای سائد در ارتباط بود.

خانم سعید توضیح داد که لباس مشکی پوشیده بود و صورت خود را نیز زیر ماسک ضد کرونا و یک عینک پنهان کرده بود. همچنین برادرزاده کم سن آقای سائد را نیز روی پای خود نشانده بود که در نظر شبه‌نظامیان طالبان یک خانواده معمولی جلوه کنند. هنرمند افغان یادآوری کرد که پیش از عزیمت دوم به سمت فرودگاه کابل بارها با برادرزاده نامزدش تمرین کرده بود که در صورت دستگیری و یا پرس و جوی ستیزه‌جویان طالبان آدرس غیرواقعی منزلشان را بگوید و او را مادر خود با نام فرشته خطاب کند.

به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید

ستاره موسیقی پاپ افغانستان گفت که در تماس بی‌سیم با نامزدش از او خواهش کرده بود که اگر با خظر دستگیری توسط شبه‌نظامیان طالبان مواجه شد، حتما او بکشد و نگذارد که زنده به دست آن اسیر شود.

آنها بالاخره به فرودگاه کابل می‌رسند و نامزدش در میان ازدحام مردم از سوی یک مترجم ارتش افغانستان شناسایی می‌شود و این مترجم به نیروهای آمریکایی توضیح می‌دهد که همراه او یعنی خانم سعید یک هنرمند سرشناس افغان است که جانش با سلطه طالبان بر کابل در معرض خطر قرار گرفته است.

خانم سعید گفت که به لطف این مترجم آنها ابتدا به دوحه و کویت رفتند و سرانجام پس از رسیدن به ایالات متحده راهی استانبول شدند و در ترکیه اقامت گزیدند.

خواننده سرشناس افغان که به هنگام گفتگو با خبرگزاری فرانسه از تراس خانه خود که مشرف به ناحیه‌ای از استانبول است، به این شهر چشم دوخته بود، گفت که در مقایسه با دوره قبلی حکومت طالبان (۲۰۰۱-۱۹۹۶) زنان افغانستان بسیار تحصیلکرده‌تر و آشناتر به حقوقشان هستند. او از دولت‌های خارجی خواست که باور کنند، طالبان امروز «همان» کسانی هستند که پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از سوی غرب از قدرت رانده شدند. او همچنین ابراز امیدواری کرد که جهان بفهمد که «طالبان جدید» وجود ندارد.

No responses yet

Aug 27 2021

افغانستان: شمار کشته شدگان انفجارهای فرودگاه کابل از ١٠٠ نفر فراتر رفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسلام و مسلمین,امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,مذهب

رادیوفرانسه: شمار زخمی‌های حملات پنجشنبه به فرودگاه کابل به بیش از ١۵٠ تن رسید ـ ٢۶ اوت ٢٠٢١

هر چند هنوز آمار دقیق قربانیان دو انفجار روز گذشته در فرودگاه کابل از سوی مقامات رسمی اعلام نشده و در این زمینه ارقام گوناگونی ارائه شده است، اما یک منبع آگاه در وزارت بهداشت افغانستان به رسانه‌ها گفته است که ١٠٣ تن در این رویداد جان خود را از دست داده و شمار زخمی‌ها نیز به بیش از ١۵٠ تن رسیده است. در همین حال، شمار نظامیان آمریکائی کشته شده در این انفجارها با درگذشت یکی دیگر از افراد زخمی شده به ١٣ تن رسید.

شبکۀ «سی.بی.اس» و «وال استریت ژورنال» از نقل از یک مقام بلندپایۀ وزارت صحۀ افغانستان اعلام کردند که در دو انفجار و تیراندازی‌های پس از آن که بعدازظهر دیروز پنجشنبه ٢۶ اوت در فرودگاه کابل رخ داد، ٩٠ شهروند افغان و ١٣ نظامی آمریکائی کشته شدند. اگر در بارۀ شمار قربانیان آمریکائی این حملات انتحاری تردیدی وجود ندارد، ارقام مربوط به قربانیان غیرنظامی رسماً از سوی مقامات مسئول تائید نشده است. ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) روز گذشته شمار سربازان کشته شده در این انفجارها را ١٢ تن و شمار زخمی‌ها را ١۵ نفر اعلام کرده بود. صبح امروز اعلام شد که یکی از سربازان زخمی نیز بر اثر شدت جراحات وارد شده، درگذشته است.

گروه «دولت اسلامی» روز گذشته با ارسال پیامی در «تلگرام» مسئولیت انفجارها را بر عهده گرفته بود. به نظر می رسد که تنها یکی از دو انفجار بصورت انتحاری انجام رفته باشد. شبکۀ «اعماق» وابسته به داعش از بمب گذار انتحاری با نام «عبدالرحمان لوگری» یاد کرده است. داعش از مردم غیرنظامی افغان که برای خروج از کشور در پشت در ورودی فرودگاه تجمع کرده بودند با عنوان «همدستان» نیروهای آمریکائی یاد می‌کند.

جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا، شب گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی در کاخ سفید، این دو انفجار را به شاخۀ افغان داعش، موسوم به «الدوله الاسلامیه فی العراق و الشام ـ ولایه خراسان» نسبت داد و وعده کرد مسئولان آن را تحت پیگرد و مجازات قرار دهد.

جو بایدن که سخنان خود را با اذعان به «یک روز سخت» برای ایالات متحده آغاز کرده بود، گفت «تروریست‌ها چنانکه نگرانی آن وجود داشت، حمله کردند. گروهی شناخته شده به نام شاخۀ خراسان دولت اسلامی».

رئیس جمهوری آمریکا تاکید کرد که این کشور«دچار ارعاب و اضطراب نخواهدشد. تروریست‌ها ما را مایوس نخواهند کرد» و ما «ماموریت خود را متوقف نخواهیم کرد. ما عملیات تخلیه را پی خواهیم گرفت و ماموریت خود را به انجام خواهیم رساند».

ژنرال کِنِت مک کنزی، رئیس ستاد فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحد آمریکا، روز گذشته گفت که فرد انتحاری در میان جمعیت گرد آمده در برابر «ابی گیت»، یکی از سه دروازۀ اصلی ورود به فرودگاه، به یکی از نظامیان آمریکائی نزدیک شده و هنگامی که او قصد کنترل و تجسس وی را داشته، خود را منفجر کرده است.

ژنرال کِنِت مک کنزی تاکید کرد که اولویت کنونی اقدام در جهت جلوگیری از وقوع حملات دیگری در روزهای آینده است.

پروازها برای انتقال به بیرون که روز گذشته در پی وقوع این حملات دچار اختلال شده بود، امروز از سر گرفته شد، هر چند بسیاری از کشورها عملیات خود را بطور کلی متوقف کرده‌اند.

وزیر مشاور در امور اروپائی فرانسه، کلمان بُن، صبح امروز گفت که شاید پروازهای این کشور از مهلتی ک پیش از این اعلام شده بود، فراتر رود. پاریس قبلاً اعلام کرده بود که جمعه شب به عملیات خود پایان می‌دهد.

No responses yet

Aug 19 2021

زخم دوزخ ترجمه، نقد و بررسی دیوان شعر یزید‌ بن معاویه به قلم حیدر شجاعی و دکتر حیدر سهرابی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,سیاسی,مذهب

اینستاگرام بهرنگ قاسمی: زخم دوزخ ترجمه، نقد و بررسی دیوان شعر یزید‌ بن معاویه به قلم حیدر شجاعی و دکتر حیدر سهرابی است. این اثر دو بخش دارد. بخش اول بررسی اشعار ترجیحی یزید و بخش دوم اشعاری که منسوب به یزید است.در مقدمه اثر این‌گونه می‌خوانید.
یزید مکنی به ابوخالد، دومین خلیفه از سلسله خلفای اموی فرزند معاویةبن ابی‌سفیان است. مادرش دختر بجدل‌بن انیف‌بن دلجةبن نغاثةبن عدی‌بن زهیربن حارثه کلبیه بود و خانواده‌ مادری‌اش‌ از اعراب‌ مسیحی‌ بودند . یزید از جوانی‌ همواره‌ گرم‌ عشرت‌ و مجلس‌ شراب‌ بود. آماده بودن وسایل زندگانی آرام، شکار، زن، شراب از او موجودی خوش، و به حکم زندگی چادرنشینی، اسب‌سواری و شمشیرزنی را نیز بخوبی می‌دانست.
یزید نماینده‌‌ی واقعی‌ شیوه‌ زندگی‌ معمول‌ جوانان‌ در پیش‌ از اسلام‌ را تداعی‌ می‌کند و توجهی به مبانی اسلامی نداشت و آنرا مزاحم می‌دانست. یزید اولین‌ خلیفه‌ای‌ در اسلام‌ بود که‌ در ملأ عام‌ شراب‌ می‌خورد و اکثر اوقات‌ خود را به‌ خوش‌گذرانی‌ با ساز و چنگ‌ می‌گذراند. پس‌ از مرگ‌ معاویه‌ خلیفه و امپراطور قدرتمند روزگار، یزید به‌ عنوان خلیفه و امیر المومنین مورد خوشامدگویی‌ و تهنیت‌ همه ولایات و‌ قبایل‌ قرار گرفت‌ . پس از ماجرای عاشورا، در شعری که حاکی از خرسندی و پیروزی بود، صریحاً وحی و پیامبری را انکار کرد و اسلام را حاصل بازیگری‌های سیاسی بنی‌هاشم در برابر بنی‌امیه‌ خواند. همچنین در این اشعار آنچه می‌بینیم تجدید خاطره خون‌های عصر قبل از اسلام است که خون را باید با خون شست و خون امویان که در جنگ بدر به دست محمد از تیره هاشم ریخته شد، اکنون به خون شسته شد
لَیتَ اَشْیاخی بِبَدْرٍ شَهِدُوا
فَاَهَلَُّوا وَاسْتَهَلُّوا فَرَحاً
قَدْ قَتَلْنَا الْقَرْمَ مِنْ ساداتِهِمْ
لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْک فَلا
لَسْتُ مِنْ خُنْدُفٍ اِنْ لَمْ اَنْتَقِمْ
جَزَعَ الْخَزْرَجُ مِنْ وَقْعِ اْلاَسَلْ
ثُمَّ قالوُا یا یزیدُ وَ لاتَشَلْ
وَ عَدَّلْناهُ بِبَدْرٍ فَاعْتَدَلْ
خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحْی تَزَلْ
مِنْ بَنی اَحْمَدَ ما کانَ فَعَلْ
ای‌ کاش پیران قبیله من که‌ در جنگ‌ بدر کشته‌ شدند،
می‌دیدند که‌ چگونه قبیله‌ خزرج‌ در برابر نیزه‌ها به زاری افتاده‌اند.
از شادمانی هلهله‌ می‌کردند و می‌گفتند ای‌ یزید دستت درد نکند.
به تلافی جنگ بدر، بزرگان آنان را کشتیم‌
و حساب‌مان‌ با آنان تسویه‌ شد.
خاندان هاشم با سلطنت‌ بازی‌ کردند و گرنه،
نه خبری از آسمان آمد و نه وحی‌ای‌ نازل‌ شد.
من از دودمان خندف‌ نباشم اگر کینه‌ای را که از محمد در دل‌ دارم‌،
از فرزندان‌ او نگیرم.

كلمه‌ی «عجوز» در زبان عربی كنايه از خمر كهنه آورده می‌شود.
يا مثلاً می گويد:
شُمَيْسَهُ كَرْمٍ بُرْجُها قَعْرُ دِنِّها *** وَ مَشْرِقُهَا السّاقي وَ مَغْرِبُها فَمي
اِذا نَزَلَتْ مِن دِنِّها في زُجاجَه *** حَكََتْ نَفَراً بَيْنَ الْحَطيمِ وَ زَمْزَم
فَاِنْ حَرُمَتْ يَوْماً عَلي دينِ اَحْمَد *** فَخُذْها عَلي دينِ الْمَسيحِ بْنِ مَرْيَم
يا راجع به مساجد مي گويد:
دَعِ الْمَساجِدَ لِلعُبّادِ تَسْكُنُها *** وَ اْجِلْس عَلي دَكَّهِ الْخَمّارِ وَ اسْقينا
اِنَّ الَّذي شَرِبا في سُكْرِهِ طَرِبا *** وَ لِلْمُصَلّينَ لا دنيا ولادينا
ما قالَ رَبُّكَ وَيْلُ لِلَّذي شَرِ با *** لكِنَّهُ قالَ وَيْلُ لِلْمُصَلّينا
***
همين مضامينی كه در كلمات عرفا، طعنه‌زدن به عبادت و مسجد و اينجور حرفها زياد پيدا می‌شود در مقابل عيش و نوشی كه خودشان می‌گويند و در كلمات آنها هست..
در اثر اين كارهايی كه يزيد می‌كرد، چون نامزد خلافت بود، معاويه كه در سياست مرد پخته‌ای بود خيلی ناراحت بود، می‌ديد اينها زمينه‌ی خلافت او را به كلی خراب می‌كند، خصوصاً اين بی‌دردی و اين بی‌علاقگی‌اش. برای اينكه او را علاقه‌مند به سياست و امور نظامی‌ بكند، با يكی از جنگهايی كه با رومی‌ها داشتند، مخصوصا فرماندهی سپاه را به او داد. سپاه رفتند و او هم دلش نمی‌خواست برود، بالأخره خودش چند منزل بعد از سپاه حركت می‌كرد، تا رسيد به يكی از ديرها. بعد از مدتی كه لشكر در جايی اطراق كرده بود، به او خبر دادند كه يک بيماری خيلی سختی افتاده ميان سپاهيان و اينها را مثل برگ خزان به زمين می‌ريزد. او در دير زني بنام امّ‌كلثوم پيدا كرده بود و با او مشغول عيش و نوش بود، اصلاً خيالش از اين حرفها نبود؛يک وقتی كه سرش گرم شد اين شعرها را در بیدردی نسبت به مردم گفت:
ما اَنْ اّبالي بِما لا قَتْ جّموعهم *** بِا لْقَذْقَذونَهِ مِنْ حُمّي و مِنْ موم
اِذَا اتَّكَأَتْ عَلَي الْاَنْماطِ مُرْتَفِقا *** بِدِيْرِ مُرّان عِنْدي اُمُّ كُلْثوم

می‌گویند اقبال لاهوری این شعر را برای یزید سروده است: درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی
ندیمی کو که در جامش فرو ریزم می باقی
کسی کو زهر شیرین میخورد از جام زرینی
می تلخ از سفال من کجا گیرد به تریاقی
شرار از خاک من خیزد کجا ریزم کرا سوزم
غلط کردی که در جانم فکندی سوز مشتاقی
مکدر کرد مغرب چشمه های علم و عرفان را
جهان را تیره تر سازد چه مشائی چه اشراقی
دل گیتی انا المسموم انا المسموم فریادش
خرد نالان که ما عندی بتریاق و لا راقی
چه ملائی چه درویشی چه سلطانی چه دربانی
فروغ کار می جوید به سالوسی و زراقی
ببازاری که چشم صیرفی شور است و کم نور است
نگینم خوار تر گردد چو افزاید به براقی

No responses yet

Mar 26 2021

رژه مسلح یک گروه ناشناس شیعه در بغداد: حشد شعبی ارتباط با این گروه را ‘تکذیب کرد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: گروه شیعه “بسیج مردمی عراق” یا حشدِ شعبی اعلام کرده که هیچیک از اعضای این گروه در رژه اخیر افراد مسلح ناشناس علیه مصطفی کاظمی، نخست وزیر عراق در شهر بغداد شرکت نداشتند.

در بیانیه این گروه که امروز در سایت رادیو المربد در شهر بصره منتشر شد آمده که “هر حرکت گروه حشد شعبی با دستور فرمانده نیروهای مسلح، مصطفی کاظمی نخست وزیر و در راستای همکاری با فرماندهی عملیات ائتلاف خواهد بود.”

این بیانیه پس از آن منتشر شد که یک گروه مسلح که خود را گروه شیعه “ربع الله” نامیدند در حالیکه چهره هایشان را پوشانده بودند “در پیامی تهدید آمیز به آمریکا و عواملش” و “حمایت از افراد نیازمند و فقیر ” در خیابانهای بغداد رژه مسلحانه برگزار کردند.

این گروه همچنین از دولت خواست که درباره افزایش نرخ دینار در برابر دلار آمریکا تجدید نظر کند.

تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی از این گروه که خود را ربع الله می‌نامند شبیه تصاویر گروه دولت اسلامی، داعش بوده است.

مقتدی صدر، روحانی پرنفوذ شیعه از این رژه مسلحانه انتقاد کرد و از گروه حشد شعبی خواسته که اگر نیروهای آنها هستند، آنها را بابت این اقدام مجازات کنند. اخیرا این گروه شیعه عراقی که خود را ربع الله به معنای “یاران خدا” می‌نامند، به دفتر چند حزب سیاسی و یک تلویزیون در بغداد حمله کردند.

این گروه همچنین در حالیکه یا زهرا می گفتند به یک سالن ماساژ در شهر بغداد حمله کرده و برخی از زنان ماساژور را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و یک مشروب فروشی را به آتش زدند.

No responses yet

Mar 07 2021

نیم قرن زیر عبای مصباح یزدی؛ محمود رجبی کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: با حکم علی خامنه‌ای در بهمن‌ماه گذشته، محمود رجبی به ریاست «مؤسسهٔ امام خمینی» منصوب و جانشین محمدتقی مصباح یزدی شد. محمود رجبی کیست؟

محمود رجبی سال ۱۳۳۰ در شهیدیه جاسب در استان مرکزی متولد شد. پدرش، غلامحسین، زمانی که محمود تنها دو سال داشت، دست خانواده را گرفت و به قم مهاجرت کرد. محمود در ۱۳ سالگی وارد حوزه علمیه قم و مدرسه علمیه آیت‌الله گلپایگانی شد و خیلی زود در «مؤسسهٔ در راه حق»، پای منبر محمدتقی مصباح یزدی نشست؛ همان جایی که «مؤسسهٔ امام خمینی» نیز از دل آن درآمد.

او در حوزه شاگرد افرادی همچون محمدتقی بهجت، علی مشکینی، حسن آقاتهرانی و وحید خراسانی بود؛ هرچند طالع بخت خود را بیش از همه همچنان در عبای مصباح یزدی می‌دید.
قدیمی‌ترین عکسی که از محمود رجبی در پایگاه حوزه علمیه منتشر شده است
قدیمی‌ترین عکسی که از محمود رجبی در پایگاه حوزه علمیه منتشر شده است

عضویت در دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، هیئت امنای دانشگاه قم، شورای فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت، مرکز پژوهش‌های اسلامی صداوسیمای قم و البته سال‌ها قائم‌مقامی مصباح یزدی در «مؤسسهٔ امام خمینی» در کارنامهٔ فعالیت‌های اجرایی او دیده می‌شود.

علی خامنه‌ای در حکم ریاست رجبی بر «مؤسسهٔ امام خمینی» او را «حجت‌الاسلام» نامید و به طرز معناداری تأکید کرد که این حکم را «به تبعیت از تشخیص و تصمیم» مصباح صادر کرده است؛ حکمی که با توجه به سال‌ها قائم‌مقامی رجبی در این مؤسسه چندان غیرمنتظره نبود. رسانه‌های نزدیک به نهادهای تندرو و امنیتی اما رجبی را اغلب «آیت‌الله» لقب می‌دهند.

ادامهٔ راه و رسم مصباح؛ «برخورد کنید»

اگر مصباح یزدی در میان رسانه‌ها و افکار عمومی اغلب «روحانی تندرو» نامیده می‌شود، دست راست او نیز قاعدتاً چنین رویه و راه و رسمی دارد، آن‌چنان‌که رجبی در موارد و موضوع‌های گوناگون آشکارا خواستار برخورد شدید نهادهای امنیتی با جنبش‌های اعتراضی شده است.

برای مثال، رجبی نه تنها به شدت با هشتگ «اعدام نکنید» – که در واکنش به صدور حکم اعدام برای سه نفر از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های آبان‌ماه ۱۳۹۸ توسط کاربران ایرانی در فضای مجازی به راه افتاده بود- مخالفت کرد بلکه از قوه قضاییه خواست تا «حکم آن‌ها را بدون توجه به فشارها و فضاسازی رسانه‌ای اجرایی کند».

او پیشتر نیز معترضان در عاشورای خونین ۱۳۸۸ را «افرادی که به هیچ اصلی از ارزش‌های انسانی پایبند نیستند» توصیف کرده و خواستار «برخورد جدی» با آن‌ها شده بود. او حتی از مردم نیز خواست تا معترضان را «شناسایی» و «به دستگاه‌های ذیربط معرفی نمایند». رجبی در بهمن ماه سال ۱۳۸۹ هم مجموعه اقدام‌های رهبران جنبش سبز بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری مناقشه‌انگیز سال ۱۳۸۸ را گواهی بر «نهایت رذالت» این افراد دانسته و وعده داده بود که مردم «این جرثومه‌های فساد را از صحنهٔ اجتماع پاک خواهند کرد».

او البته فراتر از این‌ها ادبیات تند و سخیفی علیه مخالفان جمهوری اسلامی به کار می‌گیرد و از جمله در واکنش به اعتراض‌های مردمی در سال ۱۳۹۶ گفته بود: «آرزوی براندازی نظام را به گور خواهید برد.»

محمود رجبی از مصباح یزدی تجلیل می‌کند، اردیبهشت ۱۳۹۶
محمود رجبی از مصباح یزدی تجلیل می‌کند، اردیبهشت ۱۳۹۶

محمود رجبی در فعالیت‌های سیاسی‌اش عضو «جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه قم» است و در جلسات جبههٔ پایداری سخنرانی می‌کند. او از جمله به شدت حامی محمود احمدی‌نژاد بود؛ حمایتی که در انتخابات سال ۱۳۸۸ آشکارتر شد، آن‌چنان‌که این محمود رجبی بود که تنها چند روز پیش از آن انتخابات، ضمن رد برخی شایعات، احمدی‌نژاد را «کاندیدای اصلح» و رأی اکثریت اعضای «جامعهٔ مدرسین» برای حمایت از نامزدی او را «امر مسلمی» توصیف کرد. رجبی حتی بعد از بالاگرفتن انتقادها از احمدی‌نژاد پس از مناظره‌های تلویزیونی، مجدداً با حمایت از احمدی‌نژاد تأکید کرد که «نظر هیچ‌کدام از اعضای جامعهٔ مدرسین تغییر نکرده و با همان قوت باقی است».

این ماه عسل البته چندان طول نکشید و با آشکار شدن اختلاف احمدی‌نژاد با علی خامنه‌ای، رجبی نیز در ادبیاتی قابل انتظار، احمدی‌نژاد و تمام اطرافیان او را «جریان انحرافی» لقب داد: «هر کسی از رهنمودهای امام و رهبری زاویه گرفت، نشانهٔ این است که به این اصل پایبند نیست و نمی‌تواند در جبهه حق قرار گیرد.»

محمود رجبی در انتخابات سال ۱۳۹۲ در ستاد سعید جلیلی رفت‌وآمد داشت؛ منبر می‌رفت و در ستایش از جلیلی، «جریان انحرافی» و «فتنه» را با هم می‌کوبید: «جلیلی در مقابله با جریان انحرافی جدی است و تبعیت کامل او از مقام معظم رهبری باعث دشمنی جریان انحراف و فتنه با وی شده است.»

با این حال، آن‌چه در سابقهٔ او به شکل پررنگی دیده می‌شود، تلاش برای «اسلامی‌سازی علوم انسانی» است؛ موضوعی که نشان می‌دهد او تا چه اندازه‌ای تحت‌تأثیر مصباح یزدی است. او از جمله می‌گوید که اساساً یکی از اهداف تأسیس «بنیاد باقرالعلوم» و «مؤسسهٔ امام خمینی» در حقیقت «تولید یک کادر علمی» است که بتوانند «کار اسلامی‌سازی علوم انسانی را برعهده بگیرند». مهم‌ترین خواستهٔ رجبی از وزرای علوم پیشنهادی در آستانهٔ رأی اعتماد نیز «اعتقاد راسخ به مسئلهٔ مهمِ اسلامی شدن علوم انسانی» است.

محمود رجبی همچنان در این باره سخنرانی می‌کند، استاد راهنما یا مشاور برخی پایان‌نامه‌هاست و البته گله‌ می‌کند که «متأسفانه اسلامی‌سازی علوم دانشگاهی که مورد تأکید ویژهٔ رهبر معظم انقلاب قرار دارد، هنوز به نقطه مطلوب نرسیده است».

رجبی، «منطق پزشکی» و «گوگل ایرانی»

محمود رجبی البته می‌داند که مسیر بالا آمدن در نظام جمهوری اسلامی بدون حمد و ستایشِ علی خامنه‌ای امکان‌پذیر نیست. از این رو، به بهانه‌های متفاوت و گاه با استنادهای بی‌ربط به روایات و وقایع تاریخی، از رهبر جمهوری اسلامی تمجید می‌کند. برای مثال، او طی سال‌های اخیر بارها در پاییز به بهانهٔ «سالگرد سفر» علی خامنه‌ای به قم در سال ۱۳۸۹ مصاحبه کرده، خاطره‌ای از دیدارهای خصوصی طلاب و یا جمله‌ای از خامنه‌ای را نقل کرده و البته از رسانه‌ها خواسته است که «ابعاد مختلف سفر و بیانات» خامنه‌ای را تبیین کنند.

از نظر محمود رجبی، رهبر جمهوری اسلامی «یک عارف به تمام معنا»، «مرد الهی» و «یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی در عصر حاضر است» به طوری که «اگر شب و روز شکرگزار این نعمت باشیم، نمی‌توانیم حق ایشان را ادا کنیم».

پس از آن‌که علی خامنه‌ای خرید برخی واکسن‌های کرونا را ممنوع اعلام کرد، محمود رجبی نیز وارد صحنه شد و گفت که «منطق پزشکی اقتضا می‌کند در عدم خرید واکسن از آمریکا قاطع باشیم».

محمود رجبی هنگام مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی خامنه‌ای، ۱۳۹۷
محمود رجبی هنگام مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی خامنه‌ای، ۱۳۹۷

رجبی از جمله مخالفان شورای رهبری و طرفدار رهبری واحد است. او از مصباح یزدی به طور ویژه‌ای ستایش می‌کند چرا که «یک‌تنه جلوی آموزه‌های لیبرالیستی مثل آزادی، دموکراسی و حقوق بشر غربی ایستاد». خواستار استفاده از «هوش مصنوعی در فرایند اجتهاد» است. از وزارت ارتباطات می‌خواهد که در مقابله با «اثرگذاری دشمن در فضای مجازی» هرچه زودتر «گوگل ایرانی» را راه بیندازد. و می‌گوید که برای طلاب باید «مزایا و امکانات تشویقی بیشتری» اختصاص یابد تا «کرامت طلاب به دلیل مسایل معیشتی خدشه‌دار نشود» ‌و «زمینهٔ هجرت و تبلیغ» آن‌ها فراهم گردد.

محمود رجبی حالا بعد از حدود نیم قرن از زیر عبای مصباح یزدی خارج شده و رئیس «مؤسسهٔ امام خمینی» شده است؛ مؤسسه‌ای در قم که همواره مورد حمایت رهبر پیشین و کنونی جمهوری اسلامی بوده است، آن‌چنان‌که رجبی به‌صراحت می‌گوید: «امام به آیت‌الله مصباح فرموده بودند مؤسسه را تا دو برابر توسعه بده و من تا زنده‌ام، هزینه‌اش را می‌دهم… بعد از ایشان هم رهبر عزیز ما عنایت ویژه‌ای داشتند.»

نظرات نویسندگان در یادداشت‌ها لزوماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .