اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'هنر'

Feb 20 2019

فیروز شیروانلو؛ از اتهام ‘ترور محمدرضا شاه’ تا شنل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,بدون دسته بندی,سیاسی,هنر


بی‌بی‌سی: علی اکبر صادقی و فیروز شیروانلو”فیروز شیروانلو از آن جان‌های شیفته‌ای بود که در چند دهه‌ اخیر کمتر نظیرش را یافتیم. چه سخت کوش بود و چه پرطاقت. جدی بود بی آنکه عبوس باشد. آرام بود اما چه در تلاطم، پرشور. بلند بالا بود و آراسته و مطمئن به نفس علمی که در سینه داشت. از اسلاف آنان بود که نیتی دارند و به دنیا آمده‌اند تا کاری را به انجام برسانند. صاحب رسالتی بود که زمان و مکان و ملاحظات کوتاه اعتبار را به چیزی نمی‌گرفت، باری داشت که باید به مقصد می‌رساند با هر وسیله‌ای.”

فیروز شیروانلو که از او به عنوان یکی از معماران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نام برده و یاد می شود یکی از افراد این نسل بود که آیدین آغداشلو در سوگش چنین نوشته است.

سرخ‌ های زرد

شیروانلو که متولد ۱۳۱۷ در مشهد بود برای ادامه تحصیل در اواخر دهه سی به لیدز در انگلستان رفت و آنجا بود که با جوانان مارکسیستی که از شوروی رو گردان و به چین متمایل شده بودند از جمله محسن رضوانی و پرویز نیکخواه آشنا شد.

آن سال‌ها، سال‌های اوج اختلاف چین و روسیه در اردگاه سرخ بود و بسیاری از مارکسیستها با توجه به سرنوشت حزب توده از شوروی رویگردان شده بودند و حزب کمونیست برادر به دیگر سو چشم دوخته بودند. نگاهی که در آغاز به پکن چشم دوخت و در انتها به تیرانا و حزب کمونیست آلبانی ختم شد. شیروانلو تا دبیرکلی اتحادیه دانشجویان انگلستان پیش رفت و پیش از بازگشت به تهران در سال ۱۳۴۴ شخصیت شناخته شده‌ای در کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی بود که در روزهای اوجش و در تمامی کشور های غربی علیه شاه فعالیتی گسترده و شدید داشت.

در کنار پرویز نیکخواه، احمد منصوری، احمد کامرانی، محسن رسولی و منصور پورکاشانی به‌ عنوان متهمان این پرونده دیده می‌شود

ترور محمدرضا پهلوی

شیروانلو پس از بازگشت به ایران در انتشارات فرانکلین به عنوان مدیر هنری مشغول به کار شد. همزمان به همراه نیکخواه و تعدادی دیگر از منتقدان حکومت پهلوی به مطالعه و تحقیق درباره چگونگی آغاز جنبشی فراگیر و شورشی ضد سلطنتی در پاتوق های روشنفکری آن روزهای تهران پرداخت.

انتشارات فرانکلین که در آن دوران تصویر سازی کتاب را با هنرمندانی چون پرویز کلانتری و نورالدین زرین کلک آغاز کرده بود، با دعوت آراپیک باغداساریان و فرشید مثقالی از سوی شیروانلو برای طراحی مجله “پیک” گام دیگری به جلو برداشت. زرین کلک شیروانلوی آن روزها را جوانی “خوش لباس و قیافه” و “مودب” به یاد می آورد که با “آداب‌دانی” و “روشنفکری‌اش” بقیه را مجذوب خود می‌کرد.

در همین روزهاست که ناگهان خبر می‌رسد محمدرضا پهلوی در کاخ مرمر توسط سربازی به نام رضا شمس آبادی ترور شده اما خبر بعدی برای بسیاری از هنرمندان و روشنفکران بخصوص دوستان شیروانلو تکان دهنده تر است، اینکه نام او در کنار پرویز نیکخواه، احمد منصوری تهرانی، احمد کامرانی، محسن رسولی و منصور پورکاشانی به‌ عنوان متهمان این پرونده دیده می‌شود. ارتباط ترور شاه و این جمع پس از سال‌ها هنوز در هاله‌ای از ابهام است. دستگیری عده‌ای که دارای عقاید مارکسیستی و منتقد حکومت بودند که طرح‌هایشان در حد محافل روشنفکری بود اما هیچگاه به آن درجه از سازماندهی که به طراحی ترور شاه منجر شود، نرسیده بود. به نظرمی‌رسد این هم سناریویی مانند طرح ترور ولیعهد در حدود یک دهه بعد بود که به دستگیری تعدادی هنرمندان و روشنفکران چپ منتقد حکومت پهلوی منجر و به دادگاه گلسرخی و دانشیان ختم شد.

پرویز ثابتی، مدیر امنیت داخلی ساواک در کتاب “در دامگه حادثه” درباره ترور شاه می گوید: “شاه پس از دیدن یکی از رهبران اصلی گروه به اسم منصوری تهرانی متقاعد نشده بود که این توطئه به وسیله منصوری و کامرانی صورت گرفته و می بایست سیاست هایی دنبال آن بوده باشند. دکتر اقبال به من گفت اعلیحضرت گفته بودند نفهمیدیم این تیرها بالاخره از کجا به طرف ما شلیک شد. من به دکتر گفتم واقعیت همین است که کشف شده است. دکتر اقبال گفت مطلقا معتقد نیست که این تیرها را این افراد خودشان زده اند و فکر می کند کار روس‌ها یا انگلیسی‌ها بوده است.”

دادگاه دو نفر از این افراد را به اعدام و بقیه را به حبس های کوتاه و بلند محکوم می‌کند و پس از درخواست عفو و تجدید نظر‌خواهی احکام بعضی تعدیل و برخی افزایش پیدا می‌کند از جمله شیروانلو که حکم یک ساله‌اش، پنج‌ساله می‌شود و نیکخواه که حکم حبس ابدش به ده سال حبس تقلیل می‌یاید.

در سال‌های بعد همه‌ آن‌ها به جز احمد منصوری که حتی در حضور شاه هم به دست داشتن در ترور اصرار داشت، از زندان آزاد شدند و برخی هم به مراکز دولتی و حکومتی مانند رادیو و تلویزیون و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان راه یافتند.

سازدهنی امیر نادری از فیلم های ساخته شده در کانون است

شنل شیروانلو

فیروز شیروانلو پس از رهایی از زندان مرکز نشر نگاره را برای کارهای تبلیغاتی راه اندازی می کند و از افرادی مانند عباس کیارستمی و احمدرضا احمدی و فرشید مثقالی و فریده فرجام و نیکزاد نجومی دعوت به کار می‌کند و در این ایام است که به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دعوت می‌شود.

لیلی امیرارجمند رییس کانون درباره راه اندازی انتشارات کانون می گوید: “اولین مرحله بعد از تاسیس کتابخانه‌ها، ایجاد بخش انتشارات کانون و امکاناتی برای تولید و نشرکتاب بود که با انتشار همان اولین کتابی که توسط علیاحضرت [فرح پهلوی] ترجمه و طراحی شده بود ، آغاز شد. درآن زمان آقای فیروز شیروانلو که از طرف انتشارات فرانکلین به ما معرفی شده بود به کانون آمد و بخش انتشارات را به دست گرفت.”

خانم امیرارجمند با اشاره به این‌که هیچ اطلاعی از سوابق سیاسی شیروانلو نداشته می‌گوید:”او که تجربیات زیادی در زمینه چاپ کتاب داشت و با اکثر نویسندگان و دست اندرکاران آشنایی داشت، امکاناتی به وجود می‌آورد که من با این افراد آشنا شوم.”

نورالدین زرین کلک درباره حضور شیروانلو در کانون می گوید: “هرچند این یک کار دسته جمعی محسوب می شد، اما در واقع فیروز شیروانلو بود که کانون را به شکلی که ما امروز می شناسیم درآورد.”

بنا بر گفته آقای زرین کلک درسال ۱۳۴۸ فیروز شیروانلو با ایجاد مرکز سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آن را متحول ساخت: “استخدام نخبگان کار شیروانلو بود. او نفر دوم کانون و در کنار خانم لیلی امیرارجمند – مدیر عامل – موتور حرکت آن به شمار می رفت. آشنایی من با او پیش تر و از انتشارات فرانکلین شروع شده بود.”

بیشتر بخوانید:

  • کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ پنجاه سال فعالیت فرهنگی
  • روایت نورالدین زرین‌کلک از کانون پرورش فکری کودکان و نوجونان
  • کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ ده فیلم، ده سینماگر
  • ناصر زراعتی: عباس کیارستمی فرزند کانون پرورش فکری بود
  • امیر نادری به روایت امیر نادری

در این دوران او برای جان دادن به ادبیات کودکان به سراغ شاعران و نویسندگانی چون م. آزاد، سیروس طاهباز و نادر ابراهیمی می‌رود و برای طراحی آثار به سراغ هنرمندانی چون کیارستمی، مثقالی و نیکزاد نجومی؛ که نتیجه‌اش می شود آثار ماندگاری چون: من حرفی دارم که فقط شما بچه‌ها باور می‌کنید از احمدرضا احمدی؛ حقیقت و مرد دانا از بهرام بیضایی؛ گمشده‌ دریای غلامحسین ساعدی؛ بعد از زمستان در آبادی مای سیاوش کسرائی و گل اومد، بهار اومد منوچهر نیستانی.

از دیگر کتاب‌های یه یادگار مانده از این دوران کتاب ماهی سیاه کوچولو ی صمد بهرنگی با تصویرسازی مثقالی است که با گرفتن جوایز جشنواره های بولونیا و براتیسلاوا تصویرگری ایرانی را در سطح جهانی مطرح کرد.

گام بعدی شیروانلو راه اندازی موسسه‌ سینمایی کانون آن هم با یک ابتکار جالب بود. محمدرضا اصلانی در این‌باره می گوید: “این مرکز با بودجه خصوصی و اعتبار شخصی شیروانلو ایجاد شد و او با دعوت از سیرک مسکو از درآمد آن، صندوقی برای بخش سینمایی کانون ایجاد کرد.” به نظر اصلانی “اولین تجربه‌های فیلم کوتاه کودکان در این مرکز و تحت تاثیر سینمای اروپای شرقی جان گرفت و حتی کارگردانانی مانند امیر نادری که در سینمای تجاری موفق بودند، با آمدن به کانون وجهه فرهنگیشان پررنگ شد.” امیر نادری در گفتگویی در برنامه تماشای بی بی سی فارسی می‌گوید:”فیروز شیروانلو به نوعی افرادی همچون من، عباس کیارستمی، بهرام بیضایی و بسیاری دیگر را حمایت کرد و ما انگار از زیر شنل او به سینما وارد شدیم.”

آغاز این راه “نان و کوچه” کیارستمی و “عمو سبیلوی” بیضایی و “بدبده” اصلانی است و ادامه اش تا “خانه دوست کجاست” کیارستمی و “دونده” نادری و “کلید” ابراهیم فروزش می رسد. سبک سینمایی که بر سینمای پس از انقلاب ایران مهرش را به تایید و تعدد بارها زده است.

فیروز شیروانلو به همراه همسرش

پلی بین دو جهان

شیروانلو پس از مدتی از کانون راهی دفتر فرح پهلوی می‌شود و ریاست واحد هنری آن جا را برعهده می گیرد.. برخی این رفتن را به جبر و برخی آن را ترفیع جایگاه شیروانلو می دانند.

آغداشلو درباره رفتنش می گوید: “کانون اگر کانون شد به میزان زیادی به خاطر مدیریت کوتاه او بود. هسته مرکزی کارکنانش را تشکیل داد و از دعوت مخالفین دستگاه هم باکی نداشت. آدم حسابی می‌خواست و کار خوب. حیف که شغلش پایدار نماند.”

احمدرضا احمدی می گوید: “دیگر ساواک کانون را نشانه گرفته بود و کنترل خیلی عجیب‌وغریب بود. در کتاب من حرفی دارم … دیوارهای باغی نقاشی شده بود. شیروانلو را برای همین بردند ساواک. می‌گفتند می‌خواستید کاخ مرمر را مسخره کنید. از یک موقعی به بعد، کانون رفت زیر ذره‌بین. دوسه تا گروه چریکی هم در کانون بودند که آن‌ها را گرفتند.”

در دفتر مخصوص فرح شیروانلو در راه اندازی موزه‌های رضا عباسی، فرش، آبگینه و هنرهای معاصر نقش مهمی ایفا می کند و با تخصیص بودجه و خرید آثار هنرمندان جوان برای این موزه‌های تازه تاسیس، به آن ها کمک می کند. همسو با آن شروع به خرید آثار هنری جهانی برای موزه‌ها می‌کند و با فرستادن هنرمندان ایرانی و کارهایشان به خارج از کشور تلاش می‌کند پلی دو سویه بین هنر ایرانی و جهانی برقرار کند.

نمایشگاه هنرمندان معاصر ایرانی در شهر بال سویس را برپا می کند که در کاتالوگ آن می توان نام همه هنرمندان مهم معاصر ایرانی را دید.

از دیگر کتاب‌های یه یادگار مانده از این دوران کتاب ماهی سیاه کوچولو نوشته صمد بهرنگی با تصویرسازی مثقالی است که با گرفتن جایزه جشنواره های بولونیا و براتیسلاوا تصویرگری ایرانی را در سطح جهانی مطرح کرد

از نیاوران تا نیما و عشق به زبان فارسی

آخر خط تلاش‌های شیراوانلو یا به قول آغداشلو “دور باطل نفس نفس زدن هایش” فرهنگسرای نیاوران است. او که ابه نهادسازی اعتقاد دارد سعی می کند آن جا را به پاتوقی برای جوانان اهل فرهنگ و هنر از سویی و کارگاه های آموزشی از سویی دیگر تبدیل کند.

شیروانلو درباره ایجاد فرهنگسرای نیاوران گفته بود: “فرهنگسرا برپا شده است تا برنامه های فرهنگی و هنری به مردم ارائه بدهد. به کلام ساده مردم باید جایی داشته باشند تا بطور یکسان از تئاتر و موسیقی و نمایشگاه استفاده کنند.”

اما مدیریت این جا هم دیری نپایید و با آنکه او و همکارانش همراه انقلاب نام فرهنگسرا را از نیاوران به نیما تغییر دادند اما موج برآمده از خیزش مردم او را در روزهای پس از انقلاب خانه‌نشین کرد و پس از چندی به همراه همسرش با چند چرخ خیاطی به تولید لباس و پوشاک پرداخت.

در روزهای تلخ و سخت دهه ۶۰ کار کتاب را که از زندان و با ترجمه “شناخت هنر” ارنست فیشر و بعدها ترجمه “هنر نگارگری” بازیل گری آغاز و ادامه داده بود با تلاش برای تدوین فرهنگ علوم اجتماعی و ترجمه “زبان دری” سهیل افنان ادامه داد که اعتقاد داشت زبان و پویایی اش به رشد فرهنگی یک جامعه کمک می کند. همچنین درگیر واژه نامه هایی دیگر شد که به سرانجام نرسیدند و در دهمین سالگرد انقلاب و در آخرین روز بهمن ۶۷ از جهان رفت و به قول آغداشلو: “زندگی کوتاه پنجاه ساله‌اش مالامال شد از رنجی عظیم که بی‌قدردان ماند.”

احمدرضا احمدی در سوگش نوشت:‌ “مرا یاد است آن هنگام که باران در خیابان بود و هنوز پیاده‌روها مه صبحگاهی و دود شهر تهران را به تن داشتند. من و آیدین، در کوچه‌ پشت بیمارستان ساسان تهران، تو را در آمبولانس نهادیم. من ایستاده بودم و بر شانه‌های آیدین گریه می‌کردم. دو گیتی بر سرم آوار بود.”

No responses yet

Nov 21 2018

یک توصیه به رضا پهلوی در مورد پیامدهای ناخوشایند کاریکاتور توکا نیستانی؛ ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,هنر


گویانیوز: برادران نیستانی را تقریبا همه ی ما می شناسیم: توکا و مانا.

هر دو به خاطر شرایط سیاسی ایران، به خارج مهاجرت کرده اند و در رسانه های اینترنتی مشغول کار ند.

کارهای مانا که برادر جوان تر توکا ست، به دلیل سبک های مختلف کار ش، بیشتر برای مراجعان اینترنت آشناست.

کارهای توکا اما از نظر سبک و اجرا، اثر خاص و ماندگارتری دارد.

آن چه تا به حال از این دو برادر هنرمند -و به واقع هنرمند- دیده ایم، نقد در تمام زمینه های سیاسی و اجتماعی بوده است. نظام اسلامی حاکم بر ایران از ضربات هنری این دو هنرمند هرگز در امان نبوده و هر بدکاری و تبهکاری که در ایران صورت داده، بلافاصله -و در مورد کارهای توکا، کمی با فاصله- به شکل کارتون و کاریکاتور نسبت به آن ها واکنش سنگین دیده است.

روزی که من در خیابان فردوسی، در راهپیمایی سکوت ۸۸ کارهایی از مانا نیستانی در دست چند نفر از تظاهر کنندگان دیدم، به قدرت و «رسانه ی واقعی» بودن اینترنت فارسی و همین طور هنر موثر کاریکاتوریست پی بردم.

کارِ کاریکاتوریست و طنز پرداز، انتقاد از همه چیز و همه کس است. نه این که در انتقاد تقدسی باشد و منتقد، بیهوده دست به انتقاد بزند، اما آن چه «به نظر» منتقدِ طرح پرداز و طنز پرداز غلط می آید و آن را به صورت طرح ارائه می کند، طبیعتا باید موردِ استقبال شخص مورد انتقاد قرار گیرد که ایراد احتمالی اش برای تصحیح آتی نشان داده شده است.

حال، توکا نیستانی بعد از صدها طرحی که در انتقاد از حکومت اسلامی و حاکمان اش کشیده، کاریکاتوری در نقد رضا پهلوی -آن هم به شکل خیلی ملایم- منتشر کرده، که متاسفانه باعث برخورد وحشتناک لفظی و قلمی «هواداران» ایشان با توکا نیستانی شده است.

این که می گوییم هواداران، همان طور که در مطلب دیگری نوشتم، معنی اش «الزاما» هواداران واقعی نیست، بلکه دشمنان رضا پهلوی، که تعدادشان هم کم نیست، خود را به عنوان هوادار و دوست جا می زنند، بعد با اعمال و گفتار زشت، موجب دلزدگی مردم از او و خانواده اش می شوند. ما قبلا در این باره به تمام سیاسیون هشدار داده ایم و از «هواداران» دروغین و آسیب های آن ها به گروه ها و شخصیت های سیاسی سخن گفته ایم.

اما رضا پهلوی می تواند همین مورد را به ضد دشمنان آزادی قلم و به نفع اسم و رسم خود به کار گیرد و چون این بار هنرمندان نامدار و محبوب جوانان، مورد حمله ی «هوادارنما»ها قرار گرفته اند، از آن برای تبری از دشمنان «دوست نما» یش استفاده کند.

پیشنهاد من این است که برای تار و مار کردن این نوع هواداران زشت گو و زشت خو، رضا پهلوی شخصا، با این دو هنرمند، در اروپا یا امریکا ملاقات و گفت و گو کند و نشان دهد که به هیچ وجه مخالف کارتونیست و طنز نویس و منتقد نیست و سعه ی صدر یک آزاد اندیش واقعی را دارد.

با این کار هم نقشه ی تخریب رضا پهلوی خنثی می شود، هم هواداران دروغین، بساط خود را دستکم برای مدتی از اینترنت جمع می کنند، هم خط مشی و طرز تفکر واقعی رضا پهلوی بیش از پیش آشکار می گردد.

No responses yet

Jul 12 2018

وزیر ارتباطات: اعترافات مائده هژبری واکنشی به شفافیت در بازار ارز بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سانسور,هنر

رادیوفردا: محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات، می‌گوید پخش اعترافات مائده هژبری دختر رقصنده اینستاگرام، برای انحراف افکار عمومی از کسانی است که منافعشان از شفاف‌سازی بازار ارز به خطر افتاده است.

روز دوشنبه، شبکه یک سیما برنامه‌ای با عنوان «بیراهه» پخش کرد که در آن چند دختر از فعالیت‌های خود در اینستاگرام ابراز ندامت می‌کردند.

یکی از این دختران، مائده هژبری ۱۷ ساله بود که دربرابر مجری اعتراف‌گیر سیما گریه می‌کرد.

بلافاصله سیلی از واکنش‌های انتقادی به این برنامه و کلیت صدا و سیما به‌راه افتاد.

زهرا رهنورد که درحصر خانگی است تا ده‌ها چهره سیاسی و فرهنگی داخل و خارج کشور و هزاران کاربر ایرانی این برنامه را محکوم کردند. این بار حتی روزنامه کیهان این برنامه را «بدسلیقگی» و «دادن بهانه به دشمنان» دانست و قوه قضاییه هم مسئولیت آن را نپذیرفت. حتی در برنامه‌های صدا و سیما نیز به این برنامه انتقاد شد اما مدیریت این سازمان از اقدام خود دقاع کرد.

در واکنش به ایران برنامه، محمدجواد آذری جهرمی، روز چهارشنبه ۲۰ تیرماه در یک مصاحبه رادیویی هدف از این برنامه را انحراف افکار عمومی دانست و گفت: «پیش کشیدن موضوع دختر خانمی که در اینستاگرام فعال بود و فیلتر این شبکه اجتماعی، حاصل تصمیم اتاق فکرهایی بود که منافعشان از موضوع شفاف‌سازی ارزی به خطر افتاده است. البته نه اینکه بگویم صدا و سیما و مسئول محترمی که در این موارد مصاحبه کرده است، اتاق فکر هستند.»

وزیر ارتباطات نخستین وزیری بود که فهرست دریافت‌کنندگان ارز ۴۲۰۰ تومانی برای واردات گوشی‌های هوشمند را منتشر کرد. پس از انتشار این فهرست مشخص شد شرکت‌هایی تازه‌تاسیس یا بیرون از حوزه کاری‌شان برای واردات موبایل ارز دولتی گرفته‌اند و آن را به نرخ آزاد فروخته‌اند یا حتی همه ارزها را صرف واردات نکرده‌اند.

محمد شریعمتداری، وزیر صنعت و معدن و تجارت، که در ابتدا از انتشار فهرست مشابه خودداری می‌کرد در پی انتقادهای گسترده در نهایت فهرست دریافت‌کنندگان ارز دولتی را منتشر کرد. این فهرست هم به نوبه خود جنجالی شد.

محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات در ادامه مصاحبه خود بدون ذکر جزئیات درباره پخش اعترافات مائده هژبری از شبکه یک گفت: «وقتی فضای کشور روی مطالبه شفاف‌گرایی قرار گرفته تا تکلیف ارزهایی که گرفته شده مشخص شود، یک باره خانمی تبدیل به سوژه خبری بزرگی می‌شود که کل دنیا شروع به صحبت کردن درباره او می‌کنند که به نظر من طبیعی نیست.»

در همین حال حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور و عضو شورای نظارت بر صدا و سیما، هم گفت: « امکان رسیدگی به شکایت افراد نسبت به پخش تصاویر آنها در تلویزیون از سوی شورای نظارت بر صدا و سیما وجود دارد.»

پای برنامه «بیراهه» صدا و سیما به مجلس هم کشیده شد. غلامرضا کاتب، عضو ناظر مجلس در هیات نظارت بر صدا و سیما، به خبرگزاری ایسنا گفت «شکایت‌های متعددی توسط انجمن حمایت از کودکان و گروه‌های اجتماعی گوناگون» به شورای نظارت رسیده و به این شکایت‌ها در جلسه هفته آینده شواری نظارت رسیدگی خواهد شد.

علی مطهری، نائب رئیس مجلس، نیز با انتقاد از برنامه «بیراهه» و البته مخالفت با رقصیدن دختران در اینستاگرام گفت: «پخش اعترافات یک دختر نوجوان از فعالیت خلاف اخلاق اینستاگرامی او با حالت گریه و بی‌پناهی از صداوسیما، عواطف مردم را به نفع او تحریک کرد. باید نبض روانشناسی جامعه در دست مدیران صداوسیما باشد تا نقض غرض نکنند. مردم همیشه طرفدار مظلومند هر چند کار او را و راه و فکر او را درست ندانند.»

علی مطهری برنامه «بیراهه»، «پخش صحنه‌هایی از زندگی خصوصی مرحوم سیدامامی فعال محیط زیست» و «دادگاه‌های معترضان انتخابات سال ۸۸» را تنها «مشتی از خروار» در مورد کارنامه صدا و سیما دانست.

صدا و سیما، نیروی انتظامی و قوه قضاییه هیچ کدام مسئولیت پخش برنامه «بیراهه» را به عهده نگرفته‌اند.

در حالی که محمد حسین رنجبران، مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما، گفته است «براساس صحبتی که با مسئولان ناجا داشتم برای این افراد حکم قضایی صادر شده بود و حتی مقام قضایی درخواست کرده بوده تا موضوع این افراد حتما رسانه‌ای شود»، ایسنا نوشته است نتیجه پیگیری‌ها این خبرگزاری از چند حوزه قضایی با این پاسخ روبرو شده است: «پخش این مستند با هماهنگی دستگاه قضایی نبوده است و دستگاه قضایی اوایل هفته آینده در این زمینه اطلاع‌رسانی لازم را خواهد کرد.»

#شاپرک_شجری‌زاده، #مائده_هژبری و زنان شجاع دیگری که توسط اشغال‌گران ایران، زندانی/محکوم می‌شوند، تنها جرم‌شان این است که می‌خواهند آزاد باشند و زندگی کنند. این #فرقه_تبهکار، ۳۹ سال است که زندگی را از ایران و زنانش سلب کرده. #فردای_براندازی، فردای زندگی و آزادی زنان ایران است. pic.twitter.com/E5HevezaQM

— Reza Pahlavi (@PahlaviReza) July 8, 2018

از سوی دیگر ده‌ها تن از مخالفان جمهوری اسلامی در خارج کشور، در پی پخش این برنامه در نامه‌‌ای به مایک پومپئو وزیر خارجه آمریکا، خواستار تحریم صدا و سیما شدند.

رضا پهلوی، فرزند محمدرضا شاه، نیز در توییتر خود نوشت جرم مائده هژبری و زنان دیگر ایرانی این است که «می‌خواهند آزاد باشند و زندگی کنند…»

منتقدان سیاست‌های صدا وسیما این سازمان را سال‌هاست که متهم می‌کنند از سازمانی «ملی» به صدا و سیمای «میلی» تبدیل شده و اهداف نهادهای نظامی – امنیتی و جناح‌های سیاسی تندرو را دنبال می‌کند.

#اعترافات_تلویزیونی دیروز چنددختر نوجوان همچنان که انتظار می‌رفت بامحکومیت قاطع #افکار_عمومی مواجه شد.
اگر #صداوسیما به کسی غیراز #رهبر جوابگو بود، هرگز نمی‌توانست این روش غیرقانونی و غیرانسانی را ادامه دهدکه چندش‌آور است، قاطبه ایرانیان را می‌رنجاند و موجب وهن نظام می‌شود.

— مصطفی تاجزاده (@mostafatajzade) July 8, 2018

مصطفی تاجزاده فعال سیاسی اصلاح‌طلب پس از پخش برنامه «بیراهه»در توییتر خود نوشت: «اگر صدا و سیما به کسی غیر از رهبر جوابگو بود هرگز نمی‌توانست اعتراف‌گیری غیرقانونی و غیرانسانی را ادامه دهد…»

رئیس صدا و سیما از منصوبان رهبر جمهوری اسلامی است و این سازمان تاکنون درباره تحقیق و تفحص مجلس از خود مقاومت نشان داده است.

با استفاده از ایسنا، کلمه، صدا و سیما و رادیو فردا؛ ح.ر/س.ن

No responses yet

Jul 11 2018

عبدالرضا کاهانی: دیگر تن به سانسور نمی‌دهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

ایران وایر:کاهانی در گفتگو با ایران وایر:«فیلم‌هایم را به یک پخش‌کننده خارجی واگذار کرده‌ام و پخش کننده فرانسوی برای اکران فیلم‌ها تصمیم می‌گیرد.»
«حتی اگر تا پایان عمر فیلم نسازم، دیگر به سانسور و مجوزهای نداده‌ی #وزارت_ارشاد فکر نمی‌کنم. آزادانه فیلم خواهم ساخت و می‌دانم در جهان مدرن راههای مختلفی برای ارتباط با تماشاگران وجود دارد.» این جملات عبدالرضا کاهانی؛ کارگردان ایرانی در توئیتر است. او تا کنون ده فیلم سینمایی ساخته و بارها فیلم‌هایش سانسور شده و چند بار طعم توقیف فیلم‌هایش را چشیده است. کاهانی هیچ‌گاه تسلیم شرایط نشده، با وزارت ارشاد بارها وارد دعوا شده و قتی جدال‌اش به نتیجه نرسیده، فیلم بعدی را کلید زده است، اما حالا او تصمیم گرفته به هیچ وجه تن به سانسور ندهد.
جریان توئیتی که نوشتید چه بود. چطور شد تصمیم گرفتید که دیگر به سانسور و مجوز تن ندهید؟

واقعا نمی‌شود با سانسور فیلمی ساخت که از آن لذت برد. مرتب باید فکر بکنی چطور می‌شود از مجوز عبور کرد، چطور می‌شود سر مردم کلاه گذاشت و فیلم غیر واقعی ساخت، برای این که پول درآورد. هر روز دارد فاصله ما با تماشاگر بیشتر می‌شود، برای این که تماشاگر در دنیای واقعی سیر می‌کند و ما نمی‌توانیم همان دنیای واقعی را نمایش دهیم. بگذارید یک مثال بزنم. اگر یک دوربین در خیابان کار بگذاریم و خودمان برویم. فردا راش‌های همان دوربین را به وزارت ارشاد بفرستیم و درخواست مجوز کنیم. ارشاد می‌گوید: چرا این آدم‌ها این لباس‌ها را پوشیده‌اند؟ چرا اینطوری حرف می‌زنند؟ تا یک زمانی می‌شد فیلم‌هایی ساخت که با واقعیت جامعه منطبق باشد اما الان پوشش مردم در خیابان با پوشش در فیلم‌ها کاملا فرق دارد. حرف‌های مردم با حرف‌های فیلم‌ها فرق دارد. فیلم تخیلی می‌توان ساخت اما فیلم واقعی که مردم خودشان را در فیلم‌ها پیدا کنند و حرفی برای گفتن داشته باشد، نمی‌شود ساخت.. من زحمت کشیدم با بدبختی و پول کم فیلم ساخته‌ام که آدم‌ها خودشان را با حداقل سانسور روی پرده ببینند. وقتی امکان ساخت آن فیلم‌ها هم مهیا نیست، این سوالات برای خودم پیش می‌آید. اصلا چرا من فیلم می‌سازم؟ آیا فیلم می‌سازم برای این‌که اموراتم را بگذرانم؟ برای این‌که امورات را گذراند می‌توان کارهای دیگر هم کرد. کارهایی که نیاز به گرفتن مجوزهای سخت فیلمسازی نداشته باشد. وقتی فیلم می‌سازیم، می‌خواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم و لذت ببریم. الان اینقدر حساسیت سانسور و مزاحمت وجود دارد که دیگر لذتی در کار نیست. این که مدام فکر کنی چه بسازم که ارشاد مجوز بدهد. دو ماه وقت می‌گذاری و فیلمنامه می نویسی، بعد ارشاد مجوز نمی‌دهد و می‌بینی عمرت است که دارد تلف می‌شود. در این مواقع این به ذهنت می‌رسد که چرا اصلا وزارت ارشاد هست؟ در اساسنامه وزارت ارشاد آمده که این وزارتخانه برای این که کار فیلمسازها را ساده کند، به وجود آمده اما الان فقط می‌بینیم که ارشاد دارد کار فیلمسازها را سخت می‌کند. بنابراین احساس می‌کنم وزارت ارشاد مزاحم من است. و من می‌خواهم قبل از این که آن‌ها من را حذف کنند، من آن‌ها را حذف کنم. وقتی وزارت ارشاد فقط مانع من است، جلوی فکر کردن و حرکت‌های بزرگ را می‌گیرد و به دردم نمی‌خورد، پس باید حذفش کنم.

حذف وزارت ارشاد به این معنا است که شما دیگر در ایران فیلم نخواهید ساخت؟

اتفاقا بعد از اکران«استراحت مطلق» در فرانسه، حاشیه‌هایی در جاهای مختلف شنیدم و خواندم، مثل این که به نظر می‌آید کاهانی نمی‌خواهد برگردد و … من می‌خواهم تاکید کنم که هر وقت اراده کنم ایران خواهم بود و هر وقت اراده کنم در ایران فیلم خواهم ساخت اما با وزارت ارشاد کاری ندارم و حتما فیلم بدون سانسور خواهم ساخت. یعنی نه خودم را سانسور می‌کنم و نه اجازه می‌دهم کسی فیلم را سانسور کند، اینطوری است که لذت خواهم برد. تماشاگر هم پیدا می‌کنم،،چون در دنیای مدرن پیدا کردن تماشاگر کار سختی نیست. تماشاگرهای ایران و کسانی که فیلم‌های من را دنبال می‌کنند، با روش‌های ساده‌تر فیلم‌های من را خواهند دید. ما باید خودمان را با دنیای مدرن هماهنگ کنیم. عجیب است که مسئولان ما اینقدر کهنه فکر می‌کنند و انتظار دارند که من بروم وزارت ارشاد، دست به سینه بنشینم و هر چه آن‌ها می‌گویند اجرا کنم. اما من چنین کاری نمی‌کنم. آخرش این است که چشمم را روی بیست سالنی که همیشه به زحمت و با شرایط سخت و سانس‌های بد در اختیار من می‌گذارند، می‌بندم و با خودم می‌گویم در دنیای به این بزرگی آن بیست سالن را نخواهم داشت، در عوض وزارت ارشاد را ندارم، سانسور و خودسانسوری را ندارم. می‌توانم به جهان بزرگتری فکر کنم. اگر هیچ کدام از این کارها را هم نتوانم انجام دهم. یک گوشه می‌نشینم و از آزادی که برای خودم ایجاد کردم، لذت می‌برم.

شما قبلا هم بدون مجوز ارشاد فیلم ساخته‌اید؟ جایی خواندم توصیه نمی‌شود را بدون مجوز ارشاد ساخته‌اید.

من در ایران تا الان فیلمی بدون مجوز نساخته‌ام. یک فیلمی به اسم «توصیه نمی‌شود» ساختم که مجوز داشت. فیلم درباره دو تا سانسورچی بود که به یک ویلایی می‌روند و مشق‌هایشان را به آنجا می‌برند. فیلم که تمام شد، ارشاد گفت: چرا این فیلم را ساختی؟ گفتم: من از شما مجوز گرفته بودم. الان هم می‌خواهم فیلم «ارادتمند…» را بسازم. گفتند: از آن فیلم انصراف بده، تا مجوز «ارادتمند…» را بدهیم. «توصیه نمی‌شود» یک فیلم خیلی خودمانی بود که با هزینه کم در یک ویلا ساخته شد. من از آن فیلم انصراف دادم. فیلم مجوز ساخت داشت ولی برای مجوز نمایش اصلا اقدام نکردم. الان هم فیلم را دور نریخته‌ام و هر وقت اراده کنم می‌توانم آن را نمایش دهم. اما الان تصمیمی برای نمایش آن ندارم. به هر حال فیلم با مجوز ساخت، ساخته شد. اما تاکید می‌کنم که از الان به بعد تن به هیچ سانسوری نمی‌دهم نه خودم ، خودم را سانسور می‌کنم و نه اجازه می‌دهم وزارت ارشاد فیلم را سانسور کند.

از سانسور وزارت ارشاد صحبت کردید. فکر می‌کنید سخت‌گیری‌های ارشاد درباره فیلمسازهای مستقل مثل شما بیشتر است؟

سخت‌گیری‌ها برای امثال من بیشتر است. من الان فیلم‌های بسیار بسیار معمولی هم نمی‌توانم بسازم. اگر بخواهم در مورد گل فیلم بسازم، وزارت ارشاد فکر می‌کند منظورم از گل یعنی فحش یا یک بوی بد. حالا هر چه بگویی این گل است، خوشبو است، در ذهن آن‌ها این وجود دارد که حتما چیز خوبی نیست، چون کاهانی می‌خواهد آن را بسازد. برای همین یک جور به بن بست رسیده‌ام. وقتی متوجه می‌شوند تو به عنوان فیلمساز خط فکری خودت را داری. برای آن‌ها و مطابق خواسته آن‌ها فیلم نمی‌سازی، مشکلاتت شروع می‌شود. فیلمسازهای مورد علاقه آن‌ها کسانی هستند که حرف گوش می‌دهند، همراهی می‌کنند در مقاطع و اشکال مختلف با وزارت ارشاد و حاکمیت هماهنگ هستند. من اصلا کاری با این چیزها ندارم. من به مرور دچار این مشکل شدم. فیلم اول‌ام را نشان ندادند. فیلم دوم را نشان ندادند. فیلم سوم را جایزه‌باران کردند. اما از فیلم سوم به بعد که همزمان با سال 88 و حرف‌هایی که آن زمان در فستیوال کارلووی واری در حمایت از مردم زدم، دیگر اجازه نمایش فیلم‌هایم در فستیوال‌ها و اکران‌های خارجی داده نشد.

عدم اکران در فستیوال‌ها و نمایش‌های خارج از کشور را چطور به شما ابلاغ کردند؟

سر فیلم «هیچ» خودم تهیه کننده بودم. گفتند فیلم را به فستیوال و اکران‌های خارجی ندهید. من گفتم: چنین قانونی نداریم. همه دارند فیلم‌ها را می‌فرستند، حتی فیلم‌های توقیفی هم در خارج از کشور نمایش داده می‌شود. گفتند: این قانون وجود داشته و اجرا نمی‌شده. ما از الان می‌خواهیم این قانون را اجرا کنیم. داخل پروانه نمایش که صادر می‌شود. نوشته شده اجازه نمایش داخلی و خارجی. این‌ها روی نمایش خارجی فیلم‌ خط کشیده بودند. من پرسیدم اگر فیلم را به خارج بفرستم چه می‌شود؟ گفتند: یکسال از فیلمسازی محروم می‌شوی و از کمک‌های دولتی هم محروم می‌شوی. کمک دولتی که هیچوقت به من نشده بود و من هم نمی‌خواستم. اما من آدمی بودم که دوست داشتم هر سال فیلم بسازم. کما این‌که ساختم. بعد فیلم «اسب حیوان نجیبی است» و «بی‌خود و بی جهت» دچار همین مشکل شدند. من از دیگران که سوال می‌کردم متوجه شدم به همه مجوز اکران خارجی می‌دهند انگار این قانون فقط برای من ساخته شده بود.

مشکلات دیگری هم پیدا کردید؟

یادم می‌آید در جشنواره کارلووی ورای، یک فیلمساز ایرانی خیلی معروف هم حضور داشت. خبرنگارها بعد از جایزه من را دوره کرده بودند و می‌گفتند: با این حرف‌ها که زدی می‌خواهی به ایران برگردی؟ من می‌گفتم: حرف عجیب غریبی نزدم که اینقدر آدم را نگران می‌کنید. آن دوست کارگردان به من گفت: نه تو الان راحت به ایران می‌روی اما برای فیلم‌های بعدی‌ات به شکل نامحسوس مشکل درست می‌شود و هر وقت دیدی مشکلاتت زیاد شده، بدان دلیل‌اش همین حرف‌‌ها و جشنواره است. ایشان راست می‌گفت. بعد از آن همیشه مشکل داشتم. حتی وقتی احساس می‌کردم هیچ مشکلی وجود ندارد، باز هم چیزی درست می‌شود. ریتم من را گرفتند. در داخل تبدیل به فیلمسازی شدم که دائم با جشنواره فجر دعوا داشتم و فیلم‌هایم سانسور می‌شد. از فضای بین‌المللی هم دور ماندم. الان پخش‌کننده فرانسوی فیلم‌هایم را به ترتیب برای اکران گذاشته تا این عقب‌ماندگی من از فضای بین‌المللی جبران شود.

آیا الان که فیلم‌ها در فرانسه به نمایش در می‌‌آیند برای اکران خارجی مجوز گرفته‌اید ؟

اجازه اکران خارجی نداده‌اند. اما دولت فعلی همیشه در لفافه حرف می‌زند. شفاف نیستند. من هم از این موضوع استفاده کردم. فیلم‌هایم را به یک پخش‌کننده خارجی واگذار کرده‌ام و پخش کننده فرانسوی برای اکران فیلم‌ها تصمیم می‌گیرد. در دوره احمدی‌نژاد آقای شمقدری و آقای سجادپور به من می‌گفتند که فیلم‌ها را برای فستیوال و اکران خارجی نده،اگر بدهی مجازاتت این است. اما این دوره شفاف حرف نمی‌زنند. مدام می‌خواهند در ظاهر دوست باشند اما پشت سر متوقف‌ات می‌کنند. من هم وقتی دیدم فرصت این را دارم که فیلم‌ها را به پخش ‌کننده فرانسوی واگذار کنم، استقبال کردم و الان پخش‌کننده برای اکران فیلم‌ها تصمیم می‌گیرد.

فکر کنم وزارت ارشاد دولت آقای روحانی جلوی اکران فیلم «ارادتمند…» را در کانادا گرفت؟​

آن زمان پخش‌کننده فرانسوی نبود. خودمان با نیروی خودمان و یک پخش مستقل در کانادا می‌خواستیم فیلم را اکران کنیم. به خاطر این‌که به این نتیجه رسیدم که دو سال و نیم از ساخت فیلم گذشته و وزارت ارشاد علی‌رغم شعارهایی که داد، مجوز نداد. فکر کردم شاید با اکران در کانادا بتوان یک بخشی از پول هنگفتی که برای فیلم خرج شده بود، زنده کرد. اما به شکل عجیبی از وزارت ارشاد تهران به من مسیج رسید که نمایش فیلم را کنسل کن وگرنه فیلم «یایا»؛ فیلم جدیدی که در تایلند ساخته‌ام، مجوز نمی‌گیرد. من به دلیل این که فشار به سرمایه‌گذاران دیگر فیلم وارد نشود، تصمیم گرفتم نمایش فیلم را کنسل کنم.. آقای خانی شریک من در فیلم «ارادتمند…» در حال تهیه فیلم دیگری بود و تحت فشار قرار گرفته بود، بلیط‌ها برگشت داده شد. کانادایی‌ها تعجب کرده بودند. تلویزیون‌شان برای مصاحبه آمد و می‌گفتند: مگر می‌شود که ایران فیلم را در کانادا توقیف کند؟ در اکران «استراحت مطلق» در فرانسه هم بعضی‌ها به من می‌گویند: چطور پناهی خودش نمی‌تواند بیاید بیرون اما فیلم‌هایش می‌آیند و شما بر عکس اش هستید. من می‌گویم شما دارید از یک کشور پیچیده به نام ایران حرف می‌زنید. این‌جا برای هرکسی یک قانونی وجود دارد. گرفتاری من منحصر به خودم است و گرفتاری پناهی و رسول‌اف وفرهادی منحصر به خودشان. حالا من می‌خواهم با حذف وزارت ارشاد، مشکل خودم را حل کنم.

الان چه تصمیمی دارید، می‌خواهید «ارادتمند…» را هم اکران کنید؟

راستش شریک من آقای خانی، هنوز هم فکر می‌کند شاید فیلم در ایران اکران شود اما من دیگر امیدی ندارم. اما فیلم در اختیار پخش کننده فرانسوی است و می‌دانم برنامه‌هایی برای اکران فیلم، دی وی دی و ارائه به کانال‌های تلویزیونی دارد.

No responses yet

Jul 10 2018

ادامه واکنش‌ها به پخش ‘اعتراف’های دختران رقصنده اینستاگرام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,شورش,مذهب,هنر


بخشی از برنامه ‘بی‌راهه’ که تلویزیون ایران درباره چند زن رقصنده در اینستاگرام پخش کرد.

واکنش چهره‌های سیاسی و اجتماعی و همین‌طور کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی به پخش گزارشی از تلویزیون ایران درباره سه زن که در اینستاگرام تصاویری از رقص خود را منتشر می‌کردند، هم‌چنان ادامه دارد.

حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهوری ایران و نماینده او در شورای نظارت بر صدا و سیما، گفته است پخش تصاویر افراد “در حالات غیر عادی از جمله در بیمارستان، کلانتری یا بازداشتگاه، نیاز به هماهنگی میان قوه‌ی قضاییه، سازمان صداوسیما و رضایت فردی است که از او تصویربرداری می‌شود.”

او گفته است شورای نظارت بر صدا و سیما می‌تواند به شکایت افراد درباره پخش تصاویر آنها در تلویزیون رسیدگی کند.

  • ‏”اعتراف”های تلویزیونی زنان رقصنده ایرانی؛ ‘برای دل خودم می‌رقصم’
  • پلیس ایران: با ‘شاخ‌های اینستاگرام’ برخورد می‌کنیم
  • یادداشت ناظران: چرا حکومت ایران از مدل‌ها می‌ترسد؟

در همین حال وبسایت کلمه، نزدیک به خانواده زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، از قول خانم رهنورد نوشته است که از رئیس صدا و سیما خواسته است بابت پخش گزارشی درباره چند زن ایرانی که تصاویر رقص خودشان را در اینستاگرام منتشر می‌کردند، “از وجدان عمومی ملت ایران عذرخواهی کند.”

این رئیس سابق دانشگاه الزهرا، الآن بیش از هفت سال است که همراه همسرش میرحسین موسوی، از رهبران اعتراض‌های سال ۱۳۸۸، در حصر خانگی است.

زهرا رهنورد این گزارش را “مصاحبه‌ای مخوف، چنگ‌اندازی و خراش به روح دخترکی نوجوان” و “رفتاری ضد انسانیت و ضد جوانی” توصیف کرده است.

روز شنبه تلویزیون جمهوری اسلامی گزارشی پخش کرد درباره مائده هژبری، الناز قاسمی و شاداب، زنان فعال در اینستاگرام، و در آن “اعتراف”هایی از این افراد پخش کرد.

عده زیادی از کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در روزهای گذشته به پخش این “اعتراف”ها واکنش نشان داده‌اند و آن را محکوم کرده‌اند.

گروه کمپین حقوق بشر ایران هم در بیانیه ای که دوشنبه منتشر کرد نوشت: “اجبار کردن یک نوجوان به اعتراف در تلویزیون دولتی به «جرم» انتشار ویدیوهای رقص خود در اینستاگرام، بیانگر نقض آشکار آزادی بیان و نشانگر حد بی‌رحمی مقامات ایرانی در تحمیل اجبارهای فرهنگی علیه مردم ایران به شمار می‌رود.”

هادی قائمی مدیرکمپین حقوق بشردر ایران گفت:‌ “حکومت ایران هیچ فضایی برای تنفس مردم ایران باقی نگذاشته است. حکومت از لباس پوشیدن مردم گرفته، تا موسیقی گوش‌کردن، فیلم دیدن، کتاب‌خواندن و همه حوزه‌های زندگی شخصی آنها را کنترل می‌کند. ولی علیرغم این فضای خفه‌کننده و تهدید کردن افراد به زندان و بازداشت، مردم همچنان به ابراز عقیده و تمرین روش‌های زندگی شخصی که خود انتخاب کرده‌اند ادامه می‌دهند و در واقع علیه چنین اجبارها و سختگیری‌هایی اعتراض می‌کنند.”

دختری ۱۷ ساله به نام مائده که عاشق رقص بود و گناهش انتشار فیلم رقص در اینستاگرام.
پخش فیلم سخنانش در بازداشت به اعتراض ها به برخورد پلیسی با او دامن زده. مائده تنها کسی نبوده که به خاطر سبک زندگی در ایران زندانی شده، گزارشی ببینید از مهرزاد کهن‌روز pic.twitter.com/U7CKE6fh9x

— BBC NEWS فارسی (@bbcpersian) July 8, 2018

‘تلاش برای به‌حاشیه‌بردن قضیه ارز‘

از سوی دیگر محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی، در انتقاد از پخش این گزارش و “اعتراف”ها، به رئیس صدا و سیما توصیه کرده است “دستور دهد یک مصاحبه هم با قربانیان آزارهای جنسی مربی صوت و لحن انجام شود”؛ که به گفته او “ناامید از اجرای عدالت در دستگاه قضایی ایران می‌خواهند به دادگستری کشورهای خارجی متوسل شوند.”

اشاره آقای صادقی به پرونده سعید طوسی است که در ماه‌های اخیر معلوم شد از اتهام آزار جنسی کودکانی که به آنها تلاوت قرآن درس می‌داد، تبرئه شده است.

  • سعید طوسی از اتهام آزار جنسی کودکان تبرئه شد

این نماینده مردم تهران در مجلس ایران، حدود شش ماه پیش تصاویری منتشر کرد که به گفته او حکم دادگاه بدوی درباره سعید طوسی است و طبق آن آقای طوسی در جریان رسیدگی به پرونده به “ارتباطات ناسالم با قاریان نوجوان” اقرار کرده بود.

  • ‘دادگاه بدوی به اقرار سعید طوسی به ارتباطات ناسالم با نوجوانان استناد کرده بود’

هم‌چنین عبدالله رمضان‌زاده، سخن‌گوی دولت محمد خاتمی و ‏‏‏‏استادیار بازنشسته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در توییتر خطاب به حسن روحانی رئیس‌جمهوری ایران نوشته است که “صدا و سیما با قصه رقص تلاش کرد داستان ارز را به حاشیه ببرد. شما وزرای دولت خود را موظف کنید در موضوع ارز شفاف عمل کنند و وزارت اطلاعات خود را مامور کنید گزارش تخلفات را ارائه کند تا مردم مطالبه گر قوه قضائیه برای مجازات مجرمان شوند.”

درخواست تحریم رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی

در همین حال با بالاگرفتن انتقادها به تلویزیون جمهوری اسلامی بابت پخش این گزارش، گروهی از مخالفان حکومت ایران درخواست‌شان برای تحریم سازمان صدا و سیما را دوباره مطرح کرده‌اند.

دولت آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما، اعلام کرد طبق توافقی که زیر نظر سازمان ارتباطات ماهواره‌ای بین‌المللی با دولت ایران کرده، تحریم‌ها علیه این سازمان را تعلیق می‌کند.

در یک سال و نیمی که از دولت دونالد ترامپ می‌گذرد هم با وجود تندشدن لحن مقام‌های واشنگتن علیه تهران، این تحریم‌های صدا و سیما هم‌چنان در تعلیق نگه داشته شده‌اند.

این گروه از چند ده نفر مخالفان جمهوری اسلامی در نامه سرگشاده‌شان به مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، با اشاره به مواردی از نقض حقوق بشر توسط صدا و سیما از جمله پخش همین قبیل “اعتراف”های اجباری، نحوه خبررسانی، پارازیت‌انداختن و همین‌طور پی‌گیری اهداف “بی‌ثبات‌کننده” حکومت ایران در منطقه از جمله از طریق شبکه‌های برون‌مرزی و به زبان عربی، از دولت آمریکا خواسته‌اند که تحریم‌های صدا و سیما را باز گرداند.

از جمله احمد باطبی، علی‌رضا نادر، امیرحسین اعتمادی، مرجان کیپور گرینبلت، نازنین افشین‌جم، و شیما کلباسی این نامه را امضا کرده‌اند.

رئیس سازمان صدا و سیما را رهبر جمهوری اسلامی تعیین می‌کند و بودجه آن را دولت می‌دهد.

درخواست بازگرداندن تحریم‌ها علیه رادیو و تلویزیون حکومت ایران محدود به این بیش از ۵۰ امضاکننده نامه نیست و کاربرانی هم در شبکه‌های اجتماعی از جمله با هشتگ #BanIRIB خواستار این اقدام دولت آمریکا شده‌اند.


هدی جراح: نسل من برای حقوق اولیه‌اش جنگیده، با عربده کوتاه نمی‌آید

No responses yet

Jan 25 2018

لغو کنسرت بنیامین بهادری در اعتراض به جلوگیری از حضور نوازندگانِ زن/ مدیر کل ارشاد کرمان: با حضور نوازنده زن روی سن مشکل نداریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

کلمه: چکیده :در حالی که قرار بود امروز پنجشنبه پنجم بهمن، کرمانی‌ها شاهد روی صحنه رفتن بنیامین بهادری، خواننده پاپ و ارکسترش در مجتمع شرکت هزارِ این شهر باشند، این کنسرت به درخواست این خواننده پاپ و در اعتراض به جلوگیری از روی صحنه رفتن نوازندگان زن لغو…

کلمه – گروه خبر: در حالی که قرار بود امروز پنجشنبه پنجم بهمن، کرمانی‌ها شاهد روی صحنه رفتن بنیامین بهادری، خواننده پاپ و ارکسترش در مجتمع شرکت هزارِ این شهر باشند، این کنسرت به درخواست این خواننده پاپ و در اعتراض به جلوگیری از روی صحنه رفتن نوازندگان زن لغو شد.

بنیامین بهادری در بخشی از پستی طولانی که در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد، نوشت: «وقتی دعوتمون کردند که مثلا هشت نفره بریم رو استیج و بعد یهو روز قبل از اجرا بگن دو نفر به دلیل این که جنسیتشون با شما یکی نیست نمی‌تونن بیان، کلا نریم بهتره.»

او در قسمت دیگری هم نوشته است: «هر وقت با حضور بانوان هنرمندمون روی استیج ما موافقت شد و اعلام شد که هستند و بعدا به این صورت روز آخر یا لحظه آخر مخالفت شد ما به احترام زمان و برنامه زندگی زنان سرزمینمون اون برنامه رو کنسل خواهیم کرد.»

به گزارش خبرآنلاین، نگین پارسا، نوازنده گیتار و مژگان ابوالفتحی، نوازنده سازهای کوبه‌ای دو هنرمندی‌اند که بنیامین بهادری در اعتراض به جلوگیری از روی صحنه رفتن‌شان کنسرت کرمان را لغو کرد.

مدیرکل ارشاد و فرهنگ کرمان: با حضور نوازندگان زن روی صحنه مشکل نداریم
‌
در همین رابطه محمدرضا علیزاده، مدیرکل ارشاد و فرهنگ کرمان درباره کنسرت بنیامین و مخالفت با حضور زنان نوازنده گفت که مشکلی در این خصوص وجود ندارد و “من چیزی از مخالفت با حضور نوازندگان زن نشنیدم.”

‌به گزارش کرمان نو، علیزاده درباره این کنسرت گفت: “بنیامین بهادری برای کنسرت امشب در کرمان، برای اجرای گروهی پنج نفره جواز گرفته بود.دیشب به یکباره اعلام کردند دو نفر دیگر هم به گروه اجرا اضافه خواهد شد. از آنجایی که جواز برای گروه پنج نفره صادر شده بود، ما مخالفت کردیم.اصلا بحث نوازنده زن یا مرد مطرح نبوده، از آنجایی که مجوز برای اجرای گروهی پنج نفره صادر شده بود، یک شب قبل از اجرا امکان اخذ مجوز برای دو نوازنده دیگر نبود. این دو نوازنده حتی اگر مرد هم بودند، امکان صدور جواز وجود نداشت.”

مدیرکل ارشاد و فرهنگ کرمان تاکید کرد که به هیچ عنوان با حضور نوازندگان زن روی صحنه “مشکلی نداریم.”‌

اداره ارشاد اصفهان مانع از حضور زنان در روی سن شد

پیش از این خبرگزاری ایلنا خبر داده بود که در کنسرت ارکستر ملی اصفهان با خوانندگی سالار عقیلی در روزهای ۲۲ و ۲۳ دی‌ماه، اداره کل فرهنگ و ارشاد استان اصفهان از حضور نوازندگان زن روی صحنه جلوگیری کرد.

به گفته‌ی یکی از نوازندگان ارکستر ملی اصفهان، این گروه از بیش از ۱۰ سال پیش تشکیل شده و نوازندگان زن هم در آن تمرین و با آن اجرا می‌کنند. نوازندگان زن، به نوشته‌ی ایلنا، به همراه این گروه چندی پیش در شیراز به روی صحنه رفته‌اند؛ به زودی هم قرار است در شهرکرد برنامه اجرا کنند. نوازنده گروه می‌گوید تنها در اصفهان از سال‌ها پیش به نوازندگان زن اجازه حضور روی صحنه داده نمی‌شود، بدون این‌که دلیل روشنی برای آن اعلام شود.

موضوع جلوگیری از حضور نوازندگان زن روی صحنه البته مختص اصفهان نیست. یک سال پیش هم از نوازندگی ملانی آوانسیان، نوازنده ویلن سل در کنسرت بنیامین بهادری در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران جلوگیری شد. جای خالی خانم آوانسیان به همراه ساز او تا پایان کنسرت روی صحنه باقی ماند.

در مقطعی – پاییز ۱۳۹۴ – حتی ممنوعیت نوازندگی زنان به لغو اجرای ارکستر سمفونیک تهران انجامید.

در آن زمان قرار بود ارکستر سمفونیک تهران در مراسم اختتامیه دومین دوره از مسابقات کشتی آزاد جام باشگاه‌های جهان سرود جمهوری اسلامی، قطعه ‌ایران و قطعه علمدار را اجرا کند، اما تنها ۱۵ دقیقه پیش از به روی صحنه رفتن اعضای ارکستر اعلام شد که زنان نوازنده اجازه نواختن روی صحنه را ندارند. علی رهبری، رهبر وقت ارکستر سمفونیک تهران، ضمن انتقاد شدید از این تصمیم، خواست مسئولان را “اهانتی بزرگ” به ارکستر سمفونیک تهران دانست.

No responses yet

Dec 19 2017

محمد رسول‌اف فیلمساز ایرانی: می‌گویند باید منتظر بازجویی‌های بیشتر باشم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: محمد رسول‌اف می گوید که با دو اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام روبرو است

محمد رسول‌اف، سینماگر ایرانی که از خروج او از ایران جلوگیری شده، به بی‌بی‌سی فارسی گفته است که مقام‌های امنیتی به او اطلاع داده‌اند که باید منتظر بازجویی های بیشتر باشد.

در همین حال، بیش از ۱۷ هزار نفر با امضای یک تومار خواهان رفع محدودیت‌ها علیه این فیلمساز ایرانی شده‌اند. اسامی کارگردان های شناخته شده جهانی همچون کن لوچ، برادران داردن، فاتح آکین، اولیویه آسایا، اتوم اگویان، گوستاو گاوراس و میشائیل هانکه در بین امضا کنندگان این تومار است.

آقای رسول‌اف به بی‌بی‌سی فارسی گفت که با دو اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام روبرو است.

این فیلمساز ایرانی می‌گوید: “در بازجویی های قبلی به من گفته‌اند برای تکمیل پرونده احتیاج به بازجویی های بیشتر است که نمی دانم چه وقتی است و فقط باید منتظر باشم.”

گذرنامه آقای رسول‌اف در روز ۱۵ سپتامبر در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی ضبط و سپس به دفتر دادستانی احضار شد. او پس از اکران تازه ترین فیلمش در جشنواره فیلم تلورید در آمریکا به ایران باز می‌گشت.

در توماری که در تقاضای برای رفع محدودیت‌ها علیه محمد رسول‌اف امضا شده، آمده است که “این سینماگر ایرانی که جایزه بهترین اثر سینمایی را در بخش نوعی نگاه جشنواره کن برای فیلم لرد برده، مدتی است که از آزادی کار و رفت و آمد در ایران محروم شده است”.

به گفته امضا کنندگان تومار، ماموران حفاظت اطلاعات سپاه طی این مدت، بارها آقای رسول‌اف را بازجویی کرده‌اند و قرار است این بازجویی ها به مدت نامعلومی ادامه داشته باشد.

سینماگران و امضاکنندگان تومار خواهان آزادی آقای رسول‌اف برای رفت و آمد و دیدار با اعضای خانواده اش که چند سالی است در آلمان زندگی می کنند، شده اند.

فیلم سینمایی ِلرد مدتی است که در حدود هفتاد سینمای فرانسه با نام “مرد درست‌کار” به نمایش در آمده است.

فیلم لرد پس از حضور موفقیت‌آمیز در کن در جشنواره های متعدد دیگری به نمایش در آمد. آخرین حضور این فیلم در جشنواره دبی بود که تهیه کننده فیلم در جشنواره بود اما کارگردان آن، آقای رسول‌اف نتوانست در آن حضور داشته باشد.
بی بی سی

آقای رسول‌اف قبلا در سال ۲۰۱۰ به دلیل اتهامات مشابه به شش سال حبس محکوم شده بود. دلیل آن محکومیت ساختن مستندی درباره اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بود.

او به ۲۰ سال ممنوعیت از ساخت فیلم محکوم شد اما مجازات زندان او در دادگاه تجدید نظر به یک سال کاهش داده شد.

محمد رسول‌اف برنده چندین جایزه بین‌المللی برای فیلم‌هایش است که از جمله می توان به فیلم “دستنوشته ها نمی سوزند” اشاره کرد که درباره قتل های زنجیره ای روشنفکران در ایران است.

پیش از این فیلمسازانی همچون جعفر پناهی و کیوان کریمی هم با احکام قضایی در ایران روبرو شده‌اند.

تعدادی از کارگردان های مطرح سینمای ایران مانند بهرام بیضایی و محسن مخملباف هم به علت محدودیت ها، مدتها است که در خارج از ایران زندگی و فعالیت می‌کنند.

No responses yet

Oct 22 2017

بازداشت ۱۳ جوان در رستورانی در تهران به اتهام «حمل علائم شیطان‌پرستی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفردا: بر اساس گزارش تعدادی از خبرگزاری‌های ایران، پلیس تهران ۱۳ دختر و پسر را در یک رستوران به اتهام همراه داشتن «علائم و آرم گروه‌های شیطان‌پرستی» بازداشت کرده است.

تعدادی از خبرگزاری‌های ایران از جمله خبرگزاری فارس به نقل از نیروی انتظامی خبر دادند که مأموران کلانتری ۱۰۹ بهارستان، روز جمعه ۲۸ مهر، «از تجمع عده‌ای از دختران و پسرانی که دارای گرایش شیطان‌پرستی هستند، در رستورانی در یکی از خیابان‌های منطقه ۱۲ با خبر شدند».

بر اساس این گزارش، مأموران نیروی انتظامی این افراد را «در حالی که علائم و آرم گروه‌های شیطان‌پرستی را با خود داشتند، دستگیر کردند».

نیروی انتظامی جزئیات بیشتری درباره دستگیری این افراد بیان نکرده و مشخص نیست که منظور این نهاد از «شیطان‌پرستی» چیست.

در برخی از موارد مقام‌های جمهوری اسلامی از واژه «شيطان‌پرستان» برای اشاره به هواداران گروه‌های موسيقی سبک «متال» استفاده کرده‌اند.

اين سبک از موسيقی که زيرمجموعه‌ای از سبک موسيقی راک است با استفاده از نمادها و ترانه‌های اعتراضی به نقد بسياری از روابط حاکم اجتماعی و روندهای سياسی می‌پردازد.

پیش از این نیز مقام‌های نیروی انتظامی از دستگیری افرادی که «شیطان‌پرست» توصیف شده یا به توزیع «لوازم شیطان‌پرستی» متهم شده‌اند، خبر داده‌اند.

از جمله رضا بستو، رئیس پلیس پیشگیری تهران، روز سه‌شنبه ۲۵ مهر، خبر داده بود که دو جوان ۲۵ ساله به اتهام «فروش لوازم شیطان‌پرستی» از جمله «لباس، چکمه‌های بلند و رنگی، سربند و دستبندهای چاپی» دستگیر شده‌اند.

آقای بستو مدعی شده بود که این دو نفر «اعتراف کردند روزی سه میلیون تومان از محل فروش اقلام شیطان‌پرستی درآمد داشته‌اند».

در دو سال گذشته اخبار منتشر شده درباره دستگیری افراد در شهرهای مختلف ایران به اتهام شرکت در «پارتی‌های مختلط» و «مصرف مشروبات الکلی» افزایش یافته و گزارش‌هایی درباره بازداشت گروه‌هایی از جوانان در استان‌های مختلف منتشر شده است.

این بازداشت‌ها که در شهرهای مختلف ایران رخ می‌دهد، حتی به جشن‌های تولد و عروسی نیز کشیده شده و تاکنون ده‌ها تن در این ارتباط بازداشت یا به قید تعهد و پرداخت جریمه آزاد شده‌اند.

No responses yet

Aug 06 2017

کنسرت شهرام ناظری هفته آینده در قوچان برگزار می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

ایرنا: مشهد – ایرنا- فرماندار قوچان اعلام کرد: با هماهنگی انجام‌گرفته بین مدیران اجرایی و متولیان فرهنگی،
کنسرت شهرام ناظری، هفته آینده در این شهرستان برگزار خواهد شد.

به گزارش ایرنا علیرضا قامتی، دوشنبه در نشستی خبری با اصحاب رسانه با اشاره برگزار نشدن کنسرت این استاد آواز ایران در این شهرستان در هفته گذشته گفت: هیچ کنسرتی در قوچان لغو نشده و هیچ‌یک از مدیران ارشد شهرستان چه در حوزه فرهنگی و چه در حوزه امنیتی با اجرای موسیقی سنتی در این شهرستان مخالفتی نداشته و ندارند.
وی تصریح کرد: براساس قانون موافقت اولیه برای برگزاری کنسرت هفته گذشته صادر شده بود اما بروز برخی اختلافات و مشکلات بین مجموعه‌های مختلف اعم از برنامه ریزان کنسرت و سایر متولیان، موجب عدم اجرای کنسرت در آن تاریخ شد.
قامتی با تأکید اینکه در دولت تدبیر و امید آموخته‌ایم با تدبیر مشکلات را حل کرده و به مسائل دامن نزنیم، افزود : این کنسرت، اجرای سنتی، بومی و محلی موسیقی با اشعار شاعران بزرگ فارسی است که برای همه مجموعه‌ها احیای این سنت‌ها مهم است.
وی ادامه داد: دغدغه‌هایی در خصوص مکان برگزاری این برنامه از طرف برخی مسئولان مطرح بود که طبیعی است به این دغدغه‌ها باید توجه کرد.
فرماندار قوچان با اشاره به اینکه بررسی‌ها برای مکان اجرای این کنسرت انجام می‌گیرد، افزود: در صورت امکان برای هنرمندان و متولیان برنامه، حتی آمادگی اجرای این کنسرت در فضای باز را داریم و هیچ‌گونه نگرانی در زمینه توان مجموعه‌های امنیتی، قضایی و اجرایی شهرستان نداریم .
قامتی تأکید کرد: شهرستان قوچان دارای فرهنگی غنی است و مسئولان شهرستان علاقه‌مند به نشاط اجتماعی مردم هستند.
وی خاطرنشان کرد: برخی افراد بی‌میل نیستند که به هر بهانه ای فضا را آلوده کنند اما ما در خدمت همه مجموعه‌ها هستیم و این کنسرت به بهترین وجه در قوچان برگزار خواهد شد.
کنسرت موسیقی سنتی شهرام و حافظ ناظری، جمعه گذشته به دستور دادستان قوچان، به علت آنچه که نامناسب بودن مکان برگزاری آن اعلام شده بود، لغو شد.
شهرستان 180 هزار نفری قوچان در 137 کیلومتری مشهد قرار دارد.
کانال تلگرام ایرنا خراسان رضوی به نشانی telegram.me/irnamashhad برای دسترسی و دریافت سریع و فوری به اخبار منتخب در همه حوزه‌های خبری و تصویری فعال است.
خبرنگار : حبیبه احسنی ** انتشار دهنده: علی اصغر ایزدی
7501/5132
انتهای پیام /*

No responses yet

Jul 20 2017

علیرضا افتخاری درباره بغل کردن احمدی‌نژاد: طناب خریدم که خودکشی کنم/ سوپرمارکت محل به من جنس نمی‌فروخت/ آژانس به من ماشین نمی‌داد/ جوری بود که اصلا نمی‌توانستم از خانه خارج شوم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

عصرایران: یک جوری به من چسبید و من را بوسید و پشت سر هم این اتفاقات را شکل دادند که… بابا بوسیدن یک بار، دو بار.
عصرایران – علیرضا افتخاری در مصاحبه با ماهنامه تجربه گفت:

– شما رسانه‌ها هستید که باید حق را به حق‌دار برسانید. در حالی که هیچ یک جرات نداشتید وارد این مساله شوید، چون یک طرف قضیه شجریان ایستاده. پس از انتشار آن نامه، هیچ کسی جرات نداشت بیاید به آقای شجریان بگوید چرا جواب آشتی طلبی افتخاری را ندادی؟ شما‌ها همه تان جزو مافیاید- چه کسی جرات دارد به آقای شجریان بگوید بالای چشمت ابروست یا فلان کارت اشتباه است؟

علیرضا افتخاری درباره بغل کردن احمدی‌نژاد: طناب خریدم که خودکشی کنم/ سوپرمارکت محل به من جنس نمی‌فروخت/ آژانس به من ماشین نمی‌داد/ جوری بود که اصلا نمی‌توانستم از خانه خارج شوم

– آقای احمدی‌نژاد جوری خودش را به آغوش من انداخت که انگار من یوسف گم گشته ایشان بودم. یک جوری به من چسبید و من را بوسید و پشت سر هم این اتفاقات را شکل دادند که… بابا بوسیدن یک بار، دو بار… جمله بعدی ام را امیدوارم جرات انتشارش را داشته باشید، ولی من طناب خریده بودم خودکشی کنم. فشار بدی روی من و خانوادهام بود. فرزند کوچکم فهمید و گریه کرد و گفت: «بابا نکن».

سوپرمارکت محل به من جنس نمی‌فروخت! آرایشگر محل ما می‌گفت آقا وقتی شما روی این صندلی می‌نشینید دیگر هیچکس به مغازه من نمی‌آید و عذرخواهی می‌کرد و مؤدبانه می‌گفت دیگر نیایم. آژانس به من ماشین نمی‌داد.

زندگی شخصی من در آن سال‌ها جوری بود که اصلا نمی‌توانستم از خانه خارج شوم.آن هجمه‌ها در همه این سال‌ها برای من تبعات زیادی داشت. آقای احمدی نژاد در این مدت حتی یک بار پیگیر احوال من نشدند. حرف آخرم هم این است که آقای احمدی نژاد خیر نبینید و قطعا خیر نخواهند دید. در این موضوع شک ندارم. چون من حقم این نبود. من بعد از ۳۰ سال خواندن با تمام وجود، این حقم بود؟ بعد از سی و خرده‌ای سال این حق من و خانواده‌ام نبود.

منبع: ماه‌نامه تجربه-شماره 51

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .