اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Jan 30 2020

معمای پیچیده بازداشت امیر تتلو؛ خواست جمهوری اسلامی یا مشکل ویزا؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر


ایران وایر: تتلو در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ از ابراهیم رییسی حمایت کرد که اینک رییس قوه قضائیه است.

«امیرحسین مقصودلو»، ملقب به «امیر تتلو» در صفحه اینستاگرامش از بازداشت خود توسط پلیس ترکیه خبر داد و نوشت که قرار است به ایران بازگردانده شود.

پلیس ایران نیز تایید کرده که این خواننده به درخواست مرجع قضایی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی (ناجا) از طریق اینترپل بازداشت شده است.

«گرفتنم، گفتن دولت ایران تو رو می‌خواد. تا الان نمیخواست حالا ما داریم می‌ریم لندن می‌خوان.»
امروز سه‌شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۸، امیر تتلو، خواننده جنجالی ایرانی با انتشار این چند خط و تصویر دستش که به آن دست‌بند زده شده است، از بازداشتش در ترکیه خبر داد.

او روز گذشته نیز تصاویری از چمدان‌های بسته شده‌اش منتشر کرده و به هوادارانش خبر داده بود که قرار است ترکیه را به مقصد لندن ترک کند.

تتلو در قسمت لایو اینستاگرام، تصاویری از خودش در ماشین پلیس منتشر کرده و خطاب به هوادارانش نوشته است: «تا گوشی دستمه بگم من هرکاری بلد بودم کردم واستون.»

او آن‌چه از پلیس ترکیه شنیده را هم این‌طور روایت کرده است: «میگن مهر قرمز روته! دولت ایران گفته این جوونا رو تشویق می‌کنه به مواد مخدر و میخوان منو برگردونن ایران!»

چند ساعت پس از انتشار این خبر، سردار «احمد نوریان»، معاون اجتماعی و سخن‌گوی ناجا خبر این بازداشت را تایید کرد و به خبرگزاری «مهر» گفت: «به درخواست مرجع قضایی، پلیس بین‌الملل ناجا برای تبعه ایرانی، امیرحسین مقصودلو (تتلو) از طریق سازمان اینترپل اعلان قرمز صادر کرد که در نتیجه آن، فرد یاد شده توسط پلیس ترکیه بازداشت شده است.»

سایت «پلیس» نیز نوشت: «به درخواست مرجع قضایی، به دلیل ترغیب شهروندان، خصوصاً جوانان به استفاده از مواد مخدر، به ویژه روان‌گردان‌ها و نیز اشاعه فساد، پلیس بین‌الملل ناجا برای تبعه ایرانی، امیرحسین مقصودلو (تتلو) از طریق سازمان اینترپل اعلان قرمز صادر کرد که در نتیجه آن، فرد یاد شده توسط پلیس ترکیه بازداشت شده است.»

امیر حسین مقصودلو ملقب به امیر تتلو یکی از پرطرف‌دارترین و پرحاشیه‌ترین خواننده‌های زیر زمینی ایران است؛ خواننده‌ای که دستان و سرش پر از خال‌کوبی‌های رنگی است، لباس‌های متفاوت می‌پوشد، اسم طرف‎دارانش را «تتلیتی‌ها» گذاشته است و مقابل دوربین یکی از پربیننده‌ترین تاک‌شوهای ایرانی، از فقر دوران کودکی و کمک‌های «کمیته امداد» به خانواده‌اش پرده برمی‌دارد. او در آهنگ‌ها و کنسرت‌هایش فحش‌هایی می‌دهد که طبق عرف جامعه، «قبیح» هستند و یا تصمیم می‌گیرد وسط کنسرت، «گُل» بکشد. با این حال، طرف‌داران خودش را دارد و در حال حاضر بیش از دو میلیون و ۴۰۰ هزار نفر او را در اینستاگرام دنبال می‌کنند. شاید به خاطر همین تعداد زیاد طرف‌دارانش بود که در تبلیغات انتخابات گذشته ریاست جمهوری، «ابراهیم رئیسی»، رقیب «حسن روحانی» از دیدار با او فیلمی منتشر کرد.
رئیسی حالا رییس قوه قضاییه است؛ رییس دستگاهی که مشخص نیست پس از رسیدن تتلو به ایران، چه حکمی برای او صادر کند.

تتلو فعالیت خود را با رپ‌خوانی از سال ۱۳۸۲ آغاز کرد. عقاید او در این سال‌ها بارها تغییر کرده‌اند. او که در اولین اشعار و کلیپ‌هایش به روابط آزاد دختر و پسر و دیگر تابوهای حکومت ایران اشاره می‌کرد، چند سال پیش در یک چرخش ناگهانی، از ابراز ارادت و دست بوسی آیت‌الله «علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی سخن گفت، از «حجاب اجباری» دفاع کرد و در فیس‌بوکش نوشت که خوردن مشروبات الکلی را حرام می‌داند.

پس از این چرخش ناگهانی، یک باره کلیپ «انرژی هسته‌ای» امیر تتلو منتشر شد؛ کلیپی که تتلو را روی یک ناو نظامی نشان می‌داد و با همکاری ارتش جمهوری اسلامی ساخته شده بود. تتلو در این کلیپ با لباس آستین بلند ظاهر شد و تا مدتی پس از پخش آن، دستانش را که پر از خال‌کوبی‌های رنگی است، می‌پوشاند.

تتلو خرداد ۱۳۹۳ در فیس‌بوک به طور تلویحی التزام خود را به جمهوری اسلامی و رهبر جمهوری اسلامی نشان داد: «به همون خدایی که منو از کفِ خیابونای همین خاک به امیر تتلو تبدیل کرد، قسم می‌خورم که به دستورات بزرگان و پیش‌کسوتان و مسوولان احترام خواهم گذاشت و دست‌بوسِ همه مردم ایران، به ویژه مقام معظم رهبری خواهم بود.»

همان وقت یکی از دوستان نزدیک او به «ایران‌وایر» گفت به تتلو وعده صدور مجوز و برگزاری کنسرت داده‌اند.

شهریور ۱۳۹۵ اما او به درخواست بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه، بازداشت شد. در یک فایل صوتی، به بازپرس این دادسرا فحاشی و او را تهدید به قتل کرده بود.
امیر تتلو به فوتبال علاقه دارد و چند بار برای حضور در دو تیم مشهور پایتخت، یعنی «استقلال» و «پرسپولیس» تلاش کرده بود. با برخی فوتبالیست‌ها رابطه خوبی دارد و گاهی در اردوهای تیم‌های مطرح دیده می شد. به همین دلیل هم توسط «بیژن قاسم‌زاده» بازپرسی شد.

خبرگزاری «فارس» همان‌وقت نوشت دلیل دستگیری تتلو، همین فایل صوتی و توهین به قاضی بیژن قاسم‌زاده، بازپرس پرونده‌اش است.

«میزان»، سایت خبری وابسته به قوه قضاییه بیژن قاسم‌زاده را ورزشکار و بازپرس شعبه ورزش دادسرای کارکنان دولت معرفی کرده بود. با این حال، قاسم‌زاده چندی پیش به جرم «فساد» در قوه قضاییه بازداشت شد.

سال ۱۳۹۶ اما تتلو جزو حامیان ابراهیم رئیسی در آمد. تصاویر او در کنار رئیسی که آن زمان تولیت «آستان قدس رضوی» را برعهده داشت، تعجب برانگیز بود. رئیسی برای تبلیغ، از خواننده‌ای استفاده کرده بود که خوش‌نام نبود اما هواداران زیادی داشت. تتلو همان‌وقت پست‌هایی در حمایت از حجاب اجباری و قبیح دانستن مشروب منتشر کرد اما چند ماه بعد در انتقاد به مراسم «محرم» و قربانی کردن حیوانات در عید «قربان»، با واکنش تندروها رو‌به‌رو شد و ایران را ترک کرد. او خارج از ایران حکومت را نقد می‌کرد. تتلو قرار بود حالا از ترکیه راهی لندن شود که توسط پلیس ترکیه بازداشت شد.

این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی منتقدانش را خارج از مرزهای ایران بازداشت می‌کند. چند ماه پیش «روح‌الله زم»، موسس کانال تلگرامی «آمدنیوز» نیز در عراق بازداشت و به ایران تحویل داده شد.

«آمدنیوز به خاطر انتشار اخبار پشت پرده فساد مدیران جمهوری اسلامی، خیلی زود مشهور و مورد انتقاد حاکمان جمهوری اسلامی قرار گرفت.

از لحظه انتشار خبر دستگیری تتلو، بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی یک سوال مشترک مطرح کرده‌اند: «اگر جمهوری اسلامی می‌تواند از اینترپل برای دستگیری منتقدانش کمک بگیرد، چرا از اینترپل برای دستگیری اختلاس‌گرانی مثل رضا خاوری کمک نمی‌گیرد؟»

خاوری، مدیر عامل سابق «بانک ملی ایران» و از مجرمان اختلاس سه‌هزار میلیارد تومانی است که در کانادا زندگی می‌کند.

امیر تتلو تا لحظه تنظیم این گزارش، خبرهای مربوط به بازداشت‌ خود را در استوری اینستاگرامش به اشتراک ‌گذاشته است. او در یکی از استوری‌ها نوشته است: «چه بازداشتگاه باحالی، گوشیمو بهم دادن، بازم دم ترکا گرم. فهمیدن خواننده‌ام همشون بهم احترام میذارن، گفتن هنرمنید، گوشیمو بهم دادن! اونوقت از مملکت خودمون سفارش می‌دن ما رو بگیرن! عجب بابا، عجب.»

No responses yet

Jan 29 2020

توضیحات شطرنج‌باز ایرانی: دیگر در بازی حجاب اجباری شرکت نمی‌کنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیو فردا: میترا حجازی‌پور، شطرنج‌باز ایرانی که بدلیل برداشتن حجاب در جریان مسابقات بین‌المللی از تیم ملی اخراج شد، حجاب برای زنان را «محدودیت» و نه «مصونیت» خواند.

این جمله خانم حجازی‌پور در تقابل آشکار با تبلیغات جمهوری اسلامی است که همواره حجاب اجباری برای زنان را به عنوان «مصونیت» و نه «محدودیت» تبلیغ کرده است.

این شطرنج‌باز در یادداشتی در اینستاگرام خود گفته که از سن شش سالگی و در محیط خانواده، «ملزم به رعایت حجاب» بوده و حتی به عنوان «الگویی برای سایرین» معرفی می‌شده است.

او نوشته است که این مطلب را در مصاحبه‌ای با یک روزنامه فرانسوی نیز بیان کرده است.

وی با بیان خاطراتی از ۹ سالگی خود در قالب تیم ملی به خارج از کشور، افزوده که طی سال‌ها «روالی را که در اعماق ذهن» او رخنه کرده، ادامه داده و حالا متوجه شده که چطور وی «از کودکی وارد بازی دلخواه» افراد دیگری شده و بدون اینکه بداند، از وی «عروسک» ساخته‌اند.

میترا حجازی‌پور نوشته که بعد از سال‌ها تصمیم گرفته «دیگر در ساخت و پرداخت این جرثومه هولناک سهمی نداشته باشم و دیگر در بازیِ ما عاشق حجاب هستیم و با آن مشکلی نداریم، شرکت نکنم.»

View this post on Instagram

در مصاحبه ام با روزنامه ای فرانسوی از مهاجرتم از ایران، دلایل برداشتن حجاب و محرومیت از تیم ملی صحبت کردم. اما به دلیل اینکه این مصاحبه هنوز منتشر نشده نمی توانم به آن بپردازم اما می خواهم اینجا بدون ترس از آنچه فکر می کنم بنویسم: زندگی من تحت سلطه حجاب اجباری در سن 6 سالگی با جمله "عموجان بهتر نیست روسری بگذاری" آغاز شد .از آن پس همواره حتی در محیط خانواده ملزم به رعایت حجاب بودم .آنقدر همرنگ جماعت شده بودم ،تا جایی که گاها مرا الگویی برای سایرین می پنداشتند. هنوز هم گاهی خاطرات اولین سفر خارجی ام در قالب تیم ملی را به یاد می اورم .کودکی نه ساله بودم .مبهوت موبلوند های آلمانی که چطور خیره وحیرت زده سر تا پای ما را می نگریستند و از حراست چادری تیم که نه در گوشه که در وسط فرودگاه مشغول اقامه نماز بود فاصله می گرفتند.همه ما متعجب،آنها از طرز پوشش ما و من از نگاههای خیره و بی امان.خاطره دوست کوچک آلمانی که برای تبریک به سمتم دست دراز کرد اما سرپرست تیم با اشاره ای به من فهماند که مبادا دست بدهی و با جمله " مسلم نو تاچ مِن" او را ترساند ،عکس های با مقنعه و مانتوهای بلند که به تنمان زار می زد و به سبب بی قوارگی توجه هر کسی را جلب می کرد..در ادامه فعالیتم در سال های بعد از آن، روالی را که در اعماق ذهنم رخنه کرده بود ادامه می دادم .سالهای سال نمی فهمیدم ،اما حال خوب می فهمم که چطور ما را از کودکی وارد بازی دلخواهشان می کنند و بی آنکه خود بدانیم از ما عروسک هایی می سازند برای توسعه افکار و آرمانهایشان . از کتاب های دینی دوران ابتدایی تا دانشگاه،از عکس ها و نوشته های روی در و دیوار، بروشور ها، تقویم، برنامه های تلویزیون ، تا اسم خیابان ها ،در لحظه لحظه ی زندگی ما حضور دارند و اگر خوب بنگرید، خواهید دید که نقش تک تک خود ما مردم نیز در اشاعه این تبلیغات کمرنگ نیست . هرکدام از ما با قرار دادن خشت هایی هرچند کوچک و ناچیز از نظر خودمان، سنگ بنای آنچه به سر مان آمده است را گذاشته ایم و خود با دستان خودمان این هیولا را نان و ابش داده ایم، هیولایی …. به هر روی، هر چند دیر، اما من تصمیم گرفته ام که دیگر در ساخت و پرداخت این جرثومه ی هولناک سهمی نداشته باشم و دیگر در بازیِ "ما عاشق حجاب هستیم و با آن مشکلی نداریم" شرکت نکنم. به عقیده ی من حجاب اجباری نماد بارز مسلکیست که در آن زن، جنس دوم محسوب می‌شود. انبوه محدودیت ها را برای یک زن ایجاد و او را از داشتن حقوق اولیه خود محروم می کند. آیا این مصونیت است؟ قاطع می گویم، خیر، این ‌تنها و تنها محدودیت است.

A post shared by ميترا حجازي پور (@mitrahejazipour) on Jan 28, 2020 at 2:24am PST

وی حجاب اجباری را «نماد بارز مسلکی» معرفی کرده که در «آن زن، جنس دوم محسوب می‌شود.»

خانم حجازی‌پور در بخشی از گفت‌و‌گوی خود که در حساب اینستاگرامش، بخش‌هایی از آن را نوشته، اضافه کرده که حجاب اجباری، «انبوه محدودیت‌ها را برای یک زن ایجاد و او را از داشتن حقوق اولیه خود محروم می‌کند. آیا این مصونیت است؟ قاطع می‌گویم، خیر، این ‌تنها و تنها محدودیت است.»

میترا حجازی‌پور در مسابقات جهانی سریع و برق‌آسای جهان به میزبانی مسکو، بدون حجاب اسلامی به مصاف حریفانش رفت.

پس از ۱۸ سال افتخار‌آفرینی برای تیم ملی ایران، رئیس فدراسیون شطرنج جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد که این ورزشکار «دیگر جایی در تیم ملی نخواهد داشت».

امتناع یک ورزشکار زن ملی‌پوش از رعایت حجاب در حین برگزاری رقابت‌های جهانی، برای نخستین بار بود که در نظام جمهوری اسلامی رخ داد.

میترا حجازی‌پور که قهرمان شطرنج آسیاست، عنوان استادبزرگ زنان را در سال ۲۰۱۵ به دست آورده‌ و از رده خردسالان تا بزرگسالان دارای مجموعه‌ای از افتخارات جهانی و قاره‌ای است.

No responses yet

Jan 28 2020

سعید رضا عاملی یکی از ‘معماران’ قطع سراسری اینترنت در ایران در لندن چه دارد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


بی‌بی‌سی: سعید رضا عاملی در گذشته در بریتانیا زندگی و تحصیل کرده است

اسناد رسمی در بریتانیا از منافع مالی سعید رضا عاملی رنانی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران، در آن کشور تصویر تازه‌ای ارائه می‌کند. اسنادی که به دست بی بی سی فارسی رسیده نشان می‌دهد که این مقام ایرانی — که از او به عنوان یکی از معماران اصلی سیاست‌هایی یاد می‌شود که در پی اعتراضات آبان ۱۳۹۸ به قطع سراسری اینترنت در ایران منجر شد — در لندن یک ملک دارد. همچنین بنابر این اسناد، آقای عاملی سال ها پیش در دوران دانشجویی خود در لندن با اردشیر فتحی نژاد، از چهره های نفتی سرشناس ایران، مدیریت دو شرکت خصوصی بریتانیایی را برعهده داشته است که ظاهرا به علت عدم ارائه گزارش مالی سالانه خود، توسط سازمان ثبت شرکت های بریتانیا (“کامپانیز هاوس”/ خانه شرکت‌ها) منحل شده‌اند.

سعید رضا عاملی یکی از چهره‌های محافظه کار نزدیک به آیت‌الله علی خامنه‌ای شناخته می‌شود که رهبر ایران او را در ظرف سال‎های اخیر به عضویت در شورای عالی فضای مجازی و دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب کرده — نهادی که در سیاست‌گذاری‌های کلان حکومت برای کنترل رسانه ها، فیلترینگ اینترنت و حجاب اجباری زنان نقش محوری دارد.

آقای عاملی می تواند نمونه‌ای از مقام‌های ارشد حکومت ایران باشد که خود یا فرزندانشان — که این روزها در شبکه‌های اجتماعی به “آقازاده‌ها” شهرت یافت‌هاند — برای کار و تحصیل به کشورهای غربی می روند تا از فرصت‌ها و امتیازاتی از جمله اینترنت آزاد برخوردار باشند که در داخل ایران مردم از آن محرومند.

اسناد سازمان ثبت املاک بریتانیا نشان می دهد که سعید رضا عاملی یک دستگاه آپارتمان در شمال لندن دارد. این ملک که در سال ۲۰۰۳ میلادی به قیمت بیش از ۲۰۰ هزار پوند ظاهرا با وام بانکی خریداری شده امروزه می تواند حدود نیم میلیون پوند (حدود ۹ میلیارد تومان) ارزش داشته باشد.

اسناد خانه شرکت های بریتانیا هم حکایت از آن دارد که آقای عاملی بین سال های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ میلادی با اردشیر فتحی نژاد، رئیس سابق ستاد وزارت نفت، مدیریت دو شرکت بریتانیایی را برعهده داشته است: ارم و پارس کالچرال گروپ (گروه فرهنگی پارس).

اردشیر فتحی نژاد آن روزها از معاونت وزارت نفت به مدیریت دو شرکت نفتی ایران در لندن منصوب شده بود: خدمات پتروپارس که بعدها به پتروپارس بریتانیا تغییر نام داد و شرکت کالا. این در حالیست که آقای عاملی در دانشگاه رویال هالووی در رشته جامعه شناسی ارتباطات دانشجوی دوره دکترا بود.


اردشیر فتحی نژاد، رئیس پیشین ستاد وزارت نفت و از معاونان سابق وزیر نفت که با سعید رضا عاملی در دو شرکت بریتانیایی سمت مدیریت داشته است

بنا بر اسناد خانه شرکت ها، اساسنامه ارم شامل دامنه گسترده ای از فعالیت های مالی و تجاری بوده اما پارس کالچرال گروپ به طور مشخص ترویج فرهنگ ایرانی در بریتانیا از طریق هنر و فیلم را هم در اساسنامه خود داشته است.

دو شرکت یادشده در سال ۱۹۹۹ به فاصله سه هفته از یکدیگر ثبت و پس از حدود یک سال و نیم در بهار ۲۰۰۱ منحل شدند. یک نماینده خانه شرکت ها به بی بی سی فارسی گفت که به نظر می رسد ارم و پارس کالچرال گروپ به این علت منحل شدند که با وجود ارسال اخطاریه رسمی برای ارائه گزارش مالی سالانه خود، آن اسناد را به این نهاد ارائه نکردند.

آقایان عاملی و فتحی نژاد به سوالات بی بی سی فارسی برای این گزارش پاسخ ندادند. مدرکی دال بر این که این دو نفر قوانین بریتانیا را نقض کرده باشند یا شرکت ها یا منافع آنها به نحوی نابجا بوده باشد وجود ندارد.


سند انتصاب سعید رضا عاملی به شرکت بریتانیایی ارم

شبکه اطلاعات ملی

برخی کارشناسان سعید رضا عاملی را یکی از “طراحان اصلی” پروژه شبکه ملی اطلاعات معروف به “اینترنت ملی” توصیف می کنند که به خصوص بعد از اعتراضات خونین امسال مورد توجه عموم قرار گرفته است — یکی از مهم‌ترین پروژه‌‌های دولت حسن روحانی که برخی معتقدند هدف واقعی‌اش توسعه یک شبکه داخلی با هدف نهایی انزوای کاربران ایرانی از شبکه جهانیست.

کاوه آذرهوش، پژوهشگر سیاست اینترنت در لندن، به بی ‌بی سی فارسی می گوید: “با پیشرفت‌های حاصل شده در زیرساخت شبکه ملی اطلاعات، به نظر می رسد که انتصاب عاملی در راس شورای عالی انقلاب فرهنگی به این دلیل بوده است که این شورا قرار است با پیشبرد سیاست‌های فرهنگی محافظه کارانه طراحی شده در مورد فضای مجازی نقشی پر رنگ تر در قطعی تدریجی اینترنت ایران از شبکه جهانی بازی کند.”

او می افزاید: “[آقای] عاملی در واقع گرداننده این سیاست‎هاست.”

این در حالیست که مقامات ایرانی می‌گویند شبکه ملی اطلاعات یک “اینترنت ملی” نیست.

سعید رضا عاملی چند روز پس از اعتراضات آبان در یک نشست خبری در تهران گفت که شبکه یاد شده در پی مدیریت دارایی ‌های داده‌ای مهم کشور است “تا اگر اینترنت جهانی قطع شود کشور کارهای خودش را پیش ببرد و دچار نقصان نگردد.”


سعید رضا عاملی را حسن روحانی به دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزید- انتصابی که سال گذشته با حکم آیت الله خامنه ای نهایی شد

بیشتر بخوانید:

+ رؤیای ‘اینترنت پاک’؛ ایران به دنبال تشدید فیلترینگ؟

+ دفاع روحانی از تقویت شبکه ملی اطلاعات ‘برای بی‌نیاز شدن از خارج’

+ یکی از سازندگان ‘اینترنت ملی’: خیلی ناراحتم

اما برخی اظهارات آقای عاملی این گمان را در دیگران ایجاد کرده که او اهداف بزرگتری را دنبال می کند. آقای عاملی اخیرا گفته است انتظار دارد که در آینده در کشورهایی نظیر چین “جهان دوم اینترنت” ظهور کند و راه اندازی “اینترنت سوم” در ایران را ممکن می داند. او که خواهان تغییر مفهومی وزارت ارتباطات ایران به “وزارت اینترنت” است، بر لزوم نصب نرم ‌افزاها و اپلیکیشن‌ های مبتنی بر دکترین اسلامی در شبکه ملی اطلاعات تاکید دارد.

عده ای از ناظران معتقدند که یکی از دلایل ارتقای سریع آقای عاملی از حوزه آکادمیک (ریاست دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران) به سطوح ارشد قدرت در ایران این بوده که مانند آیت‌الله خامنه ای به مسائل فرهنگی “دید امنیتی” دارد.

علی افشاری، فعال سیاسی در واشنگتن به بی بی سی فارسی می گوید: “عاملی از ابزارهای مدرن و لحنی ملایم تر برای پیشبرد اهداف سنتی اسلام گرایانه [آقای] خامنه ای استفاده می کند.”


مراسم معارفه سعید رضا عاملی به دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی. برخی مانند عزت الله ضرغامی (سمت چپ آقای عاملی) با این ارتقا مقام به طور علنی مخالفت کرده بودند

انتصاب جنجالی

انتصاب سعید رضا عاملی به دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی در ژانویه ۲۰۱۹ (دی ۱۳۹۷) با واکنش شدید رقبای راستگرای او مواجه شد. از یک طرف، عزت‌ الله ضرغامی، رئیس پیشین صدا و سیما، وحید حقانیان، معاون امور ویژه دفتر رهبر را به لابی گری پشت پرده برای این انتصاب متهم کرد – اتهامی که آقای حقانیان به آن پاسخی نداد.

از طرف دیگر، مشرق نیوز، از رسانه های نزدیک به سپاه پاسداران، با طرح “ابهاماتی” درباره سوابق آقای عاملی او را به “غرب‌زدگی” و داشتن “تابعیت دوگانه” متهم و این سوال را مطرح کرد که آیا در بریتانیا فقط ملک دارد “یا ایشان تابعیت یا کارت سبز انگلیس را هم دریافت کرده‌اند؟”

پاسخ‌ آن اتهامات را نه آقای عاملی که هوادارانش دادند. محمد مرندی، رئیس پیشین دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، گفت که سعیدرضا عاملی از شخصیت‌های علمی و انقلابی برجسته است که فقط تابعیت ایران را دارد و اتهام غرب زدگی هم به او نمی چسبد زیرا با کارهای تحقیقاتی تخصصی خود “مهم‌ترین اقدامات را برای شناخت غرب و نقد عقلانی و نظام‌مند غرب انجام داده است.”

کانال تلگرامی “قرارگاه سایبری عمار” متعاقبا با انتشار عکسی از عباس عاملی، یکی از دو پسر آقای عاملی که در بریتانیا زندگی می‌کند، مدعی شد که شرکت های بریتانیایی هم به نام آقای عاملی (پدر) و فرزندانش وجود دارد.


سعید رضا عاملی و محمد مرندی، دو رئیس سابق دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران. در پی اعتراض برخی محافظه کاران به انتصاب آقای عاملی، محمد مرندی در دفاع از او نوشت: همه فرزندان ایشان اهل تدین، اهل راه پیمایی اربعین و عشق به اهل بیت عصمت و طهارت هستند و انشاالله از ظرفیت‌های علمی کشور خواهند بود

No responses yet

Jan 26 2020

اقدام به خودکشی یک زندانی سیاسی در زندان تهران بزرگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: سیامک مومنی، زندانی سیاسی در زندان تهران بزرگ، ظهر امروز شنبه ۵ بهمن ماه در پی اقدام به خودکشی به بیمارستان منتقل شد. خودکشی این زندانی در پی صدور حکم ۱۰ سال حبس برای وی از طرف دادگاه انقلاب تهران صورت گرفته است. آقای مومنی که حدود ۱۸ سال سن دارد پیشتر در جریان اعتراضات آبان ماه امسال در شهرستان پرند بازداشت و پس از پایان مراحل بازجویی از بازداشتگاه قرارگاه ثارالله سپاه به بند عمومی زندان تهران بزرگ منتقل شده بود. آقای مومنی گفته بود که بعنوان پیک موتوری “نان آور” خانواده بوده است و با گران شدن بنزین این امکان نیز از او سلب شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ظهر امروز شنبه ۵ بهمن ماه ۱۳۹۸، یک زندانی سیاسی در زندان تهران بزرگ اقدام به خودکشی کرد و به بیمارستان منتقل شد.
هویت این زندانی “سیامک مومنی، از تیپ ۵ زندان تهران بزرگ” توسط هرانا احراز شده است.

به گفته یک منبع مطلع “وی پس از آنکه از صدور حکم ۱۰ سال حبس خود توسط دادگاه انقلاب تهران مطلع شد، اقدام به بریدن رگ دست خود در زندان کرده و پس از آن به بیمارستانی خارج از زندان منقل شده است ”. از وضعیت او پس از انتقال کماکان خبری در دست نیست.
سیامک مومنی، حدودا ۱۸ ساله، پیشتر در جریان اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸ در شهرستان پرند توسط ماموران قرارگاه ثارالله سپاه بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد منتقل شد. او با پایان مراحل بازجویی از بازداشتگاه این نهاد امنیتی به زندان تهران بزرگ منتقل شده بود.

آقای مومنی در بازپرسی دادسرای پرند تفهیم اتهام شد و پس از ارسال پرونده به شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران توسط قاضی عموزاد رئیس این شعبه از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور” مجموعا به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.

به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد، یعنی ۵ سال حبس از بابت اتهام “اجتماع و تبانی در خصوص وی قابل اجرا خواهد بود.

این منبع مطلع در ادامه گفت: “آقای مومنی چند سال پیش پدر خود را از دست داده و از آن زمان تاکنون در پیک موتوری مشغول به کار بوده و نان‌آور خانواده بوده است. سیامک در این مدت به هم‌بندی‌های خود گفته بود از روزی شنیدم بنزین گران شده دیگر توان کار کردن نداشتم و نمی‌توانستم با بنزین ۳هزار تومانی کار کنم و زندگی خود و خانواده‌ام را بچرخانم. به خیابان رفتم و با پلاکاردی که در دست داشتم اعتراض کردم و بازداشت شدم”.
لازم به یادآوری است از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ معترضان در واکنش به افزایش قیمت بنزین در شهرهای مختلف به خیابان آمدند. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در روز اول جمعه ۲۴ آبان ماه در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز روز دوشنبه ۴ آذرماه، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد.

نسخه کامل گزارش هرانا از این اعتراضات را تحت عنوان “آبان خونین” می‌توانید در این لینک مطالعه کنید.

هرانا همچنین در تاریخ ۲ دی ماه در گزارشی جداگانه با عنوان “گلوله و عفونت؛ بحران زخمی‌های اعتراضات آبان ماه” به وضعیت شماری از زخمی شدگان در جریان اعتراضات آبان پرداخته بود.

No responses yet

Jan 22 2020

ادامه تحریم جشنواره حکومتی فجر از سوی هنرمندان؛ ۱۴۰ سینماگر: به جشنواره فیلم فجر نمی رویم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,تحریم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,هنر

صدای آمریکا: پس از انصراف بسیاری از هنرمندان از جشنواره‌های حکومتی فجر فشارهای امنیتی از سوی جمهوری اسلامی افزایش یافته است، با این حال ۱۴۰ سینماگر وهنرمند نیز اعلام کردند که به جشنواره فجر نمی روند.

جمعی از سینماگران و هنرمندان ایران با انتشار هشتگ «من به جشنواره فجر نمی روم» در صفحه اینستاگرام خود، این جشنواره فیلم حکومتی را تحریم کردند.

در صفحه اینستاگرام این هنرمندان نام ۱۴۰ هنرمند از جمله تهمینه میلانی، حمید فرخ‌نژاد، علی مصفا، جعفر پناهی، فرهاد مهرانفر، فریدون شهبازیان، مرضیه وفامهر، مصطفی آل‌احمد نیز به چشم می خورد که با راه انداختن این هشتگ، انصراف خود را از جشنواره فیلم فجر اعلام کرده‌اند.

View this post on Instagram

ما به جشنواره فجر نمی‌رویم. #من_به_جشنواره_فجر_نمیروم شهاب آب‌روشن، فرهنگ آدمیّت، مصطفا آل‌احمد، میترا ابراهیمی، شهرام اشرف ابیانه، اشكان احمدی، آرش اسحاقی، جمال اسکویی، اشکان اشکانی، حسن اصلانی، امیر علی اعلایی، علی افسرپور، مجتبی امینی، مزدا انصاری، مریم اورنگ، ژیلا ایپکچی، ناصر ایزدی، مهدی بوستانی شهربابکی، حسین باختری، امیرحسین بیانی، مهدی ایل بیگی، فرزاد پاک، جعفر پناهی، حمید رضا آشتیانی‌پور، کاوه ابراهیم‌پور، داریوش تقی‌پور، امین پوربرقی، علی تاجیک، زینب تبریزی، حامد ثابت، بابک جائز، مرتضا جذاب، مانی جعفرزاده، محمد جعفری، زهرا جعفری‌علی‌ملک، کیوان جهان‌شاهی، وحید حاجیلوئی، مهدی حسنی، سید فرید حسینی آتبین حسینی، علی‌اصغر حصاری، پیمان حقانی، منصور حیدری، مهدیه محمد‌خانی، مصطفا خرقه‌پوش، بهمن دادفر، شهرزاد دادگر، امید رییس‌دانا، فرید دغاغله، زهره دلداده، بابک خرم‌دین، هومن ربیعی، علی رشیدی‌فر، عاطفه رحمانی، محمد‌علی رخشانی، جمیل رستمی، محمد رسول‌اف، زینت رضا، غلامرضا رضایی، مهدی رضایی، علی رضوانی، سوگل رضوانی، امید رنجبر، علی حسین‌زاده، الهام حسین‌زاده، کریم لک‌زاده، سمانه وفایی‌زاده، روزبه مشهدی‌زاده، ایرج سالاروند، سحر ستوده، محمدعلی سجادی، کاوه سخنگو، محمدرضا سرمدی، ستاره سنجری، حسین شاعری، معین شافعی، فرحناز شریفی، فریدون شهبازیان، مهوش شیخ‌الاسلامی، مصطفا شیری، هادی صباغ، بابک صلواتی، بیژن صیفوری، سروش طباطبایی، داود عباسی، امید عبداللهی، علی زمانی عصمتی، آدین(ابوالفضل) عطار، علی‌رضا فانی، مریم فخیمی، حمید فرخ‌نژاد، اسماعیل فلاح‌پور، تيمور قادری، قادر قادری، علی محمد قاسمی، مجید قربانی‌فر، علی گل‌صباحی، وریا گلزاریان، سينا گنجوی، محمدمهدی گورنگی، رضا نوروزی‌گوهر، سیدمحمدحسین محجلین، مهناز محمدی، ایرج محمدی‌رزینی، روح‌الله مسرور، سرکیو مسگری، علی مصفا، کسری معظمی، هادی معنوی‌پور، امیر معینی، مهدی ملک، روزبه ملکی، آذر مهرابی، فرهاد مهران‌فر، میلاد موحد، روح‌الله مولوی، محمد‌رضا مویینی، میثم مویینی، هوشنگ میرزایی، نظیر میرزایی، تهمینه میلانی، حمید ناصری‌مقدم، سارا نامجو، عارف نامور، اعظم نجفیان، سمیرا قربان‌نژاد، محسن نظری، نقی نعمتی، یاشار نورایی، سمیرا نوروزناصری صادق نور، پریسا پروین‌نیا، بنیامین هفت‌لنگ، اردوان وزیری، حمید رضا وفاخواه مرضیه وفامهر، تیام یابند، عباس یوسف‌شاهی، یوسف یزدانی ، سارا خويینیها، حمید فرخ نژاد ، جعفر پناهی ،رضا در میشیان #من_به_جشنواره_فجر_نمیروم

A post shared by تهمینه میلانی (@tahminehmilani) on Jan 22, 2020 at 2:02am PST

ادامه انصراف هنرمندان از این جشنواره در حالی است که فشارهای امنیتی حکومت با انصراف دهندگان بسیار شدت یافته است. ترانه علیدوستی بازیگر سرشناس ایران که چندی پیش با انتشار پستی در اینستاگرام خود نوشته بود: «مدت‌ها با این خیال جنگیدم و نخواستم بپذیرم؛ ما شهروند نیستیم. هیچ‌وقت نبودیم. ما اسیریم. میلیون‌ها اسیر.» به دادسرای احضار شده و با قرار «کفالت» آزاد شده است. این پست اینستاگرامی خانم علیدوستی به نظر می رسد پس از فشارهای امنیتی پاک شده است.

واکنش هنرمندان به پنهان‌کاری و خشونت حکومت ایران: شهروند نیستیم، میلیون‌ها اسیریم

رخشان بنی اعتماد کارگردان شناخته شده ایران، نیز در پی اعتراف سپاه به شلیک به هواپیمای مسافربری از مردم خواسته بود که به یاد قربانیان این حادثه در میدان آزادی تهران و میادین آزادی شهرهای دیگر جمع شده و شمع روشن کنند. هر چند او در پی فشارهای امنیتی دعوت خود را پس گرفت، در روزهای گذشته گزارش شد که برای ساعاتی بازداشت شده است.

فشار بر انصراف دهندگان از جشنواره حکومتی فجر به حدی است که یک نماینده مجلس ایران اعلام کرد او و تعدادی دیگر طرحی را برای «محرومیت» هنرمندان معترض و انصراف دهنده از جشنواره‌های فجر به مجلس ارائه خواهند کرد.

همچنین پیشتر گزارش شده بود که سه گروه تئاتر در مشهد که اولین گروه‌های انصراف دهنده از جشنواره فجر بوده‌اند، بازداشت شدند و پس از آن بیانیه‌ای را در رابطه با بازگشت به این جشنواره منتشر کرده‌اند.

دو کارگردان سرشناس تئاتر ایتالیایی از «جشنواره تئاتر فجر» انصراف دادند

پس از انصراف تعداد زیادی از هنرمندان ایران از حضور در جشنواره حکومتی فجر، یوجینو باربا و رومئو کاستلوچی دو کارگردان سرشناس تئاتر ایتالیایی از حضور در جشنواره تئاتر فجر انصراف دادند.

مسعود کیمیایی نیز پس از اعلام سرنگون کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی توسط موشک سپاه اعلام کرد که از حضور در جشنواره فیلم فجر خودداری می کند.

بامداد چهارشنبه ۱۸ دی‌ماه یک فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ ۷۳۷ خطوط هوایی اوکراین با ۱۷۶ سرنشین پس از برخاستن از فرودگاه بین المللی امام خمینی در حومه تهران، با شلیک پدافند هوایی سپاه پاسداران سرنگون شد. پس از چند روز اصرار مقامات ایران، که می گفتند سقوط هواپیما در پی نقص فنی روی داده است، سپاه سرانجام اعلام کرد که این هواپیما را به اشتباه هدف قرار داد.

No responses yet

Jan 22 2020

عسل محمدی: تشدید سرکوب‌ها ما را مقاوم‌تر می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

ایران وایر: در روزهای پس از آبان ۱۳۹۸، فشارها بر فعالان مستقل و سندیکاهایی که این فعالان را نمایندگی می‌کنند تشدید شده است و حتی وعده‌های پیش‌تر مسوولان قضایی برای تجدیدنظر در شیوه برخورد با پرونده فعالان کارگری فراموش شده است. احکام سنگین قضایی و زندان‌های طویل‌المدت، صدور اجراییه برای اجرای احکام، احضارها و افزایش تماس‌های منظم تلفنی تهدید‌آمیز ازجمله نشانه‌های تشدید فضای سرکوب است.
«عسل محمدی»، از فعالان کارگری و از اعضای هیات تحریریه نشریه اینترنتی «گام» که در جریان سرکوب جنبش کارگری هفت‌تپه دو بار بازداشت و با قید وثیقه سنگین آزاد شد ازجمله این فعالان مستقل است که حکم ۵ سال زندان قابل اجرای او تایید شده است و در صورت صدور اجراییه باید برای تحمل ۵ سال زندان به زندان برود. خانم محمدی می‌گوید تشدید فضای ارعاب او و سایر فعالان مستقل را تسلیم نمی‌کند و تنها مقاومت آن‌ها را بیشتر می‌کند و تشدید تلاش آن‌ها برای یافتن راه‌های مناسب برای شکستن هیمه فضای سرکوب را در پی دارد.

می‌دانیم که احکام تجدید‌نظر پرونده هفت‌تپه که شما هم یکی از متهمان آن هستید مدتی پیش صادر شد. الان پرونده در چه مرحله‌ای است؟
احکام تجدیدنظر برای همه ما، به‌استثنای «علی نجاتی»، زندان ۵ ساله است و پرونده هم برای اجرای احکام به اجرای احکام ارسال شده است؛ اما برای دادخواست تجدیدنظر آقای نجاتی علی‌رغم پیگیری‌های مکرر «فرزانه زیلایی»، وکیل ایشان، هنوز تعیین شعبه نشده است و طبعا رسیدگی هم صورت نگرفته است. الان منتظر نامه اجرای احکام برای رفتن به زندان هستیم. لازم است به «محمد خنیفر» اشاره کنم که حکم تجدیدنظر در مورد او هم ظاهرا فقط برای هماهنگ کردن احکام همه متهمان باهم فقط یک سال کاهش یافت. وضعیت کاری او و «اسماعیل بخشی» هم خیلی مبهم است و بدون قرارداد رسمی به سرکار برگشته‌اند. می‌دانیم که در جریان بازداشت هم خنیفر اخراج شده بود و بخشی هم دست‌کم ۳ ماه حقوق نگرفت.

در این مرحله، آن‌طور که وکلای شما می‌گویند هیچ امکان حقوقی برای دادن دادخواست به مرجعی بالاتر برای توقف اجرای حکم شما وجود دارد؟
تا جایی که من می‌دانم به لحاظ حقوقی چنین امکانی وجود ندارد یا دست‌کم اقدام موثری نمی‌توان انجام داد. می‌دانید که پیش‌تر وعده داده بودند که احکام کارگری به‌طورکلی به این زودی‌ها اجرا نمی‌شود، یعنی ادعا شده بود تصمیمی سیاسی برای به تاخیر انداختن اجرای احکام یا حتی اجرایی نکردن آن‌ها گرفته شده است اما با توجه به اجراییه‌ای که برای حکم زندان «حسن سعیدی» آمده است، امیدهای ما برای به تاخیر انداختن احکام بر باد رفته است و چندان خوش‌بین نیستیم.

چهارشنبه، ۲ بهمن، دادگاه ۳ نفر دیگر از فعالان کارگری که به شکلی با پرونده شما مرتبط هستند برگزار می‌شود. درباره این پرونده چه می‌دانیم؟

سه نفر از رفقای ما، «هیراد پیربداقی»، «فرید لطف‌آبادی» و «رُهام یگانه» روز دادگاهی ما، ۱۲مرداد۱۳۹۸، کنار خانواده ما مقابل دادگاه ایستاده بودند. آن روز داخل دادگاه و همچنین مقابل دادگاه فضا بسیار امنیتی بود. کسی را به دادگاه راه نمی‌دادند، حتی من را که متهم پرونده بودم و دادگاهی داشتم ابتدا راه نمی‌دادند. داخل دادگاه هم تعداد زیادی مامور امنیتی مرد و زن حضور داشتند. در آن فضا، این رفقای ما را بدون این‌که حتی تجمع خاصی شکل بگیرد یا کاری جز ایستادن کنار خانواده ما انجام داده باشند، به اتهام اخلال در نظم عمومی بازداشت کردند. این بچه‌ها ۲۴ روز در بازداشت ماندند که ۲۰ روز آن را در انفرادی بودند و برای هرکدام پرونده سنگینی درست کردند؛ مثلا به آن‌ها اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی زدند آن‌هم بر اساس پرونده‌ای که از فعالیت‌های ۵ ساله اخیر این بچه‌ها درست کرده‌اند. این را هم بگویم که هیراد پس از آزادی یک بار دیگر هم بازداشت شد و با وثیقه سنگینی دوباره بیرون آمد. امروز این بچه‌ها را علاوه بر این، به اتهام تبلیغ علیه نظام هم دادگاهی می‌کنند.

با توجه به تجربه‌ای که از دادگاه خودتان دارید چقدر خوش‌بین هستید که دوستان شما امروز در چارچوب قانون دادگاهی شوند؟
در پروسه دادگاهی خود ما، چیزی که متاسفانه به ما ثابت شد این بود که قضات دادگاه انقلاب، دست‌کم آن‌هایی که در پرونده ما دخیل بودند، مطابق خواست و میل دستگاه امنیتی حکم صادر می‌کنند و عملا اختیاری از خود ندارند و آنچه را بازجو از آنان می‌خواهد یا توقع دارد، انشا می‌کنند. درواقع دادگاه به شکلی خیلی فرمالیته کارش را انجام می‌دهد. برای نمونه در پرونده خود من مواردی وجود دارد که اگر عدالتی در کار بود می‌شود بر اساس آن از قاضی شکایت کرد. برای نمونه، من برای سه اتهام بازجویی شدم، کیفرخواست من هم بر اساس همان سه اتهام نوشته شد و در دادگاه هم برای همان سه اتهام دادگاهی شدم، اما دو هفته بعدش برای چهار اتهام حکم گرفتم! اتهام تبلیغ علیه نظام در هیچ مرحله‌ای به من تفهیم نشد و در روز دادگاه هم در کیفرخواست دادستان نبود اما بعدا صرفا برای یکدست شدن احکام همه بچه‌ها و این‌که با داشتن بیشتر از سه اتهام به همه اشد به‌علاوه نصف حکم بدهد، در حکم من این اتهام هم قید شد. به‌این‌ترتیب، به این دادگاه نمی‌توانیم خوش‌بین باشیم. این بچه‌ها در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی افشاری دادگاهی می‌شوند که سابقه بسیاری بدی در دادن احکام سنگین ۱۵ و ۲۰ سال به متهمان دارد، ازجمله احکام فعالان ضد حجاب اجباری را که همه حکم‌های بسیار سنگینی است این قاضی صادر کرده است.

و همه این‌ها درواقع به خاطر این‌که این سه نفر در شرایطی که فضا را به‌شدت امنیتی کرده بودند و انتظار نداشتند کسی کنار خانواده‌ها باشد، به تهدیدها بی‌اعتنایی کردند؟

بله درواقع هدف اصلی برگزاری چنین دادگاه‌هایی این است که چنان فضای ارعاب را تشدید کنند که تو حتی نتوانی از رفیق خودت حمایت کنی. این بچه‌ها غیر از این‌که کنار خانواده‌های ما بودند که پر از استرس بودند کار دیگری نکرده بودند. به‌غیراز مادر من، بقیه خانواده‌ها، ۱۰ ماه از فرزند زندانی‌شان دور بودند. حضور آن‌ها کنار خانواده‌های ما بیشتر از آن‌که جنبه سیاسی داشته باشد، جنبه رفیقانه و دوستانه‌ای داشت. همین را هم این‌ها برنمی‌تابند و چه پرونده‌های قطوری ساخته‌اند و چه اتهامات عجیب‌وغریبی به آن‌ها بسته‌اند تنها به خاطر این‌که این‌ها کنار خانواده‌های ما ایستاده‌اند. هدفشان این است که با این پرونده‌سازی‌ها برای ایزوله کردن فعالان و بالا بردن هزینه حمایت از این فعالان را بالا ببرند. طبعا ما مقابل این رفتارها می‌ایستیم و انتخابی هم جز این نداریم و مرعوب نمی‌شویم و دوم بهمن کنار رفقایمان خواهیم بود. این وظیفه طبقاتی ماست و ما، هیچ‌کدام از ما، ذره‌ای مرعوب این رفتارهای سرکوبگرانه، این فضای وحشت و این فشارهای ایذایی نشده‌ایم. ما یاد گرفته‌ایم چگونه این فشارها را عقب بزنیم و قطعا هم عقب خواهیم زد. خوشبختانه این بچه‌ها حمایت سندیکاهای مستقل کارگری را هم دارند. هم سندیکای هفت‌تپه و هم سندیکای شرکت واحد برای این بچه‌ها بیانیه داده‌اند و اعلام حمایت کرده‌اند و این شاهدی است بر این‌که ما می‌گوییم متکثر هستیم و در کنار هم هستیم و از یک طبقه واحد با ارتفاع مشترک صحبت می‌کنیم. این شکل از حمایت‌ها یعنی این‌که ما نه به تعبیر خودشان چند فعال مدنی و سیاسی که اعضای یک طبقه واحد هستیم که هر ماه یکی تعدادی از ما را به بهانه‌های واهی دادگاهی می‌کنند؛ اما این‌ها نه خدشه‌ای در استحکام ما ایجاد می‌کند و نه ما را مرعوب می‌کند و تنها نتیجه‌اش تلاش بیشتر ما برای یافتن راه‌هایی برای درهم شکستن این فشارهای بیشتر است.

پیش‌تر به صدور اجرائیه برای حکم ۵ سال زندان حسن سعیدی، عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی را نشانه شروع احتمالی صدور اجرائیه برای سایر بچه‌های کارگری زیر حکم می‌دانید. اشاره کردید، درباره این پرونده چه چیز بیشتری می‌دانیم؟

ببینید سه عضو سندیکای شرکت واحد در جریان مراسم روز جهانی کارگر بازداشت شدند و پس از دوره طولانی بازداشت، به قید وثیقه به‌صورت موقت آزاد شدند. برای یکی از آن‌ها یعنی «رضا شهابی» هنوز دادگاه تشکیل نشده است. برای دو نفر دیگر هم که دادگاهی شدند تا حالا فقط حکم حسن سعیدی نهایی شده و اجراییه هم برای آن صادر شده است. دادگاه تجدیدنظر سید «رسول طالب‌مقدم» هنوز برگزار نشده است.

برخی از اعضای کانون نویسندگان هم احکام سنگینی دریافت کرده‌اند. پرونده آن‌ها در چه مرحله‌ای است؟

۹ نفر از کانون نویسندگان ایران یا زیر حکم هستند یا زیر بازجویی و تحت پیگرد. از این جمع، «آرش گنجی»، مترجم و منشی کانون نویسندگان چند روز پیش به‌صورت موقت آزاد شد. برای ۳ نفر دیگر از جمع هم که مشخصا به خاطر فعالیت کانونی بازداشت شده بودند احکام قطعی زندان صادر شده است. حکم «کیوان باژن» به سه سال و نیم زندان کاهش یافت و حکم ۶ سال زندان «رضا خندان مهابادی» و «بکتاش آبتین» هم عینا تایید شد. علاوه بر این، حکم ۴ سال زندان «علیرضا ثقفی»، عضو دیگر کانون نویسندگان و ۱ سال زندان همسرش «هاله صفرزاده»، از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر هم به اجرای احکام ارسال شده است.

گفته شده است فشارها بر سندیکاها و فعالان مستقل پس از اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تشدید شده است. چقدر با این ارزیابی موافق هستید؟

ببینید پس از اتفاقات آبان فشار روی فعالان مستقل خیلی بیشتر از پیش شده است. این فشارها به شکل‌های مختلفی هم اعمال می‌شود. از رفتارهای ایذایی مثل تهدیدهای تلفنی بگیرید که همه فعالان را شامل می‌شود و درباره برخی فعالان به هفته‌ای حداقل یک تماس رسیده است تا احضارهای تلفنی و اجرای احکام معوقه‌ای که سال‌ها بود خاک می‌خورد. همین اجرای زودهنگام احکام تایید شده در دادگاه تجدیدنظر درحالی‌که بنا بود اجرای آن‌ها به تعویق بیفتد همه متاثر از اتفاقات آبان ماه است؛ و البته این‌ها بدیهی است، هرکسی مستقل باشد و در این فضا فعالیت کند، صدایش را می‌خواهند در نطفه خفه کنند. هرچقدر مردم صریح‌تر اعتراض می‌کنند، سرکوب هم خصلتی عریان‌تر پیدا می‌کند. عریانی که یک سرش هدف قرار گرفتن از سوی یک تک‌تیرانداز است و سر دیگرش، دریافت احکام فله‌ای در دادگاه‌های فرمایشی است. به‌آسانی چند سال حکم می‌دهند و گویی متوجه نیستند این سال‌های عمر یک انسان است که این‌گونه در زندان سپری می‌شود. نماینده دادستان یک‌بار به زندان آمده بود و به ما می‌گفت شما اذیت نکنید و با ما همکاری کنید. سه سال حکم می‌دهیم بکشید و بروید. این‌قدر ۳ سال عمر ما برای این کم و بی‌مقدار بود که داشت می‌گفت این‌که دیگر اعتراض ندارد، چنان می‌گفت ۳ سال، گویی ۳ روز است.

خانم محمدی، پیش‌تر در خبرها آمده بود زمانی هم که در بازداشت موقت بودید برای شما یک پرونده جدید گشوده‌اند. جریان این پرونده به کجا رسید؟

بله زمانی که من در زندان بودم برایم به بهانه کمپین هفت‌تپه و این‌که در مدتی که به قید وثیقه آزاد بودم به فعالیت‌های به گفته آنان معاندانه خودم ادامه داده‌ام، پرونده جدیدی برایم تشکیل داده‌اند. حدود یک هفته پیش هم پیامکی دریافت کردم که خبر می‌داد شعبه بازپرسی من هم تعیین شده است. پرونده‌ام به شعبه ۷ بازپرسی اوین نزد بازپرس «شاه‌محمدی» ارجاع داده شده است. این هفته باید با برادرم امیر که وکالتم را برعهده دارد برای تفهیم اتهام به شعبه ۷ مراجعه کنم.

No responses yet

Jan 21 2020

‘بازداشت’ یک مجروح جنگ بعد از نوشتن نامه انتقادی به آیت‌الله خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: مرتضی امیری جرقویه و آیت الله منتظری
Image caption مرتضی امیری جرقویه مجروح جنگ ایران و عراق و از حامیان آیت الله منتظری مرجع تقلید منتقد حکومت ایران بود

براساس گزارش‌ها از ایران، ماموران امنیتی اصفهان مرتضی امیری جرقویه فعال سیاسی و از مجروحان جنگ ایران و عراق را به دنبال نوشتن نامه‌ای انتقادی به رهبر ایران دستگیر کرده‌اند.

آقای امیری جرقویه، که معلم بازنشسته است، در بخشی از نامه خود خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به کشته‌شدگان اعتراضات آبان ماه نوشته “این کشتار ناجوانمردانه نه مشمول زمان می‌شود، نه از یادها و خاطره ها می رود و نه قابل توجیه است، بلکه بلاشک گریبان بانیان و آمران و عاملان آن را [اگر] امروز نه، فردا خواهد گرفت.”

براساس گزارش‌ها ماموران امنیتی مرتضی امیری جرقویه را عصر چهارشنبه ۲۵ دی و در حالی دستگیر کردند که نامه اش به رهبر جمهوری اسلامی، انتشار عمومی نیافته بود. با این حال، به دنبال دستگیری آقای امیری، نامه او به طور محدود در فضای مجازی بازتاب انعکاس داشته است.

به دنبال اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸، طیفی از فعالان ایرانی با گرایش های مختلف، با نوشته نامه های انتقادی به مسئولان حکومتی به سرکوب خشونت آمیز معترضان اعتراض کردند و عده ای از آنها با برخورد نهادهای امنیتی مواجه شدند.

در ابتدای نامه آقای امیری، که تاریخ آن “آذر ۹۸” ذکر شده، خطاب به رهبر جمهوری اسلامی آمده: “امید است به شکواییه این فرهنگی جانباز که از اخلاص و غیرت به شما ارسال می شود توجه کنید.” وی با انتقاد از رفتار نیروهای حکومتی با معترضان هشدار داده: “خدا می داند روزی که مردم خواران و اسلحه داران به خود آمدند و سپاهیان و نظامیان متوجه شدند و به فکر افتادند که چرا باید هموطنان و برادران خود را بکشند و مردم هم نه دست از اعتراض کشیدند نه پای از خیابان برداشتند و نه دهان از انتقاد بستند، چه خواهد شد.”

این مجروح جنگ ایران و عراق، از آیت‌الله خامنه‌ای پرسیده است: “چرا آمار شهیدان اعلام نمی‌شود؟ چرا مجرمی دستگیر و محاکمه نمی‌شود؟ مجروحین و زندانیان [اعتراضات آبان] چند هزار نفرند؟… فشار بر خانواده های آنان برای چیست؟”

او با طرح این هشدار که “خشم و نفرت مردم فراگیر و عمومی شده و همه را عصبانی و منتفر کرده” گفته است: “دنیا دیدند و فهمیدند که موضوع ‘آتش به اختیار’ در آبان خونین چقدر خون روی دست شما گذاشت و دست خونین را به آب هفت دریا نمی توان شست.”

اشاره او، به توصیه‌ای از آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۹۶ خطاب به جوانان حامی حکومت است که تصریح داشت: “آنجایی که احساس می‌کنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمیتواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش‌به‌اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید.”

آقای امیری با توصیف نهادهای امنیتی به عنوان “پیمانکارانی که خون فرزندان ملت را به حراج و مزایده گذاشته اند” نوشته: “فرزندان مردم را دستگیر می کنند و پس از چند روز جنازه انها را به خانواده ها تحویل می دهند. آیا قرار این بود؟ ارگان ها و نهادها در کشتن و بستن و سرکوب کردن و به زندان بردن مردم با هم رقابت می کنند و از هم سبقت می گیرند.”

سازمان حقوق بشری عفو بین الملل در گزارش ۲۵ آذر خود درباره اعتراضات آبان ماه ایران، مرگ ۳۰۴ نفر را در جریان این اعتراضات تایید کرد. یک هفته بعد، خبرگزاری رویترز در گزارشی اختصاصی به نقل از منابع دولتی در ایران از کشته شدن حدود ۱۵۰۰ نفر در جریان اعتراضات آبان ماه خبر داد.

‘کدام گره به دست تدبیر شما باز شده؟’

مرتضی امیری جرقویه در بخشی دیگر از نامه خود، با انتقاد از شیوه رهبری آقای خامنه ای تاکید کرده: “کسی که نه آسمانی و نه معصوم و نه عقل کل است، هرگز نمی تواند مادام العمر، بلامنازع و غیرپاسخگو بر ملتی حاکم شود.”

وی از رهبر جمهوری اسلامی پرسیده: “چه خسارتی به ملک و مملکت وارد می شود اگر استعفا کنید و کار را به رفراندوم بسپارید؟ آیا کشورهای دیگر که شما را ندارند اداره نمی شوند؟ جدا نقش شما در کشور چیست؟ کدام مشکل و کدام گره و کدام بن بست به دست تدبیر شما باز شده است و در چه موضوع و مساله ای اگر شما نبودید کشور سقوط می کرد؟”

این فعال سیاسی با انتقاد از تبلیغات حکومتی در مورد آیت الله خامنه ای گفته: “چقدر باید از جیب مردم هزینه دم و دستگاه و تشریفات و مسافرت ها و بنرها و عکس ها و پوسترهای شما شود و در هر خیابان و بیابان و کوهستان و در و دیوار و ادارات و اماکن، میلیون ها عکس شما پراکنده باشد؟… کدام یک از حاکمان کشورها این همه برای کشورشان هزینه دارند؟”

او ادامه داده: “شما نمی دانید مردم در تاکسی و اتوبوس و اداره و مغازه و کوچه و بازار چه می گویند و چه می شنوند.”

آقای امیری خطاب به رهبر ایران نوشته: “یک روز شما را امام می خوانند، یک روز نایب امام مهدی می دانند، یک روز رهبر مسلمین جهان خطاب می کنند، یک روز می گویند هنگام تولد یاعلی گفتی تا… شما را به [مقام] خدایی برسانند تا زیر سایه شما پیغمبری کنند.”

اشاره این جمله، ظاهرا به اظهارات مشهور سال ۱۳۹۰ محمدسعیدی، امام جمعه قم است که در جریان یک سخنرانی گفت آقای خامنه ای، در هنگام تولد عبارت “یاعلی” را بر زبان رانده است.

No responses yet

Jan 16 2020

ورود لباس شخصی‌ها به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران؛ دعوت به تحصن و تظاهرات

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

ایران وایر: صبح روز ۲۶ دی ماه، نیروهای لباس شخصی با مجوز حراست دانشگاه تهران، وارد خوابگاه «شهدای دانشجو» در این دانشگاه شدند و بعد از حضور در اتاق یکی از دانشجویان از او خواستند که تمامی وسایل‌اش، مخصوصا گوشی موبایل خود را تحویل دهد. نیروهای لباس شخصی دانشجویان را تهدید کرده‌اند که «به زودی با جمعیت بیشتری باز می‌گردیم.»

پنج روز از تحصن‌ها و تجمعات اعتراضی دانشجویان در دانشگاه‌های شهرهای مختلف ایران می‌گذرد. در شب‌های نخست، دانشجویان در تهران، اصفهان‌ و کردستان و برخی دیگر از شهرهای ایران، در محیط داخل دانشگاه تجمع کردند و شعارهایی علیه نظام جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران سر دادند. تمامی این تجمعات با حضور نیروهای یگان ویژه، بسیجی‌ها و نیروهای لباس شخصی، پس از چند ساعت، به پایان رسید.

اما هر روز، دانشجویان خبر دادند که به تجمعات خود ادامه خواهند داد. تا آن‌که چهارشنبه شب، ۲۵ دی ماه، خبر رسید با توجه به «هشدارهایی از سوی نهادهای خارج از دانشگاه و تذکرهای نهادهای دانشگاهی» تجمعات آن شب، لغو می‌شود. تصاویر و ویدیوهای دریافتی از داخل ایران حاکی از حضور گسترده نیروهای یگان ویژه جمهوری اسلامی در میادین اصلی شهرهای بزرگ و مقابل درهای ورودی دانشگاه‌های مختلف خصوصا دانشگاه تهران و امیرکبیر بود.

حالا، پنج‌شنبه صبح، دانشجویان دانشگاه تهران خبر داده‌اند که نیروهای لباس شخصی وارد خوابگاه آ‌ن‌ها شده‌‌اند: «دو نفر لباس شخصی وارد اتاق یکی از دانشجویان شدند و از او خواستند وسایل خود را خصوصا گوشی موبایل‌اش را تحویل دهد. بعضی از دانشجویان که متوجه حضور آن‌ها شده بودند، شروع به سر و صدا کردند و در نهایت، آن دو نفر بدون آن‌که وسیله‌ای ببرند، فرار کردند. البته در حین رفتن، خطاب به دانشجویان معترض گفتند: “منتظر ما باشید، با تعداد بیشتر برمی‌گردیم.”»

در عین حال، به گفته دانشجویان دانشگاه تهران این دو نفر لباس شخصی با دستور مستقیم حراست دانشگاه وارد خوابگاه شدند: «حراست با نگهبان خوابگاه تماس گرفت که باید این دو نفر را به داخل خوابگاه راه بدهند.»

از سوی دیگر، بنا به اخباری که به «ایران وایر»‌ رسیده است، هشت نفر از دانشجویان معترض در ۲۴ دی ماه، پس از تجمع اعتراضی داخل دانشگاه، مقابل در دانشگاه تهران بازداشت شدند. اسامی این دانشجویان بنابه‌درخواست خانواده‌های‌شان قرار است فعلا منتشر نشود. اما به گفته برخی از خانواده‌ها، در ابتدا از آن‌ها ۸۰ میلیون تومان وثیقه درخواست شده بود، و امروز این مبلغ به ۳۸۰ میلیون تومان افزایش داشته است. تمامی این هشت نفر، از دانشجویان معترض دانشگاه تهران هستند.

حالا دانشجویان معترض دانشگاه تهران قرار است عصر امروز ساعت ۶ به وقت تهران، به نشانه اعتراض به «حمله لباس شخصی‌ها به خوابگاه دانشگاه تهران» روبه‌روی این خوابگاه [نبش خیابان فرهنگی] دست به تحصن بزنند. در عین‌حال به گفته این دانشجویان به «ایران وایر»‌ مطالبه آن‌ها «آزادی بی‌قید و شرط» این هشت دانشجوی بازداشتی دانشگاه تهران است.

برخی از دانشجویان معترض هم به «ایران وایر» خبر دادند که اگر این تحصن و مطالبات آن‌ها به سرانجام نرسد، فردا به سمت نماز جمعه تهران حرکت خواهند کرد.

بعد از هشت سال، قرار است این هفته آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نمازجمعه باشد. از سوی دیگر بنا به اخباری که در رسانه‌های داخل ایران منتشر شده، شرکت بیمه آسیا در اطلاعیه‌ای اعلام کرده است که تمامی نمازگزاران این نمازجمعه به صورت رایگان برای یک روز تحت بیمه این شرکت قرار خواهند گرفت.

No responses yet

Jan 13 2020

کیمیا علیزاده دلیل مهاجرتش را شرح داد؛ ‘من یکی از میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایرانم’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: کیمیا علیزاده، قهرمان مسابقات تکواندوی المپیک پس از سپری شدن یک‌ماه از خروجش از ایران، دلایل ترک کردن این کشور را در اینستاگرام شرح داده است.

خانم علیزاده که تنها زن مدال‌آور ایران در المپیک است نوشته “من یکی از میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایرانم که سال‌هاست هر طور خواستند بازی‌ام دادند. هر کجا خواستند بردند. هر چه گفتند پوشیدم. هر جمله‌ای دستور دادند تکرار کردم. هر زمان صلاح دیدند، مصادره‌ام کردند. مدال‌هایم را پای حجاب اجباری گذاشتند و به مدیریت و درایت خودشان نسبت دادند”.

او که اعلام کرده برای تیم ملی ایران دیگر مسابقه نخواهد داد در صفحه اینستاگرامش نوشت: “من برایشان مهم نبودم. هیچکداممان برایشان مهم نیستیم، ما ابزاریم. فقط آن مدال‌های فلزی اهمیت دارد تا به هر قیمتی که خودشان نرخ گذاشتند از ما بخرند و بهره‌برداری سیاسی کنند، اما همزمان برای تحقیرت، می‌گویند: فضیلت زن این نیست که پاهایش را دراز کند!”

این قهرمان رشته تکواندو با بیان اینکه “من یک انسانم و می‌خواهم بر مدار انسانیت باقی بمانم” ادامه داده: “روح آزرده من در کانال‌های آلوده اقتصادی و لابی‌های تنگ سیاسی شما نمی‌گنجد. من جز تکواندو، امنیت و زندگی شاد و سالم درخواست دیگری از دنیا ندارم”.

خانم علیزاده درباره مهاجرتش افزوده: “کسی به اروپا دعوتم نکرده و در باغ سبز به رویم باز نشده. اما رنج و سختی غربت را به جان می‌خرم چون نمی‌خواستم پای سفره ریاکاری، دروغ، بی عدالتی و چاپلوسی بنشینم. این تصمیم از کسب طلای المپیک هم سخت‌تر است، اما هر کجا باشم فرزند ایران زمین باقی می‌مانم. پشت به دلگرمی شما می‌دهم و جز اعتماد شما در راه سختی که قدم گذاشته‌ام، خواسته دیگری ندارم”.

درباره کیمیا علیزاده
متولد تیرماه ۱۳۷۷ در کرج
اولین مدال طلای دختران ایران در بازی‌های المپیک نوجوانان در چین، ۱۳۹۳
مدال طلا بازی‌های قهرمانی نوجوانان جهان، چین ۱۳۹۳
اولین مدال تکواندوی زنان ایران (برنز) در بازی‌های قهرمانی بزرگسالان، روسیه ۱۳۹۴
مدال طلای گرندپری روسیه ۱۳۹۴
مدال نقره تورنمنت هلند ۱۳۹۴
اولین مدال زنان ایران در المپیک، ریودوژانیرو ۱۳۹۵
اولین نقره جهانی تکواندوی زنان ایران ۱۳۹۶

No responses yet

Jan 12 2020

چرا خامنه‌ای به خاطر سرنگون کردن هواپیما عذرخواهی نکرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: الگوی جمهوری اسلامی در شیوه اعتراف به سرنگون کردن یک هواپیمایی مسافربری با شلیک موشک سپاه دقیقاً شبیه الگوی اعترافش درباره جنایت کهریزک در سال ۱۳۸۸ است.

مرداد ۱۳۸۸ گفته شد که وقتی رهبر جمهوری اسلامی از جنایتی که در بازداشتگاه کهریزک رخ داده و به شکنجه و کشته‌شدن مردم معترض به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری منجر شده، اطلاع یافت،‌ به شورای عالی امنیت ملی دستور سریع پی‌گیری داد و بازداشتگاه تعطیل شد.

در سقوط هواپیما هم خبرگزاری فارس نوشت که روز جمعه، ۲۰ دی، دو روز پس از سقوط هواپیما، وقتی آیت‌الله خامنه‌ای مطلع شد که «خطای فاجعه‌بار» صورت گرفته، دستور تشکیل جلسه شورای عالی امنیت ملی را صادر کرده و گفته نتایج آن «صریح و صادقانه» به اطلاع مردم برسد.

این الگوی تکراری در ظاهر نشان‌دهنده مسئولیت‌پذیری و پی‌گیری است، ولی در واقع تلاشی دیگر برای کسب اعتبار برای رهبر جمهوری اسلامی در خلال فاجعه است.

علاوه بر این، آیت‌الله خامنه‌ای معمولاً در این قبیل قضایا استاد فرار رو به جلوست. این فرار و طلبکاری در پیام آیت‌الله خامنه‌ای درباره سقوط هواپیما هم هویداست؛ او از مسئولان مراقبت برای تکرار نشدن چنین حوادثی را مطالبه کرده و سفارش کرده که کوتاهی یا تقصیر احتمالی را پی‌گیری کنند.

رهبر جمهوری اسلامی، طبق قانون، مهم‌ترین مسئول نیروهای نظامی ایران است و به‌صراحت تأکید کرده که مسئولیت و مدیریت نیروهای مسلح با خودش است، ولی از به کار بردن واژه عذرخواهی و پذیرش مسئولیت پرهیز دارد. این یک اتفاق نیست، یک روحیه است.

اظهارات امروز فرمانده نیروی هوافضای سپاه نشان می‌دهد که او چند دقیقه پس از شلیک به هواپیما در جریان قرار گرفته است. در واقع، همه مقام‌های ارشد نظام در جریان قرار گرفته بودند.

در این بیش از ۷۲ ساعتی که مقام‌های ارشد سپاه و جمهوری اسلامی نه تنها سکوت که کل ماجرا را تکذیب می‌کردند و می‌گفتند عملیات روانی آمریکاست و رسانه‌های نقطه‌زن دشمن آمده‌اند تا شیرینی موشک‌های نقطه‌زن ما را تلخ کنند، فکر تحقیق و مسئولیت‌پذیری و گزارش به ملت نبودند.

صحنه روشن بوده است؛ آن‌ها به فکر این بودند که جشنی که برای شلیک موشک به پایگاه‌های آمریکایی در عراق گرفته بودند، خراب نشود. این یک رویکرد است: مردم تا حد ممکن فدای نظام شوند، مثل ۶۰ کشته تشییع جنازه قاسم سلیمانی که فردا تیتر روزنامه‌‌ای شدند در ستایش سردار: «کرمان به قربانت».

تن دادن جمهوری اسلامی به چنین اعترافی بی‌سابقه نیست. قتل‌های زنجیره‌ای سال ۷۷ که هنوز مشخص نیست دقیقاً چه کسی مسئولش بود، نمونه مهم دیگری از این اعترافات است. ولی این اعترافات بی‌فایده است. حتی اگر فرماندهان ارشد نظامی هم استعفا دهند یا محاکمه شوند، آن‌چه مهم است رویکرد جمهوری اسلامی است.

در این ماجرا، از لحظه شروع ابهام و پرسش مردم،‌ رسانه‌ها و کاربرانی که در شبکه‌های مجازی موضوع را پیگیری می‌کردند، «سرباز دشمن» خوانده شدند. اطلاعاتی که آمریکا داد «جنگ روانی» توصیف شد. اوکراین و کانادا که تأیید کردند و پاسخ خواستند، «بازی‌خورده» اعلام شدند و روزنامه‌نگاران با گردن‌کلفتی تهدید شدند.

ولی وقتی نهادهای اطلاعاتی غرب، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و دولت‌های اوکراین و کانادا کنار هم قرار گرفتند و «فشار حداکثری» وارد شد، مقام‌های جمهوری اسلامی «تسلیت‌گویان» و «ای کاش مرده بودم، آن لحظه را ندیده بودم»گویان وارد رسانه‌ها شدند و گفتند «گردن ما از مو باریک‌تر است».

این فشار حداکثریِ منجر به اعتراف نیز شبیه ماجرای کهریزک است. در آن ماجرا، اگر پای فرزند یکی از وابستگان نظام در میان نبود و او و رسانه‌های حامی‌اش پی‌گیر ماجرا نمی‌شدند، هرگز چیزی از کهریزک بازگو نمی‌شد.

در مورد کنونی هم اگر زور اطلاعات آمریکا و تأیید اوکراین و کانادا نبود، بعید بود همان پرسشگریِ مجازی به جایی برسد. در نهایت اگر وضع خراب می‌شد، چند روزی اینترنت را قطع می‌کردند و نهایت ننگ اتهام بر پیشانی نظام می‌ماند، ولی به اعتراف نمی‌رسید. جمهوری اسلامی به سنبه پرزور عادت کرده است.

با این‌همه، قابل پیش‌بینی است که در روزهای پیش رو چرخ اعتراف و صداقت دوباره به ریل طلبکاری بازگردد.

افشای قتل‌های زنجیره‌ای تغییری در رویکرد نهادهای امنیتی نداد و فقط جای این‌که بگویند زندانی را شکنجه کردیم و مرد، گفتند خودکشی کرد و مرد. قصه کهریزک را همین روزها در گزارش‌های مربوط به زندان فشافویه می‌توانید بازخوانی کنید. ضمن آن‌که طلبکاری رهبر جمهوری اسلامی در ماجرای اعتراض‌های آبان نیز که به‌روایتی به کشته‌شدن ۱۵۰۰ نفر منجر شد، همچنان ادامه دارد و باز هم تأکید می‌کند که آن‌ها را دشمن کشته است.

ماجرای سقوط هواپیما می‌تواند یک نقطه شروع یا حتی نقطه اوج برای رسانه‌ها باشد، ولی در جمهوری اسلامی چیزی تغییر نکرده است. نظام ولایت فقیه اکنون فقط حس می‌کند کمی از بار فشار را کم کرده و در این فکر است که چطور آن را کمتر کند. فقط همین.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .