اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

May 26 2016

پاسخ علی معلم به اخراج‌ها و باندبازی‌ها: شایستگی افراد را «من» تشخیص می‌دهم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

کلمه: چکیده :معلم در مقابل خبرنگار پاسخ هایی سربالا و مبهم می دهد. او به برخی از سوالات اصلا پاسخی نداده و ادعا می کند که سوال مبهم است. وقتی از او در مورد کنار گذاشتن افراد با تجربه و جانشینی افراد بدون تجربه و تخصص پرسیده می شود. می‌گوید سوالات منطقی نیست دروغ است. وقتی خبرنگار سوال خود را مستند می کند او پاسخ می دهد تشخیص اینکه چه کسی توانایی و صلاحیت کار دارد با من است….

کلمه- گروه فرهنگی: دیکتاتورها انواع و اندازه های مختلفی دارند، دیکتاتورهای کوچک، متوسط و بزرگ، البته دیکتاتوری افراد رابطه مستقیمی با اختیارات و وظایف فرد و روحیه و شخصیت او دارد. مصاحبه اخیر علی معلم دامغانی با خبرگزاری ایلنا بخشی از شخصت دیکتاتور مآب او را در معرض دید گذاشته است.

معلم در مقابل سوال‌های روشن خبرنگار پاسخ هایی سربالا و مبهم می دهد. او به برخی از سوالات اصلا پاسخی نداده و ادعا می کند که سوال مبهم است. مثلا وقتی از او در مورد کنار گذاشتن افراد با تجربه و جانشینی افراد بدون تجربه و تخصص پرسیده می شود. پاسخ می دهد که سوالات شما منطقی نیست شایعه و دروغ است، مدرک ارائه دهید.

وقتی خبرنگار سوال خود را مستند می کند و نام افرادی که وادار به ترک کار خود شده اند را مطرح می کند، معلم دامغانی پاسخ می دهد تشخیص اینکه چه کسی توانایی و صلاحیت کار دارد با من است و در واقع با این پاسخ ادامه بحث و پرسش را غیر ممکن می کند.

البته نشان دادن قدرت تشخیص او در توانایی و صلاحیت افراد نیازی به تحقیق و جستجوی زیادی ندارد. نگاهی گذرا به فعالیت های فرهنگستان هنر در سال های اخیر بیانگر سیر نزولی این سازمان دولتی است.

به گزارش کلمه، بعد از کودتای انتخاباتی سال ۸۸، محمود احمدی‌نژاد در راستای سیاست‌های تمامیت خواهانه‌اش در اساسنامه فرهنگستان‌ها از جمله فرهنگستان هنر دست برد و دو تغییر مهم را اعمال کرد تا هم نحوه انتخاب اعضای فرهنگستان تغییر کند و هم رئیس فرهنگستان که تا آن زمان به پیشنهاد اعضای پیوسته انتخاب می‌شد، به انتخاب خود او باشد.

با همین تغییرات علی معلم‌دامغانی به عضویت فرهنگستان هنر درآمد و در اول دی ماه ۱۳۸۸ نیز احمدی‌نژاد سفر استانی خود به فارس را نیمه‌تمام گذاشت تا با شرکت در جلسه‌ شورای عالی انقلاب فرهنگی کینه‌های شخصی خود را از میرحسین موسوی بر سر فرهنگ و هنر ایران آوار کند. در آن جلسه احمدی‌نژاد، معلم‌دامغانی را به عنوان رئیس جدید فرهنگستان معرفی کرد.

نتیجه این تغییر لغو تعداد زیادی از طرح‌های پژوهشی و حرکت فرهنگستان هنر به سمت چاپ و فروش کتاب و فعالیت اقتصادی بود. یکی از عجیب ترین اقدامات معلم دامغانی در این سازمان اجاره تالارها به بخش خصوصی بود آن هم به بخش هایی که با کارکرد این نهاد فرهنگی مطابقتی نداشت. به عنوان مثال تالارهای ایران و باربد که در ساختمان اصلی فرهنگستان هنر واقع در خیابان ولیعصر است و تالارهای مجموعه فرهنگی – هنری آسمان را واقع در زعفرانیه، به بخش خصوصی اجاره داده شده آن هم به شرکت‌هایی که مطلقا ماهیتی فرهنگی- هنری ندارند بلکه کاملا تجاری هستند. یکی از آنها شرکت هنکل آلمان است که در زمینه مواد شوینده فعالیت می‌کند.

در سال ٩٠ جمعی از کارمندان فرهنگستان هنر در نامه‌ای خطاب به معلم‌دامغانی از عملکرد مدیریتی او انتقاد کردند و نوشتند: «باندبازی‌های پی‌درپی، جابه‌جایی‌های نابجا و سوءمدیریت چنان بر این فرهنگستان تاخت که فرهنگستان هنر مانند نیستانی گرفتار در آتش قدرت به خاکستر افسوس تبدیل شد».

متن این مصاحبه گویای مواضع و روحیه علی معلم دامغانی است:

بیش از ۱۷ سال از آغاز به‌کار فرهنگستان هنر گذشته و در این مدت تنها دو نفر بر مسند مدیریت این عالی‌ترین نهاد هنری کشور تکیه زده‌اند. طی این سال‌ها به‌ویژه در ۷-۶ سال اخیر؛ آمار حواشی پیرامون تغییر ریاست این نهاد، پایان همکاری با ٢٨ نفر از کارکنان آن، همچنین انتقاد از عملکرد این روزهای فرهنگستان که به‌جای تمرکز بیشتر روی پژوهش‌ (به‌عنوان یکی از کارکردهای اصلی چنین مجموعه‌ای) به سمت راه‌های درآمدزایی رفته است؛ به شدت بالا گرفته است. شدت اعتراض‌ها ازسوی کارکنان این نهاد نیز کم نبوده که گاه انتشار بیانیه‌هایی را به دنبال داشته است. اعتراضاتی که درنهایت به طرح سوالاتی بنیادین منجر شده است: جایگاه فرهنگستان هنر در فضای امروز جامعه‌ی فرهنگی و هنری کجاست؟ در سال‌های اخیر این فرهنگستان چه کارنامه‌ای در سیاست‌گذاری امور هنری از خود به‌جای گذاشته؟ خروجی اصلی و مهم فعالیت‌های متنوع فرهنگستان برای رسیدن به اهدافی که طبق آیین‌نامه عهده‌دار آن است، چیست؟

علی معلم‌دامغانی (رئیس فرهنگستان هنر) به سوالات و حواشی چگونی مدیریت فرهنگستان هنر در شش سال اخیر پاسخ داد. گرچه به‌نظر انجام این مصاحبه رضایتِ خاطر او را فراهم نکرده و او از گفتگویش چندان راضی به‌نظر نمی‌رسید.

-قبل از ورود به سوالات؛ اگر صلاح می‌دانید توضیحی درباره‌ی اوضاع و احوال این روزهای فرهنگستان بفرمایید.

این یک مسئله بدیهی است که هر شخصی به‌عنوان مدیریت و مسئول یک موسسه؛ در پاسخ به چنین سوالی می‌گوید همه چیز خوب است و کمبود و مشکلی وجود ندارد. یکسری از فعالیت‌های فرهنگستان در قالب گزارش‌های رسمی به وزارت‌خانه و حتی خبرگزاری‌ها ارسال می‌شود. مجلس، ریاست جمهوری و شورای عالی انقلاب فرهنگی هم بعضا گزارش‌های مفصلی از ما می‌خواهند و ما هم آنها در اختیارشان قرار می‌دهیم. پس بهتر است سراغ سوال‌های شما برویم. آنهم سوال‌هایی که منطقی باشد، درست باشد و سوالی باشد که من بتوانم جواب بدهم.

-برخی به مدیریت جنابعالی در فرهنگستان هنر انتقاداتی دارند. مثلا می‌گویند نیروهای باتجربه از فرهنگستان کنار گذاشته و افرادی جانشین‌شان شده‌اند که شأن علمی و نسبتی با فرهنگستان نداشته‌اند. می‌گویند عمر مدیران این نهاد فرهنگی معمولا چندماه بیشتر نیست. می‌گویند هنرمندان دیگر تمایلی به تعامل با فرهنگستان ندارند. شما چه پاسخی به انتقادات مطرح شده دارید؟

خبرگزاری یعنی بررسی مسائل به نیابت از مردم. خود من و خود شما هم یکی از مردم هستیم. پس سوال‌ها باید خردمندانه باشد و جهت‌گیری خاص در آن دخالت داده نشده باشد. سوال‌هایی که شما قبلا هم مطرح کرده بودید خیلی جنبه‌ی منطقی و درست نداشت.

این مسئله تا زمانی که نام نبرید از کسانی که سابقه داشتند و از اینجا مرخص شده‌اند و همچنین کسانی که آمدند و شایستگی لارم را نداشتند، قابل پاسخ نخواهد بود. اینکه من بخواهم به شایعه و نظرات دیگران پاسخ بدهم؛ درست نیست و زیر بار خبر دروغ هم نمی‌روم. خبر بی‌امضا، شایعه و جرم است. چراکه این‌جا هم دو شخصیت مدنظر است. اول شخصیت حقوقی فرهنگستان و دوم شخصیت حقیقی علی معلم به‌عنوان یک فرد که به عنوان مدیریت فرهنگستان هنر انجام وظیفه می‌کند. اول مدارک و مستندات این ادعاهای خود را مطرح کنید و بعد پاسخ بخواهید.

-مثلا محمدمهدی حیدریان (معاون هنری فرهنگستان) و بهمن نامورمطلق (دبیر این نهاد) و برخی کارمندان استعفا داده‌اند حسن بلخاری و محسن زارع نیز برکنار شدند. همچنین به‌طور واضح‌تر در فراز و فرودی که فرهنگستان در سال‌های ۸۸ تا ۹۱-۹۰ داشت؛ نزدیک به ۲۸ نفر از نیروهای فعال فرهنگستان برکنار یا استعفا داده‌اند. اتفاقا یکی از بخش‌هایی که تحت‌تأثیر این اتفاقات، نیروی انسانی بیشتری از دست داده، مجموعه پژوهشی فرهنگستان هنر است که از قضا از ارکان اصلی‌ فرهنگستان است.

بنده که اینجا هستم تصمیم‌گیری بسیاری از مسائل فرهنگستان به عهده‌ی من گذاشته شده ازجمله تشخیص اینکه چه کسی صلاحیت و توانایی کارها را دارد و چه کسی شایسته‌ی چه کاری است.

بنده وقتی به فرهنگستان آمدم؛ اینجا بازمانده‌ی یکسری حوادث و اتفاقاتی بود که به بنده هیچ ارتباطی نداشته و ندارد. اما نگاهی که به فرهنگستان می‌شد به حساب آن حوادث گذاشته شد و هنوز هم می‌شود. برخی از افراد نیز در این حوادث؛ چهره‌های شاخص و موثری بودند. در این مورد هم نمی‌خواهم توضیح بیشتری بدهم، ولی شما بروید سوابق همان آقایان، آقای نامور و دیگران را ارزیابی کنید و از مقامات قانونی هم بپرسید. بعد از دانستن این مسائل احتمالا متوجه می‌شود که شاید اصلا چنین سوالی را نباید خطاب به من مطرح کنید و باید از ارگان‌ها و مسئولان دیگری پیگیر چرایی این اتفاقات باشید.

درثانی بسیاری از آدم‌ها در این کشور مدعی دانستن هستند درحالی‌که واقعا چنین نیست. تشخیص این مسئله در حوزه‌ی فرهنگستان هنر بازهم با بنده است. من مسئول هستم و شما درباره‌ی مسئولیت من؛ در یک محیط فرهنگی و اینکه اثبات کنم لایق این کار هستم یا خیر؛ بپرسید. آن را هم نمی‌دانم که چگونه اثبات کنم که صلاحیت دارم یا نه. سوالاتی بپرسید که به کار ما بیاید. اگر در یافتن حقیقت این مسائل جدی هستید و آن آقایان شاکی هستند؛ نسبت به این مسئله می‌توانند به مراجع قانونی مراجعه کنند.

در این کشور به صرف اینکه فلانی چنین گفته و چنین حرفی بوده، نمی‌توان حکم قطعی داد و کسی را مورد بازخواست و سوال قرار داد. یکبار دیگر هم ایلنا درباره‌ی فرهنگستان هنر مرتکب ستم شده و چیزهایی نوشته که نباید می‌نوشته است.

-مثلا دیگر انتقاد وارده به مدیریت شما؛ نوع برخورد با ساختمان‌ها و مراکز تحت پوشش فرهنگستان است. به‌نظر می‌رسد دغدغه این سال‌های فرهنگستان هنر، کسب درآمد است به همین دلیل با اجاره سالن‌ها به بخش خصوصی و تمرکز بر چاپ و فروش کتاب بیشتر به سمت کسب درآمد رفته است تا پژوهش و سیاست‌گذاری. حال سوال این است که برای مرکز فرهنگی و هنری آسمان در زعفرانیه چه اتفاقی افتاد؟ چرا و با چه توجیهی سالن‌ها، گالری‌ها و تاسیسات گران‌قیمت این مرکز به بهانه تغییر کاربری ابتدا تخریب شد و سپس به حالت اولیه برگردانده شد؟

این سوال باز در زمره‌ی سوالاتی است که بیشتر جنبه‌ی شایعه و حاشیه دارد. چنین اقداماتی اگر بدون منطق و بی‌جواب صورت می‌گرفت؛ در مملکت قانون وجود دارد؛ حتما پیگیری می‌شد.

مسئله‌ی به‌هم خوردن ساختمان‌ها مربوط به زمان آقای احمدی‌‌نژاد است و حوادثی که اتفاق افتاده را؛ قانون از آن خبر دارد. شما بروید از حساب‌رسی و دادگاه‌های آنجا که درباره‌ی برخی آدم‌های فرهنگستان و خود بنده تشکیل شد، پیگیری کنید. نتیجه‌ی پیگیری قانونی این‌ موضوع را از آن‌جا تحقیق کنید چون گفتار من مسلما به نفع خودم خواهد بود و این از مرام خبرنگاری به دور است که از یک نفر چیزهایی بپرسند که صرفا از خودش دفاع کند.

فکر می‌کنم شما درصدد کشف خبر نیستید و تنها اتهاماتی را بهانه‌ی سوالاتی کردید. تا اینجا حتی یک سوال منطقی هم نداشته‌اید. اگر مسئله‌ای به حد شیوع رسیده باشد و آنقدر مطرح بشود که ده تا مجله و تلویزیون هم آن را تکرار کنند، شما حق دارید درمورد آن از من سوال کنید، اما اینکه به صرف حرف یکی دو نفر، جریانی با خود شما، علیه فرهنگستان و مدیریت آن شروع شود؛ خیر. من می‌توانم از شما شکایت کنم.

-توجیه تعطیلی برنامه‌های بین‌المللی مانند دوسالانه‌های عکس و پوستر، کاریکاتور، خوشنویسی و همایش‌های علمی و پژوهشی بین‌المللی و ملی مانند مکتب اصفهان و مکتب شیراز چه بود؟ هزینه صرفه‌جویی شده از محل تعطیلی این برنامه‌ها در کجاها مصرف شده است؟

اصلا شما از برنامه‌های فرهنگستان اطلاع دارید که کدام‌ها کنسل شده و کدام‌ها هنوز اجرا می‌شود؟ این‌که برنامه‌هایی که نام بردید؛ تعطیل شده؛ مورد و موضوع نیست. یا مورد و موضوع را تشخیص نمی‌دهید یا با دلیلی سوال جهت‌دار می‌پرسید. فعالیت‌های فرهنگستان موضوعی است و مواردی هست که امروز اجرا می‌شود و فردا نه. ده روز دیگر هم شاید کارهای امروز تغییر کند و برنامه‌های جدید جایگزین شود.

سوالات شما اصلا منطقی نیست و اساس تمام‌شان شایعه است. چند مسئله که نمی‌دانم چه کسی القا کرده را مبنای خبر و سوالات خود قرار داده‌اید.

سوال درباره‌ی این موضوع را بهتر است و باید این طوری بپرسید که ارتباط فرهنگستان با کشورهای خارج هنوز هم ادامه دارد یا خیر؟ فرهنگستان عهده‌دار کار فرهنگ و هنر کشور است. فرهنگ چیست و هنر چیست؟ اگر فرهنگ و هنر را خوب بفهمید؛ از خط شروع می‌کنم و فعالیت‌ها فرهنگستان در حوزه‌ی خط، تجسمی و هنرهای سنتی و صنعتی را برای شما شرح می‌هم.

شما سوال اساسی ندارید. بنا نیست هرچه که خواستید بپرسید و هرچه که دلتان خواست از حرف‌های من برداشت کنید. یک طرف قضیه هم من هستم و اگر حرف من کم و زیاد شود؛ به عهده‌ی شما است.

صورتِ شکلیِ کارهای فرهنگستان ممکن است عوض شده باشد. یعنی اگر زمانی ما براساس دوسالانه‌ها با جهان خارج از ایران ارتباط داشتیم طی سال‌های اخیر هم با برگزاری نشست‌ها با مثلا کره‌ای‌ها و تاجیک‌ها یا دیگر کشورهایی که هنرمندان خود را به ایران فرستاده‌اند و ما هم متقابلا برنامه‌هایی در آن‌‌ کشورها اجرا کرده‌ایم، ارتباط فرهنگی را حفظ کرده‌ایم. پس شکل کار شاید تغییر کرده باشد اما کلیات کار و اصل موضوع که ارتباط فرهنگی و هنری با سایر کشورها است را منحل نکردیم.

این سوال اگر درست اتفاق می‌افتاد باید می‌پرسیدید در حوزه‌ی این کار موضوعی؛ فرهنگستان در دروه‌ای که شما هستید رشد کرده یا عقب رفته؟ آیا ارتباطات بیشتر شده با کمتر؟ ارتباطات آیا با سیاست مملکت همخوانی دارد یا خیر؟ امروز آیا شما برنامه‌ای برای آینده دارید یا ندارید؟

این روابط هم مطابق با سیاست کشور تدارک دیده می‌شود. ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که تمام کشورهای دنیا موضع دارند و هرکدام منطق خاص خودشان را دارند. فرهنگستان جزئی از یک کشور است و باید با همه‌ی مسائل یا سیاست‌های کلی نظام همخوانی داشنه باشد. در حوزه‌ی ارتباط با دیگر کشورها نیز باید با سیاست مملکت چک کند. پس این رابطه وجود دارد و ما نمایشگاه‌هایی از هنرمندان ایرانی در دیگر کشورها داشته و داریم.

ما فکر می‌کنیم امروزه دو طبقه در حوزه‌ی هنر و آثار هنری مورد ستم قرار می‌گیرند: یکی هنرمند که تولید می‌کند و آثارش به کمترین قیمت خریداری می‌شود و دیگری کسی که دوست‌دارِ هنر است و آثار هنری را هم به گران‌ترین قیمت می‌خرد. پس باید فرهنگستان هنر با تمام موسسات فرهنگی در کشورها هنری مثل ایتالیا، فرانسه و چین ارتباط داشته باشد تا زمینه‌ای فراهم شود که نمایشگاه و فروشگاهی داشته باشیم و کارهای هنری به وسیله‌ی دلال‌ها خرید و فروش نشوند.

مثلا اگر در چین هنری تولید می‌شود و یک ایرانی مشتری آن است به کشور فرستاده شود تا در نمایشگاه و فروشگاهی که درنظر گرفته شده، عرضه شود. همین طور اگر اثری در ایران تولید شده و در کشوری دیگر خواهان دارد، از طریق موسسات فرهنگی و هنری ارسال شود، نه دلال‌ها. این ستم هنری باید کم شود تا نه تولیدکننده و نه هنردوست متضرر نشوند. این یک پروژه‌ی بین‌المللی است که در فرهنگستان به دنبال آن هستیم و با یونسکو و برخی کشورها نیز برای تحقق آن وارد مذاکره شده‌ایم.

-استودیویی که در طبقه پنجم ساختمان ستادی و مرکزی فرهنگستان ساخته شد و دیگر زیرساخت‌های اینچنینی براساس کدام استانداردهای کارشناسی به پا شده و می‌شوند؟ این استودیوها و مراکز هم‌اکنون چه استفاده‌ای دارند؟

فرهنگستان یک محیط بسیار بزرگی است با امکانات فوق‌العاده مثل نمایشگاه، استودیو، بخش سینمایی، بخش تئاتر، پژوهش و انتشارات. از این امکانات نیز در راستای سه- چهار سطح فعالیت‌های مختلفی که برای تلویزیون، رادیو و … دارد؛ استفاده می‌کند.

اگر نسبت به ایران درنظر بگیریم چون من سابقه‌ی زیادی در رادیو و تلویزیون و موسسات فرهنگی دیگر داشته‌ام و در زمینه‌ی موسیقی هم هشت سال موسیقی رادیو و تلویزیون دست من بود، معتقدم نسبت به آن استانداردها، استودیو فرهنگستان مدعی فعالیت در بالاترین سطح‌ است. نمونه‌‌هایی از فعالیت‌های موسیقی هم آماده شده که هز زمان لازم بود اینها را در معرض دید همه قرار می‌دهیم. گو اینکه برخی هم کاملا روشن و شفاف اعلام شده است.

ما در فرهنگستان در زمینه‌ی موسیقی ردیف کار جدی می‌کنیم. در زمینه‌ی موسیقی فولکلر هم کار تحقیقی و هم ثبت آثاری که تا به حال یا خوب ثبت و ضبط نشده و در اختیار مردم قرار نگرفته، یعنی به وسیله‌ی کسانی ضبط و منتشر شده که بالاخره اهل فن ایراداتی نسبت به آن دارند، را مدنظر داریم. موسیقی پاپ هم کار می‌کنیم و از همه‌ی این‌ها بالاتر یک بخش از فعالیت‌های فرهنگستان در حوزه‌ی موسیقی کار روی موسیقی آیینی- تبلیغی است که شاید جای این سبک موسیقی در حال حاضر خالی باشد.

ما زیارتگاه‌هایی داریم مثل مشهد، مثل قم که رسم است زائران در هر زیارتگاه برای خود هدایا و سوغاتی تهیه می‌کنند. همیشه جای یک سوغاتی معنوی در چنین سفرهایی خالی بوده مثل سی‌دی نوار و کتاب. این زمینه‌های هنری هم به کار فرهنگستان نزدیک است و هم تبلیغ اخلاق می‌شود که به کار انسان‌ها در این برهوت پرآشوب می‌آید. اخلاق و تبلیغ‌های اینچنینی اگر با هنر همراه شود شاید از تعصبات کورکورانه کم کند و به دانایی و روشنایی بیانجامد. بخشی از کارها در این حوزه انجام می‌شود و تقریبا کارهایی هم هست که آماده عرضه شده است.

در حوزه‌ی کتاب هم سه کار انجام می‌دهیم. اول تصحیح آثار گذشتگان، دوم ترجمه‌ی آثار مورد نیاز کشور و اخیرا شروع به انجام فعالیت‌های مرتبط با ترجمه‌ی آثار ایرانی به دیگر زبان‌ها کرده‌ایم. فعالیت بعدی هم تالیف و تصنیف آثار پژوهشی مورد نیاز کشور است. بسیاری از پروژه‌های پژوهشی فرهنگستان آماده و عرضه شده و بسیاری هم در حال انجام است. هر وقت هم رسانه‌ای که سوال منطقی داشت؛ نیاز دید از نزدیک شواهد و نیروها را در اختیارشان می‌گذاریم.

-شیوه اتخاذ قراردادهای فرهنگستان چگونه است؟ چه کسانی بر کیفیت و هزینه‌های مشخص شده نظارت می‌کنند؟ آیا امکان انتشار موضوع و مبالغ این قراردادها وجود دارد؟ نتایج پژوهش‌های انجام شده چگونه قابل دسترسی است؟ چه نهادهایی پژوهش‌ها را خریداری کرده یا روی آنها سرمایه‌گذاری مادی یا معنوی کرده‌اند؟

قراردادهای فرهنگستان مطابق عرف کشور که در تمامی موسسات فرهنگی هم لحاظ می‌شود؛ منعقد می‌شود. یکی از مسائلی که دست‌کم در مورد مدت حضور خودم در فرهنگستان می‌توانم درباره‌اش خیلی مطمئن صحبت کنم این است که مسائل مالی در فرهنگستان کاملا مراعات شده و می‌شود. الا اینکه برخی از آقایان هنوز کارهای پژوهشی خود را به اتمام نرسانده‌اند و ما در حال دعوی و دعوا هستیم بر سر این موضوعات که یا کار را تمام کنند یا زمینه‌ای فراهم شود تا اشخاصی برای اتمام کار استخدام شوند و هزینه را آن‌ها بپردازند. فرهنگستان مسئله‌ی مبهم مالی ندارد، چون هم حساب‌رسی انجام می‌شود و هم به واسطه‌ی مکانیزه بودن سیستم حسابرسی‌ها همه به همه‌چیز تسلط و دسترسی دارند. اینجا هیچ مسئله‌ی مالی پنهانی وجود ندارد.

-به دستور شما ۵ مجله تخصصی فرهنگستان متوقف شدند و جنابعالی درباره آنها گفته‌اید که خمیر کردنشان بهتر از انتشارشان است. هنوز بسیاری از متخصصان و کارشناسان هنری معتقدند این نشریات دارای کیفیت هستند و سهم مهمی در تولیدات فکری و هنری داشته‌اند؟ جایگزین شما برای این نشریات چه بود و کدام مجله یا تولید مکتوب فرهنگستان را می‌توان به‌جای آنها معرفی کرد؟

من موردی می‌شنوم و موضوعی پاسخ می‌دهم. شما از مجلاتی که در موسساتی مثل فرهنگستان منتشر می‌شود آیا خبر دارید یا خیر؟ این مجلات در مواردی درواقع یک نوع کار غیرفرهنگی است چون کسانی مبالغی می‌دهند و مقالاتی در آن‌ها چاپ می‌کنند و بعد این‌‌ها را به خورد دانشگاه می‌دهند و مدارجی را کسب می‌کنند که شایسته‌ی آن نیستند. چنین موضوعاتی حتما باید درنظر گرفته شود و نباید بدون تفکر و تعقل صحبت کرد. منطقی نیست که یک نفر از همان اول بگوید این مجلات را خمیر کنید، مگر اینکه آن مجلات جرم باشند یا جریمه‌ای داشته باشد.

همین اندازه مسئله را باز می‌کنم و توضیح بیشتر را در قبال ارائه‌ی سند ضبط شده از این حرف من که درباره‌ی مجلات عنوان کردید، خواهم گفت. اگر یک آدم حسابی این حرف را زده باشد و روی آن هم بایستد که من این حرف را از معلم شنیدم، من جواب می‌دهم. اما اینکه می‌گویند فلان اتفاق افتاده و شما جواب بدهید؛ نمی‌شود. چرا تا زمانی که سندیت و صحت ادعاها مشخص نیست؛ من در مقام پاسخگویی بربیایم؟

شبکه‌های مجازی باعث شده سرعت انتشار اطلاعات غلط یا درست بسیار بالا برود. خبرنگاران رسمی تحقیقات خود را کامل کنند و از سندیت موضوع مطمئن شوند و بعد سوال در آن مورد مطرح کنند. این سوالات واقعاً سوال شماست یا تنها تحت تاثیر برخی حواشی قرار گرفتید تا سوالات مذکور را مطرح کنید؟ بازهم تاکید می‌کنم که این‌ها اصلاً سوال نیست من به شایعه جواب نمی‌دهم. یک نفر یک نسبتی به من می‌دهد. این نسبت باید اثبات شود وگرنه اینکه یک نفر بگوید ما شنیدم شما فلان کار را انجام داده‌اید یا فلان حرف را زده‌اید؛ من چرا باید جواب دهم.

-برای همایش مکتب اول تهران (قاجار) قریب به دویست کتاب در حوزه‌های مختلف تعریف و حتی تعدادی از آن‌ها آماده چاپ بودند، سرانجام این کتاب‌ها چه شد؟

این سوال هم مجدد با پیش‌زمینه‌ی حاشیه‌ای و بدون صحت مطرح می‌شود. اصولاً مسئله مکتب در کشورها گستره زیادی دارد چه در موسیقی و چه در نقاشی و زمینه‌های دیگر. تالیف و نوشتن از مکاتب مختلف نیازمند کارشناسی و دقت بسیار است. باید مشخص کنید این کتاب‌هایی که می‌گویید به مکتب نقاشی مربوط بوده‌اند یا به مکتب موسیقی و …

برای چنین پرسشی شما باید بدانید مثلاً مکتب اصفهان و هرات چه نسبتی با هم دارند یا در طول هم هستند و یا … این یک سوال فنی است که تنها در صورت دانستن معلومات مرتبط با آن می‌توانم با شما در این مورد دیالوگ کنم. اگر درباره سرانجام پروژه سوال دارید تنها به کلمه کتاب که شنیده‌اید؛ نمی‌توانید استناد کنید. باید مشخص شود این پروژه چه بوده نه اینکه تنها با ذکر یک عنوان سوالات بی‌اساس مطرح کنیم.

شما تنها یک کلمه مکتب را عنوان می‌کنید و اینگونه سوال کردن منصفانه نیست. اگر بنا باشد همه خبرنگارها با این سبک و روش خبر بزنند، دید نادرست به مردم منتقل می‌شود. عده‌ای تنها متهم می‌کنند تا بنده هم بنشینم اینجا و وقت خودم را صرف پاسخ دادن به آنها بکنم. من نه اتهام را می‌شنوم و نه اتهام وارد می‌کنم. مجدد خواهش می‌کنم سوالات منطقی مطرح کنید.

اگر این منظور سرانجام این پژوهش‌ها است، اولاً این سوال را برای چه می‌پرسید؟ دوماً چنین سوالی از کجا در ذهن شما شکل گرفته است؟ من اول باید این سوالات را بپرسم که شما درباره‌ی سرانجام پروژه حرف می‌زنید یا ارزش پروژه و اینکه باید باشد یا نباشد؟ می‌توانید بپرسید اگر فعالیتی باید ادامه می‌داشته و ما آن را کنار گذاشتیم؛ علت چیست؟ اما این سوال مردود است.

-در این سال‌ها بودجه بیشتری نسبت به مدیریت قبلی در اختیار فرهنگستان قرار گرفته که برحسب ارقام و اعداد تقریبا یک و نیم برابر بودجه‌های قبلی است. با این بودجه کدام اثر هنری به گنجینه فرهنگستان اضافه شد؟ چرا معاون و مشاور شما این گنجینه را بی‌ارزش خوانده و پیشنهاد فروش آن‌ را داده بود؟ اصولا چرا بخش مهمی از برنامه‌های این مرکز تعطیل شده؟ آیا مشکل شما فقط بودجه است؟

اگر از بودجه فرهنگستان واقعاً اطلاع داشته باشید؛ می‌دانید که در این سال‌ها این موسسه آنقدر در تنگنا بوده که بودجه کسانی که نفوذ سیاسی دارند و به عنوان حق عضویت مبلغی دریافت می‌کردند را قطع کرده است. به عنوان مثال هزینه‌ی حق عضویتی که به آقای لاریجانی رئیس مجلس پرداخت می‌شد را به همین دلیل قطع کرده‌‌ایم چون به شدت کمبود بودجه داشته و داریم. آقای لاریجانی به‌عنوان رئیس نمایندگان مردم بهترین کسی بود که می‌توانستیم و باید بودجه‌اش را قطع می‌کردیم و اگر دست‌مان می‌رسید حقوق مجلس‌اش را هم می‌گرفتیم تا اینجا خرج فرهنگ کنیم.

علت اینکه ما به‌جای گفت‌وگو در حال نزاع با یکدیگر هستیم این است که سوالات شما جهت‌دار است و بی‌طرفانه نیست. در یک جواب کلی می‌توانم بگویم مشکل فرهنگستان‌ها بودجه نیست. مشکل اصلی بودجه است به علاوه قانون و اینکه محدودیت‌ها از حد بیرون است، محدودیت‌ها قانونی هم نیست و مرجعی هم برای رسیدگی این مسائل وجود ندارد. فرهنگ یک کالاست و هرچه که تولید شود در معرض دید همه قرار می‌گیرد. اگر بتوانیم جواز این مسئله را بگیریم که ما حتی شده به وسیله‌ی سایت تبلیغ کارهای هنری و فرهنگی ارائه شده را بکنیم؛ نه تنها بودجه نمی‌خواهیم بلکه حتی شاید به دولت هم کمک بکنیم. اما مسئله اینجاست که برای شروع بودجه نداریم و برای کار مرجعی وجود ندارد.

امسال و سال‌هایی مثل امسال خشکسالی است در همه جا پس امیدی به کار کشاورزی نیست. صنعت هم آب می‌خواهد پس در حال حاضر امید ایرانی باید به فرهنگ و هنرش باشد. یعنی ما باید کالای دیگری را تولید کنیم. وقتی هم صحبت از اقتصاد مقاومتی است، یعنی باید زمینه‌ای را فراهم کنیم تا مردم ما بتوانند از راه فرهنگ و هنر درآمد داشته باشند. چنان که در همه دنیا چنین درآمدهایی وجود داشته و دارد. اساس بسیاری از کارهای سینمایی، انیمیشن و حتی رمان‌ها ریشه مشرق‌زمینی دارند یا در نتیجه مطالعاتی که فرد در این منطقه داشته به دست‌آمده خلق شده‌اند. پس ما هم باید در این حوزه تولیداتی که حرفی برای گفتن داشته باشند؛ ارائه بدهیم، خصوصاً اینکه غرب؛ آتشی که به واسطه رسانه‌ها و اینترنت به سمت ما روانه می‌کند را کاهش نمی‌دهد و راه ما را بسته است و حتی نمی‌توانیم به طرف غرب جوی آب روانه کنیم تا این آتش خاموش شود. پس مشکل اینجا بودجه نیست و جواز است.

-چرا مجوز تعطیلی دو موسسه صبا و انتشارت متن صادر شد و چه شد که از تعطیلی آنها صرف‌نظر کردید؟

متاسفانه تحقیقی پشت حرف‌ها و ادعاهای اینچنینی نیست. چه کسی گفته که این دو مرکز قرار بوده تعطیل شود؟ مگر ما می‌توانیم فعالیت موسسات متن و صبا را کنار بگذاریم. هر پژوهشکده و بخشی که متعلق به اینجا بوده براساس اساس‌نامه و عرف موقعیت‌شان معلوم است. ما یک فرهنگستان هنر داریم که مرکز است و موسساتی وابسته دارد که به پشتوانه‌ی مادی و معنوی ‌آن‌ها فعالیت می‌کند. مثلا باید درآمدهای حاصله‌ی این موسسات به فرهنگستان بازگردد تا صرف فعالیت فرهنگ و هنر بشود.

در این مراکز باید نمایشگاه با پشتوانه‌ی استقال عمومی دایر باشد حتی به تقاضای بیرون آثار ارائه بدهند. باید در این مراکز نمایشگاه‌هایی عرضه‌ شوند که تقاضا داشته باشد و مردم استفاده ببرند تا برای فرهنگستان درآمدزآیی هم بشود. صحبت از تعطلیلی مراکز متن و صبا مثل این است که کسی دو ساختمان داشته باشد که از اجاره بهای آن‌ها کسب درآمد می‌کند و بعد بگوید من می‌خواهم این خانه‌ها واگذار یا تعطیل کنم.

در این سال‌ها روزی نبوده که در موسسه‌ی صبا نمایشگاه دایر نباشد. تمام دیوارهای صبا یک روز هم خالی نبوده است. موسسه‌ی متن هم که هر سال با تعداد مشخصی کتاب در نمایشگاه کتاب شرکت می‌کند. هر سال حدود ۳۰ عنوان کتاب جدید و حوزه‌های مختلف ناشر برگزیده وقتی موسسه‌ای همچین راندمانی دارد عجیب است که بخواهد تعطیل شود.

کارنامه‌ی متن و آنچه در آن انجام شده را هم قرار است صورت رسمی برای خبرگزاری شما هم بفرستند که هم تحقیق بهتری باشد و هم این سخنان یک دفاع از شخص خودم به حساب نباید. مدیران متن و صبا و پژوهشکده‌ی آسمان و مراکز دیگر هم اگر نیاز بود هماهنگ می‌کنیم تا به سوالات شما پاسخ بدهند ولی انصافا سوالات مبتنی بر تحقیق باشد، حتی اگر بر ضدفرهنگستان و خود من مطرح شود.

بنده را که فرستادند اینجا این صندلی مدیریت را خیلی حقیقی نمی‌بینم چون امروز من در اتاق طبقه‌ی هفتم فرهنگستان نشستم و فردا شحص دیگری جای من خواهد بود. اما بسیاری افراد تا یک صندلی مدیریتی به آن‌ها واگذار می‌شود آن صندلی و موسسه‌ی مربوطه را ملک شخصی خود می‌بینند. کسی که در متن بوده یا در صبا بوده مدعی شده که تمامی این مراکز برای او بوده درحالی‌که مدیر متن و مدیر صبا و خود بنده متعلق به فرهنگستان هنر هستیم و فرهنگستان برای مردم است. وقتی چنین جواب نقضی به آن‌ها داده می‌شود که متن برای شما نیست و شما مال متن هستید؛ آن وقت به‌صورت شایعه می‌گویند که بنا به تعطیل کردن این موسسات بوده است. مملکت ما هم که مملکت شایعه است.

ما در فرهنگستان به دنبال تبلیغات آنچنانی نیستیم. فرهنگستان سایت دارد و اطلاعات از این پس کامل‌تر روی سایت قرار می‌دهیم تا شفاف‌تر خبرهایی که مردم باید بدانند را به آن‌ها برساند.

-فرهنگستان هنر، یک موسسهٔ پژوهشی جزء نیست که مانند برخی از موسسه‌های پژوهشی دولتی یا خصوصی تنها مشغول تحقیق، آموزش و انتشار یافته‌های خود در حوزه‌ای تخصصی باشد. فرهنگستان هنر درواقع وجهه کشوری و ملی دارد که مسئولان آن‌ را بالاترین مقام‌های دولتی انتخاب می‌کنند، پس انتظار می‌رود تولید و انتشاری متفاوت از موسسه ارایه شود که دامنه‌ای وسیع در حد مشخص‌ کردن سیاست‌ها هنری و فلسفه‌ی هنر کشور داشته باشد. مشخص کردن فلسفه‌ی هنر مطلوب، برنامه‌‌ریزی برای تبیین فلسفه‌ی هنر رسمی و تهیه نقشه‌ی جامع علمی کشور بخشی از مهمترین فعالیت‌هایی است که از فرهنگستانی در سطح فرهنگستان هنر انتظار می‌رود. اما به‌نظر می‌رسد حوزه‌ی عمل این فرهنگستان هنوز حتی برای طراحان و تصویب‌کنندگان آیین‌نامه‌ی آن نیز روشن نیست و صرفا برای عقب نماندن از ملل توسعه یافته نسبت به احداث و راه‌اندازی چنین موسساتی اقدام کرده‌ایم.

بله این‌ مواردی که ذکر شد در حیطه‌ی وظایف فرهنگستان به‌شمار می‌آید. در روزگار رسانه‌مدار امروز هر کشوری نتواند از کیان فرهنگی و هویت خود دفاع کند، هویت خود را تحت تاثیر فرهنگ‌های دیگر اندک اندک کم‌رنگ شده می‌بیند. درست است ایرانی‌ها رنگ‌شان به نوعی است که به آسانی نیرنگ‌ها درشان اثر نمی‌کند اما داشته‌های فرهنگی و هنری که هویت ما را تشکل می‌دهند باید برای نسل‌های بعدی هم تئوریزه شود و به آن‌ها آگاهی داده شود تا در زمان خود متوجه شوند آیا واقعا آن‌ چیزی که در دست آن‌هاست و همه‌ی مردم به آن می‌بالند و افتخار می‌کنند، اصیل است یا تقلبی؟ به عنوان مثال در تمام جهان کتاب‌هایی از جنس شاهنامه وجود دارد. در یونان ایلیاد و اودیسه هست، در هند مهابهارات هست، در بین قوم یهود سامسون جای ویژه‌ای دارد و حتی کشورهای کوچک نیز نمونه‌های مختص به خود را دارند. باید دید این نوع مسائل در این روزگار چه معنایی دارند؟ مردم سرگردانند و به اسطوره و افسانه تکیه می‌کنند. کارهای تحقیقی در چنین مسائلی جنبه‌ی علمی دارد و باید به نوعی دیگری و به وقتش عرضه کنیم. این‌ها در جهان شخصیتی به‌هم زده‌اند که مقابله کردن با آن‌ها احتیاج به استدلال درست دارد و این استدلال‌ها را ان‌شاءالله ما به‌جای خودش بیان می‌کنیم.

در حال حاضر در سر وسامان دادن به تمام شاهنامه‌هایی که در ایران بوده مثل شاهنامه‌ی فردوسی و هرآنچه که پیش از فرودسی هم بوده (شاهنامه‌های سالمی- ابومنصوری- شاهنامه‌ای که به عربی ترجمه شده و شاهنامه‌هایی که در بین اقوام ایرانی مثل شاهنامه‌ی اورامانی – روایت مادها از شاهنامه) در دستور کار ما قرار دارند.

بخش عمده‌ای از شاهنامه‌ی اورامانی آماده است و ما به زودی بخشی از آن (بخش سیاوش) را در اختیار مردم قرار می‌دهیم. در کنار اثر مکتوب این شاهنامه یک سی‌دی به صورت کتاب گویا، یعنی کتابی که متن هست، ترجمه هست و ترجمه و متن با لهجه و زبان خودش گفته شده نیز وجود خواهد داشت. درواقع چون مردم سرزمین‌های مختلف شاهنامه را با موسیقی خودشان می‌خوانند و اجرا می‌کنند پس همراه کتاب یک سی‌دی هم هست تا کسی به بهانه‌ی اینکه زبان فارسی یا کردی بلد نیستم کتاب را از دست ندهد.

موارد بسیاری دیگری هم در حوزه‌ی کتاب گویا در دست انجام هستند. به عنوان مثال بازخوانی همه‌ی آثار از رودکی تا به حال برای نسل جدید که در نبود استاد به مشکل برنخورند. در این آثار همراه با کتاب، یک راهنمای صوتی به عنوان استاد و نقش و نگار نیز قرار داده‌ایم تا مردم بی‌حوصله‌ی امروز اگر متن را نخواندند دست‌کم عکس‌هایش را نگاه کنند.

برچسب‌ها: باندبازی‌ها, دزدی‌های رژیم, سیاسی, علی معلم

شما هم چیزی بگو

May 26 2016

آمریکا فساد در ایران را مانع ورود سرمایه به این کشور دانست

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

رادیوفرانسه: دولت آمریکا اعلام کرد که مانع فعالیت های تجاری در ایران نمی شود و از زمان تعدیل تحریم های بین المللی علیه ایران، این کشور توانسته حساب های بانکی در جهان باز و نفت خود را به اروپا صادر کند. معاون خزانه داری آمریکا، آدام زوبین، با اعلام این مطلب افزوده است : “ما مانع فعالیت های تجاری قانونی ایران نمی شویم و نخواهیم شد و از دسترسی این کشور به منابع مالی جلوگیری نخواهیم کرد و هیچکس را نیز به انجام چنین اقدام هایی تشویق نمی کنیم.”

معاون خزانه داری آمریکا در ادامه تأکید کرده است که اگر آمریکا مانع فعالیت های تجاری در ایران شود و یا از دسترسی این کشور به منابع مالی جلوگیری کند، در واقع ایران را به رویگردانی از تعهدات اتمی اش ترغیب می سازد و به اعتبار بین المللی خود آمریکا لطمه وارد می آورد.
از زمان امضای توافق اتمی میان ایران و قدرت های جهانی، رهبران تهران دائماً شکایت می کنند که بانک های خارجی از همکاری با دولت ایران خودداری می ورزند و دلیل این امر مجازات های یکجانبۀ آمریکا علیه ایران است که همچنان به قوّت خود باقی است.
امروز چهارشنبه معاون خزانه داری آمریکا اطمینان داد که پس از توافق بین المللی اتمی، ایران حساب های بانکی زیادی در بازارهای جهانی گشوده و به میلیاردها دلار دارایی های خود نیز دسترسی یافته است، مضاف بر اینکه تهران توانسته نیمی از صادرات نفت اش را به اروپا به میزان دورۀ پیش از تحریم ها برساند.
معاون خزانه داری آمریکا در عین حال پذیرفته است که شماری از بانک ها و شرکت های خارجی هنوز در زمینۀ همکاری با ایران تردید می ورزند، اما، علت این تردید، به گفتۀ آدام زوبین، مجازات های یکجانبۀ آمریکا علیه پشتیبانی ایران از تروریسم و یا اقدام ها و آزمایشات موشکی این کشور برای بی ثبات کردن منطقه، نیست.
به گفتۀ معاون خزانه داری آمریکا علت خودداری شرکت ها و بانک های خارجی از همکاری با ایران نگرانی آنها از وجود فساد در این کشور است. معاون خزانه داری آمریکا سپس تأکید کرده است که اگر دولت ایران اصلاحات ساختاری برای سالم سازی فضای کسب و کار و از میان بردن فساد در این کشور انجام بدهد، قطعاً زمینۀ رفع تردید شرکت ها و بانک های خارجی در قبال ایران و بستر همکاری آنها با این کشور فراهم می شود. با این حال، آدام زوبین در پایان تأکید کرده است که دولت آمریکا نه قول داده و نه قصد دارد دسترسی ایران به نظام مالی آمریکا را میّسر سازد.

برچسب‌ها: آمریکا, اقتصادی, ایران, دزدی‌های رژیم, سیاسی, فساد

شما هم چیزی بگو

May 26 2016

فلوجه؛ کمین‌گاه داعش و هشدار آمریکا به عراق

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی ::

دویچه‌وله: ارتش عراق مصمم است شهر فلوجه را که از پایگاه‌های اصلی “دولت اسلامی” است، از چنگ داعش آزاد سازد. اما جهادگرایان تله‌های بسیار گذاشته و خود را در پس هزاران غیرنظامی پنهان ساخته‌اند.

از قرار معلوم آمریکایی‌ها به حیدر عبادی، نخست‌وزیر عراق هشدار داده بودند که فعلا از حمله به فلوجه پرهیز کند. آمریکایی‌ها توصیه کرده‌اند، ارتش عراق بهتر است نخست نیروهای خود را برای آزادسازی موصل متمرکز سازد.

اما حیدر عبادی، زیر فشارهای سیاسی داخل کشور، برای نبرد فلوجه تصمیم گرفت و آن را اعلام کرد. او با افتخار اعلام کرده است که نیمی از حاشیه شهر تحت کنترل نیروهای دولتی قرار گرفته است، اما تسخیر تمام شهر مسئله بغرنج و پرمخاطره دیگری است.

به گزارش سایت آلمانی اشپیگل آنلاین، آمریکایی‌ها می‌دانند که آزادسازی تمام شهر تا چه اندازه می‌تواند دشوار باشد. در سال ۲۰۰۴ در زمان اشغال عراق توسط نیروهای ارتش آمریکا در جریان درگیری بر سر این شهر، شمار کشتگان ارتش آمریکا آن قدر زیاد بود که از جنگ ویتنام تا آن زمان تجربه نشده بود.

بیشتر بخوانید: آیت‌الله سیستانی خواهان “پایبندی به آداب جنگ” در بازپس‌گیری فلوجه شد

نیروی مقابل ارتش آمریکا در آن زمان در فلوجه شبکه تروریستی القاعده بود که پیش از ظهور جریان تروریستی “دولت اسلامی” در این شهر فعالیت می‌کرد.

فلوجه را به خاطر مساجد فراوان آن، شهر مساجد و مناره‌ها نیز می‌نامند. دوسال‌و‌نیم است که جهادگرایان بر این شهر حاکم هستند. این شهر مرکز افراط گرایان اسلامی است.

گفته می‌شود که این شهر در حال حاضر مین‌گذاری شده است تا در صورت سقوط به قبرستان مخالفان جریان تروریستی “دولت اسلامی” تبدیل شود.

بر اساس ارزیابی ارتش عراق، شمار مبارزان “دولت اسلامی” در فلوجه بسیار کم و حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰ نفر است. در کنار این رزمندگان صدها نفر نیز از هواداران این جریان تروریستی هستند که علیه ارتش عراق می‌جنگند.

بیشتر بخوانید: پنتاگون: مناطق وسیعی از تصرف “دولت اسلامی” خارج شده‌اند
[افراط گرایان مسلح سنی در فلوجه]

افراط گرایان مسلح سنی در فلوجه

خبرنگار “اشپیگل آنلاین” بر این نظر است که ارتش عراق می‌خواهد با حدود ۲۰ هزار سرباز، شبه‌نظامی و مامور پلیس به این شهر حمله کند. البته نیروی هوایی ائتلاف آمریکا نیز از حمله ارتش عراق به فلوجه حمایت خواهد کرد.

اما به‌رغم این نیروی چند برابر، باز هم امکان طولانی شدن نبرد بر سر فلوجه وجود دارد، زیرا تروریست‌های “دولت اسلامی” برای حفظ خود از وجود غیرنظامیان به عنوان سپر دفاعی خود استفاده می‌کنند.

گفته می‌شود که از ۳۰۰ هزار ساکنان این شهر اکنون تنها ۵۰ هزار نفر در آن زندگی می‌کنند. سازمان ملل متحد تخمین می‌زند که در فلوجه تنها ۱۰هزار خانواده باقی مانده‌ است.

سازمان ملل متحد اعلام کرد که چند روز پیش ۸۰ خانواده موفق به فرار از این شهر شده‌اند اما گفته می‌شود که شماری از این افراد در جریان فرار کشته شده‌اند. جهادگرایان هرکس را که با نظر آنها مخالفتی کند یا دست به فرار بزند اعدام می‌کنند.

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, تروریزم, خاورمیانه, داعش, سیاسی, فلوجه, مذهب

شما هم چیزی بگو

May 26 2016

چرا هاشمی نامزد ریاست مجلس خبرگان نشد؟/ کاهش مقبولیت آیت‌الله در خبرگان رهبری

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

عصرایران: هاشمی قبل از سال 88 در سال 86 توانست با کسب 41 رأی از مجلس چهارم در مقابل آیت‌الله جنتی که 34 رأی آورده بود، رئیس مجلس خبرگان شود. سال 87 نیز هاشمی با 51 راي (در مقابل 26 رأی آیت‌الله یزدی) در ریاست مجلس خبرگان ابقا شد.
عصر ایران؛ مصطفی داننده- مهم‌ترین سوالی که به ذهن بعد از ریاست آیت‌الله جنتی در مجلس خبرگان به ذهن می‌رسد این دو مسئله است که چرا هاشمی نامزد نشد و یا نامزد منتسب به او چرا پیروز نشد؟ با توجه بعد نتیجه انتخابات هفتم اسفند خبرگان پنجم و رای مردم به فهرست هاشمی رفسنجانی چرا نام آیت‌الله جنتی به گلدان‌ها ریخته شد؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها باید به دو نکته مهم و اساسی توجه کنیم. اول اینکه هاشمی برای انتخابات اخیر با کمبود نیروهای همفکر روبرو بود. بسیاری از چهره‌های مذهبی و سیاسی نزدیک به او در انتخابات خبرگان مانند سید حسن خمینی و یا موسوی بجنوردی نتوانستند وارد انتخابات شوند و به همین دلیل هاشمی رفسنجانی مجبور شده بود از یاران قرضی برای فهرست خبرگان ملت استفاده کند. مهم‌ترین هدف هاشمی نرسیدن برخی چهره‌های سیاسی به مجلس خبرگان بود. اتفاقی که با رای مردم محقق شد. یعنی هاشمی برای خارج کردن نیروهای مخالفان قدرتمند خود از مخالفان معتدل استفاده کرد. تقریبا همه می‌دانستند که آیت‌الله موحدی کرمانی و یا دری نجف آبادی در مجلس آینده بر اساس استراتژی هاشمی حرکت نخواهند کرد اما برای آیت‌الله مهم این بود که آیات «یزدی- مصباح و جنتی » به مجلس خبرگان راه پیدا نکنند.
چرا هاشمی نامزد مجلس خبرگان نشد؟/ کاهش مقبولیت آیت‌الله در نزد خبرگان رهبری
بر همین اساس می‌توان گفت هدف هاشمی از مجلس خبرگان پنجم نه ریاست آن بلکه خارج کردن منتقدان اصلی‌اش از خبرگان بود. نامزد نشدن او به خوبی حکایت از این معنا دارد.

مسئله دومی که باید به آن اشاره کنیم این است که هاشمی و طرفدارانش باید قبول کنند که او دیگر مقبولیت سابق را در نزد حوزه‌های علمیه و علمای بلادی که به مجلس خبرگان راه پیدا کرده‌اند ندارد. پیش از این آیت‌الله حائری شیرازی عضو سابق مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگویی در مورد نقش هاشمی رفسنجانی در خبرگان اعلام کرده بود که :« هر کسی با آقای هاشمی رقابت کرد، شکست خورد؛ آقای جنتی آمد نشد دیگران آمدند نشد. آقای مهدوی نیز به دلیل این که آقای هاشمی به احترام آمدن ایشان کاندید نشد، برگزیده شد.بعدها آقای مهدوی گفت آقای هاشمی این منصب را به من تفویض کردند»

همانطور که حائری شیرازی به آن اشاره کرد کسی در خبرگان توان رقابت با هاشمی را نداشته است اما حالا چه اتفاقی افتاده است که خود هاشمی در دوره چهارم خبرگان به آیت‌الله یزدی رقابت را واگذار می‌کند و نامزد منتسب به او در مجلس پنجم به آیت‌الله جنتی می‌بازد. به نظر می‌رسد که روحانیون مجلس خبرگان به دلیل مواضع هاشمی بعد از سال 88 از او دلخور هستند و حتی بر این باور هستند که او دیگر آن انقلابی سابق نیست.

هاشمی قبل از سال 88 در سال 86 توانست با کسب 41 رأی از مجلس چهارم در مقابل آیت‌الله جنتی که 34 رأی آورده بود، رئیس مجلس خبرگان شود. سال 87 نیز هاشمی با 51 راي (در مقابل 26 رأی آیت‌الله یزدی) در ریاست مجلس خبرگان ابقا شد.

مواضع هاشمی در این سال‌ها باعث شده است کسانی که هاشمی را یک مجتهد سیاسی تمام عیار می‌دانستند، از او فاصله بگیرند و به سمت رقبای سیاسی او بروند. سال 88 عطفی در زندگی سیاسی هاشمی بود. آیت‌الله از جریان اصول‌گرایی فاصله گرفت و به اصلاحات نردیک شد. قرار ندادن نام هاشمی در فهرست جامعه مدرسین در انتخابات خبرگان پنجم به خوبی حکایت از این معنا دارد.

برچسب‌ها: آلت الله جنتی, انتخاباتی, درگیری جناحی, سیاسی, مجلس خبرگان, ملای حیله‌گر, هاشمی رفسنجانی

شما هم چیزی بگو

May 26 2016

۱۷ کارگر اخراجی معدن آق دره در آذربایجان غربی شلاق خوردند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: خبرگزاری ایلنا روز چهارشنبه از اجرای احکام قضایی ۱۷ کارگر اخراجی معدن طلای آق دره در آذربایجان غربی، از جمله پرداخت جریمه نقدی و تحمل ضربات شلاق در روزهای پایانی اردیبهشت ماه خبر داد.

ایلنا به نقل از وحید یاری، وکیل مدافع این کارگران، نوشت که مجازات شلاق برای متهمان بین ۳۰ تا ۱۰۰ ضربه بوده است.

اتهام این کارگران، «ممانعت و بازداشتن مردم از انجام کسب و کار با ایجاد هیاهو و جنجال»، «توهین به نگهبان شرکت»، «تخریب لباس و توقیف غیر قانونی نگهبان» و «تخریب عمدی تابلوی شرکت» در دی ماه سال ۹۳ بوده است.

در سالیان گذشته نیز شماری از کارگران و فعالان کارگری در نقاط مختلف ایران محکوم به تحمل ضربات شلاق شده اند که این حکم در مواردی اجرا شده است.
از جمله در فروردین سال گذشته، پنج تن از کارگران معدن چادرملو در استان یزد محکوم به پرداخت یک سال زندان و تحمل ضربات شلاق شده بودند.

به نوشته ایلنا، این کارگران همراه با ۲۵ کارگر دیگر این معدن در پی اعتراض های صنفی با شکایت کارفرما به اتهام «اخلال در نظم و جلوگیری از احقاق حق دیگران» محاکمه شده بودند.

بر اساس این گزارش،‌ این پنج کارگر از سوی کارفرما به عنوان رهبران اعتصاب های سال گذشته در معدن چادرملو معرفی شده بودند و او خواستار برخورد جدی با آنها برای درس گرفتن سایر کارگران معترض شده بود.

البته این احکام به اجرا در نیامدند، زیرا بهرام حسنی‌نژاد، دبیر اخراجی انجمن صنفی کارگران چادرملو، به ایلنا گفت که حکم صادر شده علیه این پنج کارگر به دلیل آنکه فاقد سابقه کیفری بودند،‌ قابل تبدیل به پنج سال حبس تعلیقی و سه میلیون ریال جریمه نقدی برای هر یک از آنان است.

ایلنا به نقل از حکم دادگاه نوشت: در صورتی که این کارگران از تاریخ صدور قرار تا پایان مدت تعلیق، مرتکب جرائم عمدی نشوند محکومیت تعلیقی بی اثر می شود و در غیر این صورت علاوه بر مجازات جرم اخیر، مجازات معلق هم در مورد آنها اجرا خواهد شد.

همچنین به نوشته این خبرگزاری، در فروردین سال گذشته، دو تن از نمایندگان قانونی کارگران نانوایی‌های سنندج به تحمل پنج ماه حبس تعزیری و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند که محکومیت این دو فعال کارگری با نظر مثبت قاضی به پنج سال حبس تعلیقی تبدیل شد.

در شهریور سال ۹۳ نیز دادگاه عمومی بندر امام خمینی چهار کارگر شرکت پتروشیمی رازی را به تحمل شش ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم کرده بود.

حکم دادگاه در پی شکایت مدیر عامل شرکت پتروشیمی رازی از این کارگران به اتهام اخلال در نظم صادر شد.

با این همه، به نوشته ایلنا، دادگاه با توجه به فقدان سوء سابقه کیفری و متاهل بودن کارگران، حبس و شلاق آنان را به مدت دو سال تعلیق کرد.

اما احکام شلاق علیه فعالان کارگری در استان کردستان در سال های۸۷ و ۸۶ به اجرا درآمد.

به گفته کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، سوسن رازانی و شیوا خیرآبادی، دو فعال کارگری که پس از شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در سنندج بازداشت شده بودند، در زندان مرکزی سنندج در استان کردستان شلاق خوردند. خانم رازانی ۷۰ ضربه و خانم خیرآبادی ۱۵ ضربه شلاق خوردند.

سال قبل از آن نیز دادگاه انقلاب شهر سنندج برای ۱۳ کارگر و فعال کارگری که در جریان مراسم روز جهانی کارگر، اول ماه مه، در سنندج بازداشت شده و 50 روز زندانی شده بودند، احکام زندان و شلاق صادر کرد که این احکام برای شماری از بازداشت شدگان به اجرا در آمد.

در کنار این مجازات ها، تشکل های کارگری در ایران بارها از احضار، بازداشت و صدور احکام زندان برای فعالان کارگری به اتهام های امنیتی و نیز اخراج کارگران معترض به شرایط صنفی شان و یا بازداشت آنان خبر داده اند.

این برخوردها با فعالان کارگری و کارگران در ایران در شرایطی ادامه دارد که سازمان های حقوق بشری و اتحادیه های کارگری در جهان بارها از این سیاست ها انتقاد کرده و در مواردی حتی در نشست های بین المللی مطرح کرده اند.

برچسب‌ها: حقوق بشر, سرکوب, سیاسی, شلاق, کارگری

شما هم چیزی بگو

May 26 2016

کنسرت مازیار فلاحی در یزد باز هم لغو شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر ::

بی‌بی‌سی: کنسرت مازیار فلاحی خواننده موسیقی پاپ ساعاتی پیش از شروع برنامه در یزد لغو شد.

قرار بود این خواننده روزهای ۵ و ۶ خردادماه در چهار نوبت در سالن هلال احمر یزد روی صحنه برود.

کنسرت او یک بار دیگر برای روزهای اول و دوم خرداد لغو شده بود و از برگزارکنندگان خواسته شد که آن را به تاریخ دیگر موکول کنند.

در نامه‌ای منسوب به معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد که در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده علت لغو این کنسرت “همزمانی اجرای برنامه با تشییع شهید مدافع حرم و برگزاری اجلاس مجمع جهانی اسلام ” و “لزوم حفظ آرامش و همچنین شرایط موجود” ذکر شده است.

معاون فرهنگی این اداره در این نامه از برگزارگننده کنسرت خواسته که اجرای آن را به زمان دیگری موکول کند.

بنا بر گزارش‌های تائید نشده از یزد عده‌ای موتورسوار در اعتراض به کنسرت مازیار فلاحی جمع شده بودند که باعث شده که آقای فلاحی بلافاصله با نخستین پرواز به تهران بازگردد.
Image caption کیهان کلهر اخیرا در تهران به روی صحنه رفت

دو هفته پیش دادستان نیشابور کنسرت موسیقی کیهان کلهر، نوازنده کمانچه را بدون ارائه توضیحیلغو کرد.

علی جنتی، وزیر ارشاد ایران در واکنش به لغو این کنسرت گفت “در حد بضاعت خود” با قوه قضاییه مکاتبه کرده است.

او و دیگر مسئولان وزارت ارشاد همواره گفته‌اند که با لغو کنسرت‌هایی که مجوز دارند مخالف هستند. با این حال در برخی از موارد از جمله کنسرت مازیار فلاحی در یزد، زیر مجموعه این وزارت‌خانه دستور به لغو کنسرت داده است.

در سال های اخیر، شماری از برنامه های هنری با وجود داشتن مجوز از سوی وزارت ارشاد، به دلایل مختلفی از جمله اعتراضات گروه های سنتی و تندرو و تصمیم‌گیری مقام های محلی، پیش از اجرا لغو شده است.

صاحب‌نظران فرهنگی، میزان قدرت و نفوذ وزارت ارشاد را در دفاع از عملکرد خود و مجوزهایی که در زمینه های مختلف صادر می کند، ناچیز می دانند.

منتقدان عدم توانایی وزیر ارشاد و معاونانش در دفاع از آثار و برنامه های مجوز گرفته و ناهماهنگی میان مسئولان ارشاد در تهران و شهرستان ها را سبب ناامنی حرفه ای و اقتصادی در عرصه هنر می دانند.

برچسب‌ها: آزادی بیان, سانسور, سیاسی, کنسرت, هنر, یزد

شما هم چیزی بگو

May 25 2016

رسانه پاکستانی : ملا اختر منصور امسال دوبار به ایران سفر کرده

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی ::


رادیوفرانسه: یک رسانه پاکستانی می گوید ملا اختر محمد منصور، رهبر طالبان که در حمله آمریکا در ایالت بلوچستان کشته شد، طی ده سال گذشته ۱۸ بار از طریق فرودگاههای پاکستان به کشورهای دیگر از جمله ایران سفر کرده است. وزارت خارجه ایران روز گذشته اطلاعات مربوط به حضور ملا اختر منصور، در ایران را تکذیب کرد.

شبکه تلویزیونی “دنیا نیوز” پاکستان در گزارشی روز دوشنبه ۲۳ مه می گوید اسنادی را در دست دارد که نشان میدهند که حامل گذرنامه شخصی بنام “ولی محمد” که گفته میشود ملا اختر محمد منصور، رهبر طالبان بوده در ماههای اخیر دوبار به ایران سفر کرده بود. این گذرنامه بعد از حمله روز شنبه هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی به ماشین حامل ملا اختر منصور بدست آمده و تصویر ان شباهت زیادی با تصویر رهبر طالبان دارد.

باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا روز گذشته خبر کشته شدن رهبر طالبان در حمله  روز شنبه را تائید کرد.

به نوشته دنیا نیوز، دو سفر اخیر دارنده گذرنامه ولی محمد به ایران در جریان ماههای فوریه و مارس و بعدتر در فاصله ماههای آوریل و مه ۲۰۱۶ انجام شده و طی این سفرها، این شخص به منطقه تفتان در ایران رفته و سپس به پاکستان بازگشته است.

دنیا نیوز، در گزاش خود تصویر یکی از روادیدهای ایران به ولی محمد در سال ۲۰۱۵ را منتشر کرده که با امضای شخصی بنام علیرضا محمودی، وابسته یکی از کنسولگری های ایران در پاکستان امضا شده است.

دنیا نیوز می گوید اسناد مربوط به سفرهای رهبر طالبان از سال ۲۰۰۶ و ۲۰۱۶ را در بر می گیرد و نشان میدهد که حداقل پانزده مورد از سفرهای او از طریق فرودگاه بین المللی کراچی و یک مورد آن از طریق فرودگاه کویته انجام شده است.

این رسانه پاکستانی نوشته است این سفرها با شرکت های مسافربری پاکستان، امارات، گلف، یونایتد ایرلینز و شرکت ایران ایر صورت گرفته است.

برچسب‌ها: ایران, تروریزم, خاورمیانه, سیاسی, طالبان, ملا اختر منصور

شما هم چیزی بگو

May 25 2016

سایت مرکز آمار ایران هک شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,کامپیوتر و اینترنت ::

بی‌بی‌سی: وب‌سایت مرکز آمار ایران از دسترس خارج شده است. خبرگزاری های ایرانی می گویند این وب‌سایت هدف حمله هکرها در خارج از ایران قرار گرفته است.

خبرگزاری تسنیم امروز ۵ خرداد (۲۵ مه) شرایط پیش آمده برای سایت مرکز آمار را “عملیاتی خرابکارانه” توصیف کرده که از شب گذشته آغاز شده است.

تسنیم می‌گوید نشانه‌هایی از سوی هکرهای عربستان سعودی در این هک سایت مرکز آمار دیده می‌شود.

بر اساس گزارش خبرگزاری های ایرانی تاکنون مسئولان مرکز آمار ایران درباره علت از دسترس خارج شدن این سایت و شبهات مربوط به هک شدن آن، توضیحی نداده اند.

مرکز آمار ایران وابسته به سازمان مدیریت و برنامه ریزی است و از زیر مجموعه های معاون رئیس جمهور ایران محسوب می شود.

برچسب‌ها: امنیتی, سیاسی, مرکز آمار, هک

شما هم چیزی بگو

May 25 2016

ریاست جنتی، انتقام از رای‌دهندگان تهرانی و سیطره خامنه‌ای بر خبرگان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

رادیوفردا: انتخاب احمد جنتی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رویداد سیاسی مهم و معناداری است. دبیر شورای نگهبان موفق شد با کسب ۵۱ رای از ۸۸ رای نمایندگان مجلس خبرگان پنجم بر کرسی ریاست مجلس خبرگان برای دو سال تکیه بزند. رقبای ناکام او ابراهیم امینی و سید محمود شاهرودی بودند که به ترتیب ۲۱ و۱۳ رای آوردند.

فعالیت این دوره مجلس خبرگان از حساسیت‌های بالایی برخوردار است. احتمال تعیین جانشین رهبری و همچنین اختلاف برداشت بر سر کارکرد مجلس خبرگان و نوع نظارت بر عملکرد ولی فقیه تنور انتخابات این دوره را داغ کرد و برای نخستین بار فضای دوقطبی کم‌دامنه‌ای در رقابت‌های انتخاباتی شکل گرفت. منتها رد صلاحیت‌های گسترده و مهندسی انتخابات اجازه نداد تا تغییر معنادار و بزرگی در اکثریت خبرگان و جریان حاکم بر آن رخ دهد. کماکان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و اصول‌گرایان سنتی نقش مسلط‌شان را حفظ کرده‌اند.

تنها در انتخابات به شکل نمادین برخی از نزدیکان خامنه‌ای چون محمد یزدی، محمدرضا مدرسی یزدی و محمد تقی مصباح یزدی نتوانستند وارد خبرگان پنجم شوند. رفسنجانی توانست برخی از نیروهای همسو با خود را وارد مجلس کند و تأثیرگذاری بر انتخابات داشته باشد. اما تعداد کم این افراد و همچنین نامشخص بودن تمایل آنان برای فعالیت فراکسیونی ظرفیتی برای تغییر موازنه قوا ایجاد نکرد. همچنین دو قطب شکل‌گرفته در انتخابات مخالفت‌ها با اثرگذاری بلوک رفسنجانی- روحانی و اصلاح‌طلبان در مجلس خبرگان را نیز تشدید کرد. اصول‌گرایان و نیروهای موسوم به ولایتمدار بیش از گذشته انگیزه برای مهار بلوک فوق و خنثی‌سازی تحرکات آنها را پیدا کردند.

نتیجه انتخابات هیئت رئیسه نشان داد که موقعیت مسلط ولی فقیه بر مجلس خبرگان تداوم یافته و ترکیب کنونی نزدیکی و تبعیت بیشتری از رهبری در مقایسه با مجلس چهارم دارد. در هیئت رئیسه همه افراد اعم از رئیس، نواب رئیس، منشی و کارپرداز همه از نزدیکان و چهره‌های شاخص اصول‌گرایان هستند. تنها دُرّی نجف‌آبادی نزدیکی به هاشمی رفسنجانی دارد؛ ولی سوابق وی این احتمال را قوت می‌بخشد هنگامی که مجبور به انتخاب در دو راهی شود، خامنه‌ای و نهاد ولایت فقیه را برمی‌گزیند. غیبت حسن خمینی و حضور محمود احمدی‌نژاد و سعید جلیلی در مراسم افتتاحیه نیز وجه نمادین بالادستی مقربان خامنه‌ای در مجلس خبرگان را نمایان ساخت.

نمودار زیر بر اساس معیارهایی چون سابقه سیاسی، دیدگاه‌ها، حضور در فهرست‌های انتخاباتی و تعلق سازمانی، آرایش سیاسی منتخبان مجلس خبرگان پنجم را نشان می‌دهد:

با تطبیق این آمار بر نتایج انتخابات هیئت رئیسه و ملاحظه غیبت دو نفر از اعضاء و باطل شدن یک رای می‌توان در خصوص ۸۵ رای مأخوذه در انتخاب رئیس به گمانه‌زنی زیر پرداخت:

اصول‌گرایان اعم از سنتی و تندرو در حدود ۶۵ رای در مجلس داشتند که به نظر می‌رسد ۱۴ نفر از آنها به احمد جنتی رای نداده‌اند. می‌توان نتیجه گرفت ۱۳ رای شاهرودی از این جمع گرفته شده‌است. نیروهای نزدیک به ائتلاف رفسنجانی- اعتدالی‌ها واصلاح‌طلب‌ها در حدود ۱۹ نماینده و منفردها نیز ۴ نماینده داشتند. به احتمال زیاد دو رأی بیشتر امینی از منفردها کسب شده‌است و تقریباً رایی از اصول‌گرایان بدست نیاورده‌است. دو نماینده غایب نیز از منفردها بوده‌اند و رای باطل شده نیز شاید به اصول‌گرایان تعلق داشته‌است.

در ادامه پیامدهای انتخابات هیئت رئیسه خبرگان پنجم به اختصار شرح داده می‌شود:

* افزایش قدرت تندروها در خبرگان

کسب ۵۱ رای احمد جنتی که به بخش تندروی اصول‌گرایان تعلق دارد و شکست افرادی بینابینی چون امینی نشان می‌دهد که گرایش اکثریت خبرگان بیشتر به سمت بخش تندرو متمایل شده‌است. جنتی ۶ رای بیشتر از آراء محمد یزدی در آخرین سال انتخابات هیئت رئیسه در مجلس خبرگان چهارم آورد. اهمیت این مسئله وقتی بیشتر روشن می‌شود که در اولین انتخابات هیئت رئیسه بعد از درگذشت آیت‌الله علی مشکینی، جنتی با کسب ۳۴ رای رقابت را به اکبر هاشمی رفسنجانی با ۴۱ رای باخت. وقتی برای نخستین بار محسن حیدری نماینده منتخب خبرگان پنجم بعد از تعطیلات نوروز پیش‌بینی کرد جنتی به ریاست خبرگان سخن برگزیده خواهد شد، کمتر ناظری پیش‌بینی می‌کرد چنین سناریویی به تحقق بپیوندد.

محمد علی موحدی کرمانی بخت بیشتری داشت. بنا به ادعای حسین ابراهیمی از اعضاء جامعه روحانیت مبارز تهران، جنتی تا روزهای آخر پیشنهاد کاندیداتوری برای ریاست را نپذیرفته بود و این امر در ساعت‌های پایانی قبل از برگزاری نشست خبرگان رخ داد. بدین ترتیب در روزهای پایانی مانده به انتخابات تحولاتی رخ داد که معادلات را عوض کرد.

اعلام انصراف موحدی کرمانی و بیان اینکه جمع زیادی از اعضاء خبرگان به دنبال ریاست جنتی هستند، روشن ساخت که جانشین شیخ محمد یزدی از جنس وی خواهد بود و فقیهی دیگر از شورای نگهبان رئیس خبرگان پنجم می‌شود.

این فقیه ۹۰ ساله در شرایط عادی بخت بالایی برای ریاست نداشت. اما اتفاقاتی که در انتخابات خبرگان روی داد و منجر به ناکامی نمادهای رهبری و همچنین اول شدن وی از آخر در جمع منتخبان استان تهران شد، باعث گشت در واکنش به این مسئله و خنثی‌سازی آثار روانی شکست نهاد ولایت فقیه و دهن‌کجی به رأی‌دهندگان تهرانی، اراده قدرت بر مدار تعیین ریاست وی قرار گیرد. توجه به کدهای موجود در پیام خامنه‌ای به اجلاس افتتاحیه خبرگان پنجم آشکار می‌سازد که در تحقق این رویداد مداخله رهبری و ارسال پیام‌های مشخص از سوی محافل بالای قدرت از خارج به مجلس خبرگان نیز تأثیرگذار بوده‌است.

* ناکامی رفسنجانی و تضعیف موقعیت وی

اکبر هاشمی رفسنجانی از ناکامان این رویداد بود. بر خلاف ادعای وی ترکیب هیئت رئیسه نه تنها از دید وی خوب نیست بلکه با انتظاراتش از مجلس خبرگان فاصله چشمگیری دارد. رئیس اسبق مجلس خبرگان بعد از موضع‌گیری‌هایش در جریان جنبش سبز که با رهبری زاویه آشکار داشت و به نفع جنبش اعتراضی سمت‌گیری کرد، مقامش را از دست داد و حساسیت‌ها در رأس قدرت نسبت به ریاست وی فعال شد. در این دوره نیز رفسنجانی با درک موازنه قوا و فقدان هر گونه بختی برای رئیس شدن، ناگزیر به سمت کاندیدا کردن چهره‌های میانه و بینابین رفت. انتخاب او ابراهیم امینی فقیه ۹۱ ساله بود که در فصل مشترک اصول‌گرایان و حلقه نزدیکان رفسنجانی قرار دارد. اما این تمهید در فضای دوقطبی شکل گرفته کارساز واقع نشد.

رفسنجانی و نیروهای نزدیک به وی در مجلس خبرگان دچار خطای محاسبه شدند و بر خلاف انتظار آنها نه تنها نامزدی امینی باعث کناره‌گیری دیگر رقبا نشد، بلکه با رایی کمتر از نصف آراء جنتی، قافیه را باخت. از ابتدا معلوم بود امینی شانس بالایی ندارد. عدم تطبیق کامل مواضع او در چارچوب انتظارات رهبری و بخش مسلط قدرت و همچنین نداشتن سابقه احراز مناصب ارشد در جمهوری اسلامی، ریاست احتمالی او را با چالش‌های جدی مواجه می‌ساخت. امینی فقط در شرایطی که اصول‌گرایان دچار تشتت می‌شدند و یا بنا بر انتخاب فردی بود که مورد اتفاق نظر هر دو جریان اصلی مجلس خبرگان باشد، امکان موفقیت داشت. آنچه در انتخابات هیئت رئیسه رخ داد این فرضیه را قوت می‌بخشد که دست‌کم تا زمانی که رهبری در قید حیات است، موقعیت رفسنجانی و ائتلاف سیاسی متبوع او در مجلس خبرگان حاشیه‌ای است. مقایسه نتایج دو دوره اخیر ریاست خبرگان نشانگر کاهش تعداد نمایندگان همسو با رفسنجانی از ۲۴ به ۲۱ عدد است.

* تداوم افول هاشمی شاهرودی

هاشمی شاهرودی نیز از ناکام‌های این دوره از انتخابات هیئت رئیسه بود که نه تنها در کسب مسند ریاست ناکام ماند بلکه جایگاهش از از نائب رئیس اول به نائب رئیس دوم تنزل پیدا کرد. این مرجع تقلید ۶۸ ساله متولد نجف و عضو فقهای شورای نگهبان متمایل است که رهبر آینده جمهوری اسلامی شود. اما رفتار نوسانی وی در سیاست باعث شده تا هر دو جناح اصلی نظام از وی رویگردان شوند. شاهرودی به دلایلی چون سابقه مخالفت با آیت‌الله خمینی پیش از انقلاب در نجف در حلقه خودی‌های کارگزاران قدیمی نظام نمی‌گنجد. اتهاماتی که در خصوص فساد اقتصادی پیرامونش وجود دارد، نیز در دور ساختن او از کرسی ریاست و نایب رئیسی اول نیز بی تأثیر نبود. با این اتفاق احتمال اینکه وی جانشین خامنه‌ای گردد، ضعیف‌تر از گذشته شد.

* شوک به صادق لاریجانی

یکی از پیامدهای مهم انتخابات هیئت رئیسه ناکامی صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه در انتخابات نواب رئیس بود. محمدعلی موحدی کرمانی و سید محمود هاشمی شاهرودی به ترتیب با کسب ۶۵ و ۶۳ رای بر وی پیشی گرفتند. کسب تقریباً ۴۴ رای علاوه بر اینکه شکست معناداری برای این فقیه ۵۶ ساله است، پوشیدن احتمالی ردای ولایت فقیه وی در آینده را نیز در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد. رای کم وی برای نایب رئیسی می‌تواند حامل عدم نگاه مثبت اکثریت مجلس خبرگان و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به ارتقاء مدارج سیاسی باشد و همچنین این احتمال را قوت بخشد که وی گزینه مد نظر رهبری برای جانشینی نیست.

تحلیل نتایج انتخابات هیئت رئیسه ابعاد بیشتری نیز دارد که از حوصله این یادداشت خارج است. جنتی با تعاریف و تمجیدهایی که در ضیافت شام خبرگان از رهبری کرد، نشان داد این مجلس را در چارچوب «بصیرت مد نظر وی» و «حفظ هویت انقلابی و اسلامی ادعایی نظام» اداره خواهد کرد. در کل می‌توان گفت این رویداد، بالادستی رهبری و اصول‌گرایان در بلوک قدرت را نمایان ساخت که انتخابات اسفند ماه خللی در آن ایجاد نکرده‌است. همچنین اراده جدی بخش مسلط قدرت و نیروهای ولایت‌مدار کنونی در حفظ وضعیت موجود و تداوم سیطره بر نهاد ولایت فقیه در دوران پساخامنه‌ای را بازتاب داد که وضعیت دشواری را برای جناح میانه‌روی حکومت ایجاد می‌نماید.

——————————-

نظرات طرح شده در این یادداشت، الزاماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

برچسب‌ها: آلت الله جنتی, انتخاباتی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, ملای حیله‌گر, هاشمی رفسنجانی

شما هم چیزی بگو

May 25 2016

مطهری: موضوع مینو خالقی را پایان یافته نمی‌دانیم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی ::

پایش: نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت که هنوز مسأله مینو خالقی منتخب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی پایان نیافته است.
علی مطهری در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: از نظر ما مسأله خانم خالقی پایان نیافته است؛ وزیر کشور در این موضوع تعلل کرده و از حقوق ملت دفاع نکرده است. ایشان اولا زیر بار ظلمی که به منتخب سوم اصفهان روا داشته شده رفته و ثانیا اگر به فرض حق ایشان را درست بدانیم باید نفر ششم اصفهان که بیش از ۲۵ درصد آرا را داشته جایگزین می‌شد. بنابراین آقای وزیر دو جا عقب نشینی کرده و مستحق استیضاح است.
مطهری ادامه داد: اینکه می‌گویند اعتبارنامه باید توسط هیأت نظارت امضا شود و وزارت کشور آن را به مجلس ارائه کند قابل قبول نیست، زیرا تائید انتخابات حوزه است و وزیر اعتبارنامه را به مجلس ارسال کند. در مجلس سوم این قضیه سابقه داشته و وزیر کشور وقت چون مرد شجاعی بود اعتبارنامه آن منتخب را امضا و به مجلس ارسال کرد و اجازه نداد رای مردم باطل شود.
این نماینده مجلس با بیان اینکه اگر وزیر کشور اعتبارنامه مینو خالقی را به مجلس ارسال نکند باید اعتبارنامه سایر منتخبان هم تصویب نشود اظهار کرد: البته راه استفسار از مجلس همچنان باز است. ما امیدواریم این طرح جز اولین طرح ها در مجلس دهم مطرح شود که آیا اگر انتخابات یک حوزه انتخابیه تائید شد شورای نگهبان می‌تواند آرای یکی از منتخبان را باطل و بقیه را سالم اعلام کند؟
مطهری ادامه داد: به هر حال ما معتقدیم نقض صریح قانون انجام شده و وضعیت خانم خالقی باید در مجلس مشخص شود. ما ناامید نیستیم و تلاش می کنیم، زیرا معتقدیم باید از رویه های استبدادی جلوگیری کرد.
مطهری درباره ارجاع پرونده مینو خالقی به هیأت حل اختلاف نیز گفت:‌ این هیأت هنوز جوابی نداده است اما ارجاع موضوع به هیأت هم به درخواست برخی قوا نیز کار درستی نبود و نوعی فرار از مسأله بود . اساسا هیأت حل اختلاف بین قوا از زمان احمدی نژاد پا گرفت. ایشان وقتی می خواست قانونی را اجرا نکند تعلل می کرد و درخواست ارجاع به هیأت حل اختلاف می داد تا موضوع مشمول مرور زمان شود و در نهایت این قانون را اجرا نمی کرد. بنابراین راه بهتر این است که یا وزیر کشور اعتبارنامه را به مجلس ارسال کند یا تکلیف موضوع به وسیله استفسار روشن شود.

برچسب‌ها: انتخاباتی, درگیری جناحی, سیاسی, مینو خالقی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .