اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Sep 19 2015

اتهام‌زنی مقام نیروی دریایی در پاسخ به اعتراض به تخریب قلعه باستانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: یک هفته پس از هشدار مقامات محلی درباره تخریب قلعه «کوه مبارک» در استان هرمزگان، حبیب‌الله سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش، چنین پاسخ داد که در این کوه «هیچ قلعه یا آثار باستانی وجود ندارد» و افرادی «با منافع نامشروع» در پی ایجاد مشکل در راه توسعه منطقه‌اند.

روز جمعه، ۲۰ شهریور، مقامات محلی در استان هرمزگان خبر دادند که قلعه «کوه مبارک» در شهرستان جاسک در این استان که قدمت آن به «دوران ساسانیان» برمی‌گردد و همچنین قبرستان اطراف آن با قدمت «سه هزار سال» به دست «یکی از ارگان‌ها» در حال تخریب است.

یک روز پس از انتشار این گزارش‌ها، محسن ضیایی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری هرمزگان، نیز گفت که «یک نهاد بدون اطلاع از ارزش تاریخی و باستانی» این منطقه اقدام به عملیات خاک‌برداری و تسطیح و جاده‌سازی کرده بود، اما قبل از رسیدن عملیات به «عرصه محدوده تاریخی» کار متوقف شد.

به گفته آقای ضیایی، این اثر هنوز ثبت ملی نشده و پرونده آن «پس از رفع چند مورد ایراد» برای ثبت در فهرست آثار تاریخی ملی به سازمان میراث فرهنگی ارسال شده است.

با این حال فرمانده نیروی دریایی ارتش با رد گفته مدیر میراث فرهنگی روز پنج‌شنبه گفت که در «کوه مبارک» جاسک «قلعه‌ای وجود ندارد و اگر هم قلعه‌ای وجود داشته چرا تاکنون به آن رسیدگی نشده است».

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، وی اضافه کرد: «چنان چه مکان تاریخی و قلعه‌ای در این منطقه وجود داشته باشد نه تنها آن را تخریب نمی‌کنیم، بلکه آمادگی داریم از آن نیز محافظت کنیم.»

همچنین به گزارش خبرگزاری مهر، آقای سیاری تاکید کرد: «هیچ گونه قلعه یا آثار باستانی در منطقه‌ای که نیروی دریایی ارتش حضور دارد رویت نشده.»

گفته‌های فرمانده نیروی دریایی ارتش در حالی بیان شده است که پیش از این خبرگزاری ایسنا اعلام کرده بود که دو اتاق از «سنگ‌تراشیده» مشهور به «اتاق‌های ساسانی»، در دماغه «کوه مبارک» واقع شده است.

در همین حال، به گفته خبرگزاری ایرنا، بر روی کوه‌های این محوطه، «دستکندهایی» قرار داشته که به مرور زمان در ۸۰۰ سال پیش تخریب شده و هم اکنون «آثار کمی» از آن باقی مانده است.

حیدر حیدری‌نژاد، پژوهشگر تاریخ منطقه جاسک، نیز گفته بود که در کنار «کوه مبارک» قبرستانی هست که کارشناسان قدمتی سه هزار ساله «برای آن قائل هستند».

با این حال فرمانده نیروی دریایی ارتش در واکنش به گزارش‌ها درباره تخریب آثار تاریخی این منطقه گفت: «افرادی که منافع نامشروع دارند سعی در ایجاد مشکل و تاخیر در توسعه سواحل مکران را دارند.»

سواحل مکران در جنوب شرقی ایران و در مجاورت دریای عمان واقع شده‌است.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز یک‌‌شنبه، ۹ آذر ۹۳، از نیروی دریایی ارتش خواسته بود که با همکاری دولت «آبادسازی» این سواحل را «با سرعت بیشتری» دنبال کند.

در همین حال محمد باقری، از معاونان ستاد کل نیروهای مسلح ایران، روز دوشنبه، ۳۰ بهمن ۹۱، با اشاره به موقعیت سواحل مکران در مجاورت آب‌های آزاد گفته بود: «ما از این سواحل دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد و بدون وجود هیچ خشکی در سر راه به قطب جنوب داریم و می‌توانیم طبق قوانین بین‌المللی در بخشی از قطب جنوب ادعای حاکمیت کنیم.»

تقویت حضور نظامی نیروی دریایی ایران در سواحل مکران و اقیانوس هند به دوران پیش از انقلاب بازمی‌گردد و طرح تکمیل مجموعه عظیم نظامی چابهار در سال ۵۲ عملی شد و ناوهای جنگی ایرانی نیز در همان سال از پایگاه چابهار برای عملیات نظامی به ظُفار در عمان رفتند.

No responses yet

Sep 19 2015

نهی از منکر: افزایش فشار بر وزارت ارشاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: توسط علی اصغر رمضانپور

مهدی امینی معاون تشکل‌های مردمی ستاد مرکزی امر به معروف و نهی از منکر گفته کار جذب و سازماندهی گروه‌های ۱۰ نفره امر به معروف و نهی از منکر برای تذکر زبانی آغاز شده است.

از زمان تصویب قانون امر به معروف و نهی از منکر، با وجود مقاومت و امتناع اولیه دولت حسن روحانی از ابلاغ این قانون، ستاد امر به معروف و نهی از منکر کار سازمان دهی نیروهایی را آغاز کرده است که عمدتا گروه‌های فشاری به حساب می‌آیند که برنامه‌های فرهنگی دولت را مورد حمله قرار می‌دهند.

آقای امینی روز چهارشنبه هجدهم شهریور در سمنان به خبرنگاران گفته است با سازماندهی گروه‌های امر به معروف و نهی از منکر، ۴۶۰۰ گروه برای تذکر زبانی در کشور تشکیل می‌شود. به این ترتیب حداقل ۴۶ هزار نفر در سطح کشور در قالب این گروه‌های ۱۰ نفره سازماندهی می‌شوند. این گروه‌های غیر از تشکل‌های دیگر و نیروهای بسیجی هستند که مستقلا در اختیار این ستاد قرار دارند.

بنا به گفته معاون ستاد مرکزی امر به معروف و نهی از منکر، این گروه‌ها در حوزه‌های سازمانی، مساجد، هیات‌های مذهبی و اصناف، پس از آموزش‌های لازم برای تذکر زبانی، فعالیت خود را آغاز می‌کنند.
بنا به گفته معاون ستاد مرکزی امر به معروف و نهی از منکر، این گروه‌ها در حوزه‌های سازمانی، مساجد، هیات‌های مذهبی و اصناف، پس از آموزش‌های لازم برای تذکر زبانی، فعالیت خود را آغاز می‌کنند.

​​محمد یزدی رییس خبرگان رهبری در اجلاس اخیر مجلس خبرگان رهبری ابراز امیدواری کرد که قانون امر به معروف و نهی از منکر «به خوبی اجرا شود» و «تسامحی» در اجرای آن صورت نگیرد. اشاره‌اقای یزدی به این واقعیت است که دولت حسن روحانی با وجود مخالفت با این قانون و اعلام مخالفت دولت توسط آقای روحانی به رهبر جمهوری اسلامی ناگزیر است این قانون را برای اجرا ابلاغ کرده است.

عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور روز دوم شهریور ۱۳۹۴ گفت «آنچه که از شورای حل اختلاف به ما ارجاع داده شد این بود که اجرای قانون امر به معروف و نهی از منکر ادامه پیدا کند و چنانچه دولت نظرات اصلاحی در این مورد دارد، آن را به مجلس ارائه دهد.» آقای رحمانی فضلی گفته است «دولت قانون امر به معروف و نهی از منکر را اجرا خواهد کرد و‌ در مدتی که اصلاحات مربوط به این قانون برطرف می‌شود، وزارت کشور کماکان قانون ابلاغی را با قوت پیگیری می‌کند.»

از زمان تصویب قانون امر به معروف و نهی از منکر در مجلس و سپس شورای نگهبان، وزارت کشور یکی از منتقدان این قانون بوده است که اجرای آن را مغایر با اختیارات و وظایف وزارت کشور به طور کلی و استانداران و فرمانداران و بخشداران دانسته است. اما به نظر می‌رسد وزارت کشور تنها وزارتی نباشد که اختیارات آن تحت نظارت و مورد مداخله ستاد احرای قانون امر به معروف و نهی قرار می‌گیرد.

تاکیدات اخیر رییس خبرگان رهبری و سخنان هفته پیش صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه نشان می‌دهد که انتظار تندرو‌ها و اصولگرایان این است که اجرای قانون امر به معروف و نهی از منکر بتواند آنچه را «مشکلات فرهنگی» نامیده می‌شود برطرف کند. اصل طرح نیز در محلس از جانب کمیسیون فرهنگی مطرح و دنبال شد. بر این اساس به نظر می‌رسد وزارت ارشاد و اختیارات آن در زمینه صدور مجوز فعالیت‌های فرهنگی و وظایف نظارتی آن در اماکن فرهنگی و هنری نیز می‌تواند در چارچوب برنامه‌ای قرار گیرد که ستاد اجرای قانون امر به معروف و نهی از منکر در پی اجرای آن است.

ستادی که ریاست آن بر عهده احمد جنتی منتقد دیرین و پرنفوذ وزارت ارشاد و یکی از سازمان دهندگان عمده گروه‌های فشاری است که علیه برنامه‌ها و رویداد‌های فرهنگی و هنری در سطح کشور فعالیت می‌کنند. روحانی تندرویی که نشان داده است گمارده شدن پسرش بر مسند وزارت ارشاد تغییری در رویه او به وجود نیاورده است.

در خرداد ماه امسال در جریان رسیدگی به پرسش از وزیر ارشاد در محلس که منجر به گرفتن دومین کارت زرد وزیر ارشاد شد، مسعود می‌رکاظمی وزیر ارشاد را متهم کرد که به حامیان امر به معروف و نهی از منکر توهین کرده است.

این اتهام ناشی از آن است که بخش عمده‌ای از اقدام‌های گروه‌های فشار در سال‌های اخیر در زیر عنوان امر به معروف و نهی از منکر صورت گرفته است. اجرای قانون امر به معروف و نهی از منکر امکانات قانونی و رسمیت بیشتری به فعالیت‌های این گروه از مخالفان برنامه‌های وزارت ارشاد می‌بخشد و آنان را مورد حمایت قانونی بیشتر قرار می‌دهد.

ماده ۱۰ قانون امر به معروف و نهی از منکر صراحتا دستگاه‌های فرهنگی را موظف به اجرای قانون و انجام هماهنگی با ستاد مرکزی و ستاد‌های استانی و شهرستانی اجرای قانون امر به معروف و نهی از منکر می‌کند.

مواردی از ماده ۱۶ قانون، ناظر بر وظایف ستاد امر به معروف و نهی از منکر در بر گیرنده مواردی است که مستقیما در شمار وطایف وزرات ارشاد است. بند ۴ این ماده حتی تعیین الگوهای رفتاری را از وظایف این ستاد می‌داند که می‌تواند به معنایی بسیار وسیع تعریف شود. در ماده ۲۳ قانون نیز امکان تخصیص بخشی از بودجه بخش فرهنگ به ستاد در نظر گرفته شده است. اگر چه وزیر ارشاد به عنوان یکی از اعضای ستاد در نظر گرفته شده است اما ترکیب اعضای ستاد به نحوی است که وزارت ارشاد و به طور کلی وزرا همواره نسبت به دستگاه‌های زیر نظر رهبری و منتقد وزارت ارشاد و حامی رییس ستاد، در اقلیت قرار می‌گیرند.

آقای امینی فقط به سازماندهی گروه‌های امر به معروف زبانی (که البته شامل شعار دادن نیز می‌شود) اشاره کرده است اما ستاد امر به معروف می‌تواند بر اساس تبصره ۳ ماده ۱۷ قانون، برای اقدام عملی نیز گروه‌هایی را سازمان دهی کند. همچنین می‌تواند نیروهای بسیجی را برای برنامه‌های خود سازمان دهد. افزون بر این بند‌های ۹ و ۱۰ شرح وظایف می‌تواند به صدور مستقل اجازه فعالیت به موسسات و سازمان‌هایی منجر شود که ستاد لازم می‌داند. به تعبیر دیگر این بند‌ها به ستاد امر به معروف امکان می‌دهد ده‌ها سازمان و موسسه همسو با اهداف خود در هر استانی راه اندازی کند.
نه فقط قانون تصویب شده اختیارات گسترده‌ای را برای مداخله در امور فرهنگی و اجتماعی در اختیار ستاد قرار می‌دهد، بلکه اعلام رییس قوه قضاییه مبنی بر ضرورت فعال‌تر شدن دادستان‌ها در مبارزه با مشکلات فرهنگی و امر به معروف و نهی از منکر، شرای طرا برای ایجاد موجی از سازمان دهی نیروهایی فراهم آورده است که فضا را برای فعالیت فرهنگی و هنری در ایران محدود‌تر می‌کند و بر فشار بر مردم در عرصه‌های زندگی روزمره خواهد افزود.

​​ماده ۴ قانون به ستاد اجازه می‌دهد حمایت حقوقی لازم را به ویژه در محاکم قضایی از این گروه‌ها به عمل آورد. و بر اساس ماده ۱۳ حتی می‌تواند دیه این افراد را در صورت کشتن یا زخمی کردن دیگران بپردازد. همچنین ماده ۲۳ اجازه تخصیص بودجه از بخش فرهنگ به این گروه‌ها را صادر می‌کند.

نه فقط قانون تصویب شده اختیارات گسترده‌ای را برای مداخله در امور فرهنگی و اجتماعی در اختیار ستاد قرار می‌دهد، بلکه اعلام رییس قوه قضاییه مبنی بر ضرورت فعال‌تر شدن دادستان‌ها در مبارزه با مشکلات فرهنگی و امر به معروف و نهی از منکر، شرای طرا برای ایجاد موجی از سازمان دهی نیروهایی فراهم آورده است که فضا را برای فعالیت فرهنگی و هنری در ایران محدود‌تر می‌کند و بر فشار بر مردم در عرصه‌های زندگی روزمره خواهد افزود.

No responses yet

Sep 18 2015

حمیدرضا مقدم فر معاون فرهنگی سپاه پاسداران روحانی را خطرناکتر از مجاهدین خلق دانست

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفرانسه: هشدار اخیر رهبر جمهوری اسلامی ایران در خصوص خطر نفوذ آمریکا در مراکز تصمیم گیری سیاسی این کشور ترجیع بند سخنان امروز امامان جمعه و خطیبان پیش از نماز جمعه کشور بود.

آیت الله احمد علم الهدی امام جمعه مشهد با تکرار سخنان رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران گفت که این بازوی نظامی قدرت روحانیان در صف مقدم مبارزه علیه نفوذ آمریکا در کشور قرار دارد. در تهران سردار یحیی رحیم صفوی، مشاور نظامی آیت الله خامنه ای، یکی از سخنرانان پیش از خطبۀ نماز جمعه تهران بود که در اظهاراتی مشابه گفت که سپاه پاسداران طرح آمریکا را برای نفوذ سیاسی در کشور خنثی خواهد کرد.
در این بین حمیدرضا مقدم فر، معاون فرهنگی سپاه پاسداران دیگر سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه امروز تهران بود که به سخنان اخیر حسن روحانی در جمع فرماندهان سپاه پاسداران و همچنین مواضع علی اکبر هاشمی رفسنجانی واکنش نشان داد و در اظهاراتی بی پرده آنان را در دشمنی شان با نظام اسلامی با سازمان مجاهدین خلق ایران هم سو و ای بسا خطرناک تر از این سازمان دانست.
حمیدرضا مقدم فر در ادامۀ این ادعا اظهار داشت که هم سازمان مجاهدین خلق ایران و هم کسانی که به گفتۀ او امروز پس از توافق اتمی به دنبال باز کردن راه نفوذ آمریکا در مراکز تصمیم گیری ایران هستند یک هدف واحد را دنبال می کنند. این هدف به گفتۀ معاون فرهنگی سپاه پاسداران “تضعیف حوزۀ مدیریتی نظام اسلامی” به منظور “براندازی آن است.”
حمیدرضا مقدم فر در ادامۀ سخنانش در خطبه های پیش از نماز جمعه تهران گفت در اختلاف با روش سازمان مجاهدین خلق ایران در نخستین دهۀ حکومت اسلامی، “پروژۀ جدید نفوذ” آمریکا در ایران قصد حذف فیزیکی مسئولان جمهوری اسلامی ایران را ندارد، “بلکه تلاش می کند با استفاده از مهره های داخلی که رویکرد غربگرا دارند، روحیۀ انقلابی مسئولان را تغییر دهد.”
حمیدرضا مقدم فر در جای دیگری از سخنانش گفت که در شرایط کنونی “شاهد جریان نفاق جدید در کشور هستیم و در برخی از کانون های رسمی نظام آنها را می بینیم و منافقین جدید نقش اجرای پروژۀ نفوذ را دارند.”
معاون فرهنگی سپاه پاسداران در ادامه افزود : “نفاق جدید این است که افراد سابقه دار و مبارزی استحاله شده اند و آرمان ها و فکرشان تغییر کرده ولی بیان نمی کنند و در حوزه های تصمیم گیری و تصمیم سازی حضور دارند.” حمیدرضا مقدم فر سپس اظهار داشت که این افراد خطرناک تر از سازمان مجاهدین خلق ایران در دهۀ اول انقلاب هستند.
او بی آنکه نامی از حسن روحانی ببرد، از او خواست که “در ادبیات خود دقت کند و طوری حرف نزند که فضای نفوذ و رخنه را در کشور فراهم سازد.” حمیدرضا مقدم فر گفت که برخی مسئولان مسائل “کم آبی و ریزگردها را در ردیف” آمریکا قرار می دهند که به هیچ وجه قابل قبول نیست.
رییس جمهوری ایران در سخنرانی اخیرش در مقابل فرماندهان سپاه پاسداران، خطاب به آنان گفت که امروز “دشمن اصلی جمهوری اسلامی ایران” نه آمریکا و اسرائیل، بلکه بیکاری، تورم و گرانی، ریزگردها، کم آبی و فاجعه زیست محیطی کشور است که باید به طور عاجل برای شان چاره ای اندیشید و به کار بست.

No responses yet

Sep 18 2015

گفتگوي ويژه؛ منتظرالمهدي: بيش از 50 درصد مردم با ادامه فعاليت گشت ارشاد موافقند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

صدا و سیما: سخنگوی نیروی انتظامی گفت: اخیراً پیمایشی را در مرکز افکارسنجی نیروی انتظامی در کشور انجام دادیم که بر اساس آن بیش از 50 درصد مردم با ادامه فعالیت گشت ارشاد موافق بودند و عده ای فقط به شیوه برخورد انتقاد داشتند که آنها هم قابل بررسی است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما، سردار سرتیپ سعید منتظرالمهدی در ارتباط تلفنی با برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا روشهای نیروی انتظامی در خصوص گشت ارشاد و جمع آوری ماهواره ها موفق بوده است یا نه؟ افزود: از مرکز پژوهشهای مجلس تقاضا می کنیم موضوع عفاف و حجاب را هم بررسی کند و باید دید یافته های پژوهشی که آنها در خصوص طرح صیانت از حریم عفاف و حجاب انجام داده اند مبتنی بر چه داده هایی است.
وی گفت: ظاهراً مرکز پژوهشها طرحهایی مانند گشت ارشاد و جمع آوری ماهواره ها را موفقیت آمیز ندانسته در حالیکه یافته های پژوهش فقط در شرایطی قابل استناد است که به گونه ای روشمند و دقیق بدست آمده باشد و مثلاً‌ اگر همین پژوهش را میان افراد مذهبی انجام دهیم نتیجه دیگری خواهد داشت.
سردار منتظرالمهدی با اشاره به اینکه اساساً در نیروی انتظامی اقدامات اجتماعی بر انتظامی و سلبی رجحان دارد گفت: ما خودمان هم معتقدیم که در برخورد با پدیده های متنوع اجتماعی باید ساز و کارهای فرهنگی و اجتماعی ایجاد شود.
سخنگوی نیروی انتظامی گفت: البته در هر کشوری هنجارهایی مشخص شده است و همه ملزم به رعایت آن هستند و هر کسی تخطی کند با او برخورد می شود و در کشور ما نیز هنجار حجاب مبتنی بر مذهب، دین و فرهنگ اصیل ایران اسلامی پذیرفته شده است.
منتظرالمهدی افزود: ما شواهد متقنی داریم که اگر این اقدامات تا به اکنون انجام نمی شد جامعه ارزشی ما منکوب می شد و ناخرسندی عمومی را در پی داشت و وضع بدتر از وضع موجود می شد.
وی گفت: در این بحث 26 دستگاه وظایفی دارند که اگر همه وظایف خود را درست انجام دهند زمینه بروز کج روی ایجاد نمی شود.
سخنگوی نیروی انتظامی افزود: البته انتقاداتی را که به ما می شود قبول داریم و روز به روز تجربیات و آموزشهای ما بیشتر می شود.
سردار منتظرالمهدی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا جریمه 900 هزار تومانی برخی بدحجابان با دستور قضائی صورت گرفته است یا نه؟ افزود: آنچه که نیروی انتظامی انجام می دهد بر مدار قانون است و اصراری بر اقدامات فراتر از قانون نداریم.
وی گفت: مأموران ما هم از قبل برای اینگونه مأموریتها آموزش می بینند و آنهایی که در مقابل مأموران ما پافشاری می کنند به مراجع قضائی و دادسرای انقلاب ارجاع می دهیم.
صدا و تصویر دارد

No responses yet

Sep 18 2015

کارنامه زن ایرانی‌تبار؛ از جعل نام خلیج فارس تا ارائه گزارش فتنه‌گرانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اعتراضات,امنیتی,انتخاباتی,جنایات رژیم,جنبش سبز,درگیری جناحی,سیاسی

تسنیم: به‌گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، وقایع پس از انتخابات سال 1388 گرچه در نوع خود به ایجاد بحران امنیتی در کشورمان به دلایل واهی انجامید اما در این میان برخی از رابطین و سرشاخه‌های بعضا ایرانی که با طرف غربی همپیمان شده‌اند را نیز رسوا کرد. در این میان البته برخی از افراد با حماقت‌هایی که انجام دادند بازیچه دشمن شدند اما بعد از آنکه آبها از آسیاب افتاد و آتش فتنه فروکش کرد خود را مفلس و شکست خورده در این روند یافتند. برخی نیز در این میان با قصد و غرض‌های قبلی همه چیز خود را به طرف غربی فروختند و هم‌اکنون نیز به عنوان مزدوران غرب در قالب‌های امنیتی و رسانه‌‌ای در حال فعالیت‌ هستند که کم کم بعد از مدتی با رو شدن اسناد و مدارک نام‌ آنها نیز در لیست سیاه منافقین و خائنین به ایران قرار می‌گیرد.

اخیرا «مایکل لدین» از حامیان کودتای مخملی و مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و عضو برجسته مؤسسه «آمریکن اینترپرایز» و دستیار ویژه «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع اسبق آمریکا از نامه اوباما به سران جنبش سبز در سال 88 خبر داده است و در یادداشتی در نشریه «فوربس» نوشت: سناتور «چاک شامر» نقش مستقیمی در نامه نگاری محرمانه بین دولت اوباما و سران آشوب علیه دولت ایران در سال 1388 و در پی انتخابات ریاست جمهوری داشته است. [1]

لدین در یادداشت افشاگرانه خود نامی از رابط بین فتنه گران و سازمان سیا نبرده است اما بیان داشته که سناتور چاک شامر از طریق دوستی در وال استریت ژورنال با فتنه‌گران ایران رابطه داشته و نامه رد و بدل کرده است.

اگر به لیست خبرنگاران و روزنامه‌نگاران این روزنامه آمریکایی بیندازیم به نام زنی ایرانی بر می‌خوریم که اتفاقا فعالیت ویژه‌ای در فتنه سال 88 و تهیه گزارش علیه کشورمان داشته است. « فرناز فصیحی»‌ فردی است که دامنه فعالیت‌های ضدایرانی‌اش بسیار گسترده است و صدها مقاله و گزارش علیه کشورمان در این روزنامه منتشر ساخته است.

کارنامه سیاه زن ایرانی‌تبار در جعل نام خلیج فارس تا گزارش فتنه گرانه از ایران/رابط نامه غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویر

وی در گزارشی درباره بازداشت برخی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب در بحبوحه فتنه سال 88 دادگاه انقلاب را غیرقانونی اعلام کرد و مطرح کرد که این دادگاه برای تحقیر فتنه‌گران انجام شده است و آنان را با سر و وضعی ژولیده و شلخته به دادگاه کشانده و نشانه‌هایی از اعتراف‌گیری اجباری از این افراد در این دادگاه دیده می‌شود.

فصیحی در مقاله دیگری نیز با پرداختن به فعالیت‌های یکی از فتنه‌گران فراری خارج نشین با قلم خود به حمایت از فعالیت‌های ضد ایرانی و همچنین فعالین « جنبش سبز» پرداخت.

وی همچنین در گزارشی در بحبوحه فتنه سال 88 در روزنامه وال استریت ژورنال به موضوع دانشجویان ستاره‌دار پرداخت و فضای کشورمان را به صحنه جنگ داخلی توصیف کرد و مدعی شد که مامورمان حکومتی به طور آرام علیه تعدادی از بهترین دانشجویان این کشور جنگی را، بوسیله ی لغو موقعیت تحصیلی و شغلی آنها، آغاز کرده است.

فعالیت‌های اینچنینی او سبب شد تا انواع و اقسام جوایز رسانه‌ای آمریکا به وی تعلق گیرد. فصیحی که معاون خبر بخش خاورمیانه روزنامه وال استریت ژورنال است به دلیل فعالیت رسانه ای علیه جمهوری اسلامی در جریان حوادث سال 88 موفق به دریافت جایزه “رابرت کندی در گرایش‌های جهانی حقوق بشر و عدالت” شد. وی پس از دریافت این جایزه به رادیو زمانه گفت: «بسیار خوشحالم که توانسته‌ام تاثیرات مسایل اخیر روی مردم ایران را به بقیه دنیا نشان دهم. این جایزه نشانگر آن است که کار ما توانسته تاثیر خودش را بگذارد.» فصیحی همچنین یکی از جوایزش را از دست شیرین عبادی دریافت کرده است.

کارنامه سیاه زن ایرانی‌تبار در جعل نام خلیج فارس تا ارائه گزارش فتنه‌گرانه /رابط پیام غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویر

در سوابقاین عنصر رسانه‌ای غربتحریف نام خلیج فارس نیز به چشم می خورد. استفاده این روزنامه نگار ایرانی‌تبار از عناوین مجعول در گزارش هایش، حتی ایرانیان خارج از کشور را به راه اندازی کمپین اعتراضی در شبکه اجتماعی فیسبوک و درخواست از وال استریت ژورنال برای جبران اشتباه خود واداشته است. در یکی از کمپین های اعتراضی به فرناز فصیحی آمده است: «دوستان و هم میهنان. اگر بیگانه تحریفی در نام خلیج فارس انجام دهد آنان یا نآگاهند و یا مغرض، ولی اگر یک ایرانی آن را تحریف کند، یک خائن است و هیچ حقی از دفاع برای اشتباه خود ندارد! روزنامه وال استریت جورنال در دهه گذشته تنها یکبار از نام ساختگی استفاده کرد که پس از دوساعت شکایت آن را زدود و هرگز نیز تکرار نکرده است، همچنین هرگز از واژه “خلیج” بدون “فارس” استفاده نکرده بود تا اینکه امروز که یک ایرانی بنام “فرناز فصیحی” که از روزنامه نگاران سرشناس و شناخته شده ایرانی در آمریکاست نام خلیج فارس را دوباره تحریف کرد و واژه “فارس” را آن زدود!»

کارنامه سیاه زن ایرانی‌تبار در جعل نام خلیج فارس تا ارائه گزارش فتنه‌گرانه /رابط پیام غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویرجالب اینجاست که مایکل لدین هم خود پای ثابت روزنامه وال‌استریت ژورنال علیه کشورما است و اغلب مقالات ضدایرانی وی در این روزنامه منتشر شده است. به نظر می‌رسد با این اوصاف روزنامه وال‌استریت ژورنال به پایگاه رسانه‌ای جنگ نرمی علیه ایران تبدیل شده است که در زمان فتنه سال 88 فعالیت ستادی و ویژه‌ای بر عهده داشته و حتی در این زمینه به تبادل نامه و نظرات طرفین برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران با پوشش رسانه‌ای اقدام کرده است.

فعالیت‌های ضد ایرانی غرب با پوشش رسانه‌ای علیه کشورمان البته به همین موارد ختم نمی شود و دایره بسیار گسترده‌ای دارد اما این موضوع به خوبی مشخص می‌نمایند که رسانه‌های خارجی و خبرنگاران آنان تنها برای کار اطلاع‌رسانی و تهیه گزارش به کشورمان سفر نمی‌کنند و بعضا به عنوان جاسوس و مامور برای کودتا علیه کشورمان ماموریت‌هایی مانند ماموریتی که به احتمال زیاد فرزانه فصیحی در بحبوحه فتنه سال 88 انجام داده، را در دستور کار دارند که با لحن و نوع قلم دشمنانه‌ای که در نوشتار این افراد علیه کشورمان دیده می شود چنین کاری بعید و دور از ذهن نیست.

[1] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/451387

[2] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/452015

[3] http://www.wsj.com/articles/SB124925705086800229#articleTabs%3Darticle

[4] http://www.wsj.com/articles/SB125980542530173987

[5] http://www.rahesabz.net/story/6955/

[6] http://www.wsj.com/articles/SB10001424052702303657404576357323069853958

[7] http://www.radiofarda.com/content/f3_islamicrepublic_cracks_in_regime/2136371.html

منبع:مشرق

انتهای پیام/

خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.

No responses yet

Sep 18 2015

«گزارشگران بدون مرز» بازداشت دو وب‌نگار ایرانی را محکوم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: سازمان «گزارشگران بدون مرز»، بازادشت آرش زاد و محسن صادقی‌نیا، دو وب‌نگار ایرانی را که طی هفته‌های گذشته دستگیر شده‌اند، محکوم کرده است.

آرش زاد سردبیر وب‌سایت «وبلاگینا» و از چهره‌های شناخته‌شده در عرصه فناوری بود.

از او در عین حال به عنوان یک «کارآفرین» نیز یاد می‌شود. آقای زاد که طی دو سال گذشته در ترکیه زندگی می‌کرد، از جمله موسسان انجمنی به نام «کفشدوزک» برای «افزایش مشارکت زنان در حوزه تکنولوژی و کسب‌وکار اینترنتی» است.

​​به گفته «گزارشگران بدون مرز» او نهم شهریور ماه، هنگام خروج از ایران، در فرودگاه «امام خمینی» تهران، «به دست نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران»، بازداشت شده است.

در میانه شهریور ماه، نگرانی‌ها در ارتباط با بازداشت آرش زاد، در فضای مجازی نیز دیده شده بود.

وب‌سایت «وبلاگینا» که او سردبیر و موسس آن بود، از مشهورترین‌ها در حوزه فناوری اطلاعاتی در ایران است.

این وب‌سایت از سال ۱۳۸۶ فعالیت خود را آغاز کرد.

از آقای صادقی‌نیا نیز به عنوان وب‌نگاری فعال در زمینه حقوق بشر یاد شده که در وب‌لاگ خود، «چشمان باز»، مطالبی در ارتباط با نقض حقوق بشر یا اعدام‌های صورت‌گرفته در ایران، منتشر می‌کرد.

به گفته سازمان گزارشگران بدوم مرز، او در ۱۴ شهریور ماه، اندکی پس از آنکه «کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه»، وبلاگش را مسدود کرد، بازداشت شد.

کارگروه تعیین مصادیق متحوای مجرمانه، زیر نظر دادستان کل ایران فعالیت می‌کند.

هنوز مقام‌های قضایی در مورد دلیل و محل بازداشت این دو نفر اطلاعاتی منتشر نکرده‌اند.

No responses yet

Sep 18 2015

مرگ ابوالقاسم خزعلی؛ لانه زنبور همچنان پر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: ظاهرا دعای آیت الله «ابوالقاسم خزعلی» مستجاب شده است؛ خرداد ماه امسال عضو مجلس خبرگان رهبری ایران در بستر بیماری نفس نفس زنان به خبرگزاری «فارس» گفت: «اگر آقای هاشمی بخواهد روی کار بیاید، من بمیرم و زمان ایشان را نبینم.»

او صبح چهارشنبه در 90 سالگی فوت کرد. خزعلی وصیت کرده است روی سنگ قبرش بنویسند: «ابوالقاسم خزعلی، دوست‌دار آیت‌الله خمینی». با این حال، لقب شایع تر این سال های او این بود: «ابوالقاسم خزعلی، دشمن هاشمی رفسنجانی.»
شیخ یک حرف دیگر هم خطاب به پسرش، «مهدی خزعلی» زده است: «اگر من مُردم، من را تشییع نکن.»
مهدی پسری است که علیه پدرش شورید؛ مانند بسیاری از پسران رهبران انقلاب 57.
در این میان، فرزندان ابوالقاسم خزعلی عجیب تر بودند؛ «علیرضا»، رییس شبکه ماهواره ای «ایرانیان» شد، «محمدحسین» خواننده موسیقی پاپ و مهدی حامی درجه یک میرحسین موسوی و مهدی کروبی؛ همان هایی که پدر می خواست اعدام‌شان کند و یا حداقل سیلی به گوش‌شان بزند.

«حسین» فرزند دیگر آیت الله که روایت هایی درباره ارتباطش با مجاهدین خلق بود، پیش از انقلاب 57 کشته شد و «محسن» کارهای اجرایی پدر در «بنیاد غدیر» را انجام می دهد. «انسیه» و «کبری» دو دختر خزعلی هم حاشیه سازی کرده اند ولی در راه پدر.
کبری در «شورای عالی انقلاب فرهنگی» جای محکمی دارد و انسیه پس از ماجراهای انتخابات 88 بر صندلی «زهرا رهنورد» نشست در دانشگاه «الزهرا». «راضیه خزعلی»، همسر «مروی»، معاون اسبق قوه قضاییه و مرضیه هم استاد دانشگاه بودند و دور از سیاست.
این حاشیه ها مختص فرزندان نبود، حتی این آخری، پیرمرد نتوانست به مراسم عروسی نوه اش برود چون «ابراهیم یزدی» و «محمد خاتمی» هم در عروسی بودند؛ دشمنان دیرینه: «چندین سال قبل من به آقای مصباح می‌گفتم خاتمی خوب کار نمی‌کند، ایشان گفت “خاتمی سیئه من سیئات هاشمی”. تعبیر درست، همین است. مصباح را آدم چیز فهمی می‌دانم مثل آقای مطهری است و من از مدت‌ها قبل آقای مصباح را مطهری دوم لقب داده بودم.»

ابوالقاسم خزعلی، مصباح یزدی را هشت سال پیش برای ریاست مجلس خبرگان رهبری پیشنهاد داد. هر دو از شاگردان برجسته و متنفذ آیت الله «محمدتقی بهجت» محسوب می شوند و چند وجه مشترک دارند؛ سال 60، «حبیب الله آشوری»، دوست علی خامنه ای و نویسنده کتاب «توحید» که سبب اختلاف بین آشوری و خامنه ای شد هم پس از گواهی ابوالقاسم خزعلی و مصباح یزدی مبنی بر این که مرتد است، اعدام شد.
«احمد قابل» در نامه مشهوری به علی خامنه ای که خرداد 84 منتشر شد، از این راز پرده برداشت که خامنه ای ادعا می کرد کتاب توحید مطالب خودش است و آشوری آن را به نام خویش زده است. با این حال، آشوری را «لاجوردی»به خاطر همان کتاب اعدام کرد.

سال 78 در ماجرای قتل های زنجیره ای هم شایعاتی بود درباره صدور فتوای قتل از سوی این دو نفر.
وجه مشترک سوم این دو نفر هم تفکرات آخرالزمانی هر دو دوست و ایستادن آن ها پشت «محمود احمدی نژاد» و «سعیدجلیلی» است.

خزعلی روزگاری در ستایش از احمدی نژاد گفته بود:«احمدی نژاد را خدا آورد.»
او مانند مصباح، پای امام زمان را هم در حمایت از رییس دولت پیشین وسط کشید: «از ناحيه مقدس حضرت حجه ابن الحسن المهدی پيامی برای من آورده اند که مکلف هستم از احمدی نژاد دفاع کنم… سال اولی که احمدی‌نژاد به نیویورک رفت و در سازمان ملل سخنرانی کرد، بنده به دیدار احمدی‌نژاد رفتم و لب‌های ایشان را بوسیدم چون از امام زمان نام برد.»

او روزگاری گفت دو دوره ریاست جمهوری برای احمدی نژاد کافی نیست و باید برای دوره سوم فکری کرد. خزعلی علاوه بر امام زمان، از دیگران هم برای احمدی نژاد مایه گذاشت: «فاطمه زهرا به خواب يکی از اوليا آمده و فرموده که پسرم (رهبری) و احمدی نژاد را حمايت کنيد.»

ایستادن او کنار احمدی نژاد در دورانی بود که شایع بود هاشمی چنان از حمایت خامنه ای از احمدی نژاد آشفته است که فکر شورایی کردن رهبری افتاده است. طیفی از شیوخ هم با پرچم احمدی نژاد کنار خامنه ای ایستاده بودند و به تعبیر خزعلی، این بحث جدی را خنثی کردند.

محمود احمدی نژاد هم با او خوب بود. «نشان درجه یک خدمت» به خزعلی داد و از بنیادش حمایت کرد؛ بنیاد غدیر که احمدی نژاد و «احمد جنتی» عضو هیات امنای آن بودند و ماجرای تاسیس این بنیاد هم شبیه برآمدن محمود احمدی نژاد در عالم سیاست است: «شبی در خواب دیدم که در آسمان چهارم بودم و می‌خواستم بالاتر بروم که امام رضا دستور داد خزعلی را برگردانید هنوز در دنیا کار دارد. پس از این خواب بنا نهادن این بنیاد را پی گیری نمودم.»

بنیاد غدیر سال 76 به توصیه علی خامنه ای تاسیس شد و حالا توسط «کاظم صدیقی»، امام جمعه موقت تهران اداره می شود؛ یک امام زمانی دیگر که چهار سال پیش با خزعلی عقد اخوت بست.
او هدف بنیاد غدیر را وحدت جهان اسلام اعلام کرده بود ولی در همه این سال ها در خط مقدم جنگ تاریخی شیعه و سنی ایستاد؛ با تکیه بر غدیر خم.

ابوالقاسم خزعلی در این بنیاد یک برنامه دیگر هم داشت؛ تغییر عید ایرانیان از عید نوروز به عید غدیر؛ یک رویای ناکام دیگر.

با این حال، ماجرای بنیاد غدیر در ساختار سیاسی ایران پیچیده تر روایت شده است؛ «علی اکبر محتشمی پور» بهار 89 در مشهد اشاره ای به آن کرد: «بنیاد الغدیر که آیت الله خزعلی بنیان گذاری کرده و در مجلس هشتم نیز یک فراکسیون دارد، لانه زنبوری است که “انجمن حجتیه” در آن جمع است. من یقین دارم كه آقای مصباح یزدی اعتقادی به آقای خامنه ای ندارد. او و جریان انجمن حجتیه كه در مدیریت‌های كلیدی مهم و مكان های مهم كشور نقش دارند، به دنبال رسیدن به اهداف و برنامه‌های خودشان هستند.»

با وجود رابطه خوب خزعلی و احمدی نژاد و حضور گاه به گاه شیخ در جلسات هیات دولت، خزعلی چند سال بعد، به خصوص پس از انتخاب «اسفندیار رحیم مشایی» به عنوان معاون اول احمدی نژاد برآشفت، درخواست برکناری مشایی را علنی مطرح کرد و به رییس دولت زنگ زد ولی احمدی نژاد حتی جواب تلفنش را هم نداد.

او دو سال بعد محمود احمدی نژاد را «شاه» خواند چرا که از علی خامنه ای اطاعت نمی کرد؛ رهبری که انگار ابوالقاسم خزعلی کشفش کرده است: «شب قبل و حتی قبل از رحلت امام به ایشان پیشنهاد این امر [رهبری] را دادم. آن وقت هنوز قول امام [خاطره هاشمی] نقل نشده بود!»

او درباره رییس جمهور شدن خامنه ای هم گفته است: «هاشمی هم می‌خواست بیاید درباره ریاست جمهوری آقای خامنه‌ای با ایشان صحبت کند منتها نوبت من جلوتر بود. به ایشان گفتم جریان این است و قبول کردند و مطلب تمام شد. آقای‌ هاشمی که آمد، مطلب تمام شده بود.»

در هر دو مورد، خاطره هاشمی از خمینی و توافق هاشمی و «احمد خمینی» شایع ترین روایت درباره رهبر و رییس جمهور شدن خامنه ای بوده اند ولی خزعلی می خواهد این سکه را به نام خود بزند از لج هاشمی؛ به همان سان که ایستادن کنار احمدی نژاد و مصباح یزدی چنین سیمایی را تصویر می کند.

خزعلی ریشه انحراف احمدی نژاد را هم در مشایی می دانست. او مشاییِ مدعی امام زمانی بودن را تست هم کرده بود: «به او گفتم دو نفر هستند که دارند دوستان امام زمان را اذیت می‌کنند. گفتم یکی از آن ها در تهران است و یکی در مشهد. مشایی به من گفت که من چه می‌کنم و چه ‌کنم تا این موضوع برطرف شود، بعد هم هیچ کاری نتوانست بکند. فهمیدم این کاره نیست و بیخود می‌گوید. اتفاقاً بعداً در جایی با هم روبه رو شدیم و گفتم، باز دیدم کاری نکرده.»

او پس از احمدی نژاد هم به اعتبار و احترام دوستی با مصباح یزدی، پشت سر سعید جلیلی ایستاد؛ مقابل تیم هاشمی.
بی اعتباری خزعلی تنها در ماجرای احمدی نژاد نبود؛ او اوایل انقلاب هم چنین مسیری را رفته بود. زمانی که چالش های انجمن حجتیه که خزعلی از حامیانش بود با دیگر روحانیون اوج گرفت، ابوالقاسم خزعلی رو در روی احمد جنتی، دوست دیرینه اش قرار گرفت که علنی از دخالت های حجتیه در امور ممکلت انتقاد می کرد. او به جنتی گفت از طرف خمینی ناظر بر عملکرد حجتیه است و انگ ضدیت با ولایت فقیه به آن ها نمی چسبد و «دستخوش جو و شایعه نشوید».
ولی مرداد 62 آیت الله خمینی به تندی در ملاءعام علیه حجتیه سخن گفت، انجمن تعطیل شد و تمام تلاش های خزعلی بر باد رفت.

او سال ها بعد در کتاب خاطراتش گفت همیشه انجمن را دوست داشته است: «انجمن شرایط را برای ظهور امام زمان مهیا می ساخت. مطهری هم گفته بود بیا کاری کنیم که نگذاریم انجمن را کنار بزنند ولی بعد از مطهری، من تنها ماندم.»
«محمد مهاجری»، روزنامه نگار ایرانی هم به نقل از خزعلی چنین روایتی را آورده و از «علی اکبر ولایتی»، «کمال خرازی» و «غلامعلی حدادعادل» به عنوان اعضای صالح انجمن در سال های پیش از انقلاب یاد کرده است.

به نظر می رسد دو دهه بعد ابوالقاسم خزعلی رویای آماده سازی ظهور را در سیمای محمود احمدی نژاد دید ولی باز هم ناکام ماند. این رویاپردازی فاز سوم هم داشت؛ در واقع، با وجود اظهارات «سیدعلی اکبر محتشمی پور» درباره تضادهای فکری بنیاد غدیر و خامنه ای، به نظر می رسد در دورانی خزعلی رویاهای امام زمانی خود را در سیمای علی خامنه ای می دیده است.

تیرماه 90، هنگامی که سی دی جنجالی «به سوی ظهور» منتشر شد و احمدی نژاد و خامنه ای با دو تن از شخصیت های مشهور عصر ظهور شبیه سازی شدند، ابوالقاسم خزعلی روایتی دیگر بیان کرد: «ما از “سید خراسانی” اطلاعات زیادی در دست نداریم. نمی دانیم ایشان چه کار خواهند کرد امّا رهبری بسیار خوب کار کرد. مگر سید خراسانی چه کار خواهد کرد؟ رهبری همه آن توصیفاتی که برای سید خراسانی آمده است را بهتر از آن دارد انجام می دهد. با وجود دشمنان خطرناکی که اسلام و انقلاب دارد، اگر نبود این رهبری گران قدر، ما الان نیست و نابود شده بودیم؛ سید خراسانی، انسانی خوب و صالح. اما اگر فردی بهتر از او پیدا شد، به نظر شما این غیر ممکن و محال است؟! ما فکر می کنیم هر کسی که مقدمه چین ظهور و یا در دربار امام زمان بود، بهترین مرد روزگار است.»
فروردین همان سال نیز مصباح یزدی گفته بود خامنه ای را بالاتر از «سید خراسانی» می داند.

اما وجه مشترک دیگر خزعلی با برخی شیوخ نسل اول، فساد مالی است که بی اعتباری برایش به ارمغان آورد. در گزارش مشهور «عباس پالیزدار» در اردیبهشت 87 که اسامی آقازاده های فاسد به میان آمد، شایعاتی درباره خزعلی و فرزندانش هم مطرح شد. پالیزدار را بازداشت کردند. خودش گفته است علت مهم بازداشت، افشاگری علیه خزعلی بود. با این حال، این تازگی نداشت؛ سال ها پیش وقتی خزعلی در شورای نگهبان بود، زیست اشرافی او دردسرساز شد: «در منزلی زندگی می کردم که 6 طبقه بود… تصور می‌کردند خزعلی از ساده زیستی فاصله گرفته و حتی نیامدند سوال کنند. از این جهت بود که بنا شد من دیگر در شورای نگهبان نباشم.»

این در سال 78 رخ داد. همان سال دفتر خزعلی معترف شد که خانواده خزعلی در کار خرید و فروش خاک سرخ جزیره هرمز بوده اند اما خودش نبوده بلکه برادرزاده اش بوده است؛ «محمد مهدی خزعلی».
بعدها مهدی خزعلی گفت در فروش خاک سرخ هرمزگان پای سپاه و برخی روحانیون دیگر در میان است.

این چند تصویر بریده بریده و اجمالی، رویاهای ناکام مانده امام زمانی، خانواده سیاسی فروپاشیده، تضادهای درون نسلی، خشم و اغراق همواره، سنی ستیزی، مرتدسازی، فساد و شبکه های پنهان و… روایت زندگی تنها ابوالقاسم خزعلی نیست، روایت زندگی یک نسل از انقلابیون 57 است؛ نسلی که یک به یک می سوزند ولی لانه شان کماکان باقی است؛ پر از زنبورهای حریص، تندخو و بی عسل.

No responses yet

Sep 17 2015

ادعای میزبانی اطلاعات کاربران ایرانی تلگرام در داخل کشور:‌ «صددرصد مزخرف»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: اپلیکیشن پیام‌رسانی تلگرام در پیامی توییتری ادعای مقام‌های جمهوری اسلامی مبنی بر میزبانی ۳۰ درصد از اطلاعات کاربران ایرانی این اپلیکیشن در ایران را «۱۰۰ درصد مزخرف» توصیف کرده است.

خبرگزاری مهر روز چهارشنبه، ۱۵ شهریور، به نقل از محمدحسین انتظاری، دبیر شورای عالی فضای مجازی، گزارش داد که ۱۳ میلیون ایرانی کاربر اپلیکیشن تلگرام هستند و «میزبانی ۳۰ درصد اطلاعات» این کاربران در داخل ایران انجام می‌شود.

این سخنان نگرانی‌هایی را در میان کاربران ایرانی تلگرام در داخل کشور به دنبال داشت.

این مسئله سبب شد تا بعضی از کاربران تلگرام با استفاده از شبکه اجتماعی توییتر خواستار توضیح مدیران این اپلیکیشن درباره این خبر شوند.

حساب رسمی توییتری تلگرام نیز در پاسخ به آنها اعلام کرد که اطلاعات کاربران ایرانی روی سرورهایی در آمستردام، پایتخت هلند، میزبانی شده و خواهد شد.

​​​​وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران روز جمعه، شش شهریور، به نقل از یک «منبع آگاه» گفته بود که شرکت تلگرام پس از «مذاکراتی» با مقام‌های جمهوری اسلامی «به زودی» برخی از سرور‌های خود را در داخل ایران «مستقر خواهد کرد».

بر اساس این گزارش، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران در نامه‌ای به شرکت تلگرام خواستار «ایجاد محدودیت» در دسترسی کاربران ایرانی به «برخی از کاربرد‌های» این برنامه پیام‌رسان شد.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران از «مسئولان اپلیکیشن تلگرام و تمام شرکت‌های کامپیوتری که بعد از برداشته شدن تحریم‌ها به ایران می‌روند» خواسته تا «کاربران را مطمئن سازند که اطلاعات آنها در اختیار نهاد‌های امنیتی و انتظامی قرار نخواهد گرفت».

No responses yet

Sep 15 2015

خانواده شاهرخ زمانی: شکایت می‌کنیم، کالبدشکافی کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: پیکر شاهرخ زمانی، زندانی سیاسی زندان رجایی شهر به سردخانه بی بی سکینه کرج منتقل شده است، خانواده او با تایید خبر درگذشت این فعال کارگری در زندان خواستار روشن شدن علت مرگ و توضیح مسولان در این زمینه هستند و نینا زمانی، دختر شاهرخ زمانی می گوید که پدرش از نظر جسمی هیچ مشکلی نداشته و خانواده او خواستار کالبدشکافی و مشخص شدن علت مرگ هستند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از روز، دختر شاهرخ زمانی می گوید که پدرش ۴ سال محروم از مرخصی و در۳ سال گذشته از ملاقات حضوری محروم بوده و حالا درحالی خبر مرگ او از سوی مسولان زندان تایید شده که هیچ بیماری جسمی یا مشکل جسمی که منجر به مرگ شود نداشته.

مسولان زندان رجایی شهر و دستگاه قضایی به صورت رسمی توضیحی درباره مرگ شاهرخ زمانی نداده اند اما نینا زمانی می گوید که در مراجعه به زندان رجایی شهر به انها گفته شده که پدرش سکته مغزی کرده است.

شاهرخ زمانی، نقاش ساختمان و فعال کارگری که از سال ۹۰ به اتهام تلاش برای تشکیل تشکل های کارگری از جمله سندیکای کارگران نقاش زندانی و به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

روز گذشته خبر درگذشت ناگهانی شاهرخ زمانی را منتشر کرد نینا زمانی می گوید: “امروز بعد از ظهر یک تماس مبنی بر این خبر داشتیم مراجعه کردیم زندان رجایی شهر که آنجا زندانی بود، گفتند واقعیت دارد و منتقل شده به سردخانه بی بی سکینه که در کرج است. رفتیم انجا تایید کردند که تحویل گرفته اند. قرار شد ما فردا صبح پی گیر شکایت باشیم و کارهای کالبدشکافی که علت دقیق مرگ مشخص شود”.

دختر شاهرخ زمانی توضیح می دهد: “پدر من هیچ مشکلی جسمی نداشت و کاملا سالم بود. برای همین اصلا باورمان نشده و نمی شود و شوکه هستیم. فردا حتما شکایت می کنم و فرم کالبدشکافی را در پزشکی قانونی پر می کنم باید مشخص شود. سم شناسی و هرچیز دیگری”.

برخی وب سایت ها از سکته مغزی این فعال کارگری در زندان خبر داده اند و برخی نوشته اند که او بعد از اعتصاب غذاهای طولانی مشکل جسمی داشته و تحت درمان قرار نگرفته. دخترش می گوید: “بله چند بار اعتصاب غذا کرده بود و به همین دلیل خیلی ضعیف شده بود اما مشکل اینطوری نداشت که، اینها کذب محض است پدر من کاملا سالم بود. موقعی که به زندان رسیدیم ساعت یک ربع به ۹ شب بود و آن ساعت بخش اداری اش تعطیل است و جوابی به ما ندادند فقط گفتند منتقل شده بی بی سکینه و ما هم رفتیم آنجا”.

آنجا هم چون تحویل گرفته بودند فقط تایید کردند و گفتند فردا ساعت ۷ و نیم صبح اینجا باشید.

ما هنوز ندیده ایم پیکر پدرم را و من نمی توانم الان هیچ نظری بدهم، هنوز نمی دانم واقعا چه اتفاقی افتاده علت های مختلفی ممکن است وجود داشته باشد به ما گفته اند سکته کرده و ما هنوز نمی دانیم. همین طوری هم چیزی را نمی پذیریم.

تا انتها پی گیری می کنم و تا علت دقیق را نفهمم از پا نمی نشینم تا انتها پی گیری می کنم که علت دقیق را بفهمم.

نینا زمانی سپس با اشاره به محرومیت پدرش از مرخصی و ملاقات حضوری در طی سالهای اخیر می گوید: “اصلا به پدر من یک بار هم مرخصی ندادند. بهمن ماه مادربزرگ من فوت شد باز هم ندادند. مادربزرگ من از غصه پدرم مریض شد، سرطان گرفت و فوت کرد. برای مرخصی هم حتی من پی گیری کردم. اجازه ندادند، حتی ما ملاقات حضوری هم با پدرم نداشتیم، از موقعی که پدرم را بردند رجایی شهر این ۳ سال ما نه ملاقات حضوری داشتیم نه مرخصی دادند، قبلا زندان تبریز که بود حداقل ملاقات حضوری داشتیم اما این سه سال هیچی”.

سوال می کنم که مشکل شان با پدر شما چی بود که این همه سال محروم از مرخصی و ملاقات حضوری بود و چنین برخوردهایی با او می کردند. نینا زمانی می گوید: “اینجا فقط پدر من نیست با خیلی از زندانیان سیاسی چنین رفتارهایی می کنند علت اش هم این است که آدم های بزرگی مثل پدر من در مقابل ظلمی که به آنها می شد سکوت نمی کردند دائما بیانیه صادر می کردند و با رسانه ها مصاحبه می کردند. در یک کلام اینکه شرایطی که به انها اعمال می شد را نمی پذیرفتند. تمام کسانی که اینطور هستند و الان هم هستند با آنها همین برخورد می شود. انتظار دارند که مردم سرشان را بینذازند پایین و هر بلایی می خواهند سرشان در بیاورند”.

دختر شاهرخ زمانی می افزاید: “واقعا پدر من در اوج مظلومیت رفت. خیلی به او ظلم شد رد این ۴ سالی که زندان بود. حتی نتوانست با مادر خودش خداحافظی کند. حتی من در این مدت ازدواج کردم برای عروسی من نتوانست بیاید برای عقد من نتوانست حضور داشته باشد و ارزوی همه چیز را بر دلش گذاشتند اما باید بمیرند و این آرزو بر دلشان بماند که امثال پدر من سکوت کنند. آنها می میرند هم روح شان زنده است و راهشان ادامه دارد”.

شاهرخ زمانی از چهاردهم خرداد ماه زندانی بود و بیش از ۳۶ روز را در سلول های انفرادی سپری کرد. او سال ۹۱ ابتدا به زندان یزد و سپس به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. او مدتی نیز در زندان قزلحصار کرج زندانی بوده است.

شاهرخ زمانی سال ۹۳ در نامه ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل و ناوی پیلای، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرده بود من ضمن این‌که مسولیت هرگونه عواقب و لطمات روحی، جسمی و جانی اعتصاب غذا را متوجه مسولین می‌دانم از آن جنابان می‌خواهم با فرستادن کمیته‌ی حقیقت‌یاب به این قتل‌گاه و فشارهای جهانی بر حکومت جمهوری اسلامی آن را وادار کنند، حداقل به قوانین مصوب خود در رعایت حقوق شهروندی و صنفی زندانیان مخصوصا تفکیک جرایم پایبند بوده و مرا به بند سیاسی بازگردانند.

او پیشتر و در خرداد ۹۱ هم در نامه ای به احمد شهید درباره وضعیت و پرونده خود نوشته بود: “جناب احمد شهید من شاهرخ زمانی فعال سندیکایی بدون کوچکترین تقصیر و گناه در خرداد ۱۳۹۰ توسط اداره اطلاعات تبریز دستگیر شدم،۳۶ روز در انفرادی بازداشت بودم پس از ۳۳ روز اعتصاب غذا در اعتراض به دستگیری و نگهداری غیر قانونی مرا تحویل زندان مرکزی تبریز دادند. همچنین پس از چهار ماه شکنجه، اذیت و آزار در اداره اطلاعات و زندان مرکزی تبریز در دادگاه انقلاب شعبه ۱ به ریاست قاضی حمل بر بدون داشتن کوچکترین مدرکی علیه من و بدون اعتراف به اتهامات دروغین وارد شده، دقیقا” بنا به دستور کتبی اداره اطلاعات مرا به ۱۱ سال زندان محکوم کردند”.

در مقابل اعتراض و ارایه لایحه دفاعی از طرف وکیل مدافع اینجانب به دادگاه که این دادگاه با استناد به کدام مدارک موجود در پرونده و یا با استناد به کدام اعتراف و کدام ماده مشخص قانونی مطابق با مدارک (در صورت وجود) ۱۱ سال زندان برای موکل من شاهرخ زمانی که هیچ گناهی مرتکب نشده است، صادر کردید؟ قاضی حمل بر چند لحظه ای سکوت کرد با سرخ و سفید شدن گفت من کاره ای نیستم، اداره اطلاعات این طور خواسته است.

او توضیح داده بود: “پس از صدور، تایید و اجرای حکم غیر قانونی و فرمایشی باز هم اداره اطلاعات دست از سر من بر نداشته، این بار با استفاده از سازمان زندانها که آن را نیز زیر سلطه دارد (این گونه مسلط بودن پلیس بر تمامی نهاد ها و ادارات مصداق انکار ناپذیر پلیسی بودن یک نظام است بنا براین تمامی زندانیان احتیاج مبرم به کمک شما دارند.) مرا به مدت دو ماه در بند قرنطینه که از بدترین، کثیف ترین و محدود ترین بند زندان است نگهداشتند”.

باز به اجبار دست به اعتصاب غذا زدم، پس از ۱۵ روز اعتصاب غذا مرا به بند مالی منتقل کردند. در آنجا نیز دست بر دار نبودند و با استفاده از عوامل خود باعث بی نهایت اذیت و آزار می شدند. وقتی متوجه شدند که من توانستم با برخورد انسانی و برقراری دوستی با دیگر زندانیان تو طئه های آنها را در مورد ایجاد در گیری خنثی کنم مرا به بند ۱۵ متادون تبعید کردند.

بیشترین زندانیان این بند معتاد های با دوزبالا هستندکه تعدادی از آنها غیر از بیماریهای مربوط مستقیم به اعتیاد، به ایدز، هپاتیت و قانقارا نیز مبتلا می باشند. من برای قاضی حمل بر نامه ارسال کردن و از قاضی مستقر در زندان خواستم از این عمل غیر قانونی جلو گیری کند و از رئیس زندان که استادی بود در خواست رسیدگی کردم، او گفت این دستور از طرف قو قضاییه و سازمان زندانها نیست بلکه دستور اداره اطلاعات است، من گفتم پرونده متهم پس از صدور حکم طبق قانون باید از دست پلیس خارج شود رئیس زندان گفت زندانیان سیاسی دائما” تحت مسئولیت وزارت اطلاعات هستند.

در ایران هیچ قانونی اجرا نمی شود و زندانیان سیاسی هیچ گونه حق و حقوقی حتی حقوق زندانیان عادی را نیز ندارند. مسئولین نظام حکومت ایران همیشه اعلام می کنند ما زندانی سیاسی نداریم تا در خلاء قانونی در رابطه با موضوع سیاسی ما را از هرگونه حقی محروم کنند.

اما در داخل زندان برای ایجاد محرومیت بیشتر، بدون قید کردن در پرونده ها ما را سیاسی می گویند تا از هر گونه حقوق زندانی عادی از جمله مرخصی، عف های عمومی بدون شروط خاص، کار در زندان یا بیرون، بند مجزا برای سیاسی ها و… نیز محروم شویم، همه این اعمال غیر قانونی و ضد انسانی با سیاست یک بام دو هوا توسط تمامی مسئولین رده با لا صورت می گیرد.

او با طرح این سوال که نگهداری زندانیان سیاسی در میان افراد مبتلا به ایدز، هیپاتیت، قانقارایا و دیگر بیماریهای مسری یا همراه افراد دارای حکم سنگین ابد و اعدام، جز شکنجه و کشتن چه معنایی دارد، خطاب به احمد شهید نوشته بود: آقای رئیس تنها امید ما زندانیان سیاسی به مردم، شما، نهاد های حقوق بشر، سازمانهای سیاسی و مردمی و تشکل های کارگری است. لطفا” هر کاری از دست شما برای نجات زندانیان بر می آید انجام بدهید.

No responses yet

Sep 15 2015

وزیر آموزش و پرورش: امیدوارم همکاران زندانی به‌زودی آزاد شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: علی‌اصغر فانی، وزیر آموزش و پروش ایران، در نشست خبری مربوط به آغاز سال تحصیلی جدید، ابراز امیدواری کرده است که همه ملعمان زندانی به زودی آزاد شوند.

روزنامه اعتماد، چاپ تهران، می‌گوید آقای فانی در نشست خبری خود، ۲۳ شهریور ماه، به دیدار هفته گذشته با خانواده معلم‌های زندانی در ایران اشاره کرده و گفته است «چند روز پیش خانواده فرهنگیان زندانی شده درخواست دیدار با بنده را داشتند كه اجابت كردم و آنها در این نشست گزارش‌هایی ارایه دادند».

وزیر آموزش و پرورش ایران در ادامه افزوده است که در حال پیگیری خواسته‌های خانواده‌ها است و «امیدوارم شاهد آزادی همكاران‌مان همزمان با بازگشایی مدارس باشیم».

طی هفته‌های گذشته گزارش‌هایی از بازداشت و زندانی شدن گروهی از معلمان و اعضای کانون صنفی آنها در ایران منتشر شد.

از جمله در نهم شهریور ماه، محمدرضا نیک‌نژاد و مهدی بهلولی، دو فعال صنفی معملان ایران به زندان اوین منتقل شدند.

اسماعیل عبدی، علی اکبر باغانی،‌ رسول بداقی و علیرضا هاشمی، از دیگر فعالان در زمینه حقوق معلمان، از مدتی پیش با اتهام‌های امنیتی مانند برپایی تجمع‌های صنفی زندانی شده‌اند.

در ۱۵ شهریور ماه نیز ماموران محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی «کانون صنفی معلمان ایران»، را در خانه‌اش در تهران بازداشت کردند.

خود آقای بهشتی لنگرودی تنها چند روز پیش از بازداشت، در نشستی با معاون حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، گزارشی از مشکلات صنفی معلم‌های ایرانی ارائه داده بود.

دو روز پیش از سخنان وزیر آموزش و پروش و اشاره او به دیدار خانواده معلم‌های بازداشت‌شده در ایران، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی، نیز به جمع منتقدین بازداشت‌ها پیوست.

به گفته این تشکل صنفی، مقام‌ها باید «با تحقق خواسته‌های معلمان و دیگر فرهنگیان در آستانه مهر ماه، تنش‌های اجتماعی و نگرانی‌های اقشار فرهنگی را کاهش دهند».

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .