اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Feb 28 2019

حسین سیمایی: فروش پایان‌نامه در ایران به معنای وجود فساد در آموزش عالی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,دانشجویی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: حسین سیمایی، معاون حقوقی و امور مجلس وزیر علوم، تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی ایران، امروز گفت که تقلب کردن در نگارش پایان‌نامه های دانشگاهی در ایران بسیار رایج شده است.

حسین سیمایی، معاون حقوقی و امور مجلس وزیر علوم، تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی ایران، امروز چهارشنبه ۲۷ فوریه/۸ اسفند در اولین همایش ملی “آسیب شناسی پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها در حوزه علوم انسانی – اسلامی” که در سالن همایش‌های کتابخانه ملی ایران برپا گردید، گفت که تقلب در نگارش پایان‌نامه در تمام دانشگاههای دنیا به چشم می خورد اما این ﻣﺳﺄﻟﻪ در ایران بسیار رواج پید کرده و فروش پایان‌نامه به معنای وجود فساد در آموزش عالی است.

به گفته حسین سیمایی، کمبود استاد برای نظارت بر پایان ‌نامه‌ها، مدرک گرایی و افزایش بی رویه تعداد دانشگا‌هها و مراکز آموزش عالی از دلایل تقلب در نگارش پایان‌نامه و خرید و فروش آن است. او افزود: شمار دانشگاههای ایران در فاصله سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۹۲ دو برابر شده و تعداد مؤسسات آموزش عالی غیر دولتی نیز از ۶۵ به ۲۵۰ افزایش پیدا کرده است و در کل ۲۸۰۰ مرکز دانشگاهی در کشور وجود دارد.

حسین سیمایی گفت که مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۶ قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن “پایان‌نامه فروشی به عنوان حرفه و شغل” جرم تلقی می گردد و مجازات سختی هم برای آن در نظر گرفته شده است. همچنین اگر فردی بطور غیرقانونی از پایان نامه ای استفاده کند، تحت تعقیب قرار خواهد گرفت و متحمل مجازات‌هایی مانند ابطال پایان‌نامه، محرومیت پنج ساله از تحصیل یا اخراج از دانشگاه خواهد شد. از سوی دیگر، اساتیدی که در استفاده از آثار علمی تقلب کرده ترفیع گرفته اند، ترفیعشان لغو خواهد شد و خود آنها هم در هیأت انتظامی مجازات‌ خواهند گردید.

به گفته حسین سیمایی، هماهنگی هایی با نیروی انتظامی و قوه قضائیه انجام گرفته است تا با تبلیغ فروش پایان نامه در بازار و خیابان بطور جدی مبارزه شود. وی توصیه کرد که مجلس شورای اسلامی از طریق مقابله با فروش پایان‌نامه به سامان دادن به دانشگاهها کمک کند.

No responses yet

Feb 27 2019

از افشاگری درباره “مافیای گوشت” تا تکذیب آن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: روزنامه ایران “انحصار توزیع” و “واردات و توزیع شبکه‌ا‌ی” را عامل اصلی گرانی سرسام‌آور گوشت می‌داند. در همین حال علی‌اکبر مهرفرد، معاون وزارت جهاد کشاورزی وجود هر گونه انحصار در زمینه واردات گوشت را تکذیب کرده است.

براساس اعلام بانک مرکزی، قیمت گوشت قرمز و گوشت پرندگان در بهمن‌ماه امسال نسبت به بهمن سال گذشته ۹۲ درصد افزایش داشته است.

روزنامه “ایران” در گزارشی در این باره می‌نویسد “قاچاق دام زنده که این روزها به عنوان مقصر اصلی گرانی گوشت از آن صحبت می‌شود، تنها ۱۰ درصد در گرانی گوشت تأثیر داشته” و “علت ۸۰ درصد از گرانی گوشت را باید جای دیگری جست‌وجو کرد”.

دادستان تهران نیز چند روز پیش از تشکیل اولین پرونده‌ در رابطه با گرانی، تأمین و توزیع گوشت قرمز در شعب ویژه خبر داد و گفت، چهار نفر در این پرونده بازداشت شده‌اند.

عباس جعفری دولت‌‌آبادی چهارم اسفند در نشست دادستانی در مورد مقابله با گران‌فروشی، “تنوع قیمت گوشت‌های توزیع‌شده، انحصار در توزیع، عادلانه نبودن سهمیه‌ها نسبت به جمعیت مناطق و نگهداری گوشت‌ها در مبادی اصلی و دلالی در بازار گوشت” را از جمله مشکلات بازار گوشت در حال حاضر خوانده است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

“شبکه‌ای چندنفری عامل اصلی غائله گوشت”

روزنامه “ایران” بر اساس تحقیقات خود از منابع میدانی مطلع می‌نویسد، برای توزیع گوشت، شبکه‌ای میان چند نفر شکل گرفته و شراکت آن‌ها برای واردات و توزیع گوشت وضع را به این‌جا رسانده است.

ستاد تنظیم بازار کشور برای کاهش التهاب بازار گوشت قرمز و مرغ سه راهکار ارائه کرده که به گزارش “فصل اقتصاد” عبارتند از: ممنوعیت و وضع تعرفه برای صادرات، صدور مجوز واردات جوجه یک‌روزه و محصول نهایی و اختصاص ارز ۴۲۰۰ تومانی به نهاده‌ها.

اما “ایران” می‌نویسد، با این که به طور رسمی، نزدیک به ۱۰۰ واردکننده مجوز واردات گوشت با ارز ۴۲۰۰ تومانی را دارند “بررسی در میان منابع مختلف به‌ویژه فهرست دریافت‌کنندگان ارز دولتی بانک مرکزی نشان می‌دهد که کم‌تر از پنج شرکت، بخش عمده واردات را در دست گرفته‌اند. شرکت پشتیبانی امور دام نیز گوشت‌هایی را که آن‌ها وارد می‌کنند، ابتدا به چهار مرکز تحویل می‌دهد تا آن‌ها را بنا بر سهمیه تعریف‌شده در میان فروشگاه‌های مختلف توزیع کنند”.

روزنامه “ایران” این واسطه‌گری‌ها را علت غلائله گوشت در نیمه دوم سال ۹۷ می‌داند و می‌نویسد، “انحصار توزیع” و “واردات و توزیع شبکه‌ای” عوامل اصلی عبور قیمت گوشت از کیلویی ۱۰۰هزار تومان‌اند.

بر اساس این گزارش، با احتساب افزایش ۱۵درصدی، قیمت ‌تمام‌شده گوشتی که با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد کشور شده باید کم‌تر از کیلویی ۳۰هزار تومان باشد. در حالی که عبور قیمت گوشت از کیلویی ۱۰۰هزار تومان در هفته‌های گذشته به این معناست که گوشت با ارز ۴۲۰۰ تومان وارد ‌می‌شود و با ارز ۱۵هزار تومان به فروش می‌رسد.

در ادامه می‌آید: «یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های واردکننده، طی دو ماه گذشته حداقل شبی ۳۰ تن گوشت وارد می‌کرده است. بر این اساس، تنها از این محل شبی یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان عاید شبکه و شرکایی که در این میان از واردات تا عرضه قرار دارند، می‌شود.»

تکذیب وجود “انحصار در واردات گوشت قرمز”

در همین حال علی‌اکبر مهرفرد، معاون وزارت جهاد کشاورزی وجود هر گونه انحصار در زمینه واردات گوشت را تکذیب کرده و گفته است: «مجوز واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت به ۲۷۴ شرکت صادر شده است.»

به گزارش پایگاه‌ اطلاع‌رسانی وزارت جهاد کشاورزی، مهرفرد در گفت‌‌وگویی تلفنی با برنامه “پایش” شبکه یک صداوسیما فروش مجوز واردات گوشت را نیز تکذیب کرد.

مجری درباره فعالیت خود او در زمینه واردات گوشت می‌پرسد و مهرفرد پاسخ می‌دهد: «من در حال حاضر هیچ سهامی و مدیریتی در هیچ شرکت خصوصی ندارم؛ البته قبل از آن که وارد این مسئولیت بشوم، از گردونه دولت خارج بودم و فعالیت‌هایی را با برخی دوستان داشتم.»

چهار ماه است که گرانی گوشت خبرساز شده و وزارت صنعت، معدن و تجارت برای برون‌رفت از این بحران، سیاست تأمین نیاز داخلی بر اساس واردات از کشورهای استرالیا، آسیای میانه، رومانی و برزیل را در پیش گرفته است. به نحوی که میزان واردات گوشت قرمز در سال ۹۷ نسبت به مدت مشابه آن در سال ۹۶ از نظر وزنی ۱۳درصد و به لحاظ ارزشی ۲۱ درصد افزایش داشته است.

No responses yet

Feb 24 2019

اعتراض به حجاب اجباری؛ خودسوزی هما دارابی، ‘تصویری که آدم را رها نمی‌کند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر


بی‌بی‌سی: هما دارابی در اعتراضی نمادین به حجاب در تاریخ دوم اسفند ۷۲ یکی از خیابان های نزدیک میدان تجریش خودش را به آتش می کشد و بر اثر شدت سوختگی در بامداد سوم اسفند فوت می کند

“ماجرای خودسوزی هما دارابی را در تجریش، به عنوان اعتراض به رفتار وحشیانه‌ جمهوری اسلامی با زنان که پیش‌تر شنیده بودم دیروز در گاردین خواندم. شرحی ساده، کوتاه و خشک ولی کاردی در زخم.”

این روایت شاهرخ مسکوب، نویسنده ایرانی از مرگ هما دارابی در کتاب “روزها در راه” است. پزشک کودکان و روان پزشکی که بیست و پنج سال پیش در نزدیکی میدان تجریش تهران در اعتراض به حجاب اجباری خود را به آتش کشید.

هما دارابی متولد ۱۳۱۸ در تهران دارای سابقه طولانی مبارزات اجتماعی و سیاسی در دوران محمدرضا پهلوی بود و در بیست سالگی عضو حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر می شود.

او در اسفند سال ۱۳۴۹ در اعتراض به منوچهر اقبال، رئیس وقت دانشگاه تهران و نخست وزیر سابق و به جرم آتش زدن اتومبیل او همراه با فریدون تقی‌زاده دستگیر و برای چند هفته بازداشت می شود.

هما دارابی در ادامه فعالیت های سیاسی اش یکی از سخنرانان روز شانزدهم آذر ۴۰ و یکی از دو زن منتخب کنگره جبهه ملی در پاییز سال ۱۳۴۱ می شود.

خانم دارابی پس از پایان تحصیلاتی پزشکی در دانشگاه تهران به روستای بهمنی در شمال ایران می رود و دو سال به عنوان پزشک در آنجا خدمت می‌کند تا اینکه در سال ۱۳۴۶ به همراه همسرش منوچهر کیهانی از اعضای حزب ملت ایران ،برای ادامه تحصیلات به آمریکا می رود.

او پس از گذراندن دوره تخصصی بیماری های کودکان و روانپزشکی و دریافت پروانه پزشکی از سه ایالت نیویورک، نیوجرسی و کالیفرنیا در سال ۱۳۵۳ به ایران برمی‌گردد. در این سال ها در نشریاتی مانند فردوسی درباره حقوق زنان و کودکان هم مطالبی می نویسد.


هما دارابی در کنار دیگر اعضای حزب ملت ایران و جبهه ملی دوم از جمله دکتر غلامحسین صدیقی

انقلاب و “ظلم مضاعف” بر زنان

به گفته پروانه فروهر، هما دارابی که در تمامی تظاهرات و اعتراضات منجر به پیروزی انقلاب شرکت داشت در اوایل پیروزی انقلاب همراه با دیگر زنان در دیداری با ابوالحسن بنی صدر، رییس جمهور وقت، با اعتراض به فشارها و برخوردها درخواست می کند که در ایران پس از انقلاب به زنان “ظلم مضاعف” نشود.

در این سال‌ها با تلاش خام دارابی واحد روان‌شناسی و گفتار درمانی بیمارستان روانپزشکی “شهید سهامی” راه اندازی می‌شود و همزمان عضو گروه آموزش تخصصی روانپزشکی مجتمع آموزشی و پژوهشی وزارت بهداری می شود و مدیریت گروه روانپزشکی دانشگاه علوم شهید بهشتی را هم می‌پذیرد.

اما با سخت گیری‌هایی که در بحث پوشش و حجاب برای زنان در ادارات و ساز مان های دولتی پیش می‌آید ابتدا از کار در دانشگاه محروم می‌شود و سپس در سال تحصیلی در سال۱۳۷۰-۱۳۶۹ ممنوع‌التدریس هم می‌شود.

پروانه فروهر در گفتگویی در این‌باره می گوید: “گردانندگان واپسگرای دانشگاه او را برخلاف نص صریح قانون از استادی که ایشان عاشقانه دوست داشتند برکنار کردند. دلایلشان هم همان دلایل مسخره‌ای بود که که همه جا با زن‌ها برخورد می‌کنند؛ عدم رعایت برخی شئونات.”

به گفته پروانه فروهر، هما دارابی بارها به این حکم اعتراض می‌کند و در این روند دچار افسردگی شدید می شود و بارها خودکشی می‌کند که نجات داده می شود.

سیمین مخبر یکی از دوستان قدیمی اش با اشاره به علاقه شدید هما دارابی به محمد مصدق و دیدارهایشان در احمد آباد در گفتگویی می گوید: “مشکلات زیادی باعث آزردگی و اثرات روانی اش شده بود بخصوص بحث حجاب” اما فرزین مخبر، یکی از هم حزبی‌هایش “مسئله را تنها حجاب” نمی داند: “خیلی فعال بود و خیلی امید داشت به انقلاب که تحول مثبتی بینجامد و بعد سرخورده شد از مسائلی که دید. ناخشنود بود از وضعیتی که پیش آمده بود و نتوانست بپذیرد سرانجام آن ‌همه تلاش و مبارزه آن چیزی است که دارد اتفاق می‌افتد.”

خانم دارابی در مدتی که از کار و درس محروم شده بود مطب خصوصی اش را دایر می کند اما به خاطر افسرگی شدید دیگر قادر به ادامه کار نیست و با اینکه پس از پیگیری‌های خودش و همسرش دیوان عدالت اداری حکم قبلی را لغو می‌کند اما به گفته‌ پروانه فروهر “دیگر دیر بود و کار از کار گذشته بود”.

سرانجام هما دارابی در اعتراضی نمادین به حجاب در تاریخ دوم اسفند ۷۲ در یکی از خیابان های نزدیک میدان تجریش خودش را به آتش می کشد و بر اثر شدت سوختگی در بامداد سوم اسفند فوت می کند.

برای مراسم او حزب ملت ایران و اعضای جبهه ملی و همچنین خانواده اش اعلامیه‌هایی می دهند که روزنامه کیهان از نشر آن سرباز می زند اما در روزنامه‌ اطلاعات منتشر می‌شوند.

مراسمی که به گفته پروانه فروهر “باشکوه” برگزار می‌شود و جعیت کثیری در آن شرکت می کنند. پروانه فروهر در این مراسم درباره خانم دارابی می گوید: “وقتی انقلاب صورت گرفت او گمان کرد زنان در جای طبیعی خود مستقر خواهند شد و نیازی به نبرد جداگانه نخواهند داشت اما چنین نشد، آن ها هیچ به دست نیاوردند که بسیاری را هم از دست دادند.”

خانم فروهر در ادامه می گوید: “صداى رسایش به رغم جثه کوچکش هنوز در این ایران بلازده جارى است، آن همه پویایى، بالندگى، سرسختى و غرور، امروز او را با چه معیارى مى‌توانیم سنجید.” … “از او هيچ شكوه و ناله به ياد هيچكس نمى‌آيد، تا آخرين لحظه‌هاى سوختن.


هما دارابی به همراه خسرو سیف، داریوش و پروانه فروهر، علی‌اصغر بهنام و بهروز برومند

تصویری که “آدم را رها نمی‌کند”

خبر خودسوزی هما دارابی در ایران آن روزها بازتاب چندانی نداشته است اما در رسانه‌های انگلیسی زبان و فارسی زبان خارجی به صورت گسترده ای پوشش داده می‌شود.

پوششی که با موضع گیری تند کیهان هوایی روبرو می شود. این روزنامه این رخداد را حاصل بیماری هما دارابی می‌داند و “حزب ملت ایران” را متهم می‌کند که از این رخداد به نفع خود استفاده می‌کند.

به نوشته کیهان هوایی: “در نخستین هفته اسفند ماه برخی از بنگاه‌های خبرپراکنی بیگانه با پخش خبر خودسوزی دکتر دارابی بهانه‌ای دیگر به دست آوردند تا یکبار دیگر کشورمان را آماج حملات تبلیغاتی قرار دهند. خانم دارابی استاد پیشین روانکاوی که به علت بیماری به بیماری روانی طی دو سال گذشته مطبش را در بلوار افریقا تعطیل کرده بود زیر نظر یک روانپزشک معروف ایرانی به نام دکتر صنعتی‌زاده قرار داشت پس از اقدام به خورسوزی درگذشت.”

در ادامه یادداشت کیهان هوایی آمده است: “این دومین باری بود که خانم دارابی اقدام به خودکشی می‌کرده است. خودسوزی هما دارابی سوژه‌ مناسبی بود تا رادیوهای بیگانه به کمک یک حزب تک‌نفره که نیاز شدیدی به عضو گیری دارد به بزرگنمایی حادثه ای بپردازد و از این نمد کلاهی برگیرند.”

در یادنامه هایی که در خارج از کشور برگزار می شود هنرمندانی چون نعمت آزرم، عاطفه گرگین و رضا مرزیان درباره مشکلات پیش آمده برای این استاد دانشگاه و پزشک کودکان در ارتباط با حجاب و خودسوزی اش می نویسند.

شهلا شفیق، نویسنده ایرانی مقیم پاریس در یادنامه ای در بولتن‌ “آغازی نو” درباره خودسوزی هما دارابی می نویسد: “تصویر زنی که از خانه به در می‌آید و در معبر عام و در برابر چشم دیگران خود را به آتش می کشد شکوه هولناکی دارد. اهمیتی ندارد آن دیگران بسیارند یا کم. چندان مهم نیست پیش از آنکه شعله‌های آتش از پیکر زن بالا بروند فریاد اعتراض یا شعاری هم از گلوی او بیرون جسته یا نه. همه آنچه زن می‌خواسته بگوید در آنچه کرده خلاصه شده. زن از خانه بیرون آمده و در برابر چشم دیگران خود را به آتش کشیده است. تصویرش آدم را رها نمی‌کند.”

No responses yet

Feb 21 2019

وقتی که ترویج زورکی حجاب خطرناک می شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر


گویانیوز: در برابر گشت ارشاد تا کنون شاهد دو نوع واکنش از سوی مردم بوده ایم:

1 – برای سال های متمادی، زنان و دخترانی که از نظر مأموران بدحجاب شناخته می شدند و توسط گشت های ارشاد جلب می شدند، به حکم پلیس تمکین می کردند. مردم نیز صرفاً نظاره گر بودند.

2 – گزارش های متعددی وجود دارد که در سال های اخیر تعداد زیادی از زنان و دختران از دستور پلیس برای سوار شدن بر ون های گشت ارشاد امتناع کرده و حتی گاه کار به نزاع و داد و فریاد هم کشیده شده است. با این حال در اغلب موارد مردم از کنار ماجرا عبور کرده اند.

اما آنچه اخیراً در نارمک (شرق تهران) رخ داده، هشداری است مبنی بر این که ماجرای گشت ارشاد وارد فاز جدیدی شده یا در آستانه آن قرار دارد و آن، مداخله مردم است.

روایت پلیس از این ماجرا را بخوانید:

«ماموران گشت امنیت اخلاقی به 2 خانم جوان که پوشش و حجاب مناسبی نداشتند تذکر دادند که بعد از چند دقیقه تعدادی از شهروندان دور آنان جمع شدند تا مانع انتقال آن 2 خانم شوند. در این میان چند جوان در کار پلیس اخلال ایجاد کردند و ماموران نیز برای متفرق کردن افراد، مجبور به شلیک هوایی شدند. در این ماجرا درِ خودروی ون از جا کنده شد و نهایتاً با پیاده شدن دو خانم از خودرو، مردم نیز متفرق شدند و موضوع خاتمه پیدا کرد.»

پیشتر نیز نوشتیم و اکنون نیز تأکید می کنیم که اصل حجاب به عنوان دستوری شرعی از ضروریات دین است اما معطل گذاشتن ظرفیت های فرهنگی و دینی برای کار فکری و فرهنگی و واگذاشتن امور به قوه قهریه پلیس، نه تنها نمی تواند مروج احکام دین و از جمله حجاب باشد بلکه موجد بدبینی و موجب نقض غرض خواهد بود.

آزموده را آزمودن خطاست؛ هم اکنون قریب به 40 سال است که روش های پلیسی برای گسترش حجاب در جامعه پیگیری می شود ولی انصاف بداریم که با این روش ها، آیا وضع حجاب بهتر شده یا بدتر؟

و اساساً ترویج حجاب به عنوان یک امر دینی وظیفه روحانیون و نهادهای فرهنگی است یا درجه داران و افسران پلیس؟!

اما گذشته از تکرار مکررات، آنچه در ماجرای نارمک هشدار دهنده است این که ممکن است اتفاقات مشابه باز هم رخ دهد و مشکلات بزرگ تری از چند تار مو یا لباس خانم ها برای نظام ایجاد کند.

این که مردم به پلیس حمله کنند و در روز روشن درِ خودروی پلیس را از جا بکَنند و پلیس هم مجبور باشد شلیک هوایی کند، اول از همه برای اقتدار پلیس خوب نیست، پلیسی که در کنار نقدهایی که به آن داریم منصفانه باید گفت برای امنیت شهرها، روستاها و جاده هایمان بسیار تلاش می کند و شکست اقتدارش یعنی تزلزل امنیت مردم. بنابر این نباید زمینه تکرار ماجرای نارمک همچنان فراهم باشد.

راستی اگر پلیس همچنان بخواهد به روش ناموفق گشت ارشاد، ادامه دهد و مردم نیز ماجرای نارمک را تکرار کنند، چه پایانی بر این قضایا متصور خواهد بود؟

نکته اینجاست که مردم به ستوه آمده از فشارهای اقتصادی ممکن است نه بر سر مسأله حجاب که به خاطر فشارهای معیشتی بخواهند خشم و اعتراض خود را بر سر گشت ارشاد و ون پلیس خالی کنند و ای بسا کار به جاهای باریک بکشد. فراموش نکنیم که بهار عربی در تونس زمانی آغاز شد که مأموران شهرداری “سیدی بوزید” – یکی از شهرهای کوچک و کم برخوردار تونس – کوشیدند بساط یک دستفروش به نام “بوعزیزی” را جمع کنند و او خود را به آتش کشید و مردم خشمگین شدند و … .

به نظر می رسد هم از منظر امنیتی و هم از نظر روشی، زمان آن رسیده است که تجدید نظر اساسی در زمینه گشت ارشاد صورت گیرد و اگر قرار است اشخاص حقیقی و حقوقی در این زمینه پاسخگو باشند، این نهادهای دینی و فرهنگی اند که با آن همه بودجه و وظیفه ذاتی که دارند باید پاسخ عملکردشان را بدهند نه این که پلیس با آن همه وظیفه دیگر – از مرزبانی و مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر گرفته تا دستگیری سارقان و برخورد با اوباش – درگیر این موضوع هم باشد و بر نارضایتی ها بیفزاید.

No responses yet

Feb 20 2019

فیروز شیروانلو؛ از اتهام ‘ترور محمدرضا شاه’ تا شنل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,بدون دسته بندی,سیاسی,هنر


بی‌بی‌سی: علی اکبر صادقی و فیروز شیروانلو”فیروز شیروانلو از آن جان‌های شیفته‌ای بود که در چند دهه‌ اخیر کمتر نظیرش را یافتیم. چه سخت کوش بود و چه پرطاقت. جدی بود بی آنکه عبوس باشد. آرام بود اما چه در تلاطم، پرشور. بلند بالا بود و آراسته و مطمئن به نفس علمی که در سینه داشت. از اسلاف آنان بود که نیتی دارند و به دنیا آمده‌اند تا کاری را به انجام برسانند. صاحب رسالتی بود که زمان و مکان و ملاحظات کوتاه اعتبار را به چیزی نمی‌گرفت، باری داشت که باید به مقصد می‌رساند با هر وسیله‌ای.”

فیروز شیروانلو که از او به عنوان یکی از معماران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نام برده و یاد می شود یکی از افراد این نسل بود که آیدین آغداشلو در سوگش چنین نوشته است.

سرخ‌ های زرد

شیروانلو که متولد ۱۳۱۷ در مشهد بود برای ادامه تحصیل در اواخر دهه سی به لیدز در انگلستان رفت و آنجا بود که با جوانان مارکسیستی که از شوروی رو گردان و به چین متمایل شده بودند از جمله محسن رضوانی و پرویز نیکخواه آشنا شد.

آن سال‌ها، سال‌های اوج اختلاف چین و روسیه در اردگاه سرخ بود و بسیاری از مارکسیستها با توجه به سرنوشت حزب توده از شوروی رویگردان شده بودند و حزب کمونیست برادر به دیگر سو چشم دوخته بودند. نگاهی که در آغاز به پکن چشم دوخت و در انتها به تیرانا و حزب کمونیست آلبانی ختم شد. شیروانلو تا دبیرکلی اتحادیه دانشجویان انگلستان پیش رفت و پیش از بازگشت به تهران در سال ۱۳۴۴ شخصیت شناخته شده‌ای در کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی بود که در روزهای اوجش و در تمامی کشور های غربی علیه شاه فعالیتی گسترده و شدید داشت.

در کنار پرویز نیکخواه، احمد منصوری، احمد کامرانی، محسن رسولی و منصور پورکاشانی به‌ عنوان متهمان این پرونده دیده می‌شود

ترور محمدرضا پهلوی

شیروانلو پس از بازگشت به ایران در انتشارات فرانکلین به عنوان مدیر هنری مشغول به کار شد. همزمان به همراه نیکخواه و تعدادی دیگر از منتقدان حکومت پهلوی به مطالعه و تحقیق درباره چگونگی آغاز جنبشی فراگیر و شورشی ضد سلطنتی در پاتوق های روشنفکری آن روزهای تهران پرداخت.

انتشارات فرانکلین که در آن دوران تصویر سازی کتاب را با هنرمندانی چون پرویز کلانتری و نورالدین زرین کلک آغاز کرده بود، با دعوت آراپیک باغداساریان و فرشید مثقالی از سوی شیروانلو برای طراحی مجله “پیک” گام دیگری به جلو برداشت. زرین کلک شیروانلوی آن روزها را جوانی “خوش لباس و قیافه” و “مودب” به یاد می آورد که با “آداب‌دانی” و “روشنفکری‌اش” بقیه را مجذوب خود می‌کرد.

در همین روزهاست که ناگهان خبر می‌رسد محمدرضا پهلوی در کاخ مرمر توسط سربازی به نام رضا شمس آبادی ترور شده اما خبر بعدی برای بسیاری از هنرمندان و روشنفکران بخصوص دوستان شیروانلو تکان دهنده تر است، اینکه نام او در کنار پرویز نیکخواه، احمد منصوری تهرانی، احمد کامرانی، محسن رسولی و منصور پورکاشانی به‌ عنوان متهمان این پرونده دیده می‌شود. ارتباط ترور شاه و این جمع پس از سال‌ها هنوز در هاله‌ای از ابهام است. دستگیری عده‌ای که دارای عقاید مارکسیستی و منتقد حکومت بودند که طرح‌هایشان در حد محافل روشنفکری بود اما هیچگاه به آن درجه از سازماندهی که به طراحی ترور شاه منجر شود، نرسیده بود. به نظرمی‌رسد این هم سناریویی مانند طرح ترور ولیعهد در حدود یک دهه بعد بود که به دستگیری تعدادی هنرمندان و روشنفکران چپ منتقد حکومت پهلوی منجر و به دادگاه گلسرخی و دانشیان ختم شد.

پرویز ثابتی، مدیر امنیت داخلی ساواک در کتاب “در دامگه حادثه” درباره ترور شاه می گوید: “شاه پس از دیدن یکی از رهبران اصلی گروه به اسم منصوری تهرانی متقاعد نشده بود که این توطئه به وسیله منصوری و کامرانی صورت گرفته و می بایست سیاست هایی دنبال آن بوده باشند. دکتر اقبال به من گفت اعلیحضرت گفته بودند نفهمیدیم این تیرها بالاخره از کجا به طرف ما شلیک شد. من به دکتر گفتم واقعیت همین است که کشف شده است. دکتر اقبال گفت مطلقا معتقد نیست که این تیرها را این افراد خودشان زده اند و فکر می کند کار روس‌ها یا انگلیسی‌ها بوده است.”

دادگاه دو نفر از این افراد را به اعدام و بقیه را به حبس های کوتاه و بلند محکوم می‌کند و پس از درخواست عفو و تجدید نظر‌خواهی احکام بعضی تعدیل و برخی افزایش پیدا می‌کند از جمله شیروانلو که حکم یک ساله‌اش، پنج‌ساله می‌شود و نیکخواه که حکم حبس ابدش به ده سال حبس تقلیل می‌یاید.

در سال‌های بعد همه‌ آن‌ها به جز احمد منصوری که حتی در حضور شاه هم به دست داشتن در ترور اصرار داشت، از زندان آزاد شدند و برخی هم به مراکز دولتی و حکومتی مانند رادیو و تلویزیون و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان راه یافتند.

سازدهنی امیر نادری از فیلم های ساخته شده در کانون است

شنل شیروانلو

فیروز شیروانلو پس از رهایی از زندان مرکز نشر نگاره را برای کارهای تبلیغاتی راه اندازی می کند و از افرادی مانند عباس کیارستمی و احمدرضا احمدی و فرشید مثقالی و فریده فرجام و نیکزاد نجومی دعوت به کار می‌کند و در این ایام است که به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دعوت می‌شود.

لیلی امیرارجمند رییس کانون درباره راه اندازی انتشارات کانون می گوید: “اولین مرحله بعد از تاسیس کتابخانه‌ها، ایجاد بخش انتشارات کانون و امکاناتی برای تولید و نشرکتاب بود که با انتشار همان اولین کتابی که توسط علیاحضرت [فرح پهلوی] ترجمه و طراحی شده بود ، آغاز شد. درآن زمان آقای فیروز شیروانلو که از طرف انتشارات فرانکلین به ما معرفی شده بود به کانون آمد و بخش انتشارات را به دست گرفت.”

خانم امیرارجمند با اشاره به این‌که هیچ اطلاعی از سوابق سیاسی شیروانلو نداشته می‌گوید:”او که تجربیات زیادی در زمینه چاپ کتاب داشت و با اکثر نویسندگان و دست اندرکاران آشنایی داشت، امکاناتی به وجود می‌آورد که من با این افراد آشنا شوم.”

نورالدین زرین کلک درباره حضور شیروانلو در کانون می گوید: “هرچند این یک کار دسته جمعی محسوب می شد، اما در واقع فیروز شیروانلو بود که کانون را به شکلی که ما امروز می شناسیم درآورد.”

بنا بر گفته آقای زرین کلک درسال ۱۳۴۸ فیروز شیروانلو با ایجاد مرکز سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آن را متحول ساخت: “استخدام نخبگان کار شیروانلو بود. او نفر دوم کانون و در کنار خانم لیلی امیرارجمند – مدیر عامل – موتور حرکت آن به شمار می رفت. آشنایی من با او پیش تر و از انتشارات فرانکلین شروع شده بود.”

بیشتر بخوانید:

  • کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ پنجاه سال فعالیت فرهنگی
  • روایت نورالدین زرین‌کلک از کانون پرورش فکری کودکان و نوجونان
  • کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ ده فیلم، ده سینماگر
  • ناصر زراعتی: عباس کیارستمی فرزند کانون پرورش فکری بود
  • امیر نادری به روایت امیر نادری

در این دوران او برای جان دادن به ادبیات کودکان به سراغ شاعران و نویسندگانی چون م. آزاد، سیروس طاهباز و نادر ابراهیمی می‌رود و برای طراحی آثار به سراغ هنرمندانی چون کیارستمی، مثقالی و نیکزاد نجومی؛ که نتیجه‌اش می شود آثار ماندگاری چون: من حرفی دارم که فقط شما بچه‌ها باور می‌کنید از احمدرضا احمدی؛ حقیقت و مرد دانا از بهرام بیضایی؛ گمشده‌ دریای غلامحسین ساعدی؛ بعد از زمستان در آبادی مای سیاوش کسرائی و گل اومد، بهار اومد منوچهر نیستانی.

از دیگر کتاب‌های یه یادگار مانده از این دوران کتاب ماهی سیاه کوچولو ی صمد بهرنگی با تصویرسازی مثقالی است که با گرفتن جوایز جشنواره های بولونیا و براتیسلاوا تصویرگری ایرانی را در سطح جهانی مطرح کرد.

گام بعدی شیروانلو راه اندازی موسسه‌ سینمایی کانون آن هم با یک ابتکار جالب بود. محمدرضا اصلانی در این‌باره می گوید: “این مرکز با بودجه خصوصی و اعتبار شخصی شیروانلو ایجاد شد و او با دعوت از سیرک مسکو از درآمد آن، صندوقی برای بخش سینمایی کانون ایجاد کرد.” به نظر اصلانی “اولین تجربه‌های فیلم کوتاه کودکان در این مرکز و تحت تاثیر سینمای اروپای شرقی جان گرفت و حتی کارگردانانی مانند امیر نادری که در سینمای تجاری موفق بودند، با آمدن به کانون وجهه فرهنگیشان پررنگ شد.” امیر نادری در گفتگویی در برنامه تماشای بی بی سی فارسی می‌گوید:”فیروز شیروانلو به نوعی افرادی همچون من، عباس کیارستمی، بهرام بیضایی و بسیاری دیگر را حمایت کرد و ما انگار از زیر شنل او به سینما وارد شدیم.”

آغاز این راه “نان و کوچه” کیارستمی و “عمو سبیلوی” بیضایی و “بدبده” اصلانی است و ادامه اش تا “خانه دوست کجاست” کیارستمی و “دونده” نادری و “کلید” ابراهیم فروزش می رسد. سبک سینمایی که بر سینمای پس از انقلاب ایران مهرش را به تایید و تعدد بارها زده است.

فیروز شیروانلو به همراه همسرش

پلی بین دو جهان

شیروانلو پس از مدتی از کانون راهی دفتر فرح پهلوی می‌شود و ریاست واحد هنری آن جا را برعهده می گیرد.. برخی این رفتن را به جبر و برخی آن را ترفیع جایگاه شیروانلو می دانند.

آغداشلو درباره رفتنش می گوید: “کانون اگر کانون شد به میزان زیادی به خاطر مدیریت کوتاه او بود. هسته مرکزی کارکنانش را تشکیل داد و از دعوت مخالفین دستگاه هم باکی نداشت. آدم حسابی می‌خواست و کار خوب. حیف که شغلش پایدار نماند.”

احمدرضا احمدی می گوید: “دیگر ساواک کانون را نشانه گرفته بود و کنترل خیلی عجیب‌وغریب بود. در کتاب من حرفی دارم … دیوارهای باغی نقاشی شده بود. شیروانلو را برای همین بردند ساواک. می‌گفتند می‌خواستید کاخ مرمر را مسخره کنید. از یک موقعی به بعد، کانون رفت زیر ذره‌بین. دوسه تا گروه چریکی هم در کانون بودند که آن‌ها را گرفتند.”

در دفتر مخصوص فرح شیروانلو در راه اندازی موزه‌های رضا عباسی، فرش، آبگینه و هنرهای معاصر نقش مهمی ایفا می کند و با تخصیص بودجه و خرید آثار هنرمندان جوان برای این موزه‌های تازه تاسیس، به آن ها کمک می کند. همسو با آن شروع به خرید آثار هنری جهانی برای موزه‌ها می‌کند و با فرستادن هنرمندان ایرانی و کارهایشان به خارج از کشور تلاش می‌کند پلی دو سویه بین هنر ایرانی و جهانی برقرار کند.

نمایشگاه هنرمندان معاصر ایرانی در شهر بال سویس را برپا می کند که در کاتالوگ آن می توان نام همه هنرمندان مهم معاصر ایرانی را دید.

از دیگر کتاب‌های یه یادگار مانده از این دوران کتاب ماهی سیاه کوچولو نوشته صمد بهرنگی با تصویرسازی مثقالی است که با گرفتن جایزه جشنواره های بولونیا و براتیسلاوا تصویرگری ایرانی را در سطح جهانی مطرح کرد

از نیاوران تا نیما و عشق به زبان فارسی

آخر خط تلاش‌های شیراوانلو یا به قول آغداشلو “دور باطل نفس نفس زدن هایش” فرهنگسرای نیاوران است. او که ابه نهادسازی اعتقاد دارد سعی می کند آن جا را به پاتوقی برای جوانان اهل فرهنگ و هنر از سویی و کارگاه های آموزشی از سویی دیگر تبدیل کند.

شیروانلو درباره ایجاد فرهنگسرای نیاوران گفته بود: “فرهنگسرا برپا شده است تا برنامه های فرهنگی و هنری به مردم ارائه بدهد. به کلام ساده مردم باید جایی داشته باشند تا بطور یکسان از تئاتر و موسیقی و نمایشگاه استفاده کنند.”

اما مدیریت این جا هم دیری نپایید و با آنکه او و همکارانش همراه انقلاب نام فرهنگسرا را از نیاوران به نیما تغییر دادند اما موج برآمده از خیزش مردم او را در روزهای پس از انقلاب خانه‌نشین کرد و پس از چندی به همراه همسرش با چند چرخ خیاطی به تولید لباس و پوشاک پرداخت.

در روزهای تلخ و سخت دهه ۶۰ کار کتاب را که از زندان و با ترجمه “شناخت هنر” ارنست فیشر و بعدها ترجمه “هنر نگارگری” بازیل گری آغاز و ادامه داده بود با تلاش برای تدوین فرهنگ علوم اجتماعی و ترجمه “زبان دری” سهیل افنان ادامه داد که اعتقاد داشت زبان و پویایی اش به رشد فرهنگی یک جامعه کمک می کند. همچنین درگیر واژه نامه هایی دیگر شد که به سرانجام نرسیدند و در دهمین سالگرد انقلاب و در آخرین روز بهمن ۶۷ از جهان رفت و به قول آغداشلو: “زندگی کوتاه پنجاه ساله‌اش مالامال شد از رنجی عظیم که بی‌قدردان ماند.”

احمدرضا احمدی در سوگش نوشت:‌ “مرا یاد است آن هنگام که باران در خیابان بود و هنوز پیاده‌روها مه صبحگاهی و دود شهر تهران را به تن داشتند. من و آیدین، در کوچه‌ پشت بیمارستان ساسان تهران، تو را در آمبولانس نهادیم. من ایستاده بودم و بر شانه‌های آیدین گریه می‌کردم. دو گیتی بر سرم آوار بود.”

No responses yet

Feb 20 2019

آغاز کارزار جهانی آمریکا برای رفع جرم از همجنس‌گرایی، با اشاره به اعدام اخیر در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: شامگاه سه‌شنبه کارزار جهانی دولت ترامپ برای مقابله با مجرم شناختن همجنسگرایی در چندین کشور جهان کلید خورد.

مقام‌های آمریکایی با اعلام این خبر به شبکه ان‌بی‌سی گفتند که این تصمیم از جمله پس از آن گرفته شده‌است که یک جوان همجنس‌گرا در ایران به تازگی اعدام شد.

بنابراین گزارش، هدایت این کارزار را ریچارد گرنل، سفیر ایالات متحده در آلمان برعهده دارد. او بلندپایه‌ترین مقام دولت ترامپ است که همجنس‌گرا بودن خود را صریحاً بیان می‌کند.

این کارزار شامگاه سه‌شنبه در برلین آغاز به کار کرد و بدین منظور سفارت ایالات متحده کنشگران حقوق دگرباشان را از سراسر اروپا برای «شام استراتژیک «به برلین دعوت کرده‌است تا برای رفع جرم از همجنس‌گرایی در ده‌ها کشور که بیشترشان در خاورمیانه، آفریقا و کارائیب قرار دارند چاره‌یابی کنند.

از جمله کشورهایی که حقوق همجنس‌گرایان را نادیده می‌گیرد، جمهوری اسلامی ایران است. مقامات جمهوری اسلامی معمولاً همجنس‌گرایی را یک انحراف جنسی می‌خوانند و منکر وجود همجنس‌گرایان در ایران می‌شوند، از جمله محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین ایران، در سفر سال ۱۳۸۶ خود به نیویورک، در دانشگاه کلمبیا گفت: «ما در کشورمان مانند کشور شما همجنس‌بازنداریم».

با این وجود، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در خردادماه ۹۳ با انتشار گزارشی، از تحقیق بر روی ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش‌آموز ایرانی خبر داد که بر اساس آن ۱۷٫۵ درصد دانش‌آموزان همجنس‌گرا بودند و ۷۴ درصد نیز با جنس مخالف رابطه جنسی داشته‌اند.

ریچارد گرنل ماه گذشته در واکنش به اعدام یک همجنس‌گرا در ایران آن را یک هشدار برای هر کسی دانسته بود که از حقوق ابتدایی بشر حمایت می‌کند.

ماه پیش آقای گرنل در نشریه بیل نوشت: این اولین بار نیست که رژیم جمهوری اسلامی یک مرد همجنس‌گرا را به بهانه‌های واهی اعدام می‌کند و متأسفانه آخرین بار هم نیست.

او گفته بود سیاستمداران، سازمان ملل متحد و دولت‌های دموکرات، دیپلمات‌ها و مردم خوب در هر جایی باید بلند و رسا دربارهٔ این مشکل سخن بگویند.

ان‌بی‌سی در گزارش خود نوشت: «گفت‌وگو دربارهٔ مشکلات حقوق بشر در ایران یکی از موضوعاتی است که از حمایت گسترده در اروپا برخوردار است و می‌تواند به اروپا و آمریکا کمک کند تا دربارهٔ ایران بیشتر به هم نزدیک شوند.»

ریچارد گرنل به عنوان نماینده دونالد ترامپ در ماه‌های اخیر تلاش زیادی انجام داده تا کشورهای اروپایی را به خروج از برجام و فشار و تحریم بیشتر تهران تشویق کند. هرچند دولت ترامپ در همراهی این کشورهای اروپایی برای فشار بر برنامه موشکی ایران موفق بوده اما آنها همچنان در توافق هسته‌ای با ایران هستند و تلاش‌هایی برای حفظ روابط اقتصادی داشته‌اند.

ان‌بی‌سی در گزارش خود اشاره کرده در حالی فشار بر ایران دربارهٔ نقض حقوق همجنسگرایان افزایش یافته که برخی کشورهای عرب نیز به حقوق آنها بی‌توجه هستند.

کشورهای منطقه خاورمیانه، آفریقا و حوزه کارائیب که همچنان همجنس‌گرایی را غیرقانونی می‌دانند، در کانون این تلاش دولت ترامپ قرار دارند.

یک مقام آمریکایی درگیر برنامه‌ریزی این رویداد می‌گوید: «این نگران‌کننده است که در قرن بیست و یکم، حدود ۷۰ کشور قوانینی دارند که دگرباشی جنسی را جرم دانسته و مجازات می‌کنند.»

No responses yet

Feb 20 2019

مافیای گوشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

No responses yet

Feb 14 2019

حسین راغفر مطرح کرد؛ لزوم پرداخت «یارانه دستمزد» در دوران بحران اقتصادی/دولت و مجلس عامل تورم بوده‌اند، خودشان آن را جبران کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

ایلنا: یک اقتصاددان گفت: امسال حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان رانت ارزی در کشور وجود داشت. دولت باید از این افراد مالیات دریافت می‌کرد و منابعی برای جبران دستمزدها به کارفرماها به صورت یارانه دستمزد می‌پرداخت.

به گزارش خبرنگار ایلنا، حسین راغفر (اقتصاددان) معتقد است که افزایش دستمزد سال ۹۸ نمی‌تواند به تنهایی مشکلات معیشتی کارگران را رفع کند و در کنار آن نیاز به «یارانه دستمزد» داریم که توسط دولت پرداخت شود. این اقتصاددان تورم و رکودی عمیق‌تر و تعدیل‌های گسترده در سال آینده را پیش‌بینی می‌کند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه شورای عالی کار همه ساله موظف است میزان حداقل مزد کارگران را برای نقاط مختلف کشور یا صنایع مختلف باتوجه به معیارهای خاصی لحاظ کند، اظهار داشت: در بند الف ماده ۴۱قانون کار حداقل مزد کارگران با توجه به درصد تورمی باید محاسبه شود.

او ادامه داد: بنابراین اگر ماده ۴۱قانون کار رعایت شود، باید افزایش دستمزدها بیش از ۵۰ درصد باشد. اما مساله اینجاست که در اقتصاد کشور به دلیل سیاست‌های غلط دولت و مجلس که به افزایش شدید قیمت ارز منتهی شد، هزینه‌های تولید به شدت بالا رفته است.

راغفر با اشاره به اینکه طی این سیاست‌های نادرست دولتی تولیدکنندگان نیز بسیار متضرر شدند، گفت: از این رو افزایش قیمت ۵۰ درصدی دستمزد عملاً غیرممکن است.

وی افزود: اگر منطقی کارشناسی بر سیاست‌های دولت حاکم بود، باید این مابه‌التفاوت را دولت پرداخت می‌کرد. چون دولت مسئول شکل‌گیری تورم و افزایش قیمت‌ها بوده است. دولت موظف بود که سیاست‌های مالیاتی درستی تدوین کند تا بتواند از منابع مالیاتی تولید و دستمزد کارگران را حفظ کند.

این اقتصاددان در ادامه خاطرنشان کرد: فقط امسال حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان رانت ارزی در کشور وجود داشت. یعنی عده‌ای ارز دولتی با قیمت پایین دریافت کرده و با قیمت بالاتر آن را فروخته‌ و درآمدهای بسیار بزرگی به جیب زده‌اند. در عین حال از این افراد یک ریال مالیات اخذ نشده است.

راغفر با با اشاره به اینکه این امر نشان‌دهنده کاستی نظام دولتی ما است، گفت: دولت باید از این افراد مالیات دریافت می‌کرد و منابعی برای جبران دستمزدها به کارفرماها به صورت یارانه دستمزد می‌پرداخت تا آنان بتوانند مبلغ بیشتری به نیروی کار بپردازند اما این کار انجام نشد.

این اقتصاددان با بیان اینکه این مساله از قاعده مذاکرات مزدی خارج است، خاطرنشان کرد: نه دولت ظرفیت‌های لازم برای اتخاذ سیاست‌های عقلانی را دارد که بتواند این کار را ساماندهی کند و نه کارفرما توان پرداخت مزد بیشتر را دارد. بسیاری از سیاست‌هایی که دولت اتخاذ می‌کند، حافظ منافع رانت‌خواران است به همین دلیل انتظار تصحیح امکان‌پذیر نیست.

وی تاکید کرد: ادامه وضع موجود به تورم و رکودی عمیق‌تر در سال آینده منجر خواهد شد. به همین دلیل بخش قابل توجهی از این هزینه به دوش نیروی کار خواهد افتاد و این چیزی است که متأسفانه نظام تصمیم‌گیری شامل دولت و مجلس در ایران آن را به وجود آورده است.

او ادامه داد: به هر حال باید دولت و مجلس به دلیل تورمی که عامل آن بوده‌اند، مسئولیت جبران آن را تقبل کنند. این کار فقط از طریق دولت و مجلس امکان‌پذیر است. اما به نظر من؛ اراده آن در چشم‌انداز موجود دیده نمی‌شود.

این اقتصاددان با اشاره به اینکه نمایندگان کارگری عملاً نمی‌توانند کاری انجام دهند، اذعان کرد: پایین بودن دستمزد نیروی کار، آثار مخرب اجتماعی و اقتصادی به بار خواهد آورد. کارایی تولید و نیروی کار به شدت نزول خواهد کرد؛ تعداد زیادی از واحدهای تولیدی با ادامه این روند با بحران رو به رو می‌شوند. همین امر سبب می‌شود تا تعداد زیادی از کارگران به خاطر تعمیق رکود بیکار شوند؛ به همین دلیل تعدیل‌های گسترده در سال آینده قابل پیش‌بینی است.

راغفر در ادامه با اشاره به آمار و ارقامی که در مورد درآمد سرانه محاسبه کرده‌، گفت: این آمار به زودی منتشر خواهد شد. این آمار نشان می‌دهد که سطح «دستمزد سرانه» به شدت کاهش پیدا کرده و ایران در حد کشورهای فقیر آفریقایی قرار گرفته است.

وی افزود: ما در طبقه‌بندی درآمد سرانه در بین کشورهای متوسط جهان بودیم که با افزایش قیمت ارز و کاهش قدرت خرید خانوده‌ها و درآمدها در رتبه بین ۱۴۰ تا ۱۴۵ دنیا به لحاظ درآمد سرانه قرار گرفتیم. علت اصلی این افت، کاهش درآمد سرانه به دلار است. در چنین شرایطی یکی از مشکلات سوءتغذیه و تغذیه ناکافی است که نه تنها خانواده‌های کارگری بلکه سایر خانواده‌ها در اثر افزایش قیمت کالاهای اساسی و کاهش قدرت خریدشان با آن مواجه خواهند شد.

No responses yet

Feb 06 2019

فروش گوشت سهمیه‌ای در ایران اینترنتی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,فقر,ملای حیله‌گر

رادیو فردا: پس از انتشار گزارش‌های مختلف درباره تشکیل صف‌های طولانی برای خرید گوشت‌ سهمیه‌ای در ایران، یک مقام وزارت جهاد کشاورزی از فروش اینترنتی این گوشت‌ها خبر داد.

رضا سالمی، مدیرکل شرکت پشتیبانی امور دام استان تهران، روز سه‌شنبه ۱۶ بهمن خبر داد که در این طرح به هر خانواده دو تا سه کیلوگرم در ماه گوشت قرمز به قیمت دولتی فروخته خواهد شد.

وی در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم گفت که از روز پنج‌شنبه فروش گوشت‌های «تنظیم‌بازاری» در دو فروشگاه اینترنتی آغاز می‌شود.

به گفته آقای سالمی، این دو فروشگاه اینترنتی بر اساس کد پستی به هر خانواده گوشت قرمز سهمیه‌ای می‌فروشند.

این مقام وزارت جهاد کشاورزی همچنین اعلام کرد که گوشت‌های وارداتی نیز در این دو فروشگاه اینترنتی فروخته خواهند شد.

وی گفت که یک فروشگاه اینترنتی به‌نام «به‌روزرسان»راه‌اندازی شده است و فروشگاه دیگری به‌نام «یخچال» نیز از روز چهارشنبه راه‌اندازی می‌شود.

دعوا در صف خرید گوشت منجمد
این وضع مردمه بمیریم رواست pic.twitter.com/MyWoOvaHHs

— آیدا (@ialuk750zMg71P1) February 5, 2019

در روزهای گذشته گزارش‌هایی درباره تشکیل صف‌های طولانی برای خرید گوشت دولتی و همچنین درگیری در برخی از این صف‌ها منتشر شده بود.

با این حال آقای سالمی گفت: «افراد زیادی هستند که به این گوشت نیازی ندارند و فقط به‌خاطر تفاوت قیمت زیادی که با بازار دارد آن را خریداری می‌کنند و در بازار آزاد می‌فروشند و از این طریق دلالی شکل گرفته است».

در ماه های گذشته قیمت گوشت افزایش زیادی داشته است.

به گفته امید علی پارسا، رئیس مرکز آمار ایران، قیمت گوشت قرمز از ابتدای امسال افزایشی ۷۰ درصدی داشته است. در حال حاضر قیمت هر کیلوگرم گوشت به ۱۱۰ هزار تومان رسیده است.
گوش کنید
با این حال محمود حجتی وزیر جهاد کشاورزی روز هفتم بهمن در یک برنامه تلویزیونی درباره گرانی مرغ و گوشت گفته بود: «با این شرایطی که داریم اول باید خدا را شکر کنیم که (مرغ و گوشت) هست. باید بپذیریم در شرایط سختی مملکت را اداره می‌کنیم».

این سخنان واکنش گسترده‌ای در فضای مجازی داشت.

آقای حجتی در مصاحبه دیگری افزایش قیمت ارز را دلیل افزایش قیمت گوشت ذکر کرده بود.

روز سه‌شنبه همچنین مرتضی رضایی، معاون امور دام وزارت جهادکشاورزی، گفت که قرار است با واردات گوشت قیمت بازار در ایام نوروز کنترل شود.

باید خدا را شکر کنیم که هست،حجتی وزیر کشاورزی گفته! pic.twitter.com/SE2OyT2otD

— Vosuq (@VosuqCh) January 27, 2019

خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌های این کشور علیه تهران باعث کم‌ارزش شدن پول ملی و ورشکستگی بسیاری از صنایع ایران طی ماه‌های گذشته شده و مردم حتی مدتی با نایاب شدن پوشک بچه روبه‌رو شده بودند.

در یکسال گذشته اعتراض‌های زیادی در گوشه‌وکنار ایران در واکنش به گرانی کالاهای اساسی صورت گرفت که با برخوردهای پلیسی روبرو شد.
با استفاده از گزارش خبرگزاری‌های تسنیم و ایرنا، شبکه‌های اجتماعی و سایت رادیو فردا /ا.م / ک.ر

No responses yet

Feb 02 2019

دور تازه برخورد با “شاخ‌های اینستاگرامی” در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


دویچهوله: سپاه پاسداران و پلیس فتا پروژه برخورد با اینفلوئنسرهای اینستاگرام (که از آنها به عنوان شاخ‌های ایسنتاگرام هم یاد می‌شود) و گردانندگان صفحات پارتی در شهرهای مختلف را آغاز کرده‌اند.

در روزهای گذشته، تعدادی از چهره‌های معروف در اینستاگرام به شکل ناگهانی و هم‌زمان تمامی عکس‌ها و ویدیوهای بی‌حجاب خود را پاک و اعلام کرده‌اندکه با رضایت قلبی به طرح “سالم‌سازی فضای مجازی” پیوسته‌اند.

اکنون گزارش می‌شود که سپاه پاسداران و پلیس فتا پروژه برخورد با اینفلوئنسرهای اینستاگرام (که از آنها به عنوان شاخ‌های ایسنتاگرام هم یاد می‌شود) و گردانندگان صفحات پارتی در شهرهای مختلف را آغاز کرده‌اند.

براساس برخی گزارش‌ها، تعدادی از فعالان اینستاگرامی توسط پلیس فتا احضار شده‌اند و به آنها هشدار داده شده که نحوه پوشش خود را در فضای مجازی تغییر دهند و از این پس برای ادامه فعالیت و تبلیغات، باید حجاب اسلامی را رعایت کنند.

هم‌زمان، فعالیت برخی صفحات اینستاگرامی که به برگزاری پارتی و میهمانی و پخش زنده این مهمانی‌ها اختصاص داشتند، در روزهای گذشته متوقف شده است. گفته شده گردانندگان این صفحات بازدداشت و صفحات آنها مسدود شده است.

پیش از این نیز، سپاه پاسداران با جوانان فعال در اینستاگرام برخورد کرده بود. روابط عمومی اطلاعات سپاه فارس آذر ماه امسال خبر از دستگیری گروهی از گردانندگان صفحات پارتی در شیراز داد و اعلام کرد: «تعدادی از سرکرده‌های شبکه سازمان‌یافته ترویج فساد و فحشا با عنوان «دی‌جی بندها» که در زمینه تولید و اجرای موسیقی مبتذل و راه‌اندازی مراسمات مختلط و پارتی‌ها فعالیت می‌کردند دستگیر شدند.»

سابقه برخوردهایی از این دست به سال ۱۳۹۵ برمی‌گردد، هنگامی که سپاه شماری از جوانان فعال در صفحه‌ای به نام “بچه پولدارهای تهران” را بازداشت کرد. پس از آن، جوانان دیگری که از طریق مدلینگ به تبلیغ لباس در اینستاگرام می‌پرداختند و کسب درآمد می‌کردند، توسط سپاه پاسداران بازداشت شدند.

در خرداد ماه ۹۵ در شیراز ۱۲ دختر و پسر جوان توسط سپاه فارس به اتهام مدلینگ بازداشت شدند، مقامات سپاه فارس افراد بازداشت شده را عوامل پروژه “عنکبوت” و عضو “شبکه سازمان یافته نفوذ فرهنگی و ترویج فساد” معرفی کردند.

این برخوردها در شرایطی صورت می‌گیرد که بحث بر سر فیلترینگ اینستاگرام در هفته‌های اخیر به موضوعی جنجالی حتی در میان مقامات جمهوری اسلامی بدل شده است.

کریمی قدوسی نماینده تندرو مجلس، روز ۸ بهمن در مصاحبه‌ای گفت: « آذری جهرمی به من گفت اینستاگرام را به زودی فیلتر می‌کنیم.»

اما آذری جهرمی، وزیر ارتباطات در واکنش به سخنان کریمی قدوسی در توییتر خود نوشت: « نظر یک نهاد، نظر “حاکمیت” نیست. هیچ “امر حاکمیتی” بر انسداد اینستاگرام به دولت ابلاغ نشده است. در مجلس، به آقای کریمی قدوسی عرض کردم که چه نهادی برای اولین بار نسخه‌های فارسی را طرح و حمایت کرد و ما نقشی نداریم، نمی‌دانم چرا این سخنان را فیلتر کرده‌اند.»

در حال حاضر، اینستاگرام تنها شبکه اجتماعی پرطرفدار در ایران است که فیلتر نشده است. تلگرام که محبوب‌ترین شبکه اجتماعی و پیام‌رسان در ایران محسوب می‌شود سال گذشته فیلتر شد و به دیگر شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده مانند فیسبوک و توییتر پیوست.

برخی از ناظران این شبکه اجتماعی را به ‌ویژه به دلیل تمرکزش بر عکس و ویدیو دریچه‌ای برای درک و شناخت چهره‌ای از جامعه ایران می‌دانند که در رسانه‌های رسمی غایب است.

در سال‌های اخیر، اینستاگرام به ابزاری برای تبلیغ محصولات، رستوران‌ها و فروشگاه‌ها بدل شده است و نقشی پراهمیت در زندگی اقتصادی جوانانی یافته که از این طریق کسب درآمد می‌کنند.

در ابتدا تعداد این جوانان معدود بود و تحت عنوان “واینر” در اینستاگرام و یوتیوب با ساخت کلیپ‌های طنز و از طریق تبلیغات کسب درآمد می‌کردند. اما به‌تدریج برخی نیز برای اینکه بتوانند از فضای مجازی کسب درآمد کنند به شیوه دیگری خود را در شبکه‌های اجتماعی مطرح کردند تا بتوانند فالوئرهای خود را افزایش دهند. به این جوانان “شاخ‌های اینستاگرام” گفته می شود، دلیل این نام گذاری شکل ظاهری این جوانان است، اکثریت آن‌ها دارای جراحی‌های زیبایی و آرایش‌های غلیظ هستند و پوشش‌های آزاد و مورعلاقه خودشان را دارند.

این جوانان عمدتا از طریق انتشار عکس و ویدیو از زندگی‌ شخصی خود در شبکه‌های اجتماعی مطرح شدند و به دلیل نبود محدودیت در فضای مجازی توانستند شروع به تبلیغات محصولات و برندهای کوچک ( محصولات آرایشی، بهداشتی، فرشگاه‌های لباس، عطر و رستوران‌ها) کنند. تبلیغ این محصولات در رسانه‌های رسمی در ایران یا ممنوع و یا بسیار گران است، به همین دلیل شرکت‌ها و فروشگاه‌ها نیز ترجیح می‌دهند کالای خود را با قیمتی کمتر در جایی تبلیغ کنند که مشتری کالا یا خدمات آنها در آنجا حضور دارند.

در سال‌های اخیر و در پی برخوردهای صورت گرفته، شماری از این چهره‌های فعال در شبکه‌های اجتماعی از ایران خارج شدند و به فعالیت خود در کشورهایی مانند ترکیه ادامه دادند.

دور جدید برخورد با شاخ‌های اینستاگرامی بدون جنجال رسانه‌ای آغاز شده، اما به نظر می‌رسد که تغییر ناگهانی صفحات اینستاگرامی در روزهای اخیر، حذف عکس‌ها و ویدئوهای بی‌حجاب و یا توقف کلی بعضی از این صفحات، اکنون همه را متوجه فشارهای تازه نهادهای انتظامی و امنیتی کرده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .