اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

May 01 2019

روز کارگر؛ “حمله” به تجمع مقابل مجلس و بازداشت ده‌ها نفر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,کارگری


دویچه‌وله: تجمع روز کارگر در مقابل مجلس به خشونت کشیده شده و شمار زیادی از شرکت‌کنندگان در آن نیز بازداشت شده‌اند. رضا شهابی و کیوان صمیمی در میان بازداشت‌شدگان هستند. خبرهایی هم از حمله به تجمع خانه کارگر منتشر شده است.

بر اساس گزارش چند تشکل کارگری و خبرهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، امروز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت (اول ماه مه) ده‌ها تن از شرکت‌کنندگان در تجمع روز جهانی کارگر در مقابل مجلس شورای اسلامی بازداشت شده‌اند.

طبق خبرهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌های داخلی، در این تجمع که هم‌زمان با روز کارگر و در آستانه روز معلم برگزار شده، علاوه بر کارگران، دانشجویان و بازنشستگان نیز شرکت داشته‌اند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران اعلام کرده است که تجمع امروز “کارگران، بازنشستگان و دانشجویان” رأس ساعت ۱۰ صبح برگزار شده است. به گزارش این اتحادیه، تجمع اعتراضی امروز “نسبت به سال‌های پیش با استقبال بهتر از سوی فعالان و کارگران” روبه‌رو شده است.

آغاز تجمع کارگران، بازنشستگان و دانشجویان در مقابل مجلس

با شعار:
دولت خیانت میکند، مجلس حمایت میکند

به مناسبت #روز_جهانی_کارگر

11 اردیبهشت 1398- تهران pic.twitter.com/MOr1IETXJe

— انقلاب زنانه (@enghelabezanane) May 1, 2019

شرکت‌کنندگان در این تجمع شعارهایی از جمله “دولت خیانت می‌کند، مجلس حمایت می‌کند”، “کارگر معلم دانشجو، اتحاد اتحاد”، “گرانی تورم، بلای جان مردم”، “این همه اختلاسگر، زندانه سهم کارگر” و “درد ما درد شماست، مردم به ما ملحق شوید” سر می‌دادند.

بازداشت شرکت‌کنندگان در تجمع مقابل مجلس

برخی خبرها نیز حاکی از به خشونت کشیده شدن این تجمع است. در گزارش‌ها و خبرهای منتشرشده، از جمله از رضا شهابی، حسن سعیدی، وحید فریدونی، محمدعلی اصلاغی، رسول طالب مقدم، اسدالله سلیمانی، ناصر محرم‌زاده، فرحناز شیری، الهام صالحی و فرهاد شیخی نام برده شده است. بخش عمده بازداشت‌شدگان از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران هستند. همچنین خبرهایی هم از بازداشت کیوان صمیمی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، منتشر شده است.

خبرگزاری ایلنا نیز پیش‌تر نوشته بود که امروز “جمعی از کارگران، بازنشستگان و معلمان آزاد و حق‌التدریس” به مناسبت روز جهانی کارگر در مقابل مجلس تجمع کرده‌اند. به گزارش این خبرگزاری، حاضران در این تجمع خواستار “بهبود سطح معیشت کارگران، الغای قراردادهای موقت کار و آزادی تشکل‌یابی و برگزاری تجمعات” خود شده‌اند. ایلنا همچنین نوشت: «به گفته شاهدان عینی، حضور نیروی‌های انتظامی در محل پررنگ بود.»

تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی با فراخوان تشکل‌های مستقل کارگری همچون سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران برگزار شد. مدیرکل سیاسی استانداری تهران اما امروز چهارشنبه به خبرگزاری ایسنا گفت: «هیچ مرجعی برای برگزاری تجمع به ما تقاضایی نداده است و هیچ مجوزی هم از ناحیه استانداری صادر نشده است.». رضا علیخانی تأکید کرد: «این تجمع غیرقانونی است و نیروی انتظامی موظف است جلوی این تجمع را بگیرد و مسئولیت برقراری امنیت با نیروی انتظامی است.»

به خشونت کشیده شدن تجمع مقابل مجلس و بازداشت شماری از فعالان کارگری و مدنی بازتاب وسیعی در شبکه‌های اجتماعی داشته و با اعتراض‌های گسترده‌ای مواجه شده است. مدیرکل سیاسی استانداری تهران در حالی از “غیرقانونی” بودن این تجمع به دلیل عدم صدور مجوز سخن می‌گوید که پیش‌تر تجمع‌های بسیاری در همین مکان بدون داشتن مجوز برگزار شده بودند. احسان بداغی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی امروز در توییتر نوشت که “مخالفان برجام” در سال ۱۳۹۴ نه تنها بدون مجوز تجمع کرده بودند، بلکه «برای ۵ روز چادر زدند و حتی از دیوار حفاظتی مجلس هم بالا رفتند اما کسی نگفت بالای چشمتان ابروست. امروز اما نتیجه تجمع روز جهانی کارگر در همین مکان تا اینجا برخورد خشن انتظامی و بازداشت چندین کارگر بوده.»

این عکس را سال 94 جلوی مجلس گرفتم؛ مخالفان #برجام آنجا بدون مجوز، تجمع که نه، برای 5روز چادر زدند و حتی از دیوار حفاظتی #مجلس هم بالا رفتند اما کسی نگفت بالای چشمتان ابروست. امروز اما نتیجه تجمع #روز_جهانی_کارگر در همین مکان تا اینجا برخورد خشن انتظامی و بازداشت چندین کارگر بوده. pic.twitter.com/6KhW1clPVw

— احسان بداغی (@EhsanBodaghi) May 1, 2019

“حمله” به تجمع مقابل خانه کارگر

هم‌زمان با تجمع مقابل مجلس که به بازداشت برخی از شرکت‌کنندگان انجامیده، تجمع‌هایی رسمی نیز در برخی از شهرهای ایران، از جمله در مقابل خانه کارگر در تهران، برگزار شد. در این تجمع نیز، به گزارش ایلنا، جمعی از کارگران کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی و صنعتی شرکت کرده و خواستار “پیگیری قاطع مطالبات و خواسته‌های صنفی خود” شده‌اند. شعارهایی چون “سرمایه‌دار خائن اخراج باید گردد، قرارداد موقت ملغی باید گردد” و “تأمین اجتماعی حق مسلم ماست” از جمله شعارهای شرکت‌کنندگان در این تجمع بود.

حسن حبیبی عضو هیأت مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار تهران، حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، سهیلا جلودارزاده نماینده مجلس و عضو هیأت مدیره خانه کارگر و علیرضا محجوب نماینده مجلس و دبیرکل خانه کارگر از جمله سخنرانان این مراسم بودند.

در پایان این تجمع، قطعنامه‌ای قرائت شد که در آن ضمن انتقاد به افزایش اندک حقوق کارگران، به “بالا بودن نرخ بیکاری، وضعیت بد معیشتی بازنشستگان، افزایش هزینه‌های درمان و عدم پوشش تأمین اجتماعی در این خصوص و تعدیل نیروی کار و معوق ماندن حقوق کارگران در برخی کارگاه‌ها و بنگاه‌های اقتصادی و عدم پرداخت تعهدات دولت به سازمان تأمین اجتماعی” اعتراض شده است.

اما اتحادیه آزاد کارگران ایران اعلام کرده است که نیروهای امنیتی به تجمع کارگران در مقابل خانه کارگر نیز “حمله” کرده‌اند. به گزارش این تشکل کارگری: «نیروهای امنیتی و انتظامی حتی تجمع کارگران در مراسم خانه کارگر را نیز برنتابیده و به قصد برهم زدن مراسم روز جهانی کارگر به کارگران در خیابان ابوریحان حمله کرده‌اند.»

امروز چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398؛ برگزاری مراسم #روز_جهانی_کارگر در مقابل ساختمان خانه #کارگر در تهران. pic.twitter.com/rPqKwfZWcP

— خبرگزاری هرانا (@hra_news) May 1, 2019

حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی انتظامی وزیر کشور، روز گذشته در جلسه‌ای با معاونان سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری‌های ایران “به‌منظور برآورد مسائل امنیتی”، نسبت به کشیده شدن اعتراضات کارگران به خیابان‌ها هشدار داده بود.

No responses yet

Apr 28 2019

موج تازه بازداشت و احضار فعالان جنبش کارگری در آستانه روز جهانی کارگر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

ایران‌وایر: در شهر سنندج، دو فعال کارگری به نام‌های «غالب حسینی» و«مظفر صالح‌نیا» از سوی سپاه پاسداران احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفتند

در آستانه روز جهانی کارگر و روز معلم در ایران، دوازده نفر از فعالین کارگری، صبح روز 6 اردیبهشت ماه 1398 در پارک جهان‌نما واقع در اتوبان تهران – کرج، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

منابع کارگری اسامی 9 تن از این بازداشت‌شدگان را تا این لحظه به شرح زیر اعلام کرده‌اند:«علیرضا ثقفی، هاله صفرزاده، پروین محمدی، واله زمانی، سعید ترابیان، فواد فتحی، مصطفی شوکت، امیر عباسی، صفیار قربانی». از هویت سایر بازداشت شدگان خبری منتشر نشد اما برابر اطلاع یک منبع آگاه، چهار تن از بازداشت شدگان به نامهای:« پروین محمدی و هاله صفرزاده» از اعضای کانون دفاع از حقوق کارگران؛ و « واله زمانی و علیرضا ثقفی» از اعضای اتحادیه آزاد کارگران به زندان گوهردشت منتقل شده و مابقی افراد آزاد شده‌‌اند.

به نظر می‌رسد موج تازه بازداشتها با فراخوان‌ تجمعات که از سوی تشکل‌های کارگری و معلمان صورت گرفته بی ارتباط نباشد. یکی از فعالان جنبش کارگری که نخواست نامش فاش بشود در گفتگو با ایران وایر می‌گوید:« بنا به یک دستور نانوشته وعلی‌رغم اینکه در قانون اساسی برگزاری تجمع بدون حمل سلاح آزاد اعلام شده؛ برگزاری مراسم روز جهانی کارگر از سوی این تشکل‌ها ممنوع است. برگزاری مراسم روز کارگر توسط تشکل‌های حکومتی مثل خانه کارگر نیز در سالهای اخیر با موانعی روبه‌رو بوده است.»

این فعال جنبش کارگری در ادامه به موج تازه دستگیری و احضارها اشاره کرده و می‌افزاید:« فشار بر فعالان کارگری در آستانه روز جهانی کارگر امسال بیش از پیش‌ بوده و نهادهای مختلف امنیتی با احضار یا دستگیری آنها تلاش می‌کنند تا مانع برگزاری هر نوع تجمع یا مراسمی در این روز شوند. دستگیری و احضار فعالان کارگری و معلمان در حالی اتفاق می‌افتد که تشکل‌های صنفی معلمان یا سندیکاهای مستقل کارگری امکان فعالیت قانونی ندارند.»

به‌دنبال فراخوان مشترک کارگران و معلمان برای برگزاری مراسم مشترک، نهادهای امنیتی در شهرهای مختلف اقدام به احضار فعالان کارگری و معلمان در برخی استانها نمودهاند. در جریان این احضارها به فعالان کارگری اعلام شده است که هیچ‌گونه مجوزی برای گردهمایی‌های کارگری صادر نشده و در صورت تجمع، با آن‌ها برخورد خواهد شد.

در شهر کامیاران واقع در استان کردستان،مقامات امنیتی چند نفر از اعضای انجمن صنفی کارگران ساختمانی این شهر را احضار و تهدید کرده‌اند که تحت ‌هیچ عنوانی نباید برای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در شهر اقدامی انجام دهند و یا در مراسم این روز شرکت کنند. در صورت مشارکت در برگزاری یا شرکت در مراسم به شدت با آنها برخورد خواهد شد.

پنج‌شنبه ۵ اردیبهشت‌ماه نیز اداره اطلاعات شهر ارومیه،«احمد تقی‌زاده» فعال کارگری ساکن این شهر را احضار و بازجویی نمود. در جریان این احضار، آقای تقی‌زاده در ارتباط با فعالیت‌های خود برای کارگران واحدهای صنعتی ارومیه مورد بازجویی قرار گرفته است.

روز چهارشنبه ۴ اردیبهشت‌ماه نیز در شهر سنندج، دو فعال کارگری به نام‌های «غالب حسینی» و«مظفر صالح‌نیا» از سوی سپاه پاسداران احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفتند. بنا به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران،«غالب حسینی»از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری و «مظفر صالح نیا»عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران؛ از طریق تماس تلفنی به حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران و اطلاعات نیروی انتظامی سنندج احضار شده‌اند.

در شهر فیروزآباد واقع در استان فارس هم «اصغر امیرزادگانی» فعال کانون صنفی معلمان در روزهای اخیر احضار و بازجویی شده است. این فعال صنفی معلمان ساکن شهرستان فیروزآباد، از سوی دادستانی احضاریه‌ای دریافت نموده که در آن از او خواسته شده است در محل دادسرا خود را به پلیس اطلاعات و امنیت معرفی کند.

امیرزادگانی پیش‌تر با شکایت دادستانی مبنی بر«تبلیغ علیه نظام» و«نشر اکاذیب با مصداق حمایت از معلمان بازداشت‌شده در فضای مجازی» به دادستانی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان فیروزآباد احضار شده بود ولی؛ پس از حضور در دادسرا با قرار کفالت آزاد شد. این فعال صنفی معلمان مهرماه سال 1397 نیز به اتهام «ارسال عکس و ویدئو به رسانه‌های خارج از کشور» به مدت دو روز بازداشت و سپس آزاد شد.

پنج‌شنبه پنجم اردیبهشت سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران با انتشار فراخوانی اعلام کرد ۱۱ اردیبهشت‌ماه به منظور بزرگداشت روز جهانی کارگر، تجمعی را در مقابل مجلس شورای اسلامی برگزار خواهد کرد.

در فراخوان سندیکای کارگران شرکت واحد آمده:« این سندیکا برای گرامی‌داشت روز جهانی کارگر در 11 اردیبهشت ۹۸ برای اعتراض به تعیین دستمزد زیر خط فقر، گرانی و تورم افسارگسیخته مایحتاج اولیه و معیشت کارگران، بازنشستگان و تمام مزدبگیران، ممانعت از ایجاد سندیکا و دیگر تشکل‌های مستقل کارگری، خصوصی‌سازی و پولی‌سازی آموزش و پرورش، قراردادهای سفید امضاء، تبعیض و نابرابری حقوق زن و مرد، افزایش بی‌رویه کودکان کار، بازداشت یا زندانی کردن کارگران و معلمان و دیگر فعالان صنفی که بخش عظیمی از کارگران و قشر فرودست جامعه را در بر می‌گیرد؛ مقابل ساختمان مجلس در میدان بهارستان تهران تجمعی را برگزار خواهد کرد.»

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان نیز با انتشار فراخوانی از همکاران فرهنگی خود دعوت کرد تا در تجمع اعتراضی روز ۱۲ اردیبهشت‌ماه، مقابل ادارات آموزش و پرورش استان‌ها شرکت نمایند. «گروه اتحاد بازنشستگان» نیز در بیانیه‌ای از این تجمعات پشتیبانی کرده است.

«کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری» نیز در بیانیه‌ای ضمن حمایت از این تجمعات این فراخوان‌ها را «اعتراض به شرایط کار و زندگی فلاکت‌باری است که سرمایه‌داری ایران به اکثریت مزدبگیران جامعه تحمیل کرده» و از سایرین خواسته است تا ضمن شرکت در این تجمعات،«فریاد اعتراض به ریاضت‌کشی اقتصادی، سرکوب تشکل‌ها و بازداشت و زندانی کردن کارگران، معلمان، دانشجویان و همه صاحبان فکر و اندیشه را رساتر از همیشه کنیم.»

No responses yet

Apr 23 2019

سخنگوی قوه قضاییه: نسرین ستوده به جای شفافیت مغلطه می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: ساعتی پس از انتشار خبری مبنی بر «قطعی» شدن حکم حبس ۳۳ سال برای نسرین ستوده، سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد که این حکم هنوز قطعی نشده و هم‌چنان فرصت تجدید نظر در این زمینه هست.

خبرگزاری رسمی ایرنا روز سه‌شنبه از محکومیت «قطعی» نسرین ستوده، وکیل و مدافع حقوق بشر، به ۳۳ سال حبس خبر داد. با این حال طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در ایران از این مدت ۱۲ سال آن «قابلیت اجرا دارد».

به گفته رضا خندان، همسر این وکیل مدافع، از آنجا که خانم ستوده به این حکم اعتراض نکرده، «به طور خودکار رأی صادره قطعی شده است».

اما، به گزارش خبرگزاری ایسنا، سخنگوی قوه قضاییه در همین روز خانم ستوده را به «مغلطه» کردن متهم کرده و گفت که حکم او هنوز قطعی نشده است.

غلامحسین اسماعیلی گفت: «رأی صادره برای این فرد هنوز قطعی نیست و اگر اظهار نظری صورت می‌گیرد باید بر اساس رأی قطعی باشد.»

او ادامه داد: «اگر خود ایشان و یا وکیل‌شان درخواست تجدید نظر داشته باشد، شاید تقلیل پیدا کند.»

آقای خندان در اسفندماه گذشته گفته بود که همسرش نسرین ستوده نسبت به حکم دوازده سال زندان خود به دلیل وجود «نظام قضایی ناعادلانه» درخواست تجدیدنظر نخواهد داد.

No responses yet

Apr 22 2019

مورد عجیب ویدا موحدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: ویدا موحدی که تا مدتها به نام «ویدا موحد» شناخته می‌شد اولین بار در تاریخ ششم دیماه ۱۳۹۶ روی سکو رفت.

شراگیم زند

بدون شک «ویدا موحدی» یکی از شناخته شده ترین کسانی ست که نامش در اعتراض به حجاب اجباری و تبعیض علیه زنان مطرح شده است. تصاویر او بر فراز سکویی در خیابان انقلاب در حالی که روسری سپیدش را بر سر چوبی گره زده بود خیلی سریع تبدیل به نمادی از شجاعت و ایستادگی زنان ایرانی در برابر تبعیض و اجبار گردید. ویدا موحدی که تا مدتها به نام «ویدا موحد» شناخته می‌شد اولین بار در تاریخ ششم دیماه ۱۳۹۶ روی سکو رفت. با توجه به اینکه این اعتراض روز چهارشنبه انجام شده بود و نیز نماد او برای اعتراض روسری سفید رنگی بود که آن را بر سر چوب بسته بود، بسیاری او را مرتبط با کمپین چهارشنبه های سفید دانستند. چیزی که تا مدتها مورد مناقشه و محل بحث بین فعالین حقوق زنان بود. بعد از روی سکو رفتن ویدا موحدی زنان دیگری نیز با الهام از شیوه اعتراضی او این حرکت را تکرار کردند که به «دختران انقلاب» معروف شدند. کسانی که برخی از آنها امروز زندان هستند و برخی دیگر ناچار به ترک ایران شدند.

گرچه تا مدتها از سرنوشت ویدا موحدی کسی اطلاعی نداشت اما حالا ما می‌دانیم که او یکماه پس از دستگیری آزاد شده بود. او در تمام این مدت هیچگاه با هیچ رسانه ای گفتگو نکرد و حتی در صفحات شخصی خود در فضای مجازی نیز در مورد افکار و عمل خود حتی یک خط هم ننوشت. این سکوت نه تنها از طرف او که از طرف دوستان، خانواده و نزدیکانش نیز به شکل عجیبی ادامه یافت به شکلی که تا قبل از اینکه وکیل او رسما با خبرگزاری ایرنا مصاحبه کند، کسی از سرنوشت او اطلاعی نداشت. به همین دلیل هم وقتی زنی در تاریخ هفتم آبان ۱۳۹۷ یعنی ده ماه بعد از روی سکو رفتن ویدا موحدی با زدن روسری قرمز رنگی بر سرچوب با تعدادی بادکنک رنگی به بالای گنبد بزرگ میدان انقلاب رفت هیچکس گمان نکرد که این زن همان ویدا موحدی ست که دوباره اعتراض خود را به حجاب اجباری و تبعیض به این شکل نشان داده است. چند ماه بعد از دستگیری این زن ناشناس بود که با اظهارات پیام درفشان وکیل او مشخص شد که این اقدام شجاعانه نیز از سوی ویدا موحدی بوده است.

اما او که انقدر عملگرا و با سماجت بر حق و حقوق خود پافشاری کرده بود چرا هیچگاه حرف نزده است؟ وکیل او آقای پیام درفشان گفته موکلش اعتقادی به کارهای نمایشی مقابل رسانه ها ندارد و دلیل سکوت او نیز صرفا همین مساله بوده است. ایشان این را هم خاطرنشان کرده که حرف نزدن ویدا موحدی از بی زبانی نیست و گفته که موکلش هم اهل مطالعه و هم خوش بیان است و چنانچه تمایل به صحبت کردن داشته باشد بسیار تاثیرگذار سخن می‌گوید.

علی ایحال ویدا موحدی بعد از اعتراض دوم دادگاهی می‌شود و ظاهرا آنجا به خاطر پاره ای مسائل از جمله اینکه نقش برنامه ریزی نداشته و با رسانه های خارجی نیز صحبت نکرده و اینکه در دادگاه پذیرفته که کارش صحیح نبوده است، با در نظر گرفتن اینکه طفل خردسالی نیز دارد، به او فقط یک سال حبس می‌دهند که البته این حبس هم شامل آزادی مشروط و عفو رهبری به مناسبت مبعث می‌شود. اما با این حال ظاهرا کارشکنی هایی پیش می آید که او در موعد مقرر آزاد نمی‌شود و همین مساله در نهایت باعث می‌شود که وکیل او سکوت را بشکند و به شکل محدود و قطره‌چکانی در مورد پرونده موکلش و شرایط او اطلاع‌رسانی کند.

اما در میان اینهمه سکوت، ما در مورد ویدا موحدی چه چیزهای بیشتری می‌توانیم بدانیم؟ صفحه او در اینستاگرام یک صفحه معمولی، پابلیک و با تعداد محدودی فالوئر است. قریب به اتفاق پستهای اینستاگرام ایشان عکسهای فرزند کوچکش است. تمامی عکسها هم مطلقا بدون شرح است. لیست صفحاتی که ویدا موحدی در اینستاگرام خود فالو می‌کند صرفا شامل صفحاتی با موضوع نوزادان و کودکان، روانشناسی، آرایش و زیبایی و فیتنس و سلامتی ست. محال است کسی به این صفحه سر بزند و حدس بزند صاحب صفحه یکی از اثرگذارترین زنان تاریخ مبارزه علیه حجاب اجباری ست. در صفحه اینستاگرام همسر ایشان نیز درست مثل صفحه ویدا موحدی هیچکدام از عکسها شرح ندارند. آنجا هم البته همه چیز عادی ست و تنها برداشتی که از مرور صفحه همسر ویدا موحدی می‌شود کرد این است که همسر خانم موحدی احتمالا در یکی از موسسه های هنری و یا فیلمسازی فعالیت می‌کند و در کنار علاقه به سینما به خوانندگی و البته فیلمهای هندی قدیمی نیز بسیار علاقه مند است. در صفحه ایشان نیز هیچ اشاره ای به فعالیتهای همسرش نشده و برخلاف صفحه ویدا موحدی که یک عکس از همسرش را کار کرده، اینجا هیچ عکسی از ویدا موحدی وجود ندارد. تنها در یک عکس، تصویری نقاشی شده از یک مادر که طفل کوچکی به بغل دارد هست که زیر نقاشی نوشته شده است: “شوکران”.
ما حتی نمی‌دانیم همسر او حامی تصمیم های ویدا موحدی بوده است یا مخالف آن. ما نمی‌دانیم چرا در میان ۳۶۲ صفحه ای که ویدا موحدی در اینستاگرام فالو می‌کند نه تنها هیچ اثری از بستگانش نیست بلکه او صفحه هیچ فعال اجتماعی یا سیاسی و یا صفحه هایی مرتبط با دغدغه های حقوق زنان را فالو نمی‌کند. ما نمی‌دانیم چرا او بعد از اقدام اعتراضی اولش ناگهان ناپدید شد و نمی‌دانیم چطور می‌شود کسی در این سطح اثرگذار باشد و عکس و خبرش همه جا باشد و بعد به مدت ده ماه هیچ رد و اثری از او پیدا نشود. به مدت ده ماه هیچ دوستی، آشنایی، فامیلی و یا کسی نباشد که در مورد معمای اینکه ویدا موحدی کجاست و شرایطش به چه شکل است بخواهد حتی به شکل غیر رسمی و محدود اطلاعرسانی کند. ما نمی‌دانیم چرا او که بعد از دستگیری اول، بار دوم نیز اعتراض خود را این بار در جایی شلوغ تر و بسیار شجاعانه تکرار کرده بود، در دادگاه بنا به گفته وکیل خود ابراز ندامت کرده است. البته این بهترین و درست ترین کار است که وقتی در دست حکومت گرفتار هستی بخواهی هزینه را برای خودت و خانواده ات به حداقل برسانی. اما به راستی کسی که با وجود یک فرزند کوچک اینچنین شجاعانه و بدون مصلحت اندیشی اعتراض می‌کند و نماد و سمبلی برای اعتراض و مبارزه سایر زنان می‌شود منطقی ست که در دادگاه، به فکر مصلحت و یا محافظه کاری باشد؟

دهها سوال و ابهام در مورد ویدا موحدی، زندگی اش، شخصیتش، افکارش و روش مبارزه اش وجود دارد که تا زمانی که او نخواهد حرف بزند صرفا در حد حدس و گمان باقی خواهد ماند. کاملا قابل درک است که کسی مثل او دل خوشی از رسانه ها و یا حتی بعضی فعالین مدنی و اجتماعی نداشته باشد و برای همین هم نخواهد با هیچ رسانه و یا جایی صحبت کند. اما او که قطعا با اطلاعرسانی و آگاهی بخشی مخالف نیست. او که در شلوغ ترین نقطه پایتخت بر بلندی ایستاد تا دیده شود چرا نباید در فضای مجازی و در صفحاتی که متعلق به خودش است رسانه خودش باشد؟ این سکوت عجیب و غیرقابل فهم آیا خودخواسته است یا ناشی از فشارهایی ست که وجود دارد و ما از آنها بی خبریم؟

مورد ویدا موحد یک مورد منحصر به فرد و بسیار عجیب است. زنی که همانقدر که در بالای سکو شجاع و بی پروا و جسور است، پائین سکو ساکت و مرموز و محافظه کار می‌شود. آیا ممکن است سکوت ویدا موحد خودش حاوی پیامی برای ما باشد؟ آیا او سعی دارد با این سکوت عجیب، مصداق عملی «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» باشد؟

هرچه که هست ویدا موحد با همه ابهامات و رمز و رازهایش قطعا یکی از زنان تاثیرگذار و مهم در تاریخ مبارزه زنان ایرانی علیه حجاب اجباری هست و خواهد ماند.

دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

No responses yet

Apr 20 2019

بیگانگان ناخوانده و سؤالات بی‌جواب!

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

پیک ایران: جلال پور العجل

* نیروهای شبه نظامی حشدالشعبی (عراقی) به بهانه کمک به مردم سیل زده وارد خاک ایران شدند! در حالی که در پادگان‌های ایران آن قدر سرباز و درجه‌دار و افسر جان بر کف وجود دارد که نیازی به کمک هیچ نیروی خارجی نیست. آوردن امکانات لجستیکی حشدالشعبی برای کمک به سیل زدگان هم مانند زیره به کرمان بردن است زیرا تمام تجهیزات آنها توسط جمهوری اسلامی تهیه و تأمین می‌شوند. علاوه بر این، مردم ایران آنقدر دلسوز و وطن‌پرست هستند که اگر دولت فراخوان می‌داد که به نیروی انسانی نیاز دارد، مردم با جان و دل برای کمک به هموطنان‌شان می‌شتافتند. حرکت خودجوش مردم در روزهای اخیر گواه این مدعاست.

پس موضوع چیست؟

* با سرکوب داعش عملاً نیروهای شبه نظامی وابسته به سپاه قدس تحت عناوین فاطمیون (افغانستانی)، زینبیون (پاکستانی) و حشدالشعبی (عراقی) موجودیت خود را از دست داده‌اند. نخست وزیر سابق عراق از لزوم انحلال حشدالشعبی سخن گفته است. روسیه هم موافق ادامه حضور نظامی ایران در سوریه نیست. بنابراین این نیروها باید سلاح‌های خود را به زمین گذاشته و به کشورشان بازگردند. در حالی که سپاه به این نیروها نیاز دارد و نمی‌خواهد آنها را به راحتی از دست بدهد. زیرا جمهوری اسلامی همچنان از خارج و داخل تهدید می‌شود پس به وجود و حضور این نیروها برای بقای خود نیاز دارد. اما مشکل اصلی محل استقرار این نیروها است.

* طبق اصل یکصد و چهل و ششم قانون اساسی “استقرار هرگونه پایگاه نظامی خارجی در کشور هر چند به عنوان استفاده‌های صلح‌آمیز باشد ممنوع است.” بنابراین سپاه رسماً نمی‌تواند نیروهای شبه نظامی خارجی را حتی برای مقاصد صلح‌آمیز در خاک ایران مستقر کند. پس باید بهانه‌ای برای این کار پیدا کند. شاید امدادرسانی به مناطق سیل‌زده بهانه و فرصت مناسبی برای ورود این نیروها به خاک ایران باشد. تصاویر منتشر شده حاکی از آن است که کمیت و کیفیت این نیروها هم به لحاظ فنی و هم به لحاظ لجستیکی هیچ سنخیتی با گروه‌های امدادرسان ندارد.

* این نیروها که بر خلاف قانون اساسی و بدون کسب مجوز از مجلس وارد خاک ایران شده‌اند برای هدف دیگری آورده شده‌اند. نجاح محمدعلی کارشناس عراقی شبکه من و تو در مصاحبه تلویزیونی با بی‌بی‌سی فارسی روایت جالبی دارد. او می‌گوید “اگر فردا خدای نخواسته علیه ایران حمله نظامی شود از طرف امریکا و از طرف کسانی که می‌خواهند دوباره رضا پهلوی را سر کار بیاورند، من و نیروهای حشدالشعبی حاضریم جانمان را فدای ایران کنیم!”

* واقعیت این است که اگر امریکا بخواهد به ایران حمله نظامی بکند هرگز اشتباهش در عراق را تکرار نمی‌کند و از نیروی پیاده نظام استفاده نخواهد کرد. بدون تردید حمله امریکا برق‌آسا، پُرحجم، تهاجمی، هوایی و عمدتاً بر روی اماکن حساس نظامی و استرتژیک ایران متمرکز خواهد بود. طبیعی است در چنین جنگی حضور نیروهای شبه نظامی بیگانه محلی از اعراب نخواهد داشت. بنابراین حضور این نیروها در خاک ایران قانع کننده به نظر نمی‌رسد.

* شاید سخنان موسی غضنفرآبادی، رئیس دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران، به رمزگشایی این معما کمک کند. ایشان در نطقی اعلام کرد که: «اگر مردم انقلاب را یاری نکنند، حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانی، زینبیون پاکستانی و حوثی‌های یمنی خواهند آمد و انقلاب را یاری خواهند کرد». اگر این سخنان را در کنار سخنان رهبری در اواخر سال 97 بگذاریم که گفته بود : “نقشه دولت آمریکا لو رفته است و قرار بوده به وسیله تحریم‌ها و اقدامات ضدامنیتی در کشور دودستگی، اختلاف و جنگ گروه‌ها به وجود آورند و عده‌ای را به خیابان‌ها بکشانند و نام آن را هم “تابستان داغ” گذاشته بودند … اگرچه نقشه دشمن لو رفته است، اما همه باید هوشیاری خود را حفظ کنند، زیرا آمریکا، دشمن خبیث و حیله‌گر است و ممکن است قصد فریب داشته باشد تا برای سال ۹۷ جنجال کند، اما مثلاً برای سال ۹۸ نقشه‌ای بکشد”. شاید بتوان به این جمع‌بندی رسید که این نیروها بیشتر با هدف سرکوب اعتراضات داخلی سازماندهی شده باشند.

* از همین حالا مردم تیزی خنجر بیگانگان را پشت قلب خود احساس می‌کنند. نگرانی توأم با عصبانیت و تنفر مردم از حضور نیروهای بیگانه در کشور بی‌دلیل نیست. نظامی که برای سرکوب اعتراضات مردمی در سال 88 بر اساس ادعای سردار همدانی “اراذل و اوباش تهران” را به کار می‌گیرد، از بکارگیری بیگانگان برای سرکوب اعتراضات مردمی هم ابایی نخواهد داشت.

* بنابراین، اولین کاری که نمایندگان مجلس باید با قاطعیت و قید فوریت پیگیری نمایند این است که از سپاه توضیح بخواهند که ورود نیروهای بیگانه به کشور با چه مجوزی صورت گرفته است و این نیروها قرار است در ایران چه خدماتی انجام دهند و قرار است تا کِی و در کجا استقرار یابند

No responses yet

Apr 18 2019

وحشی ها در ایران چه می کنند؟ محمد نوریزاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حوادث,خیانت,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

گویانیوز: یک: مجلس شورای اسلامی، دستمالی است که هم باید بر قپه های روی دوش سرداران سپاه برق بیندازد و هم غبار از عمامه ی آسدعلی بروبد، وگرنه نماینده اگر نماینده بود، بر می خروشید که: ورود نظامیان دیگر کشورها، به داخل کشور، آنهم در شرایط خاص و خاص و خاص، باید با اجازه ی رسمیِ نمایندگان مجلس باشد!

دو: وحشی های عراقی و لبنانی که از دکمه های لباس شان، تا عروسک بچه هایشان، تا النگوهای همسرانشان، تا گنبدها و گلدسته ها و ضریح مطلای عتبات عالیاتشان، تا نیروگاه و استادیوم ورزشی و بیمارستان و خیابان هایشان، تا حقوق ماهیانه ی آمیخته به اضافه کارشان، و تا اتومبیل های شیک زیر پایشان از پول های دزدیده شده ی مردم ایران است، برای چه به ایران آمده اند؟ و برای چه در خوزستان پرسه می زنند؟ برای کمک به سیل زدگان؟

سه: این وحشی ها قرار است در مناطق سیل زده چه بکنند؟ غذا بپزند؟ غذا پخش کنند؟ بیل بزنند؟ پشت لودر و گریدر و بولدوزر و بیل مکانیکی بنشینند؟ مهندس اند؟ پزشک اند؟ با اطمینان می گویم: هیچکدام. اینان به ایران آمده اند تا بازوی سپاه باشند برای دریدنِ شکمِ مردم در روزهای خشم. خود آسدعلی چندی پیش، سال 98 را سالی حساس بر شمرده بود.

چهار: تحریمهای آمریکا و اروپا و سایر کشورها علیه جمهوری اسلامی و بویژه علیه سپاه و سرداران آدمکش و دزدش، در سال 98 به اوج خود خواهد رسید و بیخ گلوی مفتخواران و ایرانروبان و البته مردم ایران را بیشتر و بیشتر خواهد فشرد. خشم مردم ایران بویژه مردم خوزستان در مشت است. آمیخته به نفرتی غلیظ. نفرتی که طعمش را سرداران ایرانخوار در همین روزهای سیلزدگی با تمام وجود چشیده اند. سیل، شاید تمثیلی از خروش مردم ایران باشد. که اگر بیاید، اگر بیاید، نه عبا می شناسد نه عمامه و نه قپه های درشتِ روی دوش.

پنج: سردار حسین همدانی، برای خواباندن اعتراض های پی در پی مردم در سال 88، بنا به گفته ی خودش، بنا به گفته ی خودش، بنا به گفته ی خودش، نه مگر قمه کش ها و چاقوکش ها را سازماندهی کرد و بجان مردمِ از هر کجا بی خبر انداخت؟ وحشی های عراقی و لبنانی و افغانستانی، دقیقاً همان قمه کش ها و چاقوکش های سردار همدانی اند. در این گردونه، سردار همدانی که به دیار باقی شتافت، نقشش را به سردار آدمکشی چون سلیمانی سپرد. مهم: روفتنِ اعتراضِ مردمِ به تنگ آمده است. به هر شیوه. وگرنه آیا مردم ایران آنقدر خاک بر سر شده اند که جماعتی چون حشدالشعبی عراق و گرسنه های لبنانی به مددشان بیایند و بین شان غذا پخش کنند و احتمالاً بیلی بزنند و کیسه ی خاکی بدوش ببرند؟

شش: من بچشم خود دیده ام که مردم خوزستان بشدت از سپاه و از مسئولان نظام متنفرند و سر به تن هیچکدامشان نمی خواهند. این نفرت، در میان هموطنان عربِ خوزستانی مان که بر سرِ چاههای نفت نشسته اند و در این چهل سال، جز تبعیض و بی پناهی و سرکوب و فقر، از این نظام دژخیم چیزی ندیده و نچشیده اند، دم به دم فزونی می گیرد. در همین روزهای سیلزدگی، خروش مردم سیلزده و اعتراض های بحق شان، که چرا راه آب کرخه را به روی بستر همیشگی اش – هورالعظیم – بسته اید، یکی دو نفر از مردم معترض با شلیک برادران از پای در آمده و کشته شدند. برادران در هورالعظیم، تأسیسات نفتی دایر کرده اند. آب کرخه همیشه در هورالعظیم آرام می گرفت. این بار اما راهش را به کشت و کار و زندگی مردم بی نوای عرب خوزستان برگرداندند تا خللی بر سرمایه گذاری های خودشان داخل نشود.

هفت:این نفرت غلیظ را که در کمین فوران است، با بسیجیان و سپاهیانِ خودِ خوزستان یا سایر استانها نمی شود فرو نشاند. چرا؟ چون بسیجی و سپاهی، همین که نگاه به ریخت معترضان بیندازند، خودشان را و پدر و مادر و خواهر خودشان را در میان آنان می بینند. برای چه اینان را بزنند و بکشند؟ اینجاست که قمه کش ها و چاقوکش های عراقی و لبنانی و افغانستانی، که هیچ احساسی به مردم ایران الا به پولشان ندارند، و جز به دهان سلیمانیِ آدمکش بجایی دیگر نمی نگرند، دست به چاقوها و قمه های مدرن خود می برند. نه تنها مردم، بل کیسه های گونی هم می دانند که سیل و کمک رسانی بهانه است. حضرت آقا نگران سیل خشم مردم است که ای بسا از خوزستان پای بگیرد.
هشت: بند آوردن سیل خشم مردم ایران، راهش، گسیلِ قمه کش های عراقی و لبنانی و افغانستانی به داخل کشور نیست. با قمه و کلت کمر و شوکر و نارنجک اشک آور و زندان و اعدام و رگبار مسلسل اگر جماعتی می توانستند بر سرِ کار بمانند، اکنون، حضرت سیدعلی بر سریرِ خون نمی نشست تا دست به پولهای بی زبان مردم ببرد و به دختران تن فروش ایرانی که ناگزیر به عیاشی عرب های عراقی و دیگر کشورها تن می سپرند بگوید: تقبل الله!

نه: بند آوردنِ سیل خشم مردم خوزستان، یکی – و تنها یکی – از راه هایش به این است که: سید علی خامنه ای و سرداران همینجوری اما ایرانخوارش، در برابر خشم کف به لبِ مردم ایران و بویژه عرب های خوزستان، دو زانو و با ادب بنشینند و بگویند: ما غلط کردیم که در این چهل سال، نفت را از زیر پای شما بیرون کشیدیم و فروختیم و پولش را خرج مالیخولیایی به اسمِ شیعه گستری و خرج خزعبلی به اسم “رهبر مسلمین جهان”ی خودمان کردیم. ما غلط کردیم که نداری و حق شما را ندیدیم اما پول نفت زیر پای شما را بردیم و ریختیم به حوزه ها و بیوت مراجع پوک مغزی که از مردم ایران تنها موی بیرون زده ی دختران و بانوانشان را می بینند. ما غلط کردیم که بیکاری و بیماری و تن فروشی و اعتیاد و بداخلاقی و کینه توزی را به خانه های شما آوردیم. ما غلط کردیم که لقمه را از گلوی عرب های خودمان بیرون کشاندیم و به گلوی عرب های سوریه و لبنان و عراق و یمن فرو تپاندیم. ما غلط کردیم که گفتیم: اگر قرار باشد یا خوزستان از دست ما برود یا سوریه، شده خوزستان را از دست بدهیم، دست از سوریه نمی کشیم!

ده: این که سیدعلی خامنه ای و سرداران آدمکش و دزدش دو زانو در برابر مردم بنشینند و صورت بخاک بمالند و پوزشخواهی کنند، تنها یکی از راه های مواجهه با آتشفشانی است که صدای غرشش، کم کم به گوش می رسد. صدای غرش این آتشفشان و بیرون زدن گدازه هایش که بالا بگیرد، حشدالشعبی های عراق و حزب اللهی های لبنان و فاطمیون افغانستان و مزد بگیرانِ آدمکشی چون سلیمانی و خود سید علی خامنه ای و سرداران ایرانفروشش، در به در بدنبال سوراخی خواهند گشت که آن سوراخ، از نشستن مواد مذاب آتشفشان بر تنِ نرمشان، محافظت کند!

No responses yet

Apr 14 2019

جزئیات تازه از دستگیری زنانی که درمترو گل می‌دادند و از حقوق برابر می‌گفتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


ایران‌وایر: روسری‌هایشان را دور گردن انداخته بودند و سبدهای حصیری پر از گل در دست داشتند. در واگن‌های زنانه مترو به همه زنان و دختران حتی آن‌ها که با چادر و مقنعه نشسته بودند، گل می‌دادند، روز جهانی زن را تبریک می‌گفتند و عده‌ای از آن‌ها را در آغوش می‌گرفتند و می‌بوسیدند. هشت مارس امسال ویدئوی گل دادن زنان در متروی تهران در شبکه‌های مجازی پر بیننده شد. آن دو زنی که در ویدئو حضور دارند. یاسمن آریانی و مادرش منیره عربشاهی هستند. حالا هر دو در بازداشت به سر می‌برند.

«یاسمن آریانی» ۲۳ ساله فعال مدنی و بازیگر تئاتر است. او عضو کمپین چهارشنبه‌های سفید است. کمپینی که «مسیح علی‌نژاد» روزنامه‌نگار و فعال مدنی برای مخالفت با حجاب اجباری راه‌اندازی کرد. یاسمن به شکل علنی در این کمپین فعالیت می‌کرد و عکس‌ها و ویدئوهای خود را بدون حجاب درصفحات مجازی به اشتراک می‌گذاشت. این بازیگر تئاتر روز دوشنبه در حساب شخصی توئیتر خود از کنار گذاشته شدن به عنوان بازیگر از نمایش «اکتورز استودیو» در تماشاخانه ملک توسط وزارت ارشاد خبر داده بود.

او روز چهارشنبه بیست و یکم فروردین ماه در منزلش بازداشت شده است. یک منبع مطلع درباره جزئیات دستگیری یاسمن آریانی به «ایران وایر» می‌گوید: «بیست و یکم فروردین ساعت سه ظهر دو خانم و یک آقا زنگ در خانه آن‌ها را می‌زنند. حکم جلب و حکم ورود به منزل داشته‌اند. یاسمن، پدر و خواهرش منزل بوده‌اند. همه را داخل اتاق می‌کنند. زمانی که پدر یاسمن اعتراض کرده و واکنش نشان داده، تهدیدش کرده‌اند که اگر به اعتراض‌اش ادامه دهد، سگ شان « میسون» را با تیر می‌زنند.»

به گفته این منبع مطلع تمام کتاب‌ها، لپ تاپ، دست نوشته‌ها و وسایل شخصی یاسمن آریانی را می‌برند و یاسمن را هم بازداشت می‌کنند. او پس از بازداشت در تماس کوتاهی که با خانواده داشته، دلیل بازداشت‌اش را شکایت دادسرای ارشاد عنوان کرده است. اما منبع مطلعی که با ایران وایر گفت‌وگو کرده، علت بازداشت این مادر و دختر را مربوط به ویدئوی پخش گل در مترو می‌داند: «در دو روز گذشته با یکی دیگر از بچه‌هایی که در مترو با یاسمن و مادرش همراهی می‌کرده از طرف وزارت اطلاعات و دایره اجرای احکام تماس گرفته‌‌اند و یکی از آن‌ها را که عضو کمیپن چهارشنبه‌های سفید است تهدید کرده‌اند که اگر به فعالیت‌هایش ادامه دهد، بازداشت می‌شود. از طرف دیگر چند روز پیش فرد دیگری را با عنوان کسی که در مترو گل می‌داده، به اشتباه بازداشت کرده بودند.» اشاره او به بازداشت «ژینوس سبحانی»، شهروند بهایی و منشی سابق کانون مدافعان حقوق بشر است که بعد از ظهر یکشنبه ۱۱ فروردین در منزلش در تهران بازداشت و پس از ساعاتی آزاد شده است. برادر ژینوس سبحانی درباره علت بازداشت خواهرش گفته بود: «در دادسرا به او گفته‌اند دلیل بازداشتش کشف حجاب در روز جهانی زن در مترو بوده و اینکه بر ضد جمهوری اسلامی صحبت کرده و افکار مردم را فاسد کرده است.» این اتهام به این دلیل بوده که چهره او را شبیه عکسی تشخیص داده بودند که در اینترنت منتشر شده است.

یاسمن آریانی ۲۳ ساله فعال مدنی و بازیگر تئاتر و از اعضای کمپین چهارشنبه‌های سفید است

از سوی دیگر در حکم جلبی که برای بردن یاسمن آریانی به خانواده‌اش نشان داده‌اند، نام مادرش، «منیره عربشاهی» هم آمده بوده:«نامه از دادسرای کرج بوده، حکم جلب مادرش منیره عربشاهی را هم داشته اند.»

منیره عربشاهی هم فعال مدنی است او پیش از دستگیری فرزندش در صفحات مجازی خبر داده بودکه برای کمک به مناطق سیل‌زده عازم لرستان شده است. خبر دستگیری یاسمن آریانی اما مادرش را شبانه به تهران می‌کشذ: «منیره به محض شنیدن خبر بازداشت دخترش به تهران برمی‌گردد و جلوی در بازداشتگاه وزرا سراغ دخترش را می‌گیرد و همانجا بازداشت می‌شود.»

پدر یاسمن زمانی که یاسمن را به دادسرا می‌برند، موفق به دیدادر او می‌شود. یاسمن به پدرش اطلاع داده که قرار است او را به زندان قرچک منتقل کند. پدرش هم همانجا از ماموران سوال کرده: «به او می‌گویند تا شنبه او را در زندان قرچک نگه می‌دارند و بعد از شنبه می‌سپارندش دست ما اما یک ماه نه اجازه تماس تلفنی دارد و نه می‌توانید برایش وکیل بگیرید.» یاسمن آریانی دیگر تماسی با منزل نداشته اما صبح روز جمعه، منیره عربشاهی با منزل تماس می‌گیرد و از حضورش در زندان قرچک ورامین خبر می‌دهد: «منیره گفته من قرچکم ولی یاسمن اینجا نیست. در واقع الان نمی‌دانند یاسمن کجاست و خانواده در بی‌خبری از وضعیت فرزندشان به سر می‌برند.»

این اولین بار نیست که یاسمن و منیره بازداشت می‌شوند. یاسمن آریانی ۱۱ مرداد ماه ۹۷ و در جریان اعتراضات سراسری در نزدیکی تئاتر شهر همراه ۱۷ زن دیگر و حدود ۵۰ مرد بازداشت شد. اعتراضات سراسری مردادماه ۹۷ در شهرهای مختلف ایران در رابطه با گرانی و تورم شکل گرفت و زنان نقش پررنگی در این اعتراضات داشتند. یاسمن آریانی در زمان بازداشتش در اعتراضات مردادماه، ویدئویی از داخل ون نیروی انتظامی در اینستاگرام منتشر کرد و از بازداشت‌اش خبرداد. آن‌ها به زندان‌های قرچک و فشافویه منتقل شدند. البته بعد از ۷۵ روز همراه زنان دیگر این پرونده به بازداشتگاه اوین منتقل شد. قاضی مقیسه یاسمن آریانی را در آن پرونده به اتهام اخلال در نظم عمومی به یک سال حبس محکوم کرد. او بهمن ماه سال گذشته و بعد از عفو رهبری به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب از زندان آزاد شد.

منیره عربشاهی هم چند روز پس از حادثه اتوبوس مرگ دانشگاه علوم و تحقیقات و در جریان تظاهرات اعتراضی درباره موضوع اتوبوس‌های فرسوده دانشگاه، مقابل دانشگاه تهران دستگیر شد: «یاسمن آن زمان زندان بود. اما منیره در آن اعتراضات شرکت می‌کرد و همان جا بازداشت شد و ۶ روز در زندان قرچک بود.»

او حالا دوباره در زندان قرچک است و دنبال دخترش یاسمن می‌گردد.

No responses yet

Apr 05 2019

اعتراضات سیل‌زدگان؛ هشدار پلیس و وزیر کشور به “اخلالگران نظم”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,حوادث,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: گزارش‌های مختلفی از اعتراضات مردم مناطق سیل‌زده ایران منتشر شده است. رسانه‌های ایران از “خشم مردم پل‌دختر” خبر داده‌اند. وزیر کشور و فرمانده پلیس ایران “اخلالگران در نظم و امنیت” را تهدید به “برخورد قاطع” کرده‌اند.

در پی گذشت بیش از دو هفته از بارش‌های شدید و وقوع سیل در ایران که تلفات جانی و خسارت‌های مالی بسیاری بر جای گذاشته، گزارش‌های مختلفی از اعتراض مردم مناطق سیل‌زده، از جمله در مواجهه با مقام‌های دولتی، حکومتی و نظامی جمهوری اسلامی، منتشر شده است. گرچه برخی از این گزارش‌ها را رسانه‌های رسمی داخلی مخابره کرده‌اند، اما هنوز بسیاری از خبرها و تصاویری که از این اعتراضات، به‌خصوص در شبکه‌های اجتماعی، منتشر شده هنوز به‌طور مشخص از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی تأیید نشده‌اند.

از جمله خبرگزاری ایلنا امروز پنجشنبه ۱۵ فروردین (چهارم آوریل) از “خشم مردم پل‌دختر” در مواجهه با استاندار لرستان و نماینده این شهرستان در مجلس خبر داد و نوشت: «در پی ضعف در امدادرسانی و بی‌توجهی مسئولان به وضعیت سیل‌زدگان لرستان، مردم شهرستان پل‌دختر واکنش تندی نسبت به استاندار لرستان و نماینده این شهرستان داشتند.»

این خبرگزاری با استناد به “یک منبع آگاه” نوشت که مردم “خشمگین و ناراضی” شهرستان پل‌دختر در لرستان در اعتراض به “شرایط بحرانی ناشی از سیل و عدم رسیدگی به مشکلات‌شان و همچنین ضعف مسئولان در امدادرسانی” در “واکنش تندی” نسبت به این دو مقام “به‌شدت از وضعیت موجود و بی‌توجهی‌ها گلایه کردند”.

این “منبع آگاه” ضمن تأکید بر “به‌حق” بودن اعتراضات مردم به شرایط رسیدگی به وضعیت سیل‌زدگان، گفته است که این اعتراضات “بسیار تند” بوده و معترضان “مسبب شرایط بوجود آمده” را مسئولان استان لرستان می‌دانند.

فرماندار پل‌دختر در این میان شرایط مردم این شهرستان را “سخت” توصیف کرده و از نیاز فوری به کمک‌رسانی خبر داده است. او همچنین کمک‌های ارسالی را با توجه به حجم و میزان خسارات وارده به پلدختر “ناکافی” دانسته است.

طبق آخرین آمار سازمان اورژانس ایران، در جریان سیل اخیر در استان لرستان ۱۴ نفر جان خود را از دست داده‌اند، یک نفر مفقود شده و ۲۵۶ نفر مصدوم شده‌اند. همچنین علاوه بر خسارت‌های جدی به زیرساخت‌های این استان، به گزارش ایرنا، “۲۰ هزار نفر” نیز آواره شده و “بسیاری خانه و زندگی‌شان را به‌طور کامل از دست داده‌اند”.

همچنین فیلمی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشانگر اعتراض و شعارهای تند مردم به هنگام دیدار محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در روز گذشته از شهرستان پل‌دختر است.

معترضان “عصبی و احساساتی”

هم‌زمان “باشگاه خبرنگاران جوان” منتسب به صدا و سیمای جمهوری اسلامی، روز گذشته از “حمله مسلحانه افراد ناشناس” به احمد خادم سیدالشهدا، فرمانده قرارگاه کربلای سپاه پاسداران واقع در جنوب غرب ایران، خبر داد. به گزارش این خبرگزاری، زمانی که این فرمانده سپاه در حال بازدید از “مناطق مستعد سیل‌گرفتگی” در روستای صحفه بود “افراد ناشناس وی را هدف شلیک گلولهقرار دادند که با هوشیاری و اقدام سریع سردار از منطقه خارج و به نقطه امن انتقال داده شد”.

احمد خادم سیدالشهدا گفت که سیل‌زدگان معترض جوانانی “عصبی و احساساتی” بوده‌اند

این خبر اما شامگاه گذشته توسط احمد خادم سیدالشهدا تکذیب شد. این سردار سپاه به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت: «امروز برای بررسی وضعیت سیلاب در منطقه نیزارهای نیشکر امیرکبیر رفته بودیم که کشاورزان سیلاب زده منطقه اعتراضاتی داشتند.» او افزود که سوءقصدی در کار نبوده و تنها “برخی از جوانان منطقه” که سیلاب وارد مزارعشان شده و خساراتی را متحمل شده‌اند «مقداری عصبی و احساساتی شده بودند و به ما اعتراض کردند ولی ما بدون توجه به عصبانیت آنها به ماموریت خود که همانا نجات جان مردم است ادامه خواهیم داد».

اشاره این فرمانده سپاه به شکستن سیل‌بندها در مناطقی است که گفته می‌شود با اعتراض افرادی مواجه شده که نمی‌خواهند مزارع و زمین‌های کشاورزی خود را از دست بدهند.

سردار خادم سیدالشهدا افزود: «برای اینکه سیل جان مردم را به مخاطره نیندازد مجبوریم در جاهایی سیل‌بندها را بشکنیم تا آب از شهرها و روستاها دور شود که به ناچار این عمل باعث ضرر و آسیب به برخی کشاورزان هم خواهد شد.»

این مقام ارشد سپاه در مورد یکی دیگر از دلایل اعتراض مردم گفت: «هر چند رییس جمهوری قول داده است که تمامی خسارات کشاورزان را بعد از ارزیابی پرداخت خواهند کرد ولی کشاورزان که عدم پرداخت خساراتشان در سیل ۹۵ را تجربه کرده‌اند از عمل نشدن به وعده دولت نگرانند.»

این فرمانده سپاه با تأیید اینکه در “منطقه نیزارهای نیشکر امیرکبیر” عده‌ای از معترضان “با تهدید اعلام کردند که اجازه نخواهیم داد سیل‌بندهای منطقه شکسته شوند”، افزود: «ولی ما نجات جان آنها برایمان مهم است.»

در شبکه‌های اجتماعی تصاویر تنش در این منطقه و نیز مشایعت شدن احمد خادم سیدالشهدا به سوی خودروی حامل او توسط محافظان‌اش مشاهده می‌شود.

درگیری سپاه با مردم سیلزده در خوزستان
تلاش نيروهاى امنيتى سپاه برای باز كردن سيل بند ها وغرق روستاى #شمريه در دهستان اسماعیلیه با آب #كارون به درگيرى با اهالى روستا منجر شد. / ۱۴ فروردین۹۸@SepehrAzadi pic.twitter.com/IVQeA2SJ6i

— Kiarash (@Kiarash19550586) April 4, 2019

هشدار درباره “برخورد قاطع با اخلال‌گران”

در پی انتشار گزارش‌های مختلفی از ناآرامی در مناطق سیل‌زده، عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران، امروز پنجشنبه بدون اشاره به موارد مشخص، از “بروز بی‌نظمی و ایجاد اختلال” و “حتی ایجاد درگیری با امدادرسانان” در مناطق سیل‌زده خبر داد و “برخورد قاطع با عاملان بی‌نظمی” را “از سوی ارگان‌های ذیربط ضروری” عنوان کرد.

به گزارش ایلنا، وزیر کشور ایران با اشاره به “انتشار برخی گزارش‌ها مبنی بر وقوع بی‌نظمی‌ها در جریان امدادرسانی” گفت: «متاسفانه با وجود تلاش چشمگیر و شبانه‌روزی همه نهادها و سازمان‌های امدادرسان در برخی موارد شاهد بروز بی‌نظمی و ایجاد اختلال در قالب مراجعات مکرر چندباره غیرضرور و حتی ایجاد درگیری با امدادرسانان هستیم که این اقدامات موانع جدی امدادرسانی به‌موقع و سریع را موجب شده است و از هموطنان عزیز می‌خواهیم با صبر و طمانینه و حفظ آرامش که برآمده از فرهنگ غنی ایرانی واسلامی است اجازه دهند امدادگران بر اساس ضوابط تعریف شده به امدادرسانی بپردازند.»

حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی نیز ضمن هشدار به “اخلالگران نظم و امنیت”، وظیفه اصلی نیروی انتظامی را “استقرار نظم و امنیت در مناطق سیل‌زده و گسترده کردن چتر امنیتی در این مناطق” عنوان کرد. اشتری تاکید کرد: «پلیس با اخلال‌گران نظم و امنیت در مناطق سیل‌زده قاطعانه برخورد می‌کند.»

فرمانده ناجا همچنین در بازدید از شهرستان‌های سیل‌زده معمولان و پل‌دختر و روستاهای اطراف آن وضعیت امنیتی این منطقه را “مناسب” توصیف کرد، اما در عین حال گفت: «البته باید تقویت شود از همین‌رو روز گذشته بیش از ۱۰۰۰ نفر نیروی کمکی از شهرستان‌های اطراف و یگان ویژه اعزام شدند و در این مناطق تقسیم شده‌اند. همچنین ایستگاه‌های بازرسی و کنترل در گلوگاه‌ها ایجاد شده و گشت‌های سیار خودرویی و پیاده در شهر حضور دارند.»

با وجود خسارت‌های سنگینی که سیل اخیر در مناطق مختلف به بار آورده، مقام‌های جمهوری اسلامی تأکید کرده‌اند که این خسارت‌ها “کاملا جبران خواهد شد”. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز گذشته گفت: «این ویرانی‌ها و تخریب خانه‌ها و مزارع باید جبران شود و خواهد شد.» علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز شامگاه گذشته گفته بود: «سیل‌زدگان نگران جبران خسارات نباشند.»

در شرایطی که به گفته خود مقام‌های جمهوری اسلامی آسیب‌دیدگان نگران جبران خسارت‌های ناشی از سیل هستند، شماری از آنان، به‌خصوص مقام‌های وزارت خارجه، از “بلوکه بودن حساب‌های هلال احمر ایران” خبر داده‌اند. حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران نیز به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا “اقدام آمریکا در جلوگیری از ورود کمک‌های بین‌المللی” برای آسیب‌دیدگان سیل را “جنایت بی‌سابقه” توصیف کرده است.

این در حالی است که مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، سه‌شنبه گذشته با انتشار بیانیه‌ای ضمن ابراز همدردی با قربانیان سیل در ایران، بر آمادگی کشورش برای کمک به سیل‌زدگان از طریق صلیب سرخ جهانی و هلال احمر تأکید کرده بود. پمپئو در عین حال عامل اصلی خسارت‌های شدید سیل ویرانگر در ایران را “سوءمدیریت” حاکمیت جمهوری اسلامی دانسته و گفته بود: «رژیم ایران عوامل خارجی را مقصر اعلام می‌کند در حالی که در حقیقت سوءمدیریت آنهاست که به این فاجعه انجامیده است.»

پیش‌تر نیز وزارت خارجه آمریکا ضمن تسلیت به خانواده قربانیان سیل‌ در ایران در توییتر اعلام کرده بود: «ما مانند همیشه آماده کمک هستیم، همان‌طور که در سایر نقاط جهان در اینگونه شرایط پیشتاز هستیم.»

با وجود این، مقام‌های جمهوری اسلامی از موانعی سخن می‌گویند که آمریکا بر سر راه ورود کمک‌های بشردوستانه به این کشور قرار داده است. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، سه‌شنبه گذشته در صفحه توییتر خود اعلام آمادگی آمریکا برای کمک به سیل‌زدگان ایران از طریق صلیب سرخ جهانی و هلال احمر را “خبر جعلی” خواند و “خبر واقعی” را از نظر خود چنین توصیف کرد: «بر اساس اظهارات رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، جمعیت هلال احمر ایران نمی‌تواند هیچ‌گونه منابع مالی را به دلیل تحریم‌های غیرقانونی آمریکا دریافت کند.»

با وجود این، رابرت پالادینو، معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، سه‌شنبه گذشته بر مستثنا بودن “موارد مرتبط با غذا، دارو و اقلام پزشکی” در تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران تأکید کرده و با اشاره به سخنان مایک پمپئو گفته بود که این کشور کمک‌هایش را “از طریق نهادهای بین‌المللی همچون صلیب سرخ و هلال احمر” برای سیل‌زدگان ایران خواهد فرستاد.

کمک یک میلیون و دویست هزار یورویی اتحادیه اروپا به سیل‌زدگان در ایران

در این میان کریستوس استیلیانیدس، کمیسر امور کمک‌‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا، از کمک یک میلیون و دویست هزار یورویی اتحادیه اروپا به سیل‌زدگان ایران خبر داده است. او در صفحه ‌شخصی‌اش در توییتر به زبان فارسی نوشت: «پس از سیل شدید در ایران اتحادیه اروپا برای کمک به آسیب پذیرترین جوامع ۱.۲ میلیون یورو به کمک اولیه اضطراری تخصیص داده است. اتحادیه اروپا در این زمان دشوار با مردم ایران همبستگی کامل دارد.»

پس از سیل شدید در #ایران اتحادیه اروپا برای کمک به آسیب پذیرترین دجوامع ۱.۲ میلین یورو به کمک اولیه اضطراری تخصیص داده است. اتحادیه اروپا در این زمان دشوار با مردم ایران همبستگی کامل دارد.

— Christos Stylianides (@StylianidesEU) April 4, 2019

تحویل دادن “کمک‌های نقدی به کنسولگری”

همچنین برخی از نمایندگی‌های جمهوری اسلامی در خارج از کشور نیز از باز شدن حساب‌هایی جهت دریافت کمک‌های نقدی برای سیل‌زدگان خبر داده‌اند.

Iran sammelt im Ausland Spenden für Betroffenen von Überschwemmungen (london.mfs.ir)

از جمله سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن متن اطلاعیه “مرکز اسلامی انگلیس” را با درج مشخصات حساب بانکی آن برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای آسیب‌دیدگان سیل اخیر منتشر کرده است.

سرکنسولگری جمهوری اسلامی در میلان نیز در اطلاعیه‌ای خطاب به ایرانیان مقیم شمال ایتالیا، با ذکر مشخصات بانکی، از آنها خواسته است تا در صورت تمایل کمک‌های نقدی ریالی و یورویی خود را به این حساب‌ها واریز کنند.

Iran sammelt im Ausland Spenden für Betroffenen von Überschwemmungen (milan.mfa.ir)

در اطلاعیه مزبور از کمک‌کنندگان خواسته شده است، در صورتی که مایل به ارسال کمک‌های نقدی یورویی هستند، “در قبال دریافت رسید، وجه نقد را به کنسولگری تحویل داده” یا کمک‌هایشان را به حساب بانکی ذکرشده واریز و “تصویر رسید پرداخت” را به کنسولگری ایران ارسال کنند.

کمک‌های صلیب سرخ آلمان نیز امروز به مقصد ایران ارسال شده است. به گزارش خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی، این کمک‌ها “شامل ۴۰ قایق نجات بادی و تجهیزات مخصوص نجات در مجموع به وزن هفت و نیم تن”، از فرودگاه برلین به مقصد تهران ارسال شده است.

در روزهای گذشته شماری از نهادهای بین‌المللی همچون سازمان ملل و نیز برخی کشورها از جمله آلمان، بریتانیا و ترکیه برای کمک به سیل‌زدگان ایران اعلام آمادگی کرده بودند. به گزارش رسانه‌های ایران، ماریا ویوتی، رئیس دفتر دبیرکل سازمان ملل، در تماسی تلفنی با اسحاق آل حبیب، سرپرست نمایندگی دائم ایران در این نهاد بین‌المللی، مستثنا بودن کمک‌های انسان‌دوستانه از هر گونه تحریمی را “بدیهی” دانسته است.

اوگوچی دانیلز، نماینده “برنامه توسعه” سازمان ملل متحد در ایران نیز سه‌شنبه گذشته اعلام کرد که تیم سازمان ملل “از نزدیک” شرایط سیل در ایران را رصد کرده و چنانچه دولت ایران درخواست دهد، این تیم حمایت‌های لازم را از تلاش‌های دولت بعمل خواهد آورد.

دوشنبه گذشته نیز حمید بعیدی‌نژاد، سفیر جمهوری اسلامی در بریتانیا، در حساب توییتر خود نوشته بود: «صلیب سرخ انگلستان آمادگی کامل دارد به‌محض دریافت فهرست مورد نیاز اقلام فوری کمک‌رسانی و تجهیزات مقابله با سیل از سوی هلال احمر ایران، موارد مورد نیاز را بصورت فوری به ایران ارسال کند.»

جمعیت هلال احمر ترکیه نیز پنج کامیون محموله بشردوستانه شامل چادر، ملحفه، پتو، ظروف آشپزخانه و چراغ‌های خوراک‌پزی به ایران ارسال کرده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی در حالی از تأثیر منفی تحریم‌های آمریکا بر کمک‌رسانی به سیل‌زدگان سخن می‌گویند که اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری ایران، دوشنبه گذشته گفته بود: «کشوری که این همه ثروت دارد دستش را برای کمک دراز نمی‌کند.»

در جریان سیلاب و بارندگی‌های شدید در ایران که با آغاز سال جدید خورشیدی (۱۳۹۸) اکثر استان‌های کشور را در بر گرفت، ۷۰ نفر کشته و صدها نفر مصدوم شدند. از دیگر پیامدهای سیل اخیر، بی‌خانمان شدن ده‌ها هزار ایرانی و هزاران میلیارد تومان خسارت بود.

No responses yet

Mar 26 2019

زندان فشافویه به روایت تصویر

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: معمولا از درون بازداشتگاه‌ها و زندان‌های ایران عکس یا تصویری منتشر نمی‌شود. برخی زندانیان پیش‎تر در زندان‎های مختلف تصاویری را به بیرون رسانده‎اند که گویای وضعیت درون زندان‎ها است. اما به تازگی «ایران‌وایر» از طریق منابع خبری خود به طرح- نقاشی‌هایی دست پیدا کرده که وضعیت دراویش زندانی را در زندان «فشافویه» (تهران بزرگ) به تصویر کشیده است. این تصاویر را یکی از دراویش زندانی تجمع اعتراضی «گلستان هفتم» خیابان «پاسداران» تهران از فضای داخلی زندان ترسیم کرده است. این نقاشی‌ها که با وسایل ابتدایی مثل خودکار و روی صفحات یک سررسید کشیده شده‌اند، حکایت از روزمرگی دراویش محبوس در این زندان دارند. ۲۵تصویر ترسیم شده از این زندان به همراه گزارش زیر منتشر شده‏اند.

«آرش مرادی» که به تازگی از زندان فشافویه آزاد شده است، شرایط داخل زندان را مطابق با آن چه در نقاشی‌های منتشر شده در این گزارش دیده می‎شود، توصیف می‎کند. او روز اول اسفندماه ۱۳۹۶ و در پی حادثه گلستان هفتم بازداشت و دوم اسفندماه به زندان فشافویه منتقل ‌شده بود.
آرش اهل استان ایلام و شهرستان «آبدانان» است.او که پیش از زندانی شدن، در تهران به شغل پرستاری از سالمندان مشغول بوده، یک‌ماه پس از آزادی‌ به «ایران وایر» می‌گوید: «از توهین و تحقیر هنگام بازداشت که بگذریم، شرایط زندان خیلی بد و نامناسب بود. خیلی از بچه‌ها بعد از بازداشت در اثر ضرب و شتم دست و پا و سرشان شکسته و صورت‌های‌شان زخمی بود. بدن یک ‏سری از دراویش پر از تیرهای ساچمه‌ای است. چند نفر از آن‏ها چشم‌شان مورد اصابت ساچمه قرار گرفته بود اما هیچ‌کدام از ما به پزشکی قانونی منتقل نشدیم. در بهداری داخل زندان هم مداوای درستی انجام نمی‌شد. تنها باندپیچی شده بودیم که فقط خون‌ریزی بند بیاید.»

او که خودش هم به هنگام بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، می‌گوید:«وقتی بازداشت شدم، مرا به ساختمان نیمه کاره‌ای در نبش گلستان ششم منتقل کردند که در آن نیروهای لباس شخصی و یگان ویژه تونلی انسانی درست کرده بودند. وقتی مرا به آن وارد کردند، هرکس با هر چه به دستش می‌رسید، از باتوم و شوکر و چوب و میلگرد و… شروع به کتک زدنم کردند. من تنها بازداشت شدم اما وقتی مرا به کلانتری منتقل کردند، دیدم بعضی از کسانی که در آن جا بازداشت بودند، اصلا درویش نبودند ولی چون سبیل داشتند و نزدیک گلستان هفتم تردد می‌کردند، بازداشت شده بودند. به طرز تحقیرآمیزی نیمی از سبیل‌ همه ما را زدند. با باتوم و شوکر برقی به جان‏مان افتاده بودند و ما را می‎زدند. در سرمای اسفند وادارمان کردند برهنه شویم.»

تلی از آدم‌ها که بر روی هم ریخته شده‌اند در یکی از نقاشی‌ها نشان داده شده که درویش نقاش با الهام از نحوه بازداشت رفیقانش کشیده است. در شرح آن هم نوشته که با شنیدن روایت دراویش از ضرب و شتم آن‎ها در گلستان هفتم توسط ماموران، آن صحنه را ترسیم کرده است.
آرش مرادی را به همراه عده‌ای که آن‌ها را نمی‏شناخته، از کلانتری به آگاهی «شاپور» منتقل می‌ کنند و بعد از بازجویی در آن جا، به زندان «اوین» و در نهایت به فشافویه منتقل می‌شود. او لحظه ورود خود به زندان را این‌گونه توصیف می‎کند: «من در هنگام ورودم به زندان، “کسری نوری” و “صالح مرادی” را دیدم. بعد مرا به همراه “رضا انتصاری” و ۲۱ نفر دیگر به تیپ سه زندان فشافویه منتقل کردند. تا یک هفته همه درها بسته بود و ما در اتاقی که سه تخت سه طبقه در آن بود، زندانی بودیم. درب این اتاق فقط وقت تحویل غذا باز می‌ شد و دوباره آن را می‌بستند. نه اجازه تلفن زدن داشتیم، نه هواخوری.»

یک هفته بعد اجازه تماس تلفنی به دراویش داده می‌شود:«اجازه دادند در حد ۳۰ ثانیه فقط تلفن بزنیم و به خانواده اطلاع بدهیم حال‎مان خوب است. حتی نمی‌دانستیم کجاییم که به خانواده‌های‌ خود بگوییم. وقتی منتقل شدیم به بند و با بقیه صحبت کردیم، تازه فهمیدیم که در زندان فشافویه هستیم.»

او در ادامه به وضعیت جسمی نامناسب برخی از هم‌بندیان خود اشاره می‎کند و درباره «احمد براکویی»، یکی از دراویش زندانی که ساچمه‌ها درست به چشمش اصابت کرده بودند، می‌گوید: «احمد براکویی را شش ماه بعد از زندانی شدن، برای چشمش به بیمارستان و بهداری بردند. اما دکتر گفت دیر شده و ایشان الان بینایی چشمی که ساچمه به آن اصابت کرده را از دست داده است. بعضی از دوستان بودند که وقتی شمردیم، حدود ۱۸۰ ساچمه روی سینه و کمرش خورده بود و از فاصله تقریبا پنج متری به او تعداد زیادی تیر ساچمه شلیک کرده بودند.»

اشاره او به «حسن شاهرضا»، درویشی است که در خبرها تایید شده بیش از ۱۰۰ ساچمه‌ تفنگ‌های نظامی در زمان بازداشت در حادثه‌ گلستان هفتم (یکم اسفند ۱۳۹۶) به بدنش اصابت کرده است و به دلیل عدم رسیدگی پزشکی، خطرعفونت ریه او را تهدید می‌کند.

آرش تاکید می‎کند مسوولان زندان فشافویه از اعزام حسن شاهرضا به بیمارستان در حالی جلوگیری کرده‌اند که اسناد و عکس‌های پزشکی نشان‏گر وضعیت جسمی وخیم او است.

حسن شاهرضا پیش‌تر برای درمان به بیمارستان اعزام شده بود اما پس از تأکید پزشکان معالج بر مداوای فوری وی و خارج کردن صدها ساچمه‌ای که در بدن و از جمله در بافت ریه او مانده است، از اعزام مجدد وی به بیمارستان جلوگیری کرده‌اند.

سایت «مجذوبان نور» به نقل از یکی از نزدیکان او نوشته است:«مسوولان زندان فشافویه به آن‎ها گفته‌اند فقط یک بار حق اعزام به بیمارستان دارید.»

آرش مرادی از محدودیت‌های زندان فشافویه برای دراویش زندانی می‌گوید: «وضعیت بهداشتی افتضاح بود. من در این یک سال خیلی‌ها را دیدم که بیماری‌های پوستی گرفتند یا شپش و ساس داشتند؛ فقط به‌خاطر این که وضعیت بهداشتی و آب و حمام و دست‏شویی نامناسب بودند. تلفن‌ها را هر از گاهی برای آزار ما قطع می‌کردند. در گرما و سرما، سیستم سرمایش و گرمایش را از کار می‌انداختند. وضعیت آب ولی مهم‏ترین مشکل بود. آب حتی برای استحمام هم خوب نبود، چه برسد به آشامیدن. هر چه قدر هم اعتراض می‎کردیم، صدایمان به جایی نمی‏رسید.»

در شرح نقاشی‌های منتشر شده از زندان فشافویه که در اختیار «ایران‎وایر» قرار گرفته، آمده است:«در همه اتاق‎ها به اجبار کارتون‌هایی بود که وسایل و خوردنی‌ها را در آن نگه‎داری می‌کردند؛ کارتن‌هایی که خودشان عامل ورود ساس و شپش بودند.»
آرش مرادی می‌گوید: «”مجید مرادی” پسرعموی من، “امین علیزاده” پسر خاله و “تقی مرادی” برادرم هم همراه با سایر دراویش در شب حادثه پنجم دی ماه در گلستان هفتم بازداشت شدند.»

او در خصوص احکام صادر شده برای این سه تن از اعضای خانواده و بستگان خود به «ایران‏وایر» می‌گوید: «مجید مرادی دادگاه بدوی مجموعا به ۱۴سال حبس و ۷۴ضربه شلاق محکوم شد. بعد در اعتراض به ناعادلانه بودن دادرسی، در دادگاه تجدیدنظر حاضر نشد و درخواست تجدیدنظر هم نداد. برادرم، تقی مرادی هم در دادگاه اول به ۱۰ سال حبس محکوم شد اما فعلا با قرار وثیقه آزاد است. پسرخاله‌ام هم در حال حاضر ممنوع‎الخروج است ولی هنوز دادگاهی برایش تشکیل نشده است.»

به تازگی احکام قطعی ۲۳درویش محبوس در این زندان بی آن که نسبت به رای بدوی تغییری کرده باشد، به آن‌ها اعلام شده است. گفته می‏شود اغلب این دروایش در اعتراض به ناعادلانه بودن روند دادرسی، در دادگاه تجدیدنظر حاضر نشده و درخواست تجدید نظرخواهی در رای بدوی را هم نداده‌اند. این دراویش جمعا به ۱۹۰سال زندان، هزار و ۷۰۲ضربه شلاق،۴۶سال تبعید و ۹۲سال محرومیت اجتماعی و رسانه‌ای و ممنوعیت خروج از کشورمحکوم شده‌اند. اسامی آن‏ها به این شرح است:«مصطفی عبدی، کسری نوری، محمد شریفی‌مقدم، رضا یاوری، رضا انتصاری، سینا انتصاری، مرتضی کنگرلو، صالح‌الدین مرادی، مجید مرادی، بابک مرادی، سخاوت سلیمی، رضا سیگارچی، سعید دوراندیش، احمد ایرانی‌خواه، مجتبی بیرانوند، محمدرضا درویشی، مهدی کیوانلو، جواد خمیس‌آبادی، اردشیرعشایری، جعفر احمدی، سعید سلطانپور و امین سلیمانی».
هم اکنون ۱۱۰ درویش زن و مرد در زندان‌های فشافویه و «قرچک» در حال گذراندن محکومیت خود پس از اعتراضات گلستان هفتم هستند.

No responses yet

Feb 24 2019

اعتراض به حجاب اجباری؛ خودسوزی هما دارابی، ‘تصویری که آدم را رها نمی‌کند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر


بی‌بی‌سی: هما دارابی در اعتراضی نمادین به حجاب در تاریخ دوم اسفند ۷۲ یکی از خیابان های نزدیک میدان تجریش خودش را به آتش می کشد و بر اثر شدت سوختگی در بامداد سوم اسفند فوت می کند

“ماجرای خودسوزی هما دارابی را در تجریش، به عنوان اعتراض به رفتار وحشیانه‌ جمهوری اسلامی با زنان که پیش‌تر شنیده بودم دیروز در گاردین خواندم. شرحی ساده، کوتاه و خشک ولی کاردی در زخم.”

این روایت شاهرخ مسکوب، نویسنده ایرانی از مرگ هما دارابی در کتاب “روزها در راه” است. پزشک کودکان و روان پزشکی که بیست و پنج سال پیش در نزدیکی میدان تجریش تهران در اعتراض به حجاب اجباری خود را به آتش کشید.

هما دارابی متولد ۱۳۱۸ در تهران دارای سابقه طولانی مبارزات اجتماعی و سیاسی در دوران محمدرضا پهلوی بود و در بیست سالگی عضو حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر می شود.

او در اسفند سال ۱۳۴۹ در اعتراض به منوچهر اقبال، رئیس وقت دانشگاه تهران و نخست وزیر سابق و به جرم آتش زدن اتومبیل او همراه با فریدون تقی‌زاده دستگیر و برای چند هفته بازداشت می شود.

هما دارابی در ادامه فعالیت های سیاسی اش یکی از سخنرانان روز شانزدهم آذر ۴۰ و یکی از دو زن منتخب کنگره جبهه ملی در پاییز سال ۱۳۴۱ می شود.

خانم دارابی پس از پایان تحصیلاتی پزشکی در دانشگاه تهران به روستای بهمنی در شمال ایران می رود و دو سال به عنوان پزشک در آنجا خدمت می‌کند تا اینکه در سال ۱۳۴۶ به همراه همسرش منوچهر کیهانی از اعضای حزب ملت ایران ،برای ادامه تحصیلات به آمریکا می رود.

او پس از گذراندن دوره تخصصی بیماری های کودکان و روانپزشکی و دریافت پروانه پزشکی از سه ایالت نیویورک، نیوجرسی و کالیفرنیا در سال ۱۳۵۳ به ایران برمی‌گردد. در این سال ها در نشریاتی مانند فردوسی درباره حقوق زنان و کودکان هم مطالبی می نویسد.


هما دارابی در کنار دیگر اعضای حزب ملت ایران و جبهه ملی دوم از جمله دکتر غلامحسین صدیقی

انقلاب و “ظلم مضاعف” بر زنان

به گفته پروانه فروهر، هما دارابی که در تمامی تظاهرات و اعتراضات منجر به پیروزی انقلاب شرکت داشت در اوایل پیروزی انقلاب همراه با دیگر زنان در دیداری با ابوالحسن بنی صدر، رییس جمهور وقت، با اعتراض به فشارها و برخوردها درخواست می کند که در ایران پس از انقلاب به زنان “ظلم مضاعف” نشود.

در این سال‌ها با تلاش خام دارابی واحد روان‌شناسی و گفتار درمانی بیمارستان روانپزشکی “شهید سهامی” راه اندازی می‌شود و همزمان عضو گروه آموزش تخصصی روانپزشکی مجتمع آموزشی و پژوهشی وزارت بهداری می شود و مدیریت گروه روانپزشکی دانشگاه علوم شهید بهشتی را هم می‌پذیرد.

اما با سخت گیری‌هایی که در بحث پوشش و حجاب برای زنان در ادارات و ساز مان های دولتی پیش می‌آید ابتدا از کار در دانشگاه محروم می‌شود و سپس در سال تحصیلی در سال۱۳۷۰-۱۳۶۹ ممنوع‌التدریس هم می‌شود.

پروانه فروهر در گفتگویی در این‌باره می گوید: “گردانندگان واپسگرای دانشگاه او را برخلاف نص صریح قانون از استادی که ایشان عاشقانه دوست داشتند برکنار کردند. دلایلشان هم همان دلایل مسخره‌ای بود که که همه جا با زن‌ها برخورد می‌کنند؛ عدم رعایت برخی شئونات.”

به گفته پروانه فروهر، هما دارابی بارها به این حکم اعتراض می‌کند و در این روند دچار افسردگی شدید می شود و بارها خودکشی می‌کند که نجات داده می شود.

سیمین مخبر یکی از دوستان قدیمی اش با اشاره به علاقه شدید هما دارابی به محمد مصدق و دیدارهایشان در احمد آباد در گفتگویی می گوید: “مشکلات زیادی باعث آزردگی و اثرات روانی اش شده بود بخصوص بحث حجاب” اما فرزین مخبر، یکی از هم حزبی‌هایش “مسئله را تنها حجاب” نمی داند: “خیلی فعال بود و خیلی امید داشت به انقلاب که تحول مثبتی بینجامد و بعد سرخورده شد از مسائلی که دید. ناخشنود بود از وضعیتی که پیش آمده بود و نتوانست بپذیرد سرانجام آن ‌همه تلاش و مبارزه آن چیزی است که دارد اتفاق می‌افتد.”

خانم دارابی در مدتی که از کار و درس محروم شده بود مطب خصوصی اش را دایر می کند اما به خاطر افسرگی شدید دیگر قادر به ادامه کار نیست و با اینکه پس از پیگیری‌های خودش و همسرش دیوان عدالت اداری حکم قبلی را لغو می‌کند اما به گفته‌ پروانه فروهر “دیگر دیر بود و کار از کار گذشته بود”.

سرانجام هما دارابی در اعتراضی نمادین به حجاب در تاریخ دوم اسفند ۷۲ در یکی از خیابان های نزدیک میدان تجریش خودش را به آتش می کشد و بر اثر شدت سوختگی در بامداد سوم اسفند فوت می کند.

برای مراسم او حزب ملت ایران و اعضای جبهه ملی و همچنین خانواده اش اعلامیه‌هایی می دهند که روزنامه کیهان از نشر آن سرباز می زند اما در روزنامه‌ اطلاعات منتشر می‌شوند.

مراسمی که به گفته پروانه فروهر “باشکوه” برگزار می‌شود و جعیت کثیری در آن شرکت می کنند. پروانه فروهر در این مراسم درباره خانم دارابی می گوید: “وقتی انقلاب صورت گرفت او گمان کرد زنان در جای طبیعی خود مستقر خواهند شد و نیازی به نبرد جداگانه نخواهند داشت اما چنین نشد، آن ها هیچ به دست نیاوردند که بسیاری را هم از دست دادند.”

خانم فروهر در ادامه می گوید: “صداى رسایش به رغم جثه کوچکش هنوز در این ایران بلازده جارى است، آن همه پویایى، بالندگى، سرسختى و غرور، امروز او را با چه معیارى مى‌توانیم سنجید.” … “از او هيچ شكوه و ناله به ياد هيچكس نمى‌آيد، تا آخرين لحظه‌هاى سوختن.


هما دارابی به همراه خسرو سیف، داریوش و پروانه فروهر، علی‌اصغر بهنام و بهروز برومند

تصویری که “آدم را رها نمی‌کند”

خبر خودسوزی هما دارابی در ایران آن روزها بازتاب چندانی نداشته است اما در رسانه‌های انگلیسی زبان و فارسی زبان خارجی به صورت گسترده ای پوشش داده می‌شود.

پوششی که با موضع گیری تند کیهان هوایی روبرو می شود. این روزنامه این رخداد را حاصل بیماری هما دارابی می‌داند و “حزب ملت ایران” را متهم می‌کند که از این رخداد به نفع خود استفاده می‌کند.

به نوشته کیهان هوایی: “در نخستین هفته اسفند ماه برخی از بنگاه‌های خبرپراکنی بیگانه با پخش خبر خودسوزی دکتر دارابی بهانه‌ای دیگر به دست آوردند تا یکبار دیگر کشورمان را آماج حملات تبلیغاتی قرار دهند. خانم دارابی استاد پیشین روانکاوی که به علت بیماری به بیماری روانی طی دو سال گذشته مطبش را در بلوار افریقا تعطیل کرده بود زیر نظر یک روانپزشک معروف ایرانی به نام دکتر صنعتی‌زاده قرار داشت پس از اقدام به خورسوزی درگذشت.”

در ادامه یادداشت کیهان هوایی آمده است: “این دومین باری بود که خانم دارابی اقدام به خودکشی می‌کرده است. خودسوزی هما دارابی سوژه‌ مناسبی بود تا رادیوهای بیگانه به کمک یک حزب تک‌نفره که نیاز شدیدی به عضو گیری دارد به بزرگنمایی حادثه ای بپردازد و از این نمد کلاهی برگیرند.”

در یادنامه هایی که در خارج از کشور برگزار می شود هنرمندانی چون نعمت آزرم، عاطفه گرگین و رضا مرزیان درباره مشکلات پیش آمده برای این استاد دانشگاه و پزشک کودکان در ارتباط با حجاب و خودسوزی اش می نویسند.

شهلا شفیق، نویسنده ایرانی مقیم پاریس در یادنامه ای در بولتن‌ “آغازی نو” درباره خودسوزی هما دارابی می نویسد: “تصویر زنی که از خانه به در می‌آید و در معبر عام و در برابر چشم دیگران خود را به آتش می کشد شکوه هولناکی دارد. اهمیتی ندارد آن دیگران بسیارند یا کم. چندان مهم نیست پیش از آنکه شعله‌های آتش از پیکر زن بالا بروند فریاد اعتراض یا شعاری هم از گلوی او بیرون جسته یا نه. همه آنچه زن می‌خواسته بگوید در آنچه کرده خلاصه شده. زن از خانه بیرون آمده و در برابر چشم دیگران خود را به آتش کشیده است. تصویرش آدم را رها نمی‌کند.”

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .