اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'بی‌بی‌سی'

Jul 12 2019

آیا تلویزیون دولتی ایران از برنامه مخصوص کودکان بخش فارسی بی‌بی‌سی نگران است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: همرسانی در فیسبوک همرسانی در Telegram همرسانی در توییتر همرسانی در ایمیل همرسانی
پخش برنامه جدید بخش فارسی بی بی سی برای کودکان، مقامات تلویزیون دولتی ایران را نگران کرده و خواستار آن شده اند که برای مقابله با آن، تولید برنامه توسط رسانه های داخلی افزایش یابد.

از سی ‌ام خرداد امسال ( ۲۰ ژوئن ۲۰۱۹) بخش فارسی بی بی سی هر پنجشنبه ساعت ۱۰ صبح به وقت تهران برنامه “قد و نیم قد” را که مخصوص کودکان است پخش می کند. بعضی برنامه های کانال انگلیسی بی بی سی برای کودکان CBeebies از جمله برنامه آیا می‌دانید؟ هم به فارسی دوبله شده و پخش می شود.

تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ایران، سه کانال را به کودکان اختصاص داده. کانال پویا برای کودکان زیر شش سال، کانال نهال برای کودکان ۶ تا ۱۲ سال و کانال امید که برای نوجوانان است.

“رقیب جدی”
محمد سرشار، که مدیر کانال های ویژه کودکان در تلویزیون دولتی ایران است، فورا به برنامه بخش فارسی بی بی سی برای خردسالان واکنش نشان داد و در تاریخ ۲۶ خرداد یعنی چهار روز قبل از شروع رسمی این برنامه ها در اینستاگرام خود نوشت که “روباه پیر” -واژه ای که محافظه کاران در ایران در اشاره به بریتانیا از آن استفاده می کنند- “تهاجم فرهنگی به کودکان” را شروع می کند.

حق نشر عکسFARHANG NEWS
دو هفته بعد، وی گفت ۲۵ در صد از ۸۱ میلیون جمعیت ایران را کودکان تشکیل می دهند و اضافه کرد که بیش از ۸۰ درصد این کودکان، برنامه کانال های تلویزیون دولتی ایران را تماشا می کنند. آقای سرشار تاکید کرد که کیفیت برنامه ها و دوبله در ایران بهتر از هر نمونه خارجی آن است و با فرهنگ محلی بیشتر تطابق دارد.

در گزارشی که خبرگزاری فارس منتشر کرده آقای سرشار می گوید: “نگرانی ما از دخالت بی بی سی در ارتباط با کودکان، بودجه آن است. همانطور که می دانید بودجه بی بی سی را وزارت خارجه بریتانیا کنترل می کند و نگران (هزینه برنامه ها) نیست.نکته دوم این است که آنها به آرشیو بزرگی از برنامه های کودکان دسترسی دارند و می توانند این برنامه ها را پس از دوبله پخش کنند.”

محمد سرشار، بی بی سی را یک “رقیب جدی” در “جنگ نرم” می داند ولی تاکید می کند که مدیران برنامه های کانال های ویژه کودکان، رقیب خود را به دقت تحت نظر خواهند داشت. وی همچنین از مقامات ذیربط خواست که بودجه بیشتری به کانال های ویژه کودکان اختصاص دهند.

سازمان متخاصم
محمد رحیم لیوانی، رئیس مرکز انیمیشن صبا، که با تلویزیون دولتی ایران همکاری می کند بی بی سی را یک تشکیلات متخاصم خواند که با هدف ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران، برای بی اعتبار کردن “شیوه زندگی ایرانی- اسلامی” در بین کودکان تلاش می کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم آقای لیوانی در تاریخ ۳ تیرماه، گفت مرکز تحت نظر او سعی می کند برای مقابله با “تبلیغات زیان آور” بی بی سی، انیمیشن های بیشتری تولید کند. آقای لیوانی می گوید: “ما می دانیم چرا بی بی سی و اربابانش این کار را می کنند. دلیلش این است که آنها نتوانسته اند به اهداف خصومت آمیزشان برسند. به همین دلیل برنامه آنها این است کودکان را (از شیوه زندگی اسلامی- ایرانی) منحرف کنند.

“فکر نمی کنم حیله آنها موثر واقع خواهد شد. بچه ها در طول تابستان ۲ هزار و ۴۸۰ دقیقه انیمیشین برای تماشا کردن دارند، به همین جهت به دنبال تولیدات خارجی با کیفیت بد نخواهند رفت”

ولی همه با نظر مسئولین تلویزیون دولتی ایران موافق نیستند. رضا فیاضی، یک بازیگر ایرانی که در چندین برنامه مخصوص کودکان شرکت داشته تصمیم بی بی سی فارسی برای پخش برنامه های ویژه کودکان را یک تحول خوب ارزیابی می کند. وی در مصاحبه با خبرآنلاین گفت: “ممکن است این یک زنگ بیداری برای مدیران ما باشد که به خودشان بیایند”

وی برنامه های تلویزیون دولتی در دهه ۱۳۶۰ را با برنامه هایی که حالا ساخته می شود مقایسه کرده و معتقد است کیفیت برنامه ها در طول زمان پایین آمده است.

این اظهارات، کم و بیش مشابه نظر محمد مسلمی، یک بازیگر دیگر است که می گوید از نظر تولید برنامه برای کودکان، تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی در مقایسه با ۳۰ سال گذشته، در بدترین شرایط قرار دارد.

آقای مسلمی در تاریخ اول تیر ماه در مصاحبه با خبرگزاری مهر از مقامات به دلیل این که “کودکان را جدی نمی گیرند” انتقاد کرد و گفت این در حالی است که بی بی سی، در این زمینه سرمایه گذاری می کند.

“نبود اعتماد”
وبسایت خبری آزادی در یک گزارش تحلیلی به اظهارات آقای سرشار درباره بودجه بی بی سی و راه‌اندازی پخش برنامه برای کودکان اشاره کرده است.

در این گزارش آمده که رادیو وتلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ایران “بزرگترین سازمان رسانه ای” در جهان با ۵۰ هزار کارمند است. همچنین دارای ۱۲۰ کانال تلویزیونی و رادیویی از جمله ۲۰ کانال تلویزیون ملی، ۱۲ شبکه خارجی و ۳۳ کانال تلویزیون استانی است.

در این گزارش اضافه شده که که افزایش تعداد کانال های رادیو و تلویزیون و کارمندان، با کیفیت برنامه ها تناسب ندارد.

در این گزارش تخمین زده شده که بودجه رادیو و تلویزیون دولتی ایران – از جمله بودجه سالانه آن که توسط دولت و سایر منابع درآمد مانند آگهی ها تامین می شود- نزدیک به ۴ تریلیون تومان است.

صادق زیبا کلام، تحلیلگر سیاسی و استاد دانشگاه، هم درباره مصاحبه آقای سرشار اظهار نظر کرده است. او می گوید مشکل اصلی رادیو و تلویزیون دولتی ایران نداشتن بودجه نیست بلکه “نبود اعتماد” به این سازمان دولتی است. به عقیده صادق زیبا کلام این سازمان، مسائل را از لحاظ ایدئولوژی نگاه می کند و سعی دارد غرب را خبیث جلوه دهد، در حالی که بسیاری از مردم از جمله نسل جوان‌تر، این طور فکر نمی کنند.

وبسایت آزادی به نقل از آقای زیبا کلام می نویسد: “از آنجا که مقامات جمهوری اسلامی معتقدند بریتانیا یک شیطان، مستعمره گر و ‘روباه پیر ‘ است، بر اساس ایدئولوژی اظهار نظر کرده و فورا می گویند هدف برنامه بی بی سی، فریب دادن بچه های ما است. در حالیکه ممکن است حتی یک بخش از یکی از برنامه های بی بی بی سی را هم تماشا نکرده باشند.”

No responses yet

Dec 19 2018

زد و خورد لفظی بر سر صحبت های رضا پهلوی در برنامه ی بی بی سی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

No responses yet

Jun 02 2018

وقعا از بی‌بی‌سی فارسی رسانه‌ای بیسواد تر ندیده‌ام

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,کامپیوتر و اینترنت

در تیتر این خبر سوالی را مطرح می‌کنند بدون اینکه در متن حتی اشاره‌ای به آن سوال بکنند پاسخ به سوال پیش کش.
آخه بیسواد ها اگر سواد پاسخ دادن ندارید چرا مردم را سر کار می‌گذارید.

البته در ادامه خبر بجای پاسخ به سوال در تیتر خبر یک سوال دیگر هم مطرح می‌کند به این صورت:
اما آیا توصیه به کاربران برای خاموش و روشن کردن دوباره دستگاه‌شان کارساز است و جلوی بدافزار را خواهد گرفت؟

پ.ن.: برای آنها که علاقه دارند بدانند برای جلوگیری از این رخنه امنیتی آنطور که اف بی آی گفته کفایت نمی‌کند که شما تنها روتر خود را روشن و خاموش کنید. در بعضی از این روترها باید حتی آنرا Fakctory Reset کنید. بهتر است اگر امکانش را دارید Firmware آنرا هم به روز کنید.

پ.ن.2:
این هم لیست روترهایی که گفته می شود می توانند در خطر باشند

Linksys E1200
Linksys E2500
Linksys WRVS4400N
Mikrotik RouterOS for Cloud Core Routers: Versions 1016, 1036, and 1072
Netgear DGN2200
Netgear R6400
Netgear R7000
Netgear R8000
Netgear WNR1000
Netgear WNR2000
QNAP TS251
QNAP TS439 Pro
Other QNAP NAS devices running QTS software
TP-Link R600VPN

آگر علاقه به مطالعه بیشتر در این باره دارید به این آدرس مراجعه کنید:

No responses yet

Feb 25 2018

دو توییت بی بی سی فارسی جنجالی شد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

گویانیوز: ماجرا از آنجا آغاز شد که حساب توییتر بی بی سی فارسی، برخورد خشونت بار یک افسر نیروی انتظامی در تهران، با یکی از دختران معترض به حجاب اجباری را به این گونه پوشش داد:

unnamed-8-220x300.jpgبی بی سی فارسی در این توییت نوشت: «پلیس از دختری که در اعتراض به حجاب اجباری روی جعبه مخابرات رفته بود، قبل از خشونت، از او خواهش می کند پایین بیاید». لحن همدلانه این توییت با افسر نیروی انتظامی و برخورد خشن او با دختر معترض به حجاب اجباری، خشم برخی از کاربران توییتر را برانگیخت.

در این میان سیاوش اردلان تحلیلگر بی بی سی هم در کانال خود نوشته بود:

photo_2018-02-23_17-11-07.jpg

No responses yet

Oct 25 2017

بی‌بی‌سی به دلیل آزار کارکنان بخش فارسی از سوی مقام‌های ایران به سازمان ملل شکایت کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: بی‌بی‌سی از اقدام قضایی مقام‌های ایران علیه بیش از ۱۵۰ نفر از کارکنان فعلی و سابق بخش فارسی بی‌بی‌سی به سازمان ملل متحد شکایت کرده است.

بی‌بی‌سی امروز چهارشنبه ۲۵ اکتبر (سوم آبان) در بیانیه‌ای اعلام کرد که این شکایت را از طرف کارکنان بی‌بی‌سی فارسی و با قید فوریت به دیوید کی، گزارشگر ویژه حمایت و ترویج حق آزادی بیان و عقیده و همین طور عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران تحویل داده است.

بی‌بی‌سی می‌گوید شکایت به سازمان ملل در پی آن صورت گرفته که مقام‌های ایران تحقیقاتی کیفری علیه ۱۵۲ نفر از کارکنان فعلی، سابق و همکاران بی‌بی‌سی فارسی به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» آغاز کردند.

بر اساس قراری که دادگاهی در تهران صادر کرده دارایی‌های این گروه از کارکنان بی‌بی‌سی فارسی مسدود شده و آنها از فروش دارایی‌‌هایی خود مانند ملک و حتی خودرو در ایران محروم شده‌اند. این ممنوعیت، در مواردی همچون اموالی که از خانواده به ارث می‌رسد، بر اعضای خانواده این کارکنان هم اثر می‌گذارد و آنها را نیز از فروش و تقسیم این اموال محروم می‌کند.

بیانیه‌ بی‌بی‌سی این اقدام را محروم کردن کارکنان بی‌بی‌سی فارسی از “حقوق اولیه انسانی” خوانده و گفته است که این کار با قانون اساسی ایران هم مغایرت دارد.

تونی هال، مدیر کل بی‌بی‌سی می‌گوید این اقدام “مجازات گروهی بی‌سابقه علیه روزنامه‌نگارانی است که تنها دارند کارشان را انجام می‌دهند. این فقط کارزاری علیه کارکنان بی‌بی‌سی فارسی نیست بلکه اقدامی علیه حقوق اولیه انسانی است.”

آقای هال از دولت ایران خواسته که فورا به این اقدام قضایی پایان دهد و تاکید کرده است که “بی‌بی‌سی به نمایندگی از کارکنان خود از تمام شیوه‌های قانونی موجود برای اعتراض به این اقدام استفاده می‌کند و از جامعه جهانی می‌خواهد که با استفاده از نفوذ خود در ایران مقامات را متقاعد کند که این رفتار کاملا غیرقابل قبول باید پایان یابد.”
Image caption دستور قضایی شامل ۱۵۲ نفر است

در بیانیه بی‌بی‌سی آمده است که تحقیقات قضایی و صدور قرار ممنوع‌المعامله بودن برای گروهی از کارکنان فعلی و سابق بی‌بی‌سی فارسی “تازه‌ترین اقدام در کارزاری مستمر با هدف آزار و اذیت است که برای فشار بر روزنامه‌نگاران به دلیل ادامه کار آنها در بی‌بی‌سی صورت می‌گیرد”.

در این بیانیه به موارد دیگری از آزار و اذیت کارکنان بی‌بی‌سی فارسی هم اشاره شده است، از جمله: “دستگیری و بازداشت خودسرانه اعضای خانواده‌ کارکنان بی‌بی‌سی فارسی؛ توقیف گذرنامه‌ها و اعمال ممنوعیت سفر برای اعضای خانواده‌ها که می‌خواهند برای دیدن بستگانشان که در بخش فارسی بی‌بی‌سی کار می‌کنند، از ایران خارج شوند؛ تجسس و آزار مداوم و پخش اخبار جعلی و حاوی تهمت که با هدف آسیب زدن به وجهه کارکنان بی‌بی‌سی فارسی و خانواده‌های آنها طراحی می‌شود.”

بی‌بی‌سی می‌گوید از زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ کارکنان بی‌بی‌سی فارسی و “والدین و خواهران و برادران و دوستان آنها متحمل رنج‌های بسیاری از سوی مقام‌های ایران شده‌‌اند”. در این بیاینه به موارد زیر به عنوان نمونه‌هایی از این رفتار اشاره شده است:

خواهر یکی از روزنامه‌نگاران ۱۷ روز در زندان اوین در بازداشت بوده و مجبور شده از طریق اسکایپ از خواهرش بخواهد که به کار در بی‌بی‌سی پایان دهد یا علیه همکارانش جاسوسی کند
بسیاری از والدین سالخورده کارکنان مورد بازجویی قرار گرفته‌اند و بعضی از این موارد در ساعات دیرهنگام شب انجام شده است
یک کودک زیر ده سال به دلیل خویشاوندی با یکی از کارکنان بی‌بی‌سی فارسی برای سوال و جواب احضار شده است

در بیانیه بی‌بی‌سی همچنین آمده است “بسیاری از کارکنان بی‌بی‌سی فارسی از بیم زندانی شدن یا منع خروج از ایران نتوانسته‌اند به دیدار والدینشان بروند که در حال احتضار بوده‌اند. وجهه و آبروی آنها با ادعاهای ناروا و بدنام‌کننده در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مورد حمله قرار گرفته است. بسیاری از کارکنان سوژه اخباری جعلی بوده‌اند که آنها را به رفتار ناشایست جنسی یا اعمال جنسی که در ایران غیرقانونی محسوب می‌شود و می‌تواند مجازات مرگ در پی داشته باشد، متهم کرده است.”

پیش از این دیوید کلمنتی، رئیس بی‌بی‌سی هم اقدام‌های قضایی اخیر در ایران علیه کارکنان بی‌بی‌سی فارسی را “مایه نگرانی” خوانده و از مقام‌های قوه قضاییه ایران خواسته بود که به آزار کارکنان بی‌بی‌سی فارسی پایان دهند.

فرانچسکا آنسورث، رئیس بخش جهانی بی‌بی‌سی هم گفته بود که “به نظر می‌رسد این اقدام حمله‌ای هدفمند علیه کارکنان فعلی و پیشین بی‌بی‌سی فارسی و شماری از کسانی است که با این رسانه همکاری می‌کنند.”

No responses yet

Feb 06 2017

صادق زیبا کلام: شاه فرار نکرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

ایران مهر: یکی از عمده‌ترین دلایل شاه برای گرفتن انگشت اتهام به سمت انگلستان، نقش رادیو بي‌بي‌سي و اندرو وتيلي در دوران انقلاب بود. آن‌قدر بي‌بي‌سي‌فارسی کارش را درست و دقیق انجام می‌داد که شاید اگر خود انقلابیون در لندن مسئولیت آن را برعهده می‌گرفتند، به زیبایی کارکنان بي‌بي‌سي نمی‌توانستند برنامه‌سازی کنند. واقعا بي‌بي‌سي در دوران انقلاب به صورت نبض اطلاع‌رسانی نهضت و مبارزه درآمده بود.

سال گذشته «روزنامه شرق» به مناسبت ۲۶دی‌ماه؛ روزی که محمدرضا پهلوی در سال ۵۷ کشور را ترک کرد، ویژه‌نامه‌ای منتشر کرد. یکی از یادداشت‌های آن ویژه‌نامه به نگارنده تعلق داشت؛ تحت عنوان «شاه فرار نکرد». نفس این عنوان به‌تنهایی (و البته برخی مطالب آن یادداشت) واکنش‌های زیادی را در فضای مجازی برانگیخت. یکی از حرف‌های آن یادداشت این بود که «شاه فرار نکرد، بلکه کشور را ترک کرد».
این قرائت باعث شد تا دو گروه مخالف و موافق شاه به اظهارنظر بپردازند. مخالفان می‌گفتند که شاه تا آنجا که می‌توانست کشتار کرد، اما زمانی‌که سرانجام دریافت که دیگر با سرکوب، قلع‌وقمع معترضان و کشتار مردم نمی‌تواند به سلطنتش ادامه دهد، لاجرم فرار کرد. درمقابل دیگران معتقد بودند که شاه راضی به کشتار نبود و درنتیجه تسلیم انقلاب شد و تصمیم به ترک کشور گرفت. امسال بنای گفتن مطلبی دراین‌باره را نداشتم، اما بعد از گذشت این روز و تکرار برخی مطالب مشابه در فضای رسمی، ذکر توضیحاتی را مفید می‌دانم.

واقعیت آن است که بايد شرایط و فضا را از منظر شاه نظاره کرد و نه از پشت عینک دلخواه خودمان. روایتگر، نویسنده، تحلیلگر، مورخ یا هر نام دیگری که او را بنامیم، ممکن است با نگاه سوژه‌اش (درمورد ما شاه) و آنچه او تصور می‌کرده و می‌اندیشیده موافق نباشد؛ تصورات شاه از واقعیت را مطلقا برنتابیده و آنها را یک‌سره موهوم و خطا بداند. درعین‌حال مکلف است به آنها پرداخته، آنها را برای مخاطبش تشریح كرده و آن‌گونه که شاه به آنها باور داشته، برای مخاطبی که شاه را اساسا نمی‌شناخته و با افکار و عقاید وی آشنایی نداشته روی کاغذ بیاورد، به‌گونه‌ای که اگر ما از خود شاه بپرسیم که آیا آنچه که مورخ از شما روایت کرده را قبول دارید یانه؟ آیا شما این تصورات و باورها را که مورخ از شما نقل کرده داشتید یا نه؟ او به ما پاسخ دهد که بله کم‌وبیش مورخ روایت درستی از آنچه در ذهن من بوده ارائه داده است؛ بله آنچه مورخ به من نسبت داده کم‌وبیش درست است.

اگر اینها را به‌عنوان اصول ابتدایی و اولیه تاریخ‌نگاری در نظر بگیریم، در آن‌صورت آیا بخش عمده‌ای از روایت رسمی که در ۳۷ سال گذشته درباره شاه در ایران انتشار یافته یا در قالب فیلم و سریال در صداوسیما به تصویر کشیده شده و به شاه نسبت داده شده مورد تأییدش است؟ صدالبته که مراد ما این نیست شاه یا هر سوژه دیگری مطالب روایتگر را تصدیق كند. طبیعی است که چنین اتفاقی کمتر می‌افتد. مراد ما بیشتر آن است که مورخ نبايد روایت خودش را جایگزین آنچه می‌اندیشیده و تصویر و تصوری که از دنیای پیرامونش داشته بکند.

بعد از این مقدمه می‌رسیم به اصل ماجرا: در ۲۶ دی‌ماه سال ۵۷ و هنگامی‌که شاه به اتفاق همسرش فرح پهلوی (دیبا) داشت در پاویون VIP فرودگاه مهرآباد به سمت هواپیمای اختصاصی‌اش می‌رفت، چه فکر می‌کرد؟ اساسا او کل ماجرای اعتراضات، ناآرامی‌ها و نهایتا انقلاب سال ۵۷ را چگونه می‌دید و ارزیابی‌اش از آن وضعیت چه بود؟ طبیعی است که ما در این مختصر نه می‌توانیم و نه بنا داریم تا به همه جنبه‌های پیچیده «محمدرضا پهلوی و انقلاب اسلامی» بپردازیم. یقینا بخشی از چنین تحقیقاتی تاکنون صورت گرفته و بدون‌تردید کارهای بیشتری هم در آینده صورت خواهد گرفت. آنچه در این مقاله آمده، تلاشی در پاسخ به این پرسش است که شاه آن اوضاع و احوال را چگونه می‌دید و چه احساسی در قبال آن ناآرامی‌ها داشت؟

بگذارید داستان را با نام یک انگلیسی به نام «اندرو وتيلي» شروع کنیم. دوستان دهه شصتی و هفتادی، اگر از والدین و بزرگ‌ترهایشان بپرسند که اندرو وتیلی که بوده، شاید بسیاری از آنها همچنان بعد از گذشت قریب به چهار دهه از اواسط دهه ۵۰ که انقلاب داشت به‌تدریج به راه می‌افتاد آن نام را به‌خاطر آورند و به شما پاسخ دهند یادش به‌خیر ٣٨ سال پیش در زمستان سال ٥٧ که بهمن انقلاب سرازیر شده بود، میلیون‌ها ایرانی هر شب ساعت ٧:٤٥ هر کجا که بودند خودشان را پای یک رادیو ترانزیستوری می‌رساندند تا در جریان اخبار بي‌بي‌سي فارسی قرار بگیرند. در دوران انقلاب نام اندرو وتیلی برای همه ایرانیان آشنا بود. او درحقیقت بلندگوی انقلاب بود. بي‌بي‌سي، ایرانیان را در جریان آخرین موضع‌گیری‌های امام در نجف یا پاریس قرار می‌داد؛ موضع‌گیری چهره‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون را به اطلاع مردم می‌رسانید و بیانیه‌ها و اعلامیه‌های رهبران مذهبی و سیاسی به‌علاوه احزاب و تشکل‌های سیاسی مخالفان رژیم را قرائت می‌کرد.

اندرو وتيلي هر شب فهرست بلندبالایی از آخرین تظاهرات، راه‌پیمایی‌ها، اعتصابات، درگیری‌ها، تلفات و سایر رویدادهای مرتبط با نهضت را از سراسر ایران به اطلاع مردم می‌رسانید و بالاخره و شاید مهم‌ترین کارکرد اندرو وتيلي آن بود که آخرین اخبار و تصمیمات، آخرین برنامه‌های مربوط به راه‌پیمایی‌ها و سایر برنامه‌ریزی‌هایی را که رهبران مخالف رژیم شاه تصمیم‌گیری کرده بودند به اطلاع مردم ایران می‌رسانید. حال شاید بهتر بتوان متوجه شد که چرا هرکس هر کاری که دستش بود را آن شب‌ها رها می‌کرد و رأس ساعت ٧:٤٥ خود را به پای رادیو و شنیدن برنامه شبانگاهی بي‌بي‌سي می‌رسانید.

از آنجا که بي‌بي‌سي فارسی فقط در تهران گزارشگر داشت، اندرو وتيلي مجبور بود اخبار و رویدادهای شهرها و مناطق دیگر کشور را از طریق تلفن کسب كند. جمله معروفی بود که از بس گوینده‌های بي‌بي‌سي آن را تکرار کرده بودند، بسیاری از ایرانیان آن را به‌عنوان طنز به یکدیگر می‌گفتند: «به قرار اطلاعات واصله» و سپس اندرو وتیلی مطلب و اخبارش را از اطراف و اکناف ایران به ‌اطلاع میلیون‌ها ایرانی مشتاق می‌رسانید. برای نشان‌دادن وزن و اهمیت بي‌بي‌سي در دوران انقلاب برای دهه شصتی و هفتادی‌ها، بايد گفت که وزن بي‌بي‌سي فارسی و اندرو وتيلي به‌تنهایی به‌اندازه بي‌بي‌سي فارسی امروز، «من و تو» و رادیو فردا روی یکدیگر بود. گرچه شاه و سایر امراي رژیمش که به اهمیت و نقش بي‌بي‌سي در آن دوران پی برده بودند اما اخراج اندرو وتيلي از ایران یک آبروریزی بزرگ محسوب می‌شد. شاه و سایرين در دوران انقلاب بارها گفته بودند ایران چیزی برای پنهان‌کردن ندارد و در نتیجه خبرنگاران و گزارشگران بین‌المللی می‌توانند به ایران بیایند و گزارش تهیه کنند.

اما در خفا این‌گونه نبود. شاه ایران به‌شدت از نقش بي‌بي‌سي آزرده‌خاطر بود و بارها و بارها به مقامات بریتانیا به واسطه عملکرد بي‌بي‌سي و گزارشات اندرو وتيلي اعتراض كرده بود. اما این همه ماجرای بي‌بي‌سي و اندرو وتيلي نبود. شاه ناآرامی‌ها و تحولات ایران را یک توطئه برنامه‌ریزی‌شده از سوی غربی‌ها و مشخصا هم از جانب آمریکا و انگلستان برای سرنگونی رژیمش می‌دانست.

شاه نه‌تنها معتقد بود که مخالفان زیادی ندارد، بلکه یک گام هم جلوتر آمده و به جد معتقد بود که به واسطه اقدامات و برنامه‌های ترقی‌خواهانه‌ای که از اوایل دهه ١٣٤٠ تحت عنوان «انقلاب سفید شاه و ملت» به اجرا درآورده، نه‌تنها چهره کشور تغییر یافته بلکه اقشار و لایه‌های مختلفی که به‌ نظر وی از آن برنامه متنعم شده‌‌اند از وی طرفداری هم می‌کنند. او معتقد بود کشاورزان فقیر و بی‌زمین که در جریان «اصلاحات ارضی» (تقسیم زمین‌های خوانین و ملاکین بزرگ میان رعیت آنها)، صاحب زمین شده‌اند، از وی پشتیبانی می‌کنند. او همچنین تصور می‌کرد کارگران به واسطه شریک‌كردنشان در سود کارخانجات و سهام‌دارکردن‌شان (سهام صنایعی که در آنها کار می‌کردند)، از وی طرفداری می‌کنند. یا معتقد بود به‌واسطه ‌دادن حق رأی و حق طلاق به زنان، بسیاری از خانم‌ها بالاخص شهرنشین و تحصیل‌کرده هم از او پشتیبانی می‌کنند.

در مصاحبه مفصلی که دو، سه سال قبل از انقلاب با خانم «اوریانا فالاچی» خبرنگار برجسته ایتالیایی انجام می‌دهد و کارشان به مجادله و بگومگو می‌رسد، با عصبانیت به فالاچي که به زندانیان سیاسی ایران گیر داده بود، می‌گوید «کدام کار من غلط بوده؟»، «کدام‌یک از اصول انقلاب سفید به نفع مردم ایران نبوده؟» او در آن مصاحبه نظر همیشگی‌اش را درباره مخالفانش تکرار می‌کند. او معتقد بود مخالفانش چند گروه کوچک بیشتر نبودند.

شماری از ملاکین و خوانین که از اصلاحات ارضی متضرر شده بودند. برخی از روحانیون و عناصر مذهبی که با اصلاحات مدرن وی ازجمله با اصلاحات ارضی، دادن حق رأی و طلاق به زنان، ایجاد سپاه دانش (که دیپلم‌وظیفه‌ها را به منظور سوادآموزی به روستاها می‌فرستاد) مخالفت می‌ورزیدند. چپ‌ها (مارکسیست‌ها) که شاه آنها را وابسته به کمونیسم بین‌المللی می‌پنداشت. روشنفکران که به‌ نظر شاه در همه کشورهای دیگر هم از حکومت‌های‌شان ناراضی بودند. تعدادی از دانشجویان که باز در سایر کشورها هم مشابه آنها وجود داشتند و بالاخره تجزیه‌طلب‌ها. او معتقد بود به استثناي این مخالفان که تعداد آنها چند هزار نفر بیشتر نمی‌شد، سایر اقشار و لایه‌های اجتماعی از وی طرفداری می‌کنند.

در یک کلام، شاه خود را رهبری موفق و ترقی‌خواه تصور می‌کرد که توانسته بوده ایران را از یک کشور توسعه‌نیافته با یک اقتصاد کشاورزی ضعیف و همچنین مناسبات اجتماعی عقب‌مانده تبدیل کند به یک کشور توسعه‌یافته با یک اقتصاد بالنده صنعتی. او همچنین معتقد بود در زمینه توسعه اجتماعی هم توانسته بوده گام‌های بلندی برای کشورش بردارد و بالاخره ایران را از هیبت یک کشور محلی و ضعیف که در عرصه بین‌المللی و در سطح منطقه چندان وزنی نداشت، به یک قدرت اگر نگفته باشیم جهانی، دست‌کم به یک ابرقدرت منطقه‌ای تبدیل کند که بسیاری از کشورهای منطقه و قدرت‌های بزرگ مجبور بودند روی آن حساب کنند. خودش نام جایگاهی که ایران به آن دست یافته بود را گذارده بود «تمدن بزرگ» و معتقد بود «ایران در پرتو انقلاب شاه و ملت توانسته به پیشرفت‌های چشمگیر و همه‌جانبه دست‌ یافته و در آستانه ورود به دروازه‌های تمدن بزرگ است».

با این افکار و تصورات بود که شاه وارد تحولات و بحران دوران انقلاب شد. آنچه هرگز به مخیله وی خطور نکرده بود، آن بود که میلیون‌ها نفر اعم از تحصیل‌کرده و عامی، فقیر و غنی، شهرنشین یا روستایی، زن یا مرد، نه‌تنها مخالف وی هستند بلکه اگر شرایط اجازه دهد به خیابان‌ها ریخته و خواهان سرنگونی وی می‌شوند. پریشان، آشفته، متحیر و شگفت‌زده از آن همه نارضایتی و مخالفت که بعد از قریب به ٣٧ سال سلطنتش از سروروی کشورش جاری شده بود، و در‌حالی‌که همچنان معتقد بود به جز تلاش بی‌وقفه به منظور پیشرفت و ترقی مملکتش کار دیگری نکرده، هرگز نتوانست درک کند که آن همه نارضایتی چرا و چگونه در میلیون‌ها ایرانی به وجود آمده بود. آنچه موضوع را برای وی غامض‌تر و پیچیده‌تر می‌کرد، آن بود که آن همه نارضایتی از او و رژیمش در کجای جامعه ایران نهفته شده بود که وی از آن کاملا بی‌خبر بوده. ظاهرا شاه نه در دوران انقلاب و نه در ١٦ماهی که بعد از انقلاب زنده بود، هرگز نتوانست به این پرسش پاسخ دهد که آن همه نارضایتی از وی چرا به وجود آمده بود.

او رفت به دنبال اینکه غربی‌ها برای سقوطش نقشه کشیده‌اند و شخصا هم انگشت اتهام را به سمت آمریکا و انگلستان گرفت و آنها را متهم كرد که آن وضعیت را در کشورش به قصد سرنگونی وی ایجاد می‌کنند. چه در دوران انقلاب و چه در ١٦ماهی که بعد از انقلاب در قید حیات بود، با تمام وجود معتقد بود انقلاب اسلامی ایران یک برنامه طراحی‌شده از سوی آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها بوده. او البته دلایل متفاوتی برای اینکه چرا غربی‌ها خواهان سرنگونی‌اش می‌شوند، داشت و بارها هم پیرامون آنها صحبت کرده بود. یکی از مهم‌ترین دلایلش نفت بود. شاه معتقد بود ایران نقش مهمی در اوپک در سال‌های اوایل دهه ٥٠ که قیمت نفت در چند ماه چهار برابر شده و از بشکه‌ای هشت دلار به بالای ٣٠ دلار می‌رسد، برعهده داشته.

او بارها در مصاحبه‌هایش اظهار می‌دارد که «از زمانی که او دیگر اجازه نداد غربی‌ها نفت ایران را به ثمن ‌بخس ببرند چراغ سبز دوستی غربی‌ها تبدیل به دشمنی آشکار با وی می‌شود». او به‌جد معتقد بود که «اگر در نفت کوتاه می‌آمد و اصراری بر افزایش قیمت آن نمی‌داشت، هیچ‌کدام آن اتفاقات هم نمی‌افتاد». دلیل دیگری که روی آن هم بعضا تأکید می‌کرد، آن بود که چون ایران درحال تبدیل‌شدن به یک قدرت صنعتی است، و چون ایران صنعتی و صادرات صنعتی ایران رقیبی برای کمپانی‌های غربی می‌شود، بنابراین آنها می‌خواهند تا جلوی صنعتی‌شدن‌مان را بگیرند و ایران را همچنان وابسته به غرب و از نظر اقتصادی یک کشور عمدتا کشاورزی و صادرکننده نفت و گاز باقی نگه دارند.

البته شاه این تئوری را هم داشت که ممکن است یک توافقی میان آمریکا و شوروی صورت گرفته باشد. روس‌ها دارند شاخ آفریقا را که چندین رژیم چپ‌گرای ضدغربی‌ در آن به قدرت رسیده‌اند (در سومالی و اتیوپی) به غرب واگذار می‌کنند و متقابلا غربی‌ها دارند از ایران خارج می‌شوند. (دوستانی که علاقه‌مند به تحلیل شاه از انقلاب هستند، می‌توانند به‌منظور اطلاعات بیشتر به کتاب مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی نوشته این‌جانب مراجعه كنند). آنچه مسلم است، او هرگز انقلاب ایران را باور نکرد و تا روزی که فوت كرد همچنان معتقد بود همه آن حوادث و رویدادها در سال ١٣٥٧ یک برنامه طراحی‌شده از سوی غربی‌ها بوده و اینجاست که پای بي‌بي‌سي‌فارسی و جناب اندرو وتيلي به میان می‌آید.

یکی از عمده‌ترین دلایل شاه برای گرفتن انگشت اتهام به سمت انگلستان، نقش رادیو بي‌بي‌سي و اندرو وتيلي در دوران انقلاب بود. آن‌قدر بي‌بي‌سي‌فارسی کارش را درست و دقیق انجام می‌داد که شاید اگر خود انقلابیون در لندن مسئولیت آن را برعهده می‌گرفتند، به زیبایی کارکنان بي‌بي‌سي نمی‌توانستند برنامه‌سازی کنند. واقعا بي‌بي‌سي در دوران انقلاب به صورت نبض اطلاع‌رسانی نهضت و مبارزه درآمده بود.

بنابراین شاه و شمار دیگری از مسئولان ارشد رژیم واقعا معتقد بودند رادیو بي‌بي‌سي بخشی از آن سناریوی کلان به منظور سرنگونی شاه و تغییر رژیم است. شاه بارها و بارها این مسئله را به «سر آنتونی پارسونز» سفیر انگلستان در تهران در دوران انقلاب یادآور شده بود. در‌ واقع شاه در اثبات تئوری توطئه‌اش مبنی‌بر دست‌داشتن غربی‌ها در ناآرامی‌های دوران انقلاب همواره به سروقت بي‌بي‌سي می‌رفت و به مصداق «آفتاب آمد دلیل آفتاب»، آن را دلیل روشن دست‌داشتن انگلیسی‌ها در ناآرامی‌های ایران می‌دانست.

سفرای کشورهای آمریکا و انگلستان که در دوران انقلاب منظما با شاه دیدار داشتند، هر دو در خاطرات‌شان می‌نویسند که «ما دیگر به طعنه‌ها و گلایه‌های شاه که از ما می‌پرسید چرا دولت‌های ما درصدد سرنگونی او هستند، عادت کرده بودیم. در ابتدا با شگفتی و تعجب از وی می‌پرسیدیم این چه فکری هست که او دارد. باورمان نمی‌شد که شاه درباره دولت‌های آمریکا و انگلستان چنین نظری داشته باشد. سعی می‌کردیم استدلال کنیم و به وی توضیح دادیم چنین فکری از اساس نادرست است و نه آمریکا و نه انگلستان مطلقا به دنبال سرنگونی وی نیستند. او باید متوجه شود که مشکلاتش داخلی است و درصدد اصلاح و رفع مشکلات برآید».

هر دو در خاطرات‌شان می‌نویسند که «سعی می‌کردیم از مقامات ارشد دولت‌هایمان به بهانه‌های مختلف (تولد شاه یا مناسب‌های دیگر) پیام‌های تأییدآمیز محکم برای او و رژیمش بگیریم. اما به‌تدریج متوجه می‌شدیم نه آن پیام‌ها اثری می‌داشتند و نه استدلال‌های ما. اگرچه پذیرشش در ابتدا برایمان دشوار می‌بود، اما به‌تدریج پذیرفتیم هیچ استدلال و اقدامی از جانب ما نمی‌تواند این فکر و توهم را که دولت‌های متبوع ما قصد سرنگونی وی را دارند، از وی دور کند. بنابراین به‌تدریج ابتدای دیدارهایمان می‌گذاشتیم او گله‌گذاری‌هایش از ما را تمام کند و سپس به سروقت موضوعات مذاکره می‌رفتیم و همواره هم او پای بي‌بي‌سي را به عنوان دلیلش مبنی بر دست‌داشتن انگلستان در توطئه سرنگونی وی به میان می‌کشید».

سر آنتونی پارسونز، سفیر انگلستان، در خاطراتش اشاره می‌کند که «یک روز دیگر کاسه صبرم از نیش و کنایه‌های اعلی‌حضرت لبریز شد و عرف دیپلماتیک را کنار گذاشتم و به وی رسما توهین کردم». ماجرا به ناآرامی‌ها و اغتشاشات روز ١٣ آبان ٥٧ مربوط می‌شود. می‌دانیم در آن روز و به دنبال کشته‌شدن تعدادی از دانش‌آموزان جلوی دانشگاه تهران، اوضاع شهر برهم می‌ریزد و مردم خشمگین آن روز دیگر فقط تظاهرات نمی‌کردند، بلکه به خیلی از سازمان‌های دولتی هم حمله‌ور شدند. ازجمله با پرتاب سنگ و کوکتل مولوتف به سفارت انگلستان در خیابان فردوسی هم حمله می‌برند. سفارت آتش می‌گیرد و با توجه به نبود آتش‌نشانی و خدمات شهری، کارکنان سفارت با تلاش بسیار موفق می‌شوند آتش را مهار کنند. عصر آن روز پارسونز به دیدار شاه به کاخ نیاوران مي‌رود.

پارسونز که در جریان آتش‌سوزی خیلی هم ترسیده بوده دست‌کم انتظار همدردی و معذرت‌خواهی از شاه داشته. انتظار داشته شاه لااقل از او بپرسد کسی که مجروح نشده بوده و مطالبی از این دست. اما شاه همچنان می‌رود به سروقت دست‌داشتن انگلیسی‌ها در ناآرامی‌های کشورش و با نیش و طعنه به پارسونز می‌گوید «کم مانده بود آتشی که در مملکت من به راه انداخته‌اید دامان خودتان را هم بگیرد». و پارسونز که دست‌کم آن روز دیگر حال و حوصله آن نیش و کنایه‌ها را نداشته عرف دیپلماتیک را کنار گذارده و به شاه می‌گوید «اعلی‌حضرت اگر کسی واقعا فکر می‌کند دست دولت انگلستان با دست مخالفان شما در یک کاسه است، جایش در تیمارستان است».

اما شاه همچنان همان‌طورکه گفتیم، دو قدرت آمریکا و انگلستان را پشت جریانات ناآرامی‌های منجر به انقلاب می‌دانست و کماکان از بسیاری از کسانی که به دیدارش می‌آمدند، در دوران انقلاب می‌پرسید که «آن داستان را چرا به راه انداخته‌اند؟». شاید بتوان گفت که یکی از استادانه‌ترین پاسخ‌هایی که به این پرسش وی داده شد، از جانب مرحوم دکتر غلامحسین صدیقی، استاد دانشگاه تهران و وزیر کشور مرحوم دکتر محمد مصدق، بود. شاه پس از رایزنی با سران بلندپایه رژیمش ازجمله با فرماندهان نظامی و رئیس تشکیلات اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) به این جمع‌بندی می‌رسد که یک «دولت آشتی ملی» تشکیل دهد؛ این همان راهبردی بود که منجر به تشکیل دولت شاهپور بختیار و خروج شاه چند هفته بعد از آن از کشور می‌شود.

البته قبل از بختیار، آن فکر با چند نفر از شخصیت‌های ملی و وجیه‌المله دیگر هم در میان گذاشته می‌شود که به نتیجه نمی‌رسد. ازجمله آن شخصیت‌ها غلامحسین صدیقی، یکی از رهبران جبهه ملی، ‌بود. صدیقی بعد از ٢٥ سال یعنی از زمان کودتای ٢٨ مرداد سال ٣٢ با شاه دیدار می‌کند. شاه پس از تعارفات اولیه می‌رود به سروقت همان پرسشی که از بسیاری دیگر هم داشته: «این داستان خمینی چیه اینها توی این مملکت به راه انداخته‌اند؟». پاسخی که صدیقی می‌دهد، به اندازه چندین کتاب و پژوهش می‌توانست برای شاه روشنگر باشد. او به اعلی‌حضرت می‌گوید که «داستان خمینی نیست. داستان یک پدر و پسر است. به پدر (رضاشاه) کسی جرئت نمی‌کرد دروغ بگوید و به پسر (شاه) کسی نمی‌توانست حقیقت را بگوید».

آنچه احتمالا دکتر صدیقی به شاه نمی‌گوید، آن است که شوربختانه به دیکتاتورها همواره چیزی گفته می‌شود که مایل هستند بشنوند. اطرافیان آموخته‌اند که به اعلی‌حضرت فقط مطالبی را بگویند که مورد طبع ملوکانه قرار مي‌گرفته. احدی جرئت نمی‌کرده سخنی بگوید که به مزاج قبله عالم خوش نیاید. در واقع اگر یکی از مسئولان و نزدیکان جرئت می‌کرد و به اعلی‌حضرت سخنی می‌گفت که مورد پسند «قبله عالم» نمی‌بود یا از «پدر تاجدار» خیلی خیلی ملایم انتقاد می‌کرد، از چشم ملوکانه می‌افتاد و کنار گذاشته می‌شد؛ بنابراین در نظام مدیریتی شاه مسابقه نفس‌گیری میان اطرافیان به‌ وجود آمده بود که هر‌کدام سعی می‌کردند با تملق بیشتری خود را به «آریامهر» نزدیک‌تر كنند و جایگاه مستحکم‌تری در هرم قدرت برای خودشان دست‌و‌پا کنند.

چنین شد که بعد از ٢٥ سال که به طور منظم به او گفته می‌شد درست‌ترین، بهترین، ملی‌ترین، وطن‌پرستانه‌ترین، پخته‌ترین، اصولی‌ترین،‌ هوشمندانه‌ترین و بی‌عیب‌و‌نقص‌ترین سیاست‌ها از آنِ اعلی‌‌حضرت است و سیاست‌های عالمانه، تاریخی و دوران‌ساز «پدر تاجدار» و «آریامهر کبیر» چهره ایران را دگرگون کرده، آن را از یک کشور فقیر و عقب‌مانده تبدیل کرده به یک کشور صنعتی و از قدرتی که هیچ‌کس آن را جدی نمی‌گرفت، به یک ابرقدرت منطقه‌ای و در آستانه ورود به دروازه‌های تمدن بزرگ قرار گرفته است؛ او بارها با امواج گسترده و باورنکردنی از اعتراضات خیابانی و مخالفت مردمش روبه‌رو شد و هرگز نتوانست آن را هضم و فهم کند و تنها واکنشش آن بود که یقه آمریکا، انگلیس و بي‌بي‌سي را بگیرد.

No responses yet

Aug 05 2015

فالس‌نیوز: بی‌بی‌سی یک هفته با جواز شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,طنز

خودنویس: بی‌بی‌سی به مدت یک هفته مجوز ساخت گزارش در تایید توافق هسته‌ای گرفت. مدیر بی‌بی‌سی جهانی از بی‌بی‌سی فارسی خواست در طی آن هفته علاوه بر بنفش‌پوشی، نسبتا مثل بعضی وقت‌ها از نقض حقوق بشر چشم پوشی شود.

به گزارش فالس نیوز، با اعطای یک هفته جواز به بی‌بی‌سی برای ساخت گزارش نسبتا مستند بر اساس مصوبات شورای عالی امنیت ملی موافقت شد. به این ترتیب از تعداد بی‌جوازها یکی کاسته شد.

بنا به همین گزارش، مسوولان شورای امنیت ملی گفته‌اند اگر نحوه کار بی‌بی‌سی «رضایت‌بخش» باشد، جوازش یحتمل تمدید خواهد شد.

یک منبع مشکوک به فالس‌نیوز گفت که فعلا سر جواز و مدتش دعوا است، اما اگر همکاران بی‌بی‌سی در روزهای ویژه بنفش این شبکه را یک کمی زیادش کنند، لا اقل دولت حال بیشتری پخش خواهد کرد. از سوی دیگر، یکی از خبرنگاران جهان‌نیوز اعلام کرد که خود وزیر ارشاد در گوش مدیر مسوول جهان نیوز گفته که خدا نکند به بی‌بی‌سی مجوز داده شود، وگرنه بابام شاکی می‌شه!

به گفته وزارت ارشاد و غیره، قرار است در فرودگاه امام خمینی از تیم خبری شبکه‌ی جهانی بی‌بی‌سی، تک تک از روی مصوبات شورای عالی امنیت ملی امتحان گرفته شود و حسابی به آنها فهمانده شود که کاملا در تعریف از توافق هسته‌ای و ذکر نکات مثبت آن آزادند!

بعد از اعلام این خبر، روزنامه غاردین که در تعریف از دولت روحانی و توافق هسته‌ای و غیره، دست بی‌بی‌سی را از پشت بسته، گفت پس ما چی؟

سابق سبا، یک مقام ویژه‌ی بی‌بی‌سی هم از همکاران این شبکه خواست هر هفته در یک برنامه ویژه، پرچم مزین به نشان جمهوری اسلامی را همینطور هوا ببرند و هورا بکشند، درست عین موقع جام جهانی.

No responses yet

Dec 31 2014

«۱۱۱ کد» ادعایی مشاور فرمانده سپاه درباره اعتراض‌های ۸۸

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: حمیدرضا مقدم‌فر، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران در همایشی با نام «بررسی نقش دولت انگلیس در فتنه سال ۸۸» که روز سه شنبه نهم دی برگزار شد، گفت: ۱۱۱ کد در اختیار دارد که نشان می‌دهد آمریکا و بریتانیا در به گفته او «فتنه ۸۸» دخالت مستقیم داشته‌اند.

یکی از کدهایی که آقای مقدم‌فر از آن نام برده ایجاد یک هسته مرکزی مستقر در شبکه بی‌بی‌سی برای هدایت و جهت‌دهی شبکه‌های رادیویی از جمله «رادیو فردا» بوده است.

حمیدرضا مقدم فر، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران می‌گوید شواهد بسیاری در اختیار دارد که نشان می‌دهد مراکز تحقیقاتی مختلفی در آمریکا به دنبال اجرای پروژه انقلاب مخملی در ایران بوده‌اند.

او از بریتانیا به عنوان یکی دیگر از کشورهایی نام می‌برد که به دنبال براندازی رژیم جمهوری اسلامی ایران بوده است. اما در متن مفصلی که او در اختیار خبرگزاری «تسنیم» قرار داده است نقش آمریکا در آنچه آقای مقدم فر، براندازی می‌خواند پررنگ‌تر توصیف شده است.

او دستکم از هفت موسسه نام می‌برد از جمله بنیاد جرج سوروس، صندوق اعانه ملی برای دمکراسی و موسسه‌های بروکینگز، هیفوس، هوفر و مِمری که هر یک در ارتباط با فعالان سیاسی اصلاح طلب، نهادهای مدنی و روزنامه نگاران، به گفته او به دنبال ایجاد یک «انقلاب مخملی» در ایران بوده‌اند.

اما آنجا که نوبت به بریتانیا و نقش آن در حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ می‌رسد، مشاور فرمانده سپاه علاوه بر سفارت بریتانیا از شبکه خبری بی‌بی سی نام می‌برد و می‌گوید انگلیس با ایجاد یک هسته مرکزی مستقر در بی‌بی‌سی لندن به هدایت و جهت‌دهی شبکه‌های رادیویی مانند رادیو فردا و بخش‌های فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه و دویچه‌ وله آلمان و برخی از سایت‌های فارسی زبان خارج از ایران پرداخت.

نیوشا بقراطی، سردبیر رادیو فردا درباره حرف‌های مشاوره فرمانده سپاه و موضوع ارتباط رادیو فردا با شبکه بی‌بی سی می‌گوید:

محمدرضا نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین هم یکی دیگر از سخنرانان همایش بررسی نقش دولت انگلیس در رویدادهای سال ۸۸ بود و گفت: انگلیس تلویزیون فارسی بی‌بی سی را به عنوان برگ برنده رو کرد که کارمندان اصلی آن افراد مطبوعاتی رییس جمهوری اسبق ایران (محمد خاتمی) هستند.

مرتضی کاظمیان در مورد اتهام‌هایی که مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران و رییس سازمان بسیج مستضعفین به مداخله آمریکا و بریتانیا در اعتراض‌ها به نتایج انتخابات سال ۸۸ می‌گوید:

علاوه بر همایشی که برای بررسی نقش بریتانیا در اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸ در تهران برگزار شد، سازمان بسیج هم فیلم مستندی با عنوان «دست‌های روباه پیر در فتنه» ساخته است که در آن شبکه تلویزیونی «بی‌بی‌سی» و سفارت انگلیس را در حوادث سال ۸۸ دخیل می‌داند.

«فتنه» اصطلاحی است که هواداران رهبر جمهوری اسلامی برای اشاره به اعتراض‌ها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به کار می‌برند.

No responses yet

Dec 21 2014

فالس نیوز: ۱۵۹٪ مردم ایران حامی روحانی هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

خودنویس: به گزارش فالس‌نیوز، مرکز نظرسنجی قارپوز، حسن روحانی را محبوب‌ترین سیاست‌مدار ایران و جهان دانست. مسعود بهنود هم اعلام کرد که روحانی باید به عنوان برترین ایرانی تاریخ در نظرسنجی بی‌بی‌سی جا بگیرد.

پروفسور عباس‌علی ماضیان، مدیر پروژه نظرسنجی «تدبیر و امید بیشتر» نتیجه نظرسنجی اخیر موسسه قارپوز را که کاملا داوطلبانه بوده، اعلام کرد. برپایه این نظرسنجی که با استقبال نایاک و آتیه‌بهار و وودرو ویلسون و حسین موسویان روبرو شد، حسن روحانی با ۱۵۹٪، محبوب‌ترین سیاستمدار ایران از عهد مادها تا کنون نام گرفت. این نظرسنجی تلفنی کاملا تصادفی، پس از تربیت گروهی از کارشناسان مرکز توانبخشی عقب افتادگان ذهنی-سیاسی در روزهای قبل و بعد از تولد حسن روحانی انجام گرفت.

به گفته مدیر پروژه کاشت موی این پروژه، سوال‌های پرسیده شده از ۶۶۶ ایرانی داخل کشور، کاملا غیر مستقیم بوده تا احساس ناراحتی نکنند و به سوال‌ها پاسخ دقیق بدهند. این سوال‌ها و تفسیر مربوطه به شرح زیر است:

– حال شما خوبه؟
جواب مثبت: روحانی عالی است.
جواب منفی: روحانی خوب است.
دارم می‌میرم: روحانی متوسط است.
به تو چه پدر س… مزاحم: روحانی بد است.

– نظر مثبت شما در باره روحانی چیست؟
مثبت است: روحانی عالی است
چه عرض کنم: روحانی خوب است.
نظری ندارم: روحانی متوسط است (پاسخ دهنده بی‌طرف است!)
ما رو سر کار می‌ذاری؟: روحانی بد است.

– به نظر شما، انرژی هسته‌ای، حق مسلم ماست؟
مثبت: روحانی عالی است.
شاید: روحانی خوب است.
چه می‌دونم: روحانی متوسط است.
زهر مار: روحانی نسبتا متوسط است.
به تو چه پدر س… مزاحم: روحانی بد است.

– آیا شما وعده سرخرمن دوست دارید؟
خیلی دوست دارم: روحانی عالی است.
دوست دارم: روحانی خوب است.
مگر دیوانه‌ام؟: روحانی متوسط است.
حرف دهنتو بفهم: روحانی نسبتا متوسط است.
لعنت به هر چی دروغ‌گو: روحانی بد است.

– آیا با ازدواج با دختر ۱۳ ساله موافقید؟
مثبت: روحانی عالی است.
نسبتا: روحانی خوب است.
بزرگ‌تر باشه بهتره: روحانی متوسط است.
این چه حرفیه؟: روحانی نسبتا متوسط است.
کدوم آدم احمقی با دختر ۱۳ ساله ازدواج می‌کنه: روحانی بد است.

– آیا با سرکار گذاشتن اقلیت‌های قومی و دینی قبل از انتخابات موافقید؟
مثبت: روحانی عالی است.
نسبتا: روحانی خوب است.
مگه ایران برای همه ایرانیان نیست؟: روحانی متوسط است.
خجالت داره! حتی یک اهل سنت هم توی کابینه نیست: روحانی خیلی متوسط است.
مرتیکه خالی بند، یادش رفت کردستان که اومد چه قول‌‌هایی داد: روحانی بد است.

– آیا با رنگ کردن ریش موافقید؟
مثبت: روحانی عالی است.
نسبتا: روحانی خوب است.
رنگ نکنه بهتره: روحانی متوسط است.
آخه مرد چه نیاز داره ریششو رنگ کنه: روحانی نسبتا متوسط است.
خب بره آدامس هم بجوه، سر کوچه هم […]: روحانی بد است.

– آیا با به کشتن دادن پسر خود موافقید؟
مثبت: روحانی عالی است.
نسبتا: روحانی خوب است.
مگه پسرشو به کشتن داده؟: روحانی متوسط است.
نه بابا، این حرفا چیه؟: روحانی نسبتا متوسط است.
فقط از یک موجود رذل بر میاد که به خاطر قدرت بچه خودشو معامله کنه: روحانی بد است.

– آیا مدرک تقلبی و خالی بندی سر مدرک در ۵ دوره مجلس ارزش این حر‌ف‌ها را دارد؟
خیر: روحانی عالی است.
کارشو بکنه، مدرک تقلبی‌اش رو نادیده می‌گیریم: روحانی نسبتا عالی است.
آدم دروغ نگه بهتره، ولی چه کار به مدرکش داریم: روحانی متوسط است.
خجالت داره واقعا: روحانی نسبتا متوسط است.
کدوم احمقی چنین کاری کرده؟: روحانی بد است.

– آیا می‌توان دستور سرکوب ۱۸ تیر و حصر منتظری و رای مثبت به حبس موسوی را فراموش کرد؟
بلی: روحانی عالی است.
چه وقت این حرف‌هاست؟: روحانی متوسط است.
مگه روحانی این کارو کرده؟: روحانی خیلی متوسط است.
مرتیکه خالی بند […]کش این کارو کرد؟: روحانی خیلی خیلی متوسط است.
ای لعنت به هر چی نامرد روزگار: روحانی بد است.

– آیا شما Happy هستید؟
خیلی: روحانی عالی است
بلی: روحانی خوب است.
ای بابا: روحانی متوسط رو به خوب است.
بی‌شعور! با این تورم و قیمت دلار و بیکاری و فساد، کی Happy هست؟: روحانی نسبتا متوسط است.
آقا بی‌خیال، هشت ماهه حقوق نگرفتم، این […]کش هم فقط دروغ گفت. گول خوردم را دادم: جواب را ثبت نکنید.

– آیا دوست دارید به روحانی نامه بنویسید و از او درخواست پول کنید؟
حتما می‌خواهم بنویسم: روحانی محشر است.
فکر بدی نیست: روحانی عالی است.
نمی‌دونم والا: روحانی متوسط است.
شک دارم: روحانی نسبتا متوسط است.
یه بار واسه احمدی‌نژاد نامه نوشتم، ۵ ساله به خودم فحش می‌دم: روحانی خیلی نسبتا متوسط است.
مگه عقلم کمه؟ مگه من احمقم؟: روحانی بد است.

– نظر شما در باره دکتر یوسف اباذری چیست؟
ازش متنفرنم: روحانی عالی است.
خجالت نکشید به مردم هوشیار ایران اهانت کرد؟: روحانی خوب است.
خوشم نیومد از حرفاش: روحانی متوسط است.
کی هست؟: روحانی خیلی متوسط است.
حرف اباذری حق بود. مردم ایران جوگیر هستند: روحانی بد است.

– اگر پیغام‌گیر جواب داد:
– الان خانه نیستیم، بعدا تماس بگیرید: روحانی خوب است.
– لطفا پیام خود را بگذارید: روحانی متوسط است.
– بیپ: روحانی نسبتا متوسط است.
– لطفا مزاحم نشوید: روحانی بد است!

…

به گفته عباس‌علی ماضیان، نظرسنجی تلفنی از خارج از کشور بسیار دقیق است و پاسخ دهنده به هیچ وجه نگران کنترل بودن تلفن خود نیست و همه جواب‌هایی که می‌دهد قابل استفاده می‌باشد. وی همچنین تماس تلفنی با ۶۶۶ عضو ستاد تبلیغات روحانی را تکذیب کرد و گفت شماره‌هایی که حسین فریدون به ما داد کاملا تصادفی بوده‌اند.

استقبال بی‌بی‌سی فارسی

شبکه کاملا بی‌طرف بی‌بی‌سی فارسی که تا چیزی به نفع دولت «ته‌دیگ و مرید» منتشر می‌شود آن‌را پخش می‌کند، با فراموش کردن تحلیل‌های منفی خود در باره نظرسنجی تلفنی، اعلام کرد که مجددا نظرسنجی در باره برترین ایرانی‌های تاریخ را از سر خواهد گرفت. وزارت خارجه بریتانیا و جک استرا و مدیر مرکز اختراع پایان‌نامه دانشگاه کالدونین گلاسکو نیز در بیانیه‌ای، حمایت مالی خود را از این پروژه اعلام کرده‌اند. نامزدهای ایرانی برتر نظرسنجی بی‌بی‌سی فارسی عبارتند از: حسن فریدون، حسن فریدون معروف به دکتر روحانی، حسن روحانی، دکتر حسن روحانی.

مسعود بهنود، ویل دورانت بی‌بی‌سی فارسی نیز ضمن استقبال از این پروژه جدید گفت که ازمیان این چهار نفر، حتما دکتر حسن روحانی به عنوان ایرانی برتر از قبل انتخاب شده است.

No responses yet

Apr 02 2014

نگاه خاندان بهرمانی به بی‌بی‌سی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر


تونستان

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .