اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سعید جلیلی'

Aug 17 2025

آینده سعید جلیلی؛ چرا همه منتظر «گام بعدی» هستند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: شاید تا به امروز عرصه سیاست برای سعید جلیلی و جریان نزدیک به او این‌قدر تنگ نبوده است. مردی که تا دیروز مظهر «دولت جوان انقلابی» بود، امروز با موجی از انتقاد از سوی طیف وسیعی از رسانه‌ها و سیاستمداران اصولگرا، میانه‌رو و اصلاح‌طلب روبه‌روست.

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نمایندهٔ پیشین مجلس، گفته است: «بوی حلوای تندروها به مشام می‌رسد» و منصور حقیقت‌پور، فعال سیاسی اصولگرا، نیز معتقد است «دولت در سایه» منسوب به جلیلی «پنچر شده و باید به گاراژ برود».

در مقابل، حامیان جلیلی همچنان سرسختانه از او دفاع می‌کنند. امیرحسین ثابتی، نمایندهٔ نزدیک به جبهه پایداری، در واکنش به این انتقادها و با اشاره به ادامهٔ حضور جلیلی در شورای عالی امنیت ملی، در ایکس نوشت: «او برای هفدهمین سال متوالی توانست اعتماد رهبر جمهوری اسلامی را کسب کند.»

از ۱۴ مرداد ۱۴۰۴ که سعید جلیلی، نامزد اصولگرایان در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری، مذاکره با آمریکا را به «گوساله پرستی قوم بنی‌اسرائیل» تشبیه کرد، طیفی از رسانه‌ها و شخصیت‌ها، از خبرگزاری اصولگرای تسنیم، سایت میانه‌رو خبر آنلاین، روزنامه‌های اصولگرای خراسان و فرهیختگان تا روزنامه جمهوری اسلامی و فعالان سیاسی از جناح‌هایی سیاسی مختلف علیه او شوریدند و سخنان او را خلاف «انسجام ملی» دانستند.

همزمان با انتصاب علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی (شُعام)، گمانه‌زنی‌هایی درباره خروج جلیلی از شورا مطرح شد، اما یک روز پس از سخنان جنجالی‌اش مشخص شد که او همچنان نمایندهٔ رهبر جمهوری اسلامی در شُعام باقی خواهد ماند.

«جلیلی نیامد اما جنگ شد»

ستاره اقبال سعید جلیلی تا یکسال پیش می‌درخشید و او را تا نزدیک پاستور و ریاست جمهوری هم برد اما در یک قدمی آن متوقف شد و به مقصود نرسید. او دوباره به «دولت در سایه»‌اش برگشت تا به گفته خودش از پشتوانه «۱۴ میلیون» رایی که در مرحله دوم انتخابات بدست آورده، «با قدرت» ادامه دهد و احتمالا برای رسیدن به ریاست جمهوری بعدی تلاش بیشتری کند.

پس از جنگ اسرائیل و ایران، زمزمه‌ها و گمانه‌زنی‌هایی از تغییر بازیگران سیاسی و امنیتی در ایران مطرح می‌شود. رسانه‌ها از طیف‌های مختلف سیاسی، نوید «فصل نوین حکمرانی» و «سیاست‌ورزی» می‌دهند. با بررسی آنچه تاکنون در صحنه سیاسی ایران اتفاق افتاده، به نظر می‌آید در صورت عملی شدن چنین تغییراتی، افکار و اندیشه‌های آقای جلیلی و همفکرانش فعلا خریدار نخواهد داشت و یا دست‌کم برای مدتی از دستور کار حکومت خارج شد تا پس از عبور از این دوره سردرگمی و رسیدن به موقعیت تثبیت احتمالی، دسته بندی‌های جدید سیاسی ظهور و بروز پیدا کنند.

ترکش‌های جنگ ۱۲ روزه، موجب شده است که منتقدان اصولگرایی مانند محمد مهاجری، آقای جلیلی را «ورشکسته سیاسی» بخوانند.

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده پیشین مجلس و از اصولگرایان میانه‌رو از آقای جلیلی خواست که «کم‌کم» بازنشسته شود چرا که «تئوری‌های او شکست خورده و با جمهوری اسلامی همسو نیست».

در فضای سیاسی امروز ایران این سوال مطرح است که نسبت سعید جلیلی و افکار و اندیشه‌هایش با جمهوری اسلامی چیست. و آیا او واقعا یک «ورشکسته سیاسی» است یا به گفته کسانی مانند امیرحسین ثابتی، نماینده اصولگرا و تندروی مجلس، رفتار مخالفان آقای جلیلی از سر «بی‌تقوایی» است و دیر یازود سرنوشت این «قمار» روشن خواهد شد و نظام به سمت‌وسوی جلیلی برخواهد گشت.

یکی از نکاتی که طرفداران آقای جلیلی بر آن تاکید دارند بازنشر سخنان محمدجواد ظریف، وزیر پیشین خارجه ایران درباره آقای جلیلی است. آقای ظریف گفته بود: «در صورت پیروزی جلیلی در انتخابات، جنگ بزرگی می‌شد». حالا طرفداران آقای جلیلی می‌گویند: «جلیلی نیامد ولی جنگ شد و کلی از فرماندهان ارشد و نیروهای نظامی و امنیتی و ارتشی و سپاهی شهید شدند.» آنها این مساله را دلیلی برای برحق بودن دیدگاه‌ها و افکار سعید جلیلی در مواجه با غرب و آمریکا دانسته و سخنان امثال محمد جواد ظریف را «جوسازی و دروغ‌پردازی» علیه آقای جلیلی می‌دانند.

سعید جلیلی

منبع تصویر، drjalili.ir
توضیح تصویر، ترکش‌های جنگ ۱۲ روزه، موجب شده است که منتقدان اصولگرایی مانند محمد مهاجری، آقای جلیلی را «ورشکسته سیاسی» بدانند

جلیلی وارث چند قطعنامه‌ بین‌المللی

توجه رسانه‌ها به سعید جلیلی تنها به دلیل سخنان او درباره «گوساله سامری و قوم بنی‌اسرائیل» نبود؛ مخالفتش با مذاکره همزمان شد با خبر انتصاب و بازگشت علی لاریجانی به شورای عالی امنیت ملی، رویدادی که بازتاب‌دهندهٔ تقابل دو دیدگاه و رویکرد متفاوت در میان اصولگرایان، به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی است.

علی لاریجانی دو سال (۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶) دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره‌کننده ارشد جمهوری اسلامی در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود. در سال ۱۳۸۶، وقتی اختلافات او با رئیس جمهور وقت ایران بالا گرفت جای خود را به سعید جلیلی داد و آقای جلیلی به مدت ۶ سال به عنوان نماینده «تام‌الاختیار» ایران در گفت‌گوهای هسته‌ای بود. در این مدت پرونده ایران نه تنها پیشرفت ملموسی در جهت حل و فصل آن نداشت بلکه شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و کشورهای غربی قطعنامه‌های متعددی علیه ایران تصویب کردند.

آقای جلیلی در سال ۱۳۹۲ در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رقیب حسن روحانی بود و بیش از ۴ میلیون رای کسب کرد و نفر سوم شد و از همان سال عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.

او در سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۴۰۰ دوباره ثبت‌نام کرد و دو روز پیش از برگزاری انتخابات به نفع ابراهیم رئیسی انصراف داد. پس از سقوط مرگبار بالگرد آقای رئیسی در ۱۴۰۳، او برای بار سوم وارد رقابت انتخابات ریاست جمهوری شد و در نهایت در رقابت با مسعود پزشکیان شکست خورد.

سعید جلیلی تا پیش از آنکه دبیر شورای عالی امنیت ملی شود، چهره شناخته‌شده‌ای نبود. او در ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ در شهر مشهد به دنیا آمد. تحصیلاتش را از ابتدایی تا پیش‌دانشگاه در مشهد سپری کرد و پس از آن مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در رشته معارف اسلامی علوم سیاسی را از دانشگاه امام صادق گرفت و حالا درهمین دانشگاه «دیپلماسی پیامبر» را تدریس می‌کند.

دانشگاه امام صادق همان دانشگاهی است که بسیاری از مدیران ارشد جمهوری اسلامی ایران از آن فارغ‌التحصیل شده‌اند. دانشجویان این دانشگاه به شکل گزینشی انتخاب می‌شوند و از شانس و فرصت بیشتری برای رشد در دستگاه حکومت برخوردارند.

آقای جلیلی در دی ماه سال ۱۳۶۵ در جنگ ایران و عراق زخمی شد و در بیمارستان صحرایی منطقه جنگی شلمچه پای راست خود را از دست داد. او در سال ۱۳۷۰ وارد وزارت خارجه شد.

دیدار سعید جلیلی با محمدتقی مصباح‌یزدی

منبع تصویر، MEHR
توضیح تصویر، دیدار سعید جلیلی با محمدتقی مصباح‌یزدی که او را پدر معنوی جبهه پایداری می‌دانند

جلیلی و ردپای مصباح‌یزدی

سعید جلیلی طیفی از گروه‌های تندرو و به طور مشخص جریان جبهه پایداری را نمایندگی می‌کند که در سال‌های اخیر در عرصه سیاست داخلی و خارجی ایران حضوری فعال داشته‌اند.

دیدگاه‌های سعید جلیلی درباره مذاکرات هسته‌ای و روابط با غرب با علی خامنه‌ای همخوانی و نزدیکی دارد با این تفاوت که الزامات روابط خارجی و «ابربحران‌ها» و ناترازی‌های اقتصادی، آقای خامنه‌ای را مجبور کرده که با وجود حمله اسرائیل در جریان مذاکرات، درهای گفت‌وگو را نبندد. برخلاف نظر آقای جلیلی و همفکرانش، به نظر می‌رسد دستگاه دیپلماسی ایران همچنان مشغول تبادل پیام مستقیم و غیر مستقیم با امریکا است.

سعید جلیلی غرب را «شیطان» می‌داند و با اشاره به رفع نشدن تحریم‌ها و خروج آمریکا از برجام، مذاکرات هسته‌ای را بی‌معنی می‌‌خواند و هدف آمریکا از برجام ۲ و ۳ را «بتون‌ریزی» روی «ایمان و خداباوری ملت» توصیف می‌کند.

او جهان را به حق و باطل تقسیم می‌کند و معتقد است «جنگ حق و باطل تمام شدنی نیست و با هر مرحله مبارزه پیشرفت‌های جدید حاصل می‌شود… این اندیشه است که می‌گوید جنگ حق و باطل و مبارزه حق و باطل تمام‌شدنی نیست. این اندیشه است که دارد قدرت پوشالی‌ای که آمریکا درست کرده را به دنیا نشان می‌دهد.»

سعید جلیلی جهان را عرصه جنگ دائمی و نزاع می‌بیند. او در همان سخنرانی می‌گوید: «اسلام آمریکایی، اسلامی است که مبارزه را قبول ندارد».

نگاه آقای جلیلی به جنگ دائمی حق و باطل با افکار و اندیشه‌های پدران‌ معنوی پیشین و فعلی جبهه پایداری یعنی محمدتقی مصباح یزدی، و محمدمهدی میرباقری، همخوانی تمام و کمال دارد. در رسانه‌ها منتقدان از آقای مصباح‌ یزدی به عنوان پایه‌گذار بنیادگرایی در جمهوری اسلامی ایران یاد می‌کنند و بعضی از آنها آقای میرباقری را در جایگاه ایمن‌الظواهری، رهبر القاعده قرار می‌دهند و معتقدند جریان «خالص سازی» و حذف گروه‌های سیاسی از قدرت که تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته تقویت می‌شد، برگرفته از افکار آنها بود.

آقای مصباح یزدی معتقد بود که نفس وجود جنگ «سازنده» است و «بین حق و باطل همیشه جنگ است و هیچ‌گاه جنگ بین آن‌ها تمام نمی‌شود. فقط صورت جنگ تغییر می‌کند. جنگ گاهی نظامی، گاهی فکری، گاهی اقتصادی و گاهی سیاسی است».

آقای میرباقری نیز معتقد است «ما قائل به صلح هستیم ولی صلح پایدار که بعد از یک جنگ و جهاد پایدار است و تا این جهاد پایدار را پشت سر نگذارید و جبهه باطل را حذف نکنید، صلح پایدار در عالم برقرار نمی‌شود.»

سعید جلیلی در بین حق و باطل، قائل به «میانه و میانه‌روی» نیست و می‌گوید: «بین حق و باطل راه رفتن، معنی اش میانه‌روی و دوری از افراط و تفریط نیست… ما در جایی حقیقت را داریم و در جایی باطل. این که کسی بیاید و بین این دو راه برود، این غلط است».

سخنرانی سعید جلیلی

منبع تصویر، drjalili.ir
توضیح تصویر، سعید جلیلی ۱۴ مردادماه ۱۴۰۴، مذاکره با آمریکا را با گوساله پرستی قوم بنی‌اسرائیل تشبیه کرد. اظهارات او با موجی از انتقادهای اصولگرایان و اصلاح‌طلبان روبرو شد

آینده سیاسی سعید جلیلی

کسانی مانند محمد مهاجری، روزنامه‌نگار اصولگرا‌ می‌گویند آقای جلیلی «نخودی، سرکار و ول معطل» است و «جز سخنرانی‌های بیهوده و توییت‌های مضحک، کار دیگری نمی‌کند و در شعام هم تحویلش نمی‌گیرند».

به طور مشخص می‌توان گفت که از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ترمز گروه‌های تندرو مانند جبهه پایداری و نماینده آنها در انتخابات، که سعید جلیلی بود، کشیده شد. به نظر آنچه موجب چنین تصمیمی شد به شرایط حاد کشور از ابعاد مختلف سیاسی و اقتصادی برمی‌گردد و جنگ ۱۲ روزه نیز مزید بر علت شد تا کسانی مانند علی لاریجانی دوباره فرصت عرض‌اندام در عرصه تصمیم‌گیری پیدا کنند.

به نظر می‌رسد آنچه شرایط جمهوری اسلامی ایران را به یک جراحی سریع کشانده است ابرچالش‌های پیش‌روی حاکمیت است وگرنه در سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران نشانه‌هایی از تغییر رویکرد او در مسایل کلان دیده نمی‌شود. از نظر عملی و فکری هم به طور مشخص حرف‌های سعید جلیلی با سیاست‌های کلی «نظام» زاویه ندارد. به عنوان مثال اگر دور جدیدی از مذاکره با آمریکا هم شروع شود «محدود» و در حد «رفع بحران و خطر» از موجودیت جمهوری اسلامی است، نه بیشتر. بر اساس این دکترین مذاکرات منجر به عادی‌سازی روابط ایران و آمریکا نخواهد شد.

سعید جلیلی و همفکرانش در معرض شدیدترین انتقادها قرار دارند، اما باز هم دولت و سیاست‌های آن را به چالش می‌کشند. بخشی از حاکمیت به شکل چراغ خاموش با دیدگاه‌های سعید جلیلی همراه است و از آن حمایت می‌کند.

روزنامه کیهان در ۱۶ مردادماه، در ستون «نگاه» به تحلیل انتصاب علی لاریجانی به عنوان دبیر شعام و نقش سعید جلیلی پرداخت و نوشت: «برخی افراطیون ورشکسته وانمود می‌کردند که لازمه آمدن لاریجانی، حذف جلیلی از شورا است. اما این فضاسازی هم با انتشار خبر تشکیل معاونتی جدید (با ماموریت‌های ویژه) و رفتن آقای احمدیان از شورا به دولت، ابطال شده است».

روزنامه کیهان، که مدیرمسئولش به حکم رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‌شود، در ادامه نوشت: «هدف از تحول اخیر در شعام، (بر خلاف انگاره‌سازی موهوم افراطیون مدعی اصلاحات)، تقویت اقتدار ملی ناظر به نقش دولت در شورا است و نه محروم کردن شورا از فرد صاحب‌نظری مثل آقای جلیلی. بنابراین نباید در تله مجادله‌انگیزان و اختلاف‌افکنان افتاد».

آقای جلیلی پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری در تیرماه پارسال در جمع طرفدارانش با اشاره به دیدارش با رهبر جمهوری اسلامی ایران، گفته بود که آقای خامنه‌ای از او خواسته «حتی یک لحظه هم متوقف نشود» و تاکید کرده بود که «با قدرت» ادامه خواهد داد.

سرنوشت سیاسی سعید جلیلی نه با وزن شعارها، که با مسیر تصمیم‌های عملی در سیاست خارجی و امنیت داخلی سنجیده می‌شود. اگر دستورکار اقتصادی و کاهش تنش، دست بالا را پیدا کند، روایت جلیلی نقش تنظیم‌گرِ مرزهای ایدئولوژیک را ایفا می‌کند؛ اگر محیط به سوی تقابل و امنیتی‌شدن حرکت کند، همین روایت می‌تواند مسیر سیاست را تعریف کند. تا وقتی نشانه‌های روشن از آرایش نهایی قدرت در شورای عالی امنیت ملی و دولت دیده نشود، وزن‌کشی درون‌حاکمیتی ادامه دارد و جلیلی، حتی در سایه، بازیگر حذف‌شدنی نیست.

No responses yet

Jul 04 2024

سعید جلیلی؛ «نخ تسبیح» حزب‌اللهی‌ها یا پوستهٔ «هستۀ سخت» حکومت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی

سعید جلیلی و کاترین اشتون (مسئول وقت سیاست خارجی اتحادیۀ اروپا) در مذاکرات استانبول، بهمن ۱۳۸۹

رادیوفردا: سعید جلیلی در ۵۹سالگی برای سومین بار نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شد و حالا با کمتر کسب ۳۸ درصد آراء، در کنار مسعود پزشکیان با ۴۲ درصد آراء، راهی دور دوم انتخابات شده است.

جلیلی طی سال‌های اخیر چهرۀ محبوب «جبهه پایداری» بوده است؛ طیفی از اصول‌گرایان که از آن‌ها با عنوان «حزب‌اللهی‌های تندرو» یاد می‌شود.

از جبهۀ جنگ تا دانشگاه امام صادق

سعید جلیلی خیلی زود، درحالی‌که در دبیرستان درس می‌خواند، راهی جبهه شد تا در جنگ ایران و عراق شرکت کند. دی ماه ۱۳۶۵، وقتی ۲۱ سال داشت، در عملیات کربلای پنج مجروح شد و پای راستش را از دست داد. با وجود مصاحبه‌های پرشمار و سخنرانی‌های پرشمارترش، کمتر دربارۀ مسیر زندگی‌اش از مشهد تا رسیدن به نامزدی ریاست‌جمهوری صحبت کرده است.

جلیلی که دکترای علوم سیاسی دارد، عنوان پایان‌نامه‌اش «دیپلماسی پیامبر اسلام» بوده و کتابی هم با همین عنوان منتشر کرده است. جلیلی در انتخابات مجلس ششم و هفتم در سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۲ نامزد شد، اما هر دو بار شکست خورد.

ورود به عرصۀ سیاست به لطف احمدی‌نژاد

می‌توان گفت جلیلی ورود عملی‌اش به عرصۀ سیاست را مدیون محمود احمدی‌نژاد است؛ جایی که او از یک کارمند در وزارت خارجه به جایگاه دبیری شورای عالی امنیت ملی ارتقاء یافت. بعد از بالا گرفتن اختلافات میان علی لاریجانی و احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۶، رئیس‌جمهور وقت تصمیم می‌گیرد لاریجانی را از سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی کنار بگذارد و به جای او جلیلی را منصوب کند.

در آن دوران مسئولیت مذاکرات هسته‌ای ایران نه بر عهدۀ وزارت خارجه که با دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بود. در نتیجه جلیلی بدون داشتن سابقۀ دیپلماتیک قابل‌توجه ناگهان مسئولیت چنین پرونده‌ای را بر عهده گرفت.

دوم آبان ۱۳۸۶ از نقاط عطف زندگی سعید جلیلی به شمار می‌رود؛ زمانی که لاریجانی او را با خود به رم می‌برد تا مسئول جدید مذاکرات هسته‌ای ایران را با خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، آشنا کند. تا آن زمان شورای امنیت سازمان ملل سه قطعنامه در دولت احمدی‌نژاد علیه ایران صادر کرده بود و پس از آن جلیلی با رویکردهای خاص خود آن گفت‌وگوها را پی گرفت.

نشستن در مقابل رئیس بعدی سازمان سیا

با رفتن جلیلی به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، گفت‌وگوهای ایران و غرب بر سر برنامۀ هسته‌ای جمهوری اسلامی دنبال می‌شود، اما با ادامۀ گفت‌وگوهای بی‌نتیجه، در نهایت ایالات متحده هم به آن مذاکرات اضافه می‌شود. واشینگتن تصمیم می‌گیرد یک دیپلمات کارکشته به نام ویلیام برنز را به گفت‌وگوها اضافه کند.

برنز که امروز رئیس سازمان سیا است، در کتاب خود خاطرۀ نخستین مواجهه‌اش با سعید جلیلی در تیر ماه سال ۸۷ را این‌گونه روایت می‌کند:

«جلیلی نطقی ۴۵دقیقه‌ای دربارۀ تاریخ و فرهنگ ایران ایراد کرد که در جای‌جایش بر نقش سازندۀ ایران در منطقه تأکید شده بود. در بخشی از سخنانش نیز گفت به‌صورت پاره‌وقت در دانشگاه تهران تدریس می‌کند. آن‌جا بود که احساس کردم اصلاً به دانشجویانش حسادت نمی‌کنم.»

برنز در ادامه می‌گوید پس از پایان مذاکره در یادداشت کوتاهی خطاب به کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت آمریکا, چنین نوشته است: «مذاکرۀ پنج ساعت و نیمه با ایرانی‌ها آشکارا به من یادآوری کرد که احتمالاً در طول چند سال گذشته که در گفت‌وگوها شرکت نداشتیم، چیزی را از دست نداده‌ایم.»

قطعنامه‌های شورای امنیت

این سیاستمدار تندرو از سال ۸۶ تا ۹۲ مسئول مذاکرات هسته‌ای ایران بود. در آن سال‌ها مذاکرات متعددی در ژنو، رم، وین، بغداد، استانبول، آلماتی، مسکو و دیگر نقاط جهان میان هیئت ایرانی به رهبری سعید جلیلی با مذاکره‌کنندگان غربی برگزار شد، اما در نهایت هیچ‌کدام آن‌ها دستاوری نداشت جز این‌که هیئت ایرانی می‌توانست محل انجام دور بعدی مذاکرات را تعیین کند.

جلیلی در خرداد سال ۹۲ و در جریان تبلیغات خود برای انتخابات ریاست‌جمهوری در یک سخنرانی در این باره چنین گفته بود:

«یکی از پرسش‌ها این است که چرا گفت‌وگوها همیشه در ژنو، وین و نیویورک برگزار می‌شود؟ چرا ما مذاکرات را در بغداد، استانبول و آلماتی برگزار کردیم؟ چرا نظام سلطه باید تعیین کند محل مذاکرات کجا باشد؟ منطق گفت‌وگو ایجاب می‌کند که محل آن مورد توافق طرفین باشد. آن‌ها گفتند چون پیشتر گفت‌وگوهای ژنو را داشتیم مذاکرات در همان‌جا ادامه یابد، اما من جواب دادم وقتی یک مقام کشور ما برای یک گفت‌وگوی چندجانبۀ بین‌المللی به آن‌جا می‌آید و به هواپیمایش سوخت نمی‌دهند، چرا و براساس چه منطقی باید بپذیریم که به آن‌جا برویم، و لذا قرار شد به استانبول برویم. بنابراین باید از این ظرفیت‌های جانبی هم در مذاکرات استفاده کنیم.»

در شش سالی که جلیلی مسئولیت مذاکرات هسته‌ای ایران را بر عهده داشت، شورای امنیت سازمان ملل سه قطعنامه علیه ایران صادر کرد که آخرین آن یعنی قطعنامۀ ۱۹۲۹ تحت فصل هفتم منشور ملل متحد قرار داشت. فصلی که به شورای امنیت اجازه می‌دهد «اقدامات نظامی و غیرنظامی را برای برقراری صلح و امنیت بین‌المللی» انجام دهد.

نامزدی‌ها برای ریاست‌جمهوری

جلیلی در سال ۱۳۹۲، پس از شش سال حضور در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، تصمیم گرفت در انتخابات ریاست‌جمهوری نامزد شود؛ جایی که از سوی سایر کاندیداها به‌خاطر عملکردش در گفت‌وگوهای هسته‌ای مورد نقد قرار گرفت.

از مهم‌ترین رخدادهای انتخابات آن سال انتقاد علی‌اکبر ولایتی، وزیر خارجه در دولت‌های خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی و دیگر نامزد آن سال، خطاب به جلیلی در خصوص مذاکرات هسته‌ای بود:

«ببینید آقای جلیلی، دیپلماسی کلاس فلسفه نیست که شما بروید آن‌جا بگویید منطق ما قوی بود و آن‌ها هم محکوم شدند. آن‌چه مردم می‌بینند، این است که شما چند سال مسئول هسته‌ای هستید و یک قدم هم پیش نرفته‌اید و هر روز هم تحریم‌ها بیشتر شده و فشارش بر مردم می‌آید.»

جلیلی البته در پاسخ تأکید می‌کرد که «منطق» جمهوری اسلامی در گفت‌وگوها برتر بوده و به همین دلیل کشورهای غربی پاسخی برای ارائه به ایران نداشته‌اند.

جلیلی در انتخابات آن سال توفیقی کسب نکرد و در نهایت با کسب حدود چهار میلیون رأی سوم شد. بعد از اعلام نتایج، احمد علم‌الهدی امام‌جمعۀ مشهد در مهر ماه سال ۹۲ نقل‌قولی را از علی خامنه‌ای دربارۀ سعید جلیلی مطرح کرد که بر اساس آن رهبر جمهوری اسلامی رأی چهار میلیونی این سیاستمدار را ارزشمند توصیف کرده و خطاب به جلیلی گفته بود «این چهار میلیون نشانگر وجود یک جوهره در این جامعه است».

همان زمان طرفداران جلیلی هم جملات دیگری را از خامنه‌ای نقل کردند که البته هیچ منبعی آن را نه تأیید و نه تکذیب کرد اما بسیار دست‌به‌دست شد مبنی بر این‌که جلیلی باید تلاش کند «نخ تسبیح» آن چهار میلیون نفر باشد تا «این جمعیت رشد و گسترش یابد».

جلیلی پس از آن انتخابات به یکی از منتقدین جدی دولت روحانی، مذاکرات هسته‌ای و بعدتر توافق برجام تبدیل شد. بارها در سخنرانی‌های خود توافق هسته‌ای را اقدامی غلط توصیف کرد و آن‌ را پیمانی به سود آمریکا خواند.

جلیلی در انتخابات ۱۳۹۶ نامزد نشد اما سال ۱۴۰۰ باز هم یکی از نامزدها بود و در مناظره‌های انتخاباتی بارها عملکرد دولت روحانی را به باد انتقاد گرفت و از برنامه‌های خود برای ادارۀ کشور گفت. با این حال «نخ تسبیح» پس از پایان آخرین مناظره، وقتی که تقریباً برای همه مسجل شده بود قرار است ابراهیم رئیسی رئیس‌جمهور باشد، به‌نفع او انصراف داد.

انتخابات ۱۴۰۳

سعید جلیلی پس از مرگ ابراهیم رئیسی بار دیگر برای انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری نامزد شد. اظهارات او در کارزار تبلیغاتی تفاوتی با آن‌چه در ادوار پیشین مطرح می‌کرد، نداشت. او که محبوب بخش‌هایی از نیروهای تندروتر در بدنۀ حکومت جمهوری اسلامی است، با اتکا به همین حمایت‌ها نامزد شد و به‌رغم تلاش‌های گروه‌های مختلف اصولگرایی، حاضر نشد از صحنه کنار برود.

این در حالی است که بخش‌های مختلفی از بدنۀ حکومت که قالیباف را به او ترجیح می‌دادند، تلاش‌های فراوانی صورت دادند تا جلیلی به سود قالیباف انصراف دهد، اما او که حتی حاضر نشده بود در دولت ابراهیم رئیسی پستی قبول کند، با وجود رایزنی‌های فراوان و حتی بحث‌و جدل‌های تند پنهان و آشکار میان طرفداران‌شان تا پایان در صحنه ماند.

این پنجمین بار است که این چهرۀ سیاسی تندرو در یک انتخابات در جمهوری اسلامی نامزد شده و سومین تجربۀ او در انتخابات ریاست‌جمهوری است.

در دو بار پیشین در انتخابات ریاست‌جمهوری و دو بار هم انتخابات مجلس شورا اسلامی، جلیلی هیچ موفقیتی نداشت و بهترین عملکرد این نامزد محبوب «جبهه پایداری» کسب چهار میلیون رأی و قرار گرفتن در جایگاه سوم در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ بوده است.

اکنون اما این چهرهٔ تندرو در کنار مسعود پزشکیان، نامزد طیف سیاسی مقابل خود، راهی دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری شده و «نخ تسبیح حزب‌اللهی‌ها» با گسترش «جوهره» تنها یک گام دیگر با ساختمان پاستور فاصله دارد.

No responses yet

Mar 08 2017

اعتراض جلیلی به جنتی در دیدار خصوصی: چرا قالیباف را “تایید صلاحیت” می کنید؟ / تلاش جنتی برای حذف جلیلی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

سحام: بنا به خبرهای رسیده به سحام، احمد جنتی در دیدار با سعید جلیلی به او توصیه کرده که از حضور در انتخابات پیش رو خودداری کند.
بنا به این گزارش، احمد جنتی با یادآوری انتخابات گذشته ریاست جمهوری، به او گفته که بگذارد پتانسیل همان چهار میلیون رای سال قبل او برای آینده حفظ شود و در انتخابات پیش رو نامزد نشود.
سعید جلیلی، نامزد دوره قبل ریاست جمهوری به جنتی گفته که در صورت عدم اجماع اصولگرایان بر روی وی، جبهه ای جداگانه ایجاد خواهد کرد.
وی همچنین در اعتراض به درخواست احمد جنتی برای کناره گیری اش از انتخابات به رئیس شورای نگهبان گفته است که شما چرا صلاحیت آقای قالیباف با این میزان مشکل و فسادی که همه جا مشخص و احراز شده است را تایید می کنید؟ شما نباید صلاحیت ایشان را برای انتخابات ریاست جمهوری تایید کنید.
یافته های سحام گویای این است که این دیدار با هدف تجمیع رای اصولگرایان بر روی یک نامزد واحد و در راستای پروژه حذف حسن روحانی (تعدد نامزد) صورت گرفته است.

No responses yet

Apr 17 2016

در نامه سرگشاده جعفرزاده مطرح شد: 10 پرسش صریح نماینده رشت از سعید جلیلی

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,تحریم,درگیری جناحی,سیاسی

عصرایران: در سخنان خود گفته‌اید: «‌کسی با گفت‌وگو مخالف نیست، اما مهم این است که چگونه گفت‌وگو شود.» این طنز تلخ روزگار ماست.
غلامعلی جعفرزاده نماینده فعلی مجلس و نماینده منتخب مردم رشت در مجلس دهم طی نامه ای سرگشاده به سعید جلیلی مسوول سابق پرونده هسته ای به اظهارات اخیر او در جمع دانشجویان دانشگاه گیلان واکنش نشان داده است.

به گزارش عصر ایران، جعفرزاده خطاب به جلیلی می گوید: «جا دارد تا با توجه به سوالات و ایراداتی که شما و دوستان و حامیان‌تان در مقابل تیم مذاکره کننده دولت فعلی مطرح کرده و می‌کنید، ما نیز به عنوان نمایندگان مردمی که در دو انتخابات‌ 92 و 94، به مشی و رویکرد شما «نه» گفتند، از شما بخواهیم که یک بار هم در جایگاه پاسخ‌گویی قرار بگیرید و پیش از اینکه از موضع بستانکار درباره این سه سال مطالبه‌گری کنید، از موضع مسؤول و پاسخ‌گو، درباره آن 6 سال توضیح دهید.

بدیهی است که ما نه بنا داریم و نه دوست داریم که رفتاری مانند رفتار دوستان شما مذاکره کنندگان موفق کشورمان داشته باشیم و تضمین می‌دهیم که در روز سؤال از شما در مجلس دهم، نه روی کسی بتن بریزیم و نه کسی را جوجه خروس و خائن معرفی کنیم.”

متن کامل این نامه که در اختیار عصر ایران قرار گرفته بدین شرح است:

رئیس سابق تیم مذاکره جمهوری اسلامی ایران

جناب آقای دکتر جلیلی

از آنجا که در روزهای اخیر با حضور در حوزه انتخابیه اینجانب و در جمع دانشگاهیان گیلان سخنانی از جنس سخن دیگر دوستان و همراهان تان بیان کرده‌اید برخورد لازم می‌دانم تا به عنوان نماینده مردمی که در انتخابات 92 و همچنین در انتخابات 94 با رای خود نشان داده‌‍‌اند که کدام روش را ترجیح می‌دهند نکاتی را خدمت‌تان متذکر می‌‍شوم.

جناب آقای دکتر جلیلی

آنچه پیش از هر چیز لازم است به یادتان بیاورم این است که سخن شما مبنی بر اینکه اگر رئیس جمهور می‌بودید زیر برجام را امضا نمی‌کردید نه سخنی تازه است نه مایه تعجب. چرا که اصولا آنچه باعث شد تا در انتخابات سال 92 مردم به راه و روشی که دقیقا عکس خواسته شما بود رای دهند و راه دیگر انتخاب کنند همین آگاهی مردم به روشی بود که حالا بار دیگر بر آن تاکید کرده‌اید. اما اینکه امروز در شرایطی که مردم پس از سه سال مذاکره نفس گیر، امیدوارانه چشم به آینده‌ای دوخته‌اند که در سایه توافق حاصل شده ، شاهد زدوده شدن تدریجی آثار تحریم‌ها وقعطنامه‌ها از زندگی خود باشند، چرا برخود لازم دیده‌اید بار دیگر به مردم یادآوری کنید اگر بزنگاه انتخاب، نام شما را روی برگه‌های رای می‌نوشتند، چه سرنوشتی در انتظار ملت و مملکت بود؟ سوالی که پاسخ آن را هیچ‌کس نمی‌داند!
10 پرسش صریح نماینده رشت از سعید جلیلی

جناب آقای دکتر جلیلی

در سخنان خود پرسیده‌اید که چرا بعد از برداشته شدن تحریم‌ها و آغاز اجرای برجام تا کنون، سرمایه گذاری در ایران شروع نشده است؟! سوال خوبی است و البته در دل خود یک نکته مهم را دارد.

در واقع شما نیز معتقد هستید که راه عبور از مشکلات فعلی، سرمایه گذاری است و حالا من از شما می‌پرسم که چه شرایطی و مسیر چه کسانی، سرمایه گذاران را از کشور ما دور کرد؟ و سرمایه‌های آنها را به کشورهای همسایه سوق داد؟

واقعا گمان می‌‍کنید راه افزایش سرمایه گذاری در کشور ادامه دادن مسیری بود که در آن برای فروش نفت خود نیز مجبور بودیم پای بابک زنجانی‌ها را به معاملات نفتی کشور باز کنیم؟

آیا به سهم خود و دوستانتان در از دست رفتن امنیت سرمایه گذاری در ایران فکر کرده‌اید؟

آیا می‌توانید به کارهایی که در دوره مسئولیت خود برای کاهش ریسک سرمایه گذاری و افزایش امنیت اقتصادی در ایران انجام داده‌اید اشاره کنید؟

آیا فکر نمی‌کنید شما هم در وضعیتی که کشور به آن دچار شد مسئول هستید و حالیه باید به جای انتقاد از کسانی که گام اول را برای حل مشکلات برداشته‌اند لااقل گامی در جهت جبران گذشته بردارید؟

اگر شما واقعا نگران سرمایه گذاری در کشور هستید لطفا بفرمایید تاثیر کارهایی نظیر حمله به سفارت عربستان در القای توهم ناامن بودن ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟

جناب آقای دکتر جلیلی

بسیار بعید می‌دانم که شما بدون اطلاع از آنچه در اثر مذاکرات 6 ساله شما و البته سیاست‌های داخی دوستان و حامیان شما در دولت سابق برکشور گذشته بود، خود را به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 92 معرفی کرده باشید. اما از آنچه که سخنان اخیرتان به سخنان کسانی شباهت دارد که نمی‌دانند و یا نمی‌خواهند بدانند که در پایان دولت قبل کشور در آستانه رسیدن به چه نقطه خطرناکی قرار داشت. پیشنهاد می‌کنم اگر واقعا از وضعیت کشور در آن روزها خبر ندارید سوال کنید تا مورد به مورد از شاخص‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که به موازات سیاست خارجی شما و سیاست داخلی دوستان و حامیانتان افول پیدا می‌کرد برایتان بگویم. چرا که من و همکارانم در مجلسی به عنوان نمایندگان مردم مشغول به کار بودیم در فصل چیدن میوه‌های عملکرد 6 ساله شما و عملکرد 8 ساله دولت قبل با گوشت، پوست و استخوان خود معنای تحریم‌ها و قطعنامه‌ها را لمس می‌کردیم.

به همین دلیل است که امروز نه تنها از برجام و دستاوردهای آن چه در سیاست خارجی و چه در حوزه سیاسی و اقتصادی داخل کشور دفاع می‌کنیم و به اجرای آن و اثراتی که می‌تواند بر زندگی مردم این مرز و بوم داشته باشد خوشبین و امیدواریم بلکه خود را محق می‌دانیم که در قبال هزینه‌های مادی و معنوی ایجاد شده برای کشور لااقل از شما که همچنان آن راه را ترجیح می‌دهیم سوال کنیم که چرا به جای تاختن به مذاکره کنندگان فعلی دستاوردهای مذاکرات قبلی را برای مردم نمی‌گویید؟

جناب آقای دکتر جلیلی

در سخنان خود گفته‌اید:« کسی با گفت‌وگو مخالف نیست، اما مهم این است که چگونه گفت‌وگو شود.» این طنز تلخ روزگار ماست. این که امروز شما همچنان در جایگاه مطالبه گری نشسته‌اید و گمان می‌برید که باید مذاکره کنندگان فعلی و حامیان آنها به شما و دوستان‌تان در قبال هرآنچه در مذاکرات اتفاق افتاده و همه نتایج این مذاکرات، پاسخ‌گو باشند، من را به یاد 6 سال مذاکراتی انداخت که شما مسئولیت آن را به عهده داشتید. همان 6 سالی که مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل، در مناظره‌های انتخاباتی سال 92 درباره‌اش به شما گفت:« مذاکره بیانیه خواندن نیست.

دیپلماسی کلاس فلسفه نیست. چیزی که مردم می‌بینند این است که این همه سال شما می‌روید وهر روز هم تحریم‌ها بیشتر می‌شوند.هنر دیپلمات این است که نگذارد کار رزمندگان هدر برود.»

همان 6 سالی که نایب رئیس مجلس در جلسه کمیسیون برجام ودر حضور جنابعالی در موردش گفت:« مقطعی که شما مدیریت تیم را بر عهده داشتید که کمترین نفد و مباحثه صورت نمی‌گرفت.

اعتقاد بنده این است که در آن زمان 3 قطعنامه به تصویب رسید نقد و بررسی‌های صورت می‌گرفت می‌توانستیم به نقش دولت که بازدارنده داشت کمک کنیم. ما بارها از شما برای حضور در کمیسیون امنیت دعوت کردیم اما شما یک بار در جلسات حضور پیدا کردید. اگر اجازه می‌دادید بحث و مباحثه‌ای صورت می‌گرفت احتمال داشت تصویب قطعنامه 1929 به تاخیر بیفتد و یا حتی تصویب نمی‌شد.»

آقای دکتر جلیلی

شما در آن 6 سالی که دستاوردش برای ملت و مملکت چنان بود که همه دیدیم حتی یک بار درجایگاه پاسخگویی ننشستید تا نمایندگان مردم در مجلس و یا کارشناسان فن و یا اصحاب رسانه سوالات خود را درباره آنچه در مذاکرات می‌گذرد و آنچه هزینه می‌شود و آنچه به دست می‎‌آید از شما بپرسند.

حالا چگونه است که وقتی افرادی از سوی ملت و تا تشخیص مقام معظم رهبری جایگزین شما می‌‍شوند و سکان مذاکرات را در دست می‌گیرند، نه تنها امروز و بعد از پایان مذاکرات، بلکه حتی در کوران مذاکرات باید در مقابل واژه به واژه این مذاکرات به شما و دوستانتان توضیح دهند؟ البته که طرح این پرسش به معنای تخطئه وضعیت این دوسال نیست و ما این پرسشگری را حق مخالفان و منتقدان می‌دانیم. اما سوال اصلی این است که چرا این حق، در آن 6 سال از صاحبانش دریغ شد؟

جناب آقای دکتر جلیلی

حالا که بار دیگر با ادبیاتی شبیه روزهای مناظره‌های انتخاباتی، از موضع بستانکار وارد صحنه شده‌اید و روایتی قهرمان گونه از «امضا نکردن» سند توافق به عنوان نقطه قوت خود ارائه کرده‌اید، جا دارد تا با توجه به سوالات و ایراداتی که شما و دوستان و حامیانتان در مقابل تیم مذاکره کننده دولت فعلی مطرح کرده و می‌کنید، ما نیز به عنوان نمایندگان مردمی که در انتخابات‌های 92 و 94، به مشی و رویکرد شما «نه» گفتند، از شما بخواهیم که یک بار هم در جایگاه پاسخگویی قرار بگیرد و پیش از اینکه از موضع بستانکار درباره این سه سال مطالبه گیری کنید، از موضع مسئول و پاسخگو، درباره آن 6 سال توضیح دهید.

بدیهی است که ما نه بنا داریم و نه دوست داریم که رفتاری مانند رفتار دوستان شما مذاکره کنندگان موفق کشورمان داشته باشیم و تضمین می‌دهیم که در روز سوال از شما در مجلس دهم، نه روی کسی بتن بریزیم و نه کسی را جوجه خروس و خائن معرفی کنیم.

ما به عنوان کسانی که در اسفند 94 برای ادامه راه برگزیده مردم در خرداد 92 از سوی همان مردم انتخاب شده‌ایم منتظر اعلام آمادگی شما برای پاسخ دادن به سوالات ما هستیم و هم مشخص شود که اگر بنا بود راه شما ادامه پیدا کند و برجام امضا نشود امروز در چه شرایطی بودیم و هم معلوم شود و که چرا این روزها هم ترامپ و برخی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوی آمریکا وعده پاره کردن برجام را می‌دهند و معتقد هستند که ظریف توانسته است توافقی را به طرف غربی تحمیل کند که به نفع ایران و زیان آنهاست.

هم شما و دوستان‌تان معتقد هستید که نباید این سند تاریخی امضا می‌شد.

والسلام

غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی

نماینده مردم شریف شهرستان رشت در مجلس شورای اسلامی

عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات

1395/1/29

No responses yet

Dec 08 2014

اعتراف سعید جلیلی: موسوی و کروبی به جرم ناکرده در حصرند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

کلمه: چکیده :سعید جلیلی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی، اعتراف کرده که تصمیم این شورا به حصر موسوی و کروبی، به اقدامات آنها در سال 88 ارتباطی ندارد، بلکه از ترس تکرار تجربه مصر و تونس در ایران صورت گرفته است. او توجه نکرده که با سخنانش در واقع دارد دیکتاتورهایی همچون مبارک و بن علی را با حاکمان ایران مقایسه می کند، و همچنین توضیح نداده است که اگر این ادعا صحت دارد، چرا پس از چهار سال هنوز حاکمیت حاضر نیست به رفع حصر غیرقانونی تن دهد….

کلمه – گروه خبر: برخلاف چهره هایی از اقتدارگرایان همچون علم الهدی و بادامچیان که تلاش می کنند برای موسوی و کروبی جرم تراشی کنند و قتل های ماموران سرکوب و ناتوانی حاکمیت در حفظ امنیت را به آنها نسبت دهند تا حصر چهار ساله را توجیه کنند، سعید جلیلی نامزد ناکام اقتدارگرایان اعتراف کرد که موسوی و کروبی نه به خاطر حوادث سال ۸۸ بلکه به علت نگرانی نظام از شکل گیری اعتراضات جدید زندانی شده اند.

به گزارش کلمه، سعید جلیلی که پس از شکست سنگین در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، برای حدود یک سال سکوت پیشه کرده بود، به تازگی از لاک سکوت بیرون آمده و انتقادهایی را نسبت به پیشرفت مذاکرات هسته ای مطرح ساخته است. عرصه هسته ای و نقد تیم مذاکره کننده اما تنها حوزه ای نیست که جلیلی درباره آن اظهارنظر می کنند، بلکه وی به موضوع حصر نیز پرداخته است.

نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی که امروز در همایشی با عنوان «توسعه اقتدار ایران» در دانشگاه فردوسی مشهد سخن می گفت، تصریح کرد که حصر موسوی و کروبی «ربطی به فتنه ۸۸ نداشت» و «دلیل اصلی حصر سران فتنه، کلید زدن فتنه‌ای جدید در نظام اسلامی بود.»

جلیلی بدین ترتیب اعتراف کرده که برخلاف ادعاهای مکرر کسانی که می گفتند موسوی و کروبی جرمی مرتکب شده اند، در واقع آنها به علت جرمی که احتمالا قرار بوده مرتکب شوند! برای مدت چهار سال در بازداشت خانگی قرار گرفته اند.

اظهار نظر سعید جلیلی از این جهت اهمیت دارد که او در زمان حصر، دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده است؛ همان نهادی که ظاهرا تصمیم به حصر موسوی و کروبی گرفته و تایید رهبری را هم در این باره اخذ کرده است.

وی در حالی ارتباط داشتن حصر با اعتراضات سال ۸۸ را منتفی دانسته و آن را به آنچه «سران فتنه می خواستند انجام دهند» نسبت داده که همین هفته گذشته احمد علم الهدی امام جمعه منصوب رهبری در مشهد ادعا کرده بود حصر بر اساس یک پرونده قضایی، به اتهام قتل کشته شدگان سال ۸۸ و با حکم دادستان صورت گرفته است.

چند روز قبل، علی مطهری نماینده مردم تهران در همین دانشگاهی که جلیلی امروز در آن سخنرانی کرده، از حصر بدون محاکمه رهنورد، موسوی و کروبی انتقاد کرده و گفته بود: «نظر رهبری این است که می گویند جرم اینها سنگین است و اگر محاکمه بشوند حکمشان سنگین خواهد بود و الان هم داریم به آنها ملاطفت می کنیم. پیغمبر اسلام هم نمی تواند بگوید حکم فلان کس سنگین است، بدون محاکمه و بدون دفاع و بدون شنیدن دفاعیات آنها حکم صادر کند. من نسبت به این صحبت قانع نشدم و لذا باز هم اصرار دارم. حصر بدون حکم قضایی ظلم است و عادلانه نیست. اگر روال قانونی طی شود ما تمکین می کنیم، اما اینکه بگوییم این حصر باشد و آن زندان باشد و گردن این را بزنید و … این نمی شود.»

اما حالا جلیلی اعتراف کرده که تصمیم حاکمیت به حصر، بدون رعایت قانون و حتی بدون توجه به جرائم فرضی موسوی و کروبی، و تنها با نگرانی از اینکه آنها «در بیانیه ها و مبارزات خود» بخواهند تجربه مصر و تونس را در ایران تکرار کنند، صورت گرفته است: تجربه هایی انقلابی که اگرچه با جنبش سبز ملت ایران قابل مقایسه نیستند، اما ظاهرا جلیلی قصد دارد دیکتاتورهای حاکم بر آنها را با حاکمان ایران مقایسه کند.

وی گفته است: «این افراد از تاریخ ۲۵ بهمن ۸۹ به حصر رفته و این علت دارد … در آن شرایط شاهد بودیم که بیداری اسلامی در کشورهای عربی شکل گرفته بود، در تونس و مصر و دیگر کشورها و آنچه سبب حصر سران فتنه شد این بود که آنان در بیانیه‌ها و مبارزات خود به صراحت اعلام می‌کردند که می‌خواهند انقلابی کنند نظیر انقلاب تونس علیه بن‌علی و انقلاب در مصر علیه مبارک و همین فتنه‌های جدید سبب حصر آنان شد.»

جلیلی توضیح نداده که اگر نگرانی هایی از این دست سبب حصر موسوی و کروبی شده، چرا حالا که چهار سال گذشته و فضای سیاسی کشور هم با انتخاباتی که در آن روحانی به کمک مردم سبزاندیش بر نامزد اقتدارگرایان پیروز شد تغییر کرده؛ چرا حاکمیت حاضر نیست به رفع حصر غیرقانونی تن دهد؟

No responses yet

Jun 24 2013

پرسشهای یک روزنامه از آیت الله مصباح

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

تابناک: روزنامه جمهوری اسلامی در مقاله ای مفصل، ضمن انتقادهای شدید از آیت الله مصباح یزدی چند پرسش زیر را از وی مطرح کرد:

پرسش اول:
امام خمینی درپیام تاریخی و پر‌نکته حضرت امام خمینی به روحانیت در سوم اسفند 1367 نوشته‌اند: دیروز “حجتیه‌ای‌ها” مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی‌تر از انقلابیون شده‌اند!” پرسش این است که ایشان تا کنون درباره تفسیر و تحلیل این پیام تاریخی چه اقداماتی کرده‌اند و آیا در میان منابع و مواد آموزشی و یا برنامه‌های جنبی مرکز آموزشی ایشان، بخشی هر چند محدود به شناخت ویژگی‌های جریان حجتیه و مبانی فکری و تاریخ عملکرد آن اختصاص یافته است؟

پرسش دوم:
ایشان در اردیبهشت سال89 در مدرسه فیضیه در نقد موضوع “رهبری شورایی” گفته‌اند: “در طول تاریخ حکومت پیامبران و یک هزار و چهارصد سال شیعه، مسئله حکومت شورایی مطرح نبود و هیچ پیامبری را نداشتیم که با مجموعه‌ای از پیامبران حکومت کرده باشد. چنین موردی را حتی در زمان ائمه اطهار(ع) و فقهاء سنتی نیز نداشتیم و در هیچ آثاری نیز چنین چیزی نیامده است.” ایشان افزوده‌اند: “ممکن است امروز برخی افکار غربزده چیزهایی بنویسند ولی سراغ نداریم که کسی از فقهای ما احتمال این کار را داده باشد.” این در حالی است که موضوع “شورای رهبری” در هفت اصل و یک عنوان قانون اساسی در کنار عنوان “رهبر”، آمده بود و در بازنگری سال 68 نیز کاملا حذف نشده است. با وجود مبنا و اصولی که در نگاه ایشان این گونه با اسلام و فقه اسلامی و حتی تاریخ ادیان توحیدی مخالفت دارد و کسی از فقهاء احتمال درستی آن را نیز نداده است، ایشان چگونه این امر را نادیده گرفته و به قانون اساسی رای مثبت داده‌اند؟ (پیداست اینک شورای رهبری موضوع بحث نیست و نیازی به بحث ندارد و ذکر آن برای بیان منشأ پرسش است.)
پرسش سوم:
آیت‌الله مصباح که کم و بیش شاهد بودیم برای پیروزی یک نامزد آن گونه وارد میدان شدند و برخی نشریات مربوطه و نیز برخی شاگردان از تقدیم طلاهای یکی از نزدیکان ایشان به ستاد انتخاباتی آن نامزد خبر دادند ، چرا حتی یک روز خودشان و فرزندانشان در جبهه حضور نیافتند و در حد یک سخنرانی نیز برای تقویت روحیه رزمندگانی که در جبهه حضور داشتند شرکت نجستند؟ آیا در طول نزدیک به سه هزار روز جنگ حتی توفیق یک یا چند روز حضور تبلیغی یا حتی حضور “نمادین” نیز نمی‌شد حاصل گردد؟

پرسش چهارم:

آیت‌الله مصباح در این سال‌ها سخت بر مطلق بودن اختیارات ولی فقیه و ما فوق قانون بودن وی تاکید کرده و مشروعیت قوانین را نیز برخواسته از تایید ولی فقیه شمرده‌اند و به مخالفان آن تاخته‌اند. این در حالی است که ایشان در مباحث خود در زمان حضرت امام خمینی، در سال‌های 65-66 که در قالب کتاب نیز منتشر شده از جمله در استدلال بر لزوم “نظارت دقیق” بر “اعمال رهبری” و حتی تشکیل “دادگاه خبرگان” برای رسیدگی به کارهایی که به تعبیر ایشان به “زعم فقهای مجلس خبرگان صحیح و مطابق موازین شرعی و معیارهای عقلی نبود” و عزل وی در صورت اثبات عدم شایستگی، می¬نویسند: “زیرا در اسلام، غیر از معصومین علیهم‌السلام هیچ کس فوق قانون نیست، بلکه همه باید تابع قانون باشند”. و نیز افزوده¬اند: “چنین نیست که رهبر جامعه اسلامی قدرت مطلق و بی¬چون و چرا داشته باشد و کسی نتواند وی را مورد پرسش و بازخواست قرار دهد”. (حقوق و سیاست در قرآن، ص 262-263) خاستگاه تحول و مبنای تبدل نظر ایشان از آن دیدگاه به نگاه کنونی چیست؟ آیا به دلیل شرعی تازه برخورده‌اند یا برداشت تازه‌ای از دلیل قبل پیدا کرده‌اند؟

پرسش پنجم:
چگونه از سوی برخی حامیان دولت فعلی از جمله جناب ایشان، به نفع یک شخص(احمدی نژاد)، آن همه کرامات غیبی و فضائل معنوی به عنوان پشتوانه مطرح می‌شود، آن وقت در فاصله‌ای اندک این گونه مایه اعلام برائت آشکار و پنهان حامیان دیروز می‌شود؟ چگونه می‌شود آیت‌الله مصباح خبر دهند: وجود مقدس ولی عصر(عج) مشغول دعا برای این فرد بوده است. و نیز تاکید کنند: آیندگان به این نتیجه خواهند رسید که انتخاب وی مشحون کرامات و معجزات بوده است. و آن را نفخه الهی در این زمان و ناشی از یاری عنایات امام زمان(عج) بشمارند، اما اینک این گونه مبغوض گردد؟

No responses yet

Jun 22 2013

بی‌اعتنایی ولایتی و جلیلی به وحدت اصولگرایان

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: حسین الله‌کرم٬ رئیس شورای هماهنگی نیروهای حزب‌الله و مصطفی میرلوحی٬ مسئول دفتر محمدرضا مهدوی کنی جزئیات تازه‌ای از بی‌اعتنایی سعید جلیلی و علی‌اکبر ولایتی به درخواست‌ها برای کناره‌گیری به نفع محمدباقر قالیباف در انتخابات را فاش کردند.به گزارش سایت محافظه‌کار «جهادی آنلاین»٬ آقای الله‌کرم روز چهارشنبه (۲۹ خرداد) طی سخنانی در مسجد ارک تهران گفته دو روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به سعید جلیلی برای کناره‌گیری به نفع قالیباف پیام داده شده بود.

وی افزوده این درخواست برای جلوگیری از شکست اصول‌گرایان در انتخابات مطرح شده بود و اگر نامزدهای محافظه‌کار کناره‌گیری می‌کردند٬ بخشی از آراء آنها به سبد قالیباف ریخته می‌شد.

این رهبر حزب‌الله یکی از دلایل ناکامی محافظه‌کاران در انتخابات را «خیانت اصولگرایان به رهبری» و «عدم توجه به نقش قطب در جریان اصولگرایی» اعلام کرده است.

پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بسیاری از محافظه‌کاران تلاش‌های فراوانی برای کناره‌گیری ولایتی و جلیلی به نفع قالیباف کردند که تلاش‌های آنها به نتیجه نرسید.

مصطفی میرلوحی٬ مسئول دفتر محمدرضا مهدوی کنی با گذشت یک هفته از برگزاری انتخابات از بی‌اعتنایی ولایتی به درخواست‌های مهدوی کنی مبنی بر برکناری به نفع قالیباف پرده برداشته است.

میرلوحی گفته که «مهدوی کنی {پیش از برگزاری انتخابات} چند بار {با ولایتی} تماس گرفته بودند و به ناچار نامه هم نوشتند٬ اما آقای ولایتی توصیه‌ها را نپذیرفتند.»

وی همچنین به طور تلویحی گفته که مهدوی کنی نظر مثبتی به ریاست جمهوری سعید جلیلی نداشته است.

یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ۲۴ خرداد در ایران برگزار شد و حسن روحانی با کسب بیش از ۵۰ درصد آرا، توانست رقبای محافظه‌کار و مستقل خود را پشت سر بگذارد.

این پیام رو پایین مطلب نوشتم
می‌توانند بدون موافقت ولی فقیه قدمی بردارند! اینها همه بازی بود تا بتوانند با 50 ممیز اندی روحانی، فرد مورد نظر خامنه‌ای(شاید هم ملکه) را به میدان بیاورند! این افشا گری همه در پی همان برنامه هاست وگرنه چماقداری مثل حسین الله کرم هم بدون دستور آقا(شاید هم ملکه) آب هم نمی‌خورد. بازی بازی امنیتی هاست و وقتی امنیتی‌ها وارد بازی شدند دیگران باید کنار بکشند.
بعید هم نیست که انگلیسی‌ها(شاید هم ملکه) با دادن یک دکترای تقلبی به این روحانی و وصل کردن حوزه و دانشگاه با این ابزار، حالا دارند نتایج آنرا برداشت می کنند. درست مثل یک کشاورزی که درخت گردو می‌کارد به این امید که 30 سال بعد بهره‌اش را برداشت کند!

No responses yet

Jun 18 2013

جلیلی درحال ساندیس خوری!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز


منبع عکس سایت دیگربان

No responses yet

Jun 17 2013

آقای جلیلی ، ایران رابا حجاز عوضی گرفته‌اید؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,انتخاباتی,تاریخی,سیاسی

مرکز پژوهش‌های کاربردی: آقای سعید جلیلی در سفر به استان کهکیلویه و بویر احمد، اعلام کرد که: « جمهوری اسلامی ]ایران[ با اسلام شناخته می‌شود، نه مکتب ایرانی » (روزنامه ایران 20/3/1392 و 23/3/92 ـ رویه یک و 29)
این که آقای سعید جلیلی مقصودشان از مکتب ایرانی چیست و در پی حذف یا ستیز با چه جریان و گروه‌هایی است، روشن‌ نیست ؛ اما باید به آگاهی ایشان رسانیده شود که هر حکومت ایرانی ( با هر منشا و خواستگاه) ، با واژه‌ی « ایران» شناخته می‌شود و نه چیز دیگر. مگر این که حکومتی که آقای جلیلی از آن نام می‌برد، خاستگاهش ملت ایران نباشد و با ملت ایران رابطه‌ای نداشته باشد.
ملت ایران را با شاخصه‌ی « دین » ، « آیین»‌ و یا « مذهب » نمی‌توان مشخص کرد. در درازای 13 هزار سال تاریخ، مردم و ملت ایران، بارها دین ، آیین و مذهب خود را دگرگون ساخته است ؛ اما ایرانی مانده است. دولت برخاسته از ملت ایران، همیشه به عنوان « ایرانی » شناخته شده است.
روزگاری این مردمان ( ملت ایران ) ایزدان را پرستش می‌کردند و روزگاری پیرو دین « مهر کهن» بودند و روزگاری آیین زرتشت را پذیرا شدند و روزگار دیگری به دین « مهر مسیحایی » روی آوردند و سپس دوباره به آیین زرتشت گرویدند و آن‌گاه مسلمان شدند. از این رو ، آقای جلیلی و جلیلی‌ها باید بدانند که ایران تنها با «واژه‌ی ایران» شناخته می‌شود و نه چیز دیگر.
گفتمان این مردمان در درازای تاریخ کمابیش 13هزارساله‌ی این ملت ، گفتمان ایرانی بوده است. چه آن روزگاری که این مردمان یا بیشینه‌ی آنان به آیین ایزدی بودند و یا پیرو دین مهرکهن ، یا زرتشتی ، یا مهر مسیحایی و سپس زرتشتی و اسلام و سپس‌تر آیین تشیع، همیشه و همیشه، گفتمان این ملت ، گفتمان ایرانی بوده است.
از این رو در درازای زمان و حتا در دوره‌ی اسلامی هنگامی که به گفتمان دولت‌های فراگیر ملی در دوران صفویان ، افشاریان و آغاز قاجاریان نگاه ‌کنیم ، در می‌یابیم که گفتمان ایرانی است و حتا گفتمان این ملت در دوران تجزیه و پراکندگی پس از هجوم تازیان و سقوط ساسانیان « ایرانی» بوده است. اندکی توجه به گفتمان دولت‌های صفاریان، سامانیان ، آل بویه و … این مساله را نشان می‌دهد.
این گونه سخنان تنها در راستای خواست بیگانگان است که می‌خواهند آیین تشیع را در برابر ناسیونالیسم ایرانی قرار دهند و بسیار زیان‌مند و از سر بی‌خردی است.
این گونه سخن گفتن نشانه‌ی ناآگاهی از تاریخ و از سرِتعصب است . باید به آقای جلیلی یاد‌آور شویم که :

این « وطن » ، مصر و عراق و شام نیست.
این جا ایران است ، ایران ورجاوند و همیشه ماندگار

پاینده ایران
تهران – 25 خرداد ماه 1392
دفتر مرکزی حزب پان‌ایرانیست (هیات اجرایی)

No responses yet

Jun 12 2013

به نام امام زمان به کام نامزد انتخابات

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

شیعه آنلاین: علامه مصباح يزدي توصيه کرده اند، براي پيروزي گفتمان انقلاب اسلامي و کانديداي اصلح آقاي “سعيد جليلي” نماز امام زمان بخوانيد.
به گزارش شيعه آنلاين، پيامکي از سوي هواداران آيت الله شيخ “محمدتقي مصباح يزدي” منتشر شده که در آن از مردم خواسته شده براي پيروزي “سعيد جليلي” نماز امام زمان بخوانند.

متن اين پيامک به اين شرح است: علامه مصباح يزدي توصيه کرده اند، براي پيروزي گفتمان انقلاب اسلامي و کانديداي اصلح آقاي “سعيد جليلي” نماز امام زمان بخوانيد.

گفتني است آيت الله مصباح يزدي ابتدا اعلام کرد که بعد از 7 سال تفکر، “باقر لنکراني” وزير بهداشت پيشين دولت “محمود احمدي ن‍ژاد” را اصلح مي دانم. وي به هيچ وجه راضي نمي شد که جليلي را اصلح معرفي کند اما پس از کناره گيري لنکراني، جليلي از سوي آيت الله مصباح يزدي اصلح معرفي شد.
** برای مشاهده فروشگاه اینترنتی شیعه آنلاین اینجا را کلیک کنید**

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .