اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'نژادپرستی'

Aug 31 2022

نظریه پرداز ناسیونالیسم افراطی روس و پیشینۀ رابطۀ فکری او با خامنه‌ای و یارانش

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,روسیه,سیاسی,مذهب


رادیوفرانسه: بیستم ماه اوت برابر با ۲۹ امرداد ۱۴۰۱ «داریا دوگینا»، دختر «الکساندر دوگین»، فیلسوف و نظریه پرداز سیاسیِ روس، بر اثر انفجار بُمبی در اتومبیل پدرش در حومۀ مسکو کشته شد. گفته می‌شود هدف اصلی این ترور الکساندر دوگین بود، اما او در آخرین لحظه اتومبیلش را در اختیار دخترش قرار داده بود و خود با اتومبیل دیگری پشت سر او حرکت می‌کرد. داریا دوگینا روزنامه ‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی بود.

و اما الکساندر دوگین کیست و چرا قصد جان او را کرده بودند؟ «دوگین» زادۀ روسیه است و اکنون ۶۰ سال دارد. او را نام‌آورترین و بانفوذترین ایدئولوگِ ناسیونالیسم افراطی در میان روس‌ها می‌دانند. به همین سبب، سرآمدانِ سیاسیِ روسیه در سی سال گذشته کوشیده‌اند رابطۀ نزدیک با او نداشته باشند. اما دوگین مدعی است که در این مدت کرملین راهی را پیموده که ایده‌های او گشوده است. «یهودستیزی»، «روی‌گردانی از غرب» و «توسعۀ سرزمینی روسیه» از مهم‌ترین ایده‌های او هستند.

دوگین ادعاهای دیگر نیز دارد. از جمله اینکه سال‌هاست مشاور یکی از اعضایِ حلقۀ نزدیک پوتین است و ارتش روسیه از کتابچه‌ای که او در زمینۀ ژئوپُلیتیک فراهم آورده، استفاده می‌کند. اما دوگین تاکنون مقامی رسمی در دستگاه دولتی روسیه نداشته است. تنها در سال ۲۰۱۴ برای مدتی به ریاست دانشکدۀ «جامعه شناسیِ روابط بین‌الملل» دانشگاه دولتی مسکو منصوب شد، اما پس از چند ماه هنگامی که خواهان قتل عام اوکراینی‌های مخالف روسیه شد، دانشگاه عذر او را خواست و این نشان می‌دهد که در آن زمان کسی در رأس قدرتِ اجرایی پشتیبان او نبود.

دوگین از همان فردای فروپاشیِ اتحاد جماهیر شوروی و در سال‌های دهۀ ۹۰ میلادی جریانی فکری بر پایۀ یهودستیزی، «رقابتِ تمدنی» و برتری «اوُراسیا» بر تمدن مدرن غربی به راه انداخت که امروز از آن زیر عنوانِ «نوُاوُراسیایی» یاد ‌می‌کنند. در مرکز اوُراسیای دوگین روسیه قرار دارد. اوُراسیا، چنان که از نامش پیداست، دوقارۀ اروپا و آسیا را در بر می‌گیرد. این «اَبَرقاره» دربرگیرندۀ مساحتی است نزدیک به ۵۵ میلیون کیلومترمربع میان اقیانوس اطلس در غرب و اقیانوس آرام در شرق.

دوگین در سال ۱۹۹۳ با «ادوارد لیموُنوُف»، نویسندۀ روس، حزب ناسیونال- بُلشویک را بنیان گذاشت که اتحادی بود میان فاشیست‌ها و کمونیست‌ها با هدف برانداختن قدرت بوُریس یلتسین. اما آن حزب نتوانست کاری از پیش ببرد. به همین سبب، الکساندر دوگین در سال ۱۹۹۸ راهش را از هم‌پیمان کمونیستش جدا کرد و جریان فکری «اوُراسیایی» را به امید پیروزی در عرصۀ ایده‌ها به راه انداخت و از ارجاع‌هایش به رایش سوم، موسوُلینی و کیش‌های پیش از مسیحیت کاست.

دوگین این بار به منظور نشان دادن سازگاری‌اش با نگرشِ رسمیِ کرملین به کلیسای اُرتُدکس پیوست. با این حال، در سال ۲۰۰۸ رئیس جمهور روسیه را به سبب آنکه در جنگ با گرجستان تمامی خاک آن جمهوری را اشغال نکرد، به باد انتقاد گرفت. اما از سال ۲۰۱۲ پس از جنبش اعتراضی گستردۀ مردم برضد بازگشت پوتین برای سومین بار به قدرت، انتقاد از قدرت حاکم را فروگذاشت و به سرزنشِ «ستون پنجم لیبرال» در دستگاه دولت پرداخت.

جریان لیبرالی در بطن قدرت در روسیه پس از نخستین حملۀ آن کشور به اوکراین و الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ رفته رفته از میان رفت. دوگین این بار به منظور یاری رساندن به پوتین کوشید شبکه‌ای جهانی از غرب‌ستیز‌ها و ضد لیبرال‌ها در کشورهای گوناگون ایجاد کند. در این شبکۀ جهانی از راست‌گرایان نزدیک به ترامپ تا اسلام‌گرایانی مانند اردوغان جای دارند. در «اوُراسیا»ی الکساندر دوگین، روسیه متحد دنیای اسلام و حتی چین است.

دوگین همۀ نیروهایی را که می‌توانند برضد جهان مدرن وارد کارزار شوند، متحد خود می‌‌داند. در فرانسه شاخه‌ای از راست افراطی روابط نزدیکی با دوگین دارد. پس از درگذشت دختر او تنی چند از سیاستمداران راست افراطی پیام تسلیت فرستادند. «الن دوُ بُنوا» و «الن سوُرال»، از شناخته ترین نظریه پردازان راست افراطی فرانسه، دیدارها و گفت و گوهایی با دوگین داشته‌اند.

دوگین بارها به ایران سفر کرده و در نشست‌های گوناگونی که دانشگاهیان و نظریه پردازان حکومتی ترتیب داده‌اند شرکت کرده است. او ایران را شریک روسیه در سیاست «اوُراسیایی» و بازگشت «عظمت دوران شوروی» می‌داند. دوگین چند روز پس از کشته شدن قاسم سلیمانی در یک سخنرانی در دانشگاه تهران، سلیمانی را قهرمان ایدۀ «اوراسیا» خواند.

او در ژانویۀ ۲۰۱۶ در چهارمین «شب علوم انسانی» با موضوع «تئوری چهارم سیاست» که در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد، سخنرانی کرد و گفت: نگاه ایرانیان و روس‌ها هستی‌شناختی و مشترک است. ایرانیان منتظر امام مهدی و روس‌هایِ ارتدوکس در انتظار بازگشتِ مسیح اند و این مفهومی است مشترک در میان آن‌ها. در آن همایشِ حکومتی، دوگین هم‌چنین دلایل ضدیت‌اش را با غرب و اهمیت همگامیِ ایران را با ایدۀ «اوُراسیا» توضیح داد.

دوگین در ۲۱ بهمن ۱۳۹۵ در شب سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در سفری به قم با آیت‌الله محمدمهدی میرباقری، رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم، دیدار کرد و با او از لزوم دینی کردن علوم طبیعی سخن گفت. در آن دیدار دوگین در پاسخ به پرسش آیت‌الله میرباقری مذهب پوتین را «اُرتدُکس روسی» اعلام کرد و گفت پوتین سخت زیر تأثیر روحانیان سنت‌گرای روسیه است.گفته می‌شود فلسفۀ دوگین الهام بخش رهبر جمهوری اسلامی است. دوگین راهی را که ایران با انقلاب اسلامی گشوده، مدلی برای روسیه می‌داند و معتقد است که مسیحیان اُرتُدکس روسی با سرمشق قرار دادن این مدل می‌توانند پیروز شوند.

اما در میان کارگزاران جمهوری اسلامی دیرباورانی از خود می‌پرسند: چرا در ایران این‌همه به اندیشه‌های یک اندیشه‌گر روسی اهمیت داده می‌شود؟ دوگین بارها در صدا و سیما ظاهر شده و به توضیح اندیشه‌های خود پرداخته است. آیا در این نبرد هویتی میان مسیحیتِ اُرتُدکس و کاتولیک و جنگ برتری جویانه میان روسیه و غرب سهمی نیز برای ایران در نظر گرفته‌اند؟ آیا ممکن است ایران ناخواسته وارد جنگی شود که ربطی به آن ندارد؟

No responses yet

Jan 11 2022

چمدان (۱): در قلمرو بومیان ناواهو پدر من تنها ایرانی بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست


سحر خواجه نوری، فیلم‌ساز و تهیه کننده تلویزیون تا چند سال پیش در لس‌آنجلس بازیگر و مدل بود.

اما یک روز سر صحنه جمله‌ای شنید که هضم آن برایش خیلی سنگین بود.

سحر عصر همان روز تصمیم گرفت عطای هالیوود را به لقایش ببخشد و به زادگاهش بازگردد.

جایی که مادربزرگ او بنا به رسم بومیان ناواهو، بند نافش را در خاک آنجا دفن کرده بود.

سحر که از پدری ایرانی و مادری ناواهو در ایالت یوتا آمریکا متولد شده، دوران کودکی خود را در قلمرو خودمختار بومیان ناواهو گذرانده است.

او میهمان نخستین قسمت از فصل پنجم برنامه چمدان است که در آن امیر پیام به ادبیات مهاجرت و داستان‌های ایرانیان مهاجر می‌پردازد.

چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی از ساعت ۷ تا ۹ بامداد هر روز بر روی این امواج و فرکانس‌های رادیویی و ماهواره‌ای پخش می‌شود.

برای شنیدن سایر مطالب رادیوی بی بی سی، به صفحه رادیو مراجعه کنید یا برنامه‌های ما را بر روی ساوند کلاود بشنوید.

No responses yet

Nov 24 2018

دانشجوی افغان در ایران: هویت خود را در دانشگاه مخفی می کردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

ایران وایر: در تمام دوران دانشگاه تلاش می‌کرده هویت افغانستانی خود را از دیگران مخفی نگه دارد تا مبادا با رفتار و نگاه‌های آزار دهنده دانشجویان ایرانی مواجه شود: «همه سعی می‌کردیم کسی نفهمد که ایرانی نیستیم. هیچ حس خوبی نیست که با همه متفاوت باشی. به خاطر همین من با هیچ کس دوست نمی شدم چون نمی‌خواستم بفهمند من مثل آن ها نیستم. یا مجبور می شدی به خاطر خیلی مسایل و مشکلات زندگی خود به آن ها دروغ بگویی.»

دو سال است که فارع‌التحصیل شده اما هیچ اداره‌ و شرکتی حاضر نیست او را استخدام کند. می‌گوید شهروندان افغانستانی که در ایران تحصیل کرده اند و در بخش‌های مختلف تخصص دارند، به ندرت‌ تنها در برخی از شرکت‌های خصوصی استخدام می‌شوند.

«تبسم» زاده افغانستان و مقیم مشهد است. او سال ۱۳۹۵ از دانشگاه علمی کاربردی مشهد در رشته «IT» با گرایش طراحی صفحات وب مدرک کارشناسی خود را گرفت. در این مدت بارها برای یافتن کار به ادارات و شرکت‌های مختلف سر زده ولی هنوز نتوانسته است کار پیدا کند.

تبسم سال ۱۳۶۷ در کابل افغانستان متولد شده و هنگامی که فقط پنج ساله بوده، همراه خانواده اش به ایران مهاجرت کرده و در مشهد ساکن شده است. سفر خانواده‌ اش به ایران ابتدا برای سیاحت بوده اما تشدید جنگ در افغانستان باعث می‌شود که دیگر به آن جا بر نگردند.

روزهایی را که به دلیل افغانستانی بودن در مدارس ایران پذیرفته نمی‌شده، هنوز فراموش نکرده است. یادش می‌آید که خانواده‌اش با چه مشکلاتی برای او و برادرش کارت واکسن درست کردند و آن ها را از مدرسه «بعثت» که یکی از مدارس غیرانتفاعی افغانستانی‌ها است و در آموزش و پرورش ایران اعتباری ندارد، به دبستان «هاشمی نژاد» مشهد منتقل کردند. آن ها چهار سال را در مدرسه بعثت درس خوانده بودند چون هیچ مدرسه دیگری حاضر نمی شد کودکان مهاجران افغانستانی را بپذیرد: «در دبستان هاشمی نژاد مشهد در منطقه “طلاب” مراجعه کردیم. در اول قبول نمی‌کردند. به خیلی سختی و مشکلات پذیرفت که از ما امتحان بگیرند چون مدارک مدرسه قبلی ما اعتباری نداشتند. خیلی دوندگی‌ها داشت. آموزش پروش، کارت واکسین و… می‌خواستند. به ما کارت واکسین نمی‌دادند چون در ایران به دنیا نیامده بودیم و هیچ گواهی ولادتی نداشتیم. بالاخره خانواده ما با هزاران زحمت از بیمارستان هاشمی برای من و برادرم کارت واکسین تهیه کردند. مدرسه هاشمی نژاد از ما امتحان گرفت و هر دو ما را در کلاس پنچم جذب نمود.»

او و برادرش هر سال تحصیلی باید از اول این پروسه ثبت نام را طی می کرده اند و هربار چند روز طول می‌کشیده است. تبسم می گوید کمک‌‌های موقتی سازمان ملل متحد تنها دل خوشی آن‌ها در دوران مدرسه بوده است: «شاید حدود سال های 1377 سازمان ملل از مهاجران خیلی حمایت می کرد؛ مثلا در مدارس به مهاجران سالی یک بار تمام مایحتاج تحصیلی مثل کتاب، دفتر، قلم و… را می‌دادند ولی بعدها کمک‌هایشان قطع شد.»

او در دوران مدرسه بارها مورد تبعیض واقع شده است: «در اوایل برخوردها خوب بود. هم‌ کلاسی‌هایم و بعضی از معلمین خبر نداشتند که من افغانستانی هستم. بعضی معلم‌ها هم بودند که رفتار خوب نداشتند. ولی وقتی که شامل دبیرستان شدم، چون برنامه‌ها مهم تر شده بود، تبعیض و بد رفتاری‌ها زیادتر احساس می شد. در بیش تر برنامه‌ها ما اجازه اشتراک نداشتیم و محدودیت ها بیش تر بودند؛ مثل بسیج که امتیازاتی داشت و ما حق عضویت نداشتیم یا مسابقات، المپیادها و امثال این ها. در انتخاب رشته هم، رشته‌های کاربردی، حرفه و فن بود که افغانستانی‌ها اجازه ثبت‌نام در آن را نداشتند؛ یعنی نمی توانستیم به هنرستان برویم.»

کلاس یازدهم بوده و خودش را برای کنکور آماده می‌کرده است که متوجه می‌شود دانش‌آموزان افغانستانی اجازه شرکت در کنکور را ندارند. حتی به آن‌ها اجازه ثبت‌نام در مقطع پیش‌دانشگاهی هم داده نمی‌شود: «کل آرزوهای پزشک شدن و درس خواندن و همه چیز را فراموش کردم. دیگر انگیزه زیادی هم برای درس خواندن نداشتم. متاسفانه همین باعث شد در دیپلم خود نمره‌ خیلی خوبی نداشته باشم. من بعد از دیپلم گرفتن مجبور شدم خانه نشین شوم در حالی که همه دوستانم یا دانشگاه رفتند یا کنکور می دادند.»

پس از مدتی تصمیم می‌گیرد در یکی از مدارس خودگران افغانستانی برای مقطع پیش دانشگاهی ثبت نام کند. بعد از دو سال خانه نشینی، از سیستم «دانشگاه علمی کاربردی» که بدون امتحان کنکور و بر اساس شرط معدل دانشجو می‌پذیرد، مطلع می‌شود: «آن جا رفتم اما هیچ کدام از رشته‌هایی که در ذهنم بود، از رشته‌های تجربی و طب را نداشت. مجبورا کامپیوتر را انتخاب کردم و قبول شدم. در سال 1386 در رشته‌ سخت افزار کامپیوتر وارد دانشگاه علمی کاربردی صنعتی خراسان شدم. پروسه ثبت نام آن خیلی سخت بود؛ چندین برابر یک ایرانی. از آن ها فقط دیپلم، عکس و شناسنامه لازم بود که ببرند و نیم ساعته ثبت‌نام می‌شدند. اما از مهاجران ماه‌ها طول می‌کشید. من رفتم از کنسول گری مشهد پاسپورت گرفتم، بعد رفتم افغانستان و از هرات ویزا تحصیلی گرفتم و دوباره آمدم ایران.»

تبسم خیال می‌کرده در محیط دانشگاه دیگر خبری از تبعیض نیست اما تصوراتش اشتباه از آب درمی آید. می گوید همراه چند مهاجر افغانستانی دیگر که در آن جا دانشجو بوده اند، همواره سعی می‌‌کنند تا هویت اصلی‌شان فاش نشود تا از کنایه و زخم‌ زبان در امان باشند: «یک روز که من رفته بودم با مسوول ثبت‌نام آن جا در مورد یک وضعیتم همراهش صحبت کنم، پاسپورتم را گذاشته بودم روی میزش که یک دانشجوی ایرانی وارد شد. او را بیرون کرد و در اتاق را هم بست که متوجه نشود من افغانستانی هستم. شاید فکر می کرد من دوست ندارم کسی بفهمد اما برایم عجیب بود انگار یک آدم فضایی را پنهان می کند.»

او ادامه می‌دهد که آن‌ها حتی در سیستم دانشگاه هم از دانشجویان ایرانی تفکیک شده بودند: «قبل از اسم ما، در سیستم نوشته شده بود “خ” و این همه جا ثبت بود؛ مثلا نام من “خ – تبسم” بود. یک روز در یکی از کلاس‌های عمومی ادبیات که خیلی شلوغ هم بود، استاد وقتی نام‌ها را می خواند، از من پرسید این “خ” که قبل از اسم‌تان نوشته اند یعنی چی؟ من خودم هم نمی‌فهمیدم. گفتم شاید منظورشان خانم بوده است استاد! لبخند زد و گفت “محمد” هم خانم است که قبل از اسمش “خ” نوشته اند؟ همه کلاس منفجر شد از خنده. خیلی تحقیر شدم. بعد فهمیدم منظورشان از نوشتن “خ” قبل از اسم ما افغانستانی‌ها، “خارجی” بوده است.»

پس از فراغت از دانشگاه، سراغ پیدا کردن کار می‌رود. ادارات دولتی و مرتبط با دولت که خط شان مشخص است و به هیچ وجه کارمند افغانستانی استخدام نمی‌کنند ولی شرکت‌های خصوصی نیز ترجیح می‌دهند که کارمند افغانستانی استخدام نکنند: «چند وقتی در یک شرکت طراحی وب‌ سایت کار کردم. اولش گفتند امتحانی بیا. بعد از حدود یک ماه، هر روز به من می‌گفتند شناسنامه بیاور که قرارداد رسمی ببندیم اما من حتی جرات نمی کردم بگویم شناسنامه ندارم یا ایرانی نیستم. اگرچه آن جا شخصی بود اما در آن مدت متوجه شدم که آن‌ها ترجیح می دهند کارمند افغانستانی استخدام نکنند. تقریبا می‌شود گفت هیچ شهروند یا مهاجر افغانستانی این جا با درسی که خوانده است، نمی‌تواند کار کند؛ مثلا در بیمارستان‌ها دکتر یا پرستار افغانستانی نمی گیرند، مگر واسطه‌ای باشد یا مخفی کار کند.»

تبسم امیدوار است وضعیت امنیتی افغانستان بهبود یابد تا به کشورش برگردد: «من همین چند هفته پیش افغانستان بودم. در این بیست و چند سال که از آن جا بیرون شدم، تا حال فقط سه بار به افغانستان سفر کرده ام. حسی که کشور خودم دارد، هیچ جا ندارد.»

No responses yet

Oct 05 2017

ضارب ایرانی‌تبار کشتار مونیخ؛ “گرگی تنها و تروریست”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تروریزم,سیاسی

دویچه‌وله: گزارش جدیدی از سوی یک هیئت کارشناسی درباره کشتار مونیخ در سال ۲۰۱۶ تهیه شده است. عامل این حادثه که جوانی ایرانی‌تبار بود به عنوان فردی با گرایش‌های راستگرایانه و نژادپرستانه واقدام او نیز با انگیزه سیاسی ارزیابی شده است.

به گزارش روزنامه معتبر “زوددویچه” و شبکه تلویزیونی غرب آلمان یک هیئت کارشناسی متشکل از سه نفر، کشتار مونیخ در سال ۲۰۱۶ را دوباره مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده ‌که این حادثه “عملی خشونت‌آمیز با انگیزه سیاسی راستگرایانه” بوده است. یکی از کارشناسان حتی این اقدام را “تروریسم راستگرایانه” ارزیابی کرده است. زوددیچه تسایتونگ در گزارشی بخش‌هایی از نتیجه تحقیقات این هیئت سه نفره را منتشر کرده است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

این هیئت به خواست شهر مونیخ پرونده این کشتار را از زوایای متفاوت واکاوی کرده‌ است. روایت رسمی این کشتار را “حمله‌ای غیرسیاسی” می‌داند که ناشی از مشکلات روحی و روانی داوید علی س‌. بوده است.

ابعاد “نژادپرستانه” کشتار مونیخ

کریستوف کوپکه، ماتیاس کوئنت و فلوریان هارتلب اعضای این هیئت، هر سه کارشناس علوم اجتماعی هستند و نتیجه تحقیقات آنان خلاف ارزیابی پلیس و دولت محلی ایالت بایرن است. اختلاف اساسی میان مقامات رسمی و این هیئت کارشناسی بر سر زمینه‌های شکل‌گیری این کشتار و انگیزه‌ی داوید علی س. است.

بیشتر بخوانید: حمله مهاجم مونیخ از یک سال پیش برنامه‌ریزی شده بود

به گفته این هیئت به نظر می‌رسد این واقعیت که ضارب خود یک خارجی‌تبار (با تابعیت آلمانی) بوده، مقامات رسمی را به این سمت سوق داده که این حادثه را “غیرسیاسی” بدانند و انگیزه ضارب را به دلایلی نظیر “مشکلات روحی” تقلیل دهند.

به گفته کارشناسان مقامات و نهادهای رسمی از “ابعاد نژادپرستانه” این اقدام غفلت کرده‌اند. بنا به گزارش کارشناسان داوید علی س. با دقت و با صرف وقت زیاد عمل خود را تدارک دیده بود. به نظر کارشناسان ضارب در صدد “حفظ و نجات شهر مونیخ از دست بیگانگان” بوده است.

هیئت کارشناسی تاکید می‌کند که گزینش قربانیان در این کشتار موضوعی “تعیین‌کننده” است. داوید علی س. در حمله مونیخ ۹ نفر را کشت. همه قربانیان خارجی و مهاجرتبار هستند.

داوید علی در یادداشتی که به مثابه مانیفست اقدامش پس از مرگ او منتشر شد صریحاً می‌نویسد که خواهان نابودی “خارجی‌های پست‌تر از انسان” است. در این گزارش هم‌چنین به اهمیت زمان این حادثه اشاره شده است. داوید علی درست در روز سالگرد حادثه کشتار جوانان در نروژ توسط فردی راستگرا به نام آندرس برینگ بریویک حمله خود را آغاز کرد. بریویک الگوی داوید علی س. بوده است.

Nach Schießerei in München Polizei (Reuters/A. Wiegmann)
مرکز خرید در مونیخ که کشتار از آنجا آغاز شد

داوید علی به عنوان “تروریستی تنها”

داوید علی س. در زمان حمله ۱۸ سال داشت. او پیشاپیش و به‌خوبی می‌دانست که در نزدیکی “مرکز خرید اولمپیا” در مونیخ افراد خارجی‌تبار زیادی را خواهد یافت که از جمله اهداف احتمالی او خواهند بود.

به گفته کارشناسان این واقعیت که والدین داوید علی ایرانی هستند، نقشی اساسی در نظرات خارجی‌ستیزانه‌ی او نداشته است. داوید علی می‌خواسته با بی‌ارزش و خوار شمردن مهاجران، خود را به عنوان یک “آلمانی واقعی” معرفی کند.

بیشتر بخوانید: پرونده مهاجم آلمانی ایرانی تبار در مونیخ بسته شد

یکی از کارشناسان این هیئت داوید علی را “گرگ تنها و تروریست” خوانده است. در آلمان به افرادی که به تنهایی و بدون پشتوانه لجستیکی و تشکیلاتی دست به حمله به دیگران می‌زنند از اصطلاح “گرگ تنها” استفاده می‌شود.

هیئت کارشناسان هم‌چون پلیس آلمان به مدرکی دست نیافته‌اند که نشان دهد داوید علی با گروه‌های راست‌افراطی در آلمان رابطه داشته است. اما به گفته یکی از متخصصان “از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفته که داوید علی س. تروریست نبوده است.”

Deutschland Jahrestag der Amoknacht in München- Mahnmal (picture-alliance/dpa/T. Hase)
محل یادیود قربانیان کشتار مونیخ

مقاومت پلیس و نهادهای ایالت بایرن

وزارت امنیت داخلی ایالت بایرن به‌رغم تحقیقات و پژوهش‌های این هیئت اعلام کرده‌است دلیلی برای تغییر ارزیابی خوداز حمله‌ی مونیخ نمی‌بیند. به گفته مقامات رسمی اینکه قربانیان همگی مهاجرتبار هستند، به انگیزه‌های شخصی و تصورات داوید علی س بر می‌گیرد که ظاهراً در مدرسه از سوی مهاجرتباران مورد موبینگ و آزار قرار گرفته است. قرار است که متن کامل این گزارش در روز جمعه (۶ اکتبر) در شهرداری مونیخ به رسانه‌ها و افکار عمومی معرفی و عرضه شود.

No responses yet

Jul 25 2017

پس‌لرزه‌هاي ماجراي «ژن خوب»

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

شرق: دیروز بود که انتشار مصاحبه حمیدرضا عارف، پسر معاون اول دولت اصلاحات، حاشیه‌ساز شد و درست زمانی که انتظار می‌رفت این حاشیه کم‌کم از مرکز توجه كاربران شبكه‌هاي اجتماعي به حاشیه برگردد، اظهارات سیدمصطفی، پسر عبدالواحد موسوی‌لاری، دوباره آن را زنده کرد.
مصاحبه حمیدرضا عارف محورهای متعددی داشت که هرکدام بخشی از نقدها را به ‌خود معطوف کرد، اما پررنگ‌ترین کلیدواژه‌ای که در نقدها استفاده شد، «ژن‌ خوب» بود. حمیدرضا عارف در آن مصاحبه در جواب به ‌نقدهایی که موفقیت‌های او را در عرصه‌های متفاوت حاصل رانت می‌داند، از ژن و خون خوبی گفت که او از مادر و پدر خود گرفته و عامل موفقیت او بوده است. این اظهارنظرات بود که افکار عمومی، رسانه‌های آنلاین و روزنامه‌ها را به واکنش برانگیخت، اما روز گذشته پسر یک اصلاح‌طلب شناخته‌شده دیگر، مانع از مختومه‌شدن این حاشیه شد.
«مرگ شیرشاه یکی از مشهورترین سکانس‌های مرگ در فیلم‌های دنیاست، اما یک نکته آن برای من خیلی جذاب است. اگر درست خاطرم مانده باشد کفتارها چند گاو وحشی را می‌ترسانند و ناگهان تمام گاوها شروع به دویدن می‌کنند.
این در حالی است که اکثر گاوها اصلا نمی‌دانند موضوع از چه قرار است، یعنی نمی‌دانند از چه می‌گریزند و حال به کدام هدف می‌دوند.
فقط همراه با بقیه می‌دوند و در این میان شاه محبوب خود را می‌کشند! موج‌های تويیتری که این روزها شکل می‌گیرد عجیب آدم را به یاد این سکانس می‌اندازد!». این متن به‌همراه عکسی از سکانسِ فیلم مذکور در حساب اینستاگرام سیدمصطفی موسوی‌لاری، پسر وزیر کشور دولت اصلاحات، منتشر شد.
این اظهارات مصطفی موسوی‌لاری نمی‌توانست از سوی افکار عمومی بی‌ارتباط با موج انتقادی روزهای اخیر به ‌حرف‌های حمیدرضا، پسر محمدرضا عارف، دیده شود. حتی اگر او بی‌غرض و صرفا جهت نهیبی برای فروکاستن از انتقادات چنین مطلبی را منتشر کرده باشد، استفاده از کلیدواژه‌هایی چون کفتار، شیر و گاو (که با هشتگ تأکید هم شده بودند) در کنار بحث‌های ژن‌ و خون خوب که حمیدرضا عارف مطرح کرده بود، یادآوری دید برتری نژادی‌ای شد که پسر عارف در دفاع از موفقیت‌های خود از آن استفاده کرده بود.
شباهت دیگر حاشیه پدیدآمده حول این دو فرزندِ سیاسی این بود که بعد از اظهارنظر اصلی مجبور به ‌توضیح شدند، اما برخلاف حمیدرضا عارف که موج انتقادات به خود را عقده‌گشایی، تهمت و فحاشی خوانده بود، مصطفی موسوی‌لاری با حذف پست اینستاگرام خود در تويیتر نوشت: «با توجه به سوءبرداشت برخی از دوستان از پست اینستاگرام، ضمن عذرخواهی از همفکران اصلاح‌طلب پست مذکور را برمی‌دارم و امیدوارم بنده را عفو کنید!».
گفتنی است که حاشیه پدیدآمده درخصوص حمیدرضا عارف بسیار فراگیر بود؛ از فعالان سیاسی، دانشجویی و رسانه‌ای تا هنرمندان به ‌اظهارات او انتقاد نشان دادند.
این موج انتقادی هنوز هم ادامه داشت و برای مثال شهرام ‌جزايری روز گذشته در یک فیلم کوتاه (کمتر از یک‌دقیقه) در جواب به سؤال خبرنگاری راجع‌ به این حاشیه گفت: «موفقیت ۵۰ فاکتور دارد که یکی هم ژنتیک است و زیبایی، آن آقازاده هم احتمالا شکل ظاهری و خوشگلی داشته که می‌گوید ژنم خوب است»، به موج بعدی که حاصلِ نوشته مصطفی موسوی‌لاری بود، پیوست. مصطفی موسوی‌لاری هم با نوشته خود در اینستاگرام هیزم به آتش همین حاشیه ریخت و آن را دوباره به مرکز توجه فضای مجازی آورد تا این‌بار مرکزیت نقد بر او متمرکز باشد.
نقد به «آقازادگی» بحث جدیدی نیست، اما با بازگشت اصلاحات به عرصه رسمی قدرت و تأثیر خیره‌کننده لیست‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان (ملقب به لیست امید) این بحث درون تحول‌خواهان و اصلاح‌طلبان و با تمرکز به نقد از خود پررنگ شده است. با نزدیک‌‌شدن به انتخابات شوراهای شهر و روستا، به‌واسطه گزینش بازتر نامزدهای این انتخابات بحث‌ نحوه بستن لیست در مرکز توجه قرار گرفت. این‌بار شورای نگهبانی در کار نبود تا تعداد نامزدهای اصلاح‌طلب را کم و نتیجتا انتخاب لیست را کم‌حاشیه‌تر کند.
از دل بحث بر سر لیست، نقدهایی تند به آقازادگانی که قصد ورود به لیست امید را داشتند، از سر گرفته شد. شاید بتوان گفت که افکار عمومی توانست مقداری در لیست‌ها هم بازتاب بیابد.
این مباحث به‌نوعی افکار عمومی را نسبت به حرف‌‌ها، نوشته‌ها و اعمال فرزندان سیاسیون حساس کرده است.

No responses yet

Apr 20 2017

چرا احمد جنتی خواستار رد صلاحیت اقلیت‌های مذهبی شد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: آیت الله جنتی خواستار رد صلاحیت نامزدهای اقلیت های مذهبی در انتخابات شوراها شد

نامه احمد جنتی؛ دبیر شورای نگهبان برای جلوگیری از تائید صلاحیت کاندیداهای اقلیت دینی در انتخابات شورای شهر و روستا از روز گذشته تاکنون با واکنش گسترده‌ای رو به رو شده است. معترضان تنها کاربران شبکه‌های مجازی نیستند، شماری از نمایندگان مجلس شورا این نامه را فراقانونی دانسته‌اند و نسبت به آن معترض شده‌اند. اسفندیار اختیاری؛ نماینده زرتشتیان در مجلس خطاب به علی جنتی نامه‌ای اعتراضی نوشته و خواستار عمل به قانون اساسی شده، قاسم میرزایی نیکو نمیانده دماوند و فیروزکوه در نشست علنی روز گذشته به صورت شفاهی تذکر داده و گفته: «متاسفانه نظارت استصوابی از میزان احوالات افراد در حال تسری یافتن به قوانین است.»

محمود صادقی دیگر نماینده مجلس شورا است که در توئیترش نسبت به این موضوع اعتراض کرده و سلب حق نامزدی اقلیت‌های دینی برای شوراهای شهر و روستا را مغایر با اصول مختلف قانون اساسی دانسته است. اسفندیار اختیاری به خبرگزاری ایسنا گفته پس از اعتراضات صورت گرفته علی لاریجانی؛ رئیس مجلس به هیات های نظارت بر انتخابات شوراها که متشکل از نمایندگان مجلس هستند، گفته “مر قانون” رعایت شود. این بدین معناست که مطابق نظر احمد جنتی کاندیداهای اقلیت‌های مذهبی رد صلاحیت نمی‌شوند. اما کورش نیکنام نماینده سابق زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی به اندازه نماینده فعلی خوش‌بین نیست. او به «ایران وایر» می‌گوید: «دو روز دیگر باید جواب تائید صلاحیت‌ها بیاید اگر همگی آن‌ها رد صلاحیت شوند، مشخص می‌شود که فشار و قدرت شورای نگهبان بیشتر بوده است.»

طبق قانون شورای نگهبان دخالتی در تائید و رد صلاحیت کاندیداهای شورای شهر و روستا ندارد و صلاحیت کاندیداها توسط شورای نماندگان آن استان در مجلس شورای اسلامی تائید می‌شود. از سوی دیگر طبق تبصره یک ماده ۲۶ قانون انتخابات شورها تایید صلاحیت داوطلبان نامزدی که دارای یکی از این ادیان رسمی باشند بلامانع است. کورش نیکنام ایراد گرفتن به قانونی را که بیست سال پیش تصویب و دوبار اصلاح شده، عجیب می‌داند: «آنچه در این نامه نوشته شده کاملا فراقانونی و سلیقه‌ای است. چون طبق قانون، انتخابات شوراهای شهر و روستا بدون نظارت استصوابی شورای نگهبان صورت می‌گیرد. حالا شورای نگهبانمی‌خواهد لایحه‌ای را که خودش بیست سال پیش تصویب کرده، بازنگری کند.»

قوانین مربوط به انتخابات و وظایف شوراهای شهر و روستا و شهرداران سال 75 به تصویب رسیده است. این قوانین یکبار در سال 86 و یکبار در سال 92 اصلاح و به تائید شورای نگهبان رسیده است.

عبدالحمید معصومی تهرانی یکی از روحانیون دگر اندیشی است که بارها به خاطر دفاع از حقوق اقلیت‌های مذهبی تحت فشار قرار گرفته است. او معتقد است که در این نامه از کلمه شرع برای پیشبرد هدف استفاده ابزاری شده: «شرع اسلام هیچ‌گاه سیاست یک بام و دوهوا ندارد. وقتی شرع اجازه داده دگر مذهب‌ها در مجلس شورا که نهاد تصمیم‌گیر بالاتری است حضور داشته باشند، حضور آن‌ها را در شورای شهر محدود نمی‌کند اما متاسفانه آقایان برای هر حرفی که می‌خواهند بزنند از برچسب شرع و دین استفاده می‌کنند.»

احمد جنتی در نامه مذکور نوشته در شهرهایی که اکثریت مردم آن مسلمان و تابع دین رسمی کشور باشند انتخاب کاندیداهای اقلیت با سخنان آیت الله خمینی مغایرت دارد. او به سخنان خمینی در دیدار با ورزشکاران در سال 58 استناد کرده است. کورش نیکنام می‌گوید: «امام خمینی گفته‌اند همه چیز باید اسلامی باشد اما نگفته‌اند غیر مسلمان نباید کاندیدا شود.» عبدالحمید معصومی تهرانی معتقد است این نامه تنها با هدف گسترش نظارت شورای نگهبان نوشته شده است. او به «ایران وایر» می‌گوید: « این‌ها می‌خواهند نظارتشان را فراتر از مجلس و ریاست جمهوری بیاورند تا در انتخاب شورای شهر هم نظارت داشته باشند ولی خب هر کاری را بکنند یک کلمه شرع می‌چسبانند کنارش و یا یک حضرت امام می‌آورند که کارشان را توجیه کنند.»

در دوره قبل انتخابات شوراها، سپنتا نیکنام کاندیدای زرتشتی با آرای قابل توجهی به شورای شهر یزد راه یافت. به گفته کورش نیکنام یکی از دلایل نوشتن این نامه توسط احمد جنتی حضور یک زرتشتی در شورای سیزده نفر شهر یزد است : «از دوره قبل که یک زرتشتی به عنوان یکی از اعضای شورای شهر یزد انتخاب شد، یک مقدار حساسیت‌ به وجود آمد، چون حرف شان این است که غیر مسلمان نمی‌تواند بر مسلمان بالاسری کند یا دستور بدهد در حالی که در شورای شهر همه می‌خواهند برای شهر و روستایشان کار کنند. سپنتا نیکنام فقط با رای زرتشتی‌ها که انتخاب نشده، مسلمان‌ها هم رای داده‌اند و این نشان می‌دهد که مردم یزد افرادی را می‌خواهند که برایشان کار کنند، فرقی نمی‌کند دین و مذهب‌شان چه باشد.»

نماینده سابق زرتشتیان موضوع دیگری هم در نوشتن این نامه توسط احمد جنتی دخیل می‌داند و آن افزایش شمار کاندیداهای اقلیت‌های مذهبی برای ورود به انتخابات شوراهاست: «رای آوردن سپنتا نیکنام دیگرانی را هم ترغیب به نام نویسی کرده و امسال دو زرتشتی در کرمان سه نفر دیگر در یزد، یکی در تهران و سه مسیحی هم در تهران کاندیدا شده‌اند. برای همین آقای جنتی به موضوع سی و چند ساله پیش مراجعه کرده تا از ورود آن‌ها جلوگیری کند.»

عبدالحمید معصومی کلمه اقلیت مذهبی را دوست ندارد و از کلمه دگرمذهب استفاده می‌کند. او معتقد است مشارکت ندادن دگر مذهبان در مسائل کشور غیر عادلانه است «شما نمی‌توانید جماعتی را که مالیات می‌دهند، سربازی می‌روند، در دوران جنگ کشته داده‌اند فقط برای این بخواهید که یک کریسمی بروید منزلشان و کیک بخورید و به به بکنید. بالاخره این‌ها هم در این کشور باید مشارکت داشته باشند. دموکراسی بدون مشارکت که بی معنا است حتی در لندن که به آن لقب پیر استعمارگر می‌دهند شهردار مسلمان سرکار می‌آید. حالا چه عیبی دارد ما یک شهردار مسیحی داشته باشیم. »

او با اشاره به این که اداره کشور ربطی به مسائل اعتقادی ندارد، می‌گوید: «یک غیر مسلمان متخصص برود داخل شورای شهر بهتر است یا مسلمان بدون تخصص. امیدوارم حداقل در دولت آینده، وزیری داشته باشیم که کلیمی، مسیحی زرتشتی یا اهل سنت باشد. مگر چه می‌شود؟»

No responses yet

Jun 08 2016

آلزایمر خودخواسته: تراکتورسازی رکورددار استفاده از بازیکنان ارامنه!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

آی اسپورت: آجرلو در شرایطی هواداران طرفداران تبریزی را برای رد کردن هارویان بهانه کرده که تاریخ تراکتورسازی، نشان می‌دهد طرفداران این تیم هیچ سنخیتی با نژادپرستی ندارند.

آی اسپورت – شروع کار آجرلو در تراکتورسازی مثل استیل آذین، بیشتر از فوتبال با حاشیه‌های خارج از زمین همراه بود. آجرلو که در ماه رمضان 6 سال قبل، با اخراج کریمی به اتهام روزه خواری حسابی وارد حاشیه شد و برای سال‌ها از فوتبال کنار رفت، این بار گفته بخاطر درخواست هواداران تبریزی، روی نام آرزداد هارویان مدافع ارمنستانی تیمش خط قرمز می‌کشد. تصمیمی که با واکنش‌های مختلف و اتهام نژادپرستی برای او همراه شده است.

آجرلو، در شرایطی درخواست هواداران را برای این موضوع بهانه کرده که هیچ باشگاهی در ایران، به اندازه تراکتورسازی بازیکنان ارمنستانی را به ایران نیاورده است. در دوره اول لیگ برتر، چهار بازیکن ارمنستانی به نام‌های آرائیک مارکوسیان‌٬ آدام هایراپتیان٬ آرمن ساهاکیان و آشوت دادامیان برای تراکتورسازی بازی می‌کردند که در بین آن‌ها مارکوسیان جزو بازیکنان اصلی تیم بود و به استقلال هم گل زد.

در آن مقطع، هیچ مشکلی بین طرفداران تبریزی و بازیکنان ارامنه به وجود نیامد. شاید چون اینستاگرامی وجود نداشت که افرادی با تفکرات نژاد پرستانه برای مدیر باشگاه پیغام بگذارند و مدیر بومی باشگاه هم جو شهر را خوب می‌شناخت و می‌دانست آن‌ها، همه شهر نیستند و نباید از آن‌ها بترسد. همانطور که هیچ اقلیت تندرویی، نماد شهر و کشورش نیست.

No responses yet

May 30 2016

«قدردانی» آیت‌الله خامنه‌ای از نمایشگاه کاریکاتورهای هولوکاست

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: خبرگزاری فارس گزارش داده که رهبر جمهوری اسلامی ایران از برگزاری مسابقه بین‌المللی کاریکاتورهای هولوکاست «قدردانی» کرده است.

این در حالی است که کشورها و نهادهای بین‌المللی بسیاری در جهان برگزاری نمایشگاه کارتون و کاریکاتورهای هولوکاست در ایران را محکوم کرده بودند.

خبرگزاری فارس شنبه هشتم خرداد نوشته است، قدردانی دفتر رهبر انقلاب اسلامی از «رویداد هنری» برگزاری مسابقه بین‌المللی کاریکاتور هولوکاست با ارسال یک پیام صورت گرفته است.

بر اساس این گزارش، دفتر آیت‌الله علی خامنه‌ای «پیام قدردانی» را به مسعود شجاعی طباطبایی دبیر این نمایشگاه و مسابقه ابلاغ کرده است.

شجاعی طباطبایی به فارس گفته بود، «طی تماس تلفنی از سوی دفتر حضرت آقا به بنده گفته شد که ایشان فرموده‌اند این کار، عالی است».

هولوکاست واژه‌ای است که به کشته شدن بیش از شش میلیون تن از یهودیان در زمان حکومت نازی‌ها دراروپا و جنگ جهانی دوم اطلاق می‌شود اما در سال‌های گذشته نهادهایی در جمهوری اسلامی ایران این کشتار همگانی را با کاریکاتور ارتباط داده‌اند.

یهودیان می‌گویند رنج تحمیل شده به یهودیان به‌دست نازی‌ها در این کاریکاتورها به سخره گرفته می‌شود.

وزارت امور خارجه آمریکا، موزه هولوکاست واشینگتن و نیز یونسکو در روزهای گذشته، برگزاری نمایشگاه و مسابقه کاریکاتورهای هولوکاست در ایران را محکوم کرده بودند.

سخنگوی وزارت امور خارجه برلین نیز گفته بود، وزیر خارجه آلمان در سفر سه ماه پیش به تهران، به مقامات ایران گفته بود مانع از برگزاری چنین نمایشگاهی شوند، و افزوده بود، آلمان «متأسف است که ایران این توصیه را رعایت نکرده است».

سخنگوی وزارت خارجه آلمان تاکید کرده بود که این کشور مسئولیت هولوکاست و کشتار شش میلیون یهودیان را که در زمان نازی‌ها رخ داد، پذیرفته و نباید به رنج بازماندگان هولوکاست افزود.

همچنین سباستین کورتز که تا چند روز پیش وزیر امور خارجه اتریش بود، در توییتر خود نوشته بود، «من کاملاً این مسابقه به‌شدت نفرت‌انگیز را محکوم می‌کنم. ایران به میلیون‌ها قربانی هولوکاست توهین می‌کند».

دولت اسرائیل از جامعه جهانی خواسته بود، «به این اقدام نفرت‌انگیز ایران واکنش نشان دهند».

بنیامین نتانیاهو یکشنبه ۲۶ اردیبهشت در نشست دولت خود گفته بود، این نمایشگاه در تهران نشان می‌دهد که ایران از قصد خود برای نابودی اسرائیل دست برنداشته و «زمینه برای برای به راه انداختن یک هولوکاست دیگر آماده می‌کند».

نخستین نمایشگاه کاریکاتورهای هولوکاست در ایران در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد برگزار شد اما از بعد از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، این نخستین بار است که این نمایشگاه و مسابقه فعالیت خود را تجدید کرده است.

محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران ماه گذشته در پاسخ به پرسش رسانه‌های بین‌المللی گفته بود، دولت ایران ارتباطی با این نمایشگاه ندارد.

اما شجاعی طباطبایی گفته بود او از سوی نهادهای وابسته به وزارت ارشاد به ریاست نمایشگاه منصوب شده هر چند که افزوده بود، وزیر خارجه ایران از این امر بی‌خبر بود.

به گزارش خبرگزاری مهر، شجاعی طباطبایی در روز گشایش نمایشگاه گفته بود «هدف ما نفی یا اثبات هولوکاست نیست…اما چرا تاوان هولوکاست را باید مردم مظلوم فلسطین پس بدهند؟».

روز گشایش دومین نمایشگاه و مسابقه بین‌المللی کاریکاتورهای هولوکاست برای ۲۵ اردیبهشت تعیین شده بود.

۲۵ اردیبهشت، چهاردهم ماه مه، با شصت و هشتمین سالروز استقلال اسرائیل مصادف بود، که فلسطینی‌ها آن را «یوم النکبه» (به عربی؛ «روز فاجعه») می‌نامند.

در فضای نمایشگاه ۱۵۱ کارتون‌های واصله از ۵۰ کشور در معرض دید بود اما در فضای مجازی آن، بیش از هفتصد کارتون واصله دیگر نیز قرار گرفته بود.

نمایشگاه و مسابقه کاریکاتورهای هولوکاست دوشنبه دهم خرداد با اعطای چندین جایزه نقدی به مبلغ کلی پنجاه هزار دلار به کار خود پایان می‌دهد.

No responses yet

Apr 18 2016

به بهانه پرونده ‘ستایش’: پتانسیل مخرب تعرض جنسی در ایجاد نفرت قومی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

بی‌بی‌سی: در روزهای اخیر، گزارش‌های مربوط به پرونده تجاوز و قتل “ستایش”، یک دختر ۶ ساله افغان در ورامین، بازتاب گسترده ای در ایران و افغانستان داشته است.

در پی بروز این جنایت، تعدادی از مسئولان افغان و ایرانی برای ابراز همدردی به منزل قربانی رفته اند، بسیاری از ایرانی ها در شبکه های اجتماعی با خانواده ستایش ابراز همدردی کرده اند و بسیاری از شهروندان دو کشور نیز تاکید کرده اند که حساب مسبب این جنایت را، از ایرانیان جدا می دانند.

اما با وجود چنین واکنش هایی، نمی توان از طرح این سوال آزار دهنده خودداری کرد که آیا اگر در جنایت اخیر ملیت قربانی و قاتل برعکس بود، در میان مردم محلی همین میزان حساسیت برای جدا دانستن حساب عامل جنایت از هموطنانش وجود می داشت یا نه؟

این سوال، به ویژه از آنجا موضوعیت می یابد که واکنش های برخی از موارد جرایم جنسی در سال های اخیر به یادآورده شود که در آنها، ملیت افراد متجاوز و قربانی برعکس بوده – یا اینچنین تصور می شده است.

به عنوان نمونه، در خرداد ماه سال ۱۳۹۳ انتشار خبر تجاوز دستجمعی به یک دختر ناتوان ذهنی در روستایی از توابع قزوین، منجر به حمله گروهی عده ای به خانه های اتباع افغانستان در آن روستا شد که به دنبال آن، ده ها خانوار که هیچ جرمی مرتکب نشده بودند، به همراه کودکانشان ناچار به فرار از منازل خود شدند. یا در تیرماه ۱۳۹۱، کشف جسد یک قربانی تجاوز در حوالی یزد باعث شد گروهی که “گمان می کردند” عامل قتل این زن تبعه افغانستان است، خانه های تعدادی از خانواده های افغان را به آتش بکشند.

در خصوص میزان سوء استفاده از پرونده های تجاوز برای نفرت پراکنی قومی در ایران، اختلاف نظر وجود دارد. این در حالی است که گفتن و نوشتن در مورد چنین پرونده هایی، کمابیش نوعی تابو به شمار می آید و در نتیجه، ممکن است دقیق کردن اطلاعات موجود از این پرونده ها، به راحتی ممکن نباشد.

با وجود این، تجربه جهانی اثبات کرده که این پدیده، گذشته از میزان شیوع آن، ذاتا خطرناک است و در نتیجه باید کوچکترین نشانه های بروز آن را در هر نقطه دنیا و از جمله در ایران، با دقت زیر نظر گرفت.
پتانسیل تبدیل ‘تجاوز’ به ‘نفرت قومی’
Image copyright
Image caption پلاکارد گروه راستگرای افراطی ای‌دی‌ال که مسلمانان را به عنوان تهدیدی علیه دختران انگلیسی به تصویر کشیده

به عنوان افراطی ترین نمونه تاثیر جرایم جنسی بر نفرت پراکنی های قومی در سال های اخیر، می توان به فاجعه انسانی سال ۲۰۱۲ میلادی (۱۳۹۱) برمه اشاره کرد که البته ریشه در تنش های تاریخی میان اقلیت مسلمان و اکثریت بودایی این کشور داشت؛ اما جرقه نهایی آن، متهم شدن سه جوان مسلمان به تجاوز و قتل یک دختر بودایی بود. مجموعه “انتقام گیری های” بودایی ها به بهانه این واقعه، به خشونت‌هایی انجامید که نهایتا به قتل هزاران نفر و بی خانمان شدن ده ها هزار نفر از اعضای اقلیت مسلمان در این کشور منجر شد.

حتی در کشورهای غربی هم، برخی پرونده های جنسی منجر به ایجاد موج های اجتماعی علیه اقلیت ها شده است. شاید آشناترین نمونه اخیر آن، مزاحمت های جنسی گروهی از جوانان مهاجر برای زنان آلمانی در کلن در شب کریسمس باشد که بر دیدگاه افکار عمومی آلمان نسبت به پذیرش پناهندگان تاثیر جدی بر جای گذاشت.

در پی این واقعه، حتی در بعضی دیگر از کشورهای اروپایی نیز مخالفان پذیرش مهاجران مسلمان، به ادعای “حفاظت از زنان در مقابل تعرض خارجیان” متوسل شدند که در این میان، نشانه هایی همچون طرح روی جلد یک مجله راستگرای لهستانی که دستانی تیره را بر بدن یک زن اروپایی به تصویر کشیده بود، معروفیت جهانی پیدا کردند (طرح لهستانی، یادآور طرح های ضدیهودی نازی ها در زمان هیتلر بود که خود او نیز در کتاب “نبرد من”، یهودیانی که بعدها طعمه اتاق های گاز او شدند را عامل سوء استفاده جنسی از “دوشیزگان آلمانی” معرفی می‌کرد).
Image copyright CNN
Image caption متهم کردن مکزیکی‌ها به قتل و تجاوز در آمریکا از سوی ترامپ جنجال آفرین شد

دیگر نمونه آشنای نفرت آفرینی به بهانه جرایم جنسی، تبلیغات اخیر دونالد ترامپ، داوطلب نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از حزب جمهوری خواه است که به منظور جلب حمایت برای سیاست های ضد مهاجرتی خود، بحث “تجاوز” مهاجران مکزیکی به زنان آمریکایی را به میان کشیده است. درست به همان شیوه که حزب راست افراطی “جبهه ملی” فرانسه جرایم جنسی مهاجران شمال آفریقا را به طور برجسته در تبلیغات خود برجسته می‌کند یا اعضای گروه افراطی “ای‌دی‌ال”بریتانیا، با حضور در مقابل دادگاه های متهمان پاکستانی جرایم جنسی، خواستار جلوگیری از مهاجرت مسلمانان می شوند.

نمونه های سوء استفاده از جرایم جنسی بر نفرت پراکنی علیه گروه های قومی و مذهبی در گذشته و حال و در مناطق مختلف دنیا، متعددتر از آن است که در هیچ نقطه ای از دنیا بتوان خطر بروز آن را نادیده گرفت.

این پدیده، اگرچه در هر جامعه به شیوه ای متناسب با شرایط ویژه همان جامعه خبرساز می شود، اما معمولا از دو قاعده عمومی تبعیت می کند. نخست اینکه در ارتباط با آن، اقلیت ها و مهاجران، بیشتر از سایر گروه های اجتماعی در معرض خطر قرار دارند، و دوم اینکه در مواقع بروز تنش، نخبگان و رسانه های هر کشور در تشدید یا کنترل فضای نفرت نقش تعیین کننده‌ای دارند.

پذیرش چنین واقعیتی، صاحبان افکار عمومی در جوامع اکثریت یا میزبان را در مقابل این سوال قرار می دهد که در هنگام بروز تنش های برخاسته از جرایم جنسی، تا چه حد به وظیفه خود برای محافظت جوامع اقلیت یا مهاجر در مقابل “نفرت پراکنی گروهی” عمل می کنند؟

برمبنای همین دغدغه، می توان سوال مطرح شده در ابتدای این مطلب را به طور مشخص تر مطرح کرد: اگر در پرونده “ستایش” ملیت قربانی و قاتل برعکس بود، نخبگان ایرانی تا چه حد برای دفاع از خانواده های بی گناه مهاجران به میدان می‌آمدند؟

No responses yet

Jan 23 2015

نماینده علی خامنه‌ای در استان کرمان: افغان‌ها سلامت کشور را به خطر انداخته‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: یحیی جعفری٬ نماینده علی خامنه‌ای در استان کرمان گفته با حضور افغان‌ها در ایران به شدت مخالف است و افغان‌ها «امنیت» و «سلامت» کشور را به خطر انداخته‌اند.

آقای جعفری با اعلام این مطلب و انتقاد از دولت به خاطر تعلل در اخراج افغان‌ها از ایران افزوده آنها هزاران منصب شغلی را «اشغال» کرده‌اند.

اظهارات این نماینده علی خامنه‌ای یکی از صریح‌ترین موضع‌گیری روحانیون علیه حضور افغان‌ها در ایران محسوب می‌شود.

براساس برخی آمار‌ها در حال حاضر بیش از دو میلیون افغان در ایران زندگی می‌کنند که گزارش‌های زیادی از آزار و اذیت برخی از آنها در رسانه‌ها منتشر می‌شود.

براساس تصمیم دولت سکونت افغان‌ها در برخی استان‌ها ممنوع است و بعضی روحانیون محلی در تحریک مردم علیه آنها نقش موثری دارند.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .