اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'امنیتی' Category

Sep 09 2020

افشای دارایی‌های علیرضا پناهیان؛ پاکت‌های میلیونی و املاک میلیاردی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,ملای حیله‌گر

ایران وایر: «علیرضا پناهیان»، از روحانیون تندروی منتسب به رهبری، در یکی از مجالس سخنرانی‌اش گفته است: «مانند امام و رهبری ما هم با هدایای رفقایمان زندگی می‌کنیم.» این صحبت‌ها در پاسخ به کاربران فضای مجازی عنوان شده است که موضوع خانه میلیاردی پناهیان را مورد توجه قرار داده بودند. پناهیان در این سخنرانی که ویدیوی آن روز گذشته ۱۹شهریور۱۳۹۹ منتشر شد، اعلام کرده است که یک واحد از آن خانه را دارد و آن را هم از رفقایش هدیه گرفته است. علیرضا پناهیان کیست؟

«محمد نوری‌زاد» او را از جمله «شعبان بی‌مخ‌های» رهبر جمهوری اسلامی خوانده و «حشمت‌الله فلاحت‌پیشه»، نماینده سابق مجلس، عبارت «روحانی پاکتی» را درباره‌اش به کار برده است. این بار نام علیرضا پناهیان، با املاکش مطرح شده است؛ موضوعی که پیش از این در میان نیروهای مشهور به حزب‌الله بحث‌هایی درباره آن مطرح بود.

پس از انتشار گزارشی از شراکت پناهیان و مالک «تک ماکارون» در یک ملک به ارزش حدود ۳۰ میلیارد تومان، او پاسخ داد که تنها مالک یک آپارتمان از این ملک است و زندگی‌اش مانند زندگی دو رهبر جمهوری اسلامی با «هدیه دوستان» می‌چرخد؛ موضوعی که زمینه‌ساز شوخی در شبکه‌های اجتماعی شد و کاربران سخنان «اکبر طبری» را یادآوری کردند که گفته بود، دوستانی دارد که لواسان را هم به نامش می‌زنند.

«یاشار سلطانی» که گزارش اول را منتشر کرده بود، پرونده دیگری را منتشر و اعلام کرد که او زمین ۴۲۳ متری در منطقه خوش‌نشین سعادت‌آباد تهران را در سال ۱۳۹۱ از خانم «لیلا ممتحن» که در زمان انقلاب از کشور خارج شده، متری ۴۳ هزار تومان خریده که یک‌چندم قیمت واقعی است.

ماجرای قدرت گرفتن و مطرح شدن پناهیان به اواخر دولت «هاشمی رفسنجانی» و ابتدای دولت «محمد خاتمی» بازمی‌گردد که سخنرانان مذهبی برای شور دادن به جوانان حزب‌اللهی و بهره‌برداری از آنان در درگیری‌های سیاسی به کار می‌آمدند. «امیر تفرشی»، از موسسین جنبش عدالتخواه دانشجویی، در توییتی نوشته بود که در هیئت پناهیان که برادرش احمد نیز مداح آن بود نوجوانان در یک ربع آخر با «آقا بیا (اشاره به ظهور امام زمان)» شور می‌گرفتند.

تفرشی نوشته است که با همین شور او و دیگر نوجوانان را برده‌اند تا حسینیه و خانه آیت‌الله «منتظری» را تخریب کنند. پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ نیز پناهیان همین نقش را ایفا کرد. او عضو «قرارگاه عمار» بود که «مهدی طائب»، برادر «حسین طائب»، فرمانده سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، رییس آن است.

پناهیان پیش از آن نیز روحانی جوانی در «لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله تهران» بوده است. به نوشته «مراد ویسی» او در «گردان حبیب» این لشکر بوده که «مجتبی خامنه‌ای»، فرزند رهبر جمهوری اسلامی، نیز مدتی در آن حضور داشته است.

او پس از جنگ مدتی رییس نهاد نمایندگی رهبر جمهوری اسلامی در «دانشگاه هنر» بود. در بین دانشجویان نزدیک به این نهاد، مشهور است که برای یک سخنرانی به یکی از شهرستان‌ها سفر کرده و قرار بود راننده‌اش او را بازگرداند، اما زن راننده در حالت زایمان قرار داشت و او با پناهیان تماس گرفته بود تا اگر ممکن است خودش بازگردد. نتیجه این تماس اما اخراج راننده بود.

پناهیان پیش از این که با املاک خود مشهور شود به پاکت‌های میلیونی‌اش مشهور بود. در سال ۱۳۹۸ حشمت‌الله فلاحت پیشه، عضو سابق کمیسیون امنیت ملی، از پناهیان خواست درباره «پاکت‌های میلیونی» شفاف‌سازی کند.

به جز خود علیرضا پناهیان، دیگر اعضای خانواده او نیز جنجال‌برانگیز بوده‌اند. «احمد پناهیان» که پیش از این در هیئت او مداح بود، اینک قصد دارد مانند برادر وارد فضای سیاسی شود و چندی پیش سخنانش درباره «حجاریان» و «تاجزاده» خبرساز شد. او گفته بود «بشکند دستی که حکم جلب تاجزاده را امضا نمی‌کند.»

«محمدحسین میرلوحی»، نوه «محمدرضا مهدوی‌ کنی»، نیز داماد پناهیان است. این ازدواج در حالی انجام شده است که مهدوی‌ کنی از روحانیون اصول‌گرای سنتی و پناهیان از اعضای «جبهه پایداری» بود که به این جریان شدیدا حمله می‌کرد.

داماد پناهیان مدیر مدارس غیردولتی وابسته به «دانشگاه امام صادق» است و پیش از این با نوشتن مطلبی درباره مدارس غیردولتی خبرساز شد. او در این مطلب نوشته بود: «حتی اگر همه نتوانند سیفون داخل خانه خود نصب کنند، هر کسی که می‌تواند هم چون نباید تبعیض شود، نباید نصب کند!»

«رضا مطلبی کاشانی»، صاحب شرکت تک ماکارون، نیز که نامش با نام پناهیان مطرح شده، «هیئت امنای آستان قدس» است. او با بسیاری از شخصیت‌های سیاسی در فعالیت‌های خیریه مشارکت دارد؛ با «علیرضا زاکانی»، نماینده سابق و جنجالی مجلس، در شناخت و مهار سرطان، با «مجتبی رحمان‌دوست»، نماینده سابق مجلس، و «حبیب‌الله بوربور»، دبیرکل «جمعیت وفاداران انقلاب»، در «مجمع خیرین امید کشور» و با «مرتضی نبوی»، «سید مصطفی میرلوحی» و «ابراهیم انصاریان» (از نزدیکان مهدوی کنی) در «بنیاد خیریه غدیر». این بنیادهای خیریه اما اکثرا زمینه‌ای برای فعالیت اقتصادی چهره‌های سیاسی و دریافت امکانات بوده‌اند؛ اتهامی که درباره خود رضا مطلبی کاشانی نیز مطرح شده است.

اکثر اعضای خانواده مطلبی ساکن کانادا هستند، اما یکی از فرزندان او داماد «ابوترابی‌فرد»، امام‌جمعه تهران، است. مطلبی همچنین خانه‌ای در اختیار آقای ابوترابی، امام‌جمعه تهران، قرار داده است.

روابط مالی پناهیان با مطلبی کاشانی یادآور روابط برخی از دیگر مداحان و وعاظ مشهور حامی رهبر جمهوری اسلامی با افرادی است که به اتهام فساد مالی بازداشت شده‌اند؛ از جمله روابط مالی « محمود کریمی»، مداح مشهور، با «حسن رعیت.»

No responses yet

Sep 07 2020

کاهش رشد جمعیت؛ نگرانی‌های رهبر نظام و بی‌اعتنایی مردم کشور

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: چهارمین سال متوالی است که رشد جمعیت کشور منفی شده و نرخ زاد و ولد به پایین‌ترین میزان خود طی نیم قرن اخیر رسیده است.

«علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی، در ۳۰اردیبهشت۱۳۹۳ سیاست‌های کلی جمعیتی را اعلام کرد که تشویق به فرزندآوری بخشی از آن بود. اما به نظر می‌رسد گوش مردم بدهکار توصیه‌های رهبر جمهوری اسلامی نبوده است.

«شاید اگر جای دیگری غیر از ایران بودم، هم ازدواج می‌کردم و هم بچه‌دار می‌شدم. من هم مانند خیلی از دخترهای دیگر تمایل به مادر شدن دارم. اما متاسفانه شرایط بد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی کشور طوری است که به آینده خودم نیز چندان امیدوار نیستم؛ چه برسد به بچه‌ای که قرار است به دنیا بیاورم.»

این‌ها حرف‌های «زهرا» است که حدود ۴۰ سال سن دارد و به عنوان عضو هیئت علمی در یکی از دانشگاه‌های ایران تدریس می‌کند.

او که به دلیل شغلش با شمار زیادی از دختران و پسران جوان سر و کار دارد، می‌گوید: «اغلب این جوان‌ها وقتی اوضاع و احوال اقتصادی کشور را می‌بینند که روز به روز بدتر و هر سال زندگی‌شان سخت‌تر از سال قبل می‌شود، تمایلی به ازدواج کردن و بچه‌دار شدن از خود نشان نمی‌دهند، در این میان اگر کسی هم ازدواج کند، اغلب تا جایی که امکان داشته باشد موضوع بچه‌دار شدن را به تاخیر می‌اندازد تا به قول خودشان از بحران‌های مالی چند سال اول زندگی عبور کنند و بار اقساط وام‌های بانکی که برای شروع زندگی گرفته‌اند، سبک‌تر شود.»

به گفته زهرا «این یک روی سکه است و روایت کسانی است که قصد دارند در کشور بمانند، روی دیگر سکه تعداد زیادی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌هاست که از آینده شغلی‌‌ در کشور ناامید هستند و در فکر مهاجرت به خارج از کشور به هر شکل ممکن، حتی پناهندگی و پذیرفتن انواع و اقسام ریسک‌های این داستان پرماجرا هستند. به همین دلیل است که روز به روز شاهد کمتر شدن میل نسل جوان به بچه‌دار شدن و حتی پیش‌تر از آن، ازدواج کردن هستیم.»

طبق آمارهایی که «امیرحسین بانکی‌پور»، نماینده اصفهان در «مجلس شورای اسلامی»، اعلام کرده، با وجود ثابت بودن «جمعیت آماده به ازدواج» در شش سال گذشته، نرخ ازدواج ۴۰ درصد نسبت به پیش از سال ۱۳۹۳، کمتر شده است.

نگاهی گذرا به آمارهای جمعیت کشور نشان می‌دهد که در نیمه دهه ۱۳۶۰ میانگین سنی جمعیت کشور حدود ۲۲ سال بود. این عدد در سرشماری سال ۱۳۸۵ به حدود ۲۸ سال و در ۱۳۹۰ به حدود ۳۰ سال رسید.

حتی معتقدان به «روزی‌رسانی خدا» هم نگرانند

سال گذشته گروهی از دانشجویان که گفته می‌شد دانشجویان بسیجی و سایر تشکل‌های مذهبی «دانشگاه صنعتی شریف» هستند، «کمپین مادران شریف» را راه انداختند. آن‌ها هدف خود را این اعلام کردند که هر کدام‌شان ۱۰ فرزند به دنیا بیاورند و دیگران را با این هدف خود همراه کنند. البته این کارزار با انتقادهای زیادی از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه و دستمایه طنز خیلی‌ها شد.

«نصیر» ۳۵ ساله است و در یک خانواده شش‌نفره با پدر و مادر و سه خواهر و برادر دیگرش در یکی از محله‌های پایین شهر مشهد زندگی می‌کند. او که شغل پدر را دنبال کرده و در میدان تره‌بار، میوه فروش است، می‌گوید: «من هم مثل خیلی از جوان‌های دیگر آرزو دارم ازدواج کنم و بچه‌دار شوم، اما با کدام پول و سرمایه؟ با درآمد دومیلیون‌وپانصدهزار تومانی که من دارم، چه‌طور می‌توانم خانه اجاره کنم و از پس مخارج بچه برآیم؟»

او حکایت بچه‌دار شدن یکی از دوستانش را تعریف کرده و می‌گوید: «از زمانی که همسرش را برای زایمان به بیمارستان برد تا وقتی به خانه آورد، حدود ۱۰ میلیون تومان هزینه کرد. این ۱۰ میلیون را از ماه‌ها قبل پس‌انداز کرده بود، زیرا او هم مثل من کارگر است. او از حالا نگران ماه‌ها و سال‌های بعد است، نگران روزهایی که اجاره‌خانه‌هایشان بیشتر می‌شود و تورم هم بالاتر می‌رود و هزینه‌های بچه هم به سایر هزینه‌‌هایش افزوده می‌شود.»

نصیر می‌افزاید: «با این که دوستش یک پسر مذهبی است و اعتقاد دارد خدا روزی‌رسان است، اما شرایط جامعه طوری نیست که اعتقادات مذهبی هم از نگرانی‌هایش کم کند و باعث شود به فردای نامعلوم همین یک بچه نیندیشد و به فکر بچه دیگر بیفتد.»

سیاست‌های ناکام دولت در تشویق فرزندآوری

«اسحاق جهانگیری»، معاون اول رییس‌جمهوری، چندی پیش از «سازمان برنامه و بودجه» خواست تا در برنامه هفتم توسعه به سیاست‌های کلی جمعیت که از سوی رهبر جمهوری اسلامی ابلاغ شده است، توجه جدی داشته باشد.

دولت اقدامات بهداشتی و پزشکی را نیز در همین رابطه برای خود تعریف کرده است که از جمله آن می‌‌توان به تلاش برای کاهش نرخ مرگ‌ومیر، مراقبت‌های قبل و پس از زایمان، آموزش و مشاوره‌های قبل، حین و پس از ازدواج، ایجاد کلینیک‌های ناباروری و پوشش بیمه‌ای برای داروها و درمان ناباروری اشاره کرد.

اما به گفته مقامات بهداشتی کشور، این‌ها تنها ۲۰ درصد عوامل موثر بر فرزندآوری را شامل می‌شود و ۸۰ درصد بقیه به مسائل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه بر می‌گردد.

«شقایق»، کارشناس جامعه‌شناسی، در این رابطه معتقد است: «ترس از فرزندآوری به معنی تامین معیشت، امکانات و هر آن چه مورد نیاز تربیت یک فرزند است باعث شده است تا خانواده‌ها عمدتا به سمت تک‌فرزندی و حتی بی‌فرزندی پیش بروند و رغبتی به تداوم زاد و ولد از خود نشان ندهند. این در حالی‌ست که مشوق‌های بچه‌دار شدن در ایران چندان قابل توجه نیست و نمی‌تواند انگیزه برای ازدواج و فرزندآوری ایجاد کند.»

او می‌گوید: «این مشوق‌ها می‌تواند شامل معافیت یا کاهش مالیات، بیمه خانواده‌ها، کمک‌هزینه اولاد و غیره باشد که در بسیاری از کشورهایی که با کاهش نرخ موالید مواجه هستند، پرداخت می‌شود. برعکس در ایران مسئولان گاه حرف از پرداخت نکردن یارانه به نوزادانی که بعد از این متولد می‌شوند، می‌زنند؛ موضوعی که برای خیلی از خانواده‌های کم‌درآمد حائز اهمیت است.»

«تئوری توطئه» برخی مسئولان

در سیاست جمهوری اسلامی ایران، جمعیت به عنوان یکی از مولفه‌های مهم اقتدار تعریف شده است.

اما در موضوع کاهش نرخ موالید، مسئله‌ای که بیش از پیر شدن جمعیت باعث دغدغه برخی مسئولان نظام جمهوری اسلامی شده، کمتر بودن نرخ زاد و ولد در میان خانواده‌های شیعه نسبت به اهل سنت است.

برخی مسئولان و کارشناسان مذهبی شیعه در رسانه‌ها و منابر خود، این موضوع را دسیسه کشورهای دیگر، از جمله عربستان، قلمداد می‌کنند. آن‌ها مدعی‌اند که برخی خانواده‌های سنی برای افزایش جمعیت در برابر شیعیان تشویق می‌شوند.

«کژال » که سنی و اهل یکی از شهرهای کردنشین غرب کشور است، این موضوع را رد می‌کند. او که خود یک فرزند دارد، می‌گوید: « این موضوع هیچ ربطی به مذهب ندارد و کسی به ما توصیه نمی‌کند حتما پنج یا شش فرزند داشته باشیم. اما وقتی دختری در یک خانواده فقیر در سیستان‌وبلوچستان در ۱۳ سالگی وادار به ازدواج می‌شود و تمام عمرش هم در همان روستا باقی می‌ماند و حتی تجربه معاشرت با بقیه هم‌مذهبان خود در سایر نقاط کشور را ندارد، چه‌طور می‌توان انتظار داشت برای خانواده خود برنامه داشته باشد و تعداد فرزندانش را خودش تعیین کند و به آینده آن‌ها بیاندیشد؟ او معمولا همه چیز را ناشی از تقدیر و مشیت الهی می‌داند و تن به قضا و قدر می‌‌دهد.»

دلایل کاهش نرخ موالید و میل به بچه‌دار شدن از نگاه مسئولان هر چه که باشد، طبقات مختلف جامعه برای تصمیم به فرزندآوری، به نگرانی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود می‌اندیشند.

No responses yet

Sep 07 2020

نگرانم که فرزندم وارد اینترنت شود و محتوای مستهجن ببیند، مقاصد کاربران شب تا صبح اینترنت با صبح تا شب متفاوت است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


همشهری: نمایندگان مجلس در طرحی با عنوان «ساماندهی پیام‌رسان‌های اجتماعی»، فعالیت شبکه‌های اجتماعی را مشروط به تایید یک هیات ساماندهی و نظارت کرده‌اند و خواستار احراز هویت کاربران اینترنت شده‌اند. برخی می‌گویند تصویب این طرح احتمالا باعث مسدود شدن همه پیام‌رسان‌های خارجی می‌شود.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از فراز، این طرح مجلس تازه‌ترین تلاش برای ایجاد حاکمیت دولتی بر اینترنت و در واقع پیام‌رسان‌های ‌اینترنتی است اما در درون، باعث تغییرات گسترده دیگری نیز در این فضا خواهد شد. طرح نمایندگان مجلس شامل ایجاد یک نهاد مرکزی است که آن را «هیات ساماندهی» نامیده‌اند که متشکل از رئیس مرکز فضای مجازی، نماینده وزارتخانه‌های ارتباطات، ارشاد، اطلاعات، دادستانی کل کشور، کمیسیون فرهنگی، صدا وسیما، اطلاعات سپاه، سازمان تبلیغات، نیروی انتظامی و سازمان پدافند غیر عامل است.

  • متن کامل طرح مجلس برای ساماندهی فضای مجازی

فاطمه محمدبیگی از نمایندگان مجلس کنونی در این زمینه مطالبی مطرح کرده است که در زیر می‌خوانید:

شما از امضاکنندگان «طرح ساماندهی پیام‌رسان‌های اجتماعی» هستید. هدف از ارائه این طرح چه بود؟

هر کشوری برای ساماندهی به اموراتش قوانینی را تصویب می‌کند. ما در حوزه فضای مجازی ۱۰ سال از تمام دنیا عقب‌تریم. بهتر بود این قوانین یک دهه پیش پایه‌گذاری می‌شد که الان به این وضعیت نرسیده باشیم. امروز هر اتفاقی در فضای مجازی می‌افتد اما سر و سامانی ندارد. ما در حوزه فضای کسب و کار در فضای مجازی، برای حمایت از مشاغل اینترنتی، افزایش تراکنش‌ها و معرفی محصولات‌مان هیچ قانون مدونی نداریم.

در صورتی که اگر قوانین خوبی در حوزه فضای مجازی وجود داشته باشد، حدود ۳ تا ۵ میلیون شغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد خواهد شد. این قوانین، فضای امن و قابل اعتمادی را برای حضور کسب و کارها مهیا خواهد کرد. امروز با توجه به مشکلات اشتغال، جوانان علاقه بیشتری به آغاز کسب و کار در بستر مجازی دارند؛ اما متاسفانه در این زمینه یا فعالیت خوبی نداشته‌ایم و یا بستر امنیتی آن وجود نداشته‌است.

مورد دیگر، صیانت از حقوق کابران فضای مجازی است. تولیدکنندگان محتوا در فضای مجازی در کشورهای دیگر، می‌توانند از طریق مالکیت معنوی بر محتوای تولیدشده، درآمدزایی کنند. ما در این فضا هیچ قانونی نداریم و هیچ فرایندی برای دفاع حقوق خالقین محتوا و فعالین فضای مجازی وجود ندارد. همین، یک نوع بی‌سروسامانی و ناهنجاری را به وجود آورده است. امروز، ایران به چند کشور دیگر که در حوزه سایبری حرفی برای گفتن دارند پول تزریق می‌کند.

اگر بتوانیم اینترنت ملی را فعال کرده و با سرورهای داخلی‌ خودمان پیام‌ها را رد و بدل کنیم، هم سرعت اینترنت افزایش می‌یابد و هم هزینه بهره‌مندی از اینترنت را از یک‌صدم تا یک‌دویستم برای مردم کاهش می‌دهد. بحث کسانی که می‌خواهند ارتباطات جهانی داشته باشند نیز جداست.

تصویب این طرح احتمالا به انسداد شبکه‌های اجتماعی و قطع ارتباط با جهان خواهد شد. تبعات این رخداد چیست؟

اصلا این‌طور نیست. هر تکنولوژی که وارد کشور می‌شود باید یک سری قوانین و کاتالوگ برای آن طراحی شود. مثل خودروها؛ روزهای نخست که خودروها وارد کشور شدند، قانونی برای استفاده از آنها وجود نداشت. اما با افزایش تعداد راننده‌ها، برای آن قانون و پلیس در نظر گرفتند. امروز در حوزه فضای مجازی نیز ترافیک داده‌ها افزایش یافته است اما هیچ قانون و پلیسی برای ساماندهی ترافیک داده‌ها وجود ندارد.

یا به عنوان مثال، ما در گمرک قوانینی برای صادرات و واردات کالا وضع کرده‌ایم؛ اما در حوزه فضای مجازی، داده‌های مجازی بدون هیچ نظارتی دست‌به‌دست می‌شود. این داده‌ها می‌تواند به خودکشی‌ها، آسیب‌های جنسی و اخلاقی و فروپاشی خانواده‌ها منجر شود. اگر ما بتونیم در این زمینه، کدهای شناسایی برای داده‌ها تعیین کنیم کار مفیدی برای مردم کرده‌ایم.

آقای «اوباما» در مصاحبه‌ای گفته بود اجازه نمی‌دهد فرزندانش از فیسبوک استفاده کند. امروز نیز، آلمان، انگلیس و کشورهای حوزه شنگن نیز قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای استفاده از اینترنت وضع کرده‌اند. اگر امروز، روسیه و چین می‌توانند در مقابل ابرقدرت‌های اقتصادی و سیاسی ایستادگی کنند به دلیل داشتن اینترنت ملی در این کشورهاست. ما هم اگر بخواهیم به یک قدرت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در جهان تبدیل بشویم باید قوانین ویژه‌ای در این زمینه داشته باشیم. البته که این کار محدودیت‌هایی را نیز به دنبال خواهد داشت.

من مادر سه فرزند هستم. امروز آنها را به مدرسه بردم و به من گفتند فرزندانم باید در سامانه «شاد» ثبت‌نام کنیم. تا امروز اجازه نداده بودم فرزندانم با فضای «اندروید» آشنا شوند؛ به این دلیل که فکر می‌کنم برای سلامت روحی و اخلاقی‌شان لازم نیست وارد فضای «اندروید» شوند. اما حالا نگرانم که نکند فرزند من در فضای اندروید وارد اینترنت شود و محتوای مستهجن ببیند.

سال‌های سال تلاش کرده‌ایم که بچه‌های ما با صحنه‌های نامناسب مواجه نشوند. اینترنت می‌تواند به صورت کنترل‌شده در اختیار قشرهای مختلف قرار بگیرد. دانشمندها، پزشک‌ها، معلم‌ها و دانش آموزان، هرکدام باید پهنای اینترنت و ساعت استفاده مختص به خود را داشته باشند. اما بگذارید بی‌پرده بگویم. با اجرای این قوانین دست یک عده از مسایل اقتصادی کوتاه می‌شود و باید هم با این طرح مخالفت کنند. این طرح قابل دفاع است و ان‌شاءلله مشکلات آن نیز در مجلس رفع خواهد شد.

روسیه و چین از بسته‌ترین کشورها در حوزه آزادی بیان هستند. الگوبرداری از این کشورها در تناقض با آزادی بیان و حقوق شهروندی نیست؟

این طرح برای حفظ حقوق شهروندی است. ما ایران هستیم و باید قوانین مبتنی بر اصول خودمان را وضع کنیم. من روسیه و چین را مثال زدم و دقیقا نمی‌خواهیم مثل آنها رفتار کنیم. آلمان را هم مثال زدم. چرا آلمان را نمی‌گویید؟ چرا فرانسه را نمی‌گویید؟ شما هم‌وطن من هستید و از شما انتظار می‌رود که بند به بند این طرح را بررسی کرده و کم‌وکاست‌های آن را به ما منتقل کنید.

البته یک سری از قوانین این طرح سخت‌گیرانه خواهد بود و این امری طبیعی است. الان تمام والدین ما نگران فضای مجازی هستند. چراکه ما قانون مشخصی در این زمینه نداریم. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بیش از دو سوم کاربران فضای مجازی صرفا از محتوای نامناسب استفاده می‌کنند. تعداد کاربرانی که مقاصد علمی و پژوهشی دارند بسیار کم‌تر است. بنابراین استفاده از اینترنت باید مبتنی بر همین پژوهش‌ها طبقه‌بندی شود. ساعات مصارف اینترنت نیز متفاوت است.

مقاصد فردی که از ۱۲ شب تا ۶ صبح از اینترنت استفاده می‌کند، با مقاصد کاربران ۶ صبح تا ۱۲ شب متفاوت است. همه این‌ها باید توسط مسوولان کشور تقسیم‌بندی شده و در اختیار کاربران قرار داده شود. در ضمن ما نمی‌خواهیم دریچه گفت‌وگوی تمدن‌ها را ببنیدیم. این حرف درست نیست. ما در فضای مجازی گفت‌وگو خواهیم داشت و می‌خواهیم تمدن اسلامی را به جهان صادر بکنیم.

آبان‌ماه پارسال نسخه اولیه‌ای از شبکه ملی اطلاعات اجرا شد. خیلی‌ها متضرر شدند. با این اوصاف، این طرح چطور می‌تواند به نفع مردم باشد؟

وزارت ارتباطات آن را بد اجرا کرد. همین وزارت ارتباطات ۳۰۰ میلیارد برای تلگرام و اینستاگرام هزینه می‌کند؛ اما تنها ۱۵ میلیارد از پیام‌رسان‌های داخلی حمایت می‌کند. چرا باید ۳۰۰ میلیارد برای پیام‌رسان خارجی هزینه کنیم؟ من معتقدم اجرای این قانون باید به صورت پلکانی اتفاق بیفتد تا هم سیستم به مرور پیشرفت کند و هم با اتفاقات دیگر تطابق پیدا کند.

No responses yet

Sep 07 2020

جان‌باخته‌ها اعتراضات آبان ۱۳۹۸

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

ویکی‌پدیا: در فهرست زیر نام و اطلاعاتی از ۵۲۶ نفر از جان‌باخته‌های اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران مشاهده می‌شود، فهرست کودکان، در فهرستِ جان‌باخته‌ها به تفکیک شهر نیز آمده‌است:
کودکان

فهرست افراد جان‌باختهٔ زیر ۱۸ سال در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران:

سید علی موسوی، ۱۲ ساله، حوالی ساختمان فرمانداری رامهرمز
علی غزلاوی، ۱۲ ساله، در میدان الله خرمشهر
امیر رضا عبداللهی، ۱۳ ساله، در اسلام‌شهر تهران
نیکتا اسفندانی، ۱۴ ساله، در خیابان ستارخان تهران
محمد داستان‌خواه، ۱۵ ساله، در شهرک صدرای شیراز
آرمین قادری، ۱۵ ساله، در محله دولت‌آباد کرمانشاه
جواد بابایی، ۱۵ ساله، در شهر قدس (قلعه حسن‌خان)
ابوالفضل شعبانی، ۱۶ ساله در سه‌راهی آدران جاده ساوه
محمدجواد عابدی، ۱۶ ساله در اصفهان
خالد غزلاوی، ۱۶ ساله، در خرمشهر
رضا نیسی، ۱۶ ساله، از ساکنان منطقه پاستوریزه شهر اهواز
مهدی ولی‌پور، ۱۶ ساله، جاده ساوه (محل اصابت گلوله)، بهارستان (محل درگذشت)
آرش کهزادی، ۱۶ ساله، در اسلام‌شهر
احمد آلبوعلی، ۱۷ ساله، در منطقه شهرک طالقانی، ماهشهر
محمدرضا احمدی، ۱۷ ساله، در محله فیض آباد سنندج
حسام بارانی راد، ۱۷ ساله، کرمانشاه – اهل روستای خانیله روانسر
محمد (حمزه) بریهی، ۱۷ ساله، ساکن کوی خزعلیه اهواز – با کلت کمری و از فاصله نزدیک هدف قرار گرفت.
مجاهد جامعی، ۱۷ ساله، در شهرستان کوت عبدالله شهرستان باوی
احمد موسوی جعاوله، ۱۷ ساله، از ساکنان شهرک اندیشه شهرستان شوشتر
امیرحسین دادوند، ۱۷ ساله، در یزدان‌شهر اصفهان
آرین رجبی، ۱۷ ساله، در میدان جنگلبانی (سرباز) مریوان
ساسان عیدی وند، ۱۷ ساله، در یزدانشهر اصفهان
حسین قاسمی، ۱۷ ساله، در چهاردانگه اسلام‌شهر –
محسن محمدپور، ۱۷ ساله، در خرمشهر
علیرضا نوری، ۱۷ ساله، در شهریار
پژمان (علی) قلی پور ملاتی، زیر ۱۸ سال، ساکن لنگرود – در کرج هدف گلوله قرار گرفت.
پدرام جعفری، ۱۸ ساله، در فردیس کرج
ابراهیم مرادی، ۱۸ ساله، دانش‌آموز، در جوانرود

اسامی جان‌باخته‌ها به تفکیک استان و شهر
استان خوزستان

اهواز:

اصغر حق‌طلب، اهواز
اکبر ملک‌پور، اهواز
امیر حسینی، اهواز
امیر عساکریان، اهواز
بشیر سرخی، اهواز
حسن ربیعی، اهواز
حمزه باوی، اهواز
حمزه فاضل‌السواری (حمزه عالی‌نژاد)، اهواز
حمید آوی، اهواز
حمید رضازاده، اهواز
رحیم عرب‌پور، اهواز
رضا تمیمی، اهواز
رضا داراب‌پور، اهواز
رضا شاه‌مرادی، اهواز – اهل اندیمشک، دانشجوی ۱۹ ساله رشته کامپیوتر دانشگاه چمران.
رضا صیادی، از نیروهای یگان ویژه واحد رهایی گروگان اهواز
رضا قادری، اهواز
رضا نیسی (رضا عطیه‌النیسی)، منطقه گرانه (پاستوریزه) اهواز، ۱۹ ساله – در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
رضا یزدانی، اهواز
ریحانه ملکی، اهواز
زینب نیسان‌پور، اهواز
سعید پانکی، اهواز
سعیدحسن مشعشعی، اهواز
سهیلا فلاح‌زاده، اهواز
سیدرضا خلف‌زاده، اهواز
شهلا بالدی، اهواز
عباس بریحی علوش، اهواز
علی آلبو عبادی، اهواز
علی اسماعیلی، اهواز
علی تمیمی، اهواز
علیرضا اکبرپور، اهواز
فاطمه حقوردی، اهواز
فریبا آل‌خمیس، اهواز
فریحه کریم‌زاده، اهواز
قاسم باوی، اهواز – ۴۵ ساله، از بازداشت‌شدگان آبان ۱۳۹۸ که پس از آزادی، به دلیل شکنجهٔ شدید در دورهٔ بازداشت دچار اختلالات روانی شده و خودکشی کرد.
کمال دغاغله، اهواز
کوثر بغلانی، اهواز
کوثر تابع معتوقی، اهواز
مبین مقدم، اهواز
محدثه مقدم، اهواز
محسن عساکره، اهواز
محمد (حمزه) بریهی، اهواز – ۱۷ ساله
محمدرضا عسافی‌زرگانی، اهواز
مریم اسماعیلی، اهواز
مریم عیدانی، اهواز
معصومه داراب‌پور، اهواز
مهدی دریس مولایی، اهواز
مهدی زرگانی، اهواز
مهدی عبدی، اهواز
مهدی غلام‌زاده، اهواز
مهدی فلاحی، اهواز
مهدی قادری، اهواز
میثم مجدم، اهواز
نوید عساکره، اهواز
هانی شهبازی، اهواز

بهبهان:

(نام: نامشخص) تدین، بهبهان
فرزاد انصاری‌فر، بهبهان
احسان عبدالله‌نژاد، بهبهان – ۲۸ ساله، آرایشگر و فوق دیپلم برق (اولین کشتهٔ روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در بهبهان، ۲ گلوله در ران و ۲ گلوله در سینه)
اسماعیل بازرگان، بهبهان
فرزاد تضمی‌پور، بهبهان
محمد حشم‌دار، بهبهان – ۳۳ ساله، اصابت گلوله به گلو
محمدحسین (امیرحسین) قنواتی، بهبهان – ۲۶ ساله (دومین کشتهٔ روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در بهبهان)
محمود دشتی‌زاده، بهبهان – ۲۹ ساله، پدرِ ۲ فرزند، اصابت گلوله به قلب هنگامی که برای نجات برادرش (مهرداد دشتی‌زاده) به سمت او می‌رود
مهرداد دشتی‌زاده، بهبهان – ۲۶ ساله، کشاورز، اصابت گلوله به سر

خرمشهر:

ابراهیم مطوری، خرمشهر
حسن تمیمی، خرمشهر – ۲۵ آبان ۱۳۹۸
خالد غزلاوی، خرمشهر – ۱۶ ساله
خالد منیعات، خرمشهر
علی غزلاوی، خرمشهر – ۱۲ ساله
محسن محمدپور، خرمشهر – ۱۷ ساله
محسن نجل‌علی منیعات، خرمشهر
میثم عبدالوهاب عدگی‌پور، خرمشهر – ۳۰ ساله
میثم منیعات (ناصری)، خرمشهر
میلاد حمیدی (حمیداوی)، خرمشهر

آبادان:

حلیمه سمیری، آبادان – ۳۴ ساله – از بازداشت‌شدگان اعتراضات، جان‌باختن پس از شکنجه
روانبخش آمامی‌راد (ململی گلزاری)، آبادان
علی بغلانی، آبادان

ماهشهر:

احمد بشارت، ماهشهر
احمد چراغیان، شهر جراحی (چمران) – ۴۰ ساله، پدر ۳ دختر، کارمند پتروشیمی
احمد خواجه آلبوعلی، ماهشهر
اقبال اسماعیلی، ماهشهر – ۵۲ ساله
امین بچاری، ماهشهر
حمید شیخانی، شهرک کوره (طالقانی) ۲۶ آبان بازداشت و ۲ آذر جنازه‌اش تحویل خانواده‌اش داده شد.
رزاق ناصر زاده، ماهشهر
سالم امیر سنجران (عیدانی)، نیزار ماهشهر – اهل شهر جراحی (چمران) – در ۲۷ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
شهاب حطاوی، ماهشهر
طاهرآل خمیس، ماهشهر – ۲۵ ساله، دارای ۱ فرزند ۷ ساله
عباس (رضا) عساکره منصوری، میدان جراحی مقابل «نیزار حمیدی» – تازه داماد، میوه فروش
عباس منصوری، شهر جراحی، فرزند طعمه
عدنان هلالی، ماهشهر
علی باوی، شهر جراحی
علی خواجه آلبوعلی، ماهشهر
علی مرادی، ماهشهر
فرشاد حاجی‌پور میلاسی، ماهشهر – اهل لردگان، ۳۰ ساله، در در روستای «له دراز» لردگان به خاک سپرده شد.
قاسم باوی، ماهشهر
مجتبی عبادی، ماهشهر
محسن آلبوعلی، ماهشهر
محسن عبادی‌مهر، شهر جراحی
محمد خالدی، ماهشهر
محمد خالقی، ماهشهر
منصور الباوی، ماهشهر
منصور دریس، ماهشهر
منصور عساکره، ماهشهر
هادی قربانی، ماهشهر
یوسف خالدی، ماهشهر
یوسف مجتبی آلبوعبادی، نیزار ماهشهر
(نام: نامشخص) چنعانی، ماهشهر (جراحی)، دختربچه
(نام: نامشخص) همسر آقای مختار عتقی، ماهشهر

سربندر:

احمد بشاره دورقی، سربندر، ۲۲ ساله

اندیمشک:

حجت لهراسبی، اندیمشک
حسین (عبدلله) لرستانی، اندیمشک – ۲۱ ساله، اصابت گلوله به سر، در پی هجوم نیروهای امنیتی به منزل یکی از بستگانش
شفیع بازتاب، اندیمشک
علی اسفندیاری، اندیمشک

شوشتر:

احمد سعدی، شوشتر
احمد موسوی جعاوله، شوشتر – ۱۷ ساله
ایمان موسوی
جمال کعبی، شوشتر
عادل کعبی فرزه، شوشتر
عارف دلفی، شوشتر
عدی کعبی، شوشتر
علی کعبی، شوشتر
عمار زغبی، شوشتر
قاسم زغبی، شوشتر
مهدی عگبی، شوشتر
میلاد سلیمانی، شوشتر
یاس سلیمانی، شوشتر

شوش:

صادق کعبی، شوش

حمیدیه:

احمد ساعدی، حمیدیه
شهاب سیاحی، حمیدیه

رامهرمز:

سید علی موسوی، رامهرمز

کوت عبدالله:

مجاهد جامعی، ۱۷ ساله، در شهرستان کوت عبدالله شهرستان باوی

استان کرمانشاه

جوانرود:

آرش ایوبی، جوانرود
ابراهیم مرادی، جوانرود – دانش‌آموز، ۱۸ ساله
بهرام غلامی، جوانرود
جبار تجاره (توجاره)، جوانرود
حمزه نقدی، جوانرود
خالد رشیدی، جوانرود
ریبوار سیدرستمی، جوانرود
سلمان رحمانی، جوانرود
عزیز (نام خانوادگی: نامشخص)، جوانرود – کارگر فضای سبز شهرداری که ناشنوا بوده‌است.
علی (یونس) فیروزبخت، جوانرود
عمران ولیدی، جوانرود
فرشاد خیراندیش، جوانرود
کاوه رضایی، جوانرود
کاوه محمدی، جوانرود
کاوه مرادی، جوانرود
مبین عبداللهی، جوانرود
هاشم مرادی، جوانرود – پیکر او که از ۲۶ آبان مفقود شده بود، ۱۱ دی ۱۳۹۸ درحالی‌که آثار شکنجه بر بدن او قابل مشاهده بوده‌است، در یکی از رودخانه‌های اطراف شهر جوانرود پیدا شد.
یونس هوشنگی، جوانرود

کرمانشاه:

آرمین قادری، کرمانشاه – ۱۵ ساله
اسکندر مرتضوی، کرمانشاه
ایرج جواهری، کرمانشاه – از کارکنان پلیس منطقه الهیه کرمانشاه بود.
برهان منصورنیا، کرمانشاه – اهل مریوان
بهروز فرهادپور، کرمانشاه
بهمن عزیزی، کرمانشاه
بهنام امیریان، کرمانشاه
جمشید کاظمی، کرمانشاه
جواد حیدری، کرمانشاه
حجت جلالی، کرمانشاه
حسام بارانی راد، کرمانشاه – ۱۷ ساله، اهل روستای خانیله روانسر
حشمت مرادی، کرمانشاه
حمزه فرجی
حمید چراغی، کرمانشاه
خسرو کریمی، کرمانشاه
دانیال محمدی، کرمانشاه
دانیال محمدی، کرمانشاه
رامین میرزایی، کرمانشاه
رضا امیدی یاریجانی، اهل دهستان جلالوند، بخش فیروزآباد کرمانشاه – ۲۲ ساله، از بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان، در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، پس از ابلاغ حکم ۴ سال زندان، اقدام به خودکشی کرد
رضا محمودی، کرمانشاه
سعید ارشادی، کرمانشاه
سعید اسماعیلی، کرمانشاه
سعید امیری، کرمانشاه
سعید بیژ، کرمانشاه
سعید رضایی، کرمانشاه
صدرا سربله، کرمانشاه
عبدالرضا شیرزادی، کرمانشاه
عصمت حیدری، کرمانشاه
علی القاسی، کرمانشاه
علی غفوری، کرمانشاه
علی غلامپور، کرمانشاه
علیرضا داموندی، کرمانشاه
غلام تابزر، کرمانشاه
فرخ جباری، کرمانشاه
فرشاد توکلی، کرمانشاه
فرشید عزت شاهی، کرمانشاه
فرهاد مجیدی، کرمانشاه
محسن کرمی‌نیا، کرمانشاه – – ۳۴ ساله، دارای دکترای تاریخ از دانشگاه شهید بهشتی
محمد پالانی، کرمانشاه
محمد میرزایی، کرمانشاه – ۲۱ ساله
محمد نادری، کرمانشاه
محمود رضایی، کرمانشاه
محمود فردپور، کرمانشاه
مسعود ابراهیمی، کرمانشاه
مسعود مرادی، کرمانشاه
مسلم فیاضی، کرمانشاه
مصطفی فرزامی، کرمانشاه
مظفر ظهیری، کرمانشاه
مظفر وطن‌دوست، کرمانشاه
منوچهر فتحی، کرمانشاه
نادر بیرانوند، کرمانشاه – ۲۲ ساله
نادر بیژنوند، کرمانشاه
نادر رضایی آبطاف، کرمانشاه – پس از بازداشت در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در محلهٔ جعفرآباد کرمانشاه، تحت شکنجه کشته شد. جسد او را روز ۸ دی ۱۳۹۸ به خانواده‌اش تحویل دادند.
نادر رضایی آبطاف، کرمانشاه
هاشم عزتی‌پور، کرمانشاه
هدایت قربانی، کرمانشاه
هوشنگ کریمی، کرمانشاه
وحید فتحی، کرمانشاه
ویدا شکیبایی مقدم، کرمانشاه
یونس جلیلی، کرمانشاه
یونس عزتی، کرمانشاه
یونس عینی، کرمانشاه
(نام: نامشخص) نیازی‌منش، کرمانشاه

استان کردستان

سنندج:

احمدرضا محمدی، سنندج
رضا صادقی، سنندج
سوران محمدی، سنندج
علی جواهری، سنندج
کاوه ویسانی، سنندج – در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در سنندج بازداشت شد و جسد وی ۱۵ آذر در حومه سنندج (باباریز) رها شد.
محمدرضا احمدی، سنندج – ۱۷ ساله
مسعود امینی، سنندج
مظفر سیفی، سنندج
هیوا رحیمی، سنندج

مریوان:

آرین رجبی (فرجی)، مریوان – ۱۷ ساله
ادریس بیواره، مریوان
ارشاد رحمانیان، مریوان – پیکر او ۲۴ آذر ۱۳۹۸ حوالی سد گاران مریوان پیدا شد. او در جریان اعتراض‌های آبان بازداشت شده بود.
بهروز ملکی، مریوان
دانیال استواری، مریوان
شاهو ولیدی، مریوان
عثمان احمدی، مریوان
عثمان نادری، مریوان
مهران تاک، مریوان – ۳۱ ساله، دارای یک فرزند ۱۴ ماهه

کامیاران:

کاوه ویسانی، کامیاران – در ۱۵ آذر ۱۳۹۸ پیکرش در بیابان پیدا شد.

استان ایلام

ایلام:

سجاد اسماعیلی، ایلام – ۱۰ روز پس از بازداشت در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۹۸ پیکر او به خانواده‌اش تحویل داده شد.

استان کرمان

سیرجان:

روح‌الله (جواد) نظری فتح‌آبادی، سیرجان

استان آذربابجان غربی

بوکان:

شلیر دادوند، بوکان
هیوا نادری، بوکان

استان آذربایجان شرقی

تبریز:

علی حسینی، تبریز

هشترود

اکبر کریمی‌اصل، هشترود – ۲۵ ساله، فیلمساز، پس از ۲ هفته بی‌خبری پیکرش با آثار بریدگی‌های زیاد در ناحیه سر و صورت از سد سهند پیدا شد.

استان اصفهان

اصفهان:

آرشام ابراهیمی، اصفهان
ایوب بهرامیان، اصفهان
بهزاد معینی‌فر، اصفهان – ۲۷ ساله، دارای مدرک کارشناسی ارشد رشتهٔ حسابداری
جواد شیازی، زینبیهٔ اصفهان – ۲۶ ساله، مراسم خاکسپاری وی ۱ آذر ۱۳۹۸ در باغ رضوان اصفهان برگزار شد.
حسین کرمی علویجه، ملک‌شهر – ۵۱ ساله
حمید شریفی، زینبیه اصفهان
رضا عباسی، اصفهان – وی پس از گذشت نزدیک به دو ماه بر اثر عفونت ناشی از زخم گلوله در بیمارستان جان سپرد.
سعید ترکان، اصفهان (زاجان)
علی مختاری، اصفهان
فرشید آفرین، اصفهان
مجید رضایی، اصفهان
محمد آرمان، اصفهان
محمد تقی‌یار، اصفهان (زاجان)
محمدجواد عابدی، اصفهان
مسعود بهارلو، اصفهان – ۲۵ ساله
مهدی سبزی، اصفهان
مهران علی‌پور، اصفهان – زادهٔ کازرون، از معترضان آبان که دی ۱۳۹۸ بازداشت شده بود و روز ۲۰ بهمن، بر اثر شدت ضربات وارده به جمجمه، بینی و شکم جان‌باخت.
یدالله باباصفری، اصفهان (زاجان)
یعقوب نجفی بابا، اصفهان – اهل کوهرنگ – دارای ۳ فرزند، یک دختر ۳ ساله و دوقلوی یک ساله، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
یعقوب نجفی حاجی‌پور، کوهرنگ اصفهان

یزدان‌شهر:

آرمان امانی، یزدانشهر – اهل مسجدسلیمان، ۲۰ ساله
آرمان امانی، یزدان‌شهر
ابراهیم منصوری، یزدانشهر نجف آباد – متولد ۱۳۶۲، دارای یک فرزند
امیرحسین دادوند، یزدان‌شهر – ۱۷ ساله
رسول امانی، یزدان‌شهر
ساسان عیدی‌وند، یزدان‌شهر – ۱۷ ساله
صفر عیدی‌وند، یزدان‌شهر – دارای ۱ فرزند

قهدریجان:

محمد ابراهیمی، قهدریجان
نعمت‌الله شفیعی، قهدریجان

نجف‌آباد:

امیرحسین داودوند، نجف‌آباد – متولد ۱۳۸۲، قهرمان چند دوره کیک بوکسینگ، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
محمد امیری، نجف‌آباد
محمد پورپیرعلی، نجف‌آباد

فریدون‌شهر:

الهه رستگار، تبر فریدون‌شهر اصفهان

زرین‌شهر

حسن‌پور پیرعلی، زرین‌شهر
حسین‌پور پیرعلی، زرین‌شهر

استان البرز

کرج:

ابراهیم کتابدار، کرج – ۳۰ ساله، پدرِ ۲ دختر خردسال، به نام‌های سودا و سوگند
آمنه شهبازی‌فرد، کرج – ۳۴ ساله، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
ابراهیم مهدی‌پور، کرج
امید رضایی، مارلیک کرج
امیر شکری، کرج
امیرحسین صادقی، کرج – دانش‌پژوه و از مبتکرین دستگاه آب شیرین کن ارزان قیمت
بهرام احسانی، کرج
بیتا خدادادی، کرج
پارسا، بدرلو، کرج
حسام نام‌آور، کرج
حسین دلفان، کرج
حمیدرضا قبولی، شهرک اندیشه کرج – ۱۹ ساله
رحیم امینی (امین آبادی)، کرج (فردیس) – قهرمان پرورش اندام، دارای یک فرزند پسر
رسول بختیاری، کرج
رضا رحیمی، کرج
سعید درخشان، کرج
شهرام معینی، کرج – اهل منجیل، ۴۴ ساله
صادق بختیاری، کرج
علی بختیاری، کرج
علی خدامرادی، کرج
علیرضا محمدزاده، کرج
فرخ غفاری، کرج
کورش شیدانی، کرج
محسن چمن فر، کرج
محمدرضا نیکوروان، کرج – اهل روستای قاضیان استان گیلان
محمود سلطانی، کرج
محمود صادقپور، کرج
مرتضی صادقی‌نادر، کرج
مهدی حمیدی، کرج
مهدی عباس‌زاده، کرج
مهناز مهدی‌زاده، کرج
میثم احمدی، منظریه کرج – زادهٔ ۲۸ آبان ۱۳۷۱
میلاد محققی، مارلیک – ۲۴ ساله

مشکین‌دشت:

سیدعلی حسینی، مشکین‌دشت کرج
عزیزالله اسکندری، مشکین‌دشت کرج

فردیس:

آزاده ضربی، فردیس کرج – زادهٔ ۱۳۷۲
آشور کالتا، فردیس کرج – از جامعه آشوری ایران، اهل ارومی، متولد ۴ بهمن ۱۳۶۰، در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
اکبر لنگری، فردیس کرج – ۲۳ ساله
امید صالحی، فردیس کرج – ۲۱ ساله، دانشجو
پدرام جعفری کمیجانی، فردیس کرج – ۱۸ ساله، در ۲۷ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
حسین قدمی، فردیس کرج – ۳۰ ساله، تراشکار
حمید قائمی، فردیس کرج
علیرضا آزادی، فردیس کرج
علیرضا طیبی سالار، فردیس کرج
فرامرز پورفرسادی، فردیس کرج – دارای ۲ فرزند ۲ ساله و ۱۲ ساله
محمدامین الله‌قلی، فردیس کرج – ۲۴ ساله
مهدی پاپی، فردیس کرج – ۳۱ ساله
میلاد نژه ورد، فردیس کرج
ناصر رضایی، فردیس کرج – اهل سنندج، متولد ۱۳۶۲ فارغ‌التحصیل رشتهٔ کشاورزی از دانشگاه بروجرد، اصابت گلوله به چشم

مهرشهر:

پویا بختیاری، مهرشهر کرج
رضا خزایی، مهرشهر کرج
نیکتا خزایی، مهرشهر کرج

گلشهر:

آذر میرزاپور زهابی، گلشهر کرج – ۴۵ ساله، پرستار، سرپرست خانوار، دارای ۴ فرزند
امیرحسین کبیری، گلشهر کرج – ۳۲ ساله
حمید رسولی، گلشهر کرج – ۳۳ ساله – ۲۵ آبان ۱۳۹۸- آرامگاه: آرامستان الوند استان قزوین
شهنام (امیر) شکری، گلشهر کرج
مهدی طاهرزاده، گلشهر کرج

استان تهران

تهران:

ابوالفضل شعبانی، سه‌راهی آدران جاده ساوه – ۱۶ ساله
ابوالفضل عرب، تهران
احمد مرادی، تهران
احمدرضا فلاح، یافت‌آباد تهران
اسماعیل عرب‌احمدی، تهران – ۲۸ ساله
بهنام کاشی
پدرام شجاعی، تهران
حسن دوست، تهران
حمید نظری، فعال دانشجویی سابق که در جریان اعتراض‌های آبان بازداشت شده بود، ۲۴ ساعت پس از آزادی بر اثر سکته درگذشت. وی پس از آزادی گفته بود به او در بازداشت تزریق شده‌است
رامین دانا، تهران
رامین لمسه، تهران – اهل شبستر – ۲۸ ساله
رضا اینانلو، قدس تهران
رضا حسینی، قدس تهران
سجاد باقری، تهران – اهل کرمانشاه، ناشنوا، پدر یک فرزند خردسال
سمانه ذوالقدر، تهران
سید علی فتوحی، تهران – اهل کوهساره، اردبیل
سید قاسم حسینی، تهران (تهرانسر) – ۳۵ ساله
علی بهبودی، تهران
علی شیرمحمدی، تهران
علی فروتن لگران، تهران – اهل خیاو (مشگین‌شهر)، ۱۹ ساله
علی فرون لگران، تهران
علیرضا محمدزاده، سه‌راهی آدران تهران – اهل سراب٬ متولد ۱۳۶۹، دارای ۲ فرزند
فرزاد کمانگیر، تهران – اهل سنندج، ۲۰ ساله
فریدون کاظمی، سرآسیاب تهران – ۲۶ آبان ۱۳۹۸
مجید غیب‌الهی، تهران
مجید فلاح‌پور، تهران – اصالتاً اهل گیلان
مجید ملکی، تهران
محمد حیدریان، تهران
محمد صفری، تهران
محمد ملکی، سه‌راهی آدران جاده ساوه – ۲۳ ساله، متأهل، دارای ۱ فرزند، در ۲۵ آبان با شلیک گلوله نیروهای امنیتی مجروح شد. ۶ بهمن ۱۳۹۸ بر اثر جراحات جان باخت و روز ۸ بهمن ۱۳۹۸ در امامزاده‌باقر شهرستان بهارستان به خاک سپرده شد.
مصطفی فرزامی، تهران – اهل کرمانشاه – خواننده
مهدی کارکایی، تهران
مهرداد حسابی، تهران – اصالتاً اهل شیجان رشت
مهرداد قاسمی، یافت‌آباد تهران
مهرداد معین‌فر، فلاح، تهران
مینا شیخی، تهران – ۵۰ ساله، اهل سقز
نیکتا اسفندانی، تهران – ۱۴ ساله
یاشار کیانی ارثی

اسلام‌شهر:

آرش کهزادی، اسلام‌شهر
امیررضا عبداللهی، اسلام‌شهر – ۱۳ ساله
ایمان رسولی، اسلام‌شهر
پوریا ناصری‌خواه، اسلامشهر (سه‌راهی آدران) – ۲۳ ساله – اهل کرمانشاه
حسین قاسمی، اسلامشهر تهران
علی احمدی، اسلام‌شهر
غیبعلی رمضانی، شهرک گلستان اسلام‌شهر
کمال فرجی، اسلام‌شهر – ۴۱ ساله، نجار
محسن جعفرپناه، اسلام‌شهر – اهل بیجار، پدر بردیای ۲ ساله – زادهٔ اسفند ۱۳۶۷
محسن مظفری، شهرک گلستان اسلام‌شهر – ۳۷ ساله
محمد طاهری، اسلام‌شهر – ۱۹ ساله، دانشجو
محمدمهدی حقگوی، اسلام‌شهر

چهاردانگه:

حسین قاسمی، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۱۷ سال
سید حمید طاهری، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۳۵ ساله – دارای یک نوزاد ۴ ماهه
عرفان فائقی، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۲۱ ساله

شهریار:

ابراهیم محمدپور، شهریار
احسان شیری، شهریار
اکبر لنگری، شهریار
ایوب بهرامیان، شهریار – متأهل، پدر دو کودک ۵ ماهه و ۴ ساله، در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ از ناحیه ران پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به کما رفت. او ۲۷ آذر ۱۳۹۸ جان‌باخت.
بهروز اصغرپور، شهریار – ۲۷ ساله
بهزاد تکیه، شهریار
حسین قدمی، شهریار
رضا حسن‌وند، شهریار – ۲۶ ساله
رضا معظمی گودرزی، اندیشه (شهریار) – ۱۹ ساله
سلیمان رضایی، شهریار
سید محمدحسین طاهایی، شهریار – اهل چالوس – ۳۴ ساله
شاهین امیری، شهریار
علی سرتیپی، شهریار
علیرضا نوری، شهریار – ۱۷ ساله
گلنار صمصامی، شهریار – دارای یک فرزند پسر ۸ ساله
محمد عربی، شهریار – ۱۹ ساله، ۲۶ آبان ۱۳۹۸
محمد عربی، شهریار
محمد عکاس، شهریار
محمدحسین طاهایی، شهریار – ۳۴ ساله
محمدمعین صالحی، شهریار
مهدی پاپی، شهریار
مهرداد معین‌فر، شهریار – ۳۲ ساله
موسی بهرام، شهریار
میلاد محققی، شهریار شهرک فردوسیه – ۲۴ ساله
میلاد نجه‌وند، شهریار
نادر مؤمنی، شهریار – ۵۵ ساله
هدایت‌الله حمید، شهریار

بهارستان:

اسماعیل الله‌قلی، شهرک گلستان بهارستان (جاده ساوه)
فاطمه حبیبی، بهارستان
گل‌آقا نوری، بهارستان
مجید شیخی، بهارستان – وی از سوی نهادهای امنیتی به عنوان «شهید امنیت» و بسیجی معرفی شده‌است.
محمد طاهری، بهارستان – ۱۹ ساله
مهدی ولی‌پور، ۱۶ ساله، جاده ساوه (محل اصابت گلوله)، بهارستان (محل درگذشت)

قلعه حسن‌خان:

اسماعیل رضایی پیرپشته، قلعه حسن‌خان – پدر یک دختر ۳٫۵ ساله
جواد بابایی، قلعه حسن‌خان
حسن علیزاده، قلعه حسن‌خان – ۲۳ ساله
حسین حاجی‌آبادی، قلعه حسن‌خان
حسین شهبازی، قلعه حسن‌خان
حیدرعلی رمضان‌نژاد، قلعه حسن‌خان – ۵۳ ساله
عبدالله آجرلو، قلعه حسن‌خان
علیرضا بابایی، قلعه حسن‌خان
نوید بهبودی، قلعه حسن‌خان (شهر قدس)
یاسین (مجتبی) رمضان‌نژاد دهکا، قلعه حسن‌خان – متولد ۱۳۶۵ در گیلان، آستانه اشرفیه دهستان دهکا – دارای یک فرزند

کیان‌شهر:

حسن طاووسی، کیان‌شهر
سیامک نویدی بیلداشی، کیان‌شهر – متولد ۱۳۶۶

ملارد:

حسن صحرایی، ملارد – زادهٔ گناباد
رضا پذیرش، ملارد
سجاد رضایی، ملارد – ۲۰ ساله
فرهاد مجدم، ملارد – زادهٔ ۵ مرداد ۱۳۶۱ در شیراز
علی رحمانی، ملارد
محمد تیموری، در منطقه‌ای بین شهر جدید اندیشه و ملارد
مرتضی ابراهیمی، ملارد، پاسدار و فرمانده گردان امام حسین ملارد
مصطفی رضایی، ملارد، از کارکنان شهرداری ملارد
مهدی دائمی، سرآسیاب ملارد
مهرزاد رضایی، ملارد (کرج)
هادی سرتیپی، ملارد
وحید دامور، جاده ملارد کرج – ۳۰ ساله

بومهن:

بهروز فلاح، بومهن
میثاق ملکی، بومهن
یوسف درری، بومهن – اهل روستای هوددن گنبدکاووس – ۳۴ ساله – دارای ۲ فرزند

نسیم‌شهر:

سیدقاسم حسینی، نسیم‌شهر
هادی قربانی، نسیم‌شهر – اهل تیکان‌تپه (تکاب)

رباط‌کریم:

ابراهیم فرخی راد، رباط‌کریم تهران
پدرام ناصری، رباط‌کریم تهران
پروانه سیفی، رباط‌کریم تهران
پرویز کاشانی، رباط‌کریم تهران
جاوید میرزایی، رباط‌کریم تهران – اهل میانه، آرایشگر
جمال رمضانی، رباط‌کریم تهران
جمشید خدایاری، رباط‌کریم تهران
حسین آقبلاقی، رباط‌کریم تهران
حسین امینی، رباط‌کریم – ۳۰ ساله، دارای ۲ فرزند
حسین عزیری، رباط‌کریم تهران
رستم جابری، رباط‌کریم تهران
سهراب مقدمنیاز اصل، رباط‌کریم تهران
سیروس سهروردی، رباط‌کریم تهران
عباس یوسفی، رباط‌کریم تهران
علی بابایی، رباط‌کریم تهران
فرشاد جعفری‌زاده، رباط‌کریم تهران
فرهاد فروغی، رباط‌کریم تهران
فریدون خشنودی، رباط‌کریم تهران
محمدرضا عزیزی، رباط‌کریم تهران
مرتضی نوری، رباط‌کریم
ناصر پروری، رباط‌کریم تهران

پرند

امیر (شاهپور) اوجانی، پرند – ۴۳ ساله، متأهل، پدر ۴ فرزند و صاحب یک مغازه ساندویچی، بر اثر شدت جراحات ناشی از اصابت گلوله در جریان اعتراضات آبان، روز ۱۹ دی ۱۳۹۸ جان باخت.

استان زنجان

زنجان:

میرحسین عباسی، زنجان – پدر سه فرزند

استان فارس

شیراز:

امیر الوندی‌مهر، شهرک گویم شیراز – ۲۲ ساله
امیر پناهی، شیراز
امیر رودگری، شیراز
بهمن (رضا) جعفری، شیراز – متولد ۱۳۷۰
پیمان شعاعیان، شیراز
جانفشان اسدی، شیراز
جمال قریشی، شیراز
جواد نکویی، شیراز
حسین بذرافشان، شیراز
حسین حیدری، شیراز
حمید ریحانی، شیراز
حمید فرهادی، شیراز
رسول شیروانی، شیراز
رسول قویمی، شیراز، اهل قلات
رضا جعفری، شیراز
رضا دهقان، شیراز
رضا علیپور، شیراز
سعید صادقی، شیراز
سید کیوان یرفی، شیراز
شبنم دیانی، شیراز – اهل بهبهان
صادق احمدپناهی، شهرک صدرای شیراز
عبدالله قویمی، شیراز
علیرضا انجوی، شهرک صدرای شیراز – ۲۷ساله، لیسانس معماری
فرشاد میری، شیراز
کامبیز قرداشی، شیراز
کیانوش قرداشی، شیراز
مجید ریحانی، شیراز
مجید هاشمی، شهرک صدارای شیراز
محسن پایدار، شیراز
محمد داستان‌خواه، شهرک صدرای شیراز – ۱۵ ساله، متولد ۲۰ مرداد۱۳۸۳
محمد حسین حورنگ، شیراز
محمد شجاعی، شیراز
محمد یوسفی، شیراز
محمدحسین شکاری، شیراز
محمدرضا جمشیدی، شیراز – ۲۰ ساله
محمدرضا خورشیدی، شیراز – ۲۰ ساله
مرتضی محمدزادگان، شیراز
مصطفی زمانی، شیراز
مهدی جهانبازی، شیراز – اهل سپیدان، ۳۵ ساله، دارای ۲ فرزند ۳ و ۵ ساله
مهدی سلوکی، شیراز
مهدی نیکویی علی‌آبادی، شیراز – ۲۳ ساله، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد شیراز
نادر اسدی، شیراز
نادر نصیرپور، شیراز – ۶۶ ساله، در ۲۶ آبان مجروح شد و به کما رفت. او ۲ دی ۱۳۹۸ در بیمارستان رجایی شیراز درگذشت.
هاشم زارع، شیراز
وحید ترابی، شیراز
(نام: نامشخص) پارسایی، شیراز

صفاشهر

محمدحسین نظری، صفاشهر

استان گیلان

لنگرود:

پژمان (علی) قلی‌پور ملاطی، لنگرود – ۱۸ ساله، در کرج هدف گلوله قرار گرفت

استان مرکزی

اراک:

فرهاد میری، اراک
مسعود صابری، اراک

ساوه

ابوالفضل شعبانی، ساوه
محمدعلی بهرامی

استان گلستان

گرگان:

حامد سمنانی، گرگان

استان لرستان

خرم‌آباد:

ارشیا پیروزی، خرم‌آباد
حسین پاپی، خرم‌آباد
سید مصطفی زارع‌زاده
فرشاد دریکوند، خرم‌آباد
مرتضی مرادی، خرم‌آباد

استان هرمزگان
بندرعباس

قاسم خلاده، بندرعباس
موسی شجاعی، بندرعباس

No responses yet

Sep 04 2020

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل: در اعتراضات آبان پلیس، سپاه و بسیج با هدف قتل به معترضان شلیک کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش


بی‌بی‌سی: توضیح تصویر،از راست: محسن محمدپور و محمد داستان‌خواه دو نوجوان کشته شده‌ای که گزارشگر ویژه حقوق بشر به نام آنها اشاره کرده

جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران در گزارش تازه خود برخورد “خشونت‌آمیز” حکومت جمهوری اسلامی ایران با معترضان گرانی بنزین در آبان ماه را برجسته کرده و گفته این برخورد منجر به کشته شدن صدها نفر، بازداشت هزاران نفر و “شکنجه” آنان و احکام سنگین اعدام در “دادگاه‌های ناعادلانه” شده است.

آقای رحمان در گزارش تازه خود که به هفتاد و پنجمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه داده، تاکید کرده که از برخورد “بیش از حد خشن” و “کشنده” نیروهای پلیس، سپاه، و بسیج با معترضان گرانی بنزین در آبان ۱۳۹۸ “حیرت‌‎زده” شده است.

او می‌گوید “طبق اطلاع منابع موثق، دست‌کم ۳۰۴ نفر از جمله ۲۳ کودک و ۱۰ زن در فاصله روزهای ۱۵ تا ۱۹ نوامبر ۲۰۱۹ [۲۴ تا ۲۸ آبان] در ۳۷ شهر ایران کشته شده‌اند، هرچند گفته می‌شود آمار واقعی کشته‌ها بسیار بیش از این باشد.”

  • گاهشمار اعتراضات آبان ۹۸
  • مستندساز برگزیده ایرانی، جایزه‌اش را به پویا بختیاری تقدیم کرد

آقای رحمان از رفتار حکومت ایران به شدت انتقاد کرده و گفته با وجود گذشت چند ماه از اعتراضات آبان جمهوری اسلامی هنوز تعداد کشته‌ها را اعلام نکرده است.

این گزارش ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۰ برای ارائه در مجمع عمومی سازمان ملل به دبیر کل این سازمان تحویل داده شده است. مجمع عمومی سازمان ملل با شرکت سران کشورها حدود یازده روز دیگر در ۱۵ سپتامبر آغاز می‌شود.

سازمان عفو بین‌الملل هم دو روز پیش در گزارشی مفصل درباره اعتراضات آبان ماه، به ادعای “تجاوز، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها” با معترضان گرانی بنزین اشاره کرده بود.

در طول دوره اعتراضات آبان ماه، به طرز کم‌سابقه‌ای اینترنت ایران قطع شد و راه‌های تماس و انتقال اخبار بسیار محدود بود.


توضیح تصویر،در طول اعتراضات ارتباطات اینترنتی ایران با خارج از مرزها برای چند روز تقریبا به طور کامل قطع بود

خلاصه گزارش جاوید رحمان از اعتراضات آبان ماه پارسال

  • بیشتر کشته‌ها مربوط به دو استان همجوار تهران با ۱۳۰ نفر و البرز با ۳۳ کشته است
  • همچنین در دو استان اقلیت‌نشین خوزستان با ۵۷ کشته و کرمانشاه با ۳۰ نفر بیشترین کشته‌ها ثبت شده است
  • بررسی نزدیک به نیمی از اجساد نشان می‌دهد که ۶۶ کشته به سر یا گردن آنها شلیک شده است و ۴۶ نفر بر اثر شلیک به قلب و قفسه سینه کشته شده‌اند
  • این نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی “با هدف کشتن” شلیک کرده‌اند یا مرگ و زندگی افراد برای آنها بی‌اهمیت بوده است
  • خانواده‌های قربانیان تهدید شده‌اند که ساکت باشند
  • نیروهای امنیتی ۲۲ پسر و ۱ دختر را کشته‌اند. از جمله محمد داستان‌خواه ۱۵ ساله که هنگام بازگشت از مدرسه نیروهای بسیج از سقف ساختمان به او شلیک کردند. و همچنین محسن محمدپور ۱۷ ساله که بر اثر مصدومیت در سرش جان داد.
  • شواهد و ویدئوها نشان می‌دهد که پلیس، سپاه و بسیج به سوی مردم شلیک کرده‌اند اما حکومت ایران این گزارش‌ها را رد می‌کند و می‌گوید شلیک کار معترضان و نیروهای نفوذی بوده است

گزارش آقای رحمان در حالی ارائه می‌شود که اخیر صدور حکم اعدام برای چند متهم اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸ در ایران موجی از اعتراض به “احکام ناعادلانه” را ایجاد کرده است.

در تازه‌ترین مورد صدور حکم اعدام برای یک کشتی‌گیر ایرانی به نام نوید افکاری و احکام سنگین زندان برای دو برادرش، خبرساز شده است. برادران افکاری گفته‌اند که “با شکنجه” وادار شده‌اند که علیه یکدیگر اعتراف “دروغین” کنند تا جایی که یکی از برادران افکاری در زندان دست به خودکشی زده است.

پیش از آن هم صدور حکم اعدام برای سه جوان به نام‌های امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی موجب اعتراض همگانی در شبکه‌های اجتماعی به این احکام شد تا جایی که با فشار افکار عمومی و تقاضای وکیل قوه قضائیه ایران دستور داد احکام تایید شده آنها بار دیگر بررسی شود.

  • جزئیات تازه از پرونده نوید افکاری؛ ‘شاهد دارم که شکنجه شده‌ام
  • حکم اعدام سه متهم اعتراضات آبان ماه ‘متوقف شد’

توضیح تصویر،برادران افکاری از راست حبیب (محکوم به ۲۷ سال زندان) ، نوید (دو بار اعدام) و وحید افکاری (محکوم به ۵۴ سال زندان)

در گزارش ۲۶ صفحه‌ای گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور ایران به موارد دیگر نقض حقوق بشر از جمله وضعیت زندانیان از نظر مقابله با کرونا اشاره شده است.

آقای رحمان نوشته این موضوع نگران کننده است که جمهوری اسلامی با مشکلات اقتصادی، از جمله اثرات تحریم‌ها رو به رو است که بر اساس گزارش‌ها، باعث شده حکومت نتواند به طور مناسب با گسترش ویروس کرونا مقابله کند.

در این گزارش به آزادی شماری از زندانیان برای جلوگیری از ابتلای آنها به کرونا در محیط بسته اشاره شده و همزمان از این موضوع انتقاد شده که شمار زیادی از وکلا و فعالان مدنی نتوانسته‌اند از این حق استفاده کنند.

No responses yet

Sep 03 2020

سالی رابرتز، کشتی‌گیر: صدای تمام کشتی‌گیرانی را که نگران جان نوید هستند را به دنیا خواهیم رساند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: طی کمتر از دو روز پس از رسانه‌ای شدن خطر اجرای حکم اعدام «نوید افکاری»، کشتی‌گیری که به «قصاص» و «محاربه» محکوم شده است، صدای اعتراض به این حکم و تلاش برای زنده ماندن این ورزش‌کار به گوش نهادهای بین‌المللی ورزشی و هم‌چنین ورزش‌کاران جهانی رسیده است. شماری از آن‌ها هم در پی کمپینی که در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاده است، نسبت به صدور حکم اعدام اعتراض کرده و خواستار هم‌صدایی برای نجات او شده‌اند.
هفته گذشته مشخص شد که قوه قضاییه ایران این کشتی‌گیر شیرازی را به دو بار اعدام (قصاص و محاربه)، شش سال و شش ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرده است.
نوید افکاری در اعتراضات مرداد ۱۳۹۷ در شیراز مشارکت داشت و حالا متهم شده که پس از اعتراضات، فردی به نام «حسن ترکمان»، از اعضای بسیج شیراز و کارمند حفاظت سازمان آب این شهر را به قتل رسانده است.
یکی از ورزش‌کاران جهان که نسبت به خطر اعدام نوید افکاری هم در شبکه‌های اجتماعی واکنش نشان داده و هم در دنیای واقعی کارزاری برای اطلاع‌رسانی و درگیر کردن نهادهای بین‌المللی ورزشی به راه انداخته، «سالی رابرتز» است؛ مدال‌آور رقابت‌های کشتی جهانی و مدیرعامل موسسه‌ای به نام «مثل یک دختر کشتی بگیر».

***

در کمتر از دو روز، با وجود تلاش دستگاه‌های امنیتی ایران برای ساکت کردن جامعه ورزش کشور، بسیاری از چهره‌های ورزشی داخلی و بین‌المللی برای نجات جان نوید افکاری در فضای مجازی با شهروندان، وکلا و فعالان حقوق بشر همراه شدند. اما طی ۴۸ ساعت اخیر، میان تمام چهره‌های سرشناس بین‌المللی، مهم‌ترین قدم‌ها را برای نجات او، زنی برداشت به نام سالی رابرتز.

سالی رابرتز ۳۹ ساله است و می‌توان او را هم با دو مدال برنز جهانی‌اش در رقابت‌های کشتی شناخت و هم با مدیرعاملی‌ موسسه‌ای به نام مثل یک دختر کشتی بگیر (Wrestle Like A Girl).
او پس از اطلاع یافتن از حکم اعدام نوید افکاری، برای نجات جان او به صورت جدی وارد چالش شد. آغاز تلاش‌ سالی رابرتز، در فضای مجازی بود؛ از توییتر تا فیس‌بوک. اما برنامه‌های این قهرمان کشتی امریکایی از فضای مجازی فراتر رفته‌اند. او به «ایران‌وایر» گفت: «شخصا نامه‌ای خطاب به آقای “توماس باخ”، رییس کمیته بین‌المللی المپیک نوشتم. همین‌طور نامه‌ای برای “نناد لالوویچ”، رییس اتحادیه جهانی کشتی ارسال کردم. برای هر دو مقام مسوول توضیح دادم که جان یک انسان در میان است. از آن‌ها خواستم از همه پتانسیل خود استفاده کنند و بخشی از صدای بزرگ ما برای نجات جان نوید افکاری شوند.»

او تاکید ‌کرد که فعالیت‌هایش برای نجات جان نوید افکاری را فقط به نامه‌نگاری با دو شخصیت اول ورزش جهان و کشتی خلاصه نکرده است: «موسسه ما به صورت مستقیم با نهادهایی مانند کمیته بین‌المللی المپیک، اتحادیه کشتی جهانی جهانی، سازمان دیده‌بان حقوق بشر، لیگ کشتی امریکا و اتحادیه جهانی بازیکنان مکاتبه کرده است. رایزنی‌هایی هم با سایر دوستان خود که می‌توانند در نهادهای دیگر به ما کمک کنند، داشتیم. همکاران ما، صدای ما، صدای تمام فعالان حقوق بشر و صدای تمام کشتی‌گیرانی که نگران جان نوید هستند را به دنیا خواهند رساند.»

وقتی از سالی رابرتز پرسیدیم که آیا امیدی به همراه شدن این دو نهاد بین‌المللی ورزش ایران دارد یا خیر، گفت: «ما نامه نوشتیم و البته امید زیادی داریم که از قدرت آن‌ها نهایت استفاده را ببریم.»
او افزود: «این تحرکات، ترکیب صدایی را به وجود می‌آورند که در نهایت یک فریاد دارد و آن هم هشتگ #SaveNavidAfkari است. این فریاد باید به گوش دولت ایران برسد. هدف ما لغو حکم اعدام است.»

این کشتی‌گیر خطاب به حکومت جمهوری اسلامی هم پیامی دارد: «امیدوارم درک کنید که هر انسانی حق حیات دارد. شکستن حکم اعدام نوید افکاری، حداقل کاری است که می‌توانید انجام دهید.»

از او درباره چگونگی اطلاع از وضعیت نوید افکاری هم پرسیدیم. توضیح داد: «ما یک سازمان غیرانتفاعی بین‌المللی هستیم. از نخستین روز برای خودمان یک ماموریت مشخص را تعیین کردیم و آن هم این بود که با استفاده از ورزش کشتی، دختران را برای تبدیل شدن به رهبران زندگی آینده جامعه توانمند کنیم. اگرچه انگیزه اولیه تاسیس این موسسه، کمک به زنان بود اما تفکیکی میان مسایل جنسیتی و حقوق بشر وجود ندارد. ما در تشک کشتی، روی یک تقاطع یا چهارراه برابری جنسیتی و مساله حقوق بشر نشسته‌ایم.»

سالی  رابرتز تاکید کرد که این یک منشور ویژه دفاع از آزادی، برابری جنسیتی و پایبندی به حقوق بشر دارد: «ما همواره به تمام اعضای خود تاکید می‌کنیم که باید به این اعلامیه دفاع از حقوق بازیکنان پایبند باشند. چند روز قبل یکی از دوستانم با من تماس گرفت و در مورد پسری به نام نوید حرف زد. او گفت که دادگاهی در ایران با حکم خود، هم یک کشتی‌گیر را به اعدام محکوم کرده و هم مبانی حقوق بشر را زیر پا گذشته است.»

موسسه مثل یک دختر کشتی بگیر از سال ۲۰۱۶ و با رویکرد کمک به زنان کشتی‌گیر و ورزشکار جهان آغاز به کار کرد. شعار این موسسه حقوق بشری قابل تامل است: «ممکن است روزی شکست بخوری اما هرگز نباید شکست بخوری؛ یعنی می‌توانی در یک روز خاص، در یک نبرد بازنده باشی اما باید همان روز بدانی که چه زمانی، کجا و چه گونه دوباره برای مبارزه جدید از جایت بلند شوی.»

این موسسه در ابتدا با هدف کمک رسانی به زنان کشتی‌گیر که فاقد بیمه، هزینه تحصیل در دانشگاه‌ها و زندگی مستقل بودند، آغاز به کار کرد اما آرام آرام دایره فعالیت‌هایش را برای تمامی کشتی‌گیران مرد و زن جهان بر پایه مبانی حقوق بشر گسترش داد.

سالی رابرتز البته تنها ورزشکار در سطح جهان نیست که نسبت به صدور حکم‌ اعدام برای نوید افکاری واکنش نشان داده است؛ «براندون اسلی» قهرمان کشتی آزاد المپیک سیدنی و از مربیان تیم ملی امریکا، «فرانک اشتبلر» دارنده سه نشان طلای کشتی فرنگی جهان از آلمان و«دیوی کربی» رییس کمیته علمی «اتحادیه جهانی کشتی» از جمله چهره‌‌های سرشناسی هستند که در نخستین روز به کارزار «نجات نوید» پیوستند.

«تونی راموس»، کشتی‌گیر قهرمان سابق و مربی کنونی امریکایی در توییتر خود برای نوید افکاری نوشت: «دادخواست را برای نجات کشتی‌گیری که در ایران به دلیل اعتراضات مدنی به اعدام محکوم شده است، امضا کنید.»

مانند همین متن را «لن خودوروفسکی»، مدیر و مشاور ارشد کاخ سفید هم در توییتر خود منتشر کرد. او البته کمی پا را فراتر گذاشت و از چهره‌های سرشناس ورزش جهان مانند «کریس رونالدو» فوتبالیست، «لبرون جیمز» مرد شماره یک بسکتبال امریکا و «سرنا ویلیماز» قهرمان تنیس زنان جهان خواست تا به هم‌یاری نوید افکاری بشتابند.

دهم شهریور، پس از انتشار اخبار مربوط به نوید افکاری و خطری که حیاتش را تهدید می‌کند، «ایران‌وایر» دو نهاد بین‌المللی ورزشی، یعنی «اتحادیه جهانی کشتی» و «کمیته بین‌المللی المپیک» را مطلع کرد. پی‌گیری‌ها برای پاسخ‌گو کردن نهادهای بین‌المللی ورزشی، به ویژه دو نهاد یاد شده هم‌چنان ادامه دارند. این در حالی‌ است که بنا بر اطلاع «ایران‌وایر»، جامعه کشتی ایران از اظهارنظر در خصوص این پرونده قضایی منع شده‌ است.

No responses yet

Sep 02 2020

آیا روسیه جمهوری اسلامی را برای ردیابی جنگنده‌های اف-۳۵ آماده کرده است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,خاورمیانه,روسیه,سیاسی

رادیوفردا: در پی تنش‌ بین ایران و آمریکا که در آغاز سال ۲۰۲۰ به خاطر کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، بالا گرفت، برخی منابع می‌گویند که روسیه ممکن است به ایران برای شناسایی و ردگیری هواپیماهای رادارگریز مافوق صوت آمریکا و اسرائیل کمک کرده باشد.

این مطلب را در روزهای اخیر خبرگزاری دولتی روسی «تاس» گزارش کرد و از قول یک مقام نظامی روس نوشت یک سامانه راداری روسی به نام «رزونانس» که به ایران فروخته شده است توانسته که «به‌طور موفقیت‌آمیزی» هواپیماهای اف-۳۵ آمریکایی را در ماه ژانویه در نزدیکی مرز با ایران شناسایی کند.

مقام یادشده، الکساندر استوچیلین، معاون مدیر پژوهشگاه رزونانس است که این هفته در جریان نشست بین‌المللی فناوری نظامی ۲۰۲۰ ارتش روسیه با خبرگزاری تاس گفت‌وگو کرد.

او مدعی شد که «در جریان رخدادهای معروف اول امسال» جنگنده‌های بسیار پیشرفته نسل پنجم آمریکا، معروف به «جنگنده تهاجمی مشترک» (جی‌اس‌اف) از سوی ایران ردیابی شد.

سایت خبری «نشنال اینترست» می‌نویسد که منظور او از «رخدادهای معروف اول امسال»، کشته شدن قاسم سلیمانی است.

اظهارات این مقام روسی در مورد وجود این‌گونه توانایی‌ها در ایران در تضاد با ضعف راداری سپاه پاسداران قرار می‌گیرد که منجر به سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی در نزدیکی تهران شد؛ رویدادی که جان تمامی سرنشینان آن پرواز را گرفت.

روزنامه الشرق الاوسط هم در شماره روز ۱۱ شهریور خود در گزارشی با اشاره به سامانه راداری رزونانس، ضمن ابراز تردید از مؤثر بودن این سامانه نوشت که به نظر می‌آید دفاع مقام‌های روسی از کارآمدی این سیستم برای جلب مشتریان بیشتر جهت خریداری سامانه مشابه از روسیه باشد.

به نوشته این روزنامه، در بازار نظامی بین‌المللی بین این سامانه و سیستم پاتریوت رقابت تنگاتنگی وجود دارد.

اشارات منابع روسی به همکاری پیشرفته راداری مسکو و تهران همزمان است با مقاومت مسکو در برابر تلاش‌های هفته‌های اخیر ایالات متحده برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران.

Iran Successfully Used Russian-Made Rezonans-NE Radar to Track US F-35 stealth Jets, the deputy CEO of the research center Rezonans Alexander Stuchilin told Tass.
More on https://t.co/iSwq29Ldml pic.twitter.com/5eQ6bssVje

— Skyshelf.eu (@SkyshelfE) August 25, 2020

چند روز پیش از آغاز آخرین دور از تلاش‌های آمریکا در این خصوص امیر حاتمی، وزیر دفاع ایران، پس از ورود به مسکو گفت که گفت‌وگوهای او با مقام‌های روسی مربوط به «همکاری در زمینه فناوری پیشرفته نظامی» می‌شود.

تلاش‌های آمریکا در این راستا، تاکنون به خاطر مخالفت دیگر اعضای شورای امنیت سازمان ملل با موفقیت همراه نبوده است.

رزونانس، موفق یا نه؟

سامانه رزونانس یک سیستم راداری با بسامد بسیار بالا است که برای هشدار سریع علیه نزدیک شدن هواپیمای رادارگریز و موشک‌های کروز رادارگریز طراحی شده است.

این سامانه شامل چهار کانتینر آنتن‌دار نود درجه ای است که مستقل از یکدیگر عمل می‌کنند. حداکثر برد رزونانس ۱۱۰۰ کیلومتر است و می‌تواند تا پانصد هدف را ردگیری کند.

در حال حاضر به جز روسیه سه کشور الجزایر، مصر و ایران سامانه رزونانس را دریافت کرده‌اند.

به نوشته «نشنال اینترست»، گزارش‌های تازه‌تر نشان می‌دهد که این سیستم راداری دست‌کم از سال گذشته میلادی به‌طور تمام‌وقت در حریم هوایی ایران فعال بوده است.

الکساندر استوچیلین، معاون مدیر پژوهشگاه رزونانس، در این مورد گفته که خدمه این رادار در ایران اطلاعات مربوط به مسیر پرواز اف-۳۵ را «به‌طور واضح مخابره کردند و به این خاطر طرف مقابل دست به هیچ اقدام بازگشت‌ناپذیری نزد؛ از نوع اقدامی که می‌توانست به جنگی بزرگ منجر شود.»

این هفته سایت خبری اسرائیلی «آی۲۴نیوز» به نقل از گزارشی از روزنامه الجریده کویت نوشت که جنگنده‌های اف-۳۵ اوایل ماه جاری وارد حریم هوایی ایران شدند و شاید پیش از بازگشت به پایگاه‌شان در افغانستان به تهران نیز رسیده باشند.

این روزنامه گزارش کرده است که همان هنگام بر فراز فرودگاه بین‌المللی تهران صدای شکستن دیوار صوتی به گوش رسید.

سایت خبری آی۲۴نیوز نیز گزارش می‌کند که ماهواره‌های روسی ممکن است از مسیر حرکت این جنگنده‌ها فیلمبرداری کرده باشند اما معلوم نیست که برای یافتن مسیر آنها از سامانه رزونانس هم استفاده شده‌ است یا نه.

اوایل سال جاری روزنامه کویتی الجریده در گزارشی دیگر خبر داده بود که جنگنده‌های اف-۳۵ اسرائیل پروازهایی بر فراز سوریه و عراق داشته و برای انجام مأموریت شناسایی وارد حریم هوایی ایران نیز شدند.

«نشنال اینترست» هم می‌نویسد که بنابر اطلاعات، این جنگنده‌های اف-۳۵ از سوی رادارهای ایرانی و روسی مستقر در سوریه ردیابی نشدند که این می‌تواند نشانه ضعف سامانه رزونانس در پوشش کامل حریم‌ هوایی باشد.

در حال حاضر اسرائیل از معدود کشورهایی است که جنگنده اف-۳۵ آمریکایی را به خدمت گرفته است. طی ماه جاری دومین اسکادران اف-۳۵آی «آدیر» نیروی هوایی اسرائیل رسماً عملیات‌ خود را آغاز کرد.

منابع: ایتارتاس، نشنال اینترست، اللشرق الاوسط، آی۲۴نیوز و رادیو فردا / پ.پ

No responses yet

Sep 01 2020

ردپای یک پرونده ناگشوده؛ فیلم‌سوزی در جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر


رادیوفردا: فخرالدین انوار و محمد خاتمی (وزیر وقت ارشاد) در حال اهدای سیمرغ جشنواره فجر به خسرو شکیبایی، ۱۳۶۸

نیمه اول دهه ۶۰ اتفاق خاصی در زمینه نگهداری از محصولات فرهنگی و هنری در ایران رخ داد که طی آن تعداد زیادی از کپی‌ فیلم‌های مختلف به دستور مسئولان حکومتی از بین رفت؛ اتفاقی که در محافل فرهنگی از آن به نام فیلم‌سوزی یاد می‌شود و همچنان جزئیات آن به‌طور کامل روشن نیست.

جز اظهارنظرهای مقطعی و برخی اشاره‌ها به این اتفاق در صحبت‌های تعدادی از مسئولان و سینماگران، ردپای دقیقی از اتفاق رخ‌داده در اواخر سال ۱۳۶۳ و اوایل سال ۱۳۶۴ دیده نمی‌شود.

یکی از تازه‌ترین اشاره‌های ضمنی به این اتفاق، در گفت‌وگوی منتشرشده با فیض‌الله عرب‌سرخی، فعال سیاسی جریان معروف به اصلاح‌طلب، در روزنامه شرق مطرح شده است.

آقای عرب‌سرخی در این گفت‌وگو که روز دوشنبه ۱۰ شهریور منتشر شد، در پاسخ به سؤالی درباره عملکردش هنگامی که مدیرکل حراست وزارت ارشاد بود، می‌گوید ارتباط زیادی با هنرمندان نداشته و هنرمندان هم درباره او حرف نزده‌اند. اما حسین فرح‌بخش گفته که او (عرب‌سرخی) عبدالله علیخانی را شلاق زده‌ است.

آقای عرب‌سرخی در ادامه صرفاً به تکذیب این موضوع پرداخته و جزئیات بیشتری از آن را بیان نکرده است، اما اشاره‌اش مربوط به همان ماجرای معروف به «فیلم‌سوزی» است.

کلیت آن اتفاق به نگاه تمامیت‌خواه و امنیت‌محور مدیران سینمایی در دهه ۶۰ مربوط می‌شود. تیم مدیریتی فخرالدین انوار، محمد بهشتی و محمدمهدی حیدریان پس از آن‌که اوایل دهه ۶۰ با حکم محمد خاتمی، وزیر ارشاد وقت، مدیریت سینما را برعهده گرفتند، برای آن‌که اقتدار مدیریتی خود را بر تمام امور سینمایی کشور حاکم کنند، تصمیم گرفتند با دفاتر ورود و نمایش فیلم خارجی مقابله کنند.

این دفاتر با آگاهی و تسلط بر جریان نمایش فیلم خارجی در کشور به نوعی مانع از در اختیار گرفتن کل جریان نمایش فیلم از سوی دولت شده بودند.

تصمیم به برخورد با آن‌ها پس از تجمع تعدادی از صاحبان این دفاتر مقابل وزارت ارشاد در بهمن ۶۳ گرفته شد. آن‌ها در این تجمع به دستورالعمل معاونت سینمایی درباره ارائه ضرب‌الاجل ارائه اسناد دارا بودن حق پخش فیلم‌ها معترض بودند.

یک روز بعد از این تجمع (چهارشنبه ۲۴ بهمن ۶۳) نیروهای حراست وزارت ارشاد با اسلحه به دفاتر سینمایی یورش بردند و ضمن بازداشت تعدادی، اقدام به ضبط نسخه‌های اصلی فیلم‌ها کردند.

آن‌ها تقریباً به تمام دفاتر فعال سینمایی حمله کردند و بدون توجه به ماهیت و سابقه عملکرد هر دفتر، کپی فیلم‌های موجود در آن‌ها را حتی شامل فیلم‌های ایرانی ضبط کردند.

نکته مهم و بسیار عجیب این اقدام، انجام آن بدون گرفتن حکم قضایی بود. در واقع معاونت سینمایی وقت صرفاً در هماهنگی با حراست وزارت ارشاد تبدیل به نهاد امنیتی و قضایی شد و افراد را بازداشت و بازجویی کردند. نتیجه آن‌که افراد بازداشت‌شده در زیرزمین وزارت ارشاد محبوس و بازجویی شدند.

یکی از افراد بازداشت‌شده عبدالله علیحانی بود که در سال‌های اخیر، جزئیات و اتفاقات رخ‌داده و نقش فیض‌الله عرب‌سرخی در این ماجرا را توضیح داده است. آقای علیخانی که در آن زمان از افراد فعال در یکی از دفاتر سینمایی بود، گفته است فیض‌الله عرب‌سرخی از بازجویان اصلی‌اش بوده و او را شلاق زده است.

آقای عرب‌سرخی پیشتر چند بار به اظهارات عبدالله علیخانی پاسخ داده است. از جمله یک بار در اینستاگرامش نوشت: «چند بار فرد مورد اشاره را دیده‌ام و در موضوع فیلم‌های خارجی با ایشان گفت‌وگو کرده‌ام، اما این‌که ایشان را شلاق زده‌ام خلاف واقع و کذب محض است». او همچنین در مجموعه گفت‌وگوهایی با نام «خشت خام»، شلاق زدن عبدالله علیخانی را تکذیب کرده است.

فیض‌الله عرب‌سرخی در برنامه خشت خام
فیض‌الله عرب‌سرخی در برنامه خشت خام
جمال امید که از افراد مطلع اقدامات مدیران سینمایی وزارت ارشاد در آن مقطع بود، در کتاب «تاریخ سینمای ایران» خود نوشته که متهمان، تازه پس از پنج روز، با گرفتن یادداشت عجیبی از آن‌ها مبنی بر رضایت‌شان از بازجویی در وزارت ارشاد، تحویل دادستانی شدند. (صفحه ۲۸۸، چاپ اول)

هر اندازه واقعیت اتفاق رخ‌داده در جریان بازداشت فعالان دفاتر سینمایی و نقش فیض‌الله عرب‌سرخی در آن‌چه شکنجه متهمان نامیده می‌شود مبهم است، درباره سرنوشت فیلم‌های ضبط‌شده از این دفاتر هم تا سال‌ها ابهام وجود داشت.

در سال‌های اخیر تقریباً قطعی شده که تعداد قابل‌توجهی از این فیلم‌ها به‌دستور مسئولان وقت معاونت سینمایی وزارت ارشاد از بین رفته‌اند. گفته شده که فیلم‌های ضبط‌شده، به قصد انهدام، در بدترین شرایط ممکن در حیاط کاخ نیاوران تلنبار شده بودند.

این اتفاق باعث ضربه شدید به تعداد زیادی از تهیه‌کنندگان شد. از شاخص‌ترین آن‌ها علی عباسی، تهیه‌کننده فیلم‌های مهم سینمای ایران از جمله «رضا موتوری»، «تنگنا»، «حسن کچل» و «سوته دلان» است که بر اثر این اتفاق و ضبط کپی فیلم‌هایش، از جمله همین فیلم‌های شاخص تاریخ سینمای ایران، ضربه شدید روحی خورد و تا سال‌ها درگیر تبعات آن بود. او در گفت‌وگوهایش یکی از دلایل مهاجرت از ایران را همین اتفاق اعلام کرده است.

جمال امید نوشته است که در نوروز سال ۶۴ همراه چند نفر دیگر مأمور بررسی فیلم‌های ضبط‌شده می‌شود و مجموعاً ۵۳۴ فیلم را ثبت می‌کند. او نوشته که فیلم‌های مهم و ارزشمند را جدا کرده و تحویل فیلمخانه ملی داده است. آقای امید تعداد فیلم‌های جداشده را مشخص نکرده است.

فخرالدین انوار در سال‌های اخیر فاش کرده است که تصمیم گرفته شده بود فیلم‌ها روزی در جاده قم در حضور آقای خاتمی و دادستان وقت و عده‌ای دیگر سوزانده و خبرش در روزنامه کیهان منتشر شود تا صاحبان فیلم‌ها دنبال‌شان نگردند. (کتاب علی عباسی تقدیم می‌کند، صفحه ۱۰۸)

مسئولان معاونت سینمایی وزارت ارشاد در آن مقطع در گفت‌وگوهایی برخورد با فعالان دفاتر پخش و تهیه فیلم‌ها را برخورد با «مراکز تهیه و تکثیر فیلم‌های مبتذل» اعلام کردند. (روزنامه کیهان، شماره ۱۲۳۹۰، ۶ اسفند ۱۳۶۳)

محمدمهدی حیدریان، معاون وقت نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی که در سال‌های اخیر به عنوان معاون سینمایی و رئیس سازمان سینمایی هم منصوب شده، آمار فیلم‌های کشف‌شده از دفاتر را ۶۰۰ عنوان فیلمفارسی ساخته قبل از انقلاب و دو هزار عنوان فیلم خارجی که قبل از انقلاب در انبارها مانده بود، اعلام کرد. (همان شماره روزنامه کیهان)

به بیش از ۸۰ انبار دفتر پخش در آن روزها مراجعه و فیلم‌هایشان ضبط شد. فخرالدین انوار، معاون سینمایی وقت وزارت ارشاد آذرماه سال ۶۴ در جریان افتتاح سومین جشنواره فیلم وحدت در تبریز به صورت رسمی خبر انهدام فیلم‌ها را اعلام کرد و گفت: «حدود ۱۶۰ کامیون فیلم خارجی پس از شناسایی و تفکیک معدوم شد». (روزنامه اطلاعات، ۶ آذر ۱۳۶۴)

چند سال بعد دادگاه برای برخی از افراد بازداشت‌شده از سوی معاونت سینمایی که بعداً تحویل دادستانی شدند، احکام زندان و شلاق صادر کرد اما با اعلام معاونت سینمایی مبنی بر اینکه شکایت از افراد را پس می‌گیرد برای آنها قرار منع تعقیب صادر شد.

مجموع این اتفاقات، معاونت سینمایی آن زمان وزارت ارشاد را در تحکیم و گسترش حوزه تسلط بر تمام امور سینمایی موفق کرد و با واگذاری اختیار ورود فیلم خارجی به نهاد زیرمجموعه‌اش (بنیاد سینمایی فارابی)، عملاً نمایش فیلم خارجی در سینماهای ایران را به انحصار دولت در‌آورد؛ انحصاری که تا امروز نیز برقرار مانده است.

با این‌همه، از بین بردن فیلم به عنوان یک محصول فرهنگی از اتفاقات کم‌سابقه در تاریخ یک نظام سیاسی است که نظام جمهوری اسلامی ایران نیز به افتخار کسب عنوان آن نیز نائل آمده است.

No responses yet

Aug 28 2020

دست کم دو نفر در درگیری بین حزب الله و ساکنان جنوب بیروت کشته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی


بی‌بی‌سی: ساختمانی در جنوب بیروت که دیشب در درگیری ها به آتش کشیده شد
به گزارش رسانه های خبری لبنان، شب گذشته بین شبه نظامیان حزب الله و گروهی از ساکنان محله خده در جنوب بیروت درگیری مسلحانه روی داد که دست کم دو کشته و ده زخمی برجای گذاشته است.

براساس این گزارش، این درگیری زمانی آغاز شد که نفرات حزب الله قصد آویختن پرچم و پلاکاردهای این گروه را داشتند که با مخالفت شماری از ساکنان مواجه شدند.

در ویدیو کلیپ هایی که در شبکه های اجتماعی منتشر شده صدای شلیک تیربار به گوش می رسد و براساس گزارش ها، یک ساختمان نیز به آتش کشیده شد.

به گزارش خبرگزاری لبنان، یکی از کشته شدگان شهروند لبنان و از ساکنان محلی و دیگری شهروند سوریه و سه تن از زخمی های درگیری اعضای یک خانواده بوده اند.

در پی این درگیری که سه ساعت به طول انجامید افراد قبایل ساکن منطقه با متهم کردن حزب الله به قانونی شکنی، بزرگراه بیروت به جنوب لبنان را مسدود کردند و ارتش برای برقراری نظم و بازکردن این بزرگراه به منطقه اعزام شد.

براساس بعضی گزارش ها، در این درگیری طرفداران حزب “جنبش آینده” به رهبری سعد حریری شرکت داشتند.

هفته پیش و در پی صدور رای دادگاه بین المللی رسیدگی به ترور رفیق حریری، نخست وزیر پیشین لبنان، بین نفرات حزب الله و ساکنان همین محلی درگیری کوتاهی روی داد. درگیری زمانی آغاز شد که افراد حزب الله در صدد آویختن پوستر سلیم عیاش بودند که براساس رای دادگاه بین المللی، از عوامل اصلی قتل رفیق حریری بوده است.

درگیری های اخیر در حالی روی می دهد که طی حدود یک سال گذشته، لبنان شاهد تشدید بحران اقتصادی و مالی و اعتراضات گسترده نسبت به فساد و بی کفایتی تشکیلات حکومتی بوده است. در پی انفجار اخیر در بیروت، حزب الله به ارتباط با این واقعه متهم شد اما این اتهام را رد کرده است.

رهبر حزب الله در مورد خطر بروز درگیری داخلی در این کشور هشدار داده است.


خودرو سوخته در محل درگیری شب گذشته در منطقه ای در جنوب بیروت

No responses yet

Aug 28 2020

پدر رومینا اشرفی به جرم قتل دخترش به «۹ سال حبس» محکوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: مادر رومینا اشرفی، دختر ۱۳ساله تالشی که خردادماه امسال به دست پدرش به قتل رسید، از محکوم شدن همسرش به ۹ سال حبس خبر داد. پیشتر رئیس قوه قضاییه وعده داده بود که با او «برخوردی عبرت‌آموز» خواهد شد.

رعنا دشتی، مادر رومینا، روز جمعه، هفتم شهریور، با اعلام این خبر به خبرگزاری ایلنا گفت این رأی دادگاه «ترس و وحشت به جان من و خانواده‌ام انداخته است».

رومینا اشرفی روز اول خرداد سال جاری، پس از آن‌ که پلیس او را بعد از پنج روز فرار با مردی جوان به خانه‌اش برگرداند، توسط پدرش با داس و در خواب کشته شد.

در آن زمان، برخی رسانه‌ها گزارش کردند که پدر رومینا پیش از قتل تحقیق کرده و فهمیده بود که طبق قانون مجازات اسلامی، «پدر ولی دم است و قصاص نمی‌شود».

بر اساس ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، پدری که فرزندش را بکشد، قصاص نمی‌شود و در صورت محکومیت در دادگاه، به پرداخت دیه و حبس تا ده سال محکوم می‌شود.

با این حال، در همان زمان ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه، در واکنش به ماجرای قتل رومینا اشرفی گفت: «حتماً این جنایتی که انجام شد، برخورد عبرت‌آموزی با آن خواهد شد؛ بدون تردید.»

قتل رومینا اشرفی به دست پدرش واکنش‌های گسترده‌ای را در افکار عمومی برانگیخت، به‌خصوص که در طول یک ماه پیش از آن نیز رسانه‌ها از وقوع حداقل چهار قتل خانوادگی دیگر خبر داده‌ بودند.

پیرو این واکنش‌ها، فعالان اجتماعی و حقوق کودک نیز بار دیگر بر ضرورت اصلاح قوانین مربوط به «فرزندکشی» و حمایت از کودکان در برابر خشونت تأکید کردند، اما مقام‌های قضایی در این باره اظهارنظری نکردند.
در مقابل، علیرضا پناهیان، مسئول اتاق فکر و مشاور رئیس نهاد رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه‌ها، در واکنش به این قتل‌ها گفت: «این جنایت‌ها محصول بی‌بندوباری در خانواده است.»

خانم دشتی، مادر رومینا، در مصاحبه امروز خود همچنین با ابراز نگرانی از امنیت خود و پسرش گفت دیگر نمی‌خواهد شوهرش به روستا (سفید سنگان لمیر) بازگردد و مدعی شد: «در همین مدت کوتاه بارها خانواده همسرم، من و فرزند خردسالم را تهدید کرده‌اند و با وجود آن که صلاحیت لازم را ندارند، قصد گرفتن کودک خردسالم را دارند.»

مادر رومینا اضافه کرده است که «اگر همسرش قصاص نشود، باید زندانی یا تبعید شود، چرا که در غیر این صورت هیچ امنیتی برای او و اطرافیانش قابل تصور نیست».

او همچنین محکومیت بهمن خاوری، پسر جوانی که رومینا با او فرار کرده بود، را دو سال حبس اعلام کرده است.

جزئیات این احکام هنوز منتشر نشده، اما مادر رومینا گفته است «من به این رأی اعتراض دارم و خواهان تجدیدنظر در دیوان عالی کشور هستم».

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .