اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'امنیتی' Category

May 11 2024

گزارش فاکس نیوز: اسناد سازمان مجاهدین خلق ایران در مورد فعالیت سایت فوق‌سری پهپادی در شمال قم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,سپاه,سیاسی

صدای آمریکا: شبکه خبری «فاکس نیوز» اعلام کرد که سازمان مجاهدین خلق ایران با ارسال اسنادی به این رسانه از وجود یک «سایت فوق سری پهپادی» در منطقه گنجینه در شمال شهر قم خبر داده است.

بر اساس این گزارش، اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این محل برای استفاده از انواع پهپادها از جمله پهپادهای سری «مهاجر» ساخت شرکت صنایع هوایی قدس آموزش می‌بینند.

شرکت صنایع هوایی قدس و نام جدید آن؛ شرکت صنایع طراحی و ساخت هواپیماهای سبک، در فهرست ویژه اتباع و نهادهای تحت تحریم وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار دارند.

سایت مزبور همچنین برای آموزش دسته‌هایی از گروه‌های نیابتی‌ جمهوری اسلامی از جمله حزب‌الله لبنان و دیگر گروه‌ها از سوریه، یمن و عراق به منظور چگونگی استفاده از پهپاد نوع «مهاجر ۴» مورد استفاده قرار می‌گیرد.

طبق گزارش ارائه‌شده به فاکس‌نیوز از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران، این سایت فوق‌سری محل آزمایش پهپادهای «مهاجر ۴»، «مهاجر ۶» و «مهاجر ۱۰» است.

مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون به این گزارش واکنش نشان نداده‌اند. با این همهريال تهران در سالیان گذشته همواره گزارش‌های مربوط به این موضوعات را تکذیب کرده است.

علیرضا جعفرزاده، معاون مدیر شورای ملی مقاومت ایران در واشنگتن، در گفت‌وگویی با فاکس‌نیوز از جمهوری اسلامی به عنوان «سر مار» یاد کرد و افزود: دولت‌های غربی باید به جای سازش و تعامل با حکومت ایران آن را به خاطر فعالیت‌های بدخواهانه‌اش پاسخگو کنند.

فاکس نیوز گفته که اسناد و تصاویر هوایی ارائه‌شده از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران نشان می‌دهد که این سایت فوق‌سری طی سال‌های اخیر گسترش یافته است.

بر اساس این گزارش، طبق اسناد ترجمه‌شده از سازمان املاک و مستغلات و مستغلات نیروهای مسلح ایران، این محل ابتدا در سال ۲۰۰۵ میلادی به عنوان سایت آزمایش پهپاد پیشنهاد شد و در ماه مه ۲۰۰۶ میلادی، ۱۸۰۰ هکتار از اراضی اطراف قم به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح واگذار شد.

سازمان مجاهدین خلق ایران گفته که بر این باور است که تنها ۹۴۹ هکتار از این اراضی مورد استفاده قرار گرفته است.

بر اساس تصاویر ماهواره‌ای، باند این سایت به طول ۵۰۰ متر در سال ۲۰۰۷ میلادی ایجاد شد. این باند در سال ۲۰۱۴ میلادی به ۱۴۰۰ متر و در سال ۲۰۲۰ میلادی به ۱۵۰۰ متر گسترش یافت و اکنون می‌تواند برای آزمایش پهپادهای بزرگ‌تر مورد استفاده قرار گیرد. همچنین یک آشیانه به ابعاد ۳۰ در ۴۰ متر در سال ۲۰۲۱ میلادی به این سایت افزوده شده است.

بر اساس این گزارش، پهپادها در تشدید تنش‌های متعاقب حمله تروریستی هفتم اکتبر شبه‌نظامیان حماس به اسرائیل نقش پررنگی داشته‌اند.

داده‌های اندیشکده صلح ایالات متحده حاکی از آن است که نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه، از اکتبر ۲۰۲۳ تا فوریه ۲۰۲۴ میلادی بیش از ۱۶۰ بار هدف حمله گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند و در جریان یکی از این حملات پهپادی در تاریخ ٢٨ ژانویه، سه سرباز ارتش آمریکا در اردن جان خود را از دست دادند.

همچنین در حمله ١٣ آوریل جمهوری سلامی به اسرائیل، علاوه بر موشک‌های کروز و بالستیک، از پهپاد «شاهد ۱۳۶» نیز استفاده شد.

No responses yet

May 10 2024

جریان زیرزمینی سینمای ایران با محمد رسول‌اف در ایستگاه کن ۲۰۲۴

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,سانسور,سیاسی,هنر

نمایی از فیلم «دانۀ انجیر معابد» محمد رسول‌اف
رادیوفردا: سینمای ایران در جشنوارۀ فیلم کن، که از هفتۀ آینده فرش قرمز معروف خود را در این شهر ساحلی خوش آب‌وهوای جنوب فرانسه پهن می‌کند، چشم به حضور و نمایش فیلم تازۀ یکی از نمادهای جریان متفاوت و منتقد خود دارد.
از زمانی که جشنوارۀ کن نام فیلم «دانۀ انجیر معابد» ساختۀ محمد رسول‌اف را به‌شکل غیرمنتظره‌ای به فهرست آثار پذیرفته‌شدۀ خود در بخش مسابقۀ هفتادوهفتمین دورۀ جشنواره اضافه کرد، نگاه‌ها نه فقط در میان پیگیران تحولات سینمایی بلکه در بین ناظران رویدادهای جاری در ایران هم به این جشنواره جلب شد تا فرجامِ حضور این فیلم در یکی از معتبرترین رویدادهای سالانۀ سینمایی دنیا و واکنش‌ها به آن را ببینند.
انتشار خلاصه‌داستان و تصاویری از فیلم «دانۀ انجیر معابد» نشان داد که محمد رسول‌اف همان مسیر فعالیت پیشین خود را در سینما ادامه می‌دهد، یعنی ساخت آثاری منتقد با مضامین کمتر گفته‌شده از جامعۀ ایران که در آن‌ها تقابل افرادی پایبند به اصول و ارزش‌های جهان‌شمول در مقابل ساختاری سرکوبگر و فاسد نمایان است.
«دانۀ انجیر معابد» درباره یک قاضی دادگاه انقلاب تهران است که در میانۀ شدت گرفتن اعتراضات سراسری با گم شدن اسلحه‌اش دچار سوءظن و پارانویا حتی نسبت به همسر و دختران جوانش می‌شود. بر مبنای تصاویر منتشرشده از فیلم، «دانۀ انجیر معابد» تازه‌ترین اثر ساخته شده در داخل ایران بدون رعایت سانسورهای حکومتی ازجمله رعایت حجاب اجباری بازیگران زن است.
نمایی از فیلم «دانۀ انجیر معابد»

جریان سینمای غیررسمی و زیرزمینی ایران از زمان اعتراض‌های سال ۱۴۰۱ به شکل محسوسی قدرتمندتر از هر زمان دیگری در کل تاریخ پس از انقلاب، به نمایندۀ اصلی سینمای ایران در جشنواره‌های مهم و معتبر جهانی تبدیل شده است.

فهرست فیلم‌هایی از این جریان که در این مدت در جشنواره‌های مختلف نمایش داده و در مواردی برندۀ جوایز مهمی نیز شده‌، از ۱۰ فیلم گذشته است و عملاً سینمای رسمی و مجوزدار ایران را در زمینۀ حضورهای بین‌المللی به حاشیه برده است.

پیش‌بینی این‌که محمد رسول‌اف به‌عنوان یکی از پیشگامان و نمادهای جریان مقاومت و منتقد سینمای ایران در تداوم و قدرت‌گیری این مسیر به فعالیت بپردازد، سخت نبود.

این اتفاق در حالی رخ داده که آقای رسول‌اف در تمام سال‌های گذشته با محدودیت‌های متعدد قضایی و امنیتی ازجمله ممنوعیت خروج از کشور و فعالیت معمول سینمایی روبه‌رو بوده است. با این همه، او به فاصلۀ چند ماه پس از آزادی از زندان، با فیلم تازه‌ای در بالاترین سطح رقابتی سینمای دنیا حاضر می‌شود.

محمد رسول‌اف، پس از عباس کیارستمی، اصغر فرهادی، جعفر پناهی، محسن مخملباف، سمیرا مخملباف، ناصر تقوایی، ابوالفضل جلیلی و سعید روستایی، تازه‌ترین کارگردان برآمده از سینمای داخل ایران است که حضور در بخش مسابقۀ جشنواره کن و رقابت برای دریافت نخل طلا را تجربه می‌کند.

او امسال رقیب نام‌های تقدیرشده‌ای چون فرانسیس فوردکوپولا، دیوید کراننبرگ، ژاک اودیار، یورگوس لانتیموس، شان بیکر و پائولو سورنتینو در کسب جایزۀ نخل طلا است.

نمایی از فیلم «دانۀ انجیر معابد»

صدور حکم محکومیت زندان چندساله همراه شلاق و ضبط اموال و تأیید آن در دادگاه تجدیدنظر برای محمد رسول‌اف در کنار احضار عوامل فیلم تازۀ او و ممنوع‌الخروجی آن‌ها نشان از واکنش خشم‌آلود مقام‌های قضایی و امنیتی به ساخت فیلم «دانۀ انجیر معابد» بدون دریافت مجوز و سانسورهای حکومتی و نمایش آن در جشنوارۀ کن دارد.

در چنین شرایطی، این‌که کدام‌یک از عوامل امکان و فرصت حضور در جشنوارۀ کن و مراسم فرش قرمز نمایش آن را داشته باشند، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

مطابق اعلام مسئولان جشنوارۀ کن، فیلم «دانۀ انجیر معابد» در آخرین روز نمایش فیلم‌های بخش مسابقه و یک روز قبل از برگزاری مراسم اختتامیه به نمایش درخواهد آمد.

فیلم «دانۀ انجیر معابد» در حالی بدون دریافت مجوزهای حکومتی در جشنوارۀ کن حضور پیدا می‌کند که به‌گفتۀ محمد حقیقت، نویسنده و کارشناس سینمایی، تعداد بسیار زیادی از فیلم‌های ایرانی متقاضی حضور در جشنوارۀ کن امسال شرایطی مشابه فیلم «دانۀ انجیر معابد» در عدم دریافت مجوزهای حکومتی داشتند.

آقای حقیقت که از سال ۱۳۶۰ در جشنوارۀ کن به‌عنوان روزنامه‌نگار حضور داشته و در زمان مدیریت ژیل ژاکوب بر جشنوارۀ کن مشاور انتخاب فیلم‌های ایرانی این رویداد هم بوده، به پادکست «صحنۀ» رادیو فردا می‌گوید حدود ۳۰ فیلم از فیلم‌های ایرانی متقاضی حضور در کن ۲۰۲۴ را دیده و بخش زیادی از آن‌ها بی‌اعتنا به مناسبات سانسور جمهوری اسلامی و مجوزهای حکومتی ساخته شده‌اند.

محمد حقیقت به‌تازگی کتابی هم در نشر ناکجا در فرانسه با نام «رازها و دروغ‌ها در جشنوارۀ کن» منتشر کرده که شامل خاطراتش در تمام چهار دهۀ گذشته از حضور در این جشنواره و روند انتخاب و نمایش فیلم‌های ایرانی است.

امسال، علاوه بر محمد رسول‌اف، فیلم «کارآموز» ساختۀ علی عباسی، فیلمساز ایرانی مقیم دانمارک، هم در بخش مسابقۀ جشنوارۀ کن به نمایش درمی‌آید. آقای عباسی دو سال پیش با نمایش فیلم «عنکبوت مقدس» در جشنوارۀ کن از نام‌های خبرساز این رویداد بود. پیش‌بینی می‌شود فیلم تازۀ او که دربارۀ دوره‌ای از زندگی دونالد ترامپ در جوانی است، مانند «عنکبوت مقدس» با خبرسازی و توجه رسانه‌ای به نمایش درآید.

کانون فیلمسازان مستقل ایران، نهاد متشکل از سینماگران منتقد و مخالف حکومت، هم مانند سال گذشته در بخش بازار جشنوارۀ کن حضور دارد و فیلم‌هایی ازجمله فیلم سینمایی «ژرفنای شب» به‌کارگردانی فرهاد ویلکیجی و چند فیلم‌ کوتاه با مضامینی مرتبط با اعتراضات «زن زندگی آزادی» را نمایش خواهد داد.

امسال در بخش‌های خارج از مسابقه و نمایش‌های ویژۀ جشنوارۀ کن ساخته‌های جدید فیلمسازان معروفی چون جورج میلر، کوین کاستنر، ریتی پان، لئو کاراکس، کلر سیمون و الیور استون نیز به نمایش درمی‌آیند و از مریل استریپ و جورج لوکاس هم با دادن نخل طلای افتخاری به‌خاطر یک عمر فعالیت سینمایی تجلیل خواهد شد.

برای دریافت اطلاعات بیشتر از برنامه‌های دورۀ پیش روی جشنوارۀ کن و مروری بر سابقه و اهمیت این رویداد، شمارۀ جدید پادکست «صحنه» را بشنوید.

No responses yet

May 05 2024

روش جدید فیلترینگ و جاسوسی از مردم که حکومت ایران به‌دنبال آن است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: شرکت «یافتار» یکی از پیمانکاران اجرای فیلترینگ در ایران است. یکی از روش‌هایی که این شرکت دنبال می‌کند و در اسناد هک‌شدۀ دادستانی افشا شده، فیلترینگ با استفاده از پوستۀ شبیه‌سازی‌شده است. با استفاده از این روش، در صورت عملی شدن، حکومت هم می‌تواند دسترسی به محتوای شبکه‌های اجتماعی را کنترل و محدود کرد و هم به اطلاعات کاربران دسترسی داشته باشد.در این یادداشت به تلاش حکومت ایران برای نظارت بر کاربران اینترنت از طریق پوسته‌سازی می‌پردازیم؛ تلاشی که به‌ روش‌های گوناگون اِعمال شده تا دسترسی کاربران به دنیای آزاد اطلاعات را مطابق با سیاست‌های خود محدود و کنترل کند. این اقدامات، در تصویری بزرگ‌تر، به‌دنبال ضبط اطلاعات و داده‌های شهروندان برای نظارت بر تمامی شئون زندگی آن‌ها است.در شمارۀ جدید پادکست «لایۀ هفتم» نیز مفصل به این موضوع پرداخته‌ایم و به‌خصوص بررسی مشخصات «پروکسی نسل جدید» شرکت یافتار که به دادستانی تهران ارائه شده است.

جمهوری اسلامی از بدو دسترسی عمومی به اینترنت یک نکته را همیشه در سیاست‌های خود در نظر داشته که تا امروز نیز در اشکال و روش‌ها مختلف اعمال می‌شود: نظارت؛ نظارت بر داده‌ها، کنترل دسترسی‌ها و فعالیت کاربران در تمامی عرصه‌های اینترنت.

پیگیری همین رویکرد بود که باعث شد حکومت ایران مثل کشورهای چین و روسیه به تلاش برای رسیدن به طرح موسوم به «شبکۀ ملی اطلاعات» یا همان اینترنت ملی سوق داده شود که طبق سند تبیین الزامات شبکه ملی اطلاعات باید در داخل کشور همۀ نیازهای کاربر را برطرف کند و در ازای آن اختیار دسترسی به اطلاعات کاربران و امکان سانسور محتوایی که کاربر به آن دسترسی دارد را در اختیار داشته باشد.

تصویب مصوبه «بررسی راهکارهای افزایش میزان سهم ترافیک داخلی و مقابله با پالایش‌شکن‌ها» دربارۀ ممنوعیت فیلترشکن‌ها و ارائۀ خدمات پلتفرم‌های فیلترشده روی پوسته‌های بومی در آخرین روزهای بهمن ۱۴۰۲ به خبری جنجالی دربارۀ نظارت حکومت بر فضای مجازی تبدیل شد.

مادۀ ۴ این مصوبه تأکید می‌کند که خدمات پلتفرم‌های پرکاربرد خارجی باید از طریق «سکوهای حکمرانی‌پذیر»‌ به کاربران ایرانی ارائه شود. ارائۀ خدمات از طریق قالب‌های «حکمرانی‌پذیر» پدیدۀ تازه‌ای نیست و نمونه‌های دیگر آن را قبلاً در موضوع «تلگرام طلایی» و «هاتگرام» شاهد بودیم.

پس از تلاش حکومت برای فیلترینگ گستردۀ تلگرام در سال ۱۳۹۷، اگر کاربری در تلاش بود که به جای تلگرام اصلی عضو تلگرام طلایی شود، پس از آن‌که شماره موبایل خود را برای دسترسی به این اپ وارد می‌کرد، با پیامی مواجه می‌شد که نشان می‌داد تلگرام طلایی خواستار وارد کردن کدی است که به کانال تلگرام کاربر ارسال شده‌است.

هرچند تلگرام به کاربران هشدار می‌داد که از ارسال این کد به دیگران خودداری کنند اما دسترسی به صفحۀ تلگرام طلایی بدون وارد کردن این کد امکان‌پذیر نبود.

رسانه‌ها در همان سال‌ها با اعلام نشت اطلاعات کاربران از طریق این روش، دربارۀ دسترسی حکومت و نهادهای گوناگون دولتی به اطلاعات مردم هشدار دادند.

بنابر گزارش فیلتربان، در اسناد هک‌شدۀ دادستانی، دستورالعملی به تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۱ وجود دارد که کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه یا همان کمیتۀ فیلترینگ آن را صادر کرده و در آن تأکید می‌کند که شرکت «یافتار» یکی از پیمانکاران اجرای فیلترینگ در ایران است.

در مصوبه‌ای دیگر موسوم به مصوبۀ «راهکارهای افزایش میزان سهم ترافیک داخلی و مقابله با پالایش‌شکن‌‌ها» که بهمن ۱۴۰۲ تصویب شد، استفاده از پلتفرم‌های خارجی در صورتی که روی پوسته‌ها یا نمونه‌های شبیه‌سازی‌شده ارائه شوند و به حکومت جمهوری اسلامی پاسخگو باشند،‌ امکان‌پذیر شده است.

در گزارش تحقیقی که فیلتربان منتشر کرده، یکی از روش‌هایی که توسط شرکت یافتار برای فیلترینگ اینترنت استفاده می‌‌کند، افشا شده است. در این روش، خدمات سایت از طریق یک پوستۀ شبیه‌سازی‌شده با سایت اصلی فراهم می‌شود.

در این روش، شرکت یافتار با روش فیشینگ نام کاربری و رمز عبور کاربران را دریافت می‌کند و آن‌ها را از طریق یک درگاه شبیه‌سازی‌شده به سایت خارجی وصل می‌کند. در این مسیر تمام اطلاعات ارسالی و دریافتی مخاطب توسط سیستم فیلترینگ قابل بررسی است و هر جایی که نتیجۀ درخواست یا جست‌وجو جزو موارد قابل‌سانسور باشد، صفحۀ فیلترینگ به کاربر نمایش داده می‌شود.

این سیستم همچنین امکان گزارش‌گیری از ترافیک کاربر (سایت‌های بازدیدشده و جزئیات درخواست‌ها) را در اختیار اپراتور فیلترینگ می‌گذارد.

این طرح موسوم به «سامانۀ فیلترینگ نسل جدید» را گروه یافتار در سال ۱۳۹۸ به دادستانی کل ارائه داده و به‌عنوان نمونۀ آزمایشی، سایت پینترست Pinterest را در نظر گرفته است که یک شبکۀ اجتماعی آمریکایی برای اشتراک‌گذاری عکس است.

در این طرح آزمایشی، کاربران به یک سایت مشابه پینترست وارد می‌شوند که تحت نظارت قوانین جمهوری اسلامی است و محتوای آن قابلیت بازبینی و سانسور طبق درخواست کمیتۀ فیلترینگ را دارد.

در این طرح و به این صورت، نه تنها فیلترینگ بر جست‌وجوی کاربر اعمال می‌شود بلکه بنا بر طرح گروه یافتار، اطلاعات شخصی کاربر نیز در این سامانه ذخیره می‌شود.

بر پایۀ پروپوزال (پیشنهادۀ) ارائه‌شده توسط شرکت یافتار، سیستم پراکسی بدون رضایت و اطلاع کاربر به اطلاعات او دسترسی پیدا می‌کند و امکان ذخیره، پردازش و استفاده از این اطلاعات نیز برای سیستم واسطه فراهم می‌شود.

ضمناً طرح به شکلی تدارک دیده شده که سکوی خارجی نیز متوجه این نمی‌شود که یک ربات – به جای کاربر واقعی – به اطلاعاتش دسترسی دارد.

این پروپوزال و اقدامات مشابه آن در جمهوری اسلامی در حالی صورت می‌گیرد که مطابق مواد ۷۳۰ و ۷۴۰ قانون مجازات اسلامی، شنود غیرمجاز محتوای ارتباطی مردم و ذخیرۀ آن بدون اجازۀ کاربران جرم محسوب می‌شود.

این اقدامات حکومت را می‌توان با آن‌چه در لایحۀ هفتم توسعه نیز آمده است، در نظر گرفت. در این لایحه‌ سامانه‌ای برای رصد سبک زندگی شهروندان در نظر گرفته شده است؛ منبعی که بر پایۀ آن توان حکومت در نگهداری اطلاعات شهروندان و نمایه‌سازی شخصی از هر شهروند، یعنی بررسی و شناسایی سریع و دقیق گرایش‌ها، طرز فکر و سبک زندگی افراد بالا می‌رود؛‌ اقدامی که به تکمیل پازل نظارت گسترده و جامع حاکمیت بر زندگی شهروندان کمک می‌کند.

No responses yet

May 05 2024

گزارش‌ها از درگیری مسلحانه در زاهدان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری مسلحانه‌,سیاسی

بی‌بی‌سی: گزارش‌ها حاکی از از وقوع درگیری مسلحانه‌ در شهر زاهدان در سیستان و بلوچستان است.

کانال مستقل تلگرامی حال‌وش، که اخبار این استان را پوشش می‌دهد، نوشته است که «در خیابان کوثر ۲۷ شهر زاهدان درگیری میان نیروهای لباس شخصی امنیتی و افراد مسلح ناشناس رخ داده است.»

تصاویر ویدئویی نشان می‌دهد که این درگیری‌ها ظاهرا در ساعات آخر شنبه شب در جریان است.

خبرگزاری‌های دولتی ایران هم وقوع این درگیری مسلحانه را تایید کرده‌اند. براساس یک گزارش این درگیری بعد از دستگیری شماری از اعضای «شبکه پشتیبانی جیش العدل» در شهر راسک روی داده است.

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، پیشتر در روز شنبه گزارش داد که «طی یک اقدام اطلاعاتی عملیاتی چند تن از عوامل تامین و پشتیبانی کننده» گروه جیش العدل در مدرسه دینی پشامگ راسک بازداشت شدند.

تسنیم نوشت که افراد دستگیر شده «نقش محوری» در عملیات جیش العدل در روزهای ۲۴ آذر در ستاد انتظامی و ۱۶ فروردین امسال در سپاه شهرستان راسک داشتند.

سه شهرستان راسک، سرباز و چابهار یک ماه پیش صحنه درگیری‌های مرگباری میان اعضای جیش العدل و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بود.

وبسایت خبری تابناک در مورد درگیری‌های شنبه شب نوشت: «بر اساس گزارش‌های اولیه در پی رصد و پایش گسترده اطلاعاتی، یک تیم تروریستی در خیابان کوثر زاهدان توسط نیروهای امنیتی شناسایی و به محاصره در آمده و هم‌اکنون درگیری میان نیروهای امنیتی و این تیم تروریستی در جریان است.»

دولت ایران از جیش العدل به عنوان یک گروه تروریستی نام می‌برد.

با این حال خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه نوشته است که «این درگیری در نتیجه اختلافات شخصی رخ داده است که در نتیجه آن ۳ نفر زخمی و یک نفر کشته شده است.»

حال‌وش نوشته است که این درگیری مسلحانه پس از دو ساعت هنوز هم جریان دارد و تصاویری از پرواز پهپادها در آسمان شهر منتشر کرده است.

در روزهای ۱۵ و ۱۶ فروردین درگیری‌های شدیدی، با بیش از ۲۰ کشته، در سیستان و بلوچستان میان اعضای جیش العدل و نیروهای امنیتی روی داد.

جیش العدل رسما اعلام کرد که علیه مقرهای نظامی در سه شهرستان راسک، چابهار و سرباز دست به حملات گسترده و هماهنگ زده‌ است.

این درگیری‌ها با کشته شدن مجموعا بیش از بیست نفر از دو طرف به پایان رسید.

قرارگاه امنیتی جنوب شرق نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آن زمان گفت این حملات «همزمان ۵ نقطه از اماکن عمومی و پایگاه‌های نظامی و انتظامی» را هدف قرار داد.

به گفته این نیروی نظامی، ۱۸ نفر از مهاجمان و ۱۰ نفر از نیروهای نظامی کشته شده‌اند.

«جیش العدل ایران» یک گروه اسلام‌گرای مسلح مخالف دولت ایران است که خود را «ارتش عدالت و برابری» معرفی می‌کند و می‌گوید برای دفاع از حقوق سنی‌ها، به‌ویژه در استان سیستان و بلوچستان، می‌جنگد.

این گروه در موارد متعدد درگیری‌ مسلحانه و خونین با نیروهای نظامی و امنیتی ایران داشته و مسئولیت چند حمله مسلحانه در مناطق مرزی جنوب شرق ایران را بر عهده گرفته است. ترور مقام‌ها و ربودن مرزبانان و نیروهای مسلح ایرانی هم از جمله فعالیت‌های این گروه است.

حکومت ایران جیش‌العدل را گروهی تروریستی و وابسته به سازمان‌های اطلاعاتی عربستان و آمریکا می‌داند و آن را «جیش‌الظلم» می‌خواند. آمریکا، ژاپن و نیوزیلند هم این گروه را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده‌اند.

No responses yet

May 05 2024

درسا یاوری‌وفا؛ از پناهندگی تا انتخاب برای بازی در المپیک ۲۰۲۴

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی,ورزش

رادیوفردا: کاروان ورزش ایران در بدمینتون المپیک ۲۰۲۴ که مرداد امسال برگزار می‌شود، نماینده‌ای نخواهد داشت، اما درسا یاوری‌وفا عضو تیم پناهندگان المپیک در این مسابقات است.

وب‌سایت کمیتۀ بین‌المللی المپیک نوشته است «درسا در ۱۵سالگی به‌دلیل مسائل امنیتی همراه با مادرش ایران را ترک کرد. پس از سفری دشوار به بریتانیا رسید و در دوران همه‌گیری کووید، داخل آپارتمان تمرین می‌کرد».

یاوری‌وفا، پس از آرام محمود از سوریه در المپیک توکیو، دومین بدمینتون‌باز است که نمایندگی تیم پناهندگان المپیک پناهندگان را به عهده خواهد داشت.

او متولد تهران است. جست‌وجو در خبرگزاری‌های ایران نشان می‌دهد که سال ۱۳۹۴ قهرمان مدارس ایران شده بود. دو سال بعد در قزوین، قهرمان دونفرۀ کشور شد. کسب این مقام سال ۱۳۹۷ در تبریز تکرار شد؛ روندی موفقیت‌آمیز که خروج ناگزیر او از ایران متوقفش کرد.

فدراسیون جهانی بدمینتون نوشته است درسا «در ۹سالگی به‌واسطۀ پدرش که پینگ‌پنگ بازی می‌کرد، عاشق بدمینتون شد. به دلایل امنیتی، درسا با مادرش مجبور به فرار شدند. پدرش ماند تا درسا و مادرش طی سفری خطرناک، در پی پناهندگی باشند. درسا می‌گوید ما در ایران در امان نبودیم».

Learn more about the inspiring story of our Refugee Olympic Team scholarship holder Dorsa Yavarivafa on her #RoadtoParis.#Paris2024 #SuperSmashSquad pic.twitter.com/UtjGI2gTjo

— BWF (@bwfmedia) November 10, 2023

در ادامهٔ این گزارش، درسا با نقل «تجربۀ دلخراشی» که باعث شد از ایران بروند، می‌گوید «راکتم را نداشتم اما اولویتم یافتن مکانی امن بود. تا سه سال خانه‌ای نداشتیم. بدمینتون دنیای من است و بازی نکردن برایم بسیار دشوار بود».

وقتی پس از پنج سال پدرش هم به انگلیس رسید و به او ملحق شد، در تورنمنت میدلسکس ۲۰۲۳ شرکت کرد. درسا در بیرمنگام زیر نظر لورین کول، ستارۀ اسبق بدمنیتون زنان بریتانیا، آموزش دیده بود.

خودش می‌گوید: «پدرم هرگز مرا در مسابقه ندیده بود، چون مردان در ایران اجازۀ تماشای مسابقات زنان را ندارند. این اولین بار بود که از نزدیک مسابقاتم را می‌دید و بیشتر از خودم استرس داشت.»

فدراسیون بدمینتون انگلیس گزارش اصلی خود را به حضور درسا در پاریس اختصاص داده و می‌نویسد: «عضو کالج سندول بیرمنگام، از سپتامبر ۲۰۲۳ بورسیۀ ورزشکاران پناهنده شد که از طریق برنامۀ همبستگی المپیک تأمین می‌شود. با این حمایت، درسا به چندین تورنمنت اعزام شد.»

رسیدن به سطح اول دنیا دشوار است و درسا تاکنون موفق به کسب برد انفرادی در این تورنمنت‌های معتبر نشده است.

شرکت‌کنندگان بدمینتون زنان المپیک رتبه‌های اول تا ۳۷ جهان را در اختیار دارند، درحالی‌که او در جایگاه ۱۱۰۰ دنیاست. با این حال به رؤیایش که بازی مقابل نخبگان دنیا است، رسیده است.

یاوری‌وفا دربارۀ المپیک می‌گوید: «باورم نمی‌شود. همیشه در آرزویش بودم. می‌خواهم باعث افتخار همۀ طرفداران بدمینتون و پناهندگان باشم.»

فدراسیون بدمینتون ایران رابطۀ مطلوبی با قهرمانان زن ندارد و درگیری‌های متعددی با قهرمانان این رشته داشته است.

نسیم صفایی، قهرمان ایران و رتبۀ ۳۲۷ دنیا، پارسال به خبرگزاری دولت ایران گفته بود «فدراسیون بدمینتون هیچ حمایتی از ما نمی‌کند. اعزام نمی‌کنند و می‌گویند بودجه نداریم. باید دنبال حامی مالی باشتم یا با هزینۀ شخصی به مسابقات بروم».

یگانه کرمانی هم که ردۀ ۳۰۷ جهان را در اختیار دارد، تصمیمات فدراسیون را «تلافی‌جویانه» نامیده و می‌گوید «به باورفدراسیون، هنگام دفاع از سهمیه‌ام برای اعزام به هانگژو، پایم را از گلیمم درازتر کرده‌ام».

محمدرضا پوریا، رئیس فدراسیون بدمینتون ایران، حتی از سفر با هزینۀ شخصی یگانه کرمانی به قهرمانی آسیا هم مخالفت کرد؛ درحالی‌که یک دختر ایرانی دیگر، بی‌دغدغه و با حمایت مالی آی‌آوسی، آمادۀ بازی در المپیک می‌شود.

No responses yet

May 02 2024

جروزالم پست: اسرائیل رامین یکتاپرست، نیروی سپاه را کشته است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: بر اساس گزارشی که جروزالم پست منتشر کرده، “اسرائیل یکی از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در خاک ایران کشته است”. سایر رسانه‌ها نام این فرد را “رامین یکتاپرست” عنوان کرده‌اند.

این روزنامه اسرائیلی نوشته “عامل حذف شده” به مراکز یهودی در آلمان خسارت وارد کرده است. با این حال، غیر از شناسایی اولیه، هیچ اطلاعات یا جزئیات بیشتری در مورد ترور یا تایید اینکه چه کسی پشت آن بوده، منتشر نشده است.

پس از چند حمله به ساختمان چند کنیسه و مرکز یهودیان در ایالت نوردراین-وستفالن آلمان، دادستان کل این کشور تحقیقات در این باره را بر عهده گرفته است.

دسامبر ۲۰۲۲ شبکه اول تلویزیون آلمان در برنامه “کنتراسته” (ARD Kontraste ) به نقل از محافل امنیتی آلمان خبر از دخالت احتمالی سپاه پاسداران و یک ایرانی-آلمانی داد که در حمله به مراکز یهودیان در غرب آلمان شرکت داشته است.

برنامه کنتراسته این شخص را “رامین ی.” معرفی کرد که یک ایرانی-آلمانی است و گفت در مرکز تحقیقات بازرسان قرار دارد. او ظاهراً در سپتامبر ۲۰۲۱ به ایران گریخته است.

روزنامه واشنگتن پست نیز در مارس ۲۰۲۳ در گزارشی از قول پنچ مقام امنیتی آلمان و دو مقام امنیتی غربی مسئول تیراندازی در شهر اسن آلمان به “کنیسه قدیمی یهودیان” را رامین یکتاپرست معرفی کرد. 

به گفته این روزنامه آمریکایی، یکتاپرست به خواست “سپاه پاسداران جمهوری اسلامی” این حملات را هدایت کرده است.

این حملات بخشی از آن چیزی است که سرویس‌های امنیتی آلمان آن را افزایش فعالیت‌های رژیم جمهوری اسلامی در حمله به اهداف یهودی و همچنین مهاجران ایرانی در آلمان می‌دانند. این روزنامه تاکید کرد که این ارزیابی با افزایش تهدیدهای ترور و آدم‌ربایی جمهوری اسلامی در اروپا و آمریکا نیز مطابقت دارد. 

واشنگتن‌پست نوشت تحلیلگران می‌گویند “جمهوری اسلامی در حالی که در داخل کشور با اعتراضات مردمی مواجه است، به طور فزاینده‌ای برای حمله به آنچه به عنوان تهدید خارجی برای رژیم می‌بیند از باندهای جنایتکار استفاده می‌کند”.

رامین یکتاپرست کیست؟

رامین یکتاپرست متولد آلمان و بزرگ شده این کشور است؛ ۳۵ ساله است و در اینستاگرام بیش از ۲۱۵ هزار فالوئر دارد. او در صفحه اینستاگرامش فیلمی از موتور سواری‌ با هشتگ “زندگی من” و همچنین پرتره‌هایی از خود منتشر کرده است. 

یکتاپرست کار خود را به عنوان دربان در کلوب‌های شبانه آغاز کرد. گفته می‌شود که پیش از آن به عنوان بادیگارد فعالیت می‌کرده است.

در فاصله زمانی بین سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ یک روسپی‌خانه در شهر لورکوزن آلمان را اداره می‌کرده و پس از آن به عضویت کلوب باندیدوس در آمده است؛ کلوبی متشکل از طرفداران راک و موتورسورانی که به بزهکاری شهرت دارند.

گفته می‌شود که در سال ۲۰۱۱ اقدام به راه‌اندازی شعبه‌ای از کلوب باندیدوس در لورکوزن می‌کند که متشکل از شش عضو بوده است. از آنجا که این شعبه مرکز و مکان مشخصی نداشته، در تمام ایالت نوردراین-وستفالن آلمان فعالیت می‌کرده و از این منظر هم رهگیری آن برای پلیس دشوار بوده و هم موجد خطرات بیشتری بوده است.

اوایل سال ۲۰۱۲ بین اعضای کلوب موتورسوران باندیدوس و کلوب متخاصم، یعنی کلوب “فرشتگان جهنم” در شهر مونشن‌گلادباخ آلمان درگیری روی می‌دهد.

پلیس احتمال می‌دهد که رامین یکتاپرست و دیگر اعضای باند او در حمله و مجروح کردن اعضای کلوب “فرشتگان جهنم” نقش داشته‌اند. جراحات برخی از اعضای آن کلوب بسیار شدید اعلام شده است.

پیوستن به کلوب “فرشتگان جهنم”

رامین یکتاپرست در اواخر همان سال از کلوب باندیدوس جدا می‌شود و همراه پیروان خود در باند “باندیدوس وست‌گیت” به کلوب “فرشتگان جهنم” می‌پیوندد.

در فوریه سال ۲۰۱۴ یکی از اعضای کلوب یاد شده‌به نام کای ام. به قتل می‌رسد. به او اتهام جاسوسی و خبرچینی زده بودند. در همین رابطه پلیس آلمان به رامین یکتاپرست مشکوک می‌شود و در روز ۲۸ ژوئیه سال ۲۰۱۶ او را در منزلش بازداشت می‌کند. اما چندی پس از بازداشت به علت کافی نبودن مدراک، پلیس او را مجددا آزاد می‌کند. 

در ارتباط با پرونده تیراندازی به خودروی یکی از اعضای کلوب رقیب، بار دیگر انگشت اتهام پلیس آلمان متوجه رامین یکتاپرست می‌شود.

یکتاپرست متهم اصلی پرونده قتل کای ام‌. در فوریه سال ۲۰۱۴ است. گفته می‌شود که او به همراه دو نفر از اعضای باندش جسد قربانی را تکه‌تکه کرده و در رود راین انداخته‌اند.

رامین یکتاپرست پس از فرار به ایران رفت و با پست تصویرها و ویدیوهایی پلیس آلمان را به سخره گرفت.

آلمان فرمان تعقیب بین‌المللی برای او صادر کرده بود.

No responses yet

Apr 29 2024

بازداشت «سه نفر» در ارتباط با مرگ یک پزشک در پی مصرف مشروب تقلبی در شیراز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی

رادیوفردا: دادستان شیراز از بازداشت سه نفر در ارتباط با مرگ یک پزشک زن و ناخوشی چند نفر دیگر بر اثر مصرف «مشروبات الکلی مسموم» خبر داد.

افشین محمدی روز دوشنبه، ۱۰ اردیبهشت، به خبرگزاری قوه قضائیه، میزان،‌ گفت: «در این حادثه در مجموع شش نفر دچار مسمومیت شده‌اند و از این تعداد یک نفر فوت شده و سایر افر‌اد پس از اقدامات پزشکی در ساعات اولیه حادثه از بیمارستان مرخص شده‌اند.»

این در حالی است که یک منبع مطلع به رادیوفردا گفت که تعداد افراد مسموم‌شده در این مهمانی در شیراز بین ۱۰ تا ۱۲ نفر است.

به گفتهٔ این منبع مطلع، مشروب مصرف‌شده در این مهمانی «ویسکی پلمب‌شده بوده و در این میان تنها یک شیشه مسموم بوده است».

پیشتر چند خبرگزاری داخل ایران از جمله خبرگزاری فارس تعداد افراد مسموم‌شده بر اثر مصرف مشروبات الکلی مسموم را ۲۹ نفر اعلام کرده بودند.

خبرگزاری فارس همچنین نوشته است که در این میان «چند پزشک دچار نارسایی کلیوی شده‌، یک پزشک زن تاکنون فوت شده و یک پزشک دیگر به کما رفته است».

در مطالب منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نام پزشک جان‌باخته «فرزانه اکبری» متخصص پوست ذکر شده است.

با توجه به ممنوع‌ بودن تولید و فروش نوشیدنی الکلی در ایران و در نبودِ محصولات استاندارد در بازار در دهه‌های گذشته، بسیاری از شهروندان به مصرف انواع غیراستاندارد و دست‌سازِ این نوشیدنی‌ها روی آورده‌اند.

آمار دقیق شمار جان‌باختگان مسمومیت‌های الکلی در ایران اعلام نمی‌شود؛ با این حال در یک مورد عباس مسجدی آرانی، رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور، اواخر خرداد سال گذشته گفت که در سال ۱۴۰۱ مجموعا ۶۴۴ نفر در پی مصرف الکل جان باختند

No responses yet

Apr 28 2024

جمهوری اسلامی وعده آزادی خدمه کشتی توقیف‌شده “ام‌اس‌سی اِریز” را داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: به گفته حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی خدمه کشتی توقیف‌شده “ام‌اس‌سی اِریز” که با پرچم پرتغال در حرکت بوده‌ است، آزاد خواهند شد. تهران اسرائیل را مالک این کشتی می‌‌داند.

کشتی “ام‌اس‌سی اِریز” روز ۲۵ فروردین (۱۳ آوریل) توسط سپاه پاسداران در حدود ۸۰ کیلومتری بندر فجیره امارات متحده عربی در خلیج فارس توقیف و به بندرعباس منتقل شد.

گفته شده است این کشتی ۲۵ خدمه دارد و از امارات متحده عربی به سوی هند در حال حرکت بوده است.

رسانه‌های داخلی در ایران روز شنبه هشتم اردیبهشت (۲۷ آوریل) خبر دادند که وزیر خارجه جمهوری اسلامی در گفت‌وگوی تلفنی با  پائلو رانگل، همتای پرتغالی خود گفته است: «موضوع انسانی رهایی خدمه کشتی، مورد توجه جدی ما است و به سفرای‌شان در تهران، دسترسی کنسولی، آزادی و ‌تحویل‌شان را اعلام کرده‌ایم.»

یسرائیل کاتس، وزیر خارجه اسرائیل در واکنش به توقیف کشتی تجاری مرتبط با کشورش در تنگه هرمز از اتحادیه اروپا خواسته بود تا سپاه پاسداران را بعنوان یک سازمان تروریستی دسته‌بندی کند.

وزیر خارجه اسرائیل در شبکه اکس (توئیتر سابق) نوشت: «سپاه پاسداران یک کشتی تجاری متعلق به پرتغال که عضو اتحادیه اروپا را توقیف کرده و ادعا می‌کند متعلق به اسرائیل است. حکومت آیت‌الله‌ها یک حکومت جنایتکار است که از جنایات حماس پشتیبانی می‌کند و حال به یک عملیات دزدی دریایی دست زده که خلاف حقوق بین‌المللی  است. من از اتحادیه اروپا و جهان آزاد می‌خواهم سپاه پاسداران را سریعا بعنوان یک گروه تروریستی اعلام کرده و ایران را تحریم کنند.»

No responses yet

Apr 27 2024

رادان:‌ متولیان حجاب به مأموریت‌ها عمل نمی‌کنند و حتی مطالبه‌گر هم شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

رادیوفردا: احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی کل کشور، می‌گوید «دشمن تلاش دارد تا عنوان کند پلیس در مسیر اجرای طرح حجاب و عفاف تنها است».

آقای رادان روز پنج‌شنبه، ششم اردیبهشت‌ماه، در سفر خود به قم گفت: «۳۲ دستگاه متولی موضوع حجاب و عفاف هستند که متأسفانه برخی از آنان به مأموریت‌های خود عمل نمی‌کنند و حتی در این زمینه مطالبه‌گر هم شده‌اند.»

او از ارائه جزئیات بیشتر در مورد نهادهایی که برای تحمیل حجاب اجباری پول می‌گیرند اما به گفته او به مأموریت‌های خود عمل نمی‌کنند و حتی در این زمینه طلبکار هم هستند، خودداری کرد.

احمدرضا رادان در ادامه دفاع از نحوه برخورد پلیس با شهروندان در مورد مسئله حجاب گفت: «یکی از تهمت‌هایی که به نیروی انتظامی می‌زنند آن است که پلیس فقط به امر حجاب و عفاف توجه دارد که این‌گونه نیست.»

مقامات جمهوری اسلامی با هدف بازگرداندن گشت ارشاد به خیابان‌های ایران، از روز شنبه ۲۵ فروردین برخورد خشن با شهروندان را دوباره آغاز کرده‌اند و نام این برنامه را «طرح نور» گذاشته‌اند.

شدت عمل نیروی انتظامی و لباس‌شخصی در برخورد با زنان مخالف حجاب اجباری به گونه‌ای بوده که حتی اعتراض برخی از نیروهای هوادار جمهوری اسلامی را نیز برانگیخته است.

فرمانده نیروی انتظامی در ادامه سخنان روز پنج‌شنبه خود در مقام دفاع از این خشونت‌ها برآمد و گفت که «در مسیر اجرای طرح نور راه پرفراز و نشیبی داریم.»

احمدرضا رادان همچنین مدعی شد که نیروی انتظامی در مورد حجاب «نگاه امنیتی ندارد.»

آقای رادان در حالی این سخنان را بیان کرده که دبیر ستاد امر به معروف، دوم اردیبهشت‌ماه با انتقاد از رفتار گشت ارشاد در موج تازهٔ تحمیل حجاب اجباری در خیابان‌های ایران گفت:‌ «در طرح نور، کار امنیتی است و فرماندهی نیروی انتظامی مستقیما با این طرح سر و کار دارد.»

محمدحسین طاهری آکردی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گفت مسئولیت ستاد امر به معروف در زمینهٔ تحمیل حجاب اجباری از اردیبهشت سال گذشته به «ستاد عفاف و حجاب» زیر نظر وزارت کشور واگذار شده است.

با وجود این همزمان با بالا گرفتن واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی به موج تازه خشونت ماموران گشت ارشاد در جریان بازداشت زنانی که حجاب اجباری را رعایت نمی‌کنند، ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران، دوم اردیبهشت‌ از «بازگشت گشت ارشاد» به خیابان‌ دفاع کرد.

آقای رئیسی روز یک‌شنبه اعلام کرد: «موضوع عفاف و حجاب تکلیفی شرعی، قانونی و سیاسی است که در توجه به آن هیچ گونه تردیدی وجود ندارد.»

متولیان اِعمال حجاب اجباری

احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی کل کشور، روز پنج‌شنبه به اسامی متولیان تحمیل حجاب اجباری اشاره‌ای نکرد اما در همین روز، خبرگزاری ایسنا در مطلبی نام ۲۳ نهاد متولی این امر به صورت زیر فهرست کرد: وزارتخانه‌های کشور، بهداشت و درمان، امور خارجه، کار و رفاه اجتماعی، آموزش و پرورش، امور اقتصادی و دارایی، وزارت علوم، ارتباطات، راه و شهرسازی، ورزش و جوانان، فرهنگ و ارشاد اسلامی، صنعت، معدن و تجارت و میراث فرهنگی، سازمان‌های تبلیغات اسلامی، بهزیستی،‌ صدا و سیما و برنامه و بودجه، معاونت امور زنان و خانواده، قوهٔ قضائیه، مجلس شورای اسلامی، ستاد احیای امر به معروف، شهرداری و فرماندهی انتظامی.

No responses yet

Apr 24 2024

علیرضا عسگری؛ از سردار رضا چیفتن تا مستر جان‌ دوو

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,سپاه,سیاسی

 گزارش یک فرار بزرگ از تهران به تگزاس

ایران اینترنشنال: علیرضا عسگری، سرلشکر پاسدار بازنشسته، فرمانده سابق سپاه لبنان، فرمانده کل پیشین عملیات سپاه و معاون بازرسی وزارت دفاع در دولت خاتمی، جمعه ۱۸ آذر ۱۳۸۵ (۹ دسامبر ۲۰۰۶) در جریان سفری به ترکیه، ناپدید شد و در نزدیک به ۱۷ سال گذشته، اطلاعات ضدونقیض زیادی درباره او منتشر شده است.

خانواده‌اش گفته‌اند او برای تجارت زیتون عازم سوریه و ترکیه شده بود، اما برخی دوستانش گفتند او در ماموریت کاری بود. در شماری از رسانه‌های بین‌المللی، از همان ابتدا به نقل از منابع اطلاعاتی غربی گفته شد علیرضا عسگری با سیا در تماس بوده و با اختیار خود به ایالات متحده رفته است. در مقابل، مقامات جمهوری‌اسلامی می‌گویند موساد یا سیا این سردار سپاهی را ربوده‌اند.

تحقیقات چند ماهه ایران اینترنشنال اکنون تصویری روشن از بریدن این سردار سپاهی از جمهوری‌اسلامی و فرارش و همچنین اطلاعات حساسی که او درباره ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران در اختیار آمریکایی‌ها قرار داد و نقش مهمی در جلوگیری از حمله آمریکا به ایران داشت، به دست می‌دهد.

ایران اینترنشنال به طور اختصاصی فاش می‌کند علیرضا عسگری سال‌هاست در چارچوب برنامه حفاظت از شهود و با هویتی تازه در آمریکا زندگی می‌کند. بر اساس همین اطلاعات، تایلند مکان محتملی است که سال ۱۳۸۴ سازمان سیا عسگری را در آن‌جا به خدمت گرفت. عسگری همچنین شخصی بود که محسن فخری‌زاده را به عنوان شخصیت محوری برنامه نظامی هسته‌ای جمهوری‌اسلامی به آمریکا معرفی کرد.

ایران اینترنشنال برای انجام این تحقیقات‌، با یکی از آشنایان خانواده همسر علیرضا عسگری، سه تن از آشنایان و همکاران سابق او، یکی از فرمانده‌های پیشین سپاه، یک منبع دیپلماتیک اروپایی و سه منبع اطلاعاتی در آمریکا گفتگو کرده است. این منابع به شرط عدم افشای هویت‌شان با ایران اینترنشنال گفتگو کردند.

پرنـده از قفـس پرید

علیرضا عسگری، نیمه اول آذرماه ۱۳۸۵ از تهران به دمشق رفت و چند روز بعد، ۱۶ آذر ۸۵ (۷ دسامبر ۲۰۰۶) وارد استانبول شد و در هتل جیران استانبول ساکن شد. دو روز بعد، جمعه ۱۸ آذر (۹ دسامبر ۲۰۰۶)، موبایل او خاموش شد و از آن زمان به طور رسمی ناپدید شد. علی‌رضا عسگری، زمان ناپدید شدن دارای ۲ همسر، ۴ دختر و ۱ پسر بود.

در بیشتر منابع غربی، زمان ناپدید شدن عسگری به اشتباه ۱۸ بهمن ۸۵ (۷ فوریه ۲۰۰۷) ذکر شده است. این نزدیک به تاریخی است که ایران جریان ناپدیدشدن عسگری را به ترکیه اطلاع داد: «مقامات ايران ۵ دی ۱۳۸۵ ناپديد شدن اين مقام سابق نظامى خود را به اينترپل گزارش داده بودند، اما ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ما را از اين حادثه مطلع ساختند.»

۹ اسفند ۸۵ (۲۸ فوریه ۲۰۰۷)، هشتاد روز پس از ناپدید شدن علیرضا عسگری، نخستین بار روزنامه سعودی الوطن خبر ناپدید شدن او در ترکیه را منتشر کرد. ۵ روز بعدتر در ۱۳ اسفند سخنگوی وزارت امورخارجه ایران در کنفرانس مطبوعاتی، خبر ناپدیدشدن او را تائید کرد.

الشرق الاوسط در ۱۷ اسفند ۸۵ (۶ مارس ۲۰۰۷)، خبر داد علیرضا عسگری با اختیار خود به ایالات متحده رفته است.  دو روز بعد، واشنگتن پست در گزارشی به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی خبر داد عسگری مشتاقانه در حال همکاری با آژانس‌های اطلاعاتی غربی است.

۲۱ اسفند ۸۵ (۱۱ مارس ۲۰۰۷)، ساندی تایمز گزارش داد علیرضا عسگری از سال ۱۳۸۱ (سال ۲۰۰۳) به خدمت سرویس‌های خارجی درآمده بود. همین روزنامه یک هفته بعد در گزارشی دیگر از قول یک مقام آمریکایی خبر داد از عسگری در اروپا بازجویی شده است.

همان زمان، خبرهایی حاکی از انتقال عسگری به یکی از پادگان‌های ناتو در فرانكفورت آلمان منتشر شد. ۲۳ اسفند ۸۵، فرانتس یوزف یونگ، وزیر دفاع وقت آلمان در پاسخ به پرسش از حضور علیرضا عسگری در آلمان، به جای انکار صریح، پاسخ داد: «درباره این مساله نمی‌توانم چیزی بگویم.»

۵ اردیبهشت ۸۶ (۲۵ آپریل ۲۰۰۷)، چند تن از دوستان علیرضا عسگری و مقامات سابق جمهوری‌اسلامی هم در گفتگو با فایننشال تایمز، پناهندگی علیرضا عسگری را تائید کردند.

در همان زمان، شان مک‌کورمک، سخنگوی وقت وزارت خارجه، در پاسخ به این‌که آیا حضور علیرضا عسگری را در ایالات متحده انکار می‌کند؟ پاسخ داد: «نمی‌توانم چیزی به شما بگویم.»

۱۸ آذر ۸۶ (۹دسامبر ۲۰۰۷)، تایمز لندن در گزارشی خبر داد اطلاعات کسب شده از علیرضا عسگری به قدری محرمانه بوده که مستقیم به رئیس سازمان سیا ارسال می‌شد: «افرادی که معمولا باید این اطلاعات را دریافت کنند و لازم بود از آن مطلع شوند، کلا از دایره بیرون گذاشته شده بودند.»

در کتاب «جاسوس خوب: زندگی و مرگ رابرت ایمز» که سال ۲۰۱۴ منتشر شد به نقل از ۴۰ منبع اطلاعاتی گفته شده به علیرضا عسگری در ازای ارائه اطلاعات درباره برنامه هسته‌ای ایران، پناهندگی آمریکا داده شد. کای برد نویسنده این کتاب می‌گوید یکی از مقامات دولت بوش درباره تصمیم بوش برای دادن پناهندگی به علیرضا عسگری در سال ۲۰۰۷ گفته است: «در سطح اطلاعات غیر طبقه‌بندی‌ شده نمی‌توانم در این باره توضیح بیشتری بدهم.»

اکنون و ۱۷ سال پس از آن‌چه به تعبیر واشینگتن‌پست، یک کودتای بزرگ برای دستگاه اطلاعاتی آمریکا بود، یک منبع دیپلماتیک اروپایی و سه منبع اطلاعاتی در آمریکا در گفتگو با ایران اینترنشنال تائید کردند علیرضا عسگری، همان زمان ناپدیدشدن «از سوی آمریکایی‌ها و با خواست خودش ابتدا از ترکیه به یکی از پایگاه‌های آمریکا در آلمان برده شد و پس از مدتی کوتاه از آن‌جا به آمریکا منتقل شد و در چهارچوب برنامه حفاظت از شهود با هویتی تازه در آن کشور زندگی می‌کند.»

یکی از این منابع اطلاعاتی ما می‌گوید انتقال او به آمریکا برای سال‌ها بسیار محرمانه نگاه داشته شد: «دست‌کم تا زمان انتشار ارزیابی ملی اطلاعاتی در دسامبر ۲۰۰۷، جز چهره‌های محدودی از مقامات بالا در سیا، کاخ سفید و پنتاگون و چند دستگاه‌ اطلاعاتی آمریکا درگیر در این پرونده، کسی درباره این دست‌آورد بزرگ اطلاعاتی چیزی نمی‌دانست.»

او یک منبـع طلاسـت!

۲۱ آذر ۱۳۸۸ (۱۲ دسامبر ۲۰۰۹)، ساندی تلگراف نوشت علیرضا عسگری در چارچوب یک برنامه سازمان سیا که با هدف تضعیف برنامه هسته‌ای ایران، دانشمندان و مقامات کلیدی درگیر در برنامه هسته‌ای را به خروج از ایران و زندگی در آمریکا ترغیب می‌کند، به این کشور آمده است.

منابع اطلاعاتی ایران اینترنشنال در آمریکا تائید کردند که در چارچوب این برنامه، شماری از دانشمندان فعال در برنامه‌ هسته‌ای ایران، از کشور گریخته و به آمریکا آمده‌اند: «این افراد همیشه به همکاری اطلاعاتی ترغیب می‌شوند اما بسیاری از آنان همکاری نمی‌کنند. با این وجود، صرف قطع همکاری آنان با ایران برای دستگاه اطلاعاتی غرب یک پیروزی است.»

اما مورد علیرضا عسگری برای غرب یک استثنا بود. او نه دانشمند بود و نه در زمان پناه بردن به غرب مقامی کلیدی در برنامه نظامی یا هسته‌ای ایران بود، اما همان‌طور که یک مقام نظامی اسرائیل به تایمز لندن  گفته بود: «او برای دستگاه اطلاعاتی غرب یک منبع طلا است.»

منبعی طلایی که در دست‌کم چهار مورد، اطلاعاتش به اقدامات فوری با نتایج بلندمدت ختم شد: رآکتورهسته‌ای سوریه، عماد مغنیه، محسن فخری‌زاده و برنامه هسته‌ا‌ی ایران.

رآکتـور هسته‌ای سـوریـه

نیمه‌شب ۱۵ شهریور ۱۳۸۶ (۶ سپتامبر ۲۰۰۷) اسکادران ۶۹ نیروی هوایی ارتش اسرائیل، مجتمعی نظامی را در دیرالزور سوریه بمباران و منهدم کرد. ۷ ماه بعد آمریکا اعلام کرد که مجتمع بمباران‌شده یک سایت هسته‌ای با اهداف نظامی بود. چهار سال بعد هم آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تائید کرد، آن‌چه اسرائیل در سال ۲۰۰۷ نابود کرد یک رآکتور هسته‌ای بود.

۲ فروردین ۸۸ (۲۲ مارس ۲۰۰۹)، هانس روئله، رئیس سابق ستاد برنامه‌ریزی وزارت دفاع آلمان و فرمانده پیشین مقر ناتو در این کشور تائید کرد اطلاعاتی که علیرضا عسگری در مورد پروژه‌ هسته‌ای سوریه در دیرالزور داد منجر به شناسایی آن و حمله اسرائیل در سپتامبر ۲۰۰۷ به راکتور الکبار در این سایت هسته‌ای و نابودی آن شد. بنا بر این گزارش، هیچ کس در جامعه اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل تا آن زمان در مورد آن سایت هسته‌ای چیزی نشنیده بودند: «مورد اخیر بسیار شرم‌آورتر بود زیرا دولت اسرائیل همیشه ادعا کرده بود چیزی در سوریه وجود ندارد که آن‌ها ندانند.»

عمـاد مغنیـه؛ مرد سایه را در دمشق هدف گرفتند

عماد مغنیه، معروف به حاج رضوان، عالی‌رتبه‌ترین فرمانده نظامی حزب‌الله لبنان بود که ۲۳ بهمن ۱۳۸۶ (۱۲ فوریه ۲۰۰۸) در انفجار یک خودرو بمب‌گذاری‌شده در دمشق کشته شد. او به دست داشتن چندین مورد بمب‌گذاری، قتل، آدم ربایی و هواپیما‌ربایی در فاصله ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۴ متهم بود و سال‌ها زندگی مخفیانه داشت.

کای برد، در گفتگوی سال ۲۰۱۴ با نیویورک تایمز گفت گمان می‌کند علیرضا عسگری محل زندگی مخفی عماد مغنیه را به آمریکایی‌ها داده باشد. ان‌پی‌آر، رادیو ملی آمریکا هم در گزارشی به احتمال نقش‌داشتن عسگری در ترور مغنیه اشاره کرده است.

در گزارش تحقیقی واشنگتن پست درباره این ترور هم ضمن اشاره به همکاری سیا و موساد در کشتن او، تاکید شده محل اختفای او در دمشق، یک سال قبل از کشته‌شدنش برای سیا مشخص شده بود.

رابرت بائر، از افسران مسئول وقت سیا در بیروت هم پس از پناهندگی عسگری در گزارشی تائید کرده بود عسگری اصلی‌ترین رابط ایرانی در تماس با عماد مغنیه است.

یکی از منابعی اطلاعاتی که با ایران اینترنشنال گفتگو کرد بر این باور است که برخی نشانه‌ها و شواهد از حاکی همکاری عسگری در لو دادن محل اختفای مغنیه است: «بر اساس گزارش واشینگتن‌پست سیا و موساد حداقل یک سال قبل از کشته شدن مغنیه، یعنی حدود ژانویه ۲۰۰۷ محل اختفای او را یافته‌اند و این دقیقا زمانی است که عسگری مدت زمانی کوتاه پس از پناه بردن به سیا، در حال همکاری اطلاعاتی با آن‌هاست.»

یکی از همکاران سابق عسگری هم که با ایران اینترنشنال صحبت کرد تائید کرد او رابطه بسیار نزدیکی با مغنیه داشت: «در میان بچه‌هایی که سابقه فرماندهی سپاه لبنان را داشتند، رضا به واسطه مدت زمان طولانی که آن‌جا بودند و نقشی که در سازماندهی حزب‌الله و تثبیت جایگاه مغنیه در آن داشت، نزدیک‌ترین و صمیمانه‌ترین رابطه دوستی را با مغنیه داشت.»

یکی دیگر از منابع اطلاعاتی طرف گفتگوی ایران اینترنشنال معتقد است، اصولا در نشست‌های اطلاعاتی، هویت منابع افشا نمی‌شود: «گزارش واشینگتن‌پست، تصویری کامل از عملیات زدن مغنیه به دست می‌دهد و برای همین به نظرم این یک نشت اطلاعاتی عمدی است اما طبیعتا منابع آن گزارش، امنیت کسی را که برخی تحلیلگران امنیتی ارزشمندترین سرمایه اطلاعاتی در زمان خودش می‌خوانند، با اشاره به او به خطر نمی‌اندازند.»

ایـران سـلاح نمی‌سـازد؛ شلیـک نکنید!

۱۶ سازمان جامعه اطلاعاتی آمریکا هر سال از یک مساله مرتبط با امنیت ملی گزارشی طبقه‌بندی شده تهیه می‌کنند که با عنوان ارزیابی ملی اطلاعاتی (NIE) به رئیس‌جمهور آمریکا ارائه می‌‌شود. رئیس‌جمهور و مدیر اطلاعات ملی این اختیار را دارند که تمام یا بخشی از آن را از حالت طبقه‌بندی خارج کنند.

گزارش ارزیابی ملی اطلاعاتی سال ۲۰۰۷ درباره مقاصد و ظرفیت‌های هسته‌ای ایران بود. این ارزیابی، ماه نوامبر همان سال در ۱۴۷ صفحه نهایی شد و ماه دسامبر بخش قابل‌توجهی از آن که تنها ۹ صفحه بود از طبقه‌بندی خارج شده و منتشر شد. در این ارزیابی گفته شده بود «آژانس‌های اطلاعاتی با اطمینان بالا قضاوت می‌کنند که تهران در پائیز ۲۰۰۳ برنامه سلاح‌های هسته‌ای خود را متوقف کرده است … و با اطمینان متوسط ارزیابی می‌کنند که تهران تا میانه ۲۰۰۷ برنامه سلاح هسته‌ای خود را از سر نگرفته است و نمی‌دانیم آیا در حال حاضر قصد دارد سلاح هسته‌ای بسازد یا نه.»

این ارزیابی قاطعانه در حالی بیان می‌شد که همین آژانس‌ها در ارزیابی سال ۲۰۰۵ خود گفته بودند: «با اطمینان بالا ارزیابی می‌کنیم که ایران با وجود تعهدات بین‌المللی و فشارهای بین‌المللی، در حال حاضر مصمم به توسعه سلاح‌های هسته‌ای است، اما ارزیابی ما این نیست که ایران غیرقابل تغییر است.»

این ارزیابی‌ها از این لحاظ می‌توانند بسیار مهم باشند که برای توجیه حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، جرج بوش و کاخ سفید به ارزیابی ملی اطلاعاتی سال ۲۰۰۲ همین آژانس‌ها درباره برنامه سلاح‌های کشتار جمعی عراق استناد کرده بودند.

در ارزیابی سال ۲۰۰۷ گفته شده تصمیم ایران برای متوقف کردن برنامه سلاح‌های هسته‌ای پاسخی بود به افزایش نظارت و فشار بین‌المللی ناشی از افشای فعالیت‌های هسته‌ای قبلا اعلام نشده‌ی ایران. تحلیل‌گران اطلاعاتی معتقد بودند نتیجه مهمتر این ارزیابی این است که ابزار موثر برای تغییر موفقیت‌آمیز برنامه‌های هسته‌ای ایران، فشار سیاسی و اقتصادی هدفمند است، نه اقدام نظامی و از طبقه‌بندی خارج کردن بخش‌هایی از آن هم نشان می‌داد دولت بوش قصد دارد همین ابزارهای غیرنظامی را دنبال کند.

برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و گفتند این ارزیابی جامعه اطلاعاتی یک ضربه پیشگیرانه علیه دولت بوش بود تا او را که به شکلی شتابزده قصد حمله به ایران را داشت، از برنامه‌اش منصرف کنند.

در کتابی هم که مرکز مطالعات اطلاعاتی سیا درباره نتایج و اهمیت ارزیابی اطلاعاتی ۲۰۰۷ منتشر کرده، گفته شده منتقدان این ارزیابی می‌گفتند قضاوت ارائه‌شده در آن، از جمله هرگونه استدلال برای اقدام نظامی علیه ایران را تضعیف می‌کند.

یکی از منابع اطلاعاتی که درباره این ارزیابی با او صحبت کردیم، تائید کرد که در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷، در محافل سیاسی واشینگتن، این تصور که آمریکا برنامه‌ای برای حمله به ایران دارد، بسیار جدی گرفته می‌شد: «آن زمان، روزی نبود که از من درباره برنامه آمریکا برای حمله به ایران نپرسند، همه فکر می‌کردند برنامه‌ای تهیه شده و این حمله قریب‌الوقوع است، اما ارزیابی سال ۲۰۰۷ که ابتدای دسامبر منتشر شد مثل آب سردی بود که بر آتش ریختند، عملا همه تصورات درباره احتمال حمله به ایران رنگ باخت و اگر برنامه‌ای هم واقعا تهیه شده بود، عملا کنار گذاشته شد.»

علیرضا عسگری؛ منبع اطلاعاتی برنامه هسته‌ای ایران

گاردین چند روز پس از انتشار ارزیابی ۲۰۰۷، در گزارشی نوشت منابع دیپلماتیک و امنیتی در واشنگتن گفته‌اند این ارزیابی تازه نتیجه اطلاعات فیزیکی است که احتمالا از علی‌رضا عسگری، فراری ایرانی به دست آمده است.

نیویورک تایمز هم در گزارشی خبر داد که اطلاعات تازه از برنامه هسته‌ای ناشی از شنود مکالمات دو مقام ایرانی بوده است. بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، یکی از این دو مقام محسن فخری‌زاده بوده که در گفتگویی که سال ۲۰۰۶ انجام شده با لحنی انتقادی از این‌که بودجه‌ی برنامه هسته‌ای نظامی از سال ۲۰۰۳ قطع شده و یک پروژه مشخص هم تعطیل شده است صحبت می‌کند.

نیویورک تایمز در گزارشی دیگر خبر داد که علیرضا عسگری در گزارش‌های خود به سیا، صحت این گفتگوها را تائید کرده است. منابع اسرائیلی هم در گفتگو با تایمز لندن تائید کردند علیرضا عسگری اطلاعات برنامه هسته‌ای ایران را به دستگاه اطلاعاتی آمریکا داده است.

در گزارش تحلیلی هم که موسسه کنترل تسلیحات در سال ۲۰۱۰ منتشر کرده، به اینکه اطلاعات ارائه شده عسگری درباره برنامه هسته‌ای تائیدی بر غیرنظامی آن بوده، اشاره شده است.

منابع اطلاعاتی که با ایران اینترنشنال گفتگو کردند هم بر این باور هستند مهمترین اطلاعات ارائه شده از سوی علیرضا عسگری به برنامه هسته‌ای ایران ارتباط داشت که نتیجه‌ای بسیار مهم هم به دنبال داشت: «پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و در حالی‌که جرج بوش از ایران به نام یکی از کشورهای محور شرارت نام برده بود و جمهوری‌اسلامی متهم به تلاش برای ساخت بمب اتم بود، شاید تنها یک خبر می‌توانست ایده‌های حول حمله آمریکا به ایران را به حاشیه ببرد: توقف تلاش تهران برای ساخت بمب.»

یکی از این منابع اطلاعاتی می‌گوید این تغییر نظر ۱۸۰ درجه‌ای درباره ماهیت برنامه‌ای هسته‌ای ایران، با توجه به اشاره به شواهد فیزیکی برای آن، احتمالا ناظر به نوارها، اسناد و اطلاعات اختصاصی از برنامه هسته‌ای ایران بوده که علیرضا عسگری در اختیار سیا قرار داده است: «صدای ضبط شده فخری‌زاده مربوط به سال ۲۰۰۶ است. فخری‌زاده پس از آمدن نامش در اسناد لپ‌تاپ، تحت حفاظت کامل بود و طبعا تماس‌ها و ارتباطاتش هم با سطح بالایی از امنیت در جریان بود، در این شرایط به باور من، علیرضا عسگری به واسطه دوستی و دسترسی‌هایش کسی بود که می‌توانسته عامدانه و با برنامه با فخری‌زاده گپ تلفنی یا حضوری بزند و این حرف‌ها همان‌جا باید ضبط شده باشد.»

نام محسن فخری‌زاده، نخستین‌بار در اسنادی دیده شد که با نام اسناد لپ‌تاپ شناخته می‌شود و گفته شده اواسط سال ۲۰۰۴ به دست دستگاه‌های اطلاعاتی غرب رسیده است. به درستی آن اسناد، تردیدهایی جدی وارد شد و شماری از کارشناسان اسرائیلی و آمریکایی آن‌ها را ساختگی خواندند. بعدتر هم کارشناسان آژانس هسته‌ای، ساختگی بودن شماری از عکس‌های آن را تائید کردند. این اسناد با توجه به این تردیدها، دست‌کم در مورد فخری‌زاده منجر به اقدام خاصی نشد.

اما کمتر از ۳ سال بعدتر، آن‌گونه که منابع اطلاعاتی طرف گفتگوی ایران اینترنشنال گفتند علیرضا عسگری هویت او را برای آمریکایی‌ها تائید کرد: «عسگری نام و اطلاعات او را به عنوان مدیر و مغز متفکر برنامه ‌هسته‌ای ایران، در اختیار آمریکایی‌ها گذاشت.» موضوعی که نتیجه فوری آن، قرار گرفتن نام فخری‌زاه در تحریم‌های سازمان ملل ذیل قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت در ۲۴ مارس ۲۰۰۷ بود.

ایران می‌پرسد: علی‌رضا عسگری کجاست؟

جمهوری اسلامی فارغ از تبلیغات رسمی، به این باور رسیده که علیرضا عسگری پناهنده شده و تلاش کرده او را بیابد. سه ماه پس از ناپدیدشدن علیرضا عسگری در ترکیه، رابرت لوینسون، مامور سابق اف‌بی‌آی و پیمانکار سازمان سیا، در جزیره کیش ناپدید شد. همین فاصله زمانی، به این گمانه دامن زد که مقامات ایرانی لوینسون را برای انتقام از رفتن عسگری بازداشت کرده باشند.

به گزارش رویترز، سال ۲۰۱۵ در جریان مذاکرات ایران و آمریکا برای مبادله زندانی‌ها، پس از درخواست آمریکا برای کسب اطلاعات از وضعیت لوینسون، تیم ایران به آن‌ها گفته حاضر است اطلاعاتی از لوینسون ارائه دهد اگر آن‌ها در عوض مکان زندگی علیرضا عسگری را به آن‌ها اعلام کنند.

نیویورک تایمز هم گزارش داده ایران در جریان مذاکرات سال ۲۰۱۶ با آمریکا، دست‌کم دو بار گفته آماده است اطلاعاتی از لوینسون به طرف آمریکایی بدهد اگر آن‌ها اطلاعاتی درباره محل زندگی علیرضا عسگری به ایران بدهند.

اما مقامات امنیتی و نظامی، رو به مخاطبان ایرانی همان خط انکار را ادامه می‌دهند. برای نمونه در آخرین اظهارنظر درباره عسگری، سرتیپ پاسدار علی فضلی، جانشین هماهنگ‌کننده سپاه ۷ مهر ۱۴۰۲ در صحبت‌هایی به مناسبت سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق، دوبار به علیرضا عسگری اشاره کرد، یک بار او را «مرحوم عسگری» خواند و یک بار دیگر در اشاره به او گفت: «حاج رضا عسگری که انشالله زنده باشد و به دامن اسلام بازگردد.»

او هنوز زنده و اینجاست

سه منبع اطلاعاتی در آمریکا و یک منبع دیپلماتیک در اروپا در گفتگو با ایران اینترنشنال تائید کردند علیرضا عسگری اکنون در آمریکاست و در یکی از ایالت‌های این کشور پهناور با هویت تازه‌ای زندگی می‌کند. این منابع همچنین تائید کردند که او در این ۱۷ سال چند بار ایالت محل زندگی‌اش را تغییر داده است.

جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر ضربه‌های امنیتی فراوانی متحمل شده که بسیاری از آن‌ها به خیانت معتمدانش بازمی‌گردد. اما اگر ضربه امنیتی سال ۲۰۱۸ را که به خروج اسناد هسته‌ای از ایران و لو رفتن ماموریت ترریستی اسدالله اسدی در خاک اروپا منجر شد مستثنی کنیم، فرار عسگری و پناه‌بردن او به آمریکا، بزرگ‌ترین خسارت امنیتی دهه‌های اخیر را برای جمهوری اسلامی به‌دنبال داشت.

جمهوری اسلامی ثابت کرده که در انتقام‌گیری از چنین افرادی کم نمی‌گذارد. نمونه شاخص آن شهرام امیری، دانشمند اتمی پناهنده به آمریکا بود که با تهدید خانواده‌اش به ایران بازگشت و اکنون زیر خروارها خاک خفته است. اما به نظر می‌رسد عسگری تاکنون آن‌قدر باهوش بوده که نگذارد دلبستگی‌های خانوادگی برایش تبدیل به پاشنه آشیل شوند.

اما عسگری چگونه از یک عضو ساده کمیته انقلاب اسلامی شهرری به یکی از فرمانده‌های ارشد سپاه پاسداران تبدیل شد تا جایی که زمان بازنشستگی اجباری، با درجه سرلشکری بازنشسته شد؟

از شهر ری تا فرماندهی سرکوب در کُردستان

علیرضا عسگری ۲۰ دی‌ماه ۱۳۳۹ در شهر ری متولد شد و همان‌جا بزرگ شد. یکی از کسانی که نیمه اول دهه شصت با عسگری در سپاه کُردستان کار کرده به ایران اینترنشنال گفت او سال ۱۳۵۶ پس از آشنایی با محمد فدایی به گروه «توحیدی بدر»، یکی از ۷ گروه تشکیل‌دهنده سازمان مجاهدین انقلاب‌اسلامی پیوست که سال ۱۳۵۳ در شهرری تاسیس شد.

به گفته همین منبع، پس از پیروزی انقلاب ۵۷ عسگری ابتدا چند ماه عضو کمیته‌ انقلاب شهرری  بود و اردیبهشت ۵۸ پس از تاسیس سپاه پاسداران همراه محمد فدایی که الگوی او بود به سپاه پیوست: «عسگری خرداد ۵۸ همراه محمد فدایی عازم سیستان و بلوچستان شد، اما کمتر از دو ماه بعد و همزمان با فرمان جهاد خمینی علیه کُردستان، هر دو راهی کُردستان شدند و در کرمانشاه به محمد بروجردی پیوستند.»

به گفته منبعی که در کُردستان با عسگری کار کرده، او تا اواخر بهمن ۵۸ که محمد فدایی در درگیری‌های اطراف کامیاران کشته شد، کنار او ماند و سپس زیر نظر محمود کاوه و ناصر کاظمی، از فرمانده‌های وقت سپاه در کُردستان قرار گرفت و تا اوائل سال ۱۳۶۰ در کردستان ماند: «رضا جثه درشتی داشت و برای همین بچه‌ها به شوخی به او لقب چیفتن (تانک بریتانیایی) دادند و نام رضا چیفتن روی او ماند.»

آشنای علیرضا عسگری در سپاه به ایران اینترنشنال گفت او خرداد ۶۰ و در جریان ناآرامی‌ها در تهران برای کمک به سرکوب‌ها به تهران بازگشت و کمتر از یک سال بعد، اوائل سال ۱۳۶۱ دوباره به کُردستان بازگشت و ابتدا فرمانده اطلاعات قرارگاه سپاه مهاباد شد و سپس، در پائیز سال ۱۳۶۲ و با رفتن اسماعیل احمدی‌‌مقدم از سردشت به سنندج، فرماندهی سپاه سردشت به او سپرده شد.

در همین دوره سردشت، عسگری با زیبا احمدی که به عنوان خواهر زینب با سپاه همکاری می‌کرد آشنا شد. یکی از آشنایان خانواده زیبا به ایران اینترنشنال گفت: «او نام خانوادگی‌اش را عوض کرده، پدر او مرحوم حاجی وسو رحیم اقدم، سرایدار یکی از مدارس شهر بود و به خاطر بدنامی فامیلی شدن با فرمانده سپاه، به شدت مخالف ازدواج دخترش با عسگری بود اما در نهایت از سر ناچاری و زیر فشار و تهدید عسگری و اصرار دخترش به این ازدواج رضایت داد.»

به گفته منابع ایران اینترنشنال، علیرضا عسگری سال ۱۳۶۴ فرمانده سپاه مریوان شد و در پی آن از سال ۱۳۶۵ به فرماندهی سپاه ناحیه کُردستان منصوب شد و تا سال ۱۳۶۷ در همین سمت باقی ماند. اما یکی از مقاطع مهم زندگی سیاسی و نظامی علیرضا عسگری که توجه ویژه دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل و غرب را هم به او جلب کرد، دوره

حضور او در لبنان بود

اعزام به لبنان؛ سازماندهی حزب‌الله

به گفته آشنای خانواده همسر علیرضا عسگری، او استعداد بالایی در یادگیری زبان داشت. این استعداد و تجربه‌ طولانی‌اش در جنگ نامنظم در کُردستان باعث شد پس از اتمام ماموریت در کُردستان در پائیز ۱۳۶۷، بلافاصله به عنوان فرمانده سپاه لبنان به آن‌جا اعزام شود.

علیرضا عسگری نخستین فرمانده‌ی سپاه در لبنان شد که یک دوره کامل ۵ ساله در آن کشور ماند تا پائیز سال ۱۳۷۲ که اسماعیل احمدی‌مقدم برای یک دوره ۵ ساله دیگر، جای او را در لبنان گرفت.

علیرضا عسگری در دوره حساسی به لبنان رفت. درگیری‌ها بین امل و حزب‌الله تازه شروع شده بود و با توجه به حمایت سوریه از امل، جمهوری‌اسلامی نگران بود که موجودیت حزب‌الله با واکنش سوریه به خطر بیفتد. عسگری نقش موثری در پایان‌دادن به این درگیری‌ها داشت و از آن مهم‌تر، به تعبیر احمدی‌مقدم، بو «حاج رضا عسگری» بود که با سازماندهی دوباره «حزب‌الله را به یک حزب کامل با تمام ارکان نظامی، اطلاعاتی، فرهنگی، سیاسی و … تبدیل کرد.»

در دوره فرماندهی عسگری در لبنان، دست‌کم ۴ مورد گروگان‌گیری در آن‌جا رُخ داد. سه سرباز ایرلندی در پائیز ۶۷، یک شهروند بریتانیایی در خرداد ۶۸، دو شهروند سوئیسی در آبان ۶۸ و یک شهروند فرانسوی در شهریور ۷۰.

اما آن‌چنان که یکی از فرمانده‌های پیشین سپاه به ایران اینترنشنال گفت یکی از نتایج یا ضرورت‌های تغییر ساختار حزب‌الله با هدایت عسگری، تلاش برای دخیل‌کردن این جریان در پروسه سیاسی لبنان بود و این جز با توقف کامل سیاست گروگان‌گیری حزب‌الله ممکن نمی‌شد. با همین هدف، در همین دوره فرماندهی عسگری به تدریج همه گروگان‌های اسیر در دست‌ حزب‌الله که زنده مانده بودند آزاد شدند و با آزادی آخرین گروگان اروپایی در تیر ۱۳۷۱ (ژوئن ۱۹۹۲) بحران گروگان‌گیری در لبنان پایان یافت.

همین فرمانده پیشین سپاه به ایران اینترنشنال گفت این در نهایت عسگری بود که «مقامات بالادستی را در تهران متقاعد کرد با توجه به بدنامی شدید جهاد اسلامی لبنان و از دست رفتن ضرورت وجودی آن، این سازمان را در سال ۱۹۹۲ منحل کرده و مغنیه را کاملا تحت تابعیت حزب‌الله و رهبری آن درآورد.»

رابرت بائر یکی از افسران مسئول وقت سیا در بیروت در کتاب خاطراتش تائید کرده عسگری در در زمان فرماندهی سپاه در لبنان در آدم‌ربایی غربی‌ها مسئولیت داشت و به عنوان رابط اصلی عماد مغنیه و حسن نصرالله فعالیت می‌کرد. رضا گلپور، از دوستان علیرضا عسگری هم نوشته رابطه بسیار نزدیک او با حسن نصرالله و عماد مغنیه همچنان برای سال‌ها ادامه داشته است.

شماری از رسانه‌های غربی از جمله واشینگتن پست، تایمز لندن، نیویورک تایمز، و حتی کای برد در کتاب تحقیقی ارزشمند جاسوس خوب، علیرضا عسگری را به اشتباه فرمانده سپاه لبنان در زمان انفجارهای سفارت آمریکا و مقر تفنگداران آمریکایی در بیروت در سال‌ ۱۳۶۲ (۱۹۸۳) معرفی کرده‌اند.

مسئولیت نداشتن عسگری در انفجارهای بیروت

تحقیقات ایران اینترنشنال نشان می‌دهد این ادعا درست نیست و پیش از عسگری، در نیمه اول دهه هشتاد میلادی، دست‌کم ۶ نفر دیگر فرماندهی سپاه لبنان را به عهده داشته‌اند.

نخستین فرمانده سپاه در لبنان و سوریه احمد متوسلیان بود که ۱۴ خرداد به ماموریت اعزام شد اما تنها چند هفته پس از رسیدن به لبنان در ۱۴ تیر ۱۳۶۱ ربوده شد و از آن روز مفقود شده است.

پس از ربوده شدن متوسلیان، منصور کوچک‌محسنی چند ماه مسئول سپاه لبنان شد. احمد کنعانی مقدم فرمانده بعدی سپاه لبنان بود که تا تابستان ۱۳۶۲ آن‌جا ماند. در دوره مسئولیت او، در ۲۹ فروردین ۱۳۶۲، به سفارت آمریکا در بیروت حمله انتحاری شد و ۶۳ نفر از جمله ۱۷ آمریکایی کشته شدند.

از تابستان ۱۳۶۲ تا ابتدای پائیز ۱۳۶۳ مسئولیت سپاه لبنان به حسین دهقان سپرده شد. در همین دوره، در اول آبان ۱۳۶۲، در دو حمله پیاپی به مقرهای تفنگداران آمریکایی و فرانسوی در بیروت، ۲۹۹ تفنگدار کشته شدند.

پس از دهقان، از سال ۱۳۶۳ کسی به اسم حسین مصلح (مصلح‌نیا) برای یک سال مسئول سپاه لبنان شد و سپس سال ۱۳۶۴ محمدرضا نقدی برای یک سال جای او را گرفت. در همان سال‌ها، از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۷، سید احمد آوایی قائم مقام فرماندهی سپاه در لبنان بود.

بازگشت عسگری به ایران؛ از وزارت دفاع تا زندان به اتهام فساد اخلاقی و مالی

اما چرا علیرضا عسگری با توجه به خدمات مهمش به جمهوری‌اسلامی، در ایران بازداشت شد؟

یکی از همکاران سابق علیرضا عسگری به ایران اینترنشنال گفت او پس از بازگشت از لبنان، ابتدا نزدیک به ۳ سال در سمت‌ فرمانده کل عملیات سپاه خدمت کرد و سپس نزدیک به یک سال به فرماندهی سپاه تهران منصوب شد.

عسگری سال ۱۳۷۶ در دولت محمد خاتمی، معاون بازرسی وزارت دفاع شد و تا زمانی که در اواخر سال ۱۳۸۱ از سوی حفاظت اطلاعات وزارتخانه بازداشت شد، در همین سمت ماند. بازداشتی که  ۱۸ ماه به طول انجامید.

کریم سجادپور، تحلیلگر مسائل ایران در موسسه کارنگی در گفتگویی با ان‌پی‌آر (رادیو ملی آمریکا)، گفته عسگری با اتهامات اخلاقی و مالی بازداشت شد: «او زمانی که در زندان بود به طرز وحشیانه‌ای شکنجه شد.»

چند تن از دوستان علیرضا عسگری و مقامات سابق جمهوری‌اسلامی هم در گفتگو با فایننشال تایمز تائید کردند عسگری پس از ۱۸ ماه زندان، ناامید و عصبانی بود و از نظر روانی آشفته شده بود.

یکی از آشنایان علیرضا عسگری هم به ایران اینترنشنال گفت همزمان با بازداشت او «در محافل سیاسی تهران این بحث مطرح بود که این فرمانده سپاه با اتهام فساد مالی و اخلاقی بازداشت شد و زیبا احمدی، همسر نخست او یکی از شاکیانش درباره‌ی فساد اخلاقی (ارتباط جنسی خارج از ازدواج) بود.»

یکی از فرمانده‌های پیشین سپاه هم در گفتگو با ایران اینترنشنال خشونت بازجویان در برخورد با عسگری را تائید کرد: «عسگری در جریان یکی از جلسات اولیه بازپرسی در گوش قاضی‌ که از او سوال می‌کرده، سیلی زده و همین وضعیتش را دشوارتر کرد.» همین منبع همچنین تائید کرد که در جریان بازداشت ۱۸ ماهه «بازجویان حفاظت اطلاعات عسگری را بسیار آزار داده و شکنجه کردند.»

عسگری در نهایت با وساطت دوستان پرنفوذش از جمله اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده وقت نیروی انتظامی کشور، که در دوره حضور در کُردستان با او کار کرده بود و دخالت ناطق‌نوری، بازرس وقت دفتر علی خامنه‌ای از زندان آزاد شد.

آن‌چنان که زیبا احمدی، همسر اول علیرضا عسگری، گفته او در سال ۱۳۸۳ و پس از آزادی از زندان، در حالی‌ که تنها ۴۴ سال داشت با درجه سرلشکری و پیش از موعد بازنشسته شد و پس از بازنشستگی وارد کار تجارت زیتون شد.

سفرهای خارجی از تایلند تا سوریه و ترکیه؛ استخدام جاسوس

بنا بر روایت رضا گلپور، اواخر آبان ماه سال ۱۳۸۵، کمتر از یک ما پیش از ناپدید شدن علیرضا عسگری، او با این عنوان که برنامه سفر دارد از دیدار با مسئول وقت دفتر ریاست قوه قضائیه، که قرار بوده به دستور خامنه‌ای از او دلجویی کند، سرباز زده است.

عسگری در پاسخ به نگرانی گلپور از سفر با پرونده باز، گفته این نخستین سفر خارجی او پس از آزادی نیست. زیبا احمدی هم گفته همسرش پیش از سفر آخر به سوریه و ترکیه، سفرهای دیگری به ترتیب به تایلند، لبنان و سوریه داشته است.

یکی از منابع اطلاعاتی در آمریکا به ایران اینترنشنال گفت ممکن است علیرضا عسگری در سفر تایلند، با ماموران سیا دیدار کرده باشد: «تایلند سال‌هاست از کشورهای مورد علاقه سرویس‌های اطلاعاتی غربی برای جذب جاسوس از ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه است. گفته شده ممکن است سیا عسگری را در جریان سفری در زمان معاونتش در وزارت دفاع، استخدام کرده باشد، اما به نظر من با توجه به این‌که او پس از بازجویی‌های بی‌رحمانه در زمان بازداشتش به جمهوری‌اسلامی پشت کرد، عسگری احتمالا در همین سفر به تایلند با سیا تماس گرفته است.»

به گفته زیبا احمدی، همسرش در سفر آخر برای تجارت زیتون به سوریه و ترکیه رفته است. اما رضا گلپور مدعی است این سردار سپاه به او گفته علاوه بر تجارت زیتون، «برای خرید چیزهایی برای وزارت دفاع به سفر سوریه و ترکیه می‌رود.» قاسم سلطان‌آبادی از دوستان عسگری هم گفته سفر او به سوریه و ترکیه ماموریت بوده است.

اسماعیل احمدی‌مقدم، ۲۵ آذر ۹۱ در مراسم ششمین سالگرد مفقود شدن عسگری گفت این سردار سپاهی یک روز قبل از سفر به سوریه که پس از آن ناپدید شد، به دفتر او رفته است: «او گفت شاید دیگر همدیگر را نبینیم. من آمده‌ام این‌جا تا حرف‌هایی را به شما بزنم که بعدا آن را پیگیری کنید.»

علیرضا عسگری می‌دانست که دیگر قرار نیست دوست قدیمی‌اش را ببیند، به نظر می‌رسد پس از ۱۷ سال، اسماعیل احمدی مقدم هم فهمیده باشد عسگری برای خداحافظی آخر پیش او رفته بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .