Aug 16 2018
Archive for the 'ملای حیلهگر' Category
Aug 16 2018
شعری فکاهی دروصف آخوند بنام بس که این ملت خراست با پوزش ازالفاظ زشت
شعر از شاعر طنز پرداز معروف و با استعداد زنده یاد ناصر اجتهادی از نویسندگان مجله فکاهی توفیق
مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است
بسکه این ملت خر است
حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است
بسکه این ملت خر است
مغز ها له شد به زیر سم ملایان قم
وای در عصر اتم
صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است
بسکه این ملت خر است
هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند
جان ما را سوختند
حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است
بسکه این ملت خر است
مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش
حرف عمامه است و ریش
گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است
بسکه این ملت خر است
خاک شهر قم گمان داری بشر میپرورد
تخم خر میپرورد
زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است
بسکه این ملت خر است
ما که میدانیم حال شیخها در حجره ها
وای بر احوال ما
کز تف همدرسها ماتحتشان دائم تر است
بسکه این ملت خر است
شیخ ریقوئی که دائم بود دنبال لواط
در پی فور و بساط
با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است
بسکه این ملت خر است
وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق
چونکه برگشته ورق
پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است
بسکه این ملت خر است
معده هر شیخ چون پر شود ازمال مفت
میشود گردن کلفت
چشمها انگار کور و گوشها گویی کر است
بسکه این ملت خر است
مملکت نابود شد با نقشه بیگانگان
های ای دیوانگان
کی خمینی رهبر است؟ این پیر کودن نوکر است
بسکه این ملت خر است
ریده بر این مملکت این شیخ پشمالوی خوک
با گروهی کله پوک
هر یکی از دیگری ابله تر و جا کش تر است
بسکه این ملت خر است
میدرد دیوانه وار این مردم بیچاره را
های خر های خدا
کشتن این خرس مردم خوار حج اکبر است
بسکه این ملت خر است
خویش را خوانده امام و مسلمین را امتش
چیست ؟ دانی علتش؟
زانکه چون خر ملتی زین مفتخور فرمانبر است
بسکه این ملت خر است
جای روح الله ریق الله باید خواندنش
ظلم باشد ماندانش
ای خدا این چس بود روح تو؟ این شرم آور است
بسکه این ملت خر است
ای خوش آن روزی که بینم جمله را بالای دار
بر درختان چنار
در چنان روزی وطن از هر بهشتی خوش تر است
بسکه این ملت خر است
Aug 15 2018
مواضع حکومت آخوندی را باره خزر

منبع تویتر شهرام رفیع زاده
اینایی که حرفای #صفروف و حقوق ناشی از قراردادهای تاریخی را تکذیب میکنن این مقاله محسن امینزاده معاون وزارت خارجه دولت خاتمی در #اعتماد۱۰دی۱۳۸۶ تایید میکنه که مقامهای جمهوری اسلامی بعد از فروپاشی شوروی این خطای بزرگ را مرتکب شدن و شتابزده از حق ایران گذشتن
Jul 26 2018
پروندۀ واردات غیرقانونی خودروهای لوکس به ایران محرمانه شد
رادیوفرانسه: ناصر سراج، رئیس سازمان بازرسی کل کشور، در گفتگو با ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران، گفت که پروندۀ واردات غیرقانونی خودروهای لوکس محرمانه است و تحقیق و بررسی در این باره خاتمه نیافته است. ناصر سراج در ادامه اضافه کرد که به دلیل محرمانه بودن گزارش ها، بیان جزئیات این پرونده امکان پذیر نیست.
محمد شریعتمداری، وزیر صنعت، معدن و تجارت سهشنبه دوم مرداد ماه در یک برنامۀ تلویزیونی اعتراف کرده بود که این واردات قاچاق توسط کارکنان وزارتخانههای دولتی صورت گرفته و وزارتخانۀ تحت نظارت او فهرستی مرکب از اسامی صد نفر که در این قاچاق دست داشتهاند را در اختیار خبرگزاریها گذاشته است.
محمد شریعتمداری ضمن عذرخواهی از مردم ایران بابت این تخلف گفته است که متقلبان وارد سایت ثبت سفارش واردات کالا شده و با تغییر دادن نام کالاها، تاریخ ثبت سفارش، تاریخ مجوزها و سایر اطلاعات به طور جعلی موارد “واردات خودرو” ایجاد کردهاند.
به گفتۀ محمد شریعتمداری واردات غیرقانونی خودروهای لوکس توسط افراد یا شرکتهایی صورت گرفته که نمایندگی فروش خودروهای خارجی را داشته یا متقاضی خرید این خودروها بودهاند و خود این تخلف با همکاری عدهای واردکننده و کارمندان دولت صورت پذیرفته است. محمد شریعتمداری اضافه کرده است که تاکنون ١٩٣۴ دستگاه از این خودروها وارد کشور شده اما در نهایت دولت از شمارهگذاری ٣٠٠ خودرو جلوگیری کرده است. شریعتمداری در بارۀ سرنوشت بقیۀ اتوموبیلهایی که به طور غیرقانونی وارد کشور شده چیزی نگفت.
Jul 25 2018
سیمای زنی در گردباد انقلاب ۵۷؛ یادی از سودابه سدیفی

رادیوزمانه: سودابه سدیفی
روز افتتاح نخستین مجلس پس از انقلابِ ۱۳۵۷، مشاور ابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهوری وقت، با بلوز و دامن و روسری در ساختمان مجلس ایران حاضر شد. در بحبوحه تندرویهای اوایل انقلاب، در مجلسی که ۸۵ کرسی آن را ائتلاف بزرگ (ائتلافی متشکل از گروههای اسلامگرا) تصاحب کردهبودند، «موها و پاهایش پوشیده نبود»؛ اما مجلسی که به قول احمد توکلی، یکی از نمایندگان آن ائتلاف بزرگ، «مجلس تند اول انقلاب بود» سودابه سدیفی را تحمل کرد.
سودابه سدیفی در روز ۱۳ اسفند ماه ۱۳۹۳ در سن ۶۷ سالگی، در اثر بیماری سرطان درگذشت. زنی جوان از اعضای کنفدراسیون دانشجویان مقیم فرانسه که در زمان ورود آیتالله خمینی به پاریس نخستین میزبان او بود.
سودابه سدیفی که در آن زمان به عنوان روزنامهنگار فعالیت میکرد، در دوران اقامت آیتالله خمینی در پاریس، وظیفه جمعآوری و ترجمه اخبار مربوط به انقلاب ایران در مطبوعات فرانسه و انتقال آنها به آیتالله خمینی را برعهده داشت.
سدیفی قبل از آن در دانشگاه تهران، در قالب گروههای چپگرا بر ضد رژیم پهلوی فعالیت سیاسی و اجتماعی میکرد. او پس از ورود به فرانسه در اوایل دهه پنجاه و پیش از ورود به حلقه بنیصدر فعالیتهای خود را در قالب کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور ادامه داد. در این دوره حجم فعالیت سیاسی سودابه تا حدی بود که دولت فرانسه با خودداری از اعطای اقامت بلندمدت، تنها به صورت ماهانه به او اجازه اقامت میداد.
آیتالله خمینی در دوران تبعید و در بدو ورود به پاریس به منزل سودابه سدیفی و همسرسابقش احمد غضنفرپور، که از یاران و حلقه نزدیک به بنیصدر بودند، رفت. رهبر آینده انقلاب ایران تا آمادهشدن «خانه نوفللوشاتو» در این منزل اقامت داشت.
در بهمن ۵۷، سودابه وهمسرش مسافر همان هواپیمای ایرفرانسی بودند که آیتالله خمینی را پس از سالها تبعید به ایران بازگرداند، هواپیمایی که بنیصدر به صورت اختصاصی اجاره کرده بود و برای بالا بردن امنیت پرواز مسافران آن را چهرههای سرشناس انقلاب و خبرنگاران تشکیل میدادند.
با پیروزی انقلاب سدیفی فعالیت خود را در فضای مطبوعاتی کشور آغاز کرد. پس از آن به دنبال انتخاب بنیصدر در مقام رئیسجمهوری، او هم به دفتر ریاستجمهوری راه یافت تا به دعوت بنیصدر به عنوان مشاور در «امور نهضتهای آزادیبخش» مشغول به کار شود ــ پستی که پیشتر در زمان سرپرستی بنیصدر وسپس قطبزاده بر وزارت خارجه نیز عهدهدار آن بود.
کاظم کردوانی دبیر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشوردر دهه پنجاه و از دوستان سودابه سدیفی میگوید که او در مقایسه با دیگر افراد مرتبط با رئیسجمهوری حساسیت بیشتری نسبت به حفظ آزادیهای سیاسی و اجتماعی داشت. به گفته کردوانی، او جزو آن دسته از افراد حلقه بنیصدر بود که پیشینهای چپ داشتند و به نسبت رادیکالتر از دیگر اعضای این حلقه بودند که سابقه مذهبی داشتند.
اعترافات شب اول قبر
سدیفی بعد از جریانات خرداد ۶۰ و طرح عدم کفایت بنیصدر، در روز ۳۰ خرداد همراه با عذرا حسینی، همسر ابوالحسن بنیصدر، دستگیر شد. عذرا حسینی در این باره میگوید: «بعد از کودتای خرداد ۶۰، همراه من دستگیر شد. فردای آن روز مرا آزاد کردند، ولی او را نگه داشتند و سالهای سال در زندان ماند و تحت انواع و اقسام شکنجههای سخت، و تن و روحفرسا، بهخاطر جرمهای نکرده قرار گرفت.»
دولت بنیصدر در فضایی غیر قابل پیشبینی و بعد از سخنرانی آیتالله خمینی بر علیه دولت سقوط کرد. چراغ سبزی که او به مجلس برای ارائه طرح عدم کفایت رییسجمهوری داد، در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ به سقوط دولت بنیصدر منجر شد. سقوطی که داستان زندگی سودابه سدیفی را نیز یک شبه تغییر داد.
طی دوران زندان، سودابه سدیفی و همسر سابقش غضنفرپور را در دوره بازجویی با شکنجه و اذیت و آزار به توبه کشاندند. چندی بعد این زوج سیاسی نزدیک به بنی صدر، دراعترافاتی که از تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی پخش شد، ظاهر شدند.
این اعترافات در برنامهای با نام «شب اول قبر» در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۶۰ از تلویزیون ایران پخش شد و در مجموعه سمینارهای تلویزیونی از آغاز مهر تا پایان آبان ۶۱ ادامه پیدا کرد. در برنامهها شرکتکنندگان (که در ادبیات مقامات ایران تواب خوانده میشدند) از گذشته خود اعلام پشیمانی میکردند. این سمینارها به صورتی بود که شرکتکنندگان در آن بحث را ادامه میدادند و از حالت پرسش و پاسخ خارج میشد. در طی همین سمینارها بود که سودابه سدیفی از ارتباط بین بنیصدر و مجاهدین و دستور بنیصدر مبنی بر حذف بعضی از مخالفین صحبت کرد.
اعترافات و توبه پخششده در فضای انقلابی سالهای ۶۰ اعتراضات و انتقادهای بسیاری را برای او به همراه آورد.
فشارهای امنیتی پس از زندان از یک سو و انتقاد از «شکستهشدن» او در زندان و حضور در برنامه «شب اول قبر»، باعث شد که او تا پایان عمر از صحنه سیاسی ایران کنارهگیری کند.
در دهه شصت در ایران، بنابر گفته بسیاری از زندانیان سیاسی آن دوران، رویهای شکل گرفت که بازجویان میکوشیدند تا متهمان را به اعترافهای تلویزیونی علیه خود و گروههای متبوعشان وادار کنند. اسدالله لاجوردی، دادستان انقلاب تهران از جمله کسانی بود که این برنامهها را در حسینیه زندان اوین اجرا میکرد. بسیاری از رهبران حزبتوده ایران، چهرههای مذهبی همچون آیتالله شریعتمداری، و رئیس پیشین صدا و سیمای ایران صادق قطبزاده در این اعترافات حضور یافتند.
به گفته ابوالحسن بنیصدر در زمان بازرسی رینالدو گالیندوپل، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران از زندانهای این کشور در زمستان ۱۳۶۸، سودابه هم در جمع آن دسته از زندانیانی بود که با گالیندوپل ملاقات کردند. بر این اساس، او نیز گزارشی کامل از شکنجههایی که در زندان متحمل شده بود، ارائه کرد.
حق نان و نمک: میزبانی از آیتالله خمینی
سدیفی فروردینماه سال ۱۳۶۳ و پس از دستور مستقیم آیتالله خمینی از زندان آزاد شد. گفته میشود که دلیل این دستور، اقامت چندروزه آیتالله خمینی در منزل سودابه در بدو ورود به پاریس بوده است.
در ارتباط با دستور آیتالله خمینی در مورد آزادی او، سید حسین موسوی تبریزی، دادستان وقت کل کشور، در مصاحبهای با سایت «مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی» میگوید: «امام به من گفت در رابطه با آقای بنیصدر سه نفر دستگیر شدهاند: آقای غضنفرپور نماینده مجلس، پسر مرحوم آیتالله حاج آقا رضا موسوی زنجانی، که مسئول دفتر آقای بنیصدر بود و خانم سودابه سدیفی خبرنگاری که از فرانسه با امام آمد و بعد با بنیصدر کار میکرد. امام فرمود: “همانها را هم بگویید آزاد کنند”.»
این گفته موسوی تبریزی اما به اسفندماه ۱۳۶۲ میگردد و همزمان است با دستور رهبر وقت ایران در مورد آزادی داریوش فروهر. به همین خاطر، باید تأیید کرد که دیدار سدیفی با گالیندوپل بعد از آزادی و احتمالاً به عنوان زندانی سابق صورت گرفته است.
سودابه سدیفی بعد از آزادی، مدتی در زمان ریاست محمد خاتمی بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این وزارتخانه مشغول به کار شد. با این حال این دوره نیز چندان نپایید تا اینکه او به شمال ایران رفت و تا پایان عمر به کشاورزی پرداخت.
انقلاب مردان، مردان انقلاب
سودابه سدیفی همنسل زنان فعالی بود که هر یک به نحوی از صحنه سیاست ایران پس از انقلاب کنارزده شدهاند؛ خواه کسانی که همچون خود او به حبس و حصر دچار شدند یا دیگرانی همچون اعظم طالقانی و عاتقه صدیقی، همسر محمد علی رجایی که بهتدریج به حاشیه رانده شدند.
صحنهای از تظاهرات روز جهانی زن در اسفند ۱۳۵۷ در تهران
صحنهای از تظاهرات روز جهانی زن در اسفند ۱۳۵۷ در تهران
او از معدود زنانی بود که در فضای مردانه سالهای اول انقلاب فعالیت سیاسی خود را دنبال میکرد، دورانی که در دولت موقت بازرگان و سپس شورای انقلاب و دولت بنیصدر جایی برای فعالیت زنان نبود و جوی تکجنسیتی بر دایره حکمرانان غلبه مطلق داشت. علاوه بر این، دهه نخست انقلاب ۵۷، دههای بود که گروههای سیاسی که نقش زنان در آن پررنگتر بود، هر روز بیشتر به حاشیه رانده و یا سرکوب میشدند.
این دوره با شروع حجاب اجباری اندکی پس از پیروزی انقلاب در اسفند ۵۷ آغاز شد. در برابر تحمیل حجاب مقاومتهایی صورت میگرفت، چنانچه در تجمعات روز ۱۷ اسفند همان سال که مصادف با ۸ مارس و روز جهانی زن بود شعارهایی علیه حجاب اجباری سر داده شد. این در حالی بود که شب قبل از آن در تلویزیون دولتی ایران که ریاست وقت آن را صادق قطبزاده بر عهده داشت از ۸ مارس به عنوان یک سنت غربی یاد شده بود و همان روز ۱۶ اسفند روزنامه کیهان از قول آیتالله خمینی نوشته بود «در وزارتخانه اسلامی نباید معصیت بشود. در وزارتخانههای اسلامی نباید زنهای لخت بیایند. زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار کنند لیکن با حجاب شرعی باشند.»
بنیصدر که خود در آن دوره برای مدتی ریاست دورهای شورای انقلاب را عهدهدار شد و سپس به ریاستجمهوری رسید، در برابر سیاست حجاب اجباری سکوت کرد و اگر مخالفتی هم داشت، ترجیح داد به صورت علنی در این مورد اظهار نظر نکند. دولت موقت هم به نوعی سکوت پیشه کرد.
شاید سودابه سدیفی هم در این زمان نوعی سیاست سازشکارانهای در پیش گرفت و به عنوان زنی روزنامهنگار عکسالعملی به سیاست تحمیل حجاب و آن گونه اظهارات آیتالله خمینی نشان نداد. اما نوع رفتار و پوششی که او حدود دو سال پس از اسفند ۵۷ در جریان افتتاح مجلس اول شورای اسلامی داشت و بعد از سالها هنوز به عنوان عملی هنجارشکن در اذهان نمایندگان تندرو آن زمان باقی ماند، نشان از همان روحیه سرکش و بیقراری دارد که کاظم کردوانی از دوران فعالیت او در کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور سراغ دارد.
زنی «با بلوز و دامن و روسری، در حالی که پاها و موهایش پوشیده نبود» به صحن مجلسی قدم گذاشت که آیتالله خامنهای و هاشمی رفسنجانی از نمایندگان آن بودند.
Jul 19 2018
پاسخ نامه ۱۰۰ اصلاحطلب مشخص شد روشنگری خبرنگار اصلاحطلب از پشت پرده یک نامه به رئیس دولت اصلاحات
فارسی: یک خبرنگار اصلاحطلب درباره پشت پرده نامه اصلاحطلبان به رئیس دولت اصلاحات با ۱۰۰ امضا، افشاگری کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس، اواخر خرداد سال جاری، حدود 100 نفر از فعالین اصلاح طلب در نامه ای به رئیس دولت اصلاحات، با اشاره به ناکارآمدی جریان اصلاح طلبی، خواستار تغییر و دگرگونی در تشکیلات اصلاحات شدند.
این نامه که تعداد امضاهای آن قابل توجه به نظر می رسید، اختلافات متعددی میان اصلاح طلبان در پی داشت و به نام «نامه اصلاح اصلاحات» شهرت پیدا کرد.
اکنون به نظر می رسد با گذشت بیش از یک ماه از انتشار این نامه و تدارک ارسال نامه دوم، اختلافات درونی افزایش یافته تا جایی که برخی فعالین اصلاح طلب مطالبی تامل برانگیز از پشت پرده های این نامه منتشر کرده اند.
ساسان آقایی خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب اعتماد، یاسنو، فرهیختگان، همبستگی، توسعه و … که سابقه 3 بار بازداشت و زندان را نیز دارد، در رشته توئیتی درباره پشت پرده نامه فعالین اصلاح طلب اقدام به افشاگری کرده است.
محور مطالب جالب توجه این فعال اصلاح طلب که می گوید «مدعیان اصلاح نهتنها دانستن را حق مردم نمیدانند، بلکه حق امضاکنندگان نامه هم نمیدانستهاند» بدین شرح است:
* دستکم دو تن از امضاکنندگان تاکید کردهاند که این نامه از سوی یک عضو ادوار تحکیم وحدت برایشان ارسال اما پیش از اعلام موافقت یا عدم موافقت، با امضای نکردهی آنها منتشر شده که به دلیل رعایت مصلحت جمعی از تکذیبش چشم پوشیدهاند
* برخی امضای خود در این نامه را برای اتمام حجت با خاتمی دانستند
* حدود 10 نفر از امضاکنندگان که با من حرف زدهاند از ماهیت و برنامه اصلی تدوین گران نامه و اینکه چه کسان دیگری آن را امضا کردهاند، اطلاعی نداشتند که بیانگر اقدام هماهنگ برای سواستفاده از امضای افراد بوده است.
* نامه از سوی یک باند(که برخی زندانی سیاسی سابق و زندانخواه کنونیاند) تهیه شده. هستهی کانونی با حضور برخی اعضای شورای مرکزی «اتحاد ملت»، 10 تا 15 نفر بودهاند
خیانت نویسندگان نامه به همراهان خود
* پس از انتشار نامه و ایجاد یک جریان کاذب خبری، باند پشتپردهی نامه به راه خود رفتند و برای دیگر امضاکنندگان مستقل آن نقش سیاهیلشکر را قائل شدند.مدعیان «اصلاح اصلاحات» حتی از خیانت به همراهان خود هیچ ابایی نداشتهاند.
* طیف مستقل که با هدف اثرگذاری نامه را امضا کرده بود، بعد 3هفته از انتشارش و بیتوجهی علنی خاتمی به آن تصمیم گرفتند تا در نامه دومی اعلام دارند که وی خود را قائل به پاسخگویی ندانسته بنابراین اصلاحات در این چارچوب و با چنین رهبری بیمعناست، اما آنها از پشتپرده خبر نداشتند!
* پس از نوشته شدن نامهی دوم، متن برای کسانی که نامهی نخست را امضا کرده بودند، ارسال شد. حدود 20 امضا از نامهی دوم حمایت کردند اما درست در بحبوحهی تصمیمگیری برای امضای نامه، پیک ادواری نامهی اول، به امضاکنندگان خبر داد که خاتمی پاسخ آنها را داده و نامهی دوم باطل است!
* بخش مهمی از امضاکنندگان نامه که از اساس از این ساختوپاخت خبر نداشتند، به اعتراض برآمدند که اگر جوابی رسیده، پس کجاست. معلوم شد که کاروانی حدود 7 نفر از باند خودیها دو هفته پیش به دیدار خاتمی رفتهاند و لازم ندیدهاند به سیاهیلشکرشان حرفی بزنند!
* با فشار امضاکنندگان نامهی دوم و تهدید به انتشار آن، سرانجام گروهی از باند تدوین نامه، ناچار به جلسهای با معترضان شدند. این جلسه در یک تعطیلی، دوشنبه (2 هفته پیش) برگزار شد و حدود 4 ساعت به درازا کشید.
پاسخ خاتمی به نگارندگان نامه «اصلاح اصلاحات»
* محور بحث این جلسه، پاسخ خاتمی به نامه بود. خاتمی شفاف گفته بود که 1)عارف دستزدنی نیست و تغییر نخواهد کرد 2) اهل تعامل با نظام هستم و از این مسیر کوتاه نمیآیم 3) تغییر شورای عالی اصلاحطلبان ممکن نیست. 4) به میرحسین موسوی گفته ام راهم تعامل با نظام است نه راهی که موسوی میرود
* آب پاکی که خاتمی روی دست حواریونش ریخت به همینجا ختم نشد، گفته بود که از اساس حوصلهی بیشتر درگیر شدن در بحثهای اصلاحات را ندارد و شورای عالی را تشکیل داده تا از بار مسوولیت او کاسته شود و به عبارتی بتواند کنج عافیت پیشه کند؛ نوعی بازنشستگی سیاسی/ خاتمی گفته بود به #عارف «توصیه» میکند یک نفر از اعضای 100 نفرهی این نامه در شورای عالی عضویت پیدا کند که در تمام یک هفتهی پس از دیدار، محفل خودیها سرگرم انتخاب این یک نفر بدون اطلاع دیگران بود/ نمایندگان باند توضیح دادند که این سقفِ خواستهی نامه بوده! و موفقیت بسیار بزرگی برای جریان اصلاحات است که یک تن از آنها به شورای عالی برود. خاتمی هم همین بوده و هست و انتظار بیشتری برای «اصلاح اصلاحات» نمیرفت؛ در واقع اکثریت امضاکنندگان سرکار بودهاند!
* عماد بهاور و عبدالله مومنی گزینههای جدیتر هستهی گرداننده معرکه بودهاند که برخی از اعضای آن میگفتند با توجه به تاکید نامه بر «قبول نکردن هیچ سمتی از سوی امضاکنندگان» از اساس نباید فرد پیشنهادی از درون این جمع باشد اما در نهایت انتخاب فردی از باند خودشان تفوق یافت.
Jul 19 2018
افشاگری ساسان آقایی از پشت پردهها و زدوبندهای «اصلاح اصلاحات»
دماوند نیوز: ساسان آقایی، روزنامه نگار در ایران، با انتشار رشته توییتی، از زد و بندهای هسته اصلی امضاکنندگان نامه مشهور به «اصلاح اصلاحات» به سیدمحمد خاتمی، پرده برداشته است. آقایی در این رشته توییت مواردی تاکنون ناگفته از باندبازی های تیم اصلی تهیه کننده آن نامه را بیان می کند؛ مواردی مانند سوءاستفاده آنها از امضاهای دیگر و جلسه محرمانه با خاتمی بدون اینکه اکثر امضاکنندگان را از چنین جلسه ای مطلع کنند. این روزنامه نگار که تاکنون چند بار بازداشت و زندانی شده، همچنین از تاکید محمد خاتمی بر «تعامل با نظام» و حتی انتقاد او از میرحسین موسوی در دیدار با هسته اصلی تهیه کننده نامه خبر می دهد.
متن کامل رشته توییت ساسان آقایی را مطالعه می کنید:
این #رشتهتوییت روایت رویدادهای بعد انتشار نامهایست که یک باند نرمالیزاسیونکار همراه با امضای گروه مستقل دیگری منتشر کرد؛ مدعیان اصلاح نهتنها دانستن را حق مردم نمیدانند، حق امضاکنندگان نامه هم نمیدانستهاند!
ابتدا شاید جالب باشد بدانید دستکم دو تن از امضاکنندگان در گفتوگوی شخصیمان تاکید کردهاند که این نامه از سوی یک عضو ادوار تحکیم وحدت برایشان ارسال اما پیش از اعلام موافقت یا عدم موافقت، با امضای نکردهی آنها منتشر شده که به دلیل رعایت مصلحت جمعی از تکذیبش چشم پوشیدهاند.
برخی دیگر که امضایشان جای شگفتی داشت هم آن را برای اتمام حجت با خاتمی دانستند. حدود ۱۰ تن آنها که با من حرف زدهاند از ماهیت و برنامه اصلی تدوینگران نامه و اینکه چه کسان دیگری آن را امضا کردهاند، اطلاعی نداشتند که بیانگر اقدام هماهنگ برای سواستفاده از امضای افراد بوده است.
نامه از سوی یک باند (که برخی زندانی سیاسی سابق و زندانخواه کنونیاند) تهیه شده. کمابیش آنها را میشناسید و حضور پررنگشان در پروژههای «سالمسازی محیط سیاسی» قابل لمس است. هستهی کانونی با حضور برخی اعضای شورای مرکزی اتحاد ملت، ۱۰ تا ۱۵ نفر بودهاند.
متن با ادعاهای بزرگی از جمله تغییر ساختاری شورای عالی، تغییر بنیادی مکانیزمهای تصمیمگیری و تشکیل پارلمان درونجناحی آماده شده تا دیگران را برای همراهی مجاب کند. امضاکنندگان همچنین گفته بودند که خواستار سهم شخصی در این تغییرها نیستند!
اما پس از انتشار نامه و ایجاد یک جریان کاذب خبری، باند پشتپردهی نامه به راه خود رفتند و برای دیگر امضاکنندگان #مستقل آن نقش سیاهیلشکر را قائل شدند. سطور بعدی روشن میکند که مدعیان #اصلاح_اصلاحات چگونه حتا از خیانت به همراهان خود هیچ ابایی نداشتهاند: طیف مستقل که با هدف اثرگذاری نامه را امضا کرده بود، بعد ۳هفته از انتشارش و بیتوجهی علنی #خاتمی به آن تصمیم گرفتند تا در نامه دومی اعلام دارند که وی خود را قائل به پاسخگویی ندانسته بنابراین اصلاحات در این چارچوب و با چنین رهبری بیمعناست، اما آنها از پشتپرده خبر نداشتند!
پس از نوشته شدن نامهی دوم، متن برای کسانی که نامهی نخست را امضا کرده بودند، ارسال شد. حدود ۲۰ امضا از نامهی دوم حمایت کردند اما درست در بحبوحهی تصمیمگیری برای امضای نامه، پیک ادواری نامهی اول، به امضاکنندگان خبر داد که #خاتمی پاسخ آنها را داده و نامهی دوم باطل است!
بخش مهمی از امضاکنندگان نامه که از اساس از این ساختوپاخت خبر نداشتند، به اعتراض برآمدند که اگر جوابی رسیده، پس کجاست؟ معلوم شد که کاروانی حدود ۷ نفر از باند خودیها دو هفته پیش به دیدار خاتمی رفتهاند و لازم ندیدهاند به سیاهیلشکرشان(از نظر آنها) حرفی بزنند!
بحث بالا گرفت که چرا هیچ کس در این باره خبری نداشته و چه کسانی به این افراد ماموریت دادهاند از سوی ۱۰۰ تن حرف بزنند؟ و خب کسانی که خواستار #اصلاح اصلاحات بودند از بیخوبن ضرورت پاسخگویی را انکار کردند و لازم نمیدیدند به چنین سواستفادهای از نام دهها تن دیگر پاسخ دهند.
با فشار امضاکنندگان نامهی دوم و تهدید به انتشار آن، سرانجام گروهی از باند تدوین نامه ناچار به جلسهای با معترضان شدند. این جلسه در یک تعطیلی دوشنبه(۲ هفته پیش) برگزار شد و حدود ۴ ساعت به درازا کشید. محور بحث پاسخ خاتمی به نامه بود:خاتمی شفاف گفته بود؛ ۱) عارف دستزدنی نیست و تغییر نخواهد کرد ۲) او اهل تعامل با نظام است و از این مسیر کوتاه نمیآید ۳) تغییر شورای عالی اصلاحطلبان نیز ممکن نیست. خاتمی حتا این را اشاره هم داشت که به میرحسین موسوی گفته راهش تعامل با نظام است نه راهی که #موسوی میرود.
آب پاکی که خاتمی روی دست حواریونش ریخت به همینجا ختم نشد، گفته بود که از اساس حوصلهی بیشتر درگیر شدن در بحثهای اصلاحات را ندارد و شورای عالی را تشکیل داده تا از بار مسوولیت او کاسته شود و به عبارتی بتواند کنج عافیت پیشه کند؛ نوعی بازنشستگی سیاسی!
خاتمی برای آنکه حواریونش در برابر مخاطبانشان حرفی داشته باشند، تاکید کرده بود تنها به عارف «توصیه» میکند یک نفر از اعضای ۱۰۰ نفرهی این نامه در شورای عالی عضویت پیدا کند… و در تمام یک هفتهی پس از دیدار، محفل خودیها سرگرم انتخاب این یک نفر بدون اطلاع دیگران بود!
عماد بهاور و عبدالله مومنی گزینههای جدیتر هستهی گردانندهی معرکه بودهاند که برخی از اعضای آن میگفتند با توجه به تاکید نامه بر «قبول نکردن هیچ سمتی از سوی امضاکنندگان» از اساس نباید فرد پیشنهادی از درون این جمع باشد اما در نهایت انتخاب فردی از باند خودشان تفوق یافت و همهی اینها دور از چشم اکثریت امضاکنندگان نامه رخ داده؛ در واقع نرمالیزاسیونکاران با سرقت کروات دیگران به عروسی رفته بودند! با توجه به حرفهای خاتمی، گروه مستقل و معترض امضاکننده این برداشت را داشت که هیچکدام از خواستههای نامه محقق نشده اما پاسخهای عجیبی شنیدند.
نمایندگان باند توضیح دادند که این سقفِ خواستهی نامه بوده! و موفقیت بسیار بزرگی برای جریان اصلاحات است که یک تن از آنها به شورای عالی برود. خاتمی هم همین بوده و هست و انتظار بیشتری برای اصلاح اصلاحات نمیرفت؛ در واقع اکثریت امضاکنندگان سرکار بودهاند!
آنها حضور احتمالی عضو استرلیزهشده نهضت آزادی در شورای عالی را موفقیت تاریخی دانستند اما وقتی جریان مستقل پرسید که چرا این عضو محمد توسلی نباشد، نمایندگان باند گفتند امکان ندارد خاتمی چنین چیزی را بپذیرد ودیگر اعضای شورای عالی حاضر باشند با عضو نهضت آزادی دور یک میز بنشینند!
۴ ساعت بحث در نهایت به نتیجه نرسید چون هدف گرفتن یک سهم در شورای عالی برای نرمالیزاسیونکاران برآورده شده بود و دیگر نیازی به امضاها نداشتند. آنها خواستهی معترضان را عبور از خاتمی دانسته و تلاش برای مرعوب ساختن امضاکنندگان نامهی دوم داشتند.
اینکه آیا نامهی دومی منتشر بشود یا نشود و چه کسی با سواستفاده از امضای ۱۰۰ تن به شورایعالی میرود البته اگر خاتمی این یکی را هم نرمالیزه نکند بهزودی روشن خواهد شد. میماند اینکه چه دستهای آلودهای از زدوبند قصد دارند اصلاحات را اصلاح کنند!
پشتپرده #اصلاح_اصلاحات؛ سهمخواهیها، پاسخ خاتمی و #نامه_دوم
۱) این #رشتهتوییت روایت رویدادهای بعد انتشار نامهایست که یک باند نرمالیزاسیونکار همراه با امضای گروه مستقل دیگری منتشر کرد؛ مدعیان اصلاح نهتنها دانستن را حق مردم نمیدانندT حق امضاکنندگان نامه هم نمیدانستهاند!
