No responses yet

Sep 20 2021

ماجرای تصرف صفیه دختر حی بن اَخطَب( نوعروس زیبای کنانه بن ربیع) توسط پیامبر اسلام

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,مذهب

تویتر: ماجرای تصرف صفیه دختر حی بن اَخطَب( نوعروس زیبای کنانه بن ربیع) توسط پیامبر اسلام و سه شب همبستری با او در راه بازگشت از خیبر به مدینه بدون اینکه حتی «عده ی»او را نگهدارد! داستانی دارد که بخشی از ابعاد فاجعه آمیز چهره واقعی محمد را آشکار میکند
محمد در اوائـلِ سـال هفـتم هجـری بە خيـبر لشکرکـشی کـرده آن را گـشود شمـار بـسياری از زنـان و دختـران خيـبر را سَـبی کـرد و يکـی از آنهـا کەنوعروسـی بود را پيش از تقسيم شدنشان برای خودش جدا کرد.
در اینجا لازمه توضیح کوتاهی در مورد سبایا در اسلام بدم:
(سَبی یا سبایا به تاراج انسانیِ زنان و دخترانی میگفتند که مسلمانان در هنگام فتوحات از چادرها و خانه ها بیرون میکشیدند و همانجا میتوانستند با آنان آمیزش کنند) اين نوعروس دخترِ حی بن اَخطَب رئيسِ قبیله بنی نضير و زنِ يک جوان از سران بنی نـضير بەنـام کنانـه ابـن ربيع بود کە در باروی بنی نضير در خيبر اسير شده بود.
نوشته اند کە بە محمد گفته بودند کە دخترحی اَخطـب بـسيار زيبـا اسـت.محمد تـا چـشمش بەآن نـوعروس زيبـارو افتـاد جلـو رفتـه عبـايش را بـر سـرِ او افکند و فرمود تا او را در پـشت سـرش ببرنـد.
سیره ابن هشام ج۳ ص۲۸۵
مغازی واقدی ص٦۷۳_٦۷٤
گويـا بەمحمد خـبر رسـيده بـود کە زر و سـيمِ بنـی نـضير نـزد کنانـه ابـن ربيـع(شوهرِ همين زن )است و در جائی بە زير زمين کـرده اسـت.
محمد از کنانه میخواهد که محل اخفای گنجینه را بگوید.چون کنانه اظهار بی اطلاعی میکند محمد دستور میدهد که خرابه را کاویدند و گنجها را یافتند.
سپس محمد از کنانه میخواهد بازهم هرچه را نهان کرده نشان دهد.کنانـه گفـت؛ديگـر هـيچ چيـزی نـدارم.
کنانـه را پيـامبر بەپسرعمه اش زبير ابن عوام سپرد و گفت«شکنجه اش کن تا هـرچە دارد را از او استخراج کنـی .»کـسانیکە منظـرۀ شـکنجه شـدن ايـن جـوان را ديـده بـوده انـد گفته اند که: زبير با سيخِ سرخ شده سينۀ کنانه را داغ کرد تا کنانـه در آسـتانۀ مـرگ قــرار گرفــت ولــی چيــزی از او درکــش نــشد. ســپس تــنِ نيمــه جــانش را پيــامبر به محمد ابن مسلَمه سپرد تا اینکه سرش را بريد؛
ابن هشام ج۳ص۲ص۲۸٦
مغازی واقدی ص٦۷۲_٦۷۳

نوشته اند کە دحيه ابن خليفه کلبی در غـزوۀ خيـبر همـراه پيـامبر بـود و از اوقول گرفته بود کە وقتی خيبر را گرفت دختر حی اَخطَب(صفیه)را او بە بدهد.چون پيـامبر ايـن زن را بـرای خـودش گـزين کـرد بەجـای او دوتـا از دختـران يهـودان را بەدحيه کلبی بخشيد.
سیره ابن هشام ج۳ص۲۷۸

ماجرای تصرف صفیه دختر حی بن اَخطَب( نوعروس زیبای کنانه بن ربیع) توسط پیامبر اسلام و سه شب همبستری با او در راه بازگشت از خیبر به مدینه بدون اینکه حتی «عده ی»او را نگهدارد! داستانی دارد که بخشی از ابعاد فاجعه آمیز چهره واقعی محمد را آشکار میکند
محمد در اوائـلِ سـال هفـتم هجـری بە خيـبر لشکرکـشی کـرده آن را گـشود شمـار بـسياری از زنـان و دختـران خيـبر را سَـبی کـرد
و يکـی از آنهـا کەنوعروسـی بود را پيش از تقسيم شدنشان برای خودش جدا کرد.
در اینجا لازمه توضیح کوتاهی در مورد سبایا در اسلام بدم:
(سَبی یا سبایا به تاراج انسانیِ زنان و دخترانی میگفتند که مسلمانان در هنگام فتوحات از چادرها و خانه ها بیرون میکشیدند و همانجا میتوانستند با آنان آمیزش کنند)
اين نوعروس دخترِ حی بن اَخطَب رئيسِ قبیله بنی نضير و زنِ يک جوان از سران بنی نـضير بەنـام کنانـه ابـن ربيع بود کە در باروی بنی نضير در خيبر اسير شده بود.

نوشته اند کە بە محمد گفته بودند کە دخترحی اَخطـب بـسيار زيبـا اسـت.محمد تـا چـشمش بەآن نـوعروس زيبـارو افتـاد جلـو رفتـه عبـايش را بـر سـرِ او افکند و فرمود تا او را در پـشت سـرش ببرنـد.
سیره ابن هشام ج۳ ص۲۸۵
مغازی واقدی ص٦۷۳_٦۷٤

گويـا بەمحمد خـبر رسـيده بـود کە زر و سـيمِ بنـی نـضير نـزد کنانـه ابـن ربيـع(شوهرِ همين زن )است و در جائی بە زير زمين کـرده اسـت.
محمد از کنانه میخواهد که محل اخفای گنجینه را بگوید.چون کنانه اظهار بی اطلاعی میکند محمد دستور میدهد که خرابه را کاویدند و گنجها را یافتند.

سپس محمد از کنانه میخواهد بازهم هرچه را نهان کرده نشان دهد.کنانـه گفـت؛ديگـر هـيچ چيـزی نـدارم.
کنانـه را پيـامبر بەپسرعمه اش زبير ابن عوام سپرد و گفت«شکنجه اش کن تا هـرچە دارد را از او استخراج کنـی .»کـسانیکە منظـرۀ شـکنجه شـدن ايـن جـوان را ديـده بـوده انـد گفته اند که:

زبير با سيخِ سرخ شده سينۀ کنانه را داغ کرد تا کنانـه در آسـتانۀ مـرگ قــرار گرفــت ولــی چيــزی از او درکــش نــشد. ســپس تــنِ نيمــه جــانش را پيــامبر به محمد ابن مسلَمه سپرد تا اینکه سرش را بريد؛
ابن هشام ج۳ص۲ص۲۸٦
مغازی واقدی ص٦۷۲_٦۷۳

نوشته اند کە دحيه ابن خليفه کلبی در غـزوۀ خيـبر همـراه پيـامبر بـود و از اوقول گرفته بود کە وقتی خيبر را گرفت دختر حی اَخطَب(صفیه)را او بە بدهد.چون پيـامبر ايـن زن را بـرای خـودش گـزين کـرد بەجـای او دوتـا از دختـران يهـودان را بەدحيه کلبی بخشيد.
سیره ابن هشام ج۳ص۲۷۸

ازآنجا کە مسلمانان عادت داشتند کە وقتی زنان ودختران را از خانه ها بيرون کشيده سَبی میکردند ممکن بود کە همانجا با آنهـا آميـزش جنـسی کننـد، پـس از آنکه اصـحاب محمد شمـار بـسياری زنـان و دختـران خيـبری را از خانـه هـا بيـرون کشيده بودند، محمد دستور داد تا بانگ بزنند کە «هيچکس با زنـی کە بـاردار اسـت همخوابی نکند.» او گفت «برای يک انسانی کە بە الله و روز ديگر ايمـان دارد جايز نيست کە کِشتۀ ديگران را آبياری کند.»
سیره ابن هشام ج۳ص۲۸۰
اين فرمان برای آن بود کە زنان باردار بچۀ مردی يهودی در شکم داشتند، و محمد نمی خواست کە بچۀ مردی يهودی را اصحابش بەخودشان ببندند و فرزنـد خودشان بشمارند.

نوشـته انـد کە پيـامبر مـیخواسـت کە همـانروز بـا صـفيه همبـستر بـشود ولـی
صــفيه او را بەخــود راه نــداد.ســپس پيــامبر وقتــی در راه بازگــشت از خيــبر بــود ابتــدا او را بە مــادر اَنــس ابــن مالــک ســپرد تــا آرايــشش کــرد،سپس او را بەخيمه برده با او خوابيد.

از زبـان صـفيه نوشته اند کە گفته « در آنروز من کمتر از ۱۷سال داشتم».!
سیره ابن هشام ج۳ ص۲۸۵_۲۸۹
طبقات واقدی ج۲ص۱۱۷ وج۸ ص۱۲۹
مغازی واقدی ص۷۰۸

از زبان مادر اَنس ابن مالـک نوشـته انـد کە پيـامبر صـبحِ آنروز کە شـبش بـا صفيه بەسر کرده بود صفيه را ما بە سـپرد تـا بـرای غـسل کـردن بـبريمش.او را از اردوگاه دور کرديم و غسل کرد
طبقات واقدی ج۸ ص۱۲۱و۱۲۲
مغازی واقدی ص۷۰۸

انس ابن مالـک کە در آنزمـان نوجـوانی پـيش خـدمت خـصوصی پيـامبر و بـا مـادرش همـراه پيـامبر بـوده اسـت بعـدها تـصرف شـدن صـفيه توسـط پيـامبر چنين بەياد داده است:
«به خيبر رفتيم چون بارو گشوده شد از زيبايی صـفيه دخـت حی اخطب بەپيـامبر خـــبر دادنـــد.
او نـوعروس بـــود و شــوهرش کــشته شـــد. پيـــامبر او را بـــرای خـــودش گـزين کـرد و بـا خـود برد، و چـون بە ســـد صهباء رســـيد بـــا او درآميخت ،و آشی درست کرد و بە من گفت «کسانیکە پيرامونـت انـد را دعوت کن!»
اين وليمۀ او برای زفافش با صفيه بود.
در راه بازگـشت پيـامبر را ديـدم کە صــــفيه را در پنـاه عبايش مـیگرفت و در راه بازگشت بە مدينه سه شب با صفيه همبستر شد.

مغازی واقدی ص۷۰۷و۷۰۸
البدایه و النهایه ابن کثیر ج۲ ص۵۸۵و۵۸۶
ویلیام مویر اسلام شناسِ غربی در این مورد گفته؛
آنچه که مسلم است محمد پس از سبی کردن صفیه و بلافاصله همخوابگی با وی،دستور قبلی خودش را مبنی بر اینکه مسلمانان نباید تا زمانی که زنانِ اسیرِ آنها در «عده» هستند با آنان مجامعت کنند را نادیده گرفته است.

No responses yet

Sep 13 2021

روایت آریانا سعید از گریز شبانه از کابل؛ «به نامزدم التماس کردم پیش از دستگیری مرا بکُشد»

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,تروریزم,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی,مذهب


اورونیوز: آریانا سعید، ستاره موسیقی پاپ افغانستان که به عنوان پناهنده در استانبولِ ترکیه ساکن شده، در گفتگو با خبرگزاری فرانسه نحوه خروج شبانه خود از کابل با لباس مبدل و نجات از تهدیدهای اسلامگرایانِ افراطیِ طالبان را شرح داد.

خانم سعید با یادآوری خاطرات آن شب هولناک می‌گوید که در مسیر فرودگاه به نامزدش التماس می‌کرده که در صورت بروز هرگونه خطر دستگیری از سوی شبه‌نظامیان طالبان او را بکشد تا مبادا که اسیر آنها نشود.

آریانا سعید، پرطرفدارترین خواننده پاپ افغان است که ۱.۴ میلیون دنبال‌کننده در حساب اینستاگرام خود دارد. این هنرمند ۳۶ ساله اخیرا به عنوان رئیس هیات داوران مسابقه استعدادیابی شبکه تلویزیونی طلوع‌نیوز ایفای نقش کرد. خانم سعید پیش از این حضور تلویزیونی، با انتشار آثاری در حمایت از حقوق زنان و محکومیت خشونت علیه آنان با انتقادها و تهدیدهای تندروهای مذهبی وابسته به گروه طالبان قرار گرفته بود؛ چنان که پس از سلطه شبه‌نظامیان طالبان بر کابل، حضور آزادانه او در انظار عمومی بسیار پرخطر شده بود، چه رسد به ادامه فعالیت هنری در افغانستان.

خانم سعید گفت که روز ۱۵ اوت برای نخستین بار تلاش کرده بود تا کابل را ترک کند؛ درست زمانی که ستیزه‌جویان طالبان وارد کابل شده بودند و نیروهای آمریکایی خود را برای اجرای مرحله نهایی خروج از افغانستان آماده می‌کردند. اما به گفته او، هواپیمای حامل او هیچ‌گاه باند فرودگاه را ترک نکرد.

ستاره موسیقی پاپ افغانستان سپس توضیح داد که در دومین تلاش خود برای خروج از کابل به اقوام و بستگان خود متوسل شده چرا که در شرایطی که نیروهای مسلح طالبان در تمامی گذرگاه‌های کابل مستقر شده بودند، عبور سلامت از آنها بدون کمک آنها ممکن نبود.

او در تلاش دوم با کاروانی متشکل از دو خودرو راهی فرودگاه کابل می‌شود. در خودروی نخست، حسیب سائد، نامزد و مدیر برنامه‌های خانم سعید مستقر می‌شود و خودِ او نیز در خودروی پُشتی سوار می‌شود ولی با استفاده از یک دستگاه بی‌سیم کوتاه بُرد مدام با آقای سائد در ارتباط بود.

خانم سعید توضیح داد که لباس مشکی پوشیده بود و صورت خود را نیز زیر ماسک ضد کرونا و یک عینک پنهان کرده بود. همچنین برادرزاده کم سن آقای سائد را نیز روی پای خود نشانده بود که در نظر شبه‌نظامیان طالبان یک خانواده معمولی جلوه کنند. هنرمند افغان یادآوری کرد که پیش از عزیمت دوم به سمت فرودگاه کابل بارها با برادرزاده نامزدش تمرین کرده بود که در صورت دستگیری و یا پرس و جوی ستیزه‌جویان طالبان آدرس غیرواقعی منزلشان را بگوید و او را مادر خود با نام فرشته خطاب کند.

به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید

ستاره موسیقی پاپ افغانستان گفت که در تماس بی‌سیم با نامزدش از او خواهش کرده بود که اگر با خظر دستگیری توسط شبه‌نظامیان طالبان مواجه شد، حتما او بکشد و نگذارد که زنده به دست آن اسیر شود.

آنها بالاخره به فرودگاه کابل می‌رسند و نامزدش در میان ازدحام مردم از سوی یک مترجم ارتش افغانستان شناسایی می‌شود و این مترجم به نیروهای آمریکایی توضیح می‌دهد که همراه او یعنی خانم سعید یک هنرمند سرشناس افغان است که جانش با سلطه طالبان بر کابل در معرض خطر قرار گرفته است.

خانم سعید گفت که به لطف این مترجم آنها ابتدا به دوحه و کویت رفتند و سرانجام پس از رسیدن به ایالات متحده راهی استانبول شدند و در ترکیه اقامت گزیدند.

خواننده سرشناس افغان که به هنگام گفتگو با خبرگزاری فرانسه از تراس خانه خود که مشرف به ناحیه‌ای از استانبول است، به این شهر چشم دوخته بود، گفت که در مقایسه با دوره قبلی حکومت طالبان (۲۰۰۱-۱۹۹۶) زنان افغانستان بسیار تحصیلکرده‌تر و آشناتر به حقوقشان هستند. او از دولت‌های خارجی خواست که باور کنند، طالبان امروز «همان» کسانی هستند که پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از سوی غرب از قدرت رانده شدند. او همچنین ابراز امیدواری کرد که جهان بفهمد که «طالبان جدید» وجود ندارد.

No responses yet

Aug 27 2021

افغانستان: شمار کشته شدگان انفجارهای فرودگاه کابل از ١٠٠ نفر فراتر رفت

نوشته: در بخش: آمریکا,اسلام و مسلمین,امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,مذهب

رادیوفرانسه: شمار زخمی‌های حملات پنجشنبه به فرودگاه کابل به بیش از ١۵٠ تن رسید ـ ٢۶ اوت ٢٠٢١

هر چند هنوز آمار دقیق قربانیان دو انفجار روز گذشته در فرودگاه کابل از سوی مقامات رسمی اعلام نشده و در این زمینه ارقام گوناگونی ارائه شده است، اما یک منبع آگاه در وزارت بهداشت افغانستان به رسانه‌ها گفته است که ١٠٣ تن در این رویداد جان خود را از دست داده و شمار زخمی‌ها نیز به بیش از ١۵٠ تن رسیده است. در همین حال، شمار نظامیان آمریکائی کشته شده در این انفجارها با درگذشت یکی دیگر از افراد زخمی شده به ١٣ تن رسید.

شبکۀ «سی.بی.اس» و «وال استریت ژورنال» از نقل از یک مقام بلندپایۀ وزارت صحۀ افغانستان اعلام کردند که در دو انفجار و تیراندازی‌های پس از آن که بعدازظهر دیروز پنجشنبه ٢۶ اوت در فرودگاه کابل رخ داد، ٩٠ شهروند افغان و ١٣ نظامی آمریکائی کشته شدند. اگر در بارۀ شمار قربانیان آمریکائی این حملات انتحاری تردیدی وجود ندارد، ارقام مربوط به قربانیان غیرنظامی رسماً از سوی مقامات مسئول تائید نشده است. ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) روز گذشته شمار سربازان کشته شده در این انفجارها را ١٢ تن و شمار زخمی‌ها را ١۵ نفر اعلام کرده بود. صبح امروز اعلام شد که یکی از سربازان زخمی نیز بر اثر شدت جراحات وارد شده، درگذشته است.

گروه «دولت اسلامی» روز گذشته با ارسال پیامی در «تلگرام» مسئولیت انفجارها را بر عهده گرفته بود. به نظر می رسد که تنها یکی از دو انفجار بصورت انتحاری انجام رفته باشد. شبکۀ «اعماق» وابسته به داعش از بمب گذار انتحاری با نام «عبدالرحمان لوگری» یاد کرده است. داعش از مردم غیرنظامی افغان که برای خروج از کشور در پشت در ورودی فرودگاه تجمع کرده بودند با عنوان «همدستان» نیروهای آمریکائی یاد می‌کند.

جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا، شب گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی در کاخ سفید، این دو انفجار را به شاخۀ افغان داعش، موسوم به «الدوله الاسلامیه فی العراق و الشام ـ ولایه خراسان» نسبت داد و وعده کرد مسئولان آن را تحت پیگرد و مجازات قرار دهد.

جو بایدن که سخنان خود را با اذعان به «یک روز سخت» برای ایالات متحده آغاز کرده بود، گفت «تروریست‌ها چنانکه نگرانی آن وجود داشت، حمله کردند. گروهی شناخته شده به نام شاخۀ خراسان دولت اسلامی».

رئیس جمهوری آمریکا تاکید کرد که این کشور«دچار ارعاب و اضطراب نخواهدشد. تروریست‌ها ما را مایوس نخواهند کرد» و ما «ماموریت خود را متوقف نخواهیم کرد. ما عملیات تخلیه را پی خواهیم گرفت و ماموریت خود را به انجام خواهیم رساند».

ژنرال کِنِت مک کنزی، رئیس ستاد فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحد آمریکا، روز گذشته گفت که فرد انتحاری در میان جمعیت گرد آمده در برابر «ابی گیت»، یکی از سه دروازۀ اصلی ورود به فرودگاه، به یکی از نظامیان آمریکائی نزدیک شده و هنگامی که او قصد کنترل و تجسس وی را داشته، خود را منفجر کرده است.

ژنرال کِنِت مک کنزی تاکید کرد که اولویت کنونی اقدام در جهت جلوگیری از وقوع حملات دیگری در روزهای آینده است.

پروازها برای انتقال به بیرون که روز گذشته در پی وقوع این حملات دچار اختلال شده بود، امروز از سر گرفته شد، هر چند بسیاری از کشورها عملیات خود را بطور کلی متوقف کرده‌اند.

وزیر مشاور در امور اروپائی فرانسه، کلمان بُن، صبح امروز گفت که شاید پروازهای این کشور از مهلتی ک پیش از این اعلام شده بود، فراتر رود. پاریس قبلاً اعلام کرده بود که جمعه شب به عملیات خود پایان می‌دهد.

No responses yet

Aug 19 2021

زخم دوزخ ترجمه، نقد و بررسی دیوان شعر یزید‌ بن معاویه به قلم حیدر شجاعی و دکتر حیدر سهرابی

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,سیاسی,مذهب

اینستاگرام بهرنگ قاسمی: زخم دوزخ ترجمه، نقد و بررسی دیوان شعر یزید‌ بن معاویه به قلم حیدر شجاعی و دکتر حیدر سهرابی است. این اثر دو بخش دارد. بخش اول بررسی اشعار ترجیحی یزید و بخش دوم اشعاری که منسوب به یزید است.در مقدمه اثر این‌گونه می‌خوانید.
یزید مکنی به ابوخالد، دومین خلیفه از سلسله خلفای اموی فرزند معاویةبن ابی‌سفیان است. مادرش دختر بجدل‌بن انیف‌بن دلجةبن نغاثةبن عدی‌بن زهیربن حارثه کلبیه بود و خانواده‌ مادری‌اش‌ از اعراب‌ مسیحی‌ بودند . یزید از جوانی‌ همواره‌ گرم‌ عشرت‌ و مجلس‌ شراب‌ بود. آماده بودن وسایل زندگانی آرام، شکار، زن، شراب از او موجودی خوش، و به حکم زندگی چادرنشینی، اسب‌سواری و شمشیرزنی را نیز بخوبی می‌دانست.
یزید نماینده‌‌ی واقعی‌ شیوه‌ زندگی‌ معمول‌ جوانان‌ در پیش‌ از اسلام‌ را تداعی‌ می‌کند و توجهی به مبانی اسلامی نداشت و آنرا مزاحم می‌دانست. یزید اولین‌ خلیفه‌ای‌ در اسلام‌ بود که‌ در ملأ عام‌ شراب‌ می‌خورد و اکثر اوقات‌ خود را به‌ خوش‌گذرانی‌ با ساز و چنگ‌ می‌گذراند. پس‌ از مرگ‌ معاویه‌ خلیفه و امپراطور قدرتمند روزگار، یزید به‌ عنوان خلیفه و امیر المومنین مورد خوشامدگویی‌ و تهنیت‌ همه ولایات و‌ قبایل‌ قرار گرفت‌ . پس از ماجرای عاشورا، در شعری که حاکی از خرسندی و پیروزی بود، صریحاً وحی و پیامبری را انکار کرد و اسلام را حاصل بازیگری‌های سیاسی بنی‌هاشم در برابر بنی‌امیه‌ خواند. همچنین در این اشعار آنچه می‌بینیم تجدید خاطره خون‌های عصر قبل از اسلام است که خون را باید با خون شست و خون امویان که در جنگ بدر به دست محمد از تیره هاشم ریخته شد، اکنون به خون شسته شد
لَیتَ اَشْیاخی بِبَدْرٍ شَهِدُوا
فَاَهَلَُّوا وَاسْتَهَلُّوا فَرَحاً
قَدْ قَتَلْنَا الْقَرْمَ مِنْ ساداتِهِمْ
لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْک فَلا
لَسْتُ مِنْ خُنْدُفٍ اِنْ لَمْ اَنْتَقِمْ
جَزَعَ الْخَزْرَجُ مِنْ وَقْعِ اْلاَسَلْ
ثُمَّ قالوُا یا یزیدُ وَ لاتَشَلْ
وَ عَدَّلْناهُ بِبَدْرٍ فَاعْتَدَلْ
خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحْی تَزَلْ
مِنْ بَنی اَحْمَدَ ما کانَ فَعَلْ
ای‌ کاش پیران قبیله من که‌ در جنگ‌ بدر کشته‌ شدند،
می‌دیدند که‌ چگونه قبیله‌ خزرج‌ در برابر نیزه‌ها به زاری افتاده‌اند.
از شادمانی هلهله‌ می‌کردند و می‌گفتند ای‌ یزید دستت درد نکند.
به تلافی جنگ بدر، بزرگان آنان را کشتیم‌
و حساب‌مان‌ با آنان تسویه‌ شد.
خاندان هاشم با سلطنت‌ بازی‌ کردند و گرنه،
نه خبری از آسمان آمد و نه وحی‌ای‌ نازل‌ شد.
من از دودمان خندف‌ نباشم اگر کینه‌ای را که از محمد در دل‌ دارم‌،
از فرزندان‌ او نگیرم.

كلمه‌ی «عجوز» در زبان عربی كنايه از خمر كهنه آورده می‌شود.
يا مثلاً می گويد:
شُمَيْسَهُ كَرْمٍ بُرْجُها قَعْرُ دِنِّها *** وَ مَشْرِقُهَا السّاقي وَ مَغْرِبُها فَمي
اِذا نَزَلَتْ مِن دِنِّها في زُجاجَه *** حَكََتْ نَفَراً بَيْنَ الْحَطيمِ وَ زَمْزَم
فَاِنْ حَرُمَتْ يَوْماً عَلي دينِ اَحْمَد *** فَخُذْها عَلي دينِ الْمَسيحِ بْنِ مَرْيَم
يا راجع به مساجد مي گويد:
دَعِ الْمَساجِدَ لِلعُبّادِ تَسْكُنُها *** وَ اْجِلْس عَلي دَكَّهِ الْخَمّارِ وَ اسْقينا
اِنَّ الَّذي شَرِبا في سُكْرِهِ طَرِبا *** وَ لِلْمُصَلّينَ لا دنيا ولادينا
ما قالَ رَبُّكَ وَيْلُ لِلَّذي شَرِ با *** لكِنَّهُ قالَ وَيْلُ لِلْمُصَلّينا
***
همين مضامينی كه در كلمات عرفا، طعنه‌زدن به عبادت و مسجد و اينجور حرفها زياد پيدا می‌شود در مقابل عيش و نوشی كه خودشان می‌گويند و در كلمات آنها هست..
در اثر اين كارهايی كه يزيد می‌كرد، چون نامزد خلافت بود، معاويه كه در سياست مرد پخته‌ای بود خيلی ناراحت بود، می‌ديد اينها زمينه‌ی خلافت او را به كلی خراب می‌كند، خصوصاً اين بی‌دردی و اين بی‌علاقگی‌اش. برای اينكه او را علاقه‌مند به سياست و امور نظامی‌ بكند، با يكی از جنگهايی كه با رومی‌ها داشتند، مخصوصا فرماندهی سپاه را به او داد. سپاه رفتند و او هم دلش نمی‌خواست برود، بالأخره خودش چند منزل بعد از سپاه حركت می‌كرد، تا رسيد به يكی از ديرها. بعد از مدتی كه لشكر در جايی اطراق كرده بود، به او خبر دادند كه يک بيماری خيلی سختی افتاده ميان سپاهيان و اينها را مثل برگ خزان به زمين می‌ريزد. او در دير زني بنام امّ‌كلثوم پيدا كرده بود و با او مشغول عيش و نوش بود، اصلاً خيالش از اين حرفها نبود؛يک وقتی كه سرش گرم شد اين شعرها را در بیدردی نسبت به مردم گفت:
ما اَنْ اّبالي بِما لا قَتْ جّموعهم *** بِا لْقَذْقَذونَهِ مِنْ حُمّي و مِنْ موم
اِذَا اتَّكَأَتْ عَلَي الْاَنْماطِ مُرْتَفِقا *** بِدِيْرِ مُرّان عِنْدي اُمُّ كُلْثوم

می‌گویند اقبال لاهوری این شعر را برای یزید سروده است: درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی
ندیمی کو که در جامش فرو ریزم می باقی
کسی کو زهر شیرین میخورد از جام زرینی
می تلخ از سفال من کجا گیرد به تریاقی
شرار از خاک من خیزد کجا ریزم کرا سوزم
غلط کردی که در جانم فکندی سوز مشتاقی
مکدر کرد مغرب چشمه های علم و عرفان را
جهان را تیره تر سازد چه مشائی چه اشراقی
دل گیتی انا المسموم انا المسموم فریادش
خرد نالان که ما عندی بتریاق و لا راقی
چه ملائی چه درویشی چه سلطانی چه دربانی
فروغ کار می جوید به سالوسی و زراقی
ببازاری که چشم صیرفی شور است و کم نور است
نگینم خوار تر گردد چو افزاید به براقی

No responses yet

Mar 26 2021

رژه مسلح یک گروه ناشناس شیعه در بغداد: حشد شعبی ارتباط با این گروه را ‘تکذیب کرد’

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: گروه شیعه “بسیج مردمی عراق” یا حشدِ شعبی اعلام کرده که هیچیک از اعضای این گروه در رژه اخیر افراد مسلح ناشناس علیه مصطفی کاظمی، نخست وزیر عراق در شهر بغداد شرکت نداشتند.

در بیانیه این گروه که امروز در سایت رادیو المربد در شهر بصره منتشر شد آمده که “هر حرکت گروه حشد شعبی با دستور فرمانده نیروهای مسلح، مصطفی کاظمی نخست وزیر و در راستای همکاری با فرماندهی عملیات ائتلاف خواهد بود.”

این بیانیه پس از آن منتشر شد که یک گروه مسلح که خود را گروه شیعه “ربع الله” نامیدند در حالیکه چهره هایشان را پوشانده بودند “در پیامی تهدید آمیز به آمریکا و عواملش” و “حمایت از افراد نیازمند و فقیر ” در خیابانهای بغداد رژه مسلحانه برگزار کردند.

این گروه همچنین از دولت خواست که درباره افزایش نرخ دینار در برابر دلار آمریکا تجدید نظر کند.

تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی از این گروه که خود را ربع الله می‌نامند شبیه تصاویر گروه دولت اسلامی، داعش بوده است.

مقتدی صدر، روحانی پرنفوذ شیعه از این رژه مسلحانه انتقاد کرد و از گروه حشد شعبی خواسته که اگر نیروهای آنها هستند، آنها را بابت این اقدام مجازات کنند. اخیرا این گروه شیعه عراقی که خود را ربع الله به معنای “یاران خدا” می‌نامند، به دفتر چند حزب سیاسی و یک تلویزیون در بغداد حمله کردند.

این گروه همچنین در حالیکه یا زهرا می گفتند به یک سالن ماساژ در شهر بغداد حمله کرده و برخی از زنان ماساژور را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و یک مشروب فروشی را به آتش زدند.

No responses yet

Mar 07 2021

نیم قرن زیر عبای مصباح یزدی؛ محمود رجبی کیست؟

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: با حکم علی خامنه‌ای در بهمن‌ماه گذشته، محمود رجبی به ریاست «مؤسسهٔ امام خمینی» منصوب و جانشین محمدتقی مصباح یزدی شد. محمود رجبی کیست؟

محمود رجبی سال ۱۳۳۰ در شهیدیه جاسب در استان مرکزی متولد شد. پدرش، غلامحسین، زمانی که محمود تنها دو سال داشت، دست خانواده را گرفت و به قم مهاجرت کرد. محمود در ۱۳ سالگی وارد حوزه علمیه قم و مدرسه علمیه آیت‌الله گلپایگانی شد و خیلی زود در «مؤسسهٔ در راه حق»، پای منبر محمدتقی مصباح یزدی نشست؛ همان جایی که «مؤسسهٔ امام خمینی» نیز از دل آن درآمد.

او در حوزه شاگرد افرادی همچون محمدتقی بهجت، علی مشکینی، حسن آقاتهرانی و وحید خراسانی بود؛ هرچند طالع بخت خود را بیش از همه همچنان در عبای مصباح یزدی می‌دید.
قدیمی‌ترین عکسی که از محمود رجبی در پایگاه حوزه علمیه منتشر شده است
قدیمی‌ترین عکسی که از محمود رجبی در پایگاه حوزه علمیه منتشر شده است

عضویت در دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، هیئت امنای دانشگاه قم، شورای فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت، مرکز پژوهش‌های اسلامی صداوسیمای قم و البته سال‌ها قائم‌مقامی مصباح یزدی در «مؤسسهٔ امام خمینی» در کارنامهٔ فعالیت‌های اجرایی او دیده می‌شود.

علی خامنه‌ای در حکم ریاست رجبی بر «مؤسسهٔ امام خمینی» او را «حجت‌الاسلام» نامید و به طرز معناداری تأکید کرد که این حکم را «به تبعیت از تشخیص و تصمیم» مصباح صادر کرده است؛ حکمی که با توجه به سال‌ها قائم‌مقامی رجبی در این مؤسسه چندان غیرمنتظره نبود. رسانه‌های نزدیک به نهادهای تندرو و امنیتی اما رجبی را اغلب «آیت‌الله» لقب می‌دهند.

ادامهٔ راه و رسم مصباح؛ «برخورد کنید»

اگر مصباح یزدی در میان رسانه‌ها و افکار عمومی اغلب «روحانی تندرو» نامیده می‌شود، دست راست او نیز قاعدتاً چنین رویه و راه و رسمی دارد، آن‌چنان‌که رجبی در موارد و موضوع‌های گوناگون آشکارا خواستار برخورد شدید نهادهای امنیتی با جنبش‌های اعتراضی شده است.

برای مثال، رجبی نه تنها به شدت با هشتگ «اعدام نکنید» – که در واکنش به صدور حکم اعدام برای سه نفر از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های آبان‌ماه ۱۳۹۸ توسط کاربران ایرانی در فضای مجازی به راه افتاده بود- مخالفت کرد بلکه از قوه قضاییه خواست تا «حکم آن‌ها را بدون توجه به فشارها و فضاسازی رسانه‌ای اجرایی کند».

او پیشتر نیز معترضان در عاشورای خونین ۱۳۸۸ را «افرادی که به هیچ اصلی از ارزش‌های انسانی پایبند نیستند» توصیف کرده و خواستار «برخورد جدی» با آن‌ها شده بود. او حتی از مردم نیز خواست تا معترضان را «شناسایی» و «به دستگاه‌های ذیربط معرفی نمایند». رجبی در بهمن ماه سال ۱۳۸۹ هم مجموعه اقدام‌های رهبران جنبش سبز بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری مناقشه‌انگیز سال ۱۳۸۸ را گواهی بر «نهایت رذالت» این افراد دانسته و وعده داده بود که مردم «این جرثومه‌های فساد را از صحنهٔ اجتماع پاک خواهند کرد».

او البته فراتر از این‌ها ادبیات تند و سخیفی علیه مخالفان جمهوری اسلامی به کار می‌گیرد و از جمله در واکنش به اعتراض‌های مردمی در سال ۱۳۹۶ گفته بود: «آرزوی براندازی نظام را به گور خواهید برد.»

محمود رجبی از مصباح یزدی تجلیل می‌کند، اردیبهشت ۱۳۹۶
محمود رجبی از مصباح یزدی تجلیل می‌کند، اردیبهشت ۱۳۹۶

محمود رجبی در فعالیت‌های سیاسی‌اش عضو «جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه قم» است و در جلسات جبههٔ پایداری سخنرانی می‌کند. او از جمله به شدت حامی محمود احمدی‌نژاد بود؛ حمایتی که در انتخابات سال ۱۳۸۸ آشکارتر شد، آن‌چنان‌که این محمود رجبی بود که تنها چند روز پیش از آن انتخابات، ضمن رد برخی شایعات، احمدی‌نژاد را «کاندیدای اصلح» و رأی اکثریت اعضای «جامعهٔ مدرسین» برای حمایت از نامزدی او را «امر مسلمی» توصیف کرد. رجبی حتی بعد از بالاگرفتن انتقادها از احمدی‌نژاد پس از مناظره‌های تلویزیونی، مجدداً با حمایت از احمدی‌نژاد تأکید کرد که «نظر هیچ‌کدام از اعضای جامعهٔ مدرسین تغییر نکرده و با همان قوت باقی است».

این ماه عسل البته چندان طول نکشید و با آشکار شدن اختلاف احمدی‌نژاد با علی خامنه‌ای، رجبی نیز در ادبیاتی قابل انتظار، احمدی‌نژاد و تمام اطرافیان او را «جریان انحرافی» لقب داد: «هر کسی از رهنمودهای امام و رهبری زاویه گرفت، نشانهٔ این است که به این اصل پایبند نیست و نمی‌تواند در جبهه حق قرار گیرد.»

محمود رجبی در انتخابات سال ۱۳۹۲ در ستاد سعید جلیلی رفت‌وآمد داشت؛ منبر می‌رفت و در ستایش از جلیلی، «جریان انحرافی» و «فتنه» را با هم می‌کوبید: «جلیلی در مقابله با جریان انحرافی جدی است و تبعیت کامل او از مقام معظم رهبری باعث دشمنی جریان انحراف و فتنه با وی شده است.»

با این حال، آن‌چه در سابقهٔ او به شکل پررنگی دیده می‌شود، تلاش برای «اسلامی‌سازی علوم انسانی» است؛ موضوعی که نشان می‌دهد او تا چه اندازه‌ای تحت‌تأثیر مصباح یزدی است. او از جمله می‌گوید که اساساً یکی از اهداف تأسیس «بنیاد باقرالعلوم» و «مؤسسهٔ امام خمینی» در حقیقت «تولید یک کادر علمی» است که بتوانند «کار اسلامی‌سازی علوم انسانی را برعهده بگیرند». مهم‌ترین خواستهٔ رجبی از وزرای علوم پیشنهادی در آستانهٔ رأی اعتماد نیز «اعتقاد راسخ به مسئلهٔ مهمِ اسلامی شدن علوم انسانی» است.

محمود رجبی همچنان در این باره سخنرانی می‌کند، استاد راهنما یا مشاور برخی پایان‌نامه‌هاست و البته گله‌ می‌کند که «متأسفانه اسلامی‌سازی علوم دانشگاهی که مورد تأکید ویژهٔ رهبر معظم انقلاب قرار دارد، هنوز به نقطه مطلوب نرسیده است».

رجبی، «منطق پزشکی» و «گوگل ایرانی»

محمود رجبی البته می‌داند که مسیر بالا آمدن در نظام جمهوری اسلامی بدون حمد و ستایشِ علی خامنه‌ای امکان‌پذیر نیست. از این رو، به بهانه‌های متفاوت و گاه با استنادهای بی‌ربط به روایات و وقایع تاریخی، از رهبر جمهوری اسلامی تمجید می‌کند. برای مثال، او طی سال‌های اخیر بارها در پاییز به بهانهٔ «سالگرد سفر» علی خامنه‌ای به قم در سال ۱۳۸۹ مصاحبه کرده، خاطره‌ای از دیدارهای خصوصی طلاب و یا جمله‌ای از خامنه‌ای را نقل کرده و البته از رسانه‌ها خواسته است که «ابعاد مختلف سفر و بیانات» خامنه‌ای را تبیین کنند.

از نظر محمود رجبی، رهبر جمهوری اسلامی «یک عارف به تمام معنا»، «مرد الهی» و «یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی در عصر حاضر است» به طوری که «اگر شب و روز شکرگزار این نعمت باشیم، نمی‌توانیم حق ایشان را ادا کنیم».

پس از آن‌که علی خامنه‌ای خرید برخی واکسن‌های کرونا را ممنوع اعلام کرد، محمود رجبی نیز وارد صحنه شد و گفت که «منطق پزشکی اقتضا می‌کند در عدم خرید واکسن از آمریکا قاطع باشیم».

محمود رجبی هنگام مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی خامنه‌ای، ۱۳۹۷
محمود رجبی هنگام مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی خامنه‌ای، ۱۳۹۷

رجبی از جمله مخالفان شورای رهبری و طرفدار رهبری واحد است. او از مصباح یزدی به طور ویژه‌ای ستایش می‌کند چرا که «یک‌تنه جلوی آموزه‌های لیبرالیستی مثل آزادی، دموکراسی و حقوق بشر غربی ایستاد». خواستار استفاده از «هوش مصنوعی در فرایند اجتهاد» است. از وزارت ارتباطات می‌خواهد که در مقابله با «اثرگذاری دشمن در فضای مجازی» هرچه زودتر «گوگل ایرانی» را راه بیندازد. و می‌گوید که برای طلاب باید «مزایا و امکانات تشویقی بیشتری» اختصاص یابد تا «کرامت طلاب به دلیل مسایل معیشتی خدشه‌دار نشود» ‌و «زمینهٔ هجرت و تبلیغ» آن‌ها فراهم گردد.

محمود رجبی حالا بعد از حدود نیم قرن از زیر عبای مصباح یزدی خارج شده و رئیس «مؤسسهٔ امام خمینی» شده است؛ مؤسسه‌ای در قم که همواره مورد حمایت رهبر پیشین و کنونی جمهوری اسلامی بوده است، آن‌چنان‌که رجبی به‌صراحت می‌گوید: «امام به آیت‌الله مصباح فرموده بودند مؤسسه را تا دو برابر توسعه بده و من تا زنده‌ام، هزینه‌اش را می‌دهم… بعد از ایشان هم رهبر عزیز ما عنایت ویژه‌ای داشتند.»

نظرات نویسندگان در یادداشت‌ها لزوماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Feb 01 2021

ازدواج ۹هزار کودک در تابستان؛ فاجعه‌ای که قانون‌گذار آن‌را مبارک می‌داند

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,فقر,مذهب

ایران وایر: تازه‌ترین گزارش «مرکز آمار ایران» نشان می‌دهد که در تابستان سال ۱۳۹۹، ۹هزار و ۵۸ دختر در بازه سنی ۱۰ تا ۱۴ سال ازدواج کرده‌اند. این گزارش که ۱۲ بهمن، هم‌زمان با آغاز جشن‌های پیروزی انقلاب ایران منتشر شده، آمار طلاق مربوط به کودکان در همین رده سنی را ۱۸۸ مورد ذکر کرده است.

***

ازدواج کودکان، به‌ويژه کودکان دختر در سال‌های اخیر به یکی از موضوعات مناقشه برانگیز تبدیل شده ‌است. برخی نمایندگان زن در دوره‌های مختلف مجلس شورای اسلامی تلاش کردند با تغییر سن ازدواج در قوانین ایران، از این اتفاق جلوگیری کنند؛ تلاشی که یا با مقاومت سایر همکاران‌شان مواجه شد و یا سنگ‌اندازی‌ها و مخالفت‌های چهره‌های مذهبی تندرو و روحانیون، آن را ناکام گذاشت.

«سمانه سوادی»، حقوق‌دان و فعال حقوق زنان در پاسخ به این پرسش که چرا چنین رویداد غم‌انگیزی هم‌چنان با اصرار برای انجام از سوی قانون‌گذار روبه‌رو است، به «ایران‌وایر» می‌گوید: «شما ازدواج کودکان را یک اتفاق غم‌انگیز می‌دانید اما باید بگویم که از نظر قانون‌گذار، ازدواج یک دختر حتی وقتی ۹ سال دارد، نه تنها غم‌انگیز نیست که بسیار اتفاق فرخنده‌ای به شمار می‌آید.»

به گفته این حقوق‌دان، قانون‌گذاری که قوانین ازدواج را برگرفته از شرع وضع می‌کند، موضوع ازدواج دختران را به یک روایت از امام صادق ارجاع می‌دهد که گفته پدری سعادتمند است که دخترش در خانه او حیض نبیند.
او در شرح این موضوع می‌گوید: «مشخص است که در صدر اسلام، دختران در سن پایین‌تری پریود می‌شدند. البته که در مورد صحت یا عدم صحت این روایات هم می‌شود بسیار مفصل بحث کرد اما درباره آن برداشتی از اسلام صحبت می‌کنیم که مبنای قوانین امروز ایران است.»

سمانه سوادی این مساله را نماد بارز هم‌دستی قانون و مردسالاری با هم می‌داند و می‌گوید: «در تفکر مردسالارانه هم ازدواج آن امری است که موجب تکامل زن می‌شود و هرچه قدر دختری در سن کمتر ازدواج کند، از نظر این تفکر، زن بهتری است و این مساله ازدواج را مبارک می‌کند.»

برخی از مدافعان کودک همسری در دفاع می‌گویند مطابق آمار رسمی، تعداد طلاق رخ داده در برابر ازدواج کودکان در بازه‌های زمانی مشابه ناچیز است؛ به طور مثال، در سه ماهه دوم سال جاری در برابر بیش از ۹ هزار ازدواج، ۱۸۸ مورد طلاق ثبت شده است.

«حامد فرمند»، فعال حقوق کودکان در توضیح چرایی این مطلب می‌گوید: «بین ازدواج و طلاق عموما یک فاصله زمانی وجود دارد. اگر چه محتمل است که در همان سالی که ازدواج ثبت می‌شود، طلاق هم به ثبت برسد. فراموش نکنیم ما داریم درباره ازدواج زیر سن ۱۵ سال صحبت می‌کنیم. این ازدواج‌ها معمولا در جوامع بسیار سنتی جامعه رخ می دهند؛ طبقه‌ای که طلاق در آن بیشتر و شدیدتر به عنوان یک تابو و بدشگونی شناخته می‌شود.»

او به نداشتن آگاهی این قشر از جامعه، اعم از بزرگ‌سالان و کودکان اشاره می‌کند و می‌گوید: «کودکانی که از سوی خانواده‌ها ناچار به پذیرش ازدواج در سن پایین می‌شوند، عموما از حقوق خود بی‌اطلاع هستند. از سوی دیگر، اگر مواردی هم باشد که صدای اعتراض‌شان را بلند کند، باز هم از سوی افراد نزدیک به خود در خانواده مجبور به تحمل شرایط می‌شوند. در نتیجه، طبیعی است که تعداد طلاق در این گزارش پایین باشد اما این هیچ ارتباطی به پایدارتر بودن ازدواج‎‎های زودهنگام ندارد.»

فرمند با اشاره به موانع و مشکلات قانونی که حتی زنان بالغ در شهرهای بزرگ و با داشتن دانش و آگاهی، تحصیلات، شغل و منابع دیگر به آن برخورد می‌کنند، می‌گوید بسیار طبیعی است که در گزارش مرکز آمار یا هر گزارش رسمی دیگری، تعداد طلاق کودکان از ازدواج کودکی به مراتب کمتر باشد.

حامد فرمند با ابراز تاسف از شمار بالای ازدواج کودکی در چنین بازه زمانی کوتاهی می‌گوید: «هر چه قدر سن ازدواج کودکان پایین‌تر باشد، امر خشونت‌بارتری اتفاق افتاده و حقوق بیشتر از کودک نقض شده است. به خاطر این که سطح دسترسی این کودک به منابعی که می‌توانسته موجب توانمندسازی او شود را کاهش داده است. حالا در نظر بگیرید بیش از ۹ هزار کودک تنها در سه ماه به این شکل از حقوق خود محروم شده‌اند.»

هشدار ارقام و شرط بلوغ

«معصومه ابتکار»، معاون رییس‌جمهوری ایران در امور زنان و خانواده پیش‌تر گفته است که سالانه ۳۰ هزار ازدواج دختران زیر ۱۴ سال در کشور اتفاق می‌افتد.

حامد فرمند با اشاره به آمار ارایه شده از سوی ابتکار می‌گوید: «آخرین آماری که توسط خانم ابتکار مورد استناد قرار گرفته، در سال ۱۳۹۷ منتشر شده است و ما بعد از آن آماری نداریم. اما از همین رقم ارایه شده برای سه ماهه دوم سال می‌شود تخمین زد که چه عدد بزرگی در پایان سال خواهیم داشت؛ ارقامی که بسیار هشدار دهنده و نگران کننده هستند.»

برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی با مطرح کردن لایحه «منع ازدواج با کودکان»، تلاش کرده‌اند سن ازدواج را از آن‌چه در حال حاضر قانون می‌گوید، بالاتر ببرند. این تلاش‌ها اما در برابر قدرت اظهارنظرهای مخالفان افزایش سن ازدواج ناکام مانده‌اند.

یکی از جنجالی‌ترین اظهارنظرها درباره ازدواج کودکان را «حسن رحیم‌پور ‌ازغدی» که از او به‌عنوان یکی از تئورسین‌های نظام جمهوری اسلامی نام برده می‌شود، مطرح کرده است: «در اسلام برای ازدواج اصلا حد سنی نداریم. حتی در دوران دبستان هم می‌توانند ازدواج کنند.»

رحیم‌پور ازغدی که از اعضای «شورای عالی انقلاب فرهنگی» است، باور دارد: «اسلام درباره رابطه دختر و پسر باز فکر می‌کند.»

او در دفاع از مقوله ازدواج کودکی می‌گوید: «اسلام می‌گوید به‌محض این‌که غریزه جنسی بیدار شد، حتی هنوز کامل هم بیدار نشده، ازدواج کنید. اصلا اسلام شرط بلوغ را هم برای ازدواج نگذاشته است.»

بر اساس شرع اسلام، سن بلوغ برای دختران ۹ سال و برای پسران ۱۵ سال تمام قمری است. مطابق قانون، ثبت ازدواج برای دختران کمتر از ۱۳ سال و پسران کمتر از ۱۵ سال، مشروط بر «اذن ولی به شرط مصلحت با تشخیص دادگاه صالح» است. این‌ها اما همه در مورد ازدواج دایم مورد توجه هستند.

مادربزرگ‌هایی که در ۹ سالگی ازدواج کرده‌اند

سمانه سوادی می‌گوید: «فراموش نکنید همه این‌ها که گفتیم، تنها برای ثبت ازدواج است. ما مطابق فقه اسلامی، هیچ محدودیتی برای خواندن صیغه ازدواج نداریم؛ یعنی یک پدر بر اساس فقه اسلامی حتی نطفه دخترش را هم می‌تواند به عقد کسی دربیاورد؛ عقدی که از نظر اسلام صحیح است مگر در صورتی که دختر بعد از این که به صلاحیت رسید، بیاید و با صراحت بگوید که این عقد را قبول ندارم و نمی‌پذیرم.»

او به ازدواج‌های از پیش تعیین شده برای دختران در برخی مناطق ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: «این شیوه ازدواج‌ها کم‌شمار هم نیستند. دختران در برخی مناطق ایران به همین شیوه ازدواج می‌کنند بدون این‌که در آمار ارایه شده در گزارش‌هایی نظیر گزارش مرکز آمار ایران لحاظ شوند. متاسفانه به دلیل عدم دسترسی این دختران به منابع آموزشی و عدم آگاهی، از این‌که می‌توانند بعدها نسبت به ابطال این عقد اقدام کنند هم اطلاعی ندارند.»

«حسن نوروزی»، سخن‌گوی «کمیسیون قضایی» دهمین دوره مجلس شورای اسلامی، یکی از مخالفان سرسخت طرح مقابله با کودک‌همسری بوده است. او در قرن ۲۱ در پاسخ به مدافعان این طرح گفته بود: «مادربزرگ خود من در ۹ سالگی ازدواج کرد و مشکلی هم نداشت!»

این روحانی تندرو و مذهبی نظر کارشناسان فقهی را در این مورد بر نظر پزشکان و روان‌شناسان ارجح دانسته بود.

سمانه سوادی در پاسخ به این پرسش که چرا تصمیم‌گیرندگان برای تغییر قانون، زنان و دختران امروز را با مقیاس زن دو یا سه نسل قبل می‌سنجند و مادربزرگ‌های خود را مثال می‌زنند، می‌گوید: «اساسا در نگاه مردسالار، حُسن زن، برخورداری از منابع نیست. دسترسی به منابع و داشتن دانش و آگاهی در این نگاه، ابزارهایی به حساب می‌آیند برای زن که از قالب و چهارچوب مورد تایید مردسالاری خارج شود. از این خروج عموما با تعابیری هم‌چون بی‌حیایی و نداشتن زنانگی یاد می‌شود. اتفاقی که در تاریخ مردسالارانه افتاده، این است که از خودگذشتگی و فداکاری به زنان و مادران تحمیل شده است. این‌که زنان در کودکی ازدواج کنند و در خدمت همسر و فرزندان بسیار خود باشند، با عنوان گذشت و فداکاری به شکلی فریب‌کارانه فروخته شده است. این حُسن زنان محسوب شده است. برای همین هم ما کمتر صدای زنانی که در کودکی ازدواج می کنند و بچه‌دار می‌شوند را شنیده‌ایم.»

حامد فرمند اما در این میان به نکته تکان دهنده‌ای اشاره می‌کند: «فراموش نکنید که بخش اعظم این ازدواج‌ها، ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ سال با مردان بالغ و بزرگ‌سال است. بنابراین، مناسبات قدرتی شکل می‌گیرد که کودک در آن از توان لازم و متناسب برای دفاع از خودش در برابر ناهنجاری‌های احتمالی، خشونت‌ها، تجاوزها در بستر زناشویی و غیره برخوردار نیست.»

No responses yet

Feb 01 2021

روح‌الله خمینی، ۳۱ خرداد ۶۱ و اقرار به دروغ

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تاریخی,تقلب,خیانت,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


منبع تویتر حافظه تاریخی

No responses yet

Jan 14 2021

‘مرا صبور حسینی صدا می‌زنند، اما من لیلا هستم’

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,مذهب


بی‌بی‌سی: مرا صبور حسینی صدا می‌کنند، اما من اصلی من لیلا هستم
دختر است یا پسر؟” اولین پرسشی که پس از به دنیا آمدن هر نوزاد مطرح می‌شود.

اما پاسخ همیشه “پسر” و یا “دختر” نیست. ممکن است ماما/قابله در آن لحظه نتواند با قطعیت بگوید نوزاد چه جنسیتی دارد.

سازمان ملل می‌گوید حدود ۱/۷ درصد جمعیت جهان بیناجنس یا اینترسکس هستند. یعنی ممکن است هردو اندام جنسی را داشته باشد یا اندام جنسی جوری باشد که نتوان جنسیت را از آن را مشخص کرد. بعضی اوقات ممکن است اندام جنسی بیرونی آنها منتسب به مردانه باشد اما تخمدان هم داشته باشند. جمعیت این افراد تقریبا برابر افراد مو نارنجی است.

در برخی موارد بلافاصله پس از تولد مشخص می‌شود که اندام جنسی نوزاد در دوگانه زنانه یا مردانه می‌گنجد. در موارد دیگر، ممکن است آلت جنسی نوزاد در سنین کودکی یا در سن بلوغ مشخص‌تر شود. در بسیاری از کشورها در همان آغاز تولد روی نوزاد عمل جراحی انجام می‌شود و یکی از دو جنس به او منتسب می‌شود. چیزی که بعدا ممکن است تا پایان عمر برای آن فرد مشکل ساز باشد.

برای “صبور حسینی” حتی در همان کودکی شک و شبهه‌ وجود نداشت که “لیلا” است

داستان لیلا

برای “صبور حسینی” حتی در همان کودکی شک و شبهه‌ی وجود نداشت که “لیلا” است.

“لیلا” ۶۴ سال پیش در روستای ولسوالی گذره هرات به دنیا آمد. او می‌گوید:” وقتی به دنیا آمدم پدرم به دلیل نامشخص بودن جنسیتم، حضانت مرا به عمه‌ام واگذار کرد.”

در نهایت خانواده تصمیم گرفت جنسیت او را پسر اعلام کند و نامش را صبور گذاشتند.

او از دوران مدرسه به یاد می‌آورد که همیشه با هم‌کلاسی‌هایش می‌خواند “من دختر هراتم، چون شاخه‌ی نباتم”.

داستان لیلا به این دلیل منحصر به فرد است که او در چارچوب‌ جنسیتی که برایش انتخاب شد، اسیر نماند و با وجود تمام دشواری‌ها و مشکلات تا به امروز همه تلاشش را کرده که هم در اجتماع فعال باشد و هم “لیلا” باشد.

لیلا می‌گوید “پس از آنکه در سن پنج سالگی مورد تعرض قرار گرفتم، همه در مدرسه فهمیدند که من بیناجنس هستم، پسران شروع کردند به اذیت و آزار جنسی من و دختران دیگر نمی‌گذاشتند در کنار آنها بنشینم و با آنها بازی کنم.”

اما لیلا پس از به پایان رساندن تحصیلاتش تا دبیرستان، در یکی از روستاهای دوردست هرات آموزگار شد.

رسانه‌های محلی چند ماهیست بخش‌هایی از داستان او را روایت کرده‌اند. او در کنار آموزگاری به هنر رقص و بازیگری نیز علاقه‌ فراوان دارد.

لیلا در چندین نمایش‌نامه و در یک مجموعه‌ی تلویزیونی به نام “خیال‌پلو” هم نقش آفرینی کرده است. او می‌گوید:”رقص را به صورت حرفه‌ای در هند یاد گرفتم. دوست دارم لباس‌های زنانه بپوشم، آرایش کنم و در محافل دوستان و آشنایان برقصم.” اما در کشور سنتی و به شدت مذهبی افغانستان، چنین کاری فراتر از چالش‌برانگیز است.

اما لیلا پس از به پایان رساندن تحصیلاتش تا دبیرستان، در یکی از روستاهای دوردست هرات آموزگار شد

برخورد با دگرباشان

در افغانستان برخورد جامعه و حتی کارکنان دولت با دگرباشان بخصوص افراد ترنس، بیناجنس‌ها و همجنسگرایان نامهربانانه و در بسیاری مواقع غیرانسانی است. گاهی این برخوردها از همان بدو تولد و در کانون خانواده شروع می‌شود.

لیلا می‌گوید با افراد تراجنسی (ترنس)‌ و بیناجنسی‌ زیادی در تماس است که زندگی مخفیانه‌ دارند یا هویت خود را فاش نمی‌کنند. اما تحقیر،تبعیض و بدرفتاری با دگرباشان جنسی و جنسیتی در افغانستان به یک ضربه و یک دشنام خلاصه نمی‌شود.

لیلا می‌گوید:”دندان‌های مرا شکسته‌اند و پا و بدنم را سوزانده‌اند”.

اگرچه لیلا با لبا‌س‌های منتسب به مردانه و هویت “صبور” در جامعه زندگی می‌کند اما باز می‌گوید مردان او را به اتوبوس و حمام راه نمی‌دهند وحتی امام مسجد به او اجازه نمی‌دهد در نماز جماعت شرکت کند.

لیلا در اثر ضربه‌ای که چند ماه پیش در راه بازگشت از مسجد به سرش وارد شده، بینایی و شنوایی‌اش را تا حدی از دست داد. او درباره این اتفاق گفته:

“شام یک روز وقتی از مسجد بیرون می‌آمدم، افراد ناشناس به من حمله کردند و یکی از آنها مشتی محکمی به صورتم حواله کرد و گفت که چرا به مسجد رفته‌ام. این ضربه بینایی و شنوایی‌ام را تا حد زیادی تضعیف کرد و دکترها می‌گویند نیاز به عمل جراحی چشم دارم.”

لیلا می‌گوید هورمون‌های طبیعی بدنش منجر به رشد پستان‌هایش شده بود و همین باعث آزار و اذیت بیشتری شد. او می‌گوید “مجبور شدم برای کوچک‌ کردن پستان‌هایم دارو مصرف کنم. پزشکان به من مجوز تطبیق جنسیت را داده‌اند ولی به دلیل هزینه گزاف آن این کار را نمی‌توانم بکنم.”


بسیاری افراد تفاوت بین میان‌جنسی (intersex) و تراجنسی (transexual) تراجنسیتی (transgender) و حتی گاهی دوجنسگرایی (bisexual) را نمی‌دانند

ناآگاهی دلیل بدرفتاری

موجودیت همین مشکلات در افغانستان سبب شده تا بسیاری از دگرباشان جنسی و جنسیتی از ابتدایی‌ترین حق و حقوق انسانی شان آگاهی نداشته باشند.

در بسیاری از موارد افراد تراجنسی (ترنس)‌ و بیناجنسی مایه‌ شرم و ننگ خانواده‌ها دانسته می‌شوند. به آنها “دوجنسه، ایزک و نرماده” می‌گویند که بار تحقیر و توهین دارند. حتی در برخی رسانه‌ها و انتشارات رسمی افغانستان از این اصطلاحات استفاده می‌شود.

ناآگاهی افراد جامعه و حتی قشر تحصیل‌کرده زندگی برای این افراد در جامعه را سخت کرده است. حتی در کمترین حد ممکن هم در افغانستان فرهنگ‌سازی نشده‌است.

زینب پیغمبرزاده، پژوهشگر مطالعات جنسیت می‌گوید:

نه تنها در افغانستان بلکه “علی‌رغم تلاش‌های ارزشمندی که در سال‌های اخیر در حوزه گرایش‌ جنسی و هویت جنسیتی انجام شده، متاسفانه در بسیاری از کشورها به موضوع ویژگی‌های جنسی چندان پرداخته نشده است و معمولا افراد تفاوت بین میان‌جنسی (intersex) و تراجنسی (transexual)، تراجنسیتی (transgender) و حتی گاهی دوجنسگرایی (bisexual) را نمی‌دانند و به اشتباه برای اشاره به همه این گروه‌ها از واژه دوجنسه استفاده می‌کنند.”

“زینب پیغمبر زاده می‌افزاید:”گروه‌های میان‌جنسی در کشورهای مختلف به خصوص کشورهای غربی تلاش دارند، زندگی به عنوان جنس سوم را در جامعه ممکن و قانونی کنند و موفقیت‌هایی هم در این زمینه به دست آورده‌اند. هر چند تا تغییر نگاه دوگانه محور جامعه که تلاش دارد جنس همه افراد را تنها در قالب زن یا مرد تعریف کند، هنوز راه درازی باقی است.”

به گفته او فرد میان‌جنسی به لحاظ جسمی در تعریف معمول آنچه که یک بدن “استاندارد” و “طبیعی” زنانه یا مردانه خوانده می‌شود، نمی‌گنجد و بنابر این بسیاری از پزشک‌ها معتقد هستند که بدن این افراد باید جراحی یا این افراد تعیین جنسیت شوند.

آیا عمل جراحی همیشه بهترین راه حل است؟

در بسیاری از کشورها، نوزادی که بیناجنس تشخیص داده می‌شود، در بدو تولد یا در کودکی مورد عمل جراحی قرار می‌گیرد و در برخی موارد این عمل جراحی با تجویز دارو در سال‌های بعد تکمیل می‌شود.

زینب پیغمبرزاده که به واسطه فعالیتش در زمینه حقوق دگرباشان افراد بیناجنسی زیادی را ملاقات کرده ‌است، می‌گوید آنچه که در میان آن‌ها مشترک است “فشارهای فیزیکی و روانی‌ است که در نتیجه تصمیم پزشک‌ها و خانواده‌ها در کودکی و نوجوانی تحمل کرده‌اند. این در حالی است که ضرورت انجام جراحی‌ها و مصرف دارو در بسیاری از موارد زیر سئوال است و نه تنها این افراد بدون این عمل‌های جراحی می‌توانستند زندگی سالمی داشته باشند، بلکه همین جراحی‌ها و مصرف داروها خودشان عامل مشکلات جسمی و روانی بسیاری در بین بسیاری از این افراد است.”

قانون مدنی افغانستان

افراد بیناجنسی در افغانستان حتی در قانون مدنی این کشور هم جایگاه مشخصی ندارند. تنها در ماده ۲۰۵۷ مربوط به میراث از “جنس خنثی” یاد شده و در آن آمده ‌است: “خنثایی که ذکوریت و انوثت او فهمیده شده نتواند، “اقل نصیبین” (کمترین سهم میراث درمقایسه با دختر و پسر) را مستحق گردیده و باقی‌مانده متروکه به ورثه دیگر داده می‌شود.”

آرتمیس اکبری فعال دگرباشان فارسی زبان می‌گوید دگرباشان جنسی و جنسیتی افغانستان که با او در تماس هستند، می‌گویند که اولین ضربه را از خانواده‌ها و حلقه نزدیکان خود می‌خورند. آنها قربانی خشونت‌های خانگی می‌شوند، مورد ضرب‌وشتم قرار می‌گیرند،زندانی می‌شوند و در برخی از موارد به قتل می‌رسند و یا از خانه فرار می‌کنند.

در بخشی از ماده ۲۴ قانون اساسی افغانستان آمده ‌است: “آزادی و کرامت انسان از تعرض مصون است. دولت به احترام و حمایت ازآزادی و کرامت انسان مکلف می‌باشد.”

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می‌گوید باید برای حمایت از این قشر یک قانون جداگانه تصویب شود تا بتوانند به حقوق و امتیازات قانونی‌شان دست یابند. اما تا زمان تصویب شدن چنین قانونی “لیلا” و صدها فرد بیناجنسی دیگر باید هر روز با تبعیض و آزار و اذیت سیستماتیک دست و پنجه نرم کنند.

No responses yet

« Prev - Next »