اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'جنایات رژیم' Category

May 10 2023

مهدی کاظمی؛ اعدام مصنوعی من را شکست، و آدمی دیگر متولد شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی

«ایران وایر: مهدی کاظمی»، متولد ۳بهمن۱۳۶۰ خورشیدی، تا بیست سالگی در ایران زندگی کرد و بعد به اتریش مهاجرت کرد. در اتریش، آلمانی را آموخت و بعد در رشته برق تحصیل کرد. پس از آن در شرکت‌های الکترونیکی و آلمانی مشغول به‌کار شد. او طی قریب به یک دهه اخیر، در سفرهایی که برای دید‌و‌بازدید خانواده داشت، مستندهایی ساخت که هرگز برای پخش آن اقدام نکرد. خودش می‌گوید ایده ساخت این مستندها، از صحبت با یکی از دوستان اتریشی‌اش در ذهنش کلید خورد. وقتی که یک همنشین اتریشی در وین به او گفته بود: «کاش از زمان آلمان نازی و رهبری آدولف هیتلر، مستندهایی پنهانی وجود داشت تا ما حال واقعی مردم آن روز اتریش و آلمان را می‌فهمیدیم.» او ۶دی‌۱۴۰۰، توسط اطلاعات سپاه پاسداران، به اتهام آنچه «جاسوسی برای کشور و دولت متخاصم» خوانده بودند، در اصفهان بازداشت شد.

با مهدی کاظمی در وین، در مورد روزهای پیش و پس از بازداشتش توسط اطلاعات سپاه اصفهان گفت‌وگو کردیم.

 ***

* شما به ایران رفتید و در کشور زادگاهت بازداشت شدید. آیا قبل از این سفر اخیر، به ایران رفت‌و‌آمد داشتید؟

بله، من طی بیست سال اخیر که در اتریش زندگی کردم، بارها و به کرات به ایران رفت‌و‌آمد داشتم، هیچ‌وقت هم مشکلی نداشتم. هرگز مشکلی به‌وجود نیامد. خانواده‌ام هم سیاسی نبود که بخواهند روی من حساس شوند.

* برای ساخت مستند به ایران رفته بودید؟

من از پنج سال پیش در کنار شغل اصلی‌ام، مستند سازی را شروع کردم. من هیچ‌وقت آدم سیاسی نبودم و مستندسازی را هم از روی علایق شخصی‌ام شروع کردم. اولین مستندی که ساختم برای بچه‌های سنگ‌نورد و صخره‌نورد ایرانی بود. خیلی از همان بچه‌هایی که در موردشان مستند ساختم، در اعتراضات اخیر جزو سنگ‌نوردهایی بودند که یا روسری‌های‌شان را درآوردند، یا مثلا بازداشت شدند. من طی این پنج سال، هیچ یک از مستندهایم را نمایش ندادم.  یعنی حتی ادیت هم نکردم. چون می‌خواستم این فیلم‌ها را برای آیندگان بسازم. داستان از اینجا شروع شد که یک روز دوست اتریشی‌ام به من گفت کاش می‌توانستیم بفهمیم در زمان “آدولف هیتلر” و نازی‌ها، مردم اتریش چه فکری می‌کنند و چه اعتقادات سیاسی دارند. آیا همه مردم با هیتلر بودند؟ مسلما رسانه‌های آلمان نازی این‌طور القا می‌کردند که مردم آلمان و اتریش هم با سیاست‌های رهبرشان همسو هستند. ما هم الان در ایران یک دیکتاتور، یک هیتلر و یک حکومت شبیه به آلمان نازی داریم. پس ما می‌توانیم مستندهایی بسازیم، بدون اینکه پخش کنیم و بگذاریم برای آینده آزاد ایران. من مستندهایم را برای ایران آزاد می‌ساختم.

*غیر از صخره‌نوردها، چه موضوعات دیگری برایتان سوژه فیلم‌سازی شد؟

در مورد بچه‌های اوتیسم یک فیلم ساختم. خانمی در میدان تجریش را دیدم که زندگی غریبی داشت. این خانم از پدر و مادری ایرانی-آمریکایی به‌دنیا آمده بود؛ یعنی نصف ایرانی بود و نصف آمریکایی. همسرش آلمانی بود و کارش کشید به دست‌فروشی کنار میدان تجریش در ایران؛ هم خودش هم برادرش اوتیسم داشتند. یک مستند در مورد موسیقی زیرزمینی ساختم. فیلمی هم در مورد مشکلات زنان در ایران که فقط همین یک فیلم را پس از انقلاب مهسا ادیت کردم، منتشر شد و جوایزی هم در جشنواره‌ها برد.

* آخرین مستندی که می‌ساختی در مورد کولبران بود. یعنی بهانه اصلی دستگیری‌ات همین مستند شد؟

دسامبر۲۰۲۱ من به ایران رفتم تا در مورد کولبران مستندی تهیه کنم. من از وین به شیراز رفتم. از شیراز با خودرو خودم به اصفهان رفتم و در هتلی که بعدها فهمیدم در دستگیری من نقش داشته، اقامت کردم. از آنجا به سنندج رفتم و از طریق دوستانم با سرکارگر کولبرها آشنا شدم. هدف من از پروژه کولبران این بود که می‌خواستم به مردم نشان دهم این بچه‌ها، در چه وضعیتی و در چه پروسه‌ای، بارها را از کوهستان عبور می‌دهند و به ایران می‌آورند. یعنی قرار بود خود من هم با کولبرها از کردستان حرکت کنم، به بارگاه که محل تحویل بارهاست بروم و بعد با آن‌ها از مسیر کوهستان به مقصد برگردم. چیزی که برای بازجوهایم در زمان بازداشت مهم بود و بارها پرسیدند، این بود که چه کسی به من خط داده است؟ من این را به بازجوهایم گفتم و اینجا هم می‌گویم؛ دوستان و همکاران من در اتریش، تعطیلات‌شان را به مدیترانه می‌رفتند و عشق زندگی را می‌کردند، من با پول سفر و زندگی شخصی‌ام می‌رفتم از بچه‌های اوتیسم و مشکلات زنان و صخره‌نوردها و کولبران فیلم می‌ساختم.

در کردستان، کولبرها به من گفتند چرا چنین ریسکی می‌کنی؟ گفتند اگر از مرز رد شویم و ما را بگیرند، ما کردی حرف می‌زنیم و گلیم خودمان را از آب می‌کشیم. تو می‌خواهی به چه زبانی حرف بزنی که نجات پیدا کنی؟ می‌گفتند ممکن است حتی برای خودشان هم گران تمام شود. حالا خوشبختانه یا بدبختانه، آن روزها مرز بسته بود و کار نمی‌کردند.

از سرکولبر پرسیدم یعنی چی که مرز بسته است؟ شما که از مرز و با گذرنامه عبور نمی‌کنید و از کوهستان رد می‌شوید. آن‌جا جوابی شنیدم که برایم تکان دهنده بود. سرکولبر که به عبارتی هماهنگ کننده کولبرهاست در دوربین گفت: «ما و سپاه با هم کار می‌کنیم. اگر سپاه نداند یا نخواهد، ما نمی‌توانیم عبور کنیم.» به من گفت که یکی دو کولبر که نیستند شبانه از مرز ردشان کنیم، ماجرای هزاران کولبر است. الان سپاه گفته رد نشوید و ما هم نباید کار کنیم.

از او پرسیدم خب  پس چرا نیروهای سپاه بچه‌های شما را با تیر می‌زند؟ سرکولگر گفت: «گهگاهی هم ما باید یادمان باشد قدرت دست کیست و سپاه است که حرف اول را می‌زند.» واقعا حیف از این فیلم‌ها که دیگر نیستند. همه این فیلم‌ها افتاد دست سپاه. 

* در مورد هتلی در اصفهان صحبت کردید و گفتید نقش مهمی در بازداشت شما توسط سپاه پاسداران داشت. در گفت‌وگویی هم که قبل از مصاحبه داشتیم گفتید که مدیر این هتل مخبر سپاه پاسداران بوده و اطلاعاتی را که به‌صورت دوستانه از تو می‌گرفت، در اختیار بازجویان سپاه قرار داده بود. چطور به این نتیجه رسیدی؟  

این هتل در اصفهان پاتوق من شده بود. هر وقت به اصفهان می‌رفتم آنجا اقامت می‌کردم. دفعه آخری که من به ایران رفتم، یکی از دوستان آلمانی‌ام را هم با خودم بردم. قبل از این‌که پروژه فیلم‌برداری کولبران را آغاز کنم، می‌خواستم ایران را به او معرفی کنم. این کار همیشگی‌ام بود. هر بار یکی از دوستان اروپایی‌ام را می‌بردم و اتفاقا آن‌ها هم عاشق ایران می‌شدند. این‌بار در فرودگاه، یک خانم حراستی جلو آمد، بدون این که با این توریست آلمانی حرف بزند، روسری‌اش را با دست گرفت و کشید جلو. من بلند شدم و اعتراض کردم. گفتم خانم این چه شکل برخورد کردن است؟ چرا بدون اجازه به بدن یک زن دست می‌زنی؟ با همین خانم حراستی بحثم شد و حرف‌های تندی زدم و مجبور شدم از فرودگاه خارج شوم و بیایم بیرون. چون حرف‌های تندی هم زده بودم و او رفته بود نیروی کمکی بیاورد. این ماجرا را فقط و فقط برای همین مدیر هتل تعریف کردم و بعد در بازجویی‌ها همین موضوع را جلوی من گذاشتند.

به‌جز این، قبل از سفر به کردستان، همین مدیر هتل به من گفته بود که هرچه وسایل فیلمبرداری و الکترونیکی داری با خودت بیاور که می‌خواهم همه آن‌ها را از تو بخرم. من همه وسایلم که حتی دوربین مخفی‌هایم بود را با خودم به ایران بردم، چون می‌خواستم به‌عنوان جنس دسته دوم بفروشم و تجهیزات جدید بخرم. ولی نخرید؛ هر روز امروز و فردا کرد و روزهای آخر می‌گفت این‌ها را نگه‌دار، یکی از دوستانم قرار است بیاید و آن‌ها را بخرد. در حقیقت فقط می‌خواست با همه وسایلم دستگیر شوم.

یک روز قبل از دستگیری‌ام هم به من گفت یک سورپرایز برایت دارم که تا آخر عمرت فراموش نکنی و زندگی‌ات دگرگون می‌شود. در جوابش گفتم تو لطفا این وسایلی که قول داده بودی را بخر، برای من کافی است. گفتم من به‌خاطر تو این همه پول اضافه بار دادم و حالا دوباره همه این‌ها را به وین برگردانم. گفت نگران نباش دوستانم وسایلت را از تو می‌گیرند. فردا منتظر سورپرایز من باش.

* فردای آن روز بازداشت شدید. یعنی سورپرایزی که وعده‌اش را می‌داد که بگیرید، همین بازداشت توسط سپاه بود؟

صبح که بیدار شدم، خودش در هتل نبود. یکی از دوستانم که در اصفهان بود را دعوت کردم هتل که با هم صبحانه بخوریم و به کارگاهش برویم و بعد برگردم شیراز و کم‌کم آماده برگشت به وین شوم. حوالی ساعت ۱۲ یک نفر با شماره ناشناس به من زنگ زد و گفت ماشین شما به‌دلیل شکایت راهنمایی رانندگی توقیف است. گفت اگر نیایید به کلانتری ۱۱ اصفهان، در اولین پلیس راه، خودرو شما توقیف می‌شود. من هم با دوستم رفتم، اما روبه‌روی کلانتری ریختند سر من. یک مشت آدم‌های عجیب‌و‌غریب. اول فکر کردم این‌ها نوچه‌های آدم‌هایی هستند که از من شکایت کردند، گفتند بیا برویم توی ماشین. گفتم بیایید داخل کلانتری حرف بزنیم. دیدم پلیس‌ها ایستادند و نگاه می‌کنند. با این وجود دویدم و از گیت رد شدم و به حیاط کلانتری رسیدم. دیدم این‌ها هم وارد شدند، فهمیدم زورگیر نیستند. سردسته‌شان آمد و گفت فکر کردی بروی کردستان فیلم‌بگیری و کسی نفهمد؟ چشم‌بند زدند، دست‌بند زدند و مرا بردند.

* این همان سورپرایزی بود که مدیر هتل برایت در نظر داشت؟

یادم هست وقتی به همان مدیر هتل گفتم که در فرودگاه وقتی بر سر حجاب دوست آلمانی‌ام به جمهوری اسلامی بد و بیراه گفتم، ناراحت شد. به من گفت به هرحال کشور قانون دارد، نمی‌توانی هر کاری خواستی بکنی. آن روز برایم عجیب بود که یک دفعه این قدر تغییر رفتار داد. اما بعد فهمیدم ماجرا چیست. این موضوع را حتی در بازجویی‌ها به من گفتند؛ که چرا در فرودگاه به نظام توهین کردی؟ 

* وقتی شما را گرفتند، موضوع اصلی این بود که چرا با کولبرها صحبت کردید، یا چرا برای مستند سراغ این قشر جامعه رفتی؟ 

نه اتفاقا اصلا موضوع این نبود. من بعدها فهمیدم وقتی من را گرفتند از من جز نام و نام‌خانوادگی‌ام هیچ چیزی نداشتند. لپ‌تاپ و موبایلم را برداشتند و همه زندگی من را بیرون کشیدند. حتی بعضی از فیلم‌هایی که ساخته بودم مثل صخره‌نوردها را چون روی دستگاه‌هایم نبود را هم خودم به بازجوها گفتم. حرفم این بود که من سیاسی نیستم. فقط داشتم مستندهایی می‌ساختم که قرار هم نبود جایی منتشر شود.

* خودت فکر می‌کنی دو تابعیتی بودن  تاثیری در بازداشت شدن داشت؟

بیش از ۹۰ درصد دو ملیتی بودنم دلیل بازداشت شدنم بود. من بچه‌هایی را در ایران می‌شناسم که همین کار را می‌کنند و مشکلی به‌وجود نمی‌آید. حتی یک بار خودم را در شیراز گرفته بودند، ولی چون با لهجه شیرازی با ماموران حرف زدم، ولم کردند.

نامزد من آمریکایی است. بازجوها می‌گفتند این خانم افسر اطلاعاتی تو است؛ می‌گفتند ما می‌دانیم این از طریق تو نفوذ کرده و می‌خواهد از داخل کشور اطلاعات کسب کند. به بازجوها گفتم من قبل از شناختن این خانم مستندسازی‌ام را شروع کردم، این بنده خدا اصلا چیزی از سیاست نمی‌داند. اما قبول نمی‌کردند. در حقیقت بازجوهای سپاه دو خواسته بزرگ از من داشتند؛ اول اینکه حرف‌های تو باید با مستندات ما یکی شود، دومی هم اینکه نامزدت را بکش بیاور ایران یا یکی از کشورهای همسایه که ما او را بیاوریم؛ گفتم اعدامم کنید هم این کار را نمی‌کنم.

 * تو برای رسیدن بازجوهای سپاه به همین دو خواسته سه ماه در زندان بودی. یعنی زمانی که تقریبا می‌گویند یک انسان را در بازجویی‌ها به‌صورت کامل می‌شکنند. 

۷۶ شبانه روز. دلیل دارد که می‌گویم شبانه روز؛ شما در حالت عادی شب‌ها می‌خوابی. ولی آنجا شب نداری، نمی‌خوابی. ببینید من بند ۹ الف اطلاعات سپاه بودم، همان‌جایی که الان توماج صالحی را نگه می‌دارند. قاضی‌ام همان قاضی اطلاعات سپاه بود. وقتی من را بردند داخل زندان، از همه جای جهان بی‌خبر بودم. حتی نمی‌دانستم روسیه به اوکراین حمله کرده است. من قبل از دستگیری‌ام سرطان داشتم و به‌همین دلیل عمل کردم. با این وجود، همیشه نگران خانواده‌ام بودم. بازجوها هرگز من را نزدند، ولی کاش کتک می‌زدند. لااقل خالی می‌شدم. آن‌قدر نگه‌ت می‌دارند که امیدت را بگیرند. من از یک جایی پذیرفتم که اینجا ایستگاه آخر است. من را از یک جایی شکستند. شما خودت را در دست کسانی می‌بینی که اختیار تام دارند و به هیچ‌جا هم پاسخگو نیستند.

من روز دهم، در زندان اقدام به خودکشی کردم. ببینید طی ده روز چه بلایی در بازجویی‌ها بر سر آدمی که همه زندگی‌اش در ایران‌گردی و جهان‌گردی بود آوردند، که کارش به خودکشی کشید. آن روز من دوازده ساعت بازجویی شده بودم. آن روز احساس کردم دارم تمام می‌شوم و ممکن است اعتراف کنم. ده شبانه روز پروژکتور روی صورتم روشن بود، حق نداری پتو را روی صورتت بکشی و بلافاصله می‌ریزند داخل سلول، می‌گویند باید صورتت را ببینیم.

آن روز ظرف غذایم را که آوردند، ظرف را شکستم و با لبه ظرف پلاستیکی خواستم رگ دستم را بزنم. حرکت اول را که زدم، صدای پای‌شان را شنیدم. ظرف پلاستیکی تیز نبود و رگم را نزد. آمدم ضربه دوم را محکم‌تر بزنم که مچ دستم را گرفتند. ریختند داخل سلول و تمام پتوها، ظرف آشغال و جارو کوچکی که برای نظافت داشتیم را با خودشان بردند. گفتند دوباره خودکشی می‌کند؛ همه دار‌و‌ندارم همین پتو و ظرف غذا بود که رفت.

* این آخرین اقدام اعتراضی‌ات بود؟

بین روزهای هفدهم تا نوزدهم بود که اعتصاب غذا کردم. خواسته‌ام هم این بود که مرا به زندان قوه‌قضاییه ببرید. بعد از آن خودکشی به من گفتند اینجا جانت دست خودت نیست. می‌خواهی بمیری هم بمیر، ولی وقتی ما گفتیم باید بمیری. من همان‌جا دیگر اعتصاب غذا کردم. از هر راهی وارد شدند؛ یک بار تهدید، یک بار فریاد، یک بار یک پیرمرد مهربان فرستادند داخل سلول، ولی گفتم من ادامه می‌دهم ولی سربلند می‌میرم. روز چهارم همان پیرمرد آمد داخل سلول و گفت ما تسلیم هستیم. بیا برو زندان قوه‌قضاییه.

من را بردند تا داخل حیاط و خورشید بعد از ۱۹ روز به بدنم خورد. آمدند و گفتند یک مصاحبه بکن و برو. من هم در آن مصاحبه بدشان را نگفتم. گفتم حالا که اعتصاب غذا جواب داده، لااقل بدشان را نگویم که کار خراب نشود. گفتم همین که سپاه من را شکنجه بدنی نداد، دست سپاه درد نکند.

من را با خودرو به زندان مرکزی قوه‌قضاییه منتقل کردند. همه کارهای اداری اول هم انجام شد. اثر انگشت گرفتند، نام نویسی کردند. بعد مرا جدا کردند و بردند انفرادی. فکر کردم برای اینکه با قاتل‌ها و جانی‌ها هم سلول نباشم، می‌خواهند به انفرادی بروم. در انفرادی یکی آمد و گفت غذا تمام شده، بیا غذای من که همسرم درست کرده را بخور. قرمه‌سبزی بود و من هم بعد از چهار-پنج روز اعتصاب غذا، واقعا گرسنه بودم. ده دقیقه بعد از اینکه غذایم را خوردم، برگشت و گفت غذایت را خوردی؟ بلند شد و گفت باید برگردی همان‌جایی که بودی، گفت من نمی‌دانم تو کی هستی، فقط گفته‌اند غذایش را خورد بگو باید برگردد همان‌جایی که بود. دنیا روی سرم خراب شد. آنجا فهمیدم دیگر اعتصاب غذا هم فایده ندارد و بدنم شروع کرد به اذیت کردن. من سرطان دستگاه گوارش داشتم و دکتر توصیه کرده بود که باید سبزی و میوه‌جات بخوری، خب چنین چیزی هم در زندان وجود نداشت.

* بعد از بازگشت از زندان مرکزی و شکستن اعتصاب غذا، رفتار بازجوها تغییر نکرد؟

گفتند از این به بعد بنشین تا صدایت کنیم. کارم به جایی رسیده بود که آرزو می‌کردم برای بازجویی صدایم کنند. دو ساعت، سه ساعت، یک روز، دو روز، همان‌جا در همان اتاق دو در دو نشسته‌ای. هیچ کاری، هیچ سرگرمی نداری. من با غذایی که برایم می‌آوردند سرگرمی درست می‌کردم. مثلا خرماها را دور نان می‌چیدم، بعد نان را تکه تکه می‌کردم روی خرماها می‌گذاشتم. بعد از سر گرسنگی نان و خرما را می‌خوردم. حالا عذاب وجدان می‌گرفتم که چرا سرگرمی‌ات را خوردی؛ از خودم بدم می‌آمد که چرا سرگرمی‌ات را می‌خوری. از آن‌جا به بعد شرایط جسمی‌ام بدتر شد، تا جایی که دیگر هیچ چیز نمی‌توانستم بخورم، بوی غذا که می‌آمد بالا می‌آوردم.

از روز سی‌ام بازداشتم، گفتند تو نه افسر اطلاعاتی -یا همان نامزدم- را به ایران می‌آوری و نه حرف‌هایت را با سندهای ما یکی می‌کنی. یعنی همان اعتراف اجباری؛ پس تو جاسوسی و حکم جاسوس هم اعدام است. 

از آن روز حرف در مورد اعدام را شروع کردند. یک روز در سلولم نشسته بودم، زندانبان آمد و گفت چشم‌بندت را بزن. می‌دانستم که وقت هواخوری هم نیست. پرسیدم کجا می‌خواهی ببری؟ بازجویی دارم؟ گفت نه! همکاری نکردی، باید اعدام شوی. آمدند مرا بردند. زندانبان‌ها پرسیدند چه حسی داری که می‌خواهی اعدام شوی؟ من ناخودآگاه یاد شعری از خیام افتادم که می‌گفت «از آمدنم نبود گردون را سود، وز رفتن من جاه و جلالش نفزود» و مداوم همین را زمزمه می‌کردم، در آن لحظات به من آرامش می‌داد. بعد از پنج دقیقه گفتند بچه خوبی هستی، برگرد سلولت. 

از وقتی به سلول برگشتم، آن مهدی کاظمی مرد. یعنی آن مهدی کاظمی قبلی همان‌جا اعدام شد و یک نفر دیگر به‌دنیا آمد. با همین اعدام مصنوعی یک آدم جدید، یک مبارز در من متولد شد. شده بودم کسی که دیگر حتی نمی‌ترسیدم. شروع کرده بودم در سلول خودم آن‌قدر راه می‌رفتم که زانوهایم می‌گرفت. زیرلب زمزمه می‌کردم می‌گفتم «من خویشتن خویش را یافتم» و باز راه می‌رفتم. می‌آمدند داخل سلول و تهدید می‌کردند، می‌گفتند بنشین وگرنه می‌زنیم. حتی نگاه‌شان نمی‌کردم و باز راه می‌رفتم.

بعد از آن به من گفتند تو نه تنها جاسوسی، که جاسوس حرفه‌ای هم هستی. هرکسی آمده اینجا بعد از ۱۰ روز، نهایتا ۲۰ روز به حرف آمده، تو بعد از دو ماه هنوز حرف نزدی. گفتم من اگر جاسوس ساده هم بودم باید از مال دنیا یک خانه یا یک ماشین می‌داشتم، نه اینکه از دار دنیا هیچ چیزی نداشته باشم. بعد از ۶۰ روز من را با هواپیما بردند تهران. گفتند برو آنجا، آدمت می‌کنند. در تهران هم بازجویی‌ها ادامه داشت. دوازده روز تهران بودم. هفتادودومین روز بازداشتم باز مرا برگرداندند اصفهان. در این مدت همه فکرم این بود که خانواده‌ام چه می‌کشند؟ بعدها فهمیدم که دولت اتریش هیچ کاری برای من نکرده بود؛ حتی در این حد که بپرسد حال این آدم خوب است؟ هیچ کاری نکرده بود.

* بعد از آن بود که تصمیم گرفتند تو را موقتا آزاد کنند؟

بازجو من یک بار از دهانش پرید و گفت: «به هرحال من باید به بالا دستی‌ام بگویم تو را برای چه چیزی گرفتیم یا نه؟ نمی‌توانم بگویم هیچ اعترافی نکردی که.» یعنی این‌ها در همان دادگاه‌های نمایشی‌شان هم به یک مدرک حداقلی نیاز داشتند.

همان زمانی که من در بازداشت بودم، پدر و مادرم از طریق دوستم خبردار شده بودند. با هزار بدبختی و رایزنی و پیدا کردن آشنا و صحبت با دادستان، موفق شده بودند محل بازداشت مرا پیدا کنند. یک روز آمدند جلوی من نشستند و ۱۰ برگه گذاشتند جلوی من، گفتند این‌ها را امضا کن. پرسیدم چرا باید امضا کنم؟ گفتند یعنی بعد از ما اجازه نداری با هیچ نهاد دیگری صحبت کنی. بعد گفتند باید در این دفتر برای ما بنویسی که اینجا بر تو چه گذشت. چیزی مثل یادگاری. یکی از زندانبان‌ها آمد، مرا چندبار در اتاق‌های مختلف چرخاند و بعد وارد محوطه شدیم. به من گفت الان چشم‌هایت را باز می‌کنم. روبه‌روی تو یک در است، در را باز کن و بدون اینکه برگردی برو بیرون. در را باز کردم، دیدم خیابان است، آدم‌ها رد می‌شوند. در را بستم گفتم اینکه خیابان است، گفت آزادی برو. برگشتم بغلش کردم. داد می‌زد که مگر نگفتم برنگرد؟

وقتی از زندان بیرون آمدم، دیدم پدرم، مادرم، همه خانواده و دوستانم منتظرم هستند، نمی‌دانید چه حس زیبایی بود. 

* خروج از ایران برای کسی که به او انگ جاسوسی دولت متخاصم زده‌اند ساده نیست. چطور از ایران خارج شدی؟

من یا قید وثیقه آزاد شدم. طبق قانون، باید شش ماه به شش ماه ممنوع‌الخروجی‌ات تمدید شود. در این مدت دوبار دادگاه رفتم که بعدها مشخص شد به ۱۶ سال زندان محکوم شدم. بعد از دو ماه که با قید وثیقه آزاد بودم، گذرنامه‌هایم را به من پس دادند، ولی خب ارزشی نداشت و کاغذ پاره بود. دقیقا روزی که شش ماه از آزادی‌ام می‌گذشت، به پدرم گفتم اینجا که آلمان نیست، شاید تا بخواهند ممنوع‌الخروجی‌ام را تمدید کنند، یکی دو روز این وسط از دستشان در برود.

رفتم اداره گذرنامه شیراز و گفتم من فقط یک سوال دارم. من ممنوع‌الخروج هستم یا نه؟ گفت برو ته صف تا نوبتت بشود. رسیدم داخل و پاسپورت ایرانی‌ام را تحویل مسوول باجه دادم. گفت دیروز ممنوع‌الخروج بودی یا فردا باشی را نمی‌دانم، اما امروز ممنوع‌الخروج نیستی. به‌محض اینکه از اداره گذرنامه بیرون آمدم با موبایل پدرم یک بلیت آنلاین برای دبی خریدم. اصلا مهم نبود مقصد کجاست، فقط می‌خواستم با اولین پرواز از کشور خارج شوم.

در هر صورت، در فرودگاه و گیت اول که چمدان‌ها را کنترل می‌کنند، من را کشیدند کنار. گفتند چهره‌ات لبریز از استرس است. دستش را روی سینه‌ام گذاشت و گفت چرا قلبت تند می‌زند؟ گفتم من استرس پرواز دارم. گفت نه یک جای کار تو می‌لنگد. چند بار وسایلم را چک کرد و گفت برو، ولی فکر نکن من نفهمیدم.

بخش کنترل پاسپورت هم مهر زد و گفت برو اطلاعات سپاه. آنجا را هم رد کردم، باورم نمی‌شد. برای پدرم نوشتم: «من رد شدم شما بروید.» پدرم گفت تا تو به وین نرسی من اینجا می‌مانم. وقتی هواپیما در فرودگاه دبی به زمین نشست، بعد از چند دقیقه پلیس دبی مرا دوره کرد و گرفت. گفتم خب سپاه فهمید، به امارات خبر داد و اینجا دیگر کارم تمام است. مرا بردند، از خودم و وسایلم عکس گرفتند. گفتند می‌توانی بروی، ولی تو بیست دقیقه است یک نقطه ایستادی و به آسمان خیره شدی. چکار می‌کنی؟ گفتم بلیت برای فرداست، گفتند خب برو بنشین. چرا مثل دیوانه‌ها یک جا می‌ایستی آسمان را نگاه می‌کنی؟ من خودم نفهمیده بودم که بیست دقیقه گذشته بود.

* الان بین مهدی کاظمی قبل از آخرین سفر به ایران، با مهدی کاظمی که در وین است و دیگر نمی‌تواند به ایران برگردد چه فرقی هست؟ 

زندانبان‌ها در زندان به من گفتند ما نمی‌دانیم تو کی هستی که نمی‌گذارند تو را بزنیم، ولی ما همه را وحشیانه می‌زنیم. از بقیه زندانی‌ها هم شنیده بودم که شدیدا کتک می‌خورند. اما خب قرار بود روی بدن من جایی از ضرب‌و‌شتم باقی نماند. من تا قبل از بازداشت، سپاه را مثل بقیه مردم دنیا می‌شناختم. فقط اطلاعاتی از رسانه‌های داخل و خارج در موردش خوانده بودم، اما من سپاه را با پوست و استخوانم درک کردم. می‌خواهم صدای آن‌هایی باشم که در زندان‌های سپاه شکنجه یا کشته می‌شوند.

در جریان بازجویی‌ها، بارها به من گفتند خائن و وطن‌فروش و جاسوس. یک بار به بازجویم گفتم ببین، مطمئن باش اگر روزی کسی به کشور من حمله کند، من جلوتر از تو برای دفاع از ایران می‌روم. گفتم مطمئن باش تو در آن زمان پشت سر من هستی و جلو نمی‌آیی. بعد از انقلاب مهسا هم به این نتیجه رسیدم که هر یک از ما باید سهم خودمان را ادا کنیم.

No responses yet

May 09 2023

واکنش نیلوفر آقایی به «دروغگو» خطاب شدن معترضان در بیلبوردهای شهرداری تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,ملای حیله‌گر

صدای آمریکا: نصب بیلبوردهایی با طرح پینوکیو و دادن نسبت دروغگویی به معترضانی که چشم‌هایشان را بر اثر تیراندازی نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی از دست داده‌اند، واکنش یکی از این آسیب‌دیدگان را به همراه داشت.

شهرداری تهران بیلبوردهایی با طرح پینوکیو در کنار افرادی با چشم‌های پانسمان شده به همراه سخنی از امام اول شیعیان در نکوهش دروغ در سطح شهر نصب کرد.

روی این بیلبوردها از علی ابن ابی‌طالب نقل قول شده که «در دروغگویان خیری نهفته نیست.»

نیلوفر آقایی، یکی از معترضانی که یک چشمش را با شلیک نیروهای جمهوری اسلامی از دست داده و به‌تازگی به جای آن چشم مصنوعی گذاشته است، در پیامی ویدئویی به این اقدام شهرداری تهران واکنش نشان داد و گفت: «یک ماه و خرده‌ای است که چشم درآورده‌ام، اما مشغله زیاد نگذاشت من این دروغ را فاش نکنم؛ که حواسم باشد این چشمم را نشان ندهم،‌ اما نمی‌دانم چشم جدید چرا صدا می‌دهد.»

او تأکید کرد: «البته که بر دروغگویان خیری نهفته نیست! این را آویزه گوشمان کرده‌ایم، اما دیگر ببخشید، یادم رفته بود خبر بدهم که چشم درآورده‌ام!»

نیلوفر آقایی کارشناس ارشد مامایی است که روز چهارم آبان ۱۴۰۱ در تجمع کادر درمان در مقابل نظام پزشکی در اعتراض به کشته شدن مهسا امینی در بازداشت نیروی انتظامی، با شلیک مستقیم مأموران یگان ویژه بینایی یک چشم خود را از دست داد.

نسبت دادن «دروغگویی» به آسیب‌دیدگان اعتراضات سراسری از سوی شهرداری تهران در حالی است که روز یک‌شنبه ابراهیم رئیسی با ادعای «جبران خسارت شهروندانی» که در جریان اعتراضات «خسارت‌های مادی یا آسیب‌های معنوی» دیده‌اند، یک کمیته ویژه تشکیل داد.

چشم‌پزشکان سه بیمارستان «فارابی، رسول‌اکرم، و لبافی‌نژاد»، تخمین زده‌اند که در جریان سرکوب اعتراضات سراسری ایران که پس از ۲۶ شهریور تا پایان آبان «بیش از ۵۰۰ بیمار» را که «چشم‌هایشان به‌شدت آسیب دیده بود» پذیرش کرده‌اند و پزشکان در استان کردستان نیز از «حداقل ۸۰ نفر» سخن گفته‌اند که چشمانشان مجروح شده است.

برخی از این آسیب‌دیدگان با انتشار عکس‌های خود توجه افکار عمومی را جلب کرده‌اند.

الهه توکلیان، یکی از معترضانی که بر اثر اصابت گلوله مأموران جمهوری اسلامییک چشمش را از دست داده‌، پیش از این گفته است که «سکوت در مقابل خون هایی که به ناحق ریخته شد» خیانت است و او «زنده است که این اتفاقات را به تصویر بکشد و این خیانت را نشان دهد.»

No responses yet

May 08 2023

دو کاربر شبکه‌های اجتماعی در ایران به اتهام «توهین به مقدسات» اعدام شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، صبح دوشنبه ۱۸ اردیبهشت، یوسف مهرداد و صدرالله فاضلی زارع، دو کاربر فعال در شبکه‌های اجتماعی را به اتهام آنچه «هتاکی به مقدسات اسلامی» و «سب‌النبی» (توهین به پیامبر اسلام) خوانده، از طریق آویختن به دار اعدام کرد.

این در حالی است که منابع حقوق بشری تاکید کرده‌اند که این دو فقط به نقد خرافات دینی می‌پرداختند.

خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی درباره اعدام این دو نفر نوشت که در پی تشکیل پرونده‌ای در سال ۹۹ در دادگاه انقلاب اراک، یوسف مهرداد در اردبیل و صدرالله فاضلی زارع نیز به اتهام همکاری با او در یاسوج بازداشت شدند.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مدعی است که مهرداد در شبکه‌های اجتماعی به «ترویج خداناباوری و توهین به مقدسات دینی و اسلامی» می‌پرداخته و همچنین قرآن‌ را «سوزانده» بود. او همچنین از سوی قوه قضاییه به «ارتداد فطری» نیز متهم شده بود.

#یوسف_مهراد و #سیدصدرالله_فاضلی‌زارع
صبح امروز اعدام شدند.

این یک جنایت بزرگ است و باید بطور گسترده در سطح جهانی محکوم شود، باید سکوت را شکست.
جان تمام زندانیان سیاسی در خطر جدیست، دفاع از فعالان در بند و مبارزه علیه اعدام یک وظیفه انسانیست. pic.twitter.com/GoLY11jeMI

— Reza Kaabi (@reza_kaabi3) May 8, 2023

در مورد فاضلی زارع نیز، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با استناد به اعترافات اجباری او مدعی است که به پیامبر اسلام و «مقدسات دینی» «توهین» کرده است.

یوسف مهرداد پدر سه کودک خردسال و صدرالله فاضلی زارع سرپرست مادر سالمندش بود.

پیشتر رابرت مالی نماینده ویژه دولت آمریکا در امور ایران در توییتی نوشت: «از گزارش‌ها در خصوص این‌که یوسف مهرداد و سید صدرالله فاضلی زارع در معرض خطر قریب‌الوقوع اعدام قرار دارند، خشمگین شده‌ام. ایران باید آزار و اذیت و کشتار مردم را به دلیل استفاده از حق آزادی مذهب متوقف کند.»

همچنین منابع حقوق بشری پیشتر تاکید کرده بودند که این دو زندانی عقیدتی در ارتباط با مدیریت و عضویت در یک کانال تلگرامی با عنوان «نقد خرافه و مذهب» بازداشت شده بودند.

جمهوری اسلامی با گرفتن اعترافات اجباری از متهمان عقیدتی و سیاسی و استناد به آنها، احکام سنگین از جمله اعدام را در مورد این متهمان صادر می‌کند.

وب‌سایت دادبان ایران در رابطه با جزئیات پرونده این دو زندانی عقیدتی نوشت که تنها استناد پرونده علیه مهراد، «اقرار ضمنی» است که بر اساس قانون، مستند کافی برای اثبات اتهام «سب‌النبی» نیست.

روند ناعادلانه و غیرمنصفانه دادرسی برای پرونده‌های متهمان عقیدتی و سیاسی در ایران بارها از سوی فعالان و سازمان‌های حقوق بشری و بین‌المللی محکوم شده است.

چند روز پیش، چند کانال فعال در زمینۀ حقوق بشر از جمله هه‌نگاو، هرانا و اتحادیه آزاد کارگران از انتقال یوسف مهرداد و صدرالله فاضلی زارع به سلول انفرادی زندان اراک خبر داده و نسبت به اجرای حکم اعدام آن‌ها ابراز نگرانی کرده بودند.

بر اساس گزارش این منابع، حکم اعدام این دو نفر تیرماه ۱۴۰۰ در دیوان عالی کشور تایید شده بود.

حکومت جمهوری اسلامی در حالی برای اتهامات ادعایی چون «کفرگویی» و «سب‌النبی» حکم اعدام صادر می‌کند که میثاق بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی، این «تخلفات» را جزو جرایم جدی تلقی نمی‌کند.

بر اساس ماده ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی، «هر کس به پیامبر اسلام یا یکی از پیامبران عظام دشنام دهد یا به آن‌ها توهین کند، سب‌النبی بوده و به مجازات اعدام محکوم می‌شود.»

#یوسف_مهرداد و #صدرالله_فاضلی‌زارع صبح امروز به جرم سب النبی اعدام شدند.یوسف سه تا بچه داشت و صدرالله کابینت ساز بود..نفرین به این حکومت آدمکش! pic.twitter.com/DhbrcWu8yk

— آمینواسید (@NR2OH) May 8, 2023

پیشتر محمد آرمان، وکیل یوسف مهرداد، به سایت «امتداد» گفته بود که «موکلش سابقه سال‌ها فعالیت مذهبی دارد.»

اعدام این دو نفر در شرایطی انجام شده که موج اعدام‌ها، از اعدام متهمان سیاسی، عقیدتی و اقلیت‌های قومی تا اعدام‌های مرتبط با مواد مخدر و غیرسیاسی در ایران در هفته‌های اخیر شدت گرفته است.

مولوی عبدالحمید، رهبر پرنفوذ بلوچ‌های سنی ایران روز جمعه گذشته موج تازه اعدام‌ها را محکوم کرد و گفت که «هنر» جمهوری اسلامی، اعدام است.

دو روز پیش، محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، با تاکید بر اینکه «جمهوری اسلامی در ده روز گذشته، هر شش ساعت یک نفر را اعدام کرده»، از بی‌تفاوتی جامعه جهانی نسبت به این اعدام‌ها انتقاد کرد.

No responses yet

May 05 2023

افشاگری بی‌بی‌سی: اسناد محرمانه «کمیته چهره‌های خاص» برای مهار سلبریتی‌های معترض در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


بی‌بی‌سی: علی دایی، کتایون ریاحی، ترانه علیدوستی، فاطمه معتمدآریا و اصغر فرهادی از شاخص‌ترین چهره‌هایی هستند که حکومت به همراهی آنها با اعتراضات حساس شده
بی‌بی‌سی فارسی به اسنادی دست یافته است که حاکی از تشکیل یک «کمیته چهره‌های خاص» برای مهار و تنبیه ورزشکاران و هنرمندان همراه با اعتراضات در ایران است. علی دایی، ترانه علیدوستی، اصغر فرهادی و فاطمه معتمدآریا جزو ده‌ها چهره مشهوری هستند که برای تنبیه اقتصادی، ممنوع الخروجی یا زندان آنها تصمیم گرفته شده است. اقدام هماهنگ برای محدودیت چهره‌های مشهور کمتر از یک هفته پس از کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شده است.

سه سند درباره اقدامات و مصوبات مربوط به «کارگروه چهره‌ها» و «کمیته چهره‌های خاص» به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده است.

بر مبنای اولین سند، در ۳۱ شهریور، یعنی تنها شش روز پس از کشته شدن مهسا امینی و پنج روز پس از اعتراضات در سقز، فهرستی ۱۴۱ نفره از چهره‌های مشهور همراه با اعتراضات تهیه شده است.

در نامه‌ای که به امضای محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، رسیده است، از وزارت اقتصاد و دارایی خواسته شده تا جزئیات شرایط اقتصادی این هنرمندان و ورزشکاران را تحویل دهد.

اما بلافاصله سطح هماهنگی برای برخورد با هنرمندان و ورزشکاران از «کارگروه مشترک چهره‌ها» در وزارت ارشاد بالاتر می‌رود و «کمیته چهره‌های خاص» در شورای امنیت کشور تشکیل می‌شود.

سابقه تلاش بری مهار سلبریتی‌ها در وزارت ارشاد و «کارگروه چهره‌ها» به دوران ریاست جمهوری حسن روحانی برمی‌گردد.

در جریان اعتراضات اخیر ایران بسیاری از ستارگان سینما و قهرمانان ورزشی به زندان افتادند یا با محدودیت‌هایی مواجه شده‌اند و این اسناد گویای ابعاد برنامه‌ریزی حکومت برای برخورد با آن‌ها است.

این اسناد حاکی از رصد روزانه فعالیت‌های سلبریتی‌ها و برگزاری طور متوسط دو جلسه در هفته برای تصمیم‌گیری درباره آنها است.

بی‌بی‌سی فارسی پیشتر سندی از فهرست ۵۳ نفره هنرمندان و چهره‌های ممنوع المعامله را فاش کرده بود.

اسناد فاش‌شده چه می‌گویند؟

اسناد محرمانه‌ای به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده که نشان می دهد بلافاصله بعد از شروع اعتراضات در ایران، حکومت برای جلوگیری از حمایت سلبریتی‌ها از جنبش اعتراضی، کمیته‌ای مخفی برای برخورد با آنها تشکیل داد.

اولین سند مربوط به سی و یکم شهریور است که تصمیمات جلسه کارگروهی به نام «کارگروه چهره ها» را ابلاغ می‌کند. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در صورتجلسه «سری» این جلسه نام ۱۴۱ نفر از شخصیت‌های سرشناش هنری و ورزشی را به وزارت اقتصاد می‌دهد تا وضعیت مالیاتی آنها ارائه و برای آنچه اعمال «محدودیت‌های پیش‌بینی شده برابر قانون» خوانده، اقدام شود. در این سند گفته شده این چهره‌های سرشناس نقش مهمی در دامن زدن به اعتراضات داشته‌اند.

نام بسیاری از بازیگران، خوانندگان، ورزشکاران و چهره‌های رسانه‌ای معروف ایران در این فهرست دیده می‌شود؛ از جمله اصغر فرهادی، علی دایی، ترانه علیدوستی، اشکان خطیبی، دنیا مدنی، پگاه آهنگرانی، منیژه حکمت، مهدی یراحی، احسان کرمی، برزو ارجمند و شاهین صمدپور.

یکی از چهره‌هایی که نامش در این فهرست آمده به بی‌بی‌سی فارسی گفت ماموران «اینفلوئنسرهای اینستاگرامی را تهدید می‌کردند که اگر به حمایت از اعتراضات ادامه دهند بابت همه درآمد حاصل از فعالیت‌های مجازی‌شان باید مالیات بپردازند، که رقم هنگفتی می‌شود.»

دو نفر از دیگر از کسانی که نامشان در فهرست آمده هم تایید کردند که حساب بانکی عده‌ای از چهره‌های سرشناس بعد از حمایت از اعتراضات مسدود شد.

بر اساس این سند، که یکی از نهاد‌های امنیتی منطقه در اختیار بی‌بی‌سی گذاشته، محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، که نامه را امضا کرده «رئیس کارگروه چهره‌ها» ذکر شده است. اتحادیه اروپا آقای اسماعیلی را اسفند پارسال به اتهام «ارتباط با سرکوب امنیتی معترضان» تحریم کرد.


سند دوم با مهر «خیلی محرمانه»، به تاریخ چهارم مهر، نشان می‌دهد این «کارگروه» به «کمیته چهره‌های خاص» تغییر پیدا کرده است و دائمی شده است. در این جلسه، بین نهادهای حکومتی برای برخورد با شخصیت های سرشناس تقسیم وظایف شده است.

کمیته در این جلسه تصمیم گرفته که وزارت ورزش با همکاری سازمان اطلاعات سپاه با چهره‌های ورزشی برخورد کنند. «چهره‌های هنری، سینمایی و اصحاب رسانه» هم به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت اطلاعات سپرده شده‌اند.

ابتدای این سند آمده که اعضا به اتفاق اعلام کرده‌اند که «هر تصمیمی در خصوص چهره‌های خاص و سرشناس اعم از ورزشی، هنری و سینمایی باید به گونه‌ای باشد که کمترین هزینه و بیشترین بهره مندی برای مهار اغتشاشات و همراهی با اصل نظام داشته باشد.»

در قسمت‌های مختلف این سند مشخص است که حکومت ایران واهمه دارد که برخورد شدید با چهره‌های سرشناس به ضررش تمام شود.

در یکی از بندها آمده که «هرگونه محدودیت یا سطح برخورد با چهره های خاص و شاخص که می تواند موجب التهاب و تنش در جامعه و یا بهره‌برداری معاندین و شبکه های ماهواره‌ای شود» باید به تایید وزیر کشور برسد.

در این سند از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت ورزش خواسته شده تا هر روز فهرست نام‌های چهره‌ها را بروزرسانی کنند.

سند سوم تصمیم‌های «نهمین جلسه کمیته چهره‌های خاص» در تاریخ یکم آبان را ابلاغ می‌کند که در آن نگرانی از چهره‌های فوتبالی در آستانه جام جهانی قطر مشخص است.

بر سر اساس این نامه «سیاست اصلی برخورد دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی با چهره‌های ورزشی، برخورد مرحله به مرحله و چناچنه هر یک از مهره های مذکور با اقدام یک محدودیت متنبه نشد، مرحله بعدی اعمال گردد.»

در این سند نام یک بازیکن و مربی سرشناس فوتبال آمده که «ممنوع المعامله» شده اند. همچنین به دادستانی کل ایران ابلاغ شده که مربی مذکور را احضار و تفهیم اتهام کند.

در یک بند دیگر آمده که دنیا مدنی، بازیگر ایرانی، ممنوع الخروج شده و «از سوی وزارت اطلاعات دعوت و تذکرات لازم به نامبرده داده شده.» خانم مدنی مدتی بعد توانست گذرنامه اش را پس بگیرد و از کشور خارج شود.

این تشکیلات امنیتی حکومت ایران از آنچه «جسارت‌های مستمر» فاطمه معتمدآریا، هنرپیشه سرشناس سینما، خوانده ظاهرا خشمگین است و از دادستانی تهران خواسته تا «نامبرده را سریعا تفهیم اتهام کند و پرونده‌اش به قید فوریت در دستور کار قرار گیرد.»

با وجود اینکه قرار بوده اطلاعات سپاه فقط به چهره‌های ورزشی بپردازد، بر اساس این سند اجازه بازداشت کتایون ریاحی به این نهاد داده می‌شود. خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران ۲۹ آبان خبر داد خانم ریاحی اطراف قزوین دستگیر شده است.

این اولین باری است که درز اطلاعاتی اسناد محرمانه ابعاد تلاش‌ همه‌جانبه حکومت برای ممانعت از همراهی چهره‌های سرشناس با جنبش اعتراضی در ایران را فاش می‌کند، تلاش‌هایی که از تهدید به محاکمه، تنبیه مالی، زندان و حتی تطمیع را در بر می‌گیرد.
حساسیت بالا بر «فضای کاملا ورزشی» جام جهانی قطر

چهره‌های فوتبالی یکی از اهداف برخورد امنیتی و قضایی بوده‌اند، که ممنوع الخروجی علی دایی و بازداشت وریا غفوری، حسین ماهینی و پرویز برومند شاخص‌ترین موارد آن بوده است.

سند اول آبان ماه کمیته چهره‌های خاص گویای حساسیت بالای حکومت بر جام جهانی قطر و ممانعت از تبدیل آن به موقعیتی برای بیان اعتراضات است.

بر این مبنا، «ایجاد فضایی کاملا ورزشی و به دور از التهابات» در دستور کار قرار گرفته و ابزارهای مختلف برای همراه کردن چهره‌های ورزشی به کار گرفته می‌شود.

این سند تاکید دارد که «برخورد دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی با چهره‌های ورزشی برخورد مرحله به مرحله بوده و چنانچه هر یک از مهره‌های مذکور با اقدام یک محدودیت متنبه نشد، مرحله بعدی اعمال گردد.»

تایید امنیتی فهرست خبرنگاران حاضر در جام جهانی نیز از دیگر مسائلی است که در این سند آمده است. وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه و سازمان اطلاعات فراجا (نیروی انتظامی) نهادهایی هستند که نظرشان در تایید فهرست خبرنگاران لحاظ شده است.

البته با وجود این تدابیر، همچنان در حاشیه جام جهانی فوتبال در قطر اعتراضاتی رخ داد و از جمله پس از باخت ایران به آمریکا جمعیت بزرگی در شهرهای مختلف ایران این باخت را جشن گرفتند و شعارهای اعتراضی دادند.

No responses yet

May 04 2023

افزایش انتقادها از اختلال در اینترنت سیستان و بلوچستان؛ ۱۸ بلوچ «ظرف پنج روز» اعدام شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,کامپیوتر و اینترنت

صدای آمریکا: وبسایت حقوق‌بشری «حال وش» می‌گوید دست کم ۱۸ شهروند بلوچ از جمله دو زن، در هفته جاری و ظرف پنج روز، در زندان‌های کشور با اتهاماتی مانند ارتکاب قتل اعدام شدند.

حال‌وش می‌گوید این افراد در فاصله زمانی تاریخ ۹ تا ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ اعدام شدند. بر اساس این گزارش، در تازه‌ترین مورد اعدام که مربوط به سحرگاه روز پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت است، نوراحمدنهتانی زاروزهی، زندانی بلوچ بابت اتهام مرتبط با مواد مخدر در زندان وکیل آباد مشهد اعادم شد.

اعدام شهروندان بلوچ در شرایطی است که روز چهارشنبه شماری از گروه‌ها و فعالان حقوق‌بشری با انتشار بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن قطعی مکرر اینترنت در استان سیستان‌و‌بلوچستان، هدف جمهوری اسلامی از چنین اقدامی در ماه‌های اخیر را «سرپوش گذاشتن بر نقض حقوق بشر» در این استان عنوان کرده‌اند.

در چند ماه گذشته و همزمان با اعتراضات سراسری در ایران، که کماکان در روزهای جمعه در سیستان و بلوچستان ادامه دارد، گزارش‌های زیادی از قطعی و اختلال در اینترنت این منطقه منتشر شده است.

جمعه‌های اعتراضی در زاهدان

به گزارش وبسایت «گروه میان»، ۲۳ سازمان و چهار فعال حقوق بشر به همراه ائتلاف «کیپ ایت آن»، در بیانیه‌ای پیرامون وضعیت سیستان و بلوچستان نوشته‌اند: «بیش از سه ماه است که مردم استان سیستان و بلوچستان ایران به ویژه شهر زاهدان، هر جمعه همزمان با نماز و تظاهرات بعد از آن با قطعی اینترنت مواجه می‌شوند. این اختلال مداوم منجر به چالش‌های مهمی برای افراد محلی شده است؛ کسانی که به شدت به ارتباطات آنلاین برای فعالیت‌های روزانه خود متکی هستند.»

ائتلاف «کیپ ایت آن»، شبکه‌ای جهانی متشکل از بیش از ۳۰۰ سازمان حقوق بشر از ۱۰۵ کشور است که برای پایان دادن به قطع اینترنت تلاش می کند.

این بیانیه با اشاره به «جمعه خونین» زاهدان اشاره می‌کند که در آن «دستکم ۱۰۳ نفر کشته شدند.» بیانیه می‌گوید: «دولت ایران در واکنش به اعتراضات جاری، به اقدامات مختلفی برای سرکوب آن متوسل شده است، از جمله ایجاد اختلال شدید در داده‌های تلفن همراه در استان، به ویژه در مناطقی که اعتراضات در حال وقوع است.»

در این بیانیه از اتحادیه بین‌المللی مخابرات که ایران هم عضو آن است خواسته شده ایران را تحت فشار قرار دهند تا قطعی اینترنت را متوقف کند.

شیرین عبادی، فریبا بلوچ و گروه‌های حقوق بشری از جمله حال‌وش، پن آمریکا، و اتحاد برای ایران این بیانیه را امضا کرده‌اند.

اعدام ۵۸۲ نفر ظرف یکسال

گزارش سالانه دو نهاد حقوق‌بشری در مورد وضعیت ایران نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۲ میلادی دستکم ۵۸۲ نفر توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اعدام شدند که ۷۵ درصد بیشتر از سال پیش از آن است.

بر اساس پانزدهمین گزارش مشترک سالانه «سازمان حقوق بشر ایران» و «باهم علیه مجازات اعدام» تعداد کسانی که در سال ۲۰۲۲ در ایران اعدام شدند بالاترین رقم در هفت سال گذشته است.

تهیه‌کنندگان گزارش می‌گویند جمهوری اسلامی از مجازات اعدام به‌عنوان راهی برای القای هراس اجتماعی به‌منظور حفظ قدرت استفاده می‌کند.

پیشتر مسعود رئیسی، فعال حقوق بشر، درباره اعدام زندانیان بلوچ به بخش فارسی صدای آمریکا گفته بود، جمهوری اسلامی هرگاه بخواهد به جامعه فشار بیاورد و یا پیامی به مردم برساند، بلوچ‌ها را اعدام می‌کند، چرا که اعدام شهروندان بلوچ برایش کم‌هزینه است.

قتل، اتهام اغلب اعدام‌شدگان

بر اساس این گزارش حداقل ۲۸۸ اعدام (۴۹درصد از کل اعدام ها) به اتهام قتل بوده که بالاترین میزان در ۱۵ سال گذشته است.

همچنین حداقل ۲۵۶ نفر(۴۴ درصد) در خصوص اتهام‌های مربوط به مواد مخدر اعدام شدند.

ضمن آتکه حداقل ۱۵ نفر، از جمله دو معترض، به اتهام‌های امنیتی (محاربه و افساد فی‌الارض) اعدام شدند، و دست‌کم ۳ نوجوان و ۱۶ زن در میان اعدام‌شدگان بودند.

«تشدید» اعدام زندانیان با اتهام‌های غیرسیاسی

گزارش سالانه «سازمان حقوق بشر ایران» و «باهم علیه مجازات اعدام» که در اروپا مستقر هستند، با اشاره به بازداشت معترضان در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی»، صدور احکام فله‌ای اعدام برای بازداشت‌شدگان و در نهایت اعدام چهار نفر از معترضان می‌گوید: «واکنش‌های شدید بین‌المللی، نمایندگان داوطلب از پارلمان‌های کشورهای مختلف به‌عنوان «کفیل‌های سیاسی» برای نجات معترضان محکوم به اعدام، و تحریم‌های هدفمند علیه افراد و نهادهای دخیل در سرکوب، هزینه سیاسی اعدام معترضان را افزایش داد.»

در جریان اعتراضات، چهار تن از معترضان بدون دسترسی به وکیل انتخابی، در احکامی شتاب‌زده به اعدام محکوم شده و به چوبه دار سپرده شدند. همچنین شمار دیگری از معترضان بازداشت‌شده احکام اعدام دریافت کرده اند.

به اعتقاد نویسندگان گزارش، مقامات جمهوری اسلامی در پاسخ به واکنش جامعه جهانی، اعدام زندانیان با اتهام‌های غیرسیاسی را تشدید کردند. به طوری که «حداقل ۱۲۷ نفر در ماه‌های نوامبر و دسامبر ۲۰۲۲ اعدام شدند» که شامل ۶۷ نفر به اتهام جرایم مربوط به مواد مخدر و ۵۳ نفر به اتهام قتل است.

محمود امیری مقدم، مدیر «سازمان حقوق بشر ایران»، در مورد این گزارش گفت: «واکنش‌های بین‌المللی به احکام اعدام معترضان، هزینه ادامه اجرای احکام اعدام معترضان را برای جمهوری اسلامی بالا برده است. حکومت برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم، اعدام‌ متهمان به جرائم غیرسیاسی را افزایش داده‌ است. این‌ها قربانیان کم‌هزینه ماشین اعدام جمهوری اسلامی‌اند. برای توقف این ماشین، جامعه جهانی و جامعه مدنی در داخل و خارج از ایران باید واکنش یکسانی به هر اعدام نشان دهند.»

این گزارش سالانه می‌گوید بیش از نیمی از احکام اعدام پس از آغاز اعتراضات اجرا شده‌اند.

اقلیت‌های قومی در تیررس جمهوری اسلامی

گزارش مشترک این دو نهاد حقوق بشری نشان می‌دهد اعدام اقلیت‌های قومی نیز در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. بر اساس داده‌های جمع‌آوری‌شده ۳۰درصد از کل اعدام‌شده‌ها از میان زندانیان بلوچ بوده‌اند، درحالی‌که بلوچ‌ها تنها دو تا شش درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. به گفته این گزارش، در ده سال گذشته، اکثریت زندانیانی که به اتهامات امنیتی اعدام شده‌اند، متعلق به اقلیت‌های اتنیکی عرب، بلوچ و کرد بوده‌اند.

انتشار این گزارش در حالی است که عفو بین‌الملل هم اوایل فروردین امسال در گزارش سالانه خود درباره ایران، به افزایش صدور احکام اعدام و از سرگیری اجرای اعدام در ملأعام اشاره شده است.

No responses yet

May 02 2023

کمیسیون آزادی مذهبی آمریکا خواستار ارجاع مقامات حکومت ایران به دادگاه کیفری بین‌المللی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,مذهب

بی‌بی‌سی: کمیسیون آزادی مذهبی آمریکا از دولت این کشور خواست وضعیت اقلیت‌های دینی در ایران را به دادگاه کیفری بین‌المللی ارجاع دهد و خواستار پیگرد مقامات جمهوری اسلامی برای نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت شود.

این گزارش همچنین به دولت آمریکا توصیه می‌کند حکومت ایران را به دلیل نقض سیستماتیک، مستمر و وخیم آزادی مذهبی در فهرست کشورهایی قرار دهد که درباره‌شان «نگرانی خاص» وجود دارد.

کمیسیون آزادی مذهبی بین‌المللی، نهادی وابسته به دولت آمریکا، هر سال گزارشی درباره وضعیت آزادی مذهبی در کشورهای مختلف دنیا منتشر و بر اساس آن، توصیه‌هایی به دولت می‌کند. در صفحه اول گزارش امسال عکس مهسا امینی نقش بسته است.

بخش مربوط به جمهوری اسلامی ایران با بررسی اعتراضات سراسری از شهریور ۱۴۰۱ در پی کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد و واکنش حکومت به معترضان آغاز شده است.

گزارش در بخش مربوط به ایران با این نکته آغاز می‌شود که در سال ۲۰۲۲ وضعیت آزادی مذهبی در ایران به شدت تنزل پیدا کرد.
در این گزارش آمده زنان و دختران ایرانی، پیش‌آهنگان این حرکت اعتراضی، با سرکوب شدید حکومت مواجه شده‌اند.

گزارش به کشته، زخمی، معلول شدن و همچنین بازداشت و حبس هزاران نفر پرداخته و مشخصا به کیان پیرفلک، نیکا شاکرمی و آرمیتا عباسی اشاره کرده است، کودکانی که در اعتراض‌ها کشته شدند.

این گزارش شامل اسامی شماری از زندانیان سیاسی و مذهبی در ایران است و حکومت ایران را متهم کرده به تعهدات بین‌المللی خود در زمینه حقوق بشر عمل نکرده و به جای آن شهروندان خودش را بشدت سرکوب می‌کند.

به گفته این گزارش، حکومت ایران دهه‌هاست که به شیوه‌ای نظام‌مند بهاییان، مسیحیان، دراویش گنابادی، زرتشتی‌ها، یارسانی‌ها، مسلمانان سنی، مسلمانان شیعه با تفکر متفاوت و افراد غیرمذهبی را آزار و اذیت، بازداشت، حبس‌ طولانی‌ مدت، تبعید و محروم از فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی کرده است.

بهاییان بر اساس این گزارش، طی سال گذشته با تشدید سرکوب، ممانعت از دسترسی به اماکن مذهبی خود، مصادره اموال، محرومیت از حقوق اجتماعی از جمله جلوگیری از تحصیل در دانشگاه‌ مواجه بوده‌اند.

نویسندگان گزارش از کنگره هم خواسته‌اند به پناهجویان ایرانی که به خاطر اعتقاد دینی از کشور خود گریخته‌اند کمک کند.

تحریم اشخاص و نهادهای مرتبط با سرکوب آزادی‌های مذهبی نیز از دیگر توصیه‌های این گزارش است.

از جمله توصیه‌های دیگر این گزارش به دولت آمریکا، «اعمال تحریم‌های هدفمند علیه نهادها و مقامات دولتی ایرانی است که مسئول نقض شدید آزادی مذهبی» بوده‌اند؛انجام این تحریم‌ها از طریق مسدود کردن دارایی‌های آن فراد یا ممانعت از ورود آنان به ایالات متحده عنوان شده است.

جامعه بهایی در ماه های اخیر بویژه در مورد افزایش فشارها بر آنها به شدت ابراز نگرانی کرده بود.

بهاییان ایران می گویند که از جمله این فشارها که در در چند سال اخیر هم مشاهده شده است روند مصادره اموال آنها است که توسط «ستاد اجرایی فرمان امام» سازماندهی و هدایت می شود؛ نهادی که زیر نظر آیت‌الله خامنه‌ای فعالیت می کند.

سازمان ملل متحد و گروه‌های طرفدار حقوق بشر بارها در بیش از چهل سال گذشته جمهوری اسلامی را به نقض گسترده حقوق شهروندی بهاییان متهم کرده‌اند.

جامعه جهانی بهاییان و فعالان حقوق بشر پیشتر کمپینی برای مقابله با نفرت‌پراکنی و دروغ‌پراکنی علیه بهائیان در ایران به راه انداختند.

مسلمان سنی در ایران خصوصا در سیستان و بلوچستان هم با سرکوب های مستمر حکومتی روبه‌رو هستند. این وضعیت درباره نوکیشان مسیحی هم وجود دارد و اعضای این گروه به طور مداوم در خطر دستگیری و زندانی شدن هستند.

اقلیت‍های جنسی و جنسیتی در جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمی‌شوند و با تبعیض و محکومیتهای شدید مواجه‌اند.

No responses yet

Apr 25 2023

گزارش تازه یک نهاد حقوق بشری از شکنجه، تجاوز جنسی و ناپدید کردن کودکان در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


صدای آمریکا: در جریان سرکوب اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در ایران ده‌ها کودک توسط نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی کشته شدند.
سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارش تازه‌ای که روز سه‌شنبه ۵ اردیبهشت منتشر کرد، از وضعیت کودکان بازداشتی نوشت و تاکید کرد که نیروهای امنیتی ایران که اعتراضات گسترده را سرکوب می‌کنند، کودکان را به طور «غیرقانونی» کشته، شکنجه و مورد تعرض جنسی و ناپدیدسازی قرار داده‌اند.

این نهاد حقوق بشری تاکید کرده است که مقامات ایرانی همچنین کودکان را «بر خلاف حفاظت‌های حقوقی کودکان» تحت بازداشت، بازجویی، و پیگرد قرار داده‌اند، و قضات خانواده کودکان را از به کارگیری وکلای منتخب خود برای دفاع از آنها باز داشته‌اند، کودکان را با اتهامات مبهم محکوم کرده‌اند، و آنها را خارج از دادگاه‌های نوجوانان مورد محاکمه قرار داده‌اند که «اختیار منحصر به فرد قضایی در حوزه کودکان را دارا هستند.»

بر اساس این گزارش دانش آموزانی که آزاد شده‌اند از بازگشت به مدرسه منع شده و یا دریافت خدمات رفاه اجتماعی خانواده‌های آنها را قطع شده‌ است.

در بیانیه منتشر شده، به نقل از تارا سپهری فر، پژوهشگر ارشد ایران در سازمان دیده بان حقوق بشر آمده: «رهبران ایران نیروهای امنیتی بی‌رحم خود را برای آزار جنسی و شکنجه کودکان آزاد گذاشته‌اند و کودکان را تحت محاکمه‌های نامنصفانه مضحک قرار داده‌اند.»

به گفته سپهری‌فر «در طول هفت ماه گذشته مقامات از اعمال قدرت تحمیلی حکومت برای ساکت کردن کودکان نیز ابایی نداشته‌اند.»

سازمان دیده بان حقوق بشر اعلام کرده که در بازه زمانی سپتامبر ۲۰۲۲ تا فوریه ۲۰۲۳ [شهریور تا بهمن ۱۴۰۱] سوء استفاده علیه ۱۱ کودک را مورد بررسی قرار داده و جزئیات جدیدی در مورد دو مورد گزارش شده قبلی ثبت کرد.

دیده بان حقوق بشر توانسته این نکته را که نیروهای امنیتی دولتی با بستن چشم‌ها اقدام به شکنجه کودکان در بازداشت کرده‌اند مستند کند.

بر اساس مستندات این نهاد حقوق بشری یکی از اعضای خانواده یک نوجوان ۱۷ ساله گفته که «مقامات او را مورد ضرب و شتم و تجاوز جنسی قرار دادند» بطوریکه «با کبودی بدن و خونریزی مقعد» مواجه شده است.

بر اساس این گزارش بازجوها پسر دیگری را «با فرو کردن سوزن زیر ناخن‌هایش» شکنجه کردند. یک نوجوان ۱۶ ساله نیز پس از ضرب و شتم، شوک الکتریکی و تجاوز جنسی، دو بار تلاش برای خودکشی داشته است.

در بخشی از این گزارش آمده که مقامات در ارائه خدمات پزشکی به کودکان مجروح شده، از جمله پسر ۱۳ ساله‌ای که دنده‌اش در جریان ضرب و شتم شکسته بود، کوتاهی کرده‌اند. مقامات همچنین اعضای خانواده کودکان را تهدید کردند که در مورد این آزارها سکوت کنند.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر تاکید کرده است که این سوء استفاده‌ها با ده‌ها نمونه دیگر گزارش شده توسط فعالان و گروه‌های حقوقی مطابقت دارد.

بر اساس مستندات رسیده به دیده‌بان حقوق بشر در زاهدان دو برادر ۱۷ و ۱۹ ساله تحت شدیدترین بازجویی‌ها و شکنجه‌ها قرار دارند تا علیه پدر خود اعتراف کنند. گزارش‌های رسیده تایید کرده است که این دو برادر متاثر از برخوردهای جنسی و فشار شکنجه اقدام به خودکشی کرده‌اند که موفق نبوده است.

در گزارش دیگری که مستند شده یک دانش آموز دبیرستانی پس از بازداشت در ماه نوامبر مورد شکنجه‌های طولانی مدت با شوک الکتریکی و باتوم و شلاق قرار گرفته است.

دیده‌بان حقوق بشر در این گزارش موارد متعددی از دختران و پسرانی را ذکر کرده که مورد بازداشت و تجاوز و شکنجه قرار گرفته‌اند.

در ۲۹ اسفند سال گذشته نیز جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران در نشست شورای حقوق بشر در ژنو با اشاره به کشتن، زندانی کردن، ناپدیدسازی‌های اجباری، شکنجه، اذیت و آزار و تجاوز جنسی به معترضان از سوی نیروهای امنیتی گفته بود که جمهوری اسلامی ممکن است «جنایت علیه بشریت» مرتکب شده باشد.

به دلیل تداوم وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد روز سه‌شنبه ۱۵ فروردین قطعنامه تمدید ماموریت گزارشگر ویژه حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران را تصویب کرد.

پیش از آن و در آذر ماه سال گذشته نیز شورای حقوق بشر سازمان ملل به تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب جدید برای انجام تحقیقات در مورد گزارش‌های نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران رای مثبت داد.

این نخستین‌ باری است که از انقلاب ۵۷ تا کنون کمیته‌ای این چنین برای بررسی موارد نقض حقوق بشر در ایران تشکیل می‌شود.

در اسفند ماه سال گذشته و همزمان با انتشار گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمریکا در مورد حقوق بشر، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، در سخنانی با اشاره به «مرگ غم‌انگیز» مهسا (ژینا) امینی گفت سرکوب اعتراضات ناشی از این حادثه توسط جمهوری اسلامی به کشته‌شدن صدها معترض مسالمت‌جو از جمله ده‌ها کودک منجر شد.

به گفته آنتونی بلینکن، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در جریان بازداشت خودسرانه هزاران معترض به «شکنجه و خشونت مبتنی بر جنسیت» متوسل شدند.

No responses yet

Apr 24 2023

یک زن گردشگر در باغ شازده ماهان کرمان به‌دنبال «درگیری بر سر حجاب» جان باخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,مذهب


رادیوفردا: ویدیوئی که از صحنهٔ درگیری گرفته شده و نشان می‌دهد زن گردشگر بر زمین افتاده است
در پی «تذکر حجاب» به زنان گردشگر در باغ شازده ماهان کرمان و درگیری مردمِ حامی زنان با «تذکردهندگان»، یک زن گردشگر جان باخت.

این رویداد اگرچه در شماری از رسانه‌های داخلی بازتاب یافته است، اما جز معدودی از آن‌ها به دلیل این درگیری اشاره نکرده است. وب‌سایت «رویداد ۲۴» از جمله این رسانه‌هاست که با انتشار ویدئوی این درگیری در روز یکشنبه سوم اردیبهشت تأکید کرد درگیری «بر سر حجاب» بوده است.

در این گزارش آمده که درگیری «پس از تذکر در مورد حجاب» به برخی از زنان بازدیدکننده از باغ شازده ماهان کرمان آغاز شد و «مردم به حمایت زنان آمدند و با تذکردهندگان درگیر شدند».

در نخستین ساعات انتشار این خبر، برخی پایگاه‌های تلگرامی و فعالان رسانه‌ای نزدیک به حکومت تذکردهندگان را «اتوبوس زائران قاسم سلیمانی» معرفی کرده‌ بودند، اما ساعاتی بعد این خبر را حذف کردند و خبر خبرگزاری‌های نزدیک به سپاه مثل فارس و تسنیم را بازنشر کردند که در آن ادعا شده «نزاع دسته‌جمعی» بوده است.

«فیلمی از درگیری یه گروه بندری با یه گروه زوار قبر قاسم در باغ شاهزاده ماهان کرمان»

«افرادی که داخل اتوبوس هستند بسیجی خانم هستند و اون فردی که افتاده پایین جز اون مسافران بندرعباسی هست که بخاطر تذکر #حجاب به همراهانش و ایجاد درگیری دچار شوک شد که متأسفانه چند ساعت پیش فوت کرد.» pic.twitter.com/tXK5nRz1Yx

— مملکته (@mamlekate) April 23, 2023

این وب‌سایت افزود که در جریان این درگیری «یک زن دچار ایست قلبی» شد و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت.

گزارش‌ها حاکی است که در این درگیری چندین نفر زخمی شدند و نیروهای انتظامی و امنیتی تعدادی را نیز بازداشت کردند.

ویدیوئی که از این درگیری منتشر شده، نشان می‌دهد زنی که خبر جان‌باختن او تأیید شده بر زمین افتاده اما همچنان زنده است و هنگامی که با کمک همراهانش می‌نشیند، از آمبولانس خبری نیست.

این ویدئو که به نظر می‌آید از داخل اتوبوس حامل تذکردهندگان حجاب ضبط شده است، همچنین نشان می‌دهد که جمعی از مردم، از جمله چند زن بدون حجاب اجباری و چند مرد با «تذکردهندگان حجاب» درگیر شده‌اند و تعدادی از سرنشینان اتوبوس نیز آن‌ها را به‌خاطر حمایت از زنانی که تن به حجاب اجباری نداده‌اند «بی‌غیرت» خطاب می‌کنند.

علی بابایی، فرماندار کرمان، خبر کشته‌شدن یک زن در جریان درگیری در باغ ماهان را تأیید کرد و گفت: «در نزاع دسته‌جمعی که بین گروهی از مسافران در اطراف ماهان رخ داده، چند نفر مجروح و یک بانوی ۵۹ ساله» نیز جان خود را از دست داد.

وی این درگیری را «نزاع دسته‌جمعی» خواند و افزود که این رخداد در پارکینگ باغ شاهزاده ماهان اتفاق افتاده است.

فرماندار کرمان اما دربارهٔ دلیل وقوع این درگیری به «تذکر حجاب» اشاره نکرد و گفت: «علت نزاع مسائل شخصی بود و با ورود مأموران فرماندهی انتظامی، افراد خاطی دستگیر و تحت تعقیب قضایی قرار گرفتند.»

آقای بابایی هویت زن کشته‌شده را نیز اعلام نکرد و گفت دلیل جان‌باختن او را «نیروهای اورژانس در محل بررسی کرده‌اند».

فرماندار کرمان همچنین دربارهٔ هویت دو طرفِ این درگیری گفت «همهٔ این افراد مسافر بودند و هیچ کدام اهل ماهان و کرمان نبودند».

خبرگزاری صداوسیما هم درگیری در باغ شازده ماهان کرمان را «نزاع شخصی مسافران» خواند و افزود که این درگیری «بین دو گروه مسافران» رخ داد که «یک گروه با اتوبوس از سیستان و بلوچستان آمده بودند و گروه دیگر از جاسک استان هرمزگان».

محمد صابری، رئیس مرکز فوریت‌های پزشکی کرمان، گفت که زن جان‌باخته از جاسک استان هرمزگان به همراه خانواده و نوه‌اش به باغ شازده ماهان کرمان آمده بود و پس از آسیب‌دیدن در این درگیری، توسط اورژانس به بیمارستان منتقل شد اما تلاش‌ها برای نجات او نتیجه‌ای نداشت.

درحالی‌که فرماندار کرمان سن زن جان‌باخته را «۵۹ سال» اعلام کرده‌ است، رئیس اورژانس کرمان در یک برنامهٔ تلویزیونی گفت که او «۷۲ ساله» بوده است.

آقای صابری همچنین عنوان کرد که در درگیری باغ شازده ماهان کرمان، «دو مرد ۴۴ ساله و ۳۸ ساله هم مصدوم شدند که پس از انتقال به بیمارستان به صورت سرپایی درمان و مرخص شدند».

با گسترش امتناع زنان از «حجاب اجباری» در پی اعتراضات پس از کشته‌شدن مهسا امینی حین بازداشت توسط گشت ارشاد، دستگاه‌های حکومتی از جمله ستاد امر به معروف و نهی از منکر و فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی در چند هفته گذشته طرح‌های مختلفی را برای افزایش فشار بر زنان به اجرا درآورده‌اند، ازجمله ممانعت از ورود زنان بدون حجاب اجباری به مجتمع‌های تجاری و اماکن تاریخی و ارسال پیامک هشدار حجاب.

رسانه‌های ارزشی در ابتدا خودشان خبر درگیری #باغ_شازده_ماهان را اینگونه پخش کردند. اما ناگهان این خبر حذف شد و علت درگیری نزاع شخصی اعلام شد. اکانت‌های سازمانی سراسیمه در حال کار کردن روی این خبر هستند تا واقعیت را پنهان کنند. pic.twitter.com/moZed8WfjV

— ایرج (@thisisiraj) April 24, 2023




No responses yet

Apr 23 2023

«گفت‌وگو برای نجات ایران»؛ در اعتراضات٬ مردم «خیابان و عدم تبعیت از حکومت» را محقق کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,جنایات رژیم,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,مذهب


رادیوفردا: «همایش گفت‌وگو برای نجات ایران» شامگاه شنبه با برگزاری دومین نشست خود و سخنرانی شماری از فعالان سیاسی و استادان دانشگاه داخل و خارج از کشور به کار خود پایان داد.

سخنرانان دومین نشست «همایش گفت‌وگو برای نجات ایران»، «جنایت‌های جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات زن، زندگی، آزادی را حتی در تاریخ جنایات این حکومت کم‌سابقه خواندند و تأکید کردند که در جریان این اعتراضات، مردم «خیابان و عدم تبعیت از حکومت» را با هزینه سنگینی محقق کرده‌اند.

در پنل اول از دومین نشست «همایش گفت‌وگو برای نجات ایران» با مدیریت محمدجواد اکبرین و تحت عنوان «دست در دست هم دهیم به مهر» برگزار شد و در این بخش نیره توحیدی استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و فعال حقوق زنان، علیرضا رجایی روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، علی کشتگر فعال سیاسی سوسیال‌دموکرات، صدیقه وسمقی دین‌پژوه و فعال سیاسی، و عالیه مطلب‌زاده عکاس خبرنگار و کنشگر مدنی که به تازگی از زندان آزاد شده سخنرانی کردند.

نیره توحیدی، استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و فعال حقوق زنان، در سخنرانی خود همبستگی نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی را از ضرورت‌های لازم برای گذار از «حکومت استبدادی٬ ارتجاعی و خشونت طلب حاکم» عنوان کرد.

این استاد دانشگاه با بیان این‌که همه کسانی که خواهان گذار از جمهوری اسلامی به عنوان «یک حکومت ارتجاعی و خشونت طلب» و برپایی یک «حکومت دموکراتیک سکولار» هستند، باید در یک جبهه متحد شوند، افز.د: «ما باید برخلاف جمهوری اسلامی که به دنبال دشمن‌تراشی است، تا آن‌جایی که ممکن است، از طرق خشونت‌پرهیز و شمول‌گرا و غیر انتقام‌جویانه وارد یک همبستگی و اتحاد شویم تا نیروهای افراطی و تفرقه‌افکن راست و چپ را به حاشیه برانیم.»

علیرضا رجایی روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، طی سخنانی در دومین نشست «همایش گفت‌وگو برای نجات ایران» با اشاره به اعتراضات سراسری در ایران، با تاکید بر اینکه «ساختار تناقض‌آلود باعث ناکامی اصلاحات در ایران شد»، گفت: «اکنون ظاهرا همگان از محمد خاتمی تا میرحسین موسوی و دیگر مقامات پیشین جمهوری اسلامی هم بر این توافق دارند که پروژه جمهوری اسلامی با شکست مواجه شده است.»

علیرضا رجایی وضعیت فعلی جمهوری اسلامی را به «دژی در بسته» تشبیه کرد که سایه‌هایی از اشباح در آن دیده می‌شود و افزود که حکومت «بحران‌خیز» جمهوری اسلامی از ابزار «صنعت دین برای توجیه ناکارآمدی‌ خود استفاده می‌کند و «در صنعت دین، جامه تقوا بر تن ظلم بافته می‌شود».

علیرضا رجایی گفت که بدون تردید جامعه ایران «نیازمند افق‌گشایی جدید» است و برای عملی کردن آن «سه عنصر اساسی لازم است شامل خیابان، عدم تبعیت و رهبری» و اکنون «خیابان و عدم تبعیت از حکومت با هزینه سنگینی به دست آمده است و برای کامل شدن ضلع سوم یعنی رهبری باید چارچوب تعیین کرد و آن را محقق ساخت.»

علی کشتگر، فعال سیاسی چپ نیز «همبستگی حداکثری» میان مخالفان جمهوری اسلامی «در صورت توافق بر اصول مشترک حداقلی» را قابل دستیابی خواند.

علی کشتگر گفت: «شعار زن، زندگی، آزادی توانست ضمن جلب توجه همگانی، اولین سنگر جمهوری اسلامی را که حجاب بود، فتح کند. اما نتوانست تهی‌دستان را به میدان بیاورد چون اولویت تهی‌دستان، مشکلات اقتصادی است.»

صدیقه وسمقی، دین پژوه و فعال سیاسی، نیز در سخنان خود تاکید کرد که «جنبش تغییرخواهی» در ایران با اعتراضات سراسری چند ماه گذشته به نقطه سرنوشت‌سازی رسیده است، گفت: «مهم‌ترین نیاز امروز این جنبش،تشکیل یک جبهه فراگیر و ائتلاف گروه‌ها و جریان‌های تغییرخواه در داخل و خارج کشور است.»

عالیه مطلب‌زاده، فعال حقوق زنان، نیز طی سخنانی در این همایش گفت: «با وجود سرکوب شدید شاهد ادوار مختلف اعتراضات مردمی بوده‌ایم و در جریان اعتراضات جنبش زن، زندگی، آزادی مردم سرسختانه در خیابان‌ها مبارزه کردند و نفرت و انزجار خود از حکومت را به‌گوش جهانیان رساندند.»

عالیه مطلب‌زاده با تاکید بر اینکه «مبارزه با جمهوری اسلامی ادامه دارد»، گفت: «ما هر روز شاهد حضور زنانی هستیم که جسورانه با سرهای بالا و زیر پا گذاشتن حجاب اجباری، چشم در چشم با حکومت می‌جنگند.»

«تحولات فرهنگی برای نجات ایران»

پنل دوم از دومین نشست «همایش گفت‌وگو برای نجات ایران» با گردانندگی تقی رحمانی و تحت عنوان «تحولات فرهنگی برای نجات ایران» برگزار شد و در این بخش قربان بهزادیان‌نژاد، احسان شریعتی، حاتم قادری هر سه از استادان دانشگاه‌های تهران، محسن کدیور روحانی و فعال سیاسی، عبدالله ناصری فعال سیاسی و پژوهشگر تاریخ اسلام، و مهدی نصیری سردبیر پیشین روزنامه کیهان سخنرانی کردند.

قربان بهزادیان‌نژاد، استاد دانشگاه، با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته ایران در گردابی از بحران‌های پیچیده چون بحران‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، زیست‌محیطی فرو برده است، گفت: «هر کسی برای برون‌رفت از شرایط موجود باید نقشی را می‌تواند ایفا کند تا ایران از فروپاشی، مداخله خارجی، تجزیه و فرو رفتن در ورطه خشونت‌ورزی در امان بماند و بار دیگر گرفتار انتقام‌جویی‌هایی کور نشود.»

احسان شریعتی، استاد دانشگاه، نیز در این همایش ضمن حمایت از بیانیه میرحسین موسوی برای همه‌پرسی گذار از جمهوری اسلامی، به «مسئولیت‌ میرحسین موسوی در قبال فجایع دهه شصت نیز اشاره کرد و گفت: «دهه شصت، ضمن هشت سال جنگ، نیروهای دگراندیش و مبارز خصوصا از جناح چپ سیاسی، بازداشت و زندانی شدند و مورد شکنجه قرار گرفتند و جمهوری اسلامی چندین کشتار جمعی را رقم زد و در تابستان ۱۳۶۷، قتل‌عام زندانیان سیاسی را به‌بار آورد. در آن زمان، میرحسین موسوی نخست‌وزیر حکومت بود.»

احسان شریعتی افزود: «ما در میرحسین موسوی، با وجود اشتباهات و انحرافات در گذشته، تجدیدنظر او را در نسبت با گذشته با جمع‌بندی‌های صادقانه و پرداخت بهای سنگین شاهد بوده‌ایم. برای همین از این تجدید نظرها و جمع‌بندی‌های او در راستای ایجاد راه‌تازه استقابل می‌کنیم.»

محسن کدیور، روحانی منتقد علی خامنه‌ای، نیز در سخنان خود گفت: «اگر به‌دنبال رفع تبعیض‌ها و حاکم شدن عدالت هستیم، به قوانین عرفی نیاز داریم و باید نظام اصلاح‌ناپذیر جمهوری اسلامی را کنار بگذاریم.»

عبدالله ناصری، فعال سیاسی، نیز در سخنرانی خود گفت:جمهوری اسلامی دوره انقلاب زن، زندگی، آزادی اعمال ضد حقوق بشری را مرتکب شده است که در تاریخ چهل و چهار ساله سابقه نداشته است.»

عبدالله ناصری گفت: «نحوه قتل مهسا، شلیک به کیان پیرفلک، شلیک مستقیم به چشم‌های بی‌شمار، سرقت متعدد پیکر جان باختگان و مسمومیت سیستماتیک مدارس دخترانه نمونه‌ای از کارهایی است که مرگ حکومت ولی فقیه را و ضرورت عبور از جمهوری اسلامی را نوید می‌دهد.»

«بلوک‌ها و منشورها، راهی به سوی آینده»

پنل سوم از دومین نشست «همایش گفت‌وگو برای نجات ایران» نیز تحت عنوان «بلوک‌ها و منشورها، راهی به سوی آینده» و با مدیریت رضا علیجانی برگزار شد که در آن علیرضا بهشتی شیرازی نویسنده و مترجم و فعال سیاسی نزدیک به میرحسین موسوی، مریم سطوت فعال سیاسی چپ، منصوره شجاعی فعال حقوق زنان، حسین رفیعی اقتصاددان و فعال سیاسی، عبدالله مومنی از فعالان پیشین دانشجویی و کنشگر سیاسی و مهدی نوربخش استاد دانشگاه و فعال سیاسی سخنرانی کردند.

علیرضا بهشتی‌شیرازی، فعال سیاسی نزدیک به میرحسین موسوی، در این بخش طی سخنانی گفت: «بعد از حوادث سال گذشته پنجره اصلاحات کاملا بسته شده است و با وجود وضعیت به‌ظاهر آرام فعلی، تغییر، یک امر قطعی است و ما باید خودمان را برای آن آماده کنیم.»

منصوره شجاعی، فعال حقوق زنان نیز در سخنرانی خود گفت: «جنبش زن، زندگی، آزادی از نظر هویت، مطالبه و منزلت، راه را به سمت خلاقیت و تغییر به پیش برده است و نه به سمت تخریب و تسلیم» و اکنون «ایجاد ائتلاف ملی برای نوشتن منشورهایی با ضمانت اجرایی متفاوت از بیانیه، مهم است.»

No responses yet

Apr 15 2023

نامه ده هنرمند و حقوقدان: حملات شیمیایی به مدارس دخترانه «نظام‌مند» است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

صدای آمریکا: ده هنرمند، حقوقدان و فعال مدنی در یک بیانیه اعلام کردند حملات شیمیایی به مدارس دخترانه «نظام‌مند» است و «بی‌تردید پایداری و افشای آمران و مامورین این جنایت دهشتناک وظیفه آنی و فوری ماست.»

در این نامه از کنشگران، فعالان مدنی، حقوق‌بشر و کوشندگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» خواسته شد فوری و آنی نسبت به «افشای آمران و مامورین» این حملات اقدام کنند.

این هنرمندان و حقوقدانان ماهیت این حملات را «جنون‌آمیز» نامیدند و آن را مصداق «جنایت علیه بشریت» دانستند.

گیتی پورفاضل، کتایون ریاحی، جعفر پناهی، رمضان حاجی مشهدی، سعید دهقان، حسین رئیسی، فرزانه زیلابی، نسرین ستوده، مهرانگیز کار و محمد مقیمی امضاکنندگان این بیانیه هستند.

در سه ماه گذشته مسمومیت دانش آموزان دختر در صدها مدرسه صورت گرفت. در ایام عید این حملات به خاطر تعطیلی مدارس متوقف شد اما در یک هفته نخست بازگشایی مدارس بعد از عید، دهها مدارس در شهرهای مختلف ایران هدف حملات قرار گرفتند.

مقامات جمهوری اسلامی تاکنون اقدام موثری برای برخورد با عاملان این حملات انجام نداده اند.

مقامات جمهوری اسلامی عواملی چون دخالت خارجی، عده‌ای ماجراجو، و عوامل داخلی را پشت این مسمومیت‌های سریالی معرفی کردند. با وجود ادعاهای مقامات جمهوری اسلامی، برخی چهره‌های شاخص سیاسی در داخل ایران از جمله عبدالحمید اسماعیل‌زهی مشهور به مولوی عبدالحمید، زهرا رهنورد، و ابوالفضل قدیانی حملات با گازهای ناشناخته به مدرسه‌های اغلب دخترانه را به حکومت نسبت داده‌اند.

این هنرمندان و حقوقدانان هم در بیانیه خود حملات به مدارس را نوعی «تهدید و انتقام‌گیری» از دخترانی دانسته‌اند که در اعتراضات اخیر حضور داشتند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .