اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Dec 11 2017

زلزله بود، سرما بود، کانکس نبود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حوادث,سیاسی

عصرایران: گویی مسئولان در ساخت کانکس هم دچار غافلگیری شده‌اند و نمی‌دانند چگونه می‌شود مردم شهر کوچکی مثل سرپل ذهاب را صاحب یک کانکس کوچک کنند.

عصر ایران؛ مصطفی داننده- زمین لرزه که آمد همه غافلگیر شدند حتی سازمان مدیریت بحران کشور. گویی کسی باور نمی‌کرد در سرزمین زلزله‌های مرگ‌بار، زلزله هم می‌آید. همه با خیال راحت پا روی پا گذاشته بودند و گذر عمر را به تماشا می‌نشستند. شاید همین خیال راحت بود که سوله ستاد بحران را به برنامه خندوانه اجاره داده بودند.

قهر زمین آمد و کرمانشاه لرزید. سقف خانه‌های قدیمی و جدید بر سر مردم خراب شد. مردم کرمانشاه به ویژه سرپل ذهاب در عرض چند ثانیه تبدیل به زلزله زده شدند.

مردم زلزله زده احتیاج به کمک داشتند. به ویژه آنهایی که دیگر سقفی برای زندگی نداشتند. مردم ایران تا خبر را شنیدند به صحنه آمدند و کار خود را کردند و سیل کمک‌ها به سمت کرمانشاه روانه شد.

چادرها علم شد تا برخی مردم فعلا به این خانه‌های چادر پناه ببرند تا بعد مسئولان فکری به حال خانه آنها کند. بماند که همین چادرها هم به سختی به روستاها رسید و تا مدتی تنها آسمان کرمانشاه سقف مردم زلزله زده باشد.

زلزله بود، سرما بود، کانکس نبود

زمین لرزه در اواخر پاییز آمده بود. آخر پاییز کرمانشاه یعنی زمستان دیگر شهرها. هوا در کرمانشاه سرد و سرد و سردتر می‌شد و مردم چشم انتظار رسیدن کانکس‌هایی که حداقل می‌شود آنجا را گرم کرد و در پناه گرما کمی زندگی کرد.

اگر بگویند با چادر، باران، سرما و زندگی جمله بسازید. من می‌نویسم « زندگی در چادر در فصل سرما و باران سخت است.»

برخی مردم زلزله زده سرپل ذهاب در این سرمای استخوان سوز همچنان در چادر زندگی می‌کنند.

سنجابی فرماندار سرپل ذهاب می‌گوید «تقریبا تمام مردم این شهر همچنان در چادر زندگی می‌کنند و چشم به راه رسیدن کانکس‌ها هستند.»

گویی مسئولان در ساخت کانکس هم دچار غافلگیری شده‌اند و نمی‌دانند چگونه می‌شود مردم شهر کوچکی مثل سرپل ذهاب را صاحب یک کانکس کوچک کنند.

گویی آنها درگیر جلسات متعدد و سمینارهای جهانی هستند تا ببینند چگونه می‌شود مردم زلزله زده را صاحب کانکس کنند.

بی‌کانکسی این روزها مردم سرپل ذهاب نشان می‌دهد، ستاد مدیریت بحران کشور هیچ فکری برای دوران بعد از زلزله ندارد.

نمی‌دانم حالا که زمین لرزه در ایران سفرهای استانی خود را آغاز کرده است این ستاد چگونه می‌‎خواهد خدای ناکرده با زلزله بعدی برخورد کند.

مشخص نیست مردم تا کی باید چشم به راه کانکس بمانند. نمی‌دانم این مردم می‌توانند باور کنند مسئولینی که نمی‌توانند چند کانکس را به یک شهر برسانند، می‌خواهند شهر آنها را از نو بسازند.

مردم زلزله زده در روزهای ابتدایی زمین لرزه داغ دار بودند و بسیاری هنوز نمی‌دانستند چه بلایی به سرشان آمده است اما حالا بعد از گذشت چندین هفته این مردم تازه فهمیده‌اند زمین لرزه با آنها چه کرده است. این مردم این روزها بیشتر احتیاج به کمک دارند. این مردم این روزها بیشتر احتیاج به هم‌دردی دارند. داغ زلزله از یک سوی و سرما از سوی دیگر به آنها فشار می‌آورد.

آقایان مسئول لطفا هرچه زودتر فکری به حال این مردم کنید.

آقایان مسئول لطفا دیگر غافلگیر نشوید.

No responses yet

Dec 09 2017

وضع اقتصادی ایرانیان در دهه اخیر ۱۵ درصد بدتر شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

بی‌بی‌سی: بررسی‌های بی‌بی‌سی فارسی نشان می‌دهد که بودجه متوسط خانوارهای ایرانی بین سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۵ روندی نزولی داشته و حدود ۱۵ درصد پایین آمده است.

در این مدت به طور متوسط سهم هزینه مسکن از بودجه خانوار بالا رفته و سهم هزینه خوراک پایین آمده است.

بودجه خانوار مجموع ارزش همه کالاها و خدماتی است که یک خانوار مصرف می‌کند و یکی از بهترین مقیاس‌ها برای سنجش رفاه خانواده است.

بنا بر آمار بانک مرکزی ایران متوسط بودجه خانوارهای شهری به نرخ ثابت (با لحاظ کردن تورم) بین سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۶ روندی صعودی داشت؛ یعنی به طور متوسط هر خانوار ایرانی هر سال نسبت به سال قبل کالاها و خدمات بیشتری مصرف می‌کرد، اما از سال ۱۳۸۶ به بعد این نسبت رو به کاهش گذاشت.

اگر سطح قیمت‌ها در همه سال‌ها را مشابه سطح قیمت‌ها در سال ۱۳۹۵ در نظر بگیریم، هر خانوار ایرانی در سال ۱۳۸۶ به طور متوسط ماهانه ۳ میلیون و ۸۷۲ هزار تومان کالا و خدمات مصرف می‌کرد، که در سال ۱۳۹۵ به ۳ میلیون و ۲۷۵ هزار تومان کاهش یافت.

افت ۱۵ درصدی در شرایط اقتصادی ایرانیان از سال ۱۳۸۶ به بعد در حالی اتفاق افتاد که از سال ۱۳۷۶ تا آن موقع، متوسط بودجه خانوار ۴۳ درصد رشد کرده بود.

سال ۱۳۸۶، نقطه آغاز سقوط رفاه خانوارهای ایرانی در دو دهه اخیر، سالی بود که در ماه‌های فروردین و اسفند آن شورای امنیت سازمان ملل با تصویب دو قطعنامه مرتبط با برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران، تحریم‌هایی را علیه این کشور وضع کرد. در این سال بود که علی لاریجانی از مقام خود به عنوان مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای کنار رفت و سعید جلیلی جانشین او شد.

سهمیه‌بندی بنزین، که با ناآرامی‌هایی همراه بود، از سال ۱۳۸۶ آغاز شد. در همین سال محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری وقت، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی (برنامه و بودجه سابق) را منحل کرد.

نرخ تورم در سال ۱۳۸۶ با جهشی چشمگیر به ۱۸.۴ درصد رسید. (در سال ۱۳۸۵ نرخ تورم ۱۱.۹ درصد بود)

در عین حال، دولت ایران در ۱۳۸۶ برای سومین سال پیاپی از افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی بهره‌مند می‌شد.

در واقع بنا به آمار بانک مرکزی ایران، سال ۱۳۸۶ نقطه اوج درآمد فعالیت‌های اقتصادی گروه نفت به نرخ ثابت بود.

پس از آن ایران در چند سال مختلف با افت درآمدهای نفتی، کاهش تولید ناخالص داخلی و رشد منفی اقتصادی روبرو بود و این افت درآمدهای ملی با سقوطی بزرگتر در بودجه خانوار همراه بوده است.

نکته جالب توجه این است که از سال ۱۳۸۴ به بعد، به استثنای سال ۱۳۹۱، در همه سال‌ها رشد بودجه خانوارهای شهری ایران کمتر از رشد اقتصاد ایران بوده است. یعنی بودجه سالانه خانوارها به طور متوسط با شتابی کندتر از اقتصاد ملی رشد کرده، یا در سال‌های رشد منفی، با شتابی تندتر از اقتصاد ملی سقوط کرده است.

فاصله چشمگیر میان رشد بودجه خانوار و رشد اقتصاد ملی از سال ۱۳۸۴ به بعد در حالی اتفاق افتاد که پیش از آن بودجه خانوار عمدتا با نرخی نزدیک به نرخ رشد اقتصادی تغییر می‌کرد.

کاهش بودجه کلی خانوار با تغییر ترکیب بودجه نیز همراه بوده است، به این معنی که نسبت هزینه‌های مختلف خانوار به یکدیگر تغییر کرده است.

عمده‌ترین تحول در تغییر هزینه‌ها، افزایش ۱۰ درصدی سهم هزینه‌ مسکن (در کنار آب، برق و گاز) در دو دهه اخیر است.

سهم مسکن از ۲۶ درصد بودجه خانوار در سال ۱۳۷۶ به نزدیک ۳۶ درصد در سال ۱۳۹۵ رسیده است. این یعنی در این دوره هزینه مسکن در مجموع بیشتر از هزینه خانوار رشد کرده است، و آنجا که هزینه خانوار پایین آمده، هزینه مسکن به همان مقدار کم نشده و به این ترتیب سهم مسکن از کل بودجه خانوار بیشتر شده است.

به عنوان نمونه در سال ۱۳۸۴ بودجه متوسط ماهانه یک خانوار شهری معادل ۳ میلیون و ۵۶۹ هزار تومان سال ۹۵ بود. متوسط هزینه مسکن خانوار در این سال ۹۶۱ هزار تومان (۲۷ درصد کل بودجه) می‌شد.

اما در سال ۱۳۸۸ در حالی که بودجه متوسط ماهانه نزدیک به مبلغ چهار سال قبل بود (۳ میلیون و ۵۸۸ هزار تومان در ماه)، متوسط هزینه مسکن به یک میلیون و ۱۲۵ هزار تومان در ماه (۳۱ درصد کل بودجه) رسید.

(همه این قیمت‌ها به نرخ ثابت و معادل قیمت‌های سال ۱۳۹۵ محاسبه شده است)

شدیدترین افزایش هزینه مسکن به نرخ ثابت در سال ۱۳۸۶ اتفاق افتاد که افزایش ۱۷ درصدی داشت.

برای جبران این سهم فزاینده هزینه مسکن از بودجه، خانوارهای ایرانی از خرج خوراک و پوشاکشان زده‌اند.

هزینه خوراک از ۳۰ درصد بودجه خانوار در سال ۱۳۷۶ به ۲۳ درصد در سال ۱۳۹۵ کاهش یافته است.

این تنها سهم خوراک از هزینه خانوار نیست که پایین آمده است، بلکه خود مبلغی که خانوارها خرج خوراک می‌کنند هم در سال‌های اخیر کمتر شده است.

باید در نظر گرفت که بُعد خانوار، یعنی تعداد متوسط افراد در یک خانوار ایرانی، در دو دهه اخیر روندی نزولی داشته است، به این معنی که در هر خانوار تعداد به اصطلاح “نان‌خورها ” پایین آمده، که به کم شدن هزینه خوراک منجر می‌شود.

اما کاهش هزینه‌های خوراک از نسبت کوچک شدن خانواده‌ها نیز شدیدتر بوده است، یعنی سهمی که هر نفر به طور سرانه از درآمد خانوار خرج خوراک و آشامیدنی کرده، از سال ۱۳۹۲ به بعد پایین آمده است.

به همین ترتیب، هم سهم پوشاک از کل بودجه خانوار کم شده است، هم سهم سرانه‌ای که هر نفر به طور متوسط خرج پوشاک کرده در دو دهه اخیر پایین آمده است.

No responses yet

Dec 06 2017

دستگیری 41 پسر دبیرستانی در مشهد/ آن ها با مردان قرار می گذاشتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

استان وایر: رییس پلیس خراسان رضوی اعلام کرد با اعترافات یک جوان آرایش گر، 41دانش‌آموز دبیرستانی که در قالب یک گروه فعالیت می‌کردند و دست به کلاه برداری از مردان می‌زدند، شناسایی و دستگیر شدند.

به گزارش رکنا به نقل از «قادر کریمی»، برخی از دستگیرشده ها نوجوانانی زیر 15سال بودند که به کانون اصلاح و تربیت معرفی و برخی دیگر نیز به قید وثیقه آزاد شدند.

آرایش گر ۲۲ ساله که با هم‏دستی دانش‌آموزان دبیرستانی در نزدیکی محل کارش دست به کلاه برداری از مردان در شبکه های می‌زده، گفته است: «وقتی دیدم به راحتی می‌شود از طریق تلگرام مردان را فریب داد، تصمیم گرفتم از دانش‌آموزان برای این کار استفاده کنم.»

بنابراین گزارش، دستگیری این گروه با شکایت مردی آغاز شد که مدعی بود کلاه برداران تلگرامی او را فریب داده و 15میلیون تومان از وی اخاذی کرده‌اند. شاکی به مأموران پلیس فتای مشهد گفته بود: «مدتی قبل از طریق تلگرام با دختری آشنا شدم که مدعی بود بی‌سرپرست است و برای امرار معاش نیاز به کمک دارد. او حتی عکس‌هایی از وضعیت زندگی‌اش برایم فرستاد که در نهایت دلم به حالش سوخت و برای همین تصمیم گرفتم به او کمک کنم. در چند مرحله به او کمک کردم تا این که فرد دیگری با من تماس گرفت و او نیز مدعی شد که نیاز به کمک دارد و شماره‌ام را از همان دختری گرفته که به او کمک کرده بودم. من به این فرد هم مبلغی کمک کردم تا این که فرد دیگری تماس گرفت. وقتی تعداد تماس گیرنده‌ها زیاد شد، به ماجرا شک کردم. برای همین تصمیم گرفتم با فرد اول تلفنی تماس بگیرم و ماجرا را پی گیری کنم اما او جوابم را نداد و حدس می‌زنم که آن ها سرم کلاه گذاشته‌اند.»

تحقیقات مأموران نشان ‌داد همگی آن ها پسرانی کم سن و سال هستند که با پروفایل و عکس‌های جعلی، خود را دختر جا زده و شاکی را فریب داده‌اند و سر دسته آن ها هم صاحب آرایشگاهی در یکی از محله‌های مشهد است که وقتی دستگیر شد، به کلاه برداری از شاکی اعتراف کرد. جوان آرایشگر اعتراف کرد که با فریب دانش‌آموزان دبیرستانی در نزدیکی آرایشگاه و راه‌اندازی گروه تلگرامی، به آن ها شگرد کلاه برداری را آموخته و به‌صورت باندی دست به فریب مردان می‌زدند.

به گزارش رکنا، با دستگیری 41دانش‌آموز، هشت دانش‌آموز دیگر نیز که عضو گروه تلگرامی کلاه برداران نبودند اما از طریق متهمان، شگرد کلاه برداری را آموخته بودند و دست به فریب مردان می‌زدند، نزد مدیر دبیرستان رفته و خود را معرفی کرده بودند. به گفته سردار کریمی، هر کدام از این دانش‌آموزان مبلغی حدود دویا سه میلیون تومان از طعمه‌هایشان کلاه برداری کرده بودند که این مبلغ را به مدیر دبیرستان تحویل دادند تا به مال باخته‌ها برگردانده شوند. آن ها با اظهار ندامت از کاری که کرده بودند، تعهد دادند که هرگز این جرم را تکرار نکنند.

رییس پلیس خراسان رضوی، برخی از دستگیرشده ها نوجوانانی زیر 15سال بودند که به کانون اصلاح و تربیت معرفی و برخی دیگر نیز به قید وثیقه آزاد شدند.

جوان آرایش گر گفته است:«مدتی قبل در آرایشگاهم مشغول کار بودم که یکی از مشتریانم گوشی‌ خود را نشانم داد و گفت که از طریق تلگرام مردی را فریب داده و به راحتی سرش کلاه گذاشته است. او مدعی بود که با پروفایل زنانه برای این مرد پیام فرستاده و او را فریب داده و در ازای فرستادن عکسی مستهجن به‌عنوان عکس خودش، 20هزار تومان شارژ تلفن همراه از او گرفته است. بعد از آن بود که من هم تصمیم گرفتم این کار را امتحان کنم. مشتری‌ام شماره تلفن طعمه‌اش را به من داد و من هم با پروفایل زنانه برای او پیغام فرستادم و با هم چت کردیم. او از من خواست که عکسی از خودم برایش بفرستم و من که از قبل عکس فرد دیگری را در گوشی‌ام ذخیره کرده بودم، برایش فرستادم و 20هزار تومان شارژ تلفن همراه از او گرفتم. وقتی دیدم به همین راحتی می‌شود افراد را فریب داد، تصمیم گرفتم به این کار ادامه دهم.»

وی در مورد چگونگی ورود دانش آموزان به این ماجرا گفته است:«آرایشگاه من در نزدیکی یکی از دبیرستان‌های مشهد است. بعضی از دانش‌آموزان آن جا مشتری‌ام بودند. چون با آن ها دوست شده بودم، ماجرا را برایشان تعریف کردم و آن ها هم افراد دیگری را وارد گروه کردند و نقشه‌هایمان ادامه یافت. آن ها حدود 40 یا 50نفر از بچه‌های آن دبیرستان بودند.»

او در مورد روش کارشان توضیح داده است:«اعضای گروه با پروفایل‌های دخترانه در تلگرام فعالیت می‌کردند و با مردان طرح دوستی ریخته و تلاش می‌کردند که سرشان کلاه بگذارند؛ مثلا یکی مدعی می‌شد که زن جوانی است که از شوهرش طلاق گرفته و بی‌سرپرست است و نیاز به کمک دارد و دیگری مدعی می‌شد که در ازای گرفتن شارژ حاضر است با طعمه‌اش رابطه برقرار کند یا این که عکس‌های خصوصی‌اش را برای او بفرستد. ما برای این که اعتماد طعمه‌هایمان را جلب کنیم، از پروفایل و عکس‌های زنانه استفاده می‌کردیم. حتی با استفاده از نرم‌افزار، صدای زن را تقلید می‌کردیم تا سوژه‌مان را فریب دهیم. هر یک از اعضای گروه که موفق می‌شد فردی را با این شگرد فریب دهد و پول بگیرد، شماره آن فرد را در گروه به اشتراک می‌گذاشت و بقیه هم از وی کلاه‏برداری می‌کردند. از طرفی، اگر یکی از اعضای گروه فردی را می‌شناخت که می‌شد فریبش داد و از او کلاه‏برداری کرد، شماره او را در گروه تلگرامی‌مان قرار می‌داد و بقیه سراغش می‌رفتند.»

این آرایش گر گفته است:«من مشکل مالی نداشتم و وقتی دیدم به همین راحتی می‌شود کلاهبرداری کرد، به‌خاطر هیجانش به این کار ادامه دادم. »

No responses yet

Dec 03 2017

سادات ایران (۴)؛ کسب‌وکار سیدها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


«-شما را به جدم، به من مظلوم و فقیر کمک کنید!» (مجله ملانصرالدین، ش ۱۲)
رادیوفردا: گفتارهای مجموعه «سادات ایران» به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکائی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار طبق منابع اروپائی که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» با این مشخصات منتشر شده است:
Willem Floor: Seyyeds in Qajar Iran According to European Sources; in: Studia Iranica, 45/2, 2016
این رساله ۱۲۹ زیرنویس دارد که در هر کدام به یک و یا چند منبع اشاره شده است. در این ترجمه ‌ها همه زیرنویس‌ها و منابع ذکر نشده‌است.
همه کاریکاتور‌ها از مجله فکاهی-انتقادی «ملا نصرالدین» است که در سال‌های ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۳ به زبان ترکی آذری در تفلیس (گرجستان کنونی) چاپ می‌شد. این مجله که ادبیات مشروطه ایران را نیز تحت تاثیر خود قرار داده بود، بعد‌ها مدتی نیز در تبریز و سپس باکو چاپ شد و چند سال پس از تاسیس حکومت شوروی تعطیل شد.

نوشته زیر چهارمین بخش از چکیده رساله‌ای است به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکایی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» منتشر شده است.
چکیده فارسی این بررسی در چهار بخش به خوانندگان تارنمای «رادیو فردا» ارائه می‌شود:
(۱) یعنی چه «سیّد»؟ راه تشخیص سید‌ها
(۲) سید‌های دروغین، تعداد آنها
(۳) احترام همراه با ترس
(۴) اشتغال سید‌ها و منبع درآمد آنان

کسب‌وکار سیدها
میسیونر آمریکایی ساموئل ویلسون که خود مدتی طولانی در ایران و به‌خصوص تبریززندگی کرده بود، در سال ۱۸۹۰ در باره سید‌ها نوشته‌است: «بسیاری از آنها انسان‌های متمول و محترمی هستند، با اینهمه در یک مملکت داشتن چنین قشری که بدون هیچ دلیلی صاحب امتیاز باشد، کار درستی نیست» (۳۱).

در هر قشر و طبقه مردم ممکن بود با سیدها روبرو شد. در واقع اکثر آنان مجبور بودند برای ادامه حیات خود به کاری اشتغال داشته باشند. البته از آنجا که بیشتر مردم آنها را انسان‌های مقدسی می‌شمردند، کار اکثر آنان به نوعی مربوط به دین و مذهب می‌شد.

اما همه سیدها مرفه و ثروتمند نبودند. در هر قشر و طبقه مردم ممکن بود با سیدها روبرو شد. در واقع اکثر آنان مجبور بودند برای ادامه حیات خود به کاری اشتغال داشته باشند. البته از آنجا که بیشتر مردم آنها را انسان‌های مقدسی می‌شمردند، کار اکثر آنان به نوعی مربوط به دین و مذهب می‌شد. محسن صدر می‌نوشت اکثر سیدها ملا بودند و گذران خود را با روضه‌خوانی تامین می‌کردند (۳۲). بعضی‌ها موذن و خادم مساجد بودند. اگر در شهر و یا روستایی امامزاده‌ای موجود بود، مقام خادمی آن ترجیحاً به یک سید سپرده می‌شد. سیدها زیارت‌های گروهی به عتبات و بخصوص مشهد را نیز ترتیب می‌دادند. حدوداً دو ماه مانده به آغاز سفر، سیدها سراغ مومنین را گرفته، برای زیارت، داوطلب جمع می‌کردند. سیدی که سفر را ترتیب می‌داد، پس از آنکه تعداد کافی زوار داوطلب را یافت، به سراغ هر یک از آنها می‌رفت، به آنها اطمینان می‌داد که سفری بی‌خطر و شایسته رضایت الهی به مرقد امام رضا خواهند داشت و از هرکدام از آنها مقدار معینی پول می‌گرفت. او قول می‌داد که حرکت ستارگان را بررسی کرده مطابق با علم نجوم در روزهای خوش یمن به حرکت قافله ادامه خواهد داد، سر راه تنها و تنها در بهترین و ارزان ترین منازل توقف خواهد کرد و زوار را از چشم نحس انسان‌ها و اغوای شیطان حفظ خواهد کرد…» (۳۳)
وقتی زوار به مشهد می‌رسیدند، گروهی از ملاها و سید‌ها آنها را پیشواز می‌گرفتند. یک گروه عبارت از سیدها از ورودی مرقد امام رضا به آنها کمک می‌کردند تا دعاهای لازم را به تقلید از آنها به عربی بازگو کنند و بعد به آنها شرح می‌دادند که مراسم زیارت مرقد چگونه است.
سیدها در مراتب عالی روحانیت شیعه نیز حضور داشتند. مالکلم با در نظرداشت دو دهه نخست قرن نوزدهم (حدودا دویست سال پیش، -م.) می‌نوشت: «کم و بیش همه روحانیت در ایران از سید‌ها تشکیل می‌شود» (۳۴) و پولاک در سال ۱۸۶۰ حتی به صورتی مبالغه آمیز، علاوه می‌کرد که «تنها سیدها می‌توانند مجتهد، شیخ الاسلام و یا امام جمعه شوند» (۳۵). به نظر می‌رسد که سادات همچنان که بر اداره امور دینی عتبات حاکم بودند، در دوره قاجار اکثر مناصب و مقام‌های روحانیت کشور را نیز در دست خود داشتند. ظاهرا در تمام قرن نوزدهم نیز این وضع ادامه یافته است. به اصطلاح «سادات عالی» که طبقه برتر سادات بودند، بالاترین مقام‌های دینی کشور و مقام‌های دولتی-دینی را در اختیار داشتند و حتی برخی از حاکمان هم سید بودند.
اما در کارهای دیگر نیز حضور سید‌ها را می‌بینیم. مثلاً برخی کدخداها، مالکین و روستاییان و حتی برخی صراف‌ها هم سید بودند. در تهران صرافی بنام حاج سید اسماعیل زندگی می‌کرد که ثروت معینی داشت، اما شهرت زیادی یافته بود، چرا که مردم همه طبقات به امانتداری او اعتماد کرده در ازای مبلغ معینی، پول خود را برای نگه‌داری به او می‌سپردند (۳۶). میان تجار هم شاهد برخی سیدهای ثروتمند مانند میرزا قومای بهبهانی در اوسط دوره قاجاریان (سال‌های ۱۸۴۰) هستیم که مدتی حتی حکومت بهبهان را به دست گرفت.
اما اکثریت فقیرتر سیدها، به غیر از روضه‌خوانی و دعانویسی، کارهای عادی مانند زراعت، پیشه‌وری، سربازی و حتی خدمتکاری انجام می‌دادند.

مظفرالدین میرزا، ولیعهد قاجار زمانی که حاکم آذربایجان بود به سید‌ها دستور داده بود که «به صورت دسته‌های بزرگ به کوچه و بازار درنیایند». او همچنین امر کرده بود که «تجاری که ارباب این سید‌ها هستند، حق ندارند آنها را مامور وصول بدهی‌های مردم کنند.

علاوه بر این، مسئولین دولتی و مذهبی هر محل معمولا یک گروه «لوطی» نیز زیر دست داشتند که در موارد مختلف از آنها استفاده می‌کردند. از آن جمله بود موارد راه انداختن معرکه بر ضد مخالفین و یا پخش شایعه و برگزاری تظاهرات و زخمی کردن و گاه نیز حتی قتل آن اشخاص. در این گونه موارد نیز حضور سید‌ها در جمع لوطیان، به دست آوردن نتیجه عملی را آسانتر می‌کرد. (۳۷) در ژانویه سال ۱۹۰۹ هنگامی که کسی می‌خواست چندین صندوق چای را از گمرک بندری بوشهر وارد کشور کند، خواست اظهار نامه ای ساختگی به اداره گمرک تحویل دهد و به همین جهت مامور اداره گمرک آن صندوق‌های چای را مصادره کرد. صاحب صندوق‌های چای به شیخ علی دشتی که یکی از ملاهای محل بود شکایت کرد و شیخ هم چندین سید را به اداره گمرک فرستاد تا سروصدا راه بیاندازند. و همین طور هم شد. اما پیش از آنکه کار‌ها ازکنترل خارج شوند، رییس اداره گمرک مبالغی بعنوان «پیشکش» به سیدهای مزبور پرداخت کرد و با این ترتیب غائله خوابید. در حادثه دیگری در مارس همان سال رییس گمرک بوشهر به یکی از همان سیدها پیشاپیش ۲۵۰ تومان داد تا از وقوع اعتراض و شورشی جدید بر ضد اداره گمرک جلوگیری نماید. (۳۸)
کارهایی هم بود که سیدها برای انجام آن مناسب تر از دیگران بودند. مثلا مسئولان دولتی و دینی برای اجرای احکام قضایی و از جمله وصول بدهی یکی به دیگری در کنار «محصل»‌ها و فراش‌ها، از سید‌ها نیز استفاده می‌کردند، چرا که مردم با سیدها با تندخویی رفتار نمی کردند و مثلا نوکران فرد بدهکار جرات نمی کردند اقدام به کتک زدن سیدهایی کنند که برای وصول بدهی آمده بودند. به همین دلیل بود که مظفرالدین میرزا، ولیعهد قاجار زمانی که حاکم آذربایجان بود به سید‌ها دستور داده بود که «به صورت دسته‌های بزرگ به کوچه و بازار درنیایند». او همچنین امر کرده بود که «تجاری که ارباب این سید‌ها هستند، حق ندارند آنها را مامور وصول بدهی‌های مردم کنند.» (۳۹)
نفوذ محلی سیدها
نفوذ و اعتبار سیدها بیش از همه در محل زندگی خود آنان به چشم می‌خورد و اگر سیدی وابسته به تبار معتبری مانند طباطبایی‌ها و غیره بود، نفوذ او به همین نسبت بیشتر و اعتبارش بالاتر از دیگران به شمار می‌رفت. به همین ترتیب سید‌های «رضوی» که از تبار امام هشتم رضا شمرده می‌شدند، بخصوص در مشهد نفوذ و اعتبار بسیار بلندی داشتند و در مقایسه با دیگر سادات، تعداد بسیار کمتری از آنان برای امرار معاش خود ناچار به کار کردن بود.

نفوذ و اعتبار سیدها بیش از همه در محل زندگی خود آنان به چشم می‌خورد و اگر سیدی وابسته به تبار معتبری مانند طباطبایی‌ها و غیره بود، نفوذ او به همین نسبت بیشتر و اعتبارش بالاتر از دیگران به شمار می‌رفت.

در بسیاری شهرها یک طایفه مانند سادات محلات و یا سادات فراهان اراک موجود بود که هرکدام عبارت از چندین خانواده بودند. در شوشتر اکثریت خانواده‌های بالادست و نخبگان، از سیدها بودند. در سبزوار سید‌های عربشاهی، طایفه حاکم را تشکیل می‌دادند که همه از یک قبیله بخصوص عربشاهیان ریشه گرفته بودند. یکی از همین عربشاهی‌ها تولیت مرقد یحیی فرزند موسی بن جعفر امام هفتم شیعیان را برعهده داشت. این طایفه عبارت از حدود صد خانواده بودند که در سبزوار و اطراف آن می‌زیستند. این خانواده‌ها با وجود اختلافات داخلی میان خود، در خارج از طایفه، ظاهری متحد و یکپارچه از خود نشان می‌دادند. آنها رییسی داشتند که تمام طایفه از او اطاعت می‌کرد. در سبزوار همه و هرکس، چه ملا و حاکم و چه مامور دولت نیازمند حمایت عربشاهی‌ها بود و مردم نیز کوشش می‌کردند که رضایت آنها را جلب کنند. اگر عربشاهی‌ها با کسی و در مورد چیزی از در مخالفت در می‌آمدند، آن کار و یا آن شخص دچار مشکلات می‌شد. هر وقت آنها مجلسی می‌گذاشتند، همه به آنجا می‌رفتند. از نگاه اشتغال، عربشاهیان زمیندار، زارع، ملا، طلبه، عالم و تاجر بودند. در عین حال وقتی یک عربشاهی قولی می‌داد، آن را بجا می‌آورد. آنها به مردم کمک می‌کردند. اگر آنها می‌خواستند، بازار بسته می‌شد. هر تصمیمی که می‌گرفتند، عملی می‌گردید. حجت‌الاسلام‌های معتبر در مقابل آنها تعظیم می‌کردند و دولتیان از پی دوستی با آنها بودند، چون می‌دانستند بدون رضایت آنها کاری در سبزوار به پیش نخواهد رفت. اما با اینهمه قدرت و نفوذ، گفته می‌شد که عربشاهی‌ها از این موقعیت خود سوء استفاده نمی کردند. (۴۰)
نتیجه‌گیری برای بحث
در بخش‌های گذشته این بررسی دیدیم که سیدها گروهی از مردم هستند که خود را از تبار پیامبر اسلام از طریق دختر او و همسر علی یعنی فاطمه می‌شمارند. بسیاری انسان‌ها درست به خاطر همین فایده‌هایی که سید بودن با خود به همراه دارد (از قبیل برتری‌های مالی، مادی، حقوقی و مصونیت از توبیخ و مجازات) ادعای سیادت کرده اند تا از این امتیاز‌ها بهره‌مند گردند. از این جهت از همان اوایل اسلام، نظامی برای ثبت، هماهنگی و مدیریت سیدها تاسیس شد. اما در طول صدها سال فرصت‌های بسیاری برای طرح ادعاهای دروغین سیادت پیدا شد و بسیاری هم از این فرصت‌ها سود جسته به دروغ خود را همچون «سید» معرفی کردند.
در ابتدای دوره قاجار به نظر نمی رسد که نظامی سرتاسری در تمام ایران برای نظارت بر کار سیدها تاسیس شده باشد. احتمال دارد این کار در سطح محلی انجام یافته باشد. تنها در سال‌های ۱۸۷۰ است که ناصرالدین شاه نوعی نظارت سرتاسری بر قشر سادات را دوباره برقرار کرد. سیدها عمامه‌های سبز و یا آبی تیره بر سر می‌گذاشتند و یا کمربندهای سبز می‌بستند و از سوی اکثر مردم با عزت و احترام پذیرفته می‌شدند. آنها، هم به مردم روضه خوانی و دعا و طلسم نویسی تقدیم می‌کردند و هم با اصرار از جماعت پول طلب می‌کردند. همچنین به جهت تصور عمومی مبنی بر مقدس بودن سادات، آنها نقش معینی در حل اختلافات و مشکلات گوناگون مردم بازی می‌کردند. اگرچه سیدها بیشتر از همه در رابطه با امور دینی و مذهبی فعالیت می‌کردند، اما آنها در دیگر سطوح و حوزه‌های زندگی و فعالیت اجتماعی نیز حضور داشتند. برخی از آنها تنها در ازای پول کاری را انجام می‌دادند، گستاخ و پیوسته طلبکار بودند. اما برخی از سیدهای دیگر هم انسان‌هایی خیرخواه، یاری رسان و متواضع بودند و یا مخلوطی در میان این دو طبقه به حساب می‌آمدند. در این معنا، سیدها آیینه‌ای از رنگارنگی جامعه ایرانی در آن دوران بودند و با این ترتیب نشان می‌دادند که با وجود تصور عمومی مبنی بر تقدس سادات، آنها نیز مانند دیگران انسان‌هایی معمولی بودند. دگرگونی‌های عمیقی که از سال‌های ۱۹۲۰، یعنی دوره رضا شاه به بعد در جامعه ایرانی رخ داد، باعث کاهش اهمیت مراسم مذهبی، تغییر لباس و افزایش و گسترش تحصیلات جدید گردید. در نتیجه، آن نقش اجتماعی و عزت و احترام بخصوص نسبت به سادات نیز کاهش یافت، تا جایی‌که امروزه بسیاری از سیدها اصلا نمی خواهند حتی اشاره‌ای به سید بودن خود کنند.

منابع

(31) Wilson, Persian Life and Customs. New York, 1895, p. 205
(32) صدر، همانجا، ص 25
(33) Ferrier, ibid, p. 56
(34) Malcolm, II, p. 573
(35) Polak, ibid, I, p. 325
(36) صدر، همانجا، ص 125
(37) Wilson, A.T., Southwest-Persia. Letters and Diary of a Young Political
Officer 1907-1914, Oxford, 1941, p. 316
(38) Political Diaries of the Persian Gulf, 17 vols., Slough: Archive Editions, 1990, III, pp. 423, 491
(39) Floor, Willem, Bankruptcy in Qajar Iran, in: ZDMG 127 (1977), pp. 68, 73
(۴۰) غنی، قاسم، یادداشت‌های دکتر قاسم غنی، نُه جلد، تهران، ۱۳۶۷، ص ۲۸-۲۹

No responses yet

Nov 30 2017

آلت الله مکارم شیرازی: ورودِ زنان به ورزشگاه دیگر نباید مطرح شود/ رهبری و مراجع مخالف هستند/ مگر مشکلِ کشور ما ورود زنان به ورزشگاه است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,ملای حیله‌گر

عصرایران: آلت‌الله مکارم شیرازی مرجع تقلید شیعه با اشاره به سابقه بحث ورود زنان به ورزشگاه‌ها و مخالفت با آن، تاکید کرد: طرح مجدد این مسئله، رفتن راه انحرافی است.

به گزارش عصرایران به نقل از ایسنا، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی روز چهارشنبه (۸ آذر) در ابتدای درس خارج خود در مسجد اعظم قم با اشاره به مسئله حضور زنان در ورزشگاه‌ها تصریح کرد: این طرح در دولت قبل نیز مطرح شد، اما هم رهبری و هم مراجع مخالفت کردند و باز هم متاسفانه برخی با وجود اطلاع از این کار به دنبال تصویب آئین نامه هستند.

وی اظهار کرد: مگر مشکلِ کشور ما ورود زنان به ورزشگاه است؟ مشکل مردم گرانی نان و بیکاری جوانان تحصیلکرده و اشتغال و مشکل بانک است که مردم را بیچاره کرده است.

وی با بیان اینکه خواه ناخواه این مسئله مفاسدی در پی دارد عنوان کرد: دولت به جای نوشتن آئین‌نامه برای ورود زنان به ورزشگاه‌ها، برای گران نشدن نان و رفع مشکلات بیکاری و معیشتی مردم آئین نامه بنویسد.

نیاز اصلی امت اسلامی وحدت حول محور امام زمان است.

مکارم شیرازی با اشاره به روایتی از پیامبر(ص) گفت: ایشان در این روایت به معرفی بدترین مردم پرداخته و فرموده است که افرادی که تنها به فکر خود هستند و برای به دست آوردن دنیا به زیردست ظلم می‌کنند جزء بدترین مردم هستند.

وی افزود: البته در این روایت ذکر شده که از این گروه بدتر کسانی هستند که مردم از شر آنان در امان نیستند و امیدی هم به خیر آنان ندارند.

آیت‌الله مکارم شیرازی همچنین با تبریک آغاز امامت امام زمان(عج) افزود: آنچه امروز نیاز اصلی امت اسلامی است وحدت حول محور حضرت حجت است زیرا اگرچه فتنه‌های سوریه و عراق کم شده است، ولی دنبال فتنه در لبنان هستند.

وی تاکید کرد: ما باید وجود مقدس امام زمان(عج) را به حلقه وصل و وحدت امت اسلامی تبدیل کنیم و از انجام کارهای تفرقه‌افکنانه پرهیز شود.

این مرجع تقلید تصریح کرد: ظهور از باورهای مشترک میان اهل سنت و شیعه است و تنها تفاوت ما با اهل سنت در این است که آنان معتقدند امام بعدا متولد خواهد شد.

آیت‌الله مکارم تاکید کرد: همان طور که اربعین حسینی به حلقه اتصال تبدیل شد باید بزرگداشت امام مهدی(عج) نیز حلقه اتصال میان مسلمین شود.

No responses yet

Nov 27 2017

دوچرخه‌سواری زنان در مجامع عمومی جایز نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: رهبر جمهوری اسلامی در مورد دوچرخه سواری زنان اعلام کرد که دوچرخه‌سواری آنان در مکان‌های عمومی«جایز نیست».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، آیت‌الله علی خامنه‌ای در پاسخ به استفتایی که روز یکشنبه پنجم آذر در این خبرگزاری منتشر شد، همچنین تاکید کرد که دوچرخه‌سواری زنان «در جایی که در معرض دید نامحرم است، جایز نیست».

روزنامه وقایع اتفاقیه روز چهارم شهریور سال گذشته به نقل از یکی از اعضای واحد «استفتائات» دفتر رهبر جمهوری اسلامی درباره «حکم دوچرخه‌سواری زنان بالغ» نوشته بود که آیت‌الله خامنه‌ای «درباره دوچرخه‌سواری و موتورسواری می‌فرمایند در صورتی که به‌گونه‌ای نباشد که جلب نظر نامحرم شود یا مفسده‌ای به آن مترتب نباشد جایز است، بنابراین باید شخص توجه کند که در چه شرایطی اقدام به دوچرخه‌سواری می‌کند و این کار چه صورتی دارد. اگر نکات گفته‌شده رعایت شود، جایز است».

با این حال، سایت‌های نزدیک به اصولگرایان، سخنان رهبر جمهوری اسلامی در روز هشتم دی سال ۷۵ در دیدار با مسئولان سازمان تربیت بدنی را منتشر کردند که گفته بود، دوچرخه‌سواری «دخترها در خیابان‌های تهران … مناسب نیست» و در ورزش « تبرج و خودنمایی زن ممنوع است».

به گزارش جام جم آنلاین، شهیندخت مولاوردی، معاون وقت زنان رئیس جمهوری، نیز در روز پنجم شهریور سال گذشته در توئیتی نوشت: «طبق اعلام دفتر رهبر انقلاب دوچرخه سواری بانوان با رعایت موازین شرعی بلامانع است».

با این وجود، نیروی انتظامی تهران کمتر از دو هفته بعد در روز ۱۶ شهریور سال ۹۵ از برگزاری برنامه دوچرخه‌سواری گروهی «خانوادگی» که بنا بود در قالب کمپین «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» اجرا شود، جلوگیری کرد.

کمپین «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» از سوی فعالان محیط زیست استان اراک مطرح شد که حمایت سازمان محیط زیست ایران را به همراه داشت. این سازمان حتی اعلام کرد که برای خرید دوچرخه وام پرداخت می‌کند.

در روز پنجم مرداد سال ۹۵ هم پس از مخالفت ماموستا مصطفی شیرزادی، امام جمعه مسجد جامع شهر مریوان، با دوچرخه‌سواری زنان، نیروی انتظامی این شهر دوچرخه تعدادی از زنان شرکت کننده در برنامه «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» را توقیف و تعدادی از آنان را بازداشت کرده بود.

پس از این اتفاق، بیش از یک هزار تن از مردم مریوان و فعالان مدنی با امضای نامه‌ای خطاب به معاونت زنان ریاست جمهوری و مقام‌های محلی، به ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان در این شهر اعتراض کردند.

پس از آن هم گروهی از زنان تهرانی روز دوم شهریور سال ۹۵ با حمل پلاکاردهایی از سخنان منتسب به رهبر جمهوری اسلامی با این عنوان که «دوچرخه‌سواری زنان، هم شرعی است هم قانونی»، در خیابان ولی‌عصر و انقلاب دوچرخه‌سواری کردند.

در این میان، در پی ممانعت‌ها و افزایش انتقاد‌ فعالان مدنی از اعمال محدویت‌ علیه دوچرخه سواری زنان٬ دفتر آیت‌الله خامنه‌ای روز ۲۰ شهریور سال ۹۵ در پاسخ به استفتای خبرگزاری فارس اعلام کرد که «دوچرخه‌سواری بانوان در مجامع عمومی و در منظر نامحرم، غالبا موجب جلب نظر مردان و در معرض فتنه و به فساد کشیده شدن اجتماع و منافی با عفت بانوان است و لازم است ترک شود و در صورتی که در منظر نامحرم نباشد اشکال ندارد».

فتوای رهبر جمهوری اسلامی درباره ازدواج موقت در فضای مجازی

به گزارش خبرگزاری ایسنا، رهبر جمهوری اسلامی همچنین در پاسخ به استفتایی اعلام کرد که زنان و مردان مجرد «برای حلال شدن رابطه مجازی» می توانند به صورت تلفنی، صیغه ازدواج موقت بخوانند و برای خواندن این صیغه، شناختن طرف مقابل لازم نیست و «همین که در عقد، مخاطب شما معلوم باشد، کفایت می کند».

دفتر آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه «آیا خواندن صیغه عقد موقت در فضای مجازی ـ برای حلال شدن رابطه مجازی ـ صحیح است؟» نوشت که از نظر او، «نوشتن کافی نیست اما خواندن عقد به صورت تلفنی و امثال آن با رعایت شرایط لازم اشکال ندارد».

وی درعین حال اعلام کرد که «یکی از شرایط این است که بنابر احتیاط واجب، در ازدواج با دختر باکره، اجازه پدر یا جدّ پدری او لازم است و بنابر احتیاط بدون آن عقد صحیح نیست».

رهبر جمهوری اسلامی پیش از این نیز در پاسخ به استفتایی درباره شوخی زنان و مردان با یکدیگر در فضای مجازی و«فالو و لایک» کردن «جنس مخالف» اعلام کرده بود که «به طور کلی ارتباط با نامحرم» که امکان«وقوع حرام» داشته باشد، «جایز نیست».

برخی دیگر از مراجع تقلید شیعه نیز پیش از این در این باره فتواهای مشابهی را اعلام کرده‌اند.

درهمین حال، نزدیکان آیت‌الله خامنه‌ای بارها از تاثیرات فضای مجازی در ایران انتقاد کرده‌اند.

رهبر جمهوری اسلامی روز ۱۴ شهریور سال ۹۴، در حکم انتصاب اعضای جدید شورای عالی فضای مجازی، مأموریت‌هایی چون «سالم‌سازی فضای مجازی»، «تسریع در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات» و «ممانعت از آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی» را برای این شورا تعیین کرده بود.

No responses yet

Nov 26 2017

سادات ایران (۳)؛ احترام همراه با ترس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


«حالا فرض کنیم من همه این ملخ‌ها را از بین بردم. پس این ملخ‌های عمامه به سر را چه کنم؟» (مجله «ملا نصرالدین» ۱۲ مه ۱۹۱۷)
رادیوفردا: نوشته زیر سومین بخش از چکیده رساله‌ای است به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکایی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» منتشر شده است.
چکیده فارسی این بررسی در چهار بخش به خوانندگان تارنمای «رادیو فردا» ارائه می‌شود:
(۱) یعنی چه «سیّد»؟ راه تشخیص سید‌ها
(۲) سید‌های دروغین، تعداد آنها
(۳) احترام همراه با ترس
(۴) اشتغال سید‌ها و منبع درآمد آنان
ترس از سید‌ها
احترام بیش از حد، اغلب ترس هم ایجاد می‌کند. هیوم-گریفیث در سال ۱۹۰۹ می‌نوشت «ایرانیان که سیدها را همچون شخصیت‌های مذهبی در نظر می‌گیرند، از هرگونه مخالفت با سید‌ها و رنجاندن آنها هراس دارند» (۱۸). بریکتو (همانجا) می‌نویسد که روستاییان خوششان نمی‌آید که در روستای آنها سید‌ها هم زندگی کنند. این هم شگفت انگیز نیست. چه کسی می‌خواهد برای محصول کار و زحمتش «شریک مفت» داشته باشد؟ در عین حال آنها فکر می‌کنند که به هرحال هم احوال خوب و هم احوال بد یک سید در روستای آنها می‌تواند برای «دنیا و یا آخرت» عواقب ناخوشایندی داشته باشد.
سیدها در میان ترکمن‌های ایل یوموت مقام ویژه‌ای داشتند. هنگامی که یک بار راهزن‌های یوموت با تصور یغمای ایل «گوکلان» گوسفندهایی را دزدیده بودند، کاشف به عمل آمد که آن گوسفند‌ها متعلق به سید محل بوده است که ترکمن‌ها «خواجه» می‌نامند. بعد از این جریان هم «خواجه سید» محل به سراغ ترکمن‌های یوموت آمده خواستار برگرداندن گوسفندهایش گشت و ترکمن‌های وحشتزده با هزار «توبه، توبه» و طلب بخشایش، گوسفند‌های سید را پس دادند (ییت، همانجا.)

به گفته فرایزر در آن ولایات یکی از بلندپایه‌ترین سیدها، کسی بوده که گویا وارد تنوری با هیزم‌های آتشین و سرخ رنگ می‌شده و می‌گفته «من سردم هست!» این داستان باعث اوج گرفتن شهرت و نفوذ آن سید محل گشته، اما فرایزر در اینجا محتاطانه این را هم علاوه می‌کند که طبیعتا هیچ کس شخصا سید نام‌برده را در درون تنوری سوزان ندیده بود.

اما مقام و منزلت همه سید‌ها یکسان نیست. جیمز فریسر (۱۹) در «سفرنامه کردستان و میانرودان» خود که در سال ۱۸۴۰ چاپ شده، می‌نویسد مقام آنها وابسته به شهرتی که درمورد کارهای خارق‌العاده به هم زده‌اند، بالاتر و یا پایین‌تر است. به گفته فرایزر در آن ولایات یکی از بلندپایه‌ترین سیدها، کسی بوده که گویا وارد تنوری با هیزم‌های آتشین و سرخ رنگ می‌شده، تکه‌های سوزان هیزم را به دست می‌گرفته و بدون آنکه دست و یا بدنش بسوزد، می‌گفته «من سردم هست!» آنگاه سید مزبور بدون آنکه نقطه‌ای از بدنش سوخته باشد از درون تنور بیرون می‌آمده است. این داستان باعث اوج گرفتن شهرت و نفوذ آن سید محل گشته، اما فرایزر در اینجا محتاطانه این را هم علاوه می‌کند که طبیعتا هیچ کس شخصا سید نام‌برده را در درون تنوری سوزان ندیده بود.

البته سیدها هم از داستان‌های خوف‌انگیز که باعث افزایش نفوذ و اعتبارشان می‌شد، خوششان می‌آمد، اما هنگامی که شخصی به این داستان‌ها باور نمی‌کرد و به آن محلی نمی‌گذاشت، رفتار سید‌ها بر می‌گشت. مثلا در سال‌های ۱۸۹۰ راهزنی در آذربایجان بود که امن و امان مردم را گرفته بود. اما هرچه می‌کردند، نمی‌توانستند راهزن نامبرده را دستگیر کنند. بالاخره «سیدی وعده داد که در ازای پانصد تومان با خواندن دعایی باعث بازداشت راهزن مزبور شود» (۲۰) اما راهزن سر گردنه از این تهدید‌ها نترسید، چرا که سربازان محل با او همدست شده بودند. در نتیجه راهزن مزبور با شلیک گلوله‌ای به وسط دو چشم سید، او را از پا درآورد.

سید‌ها بخت خود را با «فرنگی‌ها» هم آزمایش می‌کردند تا شاید پولی از آنها دسترس کنند. فلویر در بلوچستان به دو سید مسن و جاافتاده برخورده بود که با توپ و تشر می‌خواستند از او پولی بگیرند. فلویر هم عوض جا زدن و پرداختن پول، خود به توپ و تشر نسبت به آن دوسید پرداخته بود. وقتی آن دو این اوضاع را دیده بودند، این بار شروع به تمنا و خواهش پول کرده بودند که در نتیجه فلویر حتی بیشتراز مقدار درخواستی آنها پولی پرداخته، کار را با خوشی پایان داده بود (۲۱).

مردها خواهان ازدواج با زنان سیده نبودند، چرا که فکر می‌کردند که آنها توقعات بیش از حدی دارند. اما خانواده‌ها مایل بودند دختر خود را به عقد سیدی بدهند و حتی مهریه هم نخواهند و مخارج عروسی را هم خودشان تقبل نمایند، زیرا امتیاز و فواید ازدواج با یک سید آشکارا بیشتر از غیر سید‌ها بود.

موسر به شکل مبالغه‌آمیزی می‌نویسد «هر کسی که عمامه سبز بر سر دارد، باید حقه باز باشد.» (۲۲) اما مالکلم این تشخیص را «نسبی» کرده علاوه می‌کند که سیدها و ملاها بعنوان فرد، محترم بودند، گرچه بعنوان یک قشر کسی به آنها حرمت نمی‌کرد.

فریر که آشنایی نزدیکی با رفتار و عادات سیدها داشت، می‌نویسد: «سیدها بدترین زالوهای مردم هستند. مردم مجبورند خرج زندگی آنها را تامین کنند. هیچ کس به درجه سیدها نادان نیست، اما آنها هرقدر هم غیر قابل تحمل باشند، مردم جسارت نمی‌کنند توقعات آنها را رد کنند.» (۲۳)

درباره اینکه خمس که نوعی مالیات اسلامی است، به سید‌ها تعلق می‌گیرد یا نه، چندین حدیث گوناگون و حتی متضاد وجود دارد. اما در عمل در میان شیعیان، خمس، هم به روحانیون و هم به سید‌ها پرداخت شده است، تا جاییکه به قول سایکس حتی گفته می‌شد «دادن خمس به یک سیدِ مست ثواب بزرگتری از دادن صدقه به محتاج‌ترین گدایان است.» (۲۴) از این جهت بسیاری گدایان حرفه‌ای ادعا می‌کردند که سید هستند و در کوچه به عابرین می‌گفتند «من سید اولاد پیغمبر هستم و دادن صدقه به من واجب است» (دونالدسون، همانجا.) نتیجه این وضع آن بود که بقول مالکلم «بخش بزرگی از کمک‌های خیریه در ایران صرف طبقه‌ای گدا می‌شود که از هر نگاه باری بر دوش جامعه شده است.» (۲۵)

اما سید‌ها فقط در کوچه و بازار «گدایی محترمانه» نمی‌کردند. آدامز می‌گوید «سیدهای محترم تر در خانه خودشان می‌نشینند و مردم دور و بر به آنها طبق‌های میوه، قهوه، چایی همراه با پول می‌فرستند. و اگر مردم خودشان این کار را نکنند، سیدها نوکری را می‌فرستند تا آنچه را که نیاز دارند از مردم گرفته، بیاورند.» آنها در ضمن کوشش می‌کردند این صدقه‌ها و هدایا بطور منظم و هرماه صورت گیرد تا وقفه‌ای در درآمد ماهانه آنها به وجود نیاید.

اما سید‌ها فقط در کوچه و بازار «گدایی محترمانه» نمی‌کردند. آدامز می‌گوید «سیدهای محترم تر در خانه خودشان می‌نشینند و مردم دور و بر به آنها طبق‌های میوه، قهوه، چایی همراه با پول می‌فرستند. و اگر مردم خودشان این کار را نکنند، سیدها نوکری را می‌فرستند تا آنچه را که نیاز دارند از مردم گرفته، بیاورند.» (۲۶) آنها در ضمن کوشش می‌کردند این صدقه‌ها و هدایا بطور منظم و هرماه صورت گیرد تا وقفه‌ای در درآمد ماهانه آنها به وجود نیاید. با این ترتیب در بسیاری شهر‌ها فرد مرفه و ثروتمندی نبود که معاش یکی دو سید را به‌طور منظم نپردازد. سید‌های «دون‌پایه‌تر» وقتی در روستاها فصل خرمن می‌شد، خود را به دهات می‌زدند. دروویل می‌نویسد: «آنها پیش کدخدای ده می‌روند که آمدن سید‌ها را افتخاری بزرگ می‌شمارد. بعد کدخدا یک نفر را به ده می‌فرستد تا با صدای بلند خبر آمدن سید‌ها را به اهالی جار زده از مردم بخواهد که آماده ارائه نذر و خیرات و پیشکش‌های خود باشند… همه آن «سهمیه‌های سید» از قبیل گندم، جو، کره، پنیر، پول، سکه نقره و غیره در خانه کدخدا جمع‌آوری می‌شود. بعد سیدها، کدخدا و ریش‌سفیدان ده در خانه کدخدا جمع می‌شوند و او از سیدها خواهش می‌کند که هدایای آنها را قبول بفرمایند و آنها هم طبیعتا این کار را می‌کنند…» (۲۷)

شیوه طلب پول از سوی سیدها اغلب تا حد گستاخی و بی احترامی پیش می‌رفت. فریر یک بار در خانه یک امیر لشکر مهمان بود که ناگهان خود را در محاصره چندین سید سمج می‌یابد که تلاش می‌کردند با هزار بهانه از او پول بگیرند. او می‌نویسد: «اگر کسی خود به تجربه ندیده باشد، امکان ندارد بتواند اندازه بی‌شرمی این مدعیان تبار پیغمبر را تصور کند» (فریر، همانجا).

– این قبر ویرانه متعلق به چه‌کسی است؟
– متعلق به نویسنده مشهور میرزا فتحعلی (آخوندزاده)
– پس آن قبر با گنبد مال کیست؟
– مال یک سید…
کاریکاتور از مجله «ملانصرالدین» ش. ۳، یکم ژانویه ۱۹۱۳

اشتباه خواهد بود اگر تصور کنیم که همه سیدها گستاخ بودند و یا همه آنها از راه گدایی و کلاهبرداری پول مردم را از جیبشان بیرون می‌آوردند. مخصوصا از اوایل سده بیستم به بعد سیدهای بسیاری هم بودند که مانند دیگران مشغول کارهای عادی و زندگی معمولی بودند و با مردم عادی و حتی با خارجیان غیر مسلمان با مهربانی و نیکی رفتار می‌کردند.

اما اشتباه خواهد بود اگر تصور کنیم که همه سیدها گستاخ بودند و یا همه آنها از راه گدایی و کلاهبرداری پول مردم را از جیبشان بیرون می‌آوردند. مخصوصا از اوایل سده بیستم به بعد سیدهای بسیاری هم بودند که مانند دیگران مشغول کارهای عادی و زندگی معمولی بودند و با مردم عادی و حتی با خارجیان غیر مسلمان با مهربانی و نیکی رفتار می‌کردند. بسیاری سید‌ها اصولا ضدخارجی و یا متعصب مذهبی نبودند و حتی در بسیاری موارد به خارجی‌ها کمک هم می‌کردند. مثلا در اصفهان سیدی بنام محمد حسین بود که یک گیاهشناس فرانسوی بنام اوژن بوره را از پیگرد ارامنه خشمگین جلفا رها کرد، چرا که گیاهشناس فرانسوی گویا می‌خواسته ارامنه ارتدکس را به مذهب کاتولیک رُم جلب کند. محمد حسین، گیاهشناس فرانسوی را ابتدا در خانه‌اش در اصفهان پنهان کرد و سپس به او کمک کرد تا از طریق انزلی به خارج فرار کند. (۲۸)

دیولافوی می‌نویسد که تا سال‌های ۱۸۸۰ سنت «به تور انداختن» مردم و گرفتن پول آنها دیگر از رواج افتاده بود. با اینهمه سید‌ها در شهرهای بزرگ مانند اصفهان که سیدش زیاد بود، نفوذ معینی میان دکانداران متوسط داشتند، چرا که آنها برخلاف مردم متمول طبقه بالاتر، چندان نمی‌توانستند در مقابل سیدها مقاومت و مخالفت کنند. (۲۹) از سوی دیگر حتی برخی علمای روحانی مانند محمد مهدی نراقی طبقه موروثی سادات را بخاطر آنکه همگی خود را معصوم و مقدس می‌پندارند، مورد انتقاد قرار می‌داد، اگرچه این قبیل روحانیون استثناء به شمار می‌رفتند (همانجا).

از قرن بیستم به بعد که ‌اندیشه‌های تجدد و مدرنیسم گسترش یافت، طرز پوشاک دگرگون شد، تحصیل عمومی و سرتاسری شد و دیگر تحولات اجتماعی صورت گرفت، این قبیل عادت‌ها و سنت‌ها مانند پرداخت «حق سید» و غیره میان تحصیلکردگان به تدریج کاهش یافت، اما طبقات پایین و باصطلاح «توده مردم» برای ده‌ها سال از این قبیل عادات و سنت‌های خود دست بردار نبودند.

میرزا علی معجز شبستری که همه اشعار خود را به ترکی آذری می‌نوشت و برخی اشعارش را در مجله «ملا نصرالدین» هم منتشر می‌کرد، در شعر «سید» (۳۰) گدایی کردن و زندگی «ذلت‌آمیز» و فقیرانه سید‌های جوان را که نمی‌خواستند مانند مردم عادی دنبال کسب و کار بروند، به تازیانه تنقید می‌گرفت. در اینجا تنها سه بیت نخست آن شعر نقل می‌شود:
«سیّد»

سبب نه دور اولا محتاج این و آن، سید—زراعت ایلمیه آچمیه دکان، سید

جهت نه دور دورا منبر دیبینده ذلتله—نچون گرک ال آچا خلقه، بو جوان سید

نه خسته دور، نه چولاخدر نه کور دور، نه قوجا— گوراخ نه ایش گوره بیلمز بو پهلوان سید

ترجمه فارسی :

چرا باید شود محتاج این و آن، جوان سید—زراعت می‌کند، نه، یا تجارت، نه، جوان سید

چرا باید به ذلت پای منبر ایستد، نالد—گدایی پیشه سازد بهر خود با صد زبان سید

نه بیمار است اگر، نه پیر و نه کور و نه هم معیوب—چه کاری هست، نتواند کند این پهلوان سید

اما آنگونه که شرحش رفت، به‌خصوص از اوایل قرن بیستم به بعد وضع اجتماعی سیدها به تدریج شروع به تغییر یافت و آنها هرچه بیشتر مانند دیگران در زندگی اجتماعی مردم سهم گرفتند. در بخش بعدی و پایانی این گفتار در باره اشتغال سیدها و تاثیر بخصوص آنها در سطح محلی یعنی شهر‌ها و روستا‌های خود سادات سخن خواهیم گفت و با یک نتیجه‌گیری این گفتار را به پایان خواهیم رساند.

برخی منابع:

(18) Hume-Griffith, M.E., Behind the Veil in Persia and Turkish Arabia, Philadelphia, 1909, p. 113
(19) Fraser, James Baillie, Travels in Koordistan, Mesopotamia & c., London, 1840, pp. 149-151
(20) Wilson, S.G., Persian Life and Customs. New York, 1895, p. 221
(21) Floyer, Ernest Ayscoghe, Unexplored Baluchistan, Quetta, 1979, pp. 33-34
(22) Moser, Henri, A Travers l’Asie Centrale, Paris, 1885, p. 420
(23) Ferrier, J.P., Caravan Journeys and Wandering in Persia, Afghanistan, Turkistan and Beloochistan, London, 1857, p. 41
(24) Sykes, Ella, Persia and its People, London, 1910, p. 134
(25) Malcom, Napier, Five Years in a Persian Town, London: John Murray, 1905, p. 101-102
(26) Adams, Isaac, Persia by a Persian. n. p., 1900, p. 388
(27) Drouville, Gaspard, Voyage en Perse pendant les années 1812 et 1813.2 vols., Paris, 1819 [Tehran: Imp. Org. f. Social Services, 1976], I, p. 121
(28) Dieulafoy, Jane, La Perse, la Chaldee et la Susiane, Paris: Hachette, 1887, pp. 319-311
(29) Dieulafoy, ibid
(30) Mo‘jaz Shabestari, Mirzā ‘Ali, Kolliyāt, one vol. in 2 parts, Tabriz, n.d., pp. 12-14

No responses yet

Nov 24 2017

توضیحات مدیر فناوری شرکت تاکسی «اسنپ» در مورد اتهام «جاسوسی» از کاربران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: مدیر فناوری شرکت تاکسی آن‌لاین اسنَپ در واکنش به گزارش‌ها دربارهٔ «جاسوسی» این شرکت از برنامه‌های تلفن همراه کاربرانش اعلام کرد که این شرکت به برنامه‌های گوشی تلفن کاربرانی که از سیستم اندروید استفاده می‌کنند دسترسی دارد اما به عکس‌های کاربران دسترسی ندارد.

اپلیکیشن اسنپ، در بهمن ماه ۹۳ از سوی بخش‌خصوصی راه‌اندازی شد و هم اکنون با ۲۸ هزار کاربر راننده یکی از پراستفاده‌ترین برنامه‌های کاربردی تاکسی‌یاب در ایران محسوب می‌شود.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، حسین مرادقلی، مدیر فناوری شرکت اسنپ روز جمعه، ۳ آذر، همچنین گفت که سیستم‌عامل اندروید برای در اختیار گذاشتن فهرست برنامه‌های موجود در گوشی «نیاز به دسترسی خاصی ندارد».

روز ۳۰ آبان کاربران اپلیکیشن تاکسی‌یاب اینترنتی اسنپ با پیغامی از طرف این برنامه کاربردی روبه‌رو شدند که به آنها اعلام می‌کرد در صورتی که اپلیکیشن مسیریاب وِیز را، که به گفته مقام‌های ایرانی «سهام‌داران آن اسرائیلی هستند»، از گوشی خود حذف نکنند دیگر قادر به استفاده از اسنپ نخواهند بود.

در همین حال به گفته وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، «چنین پیغامی به این معنی است که اسنپ بدون اطلاع کاربران، گوشی مشتریان خود را برای یافتن ویز جستجو می‌کند و از کاربر می‌خواهد تا برای ادامه فعالیت در این اپلیکیشن آنها را از گوشی خود حذف کنند».

این وب‌سایت اعلام کرد که «انجام هر گونه جستجو از طرف هر اپلیکیشنی بدون اطلاع کاربر عملی جاسوسی به حساب می‌آید که ناقض حریم خصوصی کاربران ایرانی است».

با این حال مدیر ارشد فناوری اسنپ گفت: «ما صرفاً در نسخه اندروید به رانندگان هشدار عدم استفاده هم‌زمان از ویز و اسنپ را دادیم، زیرا سیستم‌عامل اندروید برای در اختیار گذاشتن فهرست برنامه‌های موجود در گوشی نیاز به دسترسی خاصی ندارد».

وی در عین حال اعلام کرد که «به هیچ عنوان به گالری و عکس‌های کاربران دسترسی نداریم».

به گفته آقای مرادقلی، دادگستری کل کشور، حدود دو هفته پیش، دستور قضایی مسدودسازی اپلیکیشن ویز را به این شرکت تاکسی اینترنتی ابلاغ کرده‌است.

وی اضافه کرد: «در ابتدا دستور این بود که اسنپ دسترسی به ویز را برای رانندگان و مسافران غیرفعال کند. پس از پیگیری‌های فراوان و پافشاری بر الزام رعایت حقوق کاربران، در آخر دستوری ابلاغ شد که در آن موظف شدیم فقط دسترسی رانندگان را به ویز مسدود کنیم».

ویز، یک اپلیکیشن مسیریاب مانند نقشه گوگل است، با این تفاوت که کاربران می‌توانند وقایع مربوط به ترافیک مانند تصادف، وجود پلیس یا دوربین‌های نظارتی پلیس را روی نقشه ثبت کنند و به یکدیگر اطلاع دهند.

محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات روز چهارشنبه اول آذر، در توئیتر خود اعلام کرده بود که حکم انسداد اپلیکیشن «ویز» سال گذشته از سوی یکی از قضات مشهد صادر شده بود.

به گفته آقای آذری جهرمی، «دلیل، سهام‌داران اسرائیلی آن هستند. نصب بیشتر این برنامک باعث افزایش ارزش این شرکت می‌شود و بر همین مبنا حکم قضایی صادر شده‌است».

گوگل در سال ۲۰۱۳ این اپلیکیشن مسیریاب را از تولیدکننده اسرائیلی آن خریداری کرده‌است.

رقیب اسنپ در ایران تپ‌سی است. این سرویس خیلی سریع توانست رشد کند و به رقیبی جدی برای اسنپ تبدیل شود.

در همین حال سرویس سفارش آنلاین تاکسی «ماکسیم» مدتی است که تبلیغات وسیعی را در سایت‌های ایرانی آغاز کرده و شهر تهران را به فهرست شهرهای محل فعالیت خود افزوده‌است.

شرکت خدمات حمل و نقل «ماکسیم» در بیش از ۲۰۰ شهر روسیه و کشورهایی همچون بلاروس، گرجستان، قزاقستان، تاجیکستان، اوکراین و بلغارستان در حال فعالیت است.

No responses yet

Nov 20 2017

این تصویر مربوط به سال ۱۳۳۰ در تهران، عکس سنگینی‌ست که شماری از بزرگ‌ترین چهره‌های ادبیات ایران در آن روزگار را در خود جای داده‌است.

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,ادبیات,تاریخی,هنر

از راست به چپ: منصوره نادرپور (خواهر نادر نادرپور)، سیمین بهبهانی، لعبت والا، محمد قاضی، نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سایه)، فروغ فرخ‌زاد و فریدون مشیری.

No responses yet

Nov 18 2017

عقب مانده‌تر از چهار هزار سال

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی

«آمدنیوز»- زمانی که طرح‌ها پایه‌ریزی می‌شوند، مسئولین برای کم نیاوردن در مسابقه تبلیغات هر چه محکم‌تر بر طبل تزویر و ریا می‌کوبند تا کارنامه تبلیغاتی گسترده‌تر و حجیم‌‌تری برای خود و دولت خود دست و پا کنند و حتی نسل‌های آینده‌شان بهانه بیشتری برای نشستن پشت میز‌های قدرت داشته باشند.

مسئولین گویا در طول چهل سال خبره این کار‌ها شده‌اند و تنها چیزی که یاد گرفته‌اند «خدمت حقیقی به مردم» است. موقعی که طبل‌ها به صدا در می‌آیند و بلندگوها و «رسانه‌های میلی» داد می‌زنند که «آی مردم ما ساختیم، ما آباد کردیم، ما بودیم و در گذشته هیچ‌کسی هم‌چون ما نبوده و با این‌کار اثبات کردیم کسی در آینده نیز نظیر ما نخواهد آمد»، بالطبع مسئولین ریز و درشت نیز از این‌ور و آن‌ور به تلاش و تکاپو می‌افتند، یک موقعی فکر نکنید آن‌ها با دیدن این بل بشو به فکر تلاش و تکاپو برای «آبادانی» می‌کنند. نه هرگز اشتباه نکنید، چرا که تاریخ نشان نداده است برای کار و آبادانی صدای کسی دربیاید.

این شور و شوق نه برای تشویق و میل بیشتر برای آبادانی و خدمت به مردم است، بلکه تکاپو برای استفاده از این دم و دستگاه و چسباندن خود به این «طرح‌های عظیم خودنمایی» است که «بلی ما هم بودیم» و ما هم در آن پروژه نقش داشتیم.

دو عکس العمل‌ در دو زمان

آن زمان که اسناد اختلاس‌ها و رانت‌ها بیرون می‌زند دیگر هیچ مسئولی را نمی‌توانی از سوراخ موش در بیاوری و بگویی تو بودی، دیگر کسی نیست که جوانمردانه سینه سپر کند و بگوید بلی من بودم.

حالا ترفندی در طول ۴۰ سال فرگشت یافته و به تکامل رسیده جواب ندادن‌هاست.

پاسخ ندادن به تلفن خبرنگاران در این روزها به مسابقه‌ای بین مسوولان دیروز و امروز تبدیل شده تا شاید بتوانند در این ماراتن تقصیر را به گردن یکدیگر بیندازند.

مسکن‌ بی مهر گویی از زیر زمین روئیده است

آن زمان که مدیر امور مسکن راه و شهرسازی کرمانشاه اعلام کرد: ۴۸۰۰ واحد مسکن مهر در استان کرمانشاه به متقاضیان تحویل داده می‌شود، هر مسئولی حتی مسئولین دام‌داری به رسانه‌ها التماس می‌کردند که بگویید من هم بودم، من هم ساختم.

و طبیعتا رسانه‌های خودشان هم که قرارداد‌های میلیاردی‌ برای تبلیغ بسته‌اند نیز، با تمام قوا در مطرح کردن این مسئولین می‌کوشند.

آن زمان که با زلزله‌ای؛ تمام نماها و نمادها پایین می‌ریزد، دیگر روبرویت به سان کویری است که تشنه به دنبال آب می‌گردی و هیچ انسانی نمی‌یابی که لیوانی آب برای زنده ماندن بگیری.

برخلاف همه‌سازی مسکن بی‌مهر، هیچ کسی را پس از زلزله دیگر نمی‌توان یافت که با شهامت بگوید من بودم، من ساختم.

به‌راستی می‌توان پرسید نتایج آزمایش بتن این سازه‌ها کجاست؟

چه کسی مقاومت نمونه‌های بتن این بناها را تائید کرده است؟

مهندسین ناظر این سازه‌ها چه کسانی هستند؟

پیمانکاران چرا تخلف کرده‌اند؟

عقب‌مانده تر از ۴ هزار سال

قانون حمورابی که به دستور حمورابی، شاه بابل نوشته شد، شامل ۲۸۲ ماده در باب حقوق جزا و حقوق مدنی و حقوق تجارت است. ستونی که قوانین حمورابی بر روی آن حک گردیده از بازالت است و در حدود ۲٫۵ متر ارتفاع دارد. متن قوانین گرداگرد این ستون در ۳۴ ردیف به خط میخی نوشته شده‌است.

قانون حمورابی نخستین سند شناخته شده‌ای‌ست که در آن یک فرمانروا به اعلان عمومی یک مجموعه کامل قوانین برای ملت خود اقدام می‌کند. حمورابی (۱۸۱۰-۱۷۵۰ پ.م.) ششمین پادشاه اولین سلسله شاهان کشور قدیم بابل است. تاریخ شاهی او را (۱۷۹۲-۱۷۵۰ پ.م.) آورده‌اند. این قانون شامل حقوق و روابط افراد با یکدیگر با تکیه بر عوامل مهم اقتصادی در آن دوران است.

ستون حاوی قانون حمورابی در اوایل سال ۱۹۰۱ توسط گروه اکتشافی ژاک دو مورگان در شوش خوزستان توسط گوستاو ژاکیه از دل خاک بیرون آمد. شوتروک ناهونته پادشاه ایلامدر سده دوازدهم پیش از میلاد پس از فتح بابل این ستون را از شهر سیپ پار به کشور خود آورد. ستون مذکور هم‌اکنون در موزه لوور، پاریس نگهداری می‌شود.

در این قانون کهن میخوانیم:
بند ۲۲۹ قانون حمورابی، ۴۰۰۰ سال پیش:
اگر معماری برای کسی خانه‌ای بسازد و آن را خوب محکم نسازد و خانه فرو ریزد و صاحب خانه را بکشد، آن معمار محکوم به مرگ است.

پس از گذشت حدود ۴ هزار سال که امروزه انسان شاهد پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌ها برای ساخت سازه‌های ساختمانی است، هنوز شاهد کم کیفیت‌ترین ساختمان‌ها هستیم.

۴ هزار سال پیش مجازاتی برای معماران متخلف تعیین کرده بودند، شایسته نیست که افراد متخلف در ساختمان‌های مسکن بی‌مهر شناسایی و مجازات شوند؟

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .