اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سانسور' Category

Mar 14 2015

امیر جعفری: از خودمان لطمه می‌خوریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

دویچه‌وله: تئاتر “پاییز” به نوشته و کارگردانی نادر برهانی مرند به دستور مجید سرسنگی مدیر تماشاخانه ایران‌شهرتوقیف شد. امیر جعفری بازیگر این نمایش به استفاده از کلمات “رکیک” از سوی مدیر تالار متهم شده است.

تئاتر “پاییز” به نوشته و کارگردانی نادر برهانی مرند به دستور مجید سرسنگی مدیر تماشاخانه ایران‌شهر توقیف شد. امیر جعفری بازیگر این نمایش به استفاده از کلمات “رکیک” از سوی مدیر تالار متهم شده است. او در گفت و گو با دویچه‌وله در خصوص مشکلات پیش آمده در خصوص این اجرا می‌گوید. جعفری در سال ۱۳۸۱ به خاطر ایفای همین نقش، موفق به دریافت جایزه دوم بازیگری مرد از جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر شده بود.
متن مصاحبه رو در دویچه وله بشنوید

No responses yet

Mar 09 2015

مجله ملانصرالدین؛ پیشرو طنز سیاسی در جهان اسلام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اسلام و مسلمین,تاریخی,سانسور,سیاسی,طنز,مذهب

بی‌بی‌سی:

در این کاریکاتور می بینیم که حتی یک زندان هم پنجره دارد ولی بخش اندرونی خانه ها که زنان در آن زندگی می کنند پنجره ای ندارد

بیش از یک قرن پیش از آنکه مجله طنز شارلی ابدو به خاطر حمله مسلحانه مسلمانان تندرو و قتل گروهی از کارکنان آن در سراسر جهان به شهرت برسد، مجله دیگری با طنز سیاسی مشابه شارلی ابدو در افکار عمومی مسلمانان ساکن امپراطوری روسیه و ایران نقش مهمی ایفا می کرد.

طنزنامه هفتگی ملانصرالدین توزیع اولین نسخه هایش را از آذربایجان شروع کرد. این جریده که برای زمانه خود بسیار انقلابی بود، با شهامت و زبانی تند نه فقط مذهب و روحانیت و اقلیت صاحب قدرت، بلکه حتی تزار روسیه و شاه ایران را به سخره می گرفت.

مجله ملانصرالدین که در سال ۱۹۰۶ تاسیس شد، نه فقط در مورد مسائل ژئوپلیتیک مهم منطقه و زمانه بلکه در مورد موضوعات حساس اجتماعی مثل حقوق زنان و یا تجدد غرب گرایانه نظر می داد.


جلد اولین شماره مجله نصرالدین که در سال ۱۹۰۶ منتشر شد

جلیل محمدقلی‌زاده، سردبیر و مدیر مجله، معروف به میرزا جلیل، یک ادیب و داستان نویس سرشناس آذربایجانی بود. شخصت اصلی معروف ترین کتابش با عنوان “میّت” یک خداناباور مست است که به خاطر گفتن حقایق مربوط به عقب ماندگی جامعه دیوانه تلقی می شود، جامعه ای که شوهر دادن دختران نه ساله به مردان ۵۰ یا ۶۰ ساله امر پذیرفته و رایجی بود.

ملانصرالدین، نامی که برای این مجله انتخاب شده بود، شخصیت افسانه ای است که در ادبیات و فرهنگ عامه اکثر کشورهای خاورمیانه به عنوان یک ملای ظاهرا ساده لوح ولی با بصیرت معروف است.

مجله ملانصرالدین روی جلد اولین شماره خود “بیداری ملت های در خواب فرو رفته مشرق زمین” را نشان می دهد.

این مجله به مدت ۲۰ سال منتشر شد و سعی می کرد دنیای مدرن آن روزگار قالب کاریکاتور و طنز سیاسی به مردم نشان دهد.


این کاریکاتور نشان می دهد که با یک بچه، سگ ها و سایر جانوران مثل آشغال رفتار می شود در صورتیکه مردم قرآن را با احترام ویژه ای در دست گرفته اند

عبدالرحیم‌بای حق وردیف نویسنده سرشناس آذربایجانی در خاطرات خود می نویسد: “اولین شماره جریده ملانصرالدین مثل بمب صدا کرد. ملاها می گفتند نباید اجازه داد که این مجله وارد خانه مسلمین شود. اما اگر این مجله وارد خانه یک مسلمان شد باید آن را با انبر برداشت و توی خلا انداخت.”

مجله ملانصرالدین برخلاف سایر جراید آن زمان آذربایجان که به شدت تحت تاثیر زبان ترکی استانبولی، روسی و یا فارسی بودند، به زبانی صریح و مستقیم آذربایجانی های کم سواد و تحصیل نکرده را مورد خطاب قرار می داد.

زبانی که این مجله به کار می گرفت و درک کاریکتاتورهای آن بسیار ساده بود. هدف اصلی انتقادها و حملات این مجله روحانیونی بودند که از نظر نویسندگان مجله دشمنان اصلی آموزش و سکولاریسم تلقی می شدند.

میرزا جلیل می گفت که مجله او محصول دورانی بود که اکثریت مردم بی سواد بودند و تزارهای روسیه و شاهان ایران بر آنان حکومت می کردند و توسط روحانیون هدایت می شدند.

این مجله به زبان ترکی آذربایجانی چاپ می شد که هنوز به خط عربی بود و بعد با روی کار آمدن شوروی الفبای لاتین جای آن را گرفت. هر از چند گاهی به زبان روسی نیز منتشر می شد.

دو کاریکاتوری که در زیر می بینید لحن بسیار گزنده ای دارند و نتیجه تحصیل در مدارس دینی معمول در کشورهای آسیایی را با محسنات آموزش در مدارس سکولار اروپایی مقایسه می کند.


دانش آموزان وارد یک مدرسه سنتی می شوند و مثل خر از آن خارج می شوند


دانش آموزان وارد یک مدرسه مدرن می شوند و مثل بزرگسالان تحصیلکرده و مودب از آن خارج می شوند

مجله ملانصرالدین به حقوق و برابری زنان توجه ویژه ای داشت و همواره فریاد می زد که زنان نه تنها در جامعه بلکه در محیط خانواده نیز هیچ حقی ندارند و شوهران و مردان به اشکال مختلف حتی کتک زدن زنان به آنها اجحاف می کنند.

مجله ملانصرالدین به صراحت با دخالت مذهب در امور خصوصی و آزادی افراد در یک جامعه سکولار مخالف بود.

اما به طنز گرفتن روحانیون و دفاع از حقوق زنان بدون خطر نبود. روحانیون ایران علیه ملانصرالدین و برای قتل میرزا جلیل فتوا صادر کردند. او در شهر تفلیس پایتخت گرجستان جایی که مجله منتشر می شد، مورد حمله قرار گرفت و همواره به اشکال مختلف تهدید می شد.

در آن زمان شهر تفلیس مرکز فرهنگی قفقاز جنوبی بود.


در کاریکاتور بالایی تولد یک پسر مایه جشن و شادی است، در کاریکاتور پایینی تولد یک دختر به خصوص برای پدرش مثل عزاست

میرزا جلیل در جایی گفته بود: “اگر من این مجله را به جای تفلیس در باکو و یا ایروان (پایتخت ارمنستان امروزی که آن زمان اکثریت جمعیت آن را آذربایجانی ها تشکیل می دادند) منتشر می کردم حتما دفتر کار من را نابود و من را هم می کشتند.”

ملانصرالدین برای بسیاری از خوانندگان خود دریچه ای برای آشنایی با عالم سیاست هر چند در قالب طنز را گشود.

در کاریکاتور زیر می بینیم که سلطان وقت امپراطوری عثمانی که با شروع جنگ علیه یونان سعی دارد جزیره کرت را پس بگیرد، توسط “قدرت های جهانی” زیر دوش آب سرد برده شده تا آتش او را بخوابانند.


“ماجرای جزیره کرت: لازم نیست داغ کنید.”

میرزا جلیل زیر نفوذ ادبی نویسندگان روس مثل نیکلای گوگول و آنتوان چخوف بود.

تعدادی از کاریکاتوریست های زبردست از جمله اسکار شمرلینگ یک آلمانی ساکن تفلیس و عظیم عظیم زاده اهل آذربایجان و چند شاعر طنز پرداز از جمله میرزا علی اکبر صابر که در اشعار خود از حقوق زنان و توسعه آموزش و پرورش دفاع می کرد، با این مجله همکاری می کردند.

مجله ملانصرالدین در پایه گذاری جمهوری دمکراتیک آذربایجان که در سال ۱۹۱۸ پس از انقلاب روسیه و سقوط رژیم تزاری شکل گرفت، نقش مهمی ایفا کرد. عمر این جمهوری فقط دو سال طول کشید و در سال ۱۹۲۰ بلشوئیک ها آذربایجان را به جمهوری های سوسیالیستی شوروی افزودند.

زینال ممدلی، کارشناس مطبوعات در آذربایجان می گوید: “اکثر وزیران دولت جمهوری دمکراتیک آذربایجان خوانندگان دائمی مجله ملانصرالدین بودند.”

کارزار دائمی این مجله در دفاع از حقوق زنان در نهایت باعث شد که در سال ۱۹۱۹ جمهوری دمکراتیک آذربایجان تقریبا همزمان با کشورهایی مثل بریتانیا و یا آمریکا، به زنان کشور حق رای بدهد.

با ورق زدن صفحات مجله ملانصرالدین که در موزه ملی آذربایجان نگهداری می شود، به خوبی می توان دید که این مطالب طنز و کاریکاتورهای آن برای دوران خودش تا چه حد جسورانه بودند.


در این شماره مربوط به سال ۱۹۲۹ کنسول بریتانیا و همسرش در انگلستان (چپ) و در ایران (راست) به تصویر کشیده شده اند

به عنوان مثال در یکی از شماره های سال ۱۹۲۹ این مجله کاریکاتوری را از پبامبر اسلام ولی بدون کشیدن صورت او منتشر کرد. البته در آن سالها آذربایجان یکی از جمهوری های اتحاد شوروی بود و این مجله در شهر باکو پایتخت جمهوری چاپ می شد. اما هنوز هم اکثریت جمعیت جمهوری آذربایجان مسلمانان معتقدی بودند.

در این کاریکاتور می بینیم که حضرت محمد با عیسی مسیح مشغول گفتگو است و به مناسبت جشن کریسمس عده ای مشغول میخواری هستند. کاملا مشخص است که ملانصرالدین مشروب خوردن مسلمانان با وجود حرام بودن این کار در آئین اسلام را مسخره کرده است.

اما کار مجله ملانصرالدین برای همیشه ادامه نیافت. در اوایل دهه سی میلادی مقامات جمهوری آذربایجان به میرزا جلیل گفتند که باید نام مجله را به الله سیز (بی خدا) تغییر دهد و از معیارها و اصول ایدئولوژیک حاکم بر اتحاد شوروی تبعیت کند.

میرزا جلیل حاضر نشد شروط آنها و سانسور مجله را بپذیرد و همکاری او با مجله به پایان رسید.

No responses yet

Mar 05 2015

شما بنیان‌گذار نظام و نیز رهبر کنونی را مرجع نمی‌دانید؟ تاجزاده: آقای یزدی! حرام‌خواری‌های گسترده را رها کرده‌اید و می‌گویید موسیقی حرام است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

کلمه: چکیده :من نگران مقابله نظری و عملی امثال جنابعالی با موسیقی نیستم چرا که به تجربه ثابت شده این تلاش ها به شکست می انجامد. مگر در 35 سال گذشته هرچه بیشتر در این جهت کوشیده اید کمتر نتیجه نگرفته اید؟ البته تهدید شما موجب تحریک بیشتر جریان خوارج مسلک و ضد فرهنگ و هنر می شود که یکی از وظایف مهم خود را پس از اسقرار دولت جدید، مقابله با موسیقی تعریف کرده اند….

سید مصطفی تاجزاده در نامه ای از زندان، به ادعای اخیر دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مبنی بر حرام بودن موسیقی واکنش نشان داد و از او پرسید وقتی امام خمینی و رهبری فعلی، تک خوانی زنان را حرام نمی دانند، آیا آیت الله یزدی این دو رهبر نظام را مرجع نمی داند؟!

به گزارش کلمه، در نامه این زندانی سیاسی خطاب به یزدی، با اشاره به اینکه “تهدید شما موجب تحریک بیشتر جریان خوارج مسلک و ضد فرهنگ و هنر می شود”، از اینکه تکفیری های شیعه در اران نیز همنند خوارج مسلکان سنی و طالبان و القاعده و داعش و بوکوحرام، چهره ای زشت، قرون وسطایی، خشن و عقب مانده از اسلام ارائه می کنند، ابراز تاسف کرد و نوشت:

متن نامه تاجزاده به آیت الله یزدی بدین شرح است:

‌

به نام خدا

جناب آیة الله محمد یزدی

با سلام و احترام

در روزنامه شرق به نقل از جنابعالی خواندم که فرموده بودید: «آقای وزیر ارشاد! به معاونت موسیقی تان تذکر بدهید موسیقی حرام است. تک خوانی زن بدون تردید حرام است.همه مراجع مخالف هستد حتی هم خوانی هایی که در بین آن تک خوانی زن باشد هم حرام است. ترویج موسیقی اصولا حرام است… اگربه وظیفه تان عمل نکردید منتظر مخالفت باشید.» (شرق ۲۱/۱۱)

در این باب تذکر چند نکته را به شما لازم دیدم:

۱- اگر موسیقی حرام است چرا میان خوانندگان زن و مرد تفاوت قائل می شوید و اولی را عملا مجاز و دومی را حرام می خوانید؟! حتی متعرض هم خوانی نمی شوید اگر در بین آن تک خوان زن نباشد. برای روشن شدن تعارض گفتارتان یک حرام دیگر را جای موسیقی می گذارم تا ببینید چگونه اظهارنظر فرموده اید: « آقای وزیر! به معاون مشروبات الکلی خود تذکر دهید مشروب حرام است. شرب خمر زن بدون تردید حرام است حتی نوشیدن مشترک که در این بین زن به تنهایی پیمانه ای سرکشد، آن هم حرام است. ترویج شراب هم حرام است.» به راستی از این سخن سست تر می توان به زبان آورد؟!

۲- طبق فتوای بنیان گذار نظام و نیز رهبر کنونی نه تنها موسیقی که تک خوانی زن نیز حرام نیست. پس چرا می گویید همه مراجع مخالفند؟ آیا آن دو را مرجع نمی دانید یا معتقدید که آنان برای اسکات خصم و جلوگیری از سوء استفاده دشمنان حکم به حلیت موسیقی داده اند؟

۳- با توضیحات آقای علی جنتی معلوم شد که تذکر شما بلاموضوع و برپایه اطلاعات کذبی داده شد که بولتن های تکفیری در اختیارتان گذاشته بودند. آیا کار دشواری بود که قبل از تهدید موضوع را تلفنی از وزیر ارشاد جویا می شدید تا اینقدر زود تحریک و عصبانی نشوید؟

۴- سال هاست که کنسرت های ویژه بانوان برگزار می شود. حساسیت غیرعادی نشان دادن به نوار تک خوانی زنان چه معنایی دارد؟ بفرمایید مقلد رهبر فقید یا رهبر کنونی اگر علاقه مند به شنیدن آهنگ های این کنسرت ها باشد، چگونه می تواند آن را تهیه کند؟ آیا نمی دانید که به یمن ممنوعیت های موجود، بازار موسیقی در انحصار نوارهای غیرمجاز آن سوی مرزها قرار گرفته است؟ بنابر نظر شما انتخاب زنان ایرانی دوستدار موسیقی، نوارهای مجاز مردان است یا نوارهای غیرمجاز زنانی که از شبکه های ماهواره ای پخش می شود؟ هم چنان که نتیجه عدم نمایش سازهای ایرانی در صدا و سیما، منجر به ترویج سازهای غیرایرانی و عمدتا غربی شده است.

۵- برای نسل جوان چگونه می توانید این دوگانگی را توضیح دهید که کنسرت موسیقی زنان مجاز است اما پخش نوارهای آن حرام؟ به علاوه چگونه قادر به تبیین این تضاد هستید که باوجود حرام خواری گسترده از یکسو و مشکلات و کمبودهای عدیده از سوی دیگر به موسیقی چسبیده اید و حرمت آن را به رخ می کشید؟

۶- من نگران مقابله نظری و عملی امثال جنابعالی با موسیقی نیستم چرا که به تجربه ثابت شده این تلاش ها به شکست می انجامد. مگر در ۳۵ سال گذشته هرچه بیشتر در این جهت کوشیده اید کمتر نتیجه نگرفته اید؟ البته تهدید شما موجب تحریک بیشتر جریان خوارج مسلک و ضد فرهنگ و هنر می شود که یکی از وظایف مهم خود را پس از اسقرار دولت جدید، مقابله با موسیقی تعریف کرده اند و می کوشند به ویژه زنان را چه به عنوان خواننده و چه به منزله نوازندگان انواع سازها از این عرصه حذف کنند. آخرین ابتکارشان نیز قطع صدای میکروفن دو هم خوان زن در حین اجرای برنامه بود. این تلاش ها مذبوحانه است و دیر یا زود با مخالفت قاطع افکار عمومی پایان خواهد یافت.

۷- آن چه مرا متأثر و متأسف می سازد آن است که در دوره ای که خوارج مسلکان سنی از طالبان و القاعده تا داعش و بوکوحرام، چهره زشت، قرون وسطایی، خشن و عقب مانده از اسلام تصویر کرده اند، در ایران نیز کسانی بی توجه به تبعات منفی رفتار و گفتارشان در همین مسیر حرکت می کنند و بهانه به دست بدخواهان اسلام و تشیع و ایران می دهند. برای مثال در همین چند ماه گذشته علاوه بر تعرض های عملی به کنسرت ها، آقای مصباح گله کرد که چرا ساز و تنبور را موسیقی می خوانند و آن را جزء فرهنگ می شمارند و آقای سید احمد خاتمی گفت چون بچه هیئتی ها و سینه زنان به کنسرت موسیقی نمی روند برپایی آن ها لازم نیست. رئیس کمیسیون مجلس اصول گرا نیز اعلام کرد گسترش کنسرت های موسیقی در سراسر کشور بسترساز فساد است و شهرداری تهران هم به آموزش موسیقی در فرهنگ سراها خاتمه داد. نمی دانم در ماه های آینده برنامه تکفیری ها در مقابله با موسیقی چه خواهد بود اما امیدوارم شخص شما با درک شرایط و با دوراندیشی و همه جانبه نگری در امور فرهنگی اظهارنظر فرمایید.

با احترام

سید مصطفی تاجزاده

زندان اوین

اسفندماه ۹۳

No responses yet

Mar 05 2015

اشراف سپاه بر لایک ما

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,طنز,کامپیوتر و اینترنت




توکا نیستانی

No responses yet

Mar 04 2015

تجمع حزب‌الله مقابل ساختمان روزنامه اعتماد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,سانسور,سیاسی,مذهب

دیگربان: گروهی از نیرو‌های حزب‌الله و لباس شخصی‌ با تجمع مقابل ساختمان روزنامه «اعتماد» خواستار برخورد قوه قضائیه با این روزنامه و مسئولان آن شدند.

این تجمع روز چهارشنبه (۱۳ اسفند) و با سخنرانی حسین الله‌کرم یکی از فرماندهان حزب‌‌الله و برخی از نیرو‌های سرشناس این گروه در تهران برگزار شد.

در این تجمع برخی پرچم‌های «یاحسین» به همراه داشتند و در بیانیه پایانی خود خواستار توقیف روزنامه «اعتماد» از سوی قوه قضائیه شدند.

روزنامه اعتماد در شماره چهارم اسفند خود گفتگویی از ابراهیم اصغرزاده منتشر کرده بود که در این گفتگو آقای اصغرزاده گفته بود اسطوره امام حسین برای جوانان ایران رنگ باخته است.

انتشار این اظهار‌نظر اصغرزاده با خشم گروهی از محافظه‌کاران تندرو مواجه شد و آنها هم‌سو با برخی رسانه‌های سپاه حملات تندی متوجه این روزنامه کردند.

در پی بی‌نتیجه ماندن این حملات و بی‌اعتنایی قوه قضائیه به درخواست‌ها برای برخورد با روزنامه «اعتماد» برخی نیرو‌های حزب‌الله با برپایی تجمع مذکور فشار‌ها به قوه قضائیه را افزایش داده‌اند.

No responses yet

Mar 03 2015

واکنش صداوسیما به مصاحبه احمدی نژاد با بی بی سی فارسی!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

No responses yet

Mar 01 2015

وکیل آتنا فرقدانی از انتقال موکلش به بیمارستان پس از بیهوشی در زندان خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

تقاطع: آتنا فرقدانی در شانزدهمین روز اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شد.

آن‌گونه که محمد مقیمی، وکیل این فعال حقوق بشر زندانی، دقایقی قبل (ظهر جمعه ۸ اسفند) در صفحه‌ی فیسبوکش نوشته، موکلش بعد از وخامت حال در روز چهارشنبه (۶ اسفند-۲۵ فوریه) که به بیهوشی وی منجر شد، به بیمارستان منتقل شده است.

به نوشته‌ی این وکیل دادگستری، خانم فرقدانی بعد از به هوش آمدن، سرم را از خودش جدا کرده و گفته که تا رسیدن به خواسته‌اش که انتقال به زندان اوین است، به اعتصاب غذای خود ادامه می‌دهد.

آتنا فرقدانی، روز ۲۰ دی‌ماه پس از حضور در شعبه‌ی پانزدهم دادگاه انقلاب اسلامی تهران، با دستور ابوالقاسم صلواتی، رییس این شعبه، بازداشت و به زندان زنان در قرچک ورامین که محل نگهداری زندانیان با جرم‌های مختلف است، منتقل شد.

او از روز ۲۰ بهمن‌ماه اعتصاب غذای خود را با هدف انتقال خود و معدود زندانیان سیاسی زندان قرچک به زندان اوین آغاز کرد.

آن‌گونه که یک “منبع آگاه” به تقاطع گفته، در روزهای گذشته مقامات امنیتی و قضایی تلاش‌هایی را برای مجاب کردن این فعال ۲۸ ساله برای پایان دادن به اعتصابش انجام دادند. در همین راستا، چند روز قبل، نماینده‌ی دادستان تهران و بازجوی پرونده آتنا با یک جعبه شیرینی به دیدن او رفتند و از او خواستند تا تضمین دهد بعد از انتقال به زندان اوین، اعتصابش را با هدف آزاد شدن ادامه نخواهد داد.

این دانشجوی محروم‌ از تحصیل دانشگاه الزهرا نیز در پاسخ با اشاره به وضعیت وخیم جسمی خود گفته که قصد ندارد بیش از این خودش را نابود کند و تنها خواسته‌اش انتقال به زندان اوین است.

گفتنی است آتنا فرقدانی پیش‌تر در روز سه‌شنبه (۵ اسفند) در تماسی تلفنی از زندان قرچک اعلام کرده بود که تا زمانی که به زندان اوین منتقل نشود، حاضر به ملاقات با هیچ‌کس، حتی خانواده‌اش نیست.

او با تاکید بر ادامه‌ی اعتصاب غذایش، اضافه کرده بود که «تا پای جان بر خواسته‌اش پافشاری می‌‌کند».

این فعال جوان، نخستین‌ بار در شهریورماه گذشته توسط ماموران اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و به بند دو-الف زندان اوین منتقل شده بود. او بیش از دو ماه را در سلول‌های انفرادی و دونفره‌ی این بند سپری کرد و سرانجام در حالی که به دلیل اعتصاب غذا به شدت ضعیف شده بود، با وثیقه‌ی سنگین ۱/۳ میلیارد تومانی تا زمان تشکیل دادگاه آزاد شد.

وی در گفتگویی با “تقاطع” که روز ۱۹ دی و ساعاتی پیش از بازداشت دوباره‌اش منتشر شد، دلیل بازداشت قبلی خود را ارتباط با خانواده‌های جان‌باختگان سیاسی و فعالان محروم از تحصیل بهایی و نیز برگزاری نمایشگاه نقاشی‌ با محتوای سیاسی و انتقادی عنوان کرده بود.

No responses yet

Mar 01 2015

وبلاگ‌نویس معروف بنگلادشی- آمریکایی به ضرب چاقو و ساطور کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,تروریزم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: یک وبلاگ‌نویس معروف بنگلادشی – آمریکایی که به خاطر انتقاد از افراطی‌گری مذهبی شهرت داشت، هنگامی که در داکا، پایتخت بنگلادش، پیاده‌روی می‌کرد با ضربات چاقو و ساطور کشته شد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، پلیس بنگلادش روز جمعه هشتم اسفند گفت «آبهیجیت رای» هنگام بازگشت از نمایشگاه کتاب در دانشگاه داکا و در یک پیاده‌رو شلوغ مورد حمله قرار گرفت. همسر آبهیجیت رای نیز که وبلاگ‌نویس است در این حمله به شدت مجرح شده است.

این تازه‌ترین مورد از حملات علیه نویسندگان سکولار در بنگلادش در سال‌های اخیر است.

شیبلی نومان، یک کمیسر پلیس به روزنامه محلی «پروتوم آلو» گفت گروهی به نام «انصار بنگال ۷» که تاکنون شناخته شده نبودند، مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است. این گروه در حساب توئیتر خود نوشته‌اند: «او (آبهیجیت رای) به دلیل اقداماتش علیه اسلام هدف قرار گرفت».

آبهیجیت رای یکی از منتقدین معروف افراطی‌گری مذهبی بود و خانواده و دوستانش گفتند که پیشتر نیز به دلیل نوشته‌هایش مورد تهدید قرار گرفته بود.

سیراجول اسلام، رییس پلیس، گفت روز هفتم اسفند ساعت هشت و ۴۵ دقیقه شب به وقت محلی گروهی از مردان نا‌شناس، آقای آبهیجیت و همسرش را در حالی که به سمت یک چای فروشی کنار خیابان قدم می‌زدند محاصره کرده و دست کم دو نفر از مهاجمان با ساطور قصابی به آن‌ها حمله کردند.

او افزود مهاجمان هنگام فرار از صحنه جنایت در ازدحام مردم گم شدند. پلیس دو ساطور خون‌آلود در صحنه جنایت پیدا کرده است.

در بنگلادش که اکثریت جمعیت ۱۶۰میلیونی آن مسلمان هستند، طی سال‌های اخیر حملات مشابهی روی داده که اسلامگرایان تندرو مسئول آن هستند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس در ادامه می‌نویسد: آبهیجیت رای موسس وبلاگ پرطرفدار «موکتو مانو» به معنای «اندیشه آزاد» است که مقالات علمی و مذهبی به زبان بنگالی منتشر می‌کرد.

به نظر می‌رسد که این وبسایت پس از وقوع حمله تعطیل شده است. آقای رای ماه ژانویه در مقاله‌ای در فیسبوک با دفاع از آتئیسم، آن را «مفهومی منطقی علیه هر نوع اعتقاد غیرمنطقی و غیرعلمی» توصیف کرده بود.

آنوجیت، برادر کوچکتر آقای رای، گفت برادرش اوایل ماه فوریه از آمریکا به بنگلادش آمده بود و قرار بود ماه مارس به آمریکا بازگردد.

سال ۲۰۱۳ نیز احمد رجب حیدر، یک وبلاگ‌نویس دیگر و از منتقدان افراطی‌گری مذهبی نزدیک خانه‌اش در شهر داکا توسط مهاجمان نا‌شناس ترور شد.

در سال ۲۰۰۴ همایون آزاد، نویسنده سر‌شناس و استاد دانشگاه داکا هنگام بازگشت از یک نمایشگاه کتاب مورد حمله قرار گرفت و به شدت رخمی شد.

باکی بلال، وبلاگ‌نویس و یکی از دوستان آبهیجیت رای به تلویزیون «ایندیپندنت» گفت: آقای رای پیشتر نیز از طرف کسانی که از نوشته‌های او ناراضی بودند تهدید شده بود و افزود: «او یک اندیشمند آزاده بود. آبهیجیت رای هندو بود اما نه تنها با اسلام تعصب‌آمیز بلکه با تمام تعصبات مذهبی مخالف بود».

No responses yet

Feb 28 2015

رفع فیلتر سایت جماران پس از حذف تصاویر محمد خاتمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: سایت «جماران» پس از حذف اخبار و تصاویر محمد خاتمی٬ رئیس جمهوری پیشین ایران رفع فیلتر شد.

این سایت روز گذشته ساعتی پس از انتشار تصاویری از محمد خاتمی فیلتر شد و کمتر از ۲۴ ساعت پس از حذف تصاویر وی مجددا در دسترس قرار گرفت.

«جماران» در خبری که درباره در دسترس گرفتن دوباره خود منتشر کرده٬ هیچ اشاره‌ای به حذف تصاویر آقای خاتمی نکرده است.

سایت «جماران» تصاویر گروهی از محافظه‌کاران و نزدیکان به علی خامنه‌ای را جایگزین تصاویر حذف‌شده محمد خاتمی کرده است.

آقای خاتمی روز گذشته به تصمیم خانواده روح‌الله خمینی بر پیکر صادق طباطبایی نماز خواند که خبر و تصاویر آن در دو سایت «بهار‌نیوز» و «جماران» نیز منتشر شد.

غلامحسین محسنی اژه‌ای٬ سخنگوی قوه قضائیه هفته گذشته به رسانه‌ها درباره انتشار اخبار و تصاویر خاتمی هشدار داده و گفته بود رئیس دولت اصلاحات ممنوع‌التصویر است.

محمد خاتمی پس از وقایع سال ۱۳۸۸ مورد غضب علی خامنه‌ای قرار گرفته و به گفته برخی نمایندگان مجلس رهبری جمهوری اسلامی در جلسه‌ای خصوصی وی را «باغی» دانسته است.

No responses yet

Feb 19 2015

وزیر ارشاد: بعضی معتقدند فقط فکر خودشان باید در جامعه بیان شود/ معتقدند هر فکری از بیرون بیاید مسموم است باید آن را فیلتر كرد و پارازیت انداخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

عصرایران: در دولت تدبیر و امید بسیاری از کتاب‌هایی که بی‌جهت و به‌دلیل خرده‌گیری‌های نابجا چاپ نشده‌بودند؛ منتشر شدند؛ با این‌حال جامعه فاسد نشد.
وزیر ارشاد: بعضی معتقدند فقط فکر خودشان باید در جامعه بیان شود/ معتقدند هر فکری از بیرون بیاید مسموم است باید آن را فیلتر كرد و پارازیت انداخت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در همایش حزب اعتدال و توسعه شاخه جوانان با تاکید بر اینکه در جامعه افراد با سلیقه‌های مختلف حضور دارند؛ گفت: این سلیقه‌ها باید بیان شوند و دیگران از آن استفاده کنند و خودشان یک فکر را انتخاب کنند. زیرا مردم در انتخاب‌هایشان به صورت درست و صحیح تشخیص می‌دهند.

به گزارش عصرایران به نقل از ایلنا، علی جنتی با بیان اینکه یک تفکر در كشور ما هست كه می‌گوید هر فکری که از بیرون بیاید؛ مسموم است و حق ندارد ظهور کند بنابراین باید با آن برخورد كرد،فیلتر كرد و پارازیت انداخت، افزود: یك تفكر هم این است حاكمیت امروز با اطلاعات است و هر كشوری كه بیشترین اطلاعات را داشته باشد تفوق بیشتری دارد و این تفكر مدافع آن است كه ملت باید به اطلاعات از طریق شبكه ها و مطبوعات و رسانه ها و ماهواره ها دسترسی داشته باشد،حالا اگر یک شبکه ماهواره‌ای باشد باید با آن مقابله کرد و نباید اجازه داد کسی به آن دسترسی داشته باشد. اگر در فضای مجازی یکسری مجموعه اطلاعاتی است و طوری نیست که همه سالم باشد؛ باید ‌آنها را فیلتر کرد ازجمله شبکه‌های اجتماعی. زیرا در آن ارتباطاتی برقرار می‌شود بنابراین بهترین راه مقابله با آن است و باید جلوی آن گرفته شود تا کسی اطلاعی از آن پیدا نکند. در هر صورت این دو فکر در جامعه وجود دارد.

وی تاکید کرد: آنچه این دولت دنبال می‌کند این است که ما ضمن اینکه باید مراقب باشیم به‌خصوص مراقب نسل جوان، کودکان و فرزندان‌مان تا از آثار سوء اطلاعات وارداتی جلوگیری کنیم؛ در عین حال باید فضا را باز بگذاریم تا همه دسترسی آزاد به اطلاعات داشته باشند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر این اساس الان درحال حرکت است.

وزیر فرهنگ دولت یازدهم با بیان اینکه در حوزه مطبوعات تا آنجا که قانون گفته است برای بخشی از موارد ممنوعیت وجود دارد؛ گفت: درباره مطالبی که ضدامنیت ملی کشور باشد و مطالبی که توهین به مقدسات و مواردی از این قبیل یا مطالب غیراخلاقی که بنیان خانواده و جامعه را متزلزل می‌کند، باید جلوی آن گرفته شود. همه کسانی که صاحب فکر و اندیشه هستند باید قلم بزنند و صحبت کنند و ملت ما باید دسترسی به اطلاعات داشته باشد. تضارب آرا یک اصل در جامعه است زیرا رشد و تعالی جامعه در سایه تبادل نظر و تضارب آرا و برخورد افکار با یکدیگر است.

عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه افزود: در چنین فضایی است که انسان‌ها رشد می‌کنند. بعضی معتقدند چون فکر ما الهام گرفته از وحی و آسمان است؛ فکر فقط ما باید در جامعه بیان شود. اما ما چنین اعتقادی نداریم.

علی جنتی تاکید کرد: در حوزه کتاب هم به همین نحو است زیرا در این حوزه نیز افراد صاحب‌فکر و متخصص در حوزه‌های عمومی و تخصصی حضور دارند. هرچند قانون یک مواردی را منع کرده است اما خارج از آن باید اجازه داد افراد صاحب فکر کتابشان را بنویسند و نظرشان را بدهند.

وی افزود: خوشبختانه در دولت تدبیر و امید در یکسال و نیم گذشته شاهد آن هستیم که بسیاری از کتاب‌هایی که بی‌جهت و به دلیل خرده‌گیری‌های نابجا چاپ نشده‌ بودند؛ چاپ شدند و با این‌حال جامعه فاسد نشده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .