اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for January, 2019

Jan 06 2019

واکنش یک مقام نیروی دریایی آمریکا به اعزام احتمالی ناو ایران به اقیانوس اطلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی

صدای آمریکا: یک مقام نظامی ایالات متحده می گوید که آمریکا انتظار دارد دیگر کشورها منطبق بر قوانین بین المللی در آب های آزاد رفتار کنند.

جریل دورسی، دستیار رئیس امور اطلاعات نیروی دریایی آمریکا، در پاسخ به صدای آمریکا درباره خبر اعزام احتمالی ناو گروه جمهوری اسلامی در آب های اقیانوس اطلس، گفت: «نیروی دریایی ایالات متحده به حضور خود در تمامی نقاط جهان ادامه می دهد. این حضور در آبراه ها، عاملی بازدارنده برای هرگونه تخاصم است و همچنین بر ترویج صلح و ثبات منطقه ای موثر است.»

وی افزود: «این کار ما منطبق با قوانین و گمرک بین المللی است و انتظار داریم تمامی دیگر نهادهای مرتبط با دریانوردی هم با حفظ امنیت خود و به شکل حرفه ای و مطابق با قوانین بین المللی و گمرک، رفتار کنند.»

جیم فلیپس تحلیلگر بنیاد هریتیج روز جمعه در گفتگوی اختصاصی با صدای آمریکا به تلاش ایران برای اعزام ناوگروه به اقیانوس اطلس اشاره کرد و گفت به نظر می رسد جمهوری اسلامی بیشتر به دنبال نمایش است.

روز جمعه ۱۴ دی دریادار تورج حسنی مقدم، جانشین فرمانده نیروی دریایی ارتش اعلام کرد که به زودی یک ناو گروه ارتش جمهوری اسلامی وارد اقیانوس اطلس خواهد شد.

این دومین بار است که جمهوری اسلامی خبر از حضور ناوهای خود در اقیانوس اطلس می‌دهد.

پیش از این، یک مقام وزارت دفاع آمریکا که نخواست نامش فاش شود، به رویترز گفته بود که نسبت به ادعای نزدیک شدن کشتی‌های ایران به مرزهای آبی آمریکا تردید دارد.

No responses yet

Jan 06 2019

رونمایی رسمی از یک شگرد قدیمی رهبری علی خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: «عزت‌الله ضرغامی»، رییس پیشین سازمان صداوسیما به طور علنی از یک شگرد ثابت رهبری «علی خامنه‌ای» سخن به میان آورده است؛ شگردی که اختلاف‌ها میان نیروهای وفادار به رهبر را عمیق‌تر کرده است.

کنار نشستن و باز گذاشتن دست اعضای بیت برای دخالت در برخی تصمیم‌‌‌گیری‌ها، انتخاب‌ها و حتی اعتراض‌ها و حمله به مخالفان، یکی از مهم ترین شیوه‌های رهبری خامنه‌ای است که کم تر کسی در بدنه حاکمیت جرات کرده است درباره آن به صراحت حرفی بزند و سخنی بگوید.

عزت‌الله ضرغامی به عنوان یک نامزد ناکام برای کسب دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی، شاید از شدت عصبانیت یا شجاعت است که دل به دریا زده و نوشته است «وحید حقانیان» در روند انتخاب دبیر جدید این شورا دخالت داشته است.

وحید حقانیان در محافل سیاسی ایران بیش تر با عناوین «سردار وحید» و «آقای وحید» شناخته می‌شود. او یکی از فرماندهان سابق نظامی است که در سال‌های اخیر در سمت معاون امور ویژه دفتر علی خامنه‌ای فعالیت می‌کند.

از وحید حقانیان به‌عنوان «دست راست» و «مباشر» اصلی رهبر جمهوری اسلامی نام برده می‌شود.

او وظیفه ابلاغ تصمیمات و نقطه نظرات خامنه‌ای به دستگاه‌های مختلف سیاسی، امنیتی و نظامی و ایجاد هماهنگی میان آن ها را نیز بر عهده دارد.

ضرغامی به صراحت نوشته است:«]در جلسه انتخاب دبیر جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی[ متاسفانه مکرراً به صورت علنی و غیرعلنی از تماس‌های وحید حقانیان به منظور رأی مثبت به نامزد محترم]سعیدرضا عاملی رنانی[ سخن به میان آمد.»

وی ساعاتی بعد دوباره توییت کرد که «پس از بررسی بیش تر… یقین پیدا کردم دخالت آقای وحید حقانیان در مسأله انتخاب آقای دکتر عاملی بدون مجوز معظم له]علی خامنه‌ای[ و خودسرانه بوده است.»

رییس پیشین سازمان صداوسیما در حالی وحید حقانیان، دست راست خامنه‌ای را متهم به دخالت در این انتخاب می‌کند که پیش از او نیز گروهی از محافظه‌کاران در انتقادهای دیگری نوشته بودند سعیدرضا عاملی رنانی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نبوده و انتخاب وی به عنوان دبیر، خلاف قانون بوده است.

آن ها هم چنین می گفتند حضور نامزد‌ها برای تصدی دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه رای گیری که روز سه شنبه ۱۱ دی ماه برگزار شد، خلاف قانون است اما با این وجود، عاملی رنانی در جلسه رای‌گیری حضور داشته است.

سعیدرضا عاملی رنانی معاون برنامه‌ریزی و فن آوری اطلاعات «دانشگاه تهران» است و معاونت طرح و توسعه این دانشگاه را نیز برعهده دارد.

او که سال۱۳۴۰ در کرج متولد شده است، در سال ۱۹۷۷ میلادی ( ۱۳۵۶ شمسی) از دبیرستان «جان اف کندی» امریکا فارغ التحصیل شد و در سال ۱۹۹۷ میلادی، مطابق با سال ۱۳۷۶شمسی لیسانس مهندسی مکانیک از دانشگاه «سکرمنتو» امریکا را دریافت می‌کرد اما این مقطع تحصیلی را ناتمام گذاشت.

او در سال‌های دهه ۶۰ تا ۱۳۷۲ تحصیلات حوزوی را گذراند و هم زمان با تحصیل در حوزه، از سال‌ ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ دوره کارشناسی «علوم اجتماعی» دانشگاه تهران را به پایان رساند.

این استاد دانشگاه تهران سپس در سال های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۵ میلادی، مطابق با ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۴ شمسی مدرک فوق لیسانس «جامعه شناسی ارتباطات» را در دانشگاه «دوبلین» ایرلند دریافت کرد. سپس در سال های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ میلادی، برابر با ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ شمسی توانست مدرک دکترای این رشته را از دانشگاه «رویال هالووی» لندن با عنوان تحقیق «جهانی شدن، امریکائی شدن و هویت مسلمین بریتانیا» کسب کند.

پیش از این، گروهی از محافظه‌کاران در پی مطرح شدن نام عاملی رنانی برای تصدی پست دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی، تصاویر و گزارش‌های متعددی منتشر و ادعا کرده بودند که وی دارای تابعیت دوگانه ایرانی‌-‌انگیسی است.

آن ها هم چنین با انتشار تصاویری منصوب به پسر عاملی رنانی در انگلستان، نوشته بودند که فرزند دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ساکن لندن است و چنین نتیجه گرفته بودند که او صلاحیت تصدی این پست را ندارد.

اما خامنه‌ای بی‌اعتنا به همه این انتقاد‌ها، تنها در یک خط حکم عضویت سیدسعیدرضا عاملی رنانی در این شورا را صادر کرده است تا شائبه غیرقانونی بودن ریاست وی بر این شورا را از بین ببرد.

خامنه‌ای با این حکم، به طور روشن از ریاست عاملی رنانی بر شورای عالی انقلاب فرهنگی حمایت و دست «حسن روحانی» برای صدور رسمی حکم وی را باز کرده است.

این اقدام خامنه‌ای در کم تر از یک هفته، دومین شوک وی به نیرو‌های حزب‌اللهی و ارزشی وفاداراش به شمار می‌رود.

رهبر جمهوری اسلامی سه روز پیش از صدور این حکم، در اقدامی جنجال برانگیز، «صادق لاریجانی» را به عنوان رییس جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام انتخاب کرد. این انتصاب، نخستین شوک به بدنه حزب‌الله منتقد لاریجانی و اقدامات وی در قوه قضاییه در هفته جاری بود. گروه قابل توجهی از نیرو‌های موسوم به ارزشی در مواجه با این حکم، دچار سردرگمی، یاس و دل‌سردی شده‌اند. آن ها می‌گویند که صادق لاریجانی به واسطه عملکرد پر انتقادی که در قوه قضاییه در مبارزه با فساد و برخی از پرونده‌های مهم داشته است، شایسته ریاست بر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست.

این انتقاد‌ها بیش تر از سوی نیرو‌های موسوم به «عدالت‌خواه» و حامیان «محمود احمدی‌نژاد» مطرح می‌شوند که سال‌ها است میانه خوبی با صادق لاریجانی و مجموعه قوه قضاییه ندارند. در این میان، هستند گروه دیگری از نیرو‌های ارزشی که به طور تلویحی به افزایش پست‌های سازمانی لاریجانی انتقاد و این پست‌ها را دست‌مایه طنز و کنایه کرده‌اند.

بخش قابل توجهی از این نیرو‌های ارزشی در شرایطی به انتصاب لاریجانی واکنش نشان می‌دادند که سه روز بعد با حکم دیگری مواجه شدند که انتظارش را نداشتند.
نیرو‌های ارزشی تحلیل‌ها و تفسیر‌های مختلفی از این دو حکم دارند؛ گروهی معتقدند رهبر تحت فشار این دو انتصاب را انجام داده است و گروهی دیگر بحث «نفوذ» و «نفوذی‌ها» در بیت و در میان نزدیکان رهبر را مطرح می‌کنند.

صفحات نیرو‌های ارزشی در شبکه‌های اجتماعی این روز‌ها سرشار از پست‌ها و توییت‌های انتقادی، اعتراضی و کنایه‌آمیزی به این دو تصمیم رهبری است که در نوع خود کم‌سابقه است.

دانشطلب، یکی از نیرو‌های ارزشی نوشته اشت: «انتخاب آملی لاریجانی به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام از چه حکایت می‌کند؟ از اعتماد بی‌اندازه رهبری به آملی و رضایت از مدیریت پر تلاش و عالمانه و مخلصانه او بر قوه قضاییه، ما چه می‌توانیم بگوییم؟ هیچ، سکوت می‌کنیم.»

توییت‌های انتقادی مشابه دیگری از این دو تصمیم خامنه‌ای در صفحات نیرو‌های ارزشی در دسترس است. اما در مقابل، گروه دیگری از این نیرو‌ها با وجود تردید‌ها و تشکیک‌های بسیار، با این دو انتصاب موافق هستند زیرا معتقدند باید مطیع محض «ولی فقیه» بود.

احکام، تصمیم‌ها و دستور‌های پشت پرده علی خامنه‌ای در برخی از موضوعات و مباحث جنجالی سال‌ها است که به همین روش صادر یا ابلاغ شده اند؛ پشت پرده، با واسطه و بدون هیچ‌گونه شفافیت و پاسخ گویی.

علی خامنه‌ای در این سال‌ها به طور مشخص فرتوت و پیر شده است و به همان اندازه نیز احکام و دستوراتش در میان گروه قابل توجهی از حامیانش جنجال برانگیز و مایه اختلاف‌ شده اند.

شمار قابل توجهی از حامیان او نمی‌دانند که چرا خامنه‌ای تمام اعتبار و حیثیت سیاسی خود را خرج محمود احمدی‌نژاد کرد، نقش واقعی ‌او در امضای توافق‌نامه «برجام» چه بود و چرا در اجرای «قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان» رفتاری دوگانه از خود نشان داد؟

این نوع شگرد رهبری خامنه‌ای شاید پیش از سال ۱۳۸۸ کارآمد بود اما حالا ۱۰ سالی می‌شود که حتی وفادارانش به این شگرد مشکوک هستند، پرسش‌های فراوان دارند و نمی‌توانند برخی تصمیم‌های اتخاذ شده براساس این شگرد را تجزیه و تحلیل کرده و دربست قبول کنند.

No responses yet

Jan 06 2019

دعوت ۳۴ تشکل دانشجویی از وزیر اطلاعات برای مناظره با اسماعیل بخشی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری


اسماعیل بخشی، فعال جنبش کارگری
دویچه‌وله: ده‌ها تشکل دانشجویی پیرو درخواست اسماعیل بخشی، از وزیر اطلاعات خواسته‌اند از مناظره با این فعال کارگری استقبال کند. استاندار خوزستان می‌گوید “ادعاهای” اسماعیل بخشی واقعیت ندارد و وزارت اطلاعات آن را تکذیب کرده است.

رسانه‌های مجازی شامگاه شنبه ۱۵ دی (۵ ژانویه) از انتشار نامه‌‌ی ۳۴ تشکل دانشجویی در راستای پشتیبانی‌شان از خواست اسماعیل بخشی، نماینده کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه خبر دادند.

تشکل‌های امضاء‌کننده در نامه‌ی خود تأکید کرده‌اند که پس از گذشت چندین دهه‌ از انقلاب اسلامی “انتظار می‌‌رود جمهوری اسلامی در مرحله‌ای قرار گرفته باشد که یک کارگر بتواند بلند‌ترین مقامات کشور را مورد نقد قرار دهد و در جایگاه شهروندی خود آنها را به پاسخگویی وا دارد”.

این ۳۴ تشکل دانشجویی محمود علوی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی را خطاب قرار داده و از او خواستار شرکت در مناظره‌ای با اسماعیل بخشی به منظور روشن شدن موارد مطرح‌شده از سوی این فعال جنبش کارگری شده‌اند.

تشکل‌های دانشجویی امضاءکننده‌ی این نامه که از استان‌های گوناگون ایران هستند، همچنین آمادگی خود را برای میزبانی چنین مناظره‌ای اعلام کرده‌اند.

دعوت فراکسیون امید از وزیر اطلاعات برای ارائه گزارش

فاطمه سعیدی، نماینده مجلس ایران روز یکشنبه ۱۶ دی (ششم ژانویه) خبر داد فراکسیون امید از مسئولان وزارت اطلاعات برای بررسی ادعای اسماعیل بخشی و ارائه گزارش دراین باره دعوت کرده است.

شهیندخت مولاوردی، دبیرکل جمعیت حقوق بشر زنان و دستیار ویژه پیشین حسن روحانی در امور حقوق شهروندی نیز در توییتر خود نوشت: «ورود کمیسیون قضایی مجلس در بررسی ادعای اسماعیل بخشی که در رنجنامه این فعال کارگری منعکس است قابل تحسین است.»
او افزود: «نتیجه این راستی آزمایی هر چه که باشد تقویت پاسخگویی و حاکمیت قانون و کمک به تثبیت حقوق و مسئولیت‌های شهروندی است.»


استاندار خوزستان: ادعای شکنجه واقعیت ندارد

در این میان غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان روز شنبه ۱۵ دی (۵ ژانویه) در گفت‌وگو با سایت جماران گفته است که موارد مطرح‌شده از سوی اسماعیل بخشی را از وزارت اطلاعات دنبال کرده و آنها ادعای شکنجه را رد کرده‌اند. شریعتی همچنین به خواست تشکل‌های دانشجویی در مورد برگزاری مناظره واکنش نشان داده است.
غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان

غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان

شریعتی می‌گوید با مسئولان وزارت اطلاعات تماس گرفته و آنها اطمینان داده‌اند که شکنجه‌ای در کار نبوده است. او با حجت گرفتن تکذیب وزارت اطلاعات، اظهارات اسماعیل بخشی را بی‌اعتبار می‌داند.

استاندار خوزستان می‌گوید: «سیستم‌هایی در نظام جمهوری اسلامی هستند که این ادعاها را پیگیری می‌کنند و دستگاه‌ها نیز سیستم‌های ارزیابی دارند.»

در طول چهار دهه موجودیت جمهوری اسلامی گزارش‌های بی‌شمار از شکنجه و اعدام و آزار زندانیان سیاسی منتشر شده است و مسئولان جمهوری اسلامی همواره آن را تکذیب کرده‌اند. قتل زهرا کاظمی و ستار بهشتی در زندان تنها دو نمونه آن است.

اسماعیل بخشی یک روز پیش از آن در نامه‌ای به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی با اشاره به ۲۵ روز “بازداشت ناعادلانه” توسط وزارت اطلاعات نوشته بود: «مصائب و رنج‌هایی بر من تحمیل شد که هنوز از شر آنها خلاص نشدم و برای رهایی از آنها به داروهای اعصاب و روان پناه آورده‌ام.»

غلامرضا شریعتی در مورد دعوت اسماعیل بخشی از وزیر اطلاعات در مورد مناظره گفته است: «در این رابطه خود وزیر اطلاعات باید نظر دهد. ولی اصرار ما به آزادی آقای بخشی بود و مسئولین ذی‌ربط تأکید داشتند که هیچ شکنجه‌ای اتفاق نیافتاده است.»

اسماعیل بخشی در گزارش خود تصریح کرده بود که در روزهای اول بازداشت “تا سر حد مرگ” شکنجه شده است. او در نامه‌ی خود نوشته بود: «تا ۷۲ ساعت در سلولم از جایم نمی‌توانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجرآور بود.»

اسماعیل بخشی در این نامه از شنود مکالمات تلفنی خود و اعضای خانواده‌اش نیز انتقاد کرده و از محمود علوی خواسته تا برای پاسخگویی در یک برنامه تلویزیونی با او مناظره کند.

نامه اسماعیل بخشی، فعال کارگری، به وزیر اطلاعات ایران در مورد تحمل شکنجه در دوران بازداشت خود توسط نیروهای این وزارتخانه، انتقاد فعالان سیاسی و مدنی به عملکرد دولت حسن روحانی را در پی داشت.

محمد کاظمی، نماینده مجلس شورای اسلامی روز شنبه ۱۵ دی (۵ ژانویه) گفت که موضوع شکنجه اسماعیل بخشی، یکی از نمایندگان کارگران هفت تپه، باید مورد بررسی قضایی قرار بگیرد. او با بیان اینکه شکنجه بر اساس قانون اساسی ممنوع است از احتمال بررسی این موضوع در کمیسیون قضایی مجلس خبر داد.

No responses yet

Jan 06 2019

تحقیر، شکنجه و زندانی گمنام آمریکایی در زندان وکیل‌آباد مشهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


ایران وایر: حسن علیجانی (نفر سمت راست) کشاورز مشهدی، جانباز جنگ و عضو جدا شده سازمان مجاهدین ایوار فرهادی به نام کچل موفرفری در فضای مجازی فعالیت می‌کند
به خاطر فعالیت‌اش درتوئیتر و فضای مجازی بازداشت شده و شش سال حکم گرفته است، مدتی پیش هم بعد از آزادی با قید وثیقه، از مرز خارج شده و حالا در ترکیه زندگی می‌کند. کاربران توئیتر ایوار فرهادی را با نام کاربر یکچل موفرفری می‌شناسند، او تا قبل از خروج از ایران هم تنها با همین نام در توئیتر فعالیت می‌کرد و می‌گوید به محض اعتماد به یکی از کاربران توئیتر و فاش کردن هویت واقعی‌اش نزد او که در ظاهر با خودش هم عقیده و همراه به نظر می‌رسیده، توسط وزارت اطلاعات دستگیر می‌شود. با ایوار فرهادی درباره فعالیت‌هایش در فضای مجازی، نحوه دستگیری‌اش و زندان وکیل آباد گفت‌وگو کرده‌ایم. او در حین مصاحبه از حضور یک زندانی آمریکایی گمنام در زندان وکیل آباد مشهد خبر داد. یک جوان که برای دیدار دوست دخترش به ایران آمده و بازداشت شده، خبر دستگیری‌اش رسانه‌ای نشده و ایوار فرهادی با خودش عهد کرده بعد از خروج از زندان وضعیت او را رسانه‌ای کند.

شما را در توییتر با نام مستعار «کچل موفرفری» میشناختند. از نحوه فعالیت‌هایتان در فضای مجازی بگوئید؟

بیش از ده سال است که در فضای مجازی علیه جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنم. فعالیت جدی من در فضای مجازی با ادمین شدن در چند صفحه فیسبوکی آغاز شد. صفحاتی به نام «اومانیسم»، «به نام انسان بخشنده مهربان» و «فضول محله» که آنجا با نام ادمینی «بامداد» و با رویکرد انحلال‌طلبی علیه جمهوری اسلامی تولید محتوا می‌کردم. از شهریور ۹۶ به توییتر پیوستم و فعالیتم را با نام کاربری «کچل موفرفری» آغاز کردم. اولین توییتم که در واکنش به زلزله کرمانشاه زده شد، خیلی مورد توجه قرار گرفت و در تمام پلتفرم‌ها از جمله کانال‌های چند صد هزارتایی تلگرام، منتشر و دست به دست شد و این آغازی بود بر شهرت من در توییتر فارسی. بعد از آن و به خصوص بعد از اعتراضات دی‌ماه فعالیتم را گسترش دادم و در انتشار فراخوان‌ها و تولید محتوا مشارکت داشتم و در زمینه ترند کردن هشتگ‌های زیادی علیه جمهوری اسلامی نقش عمده داشتم. از جمله در ترند کردن هشتگ #IraniansWantRegimeChange بسیار فعال بودم. این هشتگ نزدیک به یک میلیون بار مورد استفاده قرار گرفت و رکورد استفاده از یک هشتگ در توییتر فارسی رو شکست.

– فقط در فضای مجازی فعالیت می‌کردید یا در خارج از فضای مجازی هم حضور فعال داشتید؟

من در بیشتر اعتراضات خیابانی حضور داشتم. از جمله در اعتراضات دی‌ماه ۹۶ و مرداد ۹۷ در شهر مشهد شرکت فعالانه داشتم و در اعتراضات مرداد ۹۷ در پارک ملت مشهد از ناحیه کمر هم زخمی شدم.

– شما که با نام مستعار فعالیت می‌کردید، چطور بازداشت شدید؟

من از ابتدای فعالیتم علیه جمهوری اسلامی همیشه گرا یا کد اشتباه می‌دادم تا نهادهای امنیتی را به اشتباه بندازم. از جمله سن‌ام را بیشتر می‌گفتم یا مثلاً در مشهد زندگی می‌کردم و می‌گفتم ساکن تهران هستم. همیشه موارد امنیتی را رعایت می‌کردم تا اینکه با اعتماد به یکی از کاربران به ظاهر برانداز، که در توییتر جز نزدیک‌ترین افراد به من بود، خودم را در دام نهادهای امنیتی انداختم و کمتر از ۴۸ ساعت بعد از اینکه هویتم را به کاربر مذکور گفتم، توسط وزارت اطلاعات دستگیر شدم. این کاربر مورد اعتماد صد در صد من بود و حتی در اعتراضات گوهردشت کرج شرکت فعالانه داشت. نهادهای امنیتی در تمام نقاط دنیا برای نفوذ به گروه‌ها همیشه از عناصر به ظاهر خودی استفاده می‌کنند تا اعتماد جلب کنند و در فرصت مناسب افراد یا گروه‌ها را دستگیر و حذف کنند و در مورد من هم این اتفاق افتاد. مسلما من به یک کاربر حزب‌اللهی اعتماد نمی‌کردم. به تمام کاربران توییتر فارسی که ناشناس فعالیت می‌کنند، توصیه می‌کنم از دادن مشخصات و اطلاعات هویتی‌شان حتی به کاربران پرمخاطب و به ظاهر قابل اعتماد، جدا خودداری کنند. چون مشخص نیست پشت اکانت چه کسی نشسته. مراقب کاربران به ظاهر برانداز باشید. به خصوص کاربرانی که هدفی جز تعمیق اختلافات بین جریان‌های مختلف اپوزیسیون ندارند. کاربری که موجب دستگیری من شد، بعد افشاگری‌های من و اشاره به نقش‌اش در این ماجرا، مجبور به غیرفعال کردن اکانتش شد.

– برخورد نیروهای امنیتی با شما چطور بود؟

من در نهم مهر کمتر از ۴۸ ساعت بعد از افشای هویتم نزد کاربر نفوذی توسط نیروهای وزارت اطلاعات در وقت ورود به محل کارم دستگیر شدم. من را با یک خودرو ۴۰۵ به خانه امن منتقل کردند. از اول هم بهم فحاشی کردند و گفتند می‌دانی برای چه گرفتیمت؟! و من می‌گفتم: نه. من کاری نکردم. همین البته باعث عصبانیت و فحاشی بیشترمی‌شد. نیروهای امنیتی برای بازرسی علاوه بر محل زندگی خودم، به خانه خواهرم و منزل دوستم که روز پیش از دستگیری به خانه اش رفته بودم، رفتند و خواهان وسایل شخصی من شده بودند. لپ‌تاپم هم در مغازه برادرم بود که به آنجا هم مراجعه و لپ‌تاپ رو ضبط کرده بودند.

من را با چشم‌بند به یک مکان نامعلوم منتقل کردند و اول به سلول بردند و بعد از آن من را به اتاق بازجویی و پیش بازجو بردند که بازجو به من گفت: نه کچلی و نه موفرفری! بعد یک لحظه چشم بندم را برداشت و پرینت اسکرین‌شات چت‌های داخل گروه خصوصی‌مان در توییتر را نشان داد و به مواردی اشاره کرد که نشان دهنده‌ی عامل نفوذی در گروه بود.

من اما کتمان کردم و از دادن پسورد موبایلم خودداری کردم تا اینکه با شوکر الکتریکی و مشت و لگد پیاپی و شدید به سر و بدنم به زمین افتادم و بازجو با گذاشتن انگشتم بر روی حسگر اثر انگشت، موبایلم را باز کرد. در وقت دستگیری اکانت دی‌اکیتو بود و از طریق جیمیل توییترم که روی اپلیکیشن جی‌میل فعال بود اکانت را دوباره فعال کردند و حتی یک توییت هم زدند.

در ۴۸ ساعت اول فکر می‌کنم بیش از ۳۰ ساعت در اتاق بازجویی بودم و مدام در حال بازجویی بودم. بازجو تاکید داشت ما مدت زیادی تو را زیر نظر داشتیم! اما من می‌گفتم اینطور نبوده و کلا ۲۴ ساعت زیر نظر بودم تا بازداشتم و خودم به آنها میگفتم که کاربر فلانی عامل شما در توییتر هست و باعث دستگیری من شده. هفت روز در انفرادی بودم و تقریبا هر روز ساعت‌ها بازجویی می‌شدم. بازجو در تمام مدت بازجویی با رکیک‌ترین الفاظ به من فحاشی می‌کرد. همچنین با فشار روحی و روانی از جمله تهدید به شکنجه پدرم در مقابل چشمانم من را مجبور به اعتراف تلویزیونی کردند. در این اعتراف من حرف‌های بازجو مبنی بر اینکه آدم بدخانواده و بی سوادی هستم،تکرار کردم و خودم رو نفی و اظهار پشیمانی کردم.

-چرا ماجرای دستگیری‌‌تان رسانه‌ای نشد؟

اداره اطلاعات به خانواده‌ام هشدار داده بود که به هیچ عنوان دستگیری من را رسانه‌ای نکنند وگرنه عواقب سنگینی خواهد داشت. روز دوم بازداشتم من را به بازپرسی شعبه ۹۰۳ منتقل کردند. بازپرس اظهاراتم را نوشت و امضا گرفت و باز به بازداشتگاه منتقل شدم. روز هشتم بازداشتم به اتاق بازجویی منتقل شدم و بازجو به من گفت شانس آوردی گیر اطلاعات سپاه نیفتادی!وگرنه حکمت اعدام بود! و بعد گفت با قرار وثیقه آزاد می‌شی به این شرط که دهنت را ‌ببندی و در مورد نقش کاربر فلانی در دستگیریت و همچنین ماجرای دستگیریت کاملا سکوت کنی وودر صورت رسانه‌ای شدن پرونده‌ات با جرایم جدید از جمله همکاری با دولت های متخاصم دوباره محاکمه می‌شی. من هم به ظاهر پذیرفتم و این بار به یک سلول بزرگتر منتقل شدم که سه نفر دیگر از جمله فرماندار یکی از شهرستانهای خراسان رضوی و یک جوان دیگر آنجا بودند.

بعد چند ساعت به بازپرسی منتقل شدم دوباره تفهیم اتهام شدم و برای من قرار وثیقه صادر شد و بازپرس حسن نژاد گفت: دفاعیات آخر را بنویس. بعد از انتقال به بازداشتگاه وزارت، حوالی عصر ۱۶ام مهر بود که به زندان وکیل‌آباد منتقل شدم و انگشت نگاری شدم و بعد از بازرسی و تحویل وسایلم به بند ۶/۱ منتقل شدم. به خاطر عدم تأمین وثیقه مدت بازداشت من طولانی شد، وگرنه زودتر آزاد می‌شدم. چون اطلاعات دوست نداشت موضوع رسانه‌ای شود تا عامل نفوذی‌شان لو نرود و همچنان بتواند به شناسایی و دستگیری کاربران دیگر توییتر ادامه دهد.

– وضعیت زندان وکیل‌اباد چطور بود؟

. وضعیت بند ۶/۱ واقعا وخیم بود. اول که به عمومی ۴ منتقل شدم تخت نداشتم و روی زمین خوابیدم. بالش و پتو هم به زحمت پیدا شد. پتو به قدری کثیف بود که بدنم شروع به خارش کرد. در تمام راهروهای بند ۶/۱ و در تمام سلول‌های عمومی دوربین بود. حتی در وقت دوش گرفتن و توالت رفتن هم زندانی‌ها رصد می‌شدند و سه دوربین در سرویس و حمام بود. غذای زندان به قدری بد بود که اکثر بچه‌ها جداگانه غذا درست می‌کردند و اگر کسی می‌خواست با جیره زندان زندگی کنه، مسلما گرسنه می‌ماند. ناهار معمولا برنج بدون کیفیت با مقداری رب می‌دادند که بین بچه‌ها مشهور به ردپای مرغ یا برنج لاستیکی بود. مثلاً شام یک سیب‌زمینی می‌دادند یا کنسرو لوبیا با نان خیلی کم. یعنی یک نان بربری برای چهار نفر! بعضی شب‌ها ماست می‌دادند که آن هم دو قاشق ماست برای هر نفر بود! صدای تهویه عمومی ما به قدری زیاد و گوش خراش بود که تا مدت‌ها بعد آزادی از زندان فکر می‌کردم هلی‌کوپتر در حال پرواز است. چراغ‌ها ۲۴ ساعته روشن بود و روز و شب معلوم نبود.

در زندان وکیل آباد، نماز اجباری بود و اگر نماز نمی‌خواندی، ممکن بود حق تلفن و هواخوری نداشته باشی. مثلاً دکتر فرهاد عرفانی به بهانه‌ی نماز نخواندن به بدترین بند زندان یعنی بند ۵ منتقل شده بود که حتی جا برای خواب هم نداشت. هر بند عمومی یک نماینده داشت که مخبر حفاظت زندان و سرپرست بند بود. کافی بود باهاش بحث بکنی، می‌رفت و علیه‌ت سم‌پاشی می‌کرد. من دو بار به سرپرستی احضار شدم و سرپرست بند تهدیدم کرد اگر دوباره حرفی بزنی به انفرادی منتقل می‌شی. در این بند از دانش‌آموز ۱۸ ساله تا پیرمرد ۷۰ ساله در حبس بودند. خدمات پزشکی از اکثر زندانیان از جمله فرهاد عرفانی و حسن علیجانی، دریغ می‌شد.

دکتر عرفانی از ناراحتی ریه رنج می‌برد و به قدری سرفه‌هاش شدید بود که خیلی از بچه‌ها وقتی خواب بودند، با وحشت بیدار می‌شدند. حسن علیجانی هم مشکل پروستات داشت و شب تا صبح خوابش نمی‌برد اما از درمان محروم بود. حسن کشاورز مشهدی، جانبازجنگ و عضو جدا شده سازمان مجاهدین بود، مرتضی پرهیزگار و مصطفی برومند هم از دی ۹۶ تا زمان آزادی من بلاتکلیف بودند و تحت فشار بودند. زندانیان اهل سنت زیادی آنجا بودند. از جمله حبیب پیرمحمدی که به صرف عضویت در یکی دو کانال داعش در تلگرام در خطر اعدام بود. این زندانی در بیش از ۲۰۰ کانال با گرایشات مختلف عضو بود و عضویتش در گروه‌های مذکور به گفته خودش جنبه تحقیقاتی داشت.

برادرش را هم به جرم مقاومت در برابر ورود غیرقانونی نیروهای امنیتی به منزلشان بازداشت و به او اتهام مفسد فی الارض وارد کرده بودند. مرتضی فکوری کارگر ساختمانی اهل سنت هم به جرم تامین مالی گروه داعش با اتهام فساد فی الارض روبرو شده بود. کارگر ساختمانی و تامین مالی گروه داعش! خنده دار نیست؟! خانواده این فرد به قدری فقیر بودند که پول آمدن به مشهد برای دیدار با پسرشان را هم نداشتند.

نکته عجیب و جالب برای من این بود که در بند ۶/۱ چند تبعه خارجی از جمله یک زندانی آمریکایی به نام مایکل وایت محبوس بود.

– این زندانی آمریکایی چرا در بند عمومی وکیل‌اباد نگهداری می‌شد؟ جرمش چه بود؟ چطور با او ارتباط می‌گرفتید؟

من در عمومی ۴ بودم و ایشون در عمومی 3. در عمومی 3 بیشتر افراد محروم از حق تلفن و ملاقات نگهداری می‌شدند. ساعت هواخوری هر عمومی با عمومی دیگر فرق داشت و برای همین من مایکل رو ندیده بودم تا اینکه یک بار بعد از هواخوری که برای والیبال رفته بودم، مایکل وایت رو دیدم و باهاش صحبت کردم. توی همان فرصت کم این شخص خودش را مایکل وایت ۴۵ ساله و اهل سن‌دیگوی کالیفرنیا معرفی کرد که عضو سابق نیروی دریایی آمریکا هم بوده. اینطور که میگفت در فضای مجازی با یک دختر ایرانی آشنا شده و سه بار برای دیدنش به ایران سفر کرده بود. دفعه سوم وقتی که با دوست دخترش قصد سفر به ترکیه را داشتند، در فرودگاه هاشمی نژاد مشهد دستگیر شده بود. از اواخر تابستان در زندان بود و به گفته خودش غده‌ای در بدنش ظاهر شده بود که مشکوک به سرطان است.

اخیرا با جستجوهای خیلی زیاد در اینترنت به چند تصویر از مایکل وایت همراه با دوست دختر ایرانی‌اش دست پیدا کردم که در صفحه توییترم منتشر کردم و برای انتشار در اختیار شما هم میگذارم. من از سایت‌هایی مثل Ink361.com برای پیدا کردن عکس‌های مایکل در اینترنت استفاده کردم. حساب اینستاگرام مایکل وایت (az2mwest) بسته شده است اما عکس‌های پابلیک او هنوز در فضای ذخیره (کش cache) سایت‌ ink361.com و دیگر سایت‌هایی که عکس‌های اینستاگرام را بازنشر می‌کنند موجود است. با اینکه تعداد زیادی مایکل وایت در دنیا وجود داره اما من با دیدن عکسهایش بلافاصله او را شناختم و حتی اکانت تلگرامش را هم پیدا کردم. مایکل سفیدپوست بود و بین ۱۸۵ تا ۱۹۰ بلندای قامتش بود با موهای روشن. اصلا شرایط روحی مناسبی نداشت و از حق تلفن و ملاقات محروم بود. او عملاً بدون اتهام به گروگان گرفته شده. یکی دو بار هم در مراسم عزاداری اجباری دیدمش و هیچ وقت چهره‌ی متعجبش را در مراسم عزاداری محرم و اربعین فراموش نمی‌کنم. مایکل در کنار مجرمان خطرناک از جمله قاتلان و قاچاقچیان حرفه‌ای موادمخدر نگهداری می‌شد و جانش در خطر است. من با خودم عهد کردم بعد از بیرون آمدن از زندان یکی از اولین کارهام پیگیری و اطلاع‌رسانی در مورد وضعیت این زندانی آمریکایی باشد

– چطور از زندان بیرون آمدید و در نهایت چطور توانستید از کشور خارج شوید؟

بعد از ۴۱ روز بازداشت، که ۸ روزش در بازداشتگاه وزارت اطلاعات و ۳۳ روزش در زندان وکیل آباد گذشت، با تامین قرار وثیقه آزاد شدم. تمام مدتی که در زندان بودم نقشه‌ی خروج از ایران را می‌کشیدم و لحظه‌شماری می‌کردم که بعد از خروج از کشور درباره عامل نفوذی که باعث دستگیری من شد، افشاگری کنم. ۲۳ آبان به دادگاه انقلاب شعبه چهار مراجعه کردم و توسط قاضی بدنام و بی‌رحم هادی منصوری با دو اتهام عضویت در گروه‌ها و سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی و فعالیت تبلیغی به نفع گروه‌ها و سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی، محاکمه شدم. محاکمه‌ای که دو دقیقه بیشتر طول نکشید. چند روز بعد با من تماس گرفته شد که برای برای قرائت رأی به دادگاه مراجعه کنم. یکم آذر به دادگاه مراجعه کردم در دادنامه‌ای که علیه من تنظیم شده بود به فعالیت‌های من در توییتر و رهبری طوفان‌های توییتری در مخالفت با جمهوری اسلامی اشاره شده بود. همچنین به من اتهام عضویت در گروه فرشگرد را زده بودند که از اساس کذب بود. این گروه اعضای مشخصی دارد و من صرفا از فرشگرد در چند توییت حمایت کرده بودم. در مجموع شش سال زندان برای من بریده بودند. در فرصت تجدیدنظر خواهی به صورت قاچاق و با هزار زحمت و با وجود برف و بوران از مرز خوی_قطور از کشور خارج شدم. سه بار به مرز رفتم برای خروج که دو بار با تیراندازی هنگ مرزی جمهوری اسلامی روبرو شدیم و برگشتم به روستا و دفعه سوم از مرز رد شدم و البته سختی‌ها و رنج‌های خروج قاچاقی و خوابگاه‌های کثیف قاچاق‌بران در وان ترکیه که مثل محل نگهداری حیوانات بود، از انفرادی و شکنجه اطلاعات کمتر نبود.

– در حال حاضر شرایط اقامت‌تان چگونه است؟

من چون قاچاقی به ترکیه آمدم، برای اینکه اقامتم در ترکیه قانونی شود، درخواست پناهندگی دادم. اما نه برای رفتن به کشور سوم. چون همسرم شهروند کانادا هستند و قراراست به زودی به ایشان بپیوندم و نیازی به اخذ پناهندگی ندارم.

– به سایر کاربرانی که در فضای مجازی و از داخل ایران علیه جمهوری اسلامی فعالیت میکنند چه توصیه‌ای می‌کنید؟

کاربران توییتر فارسی که در داخل کشور فعالیت می‌کنند از تجربه من درس بگیرند و به هیچکس ولو نزدیک‌ترین دوست‌شان اعتماد نکنند. در نظر بگیرید که ممکن است کاربری دستگیر شده باشد و اکانتش ا نهادهای امنیتی فعال نگه دارند و کاربر دستگیر شده هم در برابر آزادی، با نهادهای امنیتی همکاری کند. پس به کسی اعتماد نکنید. امنیت توییتر بسیار بالاست و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی اگر ما اطلاعات حساس هویتی‌مان را به کسی نگوییم، هرگز قادر به دستگیری ما نخواهند بود، پس به کسی اعتماد نکنید…

No responses yet

Jan 06 2019

صدها ایرانی با تمجید از رضا پهلوی، خواستار حمایت دولت ترامپ از مخالفان جمهوری اسلامی شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیوفردا: شماری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در نامه‌ای سرگشاده به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ضمن تمجید از شاهزاده رضا پهلوی به عنوان «قابل اعتمادترین نماد ملی‌» برای «بازگرداندن نظم و قانونمندی و ثبات به ایران» خواستار آن شدند که با ایجاد یک صندوق مالی زیر نظر دولت آمریکا، از حرکت مخالفان جمهوری اسلامی حمایت شود.

در این نامه که به امضای صدها تن از ایرانیان مقیم داخل و خارج از کشور رسیده، تأکید شده است که «ایرانیان بارها و بارها رژیم دینیِ آپارتاید و غارتگر را غیرقانونی اعلام کرده و عشق و مهر خود را نسبت به دوستی با دیگر ملل آزاده جهان ابراز داشته‌اند».

امضاکنندگان نامه اما می‌گویند که مخالفان جمهوری اسلامی به دلیل «نبود یک سازمان مالی منسجم برای حمایت و تأمین مالی این حرکت» در مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی موفق نبوده‌اند.

آنها می‌گویند «یک کمپین مؤثر و موفق در این مقیاس، به پشتیبانی مالی نیاز دارد تا ایرانیان در کنار قابل اعتمادترین نماد ملی ایران، با ایجاد یک صندوق مالی زیر نظر و حسابرسی دولت آمریکا و با ائتلافی سازمان یافته بر ضد رژیم آپارتاید و اشغالگر اسلامی مبارزه کنند».

امضاکنندگان از دونالد ترامپ و دولت آمریکا خواسته‌اند که به «واگذاری سرمایه‌های ایرانیان به صاحبان اصلی آن» یعنی ملت ایران مبادرت کنند و «ثروت‌های چپاول شده ملت ستمدیده ایران» توسط «جمهوری اشغالگر اسلامی» بلوکه شود «تا مردم ایران پس از بازپس‌گیری کشورشان، آن را صرف ساختن ایرانی آزاد و دموکرات و زیرساخت‌های ایران کنند».

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا و مقام‌های دولت او بارها از اینکه «ثروت مردم ایران» صرف ماجراجویی‌های جمهوری اسلامی در دیگر نقاط جهان می‌شود، انتقاد کرده‌اند و حکومت جمهوری اسلامی را به «غارت ثروت ایرانیان» و «بدرفتاری با مردم ایران» متهم کرده‌اند.

در عین حال اخیراً شاهزاده رضا پهلوی هم در سخنانی در مؤسسه واشینگتن برای خاور نزدیک، خواستار آن شده بود که آمریکا و دولت‌های غربی اموال مقام‌های جمهوری اسلامی را به نفع اپوزیسیون و مخالفان این حکومت توقیف کنند.

«قابل اعتمادترین نماد ملی ایران»

در نامه سرگشاده صدها مخالف جمهوری اسلامی به دونالد ترامپ، از رضا پهلوی به عنوان «قابل اعتمادترین نماد ملی ایران» برای «بازگرداندن وضعیت سیاسی، اکولوژیکی، اقتصادی، قانونمندی و نظم و ثبات به ایران» یاد شده است.

امضاکنندگان یادآورده‌اند که از چندین سال پیش و به‌ویژه در اعتراض‌های سراسری دی ماه ۹۶ در ایران، این توصیف در دورافتاده‌ترین روستاها و نیز شهرهای بزرگ ایران شنیده شده و ایرانیان، مکرراً، پشتیبانی خود از را شاهزاده رضا پهلوی برای انجام انتخابات آزاد پس از سرنگونی رژیم اسلامی ابراز کرده‌اند.

امضاکنندگان اضافه کرده‌اند که ایرانیان، بر اساس قانون اساسی مشروطه، ایرانیان سوگند پادشاهی را محترم می‌دارند و «از طیف‌های پادشاهی‌خواه و جمهوری‌خواه، پیوسته با شاهزاده رضا پهلوی اعلام همبستگی کرده‌اند».

آنها شاهزاده رضا پهلوی را چهره‌ای توصیف کرده‌اند که «در ۳۹ سال گذشته ثابت کرده تنها هدفش آزادی بیش از ۸۰ میلیون ایرانی به گروگان گرفته شده و گذر بدون خشونت به دولتی دموکراتیک با انتخابات آزاد برای برقراری یک دولت سکولار دموکرات است».

آنها گفته‌اند که ایرانیان مایلند دست صلح و دوستی خود را به سوی جهانیان دراز کنند و «برای ایجاد ثبات در حساس‌ترین منطقه جهان، به تنها نماد ملی‌ خود شاهزاده رضا پهلوی اعتماد و اطمینان کامل دارند».

امضاکنندگان همچنین از دونالد ترامپ به عنوان «نخستین رهبر جهان» که در ۳۹ سال گذشته «شهامت آن را داشت با مردم ایران مستقیم گفت‌وگو کند و صدای آنها را از تاریک‌ترین زوایای رژیم استبدادی اسلامی که ایران را به اشغال خود درآورده بشنود» قدردانی کرده‌اند.

آنها با اشاره به تلاش مردم ایران برای «خیزش علیه رژیم اشغالگر و غارتگر دینی»، به مواردی چون «گستردگی تنگدستی و فقر بی‌حد، فساد، رشوه‌خواری، مصرف مواد مخدر و روانگرد، روسپیگری، شکنجه، اعدام در ملأ عام و بدون محاکمه منصفانه» اشاره کرده و خواست ایرانیان برای بازسازی کشور را مشابه ایده دونالد ترامپ ارزیابی کرده‌اند که گفته بود «آمریکا را دوباره خواهیم ساخت».

آنها در پایان یادآوری کرده‌اند که «ایرانیان مردمانی صلح‌جو و متمدن، با فرهنگ و تاریخی چندین هزار ساله هستند و باور دارند نور بر تاریکی پیروز است و ارزش‌های مشترک و انسان‌دوستانه ما با جهانِ آزاد است که بر جنگ و خشونت و ناامنی و آشوب چیره خواهد شد، و این تنها از راه تفاهم و همکاری ملت‌ها با یکدیگر به دست خواهد آمد».

نامه سرگشاده ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی به دونالد ترامپ، به امضای بیش از ۴۰۰ تن در داخل و خارج از ایران رسیده است که در میان آنها طیفی از فعالان سیاسی و مدنی، دانشجویان، استادان دانشگاه و فعالان حقوق بشر به چشم می‌خورند.

No responses yet

Jan 05 2019

محسن خان دشمنان فریب نخوردند، ما بودیم که فریب خوردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنگ,سیاسی

سعید قائدشرفی؛ فعال اجتماعی و جانباز جنگ:
یادداشتی پیرامون سخنان محسن رضایی. حاج دکتر محسن رضایی فرموده اند که عملیات کربلای چهار برای فریب دشمن بود!!. گفتنی ها را بسیاری پیرامون این سخنان حیرت آور گفته اند با این حال هرچه فکر کردم که ببینم اگر بخواهیم لیستی از “اعمال” و”عملیات ها” و”حرفهایی “که برای فریب دشمن زده شد اما در نهایت منجر به فریب مردم و حتی خود آن فریب دهندگان شد تهیه کنیم “مثنوی هفتادمن کاغذ” نیاز دارد !! بله محسن خان ما بودیم که فریب خوردیم و تصور کردیم “نوفل لوشاتو”یی ها راست می گویند و ایران “پسا سلطنت” تبدیل به کشوری خواهد شد که حتی کمونیست ها هم درآن آزادند در حالیکه هنوز در غرب کمونیست ها آزاد نبودند!! ما فریب سخنان شیوا و غرّائی را خوردیم که نهیب مان میزد “دلخوش به این مقدار نباشیم” و دنیا و آخرتمان تضمین است اما دنیایمان دنیای “عقیل” نابینا شد و عاقبتمان عاقبت “یزید”!!! ما فریب خوردیم وقتی تصور کردیم کشوری خواهیم داشت در بحبوحه جنگ سرد بی نیاز از اتکاء به غرب و شرق !! قافل از اینکه شرقی ها در تاراج منابعمان با شما شریک شدند و غربیها به سادگی به فاصله یک نسل به تمامی بچه های شما یک “گرین کارد “دادند !!. محسن خان ما فریب خوردیم وقتی دسته دسته “اُمَرای” ارتش کشورمان را کشتند وتصور کردیم این”دانشکده جنگ دیده ها”، ارتش شاهنشاهی هستند، نه سربازان ایران زمین، تا جوانان “رزم ندیده” و بیسوادی چون تو فرمانده طولانی ترین جنگ قرن بیستم شوی و روی سرکچل ما و دیگر برادران شهید و اسیر و جانبازمان “سلمانی” بیاموزی و ما را موش آزمایشگاهی کنید!! محسن خان ما کم فریب نخوردیم آنجا که قانون اساسی کشورمان را بدون آنکه از مردم بپرسید تغییر دادید تا حاکمیت مطلقه در ید قدرت یک نفر قرار گیرد!! ما فریب خوردیم که به بهانه “سازندگی” دوباره اشرافیت سلطنتی، اینبار در قامت “الیگارشی یقه سفید ها و روحانیون” زنده شد !! ما فریب خوردیم وقتی در بن بست دعوای “میکونوس” سیّدی خندان با عبای شکلاتی آمد و دم از “حاکمیت قانون” و”آزادی اندیشه” و”گفتگوی تمدنها” زد و ما ذوق زده برگزیدیمش و هشت سال ریاستش را شاهد بودیم که چگونه نویسندگان و روزنامه ها و دانشجویانمان قلع و قمع شدند و در نهایت گفت: “من یک تدارکاتچی بودم” بله محسن خان ما فریب خوردیم وقتی یک کوتوله سیاسی بی ریشه آمد و دم از حقوق محرومان زد ولی بیشترین دزدیها و اختلاس ها از حیث رکورد در زمان او اتفاق افتاد!! ما بازهم فریب خوردیم وقتی که در اوج تحریم های بین المللی ای که حتی دوستان حاکمیت، مثل چین و روسیه هم پایش را امضاء کرده بودند بزرگترهایت گفتند: “حتی مخالفان نظام هم رای بدهند” و رای دادیم به این خیال که نظام فهمیده پس از آن انتخابات شبهه ناک سال ۸۸ به خود آمده و مخالفان را هم به رسمیت شناخته!!. و بازهم فریب خوردیم و از ترس مرگ خودکشی کردیم و شخصی را مجددا برگزیدیم که به کوچکترین وعده هایش عمل که نکرده سهل است دوران سخت تری را به همراه بقیه نهادهای الهی و انتسابی این مرز و بوم بر مردم تحمیل کرده !!! بله محسن خان ما کم فریب نخورده ایم وقتی که در زمان جنگ در جای جای خط مقدم تابلوی نزدیک بودن کربلا زده بودید ولی در پایان جنگ حتی پس از نوش کردن جام زهر، بازهم این صدام بود که مجددا بی مهابا به سمت خرمشهر می آمد تا دیپلمات های نابلدمان در شورای امنیت به التماس بیفتند و همان روزها هزاران اسیر دادیم و هزاران شهید و مجروح و معلول بخاطر نابلدی شماها!! که نابلدی تان نه فریب دشمن که فریب ما بود. . و البته فریب خودتان که ما بیدار شده ایم و شماها کماکان خودفریبی میکنید!!!. محسن خان فریب نخورید. بقول محمود خان احمدی نژاد آن “ممه را لولو برد” و اینبار به کمتر از خداحافظی شماها راضی نخواهیم شد ما و جهانیان هم دیگر انواع و اقسام فریب های چهل ساله شما را شناخته ایم. . محسن خان خداحافظ
سعید قائدشرفی؛ فعال اجتماعی و جانباز جنگ/ دیماه هزاروسیصد ونود وهفت @FilmBazi
2019/01/02 10:23

No responses yet

Jan 05 2019

دعوت از حجت الاسلام علوی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی به مناظره در یک برنامه زنده تلویزیونی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

اینستاگرام اسماعیل بخشی: جناب آقای علوی در 25 روزی که ناعادلانه در بازداشت وزارت اطلاعات بودم مصائب و رنج هایی بر من تحمیل شد که هنوز از شرّ آنها خلاص نشدم و برای رهایی از آن ها به داروهای اعصاب و روان پناه آورده ام، اما در این مدت دو پرسش اساسی مثل خُره مغز مرا درگیر خود کرده است که پاسخ دهنده ی اصلی آنها فقط شخص شما میباشید و این حق بنده و ملت شریف ایران است که پاسخ این پرسش ها را بدانیم.
اول اینکه در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا 72 ساعت در سلولم از جایم نمی‌توانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجز آور بود و امروز پس از گذشت تقریبا دوماه از آن روز سخت در دنده های شکسته ام، کلیه ها، گوش چپم و بیضه هایم احساس درد میکنم جالب اینکه شکنجه گران خود را سرباز گمنام امام زمان می‌نامیدند اما به بنده و خانم قلیان انواع اقسام فحش های رکیک جنسی میدادند و ایشان راهم کتک می‌زدند اما از شکنجه ی جسمی بدتر، شکنجه های روانی بود، نمی‌دانم چه بر سرم آوردند که مثل موش آب کشیده شده بودم و هنوز دستهایم میلرزد، منی که زمین زیر پایم میلرزید تحقیر شدم و به شخصیت دیگری بدل شده بودم و هنوز با وجود قرص های اعصاب و روان گاهی دچار حمله های شدید عصبی روحی و روانی می شوم، اکنون از جنابعالی بعنوان وزیر اطلاعات و کسی که خودش یک روحانی مذهبی ست این پرسش را دارم : از نظر اخلاقی، حقوق بشری و بخصوص دین اسلام حکم شکنجه ی یک بازداشتی چیست؟ آیا رواست؟ اگر رواست به چه میزان؟
مسئله دوم که برای من و خانواده ام بسیار بسیار مهمتر از شکنجه های جسمی و روحی ست بحث «شنودِ» مکالمات تلفنی بنده و خانواده ام توسط دستگاه اطلاعاتی شماست، بازجویم میگفت ما از همه چیز تو خبر داریم حتی می‌دانیم همسرت چند بار بخاطر مبارزاتت با تو دعوا کرده است گفتم از کجا میدانید گفت مدت ها تماس های تو «شنود» می شد که باعث عصبانیت شدید من حین بازجویی شد حال پرسش بنده و خانواده ام از شما بعنوان وزیر اطلاعات و یک شخصیت روحانی و مذهبی این است که : آیا «شنود» خصوصی ترین مکالمات انسانها از نظر اخلاقی، حقوق بشری و دین اسلام رواست؟ به چه حقی مکالمات تلفنی خصوصی بنده و همسر عزیزم را دستگاه اطلاعاتی شما باید «شنود» کند؟؟؟
لذا جناب آقای علوی اینجانب اسماعیل بخشی برای شنیدن پاسخ هایتان شما را به یک مناظره در یک برنامه زنده تلویزیونی دعوت میکنم
اسماعیل بخشی
14 دی 97

No responses yet

Jan 04 2019

ایران تا “فاجعه عمومی آب” پنج سال بیشتر فاصله ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: در همایشی که برای بررسی وضعیت آب در شرق ایران برگزار شد تصویری از بحران کم‌آبی در این منطقه ارائه شده که هولناک است. یکی از سخنرانان می‌گوید ایران تا بروز فاجعه عمومی آب فاصله زیادی ندارد.

همایش ملی مدیریت آب در شرق ایران شب گذشته، چهارشنبه ۱۲ دی‌ماه (دوم ژانویه) در اتاق بازرگانی، صنایع و معادن استان خراسان رضوی برگزار شد. یکی از سخنرانان این همایش محمد حسین شریعتمدار، سرپرست مرکز ملی مطالعات راهبردی کشاورزی و آب اتاق ایران بود.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، شریعتمدار در این همایش در مورد بحران کم‌آبی در این منطقه هشدار داد و گفت: «فقط پنج سال تا بروز فاجعه عمومی آب در کشور فاصله داریم که ناشی از ۵۰ سال سوء تدبیر در این زمینه است.»

او ساماندهی، ترمیم و احیای منابع آب در ایران را امکان‌پذیر دانست در عین حال تاکید کرد: «هنوز به اراده کافی برای حل این مشکل نرسیده‌ایم و فاقد یک راهبرد جامع، فراگیر و ملی با زمان‌بندی مناسب و مورد وفاق حاکمیت و بخش خصوصی در این زمینه هستیم.»

ایران مانند اغلب کشورهای منطقه از سالیان دور با معضل خشکسالی بلند مدت، کاهش بارندگی و پیامدهای ناشی از تغییرات اقلیمی دست به گریبان است، با این همه مسئولان ارشد جمهوری اسلامی نیز اذعان دارند که نقش سوءتدبیر، ناکارآمدی مدیریت و سیاست‌های نادرست در بحرانی شدن این وضعیت بسیار تعیین کننده بوده است.

اعتراف به نقش سوءمدیریت و سیاست‌های نادرست

عیسی کلانتری، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خرداد ماه امسال “یک‌جانبه‌نگری” در سیاست‌های زیست‌محیطی چهار دهه گذشته را عامل در معرض بی‌آبی قرار گرفتن ۷۰ درصد جمعیت ایران عنوان کرد.

به گزارش خبرگزاری ایسنا کلانتری می‌گوید از ابتدای تاسیس حکومت جمهوری اسلامی “به علت جهل و ناآگاهی” همواره توسعه در برابر محیط زیست قرار گرفته و به توسعه پایدار توجهی نشده است.

معاون رئیس جمهوری با اشاره به استفاده بی‌رویه از منابع آب تجدیدپذیر می‌گوید بر اساس استاندارد جهانی این میزان نباید بیش از ۴۰ درصد باشد در صورتی که در ایران به طور میانگین به ۱۱۰ درصد می‌رسد.

دبیر طرح احیا و تعادل‌بخشی آبهای زیرزمینی در همایش یادشده با انتقاد از برداشت بی‌رویه از آب‌های زیر زمینی یادآور شد که خراسان رضوی ۲۱ درصد کسری مخزن آب‌های زیرزمینی کشور را به خود اختصاص داده است.

برداشت بیش از حد از آب‌های زیرزمینی

عبدالله فاضلی در تشریح این وضعیت خاطر نشان کرد که در استان‌های سه گانه خراسان و سیستان و بلوچستان سالانه هشت و نیم میلیارد متر مکعب از سفره‌های آب زیرزمینی برداشت می‌شود که این رقم باید حداکثر پنج میلیارد متر مکعب باشد.

فاضلی با بیان این که سالانه شاهد نیم متر افت در آبخوان‌های این چهار استان شرقی هستیم گفت: «دولت و سایر قوا به تنهایی نمی‌توانند مشکل کمبود آب کشور را حل کنند و راهی جز مشارکت ذینفعان برای تحقق این امر وجود ندارد.»

در سال‌ها و ماه‌های گذشته کشاورزان و ساکنان برخی شهرها که “ذینفعان” مصرف بهینه آب محسوب می‌شوند، مانند کشاورزان اطراف اصفهان، به طرح‌های انتقال بین حوضه‌ای آب و رعایت نکردن حق‌آبه خود اعتراض کرده و می‌کنند اما دولت به جای مشارکت، نیروی انتظامی را برای سرکوب و مقابله با آنها اعزام کرده است.

برخی مسئولان دولتی ادعا می‌کنند که با راه‌اندازی تاسیسات آب‌شیرین‌کن در کناره‌های خلیج فارس و دریای عمان و انتقال آب به استان‌هایی مانند خراسان می‌توان با بحران کم‌آبی مقابله کرد و جلوی تبدیل شدن آن به فاجعه را گرفت.

ادامه طرح‌ها و سیاست‌های ناکارآمد

محمد حسین پاپلی یزدی، استاد دانشگاه تربیت مدرس تهران در همایش چهارشنبه شب ضمن انتقاد از طرح‌هایی مانند طرح انتقال آب دریای عمان به خراسان رضوی گفت: «شما یک کشور را نشان دهید که آب را شیرین کرده باشد و برای مصرف آن را به هزار کیلومتر آن طرف‌تر انتقال داده باشد آن وقت این کار را انجام دهید، حداکثر انتقال آب شیرین در دنیا تا ۱۰۰ کیلومتری بوده است.»

به رغم اعتراف مسئولان و هشدار کارشناسان درباره پیامدهای سوءمدیریت و بی‌توجهی به محیط زیست در طرح‌های توسعه، این وضعیت ادامه دارد و سیاست‌هایی که صاحب‌نظران نادرست می‌دانند همچنان در دستور کار قرار می‌گیرند.

غلامحسین شافعی، رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی با اشاره به همین وضعیت گفت: «ما برنامه نداریم و تمام حرکت‌های‌مان با چشم‌های بسته انجام می‌شود؛ به عنوان مثال در استان خراسان رضوی در اکثر روستاهایی که آب آشامیدنی آنها با تانکر تامین می‌شود صنایعی را توسعه می‌دهیم که آینده خطرناکی در پیش داریم.»

گام به گام به سوی فاجعه

عیسی کلانتری نیز خرداد ماه با انتقاد از بی‌توجهی ادامه‌دار به “آمایش سرزمینی”، اصفهان را مثال می‌زند که به گفته او چند میلیون ساکن آن با مشکل کمبود آب آشامیدنی روبرو هستند، حال آن که آب‌برترین صنایع ایران در آنجا ایجاد شده است.

بسیاری از کارشناسان معتقدند سیاست‌های نادرستی مانند سد‌سازی بی‌رویه، بی‌توجهی به مصرف بهینه آب در کشاورزی و استفاده بیش از حد از آب‌های تجدیدپذیر و منابع آب‌های زیر زمینی، که از جمله فرونشست دشت‌ها و خشکی دریاچه‌ها و تالاب‌ها را در پی داشته، در سال‌های آینده به گسترش موج آوارگان آب و جنگ و نزاع بر سر آب خواهد انجامید.

مناطق شرقی ایران از مدت‌ها پیش شاهد خالی شدن روستاهای سیستان و بلوچستان و آواره شدن ده‌ها و بلکه صدها هزار نفر از ساکنان آنها به حاشیه شهرهای دیگر بوده است؛ شهرهایی که اگر در حال حاضر هم با کمبود جدی آب روبرو نباشند با افزایش جمعیت و مصرف، به زودی دچار آن خواهند شد و “فاجعه عمومی آب” رخ خواهد داد.

No responses yet

Jan 04 2019

هواپیمای نروژی و مسافرانش در شیراز درگیر تحریم‌های امریکا شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,سیاسی

ایران وایر: یک فروند هواپیمای مسافربری از یکی از خطوط هوایی نروژ که از دبی عازم اسلو بود و بیست و چهارم آذر در پی بروز نقص فنی، در یک فرود اضطراری در فرودگاه بین المللی شیراز به زمین نشست
۱۷۰ مسافر شامل زنان بدون حجاب و مردان و ۱۸ خدمه که روسری همراه نداشتند، تا رسیدن هواپیمای جایگزین، در یک منطقه مشخص شده در ترمینال فرودگاه شیراز چند ساعتی را سپری کردند.
پنجشنبه, 3 ژانویه 2019
فرامرز داور

فرود اضطراری و از روی ناچاری اولین هواپیما از خطوط هوایی نروژ در فرودگاه بین المللی امام خمینی» ایران، به مجموعه ای از مشکلات پیش بینی نشده برای این خط هوایی و مسافرانش منجر شده است.

یک فروند هواپیمای مسافربری از یکی از خطوط هوایی نروژ که از دبی عازم اسلو بود و بیست و چهارم آذر در پی بروز نقص فنی، در یک فرود اضطراری در فرودگاه بین المللی شیراز به زمین نشست، هنوز نتوانسته است خاک ایران را ترک کند.

مسافران این پرواز پس از ساعاتی اقامت اجباری، با یک هواپیمای جایگزین که از اسلو به شیراز فرستاده شد، خاک ایران را ترک کردند. اما هواپیمای «بویینگ ۷۳۷» خط هوایی نروژ که یکی از موتورهای آن دچار نقص فنی شده، بیش تر از دو هفته می شود که در فرودگاه گرفتار شده است. دلیل این وضعیت، تحریم های ایالات متحده علیه ایران است.

مشکلات حقوقی اولین فرود یک هواپیمای نروژی در ایران

به دلیل خروج امریکا از توافق هسته ای موسوم به «برجام» با ایران، همه تحریم های رفع شده بر اساس این توافق، از جمله تحریم فروش هواپیماهای مسافربری و لوازم یدکی و خدمات آن به ایران دوباره اعمال می شود و هیچ قطعه یدکی از بویینگ و «ایرباس» و یا هر تولید دیگری که بیش تر از ۱۰ درصد از آن از فن آوری امریکایی استفاده شده باشد، نمی تواند بدون دریافت مجوزهای خاص از «دفتر کنترل دارایی های خارجی وزارت خزانه داری امریکا» وارد ایران شود.

این مدل از هواپیمای بویینگ که بیش تر از دو هفته است در فرودگاه شیراز پارک شده، جزو جدیدترین تولیدات این شرکت هواپیماسازی است که تا به حال در ایران به زمین نشسته است. با وجود این که ایران قرارداد سفارش خرید ۸۰ فروند از جدیدترین هواپیماها را با بویینگ امضا کرده بود، با بازگشت تحریم ها، نتوانست هواپیماهای خریداری شده را تحویل بگیرد.

این اولین حضور یک هواپیمایی خطوط هوایی نروژ در خاک ایران است و به دلیل این که این خط هوایی برنامه ای برای پرواز به ایران نداشته است، کارکنان و خدمه آن آشنایی با قوانین ایران و وضعیت بین المللی جمهوری اسلامی ایران ندارند.

بحران روسری در ایران و مشکل سفر احتمالی مسافران به امریکا

انتخاب ایران برای فرود اضطراری به خاطر قوانین و مسایل فرهنگی مذهبی حاکم بر کشور، گزینه مناسبی برای هواپیمای نروژی نبوده است. مسافران و خدمه زن این هواپیما در زمان داخل شدن به خاک ایران، حجاب اسلامی نداشته‌اند و از نظر قانونی، کارکنان فرودگاه شیراز و خدمه هواپیما را در موقعیت پیش بینی نشده ای قرار داده است.

۱۷۰ مسافر شامل زنان بدون حجاب و مردان و ۱۸ خدمه که روسری همراه نداشتند، تا رسیدن هواپیمای جایگزین، در یک منطقه مشخص شده در ترمینال فرودگاه شیراز چند ساعتی را سپری کردند.

ازسوی دیگر، مسافران هواپیمای نروژی و خدمه پروازی آن به طور رسمی وارد خاک جمهوری اسلامی ایران شده اند. مطابق قوانین امریکا، برای ورود به ایالات متحده، حتی اگر دارای گذرنامه اروپایی باشند، باید تا پنج سال آینده برای ورود به ایالات متحده، از این کشور درخواست ویزا کنند. این قانون در اواخر دوره ریاست جمهوری «باراک اوباما» تصویب شد و بر اساس آن، قانون لغو ویزای امریکا شامل اتباع کشورهایی نمی شود که در زمان ورود به خاک امریکا، در پنج سال اخیر به ایران سفر کرده باشند.

با این حال، حتی در صورت اطلاع از این مشکلات، فرودگاه شیراز از نظر موقعیت جغرافیایی و از دید خلبان و هم چنین مقررات ایمنی هوایی، بهترین محل برای فرود اضطراری هواپیمای نروژی بوده است. بر اساس بیانیه خطوط هوایی نروژ، فرود در شیراز به دلیل اولویت اصلی،یعنی حفظ امنیت و سلامت مسافران این شرکت هوایی انجام شده است.

یک گروه متخصص تعمیر هواپیما از نروژ به شیراز رفته و با بررسی نقص بویینگ، تشخیص داده اند که هواپیما برای پرواز دوباره، یک موتور جدید لازم دارد که خط هوایی نروژ باید آن را وارد ایران کند. این کار مطابق قوانین ایالات متحده امریکا، در حال حاضر غیرقانونی است.

می شود موتور بویینگ را برای هواپیمای نروژی به ایران برد؟

ارسال یک موتور جدید برای هواپیمای نروژی که دچار نقص فنی شده است، در صورتی قوانین ایالات متحده را نقض نمی کند که از سوی وزارت خزانه داری امریکا برای آن مجوز صادر شود.

دفتر کنترل دارایی های خارجی امریکا باید به استناد مقررات مربوط به تامین ایمنی حمل و نقل هوایی، مجوز ورود یک موتور جت بویینگ ۷۳۷ را صادر کند. این روندی زمان بر است؛ به ویژه این که این وضعیت با تعطیلات کریسمس و سال نو میلادی و حتی تعطیلی موقت بخش هایی از ادارات دولتی امریکا به دلیل مسایل مرتبط با بودجه این کشور مصادف شده است.

ادامه حضور هواپیماهای نروژی در فرودگاه شیراز هزینه های اقامتی این هواپیما را برای شرکت مالک آن افزایش می دهد اما چاره ای جز انتظار برای دریافت مجوز از سوی دولت «دونالد ترامپ» ندارد.

با وجود دستور دیوان بین المللی دادگستری در لاهه هلند برای تامین قطعات لوازم یدکی و خدمات مورد نیاز هواپیماهای مسافربری، ایالات متحده از زمان بازگشت تحریم ها علیه ایران، تاکنون چنین مجوزی صادر نکرده است و به نظر نمی رسد موتور جدید هواپیماهای بویینگ در این مدت از طریق دیگری مثل قاچاق یا دورز زدن تحریم ها، وارد ایران شده باشد.

No responses yet

Jan 04 2019

«اصلاحات مد نظر رهبر» در بودجه ۹۸ و ارتباط آن با مقاصد نظامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: بهروز نعمتی، سخنگوی هیئت رئیسه مجلس ایران، روز چهارشنبه ۲۱ آذر اعلام کرد که «تقدیم لایحه بودجه ۹۸ به مجلس به بعد از اعمال اصلاحات مد نظر رهبر جمهوری اسلامی موکول شده‌است».

یک روز پیش از آن حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، پس از برگزاری جلسه سران سه قوا گفته بود که آیت‌الله علی خامنه‌ای درباره لایحه بودجه «رهنمودهایی» داشته‌است. به گفته وی، در جلسه سران قوا بر سر چگونگی عملیاتی و اجرایی شدن این رهنمودها بحث شده‌است.

در مورد جزئیات این «رهنمودها» و چرایی دخالت رهبر جمهوری اسلامی در تنظیم ارقام بودجه سال جدید ایران خبر زیادی منتشر نشده اما از گزارش‌های پراکنده رسانه‌های داخلی و سخنان یکی از نمایندگان مجلس چنین برمی‌آید که «رهنمودهای» رهبر جمهوری اسلامی مربوط به برداشت مبالغی از «صندوق توسعه ملی» و هزینه کردن آن برای مقاصد نظامی است.

پس از اعلام خبر «اصلاحات مورد نظر رهبر در بودجه ۹۸» رسانه‌های داخلی تنها به نوشتن این جمله بسنده کرده‌اند که «خبرها حاکی از آن است که این اصلاحات در سقف منابع بودجه عمومی با محوریت اصلاح سهم صندوق توسعه ملی صورت می‌گیرد.»

روز پنج‌شنبه محمد حسینی، نماینده تفرش و عضو کمیسیون برنامه و بودجه، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر گفت: «در قانون برنامه ششم حکمی وجود دارد که بر اساس آن بودجه‌های دفاعی از رشد متعارف‌تری باید برخوردار باشد. اما امسال رشد بودجه دفاعی نسبت به رشدی که مدنظر برنامه ششم بوده‌است کمتر است.»

او افزود: «طبق برنامه ششم باید درصدی از منابع صندوق توسعه ملی به بودجه دفاعی اختصاص می‌یافت که این بخش در بودجه سال ۹۸ پیش‌بینی نشده‌است؛ در کمیسیون تلفیق این ایرادات لایحه بودجه برطرف خواهد شد.»

صندوق توسعه ملی با هدف ذخیره بخشی از درآمدهای ناشی از فروش نفت و گاز، میعانات گازی و فرآورده‌های نفتی در سال ۱۳۸۹ تأسیس شد.

مهم‌ترین مأموریت صندوق توسعه ملی ایران، تبدیل بخشی از درآمدهای نفتی و گازی «به ثروت‌های ماندگار، مولد و سرمایه‌های زاینده اقتصادی» اعلام شده‌است.

این صندوق قرار بوده است به تکیه‌گاه مالی کشور برای مقابله با شرایط دشوار و تأمین عدالت بین نسلی بدل شود، اما سال گذشته خبر رسید که علی خامنه‌ای به برداشت ۴ میلیارد دلار از موجودی صندوق توسعه ملی برای مقاصد نظامی، صدا و سیما و شماری از طرح‌های عمرانی چراغ سبز داده است.

این در حالی است که بودجه‌های نظامی و صدا و سیما قاعدتاً باید از محل بودجه عمومی کشور تأمین بشوند.

سال گذشته ۲٬۵ میلیارد دلار از این مبلغ برداشتی به مقاصد نظامی اختصاص یافت و حسین آرین، کارشناس نظامی، در گفت‌وگو با رادیو فردا می‌گوید که این بودجه برای تأمین هزینه‌های جنگ در سوریه برداشت شده است.

در مورد موجودی صندوق توسعه ملی ایران ارقام مختلفی منتشر شده و مدت‌هایی نیز آماری از این میزان ارائه نشده است. در مورد درصدی که از درآمدهای صادرات انرژی کشور به این صندوق ریخته می‌شود نیز گزارش‌های مختلفی انتشار یافته است.

روزنامه دنیای اقتصاد در شماره تازه خود، روز پنج‌شنبه ۲۲ آذر، گزارشی نوشت که «براساس قوانین بودجه‌ای، دولت موظف است سال آینده ۳۴ درصد از منابع فروش نفت را به صندوق واریز کند. این رقم در بودجه به‌دلیل انقباض درآمدی صفر در نظر گرفته شده بود اما ظاهراً حداقل سهم صندوق در سال آینده باید ۲۰ درصد باشد.»

فریدون خاوند، تحلیلگر اقتصادی و استاد اقتصاد، در مورد مسئله دخالت رهبر در برداشت منابع از این صندوق این سؤال را مطرح کرده است که بر پایه کدام قانون اختیار مدیریت «صندوق توسعه ملی» به اراده رهبر جمهوری اسلامی محول شده‌است؟

او می‌گوید که شاید تنها منبع حقوقی توجیه‌کننده این اختیار، اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی باشد که در بند نخست خود «تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران را بعد از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام»، در زمره وظایف و اختیارات رهبر قرار داده‌است.

به گفته او، علاوه بر این در هیچ‌کجای اساسنامه این صندوق، هزینه‌های نظامی و دیگر مواردی که در مصوبه کمیسیون تلفیق دیده می‌شود، در زمره مصارف صندوق گنجانده نشده‌است. حتی در تبصره یک بند شش مربوط به مصارف صندوق، این تأکید جلب توجه می‌کند که «استفاده از منابع صندوق برای اعتبارات هزینه‌ای و تملک دارایی‌های سرمایه‌ای (عمرانی) و بازپرداخت بدهی‌های دولت به هر شکل ممنوع است.»

در حالی که اعلام برداشت از صندوق توسعه ملی برای هزینه‌های نظامی با اجازه علی خامنه‌ای سال گذشته در رسانه‌ها آشکارا اعلام شده بود، ابعاد خبر مشابه، امسال، هنوز به صراحت اعلام نشده است.

با استفاده از روزنامه مردم‌سالاری، خبرگزاری‌های مهر و ایرنا، رادیو فردا / پ.پ

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .