No responses yet

Sep 20 2021

ماجرای تصرف صفیه دختر حی بن اَخطَب( نوعروس زیبای کنانه بن ربیع) توسط پیامبر اسلام

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,مذهب

تویتر: ماجرای تصرف صفیه دختر حی بن اَخطَب( نوعروس زیبای کنانه بن ربیع) توسط پیامبر اسلام و سه شب همبستری با او در راه بازگشت از خیبر به مدینه بدون اینکه حتی «عده ی»او را نگهدارد! داستانی دارد که بخشی از ابعاد فاجعه آمیز چهره واقعی محمد را آشکار میکند
محمد در اوائـلِ سـال هفـتم هجـری بە خيـبر لشکرکـشی کـرده آن را گـشود شمـار بـسياری از زنـان و دختـران خيـبر را سَـبی کـرد و يکـی از آنهـا کەنوعروسـی بود را پيش از تقسيم شدنشان برای خودش جدا کرد.
در اینجا لازمه توضیح کوتاهی در مورد سبایا در اسلام بدم:
(سَبی یا سبایا به تاراج انسانیِ زنان و دخترانی میگفتند که مسلمانان در هنگام فتوحات از چادرها و خانه ها بیرون میکشیدند و همانجا میتوانستند با آنان آمیزش کنند) اين نوعروس دخترِ حی بن اَخطَب رئيسِ قبیله بنی نضير و زنِ يک جوان از سران بنی نـضير بەنـام کنانـه ابـن ربيع بود کە در باروی بنی نضير در خيبر اسير شده بود.
نوشته اند کە بە محمد گفته بودند کە دخترحی اَخطـب بـسيار زيبـا اسـت.محمد تـا چـشمش بەآن نـوعروس زيبـارو افتـاد جلـو رفتـه عبـايش را بـر سـرِ او افکند و فرمود تا او را در پـشت سـرش ببرنـد.
سیره ابن هشام ج۳ ص۲۸۵
مغازی واقدی ص٦۷۳_٦۷٤
گويـا بەمحمد خـبر رسـيده بـود کە زر و سـيمِ بنـی نـضير نـزد کنانـه ابـن ربيـع(شوهرِ همين زن )است و در جائی بە زير زمين کـرده اسـت.
محمد از کنانه میخواهد که محل اخفای گنجینه را بگوید.چون کنانه اظهار بی اطلاعی میکند محمد دستور میدهد که خرابه را کاویدند و گنجها را یافتند.
سپس محمد از کنانه میخواهد بازهم هرچه را نهان کرده نشان دهد.کنانـه گفـت؛ديگـر هـيچ چيـزی نـدارم.
کنانـه را پيـامبر بەپسرعمه اش زبير ابن عوام سپرد و گفت«شکنجه اش کن تا هـرچە دارد را از او استخراج کنـی .»کـسانیکە منظـرۀ شـکنجه شـدن ايـن جـوان را ديـده بـوده انـد گفته اند که: زبير با سيخِ سرخ شده سينۀ کنانه را داغ کرد تا کنانـه در آسـتانۀ مـرگ قــرار گرفــت ولــی چيــزی از او درکــش نــشد. ســپس تــنِ نيمــه جــانش را پيــامبر به محمد ابن مسلَمه سپرد تا اینکه سرش را بريد؛
ابن هشام ج۳ص۲ص۲۸٦
مغازی واقدی ص٦۷۲_٦۷۳

نوشته اند کە دحيه ابن خليفه کلبی در غـزوۀ خيـبر همـراه پيـامبر بـود و از اوقول گرفته بود کە وقتی خيبر را گرفت دختر حی اَخطَب(صفیه)را او بە بدهد.چون پيـامبر ايـن زن را بـرای خـودش گـزين کـرد بەجـای او دوتـا از دختـران يهـودان را بەدحيه کلبی بخشيد.
سیره ابن هشام ج۳ص۲۷۸

ماجرای تصرف صفیه دختر حی بن اَخطَب( نوعروس زیبای کنانه بن ربیع) توسط پیامبر اسلام و سه شب همبستری با او در راه بازگشت از خیبر به مدینه بدون اینکه حتی «عده ی»او را نگهدارد! داستانی دارد که بخشی از ابعاد فاجعه آمیز چهره واقعی محمد را آشکار میکند
محمد در اوائـلِ سـال هفـتم هجـری بە خيـبر لشکرکـشی کـرده آن را گـشود شمـار بـسياری از زنـان و دختـران خيـبر را سَـبی کـرد
و يکـی از آنهـا کەنوعروسـی بود را پيش از تقسيم شدنشان برای خودش جدا کرد.
در اینجا لازمه توضیح کوتاهی در مورد سبایا در اسلام بدم:
(سَبی یا سبایا به تاراج انسانیِ زنان و دخترانی میگفتند که مسلمانان در هنگام فتوحات از چادرها و خانه ها بیرون میکشیدند و همانجا میتوانستند با آنان آمیزش کنند)
اين نوعروس دخترِ حی بن اَخطَب رئيسِ قبیله بنی نضير و زنِ يک جوان از سران بنی نـضير بەنـام کنانـه ابـن ربيع بود کە در باروی بنی نضير در خيبر اسير شده بود.

نوشته اند کە بە محمد گفته بودند کە دخترحی اَخطـب بـسيار زيبـا اسـت.محمد تـا چـشمش بەآن نـوعروس زيبـارو افتـاد جلـو رفتـه عبـايش را بـر سـرِ او افکند و فرمود تا او را در پـشت سـرش ببرنـد.
سیره ابن هشام ج۳ ص۲۸۵
مغازی واقدی ص٦۷۳_٦۷٤

گويـا بەمحمد خـبر رسـيده بـود کە زر و سـيمِ بنـی نـضير نـزد کنانـه ابـن ربيـع(شوهرِ همين زن )است و در جائی بە زير زمين کـرده اسـت.
محمد از کنانه میخواهد که محل اخفای گنجینه را بگوید.چون کنانه اظهار بی اطلاعی میکند محمد دستور میدهد که خرابه را کاویدند و گنجها را یافتند.

سپس محمد از کنانه میخواهد بازهم هرچه را نهان کرده نشان دهد.کنانـه گفـت؛ديگـر هـيچ چيـزی نـدارم.
کنانـه را پيـامبر بەپسرعمه اش زبير ابن عوام سپرد و گفت«شکنجه اش کن تا هـرچە دارد را از او استخراج کنـی .»کـسانیکە منظـرۀ شـکنجه شـدن ايـن جـوان را ديـده بـوده انـد گفته اند که:

زبير با سيخِ سرخ شده سينۀ کنانه را داغ کرد تا کنانـه در آسـتانۀ مـرگ قــرار گرفــت ولــی چيــزی از او درکــش نــشد. ســپس تــنِ نيمــه جــانش را پيــامبر به محمد ابن مسلَمه سپرد تا اینکه سرش را بريد؛
ابن هشام ج۳ص۲ص۲۸٦
مغازی واقدی ص٦۷۲_٦۷۳

نوشته اند کە دحيه ابن خليفه کلبی در غـزوۀ خيـبر همـراه پيـامبر بـود و از اوقول گرفته بود کە وقتی خيبر را گرفت دختر حی اَخطَب(صفیه)را او بە بدهد.چون پيـامبر ايـن زن را بـرای خـودش گـزين کـرد بەجـای او دوتـا از دختـران يهـودان را بەدحيه کلبی بخشيد.
سیره ابن هشام ج۳ص۲۷۸

ازآنجا کە مسلمانان عادت داشتند کە وقتی زنان ودختران را از خانه ها بيرون کشيده سَبی میکردند ممکن بود کە همانجا با آنهـا آميـزش جنـسی کننـد، پـس از آنکه اصـحاب محمد شمـار بـسياری زنـان و دختـران خيـبری را از خانـه هـا بيـرون کشيده بودند، محمد دستور داد تا بانگ بزنند کە «هيچکس با زنـی کە بـاردار اسـت همخوابی نکند.» او گفت «برای يک انسانی کە بە الله و روز ديگر ايمـان دارد جايز نيست کە کِشتۀ ديگران را آبياری کند.»
سیره ابن هشام ج۳ص۲۸۰
اين فرمان برای آن بود کە زنان باردار بچۀ مردی يهودی در شکم داشتند، و محمد نمی خواست کە بچۀ مردی يهودی را اصحابش بەخودشان ببندند و فرزنـد خودشان بشمارند.

نوشـته انـد کە پيـامبر مـیخواسـت کە همـانروز بـا صـفيه همبـستر بـشود ولـی
صــفيه او را بەخــود راه نــداد.ســپس پيــامبر وقتــی در راه بازگــشت از خيــبر بــود ابتــدا او را بە مــادر اَنــس ابــن مالــک ســپرد تــا آرايــشش کــرد،سپس او را بەخيمه برده با او خوابيد.

از زبـان صـفيه نوشته اند کە گفته « در آنروز من کمتر از ۱۷سال داشتم».!
سیره ابن هشام ج۳ ص۲۸۵_۲۸۹
طبقات واقدی ج۲ص۱۱۷ وج۸ ص۱۲۹
مغازی واقدی ص۷۰۸

از زبان مادر اَنس ابن مالـک نوشـته انـد کە پيـامبر صـبحِ آنروز کە شـبش بـا صفيه بەسر کرده بود صفيه را ما بە سـپرد تـا بـرای غـسل کـردن بـبريمش.او را از اردوگاه دور کرديم و غسل کرد
طبقات واقدی ج۸ ص۱۲۱و۱۲۲
مغازی واقدی ص۷۰۸

انس ابن مالـک کە در آنزمـان نوجـوانی پـيش خـدمت خـصوصی پيـامبر و بـا مـادرش همـراه پيـامبر بـوده اسـت بعـدها تـصرف شـدن صـفيه توسـط پيـامبر چنين بەياد داده است:
«به خيبر رفتيم چون بارو گشوده شد از زيبايی صـفيه دخـت حی اخطب بەپيـامبر خـــبر دادنـــد.
او نـوعروس بـــود و شــوهرش کــشته شـــد. پيـــامبر او را بـــرای خـــودش گـزين کـرد و بـا خـود برد، و چـون بە ســـد صهباء رســـيد بـــا او درآميخت ،و آشی درست کرد و بە من گفت «کسانیکە پيرامونـت انـد را دعوت کن!»
اين وليمۀ او برای زفافش با صفيه بود.
در راه بازگـشت پيـامبر را ديـدم کە صــــفيه را در پنـاه عبايش مـیگرفت و در راه بازگشت بە مدينه سه شب با صفيه همبستر شد.

مغازی واقدی ص۷۰۷و۷۰۸
البدایه و النهایه ابن کثیر ج۲ ص۵۸۵و۵۸۶
ویلیام مویر اسلام شناسِ غربی در این مورد گفته؛
آنچه که مسلم است محمد پس از سبی کردن صفیه و بلافاصله همخوابگی با وی،دستور قبلی خودش را مبنی بر اینکه مسلمانان نباید تا زمانی که زنانِ اسیرِ آنها در «عده» هستند با آنان مجامعت کنند را نادیده گرفته است.

No responses yet

Sep 19 2021

درخواست حبس ابدبرای کارمند کنسولگری ایران

نوشته: در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,خاورمیانه,سپاه,سیاسی


بهارنیوز: گروه سیاسی: رسانه‌های ترکیه در خبری اعلام کردند که برای «محمدرضا ناصرزاده»، کارمند کنسولگری ایران در استانبول و متهم ردیف دوم پرونده قتل مسعود مولوی، درخواست شده تا به حبس ابد محکوم شود اما او حالا در ترکیه نیست و به ایران متواری شده است.
روزنامه «سوزجو» که به عنوان نشریه مخالف دولت حاکم در ترکیه شناخته می‌شود، در گزارشی اجمالی به شرح پرونده قتل مسعود مولوی پرداخته است.در این گزارش آمده است که پس از آزادی «غیر منتظره» این دیپلمات ایرانی، به دلیل نقش او در قتل مسعود مولوی پرونده‌ای علیه او تشکیل و درخواست حبس ابد شده است.
در گزارش این روزنامه آمده است که در تاریخ اول آوریل 2021، دادستان به طور «غیر منتظره‌ای» از دادگاه درخواست کرده تا کارمند کنسولگری ایران را آزاد کند.
دادستان در درخواست خود تأکید کرده است که نامه‌های زیادی از ایران دریافت کرده که این فرد مظنون گذرنامه دیپلماتیک دارد و آدرس محل اقامت وی سرکنسولگری ایران در استانبول است. اما دادگاه درخواست دادستان را رد کرده است.با این حال، با تصمیمی که در همان روز گرفته شده، با استناد به اینکه پرونده فعلا در مرحله تحقیقات است و دادستان می‌تواند در صورت تمایل تصمیم بگیرد که او را آزاد کند، دستور آزادی ناصرزاده در همان روز توسط دادستان امضا شده است.

همان دادستان پس از آزادی ناصرزاده و فرار او به ایران، در کیفرخواستی که در تاریخ 14 آوریل 2021 برای دادگاه ارائه داده، برای ناصرزاده به اتهام «قتل عمد» خواستار صدور حبس ابد شده است.مطابق گزارش، حالا این کیفرخواست توسط دادگاه پذیرفته شده و محاکمه ناصرزاده در حالی که او پیش‌تر ترکیه را به مقصد ایران ترک کرده، به عنوان متهم آغاز شده است.
در این گزارش آمده است که به‌دنبال آزادی کارمند کنسولگری ایران از زندان‌های ترکیه، شکایتی علیه 16 نفر از جمله 5 ترک و 11 ایرانی از جمله محمدرضا ناصرزاده و ناجی شریفی زیندشتی با درخواست حبس ابد تنظیم شده است. این گزارش می‌افزاید متهم ردیف اول این پرونده، در یک پرونده دیگر در 5 آوریل 2018 دستگیر شده اما در 11 اکتبر 2018 با تصمیم برخی افراد مانند «برهان کوزو»، معاون سابق حزب عدالت و توسعه آزاد شده است.
از «ناجی شریفی زیندشتی» به عنوان یکی از «بزرگترین قاچاقچیان ایرانی» یاد می‌شود. او در سال 2014 و پس از کشف بزرگ‌ترین محموله هروئین تاریخ اروپا، در یونان تحت تعقیب قرار گرفت. بعد از انتشار کشف این محموله، رسانه‌های ترکیه از پرونده دست‌کم 10 مورد قتل پرده برداشتند که همگی حاکی از این بود که «زیندشتی» در این قتل‌ها متهم است.

No responses yet

Sep 18 2021

فرناز_فصیحی و همکاری با وزارت اطلاعات

نوشته: در بخش: آمریکا,اعتراضات,امنیتی,جنبش سبز,خیانت,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

منبع تویتر: #فرناز_فصیحی و همکاری با وزارت اطلاعات
قصد دارم در این رشته توییت به دلیل همکاری فرناز فصیحی و وزارت اطلاعات رژیم بپردازم.


No responses yet

Sep 18 2021

رابط فتنه‌گران و واشنگتن چه کسی بود؟

نوشته: در بخش: آمریکا,اعتراضات,امنیتی,جنبش سبز,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرگزاری میزان: فرناز فصیحی به دلیل گزارش‌های خود از فتنه 88 شش جایزه دریافت کرده است.

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان به نقل از روزنامه کیهان؛ مایکل لدین در افشاگری خود در فوربس عنوان می‌کند سناتور چاک شامر از طریق دوستی در وال استریت ژورنال با فتنه‌گران ایران رابطه داشته و نامه رد و بدل کرده است.

اگرچه لدین اشاره‌ای به نام این رابط نمی‌کند اما اندکی دقت نشان می‌دهد به احتمال بسیار قوی این رابط کسی نیست جز همان خبرنگاری که در سال 88 از سوی وال استریت ژورنال مامور سفر به تهران و پوشش اخبار انتخابات ریاست جمهوری ایران می‌شود.

این خبرنگار که فرناز فصیحی نام دارد دو ماه پیش از انتخابات وارد ایران شده و دست به کار می‌شود و پس از انتخابات نیز گزارش‌های متعدد و مغرضانه‌ای از آشوب‌های خیابانی فتنه‌گران تهیه و منتشر می‌کند. وی در حالی پس از انتخابات ایران را ترک می‌کند که پس از آن به دلیل دو تابعیتی بودن امکان سفر در پوشش عادی را داشته است.

فصیحی به دلیل گزارش‌های خود از فتنه 88 شش جایزه دریافت کرده است. وی در سال 2011 در گزارشی در وال استریت ژورنال از عبارتی مجعول برای خلیج فارس استفاده می‌کند که با واکنش منفی ایرانیان مواجه می‌شود. فصیحی که از پدر و مادری ایرانی در آمریکا متولد و بزرگ شده، هم اکنون جانشین دبیر بخش خاورمیانه در وال استریت ژورنال بوده و در بیروت مستقر است.

/انتهای پیام/

خبرگزاری میزان: انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.
منبع: کیهان

No responses yet

Sep 17 2021

سپاه و نهادهای زیر نظر علی خامنه‌ای چه سهمی در نابودی محیط زیست ایران دارند؟

نوشته: در بخش: اقتصادی,امنیتی,خیانت,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی,محیط زیست,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: تغییرات اقلیمی واقعیت دارد. این روزها نه فقط ایران که همۀ کشورهای جهان در جغرافیاهای گوناگون تحت تأثیر تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی قرار دارند. تنها دریاچه‌ها و تالاب‌های ایران نیستند که با تجربۀ خشکیدگی روبه‌رو شده‌اند؛ این شرایط جهانی است.

با این حال، کشورهای درگیر با بحران زیست‌محیطی راه‌کارهای محلی و بومی برای مدیریت علمیِ این شرایط در پیش می‌گیرند و به این ترتیب آسیب کمتری از تغییرات اقلیمی می‌بینند.

در ایران اما، نه تنها از راه‌کارهای علمی و بومی خبری نیست که دخالت گستردۀ نهادهای امنیتی و اطلاعاتی در مدیریت و مخصوصاً بهره‌برداری از منابع محیط زیست کشور بحران زیست‌محیطی را دامن زده است.

منصور سهرابی
منصور سهرابی

منصور سهرابی، پژوهشگر محیط زیست، می‌‌گوید: «سال‌هاست که شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران وارد حوزه‌های تجاری شده‌اند. در پروژه‌های عظیمی چون سدسازی‌ها و انتقال آب و احداث صنایع آب و فولاد و حتی نفت و گاز فعال هستند و فعالیت‌هایی هم که دارند عمدتاً بدون در نظر گرفتن اثرات مخربِ زیست‌محیطی است. اگر هر نوع پروژه‌ای را که به آب مربوط است بررسی کنید، مطمئناً ردپایی از سپاه پاسداران در آن پیدا می‌‌کنید.»

او همچنین از جنگل‌سوزی‌های سپاه در غرب ایران می‌گوید: «سپاه پاسداران سال‌هاست که در غرب و شمال غربی کشور به‌بهانۀ حضور نیروهای مخالف جمهوری اسلامی که عمدتاً هم نیروهای کُرد هستند، جنگل‌های زاگرس را به‌صورت روزانه توپ‌باران می‌کند و بعضی از فعالیت‌های مربوط به آتش‌سوزی هم در آن‌جا به‌عمد از سوی سپاه پاسداران صورت می‌گیرد.»

سپاه پاسداران و نهادهای وابسته به آن از یک سو، وابستگان به بیت رهبر ایران از یک سو و صدها شرکت کوچک و بزرگِ زیرمجموعه یا مرتبط با نهادهای عریض و طویل مذهبی و سیاسی و حتی بانک‌ها از سوی دیگر، در تمام ۴۳ سال گذشته نقش مهمی در تخریب محیط زیست ایران بازی کرده‌اند.

از قطع کردن درختان جنگل‌های ایران تا پروژه‌های عظیم سدسازی و خشکیدگی تالاب‌ها و دریاچه‌ها همه‌جا حضور سودجویانۀ نهادهای امنیتی و مذهبی یا ارگان‌ها و شرکت‌های وابسته به آن‌ها قابل پی‌گیری است.

مثلاً در مورد خوزستان، داریوش معمار، روزنامه‌نگار، چنین توضیح می‌دهد: «بخشی از این شرکت‌ها در داخل استان خوزستان هستند، مثل شرکت نیشکر یا فولاد جهان‌آرا. بخشی از این شرکت‌ها هم در خارج از استان خوزستان هستند که برای نمونه می‌شود به سی شرکت فولادی در استان اصفهان اشاره کرد. شرکت‌هایی که در استان خوزستان هستند، برای مثال شرکت توسعۀ نیشکر، سه سهامدار عمده دارند. در واقع هفت شرکت توسعه نیشکر هستند که بخش عمده‌‌ای از حقآبه تالاب شادگان را استفاده می‌کنند و بانک ملی، بانک صادرات و وزارت جهاد کشاورزی [در میان آن‌ها هستند].»

بسیاری از این شرکت‌ها و نهادها که مستقیم یا غیرمستقیم به بیت رهبر ایران مربوط می‌شوند، از سهمیۀ آب شرب مردم استفاده می‌کنند. مثلاً داریوش معمار دربارۀ شرکت فولاد جهان‌آرا می‌گوید: «این شرکت که در خرمشهر است، روزانه در حال حاضر بیست هزار متر مکعب از سهمیۀ آب شرب مردم را استفاده می‌‌کند. خب سهامدار این شرکت بنیاد برکت و ستاد اجرایی فرمان امام است که هر دو از نهادهای زیر نظر رهبری جمهوری اسلامی هستند. میزان مصرفِ فقط همین شرکت فولاد جهان‌آرا معادل آب شرب هفتصد روستایی است که الان در تنش آبی هستند.»

نام ستاد اجرایی فرمان امام را حتماً بارها در اخبار مربوط به تنش آبی در خوزستان شنیده‌اید؛ آن‌جا که رئیس این ستاد اعلام کرد ستاد تحت ریاستِ او حاضر است با ورود به بحران‌ آبی در خوزستان و اختصاص بودجه‌ای ویژه، همۀ روستاهای درگیر تنش آبی را نجات دهد. این در حالی است که، به‌گفتۀ داریوش معمار، خود این ستاد از عوامل ایجاد تنش آبی در خوزستان به شمار می‌رود: «نهادهای حکومتی و دولت قرارداد تأمین آب با تانکر برای این روستاها را به بنیاد برکت و ستاد اجرایی فرمان امام می‌دهد و همین ستاد با تبلیغات فراوان اعلام می‌کند که ما قصد داریم مشکل تنش آبی را حل کنیم، در صورتی که اگر فقط همان سهمیه آبی را که از محل آب شرب و آب شیرین به این نهادها تعلق گرفته در اختیار روستاها بگذارند، مشکل به‌خودی خود حل است.»

نام آستان قدس رضوی هم برای همۀ آشناست؛ نهادی که در آغاز برای حفظ و نگهداری حرم امام هشتم شیعیان در مشهد راه افتاد اما خیلی زود به یکی از ثروتمندترین نهادهای غیرپاسخگو و معاف از مالیات در خاورمیانه بدل شد. تعیین تولیتِ آن با شخص آیت‌الله خامنه‌ای است و در بهره‌برداری و تخریب محیط زیست ایران نقش مهمی داشته است.

داریوش معمار
داریوش معمار

داریوش معمار از روابط پیچیدۀ اقتصادی میان این نهادها پرده برمی‌دارد: «یکی از سهامداران اصلی شرکت فولاد مبارکه در اصفهان آستان قدس رضوی است. آستان قدس رضوی و آستان معصومه قم همین الان ۵۱ درصد سهام شرکت مهاب قدس را در اختیار دارند و شرکت مهاب قدس تمام شرکت‌های سدساز و بهره‌بردار از سدها و شبکۀ تولید و توزیع آب و برق در ایران را در اختیار دارد،همین طور بخش قابل‌توجهی از سهام مپنا که سومین شرکت بزرگ حوزۀ نیرو و سدسازی در خاورمیانه است.»

«۵۱ تا ۶۰ درصد سهام ۴۹ شرکتِ توزیع عمدۀ برق استانی، سهام عمدۀ ۲۵ شرکت مدیریت تولید و بهره‌برداری نیروگاه‌ها، سهام ۴۴ شرکت آب و فاضلاب استانی و آبیاری و زه‌کشی… این‌ها همه در اختیار شرکت مهاب است و سهام‌دار عمدۀ مهاب آستان قدس رضوی است و طبیعتاً وقتی شرکت سدساز، بهره‌بردار و شرکت‌هایی که بهره‌بردارِ اصلیِ منابع آبی استان خوزستان هستند، وقتی همۀ این‌ها در اختیار حاکمیت است، خب خیلی سخت است که ما باور کنیم حاکمیت اراده‌ای برای حل مشکل آب شرب و آب کشاورزی و حقآبه تالاب‌‌ها در استان خوزستان دارد.»

و هنگامی که پای همکاری سپاه و شرکت‌های چینی به میان می‌آید، چه‌طور؟ منصور سهرابی، پژوهشگر بوم‌شناسی و محیط زیست، چنین می‌گوید:«شرکت‌های وابسته به سپاه پاسدارن با همکاری شرکت‌های چینی در خشک کردنِ هورالعظیم برای استخراج آسان‌ترِ نفت دخالت داشته‌اند. حتی سپاه پاسداران در گسترش کشاورزی‌های ناپایدار و نامتوازن هم دخالت داشته است. پروژه‌ای که مربوط به فرمان آقای خامنه‌ای بود که دستور داده بود پانصد هزار هکتار زمین کشاورزی در ایلام و خوزستان برای خودکفایی افزایش پیدا کند، باز شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران در آن هم دخالت داشتند.»

فقط هم خوزستان نیست. ردپای سپاه در خشکاندنِ دریاچه ارومیه هم به‌وضوح قابل پی‌گیری است. آقای سهرابی از نقش سپاه می‌گوید:« شرکت‌های وابسته به سپاه از جمله در پروژۀ انتقال آب از زابِ کوچک به دریاچۀ ارومیه که اثرات مخرب زیست‌محیطی خواهد داشت، درگیر هستند. همۀ ما هم شاهد هستیم که دریاچۀ ارومیه نه‌تنها احیا نشده بلکه دارد به سمت خشک شدن کامل می‌رود. این در حالی است که ستاد احیای دریاچۀ ارومیه بیش از ۱۵ میلیارد هزار تومان برای احیای دریاچه بودجه گرفت اما امروز آب دریاچه کمتر از دو میلیارد متر مکعب است.»

نه فقط بهره‌برداران از منابع طبیعی و زیست‌محیطی ایران که سرمایه‌گذاران در این زمینه هم عمدتاً شرکت‌ها و نهادهای وابسته به حکومت و در بسیاری از موارد از زیرمجموعه‌های مستقیم بیت آقای خامنه‌ای هستند.

داریوش معمار در این مورد چنین توضیح می‌دهد: «بخش بسیار اندکی از آبی که از سرشاخه‌های کارون به استان‌های اصفهان و استان‌های نواحی کویری و مرکزی ایران منتقل شده برای مصارف شرب است. در استان اصفهان طی دو دهۀ اخیر نزدیک به سی شرکت فولادی تأسیس شده است. سرمایه‌گذاران در این صنایع هم افراد عادی نیستند، سهامداران‌شان همین نهادهای دولتی هستند، وزارت رفاه است، نهادهای حاکمیتی‌اند. یعنی هم منتقل‌کنندگان و هم بهره‌برداران همه بخشی از حاکمیت هستند. درواقع در پشت پرده، منافع این انتقال آب – شما از پیمانکاری ساخت سدها بگیرید تا انتقال این آب – در اختیار حاکمیت است.

نقش انکارناپذیر و سودجویانۀ سپاه پاسداران و قرارگاه‌هایی مانند قرارگاه خاتم‌الانبیا و بنگاه‌های عظیم اقتصادی از جمله آستان قدس و ستاد اجرایی فرمان امام در تخریب محیط زیست ایران همان عامل افزوده‌ای است که عوامل طبیعی مثل گرمایش و تغییرات اقلیمی را تشدید و چند برابر کرده و اقلیم و سرزمین ایران را به سوی خشکیدگی و نابودی محیط زیستی پیش می‌راند.

No responses yet

Sep 17 2021

گسترش حضور نظامی اسرائیل در دریای سرخ با هدف مقابله با ایران

نوشته: در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: دریای سرخ برای اسرائیل از اهمیتی راهبردی برخوردار است. از این رو اسرائیل بر توان نظامی خود در این دریا افزوده است. اسرائیل مهم‌ترین تهدید امنیتی خود را از سوی جمهوری اسلامی و متحدانش در منطقه، حماس و حزب‌الله، می‌داند.

الی شرویت، ژنرال ارتش اسرائیل و فرمانده نیروی دریایی این کشور، اندکی پس از بازنشستگی خود در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آسوشیتدپرس از سیاست‌های راهبردی اسرائیل در دریای سرخ سخن گفته است.

شرویت در این مصاحبه گفته است که اسرائیل ظرف سالیان گذشته اقدام به افزایش توان و حضور نظامی خود در دریای سرخ نموده است. می‌گوید توان نظامی اسرائیل در آب‌های این دریا رشدی چشمگیر داشته است.

گرچه او حاضر به تایید اخبار مربوط به حملات اسرائیل به کشتی‌های متعلق به جمهوری اسلامی نشده اما اعلام کرده است که نیروی دریایی اسرائیل در موقعیتی است که با هر حمله‌ای که متوجه اقتصاد و امنیت این کشور باشد، مقابله کند.

شرویت گفته است که دفاع از امنیت کشتیرانی برای اسرائیل اهمیتی حیاتی دارد و برای این کشور دور یا نزدیک بودن مرکز تهدید به خاک خود تعیین کننده نیست.

یوئل گازانسکای، یک کارشناس ارشد مسائل ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی در تل‌آویو به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است که نیروی دریایی اسرائیل “خوب اما کوچک” است و عملکرد آن تابعی از سیاست استراتژیک اسرائیل در قبال تهدیدات جمهوری اسلامی ایران است.

اسرائیل و تهدیدهای دریایی

نیروی دریایی اسرائیل در دو عرصه فعالیت می‌کند: تامین امنیت سواحل مدیترانه و همچنین امنیت کشتیرانی در دریای سرخ که برای اسرائیل در عرصه بازرگانی با آسیا نقشی حیاتی دارد.

آسوشیتدپرس ضمن تاکید بر این موضوع که توان نیروی دریایی اسرائیل در قیاس با دشمنانش در منطقه برتری دارد، به تهدیدهای اشاره می‌کند که متوجه این کشور در آب‌های منطقه است.

به عنوان نمونه، حزب‌الله لبنان موشک‌های هدایت شونده زمین به دریا در اختیار دارد و حماس در نوار غزه نیز یک نیروی دریایی نسبتا کوچک را ایجاد کرده است.

یکی از نقاط حساس برای اسرائیل پلاتفرم‌های گاز طبیعی این کشور در دریای مدیترانه است. گفته می‌شود حدود ۷۵ درصد برق اسرائیل از طریق این پلاتفرم‌ها تامین می‌شود.

حزب‌الله اعلام کرده است که در صورت افزایش تنش، به این پلاتفرم‌ها حمله خواهد کرد. در سال ۲۰۰۶ حزب‌الله به یک ناو جنگی اسرائیل حمله موشکی کرده بود. حمله‌ای که منجر به کشته شدن چهار سرباز اسرائیل شده بود.

این در حالی است که بر طبق ارزیابی کارشناسان امور نظامی احتمال می‌رود که حزب‌الله در حال حاضر از موشک‌های پیشرفته‌تری برخوردار باشد. شرویت گفته است که اسرائیل بر حمل و نقل جنگ‌افزار برای تحویل به حزب‌الله نظارت دارد.

حماس نیز از جنگ‌افزارهای نسبتا پیشرفته‌تری استفاده می‌کند. شرویت به استفاده از یک پهپاد زیرآبی اشاره کرده است که در جریان جنگ ماه مه سال جاری بین اسرائیل و حماس به سوی هدف‌های اسرائیلی پرتاب شده بود.

تهدید بزرگی به نام ایران

به باور شرویت، بزرگ‌ترین تهدید امنیت اسرائیل و امنیت دریایی این کشور مربوط به جمهوری اسلامی می‌شود. حضور نظامی جمهوری اسلامی در سوریه، تلاش برای دست‌یابی به جنگ‌افزارهای هسته‌ای و همچنین حمایت از حماس و حزب‌الله جلو‌ه‌هایی از تهدید امنیتی اسرائیل از سوی این کشور است.

اما آنچه در افزایش حضور نظامی اسرائیل در دریای سرخ موثر بوده، تهدیداتی است که از سوی جمهوری اسلامی ایران متوجه کشتیرانی در آب‌های منطقه می‌شود.

آسوشیتدپرس از آن جمله به حضور کشتی ایرانی “ساویز” اشاره کرده است. این آن کشتی است که در ساحل یمن مستقر بود و در ماه آوریل هدف حمله واقع شد. حمله‌ای که گفته می‌شود از سوی اسرائیل صورت گرفته است. اسرائیل این خبر را نه تایید و نه تکذیب کرده است.

ناظران بر این باور بودند که این کشتی از یک کشتی تجاری به یک کشتی نظامی تغییر ماهیت داده و عملا در اختیار سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بوده است.

شرویت تاکید کرده است که تامین امنیت کشتیرانی در دریای سرخ با توجه به کانال سوئز و همچنین باب المندب، برای بازرگانی اسرائیل حائز اهمیتی تعیین کننده است و از این رو، اسرائیل اقدام به تقویت حضور نظامی خود در این دریا نموده است.

No responses yet

« Prev - Next »