اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Feb 11 2023

برگزاری مراسم حکومتی ۲۲ بهمن در ایران: «هک پخش اینترنتی» سخنرانی ابراهیم رئیسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی


بی‌بی‌سی: ابراهیم رئیسی در جمع محافظانش در راهپیمایی ۲۲ بهمن

به مناسبت چهل و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب ۵۷ راهپیمایی هواداران جمهوری اسلامی در تهران و سایر شهرهای ایران برگزار شد.

این مراسم در تهران در میدان آزادی برگزار شد و شرکت کنندگان شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دادند. علیه عربستان سعودی و بریتانیا هم شعارهایی داده شد.

مراسم حکومتی ۲۲ بهمن امسال بعد از حدود ۵ ماه اعتراضات خونین در ایران بود. اعتراضاتی که با مرگ مهسا امینی،‌ دختر کردی که به تهران آمده بود و در زمان بازداشت به دست گشت ارشاد جان باخت،‌ شعله ور شد.

ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران، در سخنرانی مراسم حکومتی سالگرد انقلاب ۵۷ در میدان آزادی تهران مدعی «شکست» اعتراضات شد و گفت که در بهمن ۱۴۰۱ «شکست دشمنان انقلاب یکبار دیگر رقم خورده است.»

او با تکرار حرف‌های مقامات جمهوری اسلامی معترضان را «فریب خورده» خواند و گفت که دولت او در مسیر به آغوش پذیرفتن “فریب خوردگان ” حرکت می کند.

او دستور عفو زندانیان را «عفو پدرانه رهبری» خواند و گفت که دولت او و دستگاه‌های اداری هم امتداد همین نگاه را پی می‌گیرتد.

او از زندانیان اعتراضات اخیر با عنوان «فریب خوردگان اغتشاشات» نام برد و بار دیگر اعتراضات را به «دشمن» منسوب کرد.

آقای رئیسی،‌ شعارهای مخالفان حکومت را به غرب منتسب کرد و گفت آمریکا نمی‌تواند مدعی شعار «زندگی» باشد، چرا که حضورش در افغانستان و عراق و کشورهای دیگر مرگبار بوده است.

او همچنین گفت حقوق زنان در چهارچوب جمهوری اسلامی تحقق یافته و در مقابل در کشورهای غربی زنان مورد «استفاده ابزاری» قرار می‌گیرند.

آقای رئیسی به همجنسگرایان حمله کرد و خطاب به کشورهایی که گرایش‌های جنسی مختلف را پذیرفته‌اند گفت: «نسل انسان را منقرض می‌کنید.»

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش بر شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» تاکید کرد که جمعیت حاضر او را همراهی کردند.

این در حالی است که بسیاری از زندانیان آزاد شده پس از آزادی گفتند که درخواست عفو ندادند و حتی برخی در مقابل زندان اوین با برداشت روسری هایشان علیه جمهوری اسلامی شعار دادند.

همچنین، شب گذشته و همزمان با نورافشانی و شعار شبانه به مناسبت ۲۲ بهمن، گروهی از مردم شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» سردادند.

پخش اینترنتی سخنرانی ابراهیم رئیسی در مراسم حکومتی سالگرد انقلاب برای چند ثانیه هک شد.

گروه «عدالت علی» پخش زنده سخنرانی آقای رئیسی در وبسایت تلوبیون را مختل کرد، وبسایتی که شبکه‌های تلویزیونی مختلف را به طور اینترنتی پخش می‌کند.

در زمان «هک پخش زنده» پیامی علیه حکومت و فراخوانی برای تجمع اعتراضی علیه جمهوری اسلامی در روز ۲۷ بهمن پخش شد.

اواسط مهرماه سالجاری و همزمان با اوج اعتراضات در ایران همین گروه پخش سخنرانی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را هک کردد.

در آن زمان، در لحظاتی که شبکه خبر هک شده بود، علاوه بر شعار زن، زندگی، آزادی، بر روی صفحه تلویزیون، تصویری از علی خامنه‌ای که در آتش می‌سوزد به نمایش درآمده بود که در کنارش نوشته شده بود: «چوپان دروغگو».

زیر عکس رهبر جمهوری اسلامی نیز نوشته شده بود: «خون جوانان ما، میچکد از چنگ تو».

حضور چهره‌های حکومتی و نظامی و نمایش تسلیحات نظامی در راهپیمایی

نمایش تجهیزات نظامی مثل موشک و پهپاد از جمله برنامه‌های مراسم ۲۲ بهمن بود

در راهپیمایی امروز در تهران بسیاری از چهره‌های سیاسی جمهوری اسلامی از جمله علی‌اکبر ناطق نوری، از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی که در سالهای اخیر به دلیل برخی مواضعش با انتقادهای اصولگرایان رو به رو شده بود، حسن روحانی، رئیس جمهور سابق ایران و مهدی چمران رئیس شورای شهرتهران هم شرکت داشتند.

غلامحسین محسنی اژه ای، رئیس قوه قضائیه ایران هم امروز در راهپیمایی تهران شرکت کرد.

محمدباقر قالیباف رئیس مجلس ایران به شهر تبریز رفته و در راهپیمایی این شهر شرکت و سخنرانی کرد.

فرماندهان سپاه و ارتش و نیروهای انتظامی از جمله حسین سلامی فرمانده کل سپاه،‌ امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوا فضای سپاه پاسداران و احمدرضا رادان، فرمانده کل پلیس ایران هم شرکت داشتند.


راهپیمایی ۴۴ امین سالگرد انقلاب ۵۷ در میدان آزادی تهران برگزار شد


خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران از نمایش موشک‌های بالستیک عماد و پهپاد شاهد ۱۳۶ در راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن خبر داد

حسن روحانی رئیس جمهور سابق ایران هم در راهپیمایی شرکت داشت

No responses yet

Feb 07 2023

جایزه گرمی «برای» ترانه‌ای که معترضان نوشتند و شروین حاجی‌پور خواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


بی‌بی‌سی: سه سال پیش که خواننده جوان نتوانست جایزه مسابقه تلویزیونی استعدادیابی شبکه سه به نام «عصر جدید» را ببرد، در خواب هم نمی‌دید که مدتی بعد یکی از معروف‌ترین چهره‌های موسیقی ایران در جهان شود و معترضان ایرانی آهنگش را در گوشه و کنار دنیا بخوانند.

شروین حاجی‌پور، متولد ۱۰ فروردین ۱۳۷۶ است. در دبیرستان رشته ریاضی و در دانشگاه کارشناسی اقتصاد خوانده اما الان شغلش آهنگسازی است و بیشتر وقتش در تهران می‌گذرد.

این خواننده اهل مازنداران از هشت‌سالگی موسیقی را با یادگیری ویولن آغاز کرده و از ۱۲ سالگی هم مشغول آهنگسازی شده است. او بعد به‌ صورت خودآموز گیتار و پیانو را هم یاد گرفته است.

تا اینجای داستان شروین مانند بسیاری از جوانان دوستدار موسیقی در ایران است که برای آینده‌ای بهتر و رسیدن به اوج تلاش می‌کنند.

حاجی‌پور بعدتر برای مخاطبان موسیقی در ایران شناخته شد، مخصوصا از سال ۱۳۹۸که با شرکت در «عصر جدید»، مسابقه تلویزیونی استعدادیابی مخاطبان فراوان شبکه سه تلویزیون ایران او را شناختند. او با ترانه «شاید بهشت» در مرحله اول آن برنامه رای هر چهار داور را بدست آورد ، ولی به رغم رسیدن به مراحل نهایی در پایان نتوانست برنده شود.
ترانه‌ای از دل اعتراضات ۱۴۰۱

اما برای شروین حاجی‌پور ماجرایی بزرگتر با ترانه «برای» شروع شد.

پس از کشته‌شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد و شروع اعتراضات سراسری، کاربران ایرانی در توییتر به طور خودجوش شروع به نوشتن مضامین اعتراضی کردند که تمام آن‌ها با «برای» شروع می‌شد؛ توییت‌هایی که در آن کاربران از اعتراض و ناراحتی خود به جنبه‌هایی از زندگی زیر سلطه جمهوری اسلامی سخن می‌گفتند، یا از آرزوهایشان در فردایی آزاد و بهتر.

شروین حاجی‌پور از بخشی از این «برای»‌ها سرودن ترانه‌اش الهام گرفت و با کولاژ آن‌ها کنار هم ترانه‌ای ساخت و در ویدئو کلیپ آهنگش هم پخش کرد.

قطعه «برای» پس از همرسانی در اینستاگرام شروین حاجی‌پور در مدتی کوتاه بیش از چهل میلیون بازدیدکننده پیدا کرد.
دستگیری به جرم ساختن یک آهنگ
هفتم مهر و چند روز بعد از انتشار «برای»، نیروهای امنیتی حکومت ایران شروین حاجی‌پور را دستگیر کردند و کمی بعد آهنگ پرمخاطبش از صفحه اینستاگرام او حذف شد.

دو روز بعد خواهر شروین در اینستاگرامش نوشت که از اداره اطلاعات ساری با والدین او تماس گرفته‌اند و اطلاع داده‌اند که شروین در آنجاست.

دهم مهر، اعضای هیئت مدیره خانه موسیقی ایران ضمن «ابراز تاسف از وقایع اخیر»، به دستگیری شروین حاجی‌پور اعتراض کردند و «با اشاره به سخن مسئولان عالی‌رتبه کشور نسبت به احترام گذاشتن به حق اعتراض مردم» از دستگاه قضایی خواستند هرچه سریع‌تر او را آزاد کند. در آن زمان گفته شد که واحد حقوقی خانه موسیقی مامور پیگیری وضعیت این خواننده جوان شده است.

۱۲ مهر بودکه خبر آزاد شدن شروین حاجی‌پور با قرار وثیقه اعلام شد. مجید کاوه، وکیل حاجی‌پور به خبرگزاری ایلنا گفت: «روند تحقیقات پرونده موکلم شروین حاجی‌پور محرمانه است فعلا در همین حد بدانید که قرار بازداشت به وثیقه تبدیل شده و ایشان آزاد شدند و کنار خانواده هستند.»

مرغی که از قفس آزاد شد
تمام این تلاش‌ها اما کوچک‌ترین تاثیری در گسترش حیرت‌‌انگیز آهنگ «برای» نداشت. از روز انتشار این آهنگ کمتر نقطه‌ای را در گوشه و کنار جهان و ایران می‌توان پیدا کرد که معترضان ایرانی جمع شوند و صدای آهنگ این آهنگ شنیده نشود.

محبوبیت «برای» فقط بین مردم عادی نبود و رعنا منصور، خواننده ایرانی-آمریکایی این آهنگ را به زبان انگلیسی بازخوانی کرد و جمعه شب ۴ اکتبر ۲۰۲۲، به عنوان مهمان در فینال برنامه تلویزیونی «وُیس آلمان» (صدای آلمان)، آن را در همبستگی با اعتراضات سراسری ایران اجرا کرد و با استقبال قابل توجهی روبرو شد.

«کلدپلی»، گروه موسیقی راک بریتانیایی نیز دو شب پیاپی در کنسرت بوئنوس آیرس، این ترانه را با صدای گلشیفته فراهانی، هنرپیشه ایرانی اجرا و به مردم آزادی‌خواه ایران تقدیم کرد.

«دختران همسایه»، تلاش حکومت برای بهره‌برداری از محبویت «برای»
محبوبیت آهنگ «برای» چنان ابعادی پیدا کرد که حکومت ایران، که خود هدف اصلی اشاره‌های اعتراضی این ترانه بود، با تهیه آهنگی تلاش کرد تا بر این موج سوار شود و از این محبوبیت برای رساندن پیام‌های تبلیغاتی خود استفاده کند. ماجرا از این قرار بود که گروهی از حامیان جمهوری اسلامی، با تغییر متن ترانه، یک قطعه تبلیغاتی جدید منتشر کرده‌اند که در آن از زبان زنان افغان از زنان ایرانی خواسته شده که به اعتراض‌هایشان ادامه ندهند.

این قطعه که برای «دختران همسایه» نام داشت آبان ۱۴۰۱، توسط کانال تلگرامی عیسی حسینی مزاری و برخی کارکنان خبرگزاری صدای افغان و مرکز تبیان افغانستان منتشر شد.

عیسی حسینی مزاری، یک روحانی شیعه افغان طرفدار جمهوری اسلامی در ایران است. او ریاست مرکز تبیان افغانستان را برعهده دارد که در قم، تهران و مشهد دفتر دارد.

ویدئوی این آهنگ سپس به شکل گسترده از سوی رسانه‌های حکومتی و کانال‌های تلگرامی سپاه پاسداران بازنشر شد.

خواننده این ویدئو، زنی است که با همخوانی تعدادی دیگر از زنان افغان آن را اجرا کرده است. بخش دیگری از آنچه که برخی منتقدان جنبه «کمدی-تراژیک» ماجرا خواندند ، گذشته از «کپی‌برداری ناشیانه از آهنگ حاجی‌پور» این است که تک‌خوانی زنان در جمهوری اسلامی ممنوع است.

بعدتر بازخوانی مشابه و کپی‌برداری از یک ترانه اعتراضی دیگر با نام «آواز لیلاها» هم از طرف حکومت انجام شد.

No responses yet

Feb 03 2023

اعتراضات و نمایش «عادی‌سازی» در ایران؛ «نظام ظرفیت عقلانی تغییر ندارد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

بی‌بی‌سی: دوازدهم بهمن‌ماه، اکثر روزنامه‌های تهران تلاش کردند تا شور و هیجان روزهای پر ماجرای بهمن ۵۷ را به شکلی بازسازی کنند؛ یکی دیگر از اقدامات حکومت در مجادله تازه‌ای که با مخالفان آغاز کرده تا نشان دهد همه چیز به شرایط «عادی» برگشته و در پایان ماه‌ها اعتراض خیابانی، وضعیت به گونه‌ای است که گویی «نه خانی آمده و نه خانی رفته».

در مقابل، علاوه بر واکنش منفی کاربران در شبکه‌های اجتماعی، گروهی از ناظران با اشاره به نمونه‌های تاریخی مانند آنچه بعد از سرکوب انقلاب مجارستان در سال ۱۹۵۶ رخ داد یا روش‌های حکومت کمونیستی چکسلواکی بعد از سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی در جریان رویدادهای «بهار پراگ» در ۱۹۸۶، رفتار حکومت ایران را تکرار روش‌های حکومتی سرکوبگر برای «عادی‌سازی» شرایطی پرتنش و «غیرعادی» توصیف می‌کنند.

برگزاری کنسرت‌های موسیقی و جشنواره‌‌های مختلف فیلم و تئاتر یا تکرار جشن‌های مناسبت‌های سیاسی ایدئولوژیک مانند جشن «پیروزی انقلاب اسلامی» از جمله اتفاقاتی است که از نظر منتقدان، در چارچوب یک برنامه بسیار گسترده‌تر تبلیغاتی برای «عادی‌سازی» قابل فهم است، تا رویدادهای معمولی که سال‌هاست به همین شکل برگزار می‌شوند.

علاوه بر این، برخی اقدامات حکومت نشان می‌دهد که تلاش‌هایی حتی فراتر از «عادی‌سازی» نیز آغاز شده؛ تلاش‌هایی که در آن‌ها، نشانه‌هایی از «پیشگیری» یا «پاکسازی» و انتقام‌جویی قابل ردگیری است. از آن جمله اخراج تعدادی از استادان دانشگاه، یا حمایت گسترده از خوانندگان و بازیگران کمترشناخته‌شده در جشنوارهای هنری که برخی آن را «راه‌انداختن کارخانه تولید شبه هنرمند، ورزشکار، استاد دانشگاه و …» توصیف کرده‌اند.

این شرایط موجب شده تا برخی نخبگان مانند محسن رنانی، اقتصاددان، بار دیگر تاکید کنند که برخلاف آنچه در اوج اعتراض‌های خیابانی می‌گفتند، «سر نظام به سنگ نخورده» و به این نتیجه برسند که «ظرفیت عقلانیت سازمانی در سیستم» وجود ندارد.

عادی‌سازی و گام‌های بعد از آن

از آغاز جنبش اعتراضی در ایران، رفتار جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان تغییری نکرده. اما در روش‌های تبلیغاتی و جزییات گفتمانی برخورد با معترضان، واکنش حکومت چندین بار تغییر کرد.

نخستین برخورد حکومت و رسانه‌هایش، انکار یا نادیده گرفتن اعتراض‌ها بود؛ واکنشی که آرام آرام به کم‌اهمیت نشان دادن آن تغییر کرد و تکرار این جمله که معترضان، گروه‌های کوچک ۵۰، ۶۰ نفره‌اند. در مرحله بعد با گسترش اعتراضات به شهرهای مختلف ایران، علاوه بر ادامه سرکوب خشن در خیابان، تهدید علنی از تریبون‌ها هم آغاز شد. از اینجا، علاوه بر خشونت گسترده در خیابان، تبلیغات سیاسی علیه معترضان نیز شدت گرفت و اعتراض‌ها «اغتشاشات» شد و معترضان «آشوبگر».

حکومت در نبردی گفتمانی، هرگونه خودجوش و مردمی بودن اعتراض‌ها را زیر سوال برد و اصرار داشت که آنچه در سراسر ایران به وقوع می‌پیوندد یک توطئه پیچیده کشورهای خارجی است. در جریان این تبلیغات، از عالی‌ترین سران جمهوری اسلامی تا مقام‌هایی به مراتب کم اهمیت‌تر بارها برای معترضان خط و نشان کشیدند و ماشین سرکوب نظام، علاوه بر کشتار وسیع به دستگیری‌های بی‌سابقه نیز دست زد.

حکومت در این مدت برای کنترل ناآرامی‌ها متوسل به صدور احکام سنگین محاربه، زندان و اعدام معترضان شد. بستن شبکه‌های اجتماعی، احضار روزنامه‌نگاران، هنرمندان، ورزشکاران، نویسندگان، فعالان مدنی و سیاسی و ایجاد فضای امنیتی در بسیاری از شهرهای ایران از جمله دیگر اقدامات حکومت در این مدت بوده است.

و حالا آنچه که این روزها به عنوان پروژه «عادی‌سازی» هدف انتقاد است، در واقع دوره‌ای است که گویی جمهوری اسلامی احساس می‌کند جنبش اعتراضی را مهار کرده و همه چیز تمام شده است.

با فرارسیدن ۱۲ بهمن، روزنامه‌های صبح نو و ایران، با تیترهای «پایان توهم براندازی» و «عبور از آشوب» شرایط کشور را عادی توصیف کردند یا روزنامه‌های جوان و فرهیختگان با اشاره به مصاحبه اخیر بی‌بی‌سی با رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران تیتر زدند که «پروژه آشوب» به نتیجه نرسید و غرب به ریل دیپلماسی با ایران برگشت.

برنامه‌های مناظره تلویزیون دولتی ایران که در اوایل جنبش اعتراضی در چند شبکه تشکیل می‌شد و مهمانان مختلف و گاهی ممنوع‌المصاحبه را دعوت می‌کرد، تعطیل شدند و دیگر خبری از آن مناظره‌ها و اظهارنظرهای داغ نیست.
بازگشت به قبل از اعتراض‌ها
در ادامه پروژه «عادی‌سازی» برخی از اقدامات نیز برای بازگشت به قبل از اعتراض‌ها، در جریان است. به عنوان مثال اگرچه برخورد با نوع پوشش زنان در این مدت در ظاهر کمرنگ‌ شده بود، اما حالا دوباره برای رانندگانی که حجاب اجباری را رعایت نمی‌کنند، «پیامک» ارسال می‌شود.

در نماز جمعه هفته گذشته، کاظم صدیقی، رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر از ابلاغ طرح‌های تازه مقابله با «بی‌حجابی» به ادارات و وزارتخانه‌ها خبر داد و آنگونه که فرماندار شیراز گفته است به مراکز و مجتمع‌های خرید و تجاری بخشنامه ابلاغ شده و کسانی که «کشف حجاب» کنند، مجرم خوانده شده‌اند و در نهایت همین هفته یک نماینده مجلس از ضرورت تشکیل وزارت امر به معروف و نهی از منکر صحبت کرد.

این در حالی است که در هنگامه اعتراضات سراسری، نه فقط منتقدان میانه‌روی درون حکومت که حتی برخی مسئولان ارشد نظام از جمله روسای قوه مقنته و مجریه به اشکال مختلف درباره لزوم تغییرات در «نظام حکمرانی» صحبت کرده بودند. حتی امروز که از شدت اعتراض‌های خیابانی کاسته شده است، برخی فعالان سیاسی مانند محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، وضعیت فعلی را «آتش زیر خاکستر» توصیف کرده‌اند.

اما در عمل رفتار حکومت به گونه‌ای است که نه تنها تلاش می‌کند به شرایط پیش از اعتراضات برگردد، بلکه در مسیری کاملا مخالف به خواسته‌های معترضان گام‌هایی برداشته شده‌ است؛ گام‌هایی که ظاهرا با انگیزه‌های «پیشگیرانه» برداشته می‌شوند. عینی‌ترین مصداق چنین اقداماتی طرح جدید کمیسیون قضایی است که می‌خواهد قوانینی برای سخت‌‌گیری بیشتر برای برخورد با چهره‌های مطرح هنری و ورزشی تصویب کند.

این طرح روز یکشنبه دهم بهمن‌ماه، توسط ۲۴ نفر از نمایندگان مجلس ارائه شده و اگر در نهایت به قانون تبدیل شود، بر اساس آن افراد مشهور دارای موقعیت اجتماعی به خاطر اظهارنظر‌های خود می‌توانند به حبس از ۱۰ تا ۱۵ سال و همچنین ۵ تا ۱۰ سال از ممنوع‌الکاری محکوم شوند.

حسینعلی حاجی دلیگانی عضو هیأت رئیسه مجلس و از امضا کنندگان این طرح به خبرگزاری فارس گفته است: «وقتی کسی ٤۰۰ یا ۵۰۰ هزار نفر دنبال کننده دارد، مجاز نیست هر ابراز عقیده ای داشته باشد چرا که ابراز عقیده او در جامعه بازخورد دارد و اگر حرفی بزند که ذهن مردم مشوش شود مسئولیت دارد.»

کامبیز نوروزی، حقوقدان درباره طرح جدید مجلس می‌گوید: «این طرح آزادی بیان را به‌طور کلی از میان می‌برد. دیگر کسی جز مسئولان نمی‌تواند سخنی در نقد و تحلیل مسائل کشور بگوید یا بنویسد، مگر آنکه خود را آماده اتهام افساد در ارض یا زندان طولانی مدت کند.»

نعمت احمدی، حقوقدان و عضو هیات علمی دانشگاه نیز در توئیتر در واکنش به این طرح می‌پرسد آیا امضا کنندگان این طرح اصل ۹ قانون اساسی را خوانده‌اند یا نه اما «هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال وتمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هرچندبا وضع قوانین ومقررات سلب کند».
ظرفیت تغییر در جمهوری اسلامی
در جریان اعتراض‌های اخیر، برخی صاحب‌نظران به ویژه در داخل کشور از احتمال تغییرات مثبت در حکومت در صورت پایان حضور خیابانی معترضان صحبت می‌کردند؛ ناظرانی مانند محسن رنانی، اقتصاددان که تا چند هفته پیش تصور می‌کرد نظام «سرش به سنگ خورده» و این جنبش می‌تواند سرآغاز حرکت‌های اصلاحی شود.

حالا نظر آقای رنانی هم تغییر کرده است. این استاد اقتصاد در یادداشتی در یک یادداشت تلگرامی با عنوان «اذان به وقت دروغ» می‌گوید به دانشجویان گفتیم حکومت «به سر عقل» آمده اما آنها می‌گفتند «اگر ما اکنون کوتاه بیاییم و آنان بر اوضاع مسلط شوند، خرخره ما را خواهند جوید و از آنها اصرار بود و از ما انکار».

آقای رنانی می‌گوید انتظار داشته «ترس روانشناختی‌ حکومت به ترس عقلانی» تبدیل شود، اما حکومت خشونت ایدئولوژیک، رجز‌خوانی، اتهام و تحقیر و تهدید و خشم و انتقام را آغاز کرده‌ است.

آقای رنانی نتیجه می‌گیرد: «نظام می‌‌خواهد دقیقاً تجربه پس از اعتراضات ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ را تکرار کند و ظاهراً ظرفیت عقلانیت سازمانی در سیستم، بیش از این نیست. »

بیژن اشتری، نویسنده و مترجم نیز در صفحه اینستاگرامش یک ماه پیش، درباره روند «عادی سازی» از طرف حکومت هشدار داده بود. او در هفته اخیر با اشاره به آغاز جشنواره‌های تئاتر و فیلم نوشت: «حکومت بیش از هر زمان دیگری لخت و عریان به نظر می‌رسد و برای پوشاندن این برهنگی کریه چاره‌ای جز شبیه‌سازی نهادهای مدنی و مردمی‌ ندارد.»

او می‌نویسد: «حکومت به کمک درآمد ناشی از فروش نفت قاچاق بیش از گذشته به خرید سیاهی‌لشکر برای خویش رو آورده و می‌کوشد با استفاده از این سیاهی لشکرهای تحت فرمانش توهمی از یک جامعه عادی ایجاد کند. تسمه‌نقاله‌ تولید شبه‌نهادها، شبه‌هنرمندان، شبهه‌آدم‌ها راه افتاده.»

جواد کاشی، جامعه شناس نیز پیش از ارایه طرح جدید مجلس برای محدودیت آزادی بیان در کانال تلگرامی‌اش، در مطلبی با عنوان «غول بازیگوش ترس» صحبت از ترس متقابل حکومت و معترضان از یکدیگر می‌کند.

No responses yet

Feb 03 2023

ماجرای مصوبه مجلس ایران درباره “ممنوعیت خروج زنان از کشور بدون اجازهٔ سرپرست”، از تایید تا تکذیب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران با عقب‌نشینی، اظهارات یکی از همکاران خود درباره مصوبه ممنوعیت خروج زنان از کشور بدون اجازه سرپرست را تکذیب کردند.

پس از جنجالی شدن اظهارات سخنگوی کمیسیون قضائی مجلس شورای اسلامی ایران، درباره تصویب لایحه‌ای برای «ممنوعیت خروج تمامی زنان ایرانی از کشور بدون اجازه سرپرست»، این نماینده مجلس ادعای خود را تکذیب کرد. دست‌کم دو نماینده دیگر مجلس شورای اسلامی ایران نیز به میدان آمده و تصویب چنین لایحه‌ای را تکذیب کردند.

کاظم دلخوش، سخنگوی کمیسیون قضائی مجلس شورای اسلامی ایران، اظهارات پیشین خود درباره تصویب لایحه ممنوعیت خروج زنان ایرانی از کشور بدون اجازه «سرپرست» را تکذیب کرد.

این نماینده مجلس ایران، روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ماه، به خبرگزاری فارس گفته بود: در راستای تصویب لایحه‌ای با عنوان «منع خشونت علیه زنان»، این کمیسیون تصمیم گرفته است که «خروج بانوان از کشور»، در «شرایط عادی» باید با «اذن سرپرست» باشد و در «موارد خاص» نیز «با حکم دادگاه» انجام شود.

بر اساس قوانین مجلس شورای اسلامی، پیش از این، فقط بانوان متاهل و دختران زیر ۱۸ سال برای خروج از ایران به اجازه همسر، پدر یا سرپرست خود نیاز داشتند.

آزادی رفت و آمد از جمله حقوق بنیادین هر انسانی است که در اسناد بین المللی حقوق بشر مورد تصریح قرار گفته است؛
مصوبه کمیسیون قضایی مجلس در محدود کردن آزادی زنان در رفت و آمد و منوط کردن "خروج با اجازه سرپرست" توهین به شخصیت انسانی زنان وشرم آور است.

ژن، ژیان، ئازادی

— Hengaw Human Rights Organization (@HengawO) January 31, 2023

در حالیکه حدود ۱۴۰ روز از آغاز جنبش انقلابی «زن‌، زندگی، آزادی» می‌گذرد، اظهارات کاظم دلخوش، درباره مصوبه مجلس شورای اسلامی ایران، در راستای ممنوعیت سفر برای تمامی زنان ایران، با واکنش‌های زیادی روبرو شد.

به نظر می‌رسد واکنش‌های جامعه مدنی ایران، بار دیگر، نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به عقب‌نشینی وادار کرد.

کاظم دلخوش، سخنگوی کمیسیون قضائی مجلس شورای اسلامی، ساعاتی پس از گفتگوی نخست خود با خبرگزاری فارس، مبنی بر اینکه «اعضا این کمیسیون در جلسه امروز خود خروج بانوان از کشور را در شرایط عادی با اذن سرپرست دانستند»، در گفتگوی دیگری با خبرگزاری ایسنا، اظهارات پیشین خود را تکذیب کرده و گزارش‌های منتشر شده را «بر اساس برداشت‌های غلط» و «تیترهای دروغین» درباره اذن گرفتن زنان برای خروج از کشور برشمرد.

فاطمه قاسم‌پور، رئیس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی ایران، نیز در گفتگو با ایسنا، خبر این مصوبه را «شایعه» دانسته و تکذیب کرد.

موسی غضنفرآبادی، رئیس کمیسیون قضایی مجلس ایران نیز طرح چنین موضوعی در کمیسیون حقوقی و قضایی را تکذیب کرده و گفت: چنین موضوعی در ارتباط با لایحه حمایت از زنان در برابر خشونت اصلا مطرح نشده است.

رییس کمیسیون قضایی مجلس افزود: «ممکن است نماینده‌ای نظری شخصی دربارهٔ لایحه حمایت از زنان در برابر خشونت داشته باشد که من از آن بی‌اطلاع باشم».

روابط عمومی مجلس شورای اسلامی هم موضوع اعمال محدودیت‌های بیشتر برای سفرهای خارجی زنان ایرانی را تکذیب کرد.

علاوه بر واکنش افکار عمومی، شماری از رسانه‌های داخلی نیز با عناوین جنجالی به خبرهای مرتبط با تصویب و تکذیب ممنوعیت خروج زنان از کشور بدون اجازه سرپرست با عناوینی همچون: «چوب لای چرخ خروج زنان از کشور» و «خبری که زنان را خشمگین کرد»، واکنش نشان دادند.

No responses yet

Jan 27 2023

فشار برای حفظ حجاب اجباری؛ درمانگاهی در شیراز به دلیل «پوشش» پلمب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


صدای آمریکا: اعتراضات ایران، تصویر زنی بدون حجاب
در ادامه فشارها بر مراکز خدماتی و تجاری برای رعایت حجاب اجباری، فرماندار شیراز اعلام کرد به‌تازگی یک درمانگاه در این شهر به دلیل پوشش و حجاب کارکنان و مراجعه‌کنندگان آن پلمب شده است.

لطف‌الله شیبانی اضافه کرد: «ممنوعیت کشف حجاب در مغازه‌ها و مجتمع‌های تجاری به اصناف اعلام شده است و مشتریان و مراجعان به واحدهای تجاری، حق کشف حجاب ندارند.»

با گذشت چهار ماه از آغاز اعتراضات سراسری در ایران پس از کشته شدن مهسا امینی در پی بازداشت به بهانه حجاب، مقامات جمهوری اسلامی برخورد با زنانی را که پوشش مطابق با خواست حکومت ندارند شدیدتر کرده و پلمب کردن کسب و کارها را به روش‌های پیشین خود افزوده است.
فرماندار شیراز با تهدید زنان گفت که در صورت «مشاهده زنان بی‌حجاب»، واحد ۱۱۰ و اماکن فرماندهی انتظامی با آنان «برخورد لازم» خواهد کرد و افزود: «شهروندان، چه از پرسنل اصناف و چه مشتریان و مراجعان به واحدهای تجاری، حق کشف حجاب ندارند.»

قوه قضاییه جمهوری اسلامی برداشتن حجاب اجباری زنان را جرم‌انگاری کرده و چنان که دادستان کل گفته، برداشتن حجاب اجباری «جرم مشهود» به شمار می‌آید.

محمد جعفر منتظری، دادستان کل کشور، گفته است که در چند ماه اخیر از برنامه‌های دشمنان این بود حریم‌ها را بشکنند و خطوطی که برای جمهوری اسلامی قائلیم را کنار بزنند از جمله حجاب.

او با تأکید بر الزام رعایت حجاب اجباری «در داخل مرزهای جمهوری اسلامی»، تأکید کرده است که «نمی‌توانیم بگوییم [مسئله] شخصی است.»

هرچند جرقه آغازین اعتراضات سراسری در ایران که ۱۳۰ روز از شروع آن می‌گذرد، کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد بود، اما تجمع‌ها و راهپیمایی‌هایی که در این مدت در سراسر ایران جریان دارد، صرفا به اعتراض علیه حجاب خلاصه نشد و معترضان در همه استان‌های ایران علیه مقامات جمهوری اسلامی شعار می‌دهند و خواستار سرنگونی حکومت هستند.

No responses yet

Jan 18 2023

از «زندگی جنسی آیت‌الله» تا کاریکاتور خامنه‌ای؛ همه چیز درباره شارلی ابدو

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,طنز


رادیوفردا: مصطفی خلجی: هفته‌نامه طنز شارلی ابدو که این روزها به یکی از کانون‌های تنش دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و فرانسه تبدیل شده، اکنون معروف‌ترین و از اصلی‌ترین نمونه‌های آزادی بیان در فرانسه است.

شارلی ابدو که بیش از پنج دهه از آغاز انتشارش می‌گذرد، این جایگاه مهم در عرصه مطبوعات و به طور کلی صحنه سیاسی و اجتماعی کشور را آسان و بدون هزینه به دست نیاورده است.

این جایگاه در وهله اول، مدیون ایمان عمیق بنیانگذاران شارلی ابدو به آزادی بیان و شکستن هر گونه تابو و پیش‌فرض است که به نسل‌های بعدی مدیران و روزنامه‌نگاران نشریه نیز منقل شده است.

همچنین شجاعت و تلاش بی‌وقفه روزنامه‌نگاران و کاریکاتوریست‌های شارلی ابدو برای تحقق آرمان‌های نشریه بوده که موجب شده پرچم آزادی‌خواهی و مبارزه با سانسور از دست نشریه بر زمین نیفتد.

مسلماً اگر این ایمان عمیق، شجاعت و تلاش‌ها نبود، نه تنها حملات تروریستی و تهدیدهای جانی علیه روزنامه‌نگاران شارلی ابدو این نشریه را متوقف می‌کرد، بلکه خیلی زودتر، یعنی از همان سال اول انتشار نشریه، ممکن بود حجم بالای شکایت‌های سازمان‌ها و افراد مختلف علیه شارلی ابدو، آن را از پا بیاندازد.
دام گفتارهای دشمنان شارلی ابدو

با این حال، در خارج از مرزهای فرانسه، برخی حکومت‌ها تلاش می‌کنند با وارد کردن اتهام‌هایی، ماهیت و موجودیت شارلی ابدو را آن طور که مایلند، مشخص و معرفی کنند.

مهم‌ترین اتهام در مورد این نشریه، که به ویژه در سال‌های اخیر از سوی گروه‌ها و دولت‌های اسلامگرا از جمله جمهوری اسلامی مطرح شده، این است که پشت‌ انتشار یا سیاست‌های شارلی ابدو، دولت فرانسه یا به طور کلی سیاستگذاران غربی قرار دارند.

در واقع، اسلامگرایان کاریکاتورهای شارلی ابدو را بخشی از سیاست غرب در مورد خود می‌دانند، در صورتی که اساساً ماجرا به گونه دیگری است.

علی خامنه‌ای دو سال پیش در پیامی به مناسبت انتشار کاریکاتورهای محمد پیامبر اسلام در هفته‌نامه طنز شارلی ابدو مدعی شده بود این کاریکاتورها نشان‌دهنده «عناد و کینه‌ شرارت‌بار دستگاه‌های سیاسی و فرهنگی دنیای غرب با اسلام» است.

یا در نمونه‌ای دیگر، حمیدرضا آصفی سفیر پیشین جمهوری اسلامی در فرانسه مدعی شده بود که کاریکاتورهای شارلی ابدو «در موضع ضعف و دفاع قراردادن کشورهای اسلامی، غفلت آن‌ها از تشکیل دولت فلسطین و همچنین ایجاد نفاق، دودستگی و آشوب در میان کشورهای اسلامی» است.

این گونه اظهارات و اتهام‌ها که بر پایه غرض‌ورزی‌های سیاسی و ایدئولوژی اسلامی است، تنها در صورتی قابل باور خواهد شد که مخاطب هیچ گونه شناخت و درکی از شارلی ابدو نداشته باشد.

دانستن چگونگی شکل‌گیری شارلی ابدو کمک می‌کند جایگاه این نشریه در فرانسه بهتر شناخته شود و حتی رابطه و موضع‌اش با دولت فرانسه یا دیگر دولت‌ها، نهادهای مذهبی و بقیه نشریات بهتر سنجیده شود.

همچنین آگاهی هر چند کلی از سرگذشت شارلی ابدو، موجب می‌شود مخاطب در دام گفتارهای مغرضانه، سوءتفاهم‌ها و اتهام‌هایی که به ویژه از سوی دشمنان این نشریه مطرح می‌شود، نیفتد.
شارلی ابدو؛ وارث انقلاب فرانسه، برآمده از مه ۶۸

کاریکاتور نه تنها یکی از بهترین نشانه‌های آزادی بیان، بلکه از مؤثرترین ابزارها برای آشکار کردن تنش‌های اجتماعی و سیاسی و همچنین بیان مطالبات مردم است.

کاریکاتور در فرانسه با همین کارکرد سابقه‌ای کهن دارد، اما کاریکاتور مطبوعاتی در این کشور به طور جدی پس از انقلاب فرانسه شکل گرفت و به نوعی میراث دموکراسی‌خواهی محسوب می‌شود.

همچنین از انقلاب فرانسه تاکنون، این کشور نشریات طنز متعدد و با گرایش‌های‌های گوناگونی داشته، که می‌توان سیر تحولات سیاسی فرانسه را با مرور نشریات طنز آن به خوبی دنبال کرد.

مورخان، شارلی ابدو و سلفش، هاراکیری ابدو را زاده جنبش آزادی‌خواهانه مه ۱۹۶۸ می‌دانند. در واقع، هم نشریات به ویژه نشریات طنز بر این جنبش تأثیرگذار بودند و هم این جنبش بر ادامه کار مطبوعات از جمله مطبوعات طنز.

یکی از بانیان اصلی ماهنامه هاراکیری گفته است که «مه ۶۸ بدون هاراکیری اتفاق نمی‌افتاد». همچنین در جریان این جنبش، طنزپردازان شعار می‌دادند: «ممنوعیت ممنوع است».

بنابراین اگر انقلاب فرانسه، طنز را از پستو خارج کرد و موجب شکوفایی آن در مطبوعات شد، مه ۶۸ نیز به نسلی دیگر امکان داد تا طبقات حاکم را در همه عرصه‌ها زیر سؤال ببرند.


فرانسه، مه ۱۹۶۸

شارلی ابدو (ابدو Hebdo در زبان فرانسه به معنی هفتگی است) در ابتدا زیرمجموعه‌ای از نشریه ماهانه «شارلی» بود، اما پس از توقف انتشار این ماهنامه نیز به انتشار خود ادامه داد.

نشریه ماهانه شارلی که در فاصله سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۶ منتشر می‌شد یک نشریه طنز بود که عنوان فرعی «نشریه‌ای پر از طنز و کمیک استریپ» را برای خود انتخاب کرده بود.

در واقع، ماهنامه شارلی با الهام از ماهنامه طنز ایتالیایی «لینوس» کار خود را آغاز کرد که چهار سال قبل از آن (۱۹۶۵) راه‌اندازی شده بود و امبرتو اکو در دهه ۱۹۷۰ مدتی یکی از مدیران آن بود.

ماهنامه شارلی هم مثل ماهنامه لینوس، عنوان خود را از نام یکی از شخصیت‌های داستان کمیک استریپ «بادام زمینی‌ها» به اسم «چارلی (که در فرانسه شارلی خوانده می‌شود) بروان» گرفت.

اما چه شد که ماهنامه شارلی، یک نشریه هفتگی یعنی شارلی ابدو را به راه انداخت؟ به قول خود بانیان شارلی ابدو، این نشریه زاده یک مورد «سانسور» در مطبوعات فرانسه بود.

انتشارات اسکوار فرانسه که ناشر آثار کمیک استریپ و مجلات طنز مثل ماهنامه شارلی بود، هفته‌نامه دیگری را نیز با نام «هاراکیری ابدو» منتشر می‌کرد که در واقع ضمیمه و زیرمجموعه ماهنامه «هاراکیری» (۱۹۶۰ تا ۱۹۸۹) بود.

هاراکیری ابدو در صفحه اول خود برای اعلام خبر درگذشت شارل دوگل، تیتر زده بود: «مجلس رقص تراژیک در کلمبه (محل درگذشت شارل دوگل) – یک کشته». این تیتر خشم دولت فرانسه را برانگیخت، زیرا به یک خبر و ماجرای جنجالی دیگری اشاره داشت که کمی قبل از آن اتفاق افتاده بود.

چند روز قبل از آن، آتش‌سوزی در یک سالن رقص در فرانسه ۱۴۶ کشته برجای گذاشته بود، اما مطبوعات آن زمان فرانسه به جای نکوهش مقامات، به دلیل سهل‌انگاری فاحش و رعایت نشدن شرایط امنیتی، از این آتش‌سوزی صرفاً با عنوان «مجلس رقص تراژیک» نام می‌بردند.

در واقع تیتر هاراکیری ابدو برای خبر درگذشت شارل دوگل، یک نیش گزنده و محکومیت دولت فرانسه در ماجرای آن آتش‌سوزی بود که جان بسیاری از مردم را گرفته بود.

شوخی با شارل دوگل، رئیس‌جمهور پیشین فرانسه که به دلیل نقش برجسته‌اش طی جنگ جهانی دوم قهرمان ملی فرانسوی‌هاست، بهانه‌ خوبی برای دولت فرانسه بود تا هاراکیری ابدو را توقیف کند.

با این حال، قانونی که دولت فرانسه برای اعمال ممنوعیت علیه هاراکیری ابدو به آن استناد کرده بود یک قانون حمایت از کودکان بود، تا به نوعی عمل مشخص سانسور مطبوعات پنهان شود.

بر اساس این قانون، هاراکیری ابدو می‌توانست منتشر شود اما از آنجا که برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع شده بود، توزیع‌کنندگان اجازه نداشتند آن را منتشر کنند، و عملا نشریه توقیف شده بود.

اما پس از اقدام دولت فرانسه علیه هاراکیری ابدو و توقف انتشار این هفته‌نامه، انتشارات اسکوار این ممنوعیت را دور زد و تصمیم گرفت با انتشار یک هفته‌نامه دیگر به نام شارلی ابدو، نبود هاراکیری ابدو را جبران کند.


شماره اول هفته‌نامه شارلی ابدو

به این ترتیب، اولین شماره شماره شارلی ابدو در روز دوشنبه ۲۳ نوامبر۱۹۷۰ منتشر شد و با قیمت دو فرانک روی پیشخوان روزنامه‌فروشی‌ها قرار گرفت.

شارلی ابدو روی جلد همان شماره اول خود، تیتر زد: «سانسور در فرانسه وجود ندارد». همچنین کاریکاتور مردی نابینا در شب کشیده شد که با خود می‌گفت: «آزادی مطبوعات؟ شنیدنش از ناشنوا بودن بهتر است.»

در آن زمان، انتخاب اسم شارلی ابدو هم معنادار شده بود و به نوعی تمسخر دولت بود.

درست است که این هفته‌نامه نام خود را از نشریه مادر خود، یعنی ماهنامه شارلی گرفته بود، اما وجود کلمه «شارلی» در این هفته‌نامه نوعی اشاره به اسم کوچک «شارل دوگل» تلقی شد که موجب شده بود هاراکیری ابدو سانسور شود.

بنابراین شارلی ابدو از همان آغاز انتشارش، برای دولت فرانسه شمشیر را از رو بسته بود.
انبوه شکایات قضایی و نقطه عطف انتشار کاریکاتورهای محمد

شارلی ابدو ‌صرف‌نظر از بستر رسانه‌ای فرانسه در دهه ۱۹۷۰، روابط پیچیده‌ای را با نخبگان زمان خود ایجاد کرد؛ این پیچیدگی ناشی از موضع به شدت انتقادی شارلی ابدو نسبت به طبقات مسلط جامعه بود؛ چه رهبران سیاسی، چه رهبران مذهبی و چه کارفرمایان.

به دلیل دیدگاه چپگرایانه روزنامه‌نگاران و کاریکاتوریست‌های شارلی ابدو، وجود اصل لائیسیته در فرانسه و جرم نبودن آنچه «توهین به مقدسات» یا «کفرگویی» خوانده می‌شود (برخلاف کشورهای اسلامی)، راست افراطی و مذهبیون (مسیحی) بیشترین هدف این نشریه بوده‌اند.

مثلاً حتی در همین ویژه‌نامه اخیر شارلی ابدو درباره ایران و خامنه‌ای، شارلی ابدو واتیکان را از کاریکاتورهای خود بی‌نصیب نگذاشت و پاپ بندیکت شانزدهم که به تازگی درگذشت، در یکی از کاریکاتورهای خامنه‌ای هم حضور دارد.

شارلی ابدو حتی به مطبوعات فرانسه و طبقه هنری این کشور هم نگاهی انتقادی دارد؛ مثلاً بارها روزنامه لوموند، معتبرترین روزنامه چاپ پاریس را تمسخر کرده است.

اما با وجود چپگرا بودن شارلی ابدو، دولت‌های سوسیالیست فرانسه هم از مواضع این نشریه آسوده نبوده‌اند.

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۸۱ فرانسه که در نهایت فرانسوا میتران سوسیالیست به پیروزی رسید، شارلی ابدو از کلوش، طنزپرداز فرانسوی حمایت کرده بود و در حالی که این طنزپرداز از رادیو و تلویزیون محروم شده بود، تقریبا به رسانه او تبدیل شد.

همچنین شارلی ابدو میانه خوبی با شرکت‌های تجاری نداشته است. در سال ۱۹۹۴، مدیران این نشریه اعلام کردند که شارلی ابدو یک نشریه بدون آگهی است و فقط به درآمد حاصل از فروش خود تکیه می‌کند: «تبلیغات ما را به احمق‌ها می‌دهد، ما را احمق می‌کند.»

این منش شارلی ابدو موجب شد که از همان سال اول انتشارش، آماج شکایات قضایی از سوی گروه‌ها و سازمان‌های مختلف شود؛ از مقام‌های دولتی، وزارت کشور، پلیس و ارتش فرانسه گرفته تا سیاستمداران و احزاب راست افراطی، انجمن‌های مسیحی و مسلمانان فرانسه.

شارلی ابدو در سال ۱۹۹۷ به مدت چند ماه فقط شکایاتی را که طی پنج سال گذشته‌اش از این نشریه شده بود، منتشر کرد.

چند سال پیش، در گزارش روزنامه لوموند درباره میزان شکایات علیه شارلی ابدو آمده بود که به طور متوسط این نشریه هر شش ماه یک بار مورد محاکمه قرار گرفته است.

با این حال، به دلیل وجود قانون مطبوعات فرانسه که ضامن آزادی مطبوعات این کشور است، شارلی ابدو در اغلب دادگاه‌های خود تبرئه شده است.

اما بازنشر کاریکاتورهای محمد پیامبر اسلام در سال ۲۰۰۶، واکنش شدید و خشن انجمن‌های اسلامی و مسلمانان را به دنبال داشت که با وجود شکایت این انجمن‌ها، دیگر حل و فصل اعتراض‌ها و شکایت‌ها علیه شارلی ابدو در توان دادگاه‌ها نبود.

در نوامبر سال ۲۰۱۱، دفتر مرکزی شارلی ابدو هدف یک آتش‌سوزی قرار گرفت و در هفتم ژانویه ۲۰۱۵ نیز حمله تروریستی به دفتر این نشریه، جان تعدادی از روزنامه‌نگاران و کاریکاتوریست‌های آن را گرفت.


تعدادی از اعضای شارلی ابدو از جمله کاریکاتوریست‌هایی که هنگام حمله تروریستی به دفتر این نشریه کشته شدند. مارس ۲۰۰۶

شارلی ابدو که معتقد به «حق توهین به مقدسات» است، از مواضع خود هرگز کوتاه نیامد و در سال ۲۰۲۰ نیز در آستانه محاکمه‌ای که برای حمله به این نشریه برگزار شد، بار دیگر کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام را به چاپ رساند.

اما در پی حملات اسلامگرایان تندرو علیه شارلی ابدو، هر چند که تعدادی از اعضای این نشریه از دست رفتند و بازماندگان نیز مجبور شدند تحت تدابیر امنیتی قرار بگیرند، اما موجی از همبستگی ملی و جهانی با شارلی ابدو را برانگیخت؛ از تظاهرات میلیون در پاریس در حمایت از شارلی ابدو تا افزایش تعداد مشترکان این نشریه و فروش آن.

این همبستگی ملی و جهانی گرچه به قیمت بسیار سنگینی برای نشریه تمام شده بود، اما جایگاه شارلی ابدو را در عرصه رسانه‌ای فرانسه بیشتر تثبت کرد. مسئله شارلی ابدو دیگر فقط مسئله خود این نشریه نبود، بلکه اصل اساسی آزادی بیان در میان بود.
شارلی ابدو، فراتر از کاریکاتور

شارلی ابدو نیز در این سال‌ها تلاش کرده، در شماره‌ها و ویژه‌نامه‌ها خود، به موضوعات فراتر از کاریکاتورهایش بپردازد و با انتشار گزارش‌ها و مصاحبه‌ها درباره مسائل مطرح شده در کاریکاتورها، به این مسائل نگاهی تحقیقی و تحلیلی هم داشته باشد.


تصویر خمینی روی جلد ماهنامه فرانسوی هاراکیری، در زمان حضور خمینی در نوفل لوشاتو

به عنوان نمونه، در همین شماره‌ای که کاریکاتورهای خامنه‌ای منتشر شد، مطالب و گزارش‌های متنوعی نیز درباره وضعیت نویسندگان، زنان، اینترنت و دستگاه تبلیغاتی در ایران به چاپ رسید.

آن چه شارلی ابدو درباره مسئله اصلی اعتراضات سراسری ایران مطرح کرده، از نظر این نشریه، یک موضوع قدیمی است که از ابتدای انقلاب در این کشور مسئله بوده است؛ این که حکومت اسلامی برای مهار جامعه، پیش از هر چیز به مهار رفتار جنسی مردم اقدام کرد.

این نگاه جنسی حکومت اسلامی ایران به مردم این کشور را شارلی ابدو و سلفش هاراکیری، در همان بحبوحه روزهای انقلاب که بسیاری حتی روشنفکران در فرانسه مسحور انقلاب ایران شده بودند، درک کرده بودند.

همین شم قوی و نگاه تیزبینانه بود که موجب شد ماهنامه هاراکیری در ژانویه سال ۱۹۷۹، یعنی زمانی که هنوز خمینی در نوفل لوشاتو بود، تصویر او را در حال نوازش سینه یک عروسک بادی روی جلد خود با این تیتر منتشر کند: «زندگی جنسی آیت‌الله».

No responses yet

Jan 15 2023

استاندار تهران: وخیم‌ترشدن بحران گاز در روزهای آینده دلیل تعطیلی کامل پایتخت است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی,فساد,محیط زیست


رادیوفردا: هم‌زمان با هشدار شرکت ملی گاز در مورد احتمال «قطع کامل گاز در پنج استان»، وزارت کشور اعلام کرد که پایتخت در روز یک‌شنبه به‌طور کامل تعطیل است و استاندار تهران گفت که دلیل این تعطیلی بحرانی‌ترشدن تأمین گاز خانگی در یک‌شنبه و روزهای آینده است.

شرکت ملی گاز شامگاه شنبه ۲۴ دی در اطلاعیه‌ای هشدار داد که استان‌های خراسان رضوی، گلستان، خراسان شمالی و جنوبی و شرق استان مازندران با بیشترین افت فشار گاز مواجه شده‌اند و احتمال قطع کامل گاز در این مناطق وجود دارد.

جمعیت گسترده‌ای از مردم ساکن پنج استان خراسان رضوی، گلستان، خراسان شمالی و خراسان جنوبی و مازندران از چهارشنبه نوزدهم دی ماه و پیش از دیگر مناطق ایران با بحران گاز مواجه شده‌اند و مردم در بسیاری از استان‌های دیگر نیز از روزهای جمعه و شنبه با «افت فشار گاز خانگی» مواجه شده‌اند.

با وجود وضعیت بحرانی گاز در بسیاری از استان‌های ایران، عباس اعظمی، سخنگوی شرکت ملی گاز گفت: «آنچه که مردم تاکنون تجربه کرده‌اند افت شدید گاز یا مشکلات فنی بوده است و هنوز گاز به طور کامل قطع نشده است.»

همچنین علیرضا فخاری، استاندار تهران، نیز اعلام کرد که تمامی دستگاه‌های دولتی و بخش خصوصی تهران در روز یک‌شنبه تعطیل است، و به غیر از امتحانات پایه دوازدهم و امتحانات برخی دانشگاه‌ها، مدارس غیر حضوری و دانشگاه‌ها نیز تعطیل است.

استاندار تهران افزود که تعطیلی پایتخت در پی تأکید وزارت نفت بر «لزوم اتخاذ تصمیمات برای رفع نیازمندی‌های کسری گاز» انجام شده است.

علیرضا فخاری تأکید کرد که بنابر اعلام وزارت نفت، شرایط تأمین گاز خانگی در روز یک‌شنبه و روزهای آینده به‌مراتب بدتر از روز شنبه خواهد بود و به همین منظور تعطیلی کامل تهران در دستور کار قرار گرفت.

استاندار تهران گفت که همه «مراکز تجاری، فرهنگی و ورزشی» در تهران تعطیل است و در مورد بانک‌ها فقط یک‌سوم شعب به دلیل ضرورت پرداخت‌های پایان ماه فعالیت می‌کنند اما سایر بانک‌ها تعطیل خواهند بود.

با همه این تعطیلی‌های اجباری، مقامات دولتی همچنان تأکید می‌کنند که عبور از این بحران با «صرفه‌جویی مصرف‌کنندگان خانگی» ممکن خواهد بود.

وزیر نیرو روز یکشنبه بار دیگر گفت صرفه‌جویی راه‌حل عبور از حران است و وزیر کشور هم در جلسه ستاد مدیریت بحران تکرار کرد «راه اصلی عبور از بحران انرژی، صرفه‌جویی و تغییر شیوه مصرف است».

هم‌زمان وزیر نفت اعلام کرد که تعطیلی شهر تهران «کمک بزرگی به تأمین گاز کشور کرد و در این مدت نزدیک ۲ و نیم میلیون متر مکعب کاهش مصرف صورت گرفت»، با این حال او افزود از روز شنبه در برخی از نقاط جنوب استان خراسان رضوی گاز قطع شدو مردم مجبور به استفاده از بخاری‌های نفتی و بخاری‌های گازی با کپسول شدند.

روز یکشنبه رئیس پلیس‌راه کشور هم از بارش برف و باران در جاده‌های ۱۷ استان کشور خبر داد و از مردم خواست که از انجام سفرهای غیرضروری پرهیز کنند.

پیشتر روز شنبه نیز ادارات، مدارس و دانشگاه‌ها در بسیاری از استان‌های ایران از جمله تهران، خراسان رضوی، خراسان شمای، خراسان جنوبی، گلستان، مازندران، گیلان، البرز، اصفهان، کرمانشاه، آذربایجان شرقی، قزوین، سمنان، قم تعطیل اعلام شده بود که در اغلب این استان‌ها روز یک‌شنبه نیز تعطیلی‌ها ادامه دارد.

ساعاتی پیش از اعلام تعطیلی کامل روز یک‌شنبه پایتخت، مسلم رحمانی، مدیر امور گازرسانی شرکت ملی گاز ایران، نیز به خبرگزاری فارس گفت که مصرف گاز فقط در تهران «به روزانه ۱۲۵ میلیون متر مکعب در روز رسیده است که رقم بالایی است و گازرسانی به سایر استان‌های شمالی و شمال شرقی را با مشکل مواجه می‌کند».

محمدرضا جولایی، مدیر دیسپچینگ شرکت ملی گاز، نیز با تاکید بر بحرانی بودن اوضاع تامین گاز به خبرگزاری ایلنا گفت که مصرف گاز در بخش خانگی به مرز ۷۰۰ میلیون متر مکعب رسیده و این میزان باید به زیر ۵۷۰ میلیون متر مکعب در روز کاهش یابد تا کشور از بحران گاز خارج شود.

جواد اوجی، وزیر نفت ایران، نیز روز شنبه «قطع کامل واردات گاز از ترکمنستان از روز پنج‌شنبه» و «کاهش دما در ۲۰ استان ایران به منفی ۱۰ درجه» را دلیل بحران گاز در کشور عنوان کرد.

صادق ضیائیان، رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا، اما شامگاه شنبه با اشاره به ورود دو سامانه بارشی جدید به کشور، به طور ضمنی اظهارات مقام‌های وزارت نفت درباره «سرمای بی‌سابه» در ایران را رد کرد.

ضیائیان گفت: «امسال زمستان سختی نداریم و با وجود کاهش شدید دما تنها می‌توان گفت که به دمای میانگین رسیده‌ایم و در گذشته هم روزهای زمستانی دمای حداقلی شهرهایی مانند تهران زیر صفر بود.»

از سوی دیگر، محسن جوهری، رئیس انجمن صنفی سی‌ان‌جی کشور، به خبرگزاری ایلنا گفت که در حال حاضر به دلیل افت فشار گاز بسیاری از جایگاه‌های عرضه سوخت سی‌ان‌جی در سطح کشور به‌ویژه در استان‌های شمال شرقی ایران تعطیل شده‌اند. جوهری افزود که روزانه به طور معمول ۲۴ میلیون متر مکعب مصرف گاز جایگاه‌هاست.

رئیس انجمن صنفی سی‌ان‌جی کشور تأکید کرد که طبق پیگیری از شرکت ملی گاز، مشکل تأمین سوخت سی‌ان‌جی جایگاه‌ها تا پایان هفته ادامه خواهد داشت.

No responses yet

Jan 12 2023

مبنای نظری‌ی مخالفت با بازگشت سلطنت: خلاصه‌ی نظریه‌ای اجتماعی‌ام در باره‌ی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,سیاسی

حسن محدثی‌ی گیلوایی
۱۵ دی ۱۴۰۱

ارزیابی و داوری‌ی من در باره‌ی آن‌چه امروز در ایران می‌گذرد، اگرچه داوری‌ی یک فرد است، اما این ارزیابی و داوری صرفاً مربوط به خاست‌گاه اجتماعی‌ی من یا تعلقات شخصی‌ی من نیست. این ارزیابی و داوری مبتنی بر یک نظریه‌ی اجتماعی است. بنابراین، انتظار دارم مخاطبان عزیز که به مباحث من توجه دارند و انبوهی کامنت زیر مطلب قبلی تحت عنوان «بازگشت به سلطنت، هرگز» گذاشته اند، نخست به نظریه‌ی اجتماعی‌ام توجه کنند. من البته از مخاطبانی که کامنت گذاشته اند به خاطر عدم پاسخ‌گویی‌ی مستقیم و مورد به مورد عذرخواهی می‌کنم. تعداد زیاد کامنت‌ها مانع از این کار می‌شود. کامنت‌های سلطنت‌طلبان فحاش را هم تا اطلاع ثانوی تحمل می‌کنم.

اکنون همه از ایران سخن می‌گویند و می‌گویند مسأله‌ی ما ایران است. اما پرسش من این است: کدام ایران؟ چه نظریه‌ای در باره‌ی ایران دارید؟ نظریه‌ی شما در باره‌ی گذشته، حال، و فردای ایران چه می‌گوید؟

اینک در این قسمت نظر شما را به خلاصه‌ی نظریه‌ی اجتماعی‌ام جلب می‌کنم و در فرسته‌ی (پست)‌ بعدی دلایل‌ام را برای مخالفت با بازگشت سلطنت ذکر می‌کنم. این را هم اضافه کنم که برخی کودکانه می‌گویند رضا پهلوی چنین و چنان گفته است. پنداری می‌توان بر وعده‌های کنش‌گران سیاسی اعتماد کرد! وعده و گفتار کافی نیست. از دنیای کودکانه‌تان قدری فاصله بگیرید! سیاست با ساده‌لوحی‌ی کودکانه نسبتی ندارد. لطفاً از رضا پهلوی و طرف‌داران‌اش و نیز از دیگر گروه‌های سیاسی بپرسید نظریه‌ی اجتماعی‌شان در باره‌ی ایران چیست؟

ایران در طول تاریخ طولانی‌ی استبدادی‌ی خود سرزمین فاجعه و جست‌وجوی نجات بوده است و استبداد در این فاجعه‌آفرینی‌، نقشی اساسی داشته است. اما ایرانیان از مشروطه به این سو از عصر بنده‌گی خارج شده اند و وارد عصر کنش‌گری‌ی خود شده اند. نیاکان ما قبل از مشروطه همه‌گی رعیت بودند. بنابراین، از مشروطه به قبل ایران متشکل بود فقط از یک خدایگان و انبوهی رعیّت. حتا زنان و فرزندان سلطان نیز رعیّت بوده اند. اما البته رعیّت‌ها با هم فرق داشته اند و سلسله‌مراتبی بین رعیّت‌های ایرانی وجود داشته است. از مشروطه به این سو از ره‌گذر کنش‌گری‌ی توده‌ی مردم و به‌ویژه مردم شهری، ملت در ایران آغاز به تکوین کرده است و ایران از تاریخ پیشین خود که تاریخ رعیت / سلطان بوده است رفته‌رفته به تاریخ ملت / دولت وارد شده است. …

ادامه در کامنت (مقاله‌ی فوق رو هم بخوانید!)

کامنت دوم: اکنون برخی از بقایای فرهنگ سلطانی دفاع می‌کنند و از اسطوره‌ی کورش یاد می‌کنند و از عصر استبدادی‌ی پهلوی نیز یک اسطوره‌ی جدید ساخته اند. آنان به آمدم شخصی دل‌خوش کرده اند که تمام سرمایه‌‌اش را از سلطانیسم پهلوی دارد و اهمیت‌اش فقط در این است که شاه‌زاده است؛ یعنی امری موروثی. او هیچ امر اکتسابی‌ی مهمی که برایش سرمایه‌ی اجتماعی بیافریند، ندارد. اکنون پرسش من این است که چه فردایی می‌خواهیم برای ایران رقم بزنیم؟ آیا می‌خواهیم به عصر بنده‌گی برگردیم یا می‌خواهیم در تاریخ کنش‌گری‌مان گاهی به پیش بگذاریم. من از ایده‌ی مدرنیته‌ی ایرانی از ره‌گذر کنش‌گری‌ی ایرانیان دفاع می‌کنم. مدرنیته‌ی ایرانی نمی‌تواند بر سلطنت و فرهنگ سلطانیسم بنا شود. سلطنت از عناصر مهم سنت ایرانی بوده است و از مشروطه تا سال پنجاه و هفت در برابر توسعه‌ی سیاسی و مدرنیته‌ی سیاسی مقاومت کرده است.
در قسمت بعدی دلایل‌ام را برای نفی بازگشت سلطنت خواهم نوشت. لطفاً با حوصله اندیشه‌ام را دنبال کنید و صفحه‌ام را بخوانید! همان‌طور که من یکایک کامنت‌های شما حتا فحاشی‌های سلطنت‌طلبان را می‌خوانم

کامنت یک: این‌جا است که رابطه‌ی بالا به پایین حاکمان با مردم دست‌کم به‌لحاظ نظری و ذهنی دگرگون شده و به صورت معکوس درآمده است. به‌عبارت دیگر، این اندیشه و تمنا در عصر جدید ایران به‌وجود آمده که حاکمان خادم ملت باشند. از مشروطه به این سو عصر خدایگانی روی به زوال آورده است. مجالس اول و دوم به‌ویژه در این جهت حرکت کرده اند که پادشاه را مشروط کنند. در مجلس اول تصویب شد که حتا مقرری‌ی دربار را نیز مجلس تعیین نماید و امور مالیه زیر نظر مجلس باشد.
اما در عصر پهلوی تلاش شد تا سلطانیسم دو باره به ایران برگردد. هر دو پادشاه پهلوی تلاش کردند به‌نحو تصنعی ایران مدرن را به ایران باستان متصل سازند، در حالی که تاریخ بنده‌گی‌ی ایرانیان با تاریخ کنش‌گری‌شان نسبتی تقابلی دارد. در تاریخ بنده‌گی هویت‌مندی از نوع میراثی است و در آخرین کنش‌گری هویت‌مندی از نوع آفرینش‌گرانه و اکتسابی است. انسان ایرانی‌ی جدید می‌کوشد تا به مقام شهروندی برکشیده شود و از رعیت بوده‌گی خارج گردد. او افق جدیدی را پیش روی خود می‌بیند. 
اکنون برخی از بقایای فرهنگ سلطانی دفاع می‌کنند و از اسطوره‌ی کورش یاد می‌کنند و از عصر استبدادی‌ی پهلوی نیز یک اسطوره‌ی جدید ساخته اند. آنان به آمدم شخصی دل‌خوش کرده اند که تمام سرمایه‌‌اش را از سلطانیسم پهلوی دارد و اهمیت‌اش فقط در این است که شاه‌زاده است؛ یعنی امری موروثی. او هیچ امر اکتسابی‌ی مهمی که برایش سرمایه‌ی اجتماعی بیافریند، ندارد. اکنون پرسش من این است که چه فردایی می‌خواهیم برای ایران رقم بزنیم؟ آیا می‌خواهیم به عصر بنده‌گی برگردیم یا می‌خواهیم در تاریخ کنش‌گری‌مان گاهی به پیش بگذاریم. من از ایده‌ی مدرنیته‌ی ایرانی از ره‌گذر کنش‌گری‌ی ایرانیان دفاع می‌کنم. مدرنیته‌ی ایرانی نمی‌تواند بر سلطنت و فرهنگ سلطانیسم بنا شود. سلطنت از عناصر مهم سنت ایرانی بوده است و از مشروطه تا سال پنجاه و هفت در برابر توسعه‌ی سیاسی و مدرنیته‌ی سیاسی مقاومت کرده است

No responses yet

Dec 26 2022

حضور سارا خادم الشریعه،‌ در مسابقات جهانی شطرنج،‌ بدون حجاب اجباری و زیر پرچم ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,مذهب,ورزش

بی‌بی‌سی: سارا خادم الشریعه، استاد بزرگ شطرنج ایران بدون حجاب اجباری در مسابقات جهانی شطرنج سریع و برق آسا در قزاقستان حاضر شد.

آتوسا پورکاشیان،‌ دیگر استاد بزرگ شطرنج ایران هم که به آمریکا مهاجرت کرده زیر پرچم آمریکا در این مسابقات حضور دارد.

این مسابقات از ۴ دی ماه در قزاقستان شروع شده و تا ۹ دی ادامه خواهد داشت.

در مسابقات سال ۲۰۱۹ که در مسکو برگزار می‌شد، فدراسیون شطرنج ایران از ترس رویارویی با حریفان اسرائیلی تیم مردان را به این مسابقات اعزام نکرد.

علیرضا فیروزجا، برخلاف نظر فدراسیون در آن مسابقات شرکت کرد. او حالا با پرچم فرانسه در مسابقات شرکت می‌کند.

در همان مسابقات میترا حجازی‌پور عضور تیم ملی ایران در مسابقات جهانی شطرنج سریع و برق‌آسای جهان به میزبانی مسکو، بدون حجاب اسلامی به مصاف حریفانش رفت و کمی بعد رئیس فدراسیون شطرنج خبر اخراج او از تیم ملی را اعلام کرد. آن زمان خانم حجازی‌پور در فرانسه تحصیل و زندگی می‌کرد.

نگاهی به چهره‌های برجسته ورزش ایران که مهاجرت کردند

سارا خادم الشریعه، استادبزرگ شطرنج ایران بدون حجاب اجباری در مسابقات جهانی شطرنج سریع و برق آسا در قزاقستان حاضر شد. pic.twitter.com/TIS0Hj3Ly4

— BBC Persian Sport (@bbcpersiansport) December 26, 2022

No responses yet

Dec 26 2022

آمار بلدیه طهران بسال ۱۳۰۱ خورشیدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی


منبع: تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم- نوشته جعفر شهری
جمعیت تهران در سال ۱۳۰۱ شمسی ۱۹۶ هزار و دویست و پنجاه و پنج نفر بود .
مشاغل مجاز یا قانونی که در این دوره به ثبت رسیده است از اینقرار است:
درویش و قلندر- سی و سه نفر
سقا و معرکه گیر و سائل(گدا) ۵۲۶ نفر
دلال عقد و نکاح- هفده نفر
بیکاره های خانه ها – ۱۵۹ نفر
دلال محبت – یکصد نفر
معروفه- ۱۳۱۷ نفر
دعا نویس – ۲۵ خانه
رمال- ۲۳ خانه
تریاک فروشی -۲۲ دکان
عالم مذهبی- ۱۰۸ نفر
پیشنماز- ۱۰۳ نفر
مدرس- هیجده نفر
طلبه- ۲۱۰ نفر
واعظ-۹۲ نفر
روضه خوان -۳۹۱نفر
مداح- ۱۰۷ نفر
نوحه خوان- ۸۵ نفر
قاری قرآن- ۹۲ نفر
متولی و خادم مساجد و امامزاده ها – ۱۸۰نفر
معرکه گیر و مسئله گو – ۲۸ نفر
شعبده باز – شش نفر
بندباز- سه نفر
شهر فرنگی- هفت نفر
خیمه شب بازی – سه نفر
میمون باز و خرس و بز رقصان- پنج نفر
مار گیر و معرکه گیر – چهار نفر
مطرب دوره گرد – ۱۴ نفر
گردویی و دوغی و شربتی- ۳۲ نفر
سیرابی فروش – ده نفر
لبویی و باقلا فروش- بیست نفر
طبق کش- ۳۲ نفر
آب زرشکی و آب آلویی- هشت نفر
گلاب شکری- ۱۶ نفر
ارخالق( کهنه خر)- بیست نفر
طواف(فروشنده دوره گرد)۱۵۲ نفر
شیره خانه دار – شش نفر
عزب خانه دار – چهار نفر
زالویی- سه نفر
دلال ازدواج زن -۲۵ نفر
دلال ازدواج مرد – دو نفر
فرفره ای و وق وق صاحابی-۱۵ نفر
آهن و نعل پاره خری-۱۵۲ نفر
و اما مشاغل غیر مجاز که بهر حال شغل حساب میشدند از اینقرار است :
دزد خانه بر پرونده دار – بیست و یک نفر
دزد جیب بر پرونده دار – یازده نفر
دزد کف رو پرونده دار – هشت نفر
دزد دخل زن پرونده دار – دو نفر
دزد کیف انداز – چهار نفر
بقچه گردان – دو نفر
قمار باز خال سیاه بند – ۶۵ نفر
قمار باز ساده- ۲۵۰ نفر
دزد چارپا و دام و پرنده- ۷۰ نفر
مال خر و مال فروش- دوازده نفر
پرده گردان – چهار نفر
کفن دزد – دو نفر
زن خود فروش- ۵/۵درصد
زن تک پران – دو در صد
پا انداز زن – ۳۰۵ نفر …..

منبع: تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم- نوشته جعفر شهری

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .