اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Jul 16 2017

حسین فریدون به زندان معرفی شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

عصرایران: حسین فریدون برادر حسن روحانی رئیس جمهوری است.

سخنگوی قوه‌قضاییه گفت: حسین فریدون به دلیل اینکه قرار تأمین را تأمین نکرد به زندان معرفی شد.

به گزارش عصرایران، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه در نشست خبری امروز خود، در پاسخ به سوالی، ضمن تأیید این خبر گفت: در خصوص ایشان چندین نوبت تحقیق شد و از افرادی هم که مرتبط بودن تحقیق شد. برخی افراد بازداشت هستند. دیروز برای ایشان قرار تامین صادر شد.

وی ادامه داد: چون قرار تامین را دیروز تامین نکردند به زندانی معرفی شد اما اگر قرار را تامین کنند آزاد می‌شوند. قرار بازداشت موقت نیست.

برچسب‌ها: اقتصادی, حسن روحانی, حسین فریدون, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم

شما هم چیزی بگو

Jul 16 2017

۲۳ تن از نیروها و کادرهای سپاه پاسداران بازداشت شدند – سایت خبری آمد نیوز

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سپاه,سیاسی ::

آمدنیوز: بیست و سه تن از نیروها و کادرهای سپاه پاسداران طی روزهای اخیر توسط سازمان حفاظت اطلاعات این نهاد نظامی بازداشت شدند.

به گزارش «آمدنیوز»، بازداشت این ۲۳ تن پس از آن صورت گرفت که «آمدنیوز» بعد از هشدارهای مکرر به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران برای توقف فعالیت‌های مغایر با منافع ملی، برای جلوگیری از وضع تحریم‌های بیشتر علیه ملت ایران، سند آفند سایبری معاونت سایبری سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به کشور را ترکیه را منتشر کرد.

با انتشار این سند «خیلی محرمانه»، حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران تحت فشار فزاینده سازمانی قرار گرفت تا بتواند منابع خبری «آمدنیوز» را بازداشت کند.

پس از ناتوانی سازمان اطلاعات سپاه در یافتن منابع خبری «آمدنیوز»، سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران (ساحفاسا)، بیست و سه تن از نیروهای کادر مرتبط با این سازمان را بازداشت کرده است.

اتهام این افراد مانند بقیه‌ی بازداشتی‌ها «ارتباط با روح‌الله زم» روزنامه‌نگار افشاگر عنوان شده است.

در میان بازداشتی‌ها افرادی چون «محسن خانی»، «مهدی شکری»، «اسماعیل صالحی» (سازمان اطلاعات سپاه)، «مقداد رئوف»، «زهرا مهدوی»، «علی صداقت» و «حمید مهدوی» حضور دارند.

پس از افشای ۶۳ حساب شخصی صادق آملی لاریجانی رئیس قوه‌ی قضائیه در آبان‌ماه سال گذشته و افشای دریافت سودهای کلان مالی توسط «آمدنیوز»، پرونده‌ی ویژه‌ای توسط صادق لاریجانی در حفاظت اطلاعات قوه قضائیه تشکیل شد و شعبه دوم دادسرای رسانه به ریاست بیژن قاسم‌زاده، برای صدور احکام بازداشت و زندان برای روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ای و مدنی بی‌گناه تعیین شد.

در بسیاری از موارد مشاهده شده است افرادی‌ هم که مورد خصومت قضات و بازجویان قرار داشته‌اند، تحت عنوان «ارتباط با رسانه‌ها» بازداشت شده‌اند و این پرونده مانند «پروژه عنکبوت» (بازداشت روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب با اتهام بی‌اساس ارتباط با بی بی سی)، به محل عقده‌گشایی و تسویه‌حساب‌های سیاسی نهادهای امنیتی و مدیران قضایی تبدیل شده است.

به طوری‌که چندی قبل حسام‌الدین آشنا مشاور رسانه‌ای رئیس‌جمهور اعلام کرد: «پروژه‌ای تعریف کرده‌اند و با هر کس که دشمنی دارند، او را در این پروژه بازداشت می‌کنند.»

برچسب‌ها: آزادی بیان, درگیری جناحی, سانسور, سپاه, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jul 16 2017

وزیر ارتباطات ایران: نظر معاون دادستان بستن همه چیز است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت ::

دویچه‌وله: معاون قضائی دادستان کل کشور از “اشغال فضای مجازی کشور توسط بیگانگان” انتقاد کرده و خواهان بسته شدن کانال‌های تلگرام شده است. وزیر ارتباطات می‌گوید که دولت ملزم نیست از “نظر شخصی یک نفر” پیروی کند.

محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، در جمع خبرنگاران از آزاد بودن ارتباطات و تبادل آزاد اطلاعات در فضای مجازی دفاع کرده است.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، وزیر ارتباطات با این گفته در برابر انتقادهای عبدالصمد خرم‌آبادی، معاون قضائی دادستانی کل کشور و دبیر کارگروه فیلترینگ، موضع گرفته است.

آقای واعظی از نظام کنونی فیلترینگ هوشمند و همچنین لزوم گسترش شبکه اینترنتی دفاع کرده و گفته است: «چنین امری مختص ایران نیست و همه جای دنیا رواج داد و باید مردم آزادی انتخاب در تعیین نوع خرید خود را داشته باشند.» او تاکید می‌کند: «باید به مردم آزادی عمل در انتخاب‌های خود داده شود».

خرم‌آبادی، دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، گفته بود: «چندین بار دستور فیلتر کانال‌های ضدانقلابی به وزارت ارتباطات ارسال شده اما این وزارتخانه توانایی اجرای این دستورات را ندارد.»

اکنون محمود واعظی در پاسخ به انتقاد بالا می‌گوید: «ایشان تخصص این مسایل را ندارند اما همواره مصاحبه کرده و اعلام نظر می‌کنند و نظرشان بسته شدن همه چیز است.»

بیشتر بخوانید: انتقال سرورهای تلگرام به داخل ایران؛ نقض حریم شخصی کاربران

“نفوذ شبکه‌های بیگانه” از طریق “اتوبان‌کشی”

به تازگی عبدالصمد خرم‌آبادی، معاون قضائی دادستانی کل کشور و دبیر کارگروه فیلترینگ، در جمع خبرنگاران گفته بود: «تاکنون حدود ۸۰ هزار کانال تلگرامی مجرمانه که علیه امنیت کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران و علیه مقدسات و هویت ملی، دینی و فرهنگی مردم مشغول فعالیت هستند شناسایی شده و فهرست این کانال‌ها بارها با دستور قضایی جهت فیلتر شدن برای وزارت ارتباطات ارسال شده است، ولی تاکنون فیلتر نشده‌اند.»

به گفته معاون دادستان کل کشور: «دستور انسداد برخی از این کانال‌ها بیش از ۴۰ مرتبه برای وزارت ارتباطات ارسال شده است».

معاون قضایی دادستان کل کشور شکوه کرده است: «در واقع وزارت ارتباطات برای بیگانگان در فضای مجازی اتوبان‌کشی کرده است. دلیل این مدعا اینکه در حال حاضر بیش دو سوم پهنای باند فضای مجازی کشور در اشغال بیگانگان است».
به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

محمدجواد آذری جهرمی، مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت ایران در صفحه اینستاگرام خود به اظهارات معاون قضایی دادستان کل کشور واکنش نشان داد و نوشت: «اتوبان و شاهراه ارتباطات کشور برای نفوذ کشیده نشده، بلکه برای رفاه زندگی مردم و توسعه شبکه ملی اطلاعات است.»

برچسب‌ها: آزادی بیان, اینترنت, سانسور, سرکوب, سیاسی, کانال‌های تلگرام

شما هم چیزی بگو

Jul 16 2017

سیل در سیستان و بلوچستان، خانه‌ها خراب و آب و برق قطع شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,حوادث,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: باد و باران شدید در سیستان و بلوچستان خسارت‌هایی به چندین شهر و روستا وارد کرده است. خبرگزاری‌های ایران از مرگ یک نفر به دلیل ریزش آوار خبر داده‌اند اما هنوز مقام‌های رسمی این خبر را تایید نکرده‌اند.

سیل بیشتر در شهرستان‌های سیب و سوران، ایرانشهر و دلگان خسارت وارد کرده است که در نوار مرکزی استان سیستان و بلوچستان هستند. بیشترین بارندگی ۵۰ میلی‌متر و در ایرانشهر ثبت شده است. ایرانشهر در ۳۴۰ کیلومتری جنوب زاهدان قرار دارد.

نبی‌بخش داوودی، فرماندار ایرانشهر گفته شدت بارندگی در “۵۰ سال اخیر بی‌سابقه بوده است.” او گفته هزار خانه در این شهرستان بین ۴۰ تا ۹۰ درصد تخریب شده‌اند و تعداد زیادی از خانه‌ها هم آب گرفته‌اند و قابل سکونت نیستند.

سیستان و بلوچستان
سیل بیشتر در شهرستان‌های سیب و سوران، ایرانشهر و دلگان خسارت وارد کرده است

به گفته آقای داوودی، رعد و برق و وزش باد با سرعت حدود ۱۰۰ کیلومتر در ساعت، باعث شده تیرهای برق بشکنند و برق ۲۵ روستای شهرستان ایرانشهر قطع شود. همچنین خسارت به زیرساخت‌ها باعث شده آب ۵۰ روستا قطع شود.

سیل در سیستان
امداد رسانی به سیل‌زدگان در سیستان و بلوچستان

مقام‌های محلی می‌گویند، امداد رسانی به سیل زدگان ادامه دارد و تا کنون حدود ۱۰۰ نفر را که خانه‌هایشان خراب شده بود اسکان داده‌اند.

محمد حاج رسولی‌ها، مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران گفته است که بارندگی‌ها علاوه بر سیستان و بلوچستان در تهران و استان البرز هم شدید بوده است و به ۳۰ تا ۳۵ میلی‌متر رسیده است. اما به گفته او این میزان بارش تنها یک تا دو میلی‌متر در متوسط بارش کل کشور تاثیر دارد.

در مناطق کم آب، به دلیل خشکی بستر رودخانه‌ها و مسیل‌ها، جذب آب کم می‌شود و باران‌های شدید به سرعت تبدیل به سیلاب می‌شوند.

بارش باران در ایران طی سال‌های اخیر کم شده است. متوسط ارتفاع بارش از اول پاییز پارسال تا حالا، به حدود ۲۲.۵ سانتی‌متر رسیده که نسبت به دوره قبل، سه درصد و نسبت به متوسط طولانی مدت بارش حدود دو درصد کم شده است.

برچسب‌ها: اقتصادی, باران, حوادث, خشکسالی, سیستان وبلوچستان, سیل

شما هم چیزی بگو

Jul 16 2017

محمدعلی موحدی‌ کرمانی: حجاب با سیاست و استقلال کشور ارتباط دارد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر ::

دیگربان: محمدعلی موحدی‌ کرمانی٬ امام جمعه موقت تهران٬ مسئله حجاب را با «سیاست و استقلال» کشور مرتبط دانست و گفت در صورت رواج بدحجابی و کشف حجاب٬ «دشمنان» به کشور «چشم» خواهند داشت.

آقای موحدی‌ کرمانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران گفت که «مسئله حجاب بسیار مهم است. هم با دین ارتباط دارد و هم با سیاست و استقلال کشور.»

وی افزود «وقتی دنیا ببیند در ایران حجاب مورد توجه است، قضاوت می‌کند که این مردم متدین هستند، پایبند به حجاب هستند و بنابراین به سادگی نمی‌شود به این مردم آسیب رساند و اما اگر ببیند بدحجابی رایج شده و جاهایی احیاناً کشف حجاب شده چشم به کشور خواهند داشت.»

امام جمعه موقت تهران درباره برخی اظهارنظرها پیرامون فضای داخلی خودروها در رعایت حجاب نیز گفت که «می‌گویند در برخی ماشین‌ها کشف حجاب وجود دارد. شما بدانید فضای داخل اتومبیل خصوصی نیست که کسی بگوید فضای خصوصی است و چه کار به کار خصوصی دارید.»

موحدی کرمانی اضافه کرد «این ماشین است که در خیابان حرکت می‌کند، از پشت شیشه همه مردم، ساکنین خودرو را می‌بینند، بدحجاب و بی‌حجاب باشد همه می‌بینند و این دیگر فضای خصوصی نیست و فضای عمومی است و باید نیروی انظامی با قاطعیت با این افراد برخورد کند.»

وی ادامه داد «چه بسا افرادی که حجاب را مراعات نمی‌کنند، آدم‌های نجیبی باشند، اما فرهنگ غلط در خانواده آنها حاکم است، به خود بیایید، والله قیامتی است و در قیامت نمی‌توانید جواب دهید.»

موحدی کرمانی خطاب به افرادی که آنها را «بدحجاب» نامید٬ گفت «در عالم برزخ نمی‌توانید جواب دهید، اگر گفتند با این کارتان به استقلال کشور آسیب رساندید و عزت انقلاب را از بین بردید و دشمن فکر کند در ایران از انقلاب دست کشیده‌اند و بدانید جواب این ضربه‌ها را در قیامت نمی‌توانید بدهید.»

برچسب‌ها: اجتماعی, اسلام و مسلمین, چادر, حجاب, زن, سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی, محمدعلی موحدی‌ کرمانی, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jul 14 2017

بیم و امید اصلاح‌طلبان از ترکیب کابینه جدید روحانی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

دویچه‌وله: اصلاح‌طلبان تغییر دستکم ۵۰ درصد کابینه فعلی را ضروری می‌دانند و بر جوان‌گرایی، انسجام و حضور زنان و اقلیت‌ها در کابینه جدید تاکید دارند. آنها ولی بعید می‌دانند که این خواست متحقق شود.

بحث و گمانه‌زنی در باره ترکیب دولت جدید حسن روحانی همچنان داغ است و جناح‌ها و طیف‌های مختلف به بیان انتظارات خود از کابینه جدید می‌پردازند.

مراسم تحلیف حسن روحانی قرار است یک ماه دیگر، یعنی در روز ۱۴ مرداد انجام شود. حسینعلی امیری، معاون پارلمانی رئیس جمهوری قبلا به خبرگزاری ایرنا گفته است که «روحانی تلاش دارد در روز برگزاری مراسم تحلیف، فهرست وزرا و برنامه دولت را به مجلس بدهد تا مجلس هر چه زودتر نسبت به بررسی وزرای پیشنهادی اقدام کند و دولت جدید در اسرع وقت شکل بگیرد.»

بحث‌های جاری بر سر ضرورت متفاوت‌بودن ترکیب کابینه آینده تا حدود زیادی به ضعف‌ها، ناکارایی‌ها، کهولت، فقدان حضور زنان و نمایندگان اقلیت در دولت و عدم انسجام کابینه کنونی برمی‌گردد. به خصوص اصلاح‌طلبانی که در فراکسیون امید مجلس یا شورای عالی مشورتی اصلاح‌طلبان گرد ‌آمده‌اند به بیان ملاحظات و ضرورت‌ها در تعیین ترکیب کابینه جدید مشغولند.

بیشتر بخوانید: وعده روحانی برای “جذب جوانان” و “بهره‌گیری از توان زنان”

محمود صادقی، عضو سرشناس فراکسیون امید بر عدم انسجام در کابینه کنونی انگشت گذاشته و ضرورت تغییر دو سوم کابینه را مطرح کرده است. یک نظر سنجی در فراکسیون امید نیز این نتیجه را به دست داده است که ۵۰ درصد کابینه باید تغییر کند. به نظر می‌رسد تنها وزرایی که برای بقای در کابینه از حمایت اصلاح‌طلبان برخوردارند، وزرای خارجه، بهداشت، نفت و ارتباطات باشند.

جدل بر سر اظهارات محمدرضا عارف

محمدرضا عارف، رئیس شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان، انتظارات این نیرو از روحانی برای تغییر در کابینه را سهم‌خواهی ندانسته ولی با تاکید بر این که “پیروزی روحانی در انتخابات اردیبهشت مدیون اصلاح‌طلبان است”، خواهان آن شده که او در “آستانه تشکیل دولت دوازدهم همراهی و هماهنگی با فراکسیون امید” داشته باشد و “با شورای عالی اصلاح‌طلبان مشورت کند.”

بیشتر بخوانید: حمایت اصلاح‌طلبان از روحانی، افزایش تشتت میان اصولگرایان

یک نماینده اصولگرا و نیز مشاور حسن روحانی به این اظهارات عارف واکنش منفی نشان داده‌اند. غلامعلی جعفرزاده، نماینده رشت در مجلس که به جناح اصولگرای همسو با علی لاریجانی نزدیک است، پیروزی روحانی در انتخابات اخیر را ثمره فعالیت‌ها و سخنرانی‌های خود او دانسته و مدیون‌بودن او به اصلاح‌طلبان را اهانت به رئیس‌جمهور تلقی کرده است. حسام‌الدین آشنا، مشاور حسن روحانی نیز توئیت عارف با مضمونی مشابه را سهم‌خواهی زیرپوستی خوانده و عارف را تلویحا متهم کرده است که به اسم یک جریان برای خود سهم‌خواهی می‌کند.
Iran Präsidentschaftswahlen – Feier (IRNA)

جوانگرایی و مشارکت‌دادن زنان در ترکبیب کابینه از انتظارات مطرح در مورد کابینه جدید است

لزوم تغییر در حوزه سیاست و اقتصاد

بیشترین تاکیدهای اصلاح‌طلبان بر لزوم تغییر در کابینه، به حوزه‌های اقتصاد و سیاست برمی‌گردد. عبدالله ناصری عضو شورای‌ عالی مشورتی اصلاح‌طلبان در همین رابطه به ایرنا گفته است: ­«با توجه به گشایش‌هایی که در حوزه سرمایه‌گذاری خارجی در حال شکل‌گیری است، روحانی باید تغییراتی را در بخش اقتصادی دولت ایجاد کند. درمجموع بخش اقتصادی دولت باید سامانی دیگر پیدا کند، زیرا دولت باید در این چهار سال، کارهای اقتصادی بزرگی انجام و رکود را پایان دهد. نقطه ثقل دیگر کابینه دوازدهم بخش سیاسی آن است».

ناصری صراحتا از ضرورت کناررفتن وزیر کشور صحبت کرده و با اشاره عدم هماهنگی بسیاری از استانداران و فرمانداران با دولت، بر خالی بودن معاونت سیاسی این وزارتخانه نیز تاکید کرده که در یک سال گذشته “دغدغه‌ای در وزیر کشور ایجاد نکرده است.” او اشکال دیگر این وزیر را به انتخابات ریاست جمهوری اخیر مربوط می‌داند: «٢٩ اردیبهشت میزان کفایت اجرایی شخص آقای وزیر کشور را نشان داد. معتقدم حدود دو تا سه ‌میلیون رأی روحانی به‌خاطر این بی‌تدبیری وزارت کشور به‌عنوان مجری برگزاری انتخابات کاهش پیدا کرد.»

بیشتر بخوانید: چند میلیون رأی اخذ نشده و افزایش انتقادها به وزارت کشور

به گفته ناصری، علاوه بر وزارت کشور در حوزه کارکرد سیاسی، بخش امنیتی دولت یعنی وزارت اطلاعات و دبیرخانه شورای ‌عالی امنیت ملی نیز باید برای تغییر مدنظر قرار گیرند.

اصولگرایان هم خواست‌های خود را دارند

در حالی که دغدغه‌های طیف‌های غیراصولگرا در مورد وزیران اقتصادی، عمدتا به ناکارایی ‌آنها به بهبود وضعیت اقتصادی کشور در دوران پسابرجام و ضعف در تعامل با اقتصاد جهان برمی‌گردد، بخش‌هایی از اصولگرایان از منظر تحقق‌نیافتن “اقتصاد مقاومتی” مورد نظر آیت‌الله خامنه‌ای خواهان تغییر در بخش اقتصادی کابینه هستند.

حمیدرضا ترقی، چهره شاخص حزب موتلفه در همین رابطه گفته است: «آنچه که ما از تجزیه و تحلیل مقام معظم رهبری نسبت به عملکرد کابینه دریافتیم آن است که وزارت‌خانه‌های بخش اقتصادی و فرهنگی کشور درحل مشکلات مردم ناتوانند.» امامان جمعه سراسر کشور نیز که از شورای سیاستگذاری نماز جمعه به مدیریت اصولگرایان خط می‌گیرند نیز در خطبه‌های روز ۲۳ تیر یک صدا خواهان تعیین کابینه‌ای در راستای تحقق “اقتصاد مقاومتی” شدند.
Iran Präsidentschaftswahlen – Feier ( ILNA)

در زمینه حضور احتمالی زنان در کابینه جدید هم شایعه‌ها و گمانه‌زنی‌ها بسیار است. گرچه روزنامه شرق از احتمال حضور فاطمه طباطبایی، همسر احمد خمینی و مادر سیدحسن خمینی در کابینه آینده خبر داده است، شهیندخت مولاوردی، مشاور حسن روحانی در امور زنان که نقشی محوری در ارائه نام‌های زنان شایسته وزارت به روحانی داشته، می‌گوید که در این زمینه چیزی قطعی نیست: «هنوز کلیت ترکیب کابینه قطعی نشده است و رایزنی‌ها در این باره ادامه داردتقریبا این رایزنی‌ها در حال رسیدن به مراحل نهایی است و بی‌تردید تصمیم‌گیرنده نهایی در این باره نیز شخص رییس‌جمهور خواهد بود.»

این در حالی است که نارضایتی اصلاح‌طلبان از فعل و انفعالات مربوط به تعیین ترکیب کابینه وضوح بیشتری یافته است. تازه‌ترین اظهارنظر در این زمینه را طیبه سیاوشی، نایب رئیس فراکسیون زنان مجلس و عضو فراکسیون امید عنوان کرده است. او در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفته است: «‌متاسفانه تا کنون ایده‌ها و خواست اصلاح‌طبان و فراکسیون امید در چینش کابینه درنظر گرفته نشده است و منتظر هستیم با مذاکرات و تعاملی که قرار است توسط کمیته‌ای که به این منظور تشکیل شد، انجام می‌شود به نتیجه مطلوب برسیم.»

برچسب‌ها: تقسم قدرت, حسن روحانی, درگیری جناحی, سیاسی, کابینه جدید

شما هم چیزی بگو

Jul 14 2017

تصویر تهران در جهان، پرسشی دردناک

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,سیاسی ::

رادیوفردا: فریدون خاوند (تحلیلگر اقتصادی)

تاریخ تمدن انسانی با نام شهرهای بلندآوازه گره خورده است. بابل، آتن، اسکندریه، رم، قسطنطنیه، بغداد، سمرقند، اصفهان و غیره طی قرون گذشته در مناطق پیرامون خود و یا حتی در بخش وسیعی از جهان می‌درخشیدند و هنرمندان و صنعتگران و بازرگانان و جویندگان نام و قدرت و ثروت را به سوی خود می‌کشاندند.

در دنیای امروز، که فرایند «جهانی شدن» ویژگی عمده آن است، شهرهای جهانی که «شهرهای سیاره‌ای»، «شهر-جهان» و یا «ابرشهر» نیز نامیده می‌شوند، به کانون‌های عمده سیاست و اقتصاد کره زمین بدل شده‌اند. در واقع فرایند «جهانی شدن» بر دوش همین شهرهای جهانی پیش می‌رود که از ویژگی‌های زیر برخوردارند:

یک) مراکز حکمرانی جهانی را در خود متمرکز کرده‌اند، به ویژه دفاتر شرکت‌های بزرگ فراملیتی را که فعالیت اقتصادی و نیز تقسیم بین‌المللی کار را در بخش بزرگی از جهان سازمان می‌دهند.

دو) کانون‌های بزرگ هنری و فرهنگی و دانشگاهی و پژوهشی و ابداع کالاها و خدمات تازه را در خود جای داده‌اند.

سه) به زیرساخت‌های بسیار پیشرفته در عرصه ترابری و ارتباطات مجهزند.
چهار) مغزها و کالاها و خدمات و سرمایه‌ها را از چهار گوشه جهان به سوی خویش می‌کشانند و به چهار گوشه جهان می‌فرستند.

دنیای امروز به دست شهرهای جهانی می‌چرخد، چه آنهایی که همچون پاریس و لندن و آمستردام از چند قرن پیش به این سو درخشش خود را حفظ کرده و با دنیای امروز منطبق شده‌اند، و چه آنهایی که چون شانگهای، سنگاپور و ابوظبی در شکل تازه خود عمدتاً محصول پنجاه سال گذشته‌اند.

با توجه به جایگاه شهرها در ثروت و قدرت کشورها و مناطق گوناگون جهان، ارزیابی نقش آنها و طبقه‌بندی‌شان بر پایه ملاک‌های عینی و ذهنی، بیش از بیش برای تصمیم‌گیران در عرصه‌های گوناگون از جمله سرمایه‌گذاری، بازرگانی و گردشگری اهمیت پیدا می‌کند. به بیان دیگر شهرها زیر ذره‌بین محافل کارشناسی‌اند و نمره می‌گیرند.

مؤسسه معتبر فرانسوی «ایپسوس»، که در کار سنجش افکار و بازاریابی و مشاوره تخصص دارد، برای دومین بار بعد از سال ۲۰۱۳ به رتبه‌بندی شهرهای بزرگ جهان پرداخته و یازده ژوئیه گزارشی را در این زمینه منتشر کرده است. در رتبه‌بندی امسال، «ایپسوس» فهرستی از شصت شهر بزرگ جهان تهیه کرده و آنرا برای نظرخواهی به ۱۸۵۵۷ نفر شهروند شانزده تا شصت و چهار ساله در بیست و شش کشور جهان ارائه داده است. این نظرخواهی در فاصله ۲۱ آوریل تا ۵ مه سال جاری میلادی انجام گرفته است.

مؤسسه «ایبسوس» در نظرسنجی خود سه پرسش را با مخاطبان خود در میان نهاده و از آنها خواسته است با تکیه بر دیده‌ها و شنیده‌های خود به آنها پاسخ دهند:

الف) به نظر شما، چه شهری از بهترین شرایط برای زندگی کردن برخوردار است؟

بر پایه این پرسش، شهر زوریخ با برخورداری از هیجده درصد آرای نظر دهندگان، در مقام اول قرار گرفته و شهر‌های سیدنی، ابوظبی، ونکوور و استکهلم به ترتیب مقام‌های دوم تا پنجم را به دست آورده اند.

رای به سود تهران، بر اساس این پرسش، صفر در صد بوده است.

ب) چه شهری بهترین شرایط را برای داد و ستد دارد؟

در رده‌بندی شهر‌ها بر پایه این پرسش، نیویورک با ۲۳ درصد آراء اول شده و شهر‌های ابوظبی، لندن، هنگ کنگ و توکیو دوم تا پنجم شده اند.

در این رده‌بندی نیز تهران با صفر درصد در ته جدول قرار گرفته است.

ج) در کدام یک از این شصت شهر دوست دارید تعطیلاتتان را بگذرانید؟

در این رده‌بندی پاریس با ۲۱ در صد آرا در رده اول قرار گرفته و رم، نیویورک، لندن و سیدنی به ترتیب رده‌های دوم تا پنجم را به دست آورده‌اند.

تهران، در این مورد، یک درصد آراء را به دست آورده است.

با محاسبه نتایج برآمده از این سه رده‌بندی، «ایپسوس» به محاسبه شاخص کل پرداخته که، بر اساس آن، نیویورک در بالاترین سطح قرار گرفته است. چهار شهر بعدی عبارتند از ابوظبی، لندن، پاریس و توکیو؛ و اما تهران، بر پایه شاخص کل، در میان این شصت کشور در رده شصتم قرار گرفته و موقعیت آن حتی از لاگوس (نیجریه) و کراچی (پاکستان) و نایروبی (کنیا) بدتر است.

اگر خوانندگانی این ارزشیابی را اغراق‌آمیز تصور می‌کنند و باور ندارند که موقعیت تهران مثلاً ۲۴ پله از موقعیت قاهره بدتر باشد (آنگونه که در این گزارش آمده)، نگارنده این یادداشت خود را در تردید آنها شریک می‌داند. با این حال نباید فراموش کرد که «ایپسوس» از مخاطبان خود خواسته است بر پایه دیده‌ها و شنیده‌های خود درباره شصت شهر این فهرست اظهار نظر کنند.

به بیان دیگر این اظهار نظر تا اندازه زیادی جنبه ذهنی دارد؛ ولی ذهنی بودن این داوری، چیزی از اهمیت آن نمی‌کاهد. این نشان می‌دهد که دنیا تهران را این چنین می‌بیند و تصویر ایران در جهان نیز، درست یا نادرست، با توجه به همین «دیدن» ها ترسیم می‌شود. همین تصویر، چه بخواهیم و چه نخواهیم، بر ورود سرمایه‌گذار و جهانگرد به کشور تأثیر می‌گذارد و یا، به عبارت دیگر، در بازار کار و معیشت ایرانیان بازتاب می‌یابد. دنیا چنین است و به همین سبب بهبود تصویر در افکار عمومی جهان، یکی از مهم‌ترین هدف‌های راهبردی کشورها برای جذب نخبه، سرمایه و فناوری است.

پرسش بسیار دردناک ولی پرهیز ناپذیر این است که چرا تصویر پایتخت ایران این چنین سقوط کرده است؟ آینده در گرو پاسخ ایرانیان به این پرسش کلیدی است.

برچسب‌ها: اجتماعی, اقتصادی, تصویر تهران, توریسم, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jul 13 2017

کهریزک، جنایتی که انکارناپذیر است: سردار علی فودازی مسئول رسیدگی به پرونده جنایت کهریزک

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

ایران وایر: فرشته ناصحی

سردار «علی قلی فودازی»، اکنون بازنشسته است. او مهرماه سال ۸۵ ریيس بازرسی پلیس تهران شد، در یکی از حساس ترین دوران نیروی انتظامی که درگیر ماجراهای پس از انتخابات بود. او در این میان مسئول رسیدگی به مهم ترین پرونده پس از ۸۸ شده بود: «جنایت کهریزک.» نیروی انتظامی در این ماجرا متهم بود و چند نفری را تعلیق و برکنار کرده بود ولی چیزی از خشم افکار عمومی کاسته نشده بود.

به نظر می رسد اما خشم افکار عمومی چندان برای آنها مهم نبوده است. این را می شود از مصاحبه ۱۸تیرماه سردار فوازی با خبرگزاری ایلنا دریافت. او هشت سال پس از ماجرا و در حالی که زاویای بسیاری از این جنایت روشن شده و مهم ترین مدعیان ماجرا مانند سعید مرتضوی عذرخواهی کرده اند، گفته است کسی در کهریزک مورد ضرب و شتم قرار نگرفته، و چند نفری که در این جریان کشته شده‌اند به علت سرماخوردگی و ابتلا به مننژیت درگذشته‌اند. این ادعا تازگی ندارد، سعید مرتضوی همان ماه های اول همین حرف ها را می زد.

سردار فودازی اما پا را فراتر گذاشت و گفته ۹۰ نفر پس از کهریزک رضایت دادند و گفتند «در کهریزک هیچ‌کس به من دست نزده است. ما در کهریزک بیش از دویست نفر بازداشتی داشتیم. آن‌ها می‌گفتند ما را هل دادند» و «رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک هم وقتی به او به اشتباه گفته بودند تو مقصری، دچار جنون آنی شده و با خوردن قرص خودکشی کرد.»

بازداشتگاه کهریزک که اکنون با نام سروش ۱۱۱ فعالیت می کند، سابقه تاسیسش به سال سال ۸۰ می رسد ولی نامش از مردادماه سال ۱۳۸۶ و پس از انتشار خبر کشته شدن «محسن روح الامینی»، مطرح شد. او فرزند «عبدالحسین روح الامینی» دبیر کل حزب عدالت و توسعه و مشاور وزیر بهداشت بود و منصب دولتی پدرش و نزدیکی اش به محسن رضایی، کمک کرد بتواند پرونده مرگ فرزندش بر اثر شکنجه را پیگیری کند.

علاوه بر او، امیر جوادی فر و محمد کامرانی هم کشته شدند،‌ حتی اگر مرگ مشکوک دکتر «رامین پوراندرجانی»، پزشک ۲۶ ساله شاغل در کهریزک را نادیده بگیریم، با نام«رامین آقازاده قهرمانی» بر می خوریم که دو روز بعد از آزادی‌اش از کهریزک به علت لخته شدن خون در سینه درگذشت. او قبل ازمرگ به مادرش گفته بود در بازداشتگاه کهریزک با قلاب از پا به سقف آویزان شده بود. «احمد نجاتی کارگر» یکی دیگر از بازداشت شدگان این بازداشتگاه فقط چند روز بعد از آزادی، به علت ازکارافتادگی هر دو کلیه‌اش جان باخت.

در طول هشت سال گذشته اما بسیار بوده اند از قربانیان کهریزک که داخل یا خارج از ایران در گفتگو با رسانه ها، به مرور خاطرات تلخ و وحشتناک شان پرداخته است.

یکی از افرادی که در کهریزک بوده و اکنون ساکن ایران است، می گوید: «به عنوان کسی که تا آستانه مرگ رفتم یک سوال دارم اگر این افراد به علت ابتلا به مننژیت درگذشتند، چرا دادگاه نظامی، دو تن از افسران شیفت این بازداشتگاه را به قصاص نفس محکوم کرد و حکم شان با گذشت خانواده قربانیان منتفی شد؟ چرا خود همین سردار کذایی نوشته ،سعی کرده‌اند از ۹۰ نفر بازداشت شدگان رضایت بگیرند؟»

بر اساس اطلاعیه ۲۶آبان۹۱ سازمان قضایی نیروهای مسلح، در جریان رسیدگی به پرونده تخلفات نیروهای انتظامی شاغل در کهریزک،‌ «دو نفر از متهمان به اتهام ضرب و جرح عمدی منتهی به قتل مرحومان امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی، علاوه بر حبس، انفصال موقت از خدمت، جزای نقدی، شلاق تعزیری و پرداخت دیه، به قصاص نفس» محکوم شدند.

«حمید حجار‌ها» دیگر جان به دربرده کهریزک و ساکن استرالیاست. او با اشاره به اینکه تعداد بازداشتی‌ها آنقدر زیاد بود که نتوانستند جملگی را سر به نیست کنند، می‌گوید: « محسن روح الامینی و محمد کامرانی با علائم حیاتی نسبتا خوب از ما جدا شدند و نهایتا سر از سردخانه بیمارستان در آوردند. عکس‌های منتشره امیرجوادی فر را هم لابد همگی دیده‌اید، کسی نیست که نداند او به علت ضرب و جرح شدید و نبود رسیدگی پزشکی درگذشت. خود پزشکی قانونی علت مرگ محمد کامرانی را آسیب جدی به کلیه سمت راست او می داند، آن وقت سردار ضرب و شتم را انکار می کند».

حمید به نام ها اشاره می کند: « مسعود علیزاده، میثم کارگر، سامان مهامی، و احمد بلوچی از جمله کسانی بودند که این ضرب و شتم‌ها رو تحمل کردند. نام «محمدکرمی» ملقب به «ممد تیفیل» زندانی جرائم مواد مخدر به گوشتان آشنا نیست؟ کسی که در جریان دادگاه به ضرب و شتم «مسعود علیزاده» به دستور مامور زندان اعتراف کرد.» او می گوید شاید یادآوری نام ها به سردار فوادزی کمک کند حقیقت را طور دیگری بفهمد.

حجاری‌ها می‌گوید دو روز قبل از مرگ مشکوک «رامین پوراندرجانی» او را ملاقات کرده و او به صراحت گفته برای روز دادگاه تهدید شده: «دکتر به من و مسعود گفت دفتر خاطراتی دارد که برای خودش گزارشات روزانه و خاطرات مهمش را به ثبت رسانده و روز دادگاه می‌خواهد حقایقی را افشا کند. حقایقی که هرگز افشا نشد چون او هیچ وقت به دادگاه نرسید.»

«مسعود علیزاده» یکی از جان به دربردگان کهریزک است که به شهادت حاضران در این بازداشتگاه از مرگ حتمی نجات پیدا کرده، او را با دو دو پابند آهنی به یک میله آویزان می‌کنند. پابند‌ها تیز بوده و تمام مدت از مسیر حلقه‌ها خون جاری می‌شده، و در‌‌ همان وضعیت با لوله پی وی سی شروع می‌کنند به زدن: « از افسر نگهبان پرسیدیم اینجا کجاست؟ جواب داد اینجا آخر دنیاست، جایی که خدا هم آنتن نمی‌دهد. اگر زنده ماندید، بعدش می‌فهمید اینجا کجاست. »

با یادآوری روزهای تلخ گذشته،‌ صدایش به وضوح شروع می‌کند به لرزیدن: «همه ما را برهنه کردند. به بهانه شپش و تفتیش کردن. با پای برهنه روی آسفالت داغ تابستان نگه‌مان داشتند جوری که کف پا‌هایمان پر از تاول شده بود. بعد از ساعت‌ها زیر آفتاب ماندن ما را که حدود ۱۷۰ نفر بودیم جایی بردند که ظرفیت ۶۰ نفر داشت. هوا نبود، زخم‌هایمان عفونت کرده بودند و از آب آلوده چاه می‌خوردیم که تصفیه نشده بود. با‌‌ همان شرایط افسر نگهبان دستور داد یک سر لوله موتورخانه را وصل کردند به آن اتاق. دود همه جا را گرفته بود. راست می‌گفتند آنجا آخر دنیا بود.»

او از برخورد گزینشی رسانه‌های بیرون از ایران برای پوشش اخبار مربوط به کهریزک گله می‌کند و خاطرات امیر جوادی فر را به یاد می‌آورد: «یک بار کنار دست شویی امیر را دیدم که می‌خواست آب بخورد. از من پرسید تو می‌دانی چرا یکی از چشم‌هایم نمی‌بیند؟ دلم نمی‌خواست بگویم کور شده‌ای پسرجان. دلم می‌خواست هر جور شده به او دلداری بدهم. مدام با صدای بلند مادرش را صدا می‌کرد. مادرجان بیا ببین من چرا نمی‌بینم؟ تازه بعد از آزادی بود که فهمیدم مادر امیر پنج سال قبلش مرده بوده و او از روح مادرش کمک می‌خواست.»

مسعود این ماجرا را چندین بار برایم تعریف کرده و هر بار بغض می‌کند: «روز آخر بود. می‌خواستند ما را منتقل کنند اوین. امیر نشسته بود کنج حیاط. سرهنگ [فرج]‌ کمیجانی، [رئیس وقت بازداشتگاه کهریزک] آمد به جرم اینکه امیر نشسته بود توی سایه و با پوتین به سر و صورتش زد. آن قدر او را زد تا امیر از سایه خودش را کشاند به سمت آفتاب. توی اتوبوس که نشستیم، دیگر امیر نای نفس کشیدن نداشت. التماس می‌کرد برای یک قطره آب.»

او محسن را هم به خاطر دارد: « می‌توانست هویتش را روشن کند و از آنهمه کتک نجات پیدا کند. اما شب‌ها سر پا می‌خوابید تا جا برای بقیه باز‌تر باشد. وقتی از شدت عفونت زخم‌هایم تب کرده بودم، نشسته بود بالای سرم و با پیراهنش من را باد می‌زد. روز آخر، محسن به خاطر عفونت زخم هایش، بی حال بود. استوار [کاظم] گنج بخش با کمربند شروع کرد به زدنش. از شدت ضربه‌های وحشتناک کمربند بلند شد و ایستاد. او را با یک ون بردند اوین و بدن بی‌جانش ساعت‌ها توی گرما جلوی در زندان اوین افتاده بود دراز به دراز روی آسفالت داغ و چند ساعت بعد هم مرد.»

مسعود «محمد کامرانی» را هم به خاطر دارد: «یک ساعتی بود وارد اوین شده بودیم که محمد هم حالش بد شد. تنش زخمی بود و بدنش جان نداشت. سرش می‌خورد به لبه تخت‌ها. التماس کردیم او را منتقل کردند بیمارستان. بعد‌ها پدرش به من گفت بدن نیمه جان پسرش را با غل و زنجیر به تخت بیمارستان بسته بودند و لب‌هایش از خشکی و تشنگی ترک برداشته بود. او هیچ وقت از روی آن تخت بلند نشد و به علت شدت ضربات وارده و خونریزی داخلی جان داد.»

«رضا ذوقی» از دیگر قربانیان کهریزک است. رضا و بقیه را به محض ورود به کهریزک از تونلی می گذارنند متشکل از سربازان میله به دست: « از زیر ضربه میله ها که گذشتیم صدای ناله می‌آمد. ناله مجرمین عادی که بعضی‌هاشان از اشرار منطقه بودند.‌‌ همان لحظه فهمیدم وقتی آنها می نالند چه بر سر ما می آید؟ لخت و برهنه‌مان کردند. محمد کامرانی که یک نوجوان ۱۷ ساله بود به شدت نگران کنکورش بود .دائم از بچه‌ها سوال می‌کرد که آیا می‌گذارند بروم کنکور بدهم یا نه؟»

او از آلوده کردن اتاق با دود موتورخانه می گوید: «هوای قرنطینه به شدت آلوده و گرم بود روزی ۲ بار دود ژنراتور تولید برق را از یک دریچه کوچک وارد اتاق ما می‌کردند. چرک از زخم‌ها و از داخل چشم‌هایمان بیرون می‌آمد. چند ساعت در روز وادارمان کرده بودند چهار دست و پا روی آسفالت داغ راه رفته بودیم و جالا چرک و عفونت از زخم‌هایمان جاری شده بود. کمبود هوا و دود موتورخانه هم مزید علت شده بود. شپش و گال و حشرات موذی بیداد می‌کرد، شیفت که عوض شد، افسر نگهبان دستور داد برویم داخل حیاط. می‌خواستند سمپاشی کنند. ۱۵ دقیقه بعد و بلافاصله بعد از سمپاشی ما را برگرداندند، من دیگر هیچ نفهمیدم و بیهوش شدم.»

آنجا فقط داخل توالت کوچک بند کمی هوا بوده و یک دریچه ناچیز. بازداشتی ها به نوبت آنجا می رفته اند تا نفس بکشند و زنده بمانند: « سه نفر را بردند برای شکنجه. پابند زدند و به سقف آویزان شان کردند. مسعود علیزاده مقاومت کرد و نمی‌خواست آویزانش کنند. به شدت مورد ضرب و شتم وحشیانه استوار [محمد] خمیس آبادی و استوار [کاظم] گنج بخش قرار گرفت. حدود ۱۵ دقیقه صدای کتک زدن‌های بیرحمانه و ناله‌های مسعود می‌آمد. ما نمی‌دیدیم فقط صدا‌ها را می‌شنیدیم و اشک می‌ریختیم و صلوات می‌فرستادیم.»

او هرگز مرگ امیر را تمام این سال ها فراموش نکرده: « امیر صندلی جلوی من بود. هرچه اصرار و التماس می‌کردیم حداقل دستبندش را باز کنید و یا کمی آب به او بدهید، فحش می‌دادند. امیر به خودش می‌پیچید وسرش را تکان می‌داد. دعا می‌کردم هرچه زود‌تر به اوین برسیم تا به حال و اوضاع امیر رسیدگی کنند. یک باره امیر چند تکان خورد و بی‌حرکت شد. داد و فریاد کردیم. اتوبوس ایستاد. امیر را کف خیابان دراز کردیم، یکی از بچه‌ها سعی کرد تنفس مصنوعی بدهد. اما امیر مرده بود.»

برچسب‌ها: امنیتی, جنایات رژیم, جنبش سبز, حقوق بشر, سیاسی, کهریزک

شما هم چیزی بگو

Jul 13 2017

«پژوهشگر ایرانی» که از آمریکا دیپورت شد عضو شناخته‌شده بسیج دانشجویی است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,دانشجویی,روابط بین‌المللی ::

رادیوفردا: پژوهشگر ایرانی که روز سه‌شنبه ۲۰ تیر از فرودگاه بوستون آمریکا دیپورت شد از اعضای شناخته شده سازمان بسیج دانشجویی، نهاد زیرمجموعه سپاه پاسداران، است.

روزنامه آمریکایی بوستون گلوب و خبرگزاری‌های داخل ایران روز سه‌شنبه گزارش دادند که محسن دهنوی به منظور کار و پژوهش در بیمارستان کودکان آمریکا همراه همسر و سه فرزند خود به آمریکا سفر کرده بود اما ماموران اداره مرزبانی و گمرک ایالات متحده مانع ورود آنها به خاک آمریکا شدند.

این رخداد قبل از هر چیز فرمان دونالد ترامپ برای محدودیت سفر شهروندان شش کشور عمدتا مسلمان از جمله ایران به آمریکا را به ذهن متبادر می‌کرد و برخی فعالان از همین زاویه به دیپورت محسن دهنوی اعتراض کردند.

از جمله تریتا پارسی بنیان‌گذار شورای ملی ایران آمریکا (نایاک) در صفحه توییتر خود نوشت که این ماجرا نمونه‌ای از «منع سفر مسلمانان» به آمریکا است که سخن وی اشاره به مناقشات اخیر پیرامون فرمان مهاجرتی ترامپ دارد. در حالی که معترضان این فرمان می‌گویند که دولت آمریکا مسلمانان را هدف قرار داده، اما کاخ سفید این مسئله را رد می‌کند.

با این حال خبرگزاری آسوشیتدپرس همان روز سه‌شنبه اظهارات یکی از سخنگویان مرزبانی و گمرک آمریکا را بازتاب داد که تاکید می‌کرد اساسا دیپورت محسن دهنوی و خانواده او ارتباطی با فرمان مهاجرتی آقای ترامپ نداشته و پس از بررسی مدارک وی در فرودگاه چنین تصمیمی اتخاذ شده است.

محسن دهنوی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ ایران مسئول بخش دانشجویی ستاد سعید جلیلی بود و برخی رسانه‌ها از جمله «تقاطع» نوشته‌اند که او سال ۱۳۸۶ مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف بوده است.

تریتا پارسی در این باره به رادیو فردا می‌گوید: «ما درباره سابقه او هیچ چیزی نمی‌دانستیم جز این که او پژوهشگر بیماری سرطان است و برای یک دوره فوق دکترا از دانشگاه هاروارد پذیرش گرفته بود. به باور من بعید است که منع ورود او ارتباطی با سوابقش در بسیج داشته باشد چرا که این‌ها مسائلی است که قبل از آن که او ویزا بگیرد، به دقت بررسی شده‌اند».

اما در عین حال دیپورت محسن دهنوی استقبال برخی از ایرانیان را نیز به دنبال داشته است. در همین رابطه یکی از دانشجویان پیشین دانشگاه شریف که در آمریکای شمالی به سر می‌برد به گلناز اسفندیاری گزارشگر رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «این کمترین جزایی است که برای آزار و اذیت دانشجویان می توانست گریبانگیر محسن دهنوی شود‎».

آقای دهنوی و خانواده وی صبح چهارشنبه با پرواز هواپیمایی قطر به ایران بازگردانده شدند.

برچسب‌ها: آمریکا, اخراج, بسیج, دانشجویی, سیاسی, محسن دهنوی

شما هم چیزی بگو

Jul 13 2017

عضو فراکسيون زنان مجلس از مشكل خروج از کشور زنان مي‌گويد: يك ميليون رأي هم بياوري نياز به اجازه همسر داري

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی ::

شرق: فعاليت زنان در مجلس دهم اميدوارکننده است. با وجود محدوديت‌هاي هميشگي پيش‌روي زنان نماينده براي طرح برخي مسائل حقوقي و قانوني، آنها از ابتداي کار، روي چند موضوع تمرکز کرده‌اند و مسائلي را دنبال مي‌کنند. از تلاش براي جلوگيري از ازدواج دختربچه‌ها گرفته تا اقداماتي براي تغيير وضعيت کنوني قانون گذرنامه و خروج زنان از کشور. اما ماجرا زماني عجيب مي‌شود که بفهمي حتي خانم نماينده‌اي که بيش از يک ميليون رأي از مردم تهران گرفته هم براي خروج از کشور نيازمند مجوز همسر است. چه با پاسپورت سياسي و چه با پاسپورت يک شهروند عادي. طيبه سياوشي براي سفر غيرکاري به اداره گذرنامه مي‌رود که متوجه مي‌شود بايد همسرش نيز براي ارائه مجوزهاي لازم همراهش باشد. همسر سياوشي وسط کارهاي اداري روزانه بوده و چندان از اينکه بايد براي دادن چنين مجوزي راهي اداره گذرنامه شود، خوشحال نيست. کارمند اداره گذرنامه نيز خطاب به طيبه سياوشي که از قضا نايب‌رئيس فراکسيون زنان مجلس است گفته شما اگر مي‌توانيد کاري کنيد اول براي خودتان کاري کنيد؛ يعني گره از مشکل گذرنامه زنان بگشاييد. از طيبه سياوشي درباره انتخابات هيئت‌رئيسه مجلس پرسيده‌ايم و بحث تا ضرورت انتصاب وزير زن و مسائل خروج زنان از کشور پيش رفته است. گفته‌هاي او نشان از آن دارد که زنان، چه در مقام نماينده مجلس و چه در مقام سفير نيز- حتي با دردست‌داشتن پاسپورت سياسي- از روندهاي تبعيض‌آميز گذرنامه براي زنان مستثنا نيستند و براي خروج از کشور نياز دارند مجوز خروج را از همسرشان دريافت کنند.

‌رأي‌آوردن يک زن در هيئت‌رئيسه مجلس از آن اتفاق‌هايي بود که در اين دور از انتخابات هيئت‌رئيسه نيز ميسر نشد، تحليل‌تان از رأي‌نياوردن خانم اولادقباد چيست؟
بله، انتخابات هيئت‌رئيسه مجلس برگزار شد. از طرف فراکسيون زنان، خانم فريده اولادقباد به‌ عنوان تنها انتخاب ما براي دبير هيئت‌رئيسه به هر سه فراکسيون معرفي شدند. ما فکر مي‌کرديم، باتوجه به ليست مشترکي که وجود داشت، بايد رأي بدهيم و بر آن اساس هم رأي داديم. ناظران و دبيران را به‌طور مشترک انتخاب کرده بوديم که در هر دو مورد ناظران و دبيران، به ليست مشترک عمل نشد. زماني که اسامي ليست مشترک اعلام شد، عده‌اي گفتند آقاي اميرآبادي هم مي‌خواهند کانديداي دبيري بشوند، از طرف ما هم آقاي يوسف‌آبادي مطرح شد. آقاي يوسف‌آبادي هم قبلا اصلا کانديدا نبودند، اما شد مثل آقاي امير‌آبادي. مسئله اين است که اگر هر سه فراکسيون به ليست مشترک رأي داده بودند قطعا خانم اولادقباد رأي مي‌آوردند. رأي‌آوردن او اصلا ربطي به کانديداشدن آقاي يوسف‌آبادي نداشت، او سرليست بود و تنها خانم ليست. منتهي با توجه به ارزيابي‌هايي که کرده بوديم، اين احتمال را مي‌داديم که مجلس به يک زن رأي ندهد، ايشان عضو فراکسيون ايثارگران بودند و اين احتمال رأي‌آوردن او را زياد مي‌کرد. اما متأسفانه متوجه شديم که روي اين مجلس هم نمي‌توان حساب کرد که نشستن يک زن به عنوان هيئت‌رئيسه در بالاي مجلس را بپذيرد. يک‌سري دلايل ريز و جزئي در اين خصوص [رأي‌نياوردن فريده اولادقباد] مطرح شد که اصلا سنديتي ندارد. به‌هر‌حال ايشان نفر هشتم شدند و رأي نياوردند.
‌‌‌ ضرورت اينکه يک زن در هيئت‌رئيسه باشد چيست؟
ببينيد اينکه يک زن در بالاترين سطح تصميم‌گيري و مديريتي مثل مجلس قرار بگيرد، خيلي قابل توجه و با‌اهميت است. ما به عنوان نماينده زن تلاش کرديم رأي مردم را کسب کنيم و وارد مجلس بشويم. در مجلس هم بايد بتوانيم نظر مساعد نمايندگان ديگر را کسب کنيم و بتوانيم در مصدر مجلس قرار بگيريم. درواقع قرارگرفتن در رأس قدرت مجلس اهميت زيادي دارد؛ به‌ويژه براي ورود به مجلس و نشان‌دادن تلاش زنان در مجلس.
‌‌ شما تجربه خانم‌هايي که در هيئت‌رئيسه بودند، مثلا خانم جلودارزاده را مثبت ارزيابي مي‌کنيد؟
در ابتداي زمان ورود خانمي به يک منصب براي اولين‌بار، شايد حضور و جنبه نمايشي آن براي مردم کفايت کند، ولي بعد از آن، کارکردها و عملکرد آن خانم هم مورد توجه قرار مي‌گيرد. خود خانم جلودارزاده، يکي از کساني هستند که مشوق اين هستند که حتما يک خانم آن بالا [در هيئت‌رئيسه] قرار بگيرد.
‌‌ آيا داخل فراکسيون اميد نگاه مثبتي به حضور يک زن در هيئت‌رئيسه وجود دارد؟
چون بنياد فکري اصلاح‌طلبان از اينجا نشئت مي‌گيرد که زنان و اقليت‌ها بايد مشارکت حداکثري داشته باشند، به‌ويژه در بخش سياسي، براي فراکسيون اميد اين مسئله پذيرفته شده است. در صحبت‌هايي که با دکتر عارف و ديگر اعضاي فراکسيون اميد داشتيم اين مسئله پذيرفته شده است که يک زن از طرف فراکسيون زنان معرفي شود.
‌‌ بحث وزارت زنان در‌حال‌حاضر داغ است، در اين خصوص چه اطلاعاتي داريد و فراکسيون زنان چه کاري در این راستا انجام داده است؟
زماني که سه‌ وزير پشنهادي روحاني سال قبل معرفي شدند، ما در فراکسيون زنان با آنها جلسه گذاشتيم و مطالبات خودمان را با آنها مطرح کرديم. به‌ويژه آنکه حتما اين آقايان بايد معاونت يا مديرکل زن داشته‌ باشند. با توجه به تأكيد آقاي روحاني و با توجه به اينکه پذيرفته‌اند که پيشنهادهايي درباره زناني که مي‌توانند وزارت يا پست‌هاي ديگر را در دست بگيرند به ايشان معرفي شود، قرار است فراکسيون زنان در تعامل با معاونت زنان رياست‌جمهوري ليستي را براي تمام وزارتخانه‌ها معرفي کنيم. وزارت‌ بهداشت، آموزش‌ عالي، آموزش‌وپرورش و امور خارجه وزارتخانه‌هايي هستند که زنان توانمند و کارشناس به‌اندازه کافي دارند که مي‌توانند پست‌هايي حتي پست وزارت را بپذيرند.
‌ مي‌توانيد به بعضي از نام‌هاي مطرح‌شده که بر سر آنها توافق کرده‌اند، اشاره کنيد؟
نه، اسامي را نمي‌گوييم چون هنوز درباره اين صحبت نکرده‌ايم که اسامي را بگوييم يا نه.
‌ به جز کميته، شما چه زناني را در ساحت سياست ايران براي کارکردن در سمت وزارت شايسته مي‌دانيد؟
ببينيد، ترجيح مي‌دهم اسم نبرم. چون اگر بگوييم هرجور هم که استدلال کنم خواهند گفت از طرف فراکسيون حرف زده‌ام.
‌ از بعضي از وزارتخانه‌ها نام برديد؛ آيا ما بايد به وزارتخانه‌هاي خاصي فکر كنيم يا نه؛ اغلب وزارتخانه‌ها براي به‌وزارت‌رسيدن زنان ممکن هستند؟
حتي در وزارت کشاورزي خانم‌هاي فوق‌العاده توانمندي وجود دارد. در وزارت نفت هم مي‌بينم که خانم‌هاي توانمند وجود دارند که دارند کار مي‌کنند. با وجود تأكيد قانون اساسي بر برابري حق زنان و مردان، هميشه تلاش‌هاي حداکثري زنان بوده که اجازه داده جلوتر بروند و ساختار اجازه نداده زنان از حدي جلوتر بروند. تلاش ما در دولت دوازدهم اين است که ساختار هم اين فرصت را به زنان بدهد. در وزارتخانه‌هايي که حتي مردانه محسوب مي‌شوند، زنان مشغول به کار هستند، البته «مردانه» در کشور ما؛ چون در کشورهاي ديگر مي‌بينيم که زنان در اين وزارتخانه به‌صورت موفق حضور دارند. ما مي‌گوييم بر محور شايسته‌سالاري محاسبه شود و ببينيد اين خانم لياقت گرفتن و پذيرفتن اين جايگاه را دارد يا نه.
‌‌ در بين صحبت‌هايتان از وزارت خارجه نام برديد؛ اتفاقا وزارت خارجه از جاهايي است که زنان‌ها را خيلي بازي نمي‌دهد. کمي در اين خصوص توضيح مي‌دهيد؟
ببينيد [در وزارت امور خارجه] تأكيد را روي وزير زن نمي‌گذارم؛ ولي تأكيد را روي اين مي‌گذارم که زنان در وزارت امور خارجه در نشان‌دادن چهره نظام جمهوري اسلامي به نظام بين‌الملل بسيار بسيار مؤثرند. بعد از چهار دهه تمام اين صحبت‌هايي که مي‌کنيم را در خانم افخم به‌عنوان تنها سفير زن جمهوري اسلامي منحصر کرده‌ايم. درحالي‌که در پست معاونت و مديرکلي خانم‌هايي هستند که از کارشناسي شروع کرده‌اند و الان اين توان را دارند که در مصدر اين پست‌ها قرار گيرند. با توجه به لياقت و تخصص و با گذشت ۲۰، ۲۵ سال شناخت خوبي از ابعاد کار دارند و خوب است اين فرصت را به زنان بدهيم تا توانمندي‌هايي را که در اين نظام کسب کرده‌اند، نشان دهند و از تخصص اينها استفاده شود.
‌‌ شما خودتان در بدنه وزارت امور خارجه بوده‌ايد، آيا پروتکلي وجود دارد که مانع از حضور زنان مي‌شود؟ مثلا بحث‌هايي وجود دارد درخصوص محدوديت‌هايي مثل دست‌دادن و اين‌‌گونه مسائل که باعث مي‌شود زنان نتوانند بعضي از پست‌ها را کسب کنند.
اگر مسائل خيلي ريز و جزئي را به‌عنوان مانع قرار دهيم، به ‌نظر من واقعا بزرگ‌ترين ضربه‌اي است که مي‌توانيم به دولت و نظام بزنيم. ببينيد دست‌دادن يا دست‌ندادن قضيه چندان عمده‌اي نيست. الان همه جاي دنيا مي‌دانند که زن ايراني حجاب دارد و دست نمي‌دهد و اين پذيرفته شده است. اين نمي‌تواند مانعي باشد که زنان به‌عنوان سفير و معاون وزير معرفي شوند. چه قبلا و چه الان که از مجلس در مجامع بين‌المللي شرکت کردم، به‌هيچ عنوان احساس نکردم که اينها مي‌توانند مانعي باشند. نه، پروتکل تعريف‌شده‌اي در اين خصوص نداريم و صرفا حساسيت‌هايي بوده که بيش از حد بر آنها تأكيد شده است.
‌ آيا در اين خصوص فراکسيون زنان برنامه‌ جدي‌اي براي لابي و رايزني با دکتر ظريف دارد؟
اين را اول بگويم که تمام وزرا نيازمند رأي فراکسيون زنان هستند و تمام وزرا با فراکسيون زنان صحبت و رايزني خواهند داشت. بسياري از مصائبي که به آن دچار هستيم از نديدن نصف جامعه است. درحال‌حاضر مي‌بينيم که آقايان زيادي هم بر اين قضيه تأكيد دارند [که زنان وارد مناصب تصميم‌گيري شوند]. اين اتفاق نمي‌افتد مگر اينکه ما در پست‌هاي کلان مديريتي شرکت کنيم.
‌ در بحث گذرنامه به کجا رسيديد؟
ما يک جلسه تخصصي با معاونت زنان و وزارت ورزش و يک جلسه با معاونت زنان رياست‌جمهوري، بعضي از وکيلاني که از کانون وکلا آمده بوند و [افراد ديگري] از مرکز پژوهش‌ها، از اداره صدور گذرنامه، از ديوان عالي کشور و نمايندگان مرد و زن مجلس شوراي اسلامي داشتيم. پيشنهادهاي مختلفي بود، اعم از اينکه پاسپورت مدرک هويتي است مثل شناسنامه و همه خانم‌ها بايد آن را داشته باشند. با توجه به قاعده فقهي‌اي که زن براي خروج از منزل نياز به اذن همسر دارد، واقعا نمي‌شد اين مسئله را پيش برد؛ پس ما مسئله را بايد جايي مي‌بستيم که بتواند در صحن مجلس رأي بياورد و در مخالفت با آن قاعده فقهي هم نباشد. در اصلاحيه‌اي که از طرف معاونت زنان، وزارت ورزش و آقايان نماينده پيشنهاد شد، تأكيد بر اين بود که موارد اضطراري که در قانون گذرنامه هست (بند سه ماده ۱۸) را مشخص کنيم. ما به تعدادي از اين اضطرارها مثل فوت بستگان، شرکت در المپيادها، همايش‌ها و صحنه‌هاي ورزشي اشاره کرديم و اينکه اذن خروج با اجازه دادستان است، همان‌طور که در قانون از سال ۱۳۵۱ تا الان در حال اجراست. منتها ما علاوه بر دادستان اين اجازه را به بالاترين مقام اجرائي ذي‌ربط هم داديم. يعني دو جا مي‌توانند اجازه خروج را براي خانم‌ها صادر کنند. البته اينها تنها اصلاحاتي هستند که در کميسيون انجام شده و هنوز قطعي نشده‌اند. اگر دادستان در ۷۲ ساعت اجازه خروج را به خانمي ندهد يا با آن مخالفت کند، اين خانم مي‌تواند درخواستي به دادگاه بدهد و در صورت موافقت آن دادگاه، زن اجازه خروج خواهد داشت؛ منتها اين بحث در سطح زناني است که نخبه‌ ورزشي و علمي محسوب مي‌شوند، اما اميدواريم که اين کار قدمي باشد تا مقداري از مشکلات را برطرف کند.
‌‌ خانم سياوشي شما به‌عنوان نايب‌رئيس کميسيون زنان وقتي خبر ممنوع‌الخروجي دو ورزشکار زن را شنيديد، چه حسي داشتيد؟
راستش خيلي دردناک بود که ‌شما [زنان] را از يک حق محروم کنند. اينکه به ‌محض اينکه يک خانواده به مشکل برمي‌خورد، مرد براي ضربه‌زدن به زن از حق قانوني‌اش سوءاستفاده کند، واقعا دردناک است. فکر مي‌کنم دولت با توجه به هزينه‌هايي که براي اين خانم‌ها صرف کرده است، حق اين را دارد که اجازه خروج را براي خانم‌ها کسب کند. اما درخصوص اين دو مورد، مورد دوم را خوشبختانه توانستند ورود کنند و اجازه خروج را بگيرند.
‌ ما از زنان در وزارت‌ خارجه صحبت کرديم. از خانم‌هايي صحبت کرديم که دائما بايد در سفر باشند. از تجربه خودتان در سفرهاي خارجي بگوييد؟ [چقدر اين موضوع براي شما مانع به‌ وجود آورد].
زماني که من با پاسپورت سياسي يا خدمت بخواهم از کشور خارج شوم، مشکلي ندارم، البته براي همين پاسپورت هم مجوز همسر لازم است. وقتي بخواهم با پاسپورت خودم از کشور خارج شوم قطعا همسرم بايد بيايد و اين اجازه را به من بدهد. زماني که شما در شرايط زندگي سالم خانوادگي به ‌سر مي‌بريد، براي همسرم هم عذاب‌آور است که مجبور است زماني را بگذارد و بيايد اين اجازه را بدهد.
‌يعني شما كه نماينده هستيد، بار اول که پاسپورت سياسي گرفتيد، همسرتان براي ارائه مجوز همراهتان بودند؟
فرايند صدور پاسپورت سياسي طوري است که ما بايد نخست به اداره رواديد وزارت امور خارجه برويم و براي بار اول حضور همسر و ارائه مجوز الزامي است.
‌‌ شما به‌خاطر نمايندگي مجلس پاسپورت سياسي داريد؟
بله.
‌‌ آيا کارکنان زن وزارت امور خارجه نيز پاسپورت خدمت يا همان پاسپورت سياسي را دارند؟ و آيا زنان براي گرفتن پاسپورت سياسي نياز به اجازه همسر خود دارند؟
خانم‌هايي که پاسپورت سياسي يا خدمت دارند و مسئوليت مهمي در کشور دارند، مي‌توانند از کشور خارج شوند. پاسپورت سياسي به شکلي تسهيل‌کننده سفرها و آمدوشد خانم‌هاست.
‌‌ يعني خانم افخم پاسپورت سياسي دارند؟
قطعا پاسپورت سياسي دارند.
‌ پس اگر شما بخواهيد با پاسپورت سياسي از کشور خارج شويد، مشکلي نداريد؟
همه زنان متأهل كه گذرنامه سياسي يا خدمت دارند، مانند دارندگان گذرنامه عادي، براي خروج از كشور نياز به اجازه همسر دارند، با اين تفاوت كه اجازه همسر در اداره گذرنامه و رواديد وزارت امور خارجه كه متولي صدور گذرنامه‌هاي خدمت و سياسي است، كفايت كرده و نيازي به اجازه محضري ندارند.
‌‌ شما قبلا از کارمندان وزارت امور خارجه بوديد، کمي از تجربه‌هاي خودتان و زنان ديگري که در وزارت کار مي‌کردند مي‌گوييد. چه مشاهدات و شنيده‌هايي از محدوديت زنان در وزارت داشته‌ايد؟
من کارشناس اداره اروپا و آمريکا بودم؛ در دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت امور خارجه. هفت سال آنجا كار کردم. بعد از اين هفت سال با يک وقفه‌ در دانشکده بين‌الملل وزارت امور خارجه پذيرفته شدم. بعد از فارغ‌التحصيلي مدتي را با طرح ملي کار همکاري کردم؛ طرحي که براي ورود زنان به ادارات بين‌المللي تلاش مي‌کرد. خانم‌هايي که در وزارت امور خارجه کارشناس بودند، بعد از اينکه اجازه داده شد، برخي وارد دانشگاه وزارت امور خارجه شدند و فارغ‌التحصيل دانشکده بين‌الملل هستند.
مابقي هم فارغ‌التحصيل بهترين دانشگاه‌هاي کشور هستند. ولي من شاهد بودم که اين خانم‌ها سال‌ها (۱۰، ۱۵ سال) در موقعيت کارشناسي خود باقي مانده و هيچ ارتقايي پيدا نکرده بودند. قطعا در وزارتخانه‌هاي ديگر نيز زنان وضعيت مشابهي دارند. اين دون شأن اين دولت است که زنان در چنين وضعيتي باقي بمانند. بيش از ۶۰ درصد خانم‌هاي ما تحصيلات آکادميک دارند. اگر بخواهيم به حداقل‌هاي توسعه پايدار برسيم، بايد حداقل قدمي در جهت شايسته‌‌سالاري برداريم. من موافق تبعيض مثبت هستم ولي حداقل اين است که با شايسته‌سالاري فرصت‌هايي براي زنان به ‌وجود آيد.

خانم‌ها دارند تلاش خود را مي‌کنند و دولت هم بايد اين فرصت را به آنها بدهد. در اندونزي درباره ارتقاي جايگاه زنان مطالعه‌اي انجام شده است؛ خانم‌ها از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۴ تلاش کردند و توانستند فرصتي دوبرابر در حضور در کشور به‌دست آورند. در ايران حداکثر تلاش ما به پنج درصد رسيده است! شعار بزرگ جمهوري اسلامي، عدالت اجتماعي است و [اين ميزان از] حضور زنان اصلا با اين شعار همخواني ندارد.

برچسب‌ها: اجتماعی, حقوق بشر, زنان

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .