اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'دروغ'

Dec 15 2019

دروغ که خناق نیست! آذری جهرمی: اینترنت ملی دروغ است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیو فردا: همزمان با نشست شورای عالی فضای مجازی برای بررسی توسعه شبکه ملی اطلاعات، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران گفت که «اینترنت ملی یک دروغ بزرگ است».

بر اساس گزارش خبرگزاری ایرنا، در جلسه روز شنبه ۲۳ آذر شورای عالی فضای مجازی راه‌های توسعه و تقویت شبکه ملی اطلاعات بررسی شد.

بر اساس این گزارش، در این جلسه تصمیم گرفته شد که شبکه ملی اطلاعات «به نحوی گسترش یابد که اقتصاد دیجیتال در کشور به صورت تاب آور توسعه یابد و در این رابطه موانع کسب و کار بخش خصوصی به نحوی برطرف شود که توسعه شبکه ملی اطلاعات عمدتا توسط این بخش انجام گیرد».

درباره مصوبات این جلسه گزارش دیگری منتشر نشده است.

جمهوری اسلامی سال‌هاست که طرحی برای جدا کردن اینترنت مورد استفاده کاربران داخلی از شبکه جهانی وب در دستور کار قرار داده و بخش‌هایی از این طرح با عنوان «شبکه ملی اطلاعات» رونمایی شده است.

در همین حال حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، روز یکشنبه ۱۷ آذر، گفته بود که شبکه ملی اطلاعات به قدری تقویت خواهد شد که «مردم برای رفع نیازمندی‌های خود نیازی به خارج نداشته باشند».

این سخنان بازتاب زیادی در شبکه‌های اجتماعی داشت. ساعاتی پس از این واکنش‌ها، علیرضا معزی، معاون ارتباطات دفتر رئیس‌جمهوری در صفحه توئیتر خود نوشت: «صحبت از توسعه‌ شبکه‌ ملی اطلاعات و استقلال در فضای مجازی، هرگز و هرگز به معنای قطع اینترنت و زیستن در عصر حجر نیست؛ این دو مکمل یکدیگرند.»

در همین حال محمد جواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران، روز شنبه گفت: «قطعی اینترنت مانند قطع کردن هوا است و نباید در گفتن آن لکنت زبان داشت.»

وی اضافه کرد: «اینترنت ملی یک دروغ بزرگ است، دروغی که بسیار تکرار شده و راه درازی داریم برای این که این تفکر را تصحیح کنیم.»

سخنان آقای آذری جهرمی در حالی بیان شده که مقام‌های جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراض‌های هفته آخر آبان امسال، ارتباط اینترنتی ایران با جهان خارج را تقریبا قطع کردند و سطح دسترسی آن تنها «پنج» تا «هشت» درصد بود.

وزارتخانه زیر نظر آذری جهرمی به عنوان متولی اینترنت در ایران، نیز متهم اصلی در قطع ارتباطات اینترنتی در جریان اعتراض‌های هفته آخر آبان امسال معرفی شده است. آمریکا به همین دلیل، او را در فهرست تحریم‌های خود قرار داده است.

No responses yet

Sep 28 2018

جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسدارن: ادعا نمی کنیم حکومت پاکان را بنا کردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سپاه,سیاسی

خُسن آقا: دروغ که خناق نیست که این اراذل مثل نقل و نبات دروغ می گویند!
ایرنا: گروه سیاسی ایرنا چندی قبل برای بررسی علل تشکیل و فروپاشی حزب ملل اسلامی (41 -44 خورشیدی) به سراغ «جواد منصوری» یکی از مبارزان علیه دستگاه ستمشاهی رفت اما او به دلیل اینکه مسائل مربوط به این تشکل بارها در رسانه ها گفته شده است خواست درباره مسائل اساسی و مغفول مانده رژیم پهلوی و تاریخ انقلاب مطالبی عنوان شود.
نخستین فرمانده سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی می افزاید: باید علت و ریشه های وقوع انقلاب را بار دیگر بیان کرد چون نادیده گرفتن کارنامه سیاه شاه، عوامل و طرفداران رژیم پهلوی را علیه حکومت برآمده از انقلاب مردمی جسورتر کرده است. او معتقد است جوانی که در تجمعات برای پهلوی ها شعار می دهد به خیانت و جنایات آنها آگاه است ولی می خواهد با این کار نارضایتی خود را از وضع اقتصادی نشان دهد.
منصوری 74 ساله در این گفت و گو سعی کرد نه به عنوان یکی از چهره های تاثیرگذار تاریخ معاصر بلکه از جایگاه یک پژوهشگر مرکز اسناد انقلاب اسلامی و کارشناس تاریخ به پرسش ها پاسخ دهد. او به مدافعان رژیم پهلوی توصیه می کند هفت جلد کتاب خاطرات «اسدالله علم» نخست وزیر، وزیر دربار و از نزدیکان شاه را با دقت بخوانند تا با فساد و خیانت های پهلوی دوم بیشتر آشنا شوند.
در ادامه مشروح گفت وگو با منصوری را می خوانید.

**ایرنا: نخستین مسئولیت شما پس از پیروزی انقلاب اسلامی چه بود؟

منصوری: مردم در مدرسه رفاه در شرایطی که بازجو، پرونده و زندانی نداشتیم سران رژیم شاه را تحویل ما می دادند. یقین بدانید اگر این افراد را آزاد می کردیم مردم در خیابان آنها را می کشتند همانطور که دو، سه نفر را کشتند مانند سید جواد ذبیحی موذن و قاری معروف و یا گوینده اخبار آن دوران را همین مردم کشتند. من بازجوی چند تن از آنها بودم. برای آنها پرونده اولیه تشکیل می دادیم این افراد همین جوری اعدام نشدند بلکه به جرم خود اعتراف کردند مثلا تیمسار رحیمی آخرین فرماندار نظامی تهران پای برگه اعترافات خود را امضا کرده بود مثلا می پرسیدم آقای رحیمی شما دستور حکومت نظامی، تیراندازی و کشتن مردم را دادید و او هم تایید می کرد. خود رحیمی گفته بود طبق «طرح هایزر» قرار بود در طول حکومت نظامی (ساعت 16 تا 10 صبح روز بعد) شهرها و برای فرونشاندن اعتراض ها یک میلیون نفر را بکشند!!
امام (ره) برای محاکمه این افراد در دادگاه انقلاب سه قاضی (ربانی شیرازی، سید محمد خامنه ای و صادق خلخالی) انتخاب کرده بودند. مرحوم خلخالی درباره احکامی که صادر کرده بود می گفت در پرونده ای متهم اعتراف کرده بود 50 کیلو هروئین را جابجا و قصد فروشش را داشته و زیر برگه بازجویی را امضا کرده است. برای چی این فرد را در زندان نگهدارم؟ عده ای دوست دارند فقط حرفی زده باشند به نظر شما شاه از جنایات زیر مجموعه اش بی خبر بود؟

**ایرنا: بهتر نبود فرصتی داده می شد عناصر و سران رژیم گذشته خاطرات خود را می نوشتند تا نسل آینده با فساد و جنایات آن رژیم بیشتر آشنا می شد؟

منصوری: مردم واقعا نسبت به جنایات رژیم گذشته آگاهی ندارند! یعنی اینقدر بی اطلاع هستند؟ طوری که رضاشاه را خدمتگزار می دانند! طبق اسناد یک پنجم مملکت توسط رضا شاه چپاول شده بود. وقتی توسط انگلیسی ها تبعید شد اسناد روستاها و زمین هایی که به زور از مردم گرفته بود بار یک کامیون شده بود به طوریکه «علی دشتی» در مجلس گفت این دزد را بگیرید و قبل از خروجش تکلیف این اموال را مشخص کنید. صورتجلسه این موضوع در مجلس موجود است. کسانی که او را خادم می دانند از جنایت مسجد گوهرشاد چیزی می دانند؟ بنیاد پهلوی با کدام منبع مالی تاسیس شد؟
در دانشگاه درس انقلاب اسلامی تدریس می کنم مطلبی می گویم که باور نمی کنید یکی از دانشجویان به من می گفت، استاد اگر تا فردا صبح توضیح بدهی قانع نمی شوم! اینجا دو نکته را باید بگویم یکی اینکه این دانشجو نمی خواهد بفهمد، که این را نمی شود کاری کرد و دیگر اینکه، این دانشجو حرفی دارد که نمی تواند مطرحش کند و به جایش این حرف را می زند.
فردی که می گوید رضا شاه روحت شاد، پهلوی اول را قهرمان ملی و خدمتگزار نمی داند او مخالف وضع موجود است و به جای اینکه علیه مسئولان حرفی بزند سعی می کند با این شعارها نارضایتی خود را بیان کند. معتقدم حتی افراد کور مملکت هم می دانند رضا شاه چکار کرده است، مگر می شود کسی تو این مملکت زندگی کرده باشد و نداند این پدر و پسر چه اقداماتی انجام داده اند.
برای مطالعه خیانت های پهلوی، کتاب «خاطرات علم» را بخوانید. صفحه ای در این کتاب نیست که در مورد فساد اخلاقی شاه سخنی نگفته باشد.
در جایی از این کتاب می نویسد «یکی از معایب ما این است که برای مملکت مشکلاتی ایجاد کردیم بعد شاه گفته است چه عیبی که ما نمی دانیم. عرض کردم احساسات جوانان را ما نمی دانیم گرفتاری خانوادگی و عقده های آنها را نمی خواهیم درک کنیم، گفت و شنود با آنها نداریم، وقت هم صرف آنها نمی کنیم آن وقت دشمن با زیرکی و هوشیاری انگشت روی کوچکترین معایب ما می گذارد. شاهنشاه دیگر چیزی نگفت قدری فکر کرد و گفت از وضع دانشجویان ایرانی در خارج هم که خبر دارم عین همین مطلب صادق است باز هم چیزی نفرمود و امری صادر نکرد»

**ایرنا: فرح در کتاب خاطراتش به اشتباهات رژیم پهلوی اذعان می کند…

منصوری: این مطالب را الان می گوید آن زمان که نمی گفت. وقتی در مورد علل سقوط پهلوی از او سوال می کنند می گوید ما خیانت کردیم. اصلا تمام خدمات این خاندان را در عدد سه ضرب کنید مثلا 10هزار کیلومتر راه آهن ساختند آن را 30 هزار کیلومتر کنید 10 دانشگاه ساخته شده را به عدد 30 تبدیل کنید … بگوئید این به اصطلاح خدمات در چه جهتی بود؟ در جهت منافع آمریکا و انگلیس، چون آنها تصمیم گیرنده و برنامه ریز اصلی بودند. علم می نویسد، نامه دستورات نیکسون را به شاه دادم او هر کدام را به شکلی توجیه کرد. علم می گوید، «قربان! شما که می دانید شیشه عمر ما دست آنها است برای چی می گویید اینطور و آنطوری شود؟ بعد شاه به او می گوید به هر چیزی که آنها خواسته اند عمل کن.»
آمریکایی ها دانشگاه را نه برای خدمت به این مملکت، بلکه برای تربیت کردن مدیران وابسته به خودشان تاسیس کردند. هدف از تشکیل شعبه مطالعات مدیریت دانشگاه « هاروارد» (امام صادق فعلی) در ایران تربیت مدیر برای کشور بود یعنی به جای بردن ایرانی ها به آمریکا، مدرسان هاروارد را به اینجا می آوردند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی رئیس سازمان سیا می گوید، آنچه که در ایران می گذرد یک واقعه مهم و فوق العاده نیست بلکه اتفاقی عجیب و باورنکردنی است زیرا ما به گونه ای ایران را ساخته بودیم که قرار بود برای همیشه در آنجا باشیم نمی دانیم چطور از دست ما رفت. چطور آنها راست می گویند ولی منی که سال ها در زندان شاه بودم دروغ می گویم. موزه عبرت را دیده اید، کمیته مشترک ضد خرابکاری از خدمات آنها بوده است؟

**ایرنا: عناصر وابسته به دستگاه سلطنت و برخی چپ های زندانی در دوران پهلوی منکر شکنجه زندانیان و مدعی هستند ساواک زندانی را از لحظه بازداشت به مدت 24ساعت شکنجه می کرد تا محل اختفاء همدستان خود را لو دهد.

منصوری: دروغ می گویند، به والله کسانی را داشته ایم سه سال زیر شکنجه بوده اند. برای موضوعی هر روز او را می خواستند و شکنجه می کردند.

**ایرنا: شما در سال 44 بازداشت شدید.

منصوری: بار اول از 44 تا 48 و بار دوم از سال 51 تا وقوع انقلاب اسلامی بازداشتم کردند. بار اول اطلاعات شهربانی دستگیرم کرد و بار دوم من را به کمیته مشترک ضد خرابکاری بردند. باید ببینیم سلطنت طلب ها، بی بی سی و شبکه های خارج از کشور چقدر به حرف های ما اعتقاد دارند. می گویم این حکومت خیانت ها و جنایت های زیادی مرتکب شد همین الان سرنوشت برخی مبارزان پیش از انقلاب در ابهام است و اثری از آنها نیست حتی جنازه آنها پیدا نشده است.
می دانید چرا نسل جوان حرف های ما را باور نمی کنند؟ به نظرم حرف های ما را باور می کنند منتها چون مساله و مشکلی دارند نمی خواهند آن را تایید کنند و تلاش دارند ما را نادیده بگیرند. به من می گویند به زندان رفتید که چه شود؟ انقلاب کردید که چه کار کنید؟ یا چرا وضع به این شکل است؟ به آنها می گویم آن زمان آمریکایی ها مملکت را اداره می کردند. می گویند الان هم بیایند اداره کنند! آنها اینطور با ما صحبت می کنند برای آنها استقلال معنایی ندارد می دانید چرا؟ چون استقلال مساله آنها نیست ولی اگر تحت حکومت پهلوی زندگی می کردند معنی وابستگی را متوجه می شدند. جوانان امروز فقط به فکر حل مشکل اقتصادی و فرهنگی خودشان هستند این مساله اصلی و جدی است.

**ایرنا: برخی افراد مانند پسر شاه بدون توجه به گذشته، به تازگی دایه مهربانتر از مادر شدند…

منصوری : رضا پهلوی به چه حقی باید در مورد ایران سخن بگوید چون پسر شاه بوده به خود اجازه می دهد اظهار نظر کند؟ او مدعی است باید به ایران بر گردد و سلطنت کند! یعنی باور دارد که مردم به سلطنت روی خوش نشان داده و بعد خاندان پهلوی را برگزیده و به سراغ او می روند؟ اصلا تو به چه دلیلی باید بر مردم حکومت کنی؟ چون در خانواده پهلوی به دنیا آمدی و بدون شایستگی و توانایی، خود را لایق حکومت می دانی!

**ایرنا: پس از بحث و جدل ها در خصوص سهم ایران از رژیم حقوقی خزر، پسرشاه در توییتی از حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی سخن گفته است بی آنکه از برخی خیانت های پدرش مانند واگذاری بحرین سخنی بگوید.

منصوری: این خیانت ها مختص به واگذاری بحرین در سال 1349 نیست. اسناد زیادی از برباد دادن بخش هایی از خاک ایران در زمان شاه وجود دارد، مانند واگذاری ارتفاعات آرارات به ترکیه، ارتفاعات میمک به عراق، بخشی از بلوچستان به پاکستان، آب رود هیرمند به افغان ها، طوری که زابل ما را نابود کرد و اشک علم را در آورد. او به شاه می گوید چرا گوشت پاره تن ما را می برید و به افغان ها می دهید؟ علم در تاریخ هفدهم خردادماه سال 1356 در خاطراتش می نویسد: «چند دقیقه ای شرفیاب بودم و مرخص شدم دِماغ کار هم نداشتم دیشب تا صبح بیدار بودم چون وقت خواب، چشمم به خبر مبادله اسناد هیرمند بین وزیر خارجه و سفیر افغانستان افتاد آن چنان ناراحت شدم که با قرص خواب هم خواب سنگین چند ساعته بر چشمم نیامد. به محض اینکه اندکی به هوش می آمدم این کابوس مرا در خود فرو می برد. مدتی راه رفتم … فکر کردم چندین دفعه استعفا از خدمت نوشتم پاره کردم. فکر می کردم کار گذشته را استعفا دوا نمی کند جز آنکه باری بر دوش شاهنشاه بیافزایم و ناراحتش کنم. نتیجه دیگری به دست نمی آمد تیر از شصت گذشته و دیگر هیچ. هزار بار به نعیم خان سفیر وقت افغانستان درود و به دولت وقت ایران لعنت فرستادم. مردیکه عین شیر آمد و تهدید کرد اگر می خواهید کمک ما را در گرو آب هیرمند نگه دارید ما کمک نمی خواهیم. این بدبختها آنقدر از چپ گرایی افغانستان ترسیدند که همه شرایط را قبول کردند بالاخره دیشب ضربه آخر را زدند کسی چه می داند شاید هم از اربابان نامرئی دستور ارتکاب این خیانت را داشتند. به هرحال به شاهنشاه و کشور خیانت بزرگی شد که دیگر جبران پذیر نیست. به حدی بد خواب بودم که به دفتر کار خودم هم نرفتم یکسره به سراغ یار و شراب رفتم مدتی شراب خوردم و گریه کردم او (یار) ندانست که چرا گریه می کنم چون مرا منقلب یافته بود او هم گریه کرد. البته این خیانت تا 10-15 سال دیگر ظاهر می شود که من مرده ام ولی مثل این است که یک قطعه از گوشت بدن مرا بریده و پیش چشم من جلوی سگ انداخته اند»
علم این خاطراتش را نوشته و آن را به بانکی در سوئیس سپرده و هزینه نگهداریش را داده و گفته است 10 سال پس از مرگ من این دست نوشته ها را به همسرم یا دکتر علینقی عالیخانی (وزیر اقتصاد کابینه علم، منصور و هویدا) بدهید. خاطرات علم توسط دخترش برای تنظیم به عالیخانی داده شد و متن اصلی آن هم برمبنای دست خط ها و نامه های علم نوشته شده است.

** ایرنا: آقای دکتر، برخی افراد بر مبنای انگاره ای اشتباه مدعی هستند اگر انقلاب نمی شد وضع بهتر بود …

منصوری : باید بگویند این استدلال را برمبنای کدام ادله مطرح می کنند و چطور تداوم حکومت فاسد پهلوی را به نفع ایران می دانند؟ فرض می گیریم ادله ای آوردند و اثبات کردند. در حکومت وابسته شاه، نه تنها تصمیم گیرنده اصلی آمریکایی ها بودند بلکه با تصویب قانون کاپیتولاسیون (مصونیت اتباع آمریکایی در ایران) عملا حاکمیت حقوقی مملکت از دست رفت. این قانون ذلت بار تا لحظه انقلاب اسلامی پا برجا بود و شورای انقلاب در فروردین 58 آن را لغو کرد.
دلیل مهمتر اینکه کشورهایی که زیر یوغ آمریکا هستند وضع شان خوب است؟ می خواهید امارات، عربستان و بحرین را بگوئید، به چه دلیل این کشورها وضعشان از ما بهتر است؟ پیشرفتی کرده اند یا با پول نفت آسمانخراش و اماکن تفریحی ساخته اند. این زرق و برق ها نشانه توسعه است؟ آمریکا برای ایستادن مقابل ایران به این کشورها امکانات و تسهیلات داده است. همان کاری که با شبه جزیره کره کردند و کره جنوبی را مقابل کره شمالی قرار دادند یا ژاپن را برابر شوروی و آلمان غربی را مقابل آلمان شرقی علم کردند. همین شیخ نشینان خلیج فارس با پول نفت خودشان علیه ما دشمنی می کنند. سخنی از علم نقل کنم. او پس از درخواست اسلحه و حمایت بیشتر از آمریکایی ها، در خاطراتش خطاب به سفیر آمریکا می نویسد، «ما تنها کشوری در دنیا هستیم با پول خودمان با هر قیمتی که می گویید اسلحه می خریم تا از منافع شما در منطقه دفاع کنیم.»
می دانید در زمان شاه چند شهرستان و روستا به بهداشت، آب، برق، راه، مدرسه و دانشگاه دسترسی داشت؟ من این چیزها را جزو دستاوردهای انقلاب نمی دانم بلکه دستاورد بزرگ انقلاب را استقلال و ایستادگی مقابل قدرت های بزرگ می دانم.

** ایرنا: گویا شاه در اثنای انقلاب اسلامی به جای پذیرفتن ماهیت اعتراض های مردمی علیه خودش، سفیر انگلیس را فراخوانده و از او علت این وقایع را جویا شده بود.

منصوری: پس از کودتای 28 مرداد تضاد منافع آمریکا و انگلیس در ایران به تدریج بالا می رود و کار به جایی می رسد که شاه تمام حاکمیت و موجودیت خودش را در حمایت آمریکایی ها می دید و به همین دلیل گاهی با انگلیسی ها اختلاف پیدا می کرد.
به تازگی «صادق زیباکلام» در مناظره با «مجید تفرشی» گفته است، انگلیس روحش از کودتای رضاخان بی خبر بود. آیا این حرف منطقی است؟ دهها سند وجود دارد که خود انگلیسی ها به انجام کودتا اعتراف کرده اند. خود آنها گفته اند رضاشاه را آوردیم و روزی هم که به دردمان نخورد بیرونش کردیم. زمانی در پخش زنده رادیو «گفت وگو» با همین آقای زیباکلام مناظره ای داشتم. او می گفت، در 28 مرداد 1332 کودتایی رخ نداد و آمریکایی ها کاری نکردند. این حرف را کمونیست ها زدند و شما تحت تاثیر کمونیست ها این حرف ها را می زنید. به او گفتم علاوه بر صدها و شاید هزاران سند درباره کودتا، حداقل دو کتاب در این خصوص وجود دارد «شیر و عقاب» نوشته «جیمز بیل» و «شکست شاهانه» اثر «ماروین زوینس» که در آن به انجام کودتا اعتراف کرده اند. آنها می گویند انقلاب سال 1979 نتیجه کودتا بوده است. می دانید در پاسخ چه گفت؟ گفت آنها هم مثل شما «یک مشت بی سواد» هستند با این فرد چگونه می شود بحث کرد؟ او هم اکنون مدافع شاه شده است آدمی که نمی خواهد موضوعی را بپذیرد از ساختمان پنج طبقه به پایین پرتابش کنید از خواب بیدار نمی شود.
هم اکنون دو جریان در ایران به طور کامل رودروی یکدیگر هستند یک جریان می گوید ما به استقلال، اسلام و مسلمانان کاری نداریم باید زندگی کنیم و هر چیزی که این زندگی را به خطر می اندازد کنار بگذاریم. گروه دیگر به راه اسلام و امام حسین (ع) باور دارند و می گویند بگذارید ما را بکشند اما زیر بار ذلت نمی رویم. چند روز پیش خانم «فائزه هاشمی» به صراحت گفته است دین را باید از حکومت جدا کرد تا مسائل ما حل شود!
بسیاری در پی آزادی به معنای بی بند و باری، رفاه، لذت، تعامل و احترام جهانی هستند اما این خواسته ها مشروط هستند به چه قیمتی می خواهید به این موارد برسید؟ چرا امام حسین (ع) با یزید کنار نیامد، اگر کنار می آمد زندگی خوبی نداشت؟ روی این موضوعات باید فکر کرد.

** ایرنا: پس از انقلاب به استقلال بیشتر از آزادی بها داده نشد؟ نسل اول انقلاب روی استقلال خیلی تاکید دارند چون دوران شاه را دیده اند اما جوانان در پی آزادی بیشتر هستند.
منصوری: جوانان در پی آزادی به معنای خاص هستند چون استقلال دارند. دشمنان ما به صراحت می گویند جمهوری اسلامی حکومتی مستقل است. اما در خصوص آزادی این سوال را مطرح می کنم آیا در کشور آزادی نیست؟ آیا در سایت ها و روزنامه ها هر چی دلشان می خواهند نمی نویسند؟ آزادی که الان داریم با دوران پهلوی قابل مقایسه نیست. پدر من در سال 1345 سوار تاکسی شده بود و به مناسبتی گفته بود شاه هرکاری دوست دارد در مملکت می کند و…، راننده تاکسی پدرم را تحویل ساواک داده بود! الان در تاکسی ها به صغیر و کبیر مملکت فحش می دهند. اصلا نمی توانیم وضعیت فعلی را با گذشته مقایسه کنیم. آقای مروارید روی منبر گفته بود اگر می خواهید آقای خمینی (ره) را دستگیر کنید حداقل دلیل بازداشتش را بگوید. همین سخنان باعث دستگیری او شد. آن دوران تهیه و مطالعه یک کتاب به راحتی میسر نبود. یک جلسه آزاد برگزار نمی شد. الان بیش از 200 حزب رسمی در کشور داریم در زمان شاه یک حزب رستاخیز وجود داشت. سوال هایی که می کنید بسیار خوب است ولی نسل جوان ما با این پاسخ ها قانع نمی شود می دانید چرا؟ چون مساله آنها شغل، ازدواج و مسکن است.
من و هیچ کس دیگری ادعا نمی کنیم حکومت پاکان را تشکیل داده ایم و اگر کسی هم چنین ادعایی کرد آنرا به پای ندانستن می گذاریم. اگر الان اختلاس وجود دارد ما از خودمان می دزدیم در حالی که در گذشته غیر از اینکه از هم می دزدیدند خارجی ها هم یک سفره بلندی در مملکت پهن کرده بودند و هر چه می خواستند می خوردند و مابقی را می بردند. شما داستان کنسرسیوم نفت را می دانید؟ پس از کودتا تشکیلاتی مرکب از آمریکا، انگلیس و چند شرکت اروپایی تاسیس شد. از زمان اجرا تا وقوع انقلاب (25 سال) حتی یک ایرانی از جمله شاه نمی داند آنها چه مقدار نفت از مملکت خارج کردند چون یک نفر از عوامل استخراج تا انتقال نفت، ایرانی نبود. می آمدند به سازمان برنامه و بودجه می گفتند روز گذشته مثلا 3 میلیون بشکه نفت صادر کردیم ولی به ازای آن پولی نمی دادند. یک آمریکایی مشاور رئیس سازمان برنامه و بودجه و خود رئیس سازمان هم یک صهیونیست به اسم «ابتهاج» بود این دو نفر برای پول نفت برنامه ریزی می کردند و دولت ایران کاره ای نبود.
اگر از این جلسات 100 ساعت دیگر هم بگذاریم باز هم دیده نمی شود. جوانان نخست باید بدانند که چرا انقلاب شد بعد بیایم درباره اتفاقات پس از انقلاب سخن بگوئیم. باید پرونده انقلاب و پس از انقلاب را جدا کنیم. می دانید اسدالله علم انگلیسی بود او در جایی با شاه درمورد گرفتاری های مملکت می گوید، این دولت (هویدا) که بر سر کار است یک مشت آمریکاییِ بهاییِ فراماسونر هستند آنها مملکت را دارند به نابودی می کشانند. شاه می گوید باید چه کار کرد؟ علم در پاسخ می گوید می دانم این دولت کار را به آنجایی می رساند که «نه از تاک نشانی می ماند و نه از تاکنشان» شاه می گوید یعنی مردم می گویند ما خائن بودیم؟

** ایرنا: پس از بازداشت اعضای حزب ملل اسلامی بسیاری از مراجع چون آیت الله میلانی، حکیم و حتی شخصیت اندیشمندی چون «ژان پل سارتر» در پیام هایی به شاه خواستار آزادی اعضا آن شدند، این افراد برای آزادی یا تخفیف مجازات سایر زندانی ها پیام می دادند؟

منصوری : بیشتر 55 عضو این تشکل سیاسی جوان و محصل بودند و دیگر اینکه بسیاری کار ما را قلباً قبول داشتند نکته دیگر اینکه بیشتر زندانیان سیاسی که محکوم می شدند اروپایی ها و برخی از علما خواستار آزادی یا تخفیف مجازات آنها می شدند. مثلا در جریان بازداشت آیت الله طالقانی و اعضای نهضت آزادی بسیاری از علما پیام دادند این قضیه منحصر به اعضای حزب ملل اسلامی نبود. وقتی آقای بجنوردی محکوم به اعدام شد برخی از دوستان در اروپا پیش سارتر رفتند خواستند نامه ای به شاه بنویسد.

** ایرنا: تحول شخصیتی «موسوی بجنوردی» رهبر حزب ملل اسلامی از جوانی انقلابی به شخصیتی فرهنگی چگونه رخ داد؟ او هم اکنون رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی است.

منصوری: در آن شرایط موسوی بجنوردی فکر می کرد باید این کار را انجام دهد و الان معتقد به کار فرهنگی است

**ایرنا: و سخن پایانی…

منصوری : تا وقتی مردم دلیل واقعی وقوع انقلاب اسلامی را درک نکنند و دشمن از این بی اطلاعی سوء استفاده می کند و بر این مملکت خسارت های جبران ناپذیری وارد می کند اگر مردم بفهمند دستاوردهای واقعی انقلاب چه بوده است و قدر آن را بدانند دشمن هیچ کاری نمی تواند بکند.
سیام**3202

No responses yet

Jun 15 2017

حسن عشوری «سرباز گمنام»؛ شاهکار اطلاعاتی حکومت تهران!

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

کیهان لندن: رضا تقی‌زاده – عنوان این نوشته جوک نیست؛ از شاهکارهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی است. بنا بر گزارشی که خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، روز پنجشنبه بیست و پنج خرداد، انتشار داده یکی از «سربازان گمنام امام زمان» طی درگیری مسلحانه‌ای در بندر چابهار (استان سیستان و بلوچستان) روز چهارشنبه ۲۴ خرداد به «شهادت» رسید.

نکته خاص خبر یادشده، در به قتل رسیدن یکی از ماموران حکومت طی درگیری با مخالفان مسلح و یا «از میان بردن یک تیم تروریستی» تازه نیست که بعد از حملات مسلحانه همزمان در مجلس اسلامی و محل دفن خمینی در جنوب تهران، هر روز گزارش‌هایی پیرامون آن در رسانه‌های دولتی منتشر می‌شود؛ معرفی و اعلام مشخصات و مختصات کامل مردی است که از او به عنوان «سرباز گمنام امام زمان» یاد شده!
حسن عشوری

«سرباز گمنام» مورد اشاره فردی است به نام حسن عشوری، متولد رودسر، استان گیلان و ساکن شهر رشت، از ماموران وزارت اطلاعات حکومت تهران، که بنا بر شواهد، به عنوان عامل اطلاعاتی– پوششی، در منطقه سیستان و بلوچستان فعال بوده و احتمالا بعد از کشف هویت در محل ماموریت، طی درگیری مسلحانه و یا توسط اعضای گروه شورشی سنی نسبتا تازه‌ای بنام «انصار الفرقان» روز چهارشنبه به قتل رسیده است.

منبع خبر، فردی است به نام ایوب درویشی که خبرگزاری تسنیم او را «فرماندار ویژه چابهار» معرفی کرده. ظاهرا چابهار نقطه‌ای استثنایی در ایران است که برای آن یک فرماندار عادی برای رتق کردن فتق امور معمول، تعیین شده و یک فرماندار ویژه، برای اداره امور امنیتی و کشتن مخالفان و کشته شدن به دست ناراضیان مسلح.

بنا بر قول درویشی، طی درگیری مسلحانه چابهار که چند ساعت طول کشیده ابتدا گروه تروریستی «انصار الفرقان» منهدم شده و بعد دو نفر از گروه مسلح کشته و پنج نفر دستگیر شده‌اند. در این داستان‌پردازی اطلاعاتی که در آن نه نامی از کشته‌شده‌ها در میان است و نه خبری و یا تصویری از دستگیرشد گان، ظاهرا «سربازان گمنام امام زمان» افراد مسلح مخالف حکومت‌اند و نه ماموران وزارت اطلاعات که نام و مشخصات کامل آنها توسط حکومت انتشار یافته!

معرفی الفرقان ایران

الفرقان که خود را «جماعت» معرفی می‌کند و در ایران خود را «حزب الفرقان» می‌خواند، یک گروه سنی با گرایش‌های سلفی است. این گروه بعد از دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی رهبر جندالله، در ۳۰ خرداد سال ۱۳۸۹ در زندان اوین، فعالیت‌های خود را بخصوص در استان سیستان و بلوچستان افزایش داد.

نخستین رهبر الفرقان ایران فردی بود به نام عبدالجلیل قنبرزهی که طی درگیری با ماموران سپاه به اتفاق یکی از همراهان مسلح خود به نام حمزه سراوانی در روز دوم فروردین سال ۱۳۹۱ به قتل رسید.

بعد از اعلام تشکیل حکومت اسلامی (داعش) در سوریه و عراق، گروه الفرقان روابط نزدیکی با گروه‌های افراطی جنگجو در آن دو کشور برقرار کرد و فعالیت‌های خود را هم از نظر سیاسی و هم نظامی افزایش داد.

گزارش‌هایی در دست است که الفرقان با گروه افراطی موسوم به جبهه النصره در سوریه همکاری داشته. النصره از جمله گروه‌هایی است که ماموران سپاه قدس در حمایت از دولت اسد بیش از دو سال است که با آن در سوریه می‌جنگند.

الفرقان علاوه بر شاخه نظامی، دارای یک شاخه سیاسی است که خود را حزب الفرقان ایران معرفی می‌کند و مدعی است که در نقاط سنی‌نشین از جمله سیستان و بلوچستان، استان فارس، مناطق جنوب ایران، ترکمن‌صحرا و کردستان فعال است.

بعد از قنبرزهی، رهبری الفرقان را فردی به نام سیف‌الله خادم از اهالی سیستان و بلوچستان عهده‌دار شد. از آن تاریخ تا کنون درگیری‌های متعددی بین نیروهای بسیج سپاه و سپاه قدس که عملیات «برون‌مرزی» خود را در سیستان و بلوچستان «درون مرزی» ساخته است، و الفرقان روی داده که طی آنها از دو طرف شماری به قتل رسیده‌اند.

از جمله شدیدترین درگیری‌ها با الفرقان روز جمعه ۱۴ فروردین سال ۱۳۹۴ در حاشیه شهر کوچک قصرقند در استان سیستان و بلوچستان بود- شهری که بلوچ‌ها آن را «کسر کند» می‌خوانند.

به تلافی از دست دادن شماری از افراد خود در درگیری روز جمعه، روز بعد نیروهای هوایی و زمینی سپاه به کمک هلی‌کوپتر مواضع مشکوک به استقرار افراد الفرقان را مورد حمله قرار دادند که طی آن درگیری هم تعدادی از دو طرف جان باختند.

پنهان‌کاری‌های اطلاعاتی!

الفرقان یک گروه جهادی است و معمولا اسیر گرفتن از گروه‌های جهادی میسر و یا آسان نیست. قصد اعلام زنده دستگیر کردن یک تا تعدادی از افراد مسلح گروه‌های مبارز و یا تروریست ایجاد نگرانی در تیم‌ها و هسته‌های وابسته، به دلیل امکان لو رفتن آنها توسط فرد دستگیر شده، زیر شکنجه است. به این علت همیشه بعد از یک درگیری مسلحانه، جمهوری اسلامی بدون انتشار کمترین اطلاعات از نام و یا تصویر فرد دستگیر شده مدعی به اسارت گرفتن دست کم یکی از آنها می‌شود.
پس از دو حمله به مجلس و مقبره خمینی، روزی نیست که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به ادعای خودشان، گروهی را منهدم نکنند!

طی درگیری روز چهارشنبه ۲۴ خرداد نیز جمهوری اسلامی از کشتن دو فرد مسلح و دستگیری ۵ فرد دیگر خبر داد. با وجود انتشار نام سرباز گمنام درگیری‌های مسلحانه بندر چابهار، کمترین نام و تصویری از طرف‌های دیگر درگیری، زنده و یا کشته، انتشار نیافته است.

با مخدوش شدن تلاش برای ترسیم تصویر «کشور امن» از ایران که مورد علاقه علی خامنه‌ای است، نهادهای امنیتی، بخصوص بعد از دو حمله مسلحانه و انتحاری هماهنگ شده اخیر در تهران و گورستان جنوب شهر، آمارسازی در مورد انهدام گروه‌های تروریستی مرتبط با داعش و یا تکفیری، وهابی و سلفی را افزایش داده‌اند به طوری که طی یک هفته این آمار به انهدام پنجاه گروه سر زده است.

در صورت صحت آمار دولتی، پرسش اینجاست که در صورت اطلاع داشتن از محل این گروه‌ها و تروریست‌ها با کدام توجیه، مبارزه با آنها پیش از حمله اخیر و استفاده از حد اکثر توان صورت نگرفته؟

رفتارهای اطلاعاتی خاص جمهوری اسلامی و اعتیاد حکومت به پنهان‌کاری، دروغگویی‌های آشکار و ابتدایی و خودداری از انتشار اطلاعات روشن و قابل اثبات در مقابله با گروه‌های مسلح، در شرایطی که خود متهم به همکاری با گروه‌های افراط‌گرای اسلامی و حتی تجهیز بعضی از آنها هستند، موجب شده که نگرانی‌های جامعه از ناامنی‌ها ادامه یافته و حتی اقدامات انجام شده ماموران امنیتی نیز تحت هر شرایط، از سوی مردم پذیرفته نشود.

No responses yet

Oct 31 2015

مصاحبه جعلی خبرگزاری فارس با رهبر کشته‌شده «جیش‌المختار» درباره حمله به اردوگاه لیبرتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,جنایات رژیم,خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران با انتشار مصاحبه‌ای جعلی از رهبر کشته شده «جیش‌المختار» به نقل از وی اعلام کرد این گروه مسئولیت حمله به اردوگاه «لیبرتی» را پذیرفته است.

این خبرگزاری نوشته «وثیق البطاط» رهبر گروه «جیش‌المختار» مسئولیت عملیات روز پنجشنبه به در اردوگاه «لیبرتی» متعلق به سازمان مجاهدین خلق را برعهده گرفته است.

خبرگزاری فارس همچنین به نقل از البطاط به سایر اعضای سازمان مجاهدین خلق هشدار داده هر چه سریع‌تر خاک عراق را ترک کنند.

این خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران در مصاحبه جعلی خود تصویری از «واثق‌ البطاط» رهبر کشته شده «جیش‌المختار» منتشر و وی را «وثیق البطاط» معرفی کرده است.

این مصاحبه در شرایطی منتشر شده که «واثق البطاط» دبير كل حزب الله عراق دی ماه سال ۱۳۹۲ در درگیری‌های استان «دیالی» این کشور کشته شده است.

«جیش المختار» پیش از این یک‌بار به اردوگاه «لیبرتی» نیز حمله کرده بود که در آن زمان «واثق البطاط» مسئولیت این حمله را بر عهده گرفته بود.

به نظر می‌رسد خبرگزاری فارس با بازنشر این مصاحبه تلاش کرده «جیش المختار» را مسئول حمله اخیر به «لیبرتی» معرفی کند.

یک توضیح: خبر اصلی بوسیله خبرگزاری فارس تغییر داده شده ولی آثار خبر اصلی اولیه را می‌توان در سایتهای دیگر یافت
سایت انتخاب، عصرایران

No responses yet

May 17 2015

روحانی: نکند دیگران راست بگویند ما دروغ

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: روحانی: «باید معیار و شاخصمان عمل به قرآن در زندگی، خانه، خانواده، روزنامه و مجله‌مان باشد. باید عمل به قرآن در سایت، کتاب، نوشتار کاغذی و دیجیتالی ما باشد. نکند دیگران خبر راست را بگویند و ما خبر دروغ را».

رئیس جمهوری اسلامی، روز گذشته در مراسم افتتاحیه «سی‌ودومین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن کریم» که در سالن اجلاس سران برگزار شد، گفت: «نکند در شرایطی قرار بگیریم که دیگران و غیرمسلمانان در عمل به مفهوم قرآن از ما پیشی بگیرند. نکند روزی فرا رسد که ما از علم که قرآن ما را به آن دعوت کرده فاصله بگیریم و دیگران و حتی غیرمسلمانان به آن عمل کرده و عالم و اندیشمند شده باشند».

حسن روحانی افزود: «باید معیار و شاخصمان عمل به قرآن در زندگی، خانه، خانواده، روزنامه و مجله‌مان باشد. باید عمل به قرآن در سایت، کتاب، نوشتار کاغذی و دیجیتالی ما باشد. نکند دیگران خبر راست را بگویند و ما خبر دروغ را».

حسن روحانی و جواد ظریف، در طول سالیان خدمت خود به‌خاطر موارد متعدد ابراز دروغ و یا جعل سند و واقعیت، در میان روزنامه‌نگاران مستقل و غیر حامی نظام جمهوری اسلامی، اعتبار خود را از دست داده‌اند.

حسن روحانی که پیش از انتخابات ریاست جمهوری با درج موارد متعدد دروغ را در فیلم تبلیغاتی‌اش (ساخته حسین ده‌باشی) به فریب رای دهندگان پرداخت، از سال ۱۳۵۸، مدعی داشتن مدرک دکتری بود [2] و در ۴ دوره مجلس، بر اساس اسناد ارائه شده، خود را دارای مدرک دکترا و در یک دوره، دارای مدرک فوق‌لیسانس حقوق معرفی کرده بود. [3] او همچنین با اتکا به مدرک نداشته‌ی دکترا در آن زمان، به اسم «دکتر روحانی» رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک شد.

حسن روحانی که بعدا مدعی شد از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۸ دانشجوی کارشناسی ارشد و دکترای حقوق دانشگاه تازه تاسیس کالدونین گلاسکو بوده، هیچ‌گاه نتوانست مدارک حضور در سر کلاس‌های این دانشگاه را ارائه دهد و دانشگاه [4] نیز منکر داشتن هرگونه مدرک از حضور او در سر کلاس‌ها شد و فقط تایید کرد که آقای حسن فریدون ثبت نام کرده، در مراسم فارغ‌التحصیلی حاضر شده و از رساله‌ی خود دفاع کرده است. اما این رساله که قرار بود در اختیار همه قرار بگیرد، کماکان بعد از دو سال پنهان مانده و تنها برگ عمومی شده‌ی آن، یعنی «ابسترکت رساله [5]» حاوی چند خط دقیقا کپی شده از روی کتاب یک استاد دانشگاه افغان بود که اینک ساکن مالزی است.

حسن روحانی همچنین بر اساس اسنادی که از سوی روزنامه‌ی اسرائیلی یدیعوت اخرونوت منتشر شده (بر اساس نوارهای امیرام نیر) هم با مقام‌های اسرائیلی دیدار داشته و هم علیه مقام‌های وقت که برای هاشمی رفسنجانی مشکل‌ساز می‌شدند، از جمله احمد خمینی [6]، به «دشمنان» ایران راه حل داده است.

از سوی دیگر، جواد ظریف، وزیر خارجه‌ی جمهوری اسلامی در دو سال اخیر، بارها در گفتگو با خبرنگاران خارجی، برای دفاع از دولت و نظام و رهبری، دروغ گفته است. آخرین دروغ او که با حمایت گروهی از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران حامی جمهوری اسلامی همراه شد، در ارتباط با زندان رفتن روزنامه‌نگاران بود. ظریف به چارلی رز گفت: «ما هیچ کس را به خاطر اعتقاداتش زندانی نمی‌کنیم.»

No responses yet

Nov 19 2014

تکذیب آمار دولتی از تکمیل ظرفیت هتل‌های ایران در ۲۰۱۴ (خُسن آقا: توریست ها باید مغز خر خورده باشند!)

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

رادیوفردا: رئیس و نایب رئیس جامعه هتل‌داران ایران اظهارات رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی درباره تکمیل ظرفیت هتل‌های ایران در سال ۲۰۱۴ و همچنین رزرو کامل هتل‌ها برای سال ۲۰۱۵ را تکذیب کردند.

رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی ایران روز جمعه، ۲۳ آبان، گفته بود که برای نخستین بار تعداد گردشگران خارجی ورودی به ایران از ایرانیانی که برای سفر به خارج از کشور می‌روند بیشتر شده است.

مسعود سلطانی‌فر، رئیس سازمان گردشگری، همچنین گفته بود که ظرفیت هتل‌های ایران برای تورهای ورودی سال ۲۰۱۴ تکمیل شده و این تورها از هم‌اکنون هتل‌های ایران را برای سال ۲۰۱۵ نیز رزرو کرده‌اند.

اما جمشید حمزه‌زاده، رئیس جامعه هتل‌داران ایران، روز چهارشنبه، ۲۸ آبان، در مصاحبه‌ای با روزنامه کسب و کار، چاپ تهران، در پاسخ به این سخنان آقای سلطانی‌فر گفت که هنوز در هتل‌های ۵ و ۴ستاره ایران «ظرفیت خالی وجود دارد».

وی که در دولت محمود احمدی‌نژاد مدیریت کل گردشگری سازمان میراث فرهنگی را بر عهده داشت در عین حال افزود که به دلیل «بزرگ بودن ایران» نمی‌توان آماری از گردشگری و ظرفیت هتل‌ها اعلام کرد.

این در حالی است که در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد مسئولان سازمان گردشگری بارها آمارهایی از تعداد گردشگران خارجی ایران اعلام کردند، آمارهایی که همواره با دیده شک و تردید به آنها نگاه می‌شد.

اما پیش از این نیز ابراهیم پورفرج، رئیس جامعه تورگردانان ایران، گفته بود که ظرفیت تور‌ها و اماکن اقامتی شهرهای پرگردشگر ایران برای سال ۲۰۱۵ «پر» شده است.

با این حال به گفته محمدعلی فرخ مهر، رئیس اتحادیه هتل‌داران تهران و نایب رئیس جامعه هتل‌داران ایران، به روزنامه کسب و کار، «تغییری» در رزرو هتل‌ها در سال ۲۰۱۴ «احساس نمی‌شود» و هنوز هیچ توریست خارجی به رزرو هتل در استان تهران برای سال ۲۰۱۵ «اقدام نکرده» است.

آقای فرخ مهر اضافه کرد: «در حال حاضر ظرفیت هتل‌های ما در حدود ۶۵ درصد است و بازار مناسبی هم برای جذب گردشگر وجود ندارد.»

آقای فرخ مهر در عین حال تصریح کرد: «ما آمار دقیق در زمینه گردشگری نداریم، اما در سال ۹۳ نسبت به سال گذشته وضعیت ورود توریست خارجی به کشور بهتر شده است.»

وی روابط سیاسی و لغو برخی از تحریم‌های غرب علیه ایران را از جمله مواردی دانست که به جذب توریست خارجی کمک می‌کند.

به گزارش روزنامه کسب و کار، یکی از مسئولان هتل اسپیناس تهران نیز بدون ذکر نام خود گفت که «امکان ندارد» تمام هتل‌های ایران از یک سال قبل رزرو شده باشد.

پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران بارها از افزایش سفر توریست‌های خارجی به ایران خبر داده‌اند.

از جمله مسعود سلطانی‌فر، رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی ایران، پیش از این نیز گفته بود که ورود گردشگران خارجی به ایران در ۱۲ ماه منتهی به فروردین‌ماه گذشته ۳۵ درصد افزایش پیدا کرده، به طوری که چهار میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در این مدت از ایران دیدن کرده‌اند.

سفر این تعداد گردشگر خارجی به ایران در حالی است که بر اساس سند چشم‌انداز بیست ساله که توسط آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، ابلاغ شده، ایران تا سال ۱۴۰۴ شمسی باید سالانه ۲۰ میلیون توریست خارجی داشته باشد.

در عین حال برخی از کارشناسان، کمبود ظرفیت هتل‌های ایران را یکی از مشکلات موجود برای رسیدن به این آمار می دانند.

بر اساس آمار اعلام شده، در سال ۹۲ هتل‌های یک تا پنج ستاره، هتل‌آپارتمان‌ها و مهمان‌پذیرهای ایران مجموعا حدود ۲۱۶ هزار تخت دارند.

No responses yet

Oct 16 2014

آمارهای «شوخی» دولت و پاسخ نوبخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: در حالی که یک نماینده مجلس آمارهای دولت حسن روحانی را «شوخی» دانسته، سخن‌گوی دولت امروز گفت که آمارهای ارائه شده «صحیح» است.

روز گذشته الیاس نادران٬ عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با اعلام اینکه یک میلیون نفر تاکنون بیکار شده‌اند گفت [2] آمار‌های دولت مبنی بر ایجاد ۴۰۰ هزار شغل یک «شوخی» بیش نیست و نباید آن را «جدی» گرفت.

نادران آمارهای اعلام شده از سوی دولت درباره میزان نرخ رشد اقتصادی و کاهش نرخ بیکاری را هم یک «شوخی» ارزیابی کرده است.

وی گفت در دوره‌ای که دولت حسن روحانی مدعی ایجاد ۴۰۰ هزار شغل است بیش از یک میلیون نفر به دلایل مختلف خارج، بازنشسته، اخراج، از کار افتاده و بیکار شده‌اند.

نادران ادامه داده که رکود حاکم بر اقتصاد ایران هنوز وجود دارد و تغییرات مثبتی در این حوزه رخ نداده است.

در واکنش به این سخنان امروز محمد باقر نوبخت گفت: «نرخ افرادی که وارد بازار کار شده‌اند و از سوی وزارت کار و رفاه اجتماعی اعلام شده است همان ۴۳۰ هزار نفر است. ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که محاسبات نرخ بیکاری کاملا روشن است و ما نرخ را برای هر مدت زمان و برای همان مقطع محاسبه می‌کنیم و مانند نرخ تورم نرخ بیکاری یک نرخ مقایسه‌ای نیست.»

به گزارش خبرگزاری فارس [3]سخنگوی دولت همچنین در پاسخ به سوالی در خصوص بحث مذاکرات ایران و کشورهای ۱+۵ در خصوص مساله هسته‌ای گفت: ما در این خصوص اختلافات جدی داریم. در برخی جاها توافقات کلی داریم و در برخی جاها نیز بر سر جزئیات اختلاف داریم. از آنجا که منطق ما کاملا روشن است ما امیدواریم بتوانیم در این رابطه به توافق دست پیدا کنیم.

نوبخت در پاسخ به سوالی درباره حادثه سراوان هم گفت: گاهی مواقع به دلیل عدم کنترل صحیح مرزها از سوی کشورهای همسایه، اشرار و قاچاقچیان اقدام به انجام کارهای تخریبی می‌کنند البته در اقدامی مناسب نیز در زمان مناسب توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ما صورت می‌گیرد تا مرزها را کنترل کند.

وی افزود: در جلسه امروز نیز وزرای کشور و اطلاعات گزارشی را از این واقعه به هیات دولت ارائه کردند و اقدامات صورت گرفته را تشریح کردند.

No responses yet

Aug 01 2013

ساحل گردی کروبی و دروغ پردازان ناشی جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی


مجتبی واحدی: پس از آنکه خانواده مهدی کروبی اعلام کردند او در شرایط نامساعد جسمی به سر می برد ودر طی یک هفته ، دوبار به بیمارستان منتقل شده ، یکی از سایت های حکومتی عکسی را منتشر کرد تا ثابت کند مهدی کروبی نه در مراکز درمانی بلکه در سفر تفریحی در کنار دریا به سر می برد. من در زمینه فتوشاپ و سایر حقه های تصویری ، تخصصی ندارم اما در این عکس نکاتی وجود دارد که نشان می دهد سران جمهوری اسلامی ، پول های مردم را در اختیار دروغ پردازان ناشی می گذارند که نتیجه آن بر رسوایی های جمهوری اسلامی می افزاید. به عکس نگاه کنید و به نکاتی که در زیر می آید بیندیشید:
۱- این عکس در مرداد ماه منتشر شده است اما کروبی بر روی پیراهن خود ، ژیله زمستانی به تن دارد
۲- به سایه های موجود در عکس نگاه کنید . سایه کروبی از سمت چپ به سمت راست تصویر رفته است در حالی که تصویر سرنشینان قایق ازبالا به پایین تصویر است
۳- کروبی از عینک طبی با شماره بالا استفاده می کند اما در تصویر او در حال قدم زدن در کنار دریا بدون عینک است.

No responses yet

Jan 12 2013

یک معاوضه و برملا شدن چهار دروغ

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: سرانجام پس از پنج ماه مذاکره رژیم بشار به معاوضهٔ ۴۸ ایرانی مرد میانسال (زن و کودک و پیرمردی در میان زائران مورد ادعا به چشم نمی‌خورد) با ۲۱۳۰ زندانی اغلب سوری (به‌جز ۴ ترک و یک فلسطینی؛ ۷۳ تن از آنها زن هستند) رضایت داد. این معاوضه پس از سخنرانی قاطعانه بشار مبنی بر تروریست بودن مخالفان با آنها انجام شد.

این معاوضه چهار دروغ را که مقامات جمهوری اسلامی و رژیم بعثی سوریه مطرح می‌کرده‌اند برملا ساخت: زائر بودن گروگان‌ها؛ عدم دخالت نظامی جمهوری اسلامی در سوریه؛ سیاست آشتی‌جویانهٔ جمهوری اسلامی در منطقه و احترام به حق حاکمیت ملت‌ها؛ و عدم معاملهٔ جمهوری اسلامی و رژیم بشار با مخالفان که از آنها با عنوان «تروریست» یاد می‌شود.

زائرانی بدون خانواده

از ابتدای گروگانگیری مقامات جمهوری اسلامی ادعا کردند که ۴۸ نفر زندانی ایرانی مخالفان بشار، شهروندان معمولی و زائر بوده‌اند، زائرانی که البته برخلاف سنت ایرانی زیارت بدون همسر و فرزندان در جمعی کاملا مردانه به زیارت می‌روند. اما جمهوری اسلامی برای آزادی شهروندان معمولی ایرانی در طول تاریخ خود وزیر خارجه یا دبیر شورای امنیت ملی یا رئیس مجلس خود را به کشورهای دیگر برای مذاکره با یک موسسهٔ غیر دولتی یا مقامات دولتی اعزام نکرده است.

اگر آنها زندانی عادی بودند علی‌اکبر صالحی و سعید جلیلی و علی لاریجانی و هیئتی از مجلس فقط برای آزادی آنها به سوریه و ترکیه سفر نمی‌کردند و مثل ایرانیان زندانی در عربستان گردن زده می‌شدند. رژیم‌های سیاسی اقتدارگرا یا اشغالگر تنها برای آزادی شهروندان نظامی خود تا این حد تلاش می‌کنند و حاضر به مبادله می‌شوند.

اگر آنها زندانی عادی بودند جمهوری اسلامی به دولت سوریه برای آزادی ۴۸ زائر در برابر بیش از دو هزار زندانی سیاسی و افراد به گروگان گرفته شده توسط نیروهای امنیتی فشار نمی‌آورد تا آنها را آزاد کند. در سی سال گذشته این همه تبلیغات سیاسی و این همه تلاش دیپلماتیک برای رهایی شهروندان عادی ایرانی سابقه نداشته است. حکومت جمهوری اسلامی هیچ مسئولیتی در برابر مشکلات ایرانیان «غیر خودی» به هنگام سفر در خارج کشور احساس نمی‌کرده است. ایرانیانی که به حکومت متصل نیستند اگر در خارج از کشور با مشکلی برخورد کنند تنها جایی که برای کمک بدان فکر نمی‌کنند سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های جمهوری اسلامی است. علت آن نیز تجربهٔ ملی ۳۴ سال گذشته است.

وابستگی نظامی به جمهوری اسلامی

پذیرش معاوضهٔ زندانیان سوری با گروگان‌های ایرانی از سوی رژیم بشار آن هم در این مقیاس نشان از وابستگی شدید رژیم بعثی سوریه به جمهوری اسلامی برای بقا دارد. این وابستگی نه تنها اقتصادی و تدارکاتی و اطلاعاتی بلکه نظامی است. بدون کمک نظامی جمهوری اسلامی سرنگونی رژیم بشار تسهیل می‌شود. از همین جهت است که این رژیم حاضر شده ۴۸ ایرانی را برای خشنودسازی حامیان خود در تهران در برابر ۲۱۳۰ نفر که تروریست خوانده می‌شوند آزاد سازد.

معاوضه‌ای به سبک «رژیم صهیونیستی»

هر روز که می‌گذرد جمهوری اسلامی و هم‌پیمان آن در سوریه در رفتار با مخالفان به دشمن خود یعنی اسرائیل (که از آن با عنوان «رژیم صهیونیستی» یاد می‌شود) در رفتار با فلسطینیان و سرزمین‌های اشغالی شبیه‌تر می‌شود. تنها رژیم اسرائیل است که برای سربازان خود در برابر زندانیان فلسطینی چند شهروند خود را معادل صدها شهروند فلسطینی قرار می‌دهد. در آخرین مبادله، یک زندانی اسرائیلی (گیلیاد شالیط) با پانصد زندانی فلسطینی مبادله شد. اکنون جان ۴۸ پاسدار معادل با بیش از دو هزار سوری، ترک و فلسطینی شده است.

دو رژیم جمهوری اسلامی و سوریه اکنون با این معاوضه نشان داده‌اند که به سرزمین‌های سوریه به عنوان سرزمین‌های تحت اشغال خود نگاه و با مردم آن مناطق نیز به صورت افراد تحت اشغال رفتار می‌کنند. دولت سوریه مردم عادی را به گروگان می‌گیرد و مخالفان را مجبور می‌کند برای آزادی آنها به گروگانگیری متقابل دست زنند. اگر گروگانگیری عملی غیر قانونی و غیر اخلاقی است این امر برای دولت‌ها که مسئولیت حفظ امنیت شهروندان خود را دارند زشت‌تر و وقیح‌تر است.

معامله با «تروریست‌ها»

مقامات جمهوری اسلامی و رژیم اسد مخالفان خود را تروریست می‌دانند و همیشه تاکید کرده‌اند که با تروریست‌ها معامله نمی‌کنند. اما در این مورد به صراحت چنین کردند، گرچه نمی‌خواهند معاوضه را باور کنند. حسن قشقاوی، معاون کنسولی و پارلمانی وزارت امور خارجه، بعد از معاوضه، معامله برای آزادی ایرانیان ربوده‌شده در سوریه را یک مبالغه و بزرگ‌نمایی رسانه‌ای دانست. (الف، ۲۰ دی ۱۳۹۱) خلف المفتاح معاون وزیر اطلاع‌رسانی سوریه نیز بر همین نکته تأکید کرد: «هیچ معامله‌ای با گروه‌های مسلح برای آزادی ۴۸ زائر ایرانی صورت نگرفته است.» (الف به نقل از العالم، ۲۰ دی ۱۳۹۱)

در عرف به رد و بدل کردن امور بر اساس رضایت طرفین می گویند معامله. اما مقامات رژیم بشار و رژیم جمهوری اسلامی واژه‌نامه‌های متفاوتی دارند که تعابیر آن نیز مشخص نیست. می‌گویند معامله‌ای صورت نگرفته اما نمی‌گویند چه اتفاقی افتاده است.

به یاد آوردن ناآرامی‌ها با تاخیر دو ساله

پس از بیست ماه ناآرامی سوریه، حدود یک سال جنگ داخلی و ۶۰ هزار کشته تازه مقامات جمهوری اسلامی به شهروندان ایرانی اخطار داده‌اند که برای زیارت به سوریه نروند: «ما به زائران سوری و مردم ایران توصیه می‌کنیم دو سه ماه از رفتن به سوریه اجتناب کنند تا با آرام شدن اوضاع بتوان سفری کم دغدغه و کم‌حاشیه داشت.» (مسئول پیگیری آزادسازی گروگان‌های ایرانی کمیسیون امنیت مجلس، فارس ۲۱ دی ۱۳۹۱) به فرض که گروگان‌های ایرانی در سوریه زائر بوده باشند باز هم مسئولیت گروگانگیری آنها با حکومت است چون به موقع به آنها هشدارهای لازم داده نشده است.

علت عدم ارائهٔ هشدار به مسافران ایرانی که به سوریه می‌روند از ابتدا آن بود که حکومت از زیر بار مسئولیت اعزام نیروهای سپاهی به این کشور شانه خالی کند. شهروندان معمولی ایرانی که به سوریه سفر می‌کنند سپر بلای حمایت نظامی مخفی از رژیم بشار قرار گرفته‌اند. حتی در اوج درگیری‌ها و پس از رخداد چند گروگانگیری مقامات جمهوری اسلامی به شهروندان ایرانی اطمینان می‌دادند که سوریه امن است: «سوریه شرایط خاص خود را دارد. البته اتفاق‌هایی که در این کشور افتاد، در اعزام و حجم زائران تأثیر گذاشت، اما مشکل جدی برای آن‌ها ایجاد نکرده است.» (مدیر امور بین‌الملل و امور زیارتی سازمان حج و زیارت در گفت‌وگو با ایسنا، ۲ خرداد ۱۳۹۰) البته بسیاری از شهروندان خود با درک شرایط از سفر به سوریه خودداری کرده‌اند اما این موضوع از مسئولیت حکومت در حفظ جان شهروندان نمی‌کاهد.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .