اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سانسور' Category

Nov 09 2022

قمار بزرگ؛ شباهت شاهچراغ و سینما رکس چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,شورش,قیام پائیز ۱۴۰۱


تصویری از حادثه شاهچراغ در تلویزیون ایران
بی‌بی‌سی: مجموعه «ناظران می‌گویند» بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی فارسی می‌کوشد در این مجموعه، با انعکاس دیدگاه‌ها و افکار طیف‌های گوناگون، چشم‌انداز متنوع و متوازنی از موضوعات مختلف ارائه دهد. بدیهی است انتشار این آرا و نقطه‌نظرها، به معنای تایید آنها نیست.

در این یادداشت بهرنگ گلستان تحلیلگر حوزه ارتباطات به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا تشبیه «حادثه‌ شاهچراغ و متروپل به سینما رکس اتفاقی نیست.»
در روز چهلم مهسا (ژینا) امینی و در میان اخبار اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف ایران خبر حمله‌ای مسلحانه به زیارتگاه شاهچراغ در شیراز منتشر شد و بخصوص مورد توجه رسانه‌های حکومتی قرار گرفت. فارغ از اینکه چه گروهی پشت پرده حمله شاهچراغ باشد، آنچه جلب توجه می‌کند نحوه مواجهه مردم بخصوص در شبکه‌های اجتماعی با این خبر است.

جدای از اینکه سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی خودش چقدر زمینه حضور داعش را به وجود آورده و جدا از نامه قاسم سلیمانی فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه که پایان داعش را اعلام کرده بود و جدا از میلیاردها تومان هزینه‌ای که اطلاعات سپاه خرج تبلیغ پیروزی‌اش بر داعش از طریق فیلم و سریال و داستان‌ها کرد، مسئله مهم‌تر برخورد مردم با خبر حمله شاهچراغ یا هر خبر دیگری از این دست است: «کار خودشونه».
اتفاقی که از سال‌ها قبل با شروع بی‌اعتمادی مردم به رسانه‌های حاکمیت شروع شده بود کم کم به جایی رسید که امروز ایستاده‌ایم و هر خبری که گمان برود پروپاگاندای حکومتی پشت آن است به سرعت اعتبار خود را از دست می‌دهد. این دست واکنش‌ها از گسست و بی‌اعتمادی عمیق مردم نسبت به حاکمیت خبر می‌دهد.
قمار بزرگ حکومت

اما آنچه حاکمیت را به این نقطه رساند قمار بزرگی بود که از سال‌ها قبل آغاز کرد. قمار مشروعیت. جمهوری اسلامی سال‌ها در تلاش برای کسب نتیجه دلخواه از حضور مردم در صحنه شکست خورد.

موج سواری روی حضور خیابانی مردم در تبلیغات انتخاباتی ۸۸ به اعتراضات پس از انتخابات منتهی شد. عوام‌گرایی و از «جنس مردم» بودن محمود احمدی‌نژادی از طرف حکومت «جریان انحرافی» نام گرفت و سرآخر، حاکمیت را به جایی کشاند که دیگر برای کسب مشروعیت به مردم احتیاجی ندارد.
حکومت ایران در شکل سنتی‌اش در دوران استبداد، حاکم را «مالک جان و مال و ناموس مردم» می‌دانست، بعدتر در دوارن شبه مدرن (پس از انقلاب مشروطه)، به واسطه در اختیار داشتن درآمد نفت (اصلی‌ترین درآمد کشور) و بی‌نیازی از دریافت مالیات، همواره خود را از پاسخگویی به مردم بی‌نیاز دانسته است. اما از نظر سیاسی همیشه سطحی از مشروعیت حتی در ظاهر مورد نیاز بود، دستکم در سطحی که قادر باشد سرمایه‌ اجتماعی حاکمیت را تامین کند.

در یک دهه اخیر باور به اینکه حکومت دینی مشروعیت را از خدا می‌گیرد نه مردم، حاکمیت را به اینجا رساند که اصلا چه اهمیتی دارد که مردم چه فکر می‌کنند؟ یا چند درصد از آنها در انتخابات شرکت می‌کنند؟ یا اصلا چند درصد از آنها حرف حاکمیت را باور می‌کنند؟

این قمار البته از چند نظر برای حاکمیتی که روز به روز به سمت حکومتی توتالیتر و استبدادی حرکت می‌کرد، دست آوردهایی هم داشت: وقتی مشروعیت را از مردم نمی‌گیرید پس لزومی ندارد پاسخگوی آنها باشید. پس اگر مدارک تحصیلی وزیری سراپا جعلی باشد اهمیتی ندارد. خبر اختلاس‌های چند هزار میلیاردی دیگر خبری شوک کننده نیست. خشک شدن دریاچه‌ی ارومیه، سو‌ءمدیریت‌ها و فجایع محیط زیستی و اقتصادی دیگر هیچ مسئولی ندارد و حتی قتل‌ها و حملات مرگبار هم با یک بیانیه قابل علاج است. حتی فیلم رهبری که به وضوح خود را لایق به رهبری نمی‌داند تاثیری بر جایگاه او ندارد.

با تکیه به همین تفکر است که می‌توان هواپیمای مسافربری را زد و بیانیه داد که نقص فنی بود. یا رسوایی اسناد محرمانه دزیده شده در تورقوزآباد را با گزارشی در صدا و سیما علاج کرد. عبور از مشروعیت مردمی، حاکمیت را در برابر خطر حضور مردم و مطالبات آنها بیمه می‌کند و در نتیجه در هر مسئله‌ای، دستگاه‌ها و مقام‌های درون حاکمیت، تنها موظف به پاسخ گویی به بخش‌های دیگر حاکمیت هستند.

اما این قمار بزرگترین زیانی که به بار آورده از دست رفتن سرمایه اجتماعی است. چیزی که اولین عکس العمل مردم به هر مسئله‌ای را به سطح «کار خودشونه» تقلیل می‌دهد. این از دست رفتن سرمایه‌ اجتماعی ظرفیت‌هایی که حاکمیت مشروع دارد را از جمهوری اسلامی گرفته است. امکان بسیج مردم در برابر دشمن خارجی و حتی مشکلات اقتصادی. امکان گذر از بحران‌ها با شنیدن مطالبات مردم و برآوردن بخشی از آن. امکان تغییر در افراد حاکمیت و نه ساختار آن و حتی امکان مهلت گرفتن از مردم برای تغییری آرام و ایمن‌تر همه امکاناتی است که حاکمیت جمهوری اسلامی در این قمار بزرگ باخته است.

تشبیه حادثه‌ شاهچراغ و متروپل به سینما رکس اتفاقی نیست. در حادثه‌ سینما رکس حکومت تلاش کرد نشان دهد نه تنها نقشی در حادثه نداشته و سودی عایدش نمی‌شد بلکه این می‌تواند حرکت نمادین مخالفان باشد. اما این گزاره‌ها یک سره در کوره‌ بی‌اعتمادی عمیق مردم نسبت به حاکمیت ذوب ‌شد.

حالا و در اوج اعتراضاتی که هدف را «کلیت نظام» می‌داند و سطح مجادله را به شخص رهبر رسانده است، قبولاندن اینکه این حادثه کار دشمنان خارجی بوده از توضیح علت آتش زدن سینما رکس هم نیز دشوارتر است.

از دست رفتن سرمایه اجتماعی و‌ اعتماد عمومی و بی‌اعتنایی به آن، قطار «نظام» را به نظر به سراشیبی بی‌بازگشت کشانده است. به نظر می‌رسد، هر تلاشی برای گشایش امکان گفتگو (اگر تلاشی باشد) بین مردم و‌ حاکمیت، از پیش شکست خورده است.

حاکمیت احتمالا باید ریشه‌ این شکست خود را بیش از همه در جمله‌های فصل الخطاب و دستور زبان رهبر جمهوری اسلامی جستجو کند: «مطبوعات پایگاه دشمن است»، «انتخابات تکرار نمی‌شود»، «مذاکره نمی‌کنیم»، «تصمیم سران قوا (درباره‌ بنزین ) باید اجرا شود»، «ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی ممنوع است».

همه این فصل‌الخطاب‌ها پیش از این امکان گفتگو را قطع و شخص رهبر را تنها مالک جان و مال مردم دانسته است. پس طبیعی است که تا قطع برق پاساژ علاالدین هم تقصیر شخص رهبر باشد.

ذهن‌های مردسالار، ناتوانی در فهم خیزشی زنان

امروز و از این رهگذر شاید بتوان برای ذهن‌های مردسالار تصویر بهتری از اهمیت و مختصات زنانه این خیزش انقلابی داد. نادیده گرفتن کلیت مردم که تدریجی و در سال‌های اخیر شدت گرفت، برای نیمی از مردم، یعنی زنان به صورت سیستماتیک و مصرانه در طی ۴۴ سال اتفاق افتاده است. به همین خاطر قدرت و سازش ناپذیری که اکنون در عموم جامعه به وجود آمده است به صورت عمیق‌‌تر و بی‌‌بازگشت‌تر در زنان متبلور شده است.

در طول سالیان، بزرگترین لطف دیدگاه حاکمیت به زنان این بود که «اسلام از زنده بگور کردن دختران جلوگیری کرد» یا «نسل پیامبر از یک زن ادامه پیدا کرد» یا «ما به خواهرانمان اجازه تحصیل دادیم». این دیدگاه که حق زنده بودن را «حبه» اسلام (مرد مسلمان) به زن می‌داند. این دیدگاهی است که خود را صاحب حق ممانعت از ورود واکسن می‌داند.

در نتیجه اگر این قول بزرگان انقلاب فرانسه را در نظر بگیریم که گفته بودند «ما هیچکس نبودیم و آمده‌ایم تا همه کس شویم»، در خیزش اخیر در ایران هم عملا زنان و دیگر گروه‌های تحت ستم و شمارده نشده، رهبری توده‌ها نادیده گرفته شده را بر عهده گرفته‌اند.

از پس سالها مبارزه زنان، اقلیت‌ها و ملیت‌های تحت ستم، برای حق تحصیل، برای حق رای و برای داشتن حقوق قانونی برابر و در نهایت برای شمرده شدن و داشتن حق زندگی اکنون این نادیده گرفته شدگان آمده‌اند تا «همه کس» باشند.

شجاعت و استواری زنان صدای بلندتر آنها در خیرشی انقلابی و حضور مصرانه‌ آنها در هر تجمعی برآیند همین نادیده گرفته شدن و فشار بی‌وقفه‌ای است که زنان به صورت روزانه در خانه در خیابان و در محیط کار تجربه می‌کنند و برای بخش دیگر جامعه به واسطه امتیاز اجتماعی خود اساسا قابل درک نیست.

امروز در خیابان‌های شهرهای ایران به وضوح تعداد زنانی که روسری به سر ندارد افزایش یافته است . تا یک ماه پیش هزینه این کار دریافت تذکر حجاب، مواجهه با گشت ارشاد و احتمالا آزار کلامی و خیابانی بود ولی امروز هر زنی که بی‌روسری از خانه بیرون می‌آید عملا بیرق قیامی را حمل و خود را برای نیروی سرکوب نشان‌دار می‌کند. سطح تنشی که این زنان فقط به واسطه لباسی که به تن می‌کنند در طول روز تجربه می‌کنند قابل مقایسه با فشاری که بخش‌های دیگر نیست.

از سوی دیگر به شهادت بسیاری از همین زنان آزار خیابانی که این روزها در خیابان‌ها تجربه می‌شود به وضوح در قیاس با یک ماه قبل کاهش چشمگیر داشته است.

اگر چه نمی‌توان این تغییر را قطعی و بی‌بازگشت دانست ولی حداقل می‌توان دید که فضای همبستگی این روزها چگونه دایره المعارف معمول وضعیت را حتی موقتا تغییر داده است.

این همبستگی جامعه و این کنشگری قاطع زنان حتی اگر در آینده نزدیک به تغییر در ساختار اجتماعی نشود بی‌شک اثر خود را بر ساختار اجتماعی ایران (حتی با ضریب نفوذ زیادی در شهر های کوچک و روستا‌ها ) گذاشته است و نقطه عطفی در زیست زنان و مردان این سرزمین خواهد بود. این آگاهی و همبستگی این ظرفیت را دارد که جایگزین همان بی‌اعتمادی و سرمایه اجتماعی از دست رفته در جامعه ایران شود و برای هر ساختار سیاسی در آینده ایران سرمایه‌ای گرانبها خواهد بود.

No responses yet

Nov 02 2022

رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری بر اساس یک نظرسنجی اعلام کرد: نتایج یک نظرسنجی ؛ ۵۵ درصد اعتراضات را تایید کرده‌اند؛ ۱۰ درصد اغتشاش‌ها را | ۸۳ درصد در این اعتراضات شرکت نکرده‌اند ولی معترضند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,ملای حیله‌گر

همشهری: رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های کشور کار دانشجویان را در این دوره سخت و مهم دانست و گفت: بخشی از این رفتارها در فضای دانشگاه عادی نیست چون ناسزاگویی، خشم و نفرت یک امر عجیب است و این افراد با کسانی که میل به تجزیه ایران دارند، همسو و همسنگر هستند.

به گزارش همشهری آنلاین، حجت الاسلام مصطفی رستمی در نشست تشکل‌ها و فعالین فرهنگی دانشجویی دانشگاه‌های استان ایلام و در پاسخ به درخواست‌های دانشجویان اظهار کرد: دیدار دانشجویان با مقام معظم رهبری و تعیین سهمیه آن‌ها را دفتر تعیین می‌کند. برخی از هیئت‌ها گله‌مند هستند که چرا در این دیدارها حضور نداشته‌اند.

رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های کشور با اشاره به اینکه سهمیه دوره حامیم محدود بوده است، تصریح کرد: ارزیابی ما این بود که در دانشگاه‌ها التهاب‌هایی وجود خواهد داشت، اما پیش‌بینی نشده بود که به دلیل مرگ خانم امینی باشد.

رستمی بر ارتباط با تشکل‌ها تاکید کرد و گفت: متاسفانه شکافی میان دانشجویان و جامعه ما رخ داده است. بخشی از اتفاقات اخیر به دلیل هیجانات بوده‌اند. این رفتارها در فضای دانشگاه عادی نیست. شکل ناسزاگویی، خشم و نفرت یک امر عجیب است. این افراد با کسانی که میل به تجزیه ایران دارند، همسو و همسنگر هستند.

وی به آسیب در فضای مجازی اشاره کرد و گفت: در این دوره کار دانشجویان سخت و مهم‌تر است. شما باید فرصت اختلاف افکنی را از بدخواهان بگیرید. باید یک اشتراکاتی میان دانشجویان باشد.

رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های کشور ادامه داد: در کنار تمام ضررهایی که وجود دارد حوادث اخیر یک برکت نیز داشت. این حوادث توجه عده‌ای از مدیران را به سمت برخی مشکلات کشور برد. یکی از این مشکلات در حوزه آموزش و پرورش است. نظام آموزش معارف اسلامی نیاز به تحول جدی دارد.

رستمی با تاکید بر اینکه در اعتراضات سخن حق نیز وجود دارد، تصریح کرد: در یک نظرسنجی انجام شده ۱۰ درصد مردم اغتشاش‌ها و ۵۵ درصد اعتراضات را تایید کرده‌اند. از این مقدار ۸۳ درصد اصلا در این اعتراضات شرکت نکرده‌اند ولی با این وجود معترض‌اند. این افراد ۶۰ درصد مسائل اقتصادی و معیشتی را دلیل این اعتراض‌ها دانسته‌اند و همچنین بیش از ۲۰ درصد فساد اداری و اصلاح ساختار آن را بیان کرده‌اند. از این افراد سوال شده است که مطالبات شما چیست. که باز هم ۵۹ درصد اصلاح معیشت، ۶ درصد رفع فیلتر و تنها ۳.۵ درصد آزادی زنان را در حجاب و پوشش خواستار شده‌اند.

وی با اشاره به اینکه در ۱۰ سال گذشته وضعیت اقتصادی مطلوبی را نداشته‌ایم، تصریح کرد: باید بپذیریم در جامعه ما مشکلات زیر ساختی وجود دارد.

رستمی در پایان گفت: مدعی آزادی زنان خود به شدت زنان را محکوم می‌کنند. بسیاری از دانشجویان در یک فضای توهمی قرار دارند. خودتان را برای اتفاقات بزرگ در عرصه بین‌الملل آماده کنید. دنیای آینده با امروز متفاوت خواهد بود. به زودی شاهد آن روز خواهیم بود.
کد خبر 716873

No responses yet

Oct 21 2022

گفتگوی امجد امینی با مستقل؛ پدر مهسا امینی: دروغ می‌گویند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,خیانت,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


مستقل: من از معاون پزشکی قانونی خواهش کردم که اجازه بده دخترم را ببینم اما اجازه نداد به او گفتم تو سوگند خوردی که حقیقت را بگویی در مورد دختر من هم حقیقت را بنویس. اما جواب معاون پزشکی قانون به من این بود «من هر چه دلم بخواهد، هر چه به صلاح مملکت باشد را می‌نویسم به تو هم هیچ ربطی ندارد!» شما ببیند وقتی پزشکی قانونی اینگونه با من صحبت می‌کند من چگونه الان اظهاراتش را تایید یا قبول کنم؟

امیرحسین مصلی- نازیلا معروفیان
 
به گزارش سرویس سیاسی مستقل؛ چهل روز از درگذشت «مهسا امینی» می‌گذرد. دختر جوان اهل سقز که برای تفریح به همراه خانواده‌اش به تهران سفر کرده بود و با آنکه حجاب متعارفی داشته اما توسط گشت ارشاد بازداشت شد و پیکر نیمه جانش را در بیمارستان تحویل پدر و مادرش دادند.
در این مدت خشم افکار عمومی بخاطر شبهاتی که درباره چرایی فوت او مطرح است، منجر به سلسله اعتراضاتی در شهرهای مختلف کشور شد.
با این حال بجای عذرخواهی مسئول مستقیم این اتفاق، در آغازین روزها، جهت دلجویی از احساسات جریحه‌دار شده مردم، هرگونه بد رفتاری فیزیکی با مهسا را رد کرد و اخیرا نیز پزشکی قانونی دلیل مرگ او را بیماری پیش زمینه‌ای و عمل جراحی در دوران کودکی‌اش معرفی کرده است. 
حتی اگر برخورد فیزیکی با مهسا امینی صورت نگرفته باشد، باز هم مسئولیت سلامت و جان باختن افراد بازداشتی با نیروی انتظامی است و طبق قانون مجازات اسلامی ترساندن منجر به فوت افراد نیز قتل عمد محسوب می‌شود و دیه دارد؛ با این همه اصرار مسئولان مربوطه و رسانه‌هایی چون صداوسیما در این ماجرا بیش از آنکه برای اقناع افکار عمومی باشد با پاسخ به این چرایی‌ها مانند آنکه مگر حجاب این دختر جوان چه اشکالی داشته که باید بازداشت شود؟ پدر داغدار این دختر جوان را مقصر به وجود آمدن فضای ملتهب در جامعه، معرفی می‌کنند چون معتقدند که در گفتار او با رسانه‌ها و نهادهای امنیتی مانند فیلمی که اخبار ۲۰:۳۰ پخش کرد، تناقض‌هایی درباره بیماری زمینه‌ای فرزندش وجود داشته است.
به این بهانه خبرنگار روزنامه مستقل گفت‌وگویی چالشی با «امجد امینی» پدر مهسا امینی داشته تا دلیل این موضوع را که چرا به گفته مسئولان در ابتدای این ماجرا سابقه بیماری دخترش را در گفت‌وگو با رسانه‌ها کتمان کرده، جویا شویم و از واکنش ایشان به بیانیه پزشکی قانونی بپرسیم تا مخاطبان در جریان آخرین جزئیات این پرونده قرار بگیرند:

 

 آقای امینی! در بیانیه پزشکی قانونی آمده است که مهسا مورد ضرب و شتم قرار نگرفته و از طرفی به عمل جراحی او اشاره شده است، شما قبلا گفته بودید که مهسا هیچ بیماری خاصی ندارد؛ به نحوی‌که صرفا سرما خورده است چرا از روز اول نگفتید که دختر شما قبلا مورد عمل جراحی قرار گرفته بوده؟

دختر من در سن 7 سالگی عمل شد و آن عمل اصلا عمل مهمی نبود تا منجر به مرگ او پس از 16 سال شود. حتی دکتری که مهسا را عمل کرده بود هم گفت مرگ مهسا هیچ ارتباطی به عمل ۱۶ سال پیش او ندارد. این مرگ به دلیل ضربه به سر یا اتفاقی شبیه به این است. یک غده کیستی در پشت پلک سمت چپ چشم مهسا بوده که با عمل آن را بیرون کشیدند. 16 سال پیش دختر من عمل شد، عملی که بسیار ساده بود آنقدر که اصلا اهمیتی نداشت. از بعد آن عمل دختر من سابقه بیماری، جراحی یا بستری شدن را هم ندارد. برخی به عمد دروغ‌هایی درست می‌کنند که بنده به عنوان پدر مهسا تحت هیچ شرایطی نمی‌توانم آن را بپذیرم.

 

 عمل 16 سال پیش مهسا چه عملی بوده و دقیقا کدام قسمت از بدن او عمل شده است؛ پزشکان در تلویزیون گفته‌اند بخشی از سر او عمل شده است آیا سر یا بالای چشم او عمل شده است؟

دختر من 16 سال پیش یک کیست کوچک در پشت پلک چشم سمت چپش داشته که حتی پزشکش به من اعلام کرد که بسیاری از کسانیکه این کیست را دارند، بدون عمل جراحی هم می‌توانند به زندگی خود ادامه دهند فقط شاید در دراز مدت چشم چپشان دچار مشکل دید شود؛ به جهت اطمینان پشت پلک چشم دخترم را عمل کردیم، همین. ما تا یکسال هم جهت چکاپ نزد پزشک می‌رفتیم که در نهایت دکترش گفت مهسا هیچ مشکلی ندارد و نیازی نیست دیگر او را به تهران بیاورید. باز هم تاکید می‌کنم که همه اظهاراتی که در خصوص عدم سلامت دختر من بیان می‌کنند صد در صد دروغ است. تمامی فیلم‌هایی که به من نشان دادند، سانسورشده بود. یک فیلمی در وزرا به من نشان دادند که در آن وقتی مهسا از هوش می‌رود، مامور زن گشت ارشاد او را روی زمین می‌کشد و کشان کشان دخترم را به اتاق می‌برد یعنی حتی به خودشان زحمت ندادند که دختر من را بلند کنند بلکه او را روی زمین می‌کشیدند! من خودم با چشمانم دیدم که خون بسیار زیادی از چشم، گوش و گردن آمده بود؛ سمت چپ بدن مهسا سیاه و کبود شده بود! سوال من این است که اگر دختر من به مرگ طبیعی مرده است چرا آثار ضرب و شتم و کبودی بر روی بدن او وجود داشت؟ من بارها این سوالم را مطرح کردم که تا به الان هیچ جوابی به من ندادند.

 

 آقای امینی! مثل اینکه شما قبل از مهسا، فرزند دیگری داشتید که فوت شده است، آیا این قضیه صحت دارد؟ برخی می‌گویند فرزند اول شما هم غده داشته است!

کاملا دروغ است؛ بله بنده یک فرزند پسر قبل از مسها داشتم که قبل از دو سالگی به دلیل «تشنج» فوت کرد اما اینکه او بیماری خاصی داشت، اصلا صحت ندارد. ماموران گشت ارشاد حتی به خودشان زحمت نداده بودند که یک نفر را همراه دختر من به بیمارستان بفرستند، تا به ما خبر دهند! پرستاران بیمارستان می‌گفتند هیچکس همراه مهسا نبود و آمبولانس هم گفته بود که این دختر را از خیابان پیدا کردیم! اگر برادرش نبود ما نمی‌توانستیم دخترم را پیدا کنیم. پزشکان بیمارستان می‌گفتند اگر فقط ده دقیقه زودتر مهسا را به بیمارستان می‌آوردند احتمال زنده ماندنش بالا می‌رفت. جالب است دختر من همان لحظه اول فوت کرده بود اما آن‌ها الکی سه روز به ما امید دادند و گفتند که زنده است! 

 

برخی ادعا می‌کنند که بیماری مهسا ارثی بوده و در خانواده سابقه داشته است!

خیر؛ بنده قویا این اظهارات را تکذیب می‌کنم. چرا من، همسرم و پسرم هیچ مشکلی نداریم؟ اصلا مهسا هم بیماری خاصی نداشته فقط یک کیست کوچک پشت پلکش داشته که جراحی کردیم و تمام شد. اینکه می‌گویند او تومور مغزی داشته کاملا دروغ است.

 

دکتر شیروانی، جراحی که مهسا را 16 سال پیش عمل کرده بود طی اظهاراتی گفته است که عمل مهسا بسیار عمل سختی بوده است، نظر شما در این باره چیست چون گفته‌های ایشان دقیقا خلاف اظهارات شماست!

 

تا جایی که می‌دانم دکتر شیروانی همواره گفته‌اند که اصلا عمل مهمی نبوده و حتی چند پزشک معتمدی که در جلسه دادگاه حضور داشتند هم این گفته را تایید کرده و تاکید داشتند که مرگ او هیچ ر بطی به عمل 16 سال پیشش ندارد. 

 

پس دلیل اظهارات دکتر شیروانی در صداوسیما چیست؟

دلیلش برای من واضح است! زیرا آقایان حتی من و برادر همسرمم را هم تهدید کردند که شما باید بیایید با صداوسیما مصاحبه کنید!

 

بحثی که الان وجود دارد این است که نهادهای امنیتی اعلام کرده‌اند که فایل صوتی‌ای از شما دارند که طبق آن شما به پزشکان گفته‌اید که مهسا قبلا عمل شده است که به دلیل حفظ حریم شخصی تا الان آن را منتشر نکرده اند، در این خصوص نظر شما چیست؟

دروغ می‌گویند؛ من چنین حرفی را به هیچکس نگفته‌ام.

 

آقای امینی! شما قبلا به مجلس برای رسیدگی به پرونده مهسا، دعوت شده بودید اما حاضر به حضور در آنجا نشدید؛ دلیلش چه بود؟

اصلا دلیلی نداشت که من به مجلس بروم. بنده در دایره جنایی شکایت خود را مطرح کردم و از همان جا هم پرونده دخترم را پیگیری می‌کنم. من می‌دانستم که رفتن من به مجلس هیچ نتیجه‌ای ندارد به همین دلیل تصمیم گرفتم که به آنجا نروم.

 

دلیل برگزاری جلسه دادگاه بدون حضور شما چه بوده است؟

قرار بود چند روز قبل از روز دادگاه به من اطلاع دهند که من هم با پزشکان و وکلا هماهنگی‌های لازم را انجام دهم اما آقایان دقیقا روز پنجشنبه حوالی ساعت ۲۰ شب با من تماس گرفتند و فقط گفتند که شنبه به دادگاه بیا بدون اینکه حتی ساعت مشخصی به من بدهند؛ من اصلا نتوانستم هیچ هماهنگی‌ای انجام دهم چون اصلا وقتی نبود.

 

 آقای امینی! مثل اینکه وقتی شما به پزشک قانونی می‌روید به شما گفته‌اند که جلسه ۴ ساعت پیش آغاز شده، آیا این قضیه را تایید می‌کنید؟

ما را نزدیک به یک ساعت منتظر گذاشتند وقتی وارد جلسه شدیم متوجه شدیم که جلسه بدون اطلاع ما چندین ساعت زودتر شروع شده بود.

 

باتوجه به گزارش دو روز گذشته پزشکی قانونی و تکذیب ضرب و شتم مهسا توسط پلیس گشت ارشاد، قدم بعدی شما برای رسیدن به مطالباتتان چیست؟

فعلا مشخص نیست اما بنده به هیچ عنوان نظر پزشکی قانونی را قبول ندارم. من روزی که خواستم جنازه را از پزشکی قانونی تحویل بگیرم، اجازه ندادند من دخترم را ببینم؛ حتی یکی از پزشکان پزشکی قانونی با من درگیر شد. من از معاون پزشکی قانونی خواهش کردم که اجازه بده دخترم را ببینم اما اجازه نداد به او گفتم تو سوگند خوردی که حقیقت را بگویی در مورد دختر من هم حقیقت را بنویس. اما جواب معاون پزشکی قانون به من این بود «من هر چه دلم بخواهد، هر چه به صلاح مملکت باشد را می‌نویسم به تو هم هیچ ربطی ندارد!» شما ببیند وقتی پزشکی قانونی اینگونه با من صحبت می‌کند من چگونه الان اظهاراتش را تایید یا قبول کنم؟ من به هیچ وجه اظهارات و گزارشات پزشکی قانونی را نه قبول میکنم نه تایید. 

 

دقیقا چه زمانی به شما گفتند که هر چه دلمان بخواهد می‌نویسیم؟

وقتی جنازه را به سمت کالبد شکافی بردند این حرف را زدند! حتی من از آن پزشک عکس گرفتم و به دادستانی نشان دادم.

 

با این اتفاقات حرکت بعدی شما برای مطالبه علت مرگ دخترتان چیست؟

اصلا مشخص نیست. فعلا وکلا درخواست تشکیل یک جلسه دیگر را داده‌اند تا هم آن‌ها هم پزشکان نظر خودشان را اعلام کنند؛ البته هنوز به درخواست ما هیچ جوابی به ما ندادند. از همان روز اول و با توجه به برخوردهایی که با من داشتند مشخص بود که این‌ها نمی‌خواهند به این پرونده رسیدگی کنند. بنده کاملا انتظار دروغ گفتن آن‌ها را داشتم مگر پس از 9 روز جنازه خانم نیکا شاکرمی را تحویل خانواده‌اش ندادند؟ فقط می‌خواهند لاپوشانی کنند؛ اما بنده به عنوان پدر مهسا به هیچ عنوان نمی‌توانم نظر پزشکی قانونی را قبول کنم. 

 

الان پزشکان معتمدی که مورد تایید شما هستند، تایید کرده‌اند که عمل ۱۶ سال پیش مهسا هیچ ربطی به مرگش نداشته است؟

همه پزشکان به ویژه دکتری که ۱۶ سال پیش مهسا را عمل کرده است، تایید کرده‌اند که مرگ مهسا هیچگونه ارتباطی به جراحی سالهای پیش او ندارد. تا زمانی که 10 پزشک معتمد ما نظر خودشان را مطرح نکنند بنده به هیچ عنوان گزارش پزشکی قانونی را قبول ندارم.

 

آقای امینی! بر چه اساسی می‌گویید که نظر پزشکی قانونی را قبول ندارید؟

دلیل از این محکم‌تر که معاون پزشکی قانونی به من می‌گوید که من هر چه دلم بخواهد، هر چه به صلاح مملکت باشد می‌نویسم و به تو هیچ ارتباطی ندارد؟! حتی آقایان با نیروی انتظامی سقز تماس گرفته‌اند و آن‌ها به همسایه‌های ما گفته‌اند که شما بگویید که مهسا امینی مقابل بیمارستان کسری در تهران خودکشی کرده است!

 

شما پیشتر تقاضای دریافت فیلم دوربین‌های داخل ون را داشتید، بالاخره داستان به کجا رسید؟ 

دخترخاله مهسا در حضور مرجع قضایی شهادت داد که مامور گشت ارشاد به او گفته است که نزدیک ون نیاید چون اگر تصویر او هم ضبط شود مجبور می‌شوند او را هم بازداشت کنند. اگر واقعا دوربینی بر لباس یا در داخل ون وجود نداشته چرا چنین دروغی را به دختر خاله اش گفتند؟! از سویی دیگر، وقتی درخواست بررسی دوربین‌های داخل ون را کردم به من گفتند در همان حین شارژ دوربین‌ها تمام شده بود و دوربین نتوانسته لحظاتی که مهسا داخل ون بوده است را ضبط کند. شواهد نشان می‌دهد اتفاقا در داخل ون دوربین وجود داشته و تمام دقایقی که دختر من داخل ان ماشین بوده، ضبط شده است. به گفته چند دختری که در داخل ون همراه مهسا بودند و به بیمارستان آمده بودند، مهسا به ماموران گفته بود که خواهش می‌کنم من را ول کنید، من اینجا غریب هستم برادرم سنش کم است گم می‌شود اجازه دهید من بروم که در همان حین ماموران گشت ارشاد شروع به کتک زدن مهسا در داخل ون کردند.

دخترانی که داخل ون بودند توانستند در دادگاه شهادت دهند؟

دادگاه به ما گفت که آن چند دختر را احضار کرده است اما براساس اولین برخوردی که من با آن دختران داشتم متوجه شدم که آن‌ها بسیار می‌ترسیدند که اگر بیایند شهادت دهند مشکل امنیتی برایشان پیش بیاید و متاسفانه اجازه ندادند که بنده اسمی از آن‌ها ببرم.

آقای امینی! آیا صداوسیما تا به الان برای مصاحبه با شما تماس گرفته است؟

این را هم بگویم صداوسیمای جمهوری اسلامی آخرین رسانه‌ای بود که با من تماس گرفت که من صراحتا به آن‌ها گفتم که تحت هیچ شرایطی با صداوسیما مصاحبه نمی‌کنم؛ بعد سه هفته به من زنگ زدند و انتظار داشتند حرف بزنم! به آن‌ها گفتم اصلا چه دلیلی دارد با شماها مصاحبه کنم؟

 

صداوسیما از شما می‌خواست چه بگویید؟

اصلا اجازه حرف زدن به صداوسیما را ندادم تا بخواهند درخواستی داشته باشند.

No responses yet

Oct 20 2022

افشاگری رسانه‌های آلمان از نقش یک شرکت آلمانی در قطع اینترنت ایران؛ پای ابرآروان در میان است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,خیانت,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


صدای آمریکا: تحقیقات مشترک وب سایت آلمانی «نتس‌پولیتیک» و مرکز پژوهشی «کورکتیو» و روزنامه «تاتس» در آلمان نشان می‌دهد شرکتی در نزدیکی شهر «دوسلدورف» در ایجاد محدودیت‌های اینترنتی به جمهوری اسلامی کمک‌ می‌کند.

به گفته این منابع آلمانی، شرکت مذکور «سافت کلاود» نام دارد و شاخه‌ای از شرکت ایرانی ارائه دهنده خدمات فناوری اطلاعات «آروان کلاود» یا همان ابرآروان است.

مدت‌هاست که فعالان و متخصصان حوزه فناوری اطلاعات نسبت به نقش ابرآروان هشدار می‌دهند و آن را نه تنها سرویس‌دهنده‌ی ابری که تسهیل کننده پروژه‌ اینترنت ملی در ایران معرفی می‌کنند.

در گزارشی که «نتس‌پولیتک» در وب‌سایت خود در این باره منتشر کرده است، آمده: «شرکت آلمانی سافت‌کلاود در آلمان، نام ابرآروان را به عنوان طرف تماس با آدرسی در آلمان درج کرده بود و در بخش درباره ما، تا چندی پیش نوشته شده بود که ابرآروان یک سرویس‌دهنده بین‌المللی ابری در آلمان است و اشاره شده بود که این شرکت توسط Softqloud GmbH در مربوش تأسیس شده است.»

به نوشته «نتس‌پولیتیک» پس از آن که گروه «انانیموس» توجه‌ها را به ارتباطات این دو شرکت باهم جلب کرد، «ابرآروان» تمامی ارتباطات ذکر شده با سافت‌کلاود را از صفحه خود پاک کرد.

وب‌سایت «شبکه رادیو و تلویزیون غرب آلمان» در این‌باره به نقل از وزیر امور خارجه آلمان نوشت: « این مسئله که یک شرکت آلمانی به رژیم در ایران و سپاه پاسداران برای محدود کردن اینترنت کمک می‌کند، در صورت صحت، موضوعی تکان‌دهنده است.»

آنالنا بربوک گفته است که نهادهای امنیتی این مسئله را بررسی خواهند کرد و اگر واقعیت داشته باشد،برای مدیران این شرکت عواقب سختی به همراه خواهد داشت.

منبع مقاله به زبان آلمانی

No responses yet

Oct 16 2022

آتنا دائمی: ادعای مقام‌های حکومتی در مورد آتش‌سوزی در کارگاه خیاطی دروغ محض است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

صدای آمریکا: آتنا دائمی فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق در گفتگو با صدای آمریکا آتش سوزی امشب اوین را ادامه اتفاقات روز گذشته دانست و گفت: « روز گذشته خبردار شدم که در بند ۷ زندان اوین نیروهای امنیتی مسلح مستقر شده و شعار حیدر حیدر سر می‌دادند.»

به گفته وی، چهار نفر از زندانیان سیاسی هم به رجائی‌شهر منتقل شدند و زندانیان عمومی و سیاسی در واکنش به شعارهای تحریک‌آمیز نیروهای امنیتی، شعارهای اعتراضی سر دادند.

وی با اشاره به تیراندازی در زندان اوین و ممانعت از ورود خانواده‌ها به نزدیکی زندان، ادامه داد: «اظهارات مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر آتش‌سوزی در کارگاه‌های خیاطی دروغ است چراکه قبل از ساعت ۶ کارگاه‌ها تعطیل و آمارگیری انجام می‌شود.»

به باور وی از آنجا که آتش سوزی بعد از ساعت ۸ شب بوده امکان آتش سوزی از طرف زندانیان در کارگاه‌ها وجود ندارد.

در پی وقوع نا آرامی در زندان اوین، بخشی از این زندان آتش گرفت و صدای تیراندازی از داخل این زندان به گوش می‌رسید. بر اساس تصاویر منتشر شده حجم آتش و تیراندازی بالا بود و پیش‌بینی می‌شود این حادثه تلفات بیشتری داشته باشد.

بنا بر گزارشهای دریافتی، تجمع اولیه معترضان اطراف زندان اوین با درگیری و شلیک گاز اشک‌آور همراه شد.در پی اعتراضات در زندان اوین و شنیده شدن صدای شلیک و انفجار و مشاهده شعله های آتش از بیرون زندان، مردم معترض در حال حرکت به سمت زندان اوین هستند.

معترضان با شعارهای مرگ بر دیکتاتور از اعتراض شامگاه شنبه در زندان حمایت کرده و نیروهای امنیتی نیز سعی در جلوگیری از تجمع خانواده های زندانیان دارند. بر اساس گزارش شاهدان عینی، جو اطراف زندان بسیار امنیتی بوده و نیروهای نظامی و انتظامی در محل حضور دارند.

No responses yet

Oct 09 2022

راهکارهایی عملی برای جبران انفعال غرب در برابر جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,تحریم,تروریزم,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سانسور,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: آیا مواضع غرب و اروپا در برابر جمهوری اسلامی قاطع‌تر شده است؟ مواضع اخیر آنان علیه حکومت ایران چقدر جدی است؟ ایرج مصداقی، تحلیلگر سیاسی، با بررسی این پرسش‌ها، راهکارهایی عملی برای مقابله با جمهوری اسلامی پیشنهاد می‌کند.
اوج‌گيری جنبش اعتراضی در ايران بار ديگر آمريکا و اتحاديه اروپا را واداشته تا در برابر سرکوب بی‌امانی که در ايران جريان دارد واکنش نشان دهند. در روزهای اخير همچنان که چانه‌زنی بر سر برجام ادامه دارد، شاهد صدور بيانيه‌هایی از جانب اينان هستيم که سخن از تشديد فشار بر ايران می‌گويد و تحريم‌های تازه‌ای را پيش می‌نهد. آيا اين اقدامات نشان از قاطع شدن مواضع دولت‌های غربی در برابر جمهوری اسلامی دارد؟ چقدر می‌توان به نتايج سياست‌های کنونی اينان به نفع مبارزه مردم ايران اميدوار بود؟

برای پاسخگویی مشخص در اين باره، ضرورت دارد بر سياست‌های مشخص اين دولت‌ها در تقابل با نقض آشکار و فاحش حقوق بشر در جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته تأمل کنيم.

چهار دهه اغماض
دهه شصت: از بزرگترین سرکوب سیاسی تاریخ معاصر و جوخه‌‌های اعدام شبانه‌روزی در سال‌های اولیه دهه ۶۰ می‌گذرم که تقریباً با هیچ واکنش جدی در سطح بین‌المللی روبه‌رو نشد.

پس از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت از جانب جمهوری اسلامی، دولت‌های غربی با اميد اينکه اين رويداد سرآغاز تعهد اين نظام به رعایت مقررات جهانی گردد، در پی برقراری رابطه نزديک رفتند و در اين راه چشم‌شان را بر یکی از هولناک‌ترین کشتارهای سیاسی قرن بیستم، قتل‌عام هزاران زندانی سياسی در تابستان ۶۷، بستند. اما این چشم‌‌پوشی باعث شد که اروپا محل تاخت‌و‌تاز جوخه‌های تروریستی رژیم اسلامی قرار گیرد و ده‌ها ایرانی به قتل برسند.

دهه هفتاد: مردم ایران در دوران رفسنجانی و خاتمی ۱۶ سال بهای سیاست “گفتگوی انتقادی” دولت‌های اروپایی را پرداختند، بدون آن‌که این سیاست نتیجه‌ای در بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران داشته باشد. جنبش دانشجویی ۷۸ به بی‌رحمانه‌ترین شکل سرکوب شد و غرب همچنان به دنبال سراب خاتمی و “گفتگوی تمدن‌ها”ی او بود.

دهه هشتاد: دوران احمد‌ی‌نژاد با موضوع سیاست هسته‌‌ای نظام اسلامی و تلاش غرب برای محدود‌کردن آن گره خورد. جنبش ۸۸ در این دوران رقم خورد و بیش از شش ماه دوام یافت؛ صدها نفر در مقابل دوربین‌های تلویزیونی به خاک و خون کشیده شدند، بدون آن‌که جمهوری اسلامی در جامعه جهانی مورد پرسش جدی قرار گیرد. مردم فریاد می‌زدند: «اوباما،‌یا با اونا، یا با ما». متأسفانه اوباما «اونا» را انتخاب کرد. به‌روشنی ديديم که فارغ از زمامداری اين يا آن جناح حکومتی، غرب پيرو “سیاست استمالت” است.

دهه نود: در دوران دولت روحانی، مذاکرات برجام بار ديگر غربی‌ها را به اين تصور واداشت که جمهوری اسلامی آماده ورود به عصر جدیدی است. دو خیزش بزرگ مردم ایران در سال‌های ۹۶ و ۹۸ به بی‌رحمانه‌ترین شکل سرکوب شد. بزرگترین کشتار و سرکوب جنبش اعتراضی در قرن بیست و یکم در آبان ۹۸ به فاصله چند روز در شهرهای ایران به وقوع پیوست؛ محتاطانه‌ترین آمارها حاکی از چندصد کشته است، اما دولت‌های غربی که همچنان به دنبال بازگشت به مذاکرات برجام‌اند، چشم‌بر جنایت‌های سياسی آشکار و نقض فاحش حقوق بشر در ايران بسته‌اند. شلیک به هواپیمای مسافربری اوکراينی و کشتار صدها تن نیز موجب اعمال مجازات و تنبیه‌های مرسوم بین‌المللی نشده است.

واکنش در قبال جنبش سراسری
سه هفته از به پا‌خاستن ایران می‌گذرد. در روزهایی که کودکان و نوجوانان به خاک و خون کشیده می‌شوند و زنان ابتدایی‌ترین حقوق‌شان را فریاد می‌زنند، رئیسی و هیأت همراهش که تعدادی از آن‌ها فرماندهان سپاه پاسداران هستند، در سازمان ملل حضور می‌یابند.

امانوئل مکرون رئیس جمهوری فرانسه، شارل میشل رئیس شورای اروپا، ایگنازیو کاسیس رئیس جمهوری سوئیس، سائولی نینیسته رئیس جمهوری فنلاند و فومیو کیشیدا نخست‌وزیر ژاپن، به دیدار و گفتگو با رئيسی می‌پردازند بی‌آنکه کمترين توجهی به اين واقعيت داشته باشند که نام اين شخص به‌عنوان یکی از اعضای هیأت کشتار ۶۷ در کیفرخواست دادستان استکهلم در جریان رسیدگی به پرونده حمید نوری، یکی از عوامل این قتل‌عام، آمده است.

پس از سخنرانی در سازمان ملل، رئیسی در بازگشت به ايران پاسخ اعتراضات مردم زاهدان را با گلوله می‌دهد. منابع مطلع خبر از کشتار ۹۵ نفر می‌دهند. اقلیم کردستان و اردوگاه‌های آوارگان کرد هدف حملات موشکی و پهپادی نظام اسلامی قرار می‌گیرند، اما دریغ از یک واکنش جدی بین‌المللی به این کشتارها.

صدها هنرمند و شخصیت بین‌المللی به حمایت از جنبش “زن، زندگی،‌آزادی” می‌پردازند و نمایندگان پارلمان‌ها گیسوی خود را می‌برند، اما هیچ اقدام جدی علیه نظام اسلامی از سوی دولت‌های غربی صورت نمی‌گیرد. وزرای امور خارجه آلمان، کانادا، فرانسه، بلژیک، سوئد، ایتالیا و شیلی، با انتشار يک ویدئو حمايتشان را از حق‌طلبی زنان ایرانی اعلام می‌کنند، اما به هیچ اقدام عملی دست نمی‌يازند.

دولت آمریکا در اقدامی نمایشی هفت دولتمرد ایرانی را تحریم می‌کند و مدعی می‌شود که برای آن‌ها ویزا صادر نخواهد شد و اموالشان در آمریکا توقیف می‌شود، در حالی که نه آن‌ها قصد سفر به آمریکا دارند و نه مایملک ثبت‌شده‌ای در آن کشور.

طی چهار دهه گذشته یک سنت از اموال وابستگان نظام اسلامی در هیچ نقطه‌ای از دنیا توقیف نشده است. در همین حال دولت آمریکا پشت پرده در حال معامله با رژیم اسلامی و مبادله گروگان‌های آمریکایی با آزاد کردن بخشی از پول‌های بلوکه‌شده ایران است.

اطمينان‌بخشی به جمهوری اسلامی
در حالی که ایران در آتش و خون می‌سوزد، رابرت مالی نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، به مقامات اسلامی قوت قلب می‌دهد که آمریکا به دنبال تغییر رژیم اسلامی نیست. پرسش اينجاست که اعلام رسمی چندباره این سیاست جز تقویت موضع خطرناکترین جناح‌های نظام اسلامی، چه سودی برای مردم ایران و منطقه دارد؟

در برابر اين استمالت و دلجویی، جمهوری اسلامی نه شهروند بی‌گناه اروپایی را طی روزهای اخیر در ایران دستگیر می‌کند و به پخش تلويزيونی اعترافات اجباری یک زوج فرانسوی دست می‌زند که اردیبهشت‌ماه سال جاری دستگیر شده بودند. دولت‌های اروپایی به جای آن‌که واکنشی جدی نشان دهند، تنها خواهان خروج اتباع‌شان از ایران شده‌اند.

از سوی ديگر شاهديم که دولت بلژيک با جديت به دنبال آزادی اسدالله اسدی دیپلمات تروریست رژیم است که دستگاه قضایی اين کشور پس از چند سال تحقیق و درگیر بودن شش دولت بلژیک، فرانسه، آلمان، اتریش، لوگزامبورگ و اسرائیل، رأی به محکومیت او به جرم تلاش برای بمب‌گذاری در نشستی داده که صدها سیاستمدار غربی در آن شرکت داشته‌اند.

و نمونه ديگر آنکه، دولت کانادا که ده‌ها تن از شهروندانش در شلیک عمدی به هواپیمای مسافربری کشته شدند، هنوز حاضر نیست سپاه پاسداران را در لیست تروریستی خود قرار دهد، اما ادعا می‌کند که از ورود ده‌هزار پاسدار به این کشور جلوگیری می‌کند. این در حالی است که هزاران نفر از عوامل نظام اسلامی و از جمله پاسداران با انتقال میلیاردها دلار سرمایه مردم ایران به کانادا، در آنجا زندگی می‌کنند.

غرب و انتظارات واقع‌بينانه
واقعيت‌هایی که به آن اشاره کردم اين سئوال را پيش روی ما قرار می‌دهد که دولت‌های غربی قدرت انجام چه اقداماتی را برای واکنش در خور به جمهوری اسلامی دارند؟ برای پاسخ به این پرسش لازم است نگاهی هم به سیاست دولت‌های غربی در ارتباط با دولت‌های منطقه بياندازيم و آن را با سياست‌های غرب در مقابل جمهوری اسلامی مقايسه کنيم.

در عراق، آمریکا و متحدانش، به بهانه نابودی سلاح‌های کشتار جمعی، به اين کشور حمله کردند؛ هیچ سلاحی به دست نیامد، اما عراق دیگر روی ثبات و امنیت به خود ندید و به یکی از مهره‌های بازی رژیم در منطقه تبدیل شد. اما نظام اسلامی نه تنها به داشتن سلاح‌های کشتار جمعی افتخار می‌کند، بلکه آن‌ها را در رسانه‌ها به نمایش می‌گذارد و می‌کوشد به سلاح اتمی مجهز شود.

در ليبی، دولت‌های غربی به بهانه دفاع از مردم اين کشور در قبال جنایات معمر قذافی، حمله‌ای را سازمان دادند که نتايج آن پیش روی همه ماست. در سوريه، به مجرد کشتار مردم از سوی بشار اسد، دولت‌های غربی روابط خود را با این کشور قطع کرده و به دنبال به زیر کشیدن حکومت سوریه رفتند. همین دولت‌ها در قبال کشتار مردم ایران حتی از کوچکترین اقدام عملی نیز خودداری می‌کنند.

با طرح اين انتقادها طبعاً اين پرسش مطرح می‌شود که اين دولت‌ها به لحاظ سیاسی چه کار جدی می‌توانند انجام دهند؟

پاسخ مشخص و عملی اين است که اينان می‌توانند حداقل برای اعمال فشار جدی بر جمهوری اسلامی مذاکرات برجام را متوقف و شکست رسمی آن را اعلام کنند. دولت‌‌های اروپایی و متحدانشان سفرایشان را فرا بخوانند و خواهان کاهش سطح روابط شوند و مراکز اسلامی وابسته به نظام اسلامی را تعطیل کنند.

چشم‌انداز عملی برای اقدام حقوقی
در اينجا نمونه‌هایی از تجربه‌های موجود را پيش می‌نهم که می‌تواند به پیگيری حقوقی در تقابل با جنايات جمهوری اسلامی ياری کند.

دادستان دادگاه کیفری بین‌المللی عمرالبشیر را به دلیل جنایاتی که در جنوب سودان انجام داده بود مورد پیگرد حقوقی قرار داد و دستور دستگیری‌اش را داد. در ژوئن ۲۰۱۱ دیوان کیفری بین‌المللی قرار جلبی علیه سیف‌الاسلام قذافی، به اتهام ارتکاب جنایات جنگی علیه مردم لیبی، صادر کرد. در تیرماه ۱۳۹۹ اعلام شد که دیوان کیفری بین‌المللی به پرونده گور‌های جمعی در لیبی ورود کرده است.

در سپتامبر ۲۰۲۰ دولت هلند علیه بشار اسد، به دلیل نقض حقوق بشر، اعمال شکنجه و استفاده از سلاح شیمیایی در جنگ، به دیوان بین‌المللی لاهه شکایت کرد. آلمان و فرانسه از این اقدام پشتیبانی کردند. وزیر خارجه هلند اعلام کرد، دادگاه ممکن است سال‌ها به طول بیانجامد، اما این دادگاه “گامی مهم علیه مصونیت از مجازات در سوریه” خواهد بود. نخست‌وزیر هلند شکایت علیه بشار اسد را “پیام مهمی به دیگر دیکتاتور‌های جهان” دانست. هلند تصمیم شکایت علیه بشار اسد را پس از آن اتخاذ کرد که تلاش این کشور برای قراردادن رهبری سوریه در برابر دیوان بین‌المللی لاهه، در شورای امنیت سازمان ملل، به دلیل وتوی روسیه، ناکام مانده بود.

در مقايسه، جالب است توجه کنيم که با وجود شواهد و اسناد بسیار از جنایات سپاه قدس و نیروهای تحت امر جمهوری اسلامی در سوریه، به جز تلاش شماری از وکلای مدافع حقوق بشر که با طرح شکایتی در دیوان کیفری بین‌المللی خواستار رسیدگی به نقش جمهوری اسلامی و نیروهای وابسته به آن در جریان جنگ سوریه شدند، هیچ دولت غربی نسبت به این جنایات واکنشی نشان نداده است.

برای تأمل در راهکارها لازم است اين نکته را در مد نظر قرار دهيم که دادگاه کیفری به‌طور معمول پرونده‌هایی را بررسی می‌کند که توسط کشورهای عضو سند بین‌المللی منجر به تشکیل این دادگاه، به آن ارجاع شده یا جرم در این کشورها به وقوع پیوسته باشد. در موارد دیگر، این دادگاه تنها به پرونده‌های ارسال‌شده از سوی شورای امنیت رسیدگی می‌کند.

در نهایت، با توجه به نکاتی که بدان پرداخته شد، می‌توان به اين پرسش پرداخت که آيا اصولا امکان عملی باز کردن پرونده علیه جمهوری اسلامی در دیوان کیفری بین‌المللی وجود دارد؟‌

چنانچه اراده سیاسی قاطعی وجود داشته باشد، امکان پیگیری حقوقی جنایات صورت‌گرفته از سوی رئیسی و نظام اسلامی هست. اگر چه دیوان کیفری بین‌المللی به جنایات صورت گرفته قبل از ۲۰۰۱ نمی‌پردازد، اما همیشه راه‌های حقوقی برای پیگیری جنایتکاران علیه بشریت وجود دارد.

باید توجه داشت که یکی از دستیاران رئیسی به دلیل مشارکت در کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت در سوئد به حبس ابد محکوم شده است. بر اساس ماده ۲۷ اساسنامه رم، مصونیت سران دولت‌ها تحت هیچ شرایطی مسئولیت کیفری آنها در خصوص جنایات تحت صلاحیت دیوان را منتفی نمی‌کند.

ماده ۲۸ این اساسنامه نیز تأکید دارد که یک فرمانده نظامی یا شخصی كه عملاً در مقام یک فرمانده نظامی عمل می‌كند، برای جنایاتی كه در حوزه صلاحیت دادگاه قرار دارد، چه جنایاتی که توسط نیروهای تحت كنترل و فرماندهی مؤثر وی انجام گرفته باشد و چه جنایاتی که در نتیجه عدم توانایی وی بر اعمال كنترل لازم بر چنین نیروهایی صورت گرفته باشد، از جهت كیفری مسئول است.

ابراهیم رئیسی نه تنها مسئول اعمالی است که یکی از افراد تحت امرش در زندان گوهردشت انجام داده، بلکه شخصاً در هیأت مرگ زندان‌های گوهردشت و اوین شرکت داشته است.

* این یادداشت نظر نویسنده را منعکس می‌کند و الزاما بازتاب‌دهنده نظر دویچه‌وله فارسی نیست.

No responses yet

Oct 06 2022

مستندساز نزدیک به دفتر خامنه‌ای: بسیجی‌ها «می‌زدند و فحش ناموس می‌دادند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سپاه,سیاسی,شورش


اعتراضات سراسری ایران، شهریور و مهر ۱۴۰۱
صدای آمریکا: جواد موگویی، نویسنده و مستندساز نزدیک به دفتر علی خامنه‌ای، در چند پست اینستاگرامی مشاهدات خود را از اعتراضات سراسری در ایران نوشته و گفته است که بسیجی‌ها او را به شدت کتک می‌زدند و «فحش رکیک« می‌دادند.

او که در روزهای گذشته هشدار داده بود میدان‌داری اعتراضات را گروه‌های برانداز جمهوری اسلامی در دست خواهند گرفت، حالا اذعان کرده که معترضان «مردم» و اکثرا کم سن و سال هستند.

این مستندساز نزدیک به دفتر جمهوری اسلامی، برادر خود را «فرمانده گردان بسیج» در کرج معرفی کرده و به نقل از او نوشته «کرج هر شب شلوغ است»، «حالا حالا داستان داریم» و افرادی که در اعتراضات حضور دارند، «همه بچه‌اند.»

موگویی در بخش دیگری از اظهاراتش به نقل از فردی به نام «علی رکاب» نوشت: «به خدا این‌ها مردم‌اند. بسیجی‌ها دیشب دو دختر را می‌زدند. فحش ناموس می‌دادند و می‌زدند.»

او در ادامه نوشته است: «آمدم سر چهارراه قدس. دختری تنها و بی‌روسری داشت داد و بیداد می‌کرد. صدایش را نمی‌شنیدم. ناجایی پرتش کرد توی جوب. چند بسیجی ریختند سرش. ۶۰کیلو نبود. دویدم سمت دختر. داد زدم “نزنید می‌میره!” یکی گفت به‌توچه! ناگهان بدنم سوخت؛ ناجایی با گلوله پلاستیکی پشت سر هم شلیک می‌کرد به دست‌ و سینه‌‌ام. خوردم زمین. دختر هنوز تو جوب بود. موتور رهگذری آمد. گفت “بپر بالا، الان می‌برنت.” کنار دیوار نشستم. عابری آب آورد. یک بسیجی آمد کنارم. با لحن مودبانه گفت چی‌ شده؟ داد زدم “آقا نزنید به خدا سرش می‌خوره به جدول…” ناگهان ۶-۷ بسیجی ریختند سرم. با لگد. بلند شدم. یکیشان داد زد: مادر…»

این مستندساز نزدیک به دفتر رهبر جمهوری اسلامی، پیش از این بازداشت موقت اشتباهی، در اظهاراتی که در ایسنا منتشر شده، کشته شدن مهسا امینی تحت بازداشت را موجب «جریحه‌دار شدن احساسات افکار عمومی» حتی در بدنه «حامیان انقلاب» دانسته و گفته بود: «جریان سلبریتی برای نخستین بار نقش فعال‌تر ولی ساختارشکنانه ایفا می‌کند.»

او با تکرار ادعای «هتک حرمت بانوان چادری» گفته بود که در پی شکل‌گیری اعتراضات به کشته شدن مهسا امینی، «گروه‌های برانداز میدان‌دار» شده‌اند و اعتراضات را به پادشاهی‌خواهان، سازمان مجاهدین خلق، و «گروه‌های تجزیه‌طلب» نسبت داده بود. این در حالی است که معترضان بارها با رد این ادعاها، آن را کارزار دروغین حکومت برای انحراف جریان اعتراضات سراسری خوانده‌اند.

موگویی با ادعای این که اعتراضات به گشت ارشاد بوده است، افزوده بود، این جنبش اعتراضی به «ترکیبی از تروریسم، شورش و براندازی تبدیل می‌شود. جریان اصطاح‌طلب کاملا رهبری جنبش را از دست می‌دهد و مورد هجمه اصولگراها و دستگاه امنیتی قرار می‌گیرد.»

دور جدید اعتراضات از نوزده روز پیش آغاز شده و در همه استان‌های کشور جریان داشته است.

در جریان این دور اعتراضات که پس از مرگ تحت بازداشت مهسا (ژینا) امینی از سر گرفته شده است، تا کنون شعارهایی از جمله «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر دیکتاتور»، «زن، زندگی، آزادی»، «خامنه‌ای قاتله، حکومتش باطله»، «فتنه ۵۷، عامل هر فلاکت»، «این آخرین پیامه، هدف خود نظامه»، «آذربایجان بیدار است، حامی کردستان است»، «کردستان، چشم و چراغ ایران»، «کشتن برای روسری، تا کی چنین خاک بر سری»، «نه روسری، نه توسری، آزادی و برابری»، «فکر نکنید امروزه، قرار ما هرروزه»، «وای به روزی که مسلح شویم»، «رضا شاه،‌ روحت شاد» داده شده است.

مهسا امینی ۲۲ ساله که به همراه خانواده‌اش از سقز به تهران سفر کرده‌ بود، ۲۲ شهریور توسط گشت ارشاد بازداشت و به مرکز پلیس امنیت اخلاقی، مشهور به بازداشتگاه وزرا منتقل شد. او ساعاتی بعد با آمبولانس به بیمارستان کسری برده شد و در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد و ۲۵ شهریور جان باخت.

No responses yet

Oct 03 2022

گوگل ابزار جدید خود برای دور زدن فیلترینگ در ایران را فعال کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


رادیوفردا: شرکت گوگل ابزار جدید خود برای دور زدن فیلترینگ در ایران را فعال کرد.

با ورود به صفحه اصلی گوگل به زبان فارسی، متنی درباره نحوه استفاده از ابزار Outline با هدف ایجاد «وی‌پی‌ان» امن برای کاربران ظاهر می‌شود.

شرکت گوگل قبلا نیز اعلام کرده بود که در پی صدور مجوزهای جدید خزانه‌داری آمریکا، ابزارهای خود برای دور زدن فیلترینگ در ایران را ارائه خواهد داد.

گوگل می‌گوید سانسور اینترنت در دهه اخیر به‌طور مداوم در حال افزایش بوده است: ابزار Outline به همه امکان می‌دهد با اجرای وی‌پی‌ان این وبسایت، ایمن‌تر به اینترنت آزاد و باز دسترسی پیدا کنند.

این وبسایت می‌افزاید اجرای Outline، اتصالی ایجاد می‌کند که مسدود کردن آن دشوارتر است.

این غول اینترنتی و فناوری در ادامه گفته است که Outline به همه امکان می‌دهد برای خودشان وی‌پی‌ان ایجاد و اجرا کنند، و دسترسی به آن را به ‌اشتراک بگذارند.

به گفته گوگل، دو شرکت امنیتی این ابزار را ارزیابی کرده‌اند تا مطمئن شوند که فناوری آن پیشرفته و ایمن است.

لینک دسترسی به آوت‌لاین:

https://getoutline.org/fa

No responses yet

Sep 27 2022

دیلى تلگراف: سپاه پاسداران در کمین بازداشت «مارادونای آسیا»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,شورش


کیهان لندن: على کریمی با بستن دستبند سبز در بازی برگشت ایران و کره جنوبی در سئول در جریان بازی‌های انتخابی جام جهانی آفریقای جنوبی، با تظاهرات ضد حكومتى در ایران اعلام همبستگی کرد.
– على كریمى كه ٤٣ سال دارد، پیوسته در امور نیکوکاری پیشقدم بوده است. او در سال ١٤٠٠ براى ادامه تحصیل دانش‌آموزان در مناطق محروم كشور از جمله سیستان و بلوچستان، هزار تبلت به ارزش ٢/٥ میلیارد تومان تهیه و توزیع نمود. وى همچنین هزینه ساخت یك دبیرستان سه كلاسه دوره متوسطه روستاى مولاآباد كشارى از توابع این استان را به عهده گرفت
کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران که هواداران بسیار در واقعیت و دنبال‌کنندگان بی‌شمار در رسانه‌های اجتماعی دارد، همواره از محبوبیت خود در نزد مردم برای حمایت از تظاهرات علیه رژیم جمهوری اسلامی استفاده کرده است.

به نوشته “«تلگراف»، کریمی اولین چهره سرشناس و مشهورى است که گشت ارشاد جمهوری اسلامی را مقصر مرگ مهسای ٢٢ ساله دانست و به میلیون‌ها دنبال‌‌کننده‌اش گفت که روایت خانواده‌ مهسا را باور دارد که دخترشان بر اثر جراحات وارده پس از ضرب و جرح به دست پلیس مذهبی جان خود را از دست داده است.

مهاجم سابق تیم بایرن مونیخ که به دلیل علاقه شدید مردم ایران به فوتبال به عنوان یک «اسطوره» شناخته می‌شود، از آن زمان حساب‌های خود در شبکه‌های اجتماعی را به تریبونی برای تشویق تظاهرات مردمی علیه جمهوری اسلامی و به اشتراک گذاشتن تصاویر و فیلم‌های تظاهرات تبدیل کرده است.

کریمی روز شنبه در توییتر و اینستاگرام خطاب به نیروهای مسلح ایران نسبت به تلاش آنها برای سرکوب مردم هشدار داد و گفت: «شما سربازان میهن هستید، و مسئول حفاظت از جان شهروندان ایران، نه اینکه آنها را از بین ببرید.»

به گزارش «تلگراف»، فعالیت فزاینده کریمی در حمایت از براندازی جمهوری اسلامی و استقرار دموکراسی در ایران توجه دستگاه‌های امنیتی رژیم را جلب کرده است.

خبرگزاری «فارس» سخنگوی سپاه پاسداران، روز جمعه کریمی را «آشوبگر» خواند و از وزارت اطلاعات و قوه قضائیه خواست تا با وی «برخورد» کنند.

کریمی اولین بار در سال ٢٠٠٩ در اوج «جنبش سبز» در اعتراض به نتایج انتخابات نمایشی ریاست‌ جمهورى اسلامی در ایران، با بستن دستبند سبز در بازی برگشت ایران و کره جنوبی در سئول در جریان بازی‌های انتخابی جام جهانی آفریقای جنوبی، با تظاهرات ضد حکومتى در ایران اعلام همبستگی کرد.

او تا کنون در بسیاری از کارزارهای مخالفت با سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای رژیم ایران، شامل ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها و حمایت رژیم از گروه‌های شبه‌‌نظامى در لبنان، عراق و نوار غزه شرکت داشته است.

علی کریمی در سال ۱۳۹۰ پیراهن امضا شده «شالکه ٠۴» خود را به خانواده اشکان سهرابى از جانباختگان حوادث ١٣٨٨ هدیه داد.

او در زمستان ۱۳۹۶ در برنامه «نود» صداوسیمای جمهوری اسلامی شرکت کرد و به مناظره با محمدرضا ساکت از مسئولین فدراسیون فوتبال انتقاد و با ارائه دلایلی، این فدراسیون را متهم به فساد کرد.

على کریمى که ۴٣ سال دارد، پیوسته در امور نیکوکاری پیشقدم بوده است. او در سال ١۴٠٠ براى ادامه تحصیل دانش‌آموزان در مناطق محروم کشور از جمله سیستان و بلوچستان، هزار تبلت به ارزش ٢/۵ میلیارد تومان تهیه و توزیع نمود. وى همچنین هزینه ساخت یک دبیرستان سه کلاسه دوره متوسطه روستاى مولاآباد کشارى از توابع این استان را به عهده گرفت.

على کریمى در حمایت از کودکان یتیم و بى‌سرپرست، کمک‌هاى مالى به آسایشگاه‌هاى معلولین، تقبل هزینه‌هاى درمانى، رساندن دارو به بیمارستان‌ها و ارسال اجناس مورد نیاز به زلزله‌زدگان نیز همواره فعال بوده است.

او در سال ۱۳۹۰ تعدادی از پیراهن‌های خود را برای مصرف در امور خیریه به حراج گذاشت.

علی کریمی در ژوئیه ۲۰۱۹ نیز در مراسم خیریه «یونیسف» که با حضور دکتر ویل پارکس نماینده این سازمان در ایران برگزار شد، حضور یافت.

No responses yet

Sep 22 2022

«انانیموس» از هک وب‌سایت رهبر جمهوری اسلامی و هزار دوربین مداربسته در ایران خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


رادیوفردا: مشهورترین گروه هکری جهان موسوم به «انانیموس» (ناشناس) روز پنج‌شنبه ۳۱ شهریور در حساب توئیتری خود اعلام کرد که علاوه‌بر وب‌سایت‌های مربوط به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و ریاست‌جمهوری، بیش از یک‌هزار دوربین مداربسته داخل ایران را نیز هک کرده است.

گزارش‌های مختلف نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از تصاویر دوربین‌های مداربسته در شهرهای مختلف ایران برای شناسایی و بازداشت معترضان استفاده می‌کنند.

گروه هکرهای ناشناس از ابتدای دور جدید اعتراضات در ایران در پی جان‌باختن مهسا امینی، به حکومت جمهوری اسلامی «اعلان جنگ» کرد و در دو روز گذشته چندین سایت مهم حکومتی را هک و از دسترس خارج کرده است.

در جریان حمله به وب‌سایت‌های حکومتی ایران، هکرهای انانیموس پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، درگاه ملی دولت هوشمند، وب‌سایت بانک مرکزی، پزشکی قانونی، وزارت ارشاد و وب‌سایت رادیو و تلویزیون حکومتی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند.

برخی از این وب‌سایت‌ها پس از مدتی به حالت عادی برگشتند و برخی دیگر مانند وب‌سایت رهبر جمهوری اسلامی – هر دو نسخه فارسی و انگلیسی – همچنان از دسترس خارج هستند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .