برچسب‌ها: , , , , , , , , ,

شما هم چیزی بگو

Sep 20 2021

ماجرای تصرف صفیه دختر حی بن اَخطَب( نوعروس زیبای کنانه بن ربیع) توسط پیامبر اسلام

نوشته: :: در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,مذهب ::

تویتر: ماجرای تصرف صفیه دختر حی بن اَخطَب( نوعروس زیبای کنانه بن ربیع) توسط پیامبر اسلام و سه شب همبستری با او در راه بازگشت از خیبر به مدینه بدون اینکه حتی «عده ی»او را نگهدارد! داستانی دارد که بخشی از ابعاد فاجعه آمیز چهره واقعی محمد را آشکار میکند
محمد در اوائـلِ سـال هفـتم هجـری بە خيـبر لشکرکـشی کـرده آن را گـشود شمـار بـسياری از زنـان و دختـران خيـبر را سَـبی کـرد و يکـی از آنهـا کەنوعروسـی بود را پيش از تقسيم شدنشان برای خودش جدا کرد.
در اینجا لازمه توضیح کوتاهی در مورد سبایا در اسلام بدم:
(سَبی یا سبایا به تاراج انسانیِ زنان و دخترانی میگفتند که مسلمانان در هنگام فتوحات از چادرها و خانه ها بیرون میکشیدند و همانجا میتوانستند با آنان آمیزش کنند) اين نوعروس دخترِ حی بن اَخطَب رئيسِ قبیله بنی نضير و زنِ يک جوان از سران بنی نـضير بەنـام کنانـه ابـن ربيع بود کە در باروی بنی نضير در خيبر اسير شده بود.
نوشته اند کە بە محمد گفته بودند کە دخترحی اَخطـب بـسيار زيبـا اسـت.محمد تـا چـشمش بەآن نـوعروس زيبـارو افتـاد جلـو رفتـه عبـايش را بـر سـرِ او افکند و فرمود تا او را در پـشت سـرش ببرنـد.
سیره ابن هشام ج۳ ص۲۸۵
مغازی واقدی ص٦۷۳_٦۷٤
گويـا بەمحمد خـبر رسـيده بـود کە زر و سـيمِ بنـی نـضير نـزد کنانـه ابـن ربيـع(شوهرِ همين زن )است و در جائی بە زير زمين کـرده اسـت.
محمد از کنانه میخواهد که محل اخفای گنجینه را بگوید.چون کنانه اظهار بی اطلاعی میکند محمد دستور میدهد که خرابه را کاویدند و گنجها را یافتند.
سپس محمد از کنانه میخواهد بازهم هرچه را نهان کرده نشان دهد.کنانـه گفـت؛ديگـر هـيچ چيـزی نـدارم.
کنانـه را پيـامبر بەپسرعمه اش زبير ابن عوام سپرد و گفت«شکنجه اش کن تا هـرچە دارد را از او استخراج کنـی .»کـسانیکە منظـرۀ شـکنجه شـدن ايـن جـوان را ديـده بـوده انـد گفته اند که: زبير با سيخِ سرخ شده سينۀ کنانه را داغ کرد تا کنانـه در آسـتانۀ مـرگ قــرار گرفــت ولــی چيــزی از او درکــش نــشد. ســپس تــنِ نيمــه جــانش را پيــامبر به محمد ابن مسلَمه سپرد تا اینکه سرش را بريد؛
ابن هشام ج۳ص۲ص۲۸٦
مغازی واقدی ص٦۷۲_٦۷۳

نوشته اند کە دحيه ابن خليفه کلبی در غـزوۀ خيـبر همـراه پيـامبر بـود و از اوقول گرفته بود کە وقتی خيبر را گرفت دختر حی اَخطَب(صفیه)را او بە بدهد.چون پيـامبر ايـن زن را بـرای خـودش گـزين کـرد بەجـای او دوتـا از دختـران يهـودان را بەدحيه کلبی بخشيد.
سیره ابن هشام ج۳ص۲۷۸

ماجرای تصرف صفیه دختر حی بن اَخطَب( نوعروس زیبای کنانه بن ربیع) توسط پیامبر اسلام و سه شب همبستری با او در راه بازگشت از خیبر به مدینه بدون اینکه حتی «عده ی»او را نگهدارد! داستانی دارد که بخشی از ابعاد فاجعه آمیز چهره واقعی محمد را آشکار میکند
محمد در اوائـلِ سـال هفـتم هجـری بە خيـبر لشکرکـشی کـرده آن را گـشود شمـار بـسياری از زنـان و دختـران خيـبر را سَـبی کـرد
و يکـی از آنهـا کەنوعروسـی بود را پيش از تقسيم شدنشان برای خودش جدا کرد.
در اینجا لازمه توضیح کوتاهی در مورد سبایا در اسلام بدم:
(سَبی یا سبایا به تاراج انسانیِ زنان و دخترانی میگفتند که مسلمانان در هنگام فتوحات از چادرها و خانه ها بیرون میکشیدند و همانجا میتوانستند با آنان آمیزش کنند)
اين نوعروس دخترِ حی بن اَخطَب رئيسِ قبیله بنی نضير و زنِ يک جوان از سران بنی نـضير بەنـام کنانـه ابـن ربيع بود کە در باروی بنی نضير در خيبر اسير شده بود.

نوشته اند کە بە محمد گفته بودند کە دخترحی اَخطـب بـسيار زيبـا اسـت.محمد تـا چـشمش بەآن نـوعروس زيبـارو افتـاد جلـو رفتـه عبـايش را بـر سـرِ او افکند و فرمود تا او را در پـشت سـرش ببرنـد.
سیره ابن هشام ج۳ ص۲۸۵
مغازی واقدی ص٦۷۳_٦۷٤

گويـا بەمحمد خـبر رسـيده بـود کە زر و سـيمِ بنـی نـضير نـزد کنانـه ابـن ربيـع(شوهرِ همين زن )است و در جائی بە زير زمين کـرده اسـت.
محمد از کنانه میخواهد که محل اخفای گنجینه را بگوید.چون کنانه اظهار بی اطلاعی میکند محمد دستور میدهد که خرابه را کاویدند و گنجها را یافتند.

سپس محمد از کنانه میخواهد بازهم هرچه را نهان کرده نشان دهد.کنانـه گفـت؛ديگـر هـيچ چيـزی نـدارم.
کنانـه را پيـامبر بەپسرعمه اش زبير ابن عوام سپرد و گفت«شکنجه اش کن تا هـرچە دارد را از او استخراج کنـی .»کـسانیکە منظـرۀ شـکنجه شـدن ايـن جـوان را ديـده بـوده انـد گفته اند که:

زبير با سيخِ سرخ شده سينۀ کنانه را داغ کرد تا کنانـه در آسـتانۀ مـرگ قــرار گرفــت ولــی چيــزی از او درکــش نــشد. ســپس تــنِ نيمــه جــانش را پيــامبر به محمد ابن مسلَمه سپرد تا اینکه سرش را بريد؛
ابن هشام ج۳ص۲ص۲۸٦
مغازی واقدی ص٦۷۲_٦۷۳

نوشته اند کە دحيه ابن خليفه کلبی در غـزوۀ خيـبر همـراه پيـامبر بـود و از اوقول گرفته بود کە وقتی خيبر را گرفت دختر حی اَخطَب(صفیه)را او بە بدهد.چون پيـامبر ايـن زن را بـرای خـودش گـزين کـرد بەجـای او دوتـا از دختـران يهـودان را بەدحيه کلبی بخشيد.
سیره ابن هشام ج۳ص۲۷۸

ازآنجا کە مسلمانان عادت داشتند کە وقتی زنان ودختران را از خانه ها بيرون کشيده سَبی میکردند ممکن بود کە همانجا با آنهـا آميـزش جنـسی کننـد، پـس از آنکه اصـحاب محمد شمـار بـسياری زنـان و دختـران خيـبری را از خانـه هـا بيـرون کشيده بودند، محمد دستور داد تا بانگ بزنند کە «هيچکس با زنـی کە بـاردار اسـت همخوابی نکند.» او گفت «برای يک انسانی کە بە الله و روز ديگر ايمـان دارد جايز نيست کە کِشتۀ ديگران را آبياری کند.»
سیره ابن هشام ج۳ص۲۸۰
اين فرمان برای آن بود کە زنان باردار بچۀ مردی يهودی در شکم داشتند، و محمد نمی خواست کە بچۀ مردی يهودی را اصحابش بەخودشان ببندند و فرزنـد خودشان بشمارند.

نوشـته انـد کە پيـامبر مـیخواسـت کە همـانروز بـا صـفيه همبـستر بـشود ولـی
صــفيه او را بەخــود راه نــداد.ســپس پيــامبر وقتــی در راه بازگــشت از خيــبر بــود ابتــدا او را بە مــادر اَنــس ابــن مالــک ســپرد تــا آرايــشش کــرد،سپس او را بەخيمه برده با او خوابيد.

از زبـان صـفيه نوشته اند کە گفته « در آنروز من کمتر از ۱۷سال داشتم».!
سیره ابن هشام ج۳ ص۲۸۵_۲۸۹
طبقات واقدی ج۲ص۱۱۷ وج۸ ص۱۲۹
مغازی واقدی ص۷۰۸

از زبان مادر اَنس ابن مالـک نوشـته انـد کە پيـامبر صـبحِ آنروز کە شـبش بـا صفيه بەسر کرده بود صفيه را ما بە سـپرد تـا بـرای غـسل کـردن بـبريمش.او را از اردوگاه دور کرديم و غسل کرد
طبقات واقدی ج۸ ص۱۲۱و۱۲۲
مغازی واقدی ص۷۰۸

انس ابن مالـک کە در آنزمـان نوجـوانی پـيش خـدمت خـصوصی پيـامبر و بـا مـادرش همـراه پيـامبر بـوده اسـت بعـدها تـصرف شـدن صـفيه توسـط پيـامبر چنين بەياد داده است:
«به خيبر رفتيم چون بارو گشوده شد از زيبايی صـفيه دخـت حی اخطب بەپيـامبر خـــبر دادنـــد.
او نـوعروس بـــود و شــوهرش کــشته شـــد. پيـــامبر او را بـــرای خـــودش گـزين کـرد و بـا خـود برد، و چـون بە ســـد صهباء رســـيد بـــا او درآميخت ،و آشی درست کرد و بە من گفت «کسانیکە پيرامونـت انـد را دعوت کن!»
اين وليمۀ او برای زفافش با صفيه بود.
در راه بازگـشت پيـامبر را ديـدم کە صــــفيه را در پنـاه عبايش مـیگرفت و در راه بازگشت بە مدينه سه شب با صفيه همبستر شد.

مغازی واقدی ص۷۰۷و۷۰۸
البدایه و النهایه ابن کثیر ج۲ ص۵۸۵و۵۸۶
ویلیام مویر اسلام شناسِ غربی در این مورد گفته؛
آنچه که مسلم است محمد پس از سبی کردن صفیه و بلافاصله همخوابگی با وی،دستور قبلی خودش را مبنی بر اینکه مسلمانان نباید تا زمانی که زنانِ اسیرِ آنها در «عده» هستند با آنان مجامعت کنند را نادیده گرفته است.

شما هم چیزی بگو

Sep 19 2021

درخواست حبس ابدبرای کارمند کنسولگری ایران

نوشته: :: در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,خاورمیانه,سپاه,سیاسی ::


بهارنیوز: گروه سیاسی: رسانه‌های ترکیه در خبری اعلام کردند که برای «محمدرضا ناصرزاده»، کارمند کنسولگری ایران در استانبول و متهم ردیف دوم پرونده قتل مسعود مولوی، درخواست شده تا به حبس ابد محکوم شود اما او حالا در ترکیه نیست و به ایران متواری شده است.
روزنامه «سوزجو» که به عنوان نشریه مخالف دولت حاکم در ترکیه شناخته می‌شود، در گزارشی اجمالی به شرح پرونده قتل مسعود مولوی پرداخته است.در این گزارش آمده است که پس از آزادی «غیر منتظره» این دیپلمات ایرانی، به دلیل نقش او در قتل مسعود مولوی پرونده‌ای علیه او تشکیل و درخواست حبس ابد شده است.
در گزارش این روزنامه آمده است که در تاریخ اول آوریل 2021، دادستان به طور «غیر منتظره‌ای» از دادگاه درخواست کرده تا کارمند کنسولگری ایران را آزاد کند.
دادستان در درخواست خود تأکید کرده است که نامه‌های زیادی از ایران دریافت کرده که این فرد مظنون گذرنامه دیپلماتیک دارد و آدرس محل اقامت وی سرکنسولگری ایران در استانبول است. اما دادگاه درخواست دادستان را رد کرده است.با این حال، با تصمیمی که در همان روز گرفته شده، با استناد به اینکه پرونده فعلا در مرحله تحقیقات است و دادستان می‌تواند در صورت تمایل تصمیم بگیرد که او را آزاد کند، دستور آزادی ناصرزاده در همان روز توسط دادستان امضا شده است.

همان دادستان پس از آزادی ناصرزاده و فرار او به ایران، در کیفرخواستی که در تاریخ 14 آوریل 2021 برای دادگاه ارائه داده، برای ناصرزاده به اتهام «قتل عمد» خواستار صدور حبس ابد شده است.مطابق گزارش، حالا این کیفرخواست توسط دادگاه پذیرفته شده و محاکمه ناصرزاده در حالی که او پیش‌تر ترکیه را به مقصد ایران ترک کرده، به عنوان متهم آغاز شده است.
در این گزارش آمده است که به‌دنبال آزادی کارمند کنسولگری ایران از زندان‌های ترکیه، شکایتی علیه 16 نفر از جمله 5 ترک و 11 ایرانی از جمله محمدرضا ناصرزاده و ناجی شریفی زیندشتی با درخواست حبس ابد تنظیم شده است. این گزارش می‌افزاید متهم ردیف اول این پرونده، در یک پرونده دیگر در 5 آوریل 2018 دستگیر شده اما در 11 اکتبر 2018 با تصمیم برخی افراد مانند «برهان کوزو»، معاون سابق حزب عدالت و توسعه آزاد شده است.
از «ناجی شریفی زیندشتی» به عنوان یکی از «بزرگترین قاچاقچیان ایرانی» یاد می‌شود. او در سال 2014 و پس از کشف بزرگ‌ترین محموله هروئین تاریخ اروپا، در یونان تحت تعقیب قرار گرفت. بعد از انتشار کشف این محموله، رسانه‌های ترکیه از پرونده دست‌کم 10 مورد قتل پرده برداشتند که همگی حاکی از این بود که «زیندشتی» در این قتل‌ها متهم است.

شما هم چیزی بگو

Sep 18 2021

فرناز_فصیحی و همکاری با وزارت اطلاعات

نوشته: :: در بخش: آمریکا,اعتراضات,امنیتی,جنبش سبز,خیانت,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

منبع تویتر: #فرناز_فصیحی و همکاری با وزارت اطلاعات
قصد دارم در این رشته توییت به دلیل همکاری فرناز فصیحی و وزارت اطلاعات رژیم بپردازم.


شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »