اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Jan 13 2021

ظریف: اجرای مصوبه هسته‌ای مجلس خواست رهبر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,سیاسی

دویچه‌وله: ظریف و ولایتی در دو مصاحبه حرف‌های خامنه‌ای را تکرار کرده‌اند که “ایران عجله‌ای برای بازگشت آمریکا به برجام ندارد و مسئله رفع تحریم‌ها است”. گرچه مذاکره بر سر برجام نفی می‌شود ولی ولایتی خواهان حذف مکانیسم ماشه شده است.

وب‌سایت دفتر نشر آثار خامنه‌ای (KHAMENEI.IR) در یک روز دو مصاحبه با وزیر خارجه و مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور بین‌الملل انجام داد که در هردوی آنها از اهمیت برداشتن تحریم‌ها، عادی‌سازی وضعیت و شرایط مذاکره صحبت شد.

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران سه‌شنبه ۱۹ در گفت‌وگو با این وب‌سایت گفت که صرف بازگشت آمریکا به برجام کفایت نمی‌کند، بلکه آمریکا باید تحریم‌ها را بردارد. به گفته او برجام در «شرایطی مذاکره شد که نوع دیگری از تحریم‌ها علیه ایران مطرح بود و رفع آن تحریم‌ها در داخل برجام تشریح شد».

او به آنچه علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی به «مناسبت سالروز قیام ۱۹ دی» گفته بود، استناد کرده است. خامنه‌ای در آن سخنرانی گفت که جمهوری اسلامی نه «اصرار» و نه «عجله‌ای» برای بازگشت آمریکا به برجام دارد و اصلا این «مسئله» حکومت نیست، بلکه “مطالبه اصلی برداشتن تحریم‌ها است”.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

آمریکا با خروج از برجام در دوره ریاست جمهوری ترامپ نه تنها تحریم‌های گسترده دوره اوباما را برگرداند، که تحریم‌های جدیدی را نیز به آنها اضافه کرد. تحریم‌هایی که حکومت ایران را به شدت در تنگنای مالی گذاشته است. وزیر خارجه جمهوری اسلامی در این رابطه گفت: «آمریکایی‌ها بعد از اینکه از برجام خارج شدند، هم تحریم‌های گذشته را برگرداندند و هم اینکه با عناوین جدید تحریم‌ها را دشوارتر کردند. لذا صرف بازگشت آمریکا به برجام در شرایط کنونی کفایت نمی‌کند. به‌خاطر اینکه برجام در شرایطی مذاکره شد که نوع دیگری از تحریم‌ها علیه ایران مطرح بود. بنابراین صرف بازگشت آمریکا به برجام کافی نیست و باید تحریم‌ها را بردارد.»

ظریف در این رابطه به چند مورد مهم از تحریم‌ها اشاره کرد از جمله تحریم بانک مرکزی و وزارت نفت که آمریکا «تحت عنوان هسته‌ای خارج کرد» و با «عنوان تروریسم تحریم» کرد.

گام‌هایی برای عادی سازی روابط ایران با جهان

از وزیر خارجه پرسیده شد آمریکا چه خسارت‌هایی به جمهوری اسلامی وارد کرده و این خسارت‌ها چگونه قابل جبران هست؟

محمدجواد ظریف در پاسخ بر گام‌هایی انگشت گذاشت که باید به عادی شدن روابط اقتصادی ایران با جهان یاری رساند. او خواستار «حل و فصل تمام اقداماتی» شد که به گفته او «آمریکا کرده و باعث‌شده رابطه‌ی اقتصادی با ایران را محدود بکند». ظریف از جمله به مواردی اشاره کرد مانند محدودیت‌هایی که برای فروش نفت ایران ایجاد شده، بازگشت روابط بانکی جمهوری اسلامی «به حالت اولیه»، اجرایی شدن قراردادهایی که ایران با شرکت‌های مختلف داشت و حل مشکلاتی که برای حمل‌ونقل و بیمه‌ی ایران به وجود آمده است.

او گفت تعهدی که در قطعنامه ۲۲۳۱ بوده «درواقع عادی‌سازی روابط اقتصادی ایران با دنیا بوده» که به‌دلیل تحریم‌های آمریکا و تبعیت اتحادیه‌ی اروپا و بسیاری کشورهای دیگر از آمریکا عملا منتفی شده است.

ظریف بر آنچه در ضمیمه‌ی دوم برجام آمده یعنی بر «آثار اقدامات» تاکید کرد و گفت: «نه فقط اینکه آقای بایدن یک متنی را امضاء بکند. امضاء ضروری است، اما این فقط شرط لازم است. شرط کافی این است که ما آثار اقدامات آمریکا را ببینیم. هم در برجام، هم در بحث تعهدات اتحادیه‌ی اروپا و هم در بحث تعهدات آمریکا مطرح و تأکید شده است».

عقب‌نشینی کامل

سوال دیگری که از ظریف شد درباره برنامه دولت در قبال «برگشت به برجام و تعهدات متقابل» و «تحلیل» از قانون اخیر مجلس (اجرای غنی‌سازی ۲۰ درصدی) بود. او در پاسخ گفت که دولت «در مورد مصوبه‌ی مجلس نظرات متفاوتی داشت» ولی وقتی رهبر هم در گفت که مصوبه‌ی مجلس باید اجرا بشود، «آقای دکتر روحانی و آقای دکتر صالحی هم گزارش دادند که به آژانس اعلام‌شده و اجرا می‌شود»، «دولت آئین‌نامه‌ای را تصویب کرد و بر اساس آن آئین‌نامه کار سازمان انرژی اتمی شروع شد».

آنچه ظریف به آن اشاره‌ای نکرد، واکنش سخت روحانی و خود او به تلاش مجلس برای از بین بردن هرگونه امکان مذاکره و بازگشت به برجام بود، حداقل تا پایان عمر دولت فعلی بود.

مجلس ایران در آذرماه و طی یک پروسه سریع طرح «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران» بررسی و تصویب کرد و از تایید شورای نگهبان گذراند. قانونی که دولت را موظف می‌کند که در صورتی که ظرف دو ماه پس از لازم‌الاجرا شدن آن در مجلس «در صورت عدم اجرای کامل تعهدات کشورهای ۱+۴ در قبال ایران و عادی نشدن روابط کامل بانکی و عدم رفع کامل موانع صادرات و فروش کامل نفت و فرآورده‌های نفتی ایران و برگشت کامل و سریع ارز منابع حاصل از فروش» کلیه نظارت‌های فراتر از پادمان از جمله اجرای داوطلبانه سند (پروتکل) الحاقی را متوقف کند.

علی‌اکبر ولایتی، مشاور آیت‌الله خامنه‌ای در امور بین‌الملل
چند روز پس از تصویب این قانون حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در مخالفت با فشارهای مجلس در جلسه هئیت تاکید کرد که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی «تعیین برنامه و خط مشی جزو اختیارات خاص رئیس جمهور به حساب می آید» و افزود: «بر همین اساس برنامه را برای دوره بعد کسی نمی تواند تعیین کند و برنامه را فقط رئیس جمهور تعیین می کند». او در انتقاد از مجلس گفت که نمایندگان لوایح دولت را به بایگانی برده و «سونامی طرح‌ها» را راه انداخته‌اند.

محمدجواد ظریف نیز در رابطه با این فشارها گفته بود که برخی اصولگرایان به آمریکا «گرا می‌دهند که با ما بهتر می‌توانید کار کنید» و این سیاست را «جفا به نسل‌های بعدی» دانست. به گفته او «تحولات سیاسی و بین‌المللی و فرصت‌های آن در سال‌های ۹۹ و ۱۴۰۰ لااقل بر یک یا دو نسل آتی اثر خواهند گذاشت.»

عدم تحمل شروط جدید

سوال دیگر سایت خامنه‌ای از ظریف این بود که «اگر طرف‌های برجام، بخواهند شرایط جدیدی برای برداشتن تحریم‌ها مطرح کنند» موضع ایران چه خواهد بود؟

کشورهای اتحادیه اروپا بارها به روشنی اعلام کرده‌اند که برنامه موشکی ایران و سیاست منطقه‌ای آن قابل پذیرش نیست.

پاسخ وزیر خارجه ایران به این سوال این بود که آنها « به‌هیچ‌وجه حق ندارند چنین کاری بکنند». زیرا به گفته او برجام ربطی به برنامه موشکی ایران ندارد «و اگر قطعنامه‌ی شورای امنیت هم اشاره‌ای به موشکی کرده بود، به موشک دارای کلاهک هسته‌ای اشاره کرده بود».

آمریکا، اسرائیل و کشورهای منطقه و کشورهای اروپایی سیاست موشکی ایران را یک سیاست متعارف تلقی نمی‌کنند و موشک‌های بالستیک آن را به ویژه که ایران به سوی تسلیحات هسته‌ای منحرف شود محمل تهدیدی بزرگ می‌دانند. در همین راستا، مطالبه جدید در دور آتی مذاکرات علاوه بر اصلاح بندهایی از برجام که محدودیت‌‌های هسته‌ای ایران را برای مدتی بیشتر تمدید کند معطوف به دستیابی به توافق سریع در باره توان موشکی ایران و نیز سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی است. در همین راستا تلاش می‌شود نه بسان گذشته حل جزیره‌ای و موردی مشکلات با ایران، که سوق این کشور به توافقاتی قابل قبول برای طرف‌های مقابل دنبال شود.

ظریف اما در این مصاحبه می‌گوید که ایران حاضر به مذاکره بر سر برجام یا برنامه موشکی خود نیست: «وقتی ایران سلاح هسته‌ای نداشته باشد، موشک دارای کلاهک هسته‌ای هم دیگر معنی نمی‌دهد. لذا اصلا موضوعیت ندارد، ضمن اینکه خط قرمز ما هم است.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

اوهمچنین افزود که «اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها باید بدانند ما موضوعی را که یک بار مذاکره و توافق کردیم، دوباره مذاکره نخواهیم کرد». این در حالی است که هم دولت جدید آمریکا که به زودی زمام را در دست می‌گیرد و هم کشورهای آلمان، فرانسه و بریتانیا این را رد نمی‌کنند که بازگشت به همان چارچوب‌های مذاکره در سال ۲۰۱۵ عملی نیست.

مذاکره در صورت برداشتن مکانیسم ماشه

وب‌سایت دفتر نشر آثار خامنه‌ای هم‌زمان با علی‌اکبر ولایتی، مشاور آیت‌الله خامنه‌ای در امور بین‌الملل و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت‌وگو کرده است. ولایتی در این مصاحبه از مکانیسم ماشه به عنوان «اصل غیرمنطقی» انتقاد کرده و ضمن تاکید بر مواردی که در سخنان وزیر خارجه هم آمده، یعنی «عجله نداشتن برای بازگشت آمریکا به برجام» و اهمیت داشتن برداشتن تحریم‌ها، بر یک نکته دیگر هم انگشت گذاشته و آن «راضی نبودن» رهبر جمهوری اسلامی از «همان ابتدا» از مکانیسم ماشه است.

ولایتی گفت مکانیسم ماشه « خلاف‌نظر» خامنه‌ای انجام شد و «حتما در صورت برگزاری مذاکرات بعدی باید این مکانیسم به‌عنوان یک اصل غیرمنطقی کنار گذاشته شود.» به این ترتیب او نیز بر امکان مذاکره درباره برجام، هرچند به شکل غیرمستقیم صحه گذاشت. موضوعی که بارها از سوی مقام‌های حکومت ایران رد شده است.

در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت مکانیسمی پیش‌بینی شده است به طرف‌های برجام اجازه می‌دهد در صورت تخطی جمهوری اسلامی از تعهدات برجامی‌اش، بازگشت خودکار همه تحریم‌های بین‌المللی را درخواست کنند. دولت ترامپ با استناد به همین مکانیسم از برجام خارج شد و به بازگرداندن کلیه تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران دست زد. سایر اعضای ۵+۱ با استدلال و اقدام دولت ترامپ مخالفت کرده و خواهان حفظ برجام بودند. آنها حل سایر مشکلات با جمهوری اسلامی را در گرو خروج از برجام تلقی نمی‌‌کردند و با نفی برجام و اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران مخالف بودند. با این همه با توجه به قدرت اقتصادی آمریکا کشورهای اروپایی و چین و روسیه توان اقدام اساسی جدی برای خنثی‌کردن تحریم‌ها علیه ایران را نداشته‌اند.

در سایه این تحریم‌ها و عوض‌شدن نسبی فضا و شرایط در قیاس با زمانی که دولت ترامپ از برجام خارج شد، بسیاری از کارشناسان بازگشت ساده دولت بایدن به برجام بدون توافق‌ها و انعطاف‌های تازه ایران در رشته‌ای از مسائل مربوط به برجام و برنامه هسته‌ای و منطقه‌ای این کشور را بعید می‌دانند. با این همه اگر قرار باشد که بنا به خواست ایران در مورد مکانیسم ماشه باب مذاکره باز شود تهران باید این انتظار را هم داشته باشد که طرف‌های مقابل هم شروط و مطالباتی داشته باشند. در اظهارات و مواضع رهبر جمهوری اسلامی و مشاور ارشد او اما چنین انعطافی به چشم نمی‌خورد.

No responses yet

Jan 13 2021

کاظم صدیقی به دروغ‌گویی درباره جسد مصباح یزدی اعتراف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: در پی اعتراض‌های گسترده به ادعای کاظم صدیقی، که با حکم علی خامنه‌ای به سمت امام جمعه موقت تهران منصوب شده، او ادعای خود درباره «کرامت» مصباح یزدی را پس گرفت و عذرخواهی کرد.

صدیقی روز سه‌شنبه در مراسم ختم مصباح یزدی در مسجد جامع قلهک گفت: «ما چقدر کوتاه فکر می‌کردیم و کرامت آقای مصباح را ما چه می‌دیدیم که اینجور فضایی هم ایجاد شد.»

او با اعلام این که «آن مطلب خیلی دقیق نبود، چون شاید آن غسال هم خیلی دقیق نبود»، ادامه داد: «اعلان شرمندگی و انفعال دارم.»

صدیقی تاکید کرد: «شاید آن غسال هم به دلیل اینکه محبتی داشته است برایش توهمی پیش آمده و ما اشتباه کردیم که آن موضوع را به عنوان کرامت نقل کردیم.»

پیشتر صدیقی در یک برنامه تلویزیونی از «کرامت» مصباح یزدی پس از مرگ سخن گفت و به نقل از غسال جسد او اضافه کرد که این جسد هنگام غسل «چشم‌هایش را باز کرد و یک نگاه مهربانانه کرد و فوری دوباره چشم‌هایش را بست.» صدیقی همچنین گفت که مصباح یزدی زمان مرگ خود را پیش بینی کرده بود.

در واکنش به این اظهارات، حسام‌الدین آشنا مشاور حسن روحانی در توئیتی خواستار بررسی موضوع شد و نوشت اگر این غسال اظهارات کاظم صدیقی را تکذیب کند، باید صدیقی برای بررسی بیشتر فراخوانده شود.

همچنین مسیح مهاجری در روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: «آنچه یکی از خطبای شناخته شده درباره کرامات مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی درباره پیشگوئی زمان رحلت خود و طلب مغفرت برای دیگران با باز کردن چشم خود در حین غسل داده شدن گفته، ربطی به معارف اسلامی ندارد.» او مسئولیت این «خطای راهبردی» را برعهده مسئولین صدا و سیما دانست و خواستار جلوگیری از تکرار «این قبیل ضایعات» شد.

همچنین این اظهارات کاظم ضدیقی موجب موجی از واکنش‌های طنزآلود در شبکه‌های اجتماعی شده و بعضی به طعنه گفته‌اند که ممکن است مصباح یزدی را «زنده به گور» کرده باشند. همچنین برخی «چشم باز کردن» مصباح یزدی را «چشمک» او به غسالش توصیف کرده‌اند.

این اولین بار نیست که برخی از روحانیان ایران درباره مقام‌های حکومتی افسانه‌سرایی می‌کنند. چند سال پیش، محمد سعیدی امام جمعه قم در یک سخنرانی جنجالی، نقل قولی ادعایی را از خواهر علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در مورد «یاعلی» گفتن خامنه‌ای در لحظه تولد مطرح کرد که موجی از واکنش‌ها را به دنبال داشت.

No responses yet

Jan 11 2021

همزمان با کمبود برق؛‌ گسترش فعالیت چینی‌ها در زمینه استخراج بیت‌کوین در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: گزارش‌ها حاکی است در شرایطی که موانع زیادی برای فعالیت ایرانیان در صنعت استخراج رمزارز وجود دارد، چینی‌ها با ایجاد و گسترش مزرعه استخراج رمزارز در رفسنجان به این فعالیت که به مصرف بالای برق نیاز دارد مشغولند.

وب‌سایت تجارت‌نیوز با انتشار گزارشی در این زمینه می‌نویسد که گروه توسعه سرمایه‌گذاری ایران و چین بیش از یک سال است که در منطقه ویژه اقتصادی رفسنجان فعالیت می‌کند اما در روزهای اخیر نام مزرعه بیت‌کوین آنها بر سر زبان‌ها افتاده است.

این وب‌سایت از قول انجمن بلاک‌چین ایران می‌نویسد به دلیل وجود موانع برای شهروندان ایرانی، استخراج رمزارز توسط آنها در مناطق آزاد و ویژه تجاری ایران در حال گسترش است و «این موضوع کشور را به خاطر معافیت‌های مالیاتی که در این مناطق اعمال می‌شود، از منابع درآمد مناسبی محروم می‌کند.»

بیت‌کوین پرطرفدارترین پول دیجیتال است و استخراج (ماینینگ) آن توسط کامپیوترهای خاصی انجام می‌شود که مصرف برق آنها بسیار بالا است. اعضای شبکه، تراکنش بیت‌کوین را پردازش کرده و با حل مسائل ریاضی بیت‌کوین‌های جدید استخراج می‌کنند.

خبر فعالیت چینی‌ها در این زمینه در ایران در حالی منتشر می‌شود که دولت ایران برای تأمین برق شهروندان با مشکل روبه‌رو است و برای تولید برق کافی به سوزاندن مازوت و آلوده کردن شدید هوای شهرها روی آورده است.

عیسی کلانتری، رئيس سازمان حفاظت محیط زیست ایران که قبلا گفته بود مردم باید بین قطعی برق و مصرف مازوت یکی را انتخاب کنند، در تازه‌ترین اظهارنظر درباره وضعیت آلودگی هوا گفته است: «بهتر است که روزی دو ساعت خاموشی داشته باشیم اما از سوخت مازوت استفاده نکنیم چون موجب آلودگی هوا می‌شود».

محمدرضا شرفی، عضو انجمن بلاک‌چین ایران، در گفت‌وگو با تجارت‌نیوز این پرسش را مطرح کرده است که «اگر سرمایه‌گذار خارجی می‌تواند در کشور حضور داشته باشد، چرا موانع مختلفی وجود دارد که مردم خودمان نتوانند وارد حوزه استخراج رمزارز شوند؟»

او همچنین به اجبار شکل‌گیری مزارع استخراج در شهرک‌های صنعتی ایران اشاره می‌کند و می‌گوید این امر در حالی صورت می‌گیرد «که این مناطق از زیرساخت‌های ضعیفی برای انتقال انرژی برخوردارند و مسئولان آنها نیز علاقه چندانی به شکل‌گیری این صنعت ندارند.»

تجارت‌نیوز نوشته است که موضوع را از گروه توسعه سرمایه‌گذاری ایران و چین «نیز پیگیری کرده است که در صورت ارسال پاسخ، آن را منتشر می‌کند.»

سال گذشته سعید زرندی، معاون وزیر صنعت ایران، گفت که استخراج ارزهای دیجیتال «ابزاری برای دور زدن تحریم‌ها به شمار می‌آید».

دولت آمریکا پیش از این اعلام کرده بود که نقل و انتقال ارز حتی در داخل ایران از جمله ارزهای دیجیتال را تحت پیگرد قرار خواهد داد.
با استفاده از تجارت‌نیوز و رادیوفردا / پ.پ

No responses yet

Jan 11 2021

یادداشتی از مهدی مهدوی خراسانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

منبع میل دریافتی
آقای رهبر آقای خامنه‌ای
با دستورت برای عدم خرید واکسن از آمریکا و انگلیس :

۱- تو عملا دستور قتل عام ایرانیان را صادر کردی. و نشان دادی که ذره ای عقل و تدبیر نداری. هیچ جای دنیا خود تحریمی آنهم برای دارو و پیشگیری از مرگ حتمی را تعقل نمی دانند. به کدامین گناه می کشی؟

۲- وابستگی و اسارتت را نزد روسیه و چین ۱۰۰ برابر نمایان کردی . چه مدارکی روسیه از تو دارد که بنده و اسیر آنان شدی؟

۳- نشان دادی که از وضعیت فعلی و حبس مردم در خانه بکلی راضی هستی و به خیالت پس از مرگت ، مجتبی هم بدون اعتراض مردم بر تخت پادشاهی خواهد نشست .

۴- در حالی که خودت و نوچه ها و وابستگانت واکسن آمریکایی زدند مردم یک کشور را از تکنولوژی روز دنیا محروم و کره شمالی اسلامی درست کردی . چه کسی چنین اختیاری را به تو داده ؟
۵- سالها توپولوف روسی را به مردم تحمیل و پس از سقوط ۱۲ فروند و کشته شدن بسیاری از ایرانیان مجبور به توقف و خرید هواپیمای دست دوم از آمریکا و اروپا شدی . چند نفر باید بمیرند تا دست از حماقت برداری؟
۶-چرا تو یکنفر باید برای کل مردم ایران تصمیم بگیری. در آغاز کرونا، آن را یک بیماری گذرا پیش بینی و برای رفع بیماری، خواندن صحیفه سجادیه را توصیه کردی . چرا افاقه نکرد؟
۷- بدان که در نزد مردم ایران منفور تر از تو وجود ندارد. به درک واژه همه ایران و ایرانیان پس از شنیدن خبر مرگ تو خواهد بود .

لطفاپخش کنید تا به دست همه مردم ایران و خود رهبر برسد.
ارادتمند مهدی مهدوی خراسانی

No responses yet

Jan 11 2021

انجمن اسلامی دانشگاه شریف خطاب به حکومت ایران: از شما و جنایات بی‌پاسخ‌تان بیزاریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی


بی‌بی‌سی: تصویر دانش‌آموختگان دانشگاه شریف که در شلیک به هواپیمای مسافری اوکراین جان باختند در این دانشگاه

انجمن اسلامی دانشگاه شریف در بیانیه‌ای حکومت و مقام‌های جمهوری اسلامی ایران را عامل “جنایات آشکار” و “دروغگو” خوانده و گفته از آنها “بیزار” است.
در این بیانه که در سالگرد شلیک به هواپیمای مسافری اوکراین صادر شده، آمده است: “واضح و شفاف اعلام می‌داریم که ما از شما بیزاریم؛ از عدم صداقت و دروغ‌گویی‌تان، از بی‌مسئولیتی و بی‌تدبیری‌تان، از تلی از جنایات بی‌پاسخ، که احدی حاضر به پذیرش مسئولیت‌شان نشده ‌است؛ و امروزه می‌بینیم همان کسانی‌که هرگز به آن مادر نگفتند سعید [زینالی] کجاست، اکنون ۱۷۶ تن را کشته و از پاسخ، طفره می‌روند.”
در جریان شلیک دو موشک به پرواز ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین ۱۶ دانش‌آموخته دانشگاه شریف هم در میان ۱۷۶ سرنشین هواپیما کشته شدند.
اما بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف که در توییتر و تلگرام این انجمن هم منتشر شده فقط درباره این دانشجویان نیست و به مجموعه‌ای از رویدادهای “خونین” در دو دهه گذشته اشاره دارد؛ از جمله کشته شدن ندا آقاسلطان و محسن روح‌الامینی در جریان اعتراضات ۱۳۸۸ و کشته شدن محسن محمدپور، کودک کارگر و سایر معترضان آبان ماه ۱۳۹۸ و مفقود شدن سعید زینالی، دانشجویی است که در جریان اعتراضات تیرماه ۱۳۷۸ بازداشت و سپس ناپدید شد و از آن زمان تا کنون مادر و خانواده‌اش به دنبال او هستند.
در این بیانیه به نمایندگی از دانشجویان معترض دانشگاه شریف از مردم ایران به خاطر آنچه بر آنها گذشته، عذرخواهی شده است: “از پیشگاه مردم ایران عذرخواهی می‌کنیم که ما نتوانستیم… ما به‌عنوان بخشی از جامعه مدنی، وظیفه‌مان بوده تا در مقابل این گردن‌کشی‌ها و قلدری‌ها و خودکامگی‌ها، به‌اندازه ظرفیت و توان خود ایستادگی کنیم و حاکمیت را به پاسخگویی واداریم.”
دانشجویان انجمن اسلامی دانشگاه شریف در این نوشته تاکید کرده‌اند که با وجود فشار بر دانشجویان، بازداشت، تهدید و بازجویی که “راه را بر تنفس بسته” مقاومت خواهند کرد: “ما باز هم تا جایی که از قوت و قدرت ما برآمده ایستادگی کردیم و باز خواهیم‌کرد، تا روزی که خنده آزادی و عدالت و رفاه، در جای‌جای کشور شکوفه زند.”
این انجمن اسلامی منتقد حکومت ایران نوشته نمی‌توان در حکومت ایران انتظار پاسخگویی داشت چون به اعتقاد این انجمن ایران جایی است که ” جان مردمانش، گوی چوگان زمین بازی آقایان است” و “کافی است ایرانی باشی تا بتوان خونت را ریخت و از پاسخ‌گفتن ابا کرد.”

از راست علی یونسی و امیرحسین مرادی دانشجویان نخبه شریف که گفته می‌شود "مجبور به اعتراف اجباری" شده‌اند

توضیح تصویر،از راست علی یونسی و امیرحسین مرادی دانشجویان نخبه شریف که گفته می‌شود “مجبور به اعتراف اجباری” شده‌اند

در حال حاضر دست‌کم دو دانشجوی دانشگاه شریف به نام‌های علی یونسی، دانشجوی نخبه و برنده مدال طلای المپیاد نجوم و امیرحسین مرادی بیش از ۱۰ ماه است که در بازداشت هستند.
این انجمن اسلامی تیرماه گذشته در بیانیه‌ای گفته بود که مقام‌های قضایی و امنیتی در جلسه‌ای با حضور مسئولان دانشگاه شریف و بعضی دیگر از تشکل‌های دانشجویی این دو دانشجو را آورده و “مجبور به اعتراف اجباری و بازجویی” در حضور همه کرده بودند.
دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف دی ماه گذشته چند روز بعد از سقوط هواپیمای مسافری در تجمعی خواستار پاسخگویی مسئولان درباره شلیک به هواپیما شدند که در آن تجمع هم شماری بازداشت شدند.
در مراسمی هم که در مسجد این دانشگاه برگزار شد، خسرو ملک، پدر مریم ملک دانش‌آموخته دانشگاه خواستار این شد که عاملان و آمران شلیک به هواپیما مشخص شوند. او گفته بود که دخترش “پرپر” شد و “چرا عاملان آن نباید محاکمه شوند؟”

No responses yet

Jan 10 2021

همسر الناز نبیئی: جمهوری اسلامی هر تکه‌‌اش فساد است و وقاحت و تباهی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی


رادیوفردا: «آن هواپیما موشک نخورده و همچنان دارد می‌رود. کسانی که توی هواپیما بودند، زنده‌اند و کسانی که مرده‌‌اند، ماییم؛ ما بازماندگان قربانیان هستیم که مرده‌ایم.»

همزمان با سالگرد شلیک موشک‌های سپاه پاسداران به پرواز ۷۵۲، جواد سلیمانی، همسر الناز نبیئی که از مسافران این هواپیما بود، در مصاحبه با رادیو فردا می‌گوید که همچنان منتظر بازگشت اوست:

«شاید ما در مرحله انکار باشیم. من با اینکه خانه جدید هم رفته‌‌ام، وسایل الناز را باز کرده‌ام. کفش‌هایش جلوی در است، لباس‌هایش آویزان است و دروغ می‌گویم اگر بگویم صددرصد این قضیه را پذیرفته‌ام. شاید کورسوی امید داشته باشم که یکی از همین روزها برگردد پیام بدهد که جواد، من فرودگاهم، بیا دنبالم. یا درِ خانه را بزند با چمدان‌هایش بیاید. هنوز چنین امیدی دارم و فکر می‌کنم خیلی از خانواده‌ها چنین امیدی داشته باشند. ولی واقع‌بینانه بخواهیم نگاه کنیم، دیگر چیزی نمی‌تواند آن‌ها را برگرداند.»

در پرواز ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین که روز ۱۸ دی با شلیک دو موشک سپاه پاسداران سرنگون شد، ۱۷۶ نفر کشته شدند که ۱۴۶ نفر از آنها ایرانی بودند. البته کودک ۷ ماهه‌‌ای هم در میان قربانیان بود که پیش از به دنیا آمدن در رحم مادرش جان باخت.

الناز نبیئی، دانشجوی دکترای دانشگاه آلبرتا کانادا، یکی از مسافران بود که همسرش، جواد سلیمانی، «جنازه سوخته و پاره پاره‌شدهٔ» او را در پزشکی قانونی شناسایی کرد و به اتفاق پدر و مادر الناز، او را در زنجان به خاک سپرد.

او از حذف و غارت «سیستماتیک» می‌گوید: «وسایل قیمتی را در محل سقوط پرواز در شاهدشهر و در فرودگاه غارت کردند و قبل از این‌که تحقیقاتی انجام شود، بولدوزر انداختند. موبایل‌های جانباختگان تحویل داده نشد. آنها هم که تحویل داده شده، خرد و خاکشیر هستند. تبلت خدمه پرواز تحویل داده نشد. اینها برای تحقیقات خیلی می‌توانست کمک کند. برای پاک کردن جنایت خودشان این‌ها را تحویل نداده‌اند.

۸۴ ساک هم که در فرودگاه بار زده نشده بود غارت شد. آن‌ها دیگر دست مأموران فرودگاه بود. محل سقوط، مردم محلی غارت کردند. قاضی شهریاری سرپرست دادسرای جنایی به من گفت که کنار تابوت یک‌سری از وسایل همسرتان هست. رفتم تحویل بگیر،م چیزی به من ندادند و در پزشکی قانونی کهریزک، کسی که آنجا مشغول کار است، حلقه ازدواج را از دست همسر من کشیده و تحویل نداد. این اوج فساد و تباهی جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.»

مسئولان جمهوری اسلامی سه روز نخست بعد از ساقط کردن هواپیما با کتمان حقیقت، علت را سانحه هوایی ذکر می‌کردند اما پس از فشارهای بین‌المللی، فرمانده هوافضای سپاه عنوان کرد که هدف قرار دادن این هواپیما «سهوی» بوده و پدافند سپاه پاسداران آن را با یک موشک کروز «اشتباه» گرفته است.

جواد سلیمانی، همسر الناز نبیئی، می‌گوید که در یک سال گذشته هیچ نکته مثبتی را در عملکرد جمهوری اسلامی ندیده است: «من به‌شخصه هیچ انتظاری از جمهوری اسلامی نداشتم. ما خانواده‌ها گزارشی از ایران قبول نمی‌کنیم چون قاتل نمی‌تواند گزارش بدهد. وقتی موارد مختلف دیگری را که جمهوری اسلامی جنایتی انجام داده بررسی می‌کردیم، انتظار می‌رفت چنین رفتاری از آن‌ها ببینیم.

طبیعتا عملکرد جمهوری اسلامی و دروغ گفتن‌هایشان و انکارشان خانواده‌ها را آزار می‌دهد. چون چیزی که می‌تواند خانواده‌ها را آرام کند فهمیدن حقیقت است. یعنی این‌که بدانند دقیقاً آن شب چه اتفاقی افتاد و بعد از حقیقت هم، برقراری عدالت است. جمهوری اسلامی از همان بدو مشخص بود که اجازه این کار را نمی‌دهد، به خاطر اینکه این جنایت را سپاه پاسداران انجام داده و در سطح بالای سپاه پاسداران بوده. این‌طور نیست که یک مدیر میانی یا پایین بتواند یک سامانه پدافندی را نزدیک فرودگاه بگذارد.»

به گفته او «چون سپاه پاسداران در این قضیه دخیل بوده، مشخص بود که علی خامنه‌‌ای به عنوان فرمانده کل قوا اجازه نمی‌دهد در سطح بالا کسی مورد بازخواست قرار بگیرد، کما اینکه حاجی‌زاده [فرمانده هوافضای سپاه پاسداران] را سعی کردند در صدا و سیما به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کنند.»

جواد سلیمانی می‌گوید: «ما همه آرزو می‌کردیم نقص فنی باشد و وقتی که مشخص شد موشک سپاه پاسداران بود، واقعاً یک بار دیگر هواپیما را زدند و داغش برای ما بیشتر شد. در آن دو سه روز (نخست) از حاجی‌زاده تا علی خامنه‌‌ای در جریان بودند که موشک زده شده. علی خامنه‌‌ای در حسینیه مشغول سخنرانی شاد از تحقق انتقام سخت‌شان بود و حاجی‌زاده در کنفرانس برای تشریح عملیات حمله به پایگاه آمریکایی، شاد و خندان بود.

دولت هم در تعامل کامل با سپاه سعی کرد این جنایت را مخفی کند. وقتی مدیرکل بررسی سوانح و برج مراقبت که زیرمجموعه‌های وزارت راه و دولت هستند خبر داشتند، یعنی دولت و سپاه در تعامل کامل با هم بودند و خانواده‌ها این‌ها را در کنار هم می‌بینند و فرقی قائل نیستند. فقط سعی کردند که دو سه روز به تأخیر بیندازند که به نوعی مردم را در حالت انتظار قرار دهند و یک مقدار خشم مردم فروکش کند و بتوانند شرایط را کنترل کنند.»

بعد از فاجعه ساقط کردن هواپیما، بسیاری از خانواده‌های جانباختگان تحت فشار قرار گرفتند که اعضای از دست رفته خانواده خود را شهید اعلام کنند و در بسیاری از موارد، ماموران امنیتی در خاکسپاری آنها حضور داشتند: «پیکرها که تحویل داده شد، به صورت سیستماتیک سعی کردند بسیاری از مراسم‌ها را مصادره کنند که کردند. سعی کردند بسیاری از جانباخته‌ها را در آن حال و هوایی که خانواده‌ها حال‌شان دست خودشان نبود در قطعه شهدا دفن کنند که کردند و بعد از همه این‌ها هم بازداشت و احضار و تهدید کماکان ادامه دارد. یعنی واقعاً من هیچ نکته مثبتی را در عملکرد جمهوری اسلامی نمی‌بینم که بگویم این‌جا درست عمل کرده. شما هر تکه‌‌اش را نگاه می‌کنید، فساد است و تباهی و وقاحت و بی‌کفایتی.

برای خود ما از بنیاد شهید و سپاه می‌آمدند و بعد گفتند که امام‌جمعه زنجان می‌خواهد نماز بخواند. ابتدا مخالفت کردیم اما یک سری خبرها می‌آمد که یک سری پیکرها دفن نشده مثل مرحوم مجتبی عباسپور در خوزستان که با نحوه دفن مخالفت کرده بودند و جنازه روی زمین مانده بود. اولویت ما دفن فوری بود و تصمیم بر این شد که صرفاً بچسبیم به تابوت تا پیکر دفن شود، اما چیزی که دیدیم یک مصادره همه‌جانبه بود. مثل نظامیانی که کشته می‌شوند خواستند مراسم بگیرند. فشار آوردند در قطعه شهدا دفن کنند. بالاخره خانواده مقاومت کردند و ما در قطعه خانوادگی دفن کردیم.»

مقامات نظامی و رسمی زنجان مراسم خاکسپاری الناز نبیئی را مصادره کردند
مقامات نظامی و رسمی زنجان مراسم خاکسپاری الناز نبیئی را مصادره کردند

جواد سلیمانی بعد از اعتراض به مصادره مراسم خاکسپاری همسرش توسط جمهوری اسلامی در اینستاگرام شخصی خود، تحت فشار و مورد تهدید قرار گرفت: «فرمانده سپاه زنجان و نماینده علی خامنه‌‌ای در زنجان، خودشان را به عنوان صاحب عزا نشان می‌دادند و آنجا خوشحالم حرفی را که توی دلم بود به امام جمعه زدم. اگر نمی‌زدم، واقعاً دق می‌کردم. گفتم خیلی وقیح هستید که نمی‌گذارید مراسم خودمان را برگزار کنیم. از یزید هم وقیح‌تر هستید.

روز بعد یک شماره ناشناسی زنگ زد، ده صبح بود و گفت که از وزارت اطلاعات هستند که من بروم دفترشان یک سری توضیحات بدهم. بدون خداحافظی با خانواده به سمت تهران رفتم. در این فاصله از زنجان خیلی پیام می‌دادند که فلان‌جا رفتند؟ گفتند این هشدار است. این چه صحبتی بود با امام جمعه کرده. این چه پست اینستاگرامی گذاشته. از منزل پدر و مادرم زنگ زدند که شماره ناشناسی زنگ زده و سراغ تو را گرفته. اتفاقی هم نمی‌افتاد، صرفاً احتمالاً می‌خواستند یک تعهدی بگیرند. ولی من آدمی نبودم که بروم تعهد بدهم. شنبه بود که احضار شدم و زنگ زدند. یکشنبه از ایران خارج شدم.»

او اما دیگر نتوانست در خانه مشترکش با الناز زندگی کند: «خیلی خاطره داشتیم و خانه عجیبی بود. من سه چهار روز در آن خانه می‌ماندم و کلی خاطرات زنده می‌شد و حالم به گونه‌‌ای بد می‌شد که دوستانم می‌آمدند مرا می‌بردند خانه‌شان. سه چهار روز خانه دوستانم بودم، دوباره دلتنگ آن خانه می‌شدم و این سیکل ادامه داشت. با تراپیست‌‌ام صحبت کردم گفتند شاید دیگر صلاح نباشد در آن خانه باشی. اما حقیقت این است که من از اکتبر که به خانه جدید آمدم، فکر می‌کردم و بقیه هم فکر می‌کردند حالم بهتر شود ولی واقعا تغییر نکرد، چون چیزی تغییر نکرده. چون هیچ کسی بابت این جنایت چیز جدیدی نگفته. هیچ کسی مجازات نشده و آزار و اذیت جمهوری اسلامی هم به‌نحوی ادامه دارد.

اخیراً نزدیک سالگرد از طرف سپاه که خودش جنایت کرده یا بنیاد شهید می‌روند درِ خانه‌ها در می‌زنند و زنگ می‌زنند. خانواده‌ها را تحت فشار می‌گذارند یا بعضاً فرم‌هایی را که یک‌جوری اعلام رضایت برای دریافت غرامت است می‌گویند امضا کنید. خانواده‌ها اما هوشیار هستند و جواب نمی‌دهند. چیزی تغییر نکرده که حال من بهتر شود.»

و حالا یک سال پس این فاجعه، خانواده‌های جانباختگان همچنان خواستار معرفی و مجازات آمران و عاملان این جنایت هستند: «من و بسیاری از خانواده‌ها این حس را داریم که عزیزمان مظلومانه و ناجوانمردانه به قتل رسیده و می‌دانیم قاتل کیست اما قاتل به آزار و اذیت ادامه می‌دهد. اما ما ساکت نمی‌نشینیم. جمهوری اسلامی بداند که کل دنیا هم اگر ساکت بنشینند، خانواده‌ها هستند. صدر تا ذیل از شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان سپاه و کسانی که جنایت را انجام دادند و انکار کردند من به‌شخصه از هیچ کدامشان نمی‌گذرم و تا آخر عمرم دنبال‌شان می‌کنم که پاسخگوی جنایت شان باشند و مجازات شوند.

هدف خیلی از خانواده‌ها مجازات آمرین و عاملین و کسانی است که این جنایت را رقم زدند. کسانی که این جنایت را مخفی کردند و کسانی که مراسم‌ها را مصادره کردند و خانواده‌ها را تحت فشار قرار دادند. همه باید پاسخ بدهند و مجازات شوند.»

No responses yet

Jan 08 2021

آیت‌الله خامنه‌ای: ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی کرونا ممنوع است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: در آغاز شیوع کرونا آیت‌الله خامنه‌ای آمریکا را متهم به ساخت این ویروس کرده بود

آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، در یک سخنرانی زنده تلویزیونی گفت: “ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی کرونا ممنوع است.”

آقای خامنه‌ای در عین حال آزمایش‌هایی را که در ایران برای ساخت واکسن کرونا انجام می‌شود ستایش کرد.

تاکنون چندین واکسن کرونا در کشورهای مختلف ساخته و تایید شده‌اند. از این میان تنها واکسنی که ساختش در شرکت‌های فایزر و بیون‌تک آغاز شد به تایید سازمان بهداشت جهانی رسیده است.

شرکت چینی فوسان فارما هم در ساخت و توزیع این واکسن مشارکت دارد.

No responses yet

Jan 07 2021

وقایع دیشب کنگره آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اعتراضات,امنیتی,انتخاباتی,سیاسی



No responses yet

Jan 05 2021

کره جنوبی و آمریکا خواستار آزادسازی فوری کشتی توقیف‌شده توسط سپاه پاسداران شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,جنگ,روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفردا: سئول روز دوشنبه ۱۵ دی خواستار «آزادسازی فوری»‌ کشتی توقیف‌شده کره جنوبی در خلیج فارس توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران شد.

ایالات متحده نیز اعلام کرد که در این موضوع با کره‌جنوبی «هم‌صدا» می‌شود و بر آزادی فوری کشتی مورد اشاره تاکید دارد.

نخستین بار روز دوشنبه رسانه‌های ایران از توقیف کشتی کره جنوبی در خلیج فارس توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران خبر دادند. خبرگزاری صدا و سیما از قول «یک منبع آگاه» نوشت که این کشتی پس از توقیف، به یکی از بنادر ایران هدایت شد.

نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز در اطلاعیه‌ای ضمن تایید توقیف کشتی کره جنوبی دلیل آن را «آلودگی نفتی و مخاطرات زیست‌محیطی» عنوان کرد. بر اساس اطلاعیه سپاه پاسداران، کشتی توقیف شده حامل ۷ هزار و ۲۰۰ تن اتانول بوده است و خدمه‌های دستگیر شده آن هم از ملیت‌های کره جنوبی، اندونزی، ویتنام و میانمار هستند.

وزارت خارجه کره جنوبی اعلام کرد که از امنیت خدمه این کشتی اطمینان یافته و اکنون خواستار آزادسازی آن است. وزارت دفاع این کشور نیز خبر داد که یک واحد از نیروهای دریایی ویژه مقابله با دزدان دریایی را به آب‌های مجاور تنگه هرمز اعزام کرده است.

از سویی یکی از سخنگوهای وزارت خارجه همچنین سخنگوی وزارت خارجه آمریکا به اقدام سپاه پاسداران در توقیف کشتی کره جنوبی واکنش نشان داد و آن را تلاش برای «اخاذی بین‌المللی» توصیف کرد.

این سخنگو که نامش فاش نشده است در بیانیه‌ای اظهار داشت: «رژیم (ایران) به عنوان بخشی از تلاش‌های آشکار آن برای اخاذی از جامعه بین‌المللی در راستای کاهش فشار تحریم‌ها، حقوق و آزادی‌ تردد دریایی در خلیج فارس را تهدید می‌کند.»

او افزود: «با جمهوری کره‌جنوبی هم‌صدا شده و از ایران می‌خواهیم که فورا این کشتی را آزاد کند.»

توقیف این کشتی همزمان شده است با سفر قائم‌مقام وزارت خارجه کره جنوبی برای گفت‌وگو درباره بدهی آن کشور به ایران.

سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه ایران، درباره بدهی کره جنوبی به ایران گفت که این موضوع به کندی پیش می‌رود و «از اتفاقاتی که تاکنون رخ داده است رضایت نداریم».

کره جنوبی در پی تحریم‌های آمریکا، پول نفتی را که از ایران خریداری کرده بود، بلوکه کرده و تهران از این منابع تنها می‌تواند برای خرید کالاهای انسان‌دوستانه از کره جنوبی استفاده کند. مقامات ایران میزان پول بلوکه شده را ۷ میلیارد دلار عنوان کرده‌اند.
با استفاده از گزارش رویترز و رادیو فردا/ آ.ت/ ک.ر

No responses yet

Jan 04 2021

روزنامه دیتسایت در آلمان امروز منتشر کرد: برلین ۱۹۹۲؛ ترور مخالفان در رستوران میکونوس؛ چه کسی لو داد؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,خیانت,سیاسی

کیهان لندن: یکی از آنها به دیگران خیانت کرده است. در شب ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲، در برلین، در رستوران میکونوس، عده‌ای از افراد اپوزیسیون ایران نشست مشترکی دارند تا با هم مشورت کنند. صاحب رستوران، عزیز غ. هم در میان آنهاست. برخی از ایرانیان مخالف رژیم به این رستوران می‌آیند چون اینجا برای آنها محلی مطمئن و آرام است. دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، سعید شرفکندی، به برلین آمده تا در کنگره جهانی احزاب سوسیالیست و سوسیال- دمکرات شرکت کند. او، بدون محافظ، در حال سخن گفتن و انتفاد شدید از رژیم تهران است. زبانش بسیار صریح و روشن است. عزیز، میزبانِ نشست، در حال رفت و آمد میان میزها و آشپزخانه است تا از مهمانان خود پذیرایی کند. دقایقی چند از ساعت ده شب گذشته است که «عزیز» به بیرون رستوران می‌رود تا به قول خودش هوایی تازه کند. زنی که در همسایگی رستوران زندگی می‌کند، او را می‌بیند و برای او دست تکان می‌دهد. تیم ترور هم می‌تواند او را ببیند، تیمی ‌که در انتظار یک علامت است.

دیتسایت می‌‌نویسد، این قتل‌ها تا امروز نیز از نظر سیاسی جنبه‌ی جنجالی دارد

عملیات با موفقیت انجام می‌شود

«عزیز» که روبروی شرفکندی نشسته و خودش از مهمانان با نوشیدنی و مشروب پذیرایی می‌کند، در یک لحظه از جا بر می‌خیزد، سخن شرفکندی را قطع می‌کند و با اشاره دست به سوی او می‌پرسد: «دکتر، یک آبجو دیگر بیارم؟»و پیش از آنکه شرفکندی بتواند پاسخی دهد، ساعت حدود ده دقیقه به یازده شب، یکی از دو مرد مسلحی که وارد رستوران شده بودند [عبدالرحمان بنی‌هاشمی‌ معروف به ابوشریف] فریاد می‌زند: «مادرقحبه‌ها!» ۳۰ گلوله شلیک می‌شود [از مسلسل ۲۶ گلوله و از کلت ۴ تیر]؛ گلوله‌ها به برخی از حاضران و به میز و دیوار اصابت می‌کند. هنگامی ‌که قاتل دوم [عباس راحیل] کلت خود را به سوی سر شرفکندی نشانه می‌رود و سه تیر [خلاص] به سر و گردن او شلیک می‌کند، شرفکندی غرق در خون هنوز روی صندلی نشسته است. پیرامون او، اجساد همرزمانی که بر زمین افتاده‌اند و خون و پسمانده‌های شام بر در دیوار دیده می‌شود. «عزیز» صدای اولین گلوله‌ها را می‌شنود و سپس خود نیز بیهوش می‌شود. او مورد اصابت دو گلوله قرار می‌گیرد: یکی به پایش اصابت کرده و گلوله دوم یکی از کلیه‌هایش را زخمی می‌کند.


اتاق عقبی رستوران میکونوس که به قتلگاه تبدیل شد؛ عکس از روزنامه «بیلد»

ترور رستوران میکونوس در ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ بزرگترین عملیات تروریستی یک کشور بیگانه در خاک آلمان پس از جنگ جهانی دوم بود که موجی از خشم به وجود آورد. این ترورهنوز هم، تا به امروز، کابوس ایرانیان مهاجری است که از دست رژیم انتقامجوی خود فرار کرده و به آلمان پناهنده شده‌اند. رژیم اسلامی تهران با سنگدلی و بی‌رحمی ‌شدیدی در سراسر دنیا مخالفان خود را تحت پیگرد قرار می‌دهد و مجازات می‌کند. از نگاه تهران، هیچ ایرانی ساکن برون‌مرز که علیه نظام فعالیت می‌کند نباید احساس آرامش و امنیت کند. و این، پیام ترور میکونوس بود.

دادگستری در برابر دیپلماسی

پس از ترور میکونوس، میان دیپلمات‌های آلمان و ماموران پیگرد قضایی اختلاف و نزاعی بی‌مانند شکل گرفت. از یکسو، ماموران تحقیق خواهان شناسایی مجرمان و مجازات آنها بودند؛ و از سوی دیگر، سیاست خارجی آلمان، که پس از درگذشت آیت‌الله خمینی در تلاش برای از سر گرفتن رابطه‌ای نوین با رژیم ایران بود، هیچ علاقه‌ای به محکومیت روشن و آشکار رژیم تهران نداشت. یک اختلاف قدیمی ‌دستگاه دیپلماسی با قوه اجرایی و قضایی؛ اما با موضوعی نو و شدتی که سابقه نداشت. شرایط امروز اما به گونه دیگریست. امروز دادستانی آلمان در رابطه با سلیم خان چانگوشویلی (SelimchanChangoschwili) که در سال ۲۰۱۹ در منطقه تیرگارتن (Tiergarten) برلین، توسط ماموران روسیه به قتل رسید، انگشت اتهام خود را آشکار و روشن به سوی روسیه دراز کرده و از این راه وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی آلمان را مجبور به موضع‌گیری می‌کند. اما، برخلاف شرایط امروز، در آن زمان، در رابطه با ترور برلین، وضعیت چنین نبود و ماموران تحقیق می‌بایست تلاش فراوانی می‌کردند تا سرانجام موفق شوند خواست خود مبنی بر مجازات آمران و عاملان این ترور را به کرسی بنشانند. در پایان دادگاه [که حدود چهار سال طول کشید]، سران رژیم ایران و همچنین سازمان اطلاعات و امنیت‌اش به عنوان آمران ترور محکوم شدند و ضاربان [پنج تن] نیز احکام زندان گرفتند. اما در تمام این مدت، حتا تا پایان کار دادگاه، یک پرسش بسیار مهم همچنان بی‌پاسخ مانده بود.

جاسوس کیست؟!

بنا بر اطلاعات موثق سرویس اطلاعاتی آلمان (اداره کل ضداطلاعات آلمانBND )، ضاربان هنگام انجام عملیات ترور در رستوران میکونوس، یک منبع داشتند: فرد واسطه‌ای که بدون وجود او اصولا به راه‌انداختن این حمام خون ممکن نمی‌شد. این فرد، کی بود؟

در تحقیقات تازه، صاحب رستوران در مرکز توجه قرار دارد. او با این عملیات چه ارتباطی داشت؟

در شب ترور، علاوه بر یک گارسون [غیرایرانی] و صاحب رستوران [عزیز غ.]، در سالن عقبی رستوران، هشت مهمان ایرانی حضور داشتند [که چهار تن آنها به قتل می‌رسند].


گزارش مفصل دیتسایت از اطلاعات تازه درباره قتلگاه میکونوس

چند ماه پس از ترور، همه‌ی نگاه‌ها به سوی «عزیز» جلب می‌شود که خودش نیز در آن شب به شکل خطرناکی زخمی ‌شده و در ستیز با مرگ، در بیمارستان بستری بود. اما اصابت گلوله به او و بستری شدنش در بیمارستان هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای برای اثبات بی‌گناهی او نبود زیرا ماموران تحقیق در نزد او [در رستوران] پول نقد پیدا کردند؛ پولی زیاد برای رستورانی ساده و کم‌درآمد مانند رستوران او. بعلاوه، او یکی از عوامل اصلی این ترور را [که محکوم به ابد شد] می‌شناخت. از نگر ایرانیان مهاجر، «عزیز» می‌توانست همان فرد واسطه یا جاسوسی باشد که نشست را لو داده بود. «عزیز» مورد شک ماموران تحقیق نیز بود وآنها تمام هنر و فن بازپرسی خود را به کار گرفتند تا هر چه هست از او بیرون بکشند. چهار متهم حکم زندان گرفتند [درواقع پنج متهم حکم زندان گرفتند]، اما سرنوشت فرد پنجم [در واقع ششم] چه شد؟

برای نوشتن این گزارش امکان گفتگو با «عزیز» فراهم نشد. او در تمام این مدت کاملا سکوت کرده است؛ اطلاعات درباره وی بسیار اندک است. اما دوستان پیشین او، خویشاوندان، ماموران تحقیق، وکلای مدافع، همراهان و همرزمان قدیمی ‌او، و همچنین شاهدان عینی ترور درباره او سخن می‌گویند؛ و برخی از آنها برای نخستین بار.

مصاحبه‌کنندگان می‌خواهند ناشناس بمانند، اما همگی آنها اطمینان دارند که او «همان فرد جاسوس است». از جلسات دادگاه، که تقریبا سه سال و نیم به درازا کشید، صورت‌جلسات و نوشته‌های بسیار با تمامی جزئیات وجود دارد باضافه انبوهی از پرونده‌ها و همچنین اظهارات شاهدان به زبان‌های فارسی و آلمانی. از درون بررسی تمام این اسناد و اظهارات و… تصویر دیگری از «عزیز» و نقش و مسئولیت احتمالی او در رابطه با این کشتار جمعی در ۲۸ سال پیش در شهر برلین، خیابان «پراگ»، به دست می‌آید.

یک زندگی از دزفول تا برلین

هنگامی ‌که «عزیز» در سال ۱۹۵۱ در شهر دزفول، در استان خوزستان در جنوب ایران به دنیا می‌آید، شاه هنوز حکومت می‌کند. او دارای یازده خواهر و برادر است و در نتیجه از همان ابتدا باید با کمبودها بسازد و کنار بیاید. اگر بستنی می‌خریدند، دوازده قاشقک لازم بود و هنگامی ‌که هنداوانه را به دوازده بخش تقسیم می‌کردند، از آن چیز زیادی نصیب او نمی‌شد. به دلیل این کمبودها، او در هر فرصت مناسبی که دست می‌داد، به اموال دیگران دست‌درازی می‌کرد، به ویژه آنچه مربوط به پوشاک می‌شد. او تلاش می‌کرد زندگی را سپری کند و با آن به گونه‌ای کنار بیاید.

«عزیز» درسش را نیز به پایان نمی‌رساند و در یک کارخانه تولید کیسه‌های پلاستیکی مشغول به کار می‌شود. او اوقات فراغت خود را با برادرش که فردی بسیار سیاسی بود، می‌گذراند. آنها از زاویه‌ی نگاهی بسیار چپ و رادیکال با رژیم شاه مبارزه می‌کردند. در آن دوران، در زمان محمدرضاشاه پهلوی، برای اینگونه فعالیت‌های سیاسی زندان‌های سنگینی وجود داشت. آن زمان، از اعضای خانواده آنها، سه برادر و یک خواهر زندانی سیاسی بودند. همراهان و همرزمان پیشین «عزیز» که در زندان با او هم‌بند و هم‌سلول بوده‌اند، از او به عنوان فردی بی‌سواد، دنباله‌رو و «غیرسیاسی» یاد می‌کنند. او علاقه‌ای به کتاب نداشت، اما آدم با حجب و حیایی بود که همواره جوک می‌گفت. او اهل ورزش بود. در زندان تمرین می‌کرد تا با دست و پا از دیوار راست بالا برود. می‌گفت از این راه می‌توان از همه موانع عبور کرد.

«عزیز» پس از بیرون آمدن از زندان با «عسل»، همسر آینده‌اش، آشنا می‌شود. سال‌ها بعد، به هنگام ترور برلین، آنها از هم جدا می‌شوند. به همین دلیل رابطه میان این دو مهم است. عده‌ای از دوستان پیشین خانوادگی آنها می‌گویند «عسل» هم اهل مطالعه زیاد بود و هم خودش شعر می‌گفت، اما برای «عزیز» رابطه جسمی ‌اهمیت به مراتب بیشتری داشت. در حالی که «عسل» نمی‌خواست نقش یک زن خانه‌دار را بازی کند،‌ «عزیز» از او می‌خواست که به پخت و پز در خانه و شستشوی لباس‌ها برسد. دوستان و آشنایان پیشین می‌گویند «عزیز» همسرش را نمی‌فهمید و در حضور دیگران می‌گفت که «عسل» حتا با خریدن یک جفت کفش نو هم راضی نمی‌شود. با اینهمه آنها با وجود تمام اختلافات و سلیقه‌های متفاوت تصمیم می‌گیرند با هم از ایران فرار کنند.

در سال ۱۹۷۸ شاه ایران سقوط کرده و آیت‌الله خمینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی یک دیکتاتوری جدید بر پا می‌کند. یک حکومت اسلامی که چپ‌ها را تحت پیگرد قرار می‌دهد و آنها را قلع و قمع می‌کند. برادر سیاسی و فعال «عزیز» از راه کوه فرار می‌کند و خود را به پاریس می‌رساند. «عزیز» با حیا و نجیب راه راحت‌تری انتخاب می‌کند. او برای خودش، همسرش و دو فرزندش پاسپورت تهیه می‌کند و با هواپیما به ترکیه می‌روند. در این زمان پسرش شش و دخترش سه سال دارند. آنها با تهیه اوراق شناسایی جدید خود را به آلمان می‌رسانند و با هواپیما وارد فرودگاه برلین «شونه فلد» [فرودگاه برلین شرقی] می‌شوند و از آنجا در سال ۱۹۸۷به برلین غربی می‌آیند؛ همانسالی که رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا، رونالد ریگان، در برابر دروازه «براندنبورگ» در این شهر سخنرانی می‌کند و می‌گوید: «آقای گورباچف، این دیوار را از میان بردارید».

در برلین، «عسل» و «عزیز» ابتدا از این خانه پناهندگان به خانه‌ای دیگر و سپس نزد دوستان خود می‌روند و سرانجام در منطقه کرویتزبرگ (Kreuzberg) یک آپارتمان کوچک اجاره می‌کنند. دیوار برلین فرو می‌ریزد و «عزیز» برلین شرقی را کشف می‌کند. دوران پر تلاطمی ‌بود و او به شیوه همیشگی‌اش این دوران را پشت سر می‌گذارد. پول عوض می‌کند؛ پول آلمان شرقی را؛ دوستانش او را در خیابان «کودام» در برلین غربی می‌بینند که پرسه می‌زند و چشم‌اش به دنبال دختران است. او شب‌ها اکثرا دیروقت به خانه می‌آید. تا اینکه در سال ۱۹۹۱ رستوران میکونوس را در برلین، خیابان «پراگ» پلاک ۲، در منطقه ویلمرزدورف (Wilmersdorf) می‌خرد؛ رستورانی که بعدا به محل رفت و آمد برخی از اعضای اپوزیسیون تبدیل می‌شود. خرید رستوران ‌برای زندگی زناشویی آنها به زهر تبدیل می‌شود. «عزیز» اغلب بجای رفتن به خانه، در همان رستوران می‌خوابد. فرزندان آنها هم که در این فاصله هفت و یازده ساله شده‌اند در رستوران بازی می‌کنند و برخی اوقات هم حتا به کمک و پذیرایی از مشتریان می‌پردازند.

گام به سوی گنداب

اولین تماس بیرونی و قابل رؤیت «عزیز» با رژیم تهران در «هفته سبز» [نمایشگاه بین‌المللی محصولات کشاورزی و دامداری] در برلین اتفاق می‌افتد. او، آنگونه که خودش در برابر دادگاه می‌گوید، با کاظم دارابی در غرفه ایران آشنا می‌شود. دارابی، این مرد خپله و کوتاه مامور وزارت اطلاعات وامنیت جمهوری اسلامی ایران است که با ماموریت از سوی کنسولگری یا سفارت، در نمایشگاه‌ها برای جمهوری اسلامی غرفه برپاکرده یا مراسم عزاداری عاشورا، تظاهرات روز قدس یا مراسمی ‌دیگر را سازماندهی و برگزار می‌کند تا از این راه برای رژیم تهران هوادار جمع کند. اما توجه دارابی بیش از همه به فراریان ایرانی و مخالفان رژیم تهران است. «عزیز» با همان رفتار غیرسیاسی همیشگی‌اش، از چیزی هراس و ترس ندارد. او از دارابی درباره وضعیت ایران می‌پرسد و از او مواد غذایی می‌خرد. دارابی چند سال بعد به عنوان یکی از عوامل اصلی ترور میکونوس از سوی دادگاه محکوم [به حبس ابد] می‌شود.

در سال ۱۹۹۲ تماس‌های «عزیز» با ایران افزایش می‌یابد. از تهران به او تلفن می‌شود؛ مردی به نام «‌هاشمی» ‌که دارای روابط بسیار نزدیکی با رژیم ایران است چندین بار به خانه آنها تلفن می‌کند. خود «عزیز» و چندین شاهد در برابر دادگاه این امر را تایید کرده‌اند. هنگامی ‌که یکبار «عسل» به تلفن ‌هاشمی ‌پاسخ می‌دهد، یعنی، در خانه گوشی را برمی‌دارد و بعد به همسرش می‌دهد، «عزیز» وانمود می‌کند که ‌«هاشمی» ‌را نمی‌شناسد. اما، اندکی بعد، ناگهان ‌«هاشمی» ‌در برابر در آپارتمان ایستاده است؛ به درون می‌آید و همراه «عزیز» در اتاق نشیمن به گفتگو می‌نشینند. او با خودش از ایران زعفران و پسته آورده است. «عزیز» بعدا در توضیح آمدن این مهمان ناخوانده‌ی عجیب و غیرعادی به خانواده‌اش می‌گوید که او [هاشمی] می‌خواهد برای ما پاسپورت‌های اصل ایرانی، پاسپورت‌هایی که تقلبی نیستند، تهیه کند. و همسرش [عسل] با تعجب از خود می‌پرسد: « این شخص چرا و به چه دلیل برای ما هدیه آورده و چرا می‌خواهد به ما پاسپورت‌های اصل ایرانی بدهد؟!»

عزیز بعدا نیز در ارتباط با دیدار «هاشمی» هر بار از سوی دوستانش، همسرش و همچنین در بازپرسی و دادگاه مورد پرسش قرار می‌گرفت. بازپرس‌ها از اینکه صاحب رستوران نمی‌تواند هیچ چیز را به خاطر بیاورد، سرخورده می‌شوند.

پس از چندی زندگی مشترک «عزیز» و «عسل» پایان می‌یابد و او در تدارک ترک برلین است. فضا، فضای پایانِ رستوران میکونوس است. وی در برابر دادگاه می‌گوید که چند هفته پیش از ترور تلاش کرد توسط چند بنگاه معاملات ملکی برای رستورانش خریدار پیدا کند. اما، پیش از فروش، همان شبی را سازماندهی کرد که همه چیز را تغییر می‌دهد.

پس از جنایت

در هفدهم سپتامبر ۱۹۹۲ نشست برخی از اعضای اپوزیسیون ایران با شرفکندی در رستوران میکونوس برگزار می‌شود. «عزیز» همه چیز را آماده کرده است. او، چند روز قبل، به همراه یک نفر دیگر، شرفکندی را از فردوگاه [تگل Tegel] به هتل می‌برد. در شب هفدهم سپتامبر، هشت تن از اعضای اپوزیسیون در رستوران حضور دارند و «عزیز» غذا و نوشیدنی سرو می‌کند. مهمانان بی‌خبر از همه جا نشسته‌اند و گفتگو می‌کنند. از درون رستوران به عاملان ترور ‌تلفن می‌شود [تلفن آنها یکبار زنگ می‌زند] و تیم ترور مطلع می‌شود که مهمانان در رستوران حضور دارند. اینکه چه کسی به آنها ‌تلفن کرده، هرگز روشن نشد.

اندکی پس از ساعت ده شب، «عزیز» از رستوران بیرون می‌رود. ماموران تحقیق بر این نظرند که این عمل او علامتی برای تیم ترور بوده است تا بدانند که مهمانان هنوز در رستوران هستند. پس از ترور، ماموران تحقیق ۵۰۰۰ مارک در رستوران پیدا می‌کنند. عزیز در بیمارستان با خطر مرگ بستری است. او در سی‌سی‌یو تحت مراقبت‌های ویژه قرار دارد.

«عزیز» که تحت آن شرایط فکر می‌کرد به پایان زندگی نزدیک می‌شود، زبان می‌گشاید. بر تخت بیمارستان با همسرش درباره آن پول حرف می‌زند و اینکه او آن را خرج فرزندانشان کند. به پلیس نیز می‌گوید که دست رژیم ایران می‌تواند در کار باشد و به این ترتیب پلیس را به مسیری درست راهنمایی می‌کند. اما، همینکه متوجه می‌شود زنده می‌ماند، دوباره «عزیز» واقعی در او زنده می‌شود؛ همان «عزیز» همه فن حریف و کسی که می‌خواست از دیوار راست بالا برود.

او رستوران خود را به یک خانم اندونزیایی و همسر آلمانی‌اش می‌فروشد. سپس، ابتدا به پاریس، نزد برادرش می‌رود و اندکی بعد راهی شهر دوسلدورف می‌شود، جایی که یکی از دوستان قدیمی‌اش اقامت دارد. او، در برلین، در پشت سر خود، ویرانه‌ای از روابط شخصی‌اش باقی می‌گذارد. دوستان با او قطع رابطه می‌کنند زیرا به او مشکوک شده‌اند. او از «عسل» طلاق می‌گیرد. «عسل» حاضر به گرفتن ۵۰۰۰ مارک نیست؛ از فروش رستوران هم چیزی به او نمی‌رسد. «عزیز» می‌پندارد کارها تمام شده‌ است. اما، یکبار دیگر در تنگنا قرار می‌گیرد زیرا نه تنها دوستان پیشین بلکه ماموران تحقیق نیز به او شک می‌کنند که با مرتکبان ترور همکاری داشته است.

دادگاه میکونوس در اواخر سال ۱۹۹۳ در برلین کار خود را شروع می‌کند. متهمان، [کاظم] دارابی و چهار تن دیگر در برابر دادگاه قرار دارند. «عزیز» چندین بار در جایگاه شهود باید به پرسش‌ها پاسخ دهد، اما او، دوباره، در نقش همان «عزیز»همه فن حریف است. شاهدان، حاضران در دادگاه و صورت‌جلسات همگی گواهی یک روند بسیار سخت از پرسش و پاسخ‌های مربوط به او هستند:

بازپرس: «شما در مجموع ۱۰۰هزار مارک برای رستوران پرداخت کرده‌اید. این پول را از کجا آوردید؟»
عزیز غ.: «این پول را از قبل داشته‌ام.»
بازپرس: «چرا این مبلغ را نقد پرداخت کرده‌اید؟»
عزیز غ.: «من در این رابطه خریدار با تجربه‌ای نبودم.»

بازپرس: « حالا برای ما توضیح دهید که این مبلغ ۱۰۰هزار مارک را از کجا آورده بودید ؟»
عزیز غ.: «من در اینجا از حقوق خودم استفاده می‌کنم و به دلیل مجازات‌های احتمالی که می‌تواند در پی داشته باشد، به شما نخواهم گفت که پول را از کجا آورده بودم.»

بازپرس: « شما بلافاصله پس از ترور به پلیس گفته بودید که [یکی از] قاتلان یک کت سبز تیره رنگ، مانند کت‌های سربازی به تن داشته است. آیا این امر را به خاطر می‌آورید؟»
عزیز غ.: «خیر، متاسفانه، من به یاد ندارم که چنین چیزی گفته باشم.»

بازپرس: «آیا شما کسی را به نام ‌هاشمی ‌می‌شناسید؟»
عزیز غ.: «من در حضور زنم به او پاسخ دادم، او به زن من تلفن کرده بود، و ابدا مشخص و معلوم نبود که این فرد چه کسی است و با کی و چه کسی می‌خواهد حرف بزند.»

بازپرس: « آیا شما در آن شب برای تنفس هوای تازه از رستوران بیرون رفته‌اید یا نه؟»
عزیز غ.: «من در این رابطه چیزی به خاطر نمی‌آورم.»

ماموران تحقیق درمانده و مأیوس‌اند زیرا پرونده آنها پر از شواهد و قرائن علیه «عزیز» است، اما توان اثبات محکمه‌پسند آنها را ندارند؛ یعنی ارائه اسناد و مدارکی که برای محکومیت او در دادگاه کافی باشد. «عزیز» بدون محکوم شدن دادگاه را ترک می‌کند؛ او آزاد است.

واقعا او «آزاد» است؟!

پس از پایان کار دادگاه [و صدور حکم در آوریل ۱۹۹۷] «عزیز» ساکن شهر دوسلدورف می‌شود و چندین بار در سال به ایران رفت و آمد می‌کند. او در دوسلدورف درخواست کمک‌های تامین اجتماعی (Sozialhilfe) می‌کند. دوستانش می‌گویند که وی از صندوق تعاونی مواد خوراکی و رستورانداران نیز به دلیل خسارات و صدمات جسمی ‌ناشی از اصابت گلوله به بدنش تقاضای غرامت کرده بود که گویا از حق کمک‌های اجتماعی او که هنوز هم دریافت می‌کند، کسر شد. بعلاوه، در ایران نیز مشغول کسب و کار است. فردی که او را خوب و از نزدیک می‌شناسد می‌گوید، او در آنجا «مانند یک شاه» زندگی می‌کند.

برخی دیگر از عوامل اصلی ترور میکونوس نیز در ایران زندگی می‌کنند از جمله رئیس تیم ترور، عبدالرحمان بنی‌هاشمی ‌که موفق می‌شود بلافاصله پس از ترور به ایران فرار کند. یا دستوردهنده‌ی عملیات، علی فلاحیان وزیر اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی ایران که تا چند وقت پیش عضو شورای خبرگان رهبری نظام بود. یا رئیس جمهوری وقت و یکی از مسئولان، علی اکبر‌هاشمی‌ رفسنجانی که البته در سال ۲۰۱۷ درگذشت؛ و علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه وقت و مسئول ویژه امور خارجی رهبر جمهوری اسلامی و همچنین رهبر مذهبی نظام که هنوز در پست خود باقیست. کاظم دارابی سازمانده و هماهنگ کننده ترور در برلین و رابط میان غرفه ایران در نمایشگاه «هفته سبز» و عزیز غ. در سال ۱۹۹۷ از سوی دادگاه برلین محکوم به حبس ابد می‌شود. او پس از ۱۵ سال از سوی مقامات آلمانی به ایران تحویل داده شد. دارابی [حدود یکسال پیش] خاطرات خود را درباره دوران زندانی بودنش و همچنین دمکراسی منحط آلمان منتشر کرد و کتابش برنده بهترین کتاب مستند سال ۲۰۱۹ شد. گفته می‌شود در مراسم اهدای این جایزه «عزیز» هم حضور داشته است. ولی راوی این موضوع نیز نمی‌تواند همه چیز را دقیق به خاطر بیاورد.

*منبع: هفته‌نامه آلمانی دیتسایت؛ پنجشنبه ۵ نوامبر ۲۰۲۰
* نویسنده: میشاییل تومن (Micheal Thumann)
*ترجمه و تنظیم و ارائه‌ی اطلاعات در […] بر اساس منابع منتشرشده از کیهان لندن
*میان‌تیترها از کیهان لندن است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .