اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'افغانستان'

Aug 11 2021

چراغ قرمز اروپا به پناهجویان افغان؛ شش کشور عضو اتحادیه خواستار مذاکره با ایران و پاکستان شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی

ارونیوز: چراغ قرمز اروپا به پناهجویان افغان؛ شش کشور عضو اتحادیه خواستار مذاکره با ایران و پاکستان شدند
شش کشور عضو اتحادیه اروپا همزمان با پیشروی شبه نظامیان طالبان در خاک افغانستان، با ارسال نامه‌ای به نهاد اجرایی این اتحادیه نسبت به توقف روند اخراج آن دسته از پناهجویان افغان که درخواست پناهندگی آنها رد شده، هشدار دادند.

اتریش، دانمارک، بلژیک، هلند، یونان و آلمان در نامه‌ای به تاریخ ۱۰ اوت که خطاب به کمیسیون اتحادیه اروپا نوشته شده، تصریح کرده‌اند که توقف بازگشت پناهجویان اخراج شده از خاک اروپا می‌تواند با مخابره پیامی غلط موجب افزایش انگیزه شهروندان افغانستان برای ترک خاک این کشور به مقصد کشورهای عضو اتحادیه اروپا شود.

این شش کشور در نامه‌ای که به رویت خبرگزاری رویترز رسیده است از کمیسیون اتحادیه اروپا خواسته‌اند تا با انجام مذاکره‌های پیگیر با دولت افغانستان زمینه بازگشت پناهجویان افغان به کشورشان را تسریع کند.

کشورهای امضا کننده این نامه همچنین اذعان کرده‌اند که در مورد شرایط حساس کنونی افغانستان که توجه به خروج نیروهای بین‌المللی قابل پیش‌بینی بوده، آگاهی کامل دارند. آنها همچنین با اشاره به وجود ۴.۶ میلیون افغان آواره در منطقه از کمیسیون اروپا خواسته‌اند تا با افزایش همکاری با پاکستان و ایران حمایت همه‌جانبه‌ای را از پناهجویان افغان صورت دهد.

بسیاری از کشورهای عضو اتحادیه اروپا از این که تحولات در افغانستان به تکرار بحران مهاجرت به اروپا که در سال‌های ۲۰۱۶-۲۰۱۵ رخ داد و موجب ورود بیش از ۱ میلیون پناهجوی خاورمیانه‌ای به کشورهای عضو اتحادیه شد نگرانند؛ بحرانی که ضمن تحمیل بار سنگین به نظام رفاهی و بهداشتی اتحادیه اروپا زمینه تقویت احزاب و گروه‌های راستگرای افزاطی را فراهم کرد.

کمیسیون اروپا نیز ضمن اعلام وصول این نامه اعلام کرده که به زودی به آن پاسخ خواهد داد. سخنگوی کمیسیون نیز در پاسخ به این سوال که آیا افغانستان در حال حاضر کشور امنی محسوب می‌شود، گفت که در سطح اتحادیه اروپا فهرستی از کشورهای ناامن در رابطه با درخواست پناهندگی یا برای بازگشت پناهجویان وجود ندارد و قضاوت در این مورد با کشورهای عضو است.

انتظار می رود که این موضوع در نشست اضطراری وزیران کشور اتحادیه اروپا در ۱۸ اوت که با هدف بررسی ابعاد شدت گرفتن مهاجرت از بلاروس به لیتوانی، لتونی و لهستان برگزار می‌شود، مورد بررسی قرار گیرد.

از سال ۲۰۱۵ تا کنون حدود ۵۷۰ هزار افغان از ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا درخواست پناهندگی کرده‌اند. تنها در سال ۲۰۲۰ نزدیک به ۴۴ هزار افغان تقاضای پناهندگی خود را به کشورهای اتحادیه ارائه کرده‌اند که موجب شده افغانستان پس از سوریه به عنوان دومین کشور اعزام کننده پناهجو به اتحادیه اروپا شناخته شود.

No responses yet

Jul 09 2021

طالبان گمرک اسلام‌قلعه در مرز ایران را تصرف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: رسانه‌ها از تصرف گذرگاه اسلا‌م‌قلعه در مرز افغانستان با ایران توسط طالبان خبر داده‌اند. گفته می‌شود که تجارت بین دو کشور متوقف شده است. به گزارش آسوشیتدپرس، سربازان افغان پست‌های خود را ترک کرده و به ایران گریخته‌اند.

نیروهای طالبان روز پنج‌شنبه ۸ ژوئیه (۱۷ تیر) گمرک اسلام‌قلعه در مرز هرات با ایران را به تصرف خود در آوردند.

خبرگزاری ایرنا با انتشار این خبر از قول یک خبرنگار افغان مستقر در هرات نوشت: «پس از فرار نیروهای افغان و کارمندان گمرک، مردم وارد گمرک هرات شده‌اند.»

مقام‌های محلی استان هرات هنوز در این باره اظهار نظری نکرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری ایرنا گروه طالبان افغانستان امروز با حمله به هرات دو شهرستان را در این ولایت تصرف کرده، اما مقامات محلی گفته‌اند که آن‌ها “به صورت تاکتیکی” از این شهرستان‌ها عقب‌نشینی کرده‌اند.

خبرگزاری ایسنا نیز گزارش داد که از عصر ۱۷ تیر به دلیل تحولات امروز در اسلام‌قلعه در نزدیکی مرز مقابل “دوغارون” خراسان رضوی و بندر ابونصر فراهی در ولایت فراه در مقابل مرز “ماهیرود” در خراسان جنوبی تجارت ایران و افغانستان متوقف شده است.

روح‌الله لطیفی، سخنگوی گمرک ایران گفت: «از تجار و بازرگانان درخواست می‌شود تا اطلاع ثانوی از ارسال محموله‌های تجاری به مرزهای دوغارون و ماهیرود خودداری کنند.»

“سربازان افغان به ایران گریخته‌اند”

خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در خبری مشابه تصرف یک منطقه کلیدی در مرز با ایران توسط طالبان را تأیید کرده است.

این خبرگزاری به نقل از یک مقام افغان که حاضر به افشای نامش نشد افزود، سربازان افغان در مرز اسلام‌قلعه پست‌های خود را ترک کرده و به ایران گریخته‌اند.

پیشروی طالبان در حالی صورت می‌گیرد که نیروهای آمریکایی خروج خود از افغانستان را تکمیل می‌کنند.

این سومین گذرگاه مرزی است که در هفته گذشته به تصرف طالبان در می‌آید. دو گذرگاه دیگر در مرز با تاجیکستان و ازبکستان تصرف شد.

پیشروی‌‌های طالبان باعث شده که برخی کشورها کنسولگری‌های خود در افغانستان را ببندند. از جمله روسیه به دلیل متشنج شدن اوضاع شمال افغانستان چند روز پیش سرکنسولگری خود در مزار شریف را تعطیل کرد.

ورود هیأت اعزامی طالبان به مسکو
روز پنج‌شنبه همزمان اعلام شد که هیأتی از طالبان به منظور انجام مذاکره وارد مسکو شده است.

نمایندگان سیاسی طالبان در دو سال گذشته بارها برای مذاکره با نمایندگان دولت افغانستان و احزاب این کشور به مسکو سفر کرده‌اند.

روسیه امیدوار است بتواند با مشارکت دادن گروه طالبان در مذاکرات صلح افغانستان شرایط را برای حل و فصل سیاسی اختلافات، پس از تکمیل خروج نیروهای آمریکایی مهیا سازد.

طالبان از چند ماه پیش که نیروهای آمریکایی و ناتو خروج از افغانستان را آغاز کردند، شروع به پیشروی کرده است. این گروه اکنون مدعی است که بیش از ۸۰ ولسوالی از مجموع ۴۲۱ ولسوالی افغانستان را تحت کنترل خود در‌آورده است.

حضور نیروهای بین‌المللی در افغانستان پس از ۲۰ سال به پایان می‌رسد. در ماه آوریل سال ۲۰۲۱ اعلام شد که نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا و ناتو خاک افغانستان را ترک خواهند کرد. تدارکات لازم برای اجرای این تصمیم هم از همان زمان آغاز شد. ناتو در آخرین مرحله ۴۳ هزار سرباز از ۴۰ کشور مختلف را به عنوان بخشی از نیروهای بین‌المللی کمک به امنیت (آیساف) در این کشور مستقر کرده بود.

حضور نیروهای بین‌المللی در افغانستان پس از ۲۰ سال به پایان می‌رسد. در ماه آوریل سال ۲۰۲۱ اعلام شد که نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا و ناتو خاک افغانستان را ترک خواهند کرد. تدارکات لازم برای اجرای این تصمیم هم از همان زمان آغاز شد. ناتو در آخرین مرحله ۴۳ هزار سرباز از ۴۰ کشور مختلف را به عنوان بخشی از “نیروهای بین‌المللی کمک به امنیت” (آیساف) در این کشور مستقر کرده بود.

No responses yet

Jan 14 2021

‘مرا صبور حسینی صدا می‌زنند، اما من لیلا هستم’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,مذهب


بی‌بی‌سی: مرا صبور حسینی صدا می‌کنند، اما من اصلی من لیلا هستم
دختر است یا پسر؟” اولین پرسشی که پس از به دنیا آمدن هر نوزاد مطرح می‌شود.

اما پاسخ همیشه “پسر” و یا “دختر” نیست. ممکن است ماما/قابله در آن لحظه نتواند با قطعیت بگوید نوزاد چه جنسیتی دارد.

سازمان ملل می‌گوید حدود ۱/۷ درصد جمعیت جهان بیناجنس یا اینترسکس هستند. یعنی ممکن است هردو اندام جنسی را داشته باشد یا اندام جنسی جوری باشد که نتوان جنسیت را از آن را مشخص کرد. بعضی اوقات ممکن است اندام جنسی بیرونی آنها منتسب به مردانه باشد اما تخمدان هم داشته باشند. جمعیت این افراد تقریبا برابر افراد مو نارنجی است.

در برخی موارد بلافاصله پس از تولد مشخص می‌شود که اندام جنسی نوزاد در دوگانه زنانه یا مردانه می‌گنجد. در موارد دیگر، ممکن است آلت جنسی نوزاد در سنین کودکی یا در سن بلوغ مشخص‌تر شود. در بسیاری از کشورها در همان آغاز تولد روی نوزاد عمل جراحی انجام می‌شود و یکی از دو جنس به او منتسب می‌شود. چیزی که بعدا ممکن است تا پایان عمر برای آن فرد مشکل ساز باشد.

برای “صبور حسینی” حتی در همان کودکی شک و شبهه‌ وجود نداشت که “لیلا” است

داستان لیلا

برای “صبور حسینی” حتی در همان کودکی شک و شبهه‌ی وجود نداشت که “لیلا” است.

“لیلا” ۶۴ سال پیش در روستای ولسوالی گذره هرات به دنیا آمد. او می‌گوید:” وقتی به دنیا آمدم پدرم به دلیل نامشخص بودن جنسیتم، حضانت مرا به عمه‌ام واگذار کرد.”

در نهایت خانواده تصمیم گرفت جنسیت او را پسر اعلام کند و نامش را صبور گذاشتند.

او از دوران مدرسه به یاد می‌آورد که همیشه با هم‌کلاسی‌هایش می‌خواند “من دختر هراتم، چون شاخه‌ی نباتم”.

داستان لیلا به این دلیل منحصر به فرد است که او در چارچوب‌ جنسیتی که برایش انتخاب شد، اسیر نماند و با وجود تمام دشواری‌ها و مشکلات تا به امروز همه تلاشش را کرده که هم در اجتماع فعال باشد و هم “لیلا” باشد.

لیلا می‌گوید “پس از آنکه در سن پنج سالگی مورد تعرض قرار گرفتم، همه در مدرسه فهمیدند که من بیناجنس هستم، پسران شروع کردند به اذیت و آزار جنسی من و دختران دیگر نمی‌گذاشتند در کنار آنها بنشینم و با آنها بازی کنم.”

اما لیلا پس از به پایان رساندن تحصیلاتش تا دبیرستان، در یکی از روستاهای دوردست هرات آموزگار شد.

رسانه‌های محلی چند ماهیست بخش‌هایی از داستان او را روایت کرده‌اند. او در کنار آموزگاری به هنر رقص و بازیگری نیز علاقه‌ فراوان دارد.

لیلا در چندین نمایش‌نامه و در یک مجموعه‌ی تلویزیونی به نام “خیال‌پلو” هم نقش آفرینی کرده است. او می‌گوید:”رقص را به صورت حرفه‌ای در هند یاد گرفتم. دوست دارم لباس‌های زنانه بپوشم، آرایش کنم و در محافل دوستان و آشنایان برقصم.” اما در کشور سنتی و به شدت مذهبی افغانستان، چنین کاری فراتر از چالش‌برانگیز است.

اما لیلا پس از به پایان رساندن تحصیلاتش تا دبیرستان، در یکی از روستاهای دوردست هرات آموزگار شد

برخورد با دگرباشان

در افغانستان برخورد جامعه و حتی کارکنان دولت با دگرباشان بخصوص افراد ترنس، بیناجنس‌ها و همجنسگرایان نامهربانانه و در بسیاری مواقع غیرانسانی است. گاهی این برخوردها از همان بدو تولد و در کانون خانواده شروع می‌شود.

لیلا می‌گوید با افراد تراجنسی (ترنس)‌ و بیناجنسی‌ زیادی در تماس است که زندگی مخفیانه‌ دارند یا هویت خود را فاش نمی‌کنند. اما تحقیر،تبعیض و بدرفتاری با دگرباشان جنسی و جنسیتی در افغانستان به یک ضربه و یک دشنام خلاصه نمی‌شود.

لیلا می‌گوید:”دندان‌های مرا شکسته‌اند و پا و بدنم را سوزانده‌اند”.

اگرچه لیلا با لبا‌س‌های منتسب به مردانه و هویت “صبور” در جامعه زندگی می‌کند اما باز می‌گوید مردان او را به اتوبوس و حمام راه نمی‌دهند وحتی امام مسجد به او اجازه نمی‌دهد در نماز جماعت شرکت کند.

لیلا در اثر ضربه‌ای که چند ماه پیش در راه بازگشت از مسجد به سرش وارد شده، بینایی و شنوایی‌اش را تا حدی از دست داد. او درباره این اتفاق گفته:

“شام یک روز وقتی از مسجد بیرون می‌آمدم، افراد ناشناس به من حمله کردند و یکی از آنها مشتی محکمی به صورتم حواله کرد و گفت که چرا به مسجد رفته‌ام. این ضربه بینایی و شنوایی‌ام را تا حد زیادی تضعیف کرد و دکترها می‌گویند نیاز به عمل جراحی چشم دارم.”

لیلا می‌گوید هورمون‌های طبیعی بدنش منجر به رشد پستان‌هایش شده بود و همین باعث آزار و اذیت بیشتری شد. او می‌گوید “مجبور شدم برای کوچک‌ کردن پستان‌هایم دارو مصرف کنم. پزشکان به من مجوز تطبیق جنسیت را داده‌اند ولی به دلیل هزینه گزاف آن این کار را نمی‌توانم بکنم.”


بسیاری افراد تفاوت بین میان‌جنسی (intersex) و تراجنسی (transexual) تراجنسیتی (transgender) و حتی گاهی دوجنسگرایی (bisexual) را نمی‌دانند

ناآگاهی دلیل بدرفتاری

موجودیت همین مشکلات در افغانستان سبب شده تا بسیاری از دگرباشان جنسی و جنسیتی از ابتدایی‌ترین حق و حقوق انسانی شان آگاهی نداشته باشند.

در بسیاری از موارد افراد تراجنسی (ترنس)‌ و بیناجنسی مایه‌ شرم و ننگ خانواده‌ها دانسته می‌شوند. به آنها “دوجنسه، ایزک و نرماده” می‌گویند که بار تحقیر و توهین دارند. حتی در برخی رسانه‌ها و انتشارات رسمی افغانستان از این اصطلاحات استفاده می‌شود.

ناآگاهی افراد جامعه و حتی قشر تحصیل‌کرده زندگی برای این افراد در جامعه را سخت کرده است. حتی در کمترین حد ممکن هم در افغانستان فرهنگ‌سازی نشده‌است.

زینب پیغمبرزاده، پژوهشگر مطالعات جنسیت می‌گوید:

نه تنها در افغانستان بلکه “علی‌رغم تلاش‌های ارزشمندی که در سال‌های اخیر در حوزه گرایش‌ جنسی و هویت جنسیتی انجام شده، متاسفانه در بسیاری از کشورها به موضوع ویژگی‌های جنسی چندان پرداخته نشده است و معمولا افراد تفاوت بین میان‌جنسی (intersex) و تراجنسی (transexual)، تراجنسیتی (transgender) و حتی گاهی دوجنسگرایی (bisexual) را نمی‌دانند و به اشتباه برای اشاره به همه این گروه‌ها از واژه دوجنسه استفاده می‌کنند.”

“زینب پیغمبر زاده می‌افزاید:”گروه‌های میان‌جنسی در کشورهای مختلف به خصوص کشورهای غربی تلاش دارند، زندگی به عنوان جنس سوم را در جامعه ممکن و قانونی کنند و موفقیت‌هایی هم در این زمینه به دست آورده‌اند. هر چند تا تغییر نگاه دوگانه محور جامعه که تلاش دارد جنس همه افراد را تنها در قالب زن یا مرد تعریف کند، هنوز راه درازی باقی است.”

به گفته او فرد میان‌جنسی به لحاظ جسمی در تعریف معمول آنچه که یک بدن “استاندارد” و “طبیعی” زنانه یا مردانه خوانده می‌شود، نمی‌گنجد و بنابر این بسیاری از پزشک‌ها معتقد هستند که بدن این افراد باید جراحی یا این افراد تعیین جنسیت شوند.

آیا عمل جراحی همیشه بهترین راه حل است؟

در بسیاری از کشورها، نوزادی که بیناجنس تشخیص داده می‌شود، در بدو تولد یا در کودکی مورد عمل جراحی قرار می‌گیرد و در برخی موارد این عمل جراحی با تجویز دارو در سال‌های بعد تکمیل می‌شود.

زینب پیغمبرزاده که به واسطه فعالیتش در زمینه حقوق دگرباشان افراد بیناجنسی زیادی را ملاقات کرده ‌است، می‌گوید آنچه که در میان آن‌ها مشترک است “فشارهای فیزیکی و روانی‌ است که در نتیجه تصمیم پزشک‌ها و خانواده‌ها در کودکی و نوجوانی تحمل کرده‌اند. این در حالی است که ضرورت انجام جراحی‌ها و مصرف دارو در بسیاری از موارد زیر سئوال است و نه تنها این افراد بدون این عمل‌های جراحی می‌توانستند زندگی سالمی داشته باشند، بلکه همین جراحی‌ها و مصرف داروها خودشان عامل مشکلات جسمی و روانی بسیاری در بین بسیاری از این افراد است.”

قانون مدنی افغانستان

افراد بیناجنسی در افغانستان حتی در قانون مدنی این کشور هم جایگاه مشخصی ندارند. تنها در ماده ۲۰۵۷ مربوط به میراث از “جنس خنثی” یاد شده و در آن آمده ‌است: “خنثایی که ذکوریت و انوثت او فهمیده شده نتواند، “اقل نصیبین” (کمترین سهم میراث درمقایسه با دختر و پسر) را مستحق گردیده و باقی‌مانده متروکه به ورثه دیگر داده می‌شود.”

آرتمیس اکبری فعال دگرباشان فارسی زبان می‌گوید دگرباشان جنسی و جنسیتی افغانستان که با او در تماس هستند، می‌گویند که اولین ضربه را از خانواده‌ها و حلقه نزدیکان خود می‌خورند. آنها قربانی خشونت‌های خانگی می‌شوند، مورد ضرب‌وشتم قرار می‌گیرند،زندانی می‌شوند و در برخی از موارد به قتل می‌رسند و یا از خانه فرار می‌کنند.

در بخشی از ماده ۲۴ قانون اساسی افغانستان آمده ‌است: “آزادی و کرامت انسان از تعرض مصون است. دولت به احترام و حمایت ازآزادی و کرامت انسان مکلف می‌باشد.”

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می‌گوید باید برای حمایت از این قشر یک قانون جداگانه تصویب شود تا بتوانند به حقوق و امتیازات قانونی‌شان دست یابند. اما تا زمان تصویب شدن چنین قانونی “لیلا” و صدها فرد بیناجنسی دیگر باید هر روز با تبعیض و آزار و اذیت سیستماتیک دست و پنجه نرم کنند.

No responses yet

Jan 31 2020

درس‌های انتخاباتی افغانستان برای ایران؛ روحانی باید به خود می‌خندید!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,انتخاباتی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران‌وایر: حسن روحانی، روز دوشنبه، ۷ بهمن۱۳۹۸ در جمع استانداران و فرمانداران کشور درباره اینکه در ایران هنوز انتخابات به صورت دستی برگزار می‌شود، گفت: «این انتخابات را الکترونیکی کنیم بابا. افغانستان هم این کار را کرد (همراه با خنده روحانی و حاضران) بیاییم این کار را بکنیم، این چیزی نیست که». منظور او از این کنایه، عقب ماندن ایران از افغانستان بود. کسی که حتی مدت کوتاهی در ایران زندگی کرده باشد، این شکل از تحقیر ملی را به‌خوبی می‌شناسد. در واقع، از دید روحانی و سایر حاضران در مجلس، ایران که در همه زمینه‌ها «بهتر و پیشرفته‌تر» است، چرا باید در زمینه برگزاری انتخابات الکترونیک، از «افغانستان عقب‌افتاده»، عقب مانده‌‌تر باشد؟!
این خنده تحقیرآمیز و غیرقابل توجیه روحانی البته به این سادگی‌ها تمام نشد و واکنش‌های بسیاری در فضای مجازی و حتی فضای دیپلماتیک ایجاد کرد. به‌نحوی که تاکنون حسام الدین آشنا، مشاور رییس جمهور و رییس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و علیرضا معزی، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر ریاست‌جمهوری، مجبور به توضیح و توجیه این بخش از صحبت‌های روحانی شده‌اند. نقطه تمرکز همه این واکنش‌ها، نژادپرستی روحانی و بی‌عرضگی نظام سیاسی ایران در برگزاری انتخابات آزاد و سالم و برعکس، موفقیت دولت افغانستان در ایجاد فضایی به مراتب دموکراتیک‌تر و امن‌تر برای برگزاری انتخابات و رسیدگی به شکایات پس از آن، بوده‌است.
در این گزارش، با بررسی تفاوت‌های بنیادین بین نهاد انتخابات در افغانستان و ایران، آزادی بیان و آزادی مطبوعات و همچنین حضور زنان در سطوح بالای سیاست، می‌کوشیم تفاوت‌های نظام سیاسی در ایران و افغانستان را شفاف سازیم:
برگزاری انتخابات در افغانستان
وقتی در همسایگی ایران، جمهوری اسلامی افغانستان شکل می‌گرفت، هیچ‌کس نمی‌دانست که سرنوشت این کشور، چه خواهد شد. هر چه تا آ‌ن روز بود، جنگ و ناامنی بود. امروز هم که از آن زمان، ۱۵ سال می‌گذرد، درگیری و جنگ هنوز هست، ولی افغانستان خوبی‌های زیادی هم دارد تا به آن‌ها ببالد. یکی از این خوبی‌ها، نظام انتخابات در افغانستان است.
در افغانستان، صرف نظر از اینکه چه نوع انتخاباتی در حال برگزاری است، نهاد برگزارکننده و ناظر، کمیسیون مستقل انتخابات است. این کمیسیون ۱۵ نفر را به رئیس جمهور معرفی و او نیز ۹ نفر را انتخاب می کند. اعضای کمیسیون مستقل انتخابات نمی‌توانند در احزاب سیاسی سمت داشته باشند، نمی‌توانند نسبت فامیلی نزدیک با کاندیداها داشته باشند، نمی‌توانند نامزد انتخابات باشند، نمی‌توانند پست دولتی و غیردولتی داشته باشند. چنانچه فردی در انتخابات قبلی و در جریان ثبت‌نام و نظارت محکوم به تخلف شده‌باشد، دیگر نمی‌تواند عضو کمیسیون مستقل انتخابات باشد.
کمیسیون مستقل انتخابات، نتیجه عضویت افغانستان در اتحادیه بین‌المجالس است. کار اصلی این سازمان مشاوره دادن به کشورها برای برگزاری انتخابات دموکراتیک و آزاد برای داشتن پارلمان‌هایی قوی‌تر و قابل اتکاتر است. جالب این است که جمهوری اسلامی ایران نیز عضو این سازمان است. ولی انتخابات در ایران نه‌تنها به سبک و سیاقی که این سازمان به کشورهای عضو پیشنهاد داده، برگزار نمی‌شود، بلکه برعکس با دست داشتن مستقیم دولت به عنوان نهاد برگزار کننده و شورای حکومتی نگهبان به‌عنوان نهاد ناظر، انتخابات علنا توسط رهبر جمهوری اسلامی برگزار و نظارت می‌شود.
قانون انتخابات در افغانستان برخلاف قانون انتخابات در ایران، بسیار ساده و واضح، اعمالی را برشمرده‌است که مانع نامزدی یک فرد برای انتخابات، اعم از پارلمانی یا ریاست‌جمهوری می‌شوند. این وضوح کمک می‌کند که تفسیر قانون برای برگزارکنندگان انتخابات امکان‌پذیر نبوده و آن‌ها مجبور شوند به اصل قانون عمل کنند. این اعمال بنا بر ماده ۲۰ قانون انتخابات افغانستان از این قرارند:

  • تعقیب اهدافی که مخالف اساسات دین مقدس اسلام، نصوص و ارزش های مندرج قانون اساسی باشد.
  • اعمال زور، تهدید یا تبلیغات با استفاده از قوه.
  • تحریک حساسیت‌ها و تبعیضات قومی، زبانی ، سمتی و مذهبی.
  • ایجاد خطر واقعی به حقوق و آزادی‌های فردی یا اخلال عمدی نظم و امنیت همگانی.
  • داشتن نیروهای مسلح غیر رسمی یا شمولیت در آن.
  • دریافت وجوه مالی از منابع خارجی .
  • دریافت وجوه مالی از منابع غیر قانونی داخلی.

در قانون انتخابات افغانستان، اصل بر برائت همگان است و همه شهروندان افغانستان اعم از زن و مرد و شیعه و سنی می‌توانند در انتخابات‌های مختلف از جمله ریاست جمهوری و پارلمانی شرکت‌ کنند؛ بدون تبعیض!
قانون انتخابات افغانستان در مقابل فساد کاندیداها، بسیار واضح است. اما در ایران، با وجود اینکه بیش از ۴۰ سال از اولین انتخابات می‌گذرد، هنوز قانون انتخابات ایران درباره کمک‌های مالی به نامزدان، قاطع نیست و همین امکان فساد را برای آنان مهیا کرده‌است. البته در طی چند هفته اخیر، نمایندگان مجلس دهم به بررسی و تصویب طرحی به‌نام طرح شفافیت مالی نامزدان انتخابات مجلس پرداخته‌اند که بعید است به انتخابات مجلس یازدهم برسد.
نظارت بر انتخابات در افغانستان
به‌جز کمیسیون مستقل انتخابات، در افغانستان کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی نیز وجود دارد که کار آن بررسی شکایات واصله است. این کمیسیون در کنار کمیسیون مستقل انتخابات، شرایط کاندیداها را نه بر اساس برداشت‌های شخصی و گزارش‌های بدست آمده از نهادهای امنیتی، بلکه چنانچه شکایتی علیه آنان اعلام شده باشد، با مر قانون تطبیق داده و اعلام نظر می‌کند. بنابراین، در افغانستان صلاحیت نامزدان بررسی نمی‌شود، و همه به‌طور بالقوه می‌توانند نامزد انتخابات مجلس یا ریاست‌جمهوری باشند، مگر اینکه یکی از اعمال ذکر شده در ماده ۲۰ قانون انتخابات افغانستان را انجام داده‌باشند و با شکایت از آ‌ن‌ها، کمیسیون رسیدگی به شکایات، سابقه آنان را بررسی کرده و به این نتیجه برسد که فرد خلاف قانون انتخابات رفتار کرده‌ و او را از گردونه انتخابات حذف کند.
این در حالیست که در جمهوری اسلامی ایران، شورای نگهبان به‌واسطه نظارت استصوابی، از کلیه ثبت‌نام کنندگان می خواهد که مدارک و شواهدی ارایه کنند که حاکی از التزام عملی آنان به اسلام و ولایت مطلقه فقیه باشد. حتی، اقرار کتبی به التزام به اسلام و ولایت مطلقه فقیه نیز کافی نیست و فرد باید مدارک عملی ارایه کند. چنانچه ثبت‌نام کنندگان نتوانند این مدارک را ارایه کنند، شورای نگهبان، صلاحیت آن‌ها را احراز نشده می‌داند و از حضور آنان در انتخابات، جلوگیری می‌کند. در ایران، فقط در انتخابات مجلس یازدهم که کمتر از یک‌ماه دیگر برگزار می‌شود، صلاحیت نزدیک به ۱۰ هزار نفر احراز نشده یا رد شده‌است. عمده این افراد نتوانسته‌بودند مدارکی ارایه کنند که نشان دهد به اسلام و ولایت مطلقه فقیه التزام عملی دارند و بنابراین صلاحیت آن‌ها احراز نشد.
زنان و اقلیت‌های قومی و مذهبی؛ نقطه‌ قوت افغانستان و نقطه ضعف ایران
یکی از ارکان اصلی دموکراسی، انتخابات است. در دنیای کنونی، انتخابات تضمن‌هایی دارد که بدون آن‌ها، از معنا تهی است. یکی از این تضمن‌ها، مشارکت، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن زنان و اقلیت‌های قومی و مذهبی است. در افغانستان زنان می‌توانند کاندیدای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری شوند. این در حالیست که در ایران، شورای نگهبان با توسل به بخشی از قانون انتخابات ریاست جمهوری که در آن از عبارت «رجال مذهبی و سیاسی» استفاده شده، بیش از ۴۰ سال است که زنان را از عرصه رقابت برای مهم‌ترین مقام انتخابی کشور، محروم کرده‌است.
همچنین در افغانستان همه شهروندان اعم از پشتون، افغان، مسلمان، غیرمسلمان، سنی و شیعه، چنانچه مخالف قانون انتخابات عمل نکرده باشند، می‌توانند برای تمام مقام‌های انتخابی کشور کاندیدا شده و خود را به انتخاب مردم بگذارند. این در حالیست که در ایران، سنی‌ها و پیروان ادیانی که حاکمیت آن‌ها را به رسمیت می‌شناسد، می‌توانند فقط در انتخابات‌های شوراهای شهر و روستا و مجلس شورای اسلامی شرکت کنند. البته اخیرا با تفسیرهای غیرقانونی جدید، حتی پیروان ادیان به رسمیت‌شناخته شده مانند زرتشتیان نیز در خطر حذف هستند. نمونه این امر، لغو عضویت سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای شهر یزد است که شورای نگهبان اعلام کرد به دلیل غیر مسلمان بودن، نمی‌تواند در این شورا عضویت داشته‌باشد. البته بعدتر، این حکم توسط رای نمایندگان مجلس شورای اسلامی و تایید مجمع تشخیص مصلحت نظام شکسته شد. این روند برای پیروان ادیان به رسمیت شناخته نشده، بدتر است. برای مثال، بهاییان و یارسانی‌ها، حتی اجازه کاندیدا شدن برای انتخابات‌های مجلس و شورا‌های شهر و روستا را نیز ندارند.
در مورد ریاست جمهوری قضیه فرق می‌کند. در جمهوری اسلامی، اساسا فقط مردان شیعه که التزام عملی خود به ولایت مطلقه فقیه را ثابت کنند، می‌توانند در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شوند.
اما، در افغانستان ۲۷ درصد کرسی‌های مجلس از آن زنان است. این در حالیست که در ایران، در زنانه‌ترین مجلس تاریخ خود که مجلس دهم بود نیز، کمتر از ۵ درصد از کرسی‌ها برای زنان بود. همچنین در افغانستان، زنان در دولت نیز حضور دارند. گزارش کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی افغانستان نشان می‌دهد که ۲۲ درصد کارکنان محلی دولت افغانستان زنان هستند. این در حالیست که در ایران با اقتصادی عمدتا دولتی، نرخ بیکاری زنان دو برابر نرخ بیکاری مردان است.
حضور زنان در دولت افغانستان فقط به سطح شاغلان محدود نمی‌شود. روسای هر دو کمیسیون انتخابات افغانستان که ماموریت برگزاری انتخابات حساس و سرنوشت‌ساز ریاست جمهوری مهر۱۳۹۸ را بر عهده داشتند، زن هستند. روسای کمیسیون‌های مستقل حقوق بشر و نظارت بر قانون اساسی افغانستان نیز هر دو زن هستند. کمیسیون نظارت بر قانون اساسی، نهادی کم‌و بیش مشابه شورای نگهبان در ایران است. در ایران، حتی تصور اینکه حاکمیت به زنان این اجازه را بدهد که به جای احمد جنتی قرار بگیرند، غیرممکن است.
علاوه بر این‌ها، سه وزیر اطلاعات و فرهنگ، امور زنان و معادن در کابینه دولت وحدت ملی افغانستان، زن هستند و در شماری از وزارتخانه‌های کلیدی نیز برای نخستین بار زنان به عنوان معاونین وزارتخانه تعیین شده‌اند. این درحالیست که دولت اول حسن روحانی، که امروز به وضعیت افغانستان پوزخند می‌زند، حتی یک وزیر زن نیز نداشته و تنها دو پست کاملا تزیینی مشاوره زنان و امور خانواده و سازمان محیط زیست را به زنان واگذار کرده‌است. در دولت دوم او نیز، با وجود اضافه شدن لعیا جنیدی، به‌عنوان معاون حقوقی رییس جمهور، نقش شهیندخت مولاوردی به‌شدت تزیینی بود. به‌نحوی که وقتی مولاوردی به‌خاطر بازنشستگی استعفا داد، مقام او، یعنی دستیار رییس جمهور در امور حقوق شهروندی، کلا از میان برداشته شد.
جو امنیتی خودساخته و جای خالی ناظران بین‌المللی در انتخابات ایران
نظارت بر انتخابات در جمهوری اسلامی، تنها در دست نهاد انتصابی رهبر، یعنی شورای نگهبان است. درست است که شورای نگهبان همیشه بر حضور کاندیداها و نمایندگان آن‌ها بر پای صندوق‌ها رای و حتی در روند بررسی صلاحیت‌ها تاکید داشته‌، اما واقعیت نشان می‌دهد که حتی در بهترین شرایط نیز، این ناظران کاره‌ای نیستند. دلیل این امر این است که ناظران نیز نهایتا باید شکایات خود را به شورای نگهبان تقدیم کنند که از لحاظ حقوقی و ساختاری کاملا وابسته به علی خامنه‌ای است. بنابراین رای نهایی آن، نه‌تنها قابل اعتماد نیست، بلکه تجربه نشان داده که این شورا حاضر است حتی تفسیرهای جدیدی از قانون ارایه کند که تا پیش از این وجود نداشته‌اند. رد صلاحیت مینو خالقی، نماینده منتخب اصفهان در مجلس دهم پس از اتمام انتخابات و اعلام نتایج، تعلیق سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای شهر پنجم یزد، چند نمونه از این خروار هستند.
اما در افغانستان، نهاد انتخابات در تمام مراحل آن با نهادهای بین‌المللی بی‌طرف در سازمان ملل، اتحادیه اروپا و روزنامه‌نگاران مستقل در ارتباط است و کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون شکایات انتخابات نیز با این نهادهای مستقل بین‌المللی در داد و ستد تجربیات هستند تا کیفیت انتخابات در افغانستان، هر روز بهتر از پیش شود. البته، ناگفته نماند که افغانستان در طی چند دهه اخیر، درگیر جنگ با طالبان بوده‌ و با وجود ناامنی‌های بسیار در زمان برگزاری انتخابات، توانسته‌است از برگزاری جو امنیتی در انتخابات جلوگیری کند.
در ایران اما، سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، برخلاف قانون، با حضور رسمی و غیررسمی بر سر صندوق‌های رای، فضای امنیتی خودساخته‌ای ایجاد کرده و حتی در کار ناظران کاندیداها نیز اختلال ایجاد می‌کند، چه رسد به ناظران بین‌المللی. یک نمونه از این حضور فراقانونی، انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ است. تنها چند ساعت پس از اتمام انتخابات در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، نیروهای امنیتی به ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی و مهدی کروبی حمله کرده و با بازداشت بسیاری از فعالان ستادها، از خبررسانی ناظران کاندیداها درباره تخلفات انتخاباتی جلوگیری کردند.
آزادی بیان و مطبوعات در افغانستان؛ ایران بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران
قانون اساسی افغانستان در ماده ۳۴، صراحتا به حق آزادی بیان شهروندان پرداخته‌ و می‌گوید: «آزادی بیان از تعرض مصون است. هر افغان حق دارد فکر خود را به وسیله‌ی گفتار، نوشته، تصویر و یا وسایل دیگر، با رعایت احکام مندرج این قانون اساسی اظهار نماید. هر افغان حق دارد مطابق به احکام قانون، به طبع و نشر مطالب، بدون ارایه‌ی قبلی آن به مقامات دولتی، بپردازد. احکام مربوط به مطابع، رادیو و تلویزیون، نشر مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی توسط قانون تنظیم می‌گردد».
در ماه دسامبر ۲۰۱۹، کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران در گزارش سالانه خود از زندانی‌بودن ۲۵۰ روزنامه نگار در دنیا خبر داد. در این گزارش شمار خبرنگاران و روزنامه نگاران ایرانی که در بند هستند، ۱۱ نفر اعلام شد. خوشبختانه با وجود شرایط ناامن و اضطراری ناشی از جنگ با طالبان، از سال ۲۰۰۸، هیچ خبرنگاری در افغانستان در بند نبوده‌است. در واقع، خبرنگاری که در سال ۲۰۰۸ نیز در بازداشت بود، نه توسط دولت افغانستان، بلکه توسط پایگاه نظامی آمریکا بازداشت شده‌بود.
این در حالیست که بسیاری از فعالان حقوق بشری، ایران را به بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران تشبیه می‌کنند. تنها در یک مورد، مرضیه امیری، خبرنگار روزنامه شرق، به دلیل حضور در مراسم روز جهانی کارگر، به ۱۰ سال حبس که پنج سال آن قابل اجراست، محکوم شده‌است. حکم امیری برای اجرا، به ستاد اجرای احکام ارسال شده‌است. نمونه اخیر دیگر نیز، علیرضا تومار، عکاس جوانی است که از روز ۲۵ آبان و در جریان اعتراضات پس از گرانی یک‌شبه بنزین، توسط نیروهای امنیتی در میدان ونک تهران، بازداشت شده و در این مدت هیچ تماسی با خانواده خود نداشته‌است. بسیاری از فعالان حقوق‌بشری نگرانند که احتمالا نیروهای امنیتی، تومار را به قتل رسانده‌اند و حاضر به پذیرفتن مسوولیت آن نیز نیستند.
در همین راستا، گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز نشان می‌دهد که آزادی بیان در ایران، در سال ۲۰۱۹، شش پله سقوط کرده و به رده ۱۷۰ رسیده‌است. تعداد کل کشورهایی که در این رده‌بندی مورد توجه قرار گرفته‌اند، ۱۸۰ کشور بوده‌است. این درحالیست که رتبه افغانستان در همین رده بندی، ۱۲۲ است.
در حالیکه در ایران تهدید اصلی علیه دموکراسی، آزادی بیان و مطبوعات از سوی دولت اعمال می‌شود، در افغانستان این تهدیدها از سوی شبه نظامیانی چون طالبان و داعش هستند که در واقع دولت افغانستان در حال جنگ با آنان است. این واقعیتی است که نشان می‌دهد، حکومت ایران در کدام سوی میدان ایستاده و برهم‌زننده اصلی امنیت اجتماعی در ایران، کیست.
بنابراین، به نظر می‌رسد که آنچه که حسن روحانی باید به آن پوزخند می‌زد، قدرت فراقانونی ولی فقیه و موقعیت غیرقانونی شورای نگهبان است، نه وضعیت توسعه در کشوری که با وجود سال‌های متمادی جنگ، ارزش‌هایی چون آزادی بیان، مشارکت سیاسی زنان و اقلیت‌های قومی و مذهبی، آزادی مطبوعات و آزادی بیان که همگی از ارکان اصلی دموکراسی هستند، قابل احترامند و حق تعیین سرنوشت جدی‌تر از همیشه در آن سرزمین دنبال می‌شود.

No responses yet

Apr 02 2019

آسوشیتدپرس: بازگشت «ده هزار» آموزش‌دیده سپاه پاسداران به افغانستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: یک مقام ارشد در وزارت کشور افغانستان به خبرگزاری آسوشیتدپرس می‌گوید که حدود ده هزار شهروند افغان که توسط سپاه پاسداران آموزش نظامی دیده و در سوریه جنگیده‌اند هم‌اکنون به افغانستان بازگشته‌اند.

در گزارش آسوشیتدپرس که روز دوشنبه، ۱۲ فروردین، منتشر شد آمده‌ است که این مقام ارشد با جزئیات اطلاعات دولتی افغانستان آشنا است. این مقام افغان نخواسته نامش فاش شود.

به نوشته این خبرگزاری، دولت افغانستان و «بسیاری از کارشناسان» این احتمال را می‌دهند که با توجه به تلاش آمریکا برای پایان دادن به حضورش در افغانستان، ایران دوباره این نیروهای شیعه را بسیج کرده و آنها را در جهت پیشبرد برنامه‌های خود در افغانستان به‌کار گیرد.

مقام ارشد وزارت کشور افغانستان به آسوشیتدپرس گفت که جمهوری اسلامی هم‌اکنون در حال کمک به جنگجویان سابق لشکر فاطمیون است که در کابل و منطقه شیعه‌نشین بامیان سکونت دارند.

لشکر فاطمیون متشکل از «داوطلبان» افغان است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آنها را برای اعزام به سوریه و جنگیدن در کنار نیروهای بشار اسد علیه مخالفانش بسیج کرده‌ است.

به گفته این مقام ارشد افغان، «اداره اطلاعات دولت افغانستان برخی مقام‌های ارشد دولتی ایران را شناسایی کرده که در حال مدیریت فعالیت‌های جنگجویان بازگشته از سوریه هستند».

به گفته او، این مقام‌های ایرانی به اعضای فاطمیون که به افغانستان بازگشته‌اند «سلاح و پول می‌دهند و در حال ایجاد ساختاری هستند که بتوان آنها را، در صورت نیاز، دوباره به سرعت بسیج کرد.»

این مقام افغان همچنین می‌گوید که عبدالغنی علیپور، جنگ‌سالار افغان از تبار هزاره، متهم به کمک به جمهوری اسلامی است. علیپور سال گذشته به اتهام تشکیل گروه شبه‌نظامی غیرقانونی بازداشت شد اما در پی تجمع اعتراضی هزاران نفر از هوادارانش در کابل آزاد شد.

آسوشیتدپرس در گزارش خود همچنین خبر می‌دهد که هزاران افغانی که از جنگ سوریه به کشور خود بازگشته‌اند با ناامنی و خطر جانی روبه‌رو هستند.

این خبرگزاری از قول برخی از اعضای لشکر فاطمیون که اکنون به افغانستان بازگشته‌اند می‌نویسد که بسیاری از مردم افغانستان این افراد را «خائن و تروریست» لقب می‌دهند و این افراد با بازداشت‌های فراقانونی مواجه می‌شوند.

از مصاحبه‌های این خبرگزاری چنین برمی‌آید که بازگشتگان از جنگ سوریه در افغانستان با بدرفتاری مردم مواجه می‌شوند و از ترس کشته شدن توسط نیروهای داعشی حاضر در افغانستان سعی در مخفی ماندن هویت خود می‌کنند.

سازمان دیدبان حقوق بشر، سپاه پاسداران را متهم کرده که کودکان مهاجر افغان را به عنوان سرباز به جنگ سوریه اعزام می‌کند.

این سازمان در گزارشی نوشته‌ است کودکان افغان که گاهی حتی ۱۴ سال بیش ندارند در لشکر فاطمیون به کار گرفته می‌شوند تا کنار نیروهای ایرانی در سوریه بجنگند. قوانین بین‌المللی اعزام افراد کمتر از ۱۵ سال به جبهه را جنایت جنگی می‌نامد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، پیتر بوکارت مدیر بخش امور اضطراری سازمان دیدبان حقوق بشر نیز گفته است: «حکومت ایران علاوه بر دادن مشوق‌هایی به مهاجران افغان برای رفتن به جنگ سوریه، برخی از آنها را به زور اعزام می‌کند. تعدادی از این افراد گفته‌اند که حکومت ایران تهدیدشان کرده‌ است در صورت نرفتن به سوریه از ایران اخراج خواهند شد.»

آسوشیتدپرس نیز در گزارش تازه خود با یکی از اعضای فاطمیون که به افغانستان بازگشته مصاحبه کرده که در هفده‌سالگی برای مهاجرت به اروپا از طریق ایران به ایران رفته بود اما با بسته شدن راه اروپا، از فشار بی‌پولی به لشکر فاطمیون پیوست.

این فرد، با نام مستعار «مهدی»‌، می‌گوید که به عنوان کارگر ساده در ایران ۱۵۰ دلار درآمد داشت اما در قالب لشکر فاطمیون به او ماهانه ۹۰۰ دلار پرداخت می‌شد.

او توضیح می‌دهد که پس از نام‌نویسی برای اعزام به سوریه، او را برای آموزش نظامی به یک پادگان سپاه پاسداران در یزد بردند و پس از مقداری آموزش به همراه ۱۶۰۰ شبه‌نظامی دیگر به دمشق پرواز کرد.

به گفته «مهدی»، افغان‌های اعزامی به سوریه را مستقیماً به خط اول جبهه جنگ علیه جبهه‌النصره، گروه وابسته به القاعده، در خان طومان در حومه حلب فرستادند.

نبردهای حومه حلب از خونین‌ترین نبردها در سوریه است و به گفته «مهدی» در یکی از این نبردها «۸۰۰ افغان به خط اول فرستاده شدند و تنها ۲۰۰ نفرشان زنده یا مجروح بازگشتند.»

خان طومان همچنان در دست جبهه‌النصره است.

در نبردهای حومه حلب، مخالفان سوری دولت بشار اسد به همراه عراقی‌ها، چچن‌ها، ترکمن‌ها، ازبک‌ها و دیگر جهادی‌های خارجی در یک سو و در جبهه مخالف‌شان سربازان ارتش سوریه، نظامیان ایرانی، حزب‌الله لبنان، شیعیان عراقی و افغان با پشتیبانی هواپیماهای نظامی روسیه درگیر هستند.
منابع: خبرگزاری‌های آسوشیتدپرس و فرانسه/ پ. پ./ ف. دو.

No responses yet

Dec 27 2018

ایران مذاکره با طالبان را آغاز کرد و همکاری نظامی با روسیه را توسعه می‌دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، اعلام کرد که این کشور با طالبان افغانستان مذاکره کرده است. دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با اعلام این مطلب تصریح کرده است که مذاکره با طالبان ادامه خواهد یافت و این مذاکرات با اطلاع دولت کابل صورت گرفته است.

خبرگزاری “تسنیم”، وابسته به سپاه پاسداران، با اعلام این خبر افزوده است که علی شمخانی در رأس هیئتی از مقامات عالی سیاسی، نظامی و امنیتی ایران امروز چهارشنبه پنجم دی ماه به کابل سفر کرد و با همتای افغان خود، حمدالله محب، دیدار و دربارۀ اوضاع امنیتی افغانستان و منطقه گفتگو کرد.

در این ملاقات علی شمخانی خواستار “فعال تر شدن سازوکارهای مشورتی میان نهادهای امنیت ملی دو کشور” شده و نسبت به “خطر گسترش نفوذ داعش در افغانستان” ابراز نگرانی کرده و آن را “نقشۀ شوم آمریکا” و برخی کشورهای منطقه دانسته است.

علی شمخانی در مذاکراتش با مقامات امنیتی افغانستان همچنین “بر ضرورت حفظ، تقویت و گسترش پاسگاه های مرزی” و افزایش همکاری های امنیتی دو کشور تأکید کرده است.

علی شمخانی گفته است که جمهوری اسلامی ایران یکی از ارکان ثبات منطقه است و همکاری های تهران و کابل به حل مسائل امنیتی افغانستان یاری می رساند.

مقامات ایران هیچ توضیحی در مورد تاریخ و مکان مذاکرات خود با طالبان و موضوع گفتگوها میان دو طرف ارایه نکرده اند.

خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه و احتمالاً از افغانستان فعل و انفعالات سیاسی و نظامی در منطقه را شتاب بخشیده است. منابع رسمی در واشنگتن گفته اند که رئیس جمهوری آمریکا خواستار خروج نیمی از سربازان آمریکایی از افغانستان شده است.

دولت پاکستان از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان ابراز خشنودی کرده است و وزیر امور خارجۀ اسلام آباد هفتۀ گذشته دور سفر رسمی را به کابل، تهران، مسکو و پکن به منظور بررسی اوضاع جدید افغانستان پس از خروج احتمالی هفت هزار سرباز آمریکایی از این کشور آغاز کرد. جمهوری اسلامی ایران که برای دفاع از بشار اسد در جنگ داخلی سوریه درگیر شده، اکنون نگران است که پس از خروج نیروهای آمریکایی از سوریه و افغانستان دامنۀ رویارویی نظامی اش با داعش از سوریه تا افغانستان امتداد بیابد.

به گفتۀ منابع خبری و اطلاعاتی کشورهای غربی مناسبات سپاه پاسداران و طالبان افغانستان همواره مستمر و گسترده بوده است. حمایت نظامی و مالی سپاه پاسداران از طالبان و دیگر گروه های شورشی مسلح در افغانستان بخشی از راهبرد جمهوری اسلامی ایران برای اعمال فشار بر نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان بوده است.

همزمان با اظهارات علی شمخانی دربارۀ مذاکرات تهران و طالبان، خبرگزاری “تسنیم” در گزارشی جداگانه نوشت که سردار قاسم تقی زاده، جانشین وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران، با “ژنرال اسپینوف”، معاون رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه، در تهران ملاقات کرد و به این مناسبت آمادگی جمهوری اسلامی ایران را برای توسعه و تعمیق همکاری های دفاعی و نظامی با مسکو اعلام نمود.

به گزارش “تسنیم” در این ملاقات وضعیت عمومی منطقه و اوضاع سوریه پس از خروج نیروهای آمریکایی از این کشور مورد بحث قرار گرفت.

پیرو تصمیم رئیس جمهوری آمریکا، وزیر دفاع این کشور فرمان خروج دو هزار نیروی نظامی آمریکایی از سوریه را امضاء کرده است. رئیس جمهوری آمریکا گفته است که خروج نیروهای نظامی این کشور از سوریه با هماهنگی کامل با ترکیه صورت می پذیرد تا از وقوع خلاء قدرت در مناطق شمال-شرق سوریه جلوگیری شود.

خروج نیروهای آمریکایی از سوریه و افغانستان کل معادلات نظامی و سیاسی خاورمیانه و منطقه را دگرگون کرده است و مناسبات قدرت و همکاری های نظامی میان نیروهای درگیر در جنگ های منطقه ای از جمله میان ایران و روسیه را بازتعریف نموده است.

No responses yet

Jun 03 2017

انفجار در کابل

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه

محشر بود. قربانيان در ميدان مانده اند. تلفات سنگين است، نمازگزار

— Harun Najafizada (@HNajafizada) June 3, 2017

No responses yet

Dec 29 2016

‘اجساد طالبان به ایران انتقال یافته و برایشان مراسم عزاداری برپا شده است’

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: ناصر مهری، سخنگوی والی فراه، در غرب افغانستان، به بی‌بی‌سی گفته است که اجساد شماری از کشته‌شدگان طالبان در درگیرهایی در این منطقه، به ایران منتقل شده است.

آقای مهری در همین رابطه افزوده است که نیروهای استخباراتی افغانستان همچنین به اطلاعاتی دست یافته‌اند که برای این افراد در خاک ایران، مراسم عزاداری نیز برپا شده است.

او در عین حال تاکید کرده است که نمی‌تواند دقیقا بگوید که این افراد تبعه ایران بودند اما به گفته او این رویداد نشان دهنده حمایت ایران از طالبان است.

پیش از این گزارش‌های غیررسمی از حضور نیروهای ایرانی سپاه پاسداران در بین طالبان منتشر شده بود.

در همین خصوص یکی از دیپلمات‌های ایران در افغانستان که نخواست نامش فاش شود، ادعای حضور نیروهای ایرانی را در بین مخالفان مسلح رد کرد. وی تاکید کرده است که ایران از ابتدا از دولت مرکزی افغانستان حمایت کرده است و به این روند ادامه می‌دهد.

دولت ایران پیش از این ادعاهای حمایت از طالبان را نیز رد کرده بود اما گفته است با این گروه در ارتباط است. در همین رابطه پیش از این کاخ ریاست جمهوری افغانستان با ابراز نگرانی از تماس تهران با طالبان گفته بود که رفتار کشورها باید دولت محور باشد.

به گفته سخنگوی والی فراه، طالبان از دو ماه قبل به این سو حملات زیادی را به مناطق مختلف فراه انجام دادند که با تلفات سنگین رو به رو شدند.

آقای مهری می‌گوید در جمع تلفات طالبان در این درگیری‌ها شماری از اتباع کشور پاکستان نیز دیده می‌شدند.

به گفته وی، آغاز و پیشرفت برخی از پروژه‌های اقتصادی در این ولایت باعث افزایش حملات ستیزه‌جویان در این ولایت شده است.

No responses yet

Apr 25 2016

هویت: دو خانه دارم، ایران و افغانستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: در مراسم بزرگی در کابل در حضور رئیس جمهوری افغانستان و مهمانان خارجی گفت: “آرزوی من این است روزی برسد که افغانستان دیگر نیازمند کمک کشورهای جهان نباشد. نه تنها نیازمند نباشد که در شرایطی قرار بگیرد تا قادر شود به کشورهای دیگر کمک کند.”

نیایش یازده ساله‌، دانش آموز کلاس پنجم است و در همین سن درآمد دارد.

پس از سقوط گروه طالبان در سال ۲۰۰۱، بیش از صد میلیارد دلار پول در افغانستان سرازیر شد. چیزی حدود ۹ هزار دلار در ازای هر شهروند. میلیون‌ها مهاجر افغان که در جریان جنگ‌ها از کشور فرار کرده بودند دوباره به میهن‌شان برگشتند. این بود که صفحه جدیدی از بازسازی و نوسازی در افغانستان ورق خورد.

پدر نیایش هم با خانواده‌اش به افغانستان آمد و زندگی جدیدی را شروع کرد، از صفر.

داوود خطیبی پدر نیایش در جریان نابسامانی‌های افغانستان، در ایران بود. پس از چند سال کار و زندگی در رشت با دختری آشنا شد و این آشنایی به ازدواج انجامید. آن دختر حالا مادر دو دختر است به نام‌های نیایش و نیوشا.

نیایش در اوج کودکی با خانواده‌اش به افغانستان بازگشت. برای کودکی که همه خاطراتش در ایران رقم خورده بود جا افتادن در جامعه و محیط نو دشوار بود.

نیایش می‌گوید وقتی افغانستان آمد به سختی از اقوامش در ایران دل کند و دوری از دوستان ایرانی‌اش هم ساده نبود. وقتی خود را در افغانستان یافت، کودکی بود با لهجه غلیظ تهرانی و مواجه با سوال‌هایی که این و آن از او می‌پرسیدند.

حرف‌هایش را درست متوجه نمی‌شدند، واژه‌هایی که به کار می‌برد برای بستگانش غریب بود و طرز بیان و فکرش هم نزدیکی با محیط نداشت. اما ناگهان دید که در میان جمعیتی از خانواده‌ها قرار گرفته؛ پسران و دختران کاکا/عمو و عمه و بستگان زیاد. این کمک کرد که او دچار انزوا نشود و با محیط جدید زودتر وفق یابد.

او وارد مدرسه شد و با زبان تیز و جرات زیادش زود راه خود را پیدا کرد. نیایش از معدود افغان‌هایی است که شهروندی دوگانه دارد. هم ایران و هم افغانستان.

او را در کلاس پنجم یکی از مکاتب خصوصی دیدم که با اشتیاق زیاد مشغول مشق انگلیسی بود. علاوه بر این با زبان‌های پشتو و فرانسوی هم آشنایی دارد. اما هم‌کلاسی‌هایش او را با هویت دیگری می‌شناسند، هویتی که پیشه‌اش به او داده.

نیایش در خانه دوم، حالا در جست‌وجوی هویت خود در دنیایی است که مشکلات قومی و هویتی زیاد است. او در تلویزیون خورشید افغانستان کار می‌کند و گرداننده برنامه کودک است.

شبکه تلویزیونی خورشید به این ستاره کوچکش می‌بالد. کارکنان و مسئولان این شبکه تلویزیونی می‌گویند نیایش از موفق‌ترین چهره‌های شبکه است.

هفته پیش در این شبکه پیش از این که آماده ضبط برنامه شود با رئیس تلویزیون دیدار کرد و جلوی دوربین ما سوال های مهمی از رئیس پرسید. مثلا این که آیا برنامه‌هایش را می‌بیند؟ پیشنهادش چیست و چه تغییراتی در برنامه آورده شود؟ رئیس از او خوشحال بود و وعده کرد که مدت برنامه تلویزیونی اش را زیاد کند.

برنامه‌ نیایش در مورد کودکان است اما از زاویه دیگر، بحث های بزرگ را با زبان کودکانه به خورد مخاطبان هم سن و سالش می‌دهد. او برای برنامه‌ای در مورد بحران مهاجرت آمادگی می‌گرفت. محتوای برنامه این بود که مردم را به ماندن در افغانستان تشویق کنند.

در شرایطی که نیایش هویتی برای خود می‌سازد، جنگ و نابسامانی بار دیگر به سراغ خانواده‌های افغان آمده است. در سال ۲۰۱۵ بیش از ۲۵۰ هزار افغان در کشورهای توسعه‌یافته، درخواست پناهندگی کرده‌اند. بسیاری ها برای زندگی بهتر افغانستان را ترک می‌کنند، خیلی‌ها برای این که آینده کودکان شان تضمین شود.

بخت همه کودکان مهاجر یا به زبان دیگر اقبال همه نسل مهاجر افغان شبیه بخت و اقبال نیایش نیست. در افغانستان صدها هزار کودک که در جریان مهاجرت ها زاده شدند با سرنوشت نامعلومی زندگی می‌کنند، چه بسا خیلی‌هایی که در این سفر طولانی مهاجرت، یا هویت خود را از دست دادند و یا هم دچار بحران هویتی شدند.

نیایش اما نه تنها که خانه‌اش را از دست نداده که صاحب دو خانه‌ هم شده. در سال ۲۰۱۳ او بار دیگر به ایران سفر کرد و از آن سفر، گردش در بندر انزلی را به یاد می‌آورد. نیایش می‌گوید ایران و افغانستان برایش مثل سیبی است که از وسط قاچ شده باشد.

او به راحتی با لهجه رایج در کابل و همچنین لهجه تهران صحبت می‌کند. اما اگر نیایش در ایران می‌ماند و به افغانستان باز نمی‌گشت چه؟

داوود خطیبی پدر نیایش دانش آموخته حقوق است و وکالت می‌کند. برای او مثل اکثر افغان‌ها زندگی در مهاجرت سخت بوده و هرگز فراموش نمی‌شود.

آقای خطیبی می‌گوید: “بیشتر اقوام من اینجا بودند، موقعیت اجتماعی من اینجا خیلی بهتر از ایران است، اینجا کار برای من، خانمم و حتی بچه‌هایم بیشتر مساعد است نسبت به ایران.”

نیایش می‌گوید یکی از آرزوهای بزرگش این است که رئیس جمهوری شود و “آدم‌های بد، دزد و فاسد” را از کشور بیرون کند. او می‌گوید یکی از دلایلی که مشکلات افغانستان هنوز رفع نشده این است که خیلی از افغان‌ها خود را واقعا از این کشور حساب نمی‌کنند.

حرف‌های نیایش تصویری است از زندگی او در دوران کودکی، اما هیچ کسی نمی‌داند که وقتی نیایش بزرگ شد و به ابعاد زندگی و بحث‌های هویت بیشتر پی برد فکری را که امروز دارد خواهد داشت؟

No responses yet

Mar 21 2015

یک زن در کابل با طرح ادعای آتش زدن قرآن،سنگباران شد،به زیر ماشین انداخته شد و نهایتا آتش زده شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفرانسه:

در این تصویر ، بدن بی جان فرخنده دیده میشود که حملات با چوب، سنگ آجر و لگد افراد ادامه دارد
روز گذشته در حوالی ساعت 4 بعد از ظهر، یک زن جوان در کابل نخست مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت، سپس در میان خیابان رها شد و اتوموبیل ها از روی وی گذشتند و در پایان به آتش کشیده شد.
این اتفاق از مسجد شاه دو شمشیر کابل پس از آن آغاز شد که عده ای این زن را متهم به آتش زدن قرآن کردند. این در حالی است که مقامات رسمی افغانستان آتش زدن قرآن توسط “فرخنده”را تکذیب میکنند.
هشدار، در این گزارش تصاویر بسیار خشن وجود دارد
از کلیۀ صحنه های ضرب و شتم فرخنده، در حالی که زنده است، سپس ادامه ضرب و شتم او درحالی که مرده به نظر میرسد و بعد آتش زدن او، افراد حاضر در محل فیلمبرداری کرده و در شبکه های اجتماعی منتشر ساخته اند. نکته قابل توجه دیگر آنکه، در تمامی ویدئوها و عکس های منتشر شده از این حادثه، میتوان حضور نیروهای پلیس را در اطراف جمعیت مهاجم و حتی در کنار فرخنده دید، در لحظاتی نیز آنها موفق میشوند جمعیت را عقب برانند. این درحالی است که فرمانده پلیس کابل مدعی شده است نیروهای پلیس پس از پایان ماجرا و مرگ “فرخنده”به محل رسیده اند.
نکته قابل توجه اینکه مسجد شاه دو شمشیر تنها چند صد متر با حساسترین مراکز دولتی کابل از جمله مرکز فرماندهی پلیس افغانستان، وزارت امور خارجه، وزارت کشور و چندین بیمارستان فاصله دارد و با توجه به زمان شروع این حادثه تا پایان آن که به نظر میرسد حدود دو ساعت به طول انجامیده است، بسیار عجیب به نظر می رسد که هیچ کس در جهت جلوگیری از این حملات اقدامی به عمل نیاورده است.

فرخنده در لحظات اولیه حمله، پیش از آنکه از پای درآید، در کنار وی حضور سربازان و پلیس مشهود است
ناظران به علت خشونت فراوان در ویدئوهای فراوانی که از این واقعه وجود دارد تصمیم گرفت تنها عکسهایی برگرفته از این ویدئوها را منتشر کند

محل وقوع این اتفاق با امنیتی ترین مناطق کابل حدود چند صدمتر فاصله دارد
شرکت کننده

Shah Hossein Mo…

آقای شاه حسین مرتضوی، روزنامه نگار ساکن کابل در این باره به ناظران میگوید:

دیروز حوالی عصر اخبار در این رابطه در رسانه های خبری و شبکه های اجتماعی منتشر شد. این زن به آتش زدن قرآن متهم شده است اما وزارت حج و اوقاف افغانستان رسما اعلام کرده است هیچ مدرکی در این رابطه وجود ندارد و تنها کتاب هایی سوخته به زبان فارسی در محل یافت شده است. پدر و مادر “فرخنده”هم عنوان کرده اند دخترشان 27 سال سن داشته و مدعی شده اند که 16 سال است به بیماری روانی دچار است. خانواده او گفته اند آنها برای شفای دخترشان به بسیاری از ملاها مراجعه کرده بودند که نتیجه ای نداشته است.

حمله صدها نفر به فرخنده در این تصویر نیز مشخص است، پریدن یک فرد بر روی او و چماقی که بر بدن وی فرود می آید در این تصویر دیده میشود


روایت های مختلفی از علت آغاز این فاجعه منتشر شده است. در برخی از این روایت ها این خانم دعاهای یک ملا را که حال او را بهتر نکرده است آتش زده و بعد گفته شده است که او قرآن را آتش زده است و در برخی دیگر گفته میشود او قربانی انتقام فردی شده است. در هر حال این اتفاق یک نگرانی بزرگ برای جامعه افغانستان است. ما خشونت های فیزیکی زیادی در افغانستان داریم اما این حد از خشونت، آن هم علیه یک زن به خاطر مسایلی این گونه در افغانستان واقعا حیرت آور است.
نکته مهم دیگر اینکه در تمامی عکس ها و ویدئوهایی که از این ماجرا منتشر شده است میتوان پلیس را در محل دید و ادعای فرمانده پلیس مبنی بر اینکه نیروهای نظامی پس از پایان ماجرا به محل رسیده اند به هیچ وجه واقعیت ندارد.

جسد بی جان فرخنده سپس به آتش کشیده شد
وزارت کشور افغانستان اعلام کرده است تاکنون چهار نفر از جمله فردی که در فیسبوک با انتشار عکس کتابهای سوخته مدعی شده است از جمله افراد مهاجم بوده است را بازداشت کرده است.

پست فیسبوکی فردی که مدعی شده است در قتل فرخنده نقش داشته است، وی با انتشار این تصاویر مدعی شده بود این خانم قرآن را به آتش زده بوده است
نکته قابل توجه، حمایت از اقدام به قتل و سوزاندن این خانم توسط برخی از چهرهای دولتی و رسانه ای افغانستان است. در این راستا خانم سیمین غزل حسن زاده از مقامات عالی رتبه وزارت فرهنگ این کشور در پست فیسبوکی خود از این اقدام حمایت کرد و نوشت:”هیچ نیرویی در برابر ایمان راسخ مردم مان تاب مقاومت ندارد، با جان و دل از باورهای دینی مان پاسداری خواهیم نمود.”
هرچند پس از ساعاتی عذرخواهی کرد و خشونت های صورت گرفته را محکوم کرد.
همچنین یکی از مجریان تلویزیونی افغانستان نیز مدعی شد این خانم قصد داشته است با سوزاندن قرآن به کشورهای غربی مهاجرت کند که با خشم مردم، موفق نشده است.

پست فسیبوکی یکی از مجریان تلویزیونی افغانستان

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .