Feb 22 2023
Tag Archive 'جنایات رژیم'
Feb 21 2023
اتحادیه اروپا دهها مقام و دو نهاد جمهوری اسلامی را تحریم کرد
صدای آمریکا: اتحادیه اروپا روز دوشنبه با انتشار بیانیهای دو نهاد و ٣٢ مقام جمهوری اسلامی از جمله جانشین فرمانده کل سپاه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، و وزیر آموزش و پرورش را به اتهام دستداشتن در سرکوب معترضان ایرانی تحریم کرد.
افراد تحریمشده
علی فدوی: جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران
رمضان شریف: سخنگو و مسئول روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
فتحالله جمیری: فرمانده حفاظت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
محمدمهدی اسماعیلی: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
یوسف نوری: وزیر آموزش و پرورش
فرزین کریمی مزلقان چای: عضو وزارت اطلاعات و از بنیانگذاران آکادمی راوین
سید مجتبی مصطفوی: عضو وزارت اطلاعات و از بنیانگذاران آکادمی راوین
ولی اسماعیلی: نماینده مجلس شورای اسلامی
احمد نادری: نماینده مجلس شورای اسلامی
زهره الهیان: نماینده مجلس شورای اسلامی
احمد امیرآبادی فراهانی: نماینده مجلس شورای اسلامی
سید کاظم دلخوش اباتری: نماینده مجلس شورای اسلامی
حسین جلالی: نماینده مجلس شورای اسلامی
سید نظامالدین موسوی: نماینده مجلس شورای اسلامی
حبیبالله جان نثاری: معاون تربیت و آموزش فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
حسن بابایی: رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
قاضی قناد: دادستان و قاضی دادگاه انقلاب
سید هادی منصوری: قاضی و رئیس شعبه چهارم دادگاه انقلاب مشهد
حسین حسینی: رئیسکل دادگستری استان کردستان
محمد جباری: دادستان عمومی و انقلاب استان کردستان
علی مصطفوینیا: رئیسکل دادگستری استان سیستان و بلوچستان
مهدی شمسآباد: دادستان عمومی و انقلاب استان سیستان و بلوچستان
حسین فاضلی هریکندی: رئیسکل دادگستری استان البرز
حسن مددی: دادستان عمومی و انقلاب استان البرز
صغری خدادادی: مدیر زندان زنان قرچک
حیدر پسندیده: رئیس زندان مرکزی سنندج
مرتضی پیری: رئیس زندان مرکزی زاهدان
اللهکرم عزیزی: رئیس زندان رجاییشهر
محمدحسین خسروی: مدیرکل زندانهای استان سیستان و بلوچستان
علی چهارمحالی: مدیرکل زندانهای استان البرز
بهداد کامفر: دادستان دادسرای عمومی و انقلاب کرج
مراد فتحی: مدیر زندانهای استان آذربایجان غربی
نهادهای تحریمشده
بنیاد تعاون فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
پژوهشگاه علوم انتظامی و مطالعات اجتماعی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
به موازات سرکوب معترضان به کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی و گسترش همکاریهای نظامی جمهوری اسلامی با دولت روسیه، کشورهای غربی تحریمهای گستردهای علیه افراد و نهادهای دولت ایران وضع کردهاند.
Feb 18 2023
سخنرانی چهرههای اپوزیسیون در کنفرانس مونیخ؛ ایرانِ بدون جمهوری اسلامی جهان را امن میکند
ایران اینترنشنال: در دومین روز از کنفرانس امنیتی مونیخ، شاهزاده رضا پهلوی، نازنین بنیادی و مسیح علینژاد در پنلی به نام «زن، زندگی، آزادی» و تحولات ایران صحبت کردند. هانا نیومن، نماینده پارلمان اروپا و باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا هم بر لزوم پایان مذاکره با جمهوری اسلامی گفتند.
شاهزاده رضا پهلوی روز شنبه ۲۹ بهمن در پنل «زن، زندگی، آزادی» این کنفرانس گفت: «مردم ایران متحد هستند و توقعشان از جامعه جهانی حمایت یکپارچه از آرمانهای آنان است.»
شاهزاده رضا پهلوی: هزینه گذار برای مردم ایران به حداقل و سرعت را به حداکثر برسانیم
او با اظهار امیدواری به حمایت حداکثری از مردم ایران، موضوعاتی چون دسترسی به اینترنت و صندوق مالی از اعتصابکنندگان را مهم خواند و گفت: «باید اطمینان حاصل کنیم که همه ما وظیفه خود را انجام دهیم و هزینه گذار برای مردم ایران را به حداقل و سرعت گذار را به حداکثر برسانیم.»
شاهزاده رضا پهلوی در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: مردم ایران متحد هستند و توقعشان از جامعه جهانی حمایت یکپارچه از آرمانهای آنان است pic.twitter.com/f0vusHaec8
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023
شاهزاده رضا پهلوی همچنین یادآور شد: «مهمترین سوال همه ما، چگونگی پر کردن خلاء پس از سرنگونی جمهوری اسلامی است. برای چهار دهه کشورهای زیادی، خانه بسیاری از ایرانیان مهاجر شدهاند. ایرانیانی که نقشی مهم در کشورهای شما بهعنوان پزشک و مهندس و غیره ایفا کردند.»
او ادامه داد: «تصور کنید چطور این نیروهای متخصص از کشورهای دیگر سر درآوردند بهجای اینکه در کشور خودشان باشند؟ چه چیزی مانع این میشود که به کشور خودشان برگردند؟ مقصر همه اینها جمهوری اسلامی است که آنها را تبعید کرده.»
او با تصویرسازی از آینده ایران آزاد پس از سرنگونی جمهوری اسلامی خطاب به نمایندگان اروپایی حاضر در جلسه گفت: «یک ایران متفاوت به همان اصولی از آزادی اعتقاد دارد که در کشورهای غربی پیاده میشود و فورا متحدانی اینچنین هم در جهان خواهد داشت.»
ایران آینده، جهان را هم تغییر میدهد
شاهزاده رضا پهلوی ادامه داد: «بنابراین وقتی این رژیم تغییر کند، نه فقط بلافاصله مشکلاتی که ایجاد کرده محو میشود، بلکه مردمی هم که مثل شما هستند و میخواهند با شما همکاری کنند و به دنبال راهحلی برای مشکلاتی هستند که زندگی همه ما را تحت تاثیر قرار داده، در ایران مستقر خواهند شد و طرف صحبت شما میشوند.»
او در بخشی از سخنانش خاطرنشان کرد: «اولین قربانیان رژیم زنان بودند که پس از انقلاب فورا به شهروندان درجه دو تبدیل شدند.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین به مشکلات محیطزیستی و کمبود آب اشاره کرد و گفت: «ما باید بتوانیم با همسایگان به خصوص اسرائیل درباره آب همکاری کنیم. ایران آینده با همه این کشورها از جمله عربستان و اسرائیل کار خواهد کرد.»
به گفته شاهزاده رضا پهلوی، یک ایران متفاوت برای رسیدن به ثبات منطقهای با همه کشورهای همسایه کار میکند چراکه این ثبات، کلید «توسعه اقتصادی و پاسخ به نیازها و نگرانیهای انرژی در غرب» است.
او خاطرنشان کرد: «ایران آینده میتواند تامین کننده انرژی اروپا باشد تا شما در هر زمستان شاهد باجگیری روسیه نباشید.»
شاهزاده رضا پهلوی با تاکید بر اینکه «ایران آینده مثل شما فکر میکند و میخواهد با شما کار کند» خطاب به سیاستمداران کشورهای غربی گفت: «از ما با سرعت بیشتری حمایت کنید تا این وضعیت را در اسرع وقت حل کنیم و آیندهای دموکرات و سکولار برای ایران رقم بزنیم تا جهان تغییر کند. همانطور که این رژیم، جهان را متاسفانه در جهتی منفی تغییر داد.»
مسیح علینژاد: کشتار، قتل و شکنجه در دیانای جمهوری اسلامی است
مسیح علینژاد نیز در این پنل گفت: «خوشحالم که برای اولین بار دیکتاتورهایی را از ایران در کنفرانس امنیتی مونیخ نمیبینم و این کنفرانس از نمایندگان مردم دعوت کرده است.»
این روزنامهنگار و فعال سیاسی با خطاب قرار دادن حاضران در پنل، گفت: «نمیدانم چند زن در اینجا هستند، اما میخواهم سوالی ساده از شما بپرسم؛ اگر شما آن کسی بودید که دولتتان میگفت باید موهایتان را بپوشانید، شلاق میخوردید، شکنجه میشدید و به شما تجاوز میکردند فقط به خاطر اینکه موهای خود را نپوشانده بودید، چه واکنشی نشان میدادید؟»
علینژاد در پاسخ این سوال گفت: «{طبیعی است که} انقلاب میکردید! همان کاری که مردم ایران دارند میکنند.»
مسیح علینژاد در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: حجاب برای جمهوری اسلامی مانند یک دیوار است که اگر فروبریزد ،حکومت هم فرو می ریزد pic.twitter.com/oNxAvGCHJX
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023
او ادامه داد: «اما خیلی روشن است که ما فقط علیه حجاب نمیجنگیم. همه میدانیم که حجاب اجباری یکی از ستونهای اصلی این دیکتاتوری مذهبی است؛ حجاب برای جمهوری اسلامی مانند یک دیوار است که اگر فرو بریزد، حکومت هم فرو میریزد.»
به گفته علینژاد، برای همین هم زنها شانه به شانه مردان میگویند «دیگر بس است، این قرن بیست و یکم است».
این روزنامهنگار و فعال سیاسی یادآور شد: «جمهوری اسلامی نه فقط زنهای ایرانی را مجبور میکند که حجاب بر سر بگذارند، بلکه اگر سیاستمداران خارجی و زنانی از پارلمان اروپا به کشور زیبای ما بروند مجبورشان میکنند که موهایشان را بپوشانند و با زنها به عنوان شهروند درجه دو رفتار میکنند.»
مسیح علینژاد تاکید کرد: «کشتار، قتل و شکنجه در دیانای و ماهیت این رژیم است و برای همین میخواهیم سرنگونش کنیم.»
ایران بدون جمهوری اسلامی، بقیه جهان را هم امن میکند
این فعال سیاسی تصریح کرد: «وقتی مردم رژیم را متزلزل میکنند، کشورهای غربی نباید دست نمایندگان رژیم را بفشارند. وقت آن رسیده که در سمت درست تاریخ بایستید و با مردم ایران توافق کنید نه با رژیم.»
علینژاد ادامه داد: «ایران بدون جمهوری اسلامی میتواند به امن شدن بقیه جهان کمک کند.»
مسیح علینژاد در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: ایران بدون جمهوری اسلامی میتواند به امن شدن بقیه جهان کمک کند pic.twitter.com/pJbJ4wsFv2
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023
علینژاد در پاسخ به یک شهروند عراقی گفت: «ما در منطقه یک دشمن مشترک به نام جمهوری اسلامی داریم.»
او همچنین در بخشی از این پنل تصریح کرد: «اپوزیسیون داخل و خارج ایران با هم متحد هستند؛ با یک حس اتحاد از کردها، ترکها، بلوچها، مردها، زنها و ایرانیان خارج از کشور.»
مسیح علینژاد در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: اپوزیسیون داخل و خارج ایران با هم متحد هستند؛ با یک حس اتحاد از کردها، ترکها، بلوچها، مردها، زنها و ایرانیان خارج از کشور pic.twitter.com/tquykTqYdW
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023
غرب همان کاری را با خامنهای بکند که با پوتین کرد
این فعال سیاسی و روزنامهنگار در بخشی از صحبتهای خود یادآور شد که «سازمان مجاهدین خلق نماینده مردم ایران نیستند» و در ادامه گفت: «من تعجب میکنم که چرا در پارلمانهای اروپایی و آمریکا از آنان استقبال میشود. ما دموکراسی سکولار میخواهیم.»
علینژاد همچنین رو به سیاستمداران غربی گفت: «اگر پوتین را از ورزشهای جهانی اخراج کردید باید همین رفتار را با خامنهای هم بکنید.»
او یادآور شد: «پول و عواید برجام به پنجاه سازمان مذهبی در ایران میرسد که زیر نظر پسر خمینی و پسر خامنهای هستند.»
نازنین بنیادی: برای ایران بدون جمهوریاسلامی آماده شوید
نازنین بنیادی هم در پنل «زن، زندگی، آزادی» تاکید کرد که زنان در جنبش اخیر نقش محوری داشتند و گفت: «اعتراضاتی زیادی در ایران شکل گرفته اما قابل مقایسه با این چند ماه اخیر نبوده؛ جرقه و نیروی محرکه این اعتراضات “زنها” بودند و در ادامه مردم به خیابانها آمدند، مخالفتشان را با رهبر جمهوری اسلامی اعلام و تصاویر و مجسمههای روحالله خمینی، علی خامنهای و قاسم سلیمانی را نابود کردند.»
این بازیگر و فعال حقوق بشر به قتل حکومتی مهسا امینی در بازداشت اشاره کرد که پس از آن، زنها به خیابانها ریختند و در اعتراضاتی صلحآمیز روسریهای خود را در هوا چرخاندند و موهایشان را کوتاه کردند و پس از آن، دانشجویان و دیگر اقشار مردم بسیار روشن شعار دادند که جمهوری اسلامی را نمیخواهند.
به گفته بنیادی، این موجی واگیردار بود که مردم را درگیر کرد و اکنون ایرانیان خواستار «برابری زن و مرد، آزادی و دستیابی به دیگر آزادیهای حقوق بشری» هستند.
او یادآوری کرد که هر وقت زنان نقش رهبری در انقلاب داشته باشند، امکان موفقیت آن بیشتر خواهد بود و خطاب به حاضران در کنفرانس مونیخ گفت: «برای ایران بدون جمهوریاسلامی آماده شوید.»
نازنین بنیادی در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: برای ایران بدون جمهوریاسلامی آماده شوید pic.twitter.com/XNjeVQz2Ny
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023
خودکامهها با هم متحدند در حالی که کشورهای دموکراتیک یکپارچه نیستند
او در بخشی از این نشست تاکید کرد: «تامین مالی جمهوری اسلامی به معنای تامین مالی سرکوب است.»
بنیادی در ادامه با اشاره به تحریمها علیه آفریقای جنوبی گفت: «مردم ایران خواستار منزوی کردن جمهوری اسلامی هستند. خودکامهها با هم متحد هستند در حالی که کشورهای دموکراتیک یکپارچه نیستند.»
این فعال حقوق بشر با تاکید بر خواسته ایرانیان از غرب، گفت: «شما به مردم ایران اجازه دهید تا آینده خود را تعیین کنند و تصمیم بگیرند، این چیزی است که ما میخواهیم.»
نازنین بنیادی در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: شما به مردم ایران اجازه دهید تا آینده خود را تعیین کنند و تصمیم بگیرند، این چیزی است که ما میخواهیم pic.twitter.com/cdkVBpSEAO
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023
سناتور منندز: اشتباه جنبش سبز را تکرار نکنیم
سناتور باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا هم در این پنل بر تفاوت خیزش انقلابی مردم ایران با دورههای قبلی اعتراضات تاکید کرد و گفت این تفاوت از رهبری جنبش توسط زنها نشات میگیرد.
او با تاکید بر اینکه «جامعه جهانی باید از اعتراضات مردم حمایت کند»، خیزش مردم ایران را یک «فرصت تعیین کننده» خواند و گفت: «فرآیند کنونی یک فرصت برای جهان است، ما فرصت جنبش سبز را از دست دادیم و نباید دوباره این اشتباه را تکرار کنیم.»
سناتور باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: فرآیند کنونی یک فرصت برای جهان است، ما فرصت جنبش سبز را از دست دادیم و نباید دوباره این اشتباه را تکرار کنیم pic.twitter.com/jQ4pTbqlLt
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023
برداشتن تحریمها کمک به مردم ایران نیست
منندز احیای برجام را «بدتر از برجام قبل» خواند و گفت: «ما باید منطقه را به لحاظ نظامی برای دفاع آماده کنیم که به ایران یک پیام روشن بفرستد.»
رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا یادآور شد: «برداشتن تحریمها کمک به مردم ایران نیست. حتی وقتی که سیل پول در نتیجه برجام به ایران سرازیر شد، کیفیت زندگی مردم ایران بهتر نشد و پول را به نهادهای آیتاللهها و نیروهای نیابتی در منطقه سرازیر کردند.»
او با تاکید بر اینکه اروپاییها باید برای تحریم جمهوریاسلامی که مردم خودش را میکشد به ما ملحق شوند، یادآور شد: «باید تلاشهای جدی برای پاسخگو کردن رژیم درباره بازداشت و اعدام مردم انجام دهیم.»
سناتور باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: اروپاییهای باید برای تحریم جمهوریاسلامی که مردم خودش را میکشد به ما ملحق شوند pic.twitter.com/fPym3wVoRX
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023
هانا نیومن: برجام یک پوسته میانتهی است
هانا نیومن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا هم در پنل «زن، زندگی، آزادی» در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: «اعتراضات نشان داد که رژیم جمهوری اسلامی چگونه وحشیانه با شهروندان خود برخورد میکند.»
هانا نیومن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: اعتراضات نشان داد که رژیم جمهوری اسلامی چگونه وحشیانه با شهروندان خود برخورد میکند pic.twitter.com/b6r0pcgWL3
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023
او در ادامه یادآور شد: «ما در اتحادیه اروپا میگوییم این رژیم، نماینده ایران نیست اما نمایندگان لهستان و اوکراین در ایران، دست رئیسی را فشردند.»
نیومن برجام را «یک پوسته میانتهی» خواند و با اشاره به اینکه ایران سال گذشته دو بار از میز مذاکره کنار رفت، گفت: «تا زمانی که رژیم جمهوری اسلامی مردم خود را میکشد، نباید به میز مذاکره برجام بازگردیم.»
نیومن در پاسخ به سوالاتی که در این کنفرانس مطرح شد هم گفت: «امیدواری وجود دارد اما هر کسی باید وظیفه خود را ایفا کند. شاید سال بعد نمایندگی ایران در کنفرانس مونیخ را افرادی که اکنون در زندان هستند، داشته باشند.»
هانا نیومن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا، در پاسخ به سوالات در کنفرانس امنیتی مونیخ: امیدواری وجود دارد اما هر کسی باید وظیفه خود را ایفا کند. شاید سال بعد نمایندگی ایران در کنفرانس مونیخ را افرادی که اکنون در زندان هستند، داشته باشند pic.twitter.com/xpG0wbpT7n
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023
موضوع اصلی این کنفرانس که عصر روز جمعه به صورت رسمی افتتاح شد حمله نظامی روسیه به اوکراین است اما خیزش مردم ایران هم از محورهای مهم مورد بحث در کنفرانس خواهد بود.
برای نخستین بار است که سخنگویان جنبش دموکراسیخواهی ایران به جای نمایندگان جمهوری اسلامی در این کنفرانس حضور دارند.
در گزارشی که پیش از این مرتبط با کنفرانس امسال منتشر شد، از جمهوری اسلامی بهعنوان یک تهدید اتمی و قابل توجه برای کشورهای غربی یاد شده است.
این گزارش همچنین به مساله خیزش انقلابی مردم ایران و جنبشهای اعتراضی در چین هم اشاره داشت.
به عقیده برگزارکنندگان نشست، این اعتراضات نشان میدهند که حکومتهای اقتدارگرا نمیتوانند برای همیشه پایدار بمانند و سیطره خود را بر مردم حفظ کنند.
Feb 18 2023
سقوط
محسن رنانی:
چکیده:
سقوط هر شرکت، سازمان یا ساختار سیاسی و اجتماعی چهار مرحله دارد؛ وقتی مرحله چهارم رخ دهد «رخداد سقوط» پایان می یابد. جمهوری اسلامی سه مرحله اول سقوط را طی کرده است، نمیدانم تا کی و تا چه حد میتواند، با مقاومت، خشونت و امنیتی کردن جامعه، مانع تحقق مرحله چهارم شود؛ اما میتواند با تغییر رویه، پیش از آن که با «انقلاب از پایین»، مرحله چهارم سقوط نیز رخ دهد، از طریق «انقلاب از بالا»، احتمال فروپاشی را کاهش دهد.
مقدمه:
این متن را حدود دو ماه پیش نوشتم. واقعش مردد بودم که منتشر کنم یا فقط برای مقامات بفرستم. همه ما میدانیم که بالاخره کشور از شرایط فروبسته کنونی گذر خواهد کرد، اما تلاش همه ما باید این باشد که حکومت کمهزینهترین راه را برای گذار کشور انتخاب کند. این که ایران به سوی تجربه شیلی و آفریقای جنوبی برود یا به سوی تجربه لیبی و سوریه، ابتدا به رفتار حکومت بستگی دارد و پساز آن به رفتار جامعه. منافع ملی ایران اقتضا میکند که هر دو طرف (حکومت و جامعه) تمامی راههای کمهزینهتر را تجربه کنند. یعنی تحول انقلابی و خشونتآمیز باید آخرین راه حل باشد. با این نگاه بود که ابتدا نسخه اولیه این متن را برای آقای دکتر محمدجواد ظریف فرستادم و خواهش کردم اگر میتوانند آن را به دست مقام رهبری برسانند. هنوز هم گمانم بر این است اگر مقامات به صورت عریان با واقعیت روبهرو شوند، ناخودآگاه بر تصمیماتشان اثر میگذارد. اما پس از دو ماه ایشان پیام داد که تلاشش ناموفق بوده است. چنین شد که تصمیم گرفتم آن نوشته را با شرح و تفصیل بیشتر و بیانی بیپردهتر، برای انتشار عمومی بازنویسی کنم؛ که همین متنی است که میخوانید.
من این نوشته را منتشر میکنم تا از یکسو خانواده کشتگان و جوانان آسیبدیده و معترضِ جنبش مهسا غمناک نباشند و بدانند که اعتراضشان چه دستاورد عظیمی داشته است و در همین چند ماه توانستهاند یک مرحله از چهار مرحله سقوط را رقم بزنند؛ و از سویدیگر اگر هنوز در درون نظام سیاسی هستند کسانی که از سطح هیجان و ترس روانشناختی عبور کردهاند و قدرت نگریستن عقلانی به تحولات را دارند، واقعیت را دقیقتر ببینند و به مراکز قدرت منتقل کنند؛ شاید هنوز فرصت بازگشت و همگرایی از دست نرفته باشد. چون معتقدم فرصت «اصلاح از بالا» از دست رفته است، اما تا زمانی که مرحله چهارم سقوط رخ نداده است، امکان «انقلاب از بالا» منتفی نیست. و البته اکنون تنها با «انقلاب از بالا» است که میتوان «انقلاب از پایین»، را منتفی کرد؛ وگرنه «انقلاب از پایین» بهطور طبیعی رخ خواهد داد. حکومت باید بداند که با ثبات کنونی اوضاع، غره نشود و رجز نخواند، که فرصتش اندکتر از آنی است که گمان می کند؛ و بداند که حتی اگر با روشهای سرکوب خشن این نسل را از نظر روانشناختی ناامید کند، اما این نسل بهمرحله «امید وجودی» رسیده است و هر لحظه میتواند افقهای امیدبخش تازهای را خلق کند، پس به جای درافتادن و سرکوب و تحقیر این نسل، آن را درک کند و سخنش را ارج بگذارد و با او گفتوگو کند.
تجربه یک قرن اخیر به من میگوید که اگر قاجاران برنیفتاده بلکه اصلاح شده بودند، و انقلابیان به جای عزل محمدعلیشاه، با او بر سر ترتیباتی جدید و محکم برای مشروطیت به تفاهم رسیده بودند، اکنون ایران در مسیر توسعه، بسیار جلوتر بود. همچنین معتقدم اگر رژیم پهلوی سقوط نکرده بود و خودش دست به اصلاحات جدی میزد و پیش از آن که دیر شود با انقلابیان گفتوگو و تفاهم را آغاز میکرد، امروز کشور ما خیلی جلوتر بود.
امروز هم معتقدم اگر حکومت روحانیان دست به «انقلاب از بالا» بزند و گفتوگوی واقعی با جامعه را درباره درخواستهای مخالفان و معارضان، برای ایجاد تحول در این ساختار آغاز کند، مسیر آینده توسعه ایران کم هزینهتر طی خواهد شد.
اکنون نظام سیاسی ایران، سه مرحله از سقوط را طی کرده است و «اصلاح از بالا» دیگر جواب نمیدهد. چون پیشْشرط موفقیتِ اصلاح از بالا، «باورپذیر» بودن نظام سیاسی است و اکنون نظام سیاسی، «باورپذیری» خود را در ذهن بخش بزرگی از جامعه از دست داده است. اکنون نظام تنها با یک «انقلاب از بالا» است که میتواند باورپذیری خود را در ذهن جامعه بازسازی کند و با اینکار، هم نظام را از یک سقوط خسارتبار نجات دهد و هم هزینههای تاریخی تحول در ایران را کاهش دهد.
من به تمام معنا یک «وسطباز»ام و این نوشته را هم بر اساس ماموریت «وسطبازی» که سالهاست بر دوش خود گذاشتهام منتشر میکنم. با وجود خطر خشمی که ممکن است با انتشار این یادداشت از سوی حکومت برانگیزم و با وجود احتمال ناخشنودی بسیاری از جوانان معترض و یا حمله و اهانت آن بخشی از هموطنانم که براندازی خشونتبار را تنها راه رهایی از ناکارآمدی و جور نظام حاکم میدانند، وظیفه روشنفکری و روشنگری من حکم میکند که هشدار خودم را نسبت به روند موجود با صدای بلند به هر دو طرف اعلام کنم.
پیدایش طیف گستردهای از روشنفکران و کنشگران «وسطباز» طلیعه شکلگیری یک جامعه مدنی ژلهای است و نشانهای امیدبخش از ورود جامعه به مرحله «سال صفر توسعه» یعنی آغاز مرحله بلوغ مدنی جامعه است. در «شب کنشگران مرزی» که همین سیام بهمن ماه به مناسب رونمایی از کتاب «کنشگران مرزی» دکتر مقصود فراستخواه، این استاد ارجمند توسعهاندیش، برگزار میشود خواهم گفت که چرا شکلگیری طبقه نخبگان «وسطباز» بخشی از ضرورت تاریخی فرایند توسعه ماست. طبقهای که از انقلاب مشروطیت به بعد چشمبهراهش بودیم و اکنون شاهد جوانههای آن هستیم. که اگر این طبقه در دهه چهل و پنجاه خورشیدی شکلگرفته بود، احتمال رخدادن انقلاب پنجاهوهفت بسیار پایین میآمد. خواهم گفت که در جامعهای و نظام سیاسیای که حزب، جایگاهی ندارد، چرا پیدایش طبقهای از روشنفکران، کنشگران و نخبگان «وسطباز» ضروری و امیدبخش است. چند نخبه «وسطباز» کاری از پیش نمیبرند اما وقتی آنان به طبقه تبدیل شوند، تحولات تاریخی را کمهزینهتر میکنند. چون جامعه همیشه قشرهای وسطباز دارد اما وقتی «نخبگان وسطباز» آنها را نمایندگی نمیکنند، قشرهای وسطباز جامعه هم مجبورند به سوی یکی از دو قطب افراطی بپیوندد.
چهار مرحله سقوط
سقوط هر سیستم اجتماعی (خواه یک شرکت، خواه یک خانواده، خواه یک نظام سیاسی) دو بُعد و چهار مرحله دارد که پیدرپی و به نوبت رخ میدهند. بُعد اول، «سقوطِ ذهنی» است که دو مرحله دارد: «سقوط کارآمدی» و «سقوط شایستگی»؛ و بُعد دوم، «سقوط عینی» است که آنهم شامل دو مرحله است: «سقوط نمادها» و «سقوط ساختارها».
«سقوط ذهنی» یعنی وقتی «کارآمدی» و «شایستگی» یک سازمان در ذهن اعضایش فروبریزد؛ و «سقوط عینی» یعنی وقتی که «نمادها» و «ساختارها»ی آن سازمان در عمل و در واقعیت فروبریزند. مثلا در یک خانواده، وقتی یک طرف یا هر دو طرف از نظر عاطفی از هم ناامید یا دلزده یا متنفر شوند و روابط عاطفیشان بگلسد و متوقف شود، در این ساختار خانواگی، «سقوط ذهنی» رخ داده است (طلاق عاطفی). ولی وقتی خانواده واقعا از هم فروبپاشد و جدایی عملی و قانونی رخ دهد «سقوط عینی» رخ داده است (طلاق قانونی). و البته سقوط ذهنی مقدمه سقوط عینی است.
پس، مرحله نخستِ سقوط، «سقوط کارآمدی» است، یعنی وقتی عملکرد سازمان یا ساختار از نظر اعضا یا کارکنان یا ذینفعانش چنان دارای بحران و اشکالات بنیادین باشد که اعضا را به این باور برساند که این ساختار دیگر نمیتواند وظایف و ماموریتها و نیازهای مورد انتظار را برآورده کند. مثلا وقتی پدر، برای سالهای زیادی کسبوکار مناسبی نداشته باشد یا تواناییٔهای لازم برای حلوفصل مسائل اقتصادی و اجتماعی خانواده را نداشته باشد، او در ذهن اعضای خانواده دچار «سقوط کارآمدی» میشود.
مرحله دوم سقوط، «سقوط شایستگی» است، یعنی وقتی شکوه، ارزشمندی و مشروعیت اخلاقی مدیران و ساختار سازمان در ذهن اعضا یا بازیگران یا ذینفعانش فرو بریزد؛ یعنی آنها به این باور برسند که این ساختار دیگر حتی ارزشمندی و شایستگی لازم را برای ادامه فعالیت ندارد. مثلا وقتی یک پدر، معتاد باشد و تلاش برای ترک اعتیاد او پیدرپی به شکست بینجامد، یا بسیار خشن و بداخلاق و بددهن باشد یا گرفتار فساد اخلاقی باشد، مشروعیت اخلاقی و اعتبار ذهنی این پدر نزد همسر و بچهها فرو میریزد و اقتدار او وارد مرحله «سقوط شایستگی» میشود.
مرحله سوم، «سقوط نمادها» است. مثلا در مورد خانواده، نماد بیرونی خانواده این است که اعضایش با علاقه زیر یک سقف زندگی میکنند؛ یکدیگر را با نام کوچک و صمیمانه صدا میزنند؛ با هم به پارک یا مهمانی میروند؛ عکس روز ازدواجشان به دیوار آویخته است؛ برای همدیگر هدیه میخرند و جشن تولد میگیرند و نظایراینها. وقتی اینگونه «نمادها» در خانوده نباشد، دیگران متوجه میشوند که انسجام و همدلی درونی این خانواده از دست رفته است.
مرحله چهارم نیز «سقوط ساختارها» است. یعنی وقتی که این خانواده وارد مرحله کشمکش و درگیری و فحاشی و خشونت و قهر و مراجعه به دادگاه میشود و عملاً دو همسر از یکدیگر جدا زندگی میکنند؛ و خانواده از طرف سرپرست، تامین مالی نمیشود. آنگاه این وضعیت آنقدر ادامه مییابد تا یکی از طرفین بمیرد یا دادگاه حکم طلاق را صادر کند و این ساختار خانوادگی متلاشی شود.
اکنون معتقدم جمهوری اسلامی سه مرحله اول سقوط را طی کرده و در آستانه مرحله چهارم ایستاده است.
یک) سقوط کارآمدی:
در دهه اول انقلاب، دائما توجیه این بود که هنوز ساختارهای انقلابی مستقر نشده است و باید به سیستم فرصت داد تا خودش را پیدا کند و ساختارها و فرایندهای مورد نیاز را بسازد. میگفتند اکنون سیستم درگیر جنگ و در معرض هجوم دشمنان خارجی است و طبیعی است که فرصت نکند تا خود را کارآمد کند. اینگونه بود که همه مردم با ناکارآمدیهای نظام میساختند و مثلا برای گرفتن یک بیست لیتری نفت، نصف روز در صف میایستادند و باز از نظام حمایت میکردند.
پس از جنگ، نظام بر گسترش تولید و سازندگی متمرکز شد و برای نزدیک به دو دهه (۶۸ تا ۸۸) تلاش کرد تا کارآمدی خود را به نمایش بگذارد. حتی از اوایل دهه هشتاد، با عمیق شدن گسلهای سیاسی بین گروههای درون نظام و شکلگیری بازی حذفی بین اصولگرایان و اصلاحطلبان، نظام به این نتیجه رسید که نمایش شایستگی را رها کند و فقط بر کارآمدی خود متمرکز شود. به گمان من آوردن دولت نهم با آن همه هزینه ملی که تحمیل کرد، و نیز ورود به بازی اتمی، با همین هدف افزایش و نمایش کارآمدی در داخل و خارج بود. اما با شکست دولت نهم و دهم که تمام ظرفیت نظام در سبد آن گذاشته شده بود (شکستی که در هر چهار بعد داخلی و خارجی، و اقتصادی و سیاسی رخ داد) آخرین ذخیره نظام برای نمایش کارآمدی خود نیز خرج شد.
پس از دولت دهم، بهگمانم نظام کلاً مساله کارآمدی را از اولویت خود خارج کرد (احتمالا از امکان تحقق آن ناامید شد) و راهکار را در ایدئولوژیک و انقلابی کردن مجدد فضای سیاسی و اجتماعی کشور جستجو کرد. این که در زمان دولت یازدهم و دوازدهم کل بخشهای دیگر نظام بسیج شدند تا نشان دهند آن دولت ناکارآمد است و حتی با اقدامات خود برجام را به شکست کشاندند و یا بعداً در مسیر احیای آن سنگاندازی کردند، حاکی از ناامیدی یا خارج شدن اولویت کارآمدی از دستور کار نظام است. شکست زودهنگام مدیریت جهادی در دولت یکدست سیزدهم نیز نشان داد که واقعا و در عمل نیز نظام به منتهی الیه دوره سقوط کارآمدی خویش رسیده است.
بنابراین اکنون نزدیک به یکونیم دهه است که جامعه آرامآرام از نظر ذهنی به سمت این جمعبندی سوق داده شده است که این ساختار، توانایی حلوفصل مشکلات روزاروز فزاینده و بحرانهای دررسندهای که خود عامل خلق آنها بوده است را ندارد. امروز نه فقط شکست پیاپی نظام در تحقق اهداف اصلیاش آشکار شده است (مثل اهدافی که در سند چشمانداز بیست ساله آمده و روی آنها بسیار تبلیغ شده بود)، بلکه حتی معلوم شده است که نظام تدبیر در مدیریت مسائل کوچکتر (مثل بحران نظام تامیناجتماعی و صندوقهای بازنشستگی، بحران سالیانه ۱۷ هزار کشته رانندگی، بحران آب، بحران برق و گاز، بحران تورم و سقوط مستمر و چهلساله ارزش پول ملی، بحران بیکاری، بحران ازدواج، بحران مسکن، بحران انباشت پروندههای قضایی، بحران فساد اقتصادی، بحران تخریب محیط زیست و …) نیز توانایی لازم را ندارد و پیدرپی شکست میخورد.
دو) سقوط شایستگی:
شیفتگی جامعه به بنیانگذار، نگذاشت که در دهه اول، شایستگیهای نظام زیر سوال برود. مثلا جامعه عملا نسبت به رفتارهای بیرون از معیارهای شایستگی که در برخورد با منتقدان، مخالفان و معترضان رخ میداد چشمانش را میبست (رفتارهایی مثل حصر و آزار مراجع یا روحانیان منتقد، برخورد خشن با احزاب و مطبوعات و روشنفکران مخالف و یا شیوه عمل غیرقانونی که در اعدامهای سال ۶۷ رخ داد). بعد از جنگ نیز نظام برای یکونیم دهه تلاش کرد تا همزمان با افزایش کارآمدی، معیارهای شایستگی خود را نیز بالا ببرد و به نمایش بگذارد. حتی افشای قتلهای زنجیرهای سال ۱۳۷۷ و پذیرش خطا از سوی وزارت اطلاعات و شروع اصلاحات در آن وزارتخانه نه تنها موجب سقوط شاخص ذهنی شایستگی نشد، بلکه شاخص شایستگی نظام را در ذهن مردم ارتقاء داد؛ چرا که مردم میدیدند که نظام علیرغم داشتن خطاهای بزرگ، اما جرأت و توان جراحی بزرگ در درون خود را نیز دارد، پس هنوز از شایستگی آن ناامید نشده بودند.
اما از اوایل دهه هشتاد، نظام با رها کردن مساله شایستگی و تمرکز بر کارآمدی عملا مسیر سقوط شایستگی را گشود. طلیعه این مسیر با رد صلاحیت یکسوم نمایندگان مجلس ششم در انتخابات مجلس هفتم توسط شورای نگهبان و سپس بداخلاقیهای انتخابات ۸۴ و برکشیدن دولت نهم گشوده شد؛ اما از دوره دولت دهم به بعد بود که با پدیدار شدن حجم انبوه بیضابطگی در نظام اداری و حجم عظیم فسادهای مالی و عدم عزم یا مهارت نظام سیاسی در مهار آنها، سقوط شایستگی نظام در ذهن مردم آغاز شد. سپس این سقوط با رفتار تبعیضآمیز شورای نگهبان در انتخاباتهای بعدی و نیز در نحوه برخورد حکومت با سه اعتراض عمومی ۸۸ ، ۹۶ و ۹۸ تشدید شد. حجم عظیم رفتارهای غیرقانونی و غیراخلاقی که در برخورد عوامل حکومت با معترضان در این سه دوره اعتراضات رخ داد و عدم پاسخگویی مطلق حکومت نسبت به آن رفتارها، تصویر شایستگی حکومت را بیشتر مخدوش کرد. همچنین موارد دیگری مانند دستگیری و معرفی متهمان دروغین برای قتل دانشمندان هستهای؛ رسوایی ساقط کردن هواپیمای اوکراینی بدون شفافسازی به موقع؛ تعارضهای فراوان بین گفتار و رفتار مسئولان؛ فرار از پاسخگویی در برابر وعدههای دروغینی که داده شده است؛ عدم پوزشخواهی در بحرانها؛ و توجیه تمام شکستها با توسل به مفاهیم مذهبی، همگی در جهت تشدید سقوط شایستگی عمل کردهاند.
اما به گمانم اکنون در جریان جنبش مهسا، سقوط شایستگی به نقطه اوج خود رسیده است. حتی برای نسلهای گذشته که نسبت به انقلاب اسلامی عُلقهای داشتهاند و حتی برای بسیاری از ایثارگران و خانوادههای شهدا، این حجم از رفتارهای غیرقانونی و غیراخلاقی باورنکردنی بوده است. برخوردهای خشن و غیرقابل توجیه نسبت به معترضان؛ کشته شدن یا آسیب دیدن برخی معترضان در دوره بازجویی بدون این که دستگاههای امنیتی و قضایی پاسخگو باشند؛ برگزاری برخی دادگاهها به صورت غیرعلنی و بدون وکیل تعیینی همراه با شتابزدگی و عدم شفافیت و طینشدن فرایندهای قانونی متعارف در مورد این پروندهها؛ صدور احکام نامتناسب با جرم بویژه احکام فراوان اعدام؛ اعلام نظر تعداد زیادی از وکلا و حقوقدانان مبنی بر غیرقانونی و غیرقابل دفاع بودن شیوه محاکمه و سرعت و شدت احکام صادر شده برای معترضان دستگیر شده؛ نسبت دادن همه چیز به مداخله و دسیسه خارجی و پافشاری بر اغتشاش خواندن اعتراضات؛ اعترافگیری زیر شکنجه و پخش عمومی آنها؛ برخورد گسترده و خشن با خبرنگاران یا مردمی که فقط از اعتراضات تصویربرداری کردهاند؛ دهها چشمی که از جوانان کشور با تفنگ ساچمهای کور شد و نهتنها یک عذرخواهی ساده هم نشد بلکه گفتند هر کس ثابت کند ما زدهایم جایزه میگیرد؛ تلاش برای بیآبرو کردن سلبریتیها؛ مخفی کردن و دفن شبانه جنازهها و آزار خانوادههای قربانیا؛ دستگیری و جلوگیری از درمان زخمیها یا بردن زخمیها از بیمارستانها؛ عدم رسیدگی و پاسخگویی به ادعای آزار جنسی برخی زنان دستگیر شده و … از نمونه رفتارهایی بوده است موجب سقوط شدید شایستگی نظام در ذهن جمعی جامعه شده است. حتی اگر برخی از این اخبار دقیق نباشد یا صحت نداشته و شایعه باشد، اما چون باورپذیری نظام در بخش بزرگی از جامعه از دست رفته است، دیگر توضیحات نهادهای رسمی حکومتی برای مردم، پذیرش و اقناع ذهنی نمیآورد. به همین علت است که منابع خبری جامعه از منابع حکومتی به منابع بیرون حکومت منتقل شده است و آنگاه انبوه و تنوع خبرهای یادشده، نوعی توافق بینالاذهانی درباره سقوط شایستگی نظام، در جامعه ایجاد کرده است.
این که در یک روز نزدیک به صد نفر در زاهدان به قتل برسند و حکومت مسئولیت آن را نپذیرد و به گردن گروههای معارض بیندازد، در عین حال اجازه ندهد که هیچ کمیته ملی حقیقتیابی تشکیل شود تا افکار عمومی را نسبت به این قتلها آگاه کند، عملا سقوط شایستگی را شدت بخشیده است. همچنین در این چند ماه صدها نفر از معترضان کشته شدهاند اما حکومت صرفا با نسبت دادن رفتار معترضان به تحریک خارجی از پاسخگویی به این قتلها طفره رفته است. عجیبتر آنکه مقامی گفته است همه اینها به دست عوامل خارجی کشته شدهاند، بدون آنکه متوجه باشد که حکومتی که مدعی است تا مرزهای اسرائیل را زیر نفوذ عمق استراتژیک خود دارد چگونه عوامل مسلح وابسته به خارج تا قلب شهرهایش نفوذ میکنند و صدها را میکشند و حکومت نمیتواند اسنادی از آن ارایه کند. این که این همه چهره در داخل و خارج نسبت به اعدامهای اخیر موضع گرفتهاند و این که میبینیم هر چه حکومت تلاش میکند تا قتل کیان، کودک اهل ایذه، را به عوامل تروریست نسبت دهد، نه جامعه و نه حتی خانواده کیان این را نمیپذیرند، اینها همه نشانه آن است که جامعه توجیه نیست، اعتمادش از دست رفته است و در ذهن جمعیاش همه این اقدامات به عنوان نشانگان سقوط شایستگی قلمداد میشود. شایستگی نظیر امنیت است، در موضوع امنیت، احساس امنیت مهم است نه خود امنیت. به همین ترتیب، برآورد ذهنی جامعه از شایستگی مهم است نه خود شایستگی.
اکنون تقریبا اکثریت مردم باور کردهاند که این ساختار هیچ اعتقادی به قانون اساسی و قوانین قضایی خودش و حتی اصول اخلاقی مذهبی که ترویج میکند نیز ندارد. سقوط شایستگی از این بیشتر چه؟ و شگفت این که همینکه اوضاع کمی آرام شد و حکومت بر اوضاع مسلط شد شروع به نمایش اعتماد به نفس کاذب کرد و دوباره دورهای از تحقیر و تهمت و تکذیب و فرافکنی و رجزخوانی و برخوردهای امنیتی را آغاز کرد. یعنی دقیقا الگوی رفتاری خودش پس از اعتراضات ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ را تکرار کرد، بدون اینکه توجه کند که «باورپذیری» خود را نزد جامعه از دست داده است. بخش بزرگی از مردم اکنون به یک توافق نانوشته رسیدهاند که این حکومت هیچ معیار رفتاری قابل اتکایی ندارد و هیچ کس، حتی مذهبیهای انقلابی که روزگاری برای این نظام خون دل خوردهاند، وقتی با رفتار و منافع گروه حاکم مخالفت میکنند، نیز حرمت نخواهند داشت. این که مردم میشنوند و در عمل میبینند که حکومت، شهروندان را به خودی و ناخودی و درجه یک و دو تقسیم میکند، سقوط شایستگی را تشدید میکند.
درواقع شعار «حفظ نظام از اوجب واجبات است» که روزگاری میتوانست نظام را از بنبستهای فکری و نظری برای حلوفصل مسائلش در دنیای جدید برهاند، اکنون به ابزاری برای سقوط شایستگی نظام تبدیل شده است. اکنون مردم انگاره «حفظ نظام از اوجب واجبات است» را با انگاره سازمان مجاهدین خلق مقایسه میکنند که در اوایل انقلاب میگفت «هدف وسیله را توجیه میکند» و با این انگاره بود که دست به ترورهای کور و خشونتبار زد. بهگمان من، مشروعیت اخلاقی نظام اکنون در بین بخش بزرگی از مردم به سطح مشروعیت سازمان مجاهدین خلق در سال ۶۰ سقوط کرده است. این یعنی سقوط شایستگی. حکومت هم دقیقا این را میداند. به همین خاطر است که خیلی سال است که دیگر اجازه برگزاری یک انتخابات آزاد را نمیدهد و در برابر هرگونه درخواستی برای رفراندوم مقاومت میکند و به جای آن که آن را یک حق مسلم برای جامعه بداند که در قانون اساسی تصریح شده است، آن را خواست بیگانگان مینامد.
سه) سقوط نمادها:
بهگمان من مهمترین کاری که جنبش مهسا کرد وارد کردن نظام به مرحله سقوط نمادها بود. معتقدم در میان پانزده دستاورد تاریخی جنبش مهسا، سقوط نمادها فراگیرترین و فوریترین دستاورد بود. این که گروههای مختلف اجتماعی از دانشجو، ورزشکار، هنرمند و فعالان مدنی، همگی نمادهای حکومت را به سخره گرفتهاند و بسیاری از گروههای مردم به پیروی از آنها دیگر، نمادهای رسمی حکومت را به نمایش نمیگذارند نشانه ورود جامعه به مرحله سقوط نمادهاست. آتش زدن بنرها یا مجسمههای حکومتی؛ سرپیچی از حجاب اجباری بوسیله طیف وسیعی از زنان و به نمایش گذاشتن عکسهای بدون پوشش سر توسط زنان برجسته و مشهور؛ شادی مردم در شکست تیم ملی فوتبال؛ نخواندن سرود ملی در برخی مراسم رسمی؛ عمامهپرانی؛ تحریم جشنوارههای حکومتی؛ شدیداً خلوت شدن راهپیماییهای حکومتی به گونهای که مجبورند در میدانهای کوچک شهری اجتماع کنند؛ آسیب دیدن یا برداشته شدن عکسهای رسمی از دیوار بسیاری از مکانهای عمومی؛ برداشتن عکسهای رسمی از بسیاری از مغازهها؛ اینکه دانشآموزان عکسهای ابتدای کتابها را پاره کنند و فیلم آن را در فضای مجازی پخش کنند؛ این که سر کلاسهای درس دانشجویان طرفدار نظام دیگر میداندار نیستند و در برابر نقدهای تند دانشجویان منتقد سکوت میکنند؛ ابراز برائت برخی ایثارگران و خانوادههای شهدا از رفتار حکومت؛ این که هنرمندان نامداری که در یک جشنواره هنری حکومتی شرکت کرده بودند یک به یک اعلام پوزشخواهی کردند؛ اینکه هنرمندان و سایر افراد نامدار تلاش میکنند از هرگونه فعالیتی که نماد همکاری با حکومت است پرهیز کنند؛ این که صداوسیما که فراگیرترین ویترین نظام است نفوذ و اعتبار خود در بخش بزرگی از جامعه از دست داده است؛ تبدیل شدن یک شعار نمادین (مرگ بر دیکتاتور) به شعار محوری اعتراضات؛ غیب شدن تیپهایی که تا همین چند وقت پیش با چفیه در دانشگاهها و مراکز عمومی تردد میکردند؛ این که دیگر کسی در محیطهای عمومی و مدارس تمایل یا جرأت ندارند سرود «سلام فرمانده» را پخش کند؛ این که دیگر پشت شیشه هیچ خودروی خصوصی نمادها و تصاویر حکومتی را نمیبینیم؛ این که هر شب بر دیوارهای شهر شعار نوشته میشود و صبح پاک میشود؛ اینکه حتی در شب ۲۲ بهمن شعارهای ضدحکومتی سر داده میشود و … همگی نشانگان تحقق مرحله سقوط نمادها است.
در یک کلام، اهمیت و احترام نمادهای حکومتی در ذهن و دل بخش بزرگی از مردم فروریخته است. نمادهایی که در قلبها نباشند، بر دیوارها هیچ ارزشی ندارند. هماینک در جنگ نمادها، حکومت، بازی را واگذار کرده است.
چهار) سقوط ساختارها:
اکنون حکومت در آستانه مرحله چهارم و پایانی سقوط، یعنی سقوط ساختارها، قرار گرفته است. در انقلاب اسلامی سقوط ساختار رژیم شاه از وقتی آغاز شد که دولتهای بزرگ غربی، بر سر رفتن حکومت شاه به توافق رسیدند. در واقع، درحالی که انقلاب در داخل به شدت جریان داشت، در خارج نیز غربیها متوجه شدند که دیگر ادامه حمایت و حفظ رژیم شاه نه ممکن است و نه سودمند. بنابراین مذاکره با رهبران انقلاب (مانند آیهالله بهشتی) و رهبران ارتش برای انتقال مسالمتآمیز قدرت را آغاز کردند. البته اگر غربیها هم به این توافق نمیرسیدند و شاه از کشور نمیرفت، باز هم به احتمال زیاد شاه به علت بیماری سرطان خون، یکی دوسال بیشتر دوام نمیآورد و با مرگ او سقوط ساختار محقق میشد.
اصلیترین نشانه ورود یک نظام به مرحله چهارم سقوط این است که سیستم وارد مرحله رفتارهای کاریکاتوری میشود، یعنی شروع میکند فعالیتهای شکستخورده قبلی خود را دوباره با نام دیگری و به شکلدیگری از سربگیرد. شاخص آن نیز این است که همزمان که «کنترلپذیری»اش بر اوضاع کاهش مییابد، «انعطافپذیری»اش نیز پایین میآید. شواهد فراوانی حاکی است که اکنون نظام به صورت آشکار این ویژگیها را از خود بروز داده است. فقط یک مثال میزنم و مشاهده نمونههای دیگر را به خوانندگان میسپارم: این روزها میبینیم از یکسو حکومت اصلا توانایی تحمیل حجاب اجباری را ندارد و سرپیچی زنان از این فرمان حکومتی همهجا فراگیر شده است و بازار و خیابان و مترو مملو از زنان بدون پوشش سر است، و طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، تعداد زنانی که با معیارهای حکومتی فاقد حجاب هستند به بالای ۷۰ درصد رسیده است (کاهش شدید کنترلپذیری)؛ ولی از سویدیگر نیز در تریبونهای رسمی به جای آن که مسیر انعطاف را باز کنند و مثلا از فقهای زیادی نام ببرند که پوشش سر و گردن را واجب نمیدانند و از این طریق راه تعامل و پذیرش طرفینی را بگشایند، برعکس از بستن حسابهای بانکی و مسدود کردن کارت ملی زنان بدون پوشش رسمی، بستن مغازههایی که به این زنان خدمات میدهند، عزل مدیران ادارات و بانکهایی که به اینگونه خانمها خدمات بدهند و نظایر اینها سخن میرود (کاهش انعطافپذیری). و اکنون نیز اعلام تشکیل قرارگاه زیست عفیفانه (بعد از شکست ستاد امربهمعروف و نهی از منکر) از همان نوع رفتارهای کاریکاتوری است که دارد تکرار می شود.
اما اینکه سقوط نهایی ساختار کی رخ خواهد داد، بستگی به حوادثی دارد که فراوانند اما اکنون نمیتوان پیشبینی کرد که کدام یک و دقیقاً چه زمانی رخ میدهند. مثلا ما اکنون نمیدانیم سرانجام جنگ اوکراین چه خواهد شد و روسیه تا چه حد ما را در باتلاق این جنگ فروخواهد برد و نتیجه آن چه خواهد شد؛ نمیدانیم آزمایش شکافت هستهای توسط ایران کی انجام میشود و اگر انجام شود واکنش غرب در برابر آن چه خواهد بود؛ نمیدانیم تفاهم چین با سعودی چه ابعاد پشت پردهای دارد؛ نمی دانیم دولت جدید اسرائیل چه سیاست تازهای در سر دارد و در حال تدارک چه حملاتی به تاسیسات هستهای ایران است؛ نمیدانیم با این حجم اجماع جهانی که پس از جنبش مهسا برعلیه حکومت ایران ایجاد شده است قدرتهای بزرگ، در پشت صحنه چه تفاهمی خواهند کرد؛ نمیدانیم سرآمدان سالخورده نظام کی دعوت حق را لبیک خواهند گفت و واکنش جامعه چه خواهد بود؛ نمیدانیم جهش عظیم قیمت دلار کی و با چه شدتی رخ خواهد داد و واکنش جامعه به آن چه خواهد بود؛ نمیدانیم با این کسری بودجه عظیم، دولت نهایتا در سال آینده در مورد قیمت بنزین چه تصمیمی خواهد گرفت و جامعه چه پاسخی خواهد داد؛ نمیدانیم کمبود گاز یا کمبود برق یا کمبود آب کی شهرهای ما را در سرما یا تاریکی یا تشنگی فرو خواهد برد و واکنش جامعه چه خواهد بود. و مهم تر از همه، نمیدانیم سیلی که در جنبش مهسا به راه افتاد و اکنون با ایجاد سدهای متعدد قضایی و امنیتی حرکتش متوقف و قدرتش مهار شده است، کی و با کدام بارش بعدی دوباره با قدرتی چند برابر، سدها را خواهد شکست و به راه خواهد افتاد. اینها همه از دست ما خارج است، اما هر کدامشان میتواند مرحله سقوط نهایی ساختار را کلید بزند.
انقلاب، از بالا یا پایین؟
مراحل بازسازی، بازآفرینی و دگرگونی یک سیستم اجتماعی یا سیاسی بیمار، بسته به شدت بیماری، به ترتیب چنین است: بهبود، اصلاح، تحول، افقگشایی (پاردایم شیفت)، انقلاب از بالا، و انقلاب از پایین. یک سیستم زنده اجتماعی، دقیقا مانند یک بدن زنده، وقتی بیمار میشود باید این مراحل را به ترتیب و با موفقیت طیکند. در هر مرحلهای شکست بخورد ناگزیر وارد مرحله بعدی میشود.
سیاستهای «بهبود» متعلق به عصر هاشمی بود که رقابتهای داخلیِ سیستم، همانها را هم یا به شکست کشانید یا متوقف کرد. برنامه های «اصلاح» متعلق به عصر خاتمی بود که انحصارطلبی اصولگرایان و تندروی اصلاحطلبان، نهایتاً موجب ورود جناحهای سیاسی کشور به یک بازی حذفی شد و آن برنامهها را به شکست کشانید.
انتخابات مجلس هفتم و انتخابات ریاستجمهوری ۸۴ نقطه ورود به عصر «تحول» بود، یعنی آغاز حذف رسمی بخشی از خودیهای سیستم، که به منزله نوعی جراحی (تحول) بود. سپس در انتخابات ۸۸ همه کاندیداهای انتخابات ۸۸ ، هر کدام به شیوه خود، سیاستها و برنامههای تحولخواهانه ارایه کرده بودند. اما ناتوانی طرفین منازعه ۸۸ برای گفتوگو و رسیدن به یک راهحل سیاسی و سپس کودکوارگی دولت نهم، عصر تحول را به بیراهه برد و به شکست کشانید.
دهه نود و دولت روحانی، عصر «افقگشایی» بود. اما خاماندیشی و تمامیتخواهی بخشهای دیگر قدرت، آن را به شکست کشاند. برجام نقطهای بود که میتوانست آغاز مبارکی برای افقگشایی داخلی و خارجی باشد، اما آن را به سُخره گرفتند و به طعنه از برجام دو و سه یاد کردند. حتی مذاکرات احیای برجام نیز آخرین فرصتی بود که نظام میتوانست برای افقگشایی استفاده کند، اما عطش تمامیت خواهی، آن فرصت را نیز سوزاند.
و اکنون نظام در برابر یک انتخاب دوگانه قرار دارد: شروع یک «انقلاب از بالا» بوسیله خودش یا انتظار برای یک «انقلاب از پایین» بوسیله جامعه. همان انقلابی که سقوط مرحله چهارم را قطعی و نهایی میکند.
من در یک ربع قرن گذشته که کار روشنفکری و کنشگری خود را شروع کرده ام، از بعد از عصر بهبود (عصر هاشمی)، همواره هشدارهای مربوط به شکست در هر دوره را دادهام، اما هیچگاه شنیده نشد. اینک نیز خیرهسرانه اما امیدوارانه هشدار میدهم و میکوشم تا نظام را متوجه ضرورت انقلاب از بالا کنم. چون خطری که بر کشورمان سایه افکنده است چنان بزرگ است که ساکت ماندن به خیانت میماند. در ده سال گذشته نیز بارها مساله لزوم افق گشایی (پاردایم شیفت) را مطرح کردهام ولی شنیده نشد. اکنون دیگر جامعه از آن سطح از مطالبات عبور کرده است، یعنی چشم و زبان جامعه باز نشده بلکه نسل نو چشم و زبان جامعه را متحول کرده است و سطح انتظارات جامعه را جهش داده است. در واقع جنبش مهسا نقطه پایانی بود بر چهار دوره ناتمام یا شکست خورده در جمهوری اسلامی: عصر بهبود (دوره هاشمی)، عصر اصلاح (دوره خاتمی)، عصر تحول (دوره احمدینژاد) و عصر افق گشایی (دوره روحانی)؛ که در همه این دورهها، تعلل یا ممانعت حکومت و یا شکاف درون حاکمیتی اجازه نداد تا تغییرات به نتیجه مناسب برسد.
اکنون دیگر همه آن دورهها پایان یافته و شکست خورده تلقی میشوند، و دست زدن به اقدامات و اصلاحاتی که از جنس آن دورهها باشد، تنها با واکنش طنز و تمسخر جامعه روبهرو خواهد شد. بهبود و اصلاح و تحول و افقگشایی نیازمند «باورپذیر بودن حکومت» است. اکنون حکومت «باورپذیری» خود را در همه حوزهها، در ذهن جامعه از دست داده است. تنها یک فرصت دیگر باقی مانده است و آن «انقلاب از بالا» است. آری انقلاب از بالا واقعا از جنس «انقلاب» است اما انقلابی بدون خونریزی و درهمریزی. انقلابی که فرادستانِ در قدرت را از خطرات و آسیبهای سنگینِ بیبازگشت محافظت میکند و معترضان وضع موجود را نیز به بخش مهمی از خواستههایشان میرساند و امید به تغییرات معنیدار را در دل آنها زنده میکند. همچنین چشمانداز باثباتی برای کشور ایجاد میکند تا فرار مغزها و سرمایهها متوقف شود و انباشت سرمایه در همه حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از سر گرفته شود. تنها چنین تحولی است که میتواند نقطه پایانی باشد بر تضادها، محدودیتها، نارضایتیها، ظلمها، خشمها، نفرتها و کینکشیهای گذشته و آینده. بیگمان وجود قدرت روانشناختی برای گرفتن تصمیمات سخت و از خودگذشتگی و خرج کردن سرمایه اجتماعی مقامات عالی کشور، پیششرط چنین تحولی خواهد بود.
من وارد بیان نمونهها و سازوکارها و مصادیق «انقلاب از بالا» نمیشوم تا گزینههای در پیشِ روی حکومت را نسوزانم، اما بیگمان یکی از مصادیق اصلی آن همانی است در نخستین یادداشتم در آغاز جنبش مهسا (آخرین تار موی) به آن اشاره کردم، یعنی بازنویسی قانون اساسی با مشارکت گسترده نخبگان مدنی، به منظور بازآرایی نظام سیاسی. «انقلاب از بالا» همان روشی است که حکومت نژادپرست آفریقای جنوبی به آن تن داد و خطر سقوط خشونتبار را از سر خود رفع کرد. همان روشی است که نظامیان شیلی به آن تن دادند و اجازه دادند کشور وارد مسیر دموکراسی شود بدون آن که قهر انقلابی گریبانگیر مقامات حکومت سابق شود.
اگر فرصت «انقلاب از بالا» از دست برود لاجرم نظام وارد مرحله چهارم سقوط، آن هم به صورتی خشن و خسارتبار خواهد شد. بسیاری از وقایعی که در جنبش مهسا رخ داد بویژه حوادث جاده کرج، کمترین دستاوردش این بود که هم به جامعه و هم به حکومت علامت داد که اگر مرحله چهارم سقوط، از طریق یک انقلاب تمام عیار از پایین، رخ دهد، میتواند بسیار خشونتبار و خونبار باشد.
سخن پایانی:
این روزها هیچکدام از اخباری که میشنویم، نشانی از «خردمندی سیستماتیک» حکومت در خود ندارد. از یک سو غرب دارد به سرعت به سوی اجماعی جهانی برعلیه حکومت ایران میرود؛ ایرانیان مهاجر نیز برای اولینبار در تاریخ بعد از انقلاب، به سوی همبستگی و هماهنگی در کنشگری و سیاستورزی رفتهاند. در داخل نیز به مرحله همآیندی بحرانها رسیدهایم و تصمیمگیری در بیشتر حوزهها در حالت انتظار و ابهام قرار دارد. «زندگی انفعالی» در جریان است اما «زندگی فعال» در تعلیق است و همه منتظر تحولی یا گشایشی هستند؛ تحولی که نمیدانند چیست و از جایی که نمیدانند کجاست. تیغه قیچی از درون و بیرون بر روی حکومت در حال بسته شدن است، و یک حادثه کافی است تا دو تیغه این قیچی را به هم برساند.
من نمیدانم روسیه تا چه حد در تصمیمات راهبردی ما دخالت دارد؛ من نمی دانم کسانی که از تحریم و انزوای ایران سودهای کلان میبرند تا چه حد در مراکز تصمیمگیری نفوذ دارند؛ من نمیدانم اسرائيل که تا راهبردیترین حوزههای نظامی ما رسوخ کرده است آیا در مراکز تصمیمسازی سیاسی ما نیز حضور پنهان دارد یا نه؛ من نمیدانم کسانی که انحصارات اقتصادیشان فقط در شرایط نابسامان کشور تامین و تضمین میشود چقدر قدرت سیاسی پشت پرده دارند؛ من نمیدانم مقامات اصلی کشور اصلا در جریان واقعیات جامعه هستند یا نه؛ اما امیدوارم هیچکدام از این بدگمانیها درست نباشد و نظام تدبیر بتواند فارغ از این شرایط دست به تصمیمات بزرگ بزند که اکنون، آری همین اکنون که دوباره احساس تسلط و قدرت میکند، وقت آن است. نظام وقتی از «ترس هیجانی» دوران جنبش مهسا خارج شد، نخستین علایمی که نشان داد، بویژه با شروع اعدامها، این بود که دارد از مرحله «خشونت هیجانی» وارد مرحله «خشنونت ایدئولوژیک» میشود. اما اکنون چند هفتهای است، و بویژه با آزادیهای اخیر معترضان، علایم ورود به مرحله «ترس عقلانی» در حکومت ظاهر شده است. هنوز نمیدانیم این اقدامات ناشی از روشن شدن چراغ «خردمندی سیستماتیک» است یا رفتاری از سر «هوشیاری تاکتیکی» است. من امیدوارم نشانه آغاز «خردمندی سیستماتیک» باشد.
راستش نمیدانم چرا این عُمق حماقت از درون من زایل نمیشود و من همچنان امیدوارم که این ساختارِ بریده از واقعیت، دست به «انقلاب از بالا» بزند. شاید اینها را تنها برای تسلی دل خویش از نگرانیهای بزرگی که دارم، مینویسم. گفتهاند آرزو بر جوانان عیب نیست؛ مرا ببخشید و بگذارید من به جوانی خویش و تحولپذیری این ساختار همچنان امیدوار بمانم.
Feb 14 2023
استرالیا گفته عملیات جاسوسی ایران از یک خانواده ایرانی-استرالیایی را خنثی کرده است
بیبیسی: دولت استرالیا اعلام کرده عملیات جمهوری اسلامی در جاسوسی از یک شهروند ایرانی-استرالیایی ساکن این کشور را خنثی کرده است؛ این شهروند دو تابعیتی در تظاهرات پس از کشته شدن مهسا امینی در استرالیا شرکت کرده بود.
طی ۵ ماهی که که از آغاز جنبش اعتراضی در ایران گذشته، شهرهای مختلف جهان شاهد اعتراضات ضدحکومتی در ایران بوده که استرالیا هم از این امر مستثنی نبوده است.
کلر اونیل، وزیر کشور استرالیا، گفته که حکومت ایران در حال جاسوسی از خانواده یک شهروند ایرانی-استرالیایی که در تظاهرات محلی علیه جمهوری اسلامی شرکت کرده بود، بوده که عملیات آنها خنثی شد.
او در یک سخنرانی در دانشگاه گفته: «همه در استرالیا کاملا آزادند که یک رژیم خارجی را مورد انتقاد قرار دهند؛ همانگونه که دهها هزار نفر در کشور(استرالیا) در پاسخ به تحولات ایران چنین اقدامی کردهاند.»
وزیر کشور استرالیا همچنین گفته: «ما در هر شرایطی تلاشهای یک رژیم خارجی برای مختل کردن تظاهرات مسالمتآمیز، ترویج خشونت یا سرکوب نظرات را تحمل نخواهیم کرد.»
او البته جزئیاتی در این مورد ارائه نداد اما گفت ایران «تحقیقات وسیعی» را درباره این تبعه ایرانی-استرالیایی و خانواده او انجام داده است؛ که البته ماموران استرالیایی آن را کشف کردهاند.
وزیر کشور استرالیا گفته دولت این کشور قصد دارد نام شماری از کشورهایی که «مسئول عملیات مداخلهجویانه» در این کشور بودهاند را افشا کند.
تظاهرات شهروندان ایرانی پس از کشته شدن مهسا امینی، در استرالیا بیحاشیه نبوده؛ روزنامه استرالیایی «کانبرا تایمز» اخیرا فیلمی منتشر کرده که یک معترض ایرانی را نشان میدهد که در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استرالیا پس از برخورد پلیس فدرال با او دچار شکستگی استخوان میشود؛ او پس از این برخورد به بیمارستان منتقل شد.
گفته شده این شهروند ایرانی طی چهار ماه اخیر در مقابل سفارت جمهوری اسلامی دست به اعتراض زده بود و علت دستگیری او «بیتوجهی» به دستورالعمل پلیس بوده است.
اخیرا دادستان کل آمریکا اعلام کرده بود سه نفر از اعضای یک گروه تبهکاری اروپای شرقی به اتهام برنامهریزی برای ترور مسیح علینژاد دستگیر شدهاند
فشار بر فعالان مدنی و رسانهای در خارج از ایران
هر چند فشار بر مخالفان و منتقدان حکومت ایران برای ساکت کردن آنها در خارج از این کشور سالهاست که پس از تاسیس جمهوری اسلامی ادامه داشته، اما این سیاست طی سالهای اخیر با توجه به گسترش شبکههای اجتماعی و رسانهها با حساسیت ویژهای از سوی مقامهای جمهوری اسلامی تعقیب شده است.
یک مورد اخیر آن به تلاش برای ترور مسیح علینژاد، روزنامهنگار و فعال مدنی ساکن آمریکا برمیگردد؛ اخیرا دادستان کل آمریکا اعلام کرده بود سه نفر از اعضای یک گروه تبهکاری اروپای شرقی به اتهام برنامهریزی برای ترور او دستگیر شدهاند.
خانم علینژاد، که ساکن نیویورک است پارسال گفته بود هدف یک توطئه آدمربایی بوده است.
در آن زمان دولت آمریکا تایید کرد که چهار نفر، از جمله یک «مامور اطلاعاتی ایران» را به برنامهریزی برای ربودن خانم علینژاد متهم کرده است.
وزارت دادگستری آمریکا اخیرا گفته که دستگیرشدگان، رافت امیروف، پولاد عمروف و خالد مهدیاف نام دارند و آنها پذیرفتهاند در ازای دریافت پول، دست به ترور بزنند.
این نهاد آمریکایی، جمهوری اسلامی ایران را حامی این نقشه توصیف کرده است.
البته این تنها مورد خشونت عریان و تلاش برای ربودن یا حذف فیزیکی مخالفان در خارج از ایران نبوده است؛ طی سالهای اخیر روحالله زم، مدیر کانل تلگرامی «آمدنیوز» از عراق ربوده شد و بعدا در ایران اعدام شد.
ترور شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر حکومت سابق ایران در پاریس، ترور فریدون فرخزاد خواننده، ترانه سرا و مجری تلویزیونی ایران در بن آلمان و همچنین ترور سران مخالف کرد در رستوران «میکونوس» در برلین نمونههایی از این موارد است.
طی سالهای اخیر همچنین فشار بر فعالان رسانهای ساکن خارج از ایران افزایش یافته؛ از تلاشها برای بیاعتبار کردن آنها گرفته تا مسدود شدن داراییهای آنها در ایران و همچنین فشارهای مضاعف بر خانواده آنها.
Feb 11 2023
نشست «آینده جنبش دموکراسی ایران»؛ «منشور همبستگی و سازماندهی» تدوین میشود

رادیو فردا: هشت چهره سرشناس مخالف حکومت ایران روز جمعه ۲۱ بهمن در نشست «آینده جنبش دموکراسی ایران» که در دانشگاه جورج تاون شهر واشینگتن برگزار شد، بر همبستگی و همصدایی همه مخالفان حکومت جمهوری اسلامی برای عبور از آن و پذیرش تکثر نیروها تاکید کردند.
این نشست در آستانه سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ با حضور شاهزاده رضا پهلوی، حامد اسماعیلیون، مسیح علینژاد و نازنین بنیادی برگزار شد در حالی که شیرین عبادی، عبدالله مهتدی، گلشیفته فراهانی و علی کریمی با پیامهایی ویدیویی به آن پیوستند.
در این نشست همچنین اعلام شد که «منشوری» مشترک برای «همبستگی و سازماندهی برای ایران» بر پایه اصول مشترک و بر مبنای حقوق بشر و برابری انسانها تدوین و به زودی منتشر خواهد شد.
رضا پهلوی در سخنان خود با اشاره به ضرورت همکاری نیروهای مخالف جمهوری اسلامی گفت که آدمها را به دو دسته تقسیم میکند؛ او دسته اول را کسانی دانست که «همچنان کینه و نفرت دارند و برای همکاری مقاومت میکنند» و دسته دوم نیز کسانی هستند که «میخواهند بخشی از راهحل باشند و با علم به اختلاف نظرهای خود قائل به همکاری باشند».
وی سپس تاکید کرد که باید اختلافات را کنار گذاشت و در جهت آزادی و حاکمیت مردم برای آیندهای تلاش کرد که در آن تمام شهروندان با هر گرایشی در برابر قانون یکسان خواهند بود.
مسیح علینژاد نیز در این نشست از کار تدوین منشوری به نام «همبستگی و آزادی ایران» خبر داد که در آن بر سر اصولی حداقلی توافق شده است تا مثل چتری همه را در بربگیرد.
به گفته وی، این منشور که احتمالا کار نگارش آن تا آخر فوریه به پایان میرسد مبتنی بر منشور حقوق بشر است و هم یکپارچگی ایران را میپذیرد و هم بر تنوع صحه میگذارد.
حامد اسماعیلیون در سخنان خود از چهار اصل آزادی، دادخواهی، عدالت اجتماعی و عدالت محیط زیستی نام برد که باید در جریان انقلاب ایران برای آن تلاش کرد. وی با اشاره به اصل دادخواهی گفت که دادخواهان انتظار دارند پس از جمهوری اسلامی کمیتههای حقیقتیاب به وجود بیاید تا به تک تک جنایتهای جمهوری اسلامی از سینما رکس تا الان رسیدگی کند و حقیقت عریان شود و زخمهای سرزمین ما التیام پیدا کند.
نازنین بنیادی نیز با اشاره به عبارت «خدای رنگین کمان» که کیان پیرفلک، کودکی که در جریان اعتراضات در ایده کشته شد، در ویدیویی از آن گفته بود، عنوان کرد که این رنگین کمان برای ما نماد چندگانگی است.
وی افزود: «این گردهمایی یک شروع است و ما منشوری را برای پیش رفتن به سمت دموکراسی سکولار مینویسیم با این امید که به جنبش بزرگتری با وجود حداکثری منجر شود.»
عبدالله مهتدی و شیرین عبادی نیز در پیامهای خود بر لزوم کنار گذاشتن اختلافات تاکید کردند و از جمله آقای مهتدی گفت: «تنها دشمن مشترک ما و نیرویی که کمر به نابودی همه بسته جمهوری اسلامی است.»
خانم عبادی هم اظهار داشت: «جمهوری اسلامی به خاطر اختلافات ما دوام آورده و ما باید اختلافها را بگذاریم برای پای صندوق چرا که الان وقت این است که بگوییم دیکتاتور به پایان سلام کن.»
همچنین گلشیفته فراهانی و علی کریمی هم در پیام ویدیویی مشترکی که خانم فراهانی آن را خواند بر لزوم سپردن نوع حکومت آینده بر عهده مردم تاکید و تصریح کردند که انتخاب فردا بر عهده آنان است.
Feb 08 2023
جمعی از نمایندگان پارلمان آلمان مقابل سفارت ایران در برلین تجمع کردند

رادیوفردا: تجمع نمایندگان پارلمان آلمان مقابل سفارت ایران در برلین
جمعی از نمایندگان پارلمان آلمان از احزاب مختلف سیاسی در اعتراض به سرکوب معترضان در ایران مقابل سفارت جمهوری اسلامی در برلین تجمع کردند و خواستار آزادی معترضان بازداشتشده در ایران شدند.
این تجمع با حضور حدود سی نفر از نمایندگان آلمانی روز سهشنبه ۱۸ بهمن و در حالی برگزار شد که مقامهای جمهوری اسلامی از آزادی تعدادی از بازداشتشدگان اعتراضات اخیر خبر دادهاند.
اما به گزارش رسانههای آلمانی، شرکتکنندگان در این تجمع گفتند که امید چندانی به عفو اعلام شده از سوی حکومت ایران ندارند.
Gemeinsam haben wir heute fraktionsübergreifend als politische Patinnen und Paten von Opfern und Verfolgten des iranischen Regimes vor der iranischen Botschaft in Berlin protestiert. Wir sehen die Verbrechen des iranischen Regime! #IranRevoIution #JinJiyanAzadi #Iran pic.twitter.com/rDZC6KpBA2
— Hermann Gröhe (@groehe) February 7, 2023
پیشتر نیز برخی از فعالان حقوق بشر نسبت به ادعای جمهوری اسلامی درباره «عفو» بازداشتشدگان ابراز تردید کردهاند.
همچنین در این تجمع، برخی از نمایندگانی که وکالت سیاسی معترضان ایرانی بازداشتشده را برعهده گرفتهاند، حضور داشتند و پلاکاردهایی با درخواست توقف اعدام معترضان در ایران به دست گرفته بودند.
همچنین تصاویری از ویدا ربانی، محمد قبادلو و آرش صادقی، از زندانیان سیاسی و معترضان بازداشتشده در ایران در این تجمع به چشم میخورد.
یوهانس آرلت، از حزب سوسیال دموکرات آلمان و یکی از شرکتکنندگان در این تجمع به رسانهها گفت: «با این اقدام میخواهیم صدای مردمی باشیم که برای دموکراسی در ایران تظاهرات میکنند و تهدید به انتقامجویی شدید میشوند.»
German MPs from across the political spectrum gathered outside Iran's embassy in Berlin as part of a protest against Tehran's crackdown on demonstrators.
The lawmakers say they have little hope for the amnesty announced by the Iranian regime. pic.twitter.com/jXyHJOImGN
— DW Politics (@dw_politics) February 7, 2023
این نماینده پارلمان آلمان یکی از نمایندگان آلمانی است که در هفتههای اخیر کفالت سیاسی معترضان بازداشتشده در ایران را برعهده گرفتهاند.
ابتکار برعهده گرفتن کفالت سیاسی معترضان بازداشتشده در ایران پس از آن آغاز شد که حکومت ایران شماری از بازداشتشدگان را به اتهام «محاربه» و «افسادفیالارض»، به اعدام محکوم کرد.
در ماههای اخیر، چهار معترض بازداشتشده در ایران اعدام شدند و همچنان دهها معترض بازداشتشده دیگر در معرض صدور یا اجرای حکم اعدام قرار دارند.
حزب سوسیال دموکرات آلمان، از بزرگترین احزاب پارلمان این کشور، با ارائه پیشنهادی خواستار انحلال گروه دوستی پارلمانی ایران و آلمان شده است.
همچنین پیشتر اعضای پارلمان آلمان در نشستی، با حمایت علنی از معترضان در ایران، خواستار افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی از جمله قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی شدند.
دولت آلمان نیز به همراه دیگر اعضای اتحادیه اروپا از ابتدای اعتراضات سراسری در ایران، در قالب چهار بسته جداگانه، بیش از صد فرد و سازمان جمهوری اسلامی را به دلیل سرکوب اعتراضات سراسری در ایران تحریم کرده است.
Feb 06 2023
فشار دیرهنگام اروپا بر گلوگاه صنایع پهپادی جمهوری اسلامی

دویچهوله: جمهوری اسلامی صنایع هوایی را در خدمت جنگ روسیه علیه اوکراین قرار داده و نیروهای مسلح آن در ماجراجوییهای خود از سپر انسانی استفاده میکنند. از نظر حامد محمدی، تحلیلگر امور نظامی، اروپا اینک تصمیم به واکنش گرفته است.
شرکت هواپیمایی لوفتهانزا اعلام کرده که پروازهای خود به مقصد تهران را موقتا به دلیل وضعیت نامشخص امنیت حریم هوایی ایران و به طور مشخص اطراف فرودگاه تهران به حال تعلیق درآورده است. در بیانیه لوفتهانزا تأکید شده است که گروه امنیتی این شرکت به ارزیابی وضعیت امنیتی پروازها از فرودگاه تهران و تمام حریم هوایی ایران ادامه میدهد.
همچنین اتحادیه اروپا شرکت صنایع هواپیماسازی ایران (هسا) را، به اتهام دست داشتن در ساخت و تأمین قطعات پهپادهای نظامی بهکار گرفتهشده برای ارتش روسیه علیه اوکراین، در فهرست تحریمهای خود قرار داد.
توقف پروازهای لوفتهانزا، بزرگترین شرکت هواپیمایی آلمان، به ایران و تحریم “هسا” تصمیماتی بود که پس از عملیات ریزپرندهها در آسمان ایران و هدفگیری یکی از تأسیسات نظامی اصفهان گرفته شد. میخایلو پودولیاک، مشاور رئیس جمهوری اوکراین، در توییتی تلویحاً سهم کشورش در عملیات هدفگیری تأسیسات نظامی اصفهان و یک پالایشگاه نفت را همچون واکنشی به همدستی جمهوری اسلامی و ارتش روسیه پذیرفت.
War logic is inexorable & murderous. It bills the authors & accomplices strictly.
Panic in RF – endless mobilization, missile defense in Moscow, trenches 1000 km away, bomb shelters preparation.
Explosive night in Iran – drone & missile production, oil refineries.
did warn you— Михайло Подоляк (@Podolyak_M) January 29, 2023
هرچند سطح توان اوکراینیها در چنین اقداماتی جای بحث دارد، اما دستکم این پیام به تهران فرستاده شد که حتی بهرغم جنگ با روسیه، اوکراین در کنار شرکای خود برای پاسخ به تهدیدات جمهوری اسلامی دستبسته نیست.
مقامات جمهوری اسلامی منکر ارسال پهپاد به روسیه هستند، همچنان که در سالهای آغازین جنگ سوریه نیز حضور نظامی خود در این کشور برای حمایت از رژیم بشار اسد را رد میکردند. پشتوانه حکومت ایران همواره برای انکار نقش خود در عملیات نظامی “اقدامات پوششی” و “گروههای نیابتی” بوده است.
لجستیک نظامی با هواپیماهای تجاری
سالهاست سپاه پاسداران در پوشش هواپیماهای مسافربری و تجاری، نیرو و تسلیحات نظامی به سوریه و عراق و سایر کشورها حمل میکند؛ مأموریتی که از دوران فرماندهی قاسم سلیمانی بر سپاه قدس به یک روال عادی تبدیل شده است.
کاپیتان امیر اسداللهی، خلبان هواپیمای ایرباس شرکت هواپیمایی “ماهان ایر”، ۲۹ خرداد ۱۳۹۹ در مصاحبه با “باشگاه خبرنگاران جوان” روایت میکند: «خرداد سال ۹۲ قرار بود با هفت تن بار ممنوعه به سمت دمشق پرواز کنیم. علاوه بر بار، تقریباً ۲۰۰ مسافر هم داشتیم که حاج قاسم یکیشان بود».
در موردی دیگر سردار نصرتالله حسینیپور، از فرماندهان نیروی قدس سپاه در سوریه، در یک سخنرانی در استان فارس گفته بود: «این را بدانید که در جابجایی نیروها به سوریه فقط هواپیمای غولپیکر ماهان بود که به داد ما میرسید، زیرا زیر رگبار دشمن وارد فرودگاه دمشق میشد و نیروها را پیاده میکردند».
بر اساس قوانین سازمان بینالمللی هوانوردی (ایکائو) مندرج در انکس ۱۸ و پیوستهای آن، حمل انواع و اقسام مهمات از مین، راکت، موشک و چاشنیهای انفجاری تا موتور موشک، خازنهای الکترونیک و کلاهک توسط خطوط هوایی مسافری و هواپیماهای غیرنظامی ممنوع است. در واقع سپاه از هواپیماهای تجاری و مسافربری به عنوان “سپر انسانی” استفاده میکند.
استفاده از “سپر انسانی”
در جریان سرنگونی پرواز “PS 752” نیز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از “سپر انسانی” استفاده کردند. فرماندهان بلندپایه نظامی جمهوری اسلامی به “وضعیت جنگی” هنگام پرواز هواپیمای بوئینگ اوکراینی اعتراف کرده بودند.
بر اساس قوانین ایکائو “پیوست ۱۰۰۸۴” دولتها مسئول تامین امنیت حریم هوایی ملی و تضمین امنیت خطوط هوایی هستند و پروازهای غیرنظامی باید در مواردی مثل درگیری مسلحانه، ابرهای ناشی از آتشفشانها، آزمایشهای موشکی و پرتاب راکتها و موشکها متوقف شوند.
ایکائو به روشنی میگوید، دولتها و شرکتهای هواپیمایی و نهادهای مسئول (تمام کشورهای امضاکننده کنوانسیون شیکاگو و کشورهای عضو ایکائو) موظفند برای کاهش ریسک و خطرات پرواز، از ایمنی پروازهای غیرنظامی اطمینان حاصل کنند و در شرایط جنگی پروازهای غیرنظامی را متوقف کنند.
در مورد سرنگونی هواپیمای “اوکراین اینترنشنال” امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، اعتراف میکند: «هر خطایی بود در مجموعه نیروهای مسلح است».
طراحی عملیات اخیر ریزپرندهها در آسمان ایران برای هدفگیری تأسیساتی استراتژیک، با رشتهعملیاتمشابه در گذشته یک تفاوت عمده داشت و آن هدفگیری مراکزی بود که جلوی چشم مردم قرار داشتند. به این ترتیب هم انکار آن از سوی مقامات حکومت ممکن نبود و مهمتر از آن اینکه نشان داد کارگاهها و مراکز تسلیحاتی در پوشش صنایع غیرنظامی در بطن مناطق شهری فعالاند.
شماری از کارخانجات و شرکتهای غیرنظامی از جمله شرکت “اوج پرواز ما دو نفر” یا “شرکت پرآور پارس” نیز، به دلیل همکاری با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در ساخت پهپاد و موشک، مورد تحریم قرار گرفتهاند.
این اقدامات واقعیتهایی است که از سالیان پیش در جریان بوده، اما دولتهای اروپایی تازه تصمیم به تمرکز بر آنها گرفتهاند.
ممنوعیت استفاده از “سپر انسانی”
استفاده از سپر انسانی با هدف جلوگیری از حمله به نیروها و اموال نظامی بر اساس مقررات ۱۹۰۷ لاهه، بند ۲ ماده ۲۳ کنوانسیون سوم و ماده ۲۸ کنوانسیون چهارم ۱۹۴۹ ژنو، “بند ۴ ماده ۱۲” و “بند ۷ ماده ۵۱” پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ۱۹۴۹ ژنو ممنوع است.
اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی نیز استفاده از سپر انسانی را ممنوع اعلام کرده است و این احتمال که در ردیف جنایات جنگی قرار بگیرد وجود دارد.
آنچه در بیانیه شرکت هواپیمایی لوفتهانزا زیر عنوان ناامنی اطراف فرودگاه “امام خمینی” تهران مطرح شده، احتمالاً مربوط به استقرار تأسیسات نظامی از جمله لانچرهای موشکی و سامانههای پدافندی در آن حوالی است. اداره هوانوردی فدرال آمریکا یک سال پیش از این درباره پرواز هواپیماهای مسافری بر فراز ایران هشدار داده بود.
آن گونه که از شواهد پیداست، سپر انسانی به بخشی از راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. روزنامه “کیهان” چاپ تهران در سرمقاله شماره ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ خود تهدید میکند: «اینبار اگر پرنده متجاوزی هدف قرار گیرد، هواپیمای بدون سرنشین نخواهد بود».
بخشی از فعالیت اتمی جمهوری اسلامی نیز در کنار مناطق مسکونی و بافت شهری مستقر شده است یا در پوشش فعالیتهای غیرنظامی پیگیری میشود؛ هرچند که مقامهای ایران آن را انکار میکنند. یکی از مراکز هستهای مشکوک که آژانس بینالمللی انرژی اتمی روی آن دست گذاشته، در پوشش “گاوداری” بوده، اما رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی آن را انکار میکند؛ همچنان که در مورد قالیشویی “تورقوزآباد” انکار شد.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی واحدهای صنعتی غیرنظامی را شریک خود در ساخت تسلیحات نظامی، از جمله موشک و پهپاد، کردهاند. پیش از واحدهای غیرنظامی داخلی، این شرکتهای غربی بودند که خدمات و قطعات را به ایران عرضه میکردند؛ یکی از آنها شرکت اتریشی “روتاکس” که موتور پهپاد به ایران میفروخت، اما زیر فشارهای بینالمللی همکاری خود با جمهوری اسلامی را متوقف کرد.
روزنامه “وال استریت ژورنال” ۲۶ آبان ۱۴۰۱ با استناد به اسناد کمیسیون مستقل مبارزه با فساد (NAKO) گزارش داد، بخش عمدهای از قطعات پهپادهای ایرانی که روسیه در اوکراین استفاده کرده، ساخت آمریکا و کشورهای اروپایی یا غربی بودهاند.
فعالیتهای ویرانگر نظامی جمهوری اسلامی تازگی ندارد، اما چون عمق آن اینک به مرزهای شرقی اروپا رسیده و به اقدامات فراسطحی تبدیل شده، دولتهای اروپایی را وادار به واکنش کرده است. توقف پروازهای بینالمللی در آینده میتواند، در صورت تعمیق بحران میان جمهوری اسلامی و غرب، مقدمهای برای اعلام منطقه پرواز ممنوع در آسمان ایران باشد.
بیش از دو سوم هواپیماهای تجاری و مسافربری ایران زمینگیر هستند. لری اودنر، مشاور سیاست خارجی دولت رونالد ریگان، در مقالهای که ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ در پایگاه خبری “واشنگتن اگزمینر” منتشر شد، پیشبینی کرده بود که “تحریم هوایی” جمهوری اسلامی را به سقوط خواهد کشاند. او گفته بود، اگر دونالد ترامپ بخواهد کار رژیم ایران را تمام کند، باید پرواز خطوط بینالمللی به ایران را متوقف کند.
تصمیم اروپاییها برای زیر فشار گذاشتن صنایع هوایی جمهوری اسلامی اساس امنیتی دارد و مقدمه گامهای سرسختانه بعدی علیه حکومت ایران است. این اقدامات احتمالاً مسیر شورای حکام تا شورای امنیت را طی خواهند کرد؛ روندی که میتوان آن را از پیامدهای شراکت ایران در جنگ روسیه علیه اوکراین و سرکوب خشن خیزش مردمی ۱۴۰۱ توسط حکومت محسوب کرد.
* این یادداشت نظر نویسنده را منعکس میکند و الزاما بازتابدهنده نظر دویچهوله فارسی نیست.
Feb 06 2023
محسنیاژهای: با کسانی که «توبه» نکردهاند «قاطعانه برخورد» خواهیم کرد
صدای آمریکا: یک روز پس از اعلام خبر «عفو» برخی از زندانیان اعتراضات ماههای گذشته در ایران توسط علی خامنهای، غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد که با کسانی که «توبه» نکردهاند «قاطعانه برخورد» خواهیم کرد.
محسنی اژهای با اشاره به اینکه «اغتشاشگرانی که مشمول عفو میشوند، پرونده آنها در هر مرحلهای باشد بسته میشود» گفت: «خیلی از این افراد گفتند ما اشتباه کردیم.»
رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی تاکید کرد که با کسانی که «دستشان به خون مردم آلوده است، افساد فی الارض دارند، توبه نکردهاند و محارب هستند قاطعانه برخورد میکنیم.»
طرح اتهاماتی همچون «محاربه»، «افساد فیالارض» و «بغی» که مجازات اعدام برای آن در قانون مجازات اسلامی تجویز شده است، در حالی در بسیاری از پروندههای ماههای اخیر مطرح شده است که منتقدان اصل طرح چنین اتهاماتی را زیرسوال میبرند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی همزمان با سالگرد انقلاب ۵۷، روز یکشنبه ۱۶ بهمن اعلام کرد که با موافقت علی خامنهای «دهها هزار» متهم و محکوم شامل «عفو و بخشش» میشوند، به جز آنها که «اظهار کنند ما پشیمان نیستیم و تعهد کتبی نمیدهیم.»
در واکنش به این اقدام که از آن به عنوان «عفو رهبری» تعبیر میشود، سازمان حقوق بشر ایران در توییتی تأکید کرد: «عفو ریاکارانه معترضان به دست علی خامنهای یک اقدام تبلیغاتی است.»
این نهاد حقوق بشری با تأکید بر این که معترضان «از حق خود برای اعتراض استفاده کردهاند»، اعلام کرد که بازداشت و احکام صادره برای این شهروندان «وجاهت ندارد» و «نهتنها تمام معترضان باید بدون قید و شرط آزاد شوند، بلکه در راه اجرای عدالت، محاکمه آمران و عاملان سرکوب، یک حق همگانی است.»
به گزارش خبرگزاریها در ایران، معاون قضایی قوه قضاییه در تشریح جزئیات این «عفو و بخشش» گفته «متهمان و محکومان» اعتراضات سراسری «پس از انزجار» از «اعمال گذشته خویش و تعهد بر عدم تکرار آن در آینده و در راستای سیاستهای نظام اسلامی صورت میگیرد و چنانچه در آینده این افراد بر خلاف تعهد خویش عمل کنند، دایره عفو نسبت به آنان بسیار مضیق و اعمال مجازات نیز شدیدتر خواهد بود.»
صادق رحیمی همچنین تأکید کرده است، کسانی که «اظهار کنند ما پشیمان نیستیم و یا تعهد کتبی هم نمیدهیم، طبیعتا این افراد مشمول عفو نمیشوند.»
با وجود این که مقامات قضایی اعلام کردهاند «دهها هزار» زندانی مشمول این «عفو» میشوند، فهرستی گسترده از اتهاماتی اعلام شده که قابل بخشش دانسته نشدهاند.
بنا بر این گزارش، متهمان و محکومان به «محاربه، افساد فیالأرض، و بغی» شامل این عفو نمیشوند و همچنین کسانی که به «جاسوسی به نفع اجانب»، «ارتباط مستقیم با عوامل سرویسهای اطلاعاتی خارجی»، «قتل و جرح عمدی»، «تخریب و احراق عمده تأسیسات دولتی، نظامی و عمومی»، و «عضویت و وابستگی» در گروههای «معاند و برانداز» شامل این عفو نمیشوند.
علاوه بر این، کسانی که سابقه «محکومیت موثر کیفری» و یا شاکی خصوصی دارند، از دایره این «عفو گسترده» بیرون هستند.
هرچند آمار رسمی از شمار بازداشتشدگان اعتراضات سراسری اعلام نشده، اما منابع حقوق بشری میگویند در جریان دور جدید اعتراضات که پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشت نیروی انتظامی آغاز شده، نزدیک به ۲۰ هزار نفر بازداشت شدهاند.
Feb 03 2023
اعتراضات و نمایش «عادیسازی» در ایران؛ «نظام ظرفیت عقلانی تغییر ندارد»
بیبیسی: دوازدهم بهمنماه، اکثر روزنامههای تهران تلاش کردند تا شور و هیجان روزهای پر ماجرای بهمن ۵۷ را به شکلی بازسازی کنند؛ یکی دیگر از اقدامات حکومت در مجادله تازهای که با مخالفان آغاز کرده تا نشان دهد همه چیز به شرایط «عادی» برگشته و در پایان ماهها اعتراض خیابانی، وضعیت به گونهای است که گویی «نه خانی آمده و نه خانی رفته».
در مقابل، علاوه بر واکنش منفی کاربران در شبکههای اجتماعی، گروهی از ناظران با اشاره به نمونههای تاریخی مانند آنچه بعد از سرکوب انقلاب مجارستان در سال ۱۹۵۶ رخ داد یا روشهای حکومت کمونیستی چکسلواکی بعد از سرکوب جنبش دموکراسیخواهی در جریان رویدادهای «بهار پراگ» در ۱۹۸۶، رفتار حکومت ایران را تکرار روشهای حکومتی سرکوبگر برای «عادیسازی» شرایطی پرتنش و «غیرعادی» توصیف میکنند.
برگزاری کنسرتهای موسیقی و جشنوارههای مختلف فیلم و تئاتر یا تکرار جشنهای مناسبتهای سیاسی ایدئولوژیک مانند جشن «پیروزی انقلاب اسلامی» از جمله اتفاقاتی است که از نظر منتقدان، در چارچوب یک برنامه بسیار گستردهتر تبلیغاتی برای «عادیسازی» قابل فهم است، تا رویدادهای معمولی که سالهاست به همین شکل برگزار میشوند.
علاوه بر این، برخی اقدامات حکومت نشان میدهد که تلاشهایی حتی فراتر از «عادیسازی» نیز آغاز شده؛ تلاشهایی که در آنها، نشانههایی از «پیشگیری» یا «پاکسازی» و انتقامجویی قابل ردگیری است. از آن جمله اخراج تعدادی از استادان دانشگاه، یا حمایت گسترده از خوانندگان و بازیگران کمترشناختهشده در جشنوارهای هنری که برخی آن را «راهانداختن کارخانه تولید شبه هنرمند، ورزشکار، استاد دانشگاه و …» توصیف کردهاند.
این شرایط موجب شده تا برخی نخبگان مانند محسن رنانی، اقتصاددان، بار دیگر تاکید کنند که برخلاف آنچه در اوج اعتراضهای خیابانی میگفتند، «سر نظام به سنگ نخورده» و به این نتیجه برسند که «ظرفیت عقلانیت سازمانی در سیستم» وجود ندارد.
عادیسازی و گامهای بعد از آن

از آغاز جنبش اعتراضی در ایران، رفتار جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان تغییری نکرده. اما در روشهای تبلیغاتی و جزییات گفتمانی برخورد با معترضان، واکنش حکومت چندین بار تغییر کرد.
نخستین برخورد حکومت و رسانههایش، انکار یا نادیده گرفتن اعتراضها بود؛ واکنشی که آرام آرام به کماهمیت نشان دادن آن تغییر کرد و تکرار این جمله که معترضان، گروههای کوچک ۵۰، ۶۰ نفرهاند. در مرحله بعد با گسترش اعتراضات به شهرهای مختلف ایران، علاوه بر ادامه سرکوب خشن در خیابان، تهدید علنی از تریبونها هم آغاز شد. از اینجا، علاوه بر خشونت گسترده در خیابان، تبلیغات سیاسی علیه معترضان نیز شدت گرفت و اعتراضها «اغتشاشات» شد و معترضان «آشوبگر».
حکومت در نبردی گفتمانی، هرگونه خودجوش و مردمی بودن اعتراضها را زیر سوال برد و اصرار داشت که آنچه در سراسر ایران به وقوع میپیوندد یک توطئه پیچیده کشورهای خارجی است. در جریان این تبلیغات، از عالیترین سران جمهوری اسلامی تا مقامهایی به مراتب کم اهمیتتر بارها برای معترضان خط و نشان کشیدند و ماشین سرکوب نظام، علاوه بر کشتار وسیع به دستگیریهای بیسابقه نیز دست زد.
حکومت در این مدت برای کنترل ناآرامیها متوسل به صدور احکام سنگین محاربه، زندان و اعدام معترضان شد. بستن شبکههای اجتماعی، احضار روزنامهنگاران، هنرمندان، ورزشکاران، نویسندگان، فعالان مدنی و سیاسی و ایجاد فضای امنیتی در بسیاری از شهرهای ایران از جمله دیگر اقدامات حکومت در این مدت بوده است.
و حالا آنچه که این روزها به عنوان پروژه «عادیسازی» هدف انتقاد است، در واقع دورهای است که گویی جمهوری اسلامی احساس میکند جنبش اعتراضی را مهار کرده و همه چیز تمام شده است.
با فرارسیدن ۱۲ بهمن، روزنامههای صبح نو و ایران، با تیترهای «پایان توهم براندازی» و «عبور از آشوب» شرایط کشور را عادی توصیف کردند یا روزنامههای جوان و فرهیختگان با اشاره به مصاحبه اخیر بیبیسی با رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران تیتر زدند که «پروژه آشوب» به نتیجه نرسید و غرب به ریل دیپلماسی با ایران برگشت.
برنامههای مناظره تلویزیون دولتی ایران که در اوایل جنبش اعتراضی در چند شبکه تشکیل میشد و مهمانان مختلف و گاهی ممنوعالمصاحبه را دعوت میکرد، تعطیل شدند و دیگر خبری از آن مناظرهها و اظهارنظرهای داغ نیست.
بازگشت به قبل از اعتراضها
در ادامه پروژه «عادیسازی» برخی از اقدامات نیز برای بازگشت به قبل از اعتراضها، در جریان است. به عنوان مثال اگرچه برخورد با نوع پوشش زنان در این مدت در ظاهر کمرنگ شده بود، اما حالا دوباره برای رانندگانی که حجاب اجباری را رعایت نمیکنند، «پیامک» ارسال میشود.
در نماز جمعه هفته گذشته، کاظم صدیقی، رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر از ابلاغ طرحهای تازه مقابله با «بیحجابی» به ادارات و وزارتخانهها خبر داد و آنگونه که فرماندار شیراز گفته است به مراکز و مجتمعهای خرید و تجاری بخشنامه ابلاغ شده و کسانی که «کشف حجاب» کنند، مجرم خوانده شدهاند و در نهایت همین هفته یک نماینده مجلس از ضرورت تشکیل وزارت امر به معروف و نهی از منکر صحبت کرد.
این در حالی است که در هنگامه اعتراضات سراسری، نه فقط منتقدان میانهروی درون حکومت که حتی برخی مسئولان ارشد نظام از جمله روسای قوه مقنته و مجریه به اشکال مختلف درباره لزوم تغییرات در «نظام حکمرانی» صحبت کرده بودند. حتی امروز که از شدت اعتراضهای خیابانی کاسته شده است، برخی فعالان سیاسی مانند محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، وضعیت فعلی را «آتش زیر خاکستر» توصیف کردهاند.
اما در عمل رفتار حکومت به گونهای است که نه تنها تلاش میکند به شرایط پیش از اعتراضات برگردد، بلکه در مسیری کاملا مخالف به خواستههای معترضان گامهایی برداشته شده است؛ گامهایی که ظاهرا با انگیزههای «پیشگیرانه» برداشته میشوند. عینیترین مصداق چنین اقداماتی طرح جدید کمیسیون قضایی است که میخواهد قوانینی برای سختگیری بیشتر برای برخورد با چهرههای مطرح هنری و ورزشی تصویب کند.
این طرح روز یکشنبه دهم بهمنماه، توسط ۲۴ نفر از نمایندگان مجلس ارائه شده و اگر در نهایت به قانون تبدیل شود، بر اساس آن افراد مشهور دارای موقعیت اجتماعی به خاطر اظهارنظرهای خود میتوانند به حبس از ۱۰ تا ۱۵ سال و همچنین ۵ تا ۱۰ سال از ممنوعالکاری محکوم شوند.
حسینعلی حاجی دلیگانی عضو هیأت رئیسه مجلس و از امضا کنندگان این طرح به خبرگزاری فارس گفته است: «وقتی کسی ٤۰۰ یا ۵۰۰ هزار نفر دنبال کننده دارد، مجاز نیست هر ابراز عقیده ای داشته باشد چرا که ابراز عقیده او در جامعه بازخورد دارد و اگر حرفی بزند که ذهن مردم مشوش شود مسئولیت دارد.»
کامبیز نوروزی، حقوقدان درباره طرح جدید مجلس میگوید: «این طرح آزادی بیان را بهطور کلی از میان میبرد. دیگر کسی جز مسئولان نمیتواند سخنی در نقد و تحلیل مسائل کشور بگوید یا بنویسد، مگر آنکه خود را آماده اتهام افساد در ارض یا زندان طولانی مدت کند.»
نعمت احمدی، حقوقدان و عضو هیات علمی دانشگاه نیز در توئیتر در واکنش به این طرح میپرسد آیا امضا کنندگان این طرح اصل ۹ قانون اساسی را خواندهاند یا نه اما «هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال وتمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هرچندبا وضع قوانین ومقررات سلب کند».
ظرفیت تغییر در جمهوری اسلامی
در جریان اعتراضهای اخیر، برخی صاحبنظران به ویژه در داخل کشور از احتمال تغییرات مثبت در حکومت در صورت پایان حضور خیابانی معترضان صحبت میکردند؛ ناظرانی مانند محسن رنانی، اقتصاددان که تا چند هفته پیش تصور میکرد نظام «سرش به سنگ خورده» و این جنبش میتواند سرآغاز حرکتهای اصلاحی شود.
حالا نظر آقای رنانی هم تغییر کرده است. این استاد اقتصاد در یادداشتی در یک یادداشت تلگرامی با عنوان «اذان به وقت دروغ» میگوید به دانشجویان گفتیم حکومت «به سر عقل» آمده اما آنها میگفتند «اگر ما اکنون کوتاه بیاییم و آنان بر اوضاع مسلط شوند، خرخره ما را خواهند جوید و از آنها اصرار بود و از ما انکار».
آقای رنانی میگوید انتظار داشته «ترس روانشناختی حکومت به ترس عقلانی» تبدیل شود، اما حکومت خشونت ایدئولوژیک، رجزخوانی، اتهام و تحقیر و تهدید و خشم و انتقام را آغاز کرده است.
آقای رنانی نتیجه میگیرد: «نظام میخواهد دقیقاً تجربه پس از اعتراضات ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ را تکرار کند و ظاهراً ظرفیت عقلانیت سازمانی در سیستم، بیش از این نیست. »
بیژن اشتری، نویسنده و مترجم نیز در صفحه اینستاگرامش یک ماه پیش، درباره روند «عادی سازی» از طرف حکومت هشدار داده بود. او در هفته اخیر با اشاره به آغاز جشنوارههای تئاتر و فیلم نوشت: «حکومت بیش از هر زمان دیگری لخت و عریان به نظر میرسد و برای پوشاندن این برهنگی کریه چارهای جز شبیهسازی نهادهای مدنی و مردمی ندارد.»
او مینویسد: «حکومت به کمک درآمد ناشی از فروش نفت قاچاق بیش از گذشته به خرید سیاهیلشکر برای خویش رو آورده و میکوشد با استفاده از این سیاهی لشکرهای تحت فرمانش توهمی از یک جامعه عادی ایجاد کند. تسمهنقاله تولید شبهنهادها، شبههنرمندان، شبههآدمها راه افتاده.»
جواد کاشی، جامعه شناس نیز پیش از ارایه طرح جدید مجلس برای محدودیت آزادی بیان در کانال تلگرامیاش، در مطلبی با عنوان «غول بازیگوش ترس» صحبت از ترس متقابل حکومت و معترضان از یکدیگر میکند.