No responses yet

Sep 25 2020

بیم‌ها و امیدهای سران عراق در آستانۀ جنگ با ایران

نوشته: در بخش: امنیتی,تاریخی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی


بی‌بی‌‌سی: بعد از انقلاب ایران رهبران عراق تحولات این کشور را با نگرانی دنبال می‌کردند. اسناد آرشیو محرمانۀ حکومت بعثی عراق تأملات آنها را از خلال مکالماتشان بازتاب می‌دهد. این اسناد که بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین به دست آمد در دانشگاه دفاع ملی آمریکا نگهداری می‌شود و ترجمۀ آنها به زبان انگلیسی در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است. متن مکالمات صدام و یارانش در جلسه‌ای که چند روز بعد از پیروزی انقلاب ایران تشکیل شد نشان می‌دهد که آنها با بیم و امید به اتفاقات این کشور همسایه نگاه می‌کردند. در این جلسه صدام از طرفی اظهار امیدواری می‌کند که ایران یکپارچه و باثبات بماند و دوست اعراب باشد اما از طرف دیگر تأکید می‌کند که هر گروهی در ایران به قدرت برسد اگر بخواهد تهاجمی رفتار کند چاره‌ای غیر از واکنش نظامی باقی نمی‌ماند. او می‌گوید: “ما نگران وضع فعلی ایران نیستیم بلکه نگران پیامد غیر قابل پیش‌بینی مراحل مختلف [تحولات] در ایران هستیم. ما ایرانی می‌خواهیم که توسعه‌یافته و همسایۀ خوبی باشد و با اعراب خصومت نداشته باشد. آیا این شدنی است؟ با اطمینان نمی‌توانیم بگوییم که بله یا نه.” صدام به روند تحول انقلابی کشورهای دیگر اشاره می‌کند و به این نکته توجه می‌دهد که در کوبا، مصر و خود عراق هم اوضاع مرحله‌به‌مرحله تغییر کرد و بنابراین از مرحلۀ اول انقلاب ایران نمی‌توان دربارۀ اتفاقات آینده نظر قطعی داد. اما ۹ ماه بعد، او در یک جلسۀ دیگر با مشاورانش بر حمایت از جریان‌های شورشی در خوزستان و کردستان ایران تأکید می‌کند: “هم عرب‌ها هم کردها الان دارند شورش می‌کنند و آنها باید به خودمختاری برسند.” او می‌گوید که اگر عرب‌های خوزستان اسلحه، پول، تبلیغات رسانه‌ای و حمایت سیاسی بخواهند حکومت عراق برای آنها فراهم خواهد کرد.

ایران و عراق با وساطت الجزایر توافق کرده بودند که در امور داخلی یکدیگر دخالت نکنند طبق عهدنامۀ الجزایر که در سال ۱۹۷۵ میلادی امضا شد ایران و عراق متعهد شده بودند که در امور داخلی یکدیگر مداخله نکنند. اما بعد از انقلاب ایران دو طرف از گروه‌های شورشی علیه یکدیگر حمایت می‌کردند. صدام که در اولین روزهای بعد از انقلاب بر اهمیت عدم خصومت بین ایران و اعراب تأکید کرده بود این بار در خلوت خود با یارانش حکومت‌های عرب منطقۀ خلیج فارس را فاسد و مایۀ ننگ می‌خواند و می‌گوید که کاش حکومت انقلابی ایران آنها را “سلاخی” می‌کرد: “اگر خمینی ذره‌ای شرف و حس میهن‌پرستی حقیقی داشت به آنها فرصت بقا نمی‌داد.” او این را در شرایطی می‌گوید که مصر چند ماهی است با اسرائیل پیمان صلح امضا کرده و عراق خود را گزینۀ مناسبی برای به دست گرفتن رهبری جهان عرب می‌داند. صدام به این نکته اشاره می‌کند که وزن “افزوده” عراق در معادلات بین‌المللی بیشتر شده است و کشورهای عرب می‌خواهند با استفاده از آن در برابر یکدیگر موازنه برقرار کنند.

عراق خود را گزینۀ مناسبی برای رهبری جهان عرب می‌دید صدام می‌گوید انقلاب ایران، تصمیم آمریکا بوده است و آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها هر دو می‌خواهند کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را از عراق بترسانند تا بهانۀ دخالت سیاسی و نظامی آنها در منطقه فراهم شود. او گروگان‌گرفتن دیپلمات‌های آمریکایی در تهران را هم بهانه‌ای برای آمریکا تعبیر می‌کند.

اقدام نظامی گام به گام

صدام در جلسه‌ای دیگر با مشاورانش که حدود یک هفته قبل از شروع رسمی جنگ با ایران برگزار می‌شود با اشاره به تصرف دو منطقۀ زین‌القوس و سیف سعد (میمک) می‌گوید سیاستش پس‌گرفتن تدریجی این مناطق از ایران بوده است که طبق عهدنامۀ الجزایر بایستی به عراق واگذار ‌می‌شدند. او می‌گوید تصرف گام‌به‌گام برای این است که ایران بیش از حد واکنش نشان ندهد و دو طرف در موقعیتی قرار نگیرند که هیچ‌کدام نمی‌خواهند. این در حالی است که طی ماه‌های گذشته ایران و عراق بارها در مناطق مرزی عملیات پراکنده‌ای علیه یکدیگر داشته‌اند.

صدام سیاست خود را تصرف گام‌به‌گام مناطق مورد نظر برای جلوگیری از واکنش شدید ایران عنوان کرد اما این پایان ماجرا نیست. صدام می‌خواهد شط‌العرب هم کاملاً تحت حاکمیت عراق درآید و کشتی‌های ایرانی فقط با پرچم عراق در این رودخانه تردد کنند. طبق عهدنامۀ الجزایر، ایران و عراق توافق کرده بودند که مرز آبی دو کشور “خط‌القعر شط‌العرب” باشد (خط فرضی که از عمیق‌ترین نقاط قابل کشتی‌رانی رودخانه می‌گذرد). ولی حالا رئیس جمهوری عراق می‌گوید که ایران به تعهدات خود عمل نکرده است و نقض هر یک از آنها هم طبق عهدنامۀ الجزایر به معنای لغو کل عهدنامه است. او پیمان الجزایر را “مرده” تلقی می‌کند. اما اذعان می‌کند که این‌ها فقط بهانه‌های حقوقی اقدام نظامی عراق هستند: “من دنبال دلیل حقوقی نمی‌گردم. آنچه که حالا برای ما اهمیت دارد این است که ما می‌توانیم زمین‌هایمان را پس‌بگیریم. همین. همۀ دلایل حقوقی دیگر باید برای افکار عمومی بین‌المللی ارائه شود.” صدام تأکید می‌کند که از سر ناتوانی و ناچاری به توافق با ایران تن داده بود چون مهمات ارتش عراق در جنگ با شورشیان کرد که از حمایت ایران برخوردار بودند ته کشیده بود و ادامۀ وضع موجود ممکن نبود.

صدام می‌گفت که اگر توان نظامی کافی در برابر ایران داشت با شاه توافق نمی‌کرد او می‌گوید درست یک روز بعد از شروع جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ حزب بعث اعلام کرد که آماده است مناقشات با ایران را به صورت مسالمت‌آمیز حل کند در حالی که عراق درگیر ارسال امکانات نظامی به سوریه برای دفاع از دمشق بود: “ما منتظر جواب شاه نماندیم. بلکه تصمیم خودمان را در رادیو اعلام کردیم و نیروهایمان را از مناطق مرزی فراخواندیم و آن مناطق را کاملاً تخلیه کردیم در حالی که ارتش شاه بسیج شد تا با ارتش ما مقابله کند… اگر مهمات کافی داشتیم در برابر او انعطاف نشان نمی‌دادیم و خط‌القعر شط‌العرب را واگذار نمی‌کردیم.”

فرصت “تاریخی” برای عراق

ارزیابی صدام از شرایط موجود این است که افکار عمومی جهان عرب از اقدام عراق حمایت خواهد کرد. عزت ابراهیم الدوری، معاون او، هم تأکید می‌کند که یک فرصت تاریخی برای ارتقای جایگاه عراق در جهان عرب به دست آمده است: “اگر این کار با موفقیت انجام بگیرد عراق را در جایگاهی برجسته و بسیار مؤثر قرار خواهد داد. عراق از این طریق در آینده می‌تواند گام‌های بزرگی در جهت تحقق اهدافش در داخل و در جهان عرب بردارد. همچنین این فایده را دارد که یک ارتش انقلابی و ایدئولوژیک بر اساس این اصل می‌سازیم که نیروی مسلح خلق عرب باشد و این اقدام، آن را از نظر روانی، معنوی، نظامی و فنی به طراز یک نیروی نخبه و سطح بالا ارتقا می‌دهد.” با این حال، او این نگرانی را مطرح می‌کند که شوروی ممکن است مهمات کافی در اختیار عراق نگذارد و آنها مجبور شوند به دنبال منابع تسلیحاتی دیگری در گوشه و کنار جهان بگردند. ارتش عراق آن زمان عمدتاً از تسلیحات روسی استفاده می‌کرد. صدام وضعیت نظامی ایران را ضعیف ارزیابی می‌کند. او و یارانش با توجه به آشفتگی اوضاع سیاسی و امنیتی ایران شانس موفقیت خود را زیاد می‌دانند. سازمان اطلاعات نظامی عراق (استخبارات) در گزارش محرمانه‌ای درباره اوضاع ایران پیش‌بینی کرده بود که رابطۀ حکومت جدید با سازمان‌های مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق بدتر خواهد شد. گزارش استخبارات همچنین به درگیری حکومت مرکزی با گروه‌های مسلح در کردستان اشاره کرده و گفته بود که کمبود تدارکات و ادامۀ تفرقه و تضاد در میان نیروهای سیاسی باعث تضعیف بیشتر توان رزمی ایران خواهد شد. با این اوصاف، استخبارات به این نتیجه رسیده بود: “واضح است که در حال حاضر ایران توان عملیات تهاجمی گسترده علیه عراق یا دفاع از خود در مقیاس وسیع را ندارد.”

صدام و مشاورانش با توجه به آشفتگی اوضاع ایران بعد از انقلاب ارزیابی خوش‌بینانه‌ای از پیامدهای اقدام نظامی داشتند در چنین شرایطی عراق علاوه بر حمایت از برخی گروه‌های شورشی در مناطق مرزی، به مرکزی برای فعالیت بعضی از مقام‌های رژیم پیشین ایران تبدیل شده بود. گروهی از هواداران آنها اقدام به کودتا کردند. ولی کودتای نوژه لو رفت و عوامل اصلی آن اعدام شدند. حکومت انقلابی ایران قبلاً هم بعضی از فرماندهان ارتش را اعدام کرده بود. از طرف دیگر، تلاش آمریکا برای آزادی ده‌ها نفر از کارمندان سفارتش در تهران که گروگان گرفته شده بودند بی‌نتیجه مانده بود. بعد از شکست عملیات کماندویی آمریکا برای آزاد کردن آنها عراق زمینۀ حمله به ایران را آماده‌تر می‌دید. شعار صدور انقلاب اسلامی و احساس خطر کشورهای عرب منطقه از ایران هم انگیزۀ اقدام نظامی عراق را تقویت کرده بود. شبل عیسمی، معاون دبیرکل حزب بعث عراق، در جلسۀ صدام با مشاورانش می‌گوید: “شکی نیست که شرایط بین‌المللی در حال حاضر به نفع ماست تا آن اراضی را پس بگیریم و این عملیات را انجام دهیم.” او حتی به امکان تصرف سه جزیرۀ تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در خلیج فارس اشاره می‌کند که حق حاکمیت آنها مورد مناقشۀ ایران و امارات متحده عربی است. صدام می‌گوید در نامه‌ای به شیخ زاید، حاکم ابوظبی، نوشته که عراق توان نظامی تصرف این سه جزیره را دارد و از او خواسته که برای این منظور همکاری کند و دست کم به جامعۀ بین‌المللی بگوید که “به برادرانش اجازه می‌دهد تا آنها را برای او پس بگیرند.”

عراق می‌خواست به نمایندگی از امارات متحده عربی سه جزیره مورد مناقشه با ایران در خلیج فارس را تصرف کند شبل عیسمی لزوم پذیرفتن میانجی‌های بین‌المللی را مطرح می‌کند. صدام تأیید می‌کند و می‌گوید در دیدارش با یاسر عرفات، رئیس سازمان آزادی‌بخش فلسطین، از او خواسته تا به ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهوری ایران، پیغام دهد که حاضر است از نظام سیاسی جدید در ایران حمایت کند ولی در مورد حاکمیت مناطق مورد مناقشه کوتاه نخواهد آمد. او می‌گوید حتی حاضر است که میانجی‌گری اعراب با اسرائیل را بپذیرد. اما از کلامش پیداست که مذاکره را ترفندی برای رسیدن به هدف خود و تسلیم طرف مقابل می‌داند: “اگر اعراب به صدام حسین اختیار بدهند که با بگین (نخست‌وزیر اسرائیل) بنشیند و مذاکره کند به او خواهم گفت اعلام عمومی کن که همۀ سرزمین‌‎های اشغالی ۱۹۶۷ را پس می‌دهی، آن وقت باهم مذاکره می‌کنیم. وقتی که این را اعلام کرد و برگشت به او خواهم گفت کشور شما قانونی نیست و باید از سرزمین‌های ما بیرون بروید!” صدام و یارانش حکومت‌های کشورهای عرب منطقه را برای حمله به ایران همراه خود نمی‌بینند اما روی مردمان این کشورها حساب می‌کنند. علی ابوحسن، از مشاوران صدام، واکنش این حکومت‌ها را عمدتاً منفی پیش‌بینی می‌کند: “آنها یا کنار ایستاده‌اند و تماشا می‌کنند یا خائن و توطئه‌گر هستند. همان‌طور که آقای رئیس جمهور گفتند من هم فکر نمی‌کنم تعداد زیادی از رژیم‌های عرب از ما حمایت کنند. اما در مورد مردم کشورهای عرب وضع فرق می‌کند و همه‌چیز به نتیجۀ نهایی عملیات بستگی دارد. اگر موفقیت‌آمیز باشد خلق عرب حکومت‌هایشان را وادار به تجدید نظر می‌کنند.” او همچنین هشدار می‌دهد که تحت کنترل گرفتن شط‌العرب به سادگی تصرف زین‌القوس و سیف سعد نیست و می‌تواند به جنگ تمام‌عیار بینجامد. او با اشاره به نیروی دریایی برتر ایران و پایگاه‌های هوایی این کشور در امتداد خلیج فارس و دریای عمان می‌گوید که ایرانی‌ها می‌توانند حمل‌و نقل بین‌المللی نفت در تنگۀ هرمز را مختل کنند. صدام می‌گوید اولویتش درگیری محدود در شط‌العرب است اما در حالی که مشت خود را روی میز می‌کوبد تأکید می‌کند که اگر ایرانی‌ها بخواهند بیش از حد واکنش نشان بدهند “سر آنها را در گل فرو خواهیم کرد تا به ارادۀ سیاسی ما عمل کنند.” او حالت مطلوب خود را پرهیز از جنگ تمام‌عیار و خودداری از حمله به اهداف شهری و نفتی اعلام می‌کند، با این حال اذعان می‌کند که وقتی جنگ شد ممکن است هر اتفاقی بیفتد و سیر حوادث از کنترل خارج شود. صدام می‌گوید: “ما می‌خواهیم اهداف نظامی را بمباران کنیم و دست آنها را بپیچانیم تا واقعیت‌های قانونی را بپذیرند.” او سپس از عدنان خیرالله، وزیر دفاع، می‌پرسد: “چه چیزی مانع این می‌شود که ما هر وقت خواستیم قصر شیرین را بگیریم؟” جواب می‌شنود که “هیچ چیز”. صدام و مشاورانش همچنین با اشاره به سیاست آیت‌الله خمینی در ضدیت با حکومت عراق استدلال می‌کنند که امکان ندارد او سازش کند چون مردی “یک‌دنده” است و حتی از لزوم “آزاد کردن” عراق حرف زده چه رسد به این که راضی شود عراق بخشی از اراضی تحت کنترل ایران را بگیرد.

آیت‌الله خمینی ارتش و مردم عراق را به قیام علیه صدام فراخوانده بود اما صدام ادعا می‌کند که آیت‌الله خمینی دیگر در ایران بر اوضاع مسلط نیست و کسی به حرف او گوش نمی‌کند. او می‌گوید که ارتش عراق بعثی است اما ارتش ایران پیرو خمینی نبوده و شعار “ارتش ۲۰ میلیونی” و پیشروی بدون مانع به طرف بغداد را جدی نمی‌گیرد. صدام می‌گوید به رسانه‌های عراق دستور داده که خطاب به سربازان ارتش ایران بگویند آیت‌الله خمینی آنها را به جبهۀ جنگ و زیر آتش می‌فرستد تا سپاه پاسداران در داخل کشور بازی قدرت را آن طور که می‌خواهد پیش ببرد. پیام تبلیغاتی صدام که رادیوی فارسی عراق باید به ارتش ایران بدهد این است: “ما ضد ایران نیستیم.” او حکومت ایران را “نژادپرست”، “عقب‌مانده”، “بدگمان” و “نفرت‌انگیز” توصیف می‌کند و دستور می‌دهد که منازعات نژادی از رادیوی فارسی عراق حذف شود. همچنین تأکید می‌کند که آنچه برای ایرانی‌ها پخش می‌شود باید متفاوت از حرف‌هایی باشد که در عراق مطرح می‌شود.

تیر آخر به پیمان الجزایر و آغاز رسمی جنگ

فردای آن روز، صدام در پارلمان عراق جلوی دوربین‌های تلویزیون اعلام می‌کند که عهدنامۀ الجزایر ملغی شده چون ایران به تعهداتش عمل نکرده است. او می‌گوید عراق حالا به زور متوسل خواهد شد. عراق اعلام می‌کند که شط‌العرب کاملاً تحت حاکمیت این کشور درمی‌آید و کشتی‌های ایرانی فقط با پرچم عراق می‌توانند از آن عبور کنند. ایران نمی‌پذیرد. اطراف رودخانه درگیری‌های شدیدی رخ می‌دهد. سپس عراق حملۀ هوایی و زمینی گسترده‌ای را علیه ایران آغاز می‌کند.

جنگ ایران و عراق از طولانی‌ترین جنگ‌های قرن بیستم بود در یک جلسۀ رهبران عراق که چند روز بعد از آغاز رسمی جنگ تشکیل می‌شود طارق عزیز، معاون صدام، می‌گوید: “نقل است که رژیم [جمهوری اسلامی] در ایران تأسیس نشد. آنها ایران را نساختند و بنابراین برای ایران هیچ تلاشی نکردند.” صدام می‌گوید: “این تحلیل هوشمندانه و درست است… شما [عراقی‌ها] یک کشور ویران را تحویل گرفتید و آن را ساختید. وقتی هر سنگ آن خراش برمی‌دارد انگار قلب شما خراش برداشته است… در طرف دیگر، آنها (رژیم جدید ایران) کشوری توسعه‌یافته را تحویل گرفتند… عمارتی که قبلاً ساخته شده بود و آنها نیاز نداشتند که برایش بکوشند و با آن نسبتی نداشتند.” جنگی که صدام و یارانش با این اوصاف و تعابیر آغاز می‌کنند هشت سال طول می‌کشد و در دو کشور صدها هزار کشته و صدها میلیارد دلار خسارت به جا می‌گذارد تا اینکه در نهایت دو طرف با میانجی‌گری سازمان ملل متحد به مرزهای بین‌المللی برمی‌گردند. یک دهه بعد از آغاز این جنگ، صدام و یارانش جنگ دیگری را آغاز می‌کنند، این بار علیه کشور نفت‌خیز کویت که در جنگ با ایران کمکشان کرد اما حاضر نبود ده‌ها میلیارد دلار طلبش از عراق را ببخشد. آنها باز دچار اشتباه محاسبه می‌شوند و با طرح کردن مناقشات ارضی و نفتی، کل کویت را اشغال می‌کنند. اما با واکنش ویرانگر ائتلافی نظامی به رهبری آمریکا از کویت عقب می‌نشینند. عراق زیر بار تحریم‌های بین‌المللی خردکننده‌ای می‌رود که سالها بعد با یک حملۀ نظامی دیگر از طرف آمریکا و متحدانش به فروپاشی حکومت بعثی می‌انجامد و از قضا نفوذ ایران در این کشور عمدتاً شیعه‌نشین گسترش می‌یابد.

No responses yet

Aug 22 2020

ارینب دختر اسحاق

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

آبادیس: ارینب دختر اسحاق زنی زیبا رو بود. بر طبق برخی منابع وی همسر عبدالله بن سلام بود که بعد از طلاق دادن شوهرش، یزید و حسین بن علی تواماً از وی خواستگاری کردند که به عقد حسین درآمد. حسین او را دوباره طلاق داده و به شوهرش عبدالله بن سلام برگرداند.
یزید پیش از اینکه ارینب به همسری عبدالله درآید، خواهان ارینب بود. عبدالله در آن زمان والی عراق بود. بعد از ازدواج ارینب، یزید شخصی را به نزد معاویه فرستاد و از وی در مورد بی توجهی به خود گله کرد و ماجرای عشق خود به ارینب و ازدواج وی را به معاویه بیان داشت. معاویه در پاسخ با تبانی با دختر خود و گذاشتن شرط ازدواج مبنی بر طلاق دادن ارینب، پیشنهاد ازدواج دخترش با عبدالله را داد. عبدالله ارینب را طلاق داد و به خواستگاری دختر معاویه رفت اما وی حاضر نشد با عبدالله ازدواج کند.
معاویه، ابودرداء را برای خواستگاری از ارینب به عراق فرستاد، حسین نیز که در این زمان بر حسب تصادف در عراق بود، از ابودرداء خواست که با مبلغی برابر با مهریه ای که یزید حاضر بود برای ارینب بپردازد، ارینب را برای خود خواستگاری کند. ابودرداء پذیرفت و به ارینب ماجرای خواستگاری حسین و یزید را ابراز داشت. ارینب در پاسخ به ابودرداء گفت که تو خویشاوند منی و من تصمیم در این باره را به تو محول می کنم. ابودرداء حسین را مناسبتر دانست و ارینب به همسری حسین درآمد. معاویه پس از این ماجرا ابودرداء را به شدت مؤاخذه نمود.
بعد از این ازدواج، عبدالله برای باز پس گرفتن اموالی که نزد ارینب داشت به عراق آمد. عبدالله و ارینب با دیدن دوباره همدیگر تحت تأثیر قرار گرفتند و گریستند. حسین با دیدن این موضوع گفت که ارینب را سه طلاقه نموده و این ازدواج مصلحتی را انجام داده که ارینب را به عبدالله بازگرداند.

No responses yet

Jun 28 2020

مصاحبه منتظری در باره تحصیل خامنه ای در دانشکاه پاتریس لومومبا و ایدئووژی ماکسیستی

نوشته: در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر


تویتر: منتظری در مصاحبه ای اعلام می کنه وقتی حکم اعدام ۱۵۰ کمونیست خمینی امضا کرد .خامنه ای سراسیمه آمد پیش من وگفت اینکه نمی شه این افراد رو اعدام کنند،،منتظری هم جواب داد اما نمی دانست که خامنه مدت چهار سال در اواخر ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ در دانشکاه پاتریس لومومبا ایدئووژی ماکسیستی طی کرده

No responses yet

Jun 15 2020

‘ملکه و کودتا’؛ پخش فیلمی درباره برکناری محمد مصدق از کانال ۴ بریتانیا

نوشته: در بخش: آمریکا,اجتماعی,امنیتی,تاریخی,سیاسی,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: ملکه الیزابت، محمد رضا شاه و پرنس فیلیپ همسر ملکه در سال ۱۳۳۸مستندی که یکشنبه شب از کانال ۴ بریتانیا پخش شد، نشان می دهد ملکه الیزابت “بدون این که اطلاع داشته باشد،” در تلاش برای سرنگون کردن دولت محمد مصدق، نقش داشته است.

این مستند که ملکه و کودتا نام دارد، نشان می دهد اشتباه در انتقال یک پیام دیپلماتیک باعث شد سفیر آمریکا در تهران پیام نادرستی را به نقل از ملکه الیزابت به محمد رضا شاه منتقل کند.

مستند ملکه و کودتا با استناد به تحقیقات دو محقق بریتانیایی بر روی اسناد وزارت امور خارجه آمریکا تولید شده است.

این مستند یکشنبه شب، یک روز پس از تولد رسمی ملکه الیزابت، از کانال ۴ بریتانیا پخش شد.

رخدادهای مطرح شده در این مستند به ماه های پیش از برکناری محمد مصدق از نخست وزیری ایران در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اشاره دارد.

در آن دوران در پی ملی شدن صنعت نفت در ایران، روابط دیپلماتیک میان تهران و لندن پرتنش بود.

از سوی دیگر، تنش میان آقای مصدق و محمد رضا شاه نیز رو به افزایش بود.

در این فیلم، روری کورمک، استاد دانشگاه ناتینگهام و ریچارد آلریک، استاد دانشگاه وارویک با استناد به اسنادی که در سال ۲۰۱۷ از طبقه بندی خارج شدند، نشان می دهند مقام های آمریکایی پیام آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه بریتانیا به همتای آمریکایی خود را به اشتباه، به عنوان پیام ملکه الیزابت تلقی کردند.

بر این اساس، سفارت ایالات متحده در لندن در ۲۷ فوریه ۱۹۵۳، ۸ اسفند ۱۳۳۱ پیامی را به نقل از وزیر امور خارجه بریتانیا به واشنگتن مخابره کرد.

این پیام نوشته شده بود:‌ “وزارت امور خارجه (بریتانیا) بعد از ظهر امروز از دریافت پیامی از ایدن (وزیر خارجه بریتانیا)‌ از ملکه الیزابت خبر داد که بیانگر نگرانی از آخرین تحولات مربوط به شاه بود و برای ترغیب او به عدم خروج از کشور ابراز امیدواری می کرد.”

در آن زمان، آنتونی ایدن که در دولت وینستون چرچیل وزیر امور خارجه بود، با کشتی ملکه الیزابت دوم عازم کانادا بود.

اما در انتقال پیام از وزارت خارجه بریتانیا به سفارت آمریکا به اشتباه برداشت شده بود که آقای ایدن پیامی را به نقل از ملکه به دولت آمریکا منتقل کرده است.

مقام های آمریکایی این طور تلقی کردند که ملکه جوان بریتانیا نمی خواهد شاه از کشور خارج شود و به سرعت این پیام را از طریق لوی هندرسون، سفیر ایالات متحده به دربار ایران منتقل کردند.


ملکه الیزابت در حال بازدید از جواهرات سلطنتی ایران در سال ۱۳۳۹بر اساس این فیلم، مقام های دربار در پاسخ به درخواست ملاقات با شاه، به آقای هندرسون اطلاع دادند که شاه قرار است برای دیدار خداحافظی با نخست وزیر ملاقات داشته باشد و برای دیدار با او وقت ندارد.

در نتیجه آقای هندرسون پیام واشنگتن را از طریق تلفن به اطلاع دربار رساند.

درباره انتقال این پیام به محمد رضا شاه سندی در دست نیست ولی شاه تغییر نظر داد و ایران را ترک نکرد.

از سوی دیگر، یک روز پس از ارسال پیام آقای ایدن از لندن به واشنگتن، سفارت آمریکا متوجه اشتباه خود می شود و در پیامی اشتباهش را اصلاح می کند اما این اصلاحیه به تهران مخابره نمی شود.

چند ماه بعد، در روزهای پایانی نخست وزیری محمد مصدق و در جریان شکست تلاش ابتدایی برای عزل او، محمدرضا شاه ایران را ترک کرد و به عراق و سپس ایتالیا سفر کرد.

او چند روز بعد پس از برکناری آقای مصدق به تهران برگشت.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

سرنگونی مصدق: کودتا یا یک تحول سیاسی؟

No responses yet

May 16 2020

گزارش درباره «به آتش کشیده شدن» مقبره مقدس یهودیان در همدان؛ آمریکا محکوم کرد

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,امنیتی,تاریخی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: جاناتان گرینبلات، رئیس «اتحادیه ضد افترا» جمعه ۲۶ اردیبهشت از گزارش‌ها درباره به آتش کشیده شدن مقبره «استر و مردخای»، از مکان‌های مقدس یهودیان ، در شهر همدان خبر داده است. در همین حال یک مقام دولت آمریکا چنین اقدامی را محکوم کرده است.

جاناتان گرینبلات در توییتر خود نوشته است٬ گزارش‌های نگرانی کننده ای از ایران در خصوص به آتش کشیدن شبانه مقبره «استر و مردخای»، مکان مقدس یهودیان، منتشر شده است. ما امیدواریم مقامهای مسئول عاملان این اقدام یهود ستیزانه را به دست عدالت بسپارند و تعهد بدهند که از مکان‌های مقدس اقلیت‌های مذهبی در ایران محافظت می کنند.

هنوز رسانه‌های ایران گزارشی در این خصوص منتشر نکرده‌اند.

در همین حال٬ ایلان کار استکاتس، نماینده ویژه دولت آمریکا در رصد و مقابله با یهودستیزی ، به این گزارش واکنش نشان داده و آن را محکوم کرده است.

ایلان کار استکاتس نوشته است: ما قویا حمله به مقبره «استر و مردخای» در همدان ایران را محکوم می‌کنیم.

این مقام دولت آمریکا گفته است، سه ماه پیش تهدیداتی علیه این مقبره مطرح شده بود.

ایلان کار استکاتس تصریح کرده است: حکومت ایران اصلی ترین حامی یهودستیزی است. این اقدامات می بایست متوقف شود و از جامعه یهودی و سایر اقلیت‌ها محافظت شود.

فدراسیون یهودیان ایرانی-آمریکایی نیویورک و لس آنجلس نیز در بیانیه از این گزارش ها ابراز تاسف کرده و خواستار تعقیب و مجازات عاملان این اقدام شده اند.

مقبره «استر و مردخای» محل دفن همسر یهودی خشایار شاه است.

«استر» (ستاره) برادرزاده مردخای یکی از وزرای این پادشاه هخامنشی بوده است.

در روایات تاریخی یهودیان آمده است که «هامان» صدراعظم وقت، در نتیجه مخالفت شدید با «مردخای» که حاضر به سجده کردن به صدراعظم نبود و از او حرف شنوی نداشت، دستور قتل‌عام یهودیان را در سرزمین باستانی ایران صادر کرد.

طبق این روایت ها «مردخای» از این توطئه آگاهی یافت. ملکه «استر» به نزد خشایارشاه رفت و نگرانی‌های عمیق خود و یهودیان را با او درمیان نهاد.

خشایارشاه پس از آگاهی از این توطئه دستور قتل «هامان» را صادر می‌کند.

No responses yet

Apr 30 2020

اردشیر زاهدی؛ داماد شاه که به قاسم سلیمانی افتخار کرد

نوشته: در بخش: تاریخی,سیاسی


بی‌بی‌سی: اردشیر زاهدیاردشیر زاهدی وزیر خارجه ایران در دوران سلطنت محمد رضا شاه پهلوی، آخرین سفیر حکومت سلطنتی ایران در آمریکا و داماد سابق محمدرضا شاه پهلوی است. گفتگوی با او در برنامه ۶۰ دقیقه بی‌بی‌سی فارسی در هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹، به دلیل مواضع آقای زاهدی درباره حکومت ایران، سیاست‌های آمریکا علیه ایران و حمایت او از قاسم سلیمانی خبرساز شده است.

گفتگو با اردشیر زاهدی در برنامه ۶۰ دقیقه بی‌بی‌سی فارسی (هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹)

اردشیر زاهدی در پیشگفتار کتاب خاطرات خود می‌نویسد: “تاریخ را از نظرگاه‌های گوناگون می‌نویسند و کسانی که پس از یک دوره تاریخی به جهان می‌آیند حق دارند با بیش از یک روایت و برداشت از تاریخ آشنا شوند تا بهتر قضاوت کنند.”

شاید توجه به همین رویکرد پاسخی برای پرسش‌های بسیار مطرح شده درباره مواضع این روزهای آخرین سفیر ایران در آمریکا و همراه وفادار محمدرضا شاه پهلوی باشد. دفاع از برنامه هسته‌ای ایران و حمایت از قاسم سلیمانی و تاختن با زبان آتشین به رئیس جمهور آمریکا برای کسی که در زمینی بیگانه و دور با نظام کنونی حاکم بر ایران زیست می‌کند، این پرسش بزرگ را در ذهن بیدار می‌کند که اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه دولت امیرعباس هویدا و داماد محمدرضا شاه پهلوی چه کسی‌ست؟

از تحصیل در آمریکا تا ازدواج با دختر شاه

اردشیر زاهدی در مهرماه سال ۱۳۰۷ در تهران به دنیا آمد. دیپلم خود را از یک مدرسه آمریکایی در بیروت گرفت و برای ادامه تحصیل به دانشگاه ایالتی یوتا در آمریکا رفت تا درس مهندسی کشاورزی بخواند.

زمانی که اردشیر زاهدی در آمریکا بود، محمدرضا شاه پهلوی برای اولین‌بار به آمریکا سفر می‌کند و در آنجا اردشیر زاهدی به عنوان نماینده محصلین ایرانی ایالت یوتا به دیدار شاه ایران می‌رود. دیداری که بنا به نوشته زاهدی در کتاب خاطراتش اولین دیدار او با شاه ایران بوده است.

اردشیر زاهدی و همسرش شهناز، دختر محمد رضا پهلوی
اردشیر زاهدی و همسرش شهناز، دختر محمد رضا پهلوی (۱۹۵۷ میلادی)بازگشت او از آمریکا هم‌زمان است با سال‌های پیش از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲. آمریکایی‌ها در پروژه‌های گوناگونی در ایران فعالیت دارند و یکی از مهم‌ترین آنها فعالیت در حوزه کشاورزی ا‌ست. پروژه‌ای به نام “برنامه اصل ۴” برای بهبود کشاورزی ایران تعریف شده که در آن ۱۳۸ آمریکایی، مشغول به فعالیت‌اند. یرواند آبراهامیان در کتاب “کودتا” می‌نویسد: اردشیر زاهدی فرزند سرلشگر زاهدی در پروژه اصل ۴ کار می‌کرد و پیام‌های آمریکایی‌ها را به پدرش که مخفی شده بود، می‌رساند.

در نخستین سفر محمدرضا شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد به آمریکا، اردشیر زاهدی به عنوان آجودان کشوری همراه شاه به این سفر می‌رود. او البته خیلی زود به حلقه نزدیکان دربار وارد می‌شود. آنقدر نزدیک که در سال ۱۳۳۶ اردشیر زاهدی با شهناز،دختر بزرگ شاه، ازدواج می‌کند. در آن هنگام اردشیر زاهدی هنوز آجودان کشوری‌ست و سمتی بیشتر از این ندارد.

حاصل ازدواج اردشیر زاهدی و شهناز پهلوی، دختری بود به اسم مهناز اما زندگی اردشیر زاهدی در مقام داماد شاه ایران دیرزمانی نپایید و هفت سال بعد، این دو به خواست شهناز پهلوی از هم جدا شدند. اتفاقی که هیچ‌گاه از اعتماد شاه به اردشیر زاهدی کم نکرد همان‌طور که تغییر نظر شاه نسبت به پدر اردشیر هم باعث تغییر در رابطه شاه با اردشیر نشد.

از سفارت آمریکا و بریتانیا تا نشستن بر صندلی وزارت خارجه

اردشیر زاهدی دو سال بعد از ازدواج با دختر شاه، به آمریکا برگشت تا این بار در سمت سفیر ایران در آن کشور انجام وظیفه کند. دوران کار در آمریکا از اسفندماه سال ۱۳۳۸ شروع شد و در اسفند سال ۱۳۴۰ هم به پایان رسید. اختلافات اردشیر زاهدی با علی امینی نخست‌وزیر بود که سرانجام باعث شد تا زاهدی از مقام سفیر ایران در آمریکا استعفا دهد.

زاهدی بعد از آن به لندن رفت و سفیر ایران در بریتانیا شد. مقامی که از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۵ در اختیار وی بود. در این سال‌ها دو اتفاق مهم زندگی اردشیر زاهدی را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ یکی مرگ پدرش، سپهبد فضل‌الله زاهدی و دیگری ماجرای جدایی از شهناز پهلوی‌ست.


اردشیر زاهدی در لندن به عنوان سفیر ایران، به همراه مسر و فرزندش۲۲‌ام دی‌ماه سال ۱۳۴۵ بود که اردشیر زاهدی جای غلام عباس آرام را در کابینه امیرعباس هویدا گرفت و بر صندلی وزارت خارجه ایران تکیه زد. ارشیر زاهدی پنج سال در این سمت باقی ماند و در اولین سال‌های دهه پرالتهاب پنجاه شمسی مسئولیت وزارت خارجه از دوش او برداشته شد تا باردیگر به آمریکا بازگردد و تا هنگام سقوط حکومت شاهنشاهی در مقام سفیر ایران در آمریکا باقی بماند و آخرین سفیر ایران در ایالات متحده لقب بگیرد.


اردشیر زاهدی، آخرین سفیر ایران در آمریکا، در آخرین روزهای سلطنت محمد رضا پهلویاردشیر زاهدی تا آخرین روزهای حیات محمدرضا پهلوی در کنار او بود. پس از اجبار به خروج شاه و خانواده‌اش از مملکت، اردشیر زاهدی که سالیان سال در آمریکا زندگی کرده بود، تلاش‌های زیادی برای مهیا کردن محل اقامت شاه ایران در کشورهای مختلف انجام داد.

از رو کردن اسناد کودتا ۲۸ مرداد تا دفاع از برجام

کم‌تر از دو سال پیش بود که اردشیر زاهدی اسنادی را به موسسه هوور دانشگاه استنفورد اهدا کرد. یکی از این اسناد صورت حسابی بود که حکایت از ارتباط مالی مقام های وقت حکومت پهلوی و کودتاگران با شبکه روحانیت، مطبوعات و گروه شعبان جعفری داشت.

به تعبیری این سند نشان می‌داد که پدرش تا چه اندازه در کار سقوط دولت مصدق دست داشته است. هرچند اردشیر زاهدی به بی‌بی‌سی فارسی گفته بود که دست خط نامه از آن پدرش، فضل‌الله زاهدی، نیست اما “رو شدن” این سند در واقع عینیت بخشیدن به همان رویکردی‌ست که اردشیر زاهدی به تاریخ دارد و در پیشگفتار کتابش به آن اشاره می‌کند.

آخرین سفیر ایران در آمریکا تا سال‌های سال پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، سکوت اختیار کرده بود و هیچ نشانی از او در جهان سیاست نبود. اما موضع‌گیری‌های او درباره چند موضوع بسیار بحث برانگیز شد. نزدیک به دو سال پیش بود که اردشیر زاهدی با انتشار یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز به شدت به سیاست‌های دولت ترامپ علیه ایران تاخته بود و آن را قلدرمابانه و بدون شناخت درست از تاریخ چندین هزار ساله کشور ایران دانسته بود.

بیشتر بخوانید:

آقای زاهدی در آن یادداشت نوشته بود که “تاریخ به متجاوزان بیگانه آموخته است که از سودای در هم کوبیدن ایران دست بردارند. شتر در خواب بیند پنبه دانه. هیچ کس نمی‌تواند ایران را در هم بکوبد.”

او از موافقان توسعه برنامه هسته‌ای ایران طبق معاهدات بین‌المللی بوده است و برخی از همین اظهار نظرها واکنش‌های بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی را در پی داشته است. او همچنین تحریم‌های آمریکا علیه ایران را نیز محکوم کرده بود.

اردشیر زاهدی پیش‌تر هم در یک برنامه تلویزیونی گفته بود که “بزرگترین گرفتاری که برای مملکت ما هست و خارجی‌ها استفاده می‌کنند و می‌خواهند میان من و شما را به هم بریزند و از آب گل آلود ماهی بگیرند حق اتم است.”

اردشیر زاهدی که هم‌اکنون در سوئیس زندگی می‌کند در آخرین اظهارات خبرساز خود درباره قاسم سلیمانی به بی‌بی‌سی فارسی گفته بود که “بگذارید هرکسی هرچیزی دلش می‌خواهد بگوید این سربازان و افسران و به بالا به قرآن و مملکتشان قسم خوردند و برای مملکتشان مقابل اسرائیل جنگیدند و از مملکتشان دفاع کردند. من به او [ قاسم سلیمانی] افتخار می‌کردم، افتخار می‌کنم و افتخار خواهم کرد، کسی که جان خودش را در راه مملکتش فدا کرد نه کسانی که خودشان را به پول فروخته‌اند.”

No responses yet

Apr 05 2020

دفاع استقلالی‌ها از سپهبد خسروانی در برابر اتهامات صدا و سیما

نوشته: در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی,ورزش


رادیوفردا: سپهبد پرویز خسروانی یک هکتار زمین بالاتر از میدان ونک، ساختمان ده طبقه در خیابان شاهرضا، و همچنین خانه خیابان فرشته را که ارث مادری‌اش بود نیز وقف باشگاه تاج کرده بود

اتهامات برنامه نوروزی صدا و سیما به سپهبد پرویز خسروانی بنیانگذار باشگاه تاج (استقلال)، اعتراض این باشگاه و هوادارانش را در پی داشت.

خسروانی از امرای ارتش شاهنشاهی بود و پنج سال معاونت نخست‌وزیری و سرپرستی سازمان تربیت بدنی را به عهده داشت. او در سال ۱۳۴۹ به درجه سپهبدی ارتقا یافت.

در این برنامه گفته شده است که به خاطر «اعتراض تند خسروانی» به آتابای رئیس قدراسیون، عبده مالک پرسپولیس از باشگاه‌داری منصرف شده است.

تمجید از خود عبده نیز با گذشت چهار دهه از انقلاب، در صداوسیما امکان پذیر نیست. نشریات جمهوری اسلامی در سالیان نخست انقلاب، عبده را قاتل تختی معرفی می‌کردند.

موضوعات عنوان شده در برنامه نوروزی صدا و سیما سندیت تاریخی ندارد. در این برنامه حتی درجه نظامی خسروانی نیز به اشتباه، سرهنگ گفته می‌شود.

فرهاد مجیدی سرمربی استقلال در اینستاگرام نوشت: «چیزی که پخش شد بسیار بی‌ ارزش، بدون سند و همراه با جهالت بود و اهانت به تاریخ پرافتخار یک باشگاه مردمی. تصحیح و پوزش، حداقل توقعی است که انتظارش را داریم.»

واکنش‌ چهره‌های رسمی و شناخته شده در ایران در حمایت از یک مقام عالی‌رتبه و نظامی پیش از انقلاب اسلامی، برای نخستین بار است که در چنین سطح گسترده‌ای رخ می‌دهد.

پندار توفیقی معاون سابق باشگاه در اینستاگرام نوشت: «خسروانی در برابر یاوه‌گویان نیازی به مدافع ندارد. اموالی که او وقف استقلال کرد اول انقلاب به تاراج رفت. خدمتگزاران این آب و خاک با هر مسلکی همیشه جاویدانند. صدا و سیما هم تکلیفش روشن است.»

پیشتر حسین کلانی به عنوان یکی از اسطوره‌های تاریخ باشگاه پرسپولیس نیز اتهامات حکومتی درباره نقش خسروانی در انحلال باشگاه شاهین را رد کرده بود.

امیر قلعه‌نویی که سه بار استقلال را به قهرمانی لیگ برتر رسانده، درباره خسروانی می‌نویسد: «آدم‌های بزرگ یادگاری‌های بزرگ به جا می‌گذارند. قدرشناس انسان‌های بزرگ باشیم و با حرف‌های نسنجیده زحمات‌شان را زیر سوال نبریم. یاد آنها در دل کسانی که معنی غرور و افتخار را می‌دانند باقی است.»

تاج، یکی از بزرگترین سازمان‌های ورزشی جهان در دهه ۷۰ میلادی و در زمره مجهزترین و ثروتمندترین مجموعه‌های ورزشی در آسیا بود.

کاخ مرکزی تاج در بهارستان، دفتر مرکزی تاج در پل چوبی، مجموعه دیهیم، کلوپ رضا پهلوی، ورزشگاه کن، کلوپ بانوان تاج، مجموعه تنیس تاج، کتابخانه تاج و مجتمع بزرگ پوشاک تاج فقط بخشی از این سازمان عظیم بود که با وقوع انقلاب اسلامی مصادره شد.

خسروانی یک هکتار زمین بالاتر از میدان ونک، ساختمان ده طبقه در خیابان شاهرضا روبروی دبیرستان دخترانه رضا شاه، و همچنین خانه خیابان فرشته را که ارث مادری‌اش بود نیز وقف باشگاه تاج کرده بود.

این باشگاه که در سه ماه اخیر سه مدیر مختلف به خود دیده، اینک با مشکلات شدید اقتصادی مواجه است و حتی توان پرداخت حقوق کادر فنی و بازیکنانش را هم ندارد.

مهدی رحمتی کاپیتان سابق استقلال، سازندگان برنامه جنجالی صدا و سیما را به «عقده‌های شخصی» برای تحریف تاریخ باشگاه استقلال متهم کرد.

No responses yet

« Prev - Next »