اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Apr 20 2015

موید حسینی صدر، نماینده مجلس: قاچاقچی‌ها وارد عرصه فعالیت انتخاباتی شده‌اند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

دیگربان: موید حسینی صدر، نماینده مجلس جزئبات تازه‌ای از ورود پول‌های «کثیف» به عرصه قدرت٬ سیاست و انتخابات بیان کرده و گفته «فساد» به قدری زیاد شده که دیگر نیازی به «تجسس» ندارد.

آقای حسینی صدر افزوده خطر ورود این پول‌ها به انتخابات آینده مجلس نیز ۱۰۰ درصد جدی است و در حال حاضر برادر جابر ابدالی ستاد انتخاباتی راه‌اندازی کرده است.

جابر ابدالی‌‌ همان کسی است که در جریان انتخابات مجلس گذشته مجلس بیش از یک میلیارد تومان به محمد‌رضا رحیمی٬ معاون محمود احمدی‌نژاد برای کمک به نامزد‌های نزدیک به دولت داده بود.

عبد‌الرضا رحمانی فضلی وزیر کشور و مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری در ماه‌های اخیر بار‌ها نسبت به ورود پول‌های «کثیف» به قدرت و انتخابات هشدار داده‌اند.

موید حسینی صدر نیز گفته برخی از قاچاقچی‌ها اقدام به راه‌اندازی نهاد‌های خیریه کرده‌اند و در پوشش آن به شکل گسترده کار انتخاباتی می‌کند.

وی ادامه داده فساد به اندازه‌ای زیاد شده که فاسدان سراغ نمایندگان مجلس آمده و نشان می‌دهند که قصد دارند وارد عرصه سیاست شوند تا راه‌ آن‌ها برای کسب درآمد باز بماند.

این نماینده مجلس افزوده حاضر است در صحن علنی مجلس با مصداق و سند درباره پول‌های «کثیف» افشا‌گری کند.

برچسب‌ها: انتخاباتی, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, فساد, مجلس

شما هم چیزی بگو

Apr 20 2015

چه کسی مد را به ایران آورد؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,تاریخی,هنر ::

پارسینه: در سال ۱۳۲۱ زینت جهانشاه به همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت. یک سال بعد، او خیاطخانه خود را در خیابان امیریه تأسیس کرد و با همراهی ۵کارگر هر آن چه را که در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم های تهرانی عرضه کرد . جهانشاه برای این که مشتریان علاوه بر آشنایی با طرز کار او، برای اولین بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خیاطخانه خود را با یک نمایش مد لباس افتتاح کرد.

از بوتیک های شانزه لیزه تا خیاطخانه امیریه
حتی از همان آغازین سال های دهه ۲۰ خورشیدی که برای اولین بار حرف ازمد و سالن های مد بین زنان خانواده های اعیان تهرانی به میان آمد ، موضع غالب جامعه به این قضیه با دیده اکراه بود ؛ پس چندان غیرعادی نیست که اولین شوهای لباس روزگار ما هم به صورت کاملاً محدود و با تبلیغاتی اندک برگزار شود . کما این که پیش تر هم، سالن های مد و نمایش های زنده لباس ، به همین سبک بلکه بسیار بی صداتر و به قولی خزنده، کار خود را شروع کرده بودند !

به گزارش پارسینه،چند سالی است که این شوها به راه افتاده و حتی عصر یکی از آخرین روزهای بهمن ماه در سال گذشته ، سالنی در هتل همای تهران، پذیرای عده معدودی از اهالی شهر بود که به تماشای تجربه ای تازه یعنی همان نمایش مد آقایان نشستند.

شروع داستان
در سال ۱۳۲۱ زینت جهانشاه به همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت. یک سال بعد، او خیاطخانه خود را در خیابان امیریه تأسیس کرد و با همراهی ۵کارگر هر آن چه را که در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم های تهرانی عرضه کرد . جهانشاه برای این که مشتریان علاوه بر آشنایی با طرز کار او، برای اولین بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خیاطخانه خود را با یک نمایش مد لباس افتتاح کرد.

سال ها پیش از آن یعنی حدود ۱۹۳۱ میلادی، او که تا کلاس دوم متوسطه در دبیرستان ژاندارک تحصیل کرده بود، به همراه پدرش سرهنگ حبیب الله فرود سرپرست محصلان وزارت جنگ آن روزها ایران را به مقصد آلمان ترک کرد . سرهنگ برای مأموریت به برلن رفت و دخترش را به مدرسه دخترانه لته فراین که یک آموزشگاه بین المللی معروف بود، سپرد . لته فراین جایی بود که دخترها با علم خانه داری تکمیلی، آشنا می شدند و علاوه بر آن باید چیزهایی را مثل تندنویسی و ماشین نویسی، هم یاد می گرفتند . به مدت یک سال و نیم علوم قضائی، آشپزی ، پرنده شناسی، حیوان شناسی و حتی نحوه ذبح و تمیز کردن و پختن جانوران، خیاطی، لباسشویی، اتو و رفو ، وصله کردن لباس و … هم در این مدرسه به زینت جوان تعلیم داده شد. بعد از آن او با یک افسر ازدواج کرده و برای اقامتی که دو سال و نیم طول کشید راهی برن پایتخت سوئیس شد.

آنجا بود که زینت علاقه خود را به هنر خیاطی جدی تر از گذشته دنبال کرده و یک سال تمام را صرف یادگرفتن روش برش روی مانکن از یک خانم سوئیسی کرد. گرچه وابستگی نظامی شوهرش باعث شد آنها سوئیس را هم ترک کنند اما در عوض به شهری پاگذاشتند که یکی از مراکز اصلی صدور مد به تمام دنیا بوده و هنوز هم هست ؛ پاریس.

از بوتیک های پاریس تا خیاطخانه تهران
زینت جهانشاه تخصص خیاطی خود را در پاریس گرفت. او چنان در کار خود ورزیده شد که لباس های رسمی خودش را هم می دوخت و با آن لباس ها در جمع آشنایان به زنی خوش پوش، معروف شد.
پیش از آن که جنگ جهانی آغاز شده و او و خانواده اش به سوئیس برگردند، زینت خبردار شد که پیر بالمن طراح معروف سال های دور برای مادرش بوتیکی باز کرده و برای خیاطخانه های پاریس لباس طراحی میکند. البته بالمن آن روزها چندان شناخته شده و معروف نبود و آشنایی دخترک ایرانی با او به این خاطر بود که زینت از مشتریان مادر بالمن به حساب میآمد.

جهانشاه از این مادر و فرزند هنرمند، خواست که مدتی در کنارشان با طرز برش و دوخت آنها آشنا شود. با این تقاضا موافقت شد و در مدت یک ماه این دختر ایرانی به رموز خیاطی مدرن وقت، همین طور طرز اداره یک بوتیک پی برد. همین قضایا به او کمک کرد تا یک سال پس از بازگشت به وطنش بتواند اولین بوتیک ایرانی را در تهران تأسیس کرده و نام خود را به عنوان اولین کسی که پای مد را به ایران باز کرد، در تاریخ ثبت کند.

نمایشی که خیاطخانه او را معروف کرد
با فرستادن کارت دعوت و پیغام و چند تلفن به خانم های معتبر ، زینت موفق شد پای حدود ۱۵ نفر از زنان سرشناس شهر را به نمایش افتتاحیه خیاطخانه اش باز کند. بیشتر این خانم ها، از فرنگ رفته ها بودند و با نمایش مد لباس، آشنایی داشتند .

در این مراسم ۹۰ دست لباس زنانه مخصوص صبح، عصر و شب به نمایش گذاشته شد . معرفی لباس ها را هم خود جهانشاه برعهده داشت و موقع نمایش هر کدام، اسم و توضیحاتی درباره شان میداد. جالب است بدانید نام تمام این لباس های ایرانی از روی فصول سال یا گل ها انتخاب شده بود. هر چند که جنس پارچه هایشان مثل تمام پارچه های مصرفی آن سال ها، فرنگی بود و متری ۲۰ تا ۲۵ تومان، قیمت داشتند.

مد لباس های طراحی شده توسط جهانشاه هم، بیشتر مطابق مد کریستین دیور بود. او در این باره می گوید: دیور در آن موقع مد جدیدش را با دامن های بلند عرضه کرده بود و اغلب لباس ها دامن بلند، با ترکهای باریک بودند. مثلاً خانم صفیه فیروز که در برنامه حضور داشت چون تازه از پاریس به تهران آمده بود، لباسی به همین مدل به تن داشت.

البته این لباس ها نه تقلید از دیور، بلکه آمیزه ای از طرح های او و دید شخصی جهانشاه بود؛ پالتوها گشاد و آزاد بودند با آستین های سرخود گشاد و یقه های بسته. کت و دامن ها مناسب اعتقادات زنان ایرانی طراحی شده بود و پیراهن های شب به سبک دکولته ؛ و به جلوی این لباس ها قسمتی اضافه می شد که به تن بایستد !

در این لباس ها از مخمل استفاده شده و بازار لمپه هم گرم بود . کفش ها نوک گرد و بی پاشنه و باریک بودند. اما از پالتو پوست و کلاه در این مجموعه خبری نبود ؛ چرا که قیمت پوست گران بوده و در نتیجه امکان فروش وجود نداشت . از طرف دیگر جهانشاه، کلاهدوز خوبی سراغ نداشت تا طرح هایش را به او بدهد و برای نمایش خود از آن کلاه ها استفاده کند، در عوض کیف های مدل موت که هر دو دست در داخل کیف قرار می گیرد به نمایش گذاشته شده بود و روی لباس های شب پولک و منجوق دوزی دیده می شد.

این لباس ها بیشتر به رنگ سیاه و قهوه ای و قیمتشان به عنوان مثال برای پیراهن بعدازظهر ۵۰ تومان و پالتوها ۱۰۰ تومان بود . نمایش دو ساعت و نیم طول کشید و اتفاقاً نه تنها خانم های حاضر در مجلس، بلکه تمام آنها که وصف نمایش خیره کننده خیاطخانه جهانشاه را شنیده بودند ، استقبال زیادی از جادوی مد او کردند.

مانکن های باحیا
مانکن هایی که باید لباس های این برنامه در تن آنها نمایش داده می شد از بین خانم ها و دختران دوست و آشنا انتخاب شده بودند. خوشبختانه چون محیط خیاطخانه و این برنامه خاص کاملاً زنانه بود، از طرف خانواده این مانکن های آماتور و خودشان مخالفتی صورت نگرفت. اما به هر حال آموزش طرز راه رفتن ، ایستادن و نمایش لباس دردسرهای زیادی داشت.

این دخترخانم ها بین ۱۸ تا ۲۵ سال سن داشتند و پرو و آماده کردن لباس هایشان ۳ ماه طول کشید. البته برخلاف تصور گیسوان مانکن ها ساده و بی آرایش بود، چون در آن زمان سلمانی رفتن و آرایش مثل امروز، امری عادی نبود. طفلی ها نه تنها بابت این مانکن شدن از زینت جهانشاه دستمزدی نگرفتند، بلکه تعدادی از لباس ها را هم خریدند و رفتند!

البته تخفیف مناسبی به آنها داده شد، ولی اجرت دوخت لباس در خیاطخانه برای دیگران به این شرح بود: لباس روز از ۱۱۰ تا ۱۵۰ تومان ، لباس شب بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ تومان ، کت و دامن یا پالتو با روسری۳۰۰ تومان.

مد، زیبایی نمی آورد
زمانی که من کار خیاطی را شروع کردم وسایل به حد کافی نبود. ۱۲ سال از شروع کارم می گذشت که خانمی به نام آنتوانت که همکلاسم در دوران دبیرستان ژاندارک بود، دستگاهی به ایران آورد که قلاب کمر تهیه می کرد و منگنه می زد. حتی کسی نبود که کمر درست کند و مجبور بودیم کمر لباس ها را خودمان با دردسر زیاد در خیاطخانه تهیه کنیم.

گفتنی های جهانشاه از شروع کار بوتیکش زیاد است. اما ۱۰ سال پس از افتتاح خیاطخانه بود که او به فکر استفاده از طرح لباس های قدیمی در کار خود افتاد: با الهام از لباس های موزه مردم شناسی، مانتویی طراحی کردم که شبیه ردای مردان قدیمی بود و آستین های راسته گشاد داشت. این مانتو با استقبال زیادی روبه رو شد.

زینت جهانشاه عقیده جالبی در مورد مد و بازگشت آن در دوره های زمانی متوالی دارد. او می گوید: طی سال ها خیاطی به این نتیجه رسیدم که مد سیر دورانی دارد، مثلاً خیلی از مدل های مجموعه من بعد از سال ها دوباره متداول شدند.

اما نظر یک لیدر مد و طراحی که به مردم خوراک پوشاکی ! می دهد، درباره پدیده مد چیست؟ جهانشاه می گوید:شیک پوشی خیلی خوب است ولی نباید خیلی آلامد شد و دربست و چشم بسته از مد پیروی کرد. همیشه پیرو مد بودن، زیبایی نمی آورد بلکه رعایت اعتدال و شخصیت در لباس پوشیدن است که یک خانم را برازنده جلوه می دهد . به اعتقاد من یکی از اصول شیک پوشی خانم ها، همان ساده پوشی و رعایت تعادل مد است.

آخر داستان
زینت جهانشاه تا سال ۱۳۴۷ کار خیاطی را ادامه داد. در این مدت چندباری محل خیاطخانه اش را تغییر داد، تا این که بالاخره بعد از تولد دخترش زهراکم کم خود را بازنشسته کرد. او شروع کننده راهی بود که با تأسیس خیاطخانه های متعدد و رواج مد و مدگرایی در ایران، آرام آرام رشد کرده و حالا از مرز ۶۰ سالگی هم گذشته است.

برچسب‌ها: اجتماعی, تاریخی, خیاطی, زینت جهانشاه, لباس, مد, هنر

شما هم چیزی بگو

Apr 19 2015

نایب‌ رئیس فراکسیون دانشگاهیان مجلس خبر داد: نام ۱۰ نماینده مجلس در بین بورسیه‌‌های غیرقانونی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: دانشجویی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

دیگربان: حامد قادرمرزی٬ نایب‌ رئیس فراکسیون دانشگاهیان مجلس گفته نام ١٠ نماینده مجلس در فهرست بورسیه‌های «غیرقانونی» وجود دارد.

قادرمرزی افزوده برخی از این نمایندگان پای نامه استیضاح وزیر علوم٬ تحقیقات و فن‌آوری را امضا نکرده‌ بودند و از وزارت علوم قول گرفته‌اند تا در صورت افشای اسامی، نامی از آن‌ها برده نشود.

جنجال پرونده تخلف بورسیه‌های «غیرقانونی» با وجود استیضاح وزیر سابق علوم همچنان ادامه دارد و تاکنون نتیجه بررسی‌ نهاد‌های مسئول در این خصوص به طور رسمی منتشر نشده است.

حجت‌الله درویش‌پور، عضو کمیسیون آموزش مجلس هم گفته نام چند نفر از نمایندگان مجلس در بورسیه‌های «غیرقانونی» دوره دکترا وجود دارد که از رانت مستقیم استفاده کرده‌اند و بناست نام آن‌ها محرمانه باقی بماند.

درویش‌پور افزوده با این اقدام هم حیثیت افراد حفظ خواهد شد و هم جلوی جوسازی‌های احتمالی گرفته می‌شود.

برچسب‌ها: بورسیه‌‌های غیرقانونی, دانشجویی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, مجلس

شما هم چیزی بگو

Apr 19 2015

حمله به نایاک و مهدی هاشمی، به اسم «رمز‌گشایی» از جیسون رضائیان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی ::

خودنویس: روزنامه‌ی وطن امروز، متعلق به مهرداد بذرپاش، در شماره‌ی شنبه خود، به اسم «رمزگشایی» از جیسون رضائیان، به بررسی روابط شورای ملی آمریکایی‌های ایرانی‌تبار، موسسه‌ی آتیه‌بهار و مهدی هاشمی پرداخته است.

روزنامه وطن‌ امروز که با محافل اطلاعاتی نزدیک به سپاه نیز در ارتباط است، در شماره امروز خود، ادعا کرده که جیسون رضائیان، عضو نایاک و از دوستان نزدیک رضا مرعشی، نفر دوم این مجموعه است: «رضاییان دوست صمیمی و همکار رضا مرعشی، نفر دوم تشکیلات نایاک بود که در استخدام وزارت دفاع آمریکا دقیقا همچون جیسون، پیش از این ماموریت تمرکز و نفوذ در اماکن محرمانه ایران را داشت.»

در ابتدای گزارش، از نایاک به عنوان یک لابی آمریکایی‌-اسرائیلی نام برده شده است. این در حالی است که شورای ملی آمریکایی‌های ایرانی‌تبار یا نایاک، از منتقدان جدی سیاست‌های دولت فعلی اسرائیل محسوب می‌شود. همچنین، نویسنده سعی می‌کند جیسون رضائیان را به آلن ایر، سخنگوی فارسی‌زبان وزارت خارجه آمریکا و نیز گری سیک پیوند بزند: «اتفاقا برخلاف اظهارات آلن ایر، سخنگوی فارسی‌زبان وزارت خارجه آمریکا، رضاییان حقیقتا مثل بسیاری دیگر از شاگردان ایرانی- آمریکایی شخص آلن ایر به‌عنوان دانش‌آموز برگزیده تشکیلات جاسوس- خبرنگاران باند نایاکی گری سیک، مدت‌ها بود از وظایف خبرنگاری خود دور مانده بود.»

نویسنده ادعا می‌کند که رضائیان از نزدیکان صمیمی مالکان و موسسان قدیمی مجموعه شرکت‌های ایرانی «آ» است. یک منبع مطلع به خودنویس گفت که منظور از شرکت‌های ایرانی «آ»، موسسه آتیه‌بهار است که بر اساس این گزارش، تریتا پارسی و رضا مرعشی با آن در ارتباط کاری نیز بوده‌اند.

در این گزارش همچنان با شبیه‌سازی فعالیت‌های یک گروه خرابکار در تاسیسات هسته‌ای با گروهی دیگر، ادعا شده که رضائیان با مجموعه‌ای که دستگاه‌های معیوب با هدف خرابکاری در برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی به سازمان انرژی اتمی می‌فروخته، در ارتباط بوده است.

نویسنده، سپس با اشاره به رابطه شرکت «آ» با دولت‌های سازندگی و یکی از آقازاده‌ها (مهدی هاشمی) مدعی می‌شود که این شرکت «انحصار حق دلالی ورود همه شرکت‌های خارجی اعم از نوکیا، زیمنس، استات اویل، کرسنت، MTN، کرفور، شل، کاسترول، توتال و… به بازار ایران» را عهده‌دار بوده است.

در این گزارش، همچنین به «س.ن» (سیامک نمازی) اشاره شده که هم از مدیران آتیه‌بهار بوده و هم با نایاک همکاری می‌کرده و الان نیز مدیر استراتژیک شرکت کرسنت در امارات است. گفته می‌شود رابطه‌ی مالی میان شرکت کرسنت و مهدی هاشمی از جمله عواملی است که پرونده‌ی کرسنت از سال‌ها قبل به جریان افتاده است. بر اساس گزارش‌های نهادهای نظارتی و مالی بین المللی، و همچنین ادعای دادستانی فرانسه، مهدی هاشمی با  استات اویل نروژ و توتال فرانسه ارتباط مالی خارج از قرارداد میان جمهوری اسلامی و این شرکت‌ها داشته است. به گفته‌ی منابع مختلف، میزان کمیسیونی که قرار بوده شرکت کرسنت به مهدی هاشمی در طول ۳۵ سال، کمیسیون بپردازد، بالغ بر یک میلیارد دلار بوده است (یک روایت، ۸ میلیارد دلار است).

به اعتقاد یک کارشناس سیاسی که با نهادهای مرتبط با اتحادیه اروپا همکاری می‌کند، اسم بردن از مجموعه‌هایی مثل نایاک و آتیه‌بهار و همچنین اشاره به مهدی هاشمی و تریتا پارسی، بی‌ارتباط با تلاش‌های نهادهای نزدیک به سپاه برای بهره‌برداری از برداشته شدن احتمالی تحریم‌ها نیست. این نهادها، با اطلاع از ارتباط برخی نیروهای نزدیک به هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با گروه‌های رابط اقتصادی در خارج از کشور، مایلند تا حد ممکن شرایط را برای رقبا در داخل و خارج سخت‌تر کنند.

بر اساس تحلیل این کارشناس، حضور مستمر تریتا پارسی در محافل نزدیک به دولت اوباما، و برادرش روزبه پارسی در جلسات نهادهای اروپایی و همچنین فعالیت گروه‌هایی مثل «سیمرغ» که گردانندگان آتیه‌بهار آن‌را اداره می‌کنند و یا در آن حضور مستمر دارند، باعث نگرانی ویژه‌ی مجموعه‌های اقتصادی-امنیتی نزدیک به سپاه شده است.

با توجه به اینکه پرونده جیسون رضائیان در اختیار سپاه است، به نظر می‌رسد سازمان اطلاعات سپاه از طریق چنین «افشاگری‌»هایی، به دولت روحانی نیز فشار وارد می‌کند. ارتباط دادن نایاک به اسرائیل در وضعیتی که عکس‌های تریتا پارسی با مقام‌های مذاکره کننده‌ی ایرانی در لوزان منتشر شده، نمی‌تواند بدون پیش‌زمینه رقابت‌های سیاسی و امنیتی و اقتصادی باشد. در یکی از این عکس‌ها، تریتا پارسی با حسین فریدون، برادر رئیس جمهوری ایران در حال گفتگو است.

شورای ملی آمریکایی‌های ایرانی تبار، از نهادهای غیردولتی ثبت شده در آمریکا است که برقراری رابطه با ایران از جمله اهداف آن است و از حامیان دست‌یابی توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. این نهاد، از منتقدان سیاست‌های دولت اسرائیل است.

برچسب‌ها: آمریکا, اتمی, جیسون‌ رضائیان, درگیری جناحی, سپاه, سیاسی, مذاکره, نایاک

شما هم چیزی بگو

Apr 19 2015

هفته رابطه زن امام با اکبر آقا هاشمی!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,طنز ::

خودنویس: گویا قبل از انتخابات سال ۸۴ اکبر آقا اصلا راضی به حضور در انتخابات نبود. زن امام با اکبر رابطه داشت و چیزی گفت… خلاصه این‌طوری شده که اکبر آقا گفته: «از حرف خانم تکان خوردم و حاضر شدم که در انتخابات شرکت کنم.»

تحریم‌ها رفع شد؛ موشک‌ها آماده!

ما که از سر و قسمت‌های انتهایی این سیاست سر در نیاوردیم!

۱۵ سال است که امریکا و روسیه و بقیه شرکا گیر داده‌اند به ایران که این وروجک می‌خواهد یواشکی بمب اتم بسازد و باید جلوی آن را بگیریم! و به جای این‌که جلوی آن‌ها را بگیرند، عقب ملت را گرفته‌اند و صاف کرده‌اند و بدون رنگ درآورده‌اند!

بعد از آن‌طرف ملت همین‌طور گیج و ویج مانده‌اند که این‌ها دسته بیل و سنجاق قفلی را هم از خارج وارد می‌کنند و در زمینه تولید دسته بیل هم به خودکفایی نرسیده‌اند، بعد چه طوری با این همه تحریم‌ها در شعب ابی طالب به صورت خودکفا هر روز اورانیوم می‌زنند به بدن سانتریفیوژها و دارند بمب درست می‌کنند!

حالا قشنگی ماجرا آن‌جاست که بعد از ۱۵ سال که دهان ملت را مورد عنایت قرار دادند و جیب بابک زنجانی‌ها و برادران زحمت‌کش قاچاقچی را پر کرده‌اند، درست فردای توافق هسته‌ای که مثلا قرار است ایران مثل بچه آدم دنبال درس و مشق خود باشد و امکان ساخت بمب و سلاح هسته‌ای را از ایران گرفته‌اند، روسیه یعنی یکی از همان ۵+۱ در روز روشن موشک‌های اس ۳۰۰ به ایران داده یکی این هوا به این گندگی!

گفته شده که با داشتن این موشک‌ها از سوی ایران، تمام هواپیماهای کشورهای دشمن ایران از جمله اسرائیل باید بزنند به گاراژ و همان در گاراژ بمانند، چون از قرار معلوم این موشک‌ها توانایی این را دارد که اگر یک جفت کفتر چاهی نر و ماده در آسمان عمل منافی عفت عمومی انجام دهند، در جا ره‌گیری و با شلیک این موشک‌ها تبدیل به جوجه‌کباب شود!

خلاصه که از این تحریم‌هایی که قرار است برداشته شود و ما به خاطر آن کلی قر دادیم و رقصیدیم، گفتیم: ممد جواد قهرمان/ ظریف کبیر ایران! ظاهرا تحریم واردات موشک و بمب و خمپاره توسط جمهوری اسلامی است و سهم ملت هم که طبق معمول یکی از اعضای بدن باقر است!

رییس‌جمهور مردمی به این می‌گویند!

مشکل بنده‌ی هفته‌زاده فقط نفهمیدن سیاست خارجی نیست، در سیاست داخلی هم با اجازه شما انگار هم‌چنان قاق تشریف دارم!

شما نگاه کن این دکتر حسن معلوم نیست هنوز در عوالم قبل از انتخابات ۹۲ و ایام تبلیغات سر می‌کند یا این‌که از بس مردمی است و از جنس مردم و در میان مردم است که کلا آمده این طرف، در بین مردم و شده منتقد دولت!

یک روز از وزارت ورزش انتقاد می‌کند که چرا نباید زن‌های ما در ورزشگاه‌ها حضور پیدا کنند، یک روز از وزارت ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات انتقاد می‌کند که این چه وضع اینترنت است، یک روز از وزارت اطلاعات انتقاد می‌کند که چرا باید فضای امنیتی در کشور وجود داشته باشد، یک روز از وزارت علوم انتقاد می‌کند که چرا باید دانشجوها از بیان دغدغه‌های خود واهمه داشته باشند و گزینش شوند و این هفته هم گیر داده به تبعیض جنسیتی در استخدام‌های دولتی!

آخه حسن جان! آخه لامصب! این کارها را باید خودت انجام بدهی دیگر قربانت بشوم!

این‌ها وزارت‌خانه‌های خودت هستند!

این‌ها جزو وظایف دولت است که تو ناسلامتی رییسش هستی!

اصلا نیاز نیست صدایت را بیندازی توی گلو و در سخن‌رانی‌ها این چیزها را بگویی، فقط کافی است در جلسه هیات دولت به جای روضه‌خوانی، همین چیزها را از وزرا بخواهی و جلسه بعد گزارش کار بگیری و اگر مانعی وجود دارد بیایی آن موانع را به ملت بگویی! همین! آفرین! قربان آن انگلیسی حرف زدنت بروم! آ بارک‌الله!

اکبر شهید؛ گزارشگر ویژه خاطرات امام!

باز این اکبر آقا هاشمی رفسنجانی یک خاطره‌ای از امام که نه البته، از زن امام تعریف کرد باز این دشمنان هاشمی که برای اکبر آقا دست گرفتند که این چه خاطره‌ای بود از خودت در کردی و هزار تهمت افترا به اکبرآقا بستند!

این وسط یک نماینده زن مجلس گفته که «با بودن هاشمی نیازی به احمد شهید نیست»

ما که هر چه فکر کردیم چه ارتباطی بین اکبر شهید ببخشید احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران و اکبر آقا هاشمی رفسنجانی وجود دارد مغزمان قد نداد.

خاطره اکبر آقا از زن امام هم این بوده که گویا قبل از انتخابات سال ۸۴ اکبر آقا اصلا راضی به حضور در انتخابات نبوده و خدمت زن امام رسیده و زن امام گفته: «امام این انقلاب را به شما سپرده است شما می‌خواهید آن‌را به چه کسی بسپارید؟ این‌ها که می‌خواهند بیایند را می‌شناسید؟»
خلاصه این‌طوری شده که اکبر آقا گفته «از حرف خانم تکان خوردم و حاضر شدم که در انتخابات شرکت کنم.»

حالا نکته‌ای که این‌جا می‌ماند این که زن امام از کجا می‌دانسته که از بین هاشمی و کروبی و معین و لاریجانی و قالیباف و غیره… فرتی احمدی‌نژاد این‌ها می‌خواهند رای بیاورند و بیایند و کسی نمی‌شناسدشان و باید مراقب بود؟!

چون در حالت عادی کسی فکر نمی‌کرد احمدی‌نژاد (شهردار تهران) بشود رییس‌جمهور ایران! مگر این‌که زن امام از اقدامات پشت پرده با خبر بوده و می‌دانسته که برنامه‌ریزی‌هایی شده برای این که مملکت را دست احمدی‌نژاد بسپارند! و در این صورت اگر می‌دانسته، پس چرا این اکبر آقای بدبخت را زور کرده که کاندیدا بشود و بیاید و ببازد و ضایع بشود؟!

دردسرهای کابینه برای شیر فهم کردن علما

همین‌طوری وزرای کابینه دکتر حسن، یک پای‌شان در مجلس بود و پای دیگرشان هم باز در مجلس بود و هفته‌ای هفت روز را جهت پاسخ به سوالات نمایندگان و شیرفهم کردن‌شان درباره طرح‌ها و لوایح دولت در بهارستان پلاس بودند، حالا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم اضافه شد!

تقریبا هر ماه چند تا از وزیران دکتر حسن باید بلند شوند بکوبند بروند قم تا یک‌سری از آخوندهای به جا مانده از دوران مزوزوئیک را درباره تصمیمات دولت شیر فهم کنند!

حالا هفته قبل اول جواد ظریف به قم احضار شد اما پیچاند و نرفت و به جای خود علی‌اکبر صالحی رییس انرژی اتمی را به قم فرستاد تا برود برای جامعه مدرسین درباره بیانیه «لوزان» توضیح دهد و سر راه چند تا سوهان پسته‌ای هم از «حاج حسین و پسران» بخرد و برای ظریف و روحانی بیاورد!

بدبختی این‌جاست که این صالحی بنده خدا هر چه توضیح داده اما جامعه مدرسین قانع نشده و دوباره سه پیچ شده که باید خود ظریف بلند شود یک تک پا بیاید این‌جا برای ما توضیح بدهد ببینیم این «فکت شیت» اصلا چی‌چی هست؟! یک‌وقت حرف بی‌تربیتی به حضرت آقا نباشد!

آشتیانی سخن‌گوی جامعه مدرسین گفته که بیانیه «لوزان» ابهامات فراوانی دارد که ظریف باید درباره آن‌ها برای جامعه مدرسین توضیح دهد!

حالا باید ببینیم ظریف که هنوز نتوانسته دلواپس‌های مجلس را شیرفهم کند، بالاخره به قم می‌رود یا این‌بار عباس عراقچی را می‌فرستد تا سر راه برایش سوهان بخرد!

خط تولید شهید و زخمی!

اگر همین روزها دیدید که این بسیجی‌ها یکی یکی ریش و پشم را تراشیدند و آب شنگولی را جایگزین ساندیس کردند و از بسیج و انصار حزب‌الله آمدند بیرون تعجب نکنید!

بابا آخه این بدبخت‌ها رو دارند شیر می‌کنند که دستی‌دستی خودشان را به کشتن بدهند!

آن از احمد خاتمی که گفت: «برای مبارزه با بی‌حجابی باید مقادیری خون ریخته شود!» و این‌هم از حسن رحیم‌پور ازغدی که گفته «ایجاد تحول در علوم انسانی حدود ۱۰-۲۰ تا شهید می‌خواهد!»

احتمالا برای جمع کردن بساط کنسرت‌های موسیقی هم ۴۰-۵۰ تا شهید می‌خواهیم و برای بهبود اوضاع سینما هم شماری زخمی و کشته لازم داریم!

همین‌طوری هم که هر چند وقت یک‌بار یک بسیجی یا آخوندی برای اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر اقدام می‌کند و توسط اهالی محل یا شوهر و برادر خانمی که تذکر گرفته است، شل و پل می‌شود و دراز به دراز یا عمرش را می‌‌دهد به ما یا چپ و چول می‌افتد گوشه خانه!

لامصب این حسن ازغدی‌ها و علم‌الهدی‌ها و احمد خاتمی‌ها، برای حفظ ظاهر هم نمی‌گویند مثلا «به ۱۹ تا شهید احتیاج داریم و خودم هم هستم و با هم می‌شویم ۲۰ تا»
کلا تقسیم کار می‌کنند، سخنرانی از ازغدی، شهید شدن از امت حزب‌الله!

خب شما با این وضعیت به عضویت در بسیج ادامه می‌دهی؟! درست است که شغل‌شان جمع کردن کف خیابان است اما جان‌شان را که از کف خیابان نیاورده‌اند؟!

برچسب‌ها: سیاسی, طنز

شما هم چیزی بگو

Apr 17 2015

ممنوعیت کنسرت شجریان در ایران، ایرانی‌ها را به ترکیه کشاند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سیاسی,هنر ::

تابناک: با این اعلامِ موضع صریح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مشخص شد بعید است در این دوره تغییری در وضعیت محمدرضا شجریان و برخی از مسائل مشابه رخ دهد و وضع به همین روال بر جای خواهد ماند و شاید همین ناامیدی از تغییر اوضاع، باعث شده تا شجریان در پی برگزاری کنسرت در نزدیکی ایران با محوریت ایرانیان باشد و به نوعی، انتقال محل میزبانی کنسرتی از ایران به دست‌یافتنی‌ترین نقطه اطراف ایران تعبیر شود…!

آغاز بلیت‌فروشی برای کنسرت محمدرضا شجریان در ترکیه
پس از آنکه سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم رسماً مهر تأییدی بر ممنوعیت برگزاری کنسرت‌های محمدرضا شجریان زد، وب‌سایت رسمی این استاد موسیقی سنتی کشورمان، ‌نظرسنجی در خصوص برگزاری کنسرت منتشر کرد؛ نظرسنجی که ‌به نوعی تلویحاً حکم بلیت‌فروشی را دارد و با توجه به جزئیاتش، مقدمه برگزاری کنسرت‌های شجریان برای ایرانی‌ها در کشور همسایه است و به نوعی مقدمه انتقال زمینه اجراهای زنده او در ایران برای ایرانی‌ها به نقطه‌ای نزدیک ایران است.

به گزارش «تابناک»، حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان در زمان تبلیغات انتخاباتی و همچنین در فیلم تبلیغاتی‌اش از صدای محمدرضا شجریان استفاده کرد و از دوست داشتن صدای شجریان گفت و نشان داد ‌به او و صدایش علاقه‌مند است. بعد از پیروزی روحانی در انتخابات، این امیدواری نزد دوستداران شجریان به وجود آمد که او دوباره به صحنه بازگردد و اجرای زنده‌اش را از سر گیرد و نشانه‌هایی نیز در این زمینه مشاهده شد.

پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، محمدرضا شجریان به مناسبت‌ها و به طرق مختلف با دولت همراهی و همکاری و به شکل‌های مختلف از آن حمایت کرده است. این استاد موسیقی سنتی کشورمان ۲۶ مردادماه ۱۳۹۳ همراه با علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم دهمین سالگرد تأسیسس صندوق حمایت از روزنامه‌نگاران و هنرمندان حضور پیدا کرد و این گمانه پررنگ‌تر شد که صدور مجوز برای آلبوم‌هایش تسهیل شود و شاهد برگزاری کنسرتی تازه‌‌ با خوانندگی شجریانِ پدر باشیم.

شجریان که بعد از سال ۸۸ دیگر در ایران کنسرتی برگزار نکرد و تمام کنسرت‌هایش به خارج از کشور محدود ماند، بعد از پایان این مراسم در پاسخ به اینکه آیا در دولت جدید شاهد برگزاری کنسرت از سوی شما هستیم یا خیر، گفت: «امیدوارم شرایط فراهم شود و کنسرت برگزار کنیم. من به برگزاری کنسرت در ایران علاقه دارم‌».

آغاز بلیت‌فروشی برای کنسرت محمدرضا شجریان در ترکیه

پس از این سخنان، دوباره بحث صدور مجوز کنسرت برای شجریان مطرح شد و سرانجام مطالبی از نوش آبادی، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد نقل شد که واکنش کل دولت را در پی داشت و در نهایت نوش آبادی اظهار کرد، سخنانش تحریف شده و ‌این گونه آن را اصلاح کرد: «فاصله‌ای ایجاد شده است و امیدواریم وی کمک کند تا این فاصله کاهش پیدا کند. ما از حضور وی در عرصه هنر کشور استقبال می کنیم اما مسئولیت رسیدگی به صلاحیت‌های عمومی افراد را نداریم و بیشتر تخصص و توانمندی هنری افراد مورد توجه قرار می‌گیرد‌».

سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اما در تازه‌ترین گفت‌وگویش، سخنان بی‌سابقه‌ای را مطرح کرد و گفته است: «برخی افراد برای اجرای کنسرت دارای محدودیت قانونی هستند و ما بر اساس آن ضوابط مجوز‌ها را صادر می‌کنیم که بخشی از آن شامل همین مسأله است؛ یعنی افرادی که محدودیت و ممنوعیت دارند نیز لحاظ می‌شود که دست ما نیست و ما تنها موظف به رعایت آنها هستیم. ممنوع‌الفعالیت شدن افراد ربطی به وزارت ارشاد ندارد. ایشان محدودیت‌هایی دارند که توسط نهادهای دیگر قرار داده شده است و دست ما نیست‌».

با این اعلامِ موضع صریح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشخص شد بعید است در این دوره تغییری در وضعیت محمدرضا شجریان و برخی از مسائل مشابه رخ دهد و وضع به همین روال بر جای خواهد ماند و شاید همین ناامیدی از تغییر اوضاع باعث شده تا شجریان در پی برگزاری کنسرت در نزدیکی ایران با محوریت ایرانیان باشد؛ رویکردی که برخی خوانندگان آن سوی آب نیز در پیش گرفته‌اند و باعث شده شاهد ارزبری از این بخش به ارمنستان، ترکیه، کردستان عراق و امارات متحده باشیم.

در همین راستا، وب‌سایت رسمی استاد محمدرضا شجریان با انتشار یک نظرسنجی که در شبکه‌های اجتماعی انعکاس داشته، آورده است: «گروه برگزاری کنسرت‌های استاد شجریان در نظر دارد کنسرتی در شهر استانبول کشور ترکیه برگزار نماید. به همین منظور، نظرسنجی جهت راحتی بیشتر عزیزانی که مایل به شرکت در این برنامه هستند صورت می‌گیرد. ما را در این امر یاری بفرمایید. در صورت هماهنگ شدن برنامه در کشور ترکیه با شما تماس خواهیم گرفت تا بلیت خود را تهیه فرمایید. لازم به ذکر است که شرکت در این نظرسنجی دلیل بر رزرو بلیت نمی‌باشد‌».

در این نظرسنجی که با دریافت تاریخ ایمیل و تلفن تماس همراه است، پرسیده شده ‌ «کدام یک از تاریخ‌ها برای شما مناسب‌تر است؟ ۱ـ اواخر اردیبهشت ماه ۹۴؛ ۲ ـ اواخر شهریورماه ۹۴؟» و همچنین درباره تعداد بلیت‌های مورد درخواست نیز پرسش شده است؛ اتفاقی که عملاً به منزله انتقال کنسرت‌های این خواننده سنتی به کشور همسایه خواهد بود و واکنشی قابل ملاحظه به اعلام موضع رسمی در خصوص ممنوعیت فعالیتش در ایران محسوب می‌شود. سوای اینکه زمینه‌سازی برای بلیت‌فروشی در قالب نظرسنجی تا چه میزان قابل پذیرش است، این پرسش پیش روست که آیا چنین اتفاق با منافع ملی کشور، نسبت مستقیم یا نسبت معکوسی دارد؟!

برچسب‌ها: آزادی بیان, اجتماعی, حقوق بشر, سانسور, سیاسی, کنسرت, محمدرضا شجریان, موسیقی, هنر

شما هم چیزی بگو

Apr 17 2015

وزیر دادگستری ایران در مورد «ورود پول‌های کثیف» به انتخابات هشدار داد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

رادیوفردا: مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری در دولت حسن روحانی، پنج‌شنبه شب، ۲۷ فروردین، با شرکت در یک برنامه زنده تلویزیونی، یک بار دیگر پس از وزیر کشور بر ورود «پول‌های کثیف در انتخابات» تاکید کرد.

پیش از این در اسفندماه سال ۹۳، عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، در مورد ورود «پول کثیف» به حوزه «سیاست و قدرت» در ایران هشدار داده بود، هشداری که با واکنش‌های بیشتر منفی از طرف نمایندگان مجلس شورای اسلامی همراه شد.

مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری، در برنامه زنده «گفت‌وگوی خبری» تلویزیون دولتی ایران همچنین ابراز تاسف کرد که در ایران «قوانین شفاف و روشنی برای مشخص‌ بودن هزنیه‌های انتخابات» وجود ندارد.

وزیر دادگستری همچنین یادآور شد که در سال‌های گذشته این مشکل را با رهبر جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده بوده‌ است.

به گفته آقای پورمحمدی، «در ایران افرادی که در انتخابات کاندیدا می‌شوند مبالغ گزافی در تبلیغات انتخاباتی خود هزینه می‌کنند و آنها پس از این که برنده شدند از کسانی که در دوره تبلیغات از آنان حمایت مالی کرده‌اند پشتیبانی می‌کنند».

این عضو هیئت دولت، در بخش دیگری از سخنان خود اشاره کرد که «در انتخابات گذشته پول‌های زیادی خرج تبلیغات شده اما به دلیل نبودن روال قانونی، امکان نظارت نبوده است».

وزیر دادگستری دولت یازدهم همچنین تاکید کرد که دولت موظف است با هر پول سالم و ناسالمی که منجر به بی‌نظمی در انتخابات شود، مبارزه کند.

به گفته مصطفی پورمحمدی، از سال ۱۳۷۸، او پیگیر تدوین قانونی برای نظارت بر ورود پول‌های کثیف به انتخابات و مبارزه با این پدیده بوده، اما در انتخابات ریاست‌ جمهوری سال ۸۸، این پیگیری متوقف شد.

اعلام پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌ جمهوری سال ۸۸ با اعتراض گسترده مردم ایران همراه شد که همگام با میرحسن موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد رقیب آقای احمدی‌نژاد، معتقدبودند نتایج اعلام شده درست نیست و برگزاری آن انتخابات با تخلف و تقلب همراه بوده است.

آقای پورمحمدی، در سال ۸۷، معاون وقت وزارت اطلاعات بود. او پس از آن در سال ۱۳۸۴ و در دولت اول محمود احمدی‌نژاد وزیر کشور شد، اما پس از دو سال و نیم از کار برکنار شد و با حکم آیت‌الله محمود شاهرودی، رئیس وقت قوه قضائیه، به ریاست سازمان بازرسی کل کشور منسوب شد.

مصطفی پورمحمدی در عین حال از پیگیری مجدد تدوین قانونی برای نظارت بر هزینه‌های انتخاباتی و مبارزه با ورود پول‌های کثیف به عرصه قدرت سیاسی در ایران خبر داده است.

به گفته او، ۱۸ ماده از این قانون در مجمع تشخیص مصلحت نظام نگارش شده و چند ماده دیگر باقی مانده است.

آن طور که وزیر دادگستری گفته، این قانون پس از تایید رهبر جمهوری اسلامی ایران با عنوان لایحه دولت برای تصویب به مجلس خواهد رفت.

پیش از این برای نخستین بار عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور دولت یازدهم، در مورد ورود «پول‌ کثیف» به عرصه قدرت و سیاست ایران هشدار داده‌ بود.

وزیر کشور که در عین حال مسئولیت دبیر کلی ستاد مبارزه با مواد مخدر را نیز برعهده دارد، پس از واکنش‌ مخالفان سخنان خود را تعدیل کرد، اما در عین حال اعلام آمادگی کرد تا با حضور در جلسه غیرعلنی در مجلس، فرایند ورود پول‌ کثیف را برای نمایندگان توضیح دهد.

او هنوز برای این کار به مجلس فراخوانده نشده است.

برچسب‌ها: اقتصادی, انتخاباتی, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Apr 17 2015

نمایش سردار سلیمانی، صدای عبادی را هم در آورد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر ::

خودنویس: نمایش‌های تبلیغاتی مختلف عوامل جمهوری اسلامی در عراق که چهره‌ی سردار سلیمانی را در میادین جنگ این کشور نشان می‌دهد، با نارضایتی حیدر عبادی، نخست وزیر عراق روبرو شده است.

به گزارش رویترز، حیدر عبادی، نخست وزیر عراق که اینک در واشینگتن به‌سر می‌برد، روز گذشته در پاسخ به سوالی در مورد حضور فیزیکی سردار سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، در عراق گفت [2]: «صدقانه بگویم، این مساله‌ی خیلی حساسی است. استقلال عراق برای ما اهمیت زیادی دارد. عراقی‌ها دارند برای نجات کشورشان، از جان خود می‌گذرند، این‌که این طور نمایش بدهند که کسی دارد به جای عراقی‌ها این کار را می‌کند، برای عراقی‌ها قابل قبول نیست.» عبادی، این مساله را «ایده‌ای بد» خواند.

نخست وزیر عراق ادعا کرد که این مساله را با مقام‌های جمهوری اسلامی در میان گذاشته و آنها هر گونه اقدامی برای نمایش عکس‌های سلیمانی در عراق را رد کرده‌اند.

با این حال، عبادی از کمک‌های ایران در مبارزه با نیروهای داعش حمایت کرده است.

باراک اوباما، بعد از دیدار با عبادی در روز سه‌شنبه، خطاب به جمهوری اسلامی گفت که جنگجوهای ایران باید به استقلال عراق احترام بگذارند.

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, ایران, تروریزم, خاورمیانه, داعش, سپاه قدس, سیاسی, عراق, قاسم سلیمانی, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Apr 17 2015

گروهی از شهروندان شیراز در اعتراض به کشتار سگ‌ها در این شهر تجمع کردند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,محیط زیست ::

رادیوفردا: گروهی در شيراز در اعتراض به کشتار سگ‌ها در اين شهر روز پنج شنبه، ۲۷ فروردين، در برابر اداره کل حفاظت محيط زيست استان فارس تجمع کردند.

بر اساس گزارش خبرگزاری‌های داخلی، شرکت کنندگان در این تجمع خواستار توقف کشتار سگ‌ها، تغيير سريع روش‌های کنترل جمعيت حيوانات و مجازات عاملان کشتار اخير سگ‌ها در شیرازشده اند.

اعتراض‌های اخير ابتدا در شبکه‌های اجتماعی و با انتشار يک فيلم کوتاه آغاز شد. در اين فيلم که توسط گروه‌های حامی حقوق حيوانات در ايران منتشر شده، چهار نفر تعدادی سگ را با تزريق نوعی ماده شیمیایی اسیدی می کشند.

شهرداری منطقه پنج شیراز در گفت و گو با خبرگزاری فارس گفته است که مسئولیت کشتار سگ‌ها در شهرک صنعتی شیراز به عهده شهرداری نیست.

انجمن حمایت از حیوانات ایران نیز روز سه شنبه در نامه ای به استاندار فارس خواستار پیگیری این ماجرا و برخورد با خاطیان شد.

برچسب‌ها: اجتماعی, حمایت حیوانات, سگ کشی, شیراز, محیط زیست

شما هم چیزی بگو

Apr 16 2015

پرسش توفانی امیرانتظام؛ ابراهیم یزدی چه پاسخی دارد؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: تاریخی,سیاسی ::

ایران پرس نیوز: وی پرسید: وقتی من سخنگوی دولت موقت بودم و همکار بسیاری از شما آقایانِ حاضر در این مجلس، و وقتی سفیر آمریکا در یک نامه مرا dear خطاب کرد و همین dear – به معنی عزیز – سندی شد برای جاسوسیِ من، چرا هیچیک از شما آقایان اعتراض نکردید و صلاح در این دانستید که سکوت کنید؟
***

از فیس بوک محمد نوری زاد

پنجشنبه ای که گذشت، به مناسبت سالروز درگذشت زنده یاد احمد صدرحاج سید جوادی مراسمی در منزل دخترش برپا بود. به حاضرین که نگاه کردم دیدم اغلب چهره های شاخص نهضت آزادی و جبهه ی ملی و فعالین حقوق بشری در این محفل حضور دارند. از آقایان دکتر ابراهیم یزدی تا معین فر تا صباغ زاده تا مهندس سحابی (برادر مرحوم عزت الله سحابی) و خیلی های دیگر.

مجری برنامه، افرادی را که از پیش مشخص شده بودند، به سخنرانی دعوت می کرد و سخنرانان نیز هر یک به گوشه هایی از برکتِ وجود مرحوم حاج سید جوادی اشاره می کردند.

ابتدا جناب شاه حسینی صحبت کرد. که خود از تنها بازماندگان و یاران و همراهان مرحوم مصدق است. نفر بعدی جناب مهندس محمد توسلی بود. اولین شهردار تهران در دولت مرحوم بازرگان. و نفر بعدی، جناب مهندس لطف الله میثمی، تنها تاریخ زنده برآمدن و استحاله سازمان مجاهدین.

در میانه صحبت مهندس میثمی بود که مجلس به جنب و جوش افتاد. همسرِ همراه و فداکار آقای مهندس عباس امیرانتظام، وی را نشسته بر صندلیِ چرخدار به مجلس آورده بود. صحبت آقای میثمی که تمام شد، مهندس امیر انتظام در آمد که: من می خواهم صحبت کنم. مجری چه می توانست بگوید؟ بگوید: آقای امیرانتظام، برای شما و صحبت شما فرصتی در برنامه گنجانده نشده؟ یا بگوید: شما که عضو نهضت آزادی نبوده اید و نیستید. یا بگوید: مگر نه این که در همان سالهای نخست انقلاب، اعضای شاخص نهضت آزادی رسماً و طی بیانیه ای عضویت شما را در نهضت آزادی انکار کردند؟ توفان از همینجا پا گرفت.

رشته سخن به کلام امیرانتظام سپرده شد. و مجلس به سکوتی تلخ درافتاد. امیرانتظام آیا چه می خواهد بگوید؟ آیا وی آمده تا از دوست دیرین خود مرحوم صدر حاج سید جوادی بگوید؟ آنهم در حضور بزرگان نهضت آزادی؟ یا نه، سخنِ دیگری با اوست. امیرانتظام سخن فراوانی نگفت. اما یک پرسش مطرح کرد. و با طرحِ این پرسش، به تلخیِ سکوتِ مجلس افزود.

وی پرسید: وقتی من سخنگوی دولت موقت بودم و همکار بسیاری از شما آقایانِ حاضر در این مجلس، و وقتی سفیر آمریکا در یک نامه مرا dear خطاب کرد و همین dear – به معنی عزیز – سندی شد برای جاسوسیِ من، چرا هیچیک از شما آقایان اعتراض نکردید و صلاح در این دانستید که سکوت کنید؟

این پرسشِ امیرانتظام، بزرگان نهضت آزادیِ حاضر در مجلس را به چالش در انداخت. بله، یکی از دلایلِ جاسوسیِ امیرانتظام همین واژه ی متداول ” “dearدر نامه نگاری های اداری غربی هاست. او بخاطر همین واژه و خزعبلاتی از این دست، سی و پنج سال از عمرش – درست جلوی چشم اعضای نهضت آزادی – سوخته بود.

این پرسشِ متین اما توفانیِ مهندس امیرانتظام، مجلسِ دوستان نهضتی را فرو پژمرد. که این بزرگان، نه در برابر یک پرسش، که با سی و پنج سال عمرِ رفته ی امیرانتظام مواجه بودند. براستی آنها در پاسخ چه باید می گفتند؟

می گویم: من اگر بجای اعضای نهضت آزادی بودم، هر روز به پنجره ی خانه ی امیرانتظام دخیل می بستم برای پوزشخواهی. این مرد بزرگ، در تلخ ترین دوران وحشت، تنها بود و تنها ماند و به تنهایی نیز از هزارتوی تونل اسلامی بدر آمد با سر افرازی.

برچسب‌ها: ابراهیم یزدی, امیرانتظام, حقوق بشر, سیاسی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .