اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Oct 10 2022

ایران در دوران «پسا مهسا»؛ معترضان چه دادند و چه گرفتند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی


بی‌بی‌سی: در آغاز هفته چهارم اعتراض‌های خیابانی هستیم. مقام‌های سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی صحبت از پایان درگیری‌ها و برقراری آرامش می‌کنند ولی آنچه در خیابان‌ها، دانشگاه‌ها و مدارس می‌گذرد، نشانه آرامش و فروکش کردن اعتراضات نیست. تا اینجای کار برای معترضان دستآوردهای بزرگی داشته که از همین حالا می‌توان «جوانه»های آن را دید و لمس کرد.

اگر تا دیروز صحبت از نسلی می‌شد که برای«پول توجیبی» وابسته به پدر و مادران‌شان هستند، امروز به قول یک استاد اقتصاد شاهد نسلی هستیم که «قدرتمندانه برای خودش رهبر خلق می‌کند، اندیشه خلق می‌کند و راهکار خلق می‌کند، ‏نیازی به رهنمودِ روشنفکران فرسوده و دانشگاهیان بی‌عملی چون من ندارد».

محسن رنانی در یادداشتی با عنوان «یک تار مو» می‌گوید «می‌توان امروز ‏بدون لکنت گفت این نظام دارد شکست می‌خورد چون هیچگاه تئوری شکست نداشته ‏است».

شوک بزرگ
در سال‌های گذشته، هر وقت صحبت از زمینه‌های سقوط جمهوری اسلامی شده، گفته می‌شد «شانس بزرگ» حکومت ایران این است که آلترناتیو قوی ندارد و گروه‌های مخالفی که بیرون از ایران هستند، توان جریان سازی و هدایت مردمی به شکل گسترده ندارند.

آنچه امروز در خیابان‌های ایران رخ داده به باور کارشناسان یک « شوک بزرگ» به حکومتی است که شاید تصور نمی‌کرد رقیبش جوانان و نوجوانان مدرسه و دانشگاه باشند و پایه‌های نظام را به لرزه درآورند.

البته به نظر نمی‌رسد حکومت چنین برداشتی از تحلیلگران را قبول داشته باشد. هفته گذشته آیت‌الله خامنه‌ای در دانشکده افسری، حضور نوجوانان و جوانان در خیابان‌ها را به سطح نازل و کم اهمیتی چون «برنامه‌های اینترنتی»، «هیجانی‌ و احساساتی‌» تفسیر کرد و گفت «همه‌ اینها، در مجموع، عده‌ بسیار کمی در مقابل ملت ایران و جوانان مؤمن و غیور ایران اسلامی هستند». او گفت واکنش‌ها و حمایت‌های هنرمندان و ورزشکاران از معترضان«بی‌ارزش» است و « هیچ اهمیت ندارد».

با وجود بی‌اهمیت خواندن اعتراضات، دیدار آیت‌الله خامنه‌ای با نظامیان در دانشکده افسری در میانه زد و خوردهای خیابانی و سرکوب دانشجویان معنای خاصی داشت. او می‌توانست با فعالان سیاسی و دانشگاهی دیدار کند ولی به نظر ترجیح داد که مثل گذشته از نظامیان حمایت کند و پشتوانه آنان را به مخالفان نشان دهد.

آغاز رنسانس ایرانی؟
جان باختن مهسا امینی، جرقه‌ای بر خرمن انتظارات مردم از حکومت شد. حالا تیغ قدرت، توان مقابله با روسری‌های افتاده را ندارد وبه نوعی ایران وارد دوره «حجاب اختیاری» شده‌ است. شمار کسانی که روسری‌ها را از سر برداشتند و در آتش ریختند آنقدر زیاد است که آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی اخیرش از کنار این اتفاق بزرگ، گذشت و ترجیح داد حرفی نزد.

او در اسفند سال ۱۳۹۶ در واکنش به برداشتن روسری در اعتراضات دی‌ماه گفته بود «اینکه ۴ دختر فریب بخورند و روسری بردارند، مسئله‌ای کوچک و حقیر است».

وحید اشتری، فعال اصولگرای عدالت‌خواه در توئیتر نوشته دوران حجاب اجباری تقریبا تمام شده است و در دوران «پسا مهسا» هستیم: «‌گول تحلیل‌گران پیزوری که خبر از یک پیروزی بزرگ و سربلند بیرون آمدن از یک فتنه جدید را می‌دهند نخورید! زن، زندگی، آزادی به اهدافش رسید».

به نظر می‌رسد آنچه امروز در خیابان‌ها رخ داده، آغاز همان رنسانسی است که محققان وعده آن را داده بودند. محسن رنانی در اسفندماه ۱۳۹۷ گفته بود رنسانسی که در ایران به وقوع می‌پیوندد بالاتر و بهتر از رنسانس اروپا است. او گفته بود «رنسانس اروپا جدایی دین از سیاست بود ولی در رنسانس ایران جدایی ایمان از شریعت اتفاق افتاده که خیلی جلوتر از سکولاریسم اروپا است».


محسن رنانی، استاد اقتصاد گفته است «می‌توان امروز ‏بدون لکنت گفت این نظام دارد شکست می‌خورد چون هیچگاه تئوری شکست نداشته ‏است»

نسلی از جنس آگاهی
صحبت از انقلاب رسانه، عصر اطلاعات و فن‌آوری تازگی ندارد. در ایران به طور عملی و محسوس، فقط با بخشی از کارکرد آن روبرو بودیم. بطور معمول وقتی صحبت از نسل جدید و رسانه می‌شود، جوانان و نوجوانانی به تصویر کشیده می‌شوند که خیره در یک گوشی تلفن همراه یا تبلت و رایانه، مشغول چت کردن، بازی کردن و دیدن فیلم و سریال است.

بیشتر نگرانی‌ها و انتقادها از نسل نوجوان این بود که تحرکی ندارد و لیوان آب را هم باید به دست‌شان بدهی و اگر والدین غذایی به آنها ندهند ممکن است جانشان را هم بر سر همان شرایط سرگرمی بگذارند.

حالا که جوانان و نوجوانان به صحنه آمده‌اند، بخش اصلی تحلیل افراد نزدیک به حکومت و مسئولان ارشد نظام همچنان برپایه این است که آنهایی که به خیابان آمدند تحت تاثیر بازی‌های «اکشن رایانه‌ای» قرار گرفته‌اند و نظام آموزشی باید «پاکسازی» شود.

آنچه در روزهای اخیر اتفاق افتاد، رونمایی از یکی از کارکردهای رسانه و شبکه‌های اجتماعی بود که جایگزین حزب و رهبران گروه‌های سیاسی شده است.

این جنبه از کارکردهای رسانه‌های جدید، در اعتراضات ایران در سال‌های ۸۸، ۹۶ و ۹۸ به چشم می‌خورد اما این بار به شکل و شمایل تازه و در کالبد نسل دهه هشتادی ظهور و بروز کرده است.

در این سال‌ها وقتی کسانی مانند آیت‌الله خامنه‌ای صحبت از «ول بودن» و «بی‌بند و باری» در فضای مجازی می‌کند بیشتر معطوف به چرایی در اختیار نبودن نبض این جریان از نظر سخت افزاری و نرم افزاری است و کمتر به این نکته توجه می‌شود که با وجود کنترل همه جانبه فضای مجازی، فیلتر کردن واتس‌آپ و اینستاگرام، شبکه‌های اجتماعی قادرند یک شهروند منفعل و غیرحساس را به فرد فعال «آگاه» و مسئولیت‌پذیر تبدیل کند.

آنچه در جریان جان باختن مهسا امینی در ایران و جهان اتفاق افتاد از جنس آگاهی و خارج کردن انسان‌ها از دایره «فردیت» بود و نه تنها ایران بلکه کشورهای دنیا را به حرکت درآورد و شبیه به معجزه‌ای است که «پیامبر» آن را می‌توان شبکه‌های اجتماعی دانست.

جمهوری اسلامی در چهل و سه سالی که از عمرش می‌گذرد چنین شرایطی را (اگر بحران تقاضا بنامیم) تجربه نکرده بود و حکومت هم اکنون با ملتی روبروست که علاوه بر مسایل معیشتی و نان، بیش از گذشته دغدغه آزادی‌های اجتماعی بخصوص حقوق زنان دارد و مطالبات جدید، خواسته‌ای نیست که حکومت در صورت سرکوب اعتراضات، بتواند آن را نادیده بگیرد. در بعد خارجی نیز تاثیر زیادی برجا گذاشته و سران کشورهای جهان را مجبور کرده تا با این حرکت اعتراضی همراه شوند.

انقلاب افقی
سوال می‌شود نوجوانان و جوانانی که به خیابان آمدند رهبرشان کیست و اعتراضاتی که به اصطلاح «سر» نداشته باشد محکوم به شکست است.

در نظام ارتباطی امروز با شکل جدیدی از بسیج عمومی روبرو هستیم که شبکه‌های اجتماعی، رهبری اعتراضات و جنبش‌های اجتماعی و سیاسی را برعهده دارند و به گونه‌ای است که یک ایده یا فکر از سوی یک فرد معمولی یا فعال مدنی می‌تواند با استقبال عمومی روبرو شود و تبدیل به یک جریان شود و موج عظیمی را به راه بیندازد.

به عبارت دیگر جنبش‌های «عصر ارتباطات» نیازی به رهبری رسمی و مرکز فرماندهی به شکل عمودی برای ابلاغ دستورات ندارد و تعاریف سنتی از سازماندهی تغییر کرده و آنچه در اعتراضات ایران مشاهده می‌شود نمونه بارز چنین جریانی است و حکومت نمی‌داند چه کسانی را تحت فشار قرار دهد.

به عنوان مثال در جریان اعتراضات اخیر، فردی به نام مهدی ناصری، ۱۲۰۰ توییت که از نقل قول‌ها و پیام‌های بی نام و نشان بود، در فایلی به نام «برای» جمع کرد و از هنرمندان، شاعران، قصه نویسان و مترجمان خواست تا روایت جدیدی از این پیام‌ها برای مردم داخل و خارج خلق کنند. آقای ناصری گفته بود «دست هر هنرمندی که بتونه ازش روایت و اثر هنری تاثیرگذاری خلق بکنه، می‌بوسم».

از دل چنین نوشته‌هایی، ترانه اعتراضی «برای …» تولید و منتشر شد و موتور اعتراضات را تصاعدی به حرکت در می‌آورد و ترانه تبدیل به نشانه این اعتراضات و یک اثر ماندگار تاریخی می‌شود.

از طرف دیگرهمین ترانه «برای …» الهام بخش بسیاری از هنرمندان دیگر شده است و انتظارات و خواسته‌های فراموش شده مردم از حکومت را بالا برده و لیست بلند بالای خواسته‌های مردم همچنان رو به افزایش است.

از سوی دیگر شبکه‌های اجتماعی با وجود قطعی اینترنت، باعث تسهیل ارتباطات فردی و گروهی و برقراری ارتباط مستقیم بین مردم و معترضان شده و رسانه‌های حکومتی مانند مطبوعات و تلویزیون از این چرخه حذف یا کم اثر شده‌اند و حکومت نمی‌تواند اخبار را سانسور یا روایت خودش را یکسویه به مردم تحمیل کند.

پایان «ترس»
یکی از مهمترین شاخصه‌های این دور از اعتراضات، فرو ریختن «ترس» از دیدن ماموران امنیتی و یگان ویژه است. در اعتراضات گذشته گاهی چند مامور جمع زیادی از معترضان را به عقب می‌راندند اما تصاویر شبکه‌های اجتماعی و گزارش‌ شاهدان عینی نشان می‌دهد که نوجوانان و جوانان از دیدن ماموران واهمه‌ای ندارند و در مقابل آنها می‌ایستند. در بسیاری از فیلم‌ها مشاهده شده که نیروهای یگان ویژه در مقابل معترضان مجبور به عقب نشینی‌ شده‌اند.

پراکنده بودن اعتراضات در شهرهای بزرگ مثل تهران، باعث ترس جوانان و نوجوانان نشد بلکه برگ برنده‌ای شد برای ادامه اعتراضات و خسته کردن نیروهای امنیتی و یگان ویژه. برخلاف اعتراضات سال‌های گذشته، پراکنده شدن معترضان، دستگاه سرکوب را در خاتمه دادن اعتراضات ناتوان کرد به گونه‌ای که در سوم مهرماه، در دیدار رئیس قوه قضاییه از مقر فرماندهی یگان امداد فراجا، صحبت از «بی‌خوابی و خستگی» نیروها به میان آمد.

از طرف دیگر ماموران حکومت در این سال‌ها علاوه بر شلیک به معترضان، اقدام به رعب و وحشت در بین خانواده‌های کشته شده و معترضان کرده‌اند. در هر دوره بخصوص مادرانی بودند که سکوت نکردند و در مقابل این فشارها ایستادند. در این دور از اعتراضات نیز بیش از گذشته، خانواده‌ها و به ویژه مادران تسلیم این تهدیدها نشده‌اند.

به عنوان مثال در مورد نیکا شاکرمی، قوه قضاییه به همراه تمام رسانه‌های حکومتی تلاش کرد تا به قتل یک نوجوان هفده‌ ساله، رنگ و لعاب جنایی بدهد اما با وجود اعترافات اجباری از خاله و دایی نیکا شاکرمی، مادرش با انتشار یک ویدئو، تمام این برنامه را «بی‌اثر» کرد.

No responses yet

Oct 09 2022

پاسپورت همایون شجریان و سحر دولتشاهی توقیف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,سیاسی,هنر

خبرآنلاین: ایلنا نوشت: پاسپورت همایون شجریان و سحر دولتشاهی توقیف شد.

روز گذشته(شنبه ۱۶ مهر) پاسپورت همایون شجریان و سحر دولتشاهی در هنگام ورود به ایران در فرودگاه امام خمینی (ره)توقیف شد.

همایون شجریان که نخستین تور خارج از کشور او در کانادا به علت صادر نشدن ویزای تعدادی از اعضای گروه «سیاوش»، نصفه نیمه انجام شد ولی این خواننده کنسرت‌های خود را در استرالیا منتشر کرد.

بر اساس این فهرست، همایون شجریان ۲۱ سپتامبر (۳۰ شهریور) در بریزبن، ۲۳ سپتامبر (اول مهر) در ملبورن و ۲۴ سپتامبر (دوم مهر) در سیدنی به روی صحنه رفت.

No responses yet

Oct 04 2022

مدافعان حجاب اسلامی در تنگنا، از اندونزی تا فرانسه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی,مذهب


رادیوفردا: طرحی از مهسا امینی در دست معترضان در تجمع برلین
اعتراضات فراگیر در ایران در مخالفت با حجاب اجباری که پایه‌های حکومت فاسد، دین‌سالار و تمامیت‌خواه جمهوری اسلامی را به لرزه درآورده، تأثیرهای عمیقی را نیز در دیگر کشورهای درگیر با مسئله حجاب، اعم از اجباری یا اختیاری آن، گذاشته است.

این اعتراضات در کشورهای اسلامی انگشت‌شماری مانند ایران که حجاب زنان اجباری است، نوعی بیدارباش برای شهروندان به ویژه زنان، و زنگ خطری برای حکومت‌ها بوده است.

همزمان این اعتراضات در کشورهای غیراسلامی پیشرفته و دارای دموکراسی مثل فرانسه، که مسئله حجاب اقلیت مسلمان با اصول لائیسته به عنوان یکی از پایه‌های دموکراسی و آزادی‌های مدنی در این کشورها ناسازگار است، تناقض استدلال‌های مدافعان حجاب را بیش از پیش نمایان کرده است.
علیه «اجبار» حجاب

آنچه به اعتراضات کنونی ایران در داخل جهان اسلام اهمیت می‌بخشد این است که پوچی، ویرانگری و انسان‌کشی حجاب اجباری -به عنوان یکی از اصول پایه‌ای تعدادی از حکومت‌های جهان اسلام- را مقابل چشمان شهروندان کشورهای اسلامی و همچنین مردمان سراسر جهان نشان داد.

افتادن حجاب از خشونت مرگبار اعمال حجاب اجباری، آن هم در زمانه‌ای که شرایط برای زنان در کشورهای اسلامی با گذشت زمان بهتر نشده و حتی به وخامت گرویده، فوق‌العاده مهم است.

قدرت گرفتن طالبان در افغانستان و اعمال محدودیت‌های گسترده علیه زنان از جمله اجباری شدن حجاب اسلامی، نمونه‌ای برجسته از این وخامت است.

تجمع اعتراضی زنان افغان در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در کابل

طالبان اخیراً تجمع دختران و زنان افغان مقابل سفارت جمهوری اسلامی در کابل را سرکوب کرده و بیم دارد که اعتراضات شجاعانه دختران و زنان در ایران علیه حجاب اجباری به خاک افغانستان نیز کشیده شود.

پیش از تابستان سال گذشته هم، زمانی که هنوز کسی تصور نمی‌کرد افغانستان چنین عقب‌گردی در حوزه زنان تجربه کند، سازمان‌های حقوق بشری نسبت به افزایش فشار بر زنان در جهان اسلام هشدار داده بودند.

سازمان غیردولتی دیده‌بان حقوق بشر در مارس سال گذشته، گزارش داد که فشار بر زنان اندونزی برای رعایت حجاب اسلامی افزایش یافته و دختران دانش‌آموز و زنان کارمند در اداره‌های دولتی تحت «فشار قانونی و اجتماعی بی‌سابقه» قرار دارند.

در حالی که اندونزی دارای اقلیت‌هایی از مسیحیان، هندوها، بودایی‌ها و پیروان دیگر ادیان است، این سازمان حقوق بشری همچنین تاکید کرد که فشار بر زنان اندونزیایی برای رعایت حجاب اسلامی در مورد پیروان دیگر ادیان هم وجود دارد.

این شرایط که دقیقاً همسان با شرایط ایران است، نشان می‌دهد که چگونه اعمال حجاب اجباری در یک کشور می‌تواند علاوه بر آزادی خداناباوران، آزادی خداباوران در دیگر مذاهب را نیز از بین ببرد.

کمیسیون آمریکا در امور آزادی مذهبی بین‌المللی، در گزارش سالانه خود در سال ۲۰۲۰، اندونزی را جزو ۱۵ کشوری اعلام کرد که آزادی مذهبی شهروندان را شدیداً نقض می‌کنند.

روند فراگیری حجاب اسلامی در سه دهه گذشته در اندونزی نشان می‌دهد که چگونه اسلامگرایان توانستند به مرور زمان خود را از این نظر تحمیل کنند.


زنان مسلمان اندونزی در نماز عید فطر در خرداد ۹۹

ریشه‌های حجاب اسلامی در اندونزی به دوران دیکتاتوری ژنرال سوهارتو (۱۹۶۷ تا ۱۹۸۰) بازمی‌گردد، زمانی که وقوع انقلاب در ایران و پیروزی اسلام سیاسی در جهان اسلام، اسلامگرایان اندونزی را تحریک کرد و دختران و زنان با روسری‌های سفید پرچم اسلام سیاسی را در اندونزی برافراشتند.

در آن زمان، حجاب در مدارس، دانشگاه‌ها و اداره‌های اندونزی ممنوع بود، اما در سال ۱۹۹۱ سوهارتو برای تثبیت قدرت خود به اسلام سیاسی نزدیک شد و دختر بزرگ خودش حتی به صورت نمادین روسری سر کرد.

همین چرخش، آغاز اجباری شدن حجاب در اندونزی و نقض حقوق و آزادی‌های زنان بود؛ به طوری که اکنون بر اساس اعلام رسانه‌های اندونزی، بیش از ۶۰ آیین‌نامه درباره الزام حجاب اسلامی در مناطق و شهرهای مختلف این کشور وجود دارد که در مدارس، محل کار و فضاهای عمومی اعمال می‌شود.

سال گذشته دیوان عالی اندونزی دستور سه وزیر این کشور مبنی بر ممنوعیت تحمیل لباس فرم به دانش‌آموزان و معلمان در همه مؤسسات دولتی را لغو و استدلال کرد که حجاب اسلامی «به شکل‌گیری شخصیت دانش‌آموزان کمک می‌کند».

حتی حجاب اسلامی در سطح جلسات دولت نیز اجباری شده و همسر رئیس‌جمهور کنونی اندونزی از چند ماه پیش، در حالی که پیشتر هیچ‌گاه بانوی اول کشور حجاب اسلامی نداشته، به طور ناگهانی شروع به پوشیدن روسری کرد.

اما اکنون با اعتراضات ایران علیه حجاب اجباری، فعالان حقوق بشر به ویژه فعالان حقوق زنان در اندونزی جان تازه‌ای گرفته‌اند.

یونیانتی چزیفه از کمیسیون ملی خشونت علیه زنان اندونزی هشدار داده که اعتراضات ایران باید درس عبرتی برای حکومت اندونزی باشد. او به رسانه‌های این کشور گفت: «ما نمی‌خواهیم موضوع پوشش را که باید به قلمرو معنوی شخص اختصاص داده شود، به دولت واگذار کنیم».

جاکارتاپست، روزنامه چاپ پایتخت اندونزی نیز با تأکید بر همین موضع نوشته است: «فاجعه مهسا امینی باید ما را بیدار کند».
علیه «انتخاب» حجاب

اما اعتراضات ایران فقط به داغ شدن بحث حجاب در کشورهای اسلامی منجر نشده است، بلکه رسانه‌ها و روشنفکران در برخی کشورهای غیراسلامی که فقط اقلیت مسلمان دارند، با دیدن جان باختن مهسا امینی و اعتراضات پس از آن، بار دیگر به چالش حجاب در کشورهای خود پرداخته‌اند.

سرآمد این کشورها، فرانسه است که مشخصاً قانونی در مورد لائیسیته دارد. اکنون در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا، نهاد مذهب از نهاد دولت جداست، اما این جدایی در فرانسه بسیار روشن‌تر و قانونی‌تر است.

حساسیت‌ها در مورد حجاب اسلامی در فرانسه همواره وجود داشته اما در روزهای اخیر این حساسیت به دلیل اعتراضات ایران و همچنین به راه افتادن یک کارزار از سوی اسلامگرایان برای رعایت حجاب در مدارس کشور افزایش یافته است. این در حالی است که بر اساس قانون لائیسیته در فرانسه، داشتن هر نوع نماد مذهبی در مدارس و اداره‌های دولتی ممنوع است.

سه روز پیش، یک کمیته بین وزارتی در فرانسه که در زمینه پیشگیری از بزهکاری و افراطی شدن در این کشور فعال است، هشدار داد که یک «جنبش اسلامی» در فرانسه «اصل سکولاریسم در مدارس» را به عنوان یک قانون «اسلام‌هراسانه» معرفی می‌کند و زیر سوال می‌برد.

بر اساس اعلام این کمیته، فعالان اسلامگرا با انتشار محتواهایی در توئیتر و تیک‌تاک، جوانان را به داشتن حجاب اسلامی در مدارس تشویق می‌کنند. آمارها هم حاکی از افزایش حملات به سکولاریسم در سطوح مختلف مدارس در فرانسه است.

در واقع، قانون سکولاریسم در فرانسه که اتفاقاً برای ایجاد یک فضای عمومی آزاد و برابر برای همه پیروان ادیان در کشور تدوین شده، هرگز این گونه مورد حمله اسلامگرایان نبوده است. این در حالی است هنوز زخم حملات مرگبار و خونین اسلامگرایان در مدارس، کنسرت‌ها، دفاتر رسانه‌ها، کلیساها و خیابان‌های فرانسه تازه است.

همچنین در سطح اروپا، رواج تبلیغات مربوط به حجاب اسلامی حتی برای دختران خردسال، ارزش‌های اروپایی را زیر سؤال برده است.

به تازگی، انتشار یک پوستر مربوط به یک جایزه آموزشی اروپا خشم زیادی را برانگیخت. در این پوستر یک دختربچه که شاید حتی به «سن شرعی» نرسیده بود، با حجاب اسلامی نشان داده می‌شد.

پیشتر گزارش‌هایی از لابی‌گری اسلامگرایان در نهادهای اتحادیه اروپا برای ترویج حجاب اسلامی در این قاره هم منتشر شده بود.

در چنین شرایطی، بخشی از روشنفکران و رسانه‌های فرانسوی تساهل و مدارا با اسلامگرایان به نام آزادی و دموکراسی را مجاز نمی‌دانند و اعتراضات ایران، نمونه خوبی را در دسترس این رسانه‌ها و روشنفکران قرار داده تا نشان دهند عاقبت حجاب اسلامی در عرصه عمومی به کجا می‌انجامد.


نمایی از اعتراض‌ها به کشته شدن مهسا امینی در پاریس

در روزهای اخیر برخی از روزنامه‌نگاران و روشنفکران فرانسوی هشدار داده‌اند که حجاب اسلامی نه تنها ناقض حقوق زنان، بلکه آغاز «توتالیتاریسم اسلامی» است.

والری تورانیان، روزنامه‌نگار در مقاله‌ای با عنوان «حجاب: انقلاب در ایران، تسلیم در فرانسه» نوشته است: «توتالیتاریسم اسلامی در هر کجا که رخ دهد، زنان را هدف اصلی خود قرار می‌دهد».

این روزنامه‌نگار حتی از روزنامه چپگرای لیبراسیون که دوشنبه گذشته عکس و تیتر صفحه اول خود را به اعتراضات ایران اختصاص داد انتقاد کرده و نوشته است که این روزنامه «هرگز از ستایش آزادی زنان محجبه دست برنمی‌دارد».
این روزنامه‌نگار با انتقاد از برخی چپگرایان «پست‌مدرن» فرانسوی که روسری را صرفاً یک «آکسسوار مذهبی» می‌دانند که زنان مسلمان آن را «آزادانه» می‌پوشند و بنابراین «غیرقابل‌ انتقاد» است، ادامه داد تسلیم در برابر «دگمی که شما [زنان] را یک موجودی ناپاک و پست‌تر از انسان می‌سازد» یک انتخاب نیست.

این دسته از روزنامه‌نگاران، نویسندگان و روشنفکران فرانسوی با اشاره تحولات جهان اسلام، و عبور کشورهای اسلامی از یک دین سنتی به یک دین سیاسی، تأکید می‌کنند که حجاب اسلامی اکنون به «پرچم اسلام سیاسی» تبدیل شده، بنابراین نباید در برابر آن بی‌تفاوت بود.

کمال داوود، نویسنده مطرح فرانسوی الجزایری‌تبار نیز در مقاله‌ای با عنوان «حجاب یعنی زن‌کشی» نوشت: «حجاب می‌کشد، مرگ مهسا امینی بار دیگر این امر حتمی را گواهی داد».

همچنین سوزان آزمایش، نویسنده فرانسوی ایرانی‌تبار در نشریه نوول اوبس رویکرد «نسبی‌گرایانه» نسبت به حجاب اسلامی را رد کرد و نوشت نباید اجازه داد مسئله حجاب «به حالت عادی» بازگردد.

این دسته از روشنفکران معتقدند حتی آنچه به عنوان «انتخاب آزاد» حجاب نامیده می‌شود، نوعی «تحمیل» ایدئولوژی اسلامی بر زنان است.

No responses yet

Oct 04 2022

جو بایدن: آمریکا در کنار زنان و شهروندان الهام‌بخش ایرانی ایستاده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: رئیس جمهوری ایالات متحده در پیامی از گزارش‌های تشدید سرکوب خشونت آمیز معترضان مسالمت‌آمیز در ایران ابراز نگرانی کرد.

جو بایدن می‌گوید: «دانشجویان و زنان معترض، خواهان حقوق برابر و کرامت انسانی اولیه خود و اصول عادلانه و جهانی هستند که اساس منشور سازمان ملل و اعلامیه جهانی حقوق بشر است.»

رئیس جمهوری آمریکا ادامه داد: «رژیم ایران برای دهه‌ها آزادی های اساسی را از مردم خود سلب کرده و با زور و خشونت، آرزوهای نسل‌های متوالی را سرکوب کرده است. ایالات متحده در کنار زنان و شهروندان ایرانی که با شجاعت خود به جهان الهام می‌بخشند می‌ایستد.»

بایدن در ادامه تاکید کرده که ایالات متحده دسترسی ایرانیان به اینترنت را از طریق دسترسی بیشتر به سرویس‌های ایمن و خارجی، تسهیل خواهد کرد.

وی افزود: ایالات متحده، همچنین مقامات و نهادهای ایرانی، مانند پلیس امنیت اخلاقی را که مسئول اعمال خشونت و سرکوب جامعه مدنی هستند، پاسخگو می‌داند و همین هفته هزینه‌های بیشتری را برای عاملان خشونت علیه معترضان مسالمت‌آمیز اعمال خواهد کرد.

او در پایان تصریح کرد:« ما به پاسخگو کردن مقامات ایرانی و حمایت از حقوق ایرانیان برای اعتراض آزادانه ادامه خواهیم داد.»

دور جدید اعتراضات از حدود دو هفته پیش آغاز شده و در استان‌های تهران، کردستان، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اصفهان، البرز، فارس، استان مرکزی، کرمانشاه، کرمان، یزد، سمنان، هرمزگان، قزوین، ایلام، زنجان، گیلان، مازندران، گلستان، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، همدان، قم، سیستان و بلوچستان، لرستان، اردبیل، و خوزستان جریان داشته است.

در جریان این دور اعتراضات که پس از مرگ تحت بازداشت مهسا (ژینا) امینی از سر گرفته شده است، تا کنون شعارهایی از جمله «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر دیکتاتور»، «زن، زندگی، آزادی»، «خامنه‌ای قاتله، حکومتش باطله»، «فتنه ۵۷، عامل هر فلاکت»، «این آخرین پیامه، هدف خود نظامه»، «آذربایجان بیدار است، حامی کردستان است»، «کردستان، چشم و چراغ ایران»، «کشتن برای روسری، تا کی چنین خاک بر سری»، «وای به روزی که مسلح شویم»، «رضا شاه،‌ روحت شاد» داده شده است.

مهسا امینی ۲۲ ساله که به همراه خانواده‌اش از سقز به تهران سفر کرده‌ بود، ۲۲ شهریور توسط گشت ارشاد بازداشت و به مرکز پلیس امنیت اخلاقی، مشهور به بازداشتگاه وزرا منتقل شد. او ساعاتی بعد با آمبولانس به بیمارستان کسری برده شد و در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد و ۲۵ شهریور جان باخت.

No responses yet

Sep 30 2022

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، برای دقایقی هک شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


ایران اینترنشنال: خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، برای دقایقی هک و خبر پیوستن کارکنان این خبرگزاری به اعتراضات مردم ایران در آن منتشر شد.

در این خبر اعلام شده بود که «ما کارکنان خبرگزاری فارس به جمع هموطنانمان می‌پیوندیم». هم اکنون این خبر از این خبرگزاری حذف شده است

No responses yet

Sep 27 2022

روایت عجیب خبرگزاری فارس از تجمعات /همگی تقریبا زیر ۱۸ سال هستند / هیچ نسبتی با گروهکی‌ها، ندارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,شورش

خبرنگار فارس می نویسد: می توان تصور کرد که هدف مهمی در زندگی به جزء خوش‌گذرانی ندارند که آنهم لابد با توجه به سبک زندگی آنها در کشور ما خیلی بساطش جور نیست! بیشتر من را یاد آن نوجوانی می‌انداختند که چند وقت پیش در اینستاگرام کلیپ‌های مشمئز کننده‌اش با دو دختر کم سن و سال‌تر از خودش خاطر بسیاری از مردم را جریحه‌دار کرده بود.

خبرگزاری فارس گزارشی از جزئیات تجمعات در تهران و افراد حاضر در آن منتشر کرده است.
به گزارش «انتخاب»؛ متن کامل این مطلب در ادامه می آید: فیلم‌های منتشر شده از اغتشاشات و حضور پررنگ نوجوان‌ها در آن برایم عجیب بود. عصر چهارشنبه برای شناخت بیشتر این طیف به میان معترضان رفتم. پیدا کردن‌شان سخت نبود. خیابان‌های منتهی به میدان ولی عصر(عج) اولین جایی بود که توانستم با گروهی حدودا ۱۵ نفره از آنها همراه شوم. آنچه در این گزارش می خوانید حاصل همراهی حدودا ۳ ساعته با دختر و پسرهای جوان و نوجوانی است که شنیده بودم برای خونخواهی مهسا امینی به خیابان‌ها آمده‌اند.

ساعت ۱۷:۳۰ در تقاطع خیابان برادران مظفر و روبه‌روی یک قهوه فروشی با چند دختر و پسر جوان همراه شدم؛ همگی تقریبا زیر ۱۸ سال. تردید داشتم چطور به جمعشان ورود کنم. نگران بودم ظاهر و لباس‌های متفاوتم جلب توجه کند. اما دل به دریا زدم و با اولین شعارها با آنها همراهی کردم و وارد خیابان ولی عصر شدیم. پلیس مانع از تجمع می‌شد. شلیک اولین گاز اشک آور حسابی چشم و گلویم را سوزاند. بعضی‌هایشان فورا سیگار روشن کردند. یک نفرشان به من هم تعارف کرد. سیگار را گرفتم و در جیبم گذاشتم. نگران بودم پوک زدن‌های ناشیانه هویتم را لو دهد.

با حضور پلیس از کوچه‌های فرعی به سمت چهارراه ولی عصر فرار کردیم. برای اینکه جمعیت را گم نکنم یک دختر و پسر جوان را نشان کردم و به دنبال آنها می‌دویدم. اینترنت قطع بود و این افراد با تلفن محل قرار بعدی را مشخص می‌کردند. قرار بعدی سر خیابان وصال بود. با آنها همراه شدم.
روال کار به این شیوه بود که ابتدا شعار می دادیم وقتی به حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر می رسیدیم با هدایت لیدرهایی که عمدتا موتورسوار بودند و سن های بالاتری داشتند، خیابان را می بستیم.
نوع برخوردها خشن بود. متوجه شدم برخی چاقوی جیبی و اسپری فلفل داشتند. رفتار دخترها هم مثل پسرها بود. در میان راه چند تابلو راهنمایی و سطل زباله را آتش زدند. کرکره مغازه ها غالبا پایین بود. جوانی حدودا ۲۰ یا ۲۱ ساله که سعید صدایش می‌کردند، حس لیدری این جمع را داشت. بقیه هم یکی درمیان به توصیه های سعید گوش می دادند.

قرار بعدی میدان فردوسی بود. در مسیر با هم، کمی هم‌کلام شدیم. همین همراهی در یک ساعت اول و شنیدن نوع حرف‌های آنها مشخص می‌کرد اینها نسبتی با گروهکی‌هایی که بارها وصف حالشان را شنیده بودم، ندارند. با اینکه کار را جدی گرفته بودند اما بعضا برخوردها و شوخی‌های غیراخلاقی و راحت بین دختر و پسرها رد و بدل می‌شد. حتی در شوخی هایشان هم تند و عصبانی برخورد می‌کردند. اصطلاحات و واژه‌هایی به کار می‌بردند که مشخصا ویژه زیست مجازی بود. ادبیات‌شان برای من که فقط چند سالی از آنها بزرگتر بودم خیلی قابل درک نبود.

به وضوح مشخص است هیچ تقید دینی و سیاسی ندارند. می توان تصور کرد که هدف مهمی در زندگی به جزء خوش‌گذرانی ندارند که آنهم لابد با توجه به سبک زندگی آنها در کشور ما خیلی بساطش جور نیست! بیشتر من را یاد آن نوجوانی می‌انداختند که چند وقت پیش در اینستاگرام کلیپ‌های مشمئز کننده‌اش با دو دختر کم سن و سال‌تر از خودش خاطر بسیاری از مردم را جریحه‌دار کرده بود.

قاعدتا از زندگی‌شان احساس رضایت ندارند و هر کس را که عامل این عدم موفقیت بدانند با سخت‌ترین برخوردها و شعارها به او حمله می‌کنند؛ این عامل ناکامی می خواهد دین و قرآن به آنها معرفی شده باشد یا متدینین، بسیجی‌ها، پلیس و… البته در مسیری که من با آنها بودم به جز شکستن شیشه چند مغازه و کندن تابلوها و نرده‌های خیابان، موقعیتی برای سنجش رفتار آنها با افرادی با ظاهرمذهبی یا خانم‌های محجبه پیش نیامد اما کلیپ‌ها و ویدئوهای مختلفی در فضای مجازی منتشر شده بود که این میزان خشونت و تنفر را به وضوح به تصویر می‌کشید.
به میدان فردوسی رسیدیم و در خروجی مترو مستقر شدیم. «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» و «مرگ بر دیکتاتور»، «ای مردم با غیرت حمایت حمایت» از شعارهای اولیه‌ای بود که این گروه می‌دادند. به مرور به وسط خیابان آمدیم و ترافیک سنگین شد. ناگهان چند موتور سوار، هماهنگ با هم خیابان را کاملا بستند. چند زن نقابدار که مسن‌تر بودند وارد جمع ما شدند و میدان‌داری می‌کردند. ماشین‌ها و مردم هم نظاره‌گر بودند.

موتورسوارها که حدودا تعدادشان ۱۰ تا ۱۵ نفر بود شروع به بوق زدن ممتد کردند. بقیه هم مردم را تشویق به همراهی می‌کردند. جو هیجانی خیلی بالا بود. ناگهان سطل زباله را به وسط خیابان آوردند و در کسری از ثانیه آتش زدند. متوجه نشدم چه کسی این کار را کرد؛ گروه جوان همراه ما یا میانسال‌های تازه‌وارد. به‌هر حال، میدان فردوسی از چهار طرف بسته شد. گروه نوجوان‌ها هم چند دقیقه‌ای شعار دادند و به هم ریختند و آتش زدند. رفتارشان مثل قهرمان بازی‌های رایانه‌ای بود. انگار خرابکاری را فقط برای هیجان و لذتش انجام می‌دادند؛ یک جور تخلیه انرژی.

اما در گوشه دیگر میدان، ماجرا فرق می‌کرد. تحرکات لیدرها توجهم را بیشتر جلب می‌کرد. زنان و مردانی که معلوم بود جنسشان با این جوان‌ها متفاوت است. کارشان را کاملا بلدند و برای تک‌تک رفتارشان برنامه دارند. هیچکدام از موتورها پلاک نداشتند. یک زن و مرد یا دو مرد سوار هر موتور بودند. در تاریکی شب متوجه نشدم که مسلح بودند یا نه اما بعدا از همکاران دیگر شنیدم که می‌گفتند در دست برخی لیدرها اسلحه‌هایی دیده‌اند.

چند دقیقه بعد پلیس وارد میدان شد. بلافاصله موتوری ها آدرس محل بعدی تجمع را دادند و تا قبل از رسیدن پلیس محل را ترک کردند. با ورود پلیس به میدان، جوانان شعاردهنده هم متفرق شدند و دوباره قرار بعدی را گذاشتند: زیر پل چوبی! از اینجا به بعد همه چیز تکرار می‌شد. ابتدا شعار می دادند و ترافیک ایجاد می‌کردند. وقتی جمعیت به حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر می‌رسید، سر و کله لیدرهای موتورسوار پیدا می‌شد که سن و سال بالاتری داشتند. ناگهان خیابان با یک سطل زباله یا لاستیک شعله‌ور مسدود می‌شد. به محض ورود پلیس، موتورسوارها ناپدید می‌شدند. حالا این جوان‌های هیجان‌زده باقی می‌ماندند و مردم بهت‌زده و پلیسی که باید این صحنه را مدیریت کند!

ظهر پنجشنبه اطلاعاتی از بازداشت شدگان دریافت کردم. همان نوجوانان و جوانان کم سن و سال. در توصیف آنها می گفتند: اکثرا دغدغه معیشتی ندارند. اهل گیم و اینستاگرامند! بدون قید و بند مذهبی. معتقد به آزادی بی حد و حصر رابطه با جنس مخالف. به شدت نسبت به دین بغض دارند. روحانیت و اسلام را عامل ناخوشی‌شان می‌دانند. در اعترافاتشان مشخص شده پیوند خانوادگی شان به شدت ضعیف است و بعضا پدر و مادرهایشان با هم زندگی نمی‌کنند. پلیس می‌گوید بعضی هایشان که پوشش نامناسبی دارند تا هنگامی که خانواده شان لباس مناسب برایشان نیاورند نگه می داریم. مادرانشان که می‌آیند وضع پوششان به گونه‌ای است که باید آنها را نیز نگه داریم اما بعضا اغماض می کنیم! البته حساب اغتشاش‌گران فرق دارد باید بمانند تا محاکمه شوند.

دکتر منوچهر زارعی جامعه شناس آنها را در جرگه وندالیسم دسته بندی می کند و می‌گوید: «وندالیسم» عارضه امروز مدرنیته است. بیماری نوظهوری که تقریبا در همه جوامع به ظاهر توسعه یافته مشاهده می‌شود. کودکانی که در اینستاگرام و فیسبوک پرورش پیدا می‌کنند و در دیسکوها و کازینوها بزرگ می‌شوند. اکثرا هیجانات جوانی را با الکل یا مخدر سرکوب می‌کنند اما هر از چند گاهی به بهانه‌ای به خیابا‌ن‌ها می‌ریزند و با آشوبگری و تخریب اموال عمومی، هیجانات خود را تخلیه می‌کنند. انگار ما هم باید سزای غربی شدنمان را اینگونه بدهیم. سیاست‌های توسعه غربی که دهه ۷۰ پایه‌گذاری کردیم هم اکنون محصولش را درو می‌کنیم. البته که اینها هنوز در اقلیتند و بسیار محدود، اما همین مقدار کم نیز دردآور است. خانواده، آموزش و پرورش و لقمه شبهه‌دار و نحوه تربیت و مصرف رسانه‌ای بیشترین نقش و تقصیر را در این ماجرا دارند.

به نظرم این نوجوان‌ها مراقبت‌های خاص می‌خواهند. شاید باید پس از شناسایی در مدارس خاص ثبت‌نام شوند تا هم آموزش‌های مناسب ببینند و هم بقیه را کمتر آلوده کنند. دکتر زارعی درست می‌گوید؛ انگار به میزان تقلید از غربی‌ها، داریم شبیه آنها می‌شویم لااقل در نابهنجاری‌های فرهنگی. اما یک تفاوت جدی نیز وجود دارد. غربی‌‌‌ها مثل ما این همه دشمن و گروهک تروریستی و معاند ندارند. هیچ کجای دنیا دشمنان قسم خورده که به این میزان دستشان به خون مردم آغشته باشد و رسانه‌های پرشماری که ساعت‌ها برای تهییج مردم و به خشونت کشیدن جامعه وقت بگذارند و هزینه کنند، وجود ندارد.
رسانه هایی که ایجاد یاس و ناامیدی را در برنامه دارند و هنرشان این است تا کوچکترین ایرادی را به نظام سیاسی و دینی کشور منتسب کنند و مردم را به خیابان بکشند. آنگاه با پنهان شدن پشت مردم سپری را برای گروهکی ها و تروریستها ایجاد کنند.

یکی از همکاران که سابقه خبرنگاری در فتنه ۸۸ را نیز دارد می‌گفت: این مسائل برای ما تکراری است. این رسانه ها بیشترین اثر را روی خودشان می گذارند. بیش از ۴۰ سال است که هر بار باورشان می شود که کار نظام تمام است اما باز هم دست از پا درازتر ناکام می مانند و مشغول سناریوسازی دیگری می شوند. البته پشتکار خوبی دارند هر کسی بود تا الان هزار بار ناامید شده بود. انگار به اراده الهی ماموریت دارند تا ما را قوی تر کنند همان کاری که تاکنون کرده اند.

No responses yet

Sep 27 2022

دیدار با رئیسی؛ خشم و استعفای پزشکان ایرانی آمریکایی از «یاما»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,خیانت,سیاسی


ایران وایر: تصاویر منتشر شده از دیدار جمعی از ایرانیان مقیم آمریکا با «ابراهیم رئیسی» در نیویورک، در روز اول مهر۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در ایران، بسیاری از شهروندان را خشمگین کرده است. گروهی از این شهروندان خشمگین، پزشکان ایرانی مقیم آمریکا هستند که تصویر دکتر «شروین مرتضوی»، رییس هیات‌مدیره انجمن پزشکی ایرانیان آمریکا (یاما) را در عکس‌های دیدار با رئیسی دیده‌اند و حالا خواهان استعفا و ابطال عضویت خود از «یاما» هستند.

یاما (IAMA) که مخفف عبارت iranian american medical association است، به عنوان بزرگترین سازمان پزشکی ایرانیان مقیم ایالات متحده آمریکا شناخته می‌شود. این سازمان به صورت یک سازمان غیرانتفاعی، غیر مذهبی و غیر سیاسی معرفی شده است.

چند پزشک ایرانی مقیم آمریکا به «ایران‌وایر» می‌گویند دیدار با ابراهیم رئیسی در این شرایط شرم‌آوار و غیر قابل قبول است و «یاما» باید در این‌باره به اعضای خود توضیح دهد.

غیر از شروین مرتضوی، پزشکان و افراد دانشگاهی دیگری نیز در تصاویر دیده شده‌اند، تمام زنانی که به دیدار ابراهیم رئیسی رفته‌اند، روسری به سر کرده‌اند. این در شرایطی است که تصاویر منتشر شده در فضای مجازی از زندگی روزمره آن‌ها نشان می‌دهد، اعتقادی به حجاب ندارند و برای این دیدار تن به حجاب اجباری داده‌اند و روسری به سر کرده‌اند. رفتار آن‌ها در شرایطی که زنان زیادی در اعتراضات اخیر روسری‌های خود را برداشته، آتش زده و یا موهای خود را کوتاه کرده‌اند، بسیاری را آزرده کرده است. کاربران شبکه‌های مجازی با افشای اطلاعات این افراد از زندگی دوگانه برخی از حاضران پرده برداشته‌اند.

«ایران‌وایر» با ٰ شروین مرتضوی و سه پزشک که نام‌هایشان با عناوین مختلف اعضای هیات‌مدیره و مشاور در صفحه اعضای اصلی یاما ذکر شده و همچنین پزشکان دیگری که از اعضای این سازمان نیستند، گفت و گو کرده است.

***

یک پزشک متخصص داخلی ساکن آمریکا به «ایران‌وایر» می‌گوید: «خجالت‌آور است که وقتی تمام دنیا در حال واکنش به جان باختن مهسا امینی و اعتراضات ایران هستند، هیاتی در آمریکا به دیدار ابراهیم رئیسی رفته‌اند و زنان حتی برای این دیدار تن به حجاب اجباری داده‌اند. یعنی صدای اعتراضات ایران که به همه دنیا رسیده، به گوش آن‌ها نرسیده یا نفع این دیدار آنقدر زیاد بوده که ترجیح داده‌اند، خودشان را به نشنیدن بزنند.» او می‌گوید که عضو «یاما» نیست، اما امیدوار است اعضای«یاما» شقاف‌ سازی کنند: «از آن جا که یاما سازمانی است که با نام پزشکان ایرانی آمریکایی شناخته می‌شود، شفاف سازی این سازمان برای همه پزشکان مقیم آمریکا مهم است.»

خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی می‌گویند این دیدار روز اول مهر و در آخرین ساعات حضور ابراهیم رئیسی در آمریکا صورت گرفته است، درست زمانی که اعتراضات گسترده مردم ایران که از روز جمعه۲۵شهریورماه، همزمان با مرگ مهسا امینی آغاز شد به اوج خود رسید و تصاویری زیادی از خیابان‌های شهرهای مختلف ایران منتشر می‌شد. پزشکی که با «ایران‌وایر» گفت وگو کرده می‌گوید این همزمانی برای همه مردم دردناک است. یعنی افراد حاضر در این مجلس هیچ ارزشی برای جان و خواسته هموطنان‌شان قائل نیستند. در خود آمریکا هم به حضور آقای رئیسی به شکل گسترده اعتراض شده بود، پس دوستان نمی‌توانند بگویند بی خبر بوده‌اند، بلکه فقط به فکر منفعت خود بوده‌اند.»

حضور ابراهیم رئیسی که به عنوان یکی از اعضای هیات مرگ در اعدام‌های گسترده دهه شصت شناخته می‌شود، با اعتراض گسترده ایرانیان مقیم آمریکا رو‌به‌رو شد. آن‌ها از شهرهای مختلف خود را جلوی ساختمان سازمان ملل رساندند و ۴۴ سال سرکوب، اعدام و خشونت گسترده حکومت را با شعارها، پلاکاردها و تصاویر کشته‌شدگان روی بیلبوردهای خیابانی شرح دادند.

دکتر «طناز ارمغانی»، متخصص آنکولوژی ساکن آمریکا و از افرادی که نامش در سایت «یاما» به عنوان اعضای هیات‌مدیره آمده است، به «ایران‌وایر» می‌گوید: «من و همسرم دکتر همایون عطایی سه سال است که حق عضویت و در جلسات شرکت نکرده‌ایم و دیگر عضو یاما نیستیم، نمی‌دانم چرا نام ما هنوز در سایت وجود دارد. این دیدار از نظر ما غیرقابل پذیرش است. حتما برای مجموعه ایمیل می‌زنیم که فوری نام و مشخصات ما حذف شود.»

دکتر همایون عطایی، پزشک و متخصص پزشکی ساکن آمریکا ضمن تایید حرف‌های همسرش می‌گوید : «یاما در اساسنامه یک سازمان غیردولتی و غیر مذهبی و غیر سیاسی معرفی شده است، من واقعا تعجب می‌کنم. در این وضعیت این دیدار شرم‌آور است و غیر قابل قبول.»

ساعاتی بعد هر دو ایمیل استعفا از «یاما» را برای «ایران‌وایر» ارسال کردند. آن‌ها در ایمیلی که به هیات‌مدیره یاما نوشته‌اند ضمن اشاره به حضور دکتر شروین مرتضوی در جلسه دیدار با رییس جمهور و این‌که سه سال است در جلسات سازمان حضور نداشته‌اند، استعفای رسمی کرده‌اند و خواستار حذف فوری نام و تصویرشان از سایت یاما شده‌اند.

همایون عطایی می‌گوید اعضای هیات‌مدیره به آن‌ها گفته‌اند از این دیدار بی‌اطلاع‌ بوده‌اند و یک جلسه فوری با حضور همه اعضا برای بررسی این موضوع تشکیل داده‌اند. «همایون مهاجر» دارای دکترای کایروپراکتیک و ساکن آمریکا، یکی از افرادی است که نامش به عنوان مشاور در هیات‌مدیره «یاما» ذکر شده است. او می‌گوید از دیدار رییس هیات‌مدیره«یاما» با رئیسی به شدت خشمگین و متاثر است و استعفای خود را به هیات‌مدیره ابلاغ کرده است. او ایمیل این استعفا را برای «ایران‌وایر» ارسال می‌کند و می‌گوید: «با این حال قرار است اعضای یامای مرکزی در یک جلسه درباره ادامه فعالیت آقای دکتر مرتضوی تصمیم‌گیری کنند. من و دوستان دیگری استعفا کرده‌ایم، اما قرار است برای روشن شدن موضوع در جلسه هیات مدیره صحبت کنیم و توضیحات را بشنویم.»

شروین مرتضوی، متخصص داخلی، صاحب مجموعه خدمات بهداشتی درمانی«Essen Health Care» است که در ایالت نیویورک شعب زیادی دارد. در این مجموعه‌ها خدمات مراقبتی از مراقبت‌های اولیه و اورژانسی، تا خانه سالمندان ارائه می‌شود. او به «ایران‌وایر» می‌گوید من کاملا شخصی و بدون نشانه‌ای از این که در یاما فعالیت می‌کنم به این دیدار رفتم، بنابراین اعضای هیات مدیره را در جریان نگذاشتم.

او می‌گوید دیدار من غیر سیاسی و به منظور دریافت کمک برای دانشجویانی ایرانی است. اما در توضیحاتی که در این رابطه ارائه می‌کند به نظر نمی‌رسد موضوع غیر سیاسی باشد.

او می‌گوید: «دعوت به این برنامه قبل از این اعتراضات بود. من از خیلی وقت پیش صحبت کردم که برای پزشکانی که برای گرفتن تخصص به آمریکا می‌آیند، حمایت بگیرم. هزینه‌های بالای زندگی در این جا و این که آن‌ها تا قبل از دریافت تخصص اجازه کار پزشکی ندارند، همیشه ناراحت کننده بوده و از سال‌ها پیش برای کمک به آن‌ها پیش‌قدم و موفق شدم هر سال آن‌ها را وارد رزیدنسی کنم اما تعداد آن‌ها بسیار است.

صحبت‌هایی با نمایندگی ایران در سازمان ملل کرده بودم و این جا هم دعوت داشتم که اگر شود این موضوع به نتیجه برسد و بتوانم کمکی به دانشجوها بکنم. این قضیه ارتباطی به مسائل سیاسی ندارد.»

آقای دکتر واقعا فکر می‌کنید این حضور در این شرایط غیر سیاسی است؟این حرف‌های شما کاملا نشان دهنده همکاری و لابی با جمهوری اسلامی است؟

من اگر فکر می‌کردم دارم لابی می‌کنم که نمی‌رفتم. این فقط ساپورت پزشکان ایرانی است.

اما از چه کسانی ساپورت می‌گیرید؟ دولت جمهوری اسلامی دیگر؟

من برای خودم کمک نمی‌گیرم، برای پزشکان ایرانی کمک می‌گیرم.

آیا پزشکانی که برای رزیدنسی خارج می‌شوند در جریان هستند که شما برای کمک به آن‌ها قرار است از حکومت جمهوری اسلامی کمک بگیرید؟

این کمک برای پزشکانی است که خارج شده‌اند و دولت ایران این امید را دارد که پس از دریافت رزیدنسی برخی از آن‌ها، حتی شده دو نفر به ایران برگردند و کمک کنند.

آقای دکتر حرف‌های شما را می‌توان مصداق همکاری و لابی با حکومت جمهوری اسلامی تعبیر کرد؟

من نمی‌دانم شما چه تصوری دارید، ولی من دارم این کار را برای کمک به پزشکان جوانی می‌کنم که از کار در ایران افتاده‌اند و تا زمانی که این‌جا وارد رزیدنسی نشوند، نمی‌توانند کار پزشکی کنند.

آیا دیدن اعتراضات شما را برای شرکت در این جلسه دچار شبهه نکرد؟

من چون همه فوکوس‌ام روی این قضیه بود اصلا به آن قضیه توجهی نداشتم، من یک صحبتی با آقای وزیر خارجه و نماینده ایران در سازمان ملل داشتم و قضیه تمام شد.

او می‌گوید دیدار او با رئیسی بازتاب منفی گسترده‌ای داشته و اگر از چنین بازتاب‌هایی اطلاع‌داشته هرگز در این دیدار شرکت نمی‌کرده است. آقای مرتضوی در فیس بوکش هم یادداشتی در این‌باره نوشته و توضیحات بیشتری درباره این دیدار داده است. در این یادداشت آمده که او از مدت‌ها پیش با مجید تخت روانچی درباره این که بودجه‌ای برای دانشجویان بگیرد صحبت کرده بوده و می‌خواسته ساختمانی برای دانشجویان تهیه کند تا مدتی را که برای مشاهده و پژوهش قبل از ورود به تخصص در مجموعه او می‌گذرانند، در این ساختمان‌ها بدون پرداخت هزینه سپری کنند. او نوشته موافقت اولیه را گرفته بوده ولی وزیر خارجه باید بودجه را تایید می‌کرده و این دیدار برای تایید بودجه بوده است.

یکی از پزشکانی که با «ایران‌وایر» گفت‌وگو کرده، می‌گوید: «ایشان می‌خواهد پزشکان ایرانی که برای گرفتن تخصص در آمریکا تلاش می‌کنند در ساختمانی که جمهوری اسلامی هزینه‌اش را می‌پردازد، اسکان دهد، باید پرسید جمهوری اسلامی در قبال این هزینه از ایشان چه می‌خواهد؟»

او می‌گوید آقای دکتر مرتضوی درباره مرگ جورج فلوید بیانیه صادر کرد اما درباره مهسا امینی سکوت کرد. جورج فلوید یک مرد آمریکایی، آفریقایی بود که هنگام دستگیری با خشونت پلیس کشته شد. جان باختن او موجب اعتراضات گسترده به برخورد خشونت پلیس آمریکا با رنگین‌پوستان شد. صداو سیما و رسانه‌های حکومتی خبر کشته شدن او را پوشش گسترده‌ای دادند. پزشکان می‌گویند «یاما» هم در حمایت از اعتراضات به کشته شدن جورج فلوید بیانیه صادر کرد، اما به مهسا امینی که رسید واکنشی نشان نداد.

دکتر مهاجر هم این موضوع را تایید می‌کند و می‌گوید: «اتفاقا من همان زمان ایمیلی زدم و به ایشان یاداوری کردم که ما سازمان غیر سیاسی هستیم. سر مهسا مرتضوی هم ایمیل زدم و گفتم چطور می‌شود سیاست دوگانه داشت برای جورج فلوید بیانیه و تسلیت بزنیم اما برای مهسای خودمان نه. اما ایشان پاسخی ندادند.»

دکتر همایون مهاجر که در جلسه اعضای مرکزی «یاما» شرکت داشته تایید می‌کند که آقای مرتضوی همین توضیحات را در جلسه داده و قرار شده اعضا رای ‌گیری کنند و بعد بیانیه‌ای از جانب «یاما» صادر می‌شود. هنوز مشخص نیست دکتر مرتضوی به عنوان رییس هیات‌مدیره در«یاما» باقی می‌ماند یا خیر. با این حال، همایون مهاجر این صحبت‌ها و توضیحات او را غیرقابل پذیرش می‌داند و می‌گوید: «به نظرم این دیدار شرم‌آور و حرف‌های ایشان قابل پذیرش نبود، من پس از شنیدن حرف‌ها رای منفی خودم را دادم و از جلسه بیرون آمدم.»

تا کنون ده‌ها پزشک در تماس با «ایران‌وایر» از این دیدار ابراز ناراحتی کرده و می‌گویند خواستار لغو عضویت همکارانشان در«یاما» هستند.

No responses yet

Sep 23 2022

“کلمان ترم” : رژیم در بن بست ایران این بار نمی‌تواند معترضان را حذف کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,شورش,مذهب

رادیوفرانسه: لوموند روزنامۀ عصر پاریس علاوه بر سرمقالۀ امروز خود مقاله ای نیز به قلم “کلمان ترم” پژوهشگر مسائل ایران، در بارۀ اعتراض های جاری در این کشور منتشر کرده است. در سرمقالۀ خود لوموند نوشته است که علاوه بر شهامت مردم ایران که نیروهای امنیتی این کشور را برغم خشونت شان به چالش کشیده‌اند، اعتراض های جاری در این کشور بار دیگر یک رژیم بدون مردم را به نمایش گذاشته اند که به همین دلیل همۀ تلاش خود را صرف ادامۀ بقای خود کرده است.

لوموند سپس تصریح می کند که این اعتراض ها در عین حال یک ملت بدون نمایندگان حقیقتاً منتخب را نشان می‌دهند.

“کلمان ترم”، پژوهشگر فرانسوی، در مقالۀ خود در روزنامۀ لوموند با عنوان “رهبران ایران در بن‌بست” نوشته است که رژیم اسلامی نخواهد توانست این بار معترضان را که خواستار لغو حجاب اجباری هستند از میان بردارد و حذف کند. “کلمان ترم” معتقد است که ٤٣ سال نبرد آشکار و پنهان علیه حجاب اجباری اکنون جمهوری اسلامی ایران را در بن بست گذاشته است به این معنا که رژیم ایران یا باید از هویت دینی خود دست بکشد یا وارد وضعیت سرکوب دائمی مردم شود. “کلمان ترم” از لغو حجاب اجباری به عنوان یک جنبش اجتماعی مردمی یاد کرده که در پی تغییرات و دگردیسی های عمیق اجتماعی-فرهنگی در ایران است. پژوهشگر فرانسوی در ادامه افزوده است که رهبران روحانی ایران نمی توانند تا ابد در مقابل مطالبات آزادیخواهانۀ زنان ایران خود را به کری بزنند، زیرا این مطالبات عاقبت نظم اسلامی مرگ‌اندیش در این کشور را سرنگون خواهد کرد.

“کلمان ترم” در جای دیگری از مقاله‌اش به حضور گستردۀ مردان در اعتراض های جاری و در دفاع از حقوق زنان و برابری آنان با مردان اشاره کرده و گفته است که این تحول شکست ایدئولوژیک بزرگی برای رژیم اسلامی ایران است. “کلمان ترم” در جای دیگری از مقاله‌اش می‌افزاید : این بار به وضوح معترضان در ایران به این نتیجه رسیده‌اند که تنها تغییر رژیم قادر است به آپارتاید و تبعیض جنسیتی در جمهوری اسلامی خاتمه دهد و تظاهرکنندگان از جمهوری اسلامی به عنوان یک رژیم ضدایرانی یاد می‌کنند.

No responses yet

Sep 04 2022

من ندیم توام نه ندیم بادمجان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,ادبیات,سیاسی

«سلطان محمود» را در هنگام گرسنگی «بادمجان بورانی» پیش آوردند، خوشش آمد و گفت: بادمجان طعامی است خوش.
ندیمی در مدح بادمجان فصلی پرداخت و [سلطان محمود] چون سیر شد گفت: بادنجان چیز خیلی مضری است.
ندیم، باز در مضرت بادمجان مبالغتی تمام كرد.
سلطان گفت: ای مردک نه این زمان كه مدحش می‌گفتی؟
گفت: من ندیم توام نه ندیم بادمجان، مرا چیزی باید گفت كه تورا خوش آید نه بادمجان را.

عبید زاکانی ـ رساله دلگشا

No responses yet

Sep 01 2022

مرتفع ترین شهر ایران با لقب بام ایران کجاست ؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,محیط زیست

دایان: مرتفع‌ترین شهر ایران را می‌شناسید؟ معمولا لقب «بام ایران» را برای شهرکرد شنیده‌ایم؛ اما جالب است بدانید مرتفع‌ترین شهر ایران، شهرکرد نیست.

شاید شما هم نام چندین شهر را به عنوان بام ایران شنیده‌اید، اما نمی‌‌دانید کدام یک از این شهرها، مرتفع‌ترین شهر ایران است. در این مطلب به این سوال پاسخ خواهیم داد. در ضمن به معرفی چند شهر مرتفع ایران و ارائه اطلاعات مختصر در مورد آن‌ها می‌پردازیم. اطلاعات ذکر شده در این مطلب، بر اساس اطلاعات ارائه شده از سوی موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی، شرح داده شده است و ارتفاع تمام شهرها بر اساس ارتفاع از سطح دریا بیان شده است.

۱۵. شهرکرد

شهرکرد که مرکز استان چهارمحال و بختیاری است، ۲۰۶۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و مرتفع‌ترین مرکز استان در ایران است. این شهر که دارای تابستان‌های معتدل و زمستان‌های بسیار سرد است، در رشته کوه زاگرس واقع شده است. گرداب بن، پل زمان خان، تونل و آبشار کوهرنگ، دشت لاله‌های واژگون، تالاب بین‌المللی چقاخور و تالاب گندمان اشاره کرد. برخی شهرکرد را بام ایران می‌دانند که این طور نیست. شاید شهرکرد به این دلیل بام ایران لقب گرفته است که هم مرتفع‌ترین مرکز استان است و هم در مرتفع‌ترین استان کشور واقع شده است؛ اما از لحاظ ارتفاع، پانزدهمین شهر مرتفع ایران است.

۱۴. آشتیان


بام ایران

آشتیان با ارتفاع ۲۱۲۰ در ۶۷ کیلومتری شمال شرق اراک در استان مرکزی واقع شده است. آشتیان در یک منطقه سردسیر کوهستانی در کوه‌های تفرش مشرف به رشته کوه زاگرس واقع شده است و به همین دلیل زمستانی سرد و تابستان معتدلی دارد. این شهر جزو قدیمی‌ترین شهرهای ایران بوده و حتی قبل از ورود اسلام به ایران، هم آباد و پر رونق بوده است. به همین دلیل آثار تاریخی زیادی را در خود جای داده است. از مراکز تفریحی و تاریخی این شهر می‌توان به منزل پدر آقای مصدق، منزل دکتر قریب، موزه آشتیان و پارک کوهستانی تپه پشته اشاره کرد.

۱۳. چادگان


بام ایران

چادگان با ارتفاع ۲۱۳۰ متر در ۱۲۸ کیلومتری شرق اصفهان واقع شده است. چادگان از آب و‌ هوای معتدل و مطبوعی برخوردار است. از جاذبه‌های گردشگری این شهر می‌توان به دهکده تفریحی زاینده‌رود (با امکانات رفاهی و تفریحی کامل)، دریاچه سد زاینده‌رود و خانم معظم‌الملک میرپنج اشاره کرد.

۱۲. بوانات


بام ایران

بوانات با ارتفاع ۲۱۸۰ متر در ۲۳۰ کیلومتری شمال شرق شیراز در استان فارس واقع شده است. از معروف‌ترین جاذبه‌های دیدنی بوانات می‌توان به چشمه چهل‌چشمه، آبشار روستای منج، کاروانسرای برده شیراز و مسجد جامع سوریان اشاره کرد.

۱۱. بروجن


بام ایران

بروجن با ارتفاع ۲۲۲۵ متر در ۶۵ کیلومتری جنوب شهرکرد و در شرقی‌ترین قسمت استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است. بروجن که همیشه جزو سردترین شهرهای ایران بوده، تابستانی معتدل و زمستانی بسیار سرد دارد. از جاذبه‌های گردشگری این شهر می‌توان به چشمه سیاسرد در پنج کیلومتری بروجن و پل تاریخی مصلی مربوط به دوران قاجار است. برخی معتقد هستند که این شهر بام ایران است؛ اما این چنین نیست و تنها در لیست مرتفع ترین شهرهای ایران قرار دارد

۱۰. اقلید


بام ایران

اقلید با ارتفاع ۲۲۳۰ متر از سطح دریا در ۲۰۹ کیلومتری شمال شیراز واقع شده است. اقلید که دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های معتدل است، یک شهر برفگیر محسوب است و مناظر برفی در ارتفاعات این شهر تا اوایل بهار قابل مشاهده هستند. این شهر دارای چند رودخانه از جمله رودخانه‌های کر و شادکام و چندین چشمه از جمله چشمه قدمگاه و چشمه جونو و یک دریاچه بزرگ آب شیرین است. در ضمن این شهر بادخیز بوده و سرعت باد در آن به ۱۶۰ کیلومتر در ساعت هم رسیده است.

۹. سپیدان


بام ایران

سپیدان با ارتفاعی در حدود ۲۲۴۰ کیلومتر در ۷۶ کیلومتری شمال غرب شیراز واقع شده است. سپیدان یک شهر کوهستانی و دارای ۱۲ قله به ارتفاع ۳۰۰۰ متر است. از جاذبه‌های طبیعی این شهر می‌توان به چندین آبشار (آبشار مارگون که یکی از زیباترین آبشار‌های کشور است، بهترین جاذبه طبیعی سپیدان است) چندین تنگه و غار از جمله تنگه تیزاب اشاره کرد. در ضمن دو پیست اسکی پولادکف و پیست اسکی تربیت بدنی فارس نیز در نزدیکی این شهر وجود دارند.

۸. خوانسار


بام ایران

خوانسار با ارتفاع ۲۲۵۰ متر در ۱۷۱ کیلومتری شهر اصفهان واقع شده است. خوانسار یکی از شهرهای بسیار خوش آب و‌ هوای استان اصفهان است و با برخورداری از چشمه‌های متعدد، گردشگران زیادی را به سوی خود می‌کشاند. نام خوانسار از دو کلمه خوان (چشمه) و سار(متعدد) تشکیل شده است.

این شهر با برخورداری از جاذبه‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی از جمله چشمه‌های متعدد، پارک ملی سرچشمه، غارهای کوچک و بزرگ، مساجد و امامزاده‌های تاریخی، آثار تاریخی که قدمت برخی از آن‌ها به ایران باستان می‌رسد و همچنین برگزاری آیین‌های منحصر‌به‌فرد در ماه محرم و برگزاری مراسم تعذیه با قدمت ۳۰۰ سال، یکی از شهرهای توریستی مطرح استان اصفهان است.

۷. سی سخت


بام ایران

سی سخت با ارتفاع ۲۲۵۰ متر در ۳۵ کیلومتری شمال غربی یاسوج در استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است. سی‌سخت به‌دلیل قرار گرفتن در کوهستان دنا دارای آب و هوای سردسیری است و در فصل تابستان و بخشی از پاییز از برف پوشیده شده است. این شهر دارای چشمه‌های متعددی از جمله چشمه میش، چشمه سرد و چشمه توف است که تمام آن‌ها در بیشتر ایام سال آب گوارایی دارند و به‌همین دلیل سی‌سخت به عنوان یک شهر توریستی، هر ساله گردشگران زیادی را جذب می‌کند.

۶. بافت


بام ایران

بافت با ارتفاع ۲۲۷۰ متر در استان کرمان واقع است. البته ارتفاع این شهر در قسمت‌های شمالی به ۲۳۳۰ متر و در ارتفاعات آن به ۳۰۰۰ متر هم می‌رسد و حتی می‌توان آن را بام جنوب ایران نیز نامید. بافت با آب و هوای سردسیری و کوهستانی، یکی از خوش آب و هواترین مناطق استان کرمان است و حتی سازمان جهانی بهداشت، این شهر را جزو ۷۰ شهر سالم ایران و هزار شهر سالم جهان معرفی کرده است. این شهر جاذبه‌های طبیعی و تاریخی بسیار زیادی دارد که شامل چند غار از جمله غار بسیار زیبای طرنگ، چندین قلعه تاریخی و یک پارک ملی اشاره کرد.

۵. صفاشهر


بام ایران

صفاشهر با ارتفاعی در حدود ۲۳۰۰ متر در ۱۸۵ کیلومتری شیراز در استان فارس و در محور اصلی اصفهان-شیراز واقع شده است. صفاشهر دارای آب و هوای گرم و خشکی است، اما در زمستان برف‌گیر است و دمای آن حتی به منفی ۳۵ هم می‌رسد. از جاذبه‌های طبیعی و تاریخی این شهر می‌توان به چشمه‌های بناب و گرداب، قصر یعقوب با صدها چشمه و تپه‌های باستانی خرمه با قدمت هزاران ساله اشاره کرد.

۴. کوهرنگ


بام ایران

کوهرنگ، شهری بسیار زیبا با ارتفاع ۲۳۵۰ متر در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است و یکی از خوش آب و هواترین شهرهای استان و حتی کشور محسوب می‌شود و با برخورداری از جاذبه‌های طبیعی بسیار متنوع، توانسته است به یک قطب توریستی مطرح تبدیل شود. اردیبهشت بهترین زمان سفر به کوهرنگ است.

از جاذبه‌های گردشگری شاخص این شهر می‌توان به آبشار تونل اول کوهرنگ، پیست اسکی کوهرنگ، دشت لاله‌های واژگون در روستای بنواستکی، چشمه دیمه و غار یخی چما که در کشور کم نظیر است، اشاره کرد. در ضمن امکان اسکی در تابستان در کوهستان زرد کوه در نزدیکی این شهر نیز وجود دارد. این شهر در طبقه آب و‌ هوایی نیمه مرطوب و کمی سرد قرار گرفته است.

۳. داران


بام ایران

داران با ارتفاع ۲۳۹۰ متر، سومین شهر مرتفع ایران است و همانند فریدون‌شهر و سمیرم در استان اصفهان و در رشته کوه زاگرس واقع شده است. داران قبلا روستایی با قدمت ۵۰۰ ساله بوده است که دارای کنده‌کاری‌های نسبتا کهن با خصوصیات معماری منحصر‌به‌فرد است. از جاذبه‌های تاریخی این شهر می‌توان به حمام قدیمی، محوطه تاریخی تل مادر شاه، امامزادگان دامنه، آبشار پرنیکان و چشمه‌های متعدد اشاره کرد. داران دارای آب و هوایی گرم و نسبتا معتدل است.

۲. سمیرم


بام ایران

سمیرم با ارتفاع ۲۴۶۰ متر، دومین شهر مرتفع ایران است و در ۱۶۵ کیلومتری جنوب شهر اصفهان و در کوه‌پایه‌های شرقی رشته‌کوه زاگرس واقع شده است. سمیرم با قدمتی نزدیک به ۷۰۰ سال، با برخورداری از چندین آبشار و جاذبه طبیعی و تاریخی زیبا یکی از قطب‌های توریستی استان اصفهان محسوب می‌شود. در ضمن در این شهر سکونتگاه‌های صخره‌ای باستانی نیز دیده می‌شوند که جالب‌ترین نوع معماری به جا مانده از دوران ایران باستان است.  این شهر زمستان‌های سرد و تابستان‌های خشک و معتدلی دارد.

۱. فریدون‌شهر


بام ایران

فریدون‌شهر از سوی یونسکو به عنوان نامزد امن‌ترین شهر جهان معرفی شده است

فریدون‌شهر که در ۲۰۰ کیلومتری غرب استان اصفهان واقع شده است، با ارتفاع ۲۵۳۰ متر از سطح دریا، مرتفع‌ترین شهر ایران و بام حقیقی ایران است. البته برخی شهرکرد را بام ایران می‌دانند و حتی این موضوع بارها در گزارشات مختلف مطرح شده است؛ اما ارتفاع این شهر در حدود ۵۰۰ متر کمتر از فریدون‌شهر است!

فریدون‌شهر با آب و هوای معتدل کوهستانی، در رشته‌کوه‌ زاگرس قرار گرفته است. این شهر با بارش فراوان و برخورداری از مساحت زیادی از مراتع، فاقد بیابان است. این شهر از سوی یونسکو به عنوان نامزد امن‌ترین شهر جهان معرفی شده است و برخی از افراد آن را سوئیس ایران می‌دانند!

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .