اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Jan 20 2020

فایننشال تایمز: افزایش دور زدن محدودیت‌های اینترنت از سوی ایرانیان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: شرکت‌های فناوری که با بودجه دولتی آمریکا اداره می‌شوند می‌گویند که در هفته‌های اخیر استفاده کاربران ایرانی از نرم‌افزارهای دور زدن محدودیت اینترنتی افزایش یافته است.

به گزارش روزنامه فایننشال تایمز، شرکت وی‌پی‌ان‌ساز سایفون خبر داده که طی ماه ژانویه استفاده کاربران ایران از وی‌پی‌ان این شرکت ۲۵ درصد افزایش یافته و استفاده ماهانه از برنامه وی‌پی‌ان این شرکت در ایران اکنون «به حدود ۳ میلیون کاربر» رسیده است.

سایفون یک شرکت کانادایی فعال در حوزه فناوری است که از بودجه دولت آمریکا و مجوز وزارت خزانه‌داری ایالات متحده برخوردار است.

استفاده از وی‌پی‌ان روشی است که مردم ایران از انواع رایگان و پولی آن برای دور زدن فیلترینگ استفاده می‌کنند و به‌ویژه در سال‌های اخیر در میان مردم ایران به‌شدت باب شده است.

علاوه بر محدودیت دسترسی به شبکه‌های مهم اجتماعی مانند توئیتر، یوتیوب، فیس‌بوک و تلگرام، در جریان اعتراض‌های آبان ۹۸، حکومت ایران اقدام به قطع اینترنت برای روزهای متوالی کرد.

یک مقام وزارت امور خارجه آمریکا به فایننشال تایمز، روزنامه مستقر در لندن، گفته است که از زمان اعتراضات در ایران در سال ۲۰۱۸، واشینگتن تلاش کرده بود تا برای ایرانیان گزینه‌های بیشتری در مورد چگونگی برقراری ارتباط با یکدیگر و جهان خارج فراهم کند.

اقدامات مورد حمایت ایالات متحده شامل ارائه برنامه‌ها، سرورها و سایر فناوری‌ها برای کمک به کاربران در برقراری ارتباط، بازدید از وب‌سایت‌های ممنوع‌شده از سوی جمهوری اسلامی، و نصب نرم‌افزارهای ضد ردیابی است.

مقام‌های حکومت ایران علاوه بر فلیترینگ گسترده، تلاش کرده‌اند که بازار فروش وی‌پی‌ان را هم در اختیار بگیرند.

معاون وزیر ارتباطات ایران روز شنبه، ۱۱ آبان، از اجرای طرحی برای دسترسی به اینترنت بدون فیلتر با استفاده از «وی‌پی‌ان قانونی» برای «اقشار مختلف جامعه» خبر داد.

فیلترینگ گسترده و تلاش کاربران برای استفاده از فضای شبکه‌های اجتماعی بستری برای گسترش فعالیت‌ شرکت‌های فناوری در خارج از ایران نیز فراهم کرده است.

یک مقام وزارت خارجه آمریکا با اشاره به فعالیت همین شرکت‌ها به فایننشال‌تایمز گفته است که این وزارتخانه با این شرکت‌ها برای «کمک به جریان آزاد اطلاعات» و «فراهم کردن ابزار‌های دور زدن» فیلترینگ که به گفته ‌او به اطلاع‌رسانی درباره اعتراض‌ها در ایران کمک می‌کند، همکاری می‌کنند.

پیش از این برایان هوک، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران با حمایت از دسترسی مردم ایران به اینترنت آزاد، گفته بود جمهوری اسلامی «یک حکومت عمیقا ریاکار» است، چرا که دسترسی مردم را به اینترنت قطع می‌کند، ولی در همین حال خود از همه شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کند.

به نوشته روزنامه فایننشال‌تایمز، وزارت خزانه‌داری ایالات متحده، علی‌رغم تحریم‌های شدید دولت ترامپ علیه ایران در بسیاری از حوزه‌ها، ارائه این‌گونه نرم‌افزارها و خدمات را برای ایرانیان از تحریم معاف کرده است.

دولت ترامپ همچنین کار بر روی یک طرح زمان دولت باراک اوباما برای ارائه اینترنت امن و رایگان در کشورهایی از جمله ایران را ادامه داده است.

۲۶ آبان امسال، در پی قطع شدن اینترنت در ایران، ریچاد گرنل، سفیر آمریکا در ایران در توئیتی که مورد توجه بسیاری از کاربران قرار گرفت، نوشت توانایی فنی برقراری «اینترنت بدون سانسور و کنترل دولتی» برای مردم ایران را داریم.

به نوشته فایننشال تایمز، امسال دولت ایالات متحده حداقل ۶۵٫۵ میلیون دلار برای «برنامه آزادی اینترنت» هزینه خواهد کرد، که نسبت به پایان دوره اوباما ۳۰ درصد افزایش نشان می‌دهد.

خرداد سال ۹۰ رسانه‌های آمریکا گزارش دادند که دولت اوباما قصد داشت در قالب یک طرح که «اینترنت چمدانی» نام گرفت، با دور زدن سانسور در کشورهایی که اقدام به فلیترینگ اینترنت می‌کنند، به کاربران اجازه وصل شدن به شبکه‌های بی‌سیم مستقل را بدهد.

این طرح که با واکنش تند مقام‌های حکومت ایران مواجه شد، به نتیجه نرسید.

No responses yet

Jan 18 2020

کارآگاه هلندی نسخه نایاب و سرقت‌شده دیوان حافظ را پیدا کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,ادبیات,تاریخی,هنر

رادیوفردا: یک کارآگاه هلندی آثار هنری در جریان اقدامات بین المللی بالاخره نسخه سرقت‌شده دیوان حافظ را که متعلق به قرن پانزدهم میلادی است، کشف کرد.

این کتاب که صفحاتش طلاکاری شده و ارزش آن حدود یک میلیون یورو تخمین زده می‌شود، سال ۲۰۰۷ پس از مرگ یک دلال ایرانی آثار عتیقه در آلمان از کلکسیون او دزدیده شد.

اما آرتور براند که به دلیل پیگیری و سرقت آثار هنری و عتیقه به «ایندیانا جونز دنیای هنر» شهرت پیدا کرده بالاخره توانست این کتاب را در شبکه زیرزمینی آثار هنری به سرقت رفته پیدا کند.

آقای براند که این کتاب را در منزل خود به خبرگزاری فرانسه نشان داد گفت: «پیدا کردن این کتاب برای من بسیار مهم است چون کتاب مهمی است.»

قدمت این کتاب خطی به سال ۱۴۶۲یا ۱۴۶۳ میلادی باز می‌گردد
قدمت این کتاب خطی به سال ۱۴۶۲یا ۱۴۶۳ میلادی باز می‌گردد

شمس الدین محمد حافظ شیرازی (حافظ) در کنار رومی یکی از برجستگان ادبیات عرفانی تلقی می‌شود. دیوان اشعار او هنوز هم در بین ایرانیان محبوبیت زيادی دارد و الهام‌بخش هنرمندان فراوانی در سراسر جهان بوده است.

رالف والدو امرسون، ادیب آمریکایی حافظ را «شاهزاده شاعران پارسی» نامیده است.

سرقت این کتاب خطی که قدمت آن به سال ۱۴۶۲یا ۱۴۶۳ میلادی باز می‌گردد به دنبال مرگ جعفر قاضی، دلال ایرانی کتاب‌های عتیقه در سال ۲۰۰۷ در شهر مونیخ آلمان توسط اعضای خانواده او کشف شد.

اعضای خانواده او هنگام بررسی کامپیوتر آقای قاضی متوجه شدند که او صدها کتاب خطی قديمی جمع‌آوری کرده ولی همه آن‌ها گم شده‌اند.

سال ۲۰۱۱ پلیس آلمان در بازرسی از منزل یک ایرانی بازنشسته دیگر که با آقای قاضی دوست بود ۱۷۴ جلد از این کتاب‌ها را کشف کرد.

آرتور براند به خبرگزاری فرانسه گفت: «ولی مهم‌ترین کتاب از این مجموعه که یکی از اولین و دقیق‌ترین نسخه‌های دیوان حافظ است پیدا نشد.»

پلیس آلمان سال ۲۰۱۶ برای یافتن این کتاب ۵۰ هزار یورو جایزه تعیین و اطلاعیه‌ای در تشریح این کتاب منتشر کرد ولی تا اواخر سال ۲۰۱۸ هیچ ردپایی از آن پیدا نشد.

در آن زمان یک دلال ایرانی آثار عتیقه با آرتور براند تلفنی تماس گرفت و از او خواست هر چه سریع‌تر با او در آلمان ملاقات کند.

آقای براند می‌گوید: «این فرد به من گفت دو مامور که خود را وابسته به سفارت ایران معرفی کرده‌اند به دیدار او رفته‌اند. این دو نفر، که به گفته دلال ایرانی ماموران امنیتی ایران بوده‌اند، از او خواسته بودند هر خبری در مورد دیوان حافظ سرقت شده دارد، به آنها اطلاع دهد. او ترسیده بود و به همین دلیل در این پرونده از من تقاضای کمک کرد.»

پلیس آلمان سال ۲۰۱۶ برای یافتن این کتاب ۵۰ هزار یورو جایزه تعیین کرد
پلیس آلمان سال ۲۰۱۶ برای یافتن این کتاب ۵۰ هزار یورو جایزه تعیین کرد

در آن زمان رسانه‌های آلمان گزارش دادند که ایران به این پرونده توجه فراوانی نشان داده و حتی اعلام کرده بود که برای بازپس گرفتن تمامی کتاب‌های به سرقت رفته که پلیس آلمان آنها را کشف کرده بود به مراجع قضایی شکايت خواهد کرد. اما دولت آلمان فقط دو کتاب را به ایران پس داد و تصمیم گرفت که مابقی کتاب‌ها از نظر قانونی متعلق به صاحب کلکسیون هستند.

آرتور براند می‌افزاید: «پس از تماس با آن دلال من متوجه شدم که ایران هم به دنبال نسخه گم‌شده دیوان حافظ است. بنابراین با سرعت هر چه بیشتری تلاش کردم این کتاب را پیدا کنم چون از نظر قانونی متعلق به خانواده قاضی است.»

او از طریق تماس با فردی در لندن متوجه شد که یکی از دوستان این فرد اخیرا کتاب را به یک خریدار عمده فروخته است.

آقای براند می‌گوید در این زمان ماموران ایرانی نیز در لندن بودند و در مورد این کتاب پرس‌وجو می کردند.

او می‌افزاید: «خریدار شوکه و به شدت عصبانی بود. چون به او یک کتاب مسروقه فروخته بودند و خیلی‌ها از جمله ماموران حکومت ایران دنبال این کتاب می‌گشتند.»

خریدار که به شدت نگران شده بود به پاریس رفت تا کتاب را پس دهد و پول خود را از فروشنده بگیرد.

اما آرتور براند او را متقاعد کرد که به لندن بازگردد و بالاخره این کلکسیون‌دار در اواخر سال ۲۰۱۹ از طریق یک واسطه کتاب را به او تحویل داد.

آرتور براند می‌گويد قرار است روز جمعه به مونيخ برود و کتاب ديوان حافظ را به پليس آلمان تحويل دهد. يک سخنگوی پليس آلمان نيز گفت در مورد انجام مراحل بعدی با وارثين آقای قاضی در حال گفت‌وگو هستند.

کارشناسان می‌گويند اين نسخه ديوان حافظ از نظر تاريخی و ادبی برای پژوهشگران و دوستداران اين شاعر که آثارش پس از مرگ او انتشار يافت اهميت فراوانی دارد.

دومينيک پرويز بروکشو، استاد ادبيات فارسی در دانشگاه آکسفورد گفت: «اين کتاب يکی از معدود نسخه‌هايی است که هنوز وجود دارند، يکی از اولين نسخه‌های ديوان حافظ و البته نه اولين نسخه، و به همين دليل بسيار ناياب و ارزشمند است.»

No responses yet

Jan 17 2020

گزارش تحقیقی «ناظران»: کشتار پنهان معترضین آبان ماه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفرانسه: در آبان ‌ماه گذشته افزایش ناگهانی و اعلام نشدۀ بهای بنزین در ایران، چکه‌ای شد که کاسۀ صبر شهروندان را لبریز کرد. آنان که پیش از آن نیز با مشکلات معیشتی شدیدی روبرو بودند، این افزایش «پنهانی» و پیش بینی نشده را تاب نیاوردند و پس از نیم‌روزی شگفتی و آشفتگی از شامگاه ٢٤ آبان زبان به اعتراض گشودند. ناآرامی‌ها با شتاب سراسر کشور را گرفت. همان روز ارتباطات اینترنتی با تلفن‌های همراه در شهرهای پُرآشوب به اختلال کشیده شده و از فردای آن روز، شنبه ٢۵ آبان، به دستور شورای امنیت کشور، قطع آن به تمامی کشور تسری یافت. مقامات دولتی اعلام کردند که این تصمیم به دلایل امنیتی اتخاذ شده است و زمان بازگشت آن نیز تا هنگامی که آشوب ها ادامه دارد، تداوم خواهد یافت. این چنین سرکوب شهروندان معترض با قطع ارتباطات آنان با رسانه‌های آزاد آغاز شد.

اعتراضات که نخست برای بیان ناخرسندی از افزایش ناگهانی بهای بنزین آغاز شده بود، به سبب نارضایتی‌های انباشته شدۀ دیگر و نیز واکنش سرکوبگرانۀ دولت به شورش در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی بدل شد. بر اساس گزارش‌های گوناگون نیروهای انتظامی و امنیتی، سپاه پاسداران و بسیج با استفاده از سلاح‌های جنگی به رویاروئی با شهروندان پرداختند و این چنین به ابراز هر چه خشمگینانه تر ناخرسندی‌ها دامن زندند.

No responses yet

Jan 13 2020

سیستان و بلوچستان را آب برد، مسئولین را خواب!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,حوادث,سیاسی,محیط زیست


دویچه‌وله: در میان تلخی‌های این روزها در سیستان و بلوچستان هم سیل آمد و دار و ندار مردمان محروم این منطقه را بلعید. استاندار می‌گوید سیل‌زدگان به حمایت ملی نیاز دارند. فعالان این استان در شبکه‌ها از وضعیت مصیبت‌بار مردم می‌نویسند.

در ادامه فاجعه‌ها و حوادث دردناکی که در روزهای گذشته مردم ایران با آن دست به گریبان بوده‌اند، حال نوبت به سیل رسید. سیستان و بلوچستان درگیر سیلی ویرانگر شده است که به گفته‌ی مسئولان در جنوب این استان در نخستین ساعات، ارتباط بیش از ۵۰۰ روستا را قطع کرد. بنا بر گزارش‌های منتشرشده بر اثر بارش باران و جاری شدن سیلاب حدود ۳۵۰ میلیون متر مکعب آب در ثانیه از دو سد بزرگ زیردان و پیشین سرریز کرده است.

مسئولان استانی می‌گویند، این حجم آب در مناطق دشتیاری، پلان و باهوکلات آمده و روستا‌ها در محاصره هستند، منطقه کنارک و زرآباد زیرآب هستند و جا‌هایی که در محاصره سیل نیستند نیز راه‌های ارتباطی قطع است. احمدعلی موهبتی استاندار سیستان و بلوچستان می‌گوید، با تلاش‌های صورت گرفته اما هنوز حدود ۴۰۰ روستا در محاصره سیل هستند.

سیل در حالی در سه روز گذشته سیستان و بلوچستان را بلعید که بیشترین حجم اخبار و تجزیه‌ و تحلیل‌ها در روزهای گذشته به فاجعه‌ سرنگونی هواپیمای اوکراینی و جان باختن ۱۷۶ نفر در این پرواز اختصاص یافته و البته به اعتراض‌هایی که در پی آشکار شدن علت اصلی سقوط هواپیما در شهرهای گوناگون در جریان است.

به گفته‌ استاندار سیستان و بلوچستان، با قطع شدن ارتباط زمینی و خرابی پل‌ها، در برخی مناطق کمک‌رسانی با قایق انجام می‌شده که با وخیم‌تر شدن شرایط، دیگر قایق‌ها نیز قادر به حرکت نیستند. استاندار با اشاره به حجم خسارات وارده به منازل، اراضی کشاورزی و تأسیسات و زیرساخت‌ها و راه‌های ارتباطی از نیاز به حمایت ملی برای جبران خسارت‌ها سخن گفته است.

استاندار سیستان و بلوچستان بر ضرروت ارسال بالگرد به منطقه برای ادامه کمک‌رسانی و “دست کم تأمین آذوقه‌ی مردم”، تأکید می‌کند. این مقام مسئول در مصاحبه با رسانههای داخلی گفته است که “تنها یک بالگرد از هلال احمر بندرعباس به این منطقه آمده و بالگرد‌های مرکز استان به دلیل نامساعد بودن وضعیت هوا نتوانسته‌اند به منطقه سیل‌زده ورود کنند.”

این مقام استانی با اشاره به قطعی برق و عدم امکان پخت نان، مطلوب نبودن شرایط اسکان و کمک‌رسانی به مردم اظهار امیدواری کرده است که پشتیبانی بیشتری برای کمک به مردم سیل‌زده‌ی این استان و مهار سیل صورت بگیرد.

شمار قربانیان و حجم خسارت‌ها

برخی مسئولان استانی از نامشخص بودن خسارت سیل و قربانیان آن سخن می‌گویند، سازمان هلال احمر از کشته شدن سه نفر در هرمزگان و مفقود شدن یک تن در سیستان و بلوچستان خبر می‌دهند. استاندار سیستان و بلوچستان می‌گوید، تاکنون خسارت جانی جز یک مورد در رودخانه سرباز نداشته‌ایم. مدیر مرکز حوادث و فوریت‌های پزشکی زاهدان از جان باختن یک دختربجه ۵ ساله در اثر ریزش آوار در کهک سراوان سخن می‌گوید.

اما در شبکه‌های اجتماعی کاربران ابعاد فاجعه سیل سیتان و بلوچستان را بیشتر از این توصیف می‌کنند و از احتمال افزایش شمار قربانیان سیل می‌نویسند. شدت سیل در برخی مناطق استان به حدی بوده که مردم برای ایمن بودن از سیل، به بلندای درخت‌ها پناه برده‌ و شب را روی شاخه درختان در زیر بارش شدید باران، صبح کرده‌اند.

فائقه راغی یکی از خبرنگاران فعال در این استان در مصاحبه‌ای با شبکه‌های داخلی می‌گوید، اکثر مزارع را آب گرفته، مردم دام‌هایشان را از دست داده‌اند و کپرهای کپرنشین‌ها را آب برده است. به گفته‌ی این خبرنگار، مردم بلوچستان می‌گویند خیلی‌ها کمک‌های هلال احمر را دریافت نکرده‌اند و نیاز به کمک‌های دارویی، غذایی، آب ولوازم بهداشتی دارند. او می‌گوید، در روستاهای بلوچستان مشکل قطعی آب و برق پیش‌تر هم بوده و آنها در حال حاضر قطعی آب و برق و اینترنت دارند و مسیر ارتباطی با تلفن همراه و اینترنت هم قطع شده است.

راغی هم چنین از مسدود بودن راه‌ها و دشواری رساندن بیماران و زنان باردار به مراکز درمانی سخن گفته است. دیگر گزارش‌ها هم از مشکلاتی که به دلیل بارش‌های سنگین در وضعیت خدمات‌رسانی به بیماران به وجود آمده می‌نویسند. رئیس بیمارستانی در شهرستان زهک از ریزش سقف اتاقی در بخش “سی‌سی‌یو” بیمارستان خبرداده است. نوید برهان‌زهی یکی از شهروندان این استان، فعال در زمینه گردشگری و صنایع دستی و البته فعال در توییتر هم از وضعیت این منطقه‌ی سیل‌زده می‌نویسد و گوشه‌ای از مصیبتی را که مردم این منطقه با آن دست به گریبانند به تصویر می‌کشد.

بسیاری فعالان رسانه‌ای و اجتماعی در این بخش از ایران‌ با کمک طلبیدن از مردم برای امدادرسانی به سیل‌زدگان از افکار عمومی می‌خواهند که در میان اتفاقات تلخ این روزها سیستان و بلوچستان را به فراموشی نسپارند. اما صدای کمک‌خواهی مردمان سیستان و بلوچستان در سایه فاجعه‌ سقوط هواپیما و اعتراض‌های پس از آن به پنهانکاری مسئولان، گم شده است. روزنامه همدلی می‌نویسد، « حتی صداوسیما نیز چندان به موضوع سیل این استان نپرداخته است و مشغول آیتم‌های توجیهی خود در مورد اتفاقات اخیر است.»

آیا سیل سرزده آمد؟

در کنار محرومیت‌های شدیدی که مردم این استان با آن دست به گریبانند، در کنار گم بودن صدای کمک‌خواهی مردم این خطه از ایران از هموطنانشان پرسشی که مثل همیشه و در هر فاجعه‌ای مطرح می‌شود این است که آیا می‌شد جلوی این بحران را گرفت یا دست کم با مدیریت درست از ابعاد فاجعه کاست؟ آیا سیل سیستان و بلوچستان سرزده آمد؟

مریم طالشی، خبرنگار روزنامه ایران در توییتر می‌نویسد «تمام آبی که در حال حاضر به صورت سیل در دشتیاری جاری شده، به خاطر باران نیست. بخشی از آن نتیجه‌ سرریز شدن سدزیردان چابهار است. با وجود اینکه از دو هفته پیش نسبت به وقوع بارندگی شدید هشدار داده شده بوده، آب سد رهاسازی نشده و همین شدت سیلاب را بیشتر کرده است.»

دویچه وله را در تلگرام دنبال کنید

نماینده مردم زابل در مجلس شورای اسلامی از عدم انجام اقدامات پیشگیرانه که باعث شده تا سیل به مردم استان خسارت بالایی وارد کند، انتقاد کرده است. حبیب‌الله دهمرده در تذکری شفاهی در جلسه علنی امروز مجلس گفت: «این سیل قابل پیش‌بینی بود». به گفته‌ او، به دلیل فراهم نبودن زیرساخت‌ها سیل به استان سیستان و بلوچستان خسارات زیادی وارد کرده است. نماینده مردم زابل می‌گوید، «براساس مصوبات ستاد بحران باید لایروبی رودخانه‌ها انجام می‌شد و اقداماتی پیشگیرانه برای جلوگیری از وقوع سیل صورت می‌گرفت، اما نه تنها اقدامی نشده بلکه خسارت سنگینی به مردم وارد شده است. ظاهرا پیشگیری برای برخی از مسئولان اصلا معنایی ندارد.»

توییت کوتاه نوید برهان‌زهی بازگوکننده‌ی پیشگیری و مدیریت بحران توسط مسئولین در بزنگاه چنین حوادثی است: «دشتیاری را آب برد مسئولین را خواب!»

No responses yet

Jan 13 2020

کیمیا علیزاده دلیل مهاجرتش را شرح داد؛ ‘من یکی از میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایرانم’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: کیمیا علیزاده، قهرمان مسابقات تکواندوی المپیک پس از سپری شدن یک‌ماه از خروجش از ایران، دلایل ترک کردن این کشور را در اینستاگرام شرح داده است.

خانم علیزاده که تنها زن مدال‌آور ایران در المپیک است نوشته “من یکی از میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایرانم که سال‌هاست هر طور خواستند بازی‌ام دادند. هر کجا خواستند بردند. هر چه گفتند پوشیدم. هر جمله‌ای دستور دادند تکرار کردم. هر زمان صلاح دیدند، مصادره‌ام کردند. مدال‌هایم را پای حجاب اجباری گذاشتند و به مدیریت و درایت خودشان نسبت دادند”.

او که اعلام کرده برای تیم ملی ایران دیگر مسابقه نخواهد داد در صفحه اینستاگرامش نوشت: “من برایشان مهم نبودم. هیچکداممان برایشان مهم نیستیم، ما ابزاریم. فقط آن مدال‌های فلزی اهمیت دارد تا به هر قیمتی که خودشان نرخ گذاشتند از ما بخرند و بهره‌برداری سیاسی کنند، اما همزمان برای تحقیرت، می‌گویند: فضیلت زن این نیست که پاهایش را دراز کند!”

این قهرمان رشته تکواندو با بیان اینکه “من یک انسانم و می‌خواهم بر مدار انسانیت باقی بمانم” ادامه داده: “روح آزرده من در کانال‌های آلوده اقتصادی و لابی‌های تنگ سیاسی شما نمی‌گنجد. من جز تکواندو، امنیت و زندگی شاد و سالم درخواست دیگری از دنیا ندارم”.

خانم علیزاده درباره مهاجرتش افزوده: “کسی به اروپا دعوتم نکرده و در باغ سبز به رویم باز نشده. اما رنج و سختی غربت را به جان می‌خرم چون نمی‌خواستم پای سفره ریاکاری، دروغ، بی عدالتی و چاپلوسی بنشینم. این تصمیم از کسب طلای المپیک هم سخت‌تر است، اما هر کجا باشم فرزند ایران زمین باقی می‌مانم. پشت به دلگرمی شما می‌دهم و جز اعتماد شما در راه سختی که قدم گذاشته‌ام، خواسته دیگری ندارم”.

درباره کیمیا علیزاده
متولد تیرماه ۱۳۷۷ در کرج
اولین مدال طلای دختران ایران در بازی‌های المپیک نوجوانان در چین، ۱۳۹۳
مدال طلا بازی‌های قهرمانی نوجوانان جهان، چین ۱۳۹۳
اولین مدال تکواندوی زنان ایران (برنز) در بازی‌های قهرمانی بزرگسالان، روسیه ۱۳۹۴
مدال طلای گرندپری روسیه ۱۳۹۴
مدال نقره تورنمنت هلند ۱۳۹۴
اولین مدال زنان ایران در المپیک، ریودوژانیرو ۱۳۹۵
اولین نقره جهانی تکواندوی زنان ایران ۱۳۹۶

No responses yet

Jan 06 2020

پنج سال حبس و ضبط کلیه جواهرات یک جواهرفروش بهایی به نفع دولت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: کامران شهیدی یکی از شهروندان بهایی است. او در تهران مغازه طلافروشی داشت و در آنجا به ساخت جواهرات منقوش به شعائر آیین بهایی و فروش آن‌ها به بهاییان مشغول بود.

«کامران شهیدی»، هرگز گمان نمی‌کرد بعد از ورود مشتری همیشگی‌اش به مغازه جواهرفروشی زندگی‌اش زیرورو شود اما او نه‌تنها اموالش را از دست داد بلکه به حکم دادگاه به شش سال حبس محکوم شود.

آقای شهیدی یکی از شهروندان بهایی است. او در تهران مغازه طلافروشی داشت و در آنجا به ساخت جواهرات منقوش به شعائر آیین بهایی و فروش آن‌ها به بهاییان مشغول بود.

یک فرد نزدیک به کامران شهیدی به «ایران‌وایر» گفت: «در آذر ۱۳۹۵، خانمی به نام مهشید ضیائی که خود را باورمند به آیین بهایی معرفی می‌کند برای خرید جواهری دارای نشانه‌های مذهبی بهایی به مغازه آقای شهیدی مراجعه می‌کند. کامران هم چون این خانم را از قبل می‌شناخته و مشتری‌اش بوده، درخواست او را می‌پذیرد. فرد مذکور اما با خوراندن آب‌میوه‌ مسموم به کامران شهیدی، او را بی‌هوش و پس از برداشتن کلیه جواهرات درون گاوصندوق، مغازه را ترک می‌کند.»

به گفته این منبع مطلع «مهشید ضیائی» که خود را بهایی معرفی کرده دو سال بعد در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس گفت که از دوم آذر ۱۳۹۵ مسلمان شده و در روزنامه اطلاعات هم اعلان کرده است. درحالی‌که او در اواسط آذر ۱۳۹۵ تحت‌عنوان فردی بهایی به مغازه آقای شهیدی مراجعه و درخواست نشانه‌ مربوط به آیین بهایی را می‌کند یعنی چند روز بعد از مسلمان شدن.

کامران شهیدی از این فرد شکایت می‌کند و پرونده‌ به دادگاه می‌رود: «در ابتدا، این خانم با تهمت زدن و پرونده‌سازی علیه آقای شهیدی سعی می‌کند وی را از شکایت منصرف کند که دادگاه رای بر برائت کامران شهیدی از اتهام وارده می‌دهد. پس‌ازآن با فرستادن پیام‌های تهدیدآمیز به موبایل کامران شهیدی، او را تهدید می‌کند که از شکایتش انصراف دهد و در غیر این صورت وی را به اداره اطلاعات لو خواهد داد. آقای شهیدی شکایتش را پس نمی‌گیرد اما پس از مدتی متوجه می‌شود که نظر رییس دادگاه به‌طور ناگهانی تغییر کرده و پرونده بدون نتیجه، مختومه اعلام می‌شود.»

کامران شهیدی مهر ۱۳۹۶ از سوی ماموران وزارت اطلاعات در مغازه خود بازداشت می‌شود: «صبح روز دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶، مأموران وزارت اطلاعات به محل کسب کامران شهیدی در تهران می‌روند و بدون نشان دادن حکم، محل را تفتیش و حدود دو کیلوگرم طلا و مقادیری سکه، نقره، دلار و پول نقد را از گاوصندوق مغازه برداشته و ضبط می‌کنند. سپس کامران را بازداشت و به زندان اوین منتقل می‌کنند.»

هم‌زمان با بازرسی محل کار کامران شهیدی، ماموران به منزل وی، دختر و خواهرش در کرج هم مراجعه می‌کنند که به دلیل نبودن کسی در دو تا از منازل برای باز کردن در خانه‌ها فقط موفق به بازرسی منزل خواهر او می‌شوند که همه کتب‌ مذهبی و هر شکل طلای موجود در منزل مانند انگشتر و گردنبند را ضبط می‌کنند. پس از یک هفته، ماموران وزارت اطلاعات به همراه کامران شهیدی، بار دیگر محل کار و منزل مسکونی کامران را مورد بازرسی قرار می‌دهند.

فرد مطلع به «ایران‌وایر» گفت که آقای شهیدی پس از سه هفته با وثیقه معادل پانصد میلیون تومان آزاد شد. جلسه دادگاه این شهروند بهایی در خرداد ۱۳۹۷ برگزار شد اما حکم دادگاه اخیرا به او ابلاغ شده است. آقای شهیدی به حکم شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی «محمد مقیسه» به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق اداره تشکیلات مذهبی بهایی با ساخت نمادهای آیین بهایی به‌صورت طلا و نقره طبق بند ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی به پنج سال حبس تعزیری و به اتهام فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام از طریق شرکت در جلسات بهایی به مناسبت دویستمین سالگرد تولد بنیان‌گذار آیین بهایی و دعوت از دیگران برای شرکت در این جلسات در فضای مجازی طبق بند ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد که برابر با بند ۱۳۴ قانون، مجازات اشد در مورد متهم اجرا خواهد شد. همچنین به حکم قاضی پرونده، با توجه به فعالیت‌های بزهکارانه متهم کلیه طلاجات و نقره‌جات ساخته‌شده توسط او طبق بند ۲۱۵ قانون مجازات اسلامی به نفع دولت جمهوری اسلامی ایران ضبط می‌شود.

فرد نزدیک به آقای شهیدی می‌گوید با این که مغازه جواهرسازی کامران استیجاری بوده ولی از زمان بازداشت او که دو سال از آن گذشته است همچنان پلمپ و در اختیار صاحب‌ملک قرار نگرفته است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فقط ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت می‌شناسد و دین بهاییت را با آنکه تعداد پیروانش بیش از باورمندان سه دیانت مسیحی، کلیمی و زرتشتی در ایران است، به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل در چهل سال گذشته، حقوق شهروندان بهایی به‌طور مداوم و سیستماتیک نقض شده است و بهاییان از اجرای بسیاری از مراسم و مناسک مذهبی محروم هستند.

No responses yet

Jan 02 2020

رسول بداقی: نظام از برخی دانش‌آموزان برای سرکوب معترضان استفاده می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: در میان خبرهای دردناک منتشر شده از سرکوب و کشتار معترضان آبان ۱۳۹۸، خبر کشته شدن دست‌کم ۱۸ کودک با میانگین سنی بین ۱۳ تا ۱۷ سال با شلیک مستقیم گلوله، واکنش‌های زیادی را برانگیخت.
خبرهای پراکنده از بازداشت دانش‌آموزان منتشر شدند؛ بازداشت‌هایی که به گفته منابع آگاه، توام با شکنجه و آزار جنسی دانش‌آموزان در بازداشتگاه‌ها گزارش می‌شوند.

«رسول بداقی»، از فعالان صنفی معلمان در گفت‌وگو با «ایران‌وایر»، ضمن ابراز هم‌دردی با خانواده‌های جان‌باختگان این اعتراضات، در انتقاد به رفتار حاکمیت با دانش‌آموزان کشته و بازداشت شده در تجمعات اعتراضی آبان‌ ۱۳۹۸ می‌گوید: «حاکمیت از کودکان و نوجوانان دانش‌آموز استفاده ابزاری و سوء استفاده سیاسی می‌کند. هر وقت به حضور آنان در استقبال از رجال‌های سیاسی نیاز دارد، یا به مناسبت‌های گوناگون، آن‌ها را در سرما و گرما به خیابان‌ها می‌کشاند یا در محوطه مدرسه سر پا نگه می‌دارد‌ و به شعار دادن وادار می‌کند‌. هر گاه هم احساس امنیت خود را در تعطیلی مدارس می‌بیند، با یک زیرنویس ناقابل در تلویزیون، اعلام تعطیلی می‌کند و مدارس کشور را به دلایل واهی و بی‌خود به تعطیلی می‌کشاند.»

این فعال صنفی با اشاره به حضور دانش‌آموزان و معلمان در میان معترضان و سرکوب و بازداشت آن‌ها، به نکته مهمی اشاره می‌کند: «گذشته از سرکوب و بازداشت دانش‌آموزان، اتفاق هولناکی در حال وقوع است که از دید اهالی رسانه مغفول مانده است. نظام حاکم در ایران برخلاف تمامی معاهدات و میثاق‌های بین‌المللی که امضا کرده است و برخلاف وجدان انسانی، برخی از دانش‌آموزان و کودکان زیر ۱۸ سال را که در تشکلی به نام بسیج دانش‌آموزی جذب کرده، برای سرکوب معترضان به خیابان‌ها می‌آورد.»

این فعال صنفی می‌گوید: «گاهی نیروهای بسیج به واسطه آموزه‌های ایدئولوژیک و سوء استفاده از کم سن و سال بودن اعضا در مقایسه با سربازان و نیروهای کادری نیروی انتظامی، دست به خشونت‌‌های بیشتری می‎‌زنند.»

این عضو ارشد «کانون صنفی معلمان ایران» که خود سابقه بازداشت و زندانی شدن به دلیل فعالیت‌های صنفی معلمان و پی‌گیری مطالبات این صنف از جامعه را در کارنامه خود دارد، بر این باور است که امروز شیوه برخورد نیروهای امنیتی در برخورد با معلمان و اعضای تشکل‌های صنفی به نسبت سال‌های گذشته تغییر کرده است: «حالا دیگر نیروهای امنیتی بدون این‌که افراد را بازداشت کنند، وسایل شخصی مانند موبایل‌ها و لپ‌تاپ‌های معلمان و خانواده‌های آن‌ها را ضبط می‌کنند. سپس با بررسی اطلاعات موجود در آن‌ها، به دنبال اتهام برای فرد می‌گردند. آن‌ها فرد را در بازداشتگاه نگه‌داری نمی‌کنند تا بدون سر و صدا، افراد را آزار بدهند. نیروهای امنیتی پس از بررسی محتویات موبایل‌ها، اتهاماتی را وارد، سپس چند دقیقه‌ای آن‌ها را به نام بازپرسی و تفهیم اتهام، به یکی از شعب دادسرا احضار می‌کنند و پس از مدتی آن‌ها را برای دفاع آخر، به دادگاه‌ها فرا می‌خوانند. سپس بدون توجه به دفاعیات متهم، آن‌ها را با احکام سنگین روبه‌رو می‌کنند.»

به گفته این فعال صنفی، تنها در خراسان شمالی هفت تن از معلمان، از جمله «محمدرضا رمضان‌زاده» به دو سال زندان و ۶۴ ضربه شلاق و «حمیدرضا رجایی» به شش ماه زندان محکوم شده‌اند. «رضا رمضان‌پور» نیز به دو مرتبه ۷۴ ضربه شلاق (۱۴۸ ضربه) محکوم شده است. «سعیدحق شناس»، «فروتن»، «مصطفی رباطی» و «جوهری» هم تبرئه شده‌اند.

او فهرستی از احکام کوتاه و بلند مدت صادر شده برای معلمان در سراسر کشور در ۹ ماهی که از سال ۱۳۹۸ گذشته است، ارایه می‌کند: «در کردستان، “اسکندر لطفی” دادگاهی شده و منتظر صدور حکم است. “امیدشاه محمدی” به ۱۵ماه زندان محکوم شد. “طاهر قادرزاده” به دو ماه زندان تعلیقی و “محمد قادری”، “خالد عبداللهی” و یکی دیگر از معلمان از همین اتهام تبرئه شده‌اند. در بوشهر معلمی به نام “حسین رضایی” به ۱۸ ماه زندان تعزیری و در شهر کرج معلم دیگری به نام “علی عابدینی” به ۹ ماه زندان تعلیقی محکوم شده‌اند. همه این محکومیت‌ها هم به جرم فعالیت صنفی و پی‌گیری مطالبات بر حق معلمان بوده است.»

این فعال صنفی با اشاره به فشارهای گسترده بر معلمان و فعالان صنفی در سراسر ایران می‌گوید: «یکی از همکاران ما به نام “مریم زیرک” که ساکن قزوین است، در اسفند ۱۳۹۷، هنگامی که در حال رفتن به مدرسه محل خدمتش بوده، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و تفتیش بدنی شده است. موبایل او را توقیف و با خودشان برده بودند. چندی بعد “شمس‌الله غلامی”، رییس آموزش و پرورش ناحیه یک قزوین هم حکم ایشان را لغو کرد. در نهایت هم توسط “شجاع ذوقی”، رییس دادگاه به ۹ ماه زندان تعزیزی محکوم شد که پرونده‌اش در حال حاضر در مرحله تجدیدنظر است.»

رسول بداقی اضافه می‌کند: «دو معلم دیگر در قزوین به دلیل پی‌گیری مطالبات صنفی خود، به ترتیب به ۹ و شش ماه زندان محکوم شده‌اند که به دلایل امنیتی خواسته‌اند نامی از آن‌ها برده نشود.»

بداقی در مورد بازداشت گسترده معلمان در تهران به «ایران‌وایر» می‌گوید: «در تهران، “محمدتقی فلاحی”، “حسین غلامی”، “اسماعیل گرامی”، “عالیه اقدام دوست”، “ذوالنور” و خودم توسط “فرشید دهقان”، رییس شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کیفری کارکنان دولت به ۹ ماه زندان تعلیقی محکوم شدیم. همکار دیگرمان، “محبوبه فرحزادی” هم پرونده‌اش در جریان رسیدگی است. پرونده “هاله صفرزاده” پس از چند هفته بازداشت، بازجویی و زندان انفرادی، در مرحله رسیدگی قرار دارد. “جعفر ابراهیمی” هم چندین بار احضار و بازجویی و حکم توبیخ برای او صادر شده است. دادخواهی معلمان زندانی، “محمود بهشتی”، “اسماعیل عبدی” و “محمد حبیبی” را رد کرده‌اند و از فرستادن آن‌ها به مرخصی که یکی از حقوق هر زندانی است، خودداری می‌شود؛ تا آن جا که محمد حبیبی به خاطر نادیده گرفتن حقوق واقعی زندانیان توسط دادستان، دست به اعتراض مدنی زده است و از رفتن به صف آمار خودداری می‌کند.»

به گفته این فعال صنفی، در استان آذربایجان شرقی دو معلم و فعال صنفی معلمان به نام‌های «لطیف روزی‌خواه» و «علی حاجی» چندین بار احضار، بازداشت و بازجویی شده‌اند. پرونده آن‌ها هم در حال رسیدگی است .

رسول بداقی می‌گوید: «در تبریز چند معلم دیگر که احضار، بازداشت و تهدید شده‌اند که به دلایل امنیتی، تمایلی ندارند نامی از آن‌ها برده شود. در شهرستان ابهر، “احمد تقوی”، همکار ما به ۱۵ ماه حصر در خانه محکوم شده است. در شهرضا، “حمید رحمتی” در آبان ‌ماه بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد. او از لحظه بازداشت، اعتصاب غذای خشک کرد. اما مدتی بعد با برگزاری کمپین حمایتی معلمان از وی و وخامت حال او، به مرخصی اعزام شد. در حال حاضر حکم باز به او داده‌اند و باید هر صبح خود را به زندان معرفی و به زندانیان تدریس کند و شب به خانه بازگردد. در شیراز، “محمدعلی زحمتکش” به هشت ماه زندان محکوم شده بود که به تازگی مدت زمان محکومیت خود را به پایان برده و آزاد شده است. در رشت، “عزیز قاسم‌زاده” پرونده باز دارد. در ساری سه معلم به نام‌های “حسین سلامی”، “وفایی” و “علیرضا قربانی” احضار و بازجویی شده و در نهایت برای آن‌ها هم پرونده کیفری تشکیل داده‌اند. در مهاباد همکارمان، “یاسر امینی آذر” پس از بازداشت و انتقال به زندان ارومیه و گذراندن سه هفته در زندان انفرادی، به ۱۵ ماه زندان تعزیری محکوم شد و پرونده‌اش در جریان است.»

او پس از چند ثانیه مکث، حرفش را با این جمله به پایان می‌رساند: «نمی‌دانم جایی هست در ایران که با فعالان صنفی معلمان برخورد نشده باشد؟»

No responses yet

Jan 02 2020

بازی میترا حجازی‌پور در مسابقات جهانی بدون حجاب اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: میترا حجازی‌پور عضور تیم ملی ایران در مسابقات جهانی شطرنج سریع و برق‌آسای جهان به میزبانی مسکو، بدون حجاب اسلامی به مصاف حریفانش رفت.

امتناع یک ورزشکار زن ملی‌پوش از رعایت حجاب در حین برگزاری رقابت‌های جهانی، اقدام بی‌سابقه‌ای در نظام جمهوری اسلامی ایران است.

در این مسابقات علیرضا فیروزجا با خروج از ذیل پرچم ایران، به نام فدراسیون جهانی مبارزه کرد اما میترا حجازی‌پور عضو تیم ملی ایران است.

وزارت ورزش از اعزام تیم مردان ایران به خاطر حضور تیم ملی اسرائیل جلوگیری کرد. اما با توجه به عدم حضور اسرائیل در رقابت‌های زنان، ملی‌پوشان زن ایران به روسیه اعزام شدند.

سارا خادم‌الشریعه و آتوسا پورکاشیان دیگر اعضای تیم زنان ایران در این مسابقات بودند که با پوشش نه چندان کامل روسری، به گونه‌ای که در ایران «شُل حجابی» نامیده می‌شود، در برابر حریفان خود ایستادند.

پیشتر برخی از دختران ورزشکار در مسابقات غیر رسمی برون مرزی بدون حجاب ظاهر شده‌اند اما این اتفاق هرگز در مسابقات قهرمانی جهان رخ نداده. درسا درخشانی (خارج از ترکیب تیم ملی) بدون حجاب در جام جبل‌الطارق بازی کرد. سپس با محرومیت مواجه شد و به آمریکا مهاجرت کرد.

میترا حجازی‌پور که قهرمان شطرنج آسیاست، اردیبهشت پارسال نیز عکسی بدون حجاب در اینستاگرام منتشر کرد و نوشت: «بهترین لحظات زمانی است که باد گیسوانت را به پرواز در می‌آورد. چه دردناک است آن هنگام که گیسوان رقصان را به زندان پارچه‌ای بازگردانی. مرگ روح زمانی است که آزادی را چشیده و دوباره به اسارت بازگردد. این‌ها پیش پا افتاده‌ترین حقوق انسان‌هاست که من چنین با آب و تاب وصف می‌کنم».

او در پی تذکر مسئولین فدراسیون شطرنج، پس از چند روز پستش را پاک کرد و در پست دیگری به نقل از مارتین لوترکینگ نوشت: «زندگی ما روزی به پایان می‌رسد که درباره موضوعاتی که اهمیت دارد سکوت کنیم».

میترا که عنوان استاد بزرگ زنان را در سال ۲۰۱۵ به دست آورده‌، از رده خردسالان تا بزرگسالان دارای مجموعه‌ای از افتخارات جهانی و قاره‌ای است. از جمله می‌توان به دو بار نایب قهرمانی نونهالان جهان، نشان نقره ۲۰۱۰ جوانان جهان و قهرمانی بزرگسالان آسیا در سال ۲۰۱۵ اشاره کرد.

میترا حجازی‌پور همچنین در مسابقات دانشجویان جهان، بازی‌های آسیایی و جام ملت‌های آسیا نیز مدال‌آور بوده است. او از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۸ در همه ادوار المپیاد جهانی شطرنج برای تیم ملی ایران بازی کرده.

حجاب اسلامی از خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی است، چنان سختگیرانه که حتی ورزشکاران زن ارامنه نیز در تیم‌های ملی ایران باید با پوشش اسلامی بازی کنند.

در رقابت‌های داخلی رشته‌های مختلف زنان نیز با وجودی که ورود مردان به محل رقابت‌ها ممنوع است، ورزشکاران، مربیان و داوران ملزم به رعایت حجاب اسلامی‌اند.

خانم حجازی‌پور در فرانسه تحصیل می‌کند و ستاره تیم شطرنج برست است. او در رقابت‌های جهانی و در بخش سریع، توانست سوزان (دانمارک) النا تومیلووا، تاتیانا بوگومیل و ماریا نوساچه‌وا (روسیه) و نانجید (مغولستان) را از پیش رو بردارد.

در رقابت‌های برق آسا نیز در گام اول توانست هاریکا دروناوالی قهرمان سال ۲۰۱۵ جهان از هندوستان را شکست دهد. آنا اوشه‌نینا (اوکراین) قهرمان دو دوره جهان نیز به این نماینده پرسابقه و سرشناس تیم ملی ایران باخت.

No responses yet

Jan 02 2020

نامه سرگشاده جمعی از فعالین، اساتید، دانشجویان و دانش آموختگان عرصه عدالتخواهی پیرامون وقایع آبان ۹۸ و آینده ایران خطاب به رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی

تلگرام: افرادی که تمایل به همراهی و امضای نامه دارند میتوانند نام و سوابق خود را به آدرس زیر ارسال نمایند:
https://t.me/Nameh98

متن نامه به شرح زیر است:

بسم رب الشهدا والصدیقین

رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیت الله خامنه ای

سلام علیکم
امروز و پس از گذشت بیش از ۴۰ روز از ماجرای گران کردن بنزین و حوادث بعد از آن واجب دانستیم نکاتی را محضرتان معروض داریم:

1 در سالهای اخیر یکی از مهم‌ترین و پربسامدترین تاکیدات حضرتعالی برای اداره امور کشور، «قانونگرایی» و التزام به قانون بوده است اما این توصیۀ معقول به تنهایی نمی‌تواند این بحران مهمِ ساختار حکمرانی ما را حل کند که با وجود اراده‌های سیاسیِ پیدا و پنهان و رویه‌های فراقانونی و برخوردهای ضدقانونی بویژه از سوی نهادهای امنیتی و قضایی، چطور می‌توان در چارچوب قوانین موجود به اصلاح روندها و چارچوب‌های کلان قوانین و محورهای اساسی آن و نه چند قانون جزئی و بی‌اهمیت، امید داشته باشیم و در آن راستا حرکت کنیم؟

در شرایط فروبستگی اصلاح از درونِ نظامِ تقنینی حاکمیت، این سوال اساسی ایجاد می‌شود که تشکیل شورایی موسوم به شورای عالی سران سه‌قوه، چطور می‌تواند باعث برونرفت از وضعیت خطیر کشور شود؟

فارغ از تجربۀ تلخی که جامعه از مشورت‌ناپذیری، بی‌توجهی به نظرات کارشناسی و رفتارهای شبه‌اشرافی اعضایِ این شورا دارد، صراحت بخشیدن به اتخاذ تصمیماتِ بنیانیِ مربوط به سرنوشت عموم مردم و آیندۀ جامعه، پشت درهای بسته و با افرادی بسیار محدود، بر چه استنادات قانونی مبتنی است و چه نسبتی با قانون اساسی دارد؟

بحران وقتی شدیدتر می‌شود که حتی چنین تغییر مهمی در روند حکمرانی به اطلاع مردم نرسیده و توضیح داده نشده که این شورا چه وظایفی دارد و حدود و ثغور اقدامات و تصمیمات آن‌ها تا کجاست و چگونه و به کجا پاسخگوست و مردم چطور می‌توانند به تصمیمات آن‌ها نظارت و انتقاد داشته باشند؟ این نگرانی‌ها وقتی اسفناک‌تر می‌شود که بعد از ماجرای بنزین و اعتراضات به حق مردم، اعضای آن شورا بدون حتی بیان اسامی کارشناسان و روند کارشناسی طرح، به شکلی افسوس‌برانگیز، از مسئولیت این تصمیم شانه خالی کردند و ضعف‌ها و آسیب‌ها را به گردن دیگری فرافکندند.

2 همانگونه که مستحضرید، یکی از مهم ترین اهداف و بنیادهای اساسی انقلاب اسلامی، احیای نقش و جایگاه مردم در اداره امور کشور و احقاق حق تعیین سرنوشت افراد توسط خودشان بوده‌ است. بر همین مبنا، «مجلس شورای اسلامی» بعنوان تنها نهاد رسمی قانون‌گذاری که طبق قانون اساسی قرار است که برآمده از ارادۀ عموم مردم و تبلور حضور مردم در سطح کلان حاکمیت و در جهت منافع جامعه باشد، جایگاهی حیاتی داشته است.

ما نگارندگان این نامه به روند ناقص و غیرشفاف انتخابات‌ها عموما و انتخابات مجلس شورای اسلامی خصوصا واقف و معترضیم. ما نگران این اتفاق خطرناکیم که مجلس شورای اسلامی عصارۀ فضائل ملت نباشد و نیروهای دلسوز، مردم‌دار، اندیشمند، مستقل و با هویت‌هایِ متنوع سیاسی که دغدغۀ اعتلای کشور را دارند، به روش‌های گوناگون سرخورده و امکانی برای حضور در آن نداشته باشند؛ اما همین مجلس پر اشکال را یکی از معدود راه‌هایِ زنده نگهداشتنِ نقش مردم در اداره حکومت می‌دانیم.

دلهره و پرسش اساسی ما اینجاست که انتقال تصمیم‌گیری‌های اساسی به شورای سران سه‌قوه، که نه فقط محدود به تصمیم دربارۀ بنزین، که حتی کلیات بودجۀ ۹۸ و ۹۹ نیز در آن شورا شکل گرفته است*، آیا بی‌معنا کردن جایگاه مجلس شورای اسلامی نیست؟ جایگاهی که پیش از این با گسترش سلطه و حاکمیت نهادهایی چون شورای عالی امنیت ملی و مجمع تشخیص مصلحت نظام (که در یکی‌دو سال اخیر اراده‌ها و اقدامات علنی بسیاری برای ورود به عرصۀ قانون‌گذاری، بر خلاف قانون اساسی، و تبدیل ضمنی آن به مجلس سنا در پی داشته است)، شکننده و بحران‌زده شده بود.

در چنین شرایطی که مجلس دچار آن است، فارغ از نیت و چگونگی ورود نمایندگان مجلس پس از اعمال تصمیم دربارۀ بنزین و تهیۀ طرح دو فوریتی لغو آن، آیا پیام حضرتعالی مبنی بر نهی از ورود به این موضوع و منتفی کردن ارادۀ نمایندگان، شائبۀ تعلیق مجلس را ایجاد نمی‌کند؟ آیا این شکل مواجهه با نمایندگان مردم که پیش از این نیز بعنوان نمونه در تصویب 20 دقیقه‌ای برجام سابقه داشته است، انگیزه‌ها را برای حضور پای صندوق‌های رای سست نمی‌کند؟ آیا این روند باعث نمی‌شود سایر مسئولین و نهادهای حاکمیتی نیز در همین مسیر حرکت کرده و به نام مصلحت و شرایط خاص کشور (که معلوم نیست همواره به حق تشخیص داده شود)، همین اندک اراده مردم در حاکمیت را هم تضعیف کنند و شکاف میان مردم و حاکمیت بیشتر گردد؟

3 بر اساس مشاهدات میدانی و حتی طبق گفته‌های رسانه‌ای مقامات امنیتی با سایت‌های منتسب به سپاه، گسترۀ اعتراضات آبان ۹۸، این بار بسیار گسترده‌تر از اعتراضات دی ماه ۹۶ و موارد مشابه بوده است. هیچ‌کس منکر سوء استفاده معاندان و دشمنان این مرز و بوم از اعتراضات نیست، اما نکته اساسی اینجاست که زمینه‌ساز این خیزش‌ها و اعتراضات و بعضاََ اعمال خشونت‌ها کجاست؟

جز این است که مردم ایران بدلیل انباشتِ تحقیرها، نادیده گرفته شدنِ حقوق انسانی، بی‌عدالتی، تنگ شدن محدودۀ آزادی‌های اجتماعی و سیاسی، تبعیض و وجود قلیلی دارا و کثیری ندار، لبریز از بغض‌های فروخورده‌ای شده‌اند که در هر بزنگاهی این بغض‌ها سرریز کرده و احیاناً تبدیل به اعمال برخی خشونت‌ها از سوی مردم می‌شود؟ در این بستر، به نظر می‌رسد یکی کردن تمام معترضین با «اشرار» و عنوان «اغتشاش» نهادن بر این اعتراضات مردمی، نادقیق بوده و از سویی باعث بی‌مبالاتی بیشتر نهادهای مسئول امنیت نسبت به حقوق انسانی معترضین و از سوی دیگر موجب اشتعال خشم عمومی می‌گردد.

4 در نگاه دینی و مکتبی نیز، اعتراض، به عنوان یکی از اساسی‌ترین حقوق مظلوم به رسمیت شناخته شده است: «لَا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ»، «وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِکَ مَا عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ». مظلوم باید بدون لکنت زبان و با شجاعت بتواند به تندی اعتراض کند؛ و حتی دیگر مظلومان را به ساکت نماندن فرابخواند و اساساً چنین اعتراضی نشانه‌ای حقیقی از زنده بودنِ حیاتِ اجتماعی است.

مهم این است که در نبود رسانه‌ها و احزاب مردمی و فقدان سازمانهای مردم‌نهاد و جدا از این که تاکنون بستر طبیعی تحقق اعتراضات مردمی نسبت به سیاست‌های کشور فراهم نشده است، در سال‌های اخیر عموم اعتراضات مسالمت‌آمیزِ مردمی و دانشجویی با جمعیت‌های محدود در محیط‌های بسته چون دانشگاه و کارخانه نیز توسط حاکمیت سرکوب شده و با هر تجمعی اعم از تجمعات کارگران و معلمان و دانشجویان و … برخورد‌ها و بازداشتهای خشن امنیتی و انتظامی صورت گرفته و احکام غیرمعقول و نامتناسب قضایی داده شده است که محکومیت‌های عجیب و غریب اخیر کارگران هفت‌تپه، آخرین شاهد بر این مدعاست. با این اوصاف و در حالیکه «هیچگونه» بستر مدنی برای اعتراضات مردمی توسط حاکمیت مهیا نگردیده، نباید از اعمال برخی خشونت‌ها توسط مردم، تعجب نمود.

5 حاکمیت در اعتراضات آبان ماه با نحوه برخوردش با معترضان تصویری که از خود برای جهانیان به نمایش گذاشت، این است: ما حکومتی هستیم که اجازۀ هیچگونه نقد جدی به هیچ رسانه غیرحاکمیتی نمی‌دهیم و مردم اجازه ابراز هیچگونه اعتراضی در هیچ موضوعی و در هیچ زمان و مکانی ندارند، و اگر این مردم معترض به خیابان‌ها آمده و اعتراض بعضا خشم‌آلود خود را بروز دهند، باید منتظر گلوله‌های ما باشند!

6 برای ما غیر قابل قبول است که در ماجرای این اعتراضات، که زمینه اصلی آن را باید در فساد سیاسی، ناکارآمدی و بی‌توجهی بسیاری از نهادهای حاکمیتی به حقوق و اراده مردم و شیوع تبعیض و بی‌عدالتی در کثیری از سیاست‌های حاکمیت جستجو کرد، عده‌ای از هموطنانمان جانشان را از دست دادند. ما معترضیم که بعد از حدود چهل روز از واقعه، نهادهای قضایی و انتظامی هیچگونه آمار دقیقی از تعداد کشته‌شدگان اعلام نکرده‌اند درحالیکه آمارهای غیر رسمی حیرت‌آور و فاجعه‌بار است. ما خواهانِ اعلام آمار واقعیِ قربانیان و بازداشت‌شدگان، بدون فرافکنی‌ها و اجبار خانواده‌های آنان به سکوت، انکار و یا تحریف حضور بستگانشان، بصورت رسمی هستیم. این حداقل مسئولیت‌پذیری یک نظام سیاسی در قبال مردم است که پاسخگوی ابهامات پیرامون خون‌های ریخته شده باشد.

7 ما وظیفه الهی و انسانی خود می‌دانیم که از سر خیرخواهی این تذکار را به حضرتعالی بدهیم که اگر جمهوری اسلامی دست به اصلاحات اساسی، بنیادین و ساختاری نزند و در سیاست‌های راهبردی فعلی تجدید نظر نکند و ارادۀ جدی برای فهم واقعیتِ دردهای مردم و شنیدن فریادهای نارضایتی آن‌ها و به رسمیت‌شناختن حق اعتراضشان نداشته باشد، نه تنها این دست اعتراضات هیچگاه تمام نخواهد شد بلکه در ابعاد گسترده‌تری در آینده ادامه خواهد یافت و صرفا بر شمار درگیری‌ها و مشکلات افزوده خواهد شد و در نتیجه بر ناامیدی مردم از اصلاح امور افزوده می‌شود و فاصله مردم با حاکمیت روز به روز بیشتر خواهد شد تا جایی که دیگر هیچگونه اصلاحی امکانپذیر نخواهد بود و امید و ایمان مردم کاملا قطع شده، چیزی از مشروعیت و مقبولیت نظام باقی نخواهد ماند.

8 آیا نباید همۀ ما با چشمانی گشوده و نگاهی دقیق و همه‌جانبه، نگران این باشیم که روند فعلی حکمرانی، مردم و بویژه مستضعفان را به سرعت از نظام بریده و جدا می‌کند؟ آیا نمی‌توان دید که این فرجام، اضمحلال نظام و رویگردانی کثیری از مردم از دین و حکمرانی دینی است؟ آیا براستی از عمق، میزان و ابعاد نارضایتی بسیار گسترده و فزاینده‌ فعلی مردم از بسیاری از نهادهای حکومتی و حاکمان و مقامات نظام اطلاع داریم؟

“ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون”.

(* بودجه منهای نفت، روزنامۀ صبح نو، شماره ۸۳۸، ۱۸ آذر ۹۸)

۱- دکتر سعید زیباکلام، استاد دانشگاه تهران
۲- دکتر احسان بابایی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)، عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه دانشجویی
۳-دکتر حسن بوژمهرانی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد و از اعضای سابق جنبش عدالت‌خواهی
۴- حجت الاسلام دکتر داوود عرفانی‌فر، مسئول سابق حوزه دانشگاهیان شیراز
۵- دکتر مصطفی پورخسروانی، مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، دبیر مجمع دانشجویان عدالت‌خواه شیراز
۶-هادی مسعودی، عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه دانشجویی، دبیر اسبق مجمع دانشجویان عدالت‌خواه شیراز
۷- صادق پورهاشمی، عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه، دبیر سابق کمیته عدالت قضایی
۸- فواد رمضانی، معاون اسبق سیاسی بسیج صنعتی همدان
۹-حمیدرضا شاداب کیا، مسئول سابق علمی بسیج دانشجویی امیرکبیر، عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه دانشجویی
۱۰-محمد حسن رضایی، عضو سابق کمیته عدالت قضایی جنبش عدالت‌خواه دانشجویی
۱۱-علیرضا نظری، عضو شورای مرکزی تشکل دانشجویی آرمان اصفهان.
۱۲-مریم ابطحی، عضو سابق شورای مرکزی مجمع دانشجویان عدالت‌خواه دانشگاه تهران
۱۳-فاطمه قربان‌نیا، عضو هیئت موسس مجمع دانشجویان عدالت‌خواه دانشگاه مازندران
۱۴- فاطمه باقری، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شریف
۱۵-دکتر هاتف‌ خالدی، فعال رسانه‌ای و عدالت‌خواه
۱۶-علی آذرنژاد، فعال رسانه‌ای و‌ عدالت‌خواه
۱۷-سید میثم صفائیان، لیدر کامیون داران، معترض به فساد در سیستم حمل و نقل
۱۸- منصور نظری، شاعر عدالت‌خواه
۱۹- احمد سعیدی، دبیر اسبق جامعه اسلامی دانشگاه شیراز
۲۰- مجیب دهش، مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه یزد، مسئول دوره دانشجویی ابوذر
۲۱-سجاد نراقی، دبیر اسبق انجمن مستقل دانشگاه شریف
۲۲- علی اللهیاری، عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه دانشجویی
۲۳-جمال هادیان، فارغ التحصیل مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر و فعال سابق دانشجویی
۲۴- رسول کدیور، دبیر سابق مجمع دانشجویان عدالت‌خواه شیراز
۲۵-اسماعیل محمدی‌‌پناه، فعال رسانه‌ای، سردبیر اسبق تریبون مستضعفین
۲۶-مهدی كريمان شاددل- طلبه حوزه دانشجويی شريف- عضو سابق بسيج دانشجويی شريف
۲۷-حسین کلانتری، عضو اسبق شورای مرکزی بسیج دانشگاه شریف
۲۸-محمدرضا رضایی، عضو اسبق شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی
۲۹- محمد یاسر آخوندی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی مستقل تهران
۳۰-سید حسام الدین حسینی، از ادوار انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
۳۱- سعید کاظمی، جانشین سابق بسیج دانشجویی دانشگاه یزد
۳۲-محمد کوهی، عضو سابق شورای مرکزی جامعه‌اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس
۳۳-مهدی قدیری، عضو سابق شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشگاه شیراز
۳۴- -بهزاد کاظمی، فعال سیاسی و مدنی، عدالت‌طلب آزادی‌خواه
۳۵-سید علی محمدی، دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشگاه شیراز
۳۶-عطیه کریمی فعال عدالت‌خواه، مسئول بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۳۷-میثم دهقانی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه بیرجند
۳۸-کریم جوکار، عضو سابق شورای مرکزی مجمع دانشجویان عدالت‌خواه شیراز
۳۹-فرشاد جلیلی، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
۴۰-عباس آخوندی، عضو شورای مرکزی مجمع دانشجویان حزب‌الله دانشگاه علم و صنعت
۴۱- محمد صادق کربلایی‌زاده، دبیر سابق مجمع دانشجویان حزب‌الله دانشگاه علم و صنعت
۴۲-امین دیناروند، دبیر آموزش انجمن اسلامی مستقل علوم پزشکی همدان
۴۳- ایمان آرام، مسئول واحد سیاسی کانون کفا (نهاد رهبری) دانشگاه سیستان و بلوچستان
۴۴-سجاد شیرازی، دبیر اسبق مجمع دانشجویان عدالت‌خواه شیراز
۴۵- میلاد قلی زاده، عضو سابق شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه یزد
۴۶-امید دلفانی، مسئول سابق سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی لرستان
۴۷-بهنام اسدزاده نوری، عضو سابق بسیج دانشجویی دانشگاه محقق اردبیلی
۴۸-ساعد نجفی، مسئول سابق کانون قرآن نهاد رهبری در دانشگاه گیلان
۴۹-مجید توانگر، فعال عدالت‌خواه در اصفهان
۵۰-احسان ماندگاری، فعال عدالت‌خواه در یزد
۵۱-مهدی موسی‌پور، مسئول سابق فرهنگی مجموعه فرهنگی-دینی دارالثقلین
۵۲-رضا زرگری، فعال عدالت‌خواه
۵۳- علی رمضانی، فعال عدالت‌خواه
۵۴- سیده نرجس محمدی، فعال عدالت‌خواه در یزد
۵۵- زهرا حسینی، فعال عدالت‌خواه در شیراز
۵۶- امیررضا زاهدی فعال عدالت‌خواه و مدیر کانال نیش و نوش
۵۷- محمد جوادی،خبرنگار دولت بهار
۵۸- سعید یسایی، فعال مدنی و فرهنگی
۵۹- محمدرضا ارجمند نیا، انجمن علمی فیزیک تهران
۶۰- راضیه اسکوردی، فعال عدالت‌خواه در شیراز
۶۱- محمد اسفندیارپور، عضو حزب مردم سالاری
۶۲- علی مهدی زاده، فعال عدالت‌خواه در اصفهان
۶۳- هانیه اکبری، عضو سابق مجمع دانشجویان عدالتخواه مازندران
۶۴-ولی علی زاده، مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۶۵- سید محمد کاظم محمودی، دانشجوی ارشد فلسفه دانشگاه تهران
۶۶-حامد کاظم زاده، دبیر سابق مجمع دانشجویان عدالتخواه آرمان صنعتی اصفهان
۶۷-نرگس قهرمانی، انجمن اسلامی دانشجویان راه امید دانشگاه اصفهان
۶۸-ایمان دستیار، دبیر اسبق انجمن اسلامی امید علوم پزشکی شیراز
۶۹-روزبه نعیمی، دبیر سابق تشکل وحدت اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج
۷۰-محمد مهدی مجلسی ، دبیر مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد
۷۱-محمدمعین جوادی، دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان
۷۲-ساجد سهرابی، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان
۷۳-افشین مصطفوی، دبیر انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه صنعتی اسفراین
۷۴-جواد حیدری، دبیرکل مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه حکیم سبزواری
۷۵-حامد جلالی، دبیر سابق مجمع اسلامی رجایی
۷۶-احمد رضوانی، دبیر اسبق تشکل دانشجویی آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان
۷۷-محمدرضا رستمیان، دبیر سابق جنبش عدالتخواهی شاهین شهر
۷۸- مجید بشیری، فعال عدالتخواه
۷۹- بهروز محمدی، کارشناسی برق کنترل دانشکده فنی شهید منتظری مشهد
۸۰- سعیدی، دانشجوی برق دانشگاه صنعتی اصفهان
۸۱- حسن گودرزی، کارشناس الکترونیک و کارمند
۸۲- محمد رضا یارعلی
۸۳- خدیجه ذبیحی
۸۴- محمد مهدی، مهندسی شیمی دانشگاه شریف
۸۵- حنظله خلیلی، مردم شناسی دانشگاه شاهد
۸۶- ابوالفضل مرشدلو
۸۷- بهزاد کامشاد، سابقه خبرنگاری در خبرنگاری فارس و مهر
۸۸- حسن اینانلو، معلم ابتدایی
۸۹- مجید صادقی
۹۰- هادی آقا زاده، دانشجوی ارشد برق
۹۱- مهدی حیدری، درس خارج حوزه و ارشد فلسفه کلام
۹۲- معینی، بارنشسته آموزش و پرورش
۹۳- مصطفی کبیری، دانش آموخته مکانیک دانشگاه تهران و معلم
۹۴- احمدرضا دارابی
۹۵- سلیمان ایمان طلب
۹۶- محمد حسین پور، دانشجوی دانشگاه تهران
۹۷- امیر موغلی، عضو بسیج دانشجویی
۹۸-حمزه عزت آبادی پور
۹۹- سید وحید موسوی، فعال دانشجویی دانشگاه شیراز
۱۰۰- حجت الله احمدی

No responses yet

Dec 29 2019

آیت‌الله خامنه‌‌ای «انقطاع از مردم» را دلیل اصلی سقوط شوروی می‌داند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر


ایران وایر: فرامرز داور در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران، حساب توییتری آیت‌الله «علی خامنه‌ای» رهبر نظام جمهوری اسلامی، نقل‌قولی از او درباره دلیل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی انتخاب کرده و نوشته است.

توییتر علی خامنه‌ای نوشته است: «آن چیزی که عامل درجه یک و عامل مباشر در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است، انقطاع از مردم است. آن‌ها با مردم کاری نداشتند. هیچ رابطه‌ای بین رهبری شوروی و مردم وجود نداشت؛ یعنی رهبری آن‌ها، هیچ‌وقت نمی‌توانست روی مردم حساب کند.»

در اولین کامنتی که به این نوشته واکنش نشان داده، یک شهروند ایرانی وضعیت رهبر نظام جمهوری اسلامی را بدتر از انقطاع از مردم دانسته است.

شروع رهبری آیت‌الله خامنه‌‌ای در سی سال پیش، هم‌زمان با بحران در اتحاد جماهیر شوروی بود. هنوز چند ماهی از به قدرت رسیدن او نگذشته بود که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید و اثری غیرقابل‌انکار بر ذهن و زبان دومین رهبر نظام جمهوری اسلامی گذاشت. بخش بزرگی از تمایلات ضدغربی و ضدآمریکایی او پس از فروپاشی شوروی تقویت شده است.

نگرانی او از فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و نقش غرب و ایالات‌متحده در این سقوط، همزاد رهبری‌‌اش است. نزدیک ده سال پس از فروپاشی شوروی، آیت‌الله خامنه‌‌ای در یک سخنرانی در تهران گفت تحولات اواخر دوره شوروی را روزبه‌روز یادداشت می‌کرده و بعدها با اطلاعات تکمیلی دست اولی آن‌ها را بازنویسی کرده است.

در اواخر دوره دوم ریاست جمهوری «محمد خاتمی» در یک سخنرانی گفت که غرب و آمریکا به دنبال فروپاشی نظام جمهوری اسلامی در ایران هستند اما هشدار داد که چنین برداشتی اشتباه است چراکه به گفته او «اشتباه اولشان این است که آقای خاتمی، گورباچف نیست. اشتباه دومشان این است که اسلام، کمونیسم نیست. اشتباه سومشان این است که نظام مردمیِ جمهوری اسلامی، نظام دیکتاتوری پرولتاریا نیست. اشتباه چهارمشان این است که ایرانِ یکپارچه، شورویِ متشکّل از سرزمین‌های به هم سنجاق شده نیست. اشتباه پنجمشان این است که نقش بی‌بدیل رهبری دینی و معنوی در ایران، شوخی نیست.»

در توضیحی تکمیلی و جالب آیت‌الله خامنه‌‌ای توضیح داده که این ضعف دلیل اصلی فروپاشی شوروی نبوده بلکه به تعبیر او «عوامل فروپاشی در درون نظام شوروی وجود داشت و از آن عوامل دشمنشان بهترین استفاده را کرد. آن عوامل داخلی چه بود؟ فقر شدید اقتصادی، فشار بر مردم، اختناق شدید، فساد اداری و بوروکراسی. البته انگیزه‌های قومی و ملی هم در گوشه و کنار وجود داشت.»

بیست سال پس از جمع‌بندی او درباره اینکه چرا اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید، تمام نشانه‌های آن در جمهوری اسلامی بروز کرده است: فقر شدید اقتصادی، فشار بر مردم، اختناق شدید، فشار اداری و بوروکراسی و به بیان آیت‌الله خامنه‌ای انگیزه‌های قومی و ملی در گوشه‌ و کنار. ده‌ها نشانه برای هریک از این بحران‌هایی را که به گفته علی خامنه‌‌ای به سقوط شوروی انجامید می‌توان در ایران امروز دید.

در چنین وضعیتی و در سی‌امین سالگرد فروپاشی شوروی، به عقیده آیت‌الله خامنه‌‌ای مهم‌ترین دلیل سقوط را «انقطاع از مردم» دیده است، درحالی‌که مدتی است در شهرهای ایران شعارهای کم‌سابقه‌ای علیه شخص او سر داده می‌شود و بر دیوارهای شهر پایان حکومت او را آرزو می‌کنند.

به تعبیر علی خامنه‌‌ای «یک روز قدرت شوروی را هم کسی خیال نمی‌کرد از بین برود اما دیدید که رفت.»

آیا رهبران جمهوری اسلامی در جهانی موازی به سر می‌برند و تعابیر خود را هم از یاد برده‌اند؟

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .