اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for March, 2018

Mar 31 2018

ارتداد خفی و طلبه‌های بیلیاردباز، پیانیست و آتئیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: چهار دهه پس از حکومتی شدن اسلام در ایران، حوزه علمیه دچار بحرانی جدی شده و طلبه‌هایی را پرورانده است که تحت تاثیر “سه‌گانه جادویی” مدرنیته، جهانی‌شدن و علوم انسانی، هنجارهای اعتقادی حوزه علمیه را پس می‌زنند.

حوزه علمیه قم از اولین مراکز آموزشی در ایران بود که استفاده از کامپیوتر در آن رایج شد. مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی در سال ۱۳۶۸ تاسیس شد؛ تلاشی برای مجهز کردن حوزه‌های علمیه به تکنولوژی دنیای مدرن.

سلاحی که جمهوری اسلامی تصور می‌کرد با آن دروازه‌های جهان قرن بیستم را بر توپخانه اسلام شیعی می‌گشاید، پس از سه دهه ظاهرا دین را مغلوب جهانی شدن کرده است.

«گستره‌ی “ارتداد خفی” در میان طلبه‌ها چنان است که مثلا در مورد مساله‌ی خدا، برخی خودشان را آتئیست و برخی ندانم‌گرا می‌نامند. در مورد نبوت، برخی پیامبر را یک عارف معمولی و دین وی را حاصل تجارب عارفانه‌ی ایشان می‌دانند. در مورد مناسک، نماز و روزه را یا انجام نمی‌دهند یا التزام کاملی بدان ندارند. در مورد مساله‌ی امامت و… نیز تفاوت‌های آشکاری با نرم‌های رایج و رسمی دارند.»

این بخشی از نوشته‌ای است با عنوان «انعکاس خبر طلبه پیانیست» که جواد شریفی، طلبه حوزه علمیه مشهد، نوشته و در کانال «دین و جامعه» منتشر شده است. او به مشاهدات و تجربیات ده ساله خود و مصاحبه‌های مکررش با بسیاری از طلبه‌ها استناد کرده و از تغییری کیفی در حوزه علمیه خبر می‌دهد.

این طلبه از “ارتداد خفی” و “تشکیک‌های جدی” در ذهن و ضمیر بسیاری از طلبه‌ها می‌گوید که دامن حوزه علمیه را گرفته است. او از یک “سه‌گانه جادویی” نوشته که مانند “قبسی از آتش” دامن حوزه علمیه را گرفته است؛ مدرنیته، جهانی شدن و علوم انسانی. این سه عامل باعث شده است «نرم‌های اعتقادی که از سوی حوزه علمیه به طلبه‌ها تحمیل می‌شوند دیگر به اندازه کافی قانع کننده» نباشند. جواد شریفی از پس زدن این اعتقادات از سوی بسیاری طلبه‌ها نوشته است که توان نشان دادن بی‌اعتقادی خود را ندارند.

نسل چهارم بعد از انقلاب اسلامی در ایران، نسبت به نسل‌های قبل رابطه‌ای کاملا متفاوت با جهان می‌گیرد. حوزه علمیه نیز جزیره‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای‌ بسته ‌و جدا از جامعه نیست. آیا حوزه در حال پوست انداختن است؟
Iran Mohsen Kadivar Oppositioneller

محسن کدیور، پژوهشگر دینی و از منتقدان قرائت اسلام به شیوه جمهوری اسلامی

محسن کدیور، پژوهشگر دینی ساکن آمریکا معتقد است که برای تعیین دامنه طلبه‌هایی که دچار “ارتداد خفی” شده‌اند، نیاز به یک کار آماری و میدانی است. اما آن چه روشن است، تاثیر شبکه‌های اجتماعی و علوم انسانی بر آن‌هاست. او به دویچه‌وله فارسی می‌گوید:

«طلاب جوان در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند و اطلاع اجمالی از علوم انسانی پیدا کرده‌اند. آن‌ها به میزان حضورشان در شبکه‌های اجتماعی و به میزان اطلاع‌شان از علوم انسانی، از هر دو، یعنی هم مدرنیته و هم جهانی‌شدن متاثر شده‌اند. نگاه این بخش از طلاب نگا‌ه به علوم اسلامی به شکل سابق نیست. اما این که مدرسین حوزه، بخصوص آن‌هایی که سنتی هستند، اصلا در شبکه‌ها حضور دارند یا نه و آیا از علوم انسانی اطلاع حتی اجمالی و اندک دارند، پاسخ من مثبت نیست. بنابراین ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.»

“طلبه‌های ناطلبه”

شکافی که محسن کدیور از آن می‌گوید در نوشته جواد شریفی با مثال‌های زنده‌ای بیان شده است. او از “تغییرات بنیادی در ساحت فکری” طلاب گفته که نرم‌های رفتاری آن‌ها را تغییر داده است. از اشاعه پدیده‌ای به نام «عطش یونیک» بودن انسان مدرن در حوزه علمیه که «طلبه‌های ناطلبه» را پدید آورده است. طلبه‌هایی که دوست دارند بنوازند، فوتبال و بیلیارد بازی کنند یا استندآپ اجرا کنند و برای آن که مورد سرزنش هم‌صنفان خود و قشر سنتی جامعه قرار نگیرند، آن را در عبای دین می‌پیچند:

«مثلا می‌گویند یک روحانی بیلیارد باز سبب می‌شود جماعتی از اولیا اللهِ بیلیارد باز بوجود بیاید و مثلا بر سر بیلیارد قماربازی نکنند. آن روحانی که در شمایل بوقچی در ورزشگاه ظاهر می‌شود علاقه‌ی خود به حضور در ورزشگاه را ممکن است این گونه توجیه کند که حضورش سبب جذب دلهای افراد به روحانیت و یا اخلاقی‌تر شدن فضای ورزشگاه می‌شود.»

به عبارت دیگر میدان دادن به علایق فردی این گونه مستدل می‌شود که «محبوبیت و مرجعیت اجتماعی روحانیت که به برکت اسلام سیاسی و حضور پررنگ و البته ناموفق‌شان در اداره‌ی کشور از بین رفته است با این گونه کارها بیشتر می‌شود».

فراریان از اسلام؟

ولی پیامد این شکاف چیست؟ آیا می‌شود این طور نتیجه گرفت که اولین کشوری که اسلام در قرن بیستم بر آن حاکم شد، بیشترین فراریان از این دین را در قرن بیست و یکم به دنیا تحویل می‌د‌هد؟

محسن کدیور با این نتیجه‌گیری چندان موافق نیست و تعبیر دیگری از این فرار دارد. او معتقد است که در ایران نه اسلام که قرائتی خاص از آن به قدرت رسیده است؛ «قرائتی که ممکن است با خوانش و قرائت اکثر مسلمانان ایران سازگار نباشد. اگر این را بپذیریم، من معتقدم که در ایران یک اقلیتی به قدرت رسید که تفکرش حتی در بین علمای حوزه علمیه و مراجع تقلید هم در اکثریت نبوده و نیست؛ یعنی نظریه ولایت مطلقه فقیه.

اما این که آیا ما شاهد فراریان از اسلام با این قرائت رسمی خواهیم بود، پاسخ من مثبت است. یعنی همین اعتراض‌هایی که ما در دی‌ماه داشتیم و اعتراض دختران خیابان انقلاب و مانند آن‌، می‌شود ذکر کرد که این‌ها یک “نه” بزرگ به قرائت رسمی از اسلام است. من فکر می‌کنم مردم ایران دین ‌خود را از جمهوری اسلامی نگرفته‌اند که حالا با انحراف و فاسد شدن حکومت بخوا‌هند دین خود را کنار بگذارند.»
Ayatollah Mesbah Yzdi

محسن کدیور می‌گوید که ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.

به باور کدیورغیر از «استبداد دینی که تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه بر ایران حاکم است» و او آن را «ام‌الفساد جمهوری اسلامی» می‌داند، تبعیض جنسیتی، تبعیض دینی، تبعیض مذهبی و تبعیض بین فقها و توده مردم بر تفکر رسمی حوزه‌های علمیه نهادینه و ساختاری است.

او می‌گوید: «حتی اگر ولایت مطلقه فقیه هم نباشد، ما علما و فقهایی داریم که به ولایت فقیه قائل نیستند، اما به تساوی حقوقی زن و مرد، تساوی حقوقی مسلمان و نامسلمان و شیعه و سنی و فقیه و توده مردم هم قائل نیستند. تا این‌ها تجدید نظر نکنند، ما نمی‌توانیم شاهد یک جامعه سالم باشیم.

“خدا به چه اموری توجه داشته”

عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی نزدیک به اصلاح‌طلبان، اخیرا گفت‌وگویی داشته با محمدرضا نائینی، از اساتید حوزه علمیه قم و سپس نامه‌ای به او نوشته و آن را با اجازه او منتشر کرده است. او در نامه خود به آقای نائینی از تسلط شکل‌گرایی در حکومت دینی انتقاد کرده که دست جمهوری اسلامی را در قرن بیست و یکم در “حنا” می‌گذارد.

به باور عبدی «شکل‌گرایی در فقه و فقاهت و ناتوانی در به روز شدن آن یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف حوزه و روحانیت است، که نقطه قوت آنان را که فقه باشد به نقطه ضعف و پاشنه آشیل آن تبدیل کرده است».

او از دخالت روحانیت از موضع قدرت و سیاست در علوم اجتماعی و انسانی انتقاد کرده و یک مثال زده است:

«چند هفته پیش دختر یکی از دوستانم که سال اول پزشکی است تعریف می‌کرد که یک روحانی که درس معارف می‌داد برای اینکه نشان دهد چقدر مطلع است یا خدا به چه اموری توجه داشته!! و چه خلقت پیچیده‌ای داشته است، در سر کلاس معارف توضیح می‌داد که کودک از ترکیب دو اسپرم زن و مرد! بوجود آمده، و دانشجویان می‌خندیدند و متوجه نمی‌شد که چرا می‌خندند. از این نمونه‌ها از بالاترین سطوح تا پایین‌ترین‌ها را می‌توان ذکر کرد که جایگاه و کارکرد روحانیون را دچار مشکل جدی کرده است. انتشار این موارد در فضای مجازی موجب وهن شده است.»

اما این فقط اظهارنظر در علومی مثل پزشکی یا دخالت در اموری که ربطی به روحانیون ندارد نیست که کارکرد روحانیت را “دچار مشکل جدی” کرده است.

محسن کدیور به نبود دانش کافی در مورد علوم اجتماعی و انسانی اشاره می‌کند و می‌گوید آن‌ها نه تنها با این علوم آشنایی «نداشتند و ندارند»، بلکه «نیاز جامعه‌‌ها به علوم انسانی و اجتماعی را هم به رسمیت نشناخته‌اند. یعنی فکر می‌کنند با همان علوم سنتی می‌توانند هم به سوالات اعتقادی و فقهی و اخلاقی مردم پاسخ دهند و هم جامعه را اداره کنند. در حالی که اگر کسی در زمان ما از این علوم بهره‌ای نبرده باشد، نمی‌تواند پاسخ قانع‌کننده‌ای در بسیاری از حوزه‌ها، حتی در مباحث دینی به دینداران معاصر و بخصوص تحصیل‌کرده بدهد.»

باخت روحانیت در دیانت و سیاست؟

عباس عبدی در نامه‌اش به نائینی نوشته که مهم‌ترین مشکلی که روحانیت در ایران پس از انقلاب با آن مواجه شده، ترکیب نهاد قدرت و دین است، «زیرا این ترکیب موجب قدسی شدن سیاست نمی‌شود، بلکه عرفی شدن و تقدس‌زدایی از نهاد دین را تسهیل می‌کند. این کار سیاست را دینی نمی‌کند، دین را سیاسی می‌کند».

او معتقد است که روحانیت با دخالت در سیاست کارکرد سنتی خود را در جامعه از دست داد و «حتی نتوانست در سیاست براساس عرف موجود کارآمدی مناسبی را نشان دهد، در نتیجه هر دو وجه ماجرا را باخته است و هیچ‌کدام از دو نقش را نمی‌تواند بازی کند».

محسن کدیور به شعار «دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما» اشاره می‌کند که پس از انقلاب بر بزرگرا‌ه‌ها نقش بست و وارد کتاب‌های درسی شد.

کدیور می‌گوید: «بسیاری از فقهای شیعه و علمای دینی ایران به این شکل ورود دین به حکومت را باور نداشتند و با تجربه ‌جمهوری اسلامی هم در این نظر راسخ‌تر شدند. یعنی حتی اگر به لحاظ فلسفی، جامعه‌شناختی و علوم سیاسی هم به این نتیجه نرسیده باشند، اما وقتی دین‌گریزی را در میان مردم و جوانان به واسطه حکومت دینی و استبداد دینی مشاهده می‌کنند، آبه این نتیجه می‌رسند که بهترین راه برای حمایت از دین‌داری مردم این است که حکومت در امر دین و مساجد و حوزه‌های علمیه دخالت نکند. این هم به نفع دین است و هم به نفع حکومت و اداره جامعه. من فکر می‌کنم رشد فراوانی در این زمینه داشته‌ایم.»

عبدی به نائینی می‌گوید که «طرفدار جدایی دین از سیاست نیست»، بلکه «مخالف امتزاج» آن‌ها و «تقلیل دادن آن‌ها به یکدیگر» است.

محسن کدیور اما معتقد است که نظریه رسمی جمهوری اسلامی یعنی ولایت فقیه، «با جدایی دین از دولت تضاد آشتی‌ناپذیر دارد» و تنها زیر فشار اجتماعی ممکن است حذف شود.

No responses yet

Mar 30 2018

چرا ترامپ جای کره شمالی روی ایران تمرکز کرده است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

ایران وایر:
به اعتراف نهادهای امریکایی و بین المللی، ایران پس از «برجام» دیگر تهدید بالفعل برای امریکا به شمار نمی رود.

ترمیم های «دونالد ترامپ» درجمع مشاوران و دستیاران خود به روشنی نشان از «آرایش هدف‎دار» او برای مقابله با یک «چالش» دارد. انتصاب «مایک پمپئو» به جای «رکس تیلرسون» و انتصاب «جان بولتون» به جای «هربرت مک مستر» برای مقابله با کدام یک از چالش هایی است که ترامپ برای کشورش می بیند؟ «داعش»، «بشار اسد»، کوبا، کره شمالی، روسیه یا جمهوری اسلامی؟

از تمام کشورهای جهان، این نه ایران، بلکه کره شمالی است که آمریکا را تهدید به حمله اتمی کرده است. این رهبر جوان کره شمالی بود که خطاب به ترامپ گفت: «دکمه سلاح اتمی روی میز من است.» با چنین تهدیدی، چرا چندان که باید، کره شمالی کانون اختلافات ترامپ و اطرافیانش نیست؟ به گفته برخی نهادهای امریکایی و بین المللی، ایران پس از «برجام» دیگر تهدید بالفعل برای آمریکا به شمار نمی رود، تهدید بالفعل، کره شمالی است. با این حساب، چرا ترامپ تمرکز سیاست خارجی خود را بر مقابله با تهدید بالقوه تهران نهاده است و نه بر تهدید بالفعل پیونگ یانگ؟

پاسخ را باید در تل آویو و ریاض جست، کره شمالی تهدیدی علیه این دو نیست. کافی است به این دو لابی نیرومند توجه داشته باشیم تا بفهمیم «پروژه ایران» در کاخ سفید چرا و به چه منظور شکل گرفته و به کدام سو در حرکت است. بی دلیل نبود که دونالد ترامپ در دیدار اخیرش با «محمد بن سلمان»، ولیعهد و وزیر دفاع عربستان سعودی، به او توصیه کرد از تمرکز بر سوریه، قطر و گروه «حوثی» بکاهد و تمرکز خود را بر ایران بگذارد. این همان «مشت گره کرده» ترامپ است که موجب شد مشاوری هم‏چون جان بولتون را به حلقه یاران خود بیافزاید و وزیری چون تیلرسون را از این حلقه بیرون و اشکارا اعلام کند: «با تیلرسون در موضوعات مختلف، از جمله توافق هسته‌ای با ایران اختلاف نظر داشتم.»

یک یادآوری دیگر هم مهم است. جرج بوش، رییس جمهوری وقت امریکا از میان «طالبان» و «صدام حسین»، جنگ خود را با حمله به حلقه ضعیف (طالبان) آغاز کرد. او در انتخاب میان حمله به عراق چندپاره یا ایران نیز حمله به حلقه ضعیف تر، یعنی صدام را برگزید.

با رفتن «جرج بوش» و از روز استقرار «باراک اوباما» در کاخ سفید در روز اول بهمن 1387 تا فرارسیدن نوروز 1388، تنها دو ماه لازم بود که موج «تغییر» (شعاری که اوباما برگزیده بود) در کاخ سفید برای تعامل با تهران پدیدار شود. رییس جمهوری سیاه پوست با تبار مسلمانی در کاخ سفید در تصور هیچ یک از رهبران جمهوری اسلامی نمی گنجید که مزید بر این، فرا رسیدن نوروز 1388 را هم به مردم و رهبران نظام شادباش گفت. تبریک به مردم ایران ابتکار جدیدی نبود اما تبریک مستقیم تلویزیونی (نه کتبی) به رهبران نظامی با عنوان کامل «جمهوری اسلامی ایران» قطعا اقدامی نو بود. او در این پیام نوروزی هیچ فاصله ای بین رهبر و مردم ترسیم نکرد. اوباما در این پیام تصریح کرد:«می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران [بخوانید رهبر] جمهوری اسلامی صحبت کنم.» او خاطرنشان ساخت: «در بطن این جشن، آشتی برای ملت ها نهفته است.»

اوباما در ادامه نوآوری خود گفت «دست دوستی» به سوی ایران دراز می کند. او برای اولین بار دیپلمات های جمهوری اسلامی ایران (از جمله نویسنده) را به روز ملی آمریکا دعوت کرد. اما این نوآوری در روز اول فروردین 88 پاسخ خود را از رهبر جمهوری اسلامی در مشهد گرفت. «علی خامنه ای» دست دوستی اوباما را «دست چُدنی با دستکش مخملی» توصیف کرد و گفت که به آن امیدی نیست.

فرصت سوزی های رهبر جمهوری اسلامی به آن جا انجامید که با افزایش فشارهای داخلی بر اوباما، او دعوت از دیپلمات های ایران را پس گرفت. رییس جمهوری وقت مریکا نه تنها دست دوستی خود را پس کشید، که دیرتر سخت ترین تحریم های فلج کننده در تاریخ دیپلماسی جهان را بر ایران وضع کرد تا همان رهبر در سال 92 مجبور شود در سخن رانی خود در جمع افسران ارشد سپاه پاسداران تن به «نرمش قهرمانانه» [بخوانید منفعلانه] دهد. گویی او فراموش کرده بود که «امریکا هیچ غلطی نمی توان بکند».

ولی واقعیت آن بود که «حسن روحانی» بر زبان آورد: «تحریم ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیایید، تا مساله محیط زیست حل بشود، تا اشتغال جوان ها حل بشود، تا [مشکل] صنعت جامعه حل بشود، تا [مشکل] آب خوردن مردم حل بشود، تا منابع آبی زیاد بشود، تا بانک های ما احیا بشود و…»

این پروژه اما در مرحله اجرایی شدن برجام خوب پیش نرفت و دوباره مشکلات اقتصادی، ایران را به یک حلقه ضعیف تبدیل کرد.

باراک اوباما هم در سخنرانی اخیرش به ژاپن به نوعی این دوگانه مهم را توصیف کرد. او گفت اجماع و تاثیرگذاری بر ایران راحت از کره شمالی است، چون کره شمالی مبادلات اقتصادی اندکی با جهان دارد ولی مبادلات اقتصادی ایران گسترده تر و امکان اجماع و تاثیرگذاری بیشتر بود.

آیت الله خامنه ای برای رهایی از این ضعف اقتصادی، الگوی «اقتصاد مقاومتی» را پیشنهاد کرده است ولی نرمش «اسلام ناب محمدی» در برابر «شیطان بزرگ» برای جهیدن از «تله تحریم»، بیش از هر چیز ناتوانی «اقتصاد مقاومتی» را بر ملا کرده است. اگر امکان ساخت اقتصاد مقاومتی و خودکفایی به سبکی که مدنظر آیت الله خامنه ای است، وجود داشت، باید طی چند دهه پس از انقلاب در ایران بنا می شد نه این که پس از ناامیدی رهبر جمهوری اسلامی از ثمربخش بودن برجام.، سکه اقتصاد مقاومتی را ضرب کند.

از این زاویه است که به قدرت رسیدن ترامپ و تشکیل مثلث رویایی امریکا-عربستان-اسراییل، شرایط ایده آلی را فراهم آورده تا مشت گره کرده رییس جمهوری کنونی امریکا جایگزین دست دوستی اوباما شود. اگر چه رهبر جمهوری اسلامی ناتوان تر از آن بود که بتواند این تغییر پارادایم را در افق ببیند اما تحولات جاری کاخ سفید را بسیار پیش‎تر، «صادق زیباکلام»، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران به خوبی پیش بینی کرده بود. او ماه ها پیش از آرایش امروز در دولت امریکا گفت: «آن قدرها طول نخواهد کشید که خیلی‌ها از ایران چراغ به دست خواهند گرفت و به دنبال روزهایی که آقای اوباما در راس کاخ سفید بود، بگردند.»

No responses yet

Mar 30 2018

ادعای ورود دو جنگنده اسرائیلی به آسمان ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی


جنگنده اف−۳۵ اسرائیل
دویچه‌وله: به ادعای یک روزنامه کویتی، دو جنگنده اف−۳۵ اسرائیلی بدون رهیابی شدن توسط سامانه دفاع هوایی جمهوری اسلامی وارد آسمان ایران شده‌اند. طبق این گزارش، این جنگنده‌ها اهدافی در بندر عباس، اصفهان و شیراز را شناسایی کرده‌اند.

روزنامه کویتی الجریده روز پنجشنبه (۹ فروردین/ ۲۹ مارس) نوشت که دو جنگنده اف−۳۵ اسرائیلی طی ماه‌های گذشته وارد حریم هوایی ایران شده‌اند. الجریده خبر ادعایی خود را “نشانه تنش‌های فزاینده منطقه‌ای” به‌خصوص با توجه به حملات هوایی اخیر اسرائیل در سوریه، از جمله علیه پایگاه‌های ایرانی در این کشور، دانسته است.

این روزنامه کویتی با استناد به یک “منبع مطلع” مدعی شده است که این دو جنگنده اسرائیلی با عبور از آسمان سوریه و عراق، وارد حریم هوایی ایران شده و حتی اهدافی در بندر عباس، اصفهان و شیراز را شناسایی کرده‌اند.

تکذیب عراق

پس از انتشار این خبر تحسین الخفاجی، سخنگوی وزارت دفاع عراق، در گفت‌وگو با خبرگزاری روسی اسپوتنیک، ورود جنگنده‌های اسرائیلی به حریم هوایی این کشور را تکذیب کرد. الخفاجی گفت که سامانه پدافند هوایی عراق قادر است به نقض حریم هوایی این کشور واکنش نشان دهد و ایران نیز از رادارهای پیشرفته برخوردار است.

اما به ادعای الجریده، هر دو جنگنده اسرائیلی از پیشرفته‌ترین جنگنده‌های جهان هستند و توانسته‌اند در ارتفاعی بسیار بالا بر فراز نقاطی در ساحل خلیج فارس که احتمال داده می‌شده مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران باشند، پرواز کرده‌اند.

“دور زدن تمام رادارهای منطقه”

طبق این گزارش، جنگنده‌های اسرائیلی توانسته‌اند از چشم تمام رادارها، از جمله رادارهای نصب‌شده روسیه در سوریه پنهان بمانند. منبع این روزنامه کویتی از تأیید یا تکذیب هماهنگی این عملیات با ارتش آمریکا، که اخیرا با ارتش اسرائیل تمرین مشترک داشته، امتناع کرده است.

منبع الجریده تأکید کرده است، هفت جنگنده اف−۳۵ ارتش اسرائیل که اخیرا در یک سری عملیات در سوریه و مرز سوریه و لبنان شرکت کرده‌اند، می‌توانند بدون سوخت‌گیری دو بار مسیر اسرائیل تا ایران را بپیمایند.

روزنامه اسرائیلی “جروزالم پست” نیز امروز جمعه ضمن انتشار خبر روزنامه الجریده نوشت که اسرائیل در پنج سال گذشته حدود ۱۰۰ حمله هوایی علیه حزب‌الله لبنان، محموله‌های تسلیحاتی برای این جریان مورد حمایت ایران و علیه زیرساخت‌های سوریه داشته است.

بیشتر بخوانید: نتانیاهو: در صورت لزوم علیه ایران اقدام خواهیم کرد

ارتش اسرائیل روز ۲۱ مارس گذشته رسما مسئولیت حمله سال ۲۰۰۷ به تأسیسات اتمی سوریه در شمال آن کشور و نابودی آن را برعهده گرفت.

“حمله به ۱۲ هدف مرتبط با ایران در سوریه”

به گزارش جروزالم پست، جنگنده‌های اف−۱۶ اسرائیلی در ماه فوریه گذشته با گذشتن از حریم هوایی سوریه به ۱۲ هدف مرتبط با ایران در این کشور حمله کردند. به نوشته این روزنامه اسرائیلی، این حملات در واکنش به ورود پهپاد ایرانی به آسمان اسرائیل بوده که توسط سامانه دفاع هوایی اسرائیل سرنگون شد.

در این میان یک جنگنده اف-۱۶ اسرائیلی سرنگون شد که پدافند هوایی سوریه مدعی ساقط کردن آن است. مقام‌های اسرائیلی در پی سرنگون شدن “پهپاد ایرانی” در خاک آن کشور، تهدید کردند که به تکرار چنین اقداماتی واکنشی شدید نشان خواهند داد.

بیشتر بخوانید: سلامی: پهپاد سرنگون‌شده در اسرائیل آخرین پهپاد جبهه مقاومت نخواهد بود

با وجود ادعای ورود جنگنده‌های اسرائیلی به حریم هوایی ایران، مقام‌های نظامی جمهوری اسلامی بر تسلط کامل خود بر آسمان این کشور تأکید می‌کنند. از جمله فرزاد اسماعیلی، فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیا، شهریورماه سال گذشته (۱۳۹۶) از آسمان ایران به عنوان “امن‌ترین آسمان جهان” نام برده و گفته بود که جمهوری اسلامی با ۳ هزار و ۷۰۰ نقطه پدافندی در کشور، با هرگونه تجاوزی “قاطعانه” برخورد خواهد کرد. محمدرضا صادقی‌زاد، فرمانده پدافند هوایی منطقه غرب کشور نیز مهرماه گذشته تأکید کرده بود که پدافند هوایی جمهوری اسلامی “کوچکترین تحرک” در آسمان ایران را رصد خواهد کرد.

No responses yet

Mar 30 2018

وضعیت “نگران‌کننده” گلرخ ایرایی و آتنا دائمی در زندان قرچک

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: وضعیت جسمی دو زن زندانی نگران‌کننده است. گلرخ ایرایی در پی ۵۴ روز اعتصاب غذا، توان راه رفتن ندارد. یک طرف صورت آتنا دائمی نیز بی‌حس شده است. این دو فعال مدنی به “انتقال غیرقانونی” خود از اوین به قرچک ورامین معترض‌اند.
گلرخ ایرایی (راست) توان راه رفتن ندارد و یک طرف صورت آتنا دائمی بی‌حس شده است

آتنا دائمی (چپ) و گلرخ ایرایی

پس از گذشت نزدیک به دو ماه از آغاز اعتصاب غذای گلرخ ایرایی در زندان، او حتی توان راه رفتن هم ندارد؛ یک طرف صورت آتنا دائمی نیز بی‌حس شده است و نزدیکان این دو زندانی نگران سلامتی آنان هستند.

آتنا دائمی و گلرخ ابراهیمی ایرایی روز ۴ بهمن‌ماه سال گذشته (۱۳۹۶) “همراه با ضرب و شتم” از اوین به زندان قرچک ورامین منتقل شدند. این دو کنشگر مدنی که در اعتراض به این “انتقال غیرقانونی” روز ۱۴ بهمن‌ماه گذشته دست به اعتصاب غذا زده بودند، اینک در وضعیت نامناسب و نگران‌کننده‌ای به سر می‌برند.

روز ۲۶ بهمن‌ماه گذشته آتنا دائمی به اعتصاب غذای خود پایان داد و گلرخ ایرایی اعتصاب خشک خود را به تر تبدیل کرد. به گزارش هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر، در روز پنجشنبه (۹ فروردین/ ۲۹ مارس) پس از گذشت ۵۴ روز از آغاز اعتصاب غذای خانم ایرایی، او حتی توان راه رفتن هم ندارد.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

منابع نزدیک به این زندانیان در گفت‌وگو با هرانا، وضعیت گلرخ ایرایی را “به‌شدت نگران‌کننده” توصیف کرده و گفته‌اند: «خانم ایرایی با افت شدید فشار خون و خشک شدن زبان مواجه شده و به‌هیچ وجه توان راه رفتن ندارد. وزن وی نیز با دست‌کم بیست کیلو کاهش به کمتر از ۵۰ کیلوگرم رسیده است. خانم ایرایی از زدن سرم نیز امتناع کرده و گفته است چون وعده‌های قبلی مسئولین زندان مبنی بر پیگیری وضعیتشان عملی نشده است، به هیچ وجه حاضر به تزریق سرم نیست و همین مساله باعث نگرانی خانواده و نزدیکان وی شده است».

خانم دائمی نیز «دچار سرماخوردگی و تب شدید شده است؛ یک طرف صورتش دچار بی‌حسی شده و طی مراجعه‌ای که به بهداری داشته به وی گفته‌اند احتمالا در جریان انتقال آنها به بند مادران دچار شوک عصبی یا ضرب‌خوردگی شده و همین مسئله باعث از کار افتادن یکی از عصب‌های صورتش شده است».

به گزارش هرانا، این دو کنشگر مدنی روز ۲۱ اسفندماه از قرنطینه بند سه زندان قرچک ورامین “با ضرب و شتم” به بند مادران این زندان، جایی که محل نگهداری مادران و کودکان است، منتقل شده‌اند. آنان علاوه بر اعتراض به حضور در بندی که مخصوص مادران، کودکان و نوزادان است و با تأکید بر تأثیر منفی آن بر سلامتی‌شان، نگهداری خود در زندان قرچک را “موقت” دانسته و خواستار بازگشت به اوین بودند.

پیش‌تر گزارش شده بود که پس از انتقال آتنا دائمی و گلرخ ایرایی به بند مادران، نیروهای گارد زندان مجددا به آنها تأکید کرده‌اند که حق استفاده از تلفن را ندارند.

سازمان‌های و نهادهای بین‌المللی حقوق بشری، همچون عفو بین‌الملل، خواستار آزادی فوری آتنا دائمی، گلرخ ابراهیمی ایرایی و همسرش آرش صادقی شده‌اند. کمیته حقوق بشر پارلمان اروپا نیز حدود دو هفته پیش با انتشار اطلاعیه‌ای، ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت سلامتی این دو زن زندانی، از “رفتار ظالمانه و تحقیرآمیز” با آنان انتقاد کرد.

بیشتر بخوانید: کمیته ‌حقوق بشر پارلمان اروپا خواستار آزادی آتنا دائمی و گلرخ ابراهیمی شد

آتنا دائمی روز ۲۹ مهرماه سال ۹۳ بازداشت شد و ۸۶ روز در سلول انفرادی و تحت بازجویی بود. او روز ۲۸ دی‌ماه همان سال به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم دائمی به اتهام “تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، توهین به رهبری، توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی و اختفای ادله جرم” به ۱۴ سال زندان محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۷ سال حبس تقلیل یافت.

گلرخ ابراهیمی ایرایی نیز روز ۱۵ شهریورماه ۹۳ به‌همراه همسرش، آرش صادقی، بازداشت شد. این فعال مدنی اردیبهشت‌ماه ۹۴ به اتهام “توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام” در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر بدون حضور او تأیید گردید. خانم ایرایی سوم آبان‌ماه ۹۵ بدون دریافت احضاریه کتبی توسط مأموران امنیتی جهت اجرای حکم ۶ سال زندان خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

No responses yet

Mar 29 2018

جدال اطلاعات سپاه با قاسم سلیمانی بر سر چیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

رادیوفرانسه: سایت بهار وابسته به محمود احمدی نژاد متن کامل دفاعیات حمید بقایی، دستیار و معاون پیشین محمود احمدی نژاد، در دادگاه ۱۰۵٧ کارکنان دولت به ریاست قاضی حیدری را منتشر کرده است. در دفاعیه اش، حمید بقایی اتهام دریافت حدود ٣ میلیون و ٧٠٠ هزار یورو و چند هزار دلار وجه نقد از سوی سردار قاسم سلیمانی، فرماندۀ سپاه قدس، را تکذیب کرده و آن را اتهامی غیرمستند و واهی خوانده است.

حمید بقایی تأکید کرده است که طرح کنندۀ این اتهام سازمان اطلاعات سپاه پاسداران است. در واقع، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران مدعی است که این مبالغ جهت پرداخت رشوه به برخی رهبران کشورهای آفریقایی در چهاردهم مرداد ماه سال ۱٣٩۲ از سوی سردار قاسم سلیمانی در اختیار حمید بقایی قرار گرفته است.

حمید بقایی در دفاعیه اش پرسیده است : “به فرض محال که این اتهام صحت داشته باشد، آیا در این صورت من مقصرم یا آقای سردار قاسم سلیمانی که تحویل دهندۀ ارز بوده است؟” حمید بقایی همچنین پرسیده است : از کجا معلوم است که این ارزها صرف همان منظوری نشده که از سوی سردار قاسم سلیمانی طلب شده است؟

در واقع با این توضیحات و پرسش ها می توان پی برد که از خلال طرح اتهام فساد مالی علیه حمید بقایی، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، خواسته یا ناخواسته شخص قاسم سلیمانی، فرماندۀ سپاه قدس، را نیز در مظان اتهام قرار داده است.

محمود احمدی نژاد در نامه ای که دراینباره خطاب به قاسم سلیمانی نوشته نفس دریافت این پول ها را انکار نکرده، ولی او تأکید کرده است که این مبالغ از سوی سردار سلیمانی به خود او پرداخت شده و در نتیجه موضوعی است میان او، به عنوان رئیس جمهوری وقت، و فرماندۀ سپاه قدس سپاه پاسداران ایران، سردار قاسم سلیمانی.

در نامه اش به فرماندۀ سپاه قدس، محمود احمدی نژاد همچنین از قاسم سلیمانی خواسته بود که در واکنش به اقدامات دستگاه قضایی (و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران) سکوت اختیار نکرده و از خود واکنش نشان بدهد.

تاکنون رهبر جمهوری اسلامی، به عنوان فرماندۀ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، در خصوص این مسئله موضعگیری نکرده است. اما، با استناد به دو دستور مهم او می توان پی برد که او نیز درگیر جدال های پنهان میان فرماندهان سپاه پاسداران شده است.

رهبر جمهوری اسلامی که با شعار “اقتصاد مقاومتی” طی دو سال پیاپی خواستار حضور پررنگتر سپاه پاسداران در اقتصاد کشور شده بود، به تازگی از وزیر دفاع دولت یازدهم خواست که مانع از “فعالیت های اقتصادی غیرمرتبط” نیروهای نظامی کشور بشود، هر چند سپاه پاسداران انجام هر گونه “فعالیت اقتصادی غیرمرتبط” را تکذیب کرد.

رهبر جمهوری اسلامی ایران در پیام اخیر نوروزی اش سال ۹٧ را سال حمایت از کالاهای داخلی نامید. بسیاری از ناظران این شعار را علیه آن دسته از فرماندهان سپاه پاسداران تعبیر کردند که درگیر واردات قاچاق کالا در کشور هستند که رقم غیررسمی آن به بیش از ۴٠ میلیارد دلار در سال بالغ می شود.

در نامه ای که محمود احمدی نژاد پریروز ششم فروردین خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران، علی خامنه ای، نوشت بار دیگر حمید بقایی را فردی “پاکدست” توصیف کرد و اتهامات ایراد شده علیه او را بی اساس خواند و به همین خاطر خواستار “دستور قاطع” رهبر جمهوری اسلامی برای رفع اتهام از حمید بقایی شد.

No responses yet

Mar 28 2018

گفتگوی نمایندگان اتحادیه اروپا درباره ‘تحریم‌ ایران’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,برجام,تحریم,روابط بین‌المللی,سیاسی

بی‌بی‌سی: خبرگزاری رویترز به نقل بعضی از دیپلمات‌ها که نامشان را ذکر نکرده گفته نمایندگان کشورهای عضو اتحادیه اروپا درباره پیشنهاد وضع تحریم‌های جدید علیه ایران گفتگو کرده‌اند.

به گفته این دیپلمات‌ها، ممکن است که تصمیم درباره تحریم ایران در نشست ماه آینده وزیران امور خارجه این اتحادیه نهایی شود.

براساس مدارکی که به دست رویترز رسیده، فرانسه، بریتانیا و آلمان با اشاره به “برنامه موشکی بالستیک ایران و نقش این کشور در جنگ سوریه” خواهان تحریم‌های جدیدی علیه تهران شده‌اند.

رویترز گزارش داده که فهرستی از اسامی مقامات ایرانی که در برنامه موشکی جمهوری اسلامی و نیز در حمایت از حکومت بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، نقش دارند تهیه شده است.

در صورت تحریم این افراد، آنها از سفر به کشورهای عضو اتحادیه اروپا منع خواهند شد. همچنین دارایی‌های احتمالی آنان در اروپا مسدود و شرکت های مستقر در این اتحادیه اجازه مبادلات مالی و تجاری با آنها را نخواهند داشت.

یکی از منابع رویترز به این خبرگزاری گفته است که حمله موشکی اخیر حوثی های یمن به عربستان سعودی – که یک کشته برجای گذاشت و ریاض ایران را مسوول آن می‌داند – یکی از دلایل تحریم احتمالی برنامه موشکی ایران است.

مقامات ایرانی حمایت تسلیحاتی و موشکی از حوثی ها را رد می‌کنند و می گویند فقط کمک های “مستشاری و معنوی” در ا ختیار آنها قرار می‌دهند.

به گفته منابع رویترز، اتحادیه اروپا قصد دارد که تحریم‌های احتمالی خود را تا قبل و یا در روز نشست وزیران امور خارجه کشورهای عضو این اتحادیه که قرار است در ۲۷ فروردین برگزار شود، وضع بکند.

اتحادیه اروپا قصد دارد که با وضع تحریم های جدید دولت آمریکا را به ماندن در توافق اتمی قدرت‌های بزرگ جهانی با ایران (برجام) ترغیب بکند.

رئیس جمهوری آمریکا باید تا روز ۲۲ اردیبهشت (۱۲ مه) درباره تمدید لغو تحریم‌های هسته ای آمریکا علیه ایران تصمیم بگیرد.

کاخ سفید روز دوشنبه بار دیگر هشدار داد احتمال دارد رئیس جمهور آمریکا تا کمتر از دو ماه دیگر تصمیم به خروج از این توافق بگیرد.

راج شاه، معاون سخنگوی کاخ سفید، با تاکید بر این موضع که دونالد ترامپ همواره برجام را یکی از بدترین توافق‎های بین‎المللی تاریخ آمریکا خوانده، گفت: “او خواهان اعمال تغییراتی در این توافق در سطح کنگره آمریکا و متحدان اروپایی ما شده است. اگر تغییرات انجام نشود، او آماده است که به طور بالقوه از توافق خارج بشود.”

پیشتر، باب کورکر، سناتور جمهوریخواه و رییس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، گفته بود که انتظار دارد دونالد ترامپ در ماه مه از برجام خارج شود، آقای کورکر بعید دانسته بود که متحدان اروپایی واشنگتن بتوانند بر سر یک چارچوب مشترک در قبال اعمال تغییراتی در برجام به توافق برسند.

No responses yet

Mar 28 2018

اختصاص ۵۰۰ میلیارد تومان برای فیلتر تلگرام و اینستاگرام؛ چین و «وی‌چت» به کمک ایران آمدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,روسیه,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


آمدنیوز: کمیته فنی و حاکمیتی با مدیریت «آذری جهرمی» برای اعمال فیلترینگ بر تلگرام و شبکه‌های اجتماعی خارجی از متخصصان چینی و تیم «وی‌چت» دعوت به همکاری کرده است.

به گزارش منابع خبری «آمدنیوز»، تیم فنی و حاکمیتی برای اِعمال فیلترینگ بر پیام‌رسان تلگرام، با بودجه پانصد میلیارد تومانی و مدیریت «جواد آذری جهرمی» با نام سازمانی «جواد ناظری»، در حال برگزاری جلسات فشرده‌ی فنی برای اعمال فیلترینگ بر تلگرام و اینستاگرام در ایران هستند.

هم‌زمان، حکومت ایران از طریق سازمان امنیتی روسیه (اف اس بی) با فشار به مدیران شرکت تلگرام، تلاش می‌کنند به اطلاعات کاربران این پیام‌رسان محبوب دسترسی پیدا کنند که علی‌رغم صدور حکم دادگاه در روسیه، شرکت تلگرام زیر بار این فشار نرفته و به دادگاه‌های اروپایی برای نقض آزادی بیان شکایت کرده است.

«آذری جهرمی» وزیر امنیتی دولت حسن روحانی که یکی از نیروهای معاونت فنی وزارت اطلاعات بود و به دلیل انجام مفاسد متعدد از این وزارت اخراج شد، با نام سازمانی «جواد ناظری» اقدام به واردات غیرقانونی «کیف‌های شنود» از شرکت کمپیوت انگلستان و «دستگاه‌های شبیه‌ساز صدا» برای سازمان اطلاعات سپاه کرد. وی در ایران به «وزیر عدم ارتباطات» مشهور شده است.

علی‌رغم افشاگری‌های «آمدنیوز» از نوع فعالیت‌های غیرقانونی و «تحدیدکننده آزادی مردم» توسط این وزیر امنیتی در مردادماه ۱۳۹۶، مجلس دهم و لیست امید به این وزیر فاسد رأی اعتماد داد.

«جواد آذری جهرمی» با اختصاص بودجه پانصد میلیارد تومانی برای فیلترینگ تلگرام از کارشناسان سایبری چین و متخصصان فنی شرکت «وی‌چت» برای مقابله با تکنولوژی «بلک چین» شرکت تلگرام دعوت به همکاری کرده است. وی هم‌چنین کارشناسان «قرارگاه سایبری خیبر» متشکل از کارشناسان وزارت دفاع، وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه و وزارت ارتباطات نیز برای این فیلترینگ دعوت به همکاری کرده و مبالغ کلانی را به پیشنهادات کاربردی و حقوق و مزایای افراد اختصاص داده است.

بر اساس گزارش منابع خبری «آمدنیوز»، قرار است هم‌زمان تمامی شبکه‌های پیام‌رسان خارجی از جمله «اینستاگرام» در ایران فیلتر شود اما هدف‌گذاری اولیه برای فیلتر تلگرام تعیین شده است. این تیم در حال بررسی فنی برای مسدود کردن «وی‌ پی ان»ها در ایران هم‌زمان با فیلترینگ تلگرام و اینستاگرام در ایران است تا دسترسی مردم به پیام‌رسان‌های خارجی با برنامه‌ریزی قبلی به طور کل مسدود شود.

این طرح قرار است تا ابتدای تابستان سال‌جاری عملیاتی شود و به نظر می‌رسد اجرای آن همزمان با «خروج آمریکا از برجام» و «طرح کودتای نظامی سپاه علیه دولت حسن روحانی» عملیاتی خواهد شد.

در اعتراضات گسترده‌ی دی‌ماه مردم ایران، حاکمیت مجبور به فیلتر تلگرام در ایران شد که محمود صادقی به نقل از علی لاریجانی در توییتر خود نوشت که در این مدت کوتاه، بیش از ۳۰ میلیون تن از مردم از فیلترشکن برای دسترسی به این پیام‌رسان استفاده کرده‌اند.

در اسفندماه سال ۱۳۹۶، «جواد کریمی قدوسی» از سرداران سپاه و نماینده مردم مشهد که خواهر زاده‌ی او در سازماندهی تظاهرات علیه دولت روحانی در تجمعات دی‌ماه مشهد نقش اساسی داشت، از وجود اختلافات عمیق میان حسن روحانی و سپاه پاسداران پرده برداشت و گفت: حسن روحانی به دلیل فعالیت سپاه پاسداران علیه دولت وی، از اختصاص بودجه به این نهاد نظامی خودداری کرده و اظهار کرده «کشور تنها به یک ارتش نیاز دارد.»

هم‌چنین «محمدعلی پورمختار» دیگر سردار سپاه و رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نیز در ۲۷ اسفندماه ۱۳۹۶ اظهار کرد: «اگر یک نظامی رئیس‌جمهور شود حتما می‌تواند کشور را از مشکلات نجات بدهد.»

هم‌زمان با فشارهای بین‌المللی بر ایران برای براندازی نظام فعلی و خواست اکثر مردم برای تغییر ساختار نظام، زمزمه‌ها برای کنار زدن حسن روحانی از ریاست دولت و انجام کودتای نظامی علیه وی در محافل امنیتی داخلی و میان مسئولان کشور شدت یافته که فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی با همکاری «آذری جهرمی» وزیر امنیتی دولت روحانی در این راستا ارزیابی می‌شود.

ممکن است بودجه‌ی پانصد میلیارد تومانی فیلترینگ تلگرام، «مخفیانه» توسط سپاه و بیت رهبری یا «غیر آگاهانه» توسط دولت حسن روحانی به این‌کار اختصاص داده شده باشد.

پیش‌تر «آمدنیوز» هشدار داده بود که «آذری جهرمی» در اعتراضات سراسری دی‌ماه، با استقرار مخفیانه در مرکز سوئیچینگ سازمان اطلاعات سپاه، به تهدید مردم و رصد سایبری آنان اقدام کرده است که با اطلاع حسن روحانی از این موضوع و هشدار او به این وزیر فاسد، «آذری جهرمی» گفته بود: «من آتش به اختیارم و در این موارد به دستور آقا عمل می‌کنم.»

No responses yet

Mar 28 2018

حرکت النجباء؛ مهره چند منظوره قاسم سلیمانی در عراق و سوریه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,خاورمیانه,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: النجباء یک گروه اسلامی – جهادی است که به حاکمیت مطلق اسلام اعتقاد دارد و با الگو قرار دادن «حزب الله» لبنان، خود را ملتزم به تبعیت از تز «ولایت فقیه» و پیروی از آیت الله علی خامنه ای می داند.

سال ٢٠١٤در نتیجه ائتلاف چندین گروه جهادی، نیرویی به نام «حشد شعبی» به وجود آمد. سپاه «بدر»، «حزب الله» عراق، «عصائب اهل حق» و «حرکت النجباء» معروف ترین گروه های تشکیل دهنده حشد شعبی هستند که نزدیک ترین گروه ها به سپاه «قدس» جمهوری اسلامی ایران نیز به شمار می روند.

پس از جنگ نجف در سال ۲۰۰۴، هنگامی که سپاه «مهدی» وابسته به «مقتدی صدر»، روحانی با نفوذ شیعه با امریکایی‌ها و دولت عراق آتش‌بس کرد و جنگ متوقف شد، گروهی از شبه نظامیان بدون توجه به دستورات او به درگیری ادامه دادند. «قیس الخزعلی» و «اکرم الکعبی» رهبری این گروه را بر عهده داشتند. صدر به دنبال منحل کردن سپاه مهدی، در نوامبر ٢٠٠٨ تیپ «یوم الموعود» را تشکیل داد و از سایر گروه‌ها درخواست کرد که به این گروه جدید بپیوندند اما آن ها نپذیرفتند. با انحلال سپاه مهدی، الخزعلی و الکعبی به طور کامل راه خود را از صدر جدا کردند و گروه عصائب اهل حق که از سال ٢٠٠٦ در دل سپاه بدر شکل گرفته بود را رسما تشکیل دادند.

از سال ٢٠٠٤ به بعد عمده فعالیت های این گروه علیه نیروهای ائتلاف، به ویژه امریکایی ها بوده است. این گروه تاکنون مسوولیت بیش از شش هزار حمله ریز و درشت در عراق را بر عهده گرفته است. حمله به ساختمان استانداری کربلا در ٢٠ ژانویه ٢٠٠٧ یکی از حملات مهم عصائب اهل حق به شمار می آید که هدف از آن، ضربه زدن به نیروهای امریکایی مستقر در آن بود. این حمله به کشته شدن یک سرباز امریکایی و گروگان گرفته شدن چهار سرباز دیگر انجامید.

پیش از آن، این گروه در ماه می ٢٠٠٧ نیز یک کارشناس ٣٧ ساله بریتانیایی به نام «پیتر مور» را ربودند. چند روز پس از ربوده شدن او، روزنامه «گاردین» در گزارشی نوشت ربوده شدن کارشناس انگلیسی با نقشه و کمک سپاه قدس ایران انجام شده است.

این ماجراها منجر به بازداشت قیس الخزعلی توسط دولت عراق شد. علت بازداشت نیز حمله نیروهای تحت امر او به سربازان عراقی و امریکایی بود. او سه سال بعد در جریان یک معاوضه آزاد شد. در میان کسانی که در این معاوضه آزاد شدند، پیتر مور، کارشناس بریتانیایی هم بود.

پس از دستگیری قیس الخزعلی، اکرم الکعبی به عنوان جانشین وی، اداره امور را به دست گرفت. او که از سال ٢٠٠٤ به بعد دوره های نظامی زیادی را در ایران گذرانده بود، حضورش پر دردسر شد. سال ٢٠٠٨ ارتش عراق دوباره کنترل شهرک «صدر» که محل تجمع و فعالیت های این نیروها بود را به دست گرفت و سپاه مهدی را غیرقانونی اعلام کرد. اکرم الکعبی همراه بسیاری از جنگ‎جویان و رهبران عصائب اهل حق به ایران گریخت. در همان سال وزارت خزانه داری امریکا الکعبی را فردی خطرناک برای امنیت ملی امریکا معرفی و نام او را در لیست تحریم های خود ثبت کرد.
سال ٢٠١١ الکعبی به نمایندگی از عصائب اهل حق به سوریه رفت تا زمینه های تشکیل یک گردان نظامی را در آن جا فراهم کند. در این دوران، قیس الخزعلی هم از زندان آزاد و دوباره چهره مهم عصائب اهل حق شده بود.

رفتن الکعبی به سوریه، مقدمه تشکیل یک نهاد تازه شد. او سال ۲۰۱۳ گردان «عمار بن یاسر» را در سوریه راه اندازی کرد ولی نهاد اصلی که متولد شد، «جنبش مقاومت اسلامی حرکت حزب الله النجباء» بود که به اختصار، النجباء نامیده می شود.

النجباء یک گروه اسلامی – جهادی است که به حاکمیت مطلق اسلام اعتقاد دارد و با الگو قرار دادن «حزب الله» لبنان، خود را ملتزم به تبعیت از تز «ولایت فقیه» و پیروی از آیت الله علی خامنه ای می داند. عصائب اهل حق هم پیرو و مبلغ خامنه ای بودند و سال ۲۰۱۲ پوسترهای رهبر جمهوری اسلامی را در عراق پخش می کردند. ولی وابستگی النجباء بیش تر بود.

شبکه تلویزیونی «الکوثر» که متعلق به این گروه است، به صورت روزانه سرودی را با عنوان «یا خامنه ای، سیدی» پخش می کند که در آن از رهبر جمهوری اسلامی به عنوان «قائد»، «رهبر» و «مرشد» نام برده می شود.

هرچند مرکز فعالیت های النجباء، عراق است ولی خود را مدافع ممالک و بلاد مسلمانان می داند. این گروه حرکت در مسیر آماده سازی شرایط برای ظهور امام زمان و مقابله با امریکا و اسراییل را مهم ترین اهداف خود بیان و هم‏سویی با جمهوری اسلامی را در این راستا تفسیر می کند. فرماندهان النجباء به ارتباط نزدیک و تنگاتنگ خود با جمهوری اسلامی افتخار می کنند و این رژیم را اصلی ترین حامی و پشتیبان خود می دانند.

اکرم الکعبی در این رابطه گفته است: «باید اعتراف کنم که جمهوری اسلامی در همه موارد از ما حمایت می کند؛ به ویژه در زمینه تسلیح و آموزش نیروهایمان.»

در سایت این گروه به نقل از الکعبی آمده است: «ما همواره خود را نیروی سردار رشید اسلام، حاج «قاسم سلیمانی» [فرمانده سپاه قدس] دانسته و با مشورت با ایشان به حرکت خود ادامه می دهیم. با توجه به ارتباط مستقیم او با ولی فقیه، برای ما نماینده اسلام و مسلمین محسوب می شود.»

تعداد نیروهای النجباء در سال۲۰۱۷، ١٠ هزار نفر تخمین زده شده است. این نیروها در قالب چندین گردان نظامی به نام های «عمار بن یاسر»، «امام حسن مجتبی» و «حمد» سازمان‎دهی شده اند. گردان عمار بن یاسر از اوایل سال ٢٠١٣ در حومه دمشق و شعبا فعالیت خود را آغاز کرد و تأمین امنیت مسیر فرودگاه دمشق به آن ها سپرده شد. سپس نیروهای این گردان در جنگ حلب شرکت و هم‌زمان با آن یک آکادمی نظامی را در آن جا برپا کردند.
فرمانده سپاه قدس ایران در سال ٢٠١٦ از این آکادمی بازدید کرد و پس از آن بود که دولت سوریه مسوولیت حفاظت از فرودگاه حلب را به تکاوران النجباء واگذاشت. نیروهای گردان های عمار بن یاسر و حمد نیز در طول پنج سال حضور خود در سوریه، در بیش تر مناطق این کشور به دفاع از رژیم «بشار اسد» پرداخته اند. نیروهای گردان حمد که در به کارکیری سلاح های سنگین استعداد و توانایی دارند، همراه با دیگر جنگ‎جویان النجباء در سوریه نقش مهمی در تغییر معادلات نظامی به نفع دولت بشار اسد داشته اند.

هرچند بخشی از نیروهای النجباء در تشکیل نیروی حشد شعبی سهیم بوده اند ولی این گروه خود را بزرگ تر از آن می داند که فعالیت هایش را به عراق و حشد شعبی محدود کند و علاوه بر عراق، اقدام به جذب نیرو از کشورهای دیگر نیز کرده است. النجباء ١٩ ماه ٢٠١٣ در بیانیه ای کشته شدن نُه عضو سعودی، هشت عضو یمنی و شش عضو کویتی خود را در سوریه اعلام کرد. ملیت کشته شده ها، ترکیب چند ملیتی این گروه را به خوبی نشان می داد.

چند ماهی است که گروه النجباء تهدیدات خود علیه امریکایی ها را تشدید کرده و به آن ها در مورد حمله به نیروهای جهادی شیعه در عراق و سوریه هشدار داده است. این گروه مخالفت خود را نیز با حضور نیروهای امریکایی در عراق اعلام و از دولت عراق درخواست کرده است جای استفاده از مستشاران نظامی امریکایی، از نیروهای حشد شعبی و سپاه قدس استفاده کند.

اکرم الکعبی چند ماه پیش به هنگام سفر به بیروت، با حضور در استودیوی تلویریون «المنار» حزب الله، نقش ائتلاف غربی/ عربی را در تحولات عراق مخرب و شیطنت آمیز دانست و هشدار داد در صورت تداوم اقدامات امریکایی ها، آن ها را هدف قرار خواهند داد.

در سطح منطقه ای نیز النجباء در تلاش است با حزب الله لبنان یک ائتلاف تشکیل دهد. سفر الکعبی به این کشور و دیدار با «سید حسن نصرالله» را باید در این راستا تفسیر کرد؛ رویدادی که نگرانی اسراییل و امریکا را در پی داشته است.
تشکیل گردان «جولان» توسط النجباء که هدفش عقب راندن اسراییل از بلندی های جولان اعلام شده، یک گام دیگر این گروه برای یافتن متحدان تازه است.

این گروه در انتخابات پارلمانی عراق که ماه می ۲۰۱۸ قرار است برگزار شود، به صورت مستقل شرکت ندارد و در چهارچوب ائتلاف «فتح المبین» که «هادی عامری» رهبر آن است، حضور دارد. هادی عامری که از نزدیک ترین چهره ها به قاسم سلیمانی است، اگر بتواند بازی انتخاباتی آینده را ببرد، این شانس را دارد که نخست وزیر عراق شود. در این صورت، دوران تازه ای برای گروه هایی مثل النجباء شروع می شود؛ دورانی که محصول سرمایه گذاری و طراحی ایران برای تصرف هرچه بیش تر عراق است.

No responses yet

Mar 28 2018

مریم شریعتمداری یکی از دختران خیابان انقلاب به یک سال زندان محکوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


صدای آمریکا: گزارش ها حاکی از آن است که مریم شریعتمداری، یکی از معترضان به حجاب اجباری، به یک سال زندان محکوم شده است.

اگر چه دستگاه قضایی ایران حکم او را منتشر نکرده است اما نسرین ستوده، وکیل خانم شریعتمداری روز سه شنبه هفتم فروردین به برخی از سایت های خبری گفت که موکل او به اتهام «تشویق به فساد از طریق کشف حجاب» به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.

موج اعتراض نمادین به حجاب اجباری از دی ماه سال گذشته آغاز شد و در جریان آن، زنان و دختران در تهران و چند شهر بزرگ ایران روی محل بلندی در یکی از خیابان‌های اصلی ایستاده و روسری خود را از سر برداشتند و سر چوب زدند.

از آنجا که این حرکت از محلی در خیابان انقلاب تهران آغاز شد، این معترضان به «دختران خیابان انقلاب» یا «زنان خیابان انقلاب» مشهور شدند.

مریم شریعتمداری۳۲ ساله، چهارم اسفند گذشته با انجام حرکتی مشابه در خیابان انقلاب، روسری خود را برداشت و روی دست تکان داد. در جریان این اقدام، یک مامور پلیس با حرکتی خشن او را از روی سکو به پایین پرت کرد که موجب آسیب دیدن پای او شد.

تصویری از لحظه حمله مامور پلیس و به زمین انداختن مریم شریعتمداری.

تصویری از لحظه حمله مامور پلیس و به زمین انداختن مریم شریعتمداری.

هنوز خبری از برخورد با ماموری که به این زن حمله کرد، منتشر نشده است.

حکم زندان مریم شریعتمداری دومین محکومیت برای دختران خیابان انقلاب است. پیشتر دادستان تهران اعلام کرده بود که یکی دیگر از این زنان به ۲۴ ماه زندان محکوم شده اما ۲۱ ماه آن برای پنج ماه تعلیق شده است. رسانه ها مدتی بعد اعلام کردند که دختری که دادستان تهران از محکومیت او سخن گفت، نرگس حسینی است.

پیش از این شهیندخت مولاوردی معاون رئیس جمهور در امور زنان بدون اسم بردن از خانم شریعتمداری گفته بود ضرب و شتم یکی از دختران معترض به حجاب را از طریق وزارت کشور پیگیری کردم. اما به نظر می رسد پیگیری خانم مولاوردی هنوز به نتیجه ای منتهی نشده است.

حرکت اعتراضی دختران و زندان در ایران در اعتراض به حجاب اجباری بازتاب داخلی و خارجی گسترده ای در پی داشت.

رهبر جمهوری اسلامی این حرکت را «اقدامی حقیر» خواند، اما برخی نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر از جمله «عفو بین‌الملل» و «دیدبان حقوق بشر» سرکوب معترضان به حجاب اجباری را محکوم کرده و خواهان آن شدند که جمهوری اسلامی ایران به پیگرد زنانی که به طور مسالمت‌آمیز به قوانین حجاب اجباری اعتراض کرده‌اند، خاتمه دهد.

No responses yet

Mar 27 2018

ایران برای حل مشکل بی آبی به کمک اسراییل نیاز دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی,محیط زیست

ایران وایر: نازی معینیان کاندیدای دکترای علوم سیاسی در «دانشگاه سنت آندروز»

مشکل کم‌آبی در ایران ماجرای جدیدی نیست. این مشکل به چند دهه پیش برمی‌گردد؛ پیش تر از زمانی‌که محمدرضا پهلوی از دانشمندان اسراییلی کمک خواست. فن‏آوری که اسراییلی ها در همان زمان به ایران عرضه کردند، هم‏چنان استفاده می‌شوند. سیستم‌هایی هم که مورد استفاده قرار گرفتند، امروز فرسوده شده‌اند بدون آن‌که جایگزینی برای آن ها وجود داشته باشد. یکی از راه های نجات ایران از نابودی و خشک‎سالی، همکاری دوباره با اسراییل است.

بانک جهانی در گزارش سال ۲۰۰۷ خود اعلام کرد که کاهش سالانه منابع داخلی آب شیرین در ایران ۶/۳ برابر شاخص‌های جهانی است و کشاورزی عامل ۹۱ درصد کاهش سالانه منابع آب شیرین در ایران است. از طرف دیگر، قنات‌های مورد استفاده ایران خشک شده‌اند و بارش باران دیگر کفاف این قنات‌ها را نمی‌دهد. برای همین، بزرگ‌ترین تهدید امروز ایران، کمبود آب است.

قنات‌های ایران با فن‏آوری هزاران سال پیش، روی شیب‌ها ساخته شده اند تا با کمک جاذبه زمین، آب را به مزرعه‌های پایین خود بفرستند. اما ایران به دلیل افزایش جمعیت، مدرنیزه شدن و تغییر شرایط اقتصادی، به فن‏آوری جدیدتری نیاز پیدا کرده بود. محمدرضا پهلوی در سال ۱۹۶۰ از این مساله آگاه بود و برای همین در همان سال به سازمان ملل رفت تا درخواست کمک کند. در نتیجه این سفر، «آری ایسار»، پروفسور اسراییلی به ایران دعوت شد تا با سفر به سرتاسر کشور، ایران را از خشک‎سالی آتی نجات دهد.

در آن زمان، دانشمندان ایرانی فهم و علم نجات ایران از معضل آب را داشتند اما فن‎‎آوری آن را نه. برای همین همکاری عمیقی بین دو کشور ایجاد شد و در گام اول، ۱۲ دانشمند اسراییلی در ایران مستقر شدند تا دانشمندان ایرانی را با سیستم‌های آب و آبیاری جدیدتری آشنا کنند. سیستم آبیاری قطره‌ای که توسط «سیمخا بلاس» اختراع شده بود، همان زمان به ایران وارد شد و نه تنها در مزرعه‌های ایران به کار افتاد بلکه دانشمندان اسراییلی توانستند در همکاری با مزرعه‌داران، به آن‌ها آموزش دهند که چه محصولاتی بنا بر میزان مصرف آب می‌تواند در ایران تولید بهتر و موثرتری داشته باشد. در آن‌زمان تولید محصول در مزرعه‌های ایران دو تا چهار برابر بیش تر شد.

سیمخا بلاس که در اوایل دهه ۱۹۳۰ متوجه خشک‎سالی اسراییل شده بود، سیستم آبیاری قطره‌ای را برای حل معضل کم آبی اختراع کرد. امروزه ۱۵۰ کشور دنیا از این سیستم بهره می‌گیرند. در این سیستم، بدون انتظار باران یا باز کردن ناگهانی آب در مزارع، گیاهان یاد می‌گیرند که انرژی خود را به جای انتظار آب، در محصول به کار گیرند. ثابت شده است محصول ‌مزارعی که از این سیستم استفاده می‌کنند، دو تا چهار برابر بیش تر می‌شود. پس اگر جمهوری اسلامی بخواهد، می‌تواند در همکاری با اسراییل، چنین سیستمی را در ایران هم پیاده کند.

سال ۱۹۶۲ هنوز دانشمندان اسراییلی در ایران بودند که زلزله «بویین‌زهرا» قزوین را لرزاند و در کنار بیش از ۲۰ هزار انسان که جان باختند، نهرها و سیستم‌های قدیمی آبیاری هم از بین رفتند. مزرعه‌داران بسیاری در اثر این زلزله صدمه خوردند. همین دانشمندان اسراییلی اما توانستند کمک کنند و سیستم جدیدی برای قزوین بسازند که الگوی بقیه شهرها شد. محمدرضا پهلوی از آن سیستم در بسیاری از شهرستان‌های دیگر ایران هم استفاده کرد. حضور و همکاری دانشمندان اسراییلی در ایران تا سال ۱۹۷۹ و تا انقلاب همان سال ادامه داشت.

این همکاری‌ها به جز در زمینه آب، در نجات حیوانات رو به انقراض هم جریان داشت. «رونن برگمان» در کتاب «جنگ‌ محرمانه با ایران» که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، از همکاری میان اسراییلی‌ها و مقامات ایران پرده برداشته است که چه طور یک گونه گوزن در حال انقراض را نجات دادند.

به نوشته برگمان،  رییس «سازمان پارک‌های ملی اسراییل»، ژنرال «آوراهام یوفه» همیشه این رویا را در سر داشته است تا حیواناتی که از آن ها در «تورات» نام برده شده بود را به اسراییل بازگرداند. ولی مشکل این‌جا بود که گونه بسیاری از این حیوانات منقرض شده بودند. ژنرال یوفه در جست وجوی خود برای پیدا کردن گوزن زرد، با دو زیست‌گاه طبیعی در ایران آشنا شد که جمعیت گوزن‌ها در آن‌ها در حال کم شدن بود.

برنامه آوراهام یوفه برای وارد کردن حیوانات به اسراییل، با پروژه حیات‌وحش دربار سلطنتی ایران هم‌مسیر شد و به این ترتیب قراردادی بین دولت «مناخم بگین» و برادرمحمدرضا پهلوی برای بازگرداندن دو جفت گوزن به اسراییل به امضا رسید. در آن زمان، روابط دیپلماتیک ایران و اسراییل در موقعیت بسیار خوبی قرارداشت و نزدیک به یک هزار و ۷۰۰ اسراییلی در ایران با آرامش و در امنیت زندگی می‌کردند. اما انقلاب روزگار دیگری برای روابط میان دو کشور رقم زده بود. معترضان که سالن‌های سینما، رستوران‌ها و بانک‌ها را به آتش می کشیدند حتی به حیات وحش سلطنتی هم قدم گذاشتند و ببرها و نیز شیر آن جا را که نماد سلطنت بود، کشتند.

در نهایت با تلاش اسراییلی‌ها، دو جفت گوزن با شرکت هواپیمایی «ال عال» به حیات وحش «یوت‌واتا» تل‌آویو رسیدند. به مسافران این پرواز گفته شده بود بار کمی با خود ببرند تا مسافران چهارپا جا داشته باشند. گوزن‌ها به شکل معجزه‌آسایی توانستند نجات یابند و در حال‌حاضر آزادانه در اسراییل زندگی می‌کنند. گمان می‌رود که جمعیت آن‌ها اکنون بالغ بر ۶۵۰ راس باشد. ماجرای این گوزن‌ها نشان می‌دهد که اسراییل چه مهارت کم‌نظیری در پیش‌بینی آینده و ارایه راه‌حل‌های کارآمد برای پیش‌گیری از مشکلات طبیعی دارد.

اسراییل در حال حاضر در تمام دنیا مقام اول را در محافظت از محیط زیست دارد. بسیاری از کشورهای دنیا با یک شرکت اسراییلی به نام «نتافیم» (Netafim) قرارداد دارند که دانشمندان آن هر روز در تلاش‌ هستند تا روش‌های بهتری برای محافظت از منابع طبیعی ابداع کنند. امروزه اسراییل ۴۵۰ میلیون مترمکعب آب آشامیدنی در سال تولید می‌کند. ممکن است برخی از این کشورهای طرف قرارداد با اسراییل اختلاف‌ ایدئولوژیک هم داشته باشند اما بهبود شرایط زندگی مردم و حفاظت از منابع طبیعی‌ چنان دارای اهمیت است که این اختلاف‌ها را کنار گذاشته‌اند.

در سال ۲۰۰۷، دانشمندی ایرانی که نامش هنوز فاش نشده است، در نشست همه‌گانی دانشمندان، «فردی لوکیک»، دانشمند اسراییلی را به کناری کشید و به او گفت که ایران هنوز از اقدامات دانشمندان اسراییلی در سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۹ بهره می‌گیرد اما سیستم‌های آبیاری فرسوده شده‌اند و ایران قطعات آن ها را نمی‌تواند تهیه کند. صحبت این دو دانشمند در همین‌جا پایان می‌یابد؛ مثل همکاری‌های دو دولت که بعد از انقلاب ۵۷ متوقف شد.

ایران هیچ رابطه دیپلماتیکی با اسراییل ندارد و هم‏چنان به شعار «مرگ بر اسراییل» خود ادامه می‌دهد. ایران کشوری است که به دلیل افزایش درجه حرارت، با بی‌ثباتی‌های سیاسی هم روبه‌رو شده است.  در واقع، به دلیل کمبود بارندگی در ایران، زمین‌های قابل‌ کشت و زراعت کوچک‌تر می‌شوند و در نتیجه کشاورزان بیش از پیش تحت فشار قرار می‌گیرند تا برای امرار معاش، راه‌های دیگری را در پیش بگیرند. این کمبود آب و سوءمدیریت منابع آبی یکی از دلایل خشم این قشر محروم از حکومت شده است.

در زمستان سال ۱۳۹۶ مردم بسیاری قدم به خیابان‌های ایران گذاشتند تا اعتراض خود را از وضعیت نامناسب اقتصادی به گوش مقامات مسوول برسانند. این خشم حامیان سنتی جمهوری اسلامی، یعنی روستاییان و کشاورزان برای حکومت ایران خبر خوبی نیست. اما جمهوری اسلامی به جای حل مشکل، بر معضلات خود می‌افزاید. در ماه‌های گذشته به جای توجه بیش تر به مسایل محیط زیستی، دانشمندان و متخصصان این حوزه دستگیر شدند و حتی «کاووس سیدامامی»، بنیان‌گذار و مدیرعامل «موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان» در زندان جان سپرد. این در حالی‌ است که زندگی بخش بزرگی از مردم ایران هم‏چنان از کشاورزی و زراعت سپری می‌شود.

بسیاری از دانشمندان اسراییلی که با آن ها گفت‌وگو کرده ام، در صحبت‌هایشان به سال‌هایی برمی‌گردند که در ایران زندگی می‌کردند یا به آن سفر کرده بودند. به گفته آن‌ها، همه گروه‌ها و اقشار مردمی ایران همواره به آن‌ها خوش‌آمد می‌گفتند و میهمان‌نواز بودند؛ به جز روحانیون سنتی. حتی زمانی ‌که مهندسان اسراییلی به همراه خانواده‌های‌ خود در قزوین زندگی می‌کردند، شهروندان ایرانی، اعم از معلم‌ها و مغازه‌داران این شهر زبان عبری یاد گرفته بودند. اما تنها روحانیون سنتی در ایران بودند که از همان سال‌ها در را بر روی پیشرفت و همکاری با یهودیان بسته بودند. برای همین، تا وقتی این گروه بر ایران حکومت می‌کند، آینده‌ای را نمی‌توان برای همکاری میان دو کشور متصور بود. مگر آن‌ که مسئولین جمهوری اسلامی ایران متوجه شوند که تخاصم با اسراییل به ضرر آن‌ها است. چرا که آینده کشور صرفا به نفت وابسته نیست و اسراییل می‌تواند و می‌خواهد که به نجات ایران کمک کند. منابع آب است که پایداری را تضمین می‌کند. اگر وضعیت محیط زیست به همین شکل پیش برود، گرمایش زمین افزایش یابد و مقامات هم هیچ اقدامی نکنند، ایران صدمه خواهد خورد.  و این مردم ایران هستند که در تنگنا قرار می‌گیرند. اگر جمهوری اسلامی می‌خواهد به حکومت خود ادامه دهد، به کمک اسراییل نیاز دارد و باید این اختلاف ایدئولوژیک را کنار بگذارد

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .