اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سانسور' Category

May 17 2022

انتشار گزارش‌هایی درباره بازداشت یک «سردار سپاه» به اتهام «درز» فایل صوتی فساد فرماندهان سپاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سانسور,سپاه,سیاسی,فساد


رادیوفردا: گزارش‌های منتشر شده حاکی است که محمد قائمی، مدیر سابق هیات تصفیه هولدینگ یاس وابسته به سپاه پاسداران، بازداشت شده و بیش از دو ماه است که بدون دسترسی به وکیل در زندان به سر می‌برد.

سایت «رویداد ۲۴» با تایید خبر بازداشت آقای قائمی، از دلایل دستگیری وی ابراز بی‌اطلاعی کرده است، اما برخی رسانه‌ها گزارش داده‌اند که او عمدتا به‌دلیل درز فایل صوتی فساد فرماندهان سپاه که رادیو فردا نخستین بار آن را منتشر کرد، بازداشت شده است.

سایت «دیده‌بان ایران» از محمد قائمی به عنوان «سردار سپاه» نام برده و نوشته او با «شکایت احتمالی محمدباقر قالیباف» در بازداشت موقت به‌سر می‌برد و هنوز اجازه دسترسی به وکیل را ندارد.

در این گزارش‌ها نامی از نهاد بازداشت‌کننده برده نشده است، اما به نظر می‌رسد آقای قائمی توسط حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده باشد که ریاست آن با حسین طائب، یکی از حامیان اصلی محمدباقر قالیباف، در نظام جمهوری اسلامی است.

فایل صوتی مربوط به جلسه محرمانه محمدعلی (عزیز) جعفری، فرمانده وقت کل سپاه پاسداران، و صادق (میرزاحسن) ذوالقدرنیا، معاون سابق اقتصادی و سازندگی سپاه پاسداران، در سال ۹۷ درباره فساد نیروهای مرتبط با نیروی قدس سپاه، بنیاد تعاون سپاه و شهرداری تهران بود و ۲۱ بهمن سال گذشته توسط رادیو فردا منتشر شد.

در این فایل صوتی که اصالت آن توسط سخنگوی سپاه پاسداران تایید شد، محمدباقر قالیباف، شهردار وقت تهران، از سوی صادق ذوالقدرنیا معاون وقت سپاه به تلاش برای جعل سند به منظور لاپوشانی هشت هزار میلیادر تومان پول حیف‌ومیل شده در بنیاد تعاون سپاه متهم شده بود.

آقای ذوالقدرنیا به صراحت اعلام کرد که محمدباقر قالیباف، شهردار وقت تهران، به شدت از برخورد با پرونده فساد مرتبط با شهرداری و بنیاد تعاون سپاه ناراحت بوده و پس از این‌که تیم جمال‌الدین آبرومند در بنیاد تعاون سپاه «۸ هزار میلیارد تومان» [معادل دو میلیارد دلار به ارزش سال ۹۷] کم می‌آورند، قالیباف از او خواسته است که یک تفاهم‌نامه ۸ هزار میلیارد تومانی برای رفع و رجوع کردن ماجرا امضا کند.

«شرکت گروه توسعه اقتصادی یاس» مشهور به «هولدینگ یاس» بازوی اصلی بنیاد تعاون سپاه بود که در حوزه خدمات، واسطه‌گری و مسکن فعالیت داشت و در واقع نقش خزانه نیروی قدس سپاه را بازی می‌کرد.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاهِ، روز ۲۵ بهمن در گزارشی نوشت که چون «دولت وقت [دولت روحانی] حاضر به پشتیبانی از رزمندگان در میدان نبود»، هولدینگ یاس توسط مسئولان سپاه پاسداران تاسیس شد و «قرار بود از طریق اجرای پروژه‌های عمرانی منابع مالی لازم را برای پشتیبانی از جبهه مقاومت تامین کند».

مدیران ارشد شرکت یاس تحت نظارت قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس سپاه فعالیت داشتند و بر اساس روایت محمدعلی جعفری در فایل صوتی، قاسم سلیمانی از برخوردهای صورت گرفته با اعضای مرتبط با پرونده فساد در هولدینگ سپاه ناراضی بوده است: «: «نسبت به برخورد شما [معاون اقتصادی سپاه] و حفاظت اطلاعات سپاه با یاس ناراحت بود. گفت پیش آقا [خامنه‌ای] هم رفتم».

هولدینگ یاس پس از بروز مفاسد گسترده که منجر به بازداشت برخی مدیرانش در سال ۹۶ شد، منحل شد. رقم یکی از پرونده‌های فساد مرتبط با این هولدینگ ۱۳ هزار میلیارد تومان اعلام شده است.

محمد قائمی که خود از نیروهای سپاه پاسداران است، پس از انحلال این هولدینگ مامور تصفیه اموال آن شد. از او به عنوان تامین‌کننده مالی و مشاور سعید محمد، نامزد انتخابات سال ۱۴۰۰ ریاست‌جمهوری، نام برده می‌شود. آقای محمد در آن انتخابات رد صلاحیت شد.

آقای قائمی پس از انتشار این فایل صوتی در جریان یک گفت‌وگوی توییتری با محمدسعید احدیان، مشاور محمدباقر قالیباف، خبر داد که پرونده تخلفات هولدینگ یاس، «۱۸۵ جلد» و فقط کیفرخواست «۵ جلد اول صادر شده و کیفرخواست مرحله دوم در راه است».

او افزوده بود که «در کیفرخواست مرحله اول فقط یک نفر متهم از ۱۴ متهم محکوم به برگرداندن ۴۸۰ میلیارد تومان رد مال و ۲۰ سال حبس شد». منظور او عیسی شریفی، قائم مقام محمدباقر قالیباف در دوران شهرداری تهران، بود که نامش به عنوان متهم ردیف اول این پرنده مطرح شد.

پرونده هولدینگ یاس در یک دادگاه نظامی مورد رسیدگی قرار گرفت و قوه قضائیه جمهوری اسلامی مدعی شد که برای برخی از متهمان آن احکام زندان و رد مال صادر شده است. با این حال، هیچ اطلاعاتی از این پرونده بزرگ فساد مالی در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است.

No responses yet

May 03 2022

روز جهانی آزادی مطبوعات؛ ایران سومین کشور در قعر جدول

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: در روز جهانی آزادی مطبوعات (سوم ماه مه) سازمان گزارشگران بدون مرز رده‌بندی آزادی رسانه‌ها در دنیا را منتشر کرد. جایگاه آلمان سه پله سقوط کرده و ایران از میان ۱۸۰ کشور دنیا در جایگاه ۱۷۸ قرار دارد.

بحران‌ها و جنگ‌های جدید و تشدید درگیری‌ها آزادی رسانه‌ها در سراسر جهان را به خطر انداخته است. سازمان گزارشگران بدون مرز در روز جهانی آزادی مطبوعات رده‌بندی آزادی رسانه‌ها در سراسر جهان را منتشر کرد.

این جدول که نتیجه بررسی وضعیت آزادی مطبوعات در ۱۸۰ کشور جهان است، نشان می‌دهد که چگونه درگیری‌های خشونت‌بار و نیز سرکوب دولتی جلوی کار روزنامه‌نگاران را می‌گیرد.

همانند سال‌های گذشته، کشورهای اسکاندیناوی در رأس جدول آزادی رسانه‌ها قرار دارند. نروژ برای ششمین سال متوالی در رده اول این جدول نشسته و پس از آن به ترتیب دانمارک و سوئد قرار دارند. استونی نیز در جایگاه چهارم قرار گرفته است.

در این چهار کشور بر خلاف سایر کشورها، سیاستمداران مدام اصحاب رسانه را مورد حمله قرار نداده‌اند و این امر باعث شده تا کار گزارش‌دهی آسان‌تر شود.

اریتره، کره شمالی و ایران در قعر جدول

بدترین کشورها از نظر آزادی مطبوعات مانند سال‌های گذشته اریتره و کره شمالی (رده ۱۸۰ و ۱۷۹) هستند. در این دو کشور دولت کنترل کامل تمامی منابع اطلاعاتی را در دست دارد.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

جایگاه سوم از آخر جدول به ایران اختصاص دارد؛ رده ۱۷۸ از میان ۱۸۰ کشور. سال گذشته ایران در رده ششم از آخر جدول قرار داشت.

پس از ایران ترکمنستان در رده ۱۷۷ و میانمار در پله ۱۷۶ قرار دارند.

چین در میان ۱۸۰ کشور در جایگاه ۱۷۵ قرار گرفته است. این بیش از هرچیز به دلیل سانسور اینترنت و نیز کنترل دولتی و پروپاگاندا در داخل و خارج این کشور است.

سقوط آلمان به رده ۱۶

جایگاه آلمان در رده‌بندی آزادی مطبوعات امسال با سه پله سقوط به جایگاه ۱۶ رسیده است. گزارشگران بدون مرز دلیل این امر را بیش از هرچیز خشونت علیه روزنامه‌نگاران در تظاهرات و تجمعات و نیز کاهش تنوع و گوناگونی رسانه‌ها در این کشور دانسته است.

به کانال اینستاگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

این سازمان همچنین گسترش اختیارات نهادهای امنیتی در آلمان را نیز مورد انتقاد قرار داده است.

میشائیل ردیسکه، مدیربخش آلمان سازمان گزارشگران بدون مرز می‌گوید قتل، ربایش، دستگیری و حملات فیزیکی همانند گذشته همچنان روزنامه‌نگاران را تهدید می‌کند. او تاکید می‌کند: «دولت‌ها، گروه‌های ذینفع و افراد حقیقی با خشونت جلوی گزارش‌دهی مستقل اصحاب رسانه‌ را می‌گیرند.»

گزارشگران بدون مرز می‌گوید با توجه به تغییر در متدولوژی این نهاد برای رده‌بندی آزادی مطبوعات، جدول جدید تنها تا حدی قابل مقایسه با قبلی است. در این ارزیابی نمایندگان رسانه‌ای، کشورها به ۱۲۳ پرسش پاسخ داده‌اند. معیارهای جدید در این ارزشیابی نیز در زمینه‌های سیاسی، حقوقی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و امنیتی بودند.

جنگ اوکراین

از آغاز جنگ روسیه در اوکراین عملا آزادی رسانه در روسیه وجود ندارد. این کشور در رده ۱۵۵ جدول آزادی مطبوعات قرار گرفته است.

اوکراین نیز با سقوط نسبت به سال گذشته در پله ۱۰۶ جدول نشسته است. در ۲۰ مارس (حدود یک ماه پس از حمله روسیه) ولودیمیر زلنسکی رییس جمهور اوکراین طی فرمانی، ایستگاه‌های تلویزیونی این کشور را یکی کرد تا سیاست اطلاع رسانی یکسانی را دنبال کنند.

اروپا؛ آزادترین قاره

مانند سال‌های گذشته، اروپا آزادترین مکان در سراسر دنیا برای روزنامه‌نگاران است. با این حال دو روزنامه‌نگار سال گذشته در این قاره به قتل رسیدند. در یونان که رده ۱۰۸ جدول و پایین‌ترین رده در میان کشورهای اروپایی است، گئورگ کارایواز و در هلند (رده ۲۸ جدول) پتر دِوریس به قتل رسیدند.

No responses yet

Mar 29 2022

روح‌الله مومن نسب کیست و چرا ۲۵۶ حساب جعلی توییتری راه انداخت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حقوق بشر,خیانت,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی,فساد,کامپیوتر و اینترنت


بی‌بی‌سی: روح‌الله مومن نسب، رییس گروه “جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی” در مصاحبه‌ای که پیشتر با مجله اینترنتی گرانش داشته به موضوع استفاده ‘گروه‌های آتش به اختیار’ از حساب‌های جعلی (فیک) در توییتر خبر داده است.

آقای مومن نسب گفته، با نام افراد تاثیرگذار در توییتر – که همه “ضد انقلاب بودند” – اکانت مشابه ولی فیک درست می‌کردیم و با آنها شروع به فعالیت می‌کردیم. او در این مصاحبه این کار را ‘عملیات روانی نامید که آتش به اختیار انجام داده‌اند’.

روح‌الله مومن نسب در بخشی از گفتگو انگیزه‌اش برای ساختن حساب‌های جعلی را بسته شدن حساب خودش در توییتر توصیف کرد. به گفته او حساب توییترش وقتی در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ توییت کرده بود: “کسی کشور خودش را آتش نمی‌زند، اگر اعتراض دارید، مسالمت‌آمیز”، بسته شد. بعد از آن که او می‌فهمد حسابش به دلیل اعتراض کاربران دیگر بسته شده تصمیم می‌گیرد برای “مدیریت فضا از درون” اقدام کند و ۲۵۶ حساب درست کرد.

این فرد نامش روح الله مومن نسب است.
از مشاوران طرح صیانت

او می‌گوید: گروهی به نام اشخاص معروف اکانت جعلی می‌ساختند؛ و دروغ پراکنی می‌کردند.

اینها #آتش_به_اختیار عمل می‌کنند و از تصمیم‌گیران #طرح_صیانت!

مغز متفکر این قبیل طرح‌ها این افراد و با این ضریب هوشی هستند.#فاکتوریون pic.twitter.com/jsGTYT7Dnq

— yashar soltani (@yasharsoltani) March 27, 2022

چطور اکانت جعلی ساخته شد؟
آقای مومن نسب گفته است: “ما نرم‌افزارهایی ساختیم که از ای‌پی‌آی توییتر استفاده می‌کرد و در توییتر پست می‌گذاشت. ما هی می‌ساختیم، هی اونها می‌بستن.”

“ما می‌آمدیم به اسم افراد اثرگذاری که توی توییتر بودن و همه‌شان هم ضد انقلاب بودند و فعالیت می‌کردند، اکانت درست می‌کردیم.”

او این کار را با اسم و عکس همان افراد و با اضافه کردن یک حرف به شناسه کاربری فرد انجام می‌داده است: “بعد شروع می‌کردیم به فعالیت کردن. یک عملیات روانی بود که آتش به اختیار داشت انجام می‌شد”

او در مورد نحوه عملکرد این توییت‌های جعلی نیز گفته که،” ما این توییت ها را خودمان بازنشر می‌کردیم تا حدی که دوستان این افراد هم فکرمی‌کردند واقعی است و آنها هم باز ریتوییت می‌کردند.”
او هدف از این کار را “تاثیر گذاری بر ریل تایم گوگل” معرفی کرد.

روح‌الله مومن نسب گفت، “هدف ریل تایم گوگل تاثیر گذاری بر اتفاقات انتخابت ۸۸ بود و ما با این کار توانستیم روی آن تاثیر بگذاریم”. به ادعای او “وقتی گوگل دید نمی‌تواند مدیریت کند و ما داریم ان را مدیریت کنیم، ریل تایم را کلا تعطیل کرد.”

آقای مومن نسب گفت بعد از آنکه توییتر امکانات هوشمندی برای تشخیص حساب‌های جعلی تعبیه کرد، و “مبارزه در توییتر با روش سنتی دیگر جواب نمی‌داد”، او و هم‌فکرانش وارد “بحث تحریم” شدند.

ریل تایم گوگل امکانی بود برای مشاهده ترافیک یک سایت یا اپلیکیشن. از این امکان معمولا برای بررسی واکنش مخاطبان سایت‌ها یا اپلیکیشن‌ها استفاده می‌شد. ویژگی مهم آن زنده بودن گزارش ترافیک بود و امکان بررسی واکنش‌های آنی مخاطبان را فراهم می‌کرد.

در سال ۱۴۰۰ مساله بودجه به برخی ارگان‌ها خبر ساز شده بود. مثلا، خبرگزاری رسمی دولت ایران گزارش داده بود که کمیسیون تلفیق مجلس “بدون اطلاع” دولت و نمایندگان، بودجه سال ۱۴۰۰ را تغییر داده و به بعضی از نهادها و دستگاه‌های “خاص” بودجه بیشتری داده است.

در این بین نام‌هایی از بسیج و بخش‌های سایبری هم دیده می‌شد؛ سازمان بسیج (۲۰۴۶ میلیارد تومان)، فعالان مجازی صدا و سیما (۱۵۰۰ میلیارد تومان)، بخش سایبری سازمان تبلیغات اسلامی (۲۰۰ میلیارد تومان) و دانشگاه امام حسین (۳۶۱ میلیارد تومان).

در سال‌های گذشته بارها هشدارهایی در مورد ‘اکانت‌های ناامن’ در شبکه های اجتماعی بین کاربران چرخیده است. مثلا بارها در مورد حساب‌هایی که با هویت و عکس‌های جعلی زنان جوان توییت می‌کردند بحث هایی پیش آمد و در مواردی برخی کاربران گفتند بعد از بررسی متوجه شده‌اند پشت آن حساب‌ها گروه‌های سایبری قرار داشتند.

از موارد دیگر برخی از کاربران هستند که با رویکرد سیاسی خاصی توییت می‌کنند. بارها نام کاربرانی بین دیگران پررنگ شده است که دلیلی بر دستگیری یا ضربه زدن به فردی شدند. برخی از این حساب‌ها هم باعث پدید آمدن موج در توییتر علیه دیگران می‌شوند.

مهر ۱۴۰۰، آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران در یک سخنرانی ویدیویی جوانان را به “جهاد” در فضای مجازی فراخواند.

او در مراسم عزاداری امام سوم شیعیان در دانشگاه تهران خطاب به دانشجویان گفته بود: “شما امروز در فضای مجازی می‌توانید افکار درست و صحیح را منتشر کنید و به مسائل پاسخ دهید و می‌توانید به معنای واقعی کلمه جهاد کنید”.

رهبر حکومت ایران از جوانان خواسته بود “هجمه‌های تبلیغاتی” را که به گفته او “دشمنان علیه ملت ایران” به کار می‌گیرند “خنثی کنند”.

بسیاری از این فعالیت‌های غیرواقعی به هدف فشار روانی بر کاربران واقعی و تحت تاثیر قرار دادن فعالیت آنها در شبکه‌های اجتماعی بوده است. بدنام کردن، فحاشی و تهمت‌های غیرواقعی از جمله روش‌های تخریبی علیه کاربران است که گاهی مخالفین سیاسی آن افراد هم آنها را باور کرده و با صاحب توییت جعلی همراه می‌شوند.

View this post on Instagram

A post shared by BBC NEWS فارسی (@bbcpersian)


از نجف آباد تا وزارت ارشاد و کمیته تعیین مصادیق: روح‌الله مومن نسب کیست؟
نام روح الله مومن نسب از حدود هشت سال پیش و با روی کار آمدن دولت حسن روحانی به عنوان “کارشناس فضای مجازی ” مطرح شد و تلویزیون و دیگر رسانه‌های اصول گرا مصاحبه‌های متعددی را با او منتشر کردند.

آقای مومن نسب گفته که شیرازی است اما در دانشگاه نجف آباد مشغول به فعالیت بوده و از زمان دولت محمد خاتمی وبلاگ نویسی را شروع کرده اما فعالیت اصلی اش از سال ۱۳۸۱ بوده است.

او همچنین گفته که پیش از سال ۸۸ به مقامات دولت محمود احمدی نژاد پیام‌هایی را درباره فضای مجازی ارسال می‌کرده و پس از اعتراضات این سال مقامات دولت “او را دعوت کرده‌اند که از نجف آباد به تهران بیاید و با آنان همکاری کند. ”

او گفته که پس از سال ۸۸ فعالیت خود در تهران را با واحد رسانه‌های دیجیتال وزارت ارشاد شروع کرده که عیسی زارع پور، وزیر فعلی ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت ابراهیم رئیسی مسئول آن بوده است. آقای مومن نسب همچنین گفته که با کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه که فیلترینگ در ایران تصمیم گیری می‌کند همکاری داشته است.

آقای مومن نسب پس از دولت حسن روحانی اظهارات خبرساز متعددی را درباره فضای مجازی بیان کرده که مشهورترین آن موضوع “حاملگی با دو گیگ اینترنت ” بود که در تلویزیون ایران پخش شد. او گفته بود که “یک کارگر یک سیم کارت بدون اینترنت برای دختر ۱۲ ساله خود خریده و بعد اتفاقی دو گیگ اینترنت رایگان روی آن فعال شده و باعث ورود این دختر به تلگرام و سپس ارتباط با یک پسر و بارداری ناخواسته شده است. ”

پس از آن مشخص شد که او پیش از آن نیز همین روایت را درباره “دختری ۱۲ ساله تعریف کرده بود که از طریق وایبر حامله شده است. ”

او همچنین گفته بود که عوامل حمله به رژه نیروهای مسلح در اهواز از تلگرام برای ارتباط استفاده کرده بودند و خانواده قربانیان قصد شکایت از محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، را دارند.

پس از حذف تصاویر قاسم سلیمانی و طرح های مرتبط با سپاه پاسداران در اینترنت نیز روح‌الله مومن نسب پیشنهاد کرده بود که ایرانی‌ها در اقدامی هماهنگ عکس پروفایل خود را به لوگوی سپاه پاسداران تغییر بدهند و بعد این شبکه اجتماعی را ترک کنند. روح الله مومن نسب با عنوان ” رئیس مرکز آموزش سواد فضای مجازی کشور” و دبیر کل “جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی” معرفی می‌شود.

جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی
آرم جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی
“جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی” چه گروهی است؟
به گفته آقای مومن نسب همه سیزده بند بیانیه افتتاحیه “جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی” از صحبت‌های “امام، آقا، آیات قرآن و روایات” الهام گرفته است و این جبهه به گفته او حول محور نظرات آیت‌الله خامنه‌ای و “برای گفتمان‌سازی اجرای دستورات حضرت آقا” تشکیل شده است.

تلاش برای “کاهش مراجعه کاربران ایرانی به اینترنت جهانی از طریق اجرای شبکه ملی اطلاعات، مسلط کردن کشور بر دروازه‌های ورودی و خروجی فضای‌مجازی و دستیابی به بالاترین سطح از امنیت و سلامت در فضای‌مجازی ” از جمله هدف‌های “جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی” اعلام شده است.

No responses yet

Jan 18 2022

درخواست استفاده از تجربه چین در شبکه ملی اطلاعات و محدودیت اینترنت در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


رادیوفردا: علی‌ یزدی‌خواه، نماینده تهران در مجلس، گفته است چین «در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات به ابتکار منحصر به فرد و خاصی دست یافته» و ایران باید از تجربه این کشور برای «راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات»، که هدف آن اعمال محدودیت‌های شدید اینترنتی است، استفاده کند.

او در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا از روسیه نیز به‌عنوان دیگر کشور موفق در این حوزه نام برده و گفته است که باید از تجربه این کشور نیز بهره‌گیری شود.

حکومت ایران سال‌هاست که به دلایل امنیتی و برای کنترل اعتراض‌ها و سرکوب‌ها یا سانسور وقایع سرکوب‌ها، درصدد جدا کردن اینترنت داخلی (اینترانت) از اینترنت جهانی تحت عنوان راه‌اندازی «شبکه ملی» است. این طرح که از آن به عنوان «کلید قطع ارتباط با اینترنت جهانی» نام می‌برند، قرار است تا پایان سال ۱۴۰۲ نهایی شود.

فروردین امسال، محمود نبویان، نایب رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ایران، با اشاره به جزئیات سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین، گفته بود پس از امضای این سند «بسیار حائز اهمیت است که با همکاری با چینی‌ها بتوانیم بر فضای مجازی خود حاکمیت داشته باشیم».

امضای سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین در فروردین سال ۱۴۰۰ که با دستور رهبر جمهوری اسلامی پیگیری و اجرایی شد، با انتقادهای گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران مواجه شد و در شبکه‌های اجتماعی از آن به عنوان سند «فروش ایران به چین» نام برده می‌شود.

مقام‌های حکومت ایران روز ۲۴ دی‌ماه امسال اعلام کردند که مراحل عملیاتی کردن این سند شروع شده است.

عملیاتی شدن این سند در حالی اعلام می‌شود که در طول ماه‌های گذشته مسئولان جمهوری اسلامی رویکرد شفافی در مورد «سند همکاری‌های ۲۵ ساله ایران و چین» نداشته، از انتشار جزئیات آن خودداری کرده به انتقادها و نگرانی‌ها در این مورد پاسخ واضحی نداده‌اند.

گسترش همکاری‌های امنیتی بین ایران و چین از جمله راه‌اندازی شبکه ملی اینترنت از جمله انتقادات و نگرانی‌هایی بوده است که در طول یک سال گذشته بارها مطرح شده است.

آن‌ طور که مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در اردیبهشت امسال برآورد کرده بود، تا سال گذشته حدود ۱۹ هزار میلیارد تومان صرف ایجاد «اینترنت ملی» شده است.

علاوه بر این، وزارت ارتباطات در بودجه سال آینده مجاز است که از روش‌های مختلف از جمله فروش اموال این وزارتخانه، ۱۰ هزار میلیارد تومان برای شبکه ملی اطلاعات اختصاص دهد.

برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری دولت ایران برای محدودیت بیشتر اینترنت در حالی صورت می‌گیرد که «خانه آزادی» (فریدم هاوس) در گزارش تازه خود مربوط به سال ۲۰۲۱، شاخص آزادی اینترنت کشورهای جهان را اعلام کرد و در این جدول ایران یکی از بدترین کشورها با کمترین آزادی اینترنت -حتی پایین‌تر از کشورهایی همچون بلاروس، ازبکستان و پاکستان- رده‌بندی شده است.

No responses yet

Jan 09 2022

ضد نظام سانسور؛ بکتاش آبتین که بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,ادبیات,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر


رادیوفردا:
«برگ تو
افتادن پاییزی از درخت بود
پاییز شاعرانه غمگین
دستی که گلوی تو را در خیابان گم کرد
تو را جاودان کرد
و تنها چیزی که در تو باطل شد
شناسنامه
و کوپن برنج در جیب‌هات بود»

این شعر بکتاش آبتین که به محمد مختاری از قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای تقدیم شده، اکنون روایت جان باختن خود شاعر است و اکنون با گذشت ۲۳ سال از قتل‌ مختاری و دیگر نویسندگان دگراندیش، جامعه نویسندگان و روشنفکران ایرانی به عزایی مشابه نشسته‌اند.

بکتاش آبتین شاعر، فیلمساز و زندانی سیاسی در حالی روز شنبه هجدهم دی، پس از یک دوره ابتلا به کرونا جان خود را از دست داد، که مأموران جمهوری اسلامی او را از درمان به‌موقع محروم کرده بودند.

معنای این رفتار جمهوری اسلامی، فقط دشمنی با یک فرد نبود، بلکه آبتین به عنوان عضوی از کانون نویسندگان ایران به نماد طبقه نویسنده و اهل قلم در ایران تبدیل شده بود که حکومت از دیر باز آنان را دشمنان خود در یک «جنگ نرم» می‌داند.

بکتاش آبتین که کارنامه‌ای پربار از خود برجای گذشته، پیشتر زندگی خود را به دو دوره پیش و پس از آشنایی و همکاری با کانون نویسندگان ایران تقسیم کرده بود.

او در مسیر همین همکاری بارها به عضویت در هیات دبیران کانون نویسندگان ایران درآمد، اما پس از مدتی تحت فشار نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفت، به زندان افتاد و سرانجام جان خود را از دست داد.

آبتین دو سال پیش، در یک جلسه شعر کانون نویسندگان ایران که در اعتراض به حکم زندان سه نویسنده و عضو این کانون برگزار شده بود، گفت: «واقعا کانون نویسندگان ایران به من هویت داد. به من آموخت که آزادی چیه، آزادی‌خواهی چیه… ما برای چی دور هم جمع می‌شویم… از چه چیزی حرف می‌زنیم… چه چیزی می‌خواهیم…»
شاعر تنهایی و مرگ

«پتکی سنگین بر دایره‌ای مضحک
تنهایی‌ام را
بر ساعت دیواری کوک کرده‌ام.»

بکتاش (مهدی) آبتین که سال ۱۳۵۳ در شهرری به دنیا آمده بود، پنج مجموعه شعر منتشر کرد: «و پای من که قلم شد نوشت برگردیم»، «مژه‌ها، چشم‌هایم را بخیه کرده‌اند»، «شناسنامه خلوت»، «پتک» و «در میمون خودم پدربزرگم».

او در اشعارش علاوه بر پرداختن به درونیات انسان، به موضوعات اجتماعی نیز نظر داشت.

همچنین مضمون مرگ، یکی از مضامین اصلی اشعار آبتین به ویژه در مجموعه «در میمون خودم پدربزرگم» است. او خود در این باره گفته بود: «شاید به این دلیل باشد که مرگ در کشور ما خیلی ارزان و در دسترس است.»

علیشاه مولوی، شاعر فقید، درباره شعر آبتین گفته بود که «رفتار آبتین با زبان، رفتار پخته و جاافتاده‌ای است. او از جمله شاعرانی است که فضای شعرهایش بیرونی است و این از ارزش‌های کار اوست.»

همچنین حافظ موسوی، شاعر و منتقد ادبی، با ستایش از شعر بکتاش آبتین، گفته است: «اولین شعری که از او شنیدم «فرشته خانم» بود. شعری جسورانه از زبان یک زن که به ناچار تن به تن‌فروشی داده است. با ریتمی تند و عصبی و قافیه‌هایی که چکش‌وار بر سر خواننده یا شنونده فرود می‌آید».

موسوی تاکید کرد که آبتین را بیشتر به عنوان مستندساز می‌سازند، اما او «شاعری است که فیلم هم می‌سازد.»

همچنین شعر بکتاش آبتین به عقیده منتقدان، «شعر اعتراض» است که به گفته حافظ موسوی «تظاهر به اعتراض نمی‌کند و اعتراض او آنگاه به بیان درمی‌آید که با تجربه‌ای عینی گره خورده باشد.»

یکی از همین تجربه‌های عینی اعتراض، تجربه بکتاش آبتین در همراهی با میلیون‌ها معترض در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ بود که منجر به ضرب و شتم او از سوی نیروهای امنیتی شد.

آبتین در حوزه شعر جوایز متعددی را نیز به دست آورد که از آن جمله می‌توان به جایزه خبرنگاران (برای مجموعه پتک) و جایزه انجمن قلم آمریکا (به طور مشترک با دو عضو دیگر کانون) اشاره کرد.
مستندساز و راوی خود

آبتین در حوزه سینما نیز فعالیت داشت و چندین فیلم و مستند ساخته بود: «کاملاً خصوصی برای آگاهی عموم» (زندگی علیشاه مولوی)، «۱۳ اکتبر ۱۹۳۷»، «موریانه‌ای با دندان‌های شیری» (سلف‌پرتره از زندگی خود هنرمند)، «پارک مارک»، «میکا»، «مُری زن می‌خواد»، «آنسور» (درباره سانسور در ایران) و «همایون خرم».

«پارک مارک» داستان یک شب تا صبح فردی به نام مارکاس سوتیازیان است که شبانه به خالی‌کردن صندوق‌های صدقات می‌پردازد. این فرد که مدتی مقیم آمریکا بوده به دلیل خلاف‌های مختلف به ایران بازگردانده شده و پس از بازگشت به ایران، یک کارتن‌خواب است.

آبتین در سال ۱۳۹۰ درباره مستند «موری ‌زن می‌خواد» که به ازدواج یک سرایدار میانسال می‌پردازد، گفته بود: «مشکلات جنسی بخش مهمی از معضلات جوامع را شکل می‌دهند و من دراین فیلم می‌خواستم مشکلات بخشی از جامعه در این باره را به نمایش بگذارم.»

او ادامه داد: «من به عنوان یک فیلمساز که علایق اجتماعی دارم برایم مهم بود که کار درست را انجام دهم، تاکنون هم هرچه ساخته‌ام دچار ممیزی شده است.»

همچنین آبتین که درباره فرهاد فخرالدینی آهنگساز ایرانی مستند ساخته بود، مستندی هم با عنوان «۱۳ اکتبر ۱۹۳۷» درباره زندگی و آثار لوریس چکناواریان، دیگر آهنگساز ایرانی ساخت.

آبتین درباره این فیلم گفت تلاش کرده بود چکناواریان را «همانگونه که هست با همان صفا، صمیمیت و کودکی درونش» نشان دهد.

با اینکه جایزه بهترین فیلم مستند پُرتره ششمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت به این فیلم اهدا شد، اما آبتین درباره جشنواره‌های هنری و سینمایی در ایران گفت: «وزارت ارشاد اجازه نمی‌دهد صدای هنرمندان مستقل شنیده شود و این مشکل در تمام جشنواره‌های ما وجود دارد.»

او تأکید کرد سانسور در سینمای مستند «بیشتر و خشن‌تر» است «چون در سینمای داستانی می‌توان همه چیز را به داستان ارجاع داد اما از آنجا که مستند آیینه تمام نمای جامعه معاصر است، دچار مشکلات و محدودیت‌های بیشتر می‌شود.»

این فیلمساز با اشاره به این که با تغییر روسای جمهور در جمهوری اسلامی «به هیچ وجه خط قرمزها تغییر نمی‌کند»، از وجود یک نظام «ضد فرهنگ و هنر» در ایران سخن گفت و اضافه کرد: «تا زمانی که این شیوه وجود دارد، در بر همین پاشنه می‌چرخد.»

این شاعر و فیلمساز همچنین در گفت‌وگوی دیگری درباره جشنواره‌های دولتی گفت: «معتقدم کسانی که برای جشنواره‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند، ممیزها و سانسورچی‌ها هستند؛ نه مسؤولان برگزاری آن‌ها.»

آبتین با وجود فیلمسازی، عضو خانه سینما نشد: «من علاقه‌ای ندارم که عضو خانه سینما باشم به همین دلیل هم است که فیلمساز مستقل هستم. من عضو کانون نویسندگان هستم و همیشه موضع‌گیری‌های این کانون برایم مشخص، مستدل و محکم بوده است.»

فیلم‌های این فیلمساز با این که در ایران اجازه نمایش نداشتند، اما در جشنواره‌های خارجی به نمایش درمی‌آمدند و همین موضوع تبدیل به یکی از اتهام‌ها علیه او شد: «وقتی داشتم روی موضوعات خاصی مانند سانسور در ایران فیلم می‌ساختم می‌دانستم حتما عواقبی خواهد داشت و یا می‌دانستم فعالیت‌هایم در کانون با عواقبی همراه خواهد بود، اما ترجیح می‌دادم کار کنم تا بیکار یک کنجی بنشینم و یا کارهایی برای پول انجام دهم که اعتقادی هم به آنها ندارم.»
سال‌های فشار، بازجویی و زندان

در سال ۱۳۹۱، پس از آنکه منیژه نجم عراقی، منشی منتخب کانون نویسندگان ایران به زندان افتاد، هیئت دبیران وقت، بکتاش آبتین را به جای او برگزید و از آن به بعد بکتاش همواره یکی از اعضای مؤثر کانون نویسندگان ایران بود.

در شهریور ماه ۱۳۹۳، آبتین عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان شد. اما چند ماه بعد، در اردیبهشت ۱۳۹۴ به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «در سه روز متوالی از تاریخ ششم تا هشتم اردبیهشت ماه برای فیلم ها، عضویتم در کانون نویسندگان و شرکتم در اعتراضات خیابانی سال ۸۸ بازجویی شدم، اما به گفته آنها هنوز یک جلسه دیگر بازجویی برای شعرهایم باقی مانده است.»

در آذر ۱۳۹۵، مأموران امنیتی و نیروی انتظامی با اعمال خشونت از برگزاری مراسم یادبود برای قتل‌‌های زنجیره‌ای نویسندگان جلوگیری و چهار نفر از اعضا و دوستداران کانون از جمله بکتاش آبتین را بازداشت کردند.

دستگاه قضایی ایران سرانجام پس از بازجویی‌های متعدد، او را با اتهام‌های سیاسی و امنیتی به همراه دو عضو دیگر کانون به شش سال زندان محکوم کرد. یکی از دلایل پرونده‌سازی برای این نویسندگان، مشارکت در تدوین کتاب تاریخچه‌ کانون و همچنین صدور بیانیه از سوی کانون نویسندگان ایران بود.

کانون نویسندگان ایران در اطلاعیه‌ای که برای اعلام خبر درگذشت بکتاش آبتین منتشر کرد تأکید کرد که این شاعر و فیلمساز «زنده است چون روح آزادی‌خواهی و ستیز با پلشتیِ استبداد و ستم زنده است.»

تأکید بر «زنده بودن» آبتین از سوی کانون نویسندگان ایران در حالی است که خود این شاعر پیشتر هرگز زندانی شدن خود را باور نکرده بود:

«سبک بال
از دیوار بلند زندان‌ها و
سیم‌خاردارها
می‌گریزد
هوای خوش آزادی!»

No responses yet

Jan 06 2022

استراتژی جدید حقوق بشری ایران؛ پدافند و آفند

نوشته: خُسن آقا در بخش: #آبان_٩٨,آزادی بیان,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,شورش,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: مقام‌های قضایی و امنیتی ایران دور هم جمع شدند تا استراتژی جمهوری اسلامی در حوزه حقوق بشر را اعلام کنند. جلسه‌ای کم‌سابقه که خروجی آن تغییر تاکتیک حکومت و به گفته آنها از “پدافند و دفاع” به “حمله و آفند” در حوزه حقوق بشر بود.

برگزاری نشستی با عنوان “شورای عالی ستاد حقوق بشر” همراه با پوشش خبری؛ دستکم در چند سال گذشته سابقه نداشته، و یا اگر برگزار شده، پشت درهای بسته بوده است. در این نشست بجز رئیس و معاونان قوه‌قضائیه، نمایندگانی از شورایعالی امنیت ملی، وزیر اطلاعات، رئیس سازمان زندان‌ها، وزرای کشور و ارشاد و خارجه و بعضی دیگر از مقام‌هایی حضور داشتند که خود آنها در مجامع بین‌المللی “متهم به نقض حقوق بشرند.”

نفس برگزاری چنین گردهم‌آیی نشان می‌دهد که مقامات ایران به دنبال راهی هستند تا از یک سو از فشارهای بین‌المللی در زمینه نقض حقوق بشر بکاهند و از طرف دیگر، پاسخی برای نارضایتی افکار عمومی، پیدا کنند.

عملکرد جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر همچون سرکوب خونین اعتراض‌های دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸،‌ شلیک دو موشک سپاه به هواپیمای مسافربری اوکراین، اعدام نوید افکاری و روح‌الله زم، همزمان با افشای برخوردهای غیرقانونی مسئولان امنیتی و قضایی با زندانیان سیاسی و عقیدتی مشابه آنچه با انتشار فیلم‌هایی از شکنجه زندانیان در زندان اوین، نمایش داده شد؛ انتقادهای داخلی و بین‌المللی گسترده‌ای داشت.

موضوع حقوق بشر چنان پررنگ است که پای آن به مذاکرات هسته‌ای هم کشیده شده و رفع تحریم‌های مرتبط با موارد نقض حقوق بشر در ایران، با مخالفانی جدی روبروست.

اما دفاعیات ایران تا کنون قانع کننده نبوده است. حکومت نتوانسته برای افکار عمومی و حتی پرسش‌های بخشی از بدنه همفکرانش پاسخ‌های راضی‌کننده‌ای پیدا کند. در حوزه بین‌المللی هم در آخرین مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه‌ای، ایران را به نقض گسترده حقوق بشر محکوم کرد.

در چهار دهه گذشته، راهبرد جمهوری اسلامی ایران در قبال هر نوع قطعنامه و موضعی درباره نقض حقوق بشر، “سیاسی و مغرضانه” خواندن اعتراض‌ها، “دفاع از کارنامه حقوق بشری حکومت” و “زیر سوال بردن کشورهای منتقد ایران” بوده است. موضعی که در نشست “شورای عالی ستاد حقوق بشر” هم بر آن تکیه شد. چنانچه از رئیس‌قوه قضائیه تا وزرای کشور و ارشاد، بر این موضع اتفاق نظر داشتند که ایران نباید در قبال کشورهایی مثل “کانادا و آمریکا” که به گفته آنها “ناقض حقوق بشرند”، “منفعلانه” برخورد کند، بلکه باید “به جای رویکرد پدافندی، موضعی آفندی” بگیرند و با هماهنگی میان دستگاه‌ها، “راهبرد حقوق بشری مطالبه‌گرایانه” داشته باشند.

آنها تاکید کرده‌اند که جمهوری اسلامی ایران باید در “کنوانسیون‌های بین‌المللی” فعالانه‌تر ظاهر شوند.

آنچه امروز اعلام شد؛ به نوعی سیاستگذاری “پیش‌دستانه” از سوی ایران به جای “اصلاح رویه‌ها” در حوزه حقوق بشر می‌تواند تعبیر شود تا آبی بر آتش بر انتقادها و فشارها.

با این حال سایه نقض حقوق بشر در ایران آنقدر بلند شده، که قابل نادیده گرفتن نیست.

با گسترش شبکه‌های اجتماعی و فعالیت رسانه‌های خارج از ایران؛ پنهان کردن موارد نقض حقوق بشر و رفتارهای فراقانونی در قوه قضاییه، قابل سرپوش گذاشتن نیست.

در همین روزها یک زندانی کرد در زندان شیبان اهواز، در پی رسیدگی نشدن به وضعیتش به دلیل اعتصاب غذا، جانش را از دست داد، بکتاش آبتین، عضو زندانی کانون نویسندگان ایران روی تخت بیمارستان با مرگ دست و پنجه نرم می کند و بخشی از اعترافات اجباری علی یونسی و امیرحسین مرادی، دو زندانی نخبه ایرانی در یکی از خبرگزاری‌های نزدیک به نهادهای امنیتی پخش شده است.

این شواهد نشان می‌دهد هر چند که مقام‌های ایران خواسته‌اند قوه قضائیه “استانداردهایش را در حوزه حقوق بشر ارتقا دهد” اما رفتار حکومت با مخالفان و منتقدانش به صورت “سیستماتیک”، سرکوب‌گرایانه بوده است.

شاید قطعنامه‌ها و فشارهای بین‌المللی در حوزه نقض حقوق بشر و قوانین بین‌المللی، ضمانت اجرایی نداشته باشد، اما بدنه اجتماعی و افکار عمومی با تغییر سیاست ایران از دفاعی به تهاجمی، قانع نمی‌‌شوند. موضوعی که در نشست مقام‌های امنیتی و قضایی ایران نادیده گرفته شد.

No responses yet

Dec 06 2021

مرزنشینان ایران به اینترنت همراه کشورهای همسایه متوسل می‌شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: کیفیت اینترنت همراه اپراتورهای داخلی در مناطق مرزی ایران، ساکنان این مناطق را واداشته است، سرویس اینترنت پرسرعت را از کشورهای همسایه بگیرند. این معضل به ترک تحصیل دانش‌آموزان نیز انجامیده است.
مرزنشینان شهرستان جلفا ناامید از کیفیت مکالمه و اینترنت همراه اپراتورهای داخلی ایران به سرویس اینترنت پرسرعت کشورهای همسایه روی آورده‌اند.

معضل دسترسی با کیفیت مناسب به شبکه اینترنت در مناطق روستایی و دوردست ایران باعث ترک تحصیل دانش‌آموزان نیز شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، ساکنان نواحی مرزی در کناره رود ارس که هم مرز با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و نخجوان است، به‌دلیل عدم بهره‌مندی از کیفیت مطلوب ارتباط موبایلی و اینترنت همراهشان، از سیم کارت اپراتورهای این کشورها بهره می‌گیرند.

ضعف شدید زیرساختی موجود در این مناطق در بخش‌های زیادی، از جمله در شهر جلفا و روستاهای اطراف آن باعث بروز نقاط کور متعددی شده که منجر به رومینگ ناخواسته تلفن‌های همراه شهروندان و مسافران می‌شود.

شرکت مخابرات ایران در این منطقه با نصب چندین تابلو، به ساکنان منطقه و مسافران هشدار داده است که مراقبت نمایند تا هزینه ناخواسته رومینگ به آنها تحمیل نشود.

خبرنگار فارس می‌نویسد، جالب اینجا است که یکی از این تابلوها در حدود ۱۰کیلومتری شهر جلفا که منطقه آزاد ارس نیز در آن واقع شده است نصب شده و در همان نقطه ورود به منطقه آزاد ارس و چندین نقطه دیگر در داخل و خارج شهر، شاهد قطع آنتن داخلی و رومینگ کشور همسایه هستیم که بیش از ۱۵ کیلومتر با مرز فاصله دارد!

نکته دیگر این که همین وضعیت در تمام مسیر جاده مرزی و روستاهای مرزی ادامه داشته و اپراتورهای نخجوان، ارمنستان و آذربایجان بر اپراتورهای داخلی غلبه کرده و با گذر از مرز ارس کیفیت بهتری را تقدیم مردم مرزنشین می‌کنند.

یکی از شهروندان این مناطق می‌گوید، در سال‌های گذشته به‌دلیل پایین بودن نرخ برابری ارز کشورهای همسایه، میزان استفاده از این سیم کارتها رایج تر بوده است.

شرکت مخابرات ایران پس از اعتراض اهالی برخی از روستاهای این مناطق مرزی، اعلام کرده که در مناطق کم جمعیت بدلیل عدم توجیه اقتصادی سرمایه‌گذاری زیرساختی نخواهد کرد.

معضل بزرگ آموزش مجازی دانش‌آموزان

هم اکنون برخی از روستاهای همجوار شهر جلفا که همسایه منطقه آزاد ارس نیز می‌باشند، با چالش اینترنت همراه برای آموزش دانش‌آموزان خود مواجهند.

به گزارش فرادید، مونا معافی، فعال اجتماعی در این باره می‌گوید: «اولین مشکل ما این است که در مناطق مرزی موبایل اصلاً آنتن نمی‌دهد و شرایط زندگی آدم‌ها طوری نیست که بچه‌ها بتوانند از تبلت استفاده کنند، بخصوص مناطق مرزی خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان که امکان استفاده از موبایل وجود ندارد و خیلی از بچه‌ها به خاطر این موضوع فرصت درس خواندن را از دست می‌دهند.»

این فعال مدنی می‌افزاید که خانواده‌ها بین آموزش مجازی و آموزش حضوری به هر حال آموزش مجازی را برای حفظ سلامت فرزندانشان انتخاب کردند، اما این موضوع هم به‌دلیل ناکافی بودن زیرساخت‌ها باعث شد که دانش‌آموزان مناطق محروم لطمات زیادی بخورند و حتی گاهی به ترک تحصیل دانش‌آموزان در مناطق محروم انجامید.

او می‌پرسد، حتی اگر با کمک مؤسسات خیریه این ملزومات فراهم شود، با سرعت نامناسب اینترنت چه کار باید کرد؟

این شرایط می تواند باعث ناامیدی دانش‌آموزان و والدین آن‌ها شود و چه بسا به افزایش نرخ ترک تحصیل در دوران کرونا بیانجامد.

مؤسسات خیریه هم این روز‌ها درگیر مشکلات متعددی هستند. علاوه بر کمبود بودجه، بیکاری ناشی از کرونا و نیاز خانواده‌های تحت پوشش به مواد غذایی و لوازم بهداشتی و نیز شهریه مدارس، مشکلات این مؤسسات را بیشتر کرده‌اند.

No responses yet

Nov 18 2021

پاسخ مرادیان به اصغر فرهادی؛ مسیرهای مطرح شدن در سینما تا لابی گری برای اسکار

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,سانسور,سیاسی,هنر

سبلان ما: ابراهیم حاتمی کیا که نزدیکان فرهادی حکومتی اش خطاب می کنند فیلم توقیفی دارد (گزارش یک جشن) فیلم هایی دارد که بعضا به مساله خورد و روی پرده دچار مشکل شد (برج مینو، موج مرده) رسول ملاقلی پور نیز با این مسائل دست به گریبان بود. چگونه است آقای اصغر فرهادی تا کنون حتی یک فریم سانسور روی فیلمهایش اعمال نشده است.

به گزارش سبلان ما ، این یادداشت را داوود مرادیان می‌نویسد، از جایگاه حقیقی‌اش به عنوان یک ژورنالیست و مستندساز:

«روی سخنم باآقای فرهادی نیست. ایشان بهتر از من و فراتر از ما این داستان را می داند. اما جهت روشن شدن ذهن آن‌دسته از مخاطبانی که احتمالاً با حرفهای ایشان گمان برده‌اند با تیپ اجتماعی و هنری مثل آقایان بیضایی یا تقوایی مواجهند، صرفاً میزان وابستگی امروزشان را به دیروزی که با جمهوری اسلامی ایران همکاری داشته اند می‌شمرم.

برای مطرح شدن در حوزه سینما و نوشتن در سیما، مسیر بسیار سختی وجود دارد. آنقدر که بسیاری از استعدادهای این کشور،به‌علت نداشتن اتصالات و رانتهای معمول، پشت در اتاق مدیران فیلم‌ و‌ سریالها در تلویزیون می‌خشکد و فرو می‌ریزد. اما در سریال‌سازی هیچگاه [در] بر روی استاد فرهادی بسته نبوده و ایشان در یک حساب سرانگشتی چندین سریال را قرارداد بسته و نوشته است. روزگار جوانی را ایشان نوشته است. داستان یک شهر را هم نوشته و هم ساخته است. سریال دیدنی! فرج و فرخ را هم آقای فرهادی ساخته است. به گفته مهران مهام، متهم گریخت و خانه به دوش رضا عطاران هم به قلم ایشان است اما بدون اسم! جذاب‌تر اینکه در سریال‌سازی در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نه فقط به روی ایشان باز بوده که دولنگه‌ی دیگرشان هم برای همسر محترم ایشان باز شده بود. سریالهای پشت کنکوری ها را چه کسی ساخته است. سریالهای ماه مهربان، چشم به راه، پزشکان، یادداشتهای کودکی و…

آقای فرهادی سینما را با مردی شروع کرده که همقطارانش اورا با سنگ حکومتی بودن میرانند! آقای ابراهیم حاتمی کیا که مقایسه ایشان با حاتمی‌کیا هم قصه جذابی است که خواهم گفت. ارتفاع پست به قلم آقای فرهادی است.

تا قبل از درباره الی آقای فرهادی برای تامین هزینه فیلم‌ هایش وضعیت پر مشکلی داشته اند. سکوی پرش آقای فرهادی فیلم سینمایی درباره الی است. سرمایه گذار این فیلم آقای محمود رضوی از نزدیکترین افراد به شهردار وقت تهران و رئیس فعلی مجلس است. نسبت آقای رضوی با حاکمیت مقدس جمهوری اسلامی نیاز به توضیح دارد؟

سرمایه گذار فیلم سینمایی نادر و سیمین بانک پاسارگاد است. از جمله بانکهای زیرنظر بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران.

نادر و سیمین آقای فرهادی پنج سیمرغ از جشنواره ای گرفته‌ که در آن آقایان ابوالقاسم طالبی و حسن عباسی داور بوده‌اند! (فارغ از نظر مثبت یا منفی‌شان درباره فیلم) نسبت ایشان و جشنواره نیز با جمهوری اسلامی ایران واضح است.

در سی‌ام مهرماه سال 1396 رسماً از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت جمهوری اسلامی اعلام شد اصغر فرهادی نیازی به ارسال فیلمنامه برای پروانه ساخت ندارد! داروغه‌زاده اعلام کرد : همین الان هم برخی فیلمسازان هستند که فیلمنامه‌های شان خوانده نمی‌شود اما پروانه ساخت می‌گیرند و این براساس سابقه‌ آن‌ها و اعتمادی که جلب کرده‌اند رخ می‌دهد، مثل اصغر فرهادی یا ابراهیم حاتمی‌کیا که فیلمنامه کامل آن‌ها خوانده نمی‌شود و این اصلا به نظر من یا مدیریت سازمان ارتباط ندارد بلکه کاملا با نظر شورا انجام شده و این اتفاقی است که به‌تدریج در حال شکل‌گیری است.

نادر و سیمین محصول 1389 است. یعنی یک سال بعد از روی کار آمدن دولتی که آقای فرهادی با مچ‌بند سبز علیه اش در خیابان قدم زده و عکس گرفته. این دولت به این فیلم با آن هیات داوران پنج سیمرغ داده و به اسکار هم معرفی‌اش کرده.

سی بهمن 1391، مشاور عالی رئیس جمهور ایران که آقای فرهادی علیه اش در خیابان با مچ‌بند سبز عکس گرفته، رئیس سازمان سینمایی وقت آقای شمقدری رسماً اعلام کرد که به دستور رئیس جمهور ایران، برای آقای فرهادی لابی شده تا ایشان بتواند به راحتی به اسکار دست پیدا کند. تا امروز برای دیگر نامزد ایرانی اسکار یعنی آقای مجید مجیدی هیچ صحبتی از لابی نشده است. این ادعا منحصراً به آقای اصغر فرهادی اختصاص دارد. آقای شمقدری با این ادبیات درباره فیلم آقای فرهادی سخن می گوید: «در فرآیند اسکار فیلمی انتخاب شد، رفت و حمایت شد. برنامه‌ریزی شد اما بعضی‌ها منکر هستند و می‌گویند برنامه‌ریزی شده نبود، تصادفی بود. آن‌ها ممکن است خلقت و هستی را هم تصادف بدانند البته آن‌ها در خیالات خودشان سیر می‌کنند. بیایند ببینند در کجا می‌توان در راستای خلقت تصادفی کار کرد و به جایی رسید. ممکن است بر حسب تصادف به تنایج اولیه برسید، اما یک قله را هدف گرفتن و به آنجا رسیدن هیچ وقت بر حسب تصادف اتفاق نمی‌افتد. ما طراحی کردیم و حتی لابی‌گری کردیم تا این اتفاق بیفتد و برای همه ایرانیان مهم بود که یک فیلم ایرانی اسکار بگیرد. فیلمساز برای ما مهم نبود بلکه مهم این بود که فیلم از سینمای ایران جایزه بگیرد.»

در سینمای ایران به درست یا غلط تقریباً همه فیلمسازان طعم ممیزی را چشیده اند.

ابراهیم حاتمی کیا که نزدیکان فرهادی حکومتی اش خطاب می کنند فیلم توقیفی دارد (گزارش یک جشن) فیلم هایی دارد که بعضا به مساله خورد و روی پرده دچار مشکل شد (برج مینو، موج مرده) رسول ملاقلی پور نیز با این مسائل دست به گریبان بود. چگونه است آقای اصغر فرهادی تا کنون حتی یک فریم سانسور روی فیلمهایش اعمال نشده.

در همه دولت ها کارگردانانی هستند که توسط دولت پیروز در انتخابات برصدر می نشینند و قدر می بینند. تا جایی که جایزه ویژه هم در دولت اقای روحانی برای آقای هومن سیدی طراحی شد. به همین میزان کارگردانانی هستند که توسط همان دولتها نادیده گرفته می شوند. فیلم چ آقای حاتمی کیا چنین داستانی را تجربه کرد. چگونه است که آقای فرهادی در همه دولتها قدر می بیند و بر صدر می نشیند؟ نامزد همه دولتها برای اسکار است؟ آیا ایشان استعدادی دارد که فرابشری است و میان هشتاد میلیون ایرانی یکی مثل او نیست؟

در پایان گمان می کنم آقای فرهادی بهتر از هر کسی می‌داند من هرگز مثل اویی را تمجید نکرده و نمی کنم. صرفاً توصیف کرده ام. این توصیف را نیز سالهای سال است که دهخدا در تعریف واژه کانفورمیست آورده است. آقای فرهادی بهتر می‌داند وابسگرا؟! بودن که تهمت شوخ ایشان به من است بهتر است از طبیعت فرصت طلب و حزب بادی که امروز در آستانه اسکار با فیلمی که شائبه شدید کپی کاری بر آن محتمل شده زور می زند با نظام جمهوری اسلامی فاصله گذاری کند شاید بتواند دوباره چیزی دشت کند. نظامی که از موی سر تا نوک پای فرهادی مدیون وجود اوست. آقای فرهادی ماهم از شما بیزاریم اما شما حتماً نه از ما نه از هیچکس در جمهوری اسلامی نمی توانی بیزار باشید. درست مثل محسن مخملباف. شما از موی سر تا نوک پایت مدیون جمهوری اسلامی است ای کودک لوس، محبوب و غرغروی همه دولت‌ها! جمهوری اسلامی که ما برایش می‌میریم اما شما هم نانش را می خوری هم با فحش دادن به آن برای خود اسکار دست و پا می کنی.

انتهای پیام/ج

No responses yet

Nov 16 2021

اصغر فرهادی خطاب به مقامی که این کارگردان را «حکومتی»‌ خواند: من از شما بیزارم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,سانسور,سپاه,سیاسی,هنر

ارونیوز: اصغر فرهادی تنها کارگردان ایرانی که دوبار موفق به کسب تندیس اسکار شده است به سخنان مدیر گروه مستند روایت فتح، وابسته به سپاه پاسداران، در صفحه اینستاگرام خود واکنش تندی نشان داد.

داوود مرادیان دو روز پیش در مصاحبه با خبرگزاری مهر گفته بود که اصغر فرهادی برخلاف محمد رسول‌اف «هنرمند تیزهوشی است که هم حکومت را دارد و هم بیرون حکومت را».

فرهادی که با فیلم قهرمان برای سومین بار به رقابت‌های اسکار می‌رود خطاب به داوود مرادیان نوشت: «‌بهانۀ این نوشته اظهارنظر فردی است که او را نمی‌شناسم و من را هم‌‌زمان منتسب به حکومت و خارج از کشور کرده است. خیلی صریح و روشن بگویم: من از شما بیزارم!»

برنده جایزه بزرگ فستیوال کن با آخرین فیلم خود، قهرمان، در ادامه نوشت که چگونه این مقامات وی را منتسب به حکومت می‌دانند در حالی که بارها در فرودگاه پاسپورتش را جلب کرده‌اند.

اصغر فرهادی با بیان اینکه در تمام سالهای گذشته تصمیم داشته به جز تمرکز روی فیلم‌هایش کار دیگری نکند و وارد حاشیه‌ها نشود و بارها در برابر «تخریب‌ها سکوت کرده» گفت این بار به این نتیجه رسیده است که «این سکوت برخی را به این باور رسانده که وی هیچگاه ورودی نخواهد کرد و پاسخی نخواهد داد.

او در پاسخ به حکومتی خواندنش از سوی مدیر گروه مستند روایت فتح گفت: «چگونه من را فریبکارانه منتسب به حکومتی می‌کنید که رسانه‌های تندرویش از هیچ تلاشی برای تخریب و حاشیه‌ سازی و انگ زدن به من در سال‌‌های قبل فروگذار نکرده‌‌اند؛ حکومتی که نظرم را به صراحت دربارۀ مصائبی که همۀ این سال‌‌ها موجبش شده گفته‌‌ام؛ نوشته‌‌ها و گفته‌‌هایم دربارۀ تمام آن‌‌ها موجود است، از دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ تا فاجعۀ تلخ و نابخشودنی مسافران کشته شدۀ هواپیمای اوکراینی، از تبعیض‌‌های ظالمانه بر زنان و دختران تا بردن کشور به مسلخ کرونا.»

کارگردان ۴۹ ساله ایرانی می‌نویسد: «من نه هیچ‌ گاه کوچکترین قرابتی با منش و تفکر واپسگرای شما داشته‌‌ام و نه سر سوزنی به گزافه‌ گویی‌هایتان در پوشش حمایت و تعریف و تمجید نیاز دارم. شما كه سال‌‌ها براى فرار از پذيرش مسئوليت خود سعى در جا انداختن واژۀ سياه‌ نمايى در كنار تک‌ تک فيلم‌های من كرديد و شگفت كه در سوى مقابلتان همين تلاش براى متهم كردن من به سفيدنمايى در جريان است! اگر تا به حال از آزارهایی که برای من پیش آورده‌‌اید سخن به میان نیاورده‌ام تنها به این دلیل بوده که نخواسته‌‌ام راهم را جز با کارم که به آن ایمان دارم پیش ببرم؛ هرگز گمان نکنید که از سر همراهی با شما بوده است.»

اصغر فرهادی با اشاره به سخنان داوود مرادیان نوشت:‌ «اگر معرفی فیلم من از سوی ایران برای مراسم اسکار شما را به این نتیجه رسانده که من زیر سایۀ پرچم شما هستم، صراحتا اعلام می‌کنم که هیچ مشکلی با لغو این تصمیم ندارم. دیگر برایم سرنوشت فیلمی که با جان و دل ساخته‌‌ام، مهم نیست؛ چه در ایران، چه در بیرون از ایران. این فیلم ساخته شده است و اگر جانی داشته باشد می‌‌‌ماند، اگر نه، فراموش می‌‌شود.»

اصغر فرهادی در پایان این نامه تاکید کرد که به زودی درباره تمام حاشیه‌ها «با صراحت» بیشتری صحبت خواهد کرد.

No responses yet

Nov 08 2021

نوشتن اسامی زنان در «اطلاعیه‌های مجالس ترحیم» در شهرستان ملکان ممنوع اعلام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان ملکان، در جنوب غربی استان آذربایجان شرقی، طی نامه‌ای به مدیران چاپخانه‌ها و دفاتر خدمات کامپیوتری تصریح کرد که نوشتن اسامی زنان در «اطلاعیه‌های مجالس ترحیم» ممنوع است.

خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعۀ فعالان حقوق بشر در ایران، با انتشار نامۀ رئیس اداره تبلیغات اسلامی ملکان، از تصمیم و دستور وی به چاپخانه‌ها در ممنوع کردن نوشتن اسامی زنان در «اطلاعیه‌های مجالس ترحیم» پرده برداشت.

عادل قربانزاده، در این نامه نوشته است که آوردن نام اسامی خانم‌ها در این اطلاعیه‌ها «موجب نارضایتی بسیاری از اهالی شریف و مومن شهرستان» گردیده است. او در این نامه نوشتن اسامی زنان در «اطلاعیه های مجالس ترحیم» را از تاریخ ۲۵ مهرماه ١٤٠٠ را ممنوع کرده و حتی تاکید می‌کند که این عمل «پیگرد قانونی دارد.»

رئیس اداره تبلیغات اسلامی ملکان رونوشت نامۀ خود را به امام جمعه، ریاست دادگستری و فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان نیز ارسال کرده است.

در این زمینه شهیندخت مولاوردی، معاون سابق امور زنان و خانوادۀ رئیس جمهوری ایران در دولت یازدهم و دستیار سابق رئیس جمهوری در امور حقوق شهروندی در دولت دوازدهم، با اشاره به همین نامه در صفحۀ کاربری خود در توئیتر نوشت که او به هنگام درگذشت مادر خود «شاهد عینی چنین ماجرائی» بوده و «زمانی که در آگهی ترحیم [دیده است] نام تنها خواهر [او] جزو فرزندان درج نشده، ابتدا تصور [کرده] از قلم افتاده» است. او می‌نویسد «بعد با کمال تعجب متوجه شدم چاپخانه‌ها ممنوعیت دارند».

ممنوعیت درج نام زنان در اطلاعیه‌های مجالس ترحیم

و مدیر چاپخانه شهرمان لطف کرده و از فرزندان دختر فقط نام من را آن هم با مسئولیت خودش درآگهی منتشر کرده است!
یادمه در دوره ما با هر قدم، قلم و کلامی، فریاد وامصیبتای عده ای بلندمی شد که مگر درد چند درصد زنان این است؟، حالا یک نفرشان بانگ برنمی آورد که آیا این است دردامروز جامعه؟!
— شهیندخت مولاوردی (@mowlaverdi) November 6, 2021

توئیت شهیندخت مولاوردی در تائید ممنوعیت درج نام زنان در اطلاعیۀ مجالس ترحیم

او یادآوری می‌کند که «مدیر چاپخانۀ شهر […] از فرزندان دختر فقط نام [او] را […] با مسئولیت خود در آگهی منتشر کرده است». شهیندخت مولاوردی تلویحا می‌نویسد که هر هنگام در اینگونه امور «قدم، قلم و کلامی» برداشته می‌شد، «فریاد وامصیبتای عده‌ای بلند می‌شد که مگر درد چند درصد زنان این است؟»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .