اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Aug 12 2022

وال‌استریت جورنال: امتیاز «چشم‌گیر» اروپا به ایران برای احیای برجام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,تحریم,روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفردا: وال‌استریت جورنال روز پنجشنبه در گزارشی نوشته است که به متن پیش‌نویس مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای احیای توافق هسته‌ای موسوم به برجام دسترسی پیدا کرده که نشان می‌دهد اتحادیه اروپا برای احیای این توافق امتیاز چشم‌گیر تازه‌ای به ایران داده است.

بر اساس این گزارش اتحادیه اروپا در متن پیشنهادی توافق برجام، گزینه پاسخ‌دهی سریع ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره ذرات اورانیوم کشف شده در سایت‌های اعلام نشده ایران را داده و در قبال آن، شورای حکام آژانس پرونده این موضوع را خواهند بست.

بر اساس این گزارش، اتحادیه اروپا این پیشنهاد را با هماهنگی آمریکا و سه کشور اروپایی عضو برجام انجام داده؛ اما این پیشنهاد آژانس را به عنوان نهاد بین‌المللی مستقل برای نظارت بر پادمان‌های هسته‌ای در وضعیت دشواری قرار داده است.

وال استریت جورنال در ادامه می‌گوید یکی از موضوعات کلیدی طی ۱۶ ماه مذاکرات هسته‌ای برای احیای برجام، افشای آثار اورانیوم درسایت‌ها اعلام نشده ایران بود و از ابتدای بهار، ایران اصرار داشت که این پرونده خاتمه یافته اعالم شود.

وجود آثار اورانیوم در سایت‌های یاد شده به استدالالی از طرف غرب و اسرائیل تبدیل شده که می‌گویند ایران دستکم قبل از سال ۲۰۰۳ برنامه ساخت بمب هسته‌ای داشت.

ایران اصرار دارد که هرگز به دنبال ساخت بمب هسته‌ای نبوده و می‌خواهد هر چه زودتر پرونده کشف آثار اورانیوم در سایت‌های اعالم نشده بسته شود.

این در حالی است که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی اصرار دارد که موضوع کشف آثار اورانیوم را تا پایان دنبال خواهد کرد و اگر ایران جواب قانع کننده‌ای نداد، این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل ارسال خواهد شد.

وال‌استریت جورنال می‌نویسد اتحادیه اروپا تا ۱۵ اوت، ۲۴ مرداد به ایران فرصت داده تا جواب آری یا نه به متن پیشنهادی بدهد.

یک مقام آمریکایی نیز گفته است تنها راه برون رفت از این بن‌بست، پاسخ قانع کننده ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره ذرات اورانیوم کشف شده در سایت‌های اعلام نشده ایران است.

یک سخنگوی اتحادیه اروپا نیز به وال استریت جورنال گفته است متن پیشنهادی محرمانه بوده و برای اعضای برجام آماده و ارائه شده، نه بحث در رسانه‌ها.

مقامات ایرانی خواسته‌ای را که در ماه‌های اخیر به‌طور خصوصی .و علنی در مقاطع مختلف بیان کرده‌اند، این است که تنها در صورتی به توافق هسته‌ای باز خواهند گشت که تحقیقات سه ساله آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران بسته شود.

به گزارش وال استریت جورنال، تحقیقات آژانس بین المللی انرژی در سال ۲۰۱۸ به دنبال ادعای اسرائیل آغاز شد. اسرائیل گفته بود که ایران تجهیزات مرتبط با تسلیحات اتمی را در مکانی در نزدیکی تهران نگهداری می‌کند.

آژانس بین المللی انرژی اتمی براساس نمونه‌برداری‌های محیطی که در ایران انجام داده بود، اعلام کرد که آثار اورانیوم را در سه مرکز غیر اتمی و اعلام نشده یافته است و خواستار توضیح ایران در این خصوص شد.

ایران پیشتر در خردادماه سال جاری در پاسخ به آژانس بین المللی در خصوص کشف آثار اورانیوم غنی شده در سه مکان، یعنی سایت‌هایی در مریوان، در تورقوزآباد در حومه تهران، و در ورامین، گفت، ذرات کشف شده اورانیوم در سه مکان اعلام نشده «احتمالا کار عوامل خارجی بوده است.»
با استفاده از وال استریت جورنال و رادیو فردا

No responses yet

Aug 10 2022

وزارت دادگستری آمریکا یک عضو سپاه پاسداران را به توطئه برای قتل جان بولتون متهم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,سپاه,سیاسی


رادیوفردا: وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا روز چهارشنبه ۱۹ مرداد اعلام کرد که یک گماشته ایرانی عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به توطئه برای به قتل رساندن جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، متهم شده است.

بر اساس این بیانیه که در پایگاه خبری رسمی این وزارتخانه منتشر شد، متهم مردی ۴۵ ساله به نام «شهرام پورصفی» متولد تهران است که به نام «مهدی رضایی» نیز شناخته می‌شود.

این مامور سپاه، در حال حاضر، از سوی پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) در ارتباط با اتهام‌های مربوط به «مزدوری برای توطئه ارتکاب قتل» تحت تعقیب است.

این بیانیه افزوده که نامبرده به نیابت از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اجیر کردن اشخاص در ایالات متحده به منظور ارتکاب قتل دست داشته است.

انگیزه احتمالی در این پرونده، «انتقام» کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران، عنوان شده است.

شهرام پورصافی متهم شده که قصد داشته است «۳۰۰ هزار دلار به افرادی در آمریکا پرداخت کند تا آقای بولتون را در واشینگتن دی سی یا ایالت مریلند به قتل برسانند».

بر اساس بخشی از اسناد دادگاه، شهرام پورصفی در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۱ (سی‌ام مهرماه ۱۴۰۰) از فرد الف که مقیم ایالات متحده است و با پورصفی آنلاین دیدار داشته، خواسته بود که از مشاور امنیت ملی دولت پیشین آمریکا عکاسی کند، با این ادعا که عکس‌ها برای کتابی است که پورصفی مشغول نوشتن آن است.

در همین زمینه، متیو جی. اولسن، معاون دادستان عمومی، از بخش امنیت ملی وزارت دادگستری آمریکا، تصریح کرد: «این نخستین‌بار نیست که ما از طرح‌های ایران برای انتقام‌گیری علیه افرادی در خاک ایالات متحده پرده برمی‌داریم و همچنان خستگی‌ناپذیر به تلاش خود برای افشا و ایجاد اخلال در تک‌تک این اقدام‌ها ادامه خواهیم داد».

او افزود این وظیفه رسمی وزارت دادگستری است که از شهروندان آمریکا که «دولت‌های متخاصم در صدد آسیب زدن یا کشتن آن‌ها هستند» پشتیبانی کند.

متیو جی. گریوز، دادستان آمریکایی از منطقه کلمبیا، نیز تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای به اجرا درآوردن طرح ترور یک مقام سابق آمریکایی در خاک آمریکا را «انتقام‌جویی» و «توطئه‌ای وقیحانه» از سوی ایران خواند.

در همین حال، لاریسا ناپ، معاون اجرایی رئیس بخش امنیت ملی در پلیس فدرال آمریکا، یادآور شد: اگرچه جمهوری اسلامی با سابقه‌ای که در توطئه برای ترور افراد در ایالات متحده دارد تهدید تلقی می‌شود، اما دولت آمریکا ید طولاتری در پاسخگو کردن کسانی دارد که امنیت شهروندان آمریکایی را تهدید می‌کنند.

این مقام افزود که بی‌تردید اف‌بی‌آی، دولت آمریکا و شرکای آن برای مبارزه با چنین تهدیدهایی در داخل و خارج از خاک آمریکا گوش‌به‌زنگ خواهند ماند.

ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۹ سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی قرار داد. این تصمیم در راستای سیاست «فشار حداکثری» دولت دونالد ترامپ بر ایران اتخاذ شد، اما در ماه‌های گذشته از این مسئله به عنوان یکی از شروط جمهوری اسلامی برای بازگشت به توافق هسته‌ای با قدرت‌های جهانی و از موانع اصلی احیای برجام نام برده می‌شود.

خبر متهم کردن یک عضو سپاه به تلاش برای قتل جان بولتون دو روز پس از آن منتشر می‌شود که هیات‌های مذاکره‌کننده تهران و واشینگتن برای احیای برجام به وین بازگشته بودند و با قطعی شدن «متن نهایی» توافق، اکنون به پایتخت‌های خود بازگشته‌اند تا در مورد سرنوشت بازگشت متقابل به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ تصمیم‌گیری کنند.
با استفاده از وب‌سایت وزارت دادگستری آمریکا، رویترز و گزارش‌های رادیو فردا/ آ.ت./ ک.ر

No responses yet

Aug 10 2022

ابتهاج: هرگز توده‌ای نبودم، هنوز سوسیالیستم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,ادبیات,سیاسی

تاریخ ایرانی: تاریخ ایرانی: امیر هوشنگ ابتهاج (هـ. الف. سایه) شاعر و ادیب مشهور ایرانی می‌گوید: «من هرگز عضو حزب توده نبودم اما معنای این حرف این نبود که سوسیالیسم را قبول ندارم و حتی دوستانم در آن حزب را قبول ندارم. من هنوز به سوسیالیسم باور دارم…» ابتهاج این را در گفت‌وگو با ماهنامۀ «مهرنامه» بیان کرده است؛ گفت‌وگویی که به نوشتۀ محمد قوچانی، سردبیر «مهرنامه» نخستین مصاحبۀ «سایه» با نشریه‌ای مکتوب است.

بسیاری از هنرمندانی که در فاصلۀ دهه‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰ در عرصۀ فرهنگ ایران ظهور کردند، به واسطۀ سیطرۀ بی‌رقیب حزب توده بر بخش مهمی از جامعۀ روشنفکری که ناشی از هژمونی چپ در سراسر جهان بود، دلبستۀ افکار چپ‌گرایانه شدند. هوشنگ ابتهاج نیز که از جمله هنرمندان فعال آن عصر بود و با بسیاری از هم‌نسلان اهل فرهنگش که برخی از آنان از اعضای فعال حزب توده بودند در مراودۀ مداوم بود، تئوری سوسیالیسم را پذیرفت و آنچنان که می‌گوید با وجود فراز و نشیب‌های فراوان این ایده در نیم قرن گذشته، هنوز هم دلبستۀ آن است.

ابتهاج می‌گوید: «من به سلامت تئوریک سوسیالیسم باور دارم. هنوز باور دارم که هیچ راهی جز سوسیالیسم پیش پای بشر نیست. کمونیسم هم یک آرمان دور است. تا به قول معروف یک انسان طراز نوین ساخته نشود که هر کس به اندازه کارش بخواهد و بهره‌مند شود، کمونیسم قابل تحقق نیست.»

او در پاسخ به این سؤال که «آیا در شوروی هیچ ایراد و اشکالی نبود که در نهایت منجر به فروپاشی شد»، گفته: «چرا! مثلاً مارکس گفته بود سوسیالیسم فقط با انقلاب جهانی رخ می‌دهد. لنین گفت ما در روسیه انقلاب کردیم و سوسیالیسم برپا شد! خوب! نمی‌دانم این اشتباه بود یا درست بود ولی شاید از همین جا بود که با محاصرۀ شوروی این کشور پاشید. اگر انقلاب جهانی شده بود شاید شوروی هم محاصره نمی‌شد.»

او با بیان اینکه «سقوط را بر شوروی تحمیل کردند»، تصریح می‌کند: «نظام سرمایه‌داری با تحمیل دو چیز اتحاد شوروی را از هم فرو ریخت: اول، مسابقۀ تسلیحاتی و دوم، محاصره اقتصادی. مسابقۀ تسلیحاتی تمام انرژی جامعه را مکید و محاصره شوروی آن را ورشکسته کرد. اما به یاد داشته باشید که کمونیست‌ها یک کشور دهقانی را تحویل گرفتند و یک کشور صنعتی ساختند که در بسیاری موارد از آمریکا جلوتر یا حداقل برابر بود.»

با توده‌ای‌‌ها هم‌عقیده بودم

ارتباط با حزب توده یکی دیگر از فرازهای گفت‌وگو با سایه است. ابتهاج درباره روابطش با توده‌ای‌ها می‌گوید: «عضو حزب توده نبودم، اما همیشه سوسیالیست بودم و به توده‌ای‌ها احترام می‌گذاشتم و رفیق آن‌ها بودم و با آن‌ها هم‌عقیده بودم.»

او دربارۀ نگاه کمونیست‌های هوادار شوروی دربارۀ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی می‌گوید: «من به کیانوری گفته بودم اگر شما قدرت بگیرید اولین کسی که مشکل پیدا می‌کند من هستم.»

او در عین حال با بیان اینکه «کیانوری آدم باسوادی بود»، می‌گوید: «ببینید! حتی طبری که خیلی باسواد بود همیشه به کیانوری احترام می‌گذاشت. کیانوری دانش عمیقی داشت. طبری یک بار سال ۵۸ به من گفت من سه چهره و علاقه دارم: اولین علاقه‌ام هنر و ادبیات است که زندگی من است. دومین علاقه‌ام فلسفه است که تا جایی که زورم رسیده آن را خوانده‌ام. و سومین چهره‌ام سیاست است که من به هر دو معنای خوب و بدش از آن بیزارم اما متاسفانه از ۱۶ سالگی حرفۀ من شده است… توده‌ای‌ها چنین افرادی هم داشتند.»

هرچند گفت‌وگوی سایۀ ۸۶ ساله با «مهرنامه» به بهانۀ درگذشت محمد زهرایی مدیر نشر کارنامه انجام شده، اما او جز سخن گفتن از زهرایی و وسواس‌ها و نوآوری‌هایش در کار نشر، به بسیاری از افراد و موضوعات دیگر نیز گریزی زده است، از کتاب‌های «حافظ به سعی سایه» و «تاسیان» و ارتباطش با «زبان گیلکی» تا شاملو، شهریار، سانسور، ارغوان و حزب توده. «تاریخ ایرانی» بخش‌هایی از این گفت‌وگو را انتخاب کرده که در پی می‌آید:

زهرایی بی‌موقع مُرد

بعد از مرگ زهرایی خانم همشیره زهرایی در آلمان، مراسمی گرفتند بسیار بزرگ و خوب و شامی دادند مفصل. آمده بودم بیرون سیگار بکشم که معصومه خانم خواهر او آمد و با حالت تاثربرانگیزی گفت که آقای سایه خوشحالم که لااقل یکی از آرزوهای برادرم برآورده شد. زهرایی می‌گفت خدا کند من مرگ سه نفر را نبینم، ابتهاج، محمدعلی موحد و نجف دریابندری. شکر خدا که به این آرزویش رسید. می‌خواستم بگویم چه شکر خدایی، او بی‌موقع مرده است. مثلاً واقعاً خدمت بزرگی به نجف کرده است که بی‌نظیر است. هر روز او را به دفتر کارنامه می‌برد و قلم و کاغذ و همۀ امکانات مهیا بود تا اگر بخواهد چیزی بنویسد. هر روز یک آژانس می‌رفت دنبال نجف می‌آوردش دفتر و عصر می‌برد خانه…

از تهمت سپانلو مبرا شدم

آقای سپانلو در مجله‌ای که اگر اشتباه نکنم نگاه نو بود مقاله‌ای نوشته بود، که فلانی یعنی من در همین جلسه‌ای که گفتید (جلسۀ کانون نویسندگان) زده تو گوش یکی و او هم رفته درمانگاه. من بارها در خانۀ پوری سلطانی ایشان را دیده بودم. بارها می‌خواستم به او بگویم که می‌شود اسم و آدرس آن کسی را که زده‌ام به من بدهید تا بروم از او عذرخواهی کنم! اما در همین «تجربه» دیدم سپانلو گفته است که سایه رفت یکی را بزند، اما جمعیت زیاد بود و به او نرسید. گفتم خدا را شکر که از این تهمت مبرا شدم…

شاملو حرف می‌زد تا جنجال به پا کند

شاملو فقط [به اخراجم از کانون نویسندگان] رای داد، هیچ وقت [علیه من] حرف نزد. یکبار من و شاملو و کسرایی با هم بودیم گفتم برویم خانه ما. در راه خانه، کسرایی گله کرد که تو گفته‌ای شعرهای من به درد عمه‌اش می‌خورد! شاملو گفت کاملاً دروغ است و من چنین حرفی نزده‌ام… دختر ادیب خوانساری کتابی درباره پدرش نوشته که من خواندم و دیدم جایی متنی از شاملو هست در مدح موسیقی و آواز ایرانی! شاملو همان کسی است که روزی به موسیقی سنتی پرید. یک روز داشتیم از میدان شاه رد می‌شدیم، در امتداد خیابان فرانسه آواز می‌خواندم، ناگهان شاملو ایستاد گفت آفرین چه تحریری… اما شاملو کسی بود که همیشه حرفی می‌زد تا جنجال کند؛ مثل روزنامه‌نگاری‌اش.

فکر می‌کردند من نباید برای شاملو گریه کنم!

آدم‌های عجیبی با من حشر و نشر داشته‌اند. وقتی شاملو مُرد من در مراسمش گریه کردم. یکی از دوستان به من گفت سایه گریه می‌کنی؟ فکر می‌کرد من نباید برای شاملو گریه کنم! گفتم این چه حرفی است؟ من این را صمیمانه می‌گویم. من برای کدام یک از رفقایم مرثیه ساخته‌ام؟ اخوان، شاملو، کسرایی، شهریار؟ درد نبودن این‌ها چنان برای من عظیم است که اصلا کلمه پیدا نمی‌کنم.

تاسیس کانون نویسندگان ابتکار جلال بود

بعد از آنکه فرح تصمیم گرفت کنگره‌ای از نویسندگان تشکیل بدهد تعدادی از نویسندگان علیه آن در سال ۱۳۴۸ بیانیه دادند. خود به‌آذین گفت من با آقای آل‌احمد این کار را کردم و بی‌انصافی نکنید. مبتکر این کار تاسیس کانون نویسندگان اصلاً آل‌احمد بود.

اخوان شاعر برتر کشور ماست

وقتی که شورای نویسندگان ایجاد شد، من تمام حرفم این بود که شورای نویسندگان صد درصد صنفی باشد و به سیاست کاری نداشته باشیم. من می‌گفتم دوستان توده‌ای ما حتما در کار تشکیلات خودشان سندیکای شاعران و نویسندگان دارند و احتیاجی به این کار ندارند. اما برخی گفتند نه آقا هر کسی می‌آید و خرابکاری می‌کند و این نقض غرض می‌شود. من پافشاری کردم. به‌آذین و کسرایی در جلسه بودند. به من گفتند چه کسی را می‌خواهی که اینجا عضو شورای نویسندگان باشد. من گفتم مثلاً اخوان باشد که شاعر برتر کشور ماست. یکی گفت که اخوان حال چیزی را ندارد. گفتم شما به کار خصوصی مردم چه کار دارید، اخوان بیاید اینجا چرت بزند، شما چکار دارید. من هم ممکن است اینجا خمیازه بکشم. گفتند خود سایه برود اخوان را دعوت کند. گفتم یکی از خود شما با من بیاید.

اخوان گفت من همیشه توده‌ای بودم!

با پرویز شهریاری رفتیم پیش اخوان. گفت سال‌هاست که این کار را نکرده‌ام. گفتیم می‌خواهیم از شما دعوت کنیم به شورای نویسندگان بیایید. من را نگاه کرد و گفت سایه جان تو که می‌دانی من همیشه توده‌ای بودم و هنوز هم هستم! گفتم اخوان من نیامده‌ام تو را به حزب توده دعوت کنم، شورای نویسندگان است. گفتم اخوان موضوع، حزب نیست. گفت من افتخار می‌کنم هر جا سایه باشد من هم آنجا باشم. از این اظهارات عجیب و غریب می‌کرد.

این‌ها با جاسوس‌ها ارتباط دارند

جایی خواندم که حسین منزوی گفته رفتم به اخوان گفتم در دام نیفت که این‌ها با عناصر جاسوسی دنیا در ارتباط هستند. خواندم که منزوی نوشته اخوان از من خیلی تشکر کرده که او را از دام خلاص کرده‌ام. یادم می‌آید شبی خانه شفیعی کدکنی بودیم و اخوان خیلی ملول بود و حرف‌های پراکنده می‌زد. گفت بله، توده‌ای‌ها آدم فرستادند که من عضو شورای نویسندگان شوم. به آن‌ها گفتم «برو این دام بر مرغ دگر نه». گفتم اخوان! [به صدای بلند گفتم] ساکت شد. سرش را پایین انداخت. گفتم یادت نیست که چه کسی سراغت آمد؟ گفت نه عزیز! همان شب دکتر شفیعی که مرید اخوان بود، شاهد این ماجرا بود.

شهریار خواب دید من را می‌برند جهنم

شهریار شدیداً مذهبی بود. یک شب رفتم و دیدم بغ کرده. گفتم سلام شهریار جان، جواب نداد. من هم گفتم به درک. رفتم یک گوشه و ساکت نشستم. بالاخره سرش را بلند کرد و گفت «آخه تو چرا دلتو با خدا صاف نمی‌کنی؟» گفتم باز شروع کردی. گفت «تو با این صفا و محبتی که داری چرا دوری؟» گفتم به شما چه مربوطه؟ اصلا چی شده؟ گفت «دیشب خواب دیدم که تو را می‌برند جهنم و نمی‌توانستم شفاعت تو را کنم.» گفتم جنابعالی از غرفه‌های بهشت، من را می‌دیدی؟ گفت «شوخی نکن.» گفتم «لازم نیست تو شفاعت کنی. اگر خدا را ببینم کلی حرف دارم. یکی‌اش همین که من را همنشین تو کرده!» گفت «نگوووووو. کفر می‌گویی.»

چشم‌هایش ابهت داشت

[دربارۀ دیدار اعضای کانون نویسندگان با امام خمینی] من نبودم. کسرایی رفته و آمده بود و گفته بود که چشم‌هایش ابهت داشت و نمی‌شد به آن نگاه کرد. [طبری] خیلی از آقای خمینی شعر برای ما خواند. ظاهراً آقای خمینی در جوانی که طلبه بود شعر می‌گفت.

آقا روح‌الله با جسارت حرف می‌زد

یکی که با آیت‌الله بروجردی نزدیک بود و خودش از خانواده علما بود و آخوند نبود، آخر هفته می‌رفت پیش آقای بروجردی. به من می‌گفت که طلبه‌ای بود آن موقع (آقای خمینی را می‌گفت که آقا روح‌الله به او می‌گفتند) او می‌آمد پیش آقای بروجردی. تنها کسی بود که با جسارت حرف می‌زد. آقای بروجردی چیزی مثل گوشت‌کوب داشت که به زمین می‌زد تا برایش چای بیاورند. آقای خمینی خطاب به آقای بروجردی گفته بود این چه کاری است؟ دنیا عوض شده. یک زنگی کنارتان بگذارید و هر وقت چیزی می‌خواهید آن را فشار بدهید. هفته بعد که رفتیم دیدیم کنار آقای بروجردی زنگ بود.

زنم گفت ریشت را نگه دار!

آن موقع یک سلمانی به زندان آوردند و توی دستشویی صندلی گذاشته بودند و موهایمان را کوتاه می‌کردند. من گفتم موهایم را تا می‌توانستند کم کنند، چون امکان تمیز نگه داشتن آن نبود. گفتم ریشم را هم بزن، ولی گفتم به سبیلم دست نزن. برگشتم سلول. یک نفر از مامورین آمد که از بند ما نبود. گفت سلمانی نرفتی؟ گفتم رفتم! گفت: نخیر! بلند شو. بردم مستراح و گفت تمام ریش و سبیلش را بزنید، من خیلی عصبانی و مرتعش بودم. موی ریشم را زدند ولی نگذاشتم سبیلم را بزنند! دفعه دیگر گذاشتم که تمامش بلند شود و دیگر نزدم. از زندان که آمدم بیرون زنم گفت ریشت را نگه دار. من هم نگه داشتم.

دادستان انقلاب، وکیل مدافعم شد!

[در زندان] یک آقایی آمد، گفت آقاجان بفرمایید داخل. یکی آمد چشم‌بند بزند، گفت لازم نیست. من بدون چشم‌بند از اتاق آمدم بیرون و از آنجا بلافاصله رفتم توی یک راهرو و بعد بلافاصله در راهرو، سمت راست یک در بود از آن در داخل شدم، یک سالن بزرگ وجود داشت، مثلا خیال می‌کنم ۱۰ متر در ۱۰ متر، دست راست ۱۵-۱۰ نفر پاسدار نشسته بودند با لباس‌های شیک، آن جلو یک میز بود، که یک شیخی با عمامه سفید پشت آن نشسته بود… گفت خب، متهم عضو «حزب توده» است؟ گفتم خیر آقا، یک ورق زد روی کاغذهایی که جلوی دستش بود و گفت: از آقای دکتر کیانوری سوال شده و گفته پیش از اینکه من با آقای سایه آشنا شوم، گمان می‌کنم در سال ۲۹ یا ۳۰ عضو «سازمان جوانان حزب توده» بوده باشد. در حالی که من اصلاً در «سازمان جوانان حزب توده» نبودم. گفتم بروید به آقای کیانوری بگویید که بی‌خود گفته است. من هیچ‌وقت عضو سازمان جوانان نبوده‌ام. آن آقای سیه‌چرده که آنجا نشسته بود گفت اگر عضو «سازمان جوانان حزب توده» بود، می‌گرفتندش، سابقه زندان نداره که؛ گفتم اِ یک وکیل مدافع پیدا کردم. من از او پرسیدم شما؟ آمد جلو و اسمش را یواش به من گفت، بعد که آمدم بیرون فهمیدم که آن آقا (همان وکیل مدافع) دادستان انقلاب بوده!

اصلا همۀ شعرهای من ضد انقلاب است

یک روز آقای باقرزاده گفت بیا برویم ارشاد شاید چشم‌شان به شما بیفتد و مجوز بدهند، گفتم باشد. با هم قدم‌زنان رفتیم میدان بهارستان و وزارت ارشاد. از پله‌ها رفتیم بالا. به اتاقی رفتیم جوانی آمد، سیاه‌مشق در دستش باد کرده، کلی ورق کاغذ لایش بود. خیلی ملوکانه گفتم من آمدم اگر حرفی درباره کتابم هست بشنوم. طفلک گفت بالاخره اشعار این کتاب یک نوع اعتراض است، گفتم بله نخیر. این بله نخیرم یک چیز حقوقی دارد. اگر می‌گفتم بله یعنی خودم هم قبول کردم اعتراض است. من گفتم من حق دارم با همه چیز مخالفت کنم؛ این همه دنگ و فنگ برای چه راه انداختید؟ به من حق اعتراض هم نمی‌دهید، دیدم هاج و واج نگاه می‌کند. گفتم اصلا همه شعرهای من ضد انقلاب است و هر کدام از این شعرها را باز کنید و نشان دهید من این موضوع را ثابت می‌کنم که این شعر ضد انقلاب است! آن بیچاره هم اشتباه کرد و گفت بیا. کتاب را گرفتم. گفتم مثلا اینجا «نشود فاش کسی آنچه میان من و توست…» گفتم همین دقیقا، این اصلا خود معنای توطئه نیست؟! اگر تو می‌گویی اعتراض است، من اصلا می‌گویم توطئه است! بعد به او گفتم من آنقدر ابله نیستم که بیایم به تو این را که مجوز کتاب را صادر می‌کنی بگویم. فرضا این کتاب را مجوز بدهی بقیه جاها می‌گویند نه، تمام ارشاد قبول کنند فلان نهاد می‌گویند نه، آن‌ها قبول کنند نهاد دیگر می‌گویند نه… گفت حرف دل من را زدید.

اسلام ۱۵ قرن است که هست، از چه می‌ترسید؟

من در ارشاد گفتم اگر قرار است که انقلاب و اسلام با شعر من فرو بریزد که نمی‌شود. پانزده قرن است که اسلام هست، شما از چه می‌ترسید؟ گفتم این کتاب یک روز درمی‌آید. از ناشر می‌پرسیم می‌گوید هدف ما خدمات فرهنگی است، به جای این که سوپرمارکت باز کنیم نشر باز می‌کنیم که با انتشار کتاب درآمدی داشته باشیم، گفتم این برخورد فرهنگی شماست. شنیدم که ۱۵-۱۴ کتاب باقرزاده پیش شماست. من برای خودم پیش شما نیامدم آن کتاب‌ها را زودتر آزاد کنید جبران خسارت شود. آمدیم بیرون باقرزاده گفت خدا عمرتان بدهد. هیچ نویسنده‌ای مثل شما با این‌ها برخورد نکرده بود.

با شعر پاسدار زندان سیر گریه کردم

یک پاسداری برای من شعر گفت: غصه نخور شاعرم آخر من آزادت کنم/ وارد خانه‌ات کنم/ در باغ و بُستانت کنم. من بغض کردم و گفتم این را برای من بنویس، دیدم رفت ته بند یک میز جور کرد و یکی دارد می‌گوید و او یکی دارد می‌نویسد. بعد از یک دفتری از ته، نوشته را کنده بود. با خط کج و کوله… یک روز هم آمد به من گفت این شعر را برای من درست کنید. یک چیزی بود مثل دوبیتی، وزن و قافیه نداشت. دوبیتی این بود که: گل من، همه گل را در باغ و بستان جستجو می‌کنند/ گل من، من تو را در خاک جستجو می‌کنم. من خیلی متاثر شدم، فهمیدم برای پسرش گفته که شهید شده. من دو تا دوبیتی برایش ساختم از همان و در همان مضمون و تنها شعری است که یادم رفت و به خاطرم نمانده. ولی یادم می‌آید که به سیری گریه کردم وقتی داشتم آن دوبیتی‌ها را می‌نوشتم.

ارغوان را از حفظ نوشتم، یک چیزی کم دارد

«ارغوان» در حافظه‌ام بود… من همه شعرها را در حافظه داشتم، بعد آمدم خانه نوشتم، هنوز هم فکر می‌کنم که یک یا دو بندش را یادم نیست، همیشه این را می‌خوانم احساس می‌کنم که یک جاهایی از آن کم است. همیشه هر وقت می‌خوانم می‌گویم این یکی، دو بندش نیست و یک چیزی کم دارد. چون در اصل ننوشتمش. چون این، چند خطاب به ارغوان بوده.

مردم با ارغوان زار زار گریه می‌کنند

«ارغوان» عجیب رفته در مردم، من دیدم هر جا این کار را در شب‌های شعر خواندند مردم زار زار گریه کردند و خودم هم نمی‌توانم بخوانم و وقتی به این شعر می‌رسم از اول لحنم را عوض می‌کنم. (با صدای بلند و لحنی حماسی می‌خواند) ارغوان خوشۀ خون، مثلا یک جا را این شکلی می‌خوانم. ولی آنجاهایی که من را اذیت می‌کند خودم گیر می‌کنم. مثلا آنجا که می‌گوید «ارغوانم آنجاست» نمی‌توانم آن را بخوانم.

No responses yet

Aug 10 2022

اف‌بی‌آی هشدار داد که با کلیه عملیات مخرب جمهوری اسلامی ایران مقابله می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: پلیس فدرال آمریکا، اف‌بی‌آی،با انتشار بیانیه‌ای در وبسایت خود، اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران از راه‌های گوناگون از جمله حملات سایبری و اقدامات اطلاعاتی و تروریسم، شهروندان آمریکا و امنیت و زیرساخت‌های حیاتی این کشور را تهدید می‌کند.

اف‌بی‌آی افزوده است که جمهوری اسلامی سیاست سرکوب را از طریق آزار و اذیت و هدف قرار دادن ناراضیان ایرانی در سراسر جهان، از جمله ایرانی‌های مقیم ایالات متحده، گسترش داده است.

در بیانیه ا‌ف‌بی‌آی آمده است که این سازمان با همکاری شرکای اطلاعاتی خود، با مجموعه‌ای از اقدامات و برنامه‌های جمهوری اسلامی، از جمله برنامه‌ریزی برای حملات تروریستی و آدم‌ربایی، عملیات جاسوسی، حملات سایبری، دور زدن تحریم‌ها و خرید غیرقانونی تجهیزات حساس برای برنامه‌های موشکی و هسته‌ای آن مقابله کرده است.

اف‌بی‌آی افزوده است که خطر رژیم ایران و شرکای تروریستی‌اش، مانند حزب الله لبنان، می‌تواند به سراسر جهان برسد و این نهاد متعهد به شناسایی و مقابله با همه عملیات اطلاعاتی و نظامی جمهوری اسلامی است.

یک هفته قبل از این بیانیه، شورای امنیت ملی آمریکا بر محافظت از شهروندان منتقد در برابر تهدیدهای جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد، امری که پیامد گزارش‌ها درباره بازداشت فردی با اسلحه مقابل خانه مسیح علی‌نژاد، فعال سیاسی مخالف حکومت ایران، بود.

روزنامه نیویورک پست روز ۹ مرداد، به نقل از منابع آگاه و مستندات مربوط به یک شکایت فدرال خبر داده بود که فردی ۲۳ ساله به نام «خالد مهدی‌اف»، مسلح به کلاشنیکف، در محوطه بیرونی خانه خانم علی‌نژاد دستگیر شده است.

به دنبال این رخداد ، جیک سالیوان، مشاور جو بایدن در امور امنیت ملی آمریکا،در تماسی با خانم علی‌نژاد گفت: «دولت آمریکا به محافظت از شهروندان این کشور در برابر تهدیدهای جمهوری اسلامی ایران ادامه خواهد داد.»

No responses yet

Aug 08 2022

دبیر ستاد امر‌به‌معروف: مدیران میانی برای فرستادن فرزندانشان به خارج رقابت می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر


صدای آمریکا: فرزند یکی از مقام‌های جمهوری اسلامی- رسانه‌های اجتماعی
اشتراک

دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر با تایید اینکه سه تا چهار هزار نفر از فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی مقیم خارج از کشورند می‌گوید که آنها برای فرستادن فرزندانشان به خارج رقابت می‌کنند.

محمدصالح هاشمی گلپایگانی، دبیر ستاد امر‌به‌معروف و نهی از منکر، روز شنبه ۱۵ مرداد با اظهار نارضایتی از اینکه «متاسفانه قانونی در این زمینه نداریم» خواستار دخالت مجلس در این زمینه شده است.

او همچنین به رقابت میان مدیران جمهوری اسلامی برای فرستادن فرزندانشان به خارج از کشور اشاره کرد و افزود که «یک رقابتی بین مسئولان نیز وجود دارد.»

گلپایگانی با اشاره تلویحی به تناقض این رویه با شعارها گفت که «یعنی نمی‌شود افراد به دنبال تامین یورو و دلار برای فرزندانشان باشد، اما با صدای بلند استقلال کشور را اعلام کنند.»

اظهارات گلپایگانی درحالی در رسانه‌های داخل ایران منعکس می ‌شود که پیشتر در خردادماه سال جاری نیز رئیس اداره عملیات زمینی سپاه پاسداران گفته بود که «چهار هزار» نفر از فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی در «آمریکا، اروپا و کانادا زندگی می‌کنند.»

No responses yet

Aug 07 2022

اعتراض دبیر ستاد امر به معروف به «ناامیدی» در میان آمران حجاب اجباری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر روز شنبه در نشستی از «ناله کردن و ترویج ناامیدی» در میان نیروهایی که بازوی اجرایی جمهوری اسلامی برای حجاب اجباری هستند شکایت و به آن اعتراض کرد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، محمدصالح هاشمی گلپایگانی در نشست «کارآمدسازی طرح جامع عفاف و حجاب» گفت که «مهم‌ترین گرفتاری» افراد حکومتی که با شهروندان برای تحمیل حجاب اجباری برخورد می‌کنند، «بی‌برنامگی و نداشتن طرح، عدم تشکیل جبهه متحد، صرفاً به نصیحت و رهنمودهای پی درپی دل خوش کردن، به گفتگوهای بی‌ثمر و مشغولیت‌های نفس‌گیر در فضای مجازی پرداختن، اول و دوم کردن موضوعات و ایجاد توقف، فرافکنی و تکرار مکررات، درددل و ناله کردن و ترویج ناامیدی و اعتراض بدون ارائه راه حل» است.

او همچنین از «کم‌تحرکی حوزه‌های علمیه خواهران» در برخورد با شهروندان گلایه کرد و خواستار «کار سازماندهی شده و تشکیلاتی» شد.

این اظهارات محمدصالح هاشمی گلپایگانی در حالی بیان می‌شود که در ماه‌های اخیر روند برخورد خشونت‌آمیز با زنان در ایران به بهانه اجبار به رعایت حجاب اسلامی شدت گرفته است.

همزمان با افزایش فشارها در این زمینه، مخالفت‌ها با حجاب اجباری نیز بیشتر شده است تا جایی که شماری از زنان محجبه با به راه انداختن کارزارهایی در شبکه‌های اجتماعی به این سیاست و رفتار جمهوری اسلامی اعتراض کرده‌اند.

هفته گذشته حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی از رهبران جنبش سبز ایران که در حصر خانگی به‌سرمی‌برد گفت که پدرش با حجاب اجباری مخالف است و تاکید داشته اجباری کردن حجاب پس از انقلاب اقدامی نادرست و سیاسی بوده است.

روز سه‌شنبه ۱۱ مرداد، ۲۱ فعال سیاسی و مدنی ایران با انتشار بیانیه‌ای درباره پیامدهای سیاست حجاب اجباری هشدار دادند و تاکید کردند که اجرای این سیاست در کشور از همان ابتدا «خطا» بوده و اکنون نیز با گذر زمان «اشتباه بودن آن» بیشتر آشکار شده است.

بیانیه یادشده نیز این پرسش را در برابر جمهوری اسلامی گذارده است که «حکومت تا کجا می‌خواهد به این تنش اجتماعی دامن بزند؟» و «اگر حکومت در موضوعاتی که پرداختن به آنها قطعا وظیفه اوست، مانند مبارزه‌ راستین با فساد اقتصادی، فقر، بیکاری، گرانی و…، به اندازه‌ی تحمیل حجاب بر زنان هزینه کرده بود، حتما حاصلی در بر داشت».

No responses yet

Aug 07 2022

کاهش ۶۰ درصدی تقاضای خرید میوه؛ رئیس اتحادیه بارفروشان: بازار تعریفی ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,فقر

صدای آمریکا: رئیس اتحادیه بارفروشان از کاهش حدود ۶۰ درصدی تقاضا برای خرید میوه همزمان با «ایام محرم» خبر داده است.

مصطفی دارایی‌نژاد به «باشگاه خبرنگاران» وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی گفته است که «بنا بر بررسی‌های صورت گرفته»، این میزان «کاهش تقاضا» برای خرید میوه در بازه زمانی ماه قمری «محرم» نسبت به قبل، رشد داشته است.

رئیس اتحادیه بارفروشان میدان‌مرکزی همچنین تاکید کرده است که «با توجه به این کاهش ۶۰ درصدی تقاضا از سوی شهروندان برای خرید میوه، بازار میوه تعریفی ندارد.»

رئیس اتحادیه بارفروشان با بیان اینکه «همه ساله» در بازه زمانی «تقاضا برای خرید میوه و صیفی جز پیاز و سیب زمینی» کاهش می یابد، اظهار داشته است که این موضوع منجر به «کاهش ۴۰ درصدی قیمت میوه» نسبت به هفته گذشته نیز شده است.

مصطفی دارایی‌نژاد پیش بینی کرده است که این «رکود در بازار» تا چند روز بعد از «ایام تاسوعا و عاشورا» که از مناسبت‌های تاریخی – مذهبی مهم شیعیان محسوب می‌شوند، ادامه یابد.

مجتبی شادلو، عضو هیات مدیره اتحادیه باغداران کشور نیز پیشتر در دوم مردادماه با اشاره به کم شدن «جمع‌های خانوادگی» و «پایین آمدن توان خرید مصرف‌کنندگان» که باعث «ریزش میزان مصرف داخلی» شده، به خبرگزاری «ایلنا» گفته بود: «تولید زیاد، گرمای هوا و کاهش قدرت خرید مردم» دلایل «مازاد میوه و تره‌بار در بازار» و «افت خرید میوه» است.

در ماه‌های اخیر بارها رسانه‌های ایران به نقل از فروشندگان مختلف، نقل کرده‌اند که «محصول به اندازه کافی در بازار موجود است» اما از سوی دیگر «حجم خرید مردم کاهش پیدا کرده» و علت آن را «تورم بالا» و همچنین کاهش شدید سطح «توان خرید» اعلام کرده‌اند.

به رغم کاهش میزان خرید محصولات باغی و زراعی در ایران به دلیل «تورم روزافزون» کالاها در کشور و «کاهش سطح توان خرید» مردم، «هزینه‌های کشاورزی» نیز با افزایش قیمت شدید مواجه شدند و کشاورزان بسیاری را در شرایطی که وضعیت صادرات نیز با مشکلات فراوان روبروست، با چالش‌هایی جدید مواجه شده‌اند.

No responses yet

Aug 05 2022

سپیده رشنو پیش از پخش اعترافات اجباری در «خطر خونریزی داخلی ناشی از ضربه» قرار گرفته بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: بنابر گزارش‌ها، سپیده رشنو، شهروند معترض به حجاب اجباری که اعترافات اجباری او با چهره‌ای تکیده از تلویزیون حکومتی جمهوری اسلامی پخش شده، پیش از پخش تلویزیونی این «اعترافات» ضرب‌وشتم شده بود.

هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز پنج‌شنبه ۱۳ مرداد از قول «یک منبع مطلع» نوشت که یک ماه پیش از این، یعنی روز ۳۰ تیرماه، «سپیده رشنو همراه با تعداد زیادی مأمور، شبانه به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد تا به‌دلیل خطر خونریزی داخلی ناشی از ضربه در ناحیه شکمی از او عکسبرداری شود».

بر اساس اظهارات شاهدان عینی، خانم رشنو در زمان انتقال به بیمارستان، کاهش فشار خون داشته، بی‌رمق بوده و به دشواری حرکت می‌کرده است.

هرانا می‌نویسد که مأموران امنیتی حاضر اجازه صحبت با خانم رشنو را به دیگران نداده و حتی در زمان معاینه پزشک که جزو حریم خصوصی بیمار و پزشک است او را تنها نگذاشتند.

به گفته شاهدان، خانم رشنو همان شب مجدداً به بازداشتگاه بازگردانده شد.

سپیده رشنو، ۲۸ ساله، هنرمند، داستان‌نویس و ویراستار است که پس از اعتراض به رایحه ربیعی، زن محجبه‌ای که در اتوبوس درباره حجاب اجباری به او تذکر داد و او را تهدید کرده بود که ویدئوی او را به «سپاه» می‌دهد، روز ۲۵ خرداد بازداشت شد.

خانم رشنو که همچنان در بازداشت به سر می‌برد، تاکنون از حق دسترسی به وکیل محروم بوده و از روند دادرسی برای او نیز خبری در دست نیست.

چند هفته پس از ابراز نگرانی‌های گسترده از وضعیت نامعلوم خانم رشنو و چند روز پس از به راه‌ افتادن توفان توئیتری با هشتگ «سپیده کجاست؟»، تلویزیون حکومتی ایران شامگاه هفتم مرداد او را در یک گزارش تصویری نشان داد و اعترافات اجباری او را پخش کرد.

پخش ویدئو «اعترافات اجباری» سپیده رشنو از تلویزیون جمهوری اسلامی، واکنش‌های گسترده کنشگران و کاربران شبکه‌های اجتماعی را در پی داشت و از سوی بسیاری محکوم شد.
بر اساس گزارش هرانا و رادیو فردا/پ.پ/ک.ر

No responses yet

Aug 04 2022

بیانیه عفو بین‌الملل درباره کشتن و سرکوب معترضان در اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۱ در ایران: جامعه جهانی اقدام کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

بی‌بی‌سی: سازمان عفو بین‌الملل گزارش تحقیقاتی مفصلی درباره «برخورد نظامی جمهوری اسلامی با اعتراضات اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۱» منتشر کرده است.
این سازمان از جامعه جهانی خواست تا حکومت ایران را پاسخگو نگه دارد و نوشت در این اعتراضات ماموران به سوی معترضان آتش گشودند و دست‌کم چهار نفر کشته شدند.
عفو بین‌الملل در این گزارش با عنوان «علنا دارند شلیک می‌کنند» ، به مقابله خشونت‌آمیز حکومت ایران با تجمع‌‌ها علیه افزایش قیمت مواد غذایی و همچنین فروریختن مرگبار ساختمان متروپل پرداخته است. بنابر این گزارش ماموران امنیتی ایران برای سرکوب اعتراضات «به طور غیرقانونی اقدام به شلیک گلوله‌های جنگی و گلوله‌های ساچمه‌ای شکاری» کرده‌اند.
عفو بین‌الملل ضمن تایید کشته شدن چهار تن در این اعتراضات، گزارش داده که شمار دیگری نیز بر اثر شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای شکاری مجروح شده‌اند. استفاده از این گونه گلوله و سلاح معادل شکنجه است. عفو بین‌الملل گزارش خود را بر مبنای روایت شاهدان و معترضان و رهگذران حاضر در صحنه مستند کرده است. علاوه بر این در این گزارش آمده که مقامات بازهم «از قطع عمدی اینترنت و اختلال در شبکه تلفن همراه» سود جستند تا «مانع ارتباط مردم با یکدیگر شوند و جنایات خود را پنهان کنند.» عفو بین‌الملل برای بررسی استفاده غیرقانونی از قوای قهریه از سوی مقامات ایران، تعداد زیادی تصاویر ویدئویی، اظهارات مسئولان و گزار‌ش‌های رسانه‌های وابسته به حکومت را بررسی و تجزیه و تحلیل کرده است. این سازمان همچنین برای تهیه گزارش خود با مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگارانی که با افراد و گروه‎‌های صدمه‌دیده در طی این اعتراضات در تماس بوده‌اند، صحبت کرده است.

«اعتراضات به گرانی؛ تایید نام سه تن از کشته‌شدگان»

بنابر گزارش سازمان عفو بین‌الملل، اعتراضات به گرانی افزایش قیمت مواد غذایی، اواسط اردیبشهت ۱۴۰۱ در خوزستان آغاز شد و بین روزهای ۲۲ تا ۲۷ اردیبهشت به استان چهارمحال و بختیاری کشید. سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید در این دوران نیروهای امنیتی برای سرکوب «بی‌درنگ اعتراضات»، به «قوای قهریه غیرقانونی» روی آوردند. بر اساس شواهد صوتی و تصویری بررسی شده این سازمان، ماموران امنیتی به دفعات در این اعتراضات دست به سلاح بردند. طبق این گزارش، حداقل سه نفر به نام‌های بهرو ز اسلامی، جمشید مختاری و سعادت هادیپور در ارتباط با اعتراضات صورت گرفته بین ۲۴ تا ۲۷ اردیبهشت در استان چهارمحال و بختیاری کشته شدند. فرد دیگری به نام حمید قاسمپور نیز در ۲۳ اردیبهشت به شدت مجروح شد و یکی از افراد محلی گزارش داد که وی اندکی پس از آن جان باخته است. اعتراضات خیابانی در روز پنجشنبه – ۲۲ اردیبهشت – همزمان با آن آغاز شد که دولت ایران رسما بهای مرغ، تخم مرغ و لبنیات را از امروز افزایش داد.
عفو بین‌الملل می‌گوید نتوانسته به اطلاعاتی دست یابد که این موضوع را قطعا تأیید کنند. هرچند یکی از نمایندگان مجلس ایران نیز ۲۵ اردیبهشت، بدون ذکر نام، از مرگ یک فرد در استان خوزستا ن در جریان اعتراضات به افزایش قیمت مواد غذایی خبر داد. در این گزارش آمده: «در حالی که اقلیتی از معترضان به پرتاب سنگ دست زده و اقدام به آتش‌سوزی و تخریب اماکن کردند، نیروهای امنیتی بدون رعایت اصول ضروری و تناسب از قوای قهریه استفاده کردند و بدینسان اکثریت قریب به اتفاق معترضانی را که در حال استفاده صلح‌آمیز از حق آزادی تجمع و حق آزادی بیان بودند از حقوقشان محروم کردند.» به گفته عفو بین‌الملل در تمام فیلم‌های ویدئویی بررسی شده هیچ خطر قریب‌القوع مرگ یا آسیب جدی متوجه نیروهای امنیتی یا ماموران نبوده است. بر طبق قوانین بین‌المللی این تنها قاعده‌ای است که به نیروی‌های دولتی اجازه توسل به قوه قهریه را می‌دهد.

«اعتراضات متروپل؛ شلیک با شاتگان به سوی معترضان عزادار»

بر اساس این گزارش، در جریان اعتراضات جداگانه‌ای که بین دوم تا ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ در شهر آبادان در اعتراض به ریزش یک ساختمان ناتمام و کشته شدن ده‌ها نفر رخ داد، استفاده نیروهای امنیتی از قوای قهریه مطلقا غیرقانونی تشخیص داده شده است. این نهاد حقوق بشری اعتراضات آبادان را «مسالمت‌آمیز» توصیف کرده است. اما به گفته عفو بین‌الملل «نیروهای امنیتی با شاتگان به سوی معترضان عزادار شلیک کردند». گزارش عفو بین‌الملل می‌گوید حداقل در یکی از ویدئوهای مربوط به این اعتراضات، صدایی که شنید‌ه می‌شود به احتمال زیاد صدای شلیک گلوله‌های جنگی است.
نیروهای امنیتی در جریان هر دو دور اعتراضات در اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۱ ، در اقدامی کاملا غیرقانونی، به شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای شکاری (birdshot) متوسل شدند. طراحی این گلوله‌ها به نحوی است که پس از شلیک پخش می‌شوند و جراحت جدی ایجاد می‌کنند. عفو بین‌الملل به شواهدی از جراحات مشهود بر پشت، کمر، باسن، پاها و یا سر مصدومان دست یافته است که با جراحات ناشی از استفاده گلوله‌های ساچمه‌ای شکاری تطابق دارد. ویدئوهای بررسی شده همچنین نشان می‌دهند که نیروهای امنیتی یک مرد در بازداشت و یک زن را مورد ضرب وشتم قرار می‌دهند. استفاده از گاز اشک‌آور و ماشین آبپاش بر ای متفرق کردن اعترا ض‌های مسالمت‌آمیز از دیگر موارد خشونت دولتی است که در گزارش عفو بین‌اللمل حکومت ایران به آن متهم شده است. به باور این نهاد ناظر بر وضعیت حقوق بشر برخوردهای نظامی با معترضان در سا‌ل‌های اخیر، رویه‌ای است که از اعتراضات دی ۱۳۹۶ به این سو آغاز شده و صدها کشته بر جا گذاشته است.

عفو بین‌الملل خواستار تاسیس فوری یک سازوکار مستقل تحقیقاتی شد

عفو بین‌اللمل همچنین از شورای حقوق بشر سازمان ملل خواست تا فورا یک سازوکار مستقل تحقیقاتی تاسیس کند. این نهاد ناظر بر وضعیت حقوق بشر می‌گوید چنین سازوکاری «با جمع‌آو ری، نگهداری و تجزیه و تحلیل شواهد مربوط به جدی‌ترین جرایم بین‌المللی صورت گرفته در ایران، برگزاری محاکمه‌های منصفانه در آینده را تسهیل خواهد کرد.» عفو بین‌اللمل می‌نویسد «مسیرهای دستیابی به عدالت در داخل بسته شده‌اند.» دیانا الطحاوی، معاون مدیر عفو بین الملل در خاورمیانه و شمال آفریقا، می‌گوید: «مردم در جنوب غرب ایران برای اعتراض به افزایش قیمت مواد غذایی و دادخواهی در حق قربانیان فروریختن مرگبار یک ساختمان به خیابان‌ها آمدند، برخورد نظامی مقامات بار دیگر بی‌اعتنایی مطلق آنها نسبت به ارزش و قداست جان انسان و موازین حقوقی بین‌المللی در مورد استفاده از قوای قهریه و سلاح گرم را به نمایش گذاشت.» او هشدار داد: «خشم به حق مردم ایران در مورد فساد، تورم، بیکاری، دستمزدهای پایین یا پرداخت نشده و گرانی مواد غذایی و سرکوب و خفقان سیاسی احتمالا منجر به اعتراضات بیشتر خواهد شد و نیروهای امنیتی ایران اگر وادار به پاسخگویی نشوند، دست خود را بازتر خواهند دید و به کشتن و زخمی کردن معترضان ادامه خواهند داد.»
در سال‌های اخیر، بارها اعتراض‌ها به گرانی یا کم‌آبی، با خشونت از طرف حکومت سرکوب شده است. در آبان ۱۳۹۸، گرانی بنزین به اعتراض‌های گسترده‌ای دامن زد که با خشونت کم‌سابقه نیروهای نظامی و امنیتی روبه‌رو شد.

No responses yet

Aug 03 2022

تهدید یک پزشک به لغو پروانه طبابت بابت پذیرش رایگان بیماران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,خیانت,سیاسی,فساد


ایران وایر: سال‌ها می‌گذرد از زمانی‌که ساواک به سراغ پزشکی در «خرم‌آباد» لرستان رفت و او را به خاطر فعالیت‌های سیاسی از طبابت رایگان بیمارهایش منع کرد.  صحبت از دکتر «هوشنگ اعظمی‌لرستانی» است که فعال سیاسی شناخته‌شده‌ای در این خطه بود، فعالیت‌های مدنی‌اش را هم ممنوع کرده بودند تا نتواند با طبابت رایگان، خدمتی به مردمانی کند که درمان‌ و سلامت‌شان هم به طبقه اجتماعی‌شان برمی‌گشت. 
حالا دیگر ساواکی وجود ندارد، اما درست در همان خطه، پزشک دیگری را از طبابت رایگان منع کرده‌اند؛ پزشکی که به خاطر فعالیت‌های دانشجویی‌اش ناچار به اعتراف اجباری شد تا بلکه بتواند ادامه تحصیل دهد. «یاسر رحمانی‌راد» با محرومیت‌های بسیار بالاخره توانست تحصیلاتش را به پایان ببرد، حالا هم که در مطبش تابلوی طبابت رایگان یا در حد وسع مراجعه‌کنندگان نصب کرده است، او را تهدید کرده‌اند. او پزشک اخراجی هفت‌تپه است که پیش‌تر اخبارش اطلاع‌رسانی شده بود. 
***
«یاسر رحمانی‌راد» خبر تهدیدش را به لغو پروانه طبابت توسط نماینده سازمان تامین اجتماعی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام منتشر کرده است: «واقعا در دوره‌ای به سر می‌بریم که حکومت اسلامی از این‌که بیماران را هم رایگان ویزیت کنی و به کسانی بگویی، در حد توان‌تان ویزیت پرداخت کنید، احساس می‌کند که اقتدار پوشالی‌اش به خطر می‌افتد.» =
تابلوی معرفی او را برای پذیرش رایگان بیماران در صفحه اینستاگرام خبرهای پزشکی لرستان هم می‌توان مشاهده کرد. اما حالا بنا به آن‌چه خودش منتشر کرده است، او را تهدید کرده‌اند که اگر به این اقدام ادامه دهد، پروانه طبابتش را باطل خواهند کرد: «گفتم هر غلطی دوست دارید بکنید، من در حاشیه شهر چادر می‌زنم و بی‌نوایان را ویزیت می‌کنم. همین. به تهدیدشان برای لغو پروانه مطلب توجه نکردم. چون اصولا در حیطه کار آن‌ها نیست.»


او از دانشجویان نخبه دهه هشتاد است که با رتبه دو رقمی در دانشگاه پزشکی شیراز پذیرفته شد و به تحصیل پرداخت. اما از فروردین سال ۱۳۸۸ زندگی‌اش رنگ دیگری به خود گرفت؛ از اعترافات اجباری با حضور خبرنگار خبرگزاری «فارس» وابسته به سپاه پاسداران تا بازداشت و حکم تعلیقی محرومیت از تحصیل که بالای سرش نگه داشتند.
سال ۱۳۸۷ یک روز مانده به پایان امتحانات ترم پنج پزشکی بود که توسط «محمدهادی ایمانیه»، رییس سابق دانشگاه که استاندار شیراز است، برای دو ماه ممنوع از ورود به دانشگاه شد. ایمانیه در هشت‌ سال دوران «محمود احمد‌ی‌نژاد» و شش سال دوران «حسن روحانی» روسای سابق دولت، رییس دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود.
یاسر رحمانی‌راد در دانشگاه دبیر سیاسی انجمن اسلامی بود و در نشریه‌های مختلف قلم می‌زد. گفته می‌شود که نشریه‌هایی مثل «بانو» در حمایت از حقوق زنان و «صدا» که به مسایل حاشیه‌نشینی می‌پرداخت، از جمله نشریاتی است که او منتشر می‌کرد. برگزاری جلسات کتاب‌خوانی و مشارکت در گردهمایی‌های دانشجویان نیز بخشی از فعالیت‌هایش بود که به مذاق ایمانیه و کادر دانشگاه خوش نمی‌آمد.
اما ممنوع‌ از ورود کردن او به دانشگاه تازه آغاز اعمال محدودیت‌ها علیه‌اش بود. کمیته‌ای ۱۲ نفری با حضور «عصمت باروتی» که معاون فرهنگی وزیر بهداشت دولت نهم و پزشک متخصص زنان و زایمان و البته همسر «حسین شریعتمداری» روزنامه کیهان است، برای او تصمیم گرفتند که در صورتی اجازه ادامه تحصیل دارد که توبه کند. به او حکم اخراج تعلیقی تا پایان تحصیلاتش دادند و چهار ترم او را از تحصیل محروم کردند و حکم دیگر نیز تبعید هر شش ماه به یک استان بود تا مبادا در یک دانشگاه بماند.
مرحله بعدی اعمال محدودیت‌ها علیه او، اعترافات اجباری در فروردین ۱۳۸۸ بود. او را ابتدا به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار کردند و بعد همراه با یک مامور به دفتر ریيس وقت دانشگاه یعنی ایمانیه بردند. آن‌جا خبرنگار فارس هم حضور داشت و متنی به او دادند که در صورت روخوانی احکام صادر شده علیه‌اش لغو خواهند شد. متن این اعترافات مبنی بر ارتباط او با «منافقین» در سایت‌های حکومتی منتشر شد. اما نه تنها احکام لغو نشدند بلکه متن اعترافات بر در و دیوار دانشگاه نصب شد.
در آن زمان هنوز اعترافات اجباری در افکار عمومی به نخ‌نمایی و بی‌اعتباری نبود و بسیاری از قربانیان این روش حکومتی، از جامعه طرد و به افسردگی و انزوا کشیده می‌شدند. به روایت بسیاری از قربانیان اعترافات اجباری، زندگی آن‌ها پس از طاقت آوردن مقابل دوربین و عمومی شدن اعترافات‌شان به دو بخش تقسیم می‌شود؛ برخی بالاخره از این بار روحی خلاص می‌شوند و برخی تا همیشه شانه‌های‌شان خسته از چنین شکنجه‌ای خم می‌ماند.

سه ماه انفرادی در ۸۸ و  اخراج از پزشکی هفت‌تپه در ۹۹ 
یاسر رحمانی‌راد که تن به اعتراف اجباری داد تا درسش را به اتمام برساند، حکم گرفت که هر ترم را باید در یک دانشگاه تمام کند. اما پیش از آن‌که تحصیلاتش را به اتمام برساند، سه ماه در انفرادی بازداشت بود.
صبح روز ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ بود و هنوز تظاهرات‌ در اعتراض به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری به راه نیفتاده بود که یاسر رحمانی‌راد را بازداشت کردند. او به مدت سه ماه در انفرادی «پلاک ۱۰۰» تحت نظر وزارت اطلاعات بازداشت بود. بازداشتگاه «پلاک ۱۰۰» بازداشتگاهی امنیتی و غیررسمی در نزدیکی زندان «عادل‌آباد» شیراز است.
نزدیک به دو ماه او به تنهایی در انفرادی و تحت بازجویی‌ بود و یک ماه پایانی متهمی از بهاییان شیراز را با او هم‌‌سلول کردند. او مسئول ستاد دانشجویی «مهدی کروبی» از نامزدان ریاست‌جمهوری آن انتخابات بود. در نهایت اما قاضی دادگاه رای به تبرئه او داد.
یاسر رحمانی‌راد توانست پس از ۱۰ سال زیر حکم تعلیقی اخراج بودن، تحصیلات خود را با گذراندن هر ترم در یک دانشگاه و شهری مختلف، به اتمام برساند. در سال ۱۳۹۵ او در تخصص اطفال در شهر «خرم‌آباد» قبول شد؛ اما هنوز دو سال از تحصیلاتش نگذشته بود که او را اخراج کردند.
نام این پزشک در رابطه با اعتراضات «هفت‌تپه» بار دیگر در رسانه‌ها مطرح شد. این‌بار ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ بود که او با عنوان پزشک قراردادی مجموعه «کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه» با انتشار ویدیویی خبر داد به جمع متحصنین و کارگران اعتصابی خواهد پیوست تا صدای‌شان باشد. او در این ویدیو می‌گوید که از صبح روز قبل که در اینستاگرام خود اعلام کرده بود، به جمع کارگران اعتصابی هفت‌تپه می‌پیوندد، تماس‌های تهدیدآمیزی از طرف نیروهای امنیتی دریافت کرده است که حق خروج حضور در تجمع را ندارد.
این پزشک همچنین تصریح کرده بود: «اعلام می‌کنم اگر در اعترافات تلویزیونی یا کتبی، سخنی از زبان من گفته شود، فاقد وجاهت قانونی است و اجبارا و تحت شکنجه بوده است.»
چند روز بعد این پزشک اخراج شد. او پزشک قراردادی بود و بنا به نوشته خودش، ۵۰ میلیون تومان از دستمزد او را که معادل با سه ماه پایانی قراردادش بود، پرداخت نکردند. در نهایت او به خرم‌آباد بازگشت و همزمان از اول شهریور ۱۳۹۹ به سربازی رفت و مطب‌اش را دایر کرد.
این پزشک در حال حاضر سرباز نیروی انتظامی است که صبح‌ها در بهداری ناجا در شهر خرم‌آباد مشغول به خدمت است و بعدازظهرها به طبابت در مطب می‌پردازد. پنج‌شنبه‌ها هم به رایگان بیمار پذیرش می‌کند. اما طی سال‌های اخیر بارها به خاطر نوشته‌های انتقادی‌اش در صفحه اینستاگرام خود از سوی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی احضار و مورد سوال و جواب قرار گرفته‌ است.

خرم‌آباد؛ معیشت سخت و آسیب‌های اجتماعی 
در طول سال‌های بسیار که بر لرستان هم با وجود تاریخی مملو از مبارزه و مقاومت، فقر و نگاه امنیتی تحمیل شده است، پزشکان بسیاری بوده‌اند که از جمله خیرین شهرهای مختلف این استان به شمار آمده‌اند. فقر و آسیب‌های اجتماعی باعث شده است که مردم دست به دست یکدیگر بدهند تا بلکه از درد رهایی یابند.
پاییز سال گذشته، وزیر کار گفته بود که ۲۰ درصد جوانان استان لرستان بیکار هستند و نرخ کل بیکاری در لرستان ۱۲ درصد است. او وعده داده بود که تا پایان امسال، ۴۰ هزار فرصت شغلی در این استان ایجاد شود.
پیش از آن‌ هم بنا به گفته‌های فرماندار «خرم‌آباد» ۱۲ منطقه حاشیه‌نشین در این شهر در معرض آسیب‌های شدید اجتماعی قرار داشتند. تصاویری که خبرگزاری مهر از حاشیه‌نشینی در اطراف خرم‌آباد منتشر کرده بود، حکایت از محرومیت و فقر داشت.

فرماندار خرم‌آباد گفته بود که با وجود ۶۷ هکتار بافت تاریخی و مذهبی در شهر خرم‌آباد، ۲۲۰ هکتار بافت پیرامونی نیز خارج از این شهر است؛ اما «فرسودگی» از تهدیدهای جدی خرم‌آباد محسوب می‌شد. به گفته معاون سیاسی امنیتی استانداری لرستان نیز مساله بیکاری و حاشیه‌نشینی، سال‌ها پیش هم از جمله تهدیدات اجتماعی در این شهر بوده‌ است.
اعتیاد از جمله دیگر آسیب‌های اجتماعی است که به نظر می‌رسد در پی بیکاری و حاشیه‌نشینی گریبان مردمان لرستان را گرفته است. در سال ۱۳۹۹ دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر این استان خبر داده بود که ۴.۷ درصد از جمعیت لرستان به اعتیاد دچار هستند.
حال می‌توان پرسید که در چنین منطقه‌ای آسیب‌زده‌، پذیرش رایگان بیماران توسط یک پزشک با هر پیشینه و عقیده و باوری، چه خطری برای مقامات حکومتی دارد که او را تهدید به تعطیلی مطب و لغو پروانه طبابت می‌کنند؟

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .