اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'قیام پائیز ۱۴۰۱' Category

Feb 28 2023

اعتراضات شبانه دانشجویان دانشگاه تهران به مصوبه تعطیلی خوابگاه‌ها و کلاس‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


رادیوفردا: دانشجویان خوابگاه‌های کوی دانشگاه تهران شامگاه دوشنبه ۸ اسفند در واکنش به اقدام مدیران این دانشگاه در اعلام تعطیلی خوابگاه‌ها و غیرحضوری شدن کلاس‌‌ها از ۲۵ اسفند تا هفتم اردیبهشت ماه، اقدام به برپایی تجمع‌ و سردادن شعارهای اعتراضی کردند که این اعتراضات تا بامداد سه‌شنبه ادامه داشت.

این اعتراضات از عصر دوشنبه در محوطه دانشگاه تهران آغاز شد و شامگاه به خوابگاه پسران کوی دانشگاه و مجتمع‌های خوابگاهی دختران، شامل مجتمع فاطمیه و چمران، گسترش یافت.

دانشجویان در محوطه خوابگاه دختران فاطمیه با شعار «آموزش حضوری حق مسلم ماست» راهپیمایی اعتراضی برگزار کردند و در ادامه با تجمع در محوطه این خوابگاه به اعتراضات خود ادامه دادند.

«دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد»، «دانشجوی با غیرت، حمایت حمایت» از جمله دیگر شعارهای اعتراضی دانشجویان در اعتراضات خوابگاه فاطمه بود.

همزمان دانشجویان دختر ساکن مجتمع خوابگاه چمران نیز برای اعتراض به اقدام مقام‌های دانشگاه تهران در مجازی کردن کلاس‌ها و تعطیلی بیش از یک ماهه خوابگاه‌ها پس از تعطیلات نوروز در محوطه این خوابگاه تجمع کرده و با سردادن شعارهای اعتراضی خواهان لغو این تعطیلی شدند.

دانشجویان دختر در اعتراضات دوشنبه شب و بامداد سه‌شنبه از جمله شعارهایی چون «دانشجو داد بزن، حقتو فریاد بزن»، «ماه رمضون بهونه‌ است، هدفشون تخلیه ا‌ست» و «دانشجو بیدار است، از حق خود آگاه است» سردادند.

محوطه خوابگاه‌های دانشجویان پسر در کوی دانشگاه تهران هم شامگاه دوشنبه هفتم اسفند تا اولین ساعت‌های بامداد سه‌شنبه هشتم اسفند صحنه تجمع و راهپیمایی اعتراضی دانشجویان بود.

دانشجویان در محوطه خوابگاه‌های پسران کوی دانشگاه طی راهپیمایی اعتراضی خود با سردادن «مصوبه لغو نشه، شعارها تند تر میشه» خواهان لغو تعطیلی اعلام شده کلاس‌ها و خوابگاه‌ها شدند.

در ادامه این اعتراضات دانشجویان خوابگاه‌های پسران با تجمع در محوطه کوی دانشگاه تهران شعارهایی چون «مسئول بی‌‎کفایت، استعفا استعفا»، «آموزش مجازی نمی‌خواییم نمی‌خواییم» سر دادند و همچنین علیه محمد مقیمی، رئیس دانشگاه تهران، شعار «مقیمی حیا کن، ریاست رو رها کن» سردادند.

دانشجویان در میان شعارهای اعتراضی خود در محوطه خوابگاه پسران علاوه بر رئیس دانشگاه، علیه علیرضا وجهی، معاون دانشجویی دانشگاه تهران، نیز شعارهایی چون «وجهی، مقیمی، استعفا استعفا» سردادند.

پیش از این، محمود کمره‌ای، معاون آموزشی دانشگاه تهران، روز ششم اسفند ماه خبر تعطیلی خوابگاه‌ها و غیر حضوری شدن کلاس‌های دانشگاه تهران را اعلام کرده و گفته بود که «اسکان دانشجویان در مجتمع‌های خوابگاهی از ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ تا ۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ مقدور نیست و سلف سرویس‌های دانشگاه نیز در این بازه زمانی غیر فعال است.»

به گفته معاون آموزشی دانشگاه تهران، بنابر تصمیم مدیران این دانشگاه، کلاس‌های دانشگاه تهران نیز از آغاز سال نو تا چهاردهم فروردین به طور کامل تعطیل است و پس از آن تا ۷ اردیبهشت فقط به شکل مجازی برگزار می‌شود.

معاون آموزشی دانشگاه تهران همچنین گفت که یکی از دلایل این تعطیلی‌ها «همزمانی ایام با ماه رمضان» و «مشکلات موجود در بلیط بازگشت دانشجویان پس از تعطیلات نوروز» است.

در همین حال شوراهای صنفی دانشجویان کشور گزارش داد که علیرضا وجهی، معاون دانشجویی دانشگاه تهران، در تجمع اعتراضی عصر دوشنبه دانشجویان در محوطه این دانشگاه، به دانشجویان گفته که دلیل اعلام تعطیلی بیش از یک ماهه خوابگاه‌ها و تعطیلی آموزش حضوری، «کمبود بودجه لازم برای اداره‌ امور دانشگاه» است.

شوراهای صنفی دانشجویان تاکید کرد که دانشجویان معترض اعلام کرده‌اند که «مسئولان از حضور دانشجویان در دانشگاه ترس دارند و بودجه و ماه رمضان بهانه‌هایی واهی» برای تعطیل کردن دانشگاه‌ها در نیمسال دوم است.

دانشگاه‌های ایران در جریان اعتراضات سراسری پس از ۲۶ شهریور ماه، از کانون‌های اصلی اعتراضات بودند و دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی برای سرکوب این اعتراضات علاوه بازداشت بیش از ۷۰۰ دانشجوی معترض، بارها به دانشگاه‌ها هجوم برده و دانشجویان را مورد ضرب و جرح قراردادند.

جمعیت گسترده‌ای از دانشجویان نیز از سوی مدیران دانشگاه‌ها ممنوع‌الورود، اخراج و تعلیق شده‌اند و برای بسیاری از دانشجویان در کمیته‌های انضباطی پرونده تشکیل شده است.

No responses yet

Feb 27 2023

فاضل‌میبدی «یک جریان مذهبی» را در مسمومیت سریالی دانش‌آموزان دختر مقصر دانست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,مذهب,ملای حیله‌گر

صدای آمریکا: در تازه‌ترین واکنش‌ها به مسمومیت‌های دنباله‌دار مرموز دانش‌آموزان دختر، برای نخستین بار پای مذهبی‌ها به میان آمده است و یک عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم می‌گوید که «هزاره‌گراها» که نوعی تفکر نزدیک به طالبان است، این اقدامات را انجام می‌دهند.

محمدتقی فاضل میبدی، روز یک‌شنبه هفتم اسفند در گفت‌وگو با شبکه شرق گفت: «یک جامعه‌شناس که نمی‌توانم نامش را بگویم در قم پژوهشی در این زمینه انجام داده و در جلسه‌ای این موضوع را برای برخی شرح داده است.»

به گفته او، یک «جریان مذهبی و ضدمدرنیته» موسوم به «هزاره‌گرا» مسئول مسمومیت‌های سریالی در مدرسه‌ها است.

این روحانی توضیح داد: آن جامعه‌شناس به این نتیجه رسیده که «هزاره‌گراها این اقدامات را انجام می‌دهند. این مسمومیت‌ها اتفاقی نیست. این جریان شبیه طالبان هستند، گرچه طالبان اجازه نمی‌دهد دختران به دانشگاه بروند، اما این گروه می‌گویند دختر نهایتا تا سوم دبستان باید درس بخواند.»

فاضل میبدی تأکید کرد: «من در شگفتم که چرا دولت و نهادهای امنیتی این جریان را دنبال و موضوع را برای مردم شفاف نمی‌کند.»

هزاره‌گرایی و قرآن؟

برخی مسلمانان تصور می‌کنند آیه پنجم در سوره سجده از قرآن درباره هزاره‌گرایی است که می‌گوید، «کار را از آسمان تا زمین سامان می‌دهد. سپس در روزی که مقدار آن هزار سال است، چنان که می‌شمارید، به سوی او بالا می‌رود.»

به گفته برخی مفسران، این آیه مربوط به روز قیامت است. «هزاره‌گرایی» به عقیده آنها «اعتقاد به پایان قریب‌الوقوع نظام کنونی دنیا و پدیدار شدن حکومتی در غایت خوبی، هماهنگی و عدالت‌پیشگی در جهان» است و مهمترین شاخصه آنها «نارضایتی از وضع موجود و سپس اعتقاد به وقوع دوره‌ای از جهان است که عدالت، صلح و رفاه در آن فراگیر می‌شود.»

گفته می‌شود «هزاره‌گرایی» موجی از خرافه‌گرایی است که در ادیان مختلف وجود دارد.

واکنش مولوی عبدالحمید

حساب توییتری منتسب به مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، هم روز شنبه به نقل از وی نوشت: « مسموم کردن دانش‌آموزان دختر در قم و بروجرد عملی غیر انسانی،‌ ضد اسلامی و دشمنی با تحصیل و آموزش زنان، و انتقام از خیزش اخیر آنان است.»مولوی عبدالحمید در ادامه اظهار امیدواری کرده «هرچه زودتر عوامل این جنایت سریالی شناسایی شوند و به سزای اعمالشان برسند.»

حساب توییتری منتسب به مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت #زاهدان، به نقل از او نوشت: «مسموم کردن دانش‌آموزان دختر در #قم و #بروجرد عملی غیر انسانی،‌ ضد اسلامی و دشمنی با تحصیل و آموزش زنان، و انتقام از خیزش اخیر آنان است.» pic.twitter.com/T78itpbBdR

— VOA Farsi صدای آمریکا (@VOAfarsi) February 26, 2023

تاکنون گزارشی از بازداشت هیچ فرد یا گروهی مرتبط با مسمومیت‌های دنباله‌دار دانش‌آموزان در مدرسه‌های دخترانه منتشر نشده و مقامات مسئول توضیح بیشتری درباره چرایی و چگونگی این حمله‌ها ارائه نکرده‌اند.

فاضل میبدی اضافه کرد: «خبر دارم که خانواده‌ها می‌ترسند دخترانشان را به مدرسه بفرستند» و «درصد زیادی از تحصیل محروم شده‌اند تا جانشان حفظ شود.»

او به نقل از جامعه‌شناسی که این پژوهش را انجام داده افزود: «مرکز ثقل این جریان در قم و اصفهان است» و «در مدارس دخترانه رعب و وحشت حاکم است.»

با این حال، فاضل میبدی می‌گوید، تاکنون نشنیده که «روحانی یا چهره شاخصی از این جریان حمایت کند» و نمی‌داند «آیا فرد شاخصی پشت این ماجرا هست یا خیر، اما مطمئنا این ماجرا تصادفی نیست.»

مسمومیت ناشی از استنشاق گاز سمی که از ۱۹ آذر در هنرستانی دخترانه در قم آغاز شد، حالا به شهرهای دیگر از جمله بروجرد، تهران و اردبیل نیز رسیده است و بنا بر گزارش‌ها،‌ امروز یک‌شنبه، ۵۰ دانش‌آموز دختر بر اثر مسمومیت در مدرسه راهی بیمارستان شده‌اند.

مقامات جمهوری اسلامی نخست گزارش‌های مرتبط با مسمومیت‌های سریالی مشکوک را که گزارش‌های مرتبط با آن در رسانه‌های رسمی ایران نیز بازتاب می‌یافت، به شایعات فضای مجازی و جنجال‌آفرینی رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور نسبت دادند، اما هم‌زمان نهادهای امنیتی و بخش‌هایی از دولت و مجلس به دنبال بررسی دلایل آن برآمدند.

روز شنبه دو مقام در دولت و مجلس تأیید کردند که مسمومیت سریالی دانش‌آموزان دختر «عمدی» است و عامل آن کسانی هستند که «دوست داشتند تمامی مدارس، به‌خصوص مدارس دخترانه تعطیل شوند.»

No responses yet

Feb 26 2023

مسمویت؛ معاون وزارت علوم ایران: افرادی دوست داشتند که تمامی مدارس، به‌خصوص مدارس دخترانه تعطیل شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,خیانت,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,مذهب,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: یونس پناهی،‌ معاون وزیر بهداشت ایران درخصوص مسمومیت سریالی دانش‌آموزان در مدارس دخترانه گفته است که «افرادی دوست داشتند که تمامی مدارس، به‌خصوص مدارس دخترانه تعطیل شوند.»

از اوایل آذر ماه، بیش از ۲۰۰ تن از دختران دانش‌آموز در دستکم ۱۲ مدرسه در قم و دو مدرسه بروجرد، بر اثر مسمومیت تنفسی به بیمارستان منتقل شدند.

معاون وزیر بهداشت ایران در یک نشست خبری در مشهد، مسمومیت سریالی دانش‌آموزان در مدارس دخترانه را ناشی از «ترکیبات شیمیایی در دسترس» خواند و گفت «پس از مسمومیت چندین باره دانش‌آموزان در مدارس قم، مشخص شد افرادی دوست داشتند که تمامی مدارس، به خصوص مدارس دخترانه تعطیل شوند.»

این مقام وزارت بهداشت ایران یکی از اعضای اصلی کمیته علمی بررسی مسمومیت دختران دانش‌آموز است.

هفته گذشته نیز محمد جعفر منتظری، دادستان کل ایران گفته بود که «احتمال اقدامات مجرمانه عمدی» در این رویدادها وجود دارد.

علی بهادری جهرمی، سخنگوی دولت هم گفته بود وزارت اطلاعات و آموزش و پرورش در تلاش برای یافتن علت مسمومیت‌ها هستند.

تا کنون هیچ کس در ارتباط با این مسمومیت‌ها دستگیر نشده است.
رئیس کمیسیون آموزش مجلس: «اراده پلید برای بازداشتن دختران از آموزش»
علیرضا منادی،‌ رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ایران هم گفته خبر «عمدی بودن» مسمومیت دانش‌آموزان دختر را پیگیری می‌کند.

او گفت که «معاون وزیر بهداشت عمدی بودن مسمومیت دانش آموزان دختر را در قم تایید کرد که این خبر خوبی نبود.»

این نماینده مجلس گفت که طبق اخبار رسیده سم استفاده شده از سموم جنگی نیست که خطر بالایی داشته باشد اما همین که «اراده و فکر پلیدی» پشت ماجرا بوده که دختران را از آموزش بازدارند،‌ خطر مهمی است و خبر بسیار بدی محسوب می‌شود.»

او گفت که به زودی با حضور وزارت بهداشت، آموزش و اطلاعات در کمیسیون آموزش جلسه‌ای برگزار می‌شود تا این اتفاقات تکرار نشوند.

در اواخر بهمن ماه گروهی از خانواده‌های دانش‌آموزان در اعتراض به مسمومیت فرزندانشان مقابل فرمانداری تجمع کردند.

معاون وزیر بهداشت ایران در حالی از عمدی بودن مسمومیت در مدارس دخترانه ایران خبر داد که همچنان اخباری از مسمومیت دختران دانش آموز منتشر می‌شود.

پس انتشار گزارش‌هایی از مسمومیت دانش‌آموزان در مدارس دخترانه در ایران، به ویژه در قم،‌ امروز ۵۰ دانش‌آموز دبیرستان دخترانه ۱۵ خرداد شهر بروجرد هم راهی بیمارستان شدند.

دیروز هم ۴۴ دانش‌آموز دبیرستان دخترانه احمدیه این شهر با علائم مسمومیت راهی بیمارستان شدند.

No responses yet

Feb 24 2023

حمله شیمیایی به مدارس دخترانه شهر قم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,محیط زیست,ملای حیله‌گر

تویتر دکتر هاوس:
من تحقیق کاملی کردم:
به ۱۲۰ مدرسه دخترانه در شهر قم حمله شیمیایی شده.
به بعضی از مدرسه‌ها چند بار حمله شده.
یک دانش‌آموز بیناییش رو از دست داده و در تهران بستری شده.
چندین دانش آموز در بیمارستان بستری و ۳ کودک در آی سی یو هستن.
وزارت اطلاعات ورود کرده و هیچ چیزی نتونسته پیدا کنه.
بعضی از کودکان و معلمان با مشکل قلبی و تنفسی بستری شدن.
بعد از ۳ هفته ترخیص شدن.
با گذشت یکماه علایم دوباره برگشته.
و باز هم همگی بستری شدن.
عوارض این مسمومیت‌ها اصلا مشخص نیست.
پزشکان هم نتونستن نوع گاز و شدت مسمویت رو مشخص کنن، ولی گفتن خیلی خطرناکه.
عمدی بودن این حمله‌ها کاملا واضحه.
با اینکه معلمان مدارس درخواست تعطیلی داشتن و اعلام کردن جون کودکان در خطره.
ولی جالب‌تر اینه که مدارس رو تعطیل نکردن، وزارت آموزش و پرورش شهر قم اعلام کرده که آموزش آنلاین برگزار نمیکنه و به مدارسی که آموزش آنلاین داشتن اخطار داده شده
وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی قصد کشتن کودکان رو داره و یا خود ج‌ا پشت این حمله‌هاست.
از طرف وزارت اطلاعات به خانواده‌هایی که قصد رسانه‌‌ای کردن این حمله‌هارو داشتن اخطار داده شده که اینکار رو نکنن، وگرنه باهاشون بر‌خورد میشه.
اکثر مدرسه‌ها با یک سوم تعداد دانش‌آموزان فعال هستن.
به جای تعطیل کردن مدارس به تمام مدرسه‌ها آموزش‌هایی برای مقابله و شناسایی متهمان احتمالی داده شده.
ابتدای شروع مسمومیت بویی شبیه عطر و بوی پرتقال گندیده و سوخته پخش میشه.
تو کمتر از ۲ دقیقه افرادی که در نزدیکی عامل مسمویت هستن از حال میرن و بیهوش میشن.
هیچ دودی مشاهده نشده و هیچ چیزی بصورت فیزیکی کشف نشده.
صدها کودک و معلم بیمار شدن.
فقط دوربین‌ها‌ چک‌ شده، چیزی پیدا نکردن و یا خبر نمیدن.
اطلاعات بیشتری اگر رسید، حتما اضافه میشه.
تا میتونید این خبر رو پخش کنید.
متاسفانه خبرنگاران به این خبر کمتر اشاره کردن.
جون کودکان در خطره. اضافه کنم که تمامی مدارس دخترانه بودن.

من تحقیق کاملی کردم:
به ۱۲۰ مدرسه دخترانه در شهر قم حمله شیمیایی شده.
به بعضی از مدرسه‌ها چند بار حمله شده.
یک دانش‌آموز بیناییش رو از دست داده و در تهران بستری شده.
چندین دانش آموز در بیمارستان بستری و ۳ کودک در آی سی یو هستن.
وزارت اطلاعات ورود کرده و هیچ چیزی (۱)#ریتوییت

— دکتر هاوس (@House_MD11) February 23, 2023

No responses yet

Feb 23 2023

گزارشی تحقیقی از «نزدیک به ۴۰ شکنجه‌گاه مخفی» جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


رادیوفردا: شبکه خبری سی‌ان‌ان، در گزارشی تازه که از مصاحبه با ده‌ها تن از معترضان ایرانی شکنجه‌شده توسط مأموران جمهوری اسلامی تهیه شده، به اطلاعاتی مربوط به شکنجه‌گاه‌های مخفی حکومتی دست یافته است.

سی‌ان‌ان در این گزارشی تحقیقی می‌گوید که متخصصان این رسانه با استفاده از مشخصات دقیق ذکرشده در توضیحات بازداشتی‌های اعتراضات اخیر و تطبیق آن با تصاویر ماهواره‌ای موفق شده‌اند محل دقیق بسیاری از این بازداشتگاه‌های مخفی را بیابند.

در این گزارش تصویری، محل دقیق این اماکن خوفناک با مختصات دقیق جغرافیایی بر روی نقشه نشان داده می‌شود و ذکر می‌شود که در این ساختمان‌ها «وحشیانه‌ترین» شکنجه‌های خشونت‌بار روحی و جسمی، شامل تحقیر و تجاوز جنسی، علیه شهروندان بازداشت‌شده «در مقیاس صنعتی» جریان داشته است.

این شبکه خبری گزارش می‌دهد که توانسته است در گفت‌وگو با شاهدان عینی و افراد شکنجه‌شده، به اطلاعات مربوط به نزدیک به ۴۰ شکنجه‌گاه غیررسمی جمهوری اسلامی دست پیدا کند که شماری از آن‌ها در داخل مسجدها قرار دارند.

یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که شکنجه‌گاه‌های غیررسمی جمهوری اسلامی به دو دسته تقسیم می‌شوند: یکی زندان‌های اعلام‌نشدهٔ غیرقانونی در داخل اماکن حکومتی مانند پادگان‌ها و ساختمان‌های وزارت اطلاعات؛ و دسته دوم، بازداشتگاه‌های موقتی که در دوره اعتراضات در مسجدها و غیره برپا می‌شود.

گفت‌وگوی سی‌ان‌ان با تعداد زیادی از بازداشتی‌های سابق از وجود ۸ شکنجه‌گاه مخفی در تهران، ۶ شکنجه‌گاه مخفی در سنندج، ۵ مورد در زاهدان، و ده‌ها مورد دیگر در شهرهای مختلفی چون تبریز، مشهد، کرج، سقز، اشنویه، کرمانشاه و آمل پرده برمی‌دارد. در مشهد به‌ویژه این شکنجه‌گاه‌های موقت به هنگام اعتراضات در مسجدهای این شهر برپا می‌شود.

These black sites exist outside of what little due process the Islamic Republic still affords, enabling unfettered cruelty.

Over 4 months we heard of the same torture methods repeatedly — rape, molestation, flogging, electrocution and even drugging.

(map design by @Henrikkp) pic.twitter.com/cYjTI8k5U5

— Tamara Qiblawi تمارا قبلاوي (@tamaraqiblawi) February 21, 2023

به گفته مصاحبه‌شوندگان، هدف اصلی شکنجه‌گران در بیشتر موارد، گرفتن اعترافات اجباری از معترضان بوده تا به دستاویز آن بتوان سپس برای این معترضان احکامی چون حکم اعدام صادر کرد.

پیش از این هم گزارش‌های مختلفی از سوی نهادهای حقوق بشری از شکنجه‌گاه‌های مخفی جمهوری اسلامی در شهرهای ایران منتشر شده بود، اما تحقیق تازه سی‌ان‌ان نشان از افزایش تعداد این مکان‌ها در مدت اخیر دارد.

در آبان‌ماه ۱۴۰۰ شبکه حقوق بشر کردستان گزارش ویژه‌ای از بازداشتگاه‌های مخفی وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در شهرهای ارومیه، سنندج و کرمانشاه منتشر کرد که در آن تجربه‌های وحشتناکی از شکنجه زندانیان بازتاب یافته است.

در این گزارش به نقل از فعالان کُردی که نام‌های آنها مخفی مانده است به تجربه این افراد از شکنجه‌های مرسوم در بازداشتگاه‌های اطلاعات سپاه ارومیه اشاره شده است، از جمله: وصل کردن وزنه به بیضه، آویزان کردن به سقف، ضرب و شتم با شلنگ و چماق و همچنین تهدید به تجاوز.
مورد کیوان صمدی، مورد محسن سهرابی

کیوان صمدی، از دستگیرشدگان اعتراضات ماه‌های اخیر در اشنویه، از افرادی است که شبکه خبری سی‌ان‌ان در گزارش تازه خود با او مصاحبه کرده است.

کیوان صمدی دانشجوی ترم سوم رشته برق دانشگاه تبریز، فعال محیط زیست و عضو داوطلب هلال احمر شهرستان اشنویه از سال ۹۴ بود که به دلیل معالجه معترضان مجروح، هدف بازداشت و شکنجه شدید قرار گرفت، نامش از لیست هلال احمر با دستور نهادهای امنیتی حذف شد و به‌دلیل وضعیت وخیم جسمی و فشار نهادهای امنیتی مجبور شد پس از آزادی از ایران برود.

ساختمان محل شکنجه‌گاه مخفی در اشنویه

او که ۲۱ روز را زیر شکنجه‌های شدید گذرانده به سی‌ان‌ان می‌گوید که در بازداشتگاه‌های مخفی، برای گرفتن اعتراف‌های اجباری، بدترین نوع از شکنجه‌ها داده می‌شود. او توضیح می‌دهد که «ماده‌ای به من تزریق کردند. می‌خواستند زنده بمانم تا بتوانند مرا بیشتر شکنجه بدهند.»

کیوان صمدی معتقد است اگر برگه اعتراف اجباری را امضا می‌کرد، قاضی‌های جمهوری اسلامی برای او حکم اعدام صادر می‌کردند و به این خاطر کوشید تا در زندان، با وجود بدترین شکنجه‌ها، از امضای آن برگه سر باز بزند. او سپس پس از تحمل ۲۱ روز شکنجه و امضانکردن آن برگه، از سوی زندانبان‌ها آزاد شد.

Don’t forget that the Iranian people are still fighting for freedom and being tortured and killed in the process. Don’t forget them.

CNN special report uncovers dozens of 'black sites' used for torturing protesters – CNN https://t.co/muMMdoQ8a4

— The Truth (@pattykazUSA) February 21, 2023

او می‌گوید که پس از درمان معترضان مجروح، افراد حکومتی او را به‌زور به ساختمانی در کنار یک مدرسه دخترانه بردند که در پشت درختان پنهان بود. در آنجا دو مأمور او را به‌شدت با لگد ضرب‌وشتم کردند تا جایی که «خون بالا آورد.» «بردن به اتاقی پر از ابزار شکنجه نظیر شوکر، کاردهای مختلف و سرنگ، بوسیدن گردن و لیسیدن بدن او توسط شکنجه‌گر و استفاده از باتوم به شکل جنسی علیه او» از مواردی است که او در این مصاحبه توضیح می‌دهد.

توضیحات کیوان صمدی نشان می‌دهد که شکنجه‌گاه مخفی او ساختمانی است در نزدیکی میدان انقلاب شهر اشنویه آذربایجان غربی به مختصات ۳۷ درجه و ۲ دقیقه و ۳۲٫۰۵ ثانیه شمالی و ۴۵ درجه و ۵ دقیقه و ۵۸٫۸۹ ثانیه شرقی.

فرد دیگری که سی‌ان‌ان در گزارش خود بخشی از مصاحبه با او را پخش کرده، محسن سهرابی، از چهره‌های ورزشی و پزشک بیمارستان کوثر سنندج است که به دلیل ارائه خدمات درمانی به معترضان زخمی، بازداشت و شکنجه شد.

او در این مصاحبه گفت که افراد شکنجه‌گر حکومتی «هیچ حد و مرزی را نمی‌شناسند و هیچ نظارتی بر آنها وجود ندارد.»

محسن سهرابی در رشته وزنه‌برداری موفق به کسب مقام کشوری شده بود و همزمان از اعضای موسس هیئت خیریه تیشک مهر کودکان کردستان است.

شکنجه‌های شدید و تجاوزهای جنسی به معترضان در ایران باعث شده است که از زمان آغاز اعتراضات اخیر، موارد متعددی از خودکشی افراد، پس از آزاد شدن از این شکنجه‌گاه‌های حکومتی خبرساز شود.

No responses yet

Feb 22 2023

سید عدنان طباطبائی کیست؟ و ارتباطش با حزب سبز آلمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,خیانت,روابط بین‌المللی,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

No responses yet

Feb 21 2023

اتحادیه اروپا ده‌ها مقام و دو نهاد جمهوری اسلامی را تحریم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,امنیتی,تحریم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

صدای آمریکا: اتحادیه اروپا روز دوشنبه با انتشار بیانیه‌ای دو نهاد و ٣٢ مقام جمهوری اسلامی از جمله جانشین فرمانده کل سپاه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، و وزیر آموزش و پرورش را به اتهام دست‌داشتن در سرکوب معترضان ایرانی تحریم کرد.

افراد تحریم‌شده

علی فدوی: جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران
رمضان شریف: سخنگو و مسئول روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
فتح‌الله جمیری: فرمانده حفاظت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
محمدمهدی اسماعیلی: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
یوسف نوری: وزیر آموزش و پرورش
فرزین کریمی مزلقان چای: عضو وزارت اطلاعات و از بنیانگذاران آکادمی راوین
سید مجتبی مصطفوی: عضو وزارت اطلاعات و از بنیانگذاران آکادمی راوین
ولی اسماعیلی: نماینده مجلس شورای اسلامی
احمد نادری: نماینده مجلس شورای اسلامی
زهره الهیان: نماینده مجلس شورای اسلامی
احمد امیرآبادی فراهانی: نماینده مجلس شورای اسلامی
سید کاظم دلخوش اباتری: نماینده مجلس شورای اسلامی
حسین جلالی: نماینده مجلس شورای اسلامی
سید نظام‌الدین موسوی: نماینده مجلس شورای اسلامی
حبیب‌الله جان نثاری: معاون تربیت و آموزش فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
حسن بابایی: رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
قاضی قناد: دادستان و قاضی دادگاه انقلاب
سید هادی منصوری: قاضی و رئیس شعبه چهارم دادگاه انقلاب مشهد
حسین حسینی: رئیس‌کل دادگستری استان کردستان
محمد جباری: دادستان عمومی و انقلاب استان کردستان
علی مصطفوی‌نیا: رئیس‌کل دادگستری استان سیستان و بلوچستان
مهدی شمس‌آباد: دادستان عمومی و انقلاب استان سیستان و بلوچستان
حسین فاضلی هریکندی: رئیس‌کل دادگستری استان البرز
حسن مددی: دادستان عمومی و انقلاب استان البرز
صغری خدادادی: مدیر زندان زنان قرچک
حیدر پسندیده: رئیس زندان مرکزی سنندج
مرتضی پیری: رئیس زندان مرکزی زاهدان
الله‌کرم عزیزی: رئیس زندان رجایی‌شهر
محمدحسین خسروی: مدیرکل زندان‌های استان سیستان و بلوچستان
علی چهارمحالی: مدیرکل زندان‌های استان البرز
بهداد کامفر: دادستان دادسرای عمومی و انقلاب کرج
مراد فتحی: مدیر زندان‌های استان آذربایجان غربی

نهادهای تحریم‌شده

بنیاد تعاون فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
پژوهشگاه علوم انتظامی و مطالعات اجتماعی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
به موازات سرکوب معترضان به کشته‌شدن مهسا (ژینا) امینی و گسترش همکاری‌های نظامی جمهوری اسلامی با دولت روسیه، کشورهای غربی تحریم‌های گسترده‌ای علیه افراد و نهادهای دولت ایران وضع کرده‌اند.

No responses yet

Feb 21 2023

فرزین کریمی مرزقان چای

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,امنیتی,تحریم,جنایات رژیم,حقوق بشر,خیانت,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,کامپیوتر و اینترنت


روشنگران عصر:

این مزدور رژیم آخوندی پیشتر در شرکت نورانت به تعلیم مزدوران سپاه تروریستی پاسداران میپرداخته
و اکنون طبق اطلاعات بدست آمده این فرد در اطلاعات سپاه مسئول شناسایی فعالین مدنی است
تصویر این مزدور را به خاطر بسپارید

فردای براندازی در مقابل چشم همه ایرانیان این مزدوران را محاکمه خواهیم کرد

دلیل درج این خبر تحریم جدید اتحادیه اروپا بود که نام این شخص هم در لیست تحریم هست موجود است. توجه داشته باشید که در این لیست نام او فرزین کریمی مزلقان چای ذکر شده که منطقی تر است که این نام درست باشد در هر ضورت این دوشخص یکی هستند

No responses yet

Feb 18 2023

سخنرانی چهره‌های اپوزیسیون در کنفرانس مونیخ؛ ایرانِ بدون جمهوری اسلامی جهان را امن می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,جنگ,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

ایران اینترنشنال: در دومین روز از کنفرانس امنیتی مونیخ، شاهزاده رضا پهلوی، نازنین بنیادی و مسیح علی‌نژاد در پنلی به نام «زن، زندگی، آزادی» و تحولات ایران صحبت کردند. هانا نیومن، نماینده پارلمان اروپا و باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا هم بر لزوم پایان مذاکره با جمهوری اسلامی گفتند.

شاهزاده رضا پهلوی روز شنبه ۲۹ بهمن در پنل «زن، زندگی، آزادی» این کنفرانس گفت: «مردم ایران متحد هستند و توقع‌شان از جامعه جهانی حمایت یکپارچه از آرمان‌های آنان است.»

شاهزاده رضا پهلوی: هزینه گذار برای مردم ایران به حداقل و سرعت را به حداکثر برسانیم

او با اظهار امیدواری به حمایت حداکثری از مردم ایران، موضوعاتی چون دسترسی به اینترنت و صندوق مالی از اعتصاب‌کنندگان را مهم خواند و گفت: «باید اطمینان حاصل کنیم که همه ما وظیفه خود را انجام دهیم و هزینه گذار برای مردم ایران را به حداقل و سرعت گذار را به حداکثر برسانیم.»

شاهزاده رضا پهلوی در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: مردم ایران متحد هستند و توقعشان از جامعه جهانی حمایت یکپارچه از آرمان‌های آنان است pic.twitter.com/f0vusHaec8

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

شاهزاده رضا پهلوی همچنین یادآور شد: «مهم‌ترین سوال همه ما، چگونگی پر کردن خلاء پس از سرنگونی جمهوری اسلامی است. برای چهار دهه کشورهای زیادی، خانه بسیاری از ایرانیان مهاجر شده‌اند. ایرانیانی که نقشی مهم در کشورهای شما به‌عنوان پزشک و مهندس و غیره ایفا کردند.»

او ادامه داد: «تصور کنید چطور این نیروهای متخصص از کشورهای دیگر سر درآوردند به‌جای اینکه در کشور خودشان باشند؟ چه چیزی مانع این می‌شود که به کشور خودشان برگردند؟ مقصر همه این‌ها جمهوری اسلامی است که آن‌ها را تبعید کرده.»

او با تصویرسازی از آینده ایران آزاد پس از سرنگونی جمهوری اسلامی خطاب به نمایندگان اروپایی حاضر در جلسه گفت: «یک ایران متفاوت به همان اصولی از آزادی اعتقاد دارد که در کشورهای غربی پیاده می‌شود و فورا متحدانی این‌چنین هم در جهان خواهد داشت.»

ایران آینده، جهان را هم تغییر می‌دهد

شاهزاده رضا پهلوی ادامه داد: «بنابراین وقتی این رژیم تغییر کند، نه فقط بلافاصله مشکلاتی که ایجاد کرده محو می‌شود، بلکه مردمی هم که مثل شما هستند و می‌خواهند با شما همکاری کنند و به دنبال راه‌حلی برای مشکلاتی هستند که زندگی همه ما را تحت تاثیر قرار داده، در ایران مستقر خواهند شد و طرف صحبت شما می‌شوند.»

او در بخشی از سخنانش خاطرنشان کرد: «اولین قربانیان رژیم زنان بودند که پس از انقلاب فورا به شهروندان درجه دو تبدیل شدند.»

شاهزاده رضا پهلوی همچنین به مشکلات محیط‌زیستی و کمبود آب اشاره کرد و گفت: «ما باید بتوانیم با همسایگان به خصوص اسرائیل درباره آب همکاری کنیم. ایران آینده با همه این کشورها از جمله عربستان و اسرائیل کار خواهد کرد.»

به گفته شاهزاده رضا پهلوی، یک ایران متفاوت برای رسیدن به ثبات منطقه‌ای با همه کشورهای همسایه کار می‌کند چراکه این ثبات، کلید «توسعه اقتصادی و پاسخ به نیازها و نگرانی‌های انرژی در غرب» است.

او خاطرنشان کرد: «ایران آینده می‌تواند تامین کننده انرژی اروپا باشد تا شما در هر زمستان شاهد باج‌گیری روسیه نباشید.»

شاهزاده رضا پهلوی با تاکید بر اینکه «ایران آینده مثل شما فکر می‌کند و می‌خواهد با شما کار کند» خطاب به سیاستمداران کشورهای غربی گفت: «از ما با سرعت بیشتری حمایت کنید تا این وضعیت را در اسرع وقت حل کنیم و آینده‌ای دموکرات و سکولار برای ایران رقم بزنیم تا جهان تغییر کند. همانطور که این رژیم، جهان را متاسفانه در جهتی منفی تغییر داد.»

مسیح علی‌نژاد: کشتار، قتل و شکنجه در دی‌ان‌ای جمهوری اسلامی است

مسیح علی‌نژاد نیز در این پنل گفت: «خوشحالم که برای اولین بار دیکتاتورهایی را از ایران در کنفرانس امنیتی مونیخ نمی‌بینم و این کنفرانس از نمایندگان مردم دعوت کرده است.»

این روزنامه‌نگار و فعال سیاسی با خطاب قرار دادن حاضران در پنل، گفت: «نمی‌دانم چند زن در این‌جا هستند، اما می‌خواهم سوالی ساده از شما بپرسم؛ اگر شما آن کسی بودید که دولت‌تان می‌گفت باید موهایتان را بپوشانید، شلاق می‌خوردید، ‌شکنجه می‌شدید و به شما تجاوز می‌کردند فقط به خاطر اینکه موهای خود را نپوشانده بودید، چه واکنشی نشان می‌دادید؟»

علی‌نژاد در پاسخ این سوال گفت: «{طبیعی است که} انقلاب می‌کردید! همان کاری که مردم ایران دارند می‌کنند.»

مسیح علینژاد در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: حجاب برای جمهوری اسلامی مانند یک دیوار است که اگر فروبریزد ،حکومت هم فرو می ریزد pic.twitter.com/oNxAvGCHJX

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

او ادامه داد: «اما خیلی روشن است که ما فقط علیه حجاب نمی‌جنگیم. همه می‌دانیم که حجاب اجباری یکی از ستون‌های اصلی این دیکتاتوری مذهبی است؛ حجاب برای جمهوری اسلامی مانند یک دیوار است که اگر فرو بریزد، حکومت هم فرو می‌ریزد.»

به گفته علی‌نژاد، برای همین هم زن‌ها شانه به شانه مردان می‌گویند «دیگر بس است، این قرن بیست و یکم است».

این روزنامه‌نگار و فعال سیاسی یادآور شد: «جمهوری اسلامی نه فقط زن‌های ایرانی را مجبور می‌کند که حجاب بر سر بگذارند، بلکه اگر سیاستمداران خارجی و زنانی از پارلمان اروپا به کشور زیبای ما بروند مجبورشان می‌کنند که موهایشان را بپوشانند و با زن‌ها به عنوان شهروند درجه دو رفتار می‌کنند.»

مسیح علی‌نژاد تاکید کرد: «کشتار، قتل و شکنجه در دی‌ان‌ای و ماهیت این رژیم است و برای همین می‌خواهیم سرنگونش کنیم.»

ایران بدون جمهوری اسلامی، بقیه جهان را هم امن می‌کند

این فعال سیاسی تصریح کرد: «وقتی مردم رژیم را متزلزل می‌کنند، کشورهای غربی نباید دست نمایندگان رژیم را بفشارند. وقت آن رسیده که در سمت درست تاریخ بایستید و با مردم ایران توافق کنید نه با رژیم.»

علی‌نژاد ادامه داد: «ایران بدون جمهوری اسلامی می‌تواند به امن شدن بقیه جهان کمک کند.»

مسیح علینژاد در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: ایران بدون جمهوری اسلامی می‌تواند به امن شدن بقیه جهان کمک کند pic.twitter.com/pJbJ4wsFv2

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

علی‌نژاد در پاسخ به یک شهروند عراقی گفت: «ما در منطقه یک دشمن مشترک به نام جمهوری اسلامی داریم.»

او همچنین در بخشی از این پنل تصریح کرد: «اپوزیسیون داخل و خارج ایران با هم متحد هستند؛ با یک حس اتحاد از کردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، مردها، زن‌ها و ایرانیان خارج از کشور.»

مسیح علی‌نژاد در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: اپوزیسیون داخل و خارج ایران با هم متحد هستند؛ با یک حس اتحاد از کردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، مردها، زن‌ها و ایرانیان خارج از کشور pic.twitter.com/tquykTqYdW

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

غرب همان کاری را با خامنه‌ای بکند که با پوتین کرد

این فعال سیاسی و روزنامه‌نگار در بخشی از صحبت‌های خود یادآور شد که «سازمان مجاهدین خلق نماینده مردم ایران نیستند» و در ادامه گفت: «من تعجب می‌کنم که چرا در پارلمان‌های اروپایی و آمریکا از آنان استقبال می‌شود. ما دموکراسی سکولار می‌خواهیم.»

علی‌نژاد همچنین رو به سیاستمداران غربی گفت: «اگر پوتین را از ورزش‌های جهانی اخراج کردید باید همین رفتار را با خامنه‌ای هم بکنید.»

او یادآور شد: «پول و عواید برجام به پنجاه سازمان مذهبی در ایران می‌رسد که زیر نظر پسر خمینی و پسر خامنه‌ای هستند.»

نازنین بنیادی: برای ایران بدون جمهوری‌اسلامی آماده شوید

نازنین بنیادی هم در پنل «زن، زندگی، آزادی» تاکید کرد که زنان در جنبش اخیر نقش محوری داشتند و گفت: «اعتراضاتی زیادی در ایران شکل گرفته اما قابل مقایسه با این چند ماه اخیر نبوده؛ جرقه و نیروی محرکه این اعتراضات “زن‌ها” بودند و در ادامه مردم به خیابان‌ها آمدند، مخالفت‌شان را با رهبر جمهوری اسلامی اعلام و تصاویر و مجسمه‌های روح‌الله خمینی، علی خامنه‌ای و قاسم سلیمانی را نابود کردند.»

این بازیگر و فعال حقوق بشر به قتل حکومتی مهسا امینی در بازداشت اشاره کرد که پس از آن، ‌زن‌ها به خیابان‌ها ریختند و در اعتراضاتی صلح‌آمیز روسری‌های خود را در هوا چرخاندند و موهایشان را کوتاه کردند و پس از آن، دانشجویان و دیگر اقشار مردم بسیار روشن شعار دادند که جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند.

به گفته بنیادی، این موجی واگیردار بود که مردم را درگیر کرد و اکنون ایرانیان خواستار «برابری زن و مرد،‌ آزادی و دستیابی به دیگر آزادی‌های حقوق بشری» هستند.

او یادآوری کرد که هر وقت زنان نقش رهبری در انقلاب داشته باشند، امکان موفقیت آن بیشتر خواهد بود و خطاب به حاضران در کنفرانس مونیخ گفت: «برای ایران بدون جمهوری‌اسلامی آماده شوید.»

نازنین بنیادی در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: برای ایران بدون جمهوری‌اسلامی آماده شوید pic.twitter.com/XNjeVQz2Ny

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

خودکامه‌ها با هم متحدند در حالی که کشورهای دموکراتیک یکپارچه نیستند

او در بخشی از این نشست تاکید کرد: «تامین مالی جمهوری اسلامی به معنای تامین مالی سرکوب است.»

بنیادی در ادامه با اشاره به تحریم‌ها علیه آفریقای جنوبی گفت: «مردم ایران خواستار منزوی کردن جمهوری اسلامی هستند. خودکامه‌ها با هم متحد هستند در حالی که کشورهای دموکراتیک یکپارچه نیستند.»

این فعال حقوق بشر با تاکید بر خواسته ایرانیان از غرب، گفت: «شما به مردم ایران اجازه دهید تا آینده خود را تعیین کنند و تصمیم بگیرند، این چیزی است که ما می‌خواهیم.»

نازنین بنیادی در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: شما به مردم ایران اجازه دهید تا آینده خود را تعیین کنند و تصمیم بگیرند، این چیزی است که ما می‌خواهیم pic.twitter.com/cdkVBpSEAO

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

سناتور منندز: اشتباه جنبش سبز را تکرار نکنیم

سناتور باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا هم در این پنل بر تفاوت خیزش انقلابی مردم ایران با دوره‌های قبلی اعتراضات تاکید کرد و گفت این تفاوت از رهبری جنبش توسط زن‌ها نشات می‌گیرد.

او با تاکید بر اینکه «جامعه جهانی باید از اعتراضات مردم حمایت کند»،‌ خیزش مردم ایران را یک «فرصت تعیین کننده» خواند و گفت: «فرآیند کنونی یک فرصت برای جهان است، ما فرصت جنبش سبز را از دست دادیم و نباید دوباره این اشتباه را تکرار کنیم.»

سناتور باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: فرآیند کنونی یک فرصت برای جهان است، ما فرصت جنبش سبز را از دست دادیم و نباید دوباره این اشتباه را تکرار کنیم pic.twitter.com/jQ4pTbqlLt

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

برداشتن تحریم‌ها کمک به مردم ایران نیست

منندز احیای برجام را «بدتر از برجام قبل» خواند و گفت: «ما باید منطقه را به لحاظ نظامی برای دفاع آماده کنیم که به ایران یک پیام روشن بفرستد.»

رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا یادآور شد: «برداشتن تحریم‌ها کمک به مردم ایران نیست. حتی وقتی که سیل پول در نتیجه برجام به ایران سرازیر شد، کیفیت زندگی مردم ایران بهتر نشد و پول را به نهادهای آیت‌الله‌ها و نیروهای نیابتی در منطقه سرازیر کردند.»

او با تاکید بر اینکه اروپایی‌ها باید برای تحریم جمهوری‌اسلامی که مردم خودش را می‌کشد به ما ملحق شوند، یادآور شد: «باید تلاش‌های جدی برای پاسخگو کردن رژیم درباره بازداشت و اعدام مردم انجام دهیم.»

سناتور باب منندز، رییس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: اروپایی‌های باید برای تحریم جمهوری‌اسلامی که مردم خودش را می‌کشد به ما ملحق شوند pic.twitter.com/fPym3wVoRX

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

هانا نیومن: برجام یک پوسته میان‌تهی است

هانا نیومن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا هم در پنل «زن، زندگی، آزادی» در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: «اعتراضات نشان داد که رژیم جمهوری اسلامی چگونه وحشیانه با شهروندان خود برخورد می‌کند.»

هانا نیومن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا در پنل زن، زندگی، آزادی در کنفرانس امنیتی مونیخ: اعتراضات نشان داد که رژیم جمهوری اسلامی چگونه وحشیانه با شهروندان خود برخورد می‌کند pic.twitter.com/b6r0pcgWL3

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

او در ادامه یادآور شد: «ما در اتحادیه اروپا می‌گوییم این رژیم، نماینده ایران نیست اما نمایندگان لهستان و اوکراین در ایران، دست رئیسی را فشردند.»

نیومن برجام را «یک پوسته میان‌تهی» خواند و با اشاره به اینکه ایران سال گذشته دو بار از میز مذاکره کنار رفت، گفت: «تا زمانی که رژیم جمهوری اسلامی مردم خود را می‌کشد، نباید به میز مذاکره برجام بازگردیم.»

نیومن در پاسخ به سوالاتی که در این کنفرانس مطرح شد هم گفت: «امیدواری وجود دارد اما هر کسی باید وظیفه خود را ایفا کند. شاید سال بعد نمایندگی ایران در کنفرانس مونیخ را افرادی که اکنون در زندان هستند، داشته باشند.»

هانا نیومن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا، در پاسخ به سوالات در کنفرانس امنیتی مونیخ: امیدواری وجود دارد اما هر کسی باید وظیفه خود را ایفا کند. شاید سال بعد نمایندگی ایران در کنفرانس مونیخ را افرادی که اکنون در زندان هستند، داشته باشند pic.twitter.com/xpG0wbpT7n

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) February 18, 2023

موضوع اصلی این کنفرانس که عصر روز جمعه به صورت رسمی افتتاح شد حمله نظامی روسیه به اوکراین است اما خیزش مردم ایران هم از محورهای مهم مورد بحث در کنفرانس خواهد بود.

برای نخستین بار است که سخنگویان جنبش دموکراسی‌خواهی ایران به جای نمایندگان جمهوری اسلامی در این کنفرانس حضور دارند.

در گزارشی که پیش از این مرتبط با کنفرانس امسال منتشر شد، از جمهوری اسلامی به‌عنوان یک تهدید اتمی و قابل توجه برای کشورهای غربی یاد شده است.

این گزارش همچنین به مساله خیزش انقلابی مردم ایران و جنبش‌های اعتراضی در چین هم اشاره داشت.

به عقیده برگزارکنندگان نشست، این اعتراضات نشان می‌دهند که ‌حکومت‌های اقتدارگرا نمی‌توانند برای همیشه پایدار بمانند و سیطره خود را بر مردم حفظ کنند.

No responses yet

Feb 18 2023

سقوط

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,فساد,فقر,قیام پائیز ۱۴۰۱

محسن رنانی:
چکیده:
سقوط هر شرکت، سازمان یا ساختار سیاسی و اجتماعی چهار مرحله دارد؛ وقتی مرحله چهارم رخ دهد «رخداد سقوط» پایان می یابد. جمهوری اسلامی سه مرحله اول سقوط را طی کرده است، نمی‌دانم تا کی و تا چه حد می‌تواند، با مقاومت، خشونت و امنیتی کردن جامعه، مانع تحقق مرحله چهارم شود؛ اما می‌تواند با تغییر رویه،‌ پیش از آن که با «انقلاب از پایین»، مرحله چهارم سقوط نیز رخ دهد، از طریق «انقلاب از بالا»، احتمال فروپاشی را کاهش دهد.

مقدمه:
این متن را حدود دو ماه پیش نوشتم. واقعش مردد بودم که منتشر کنم یا فقط برای مقامات بفرستم. همه ما می‌دانیم که بالاخره کشور از شرایط فروبسته کنونی گذر خواهد کرد،‌ اما تلاش همه ما باید این باشد که حکومت کم‌هزینه‌ترین راه را برای گذار کشور انتخاب کند. این که ایران به سوی تجربه شیلی و آفریقای جنوبی برود یا به سوی تجربه لیبی و سوریه، ابتدا به رفتار حکومت بستگی دارد و پس‌از آن به رفتار جامعه. منافع ملی ایران اقتضا می‌کند که هر دو طرف (حکومت و جامعه) تمامی راههای کم‌هزینه‌تر را تجربه کنند. یعنی تحول انقلابی و خشونت‌آمیز باید آخرین راه حل باشد. با این نگاه بود که ابتدا نسخه اولیه این متن را برای آقای دکتر محمدجواد ظریف فرستادم و خواهش کردم اگر می‌توانند آن را به دست مقام رهبری برسانند. هنوز هم گمانم بر این است اگر مقامات به صورت عریان با واقعیت روبه‌رو شوند، ناخودآگاه بر تصمیماتشان اثر می‌گذارد. اما پس از دو ماه ایشان پیام داد که تلاشش ناموفق بوده است. چنین شد که تصمیم گرفتم آن نوشته را با شرح و تفصیل بیشتر و بیانی بی‌پرده‌تر، برای انتشار عمومی بازنویسی کنم؛ که همین متنی است که می‌خوانید.

من این نوشته را منتشر می‌کنم تا از یک‌سو خانواده کشتگان و جوانان آسیب‌دیده و معترضِ جنبش مهسا غمناک نباشند و بدانند که اعتراض‌شان چه دستاورد عظیمی داشته است و در همین چند ماه توانسته‌اند یک مرحله از چهار مرحله سقوط را رقم بزنند؛ و از سوی‌دیگر اگر هنوز در درون نظام سیاسی هستند کسانی که از سطح هیجان و ترس روانشناختی عبور کرده‌اند و قدرت نگریستن عقلانی به تحولات را دارند، واقعیت را دقیق‌تر ببینند و به مراکز قدرت منتقل کنند؛ شاید هنوز فرصت بازگشت و همگرایی از دست نرفته باشد. چون معتقدم فرصت «اصلاح از بالا» از دست رفته است، اما تا زمانی که مرحله چهارم سقوط رخ نداده است، امکان «انقلاب از بالا» منتفی نیست. و البته اکنون تنها با «انقلاب از بالا» است که می‌توان «انقلاب از پایین»، را منتفی کرد؛ وگرنه «انقلاب از پایین» به‌طور طبیعی رخ خواهد داد. حکومت باید بداند که با ثبات کنونی اوضاع، غره نشود و رجز نخواند، که فرصتش اندک‌تر از آنی است که گمان می کند؛ و بداند که حتی اگر با روشهای سرکوب خشن این نسل را از نظر روانشناختی ناامید کند، اما این نسل به‌مرحله «امید وجودی» رسیده است و هر لحظه می‌تواند افق‌های امید‌بخش تازه‌ای را خلق کند، پس به جای درافتادن و سرکوب و تحقیر این نسل، آن را درک کند و سخنش را ارج بگذارد و با او گفت‌وگو کند.

تجربه یک قرن اخیر به من می‌گوید که اگر قاجاران برنیفتاده بلکه اصلاح شده بودند، و انقلابیان به جای عزل محمدعلی‌شاه، با او بر سر ترتیباتی جدید و محکم برای مشروطیت به تفاهم رسیده بودند، اکنون ایران در مسیر توسعه، بسیار جلوتر بود. همچنین معتقدم اگر رژیم پهلوی سقوط نکرده بود و خودش دست به اصلاحات جدی می‌زد و پیش از آن که دیر شود با انقلابیان گفت‌وگو و تفاهم را آغاز می‌کرد، امروز کشور ما خیلی جلوتر بود.

امروز هم معتقدم اگر حکومت روحانیان دست به «انقلاب از بالا» بزند و گفت‌وگوی واقعی با جامعه را درباره درخواست‌های مخالفان و معارضان، برای ایجاد تحول در این ساختار آغاز کند، مسیر آینده توسعه ایران کم هزینه‌تر طی خواهد شد.

اکنون نظام سیاسی ایران، سه مرحله از سقوط را طی‌ کرده است و «اصلاح از بالا» دیگر جواب نمی‌دهد. چون پیشْ‌شرط موفقیتِ اصلاح از بالا، «باورپذیر» بودن نظام سیاسی است و اکنون نظام سیاسی، «باورپذیری» خود را در ذهن بخش بزرگی از جامعه از دست داده است. اکنون نظام تنها با یک «انقلاب از بالا» است که می‌تواند باورپذیری خود را در ذهن جامعه بازسازی کند و با این‌کار، هم نظام را از یک سقوط خسارتبار نجات دهد و هم هزینه‌های تاریخی تحول در ایران را کاهش دهد.

من به تمام معنا یک «وسط‌باز»‌ام و این نوشته را هم بر اساس ماموریت «وسط‌بازی» که سالهاست بر دوش خود گذاشته‌ام منتشر می‌کنم. با وجود خطر خشمی که ممکن است با انتشار این یادداشت از سوی حکومت برانگیزم و با وجود احتمال ناخشنودی بسیاری از جوانان معترض و یا حمله و اهانت آن بخشی از هموطنانم که براندازی خشونت‌بار را تنها راه رهایی از ناکارآمدی و جور نظام حاکم می‌دانند، وظیفه روشنفکری و روشنگری من حکم می‌کند که هشدار خودم را نسبت به روند موجود با صدای بلند به هر دو طرف اعلام کنم.

پیدایش طیف گسترده‌ای از روشنفکران و کنشگران «وسط‌باز» طلیعه شکل‌گیری یک جامعه مدنی ژله‌ای است و نشانه‌ای امیدبخش از ورود جامعه به مرحله «سال صفر توسعه» یعنی آغاز مرحله بلوغ مدنی جامعه است. در «شب کنشگران مرزی» که همین سی‌ام بهمن ماه به مناسب رونمایی از کتاب «کنشگران مرزی» دکتر مقصود فراستخواه، این استاد ارجمند توسعه‌اندیش، برگزار می‌شود خواهم گفت که چرا شکل‌گیری طبقه نخبگان «وسط‌باز» بخشی از ضرورت تاریخی فرایند توسعه ماست. طبقه‌ای که از انقلاب مشروطیت به بعد چشم‌به‌راهش بودیم و اکنون شاهد جوانه‌های آن هستیم. که اگر این طبقه در دهه چهل و پنجاه خورشیدی شکل‌گرفته بود، احتمال رخ‌دادن انقلاب پنجاه‌وهفت بسیار پایین می‌آمد. خواهم گفت که در جامعه‌‌ای و نظام سیاسی‌ای که حزب، جایگاهی ندارد، چرا پیدایش طبقه‌ای از روشنفکران، کنشگران و نخبگان «وسط‌باز» ضروری و امیدبخش است. چند نخبه «وسط‌باز» کاری از پیش نمی‌برند اما وقتی آنان به طبقه تبدیل شوند، تحولات تاریخی را کم‌هزینه‌تر می‌کنند. چون جامعه همیشه قشر‌های وسط‌باز دارد اما وقتی «نخبگان وسط‌باز» آنها را نمایندگی نمی‌کنند، قشرهای وسط‌باز جامعه هم مجبورند به سوی یکی از دو قطب افراطی بپیوندد.

چهار مرحله سقوط

سقوط هر سیستم اجتماعی (خواه یک شرکت، خواه یک خانواده، خواه یک نظام سیاسی) دو بُعد و چهار مرحله دارد که پی‌در‌پی و به نوبت رخ می‌دهند. بُعد اول، «سقوطِ ذهنی» است که دو مرحله دارد: «سقوط کارآمدی» و «سقوط شایستگی»؛ و بُعد دوم، «سقوط عینی» است که آن‌هم شامل دو مرحله است: «سقوط نمادها» و «سقوط ساختارها».

«سقوط ذهنی» یعنی وقتی «کارآمدی» و «شایستگی» یک سازمان در ذهن اعضایش فروبریزد؛ و «سقوط عینی» یعنی وقتی که «نمادها» و «ساختارها»ی آن سازمان در عمل و در واقعیت فروبریزند. مثلا در یک خانواده، وقتی یک طرف یا هر دو طرف از نظر عاطفی از هم ناامید یا دلزده یا متنفر شوند و روابط عاطفی‌شان بگلسد و متوقف شود، در این ساختار خانواگی، «سقوط ذهنی» رخ داده است (طلاق عاطفی). ولی وقتی خانواده واقعا از هم فروبپاشد و جدایی عملی و قانونی رخ دهد «سقوط عینی» رخ داده است (طلاق قانونی). و البته سقوط ذهنی مقدمه سقوط عینی است.

پس، مرحله نخستِ سقوط، «سقوط کارآمدی» است، یعنی وقتی عملکرد سازمان یا ساختار از نظر اعضا یا کارکنان یا ذینفعانش چنان دارای بحران و اشکالات بنیادین باشد که اعضا را به این باور برساند که این ساختار دیگر نمی‌تواند وظایف و ماموریت‌ها و نیازهای مورد انتظار را برآورده کند. مثلا وقتی پدر، برای سالهای زیادی کسب‌وکار مناسبی نداشته باشد یا توانایی‌ٔهای لازم برای حل‌وفصل مسائل اقتصادی و اجتماعی خانواده را نداشته باشد، او در ذهن اعضای خانواده دچار «سقوط کارآمدی» می‌شود.

مرحله دوم سقوط، «سقوط شایستگی» است، یعنی وقتی شکوه، ارزشمندی و مشروعیت اخلاقی مدیران و ساختار سازمان در ذهن اعضا یا بازیگران یا ذینفعانش فرو بریزد؛ یعنی آنها به این باور برسند که این ساختار دیگر حتی ارزشمندی و شایستگی‌ لازم را برای ادامه فعالیت ندارد. مثلا وقتی یک پدر، معتاد باشد و تلاش برای ترک اعتیاد او پی‌در‌پی به شکست بینجامد، یا بسیار خشن و بداخلاق و بددهن باشد یا گرفتار فساد اخلاقی باشد، مشروعیت اخلاقی و اعتبار ذهنی این پدر نزد همسر و بچه‌ها فرو می‌ریزد و اقتدار او وارد مرحله «سقوط شایستگی» می‌شود.

مرحله سوم، «سقوط نمادها» است. مثلا در مورد خانواده، نماد بیرونی خانواده این است که اعضایش با علاقه زیر یک سقف زندگی می‌کنند؛ یکدیگر را با نام کوچک و صمیمانه صدا می‌زنند؛ با هم به پارک یا مهمانی می‌روند؛ عکس روز ازدواج‌شان به دیوار آویخته است؛ برای همدیگر هدیه می‌خرند و جشن تولد می‌گیرند و نظایر‌این‌ها. وقتی این‌گونه «نمادها» در خانوده نباشد، دیگران متوجه می‌شوند که انسجام و همدلی درونی این خانواده از دست رفته است.

مرحله چهارم نیز «سقوط ساختارها» است. یعنی وقتی که این خانواده وارد مرحله کشمکش و درگیری و فحاشی و خشونت و قهر و مراجعه به دادگاه می‌شود و عملاً دو همسر از یکدیگر جدا زندگی می‌کنند؛ و خانواده از طرف سرپرست، تامین مالی نمی‌شود. آنگاه این وضعیت آنقدر ادامه می‌یابد تا یکی از طرفین بمیرد یا دادگاه حکم طلاق را صادر کند و این ساختار خانوادگی متلاشی شود.

اکنون معتقدم جمهوری اسلامی سه مرحله اول سقوط را طی کرده و در آستانه مرحله چهارم ایستاده است.

یک) سقوط کارآمدی:

در دهه اول انقلاب، دائما توجیه این بود که هنوز ساختارهای انقلابی مستقر نشده است و باید به سیستم فرصت داد تا خودش را پیدا کند و ساختارها و فرایند‌های مورد نیاز را بسازد. می‌گفتند اکنون سیستم درگیر جنگ و در معرض هجوم دشمنان خارجی است و طبیعی است که فرصت نکند تا خود را کارآمد کند. این‌گونه بود که همه مردم با ناکارآمدی‌های نظام می‌ساختند و مثلا برای گرفتن یک بیست لیتری نفت، نصف روز در صف می‌ایستادند و باز از نظام حمایت می‌کردند.

پس از جنگ، نظام بر گسترش تولید و سازندگی متمرکز شد و برای نزدیک به دو دهه (۶۸ تا ۸۸) تلاش کرد تا کارآمدی خود را به نمایش بگذارد. حتی از اوایل دهه هشتاد، با عمیق شدن گسل‌های سیاسی بین گروههای درون نظام و شکل‌گیری بازی حذفی بین اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان،‌ نظام به این نتیجه رسید که نمایش شایستگی را رها کند و فقط بر کارآمدی خود متمرکز شود. به گمان من آوردن دولت نهم با آن همه هزینه ملی که تحمیل کرد، و نیز ورود به بازی اتمی، با همین هدف افزایش و نمایش کارآمدی در داخل و خارج بود. اما با شکست دولت نهم و دهم که تمام ظرفیت نظام در سبد آن گذاشته شده بود (شکستی که در هر چهار بعد داخلی و خارجی، و اقتصادی و سیاسی رخ داد) آخرین ذخیره نظام برای نمایش کارآمدی خود نیز خرج شد.

پس از دولت دهم، به‌گمانم نظام کلاً مساله کارآمدی را از اولویت خود خارج کرد (احتمالا از امکان تحقق آن ناامید شد) و راهکار را در ایدئولوژیک و انقلابی کردن مجدد فضای سیاسی و اجتماعی کشور جستجو کرد. این که در زمان دولت یازدهم و دوازدهم کل بخش‌های دیگر نظام بسیج شدند تا نشان دهند آن دولت ناکارآمد است و حتی با اقدامات خود برجام را به شکست کشاندند و یا بعداً در مسیر احیای آن سنگ‌اندازی کردند، حاکی از ناامیدی یا خارج شدن اولویت کارآمدی از دستور کار نظام است. شکست زودهنگام مدیریت جهادی در دولت یکدست سیزدهم نیز نشان داد که واقعا و در عمل نیز نظام به منتهی الیه دوره سقوط کارآمدی خویش رسیده است.

بنابراین اکنون نزدیک به یک‌و‌نیم دهه است که جامعه آرام‌آرام از نظر ذهنی به سمت این جمع‌بندی سوق داده شده است که این ساختار، توانایی حل‌وفصل مشکلات روزاروز فزاینده و بحران‌های دررسنده‌ای که خود عامل خلق آنها بوده است را ندارد. امروز نه فقط شکست پیاپی نظام در تحقق اهداف اصلی‌اش آشکار شده است (مثل اهدافی که در سند چشم‌انداز بیست‌ ساله آمده و روی آنها بسیار تبلیغ شده بود)، بلکه حتی معلوم شده است که نظام تدبیر در مدیریت مسائل کوچک‌تر (مثل بحران نظام تامین‌‌اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی، بحران سالیانه ۱۷ هزار کشته رانندگی، بحران آب، بحران برق و گاز، بحران تورم و سقوط مستمر و چهل‌ساله ارزش پول ملی، بحران بیکاری، بحران ازدواج، بحران مسکن، بحران انباشت پرونده‌های قضایی، بحران فساد اقتصادی، بحران تخریب محیط زیست و …) نیز توانایی لازم را ندارد و پی‌در‌پی شکست می‌خورد.

دو) سقوط شایستگی:

شیفتگی جامعه به بنیانگذار، نگذاشت که در دهه اول، شایستگی‌های نظام زیر سوال برود. مثلا جامعه عملا نسبت به رفتارهای بیرون از معیارهای شایستگی که در برخورد با منتقدان، مخالفان و معترضان رخ می‌داد چشمانش را می‌بست (رفتارهایی مثل حصر و آزار مراجع یا روحانیان منتقد، برخورد خشن با احزاب و مطبوعات و روشنفکران مخالف و یا شیوه عمل غیرقانونی که در اعدام‌های سال ۶۷ رخ داد). بعد از جنگ نیز نظام برای یک‌ونیم دهه تلاش کرد تا همزمان با افزایش کارآمدی، معیارهای شایستگی خود را نیز بالا ببرد و به نمایش بگذارد. حتی افشای قتل‌های زنجیره‌ای سال ۱۳۷۷ و پذیرش خطا از سوی وزارت اطلاعات و شروع اصلاحات در آن وزارتخانه نه تنها موجب سقوط شاخص ذهنی شایستگی نشد، بلکه شاخص شایستگی نظام را در ذهن مردم ارتقاء‌ داد؛ چرا که مردم می‌دیدند که نظام علی‌رغم داشتن خطاهای بزرگ، اما جرأت و توان جراحی بزرگ در درون خود را نیز دارد، پس هنوز از شایستگی آن ناامید نشده بودند.

اما از اوایل دهه هشتاد، نظام با رها کردن مساله شایستگی و تمرکز بر کارآمدی عملا مسیر سقوط شایستگی را گشود. طلیعه این مسیر با رد صلاحیت یک‌سوم نمایندگان مجلس ششم در انتخابات مجلس هفتم توسط شورای نگهبان و سپس بداخلاقی‌های انتخابات ۸۴ و برکشیدن دولت نهم گشوده شد؛ اما از دوره دولت دهم به بعد بود که با پدیدار شدن حجم انبوه بی‌ضابطگی در نظام اداری و حجم عظیم فسادهای مالی و عدم عزم یا مهارت نظام سیاسی در مهار آنها، سقوط شایستگی نظام در ذهن مردم آغاز شد. سپس این سقوط با رفتار تبعیض‌آمیز شورای نگهبان در انتخابات‌های بعدی و نیز در نحوه برخورد حکومت با سه اعتراض عمومی ۸۸ ، ۹۶ و ۹۸ تشدید شد. حجم عظیم رفتارهای غیرقانونی و غیراخلاقی که در برخورد عوامل حکومت با معترضان در این سه دوره اعتراضات رخ داد و عدم پاسخگویی مطلق حکومت نسبت به آن رفتارها، تصویر شایستگی حکومت را بیشتر مخدوش کرد. همچنین موارد دیگری مانند دستگیری و معرفی متهمان دروغین برای قتل دانشمندان هسته‌ای؛ رسوایی ساقط کردن هواپیمای اوکراینی بدون شفاف‌سازی به موقع؛ تعارض‌های فراوان بین گفتار و رفتار مسئولان؛ فرار از پاسخگویی در برابر وعده‌های دروغینی که داده شده است؛ عدم پوزش‌خواهی در بحران‌ها؛ و توجیه تمام شکست‌ها با توسل به مفاهیم مذهبی، همگی در جهت تشدید سقوط شایستگی عمل کرده‌اند.

اما به گمانم اکنون در جریان جنبش مهسا، سقوط شایستگی به نقطه اوج خود رسیده است. حتی برای نسل‌های گذشته که نسبت به انقلاب اسلامی عُلقه‌ای داشته‌‌اند و حتی برای بسیاری از ایثارگران و خانواده‌‌های شهدا، این حجم از رفتارهای غیرقانونی و غیراخلاقی باورنکردنی بوده است. برخوردهای خشن و غیرقابل توجیه نسبت به معترضان؛ کشته شدن یا آسیب دیدن برخی معترضان در دوره بازجویی بدون این که دستگاه‌های امنیتی و قضایی پاسخگو باشند؛ برگزاری برخی دادگاهها به صورت غیرعلنی و بدون وکیل تعیینی همراه با شتابزدگی و عدم شفافیت و طی‌نشدن فرایندهای قانونی متعارف در مورد این پرونده‌ها؛ صدور احکام نامتناسب با جرم بویژه احکام فراوان اعدام؛ اعلام نظر تعداد زیادی از وکلا و حقوق‌دانان مبنی بر غیرقانونی و غیرقابل دفاع بودن شیوه محاکمه و سرعت و شدت احکام صادر شده برای معترضان دستگیر شده؛ نسبت دادن همه چیز به مداخله و دسیسه خارجی و پافشاری بر اغتشاش خواندن اعتراضات؛ اعتراف‌گیری زیر شکنجه و پخش عمومی آنها؛ برخورد گسترده و خشن با خبرنگاران یا مردمی که فقط از اعتراضات تصویربرداری کرده‌اند؛ دهها چشمی که از جوانان کشور با تفنگ ساچمه‌ای کور شد و نه‌تنها یک عذرخواهی ساده هم نشد بلکه گفتند هر کس ثابت کند ما زده‌ایم جایزه می‌گیرد؛ تلاش برای بی‌آبرو کردن سلبریتی‌ها؛ مخفی کردن و دفن شبانه جنازه‌ها و آزار خانواده‌های قربانیا؛ دستگیری و جلوگیری از درمان زخمی‌ها یا بردن زخمی‌ها از بیمارستان‌ها؛ عدم رسیدگی و پاسخگویی به ادعای آزار جنسی برخی زنان دستگیر شده و … از نمونه رفتارهایی بوده است موجب سقوط شدید شایستگی نظام در ذهن جمعی جامعه شده است. حتی اگر برخی از این اخبار دقیق نباشد یا صحت نداشته و شایعه باشد، اما چون باورپذیری نظام در بخش بزرگی از جامعه از دست رفته است، دیگر توضیحات نهادهای رسمی حکومتی برای مردم، پذیرش و اقناع ذهنی نمی‌آورد. به همین علت است که منابع خبری جامعه از منابع حکومتی به منابع بیرون حکومت منتقل شده است و آنگاه انبوه و تنوع خبرهای یادشده، نوعی توافق بین‌الاذهانی درباره سقوط شایستگی نظام، در جامعه ایجاد کرده است.

این که در یک روز نزدیک به صد نفر در زاهدان به قتل برسند و حکومت مسئولیت آن را نپذیرد و به گردن گروههای معارض بیندازد، در عین حال اجازه ندهد که هیچ کمیته ملی حقیقت‌یابی تشکیل شود تا افکار عمومی را نسبت به این قتل‌ها آگاه کند، عملا سقوط شایستگی را شدت بخشیده است. همچنین در این چند ماه صدها نفر از معترضان کشته شده‌اند اما حکومت صرفا با نسبت دادن رفتار معترضان به تحریک خارجی از پاسخگویی به این قتل‌ها طفره رفته است. عجیب‌تر آن‌که مقامی گفته است همه این‌ها به دست عوامل خارجی کشته شده‌اند، بدون آن‌که متوجه باشد که حکومتی که مدعی است تا مرزهای اسرائیل را زیر نفوذ عمق استراتژیک خود دارد چگونه عوامل مسلح وابسته به خارج تا قلب شهرهایش نفوذ می‌کنند و صدها را می‌کشند و حکومت نمی‌تواند اسنادی از آن ارایه کند. این که این همه چهره در داخل و خارج نسبت به اعدام‌های اخیر موضع گرفته‌اند و این که می‌بینیم هر چه حکومت تلاش می‌کند تا قتل کیان، کودک اهل ایذه‌، را به عوامل تروریست نسبت دهد، نه جامعه و نه حتی خانواده کیان این را نمی‌پذیرند، این‌ها همه نشانه آن است که جامعه توجیه نیست، اعتمادش از دست رفته است و در ذهن جمعی‌اش همه این اقدامات به عنوان نشانگان سقوط شایستگی قلمداد می‌شود. شایستگی نظیر امنیت است، در موضوع امنیت، احساس امنیت مهم است نه خود امنیت. به همین ترتیب، برآورد ذهنی جامعه از شایستگی مهم است نه خود شایستگی.

اکنون تقریبا اکثریت مردم باور کرده‌اند که این ساختار هیچ اعتقادی به قانون اساسی و قوانین قضایی خودش و حتی اصول اخلاقی مذهبی که ترویج می‌کند نیز ندارد. سقوط شایستگی از این بیشتر چه؟ و شگفت این که همین‌که اوضاع کمی آرام شد و حکومت بر اوضاع مسلط شد شروع به نمایش اعتماد به نفس کاذب کرد و دوباره دوره‌ای از تحقیر و تهمت و تکذیب و فرافکنی و رجزخوانی و برخوردهای امنیتی را آغاز کرد. یعنی دقیقا الگوی رفتاری خودش پس از اعتراضات ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ را تکرار کرد، بدون این‌که توجه کند که «باورپذیری» خود را نزد جامعه از دست داده است. بخش بزرگی از مردم اکنون به یک توافق نانوشته رسیده‌اند که این حکومت هیچ معیار رفتاری قابل اتکایی ندارد و هیچ کس، حتی مذهبی‌های انقلابی که روزگاری برای این نظام خون دل خورده‌اند، وقتی با رفتار و منافع گروه حاکم مخالفت می‌کنند، نیز حرمت نخواهند داشت. این که مردم می‌شنوند و در عمل می‌بینند که حکومت، شهروندان را به خودی و ناخودی و درجه یک و دو تقسیم می‌کند، سقوط شایستگی را تشدید می‌کند.

درواقع شعار «حفظ نظام از اوجب واجبات است» که روزگاری می‌توانست نظام را از بن‌بست‌های فکری و نظری برای حل‌وفصل مسائلش در دنیای جدید برهاند، اکنون به ابزاری برای سقوط شایستگی نظام تبدیل شده است. اکنون مردم انگاره «حفظ نظام از اوجب واجبات است» را با انگاره سازمان مجاهدین خلق مقایسه می‌کنند که در اوایل انقلاب می‌گفت «هدف وسیله را توجیه می‌کند» و با این انگاره بود که دست به ترورهای کور و خشونت‌بار زد. به‌گمان من، مشروعیت اخلاقی نظام اکنون در بین بخش بزرگی از مردم به سطح مشروعیت سازمان مجاهدین خلق در سال ۶۰ سقوط کرده است. این یعنی سقوط شایستگی. حکومت هم دقیقا این را می‌داند. به همین خاطر است که خیلی سال است که دیگر اجازه برگزاری یک انتخابات آزاد را نمی‌دهد و در برابر هرگونه درخواستی برای رفراندوم مقاومت می‌کند و به جای آن که آن را یک حق مسلم برای جامعه بداند که در قانون اساسی تصریح شده است، آن را خواست بیگانگان می‌نامد.

سه) سقوط نمادها:

به‌گمان من مهم‌ترین کاری که جنبش مهسا کرد وارد کردن نظام به مرحله سقوط نمادها بود. معتقدم در میان پانزده دستاورد تاریخی جنبش مهسا، سقوط نمادها فراگیرترین و فوری‌ترین دستاورد بود. این که گروههای مختلف اجتماعی از دانشجو، ورزشکار، هنرمند و فعالان مدنی، همگی نمادهای حکومت را به سخره گرفته‌اند و بسیاری از گروههای مردم به پیروی از آنها دیگر، نمادهای رسمی حکومت را به نمایش نمی‌گذارند نشانه ورود جامعه به مرحله سقوط نمادهاست. آتش ­زدن بنرها یا مجسمه‌‌های حکومتی؛ سرپیچی از حجاب اجباری بوسیله طیف وسیعی از زنان و به نمایش گذاشتن عکس‌های بدون پوشش سر توسط زنان برجسته و مشهور؛ شادی مردم در شکست تیم ملی فوتبال؛ نخواندن سرود ملی در برخی مراسم رسمی‌؛ عمامه‌پرانی؛ تحریم جشنواره‌های حکومتی؛ شدیداً خلوت شدن راهپیمایی‌های حکومتی به گونه‌ای که مجبورند در میدان‌های کوچک شهری اجتماع کنند؛ آسیب دیدن یا برداشته شدن عکس‌های رسمی از دیوار بسیاری از مکان‌های عمومی؛ برداشتن عکس‌های رسمی از بسیاری از مغازه‌ها؛ این‌که دانش‌آموزان عکس‌های ابتدای کتابها را پاره کنند و فیلم آن را در فضای مجازی پخش کنند؛ این که سر کلاس‌های درس دانشجویان طرفدار نظام دیگر میدان‌دار نیستند و در برابر نقدهای تند دانشجویان منتقد سکوت می‌کنند؛ ابراز برائت برخی ایثارگران و خانواده‌های شهدا از رفتار حکومت؛ این که هنرمندان نامداری که در یک جشنواره هنری حکومتی شرکت کرده بودند یک به یک اعلام پوزش‌خواهی کردند؛ این‌که هنرمندان و سایر افراد نامدار تلاش می‌کنند از هرگونه فعالیتی که نماد همکاری با حکومت است پرهیز کنند؛ این که صداوسیما که فراگیرترین ویترین نظام است نفوذ و اعتبار خود در بخش بزرگی از جامعه از دست داده است؛ تبدیل شدن یک شعار نمادین (مرگ بر دیکتاتور) به شعار محوری اعتراضات؛ غیب شدن تیپ‌هایی که تا همین چند وقت پیش با چفیه در دانشگاهها و مراکز عمومی تردد می‌کردند؛ این‌ که دیگر کسی در محیط‌های عمومی و مدارس تمایل یا جرأت ندارند سرود «سلام فرمانده» را پخش کند؛ این که دیگر پشت شیشه هیچ خودروی خصوصی نمادها و تصاویر حکومتی را نمی‌بینیم؛ این که هر شب بر دیوارهای شهر شعار نوشته می‌شود و صبح پاک می‌شود؛ این‌که حتی در شب ۲۲ بهمن شعارهای ضدحکومتی سر داده می‌شود و … همگی نشانگان تحقق مرحله سقوط نمادها است.

در یک کلام،‌ اهمیت و احترام نمادهای حکومتی در ذهن و دل بخش بزرگی از مردم فروریخته است. نمادهایی که در قلب‌ها نباشند، بر دیوارها هیچ ارزشی ندارند. هم‌اینک در جنگ نمادها، حکومت، بازی را واگذار کرده است.

چهار) سقوط ساختارها:

اکنون حکومت در آستانه مرحله چهارم و پایانی سقوط، یعنی سقوط ساختارها، قرار گرفته است. در انقلاب اسلامی سقوط ساختار رژیم شاه از وقتی آغاز شد که دولت‌های بزرگ غربی، بر سر رفتن حکومت شاه به توافق رسیدند. در واقع، درحالی که انقلاب در داخل به شدت جریان داشت، در خارج نیز غربی‌ها متوجه شدند که دیگر ادامه حمایت و حفظ رژیم شاه نه ممکن است و نه سودمند. بنابراین مذاکره با رهبران انقلاب (مانند آیه‌الله بهشتی) و رهبران ارتش برای انتقال مسالمت‌آمیز قدرت را آغاز کردند. البته اگر غربی‌ها هم به این توافق نمی‌رسیدند و شاه از کشور نمی‌رفت، باز هم به احتمال زیاد شاه به علت بیماری سرطان خون، یکی دوسال بیشتر دوام نمی‌آورد و با مرگ او سقوط ساختار محقق می‌شد.

اصلی‌ترین نشانه ورود یک نظام به مرحله چهارم سقوط این‌ است که سیستم وارد مرحله رفتارهای کاریکاتوری می‌شود،‌ یعنی شروع می‌کند فعالیت‌های شکست‌خورده قبلی خود را دوباره با نام دیگری و به شکل‌دیگری از سربگیرد. شاخص آن نیز این است که همزمان که «کنترل‌پذیری»اش بر اوضاع کاهش می‌یابد، «انعطاف‌پذیری»‌اش نیز پایین می‌آید. شواهد فراوانی حاکی است که اکنون نظام به صورت آشکار این ویژگی‌ها را از خود بروز داده است. فقط یک مثال می‌زنم و مشاهده نمونه‌های دیگر را به خوانندگان می‌سپارم: این روزها می‌بینیم از یک‌سو حکومت اصلا توانایی تحمیل حجاب اجباری را ندارد و سرپیچی زنان از این فرمان حکومتی همه‌جا فراگیر شده است و بازار و خیابان و مترو مملو از زنان بدون پوشش سر است، و طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، تعداد زنانی که با معیارهای حکومتی فاقد حجاب هستند به بالای ۷۰ درصد رسیده است (کاهش شدید کنترل‌پذیری)؛ ولی از سوی‌دیگر نیز در تریبون‌های رسمی به جای آن که مسیر انعطاف را باز کنند و مثلا از فقهای زیادی نام ببرند که پوشش سر و گردن را واجب نمی‌دانند و از این طریق راه تعامل و پذیرش طرفینی را بگشایند، برعکس از بستن حسابهای بانکی و مسدود کردن کارت ملی زنان بدون پوشش رسمی، بستن مغازه‌هایی که به این زنان خدمات می‌دهند، عزل مدیران ادارات و بانک‌هایی که به این‌گونه خانم‌‌ها خدمات بدهند و نظایر این‌ها سخن می‌رود (کاهش انعطاف‌پذیری). و اکنون نیز اعلام تشکیل قرارگاه زیست عفیفانه (بعد از شکست ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر) از همان نوع رفتارهای کاریکاتوری است که دارد تکرار می شود.

اما این‌که سقوط نهایی ساختار کی رخ خواهد داد، بستگی به حوادثی دارد که فراوانند اما اکنون نمی‌توان پیش‌بینی کرد که کدام یک و دقیقاً چه زمانی رخ‌ می‌دهند. مثلا ما اکنون نمی‌دانیم سرانجام جنگ اوکراین چه خواهد شد و روسیه تا چه حد ما را در باتلاق این جنگ فروخواهد برد و نتیجه آن چه خواهد شد؛ نمی‌دانیم آزمایش شکافت هسته‌ای توسط ایران کی انجام می‌شود و اگر انجام شود واکنش غرب در برابر آن چه خواهد بود؛ نمی‌دانیم تفاهم چین با سعودی چه ابعاد پشت پرده‌ای دارد؛ نمی دانیم دولت جدید اسرائیل چه سیاست تازه‌ای در سر دارد و در حال تدارک چه حملاتی به تاسیسات هسته‌ای ایران است؛ نمی‌دانیم با این حجم اجماع جهانی که پس از جنبش مهسا برعلیه حکومت ایران ایجاد شده است قدرت‌‌های بزرگ، در پشت صحنه چه تفاهمی خواهند کرد؛ نمی‌دانیم سرآمدان سالخورده نظام کی دعوت حق را لبیک خواهند گفت و واکنش جامعه چه خواهد بود؛ نمی‌دانیم جهش عظیم قیمت دلار کی و با چه شدتی رخ خواهد داد و واکنش جامعه به آن چه خواهد بود؛ نمی‌دانیم با این کسری بودجه عظیم، دولت نهایتا در سال آینده در مورد قیمت بنزین چه تصمیمی خواهد گرفت و جامعه چه پاسخی خواهد داد؛ نمی‌دانیم کمبود گاز یا کمبود برق یا کمبود آب کی شهرهای ما را در سرما یا تاریکی یا تشنگی فرو خواهد برد و واکنش جامعه چه خواهد بود. و مهم تر از همه، نمی‌دانیم سیلی که در جنبش مهسا به راه افتاد و اکنون با ایجاد سد‌های متعدد قضایی و امنیتی حرکتش متوقف و قدرتش مهار شده است، کی و با کدام بارش‌ بعدی دوباره با قدرتی چند برابر، سدها را خواهد شکست و به راه خواهد افتاد. این‌ها همه از دست ما خارج است، اما هر کدامشان می‌تواند مرحله سقوط نهایی ساختار را کلید بزند.

انقلاب، از بالا یا پایین؟

مراحل بازسازی، بازآفرینی و دگرگونی یک سیستم اجتماعی یا سیاسی بیمار، بسته به شدت بیماری، به ترتیب چنین است: بهبود، اصلاح، تحول، افق‌گشایی (پاردایم شیفت)، انقلاب از بالا، و انقلاب از پایین. یک سیستم زنده اجتماعی، دقیقا مانند یک بدن زنده، وقتی بیمار می‌شود باید این مراحل را به ترتیب و با موفقیت طی‌کند. در هر مرحله‌ای شکست بخورد ناگزیر وارد مرحله بعدی می‌شود.

سیاست‌های «بهبود» متعلق به عصر هاشمی بود که رقابت‌های داخلیِ سیستم، همان‌ها را هم یا به شکست کشانید یا متوقف کرد. برنامه های «اصلاح» متعلق به عصر خاتمی بود که انحصارطلبی اصول‌گرایان و تندروی اصلاح‌طلبان، نهایتاً موجب ورود جناح‌های سیاسی کشور به یک بازی حذفی شد و آن برنامه‌ها را به شکست کشانید.

انتخابات مجلس هفتم و انتخابات ریاست‌جمهوری ۸۴ نقطه ورود به عصر «تحول» بود، یعنی آغاز حذف رسمی بخشی از خودی‌های سیستم، که به منزله نوعی جراحی (تحول) بود. سپس در انتخابات ۸۸ همه کاندیداهای انتخابات ۸۸ ، هر کدام به شیوه خود، سیاست‌ها و برنامه‌های تحول‌خواهانه‌ ارایه کرده بودند. اما ناتوانی طرفین منازعه ۸۸ برای گفت‌وگو و رسیدن به یک راه‌حل سیاسی و سپس کودک‌وارگی دولت نهم، عصر تحول را به بیراهه برد و به شکست کشانید.

دهه نود و دولت روحانی، عصر «افق‌گشایی» بود. اما خام‌اندیشی و تمامیت‌خواهی بخش‌های دیگر قدرت، آن را به شکست کشاند. برجام نقطه‌ای بود که می‌توانست آغاز مبارکی برای افق‌گشایی داخلی و خارجی باشد، اما آن را به سُخره گرفتند و به طعنه از برجام دو و سه یاد کردند. حتی مذاکرات احیای برجام نیز آخرین فرصتی بود که نظام می‌توانست برای افق‌گشایی استفاده کند، اما عطش تمامیت خواهی، آن فرصت را نیز سوزاند.

و اکنون نظام در برابر یک انتخاب دوگانه قرار دارد: شروع یک «انقلاب از بالا» بوسیله خودش یا انتظار برای یک «انقلاب از پایین» بوسیله جامعه. همان انقلابی که سقوط مرحله چهارم را قطعی و نهایی می‌کند.

من در یک ربع قرن گذشته که کار روشنفکری و کنشگری خود را شروع کرده ام،‌ از بعد از عصر بهبود (عصر هاشمی)، همواره هشدارهای مربوط به شکست در هر دوره را داده‌ام، اما هیچگاه شنیده نشد. اینک نیز خیره‌سرانه اما امیدوارانه هشدار می‌دهم و می‌کوشم تا نظام را متوجه ضرورت انقلاب از بالا کنم. چون خطری که بر کشور‌مان سایه افکنده است چنان بزرگ است که ساکت ماندن به خیانت می‌ماند. در ده سال گذشته نیز بارها مساله لزوم افق گشایی (پاردایم شیفت) را مطرح کرده‌ام ولی شنیده نشد. اکنون دیگر جامعه از آن سطح از مطالبات عبور کرده است، یعنی چشم و زبان جامعه باز نشده بلکه نسل نو چشم و زبان جامعه را متحول کرده است و سطح انتظارات جامعه را جهش داده است. در واقع جنبش مهسا نقطه پایانی بود بر چهار دوره ناتمام یا شکست خورده در جمهوری اسلامی: عصر بهبود (دوره هاشمی)، عصر اصلاح (دوره خاتمی)، عصر تحول (دوره احمدی‌نژاد) و عصر افق گشایی (دوره روحانی)؛ که در همه این دوره‌ها، تعلل یا ممانعت حکومت و یا شکاف درون حاکمیتی اجازه نداد تا تغییرات به نتیجه مناسب برسد.

اکنون دیگر همه آن دوره‌ها پایان یافته و شکست خورده تلقی می‌شوند، و دست زدن به اقدامات و اصلاحاتی که از جنس آن دوره‌ها باشد، تنها با واکنش طنز و تمسخر جامعه روبه‌رو خواهد شد. بهبود و اصلاح و تحول و افق‌گشایی نیازمند «باورپذیر بودن حکومت»‌ است. اکنون حکومت «باورپذیری» خود را در همه حوزه‌ها،‌ در ذهن جامعه از دست داده است. تنها یک فرصت دیگر باقی مانده است و آن «انقلاب از بالا» ‌است. آری انقلاب از بالا واقعا از جنس «انقلاب» است اما انقلابی بدون خونریزی و درهم‌ریزی. انقلابی که فرادستانِ در قدرت را از خطرات و آسیب‌های سنگینِ بی‌بازگشت محافظت می‌کند و معترضان وضع موجود را نیز به بخش مهمی از خواسته‌های‌شان می‌رساند و امید به تغییرات معنی‌دار را در دل آنها زنده می‌کند. همچنین چشم‌انداز باثباتی برای کشور ایجاد می‌کند تا فرار مغزها و سرمایه‌ها متوقف شود و انباشت سرمایه در همه حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از سر گرفته شود. تنها چنین تحولی است که می‌تواند نقطه پایانی باشد بر تضادها‌، محدودیت‌ها، نارضایتی‌ها، ظلم‌ها، خشم‌ها، نفرت‌ها و کین‌کشی‌های گذشته و آینده. بی‌گمان وجود قدرت روانشناختی برای گرفتن تصمیمات سخت و از خودگذشتگی و خرج کردن سرمایه اجتماعی مقامات عالی کشور، پیش‌شرط چنین تحولی خواهد بود.

من وارد بیان نمونه‌ها و سازوکارها و مصادیق «انقلاب از بالا» نمی‌شوم تا گزینه‌های در پیشِ ‌روی حکومت را نسوزانم، اما بی‌گمان یکی از مصادیق اصلی آن همانی است در نخستین یادداشتم در آغاز جنبش مهسا (آخرین تار موی) به آن اشاره کردم، یعنی بازنویسی قانون اساسی با مشارکت گسترده نخبگان مدنی، به منظور بازآرایی نظام سیاسی. «انقلاب از بالا» همان روشی است که حکومت نژادپرست آفریقای جنوبی به آن تن داد و خطر سقوط خشونت‌بار را از سر خود رفع کرد. همان روشی است که نظامیان شیلی به آن تن دادند و اجازه دادند کشور وارد مسیر دموکراسی شود بدون آن که قهر انقلابی گریبان‌گیر مقامات حکومت سابق شود.

اگر فرصت «انقلاب از بالا» از دست برود لاجرم نظام وارد مرحله چهارم سقوط، آن هم به صورتی خشن و خسارتبار خواهد شد. بسیاری از وقایعی که در جنبش مهسا رخ داد بویژه حوادث جاده کرج، کمترین دستاوردش این بود که هم به جامعه و هم به حکومت علامت داد که اگر مرحله چهارم سقوط، از طریق یک انقلاب تمام عیار از پایین، رخ دهد، می‌تواند بسیار خشونت‌بار و خونبار باشد.

سخن پایانی:
این روزها هیچ‌کدام از اخباری که می‌شنویم، نشانی از «خردمندی سیستماتیک» حکومت در خود ندارد. از یک سو غرب دارد به سرعت به سوی اجماعی جهانی برعلیه حکومت ایران می‌رود؛ ایرانیان مهاجر نیز برای اولین‌بار در تاریخ بعد از انقلاب، به سوی همبستگی و هماهنگی در کنشگری و سیاست‌ورزی رفته‌اند. در داخل نیز به مرحله هم‌آیندی بحران‌ها رسیده‌ایم و تصمیم‌گیری در بیشتر حوزه‌ها در حالت انتظار و ابهام قرار دارد. «زندگی انفعالی» در جریان است اما «زندگی فعال» در تعلیق است و همه منتظر تحولی یا گشایشی هستند؛ تحولی که نمی‌دانند چیست و از جایی که نمی‌دانند کجاست. تیغه قیچی از درون و بیرون بر روی حکومت در حال بسته شدن است، و یک حادثه کافی است تا دو تیغه این قیچی را به هم برساند.

من نمی‌دانم روسیه تا چه حد در تصمیمات راهبردی ما دخالت دارد؛ من نمی دانم کسانی که از تحریم و انزوای ایران سودهای کلان می‌برند تا چه حد در مراکز تصمیم‌گیری نفوذ دارند؛ من نمی‌دانم اسرائيل که تا راهبردی‌ترین حوزه‌های نظامی ما رسوخ کرده است آیا در مراکز تصمیم‌سازی سیاسی ما نیز حضور پنهان دارد یا نه؛ من نمی‌دانم کسانی که انحصارات اقتصادی‌شان فقط در شرایط نابسامان کشور تامین و تضمین می‌شود چقدر قدرت سیاسی پشت پرده دارند؛ من نمی‌دانم مقامات اصلی کشور اصلا در جریان واقعیات جامعه هستند یا نه؛ اما امیدوارم هیچ‌کدام از این بدگمانی‌ها درست نباشد و نظام تدبیر بتواند فارغ از این شرایط دست به تصمیمات بزرگ بزند که اکنون، آری همین اکنون که دوباره احساس تسلط و قدرت می‌کند، وقت آن است. نظام وقتی از «ترس هیجانی» دوران جنبش مهسا خارج شد، نخستین علایمی که نشان داد،‌ بویژه با شروع اعدام‌ها، این بود که دارد از مرحله «خشونت هیجانی» وارد مرحله «خشنونت ایدئولوژیک» می‌شود. اما اکنون چند هفته‌ای است، و بویژه با آزادیهای اخیر معترضان، علایم ورود به مرحله «ترس عقلانی» در حکومت ظاهر شده است. هنوز نمی‌دانیم این اقدامات ناشی از روشن شدن چراغ «خردمندی سیستماتیک» است یا رفتاری از سر «هوشیاری تاکتیکی» است. من امیدوارم نشانه آغاز «خردمندی سیستماتیک» باشد.

راستش نمی‌دانم چرا این عُمق حماقت از درون من زایل نمی‌شود و من همچنان امیدوارم که این ساختارِ بریده از واقعیت، دست به «انقلاب از بالا» بزند. شاید این‌ها را تنها برای تسلی دل خویش از نگرانی‌های بزرگی که دارم، می‌نویسم. گفته‌اند آرزو بر جوانان عیب نیست؛ مرا ببخشید و بگذارید من به جوانی خویش و تحول‌پذیری این ساختار همچنان امیدوار بمانم.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .