اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'جنایات رژیم'

Mar 23 2022

هفتاد و ششمین جلسه دادگاه حمید نوری؛ شاهد: جنازه اعدامی‌ها در حیاط زندان سمپاشی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: هفتاد و ششمین جلسه دادگاه حمید نوری، متهم به مشارکت در اعدام های تابستان ۱۳۶۷ در زندان گوهردشت، روز سه شنبه دوم فروردین ۱۴۰۱ با ادای شهادت منوچهر پیوند در استکهلم سوئد برگزار شد.

منوچهر پیوند در سال ۱۳۶۰ دستگیر و در زندان اوین به اتهام هواداری از سازمان چریک های فدایی خلق – اقلیت – به ده سال زندان محکوم و بعدها به زندان قزلحصار منتقل شد. او دوران محکومیتش را پیش و پس از اعدام های ۶۷ – از پاییز سال ۶۵ تا اسفند ۶۷ – در بند هفت زندان گوهردشت گذراند.

حکم کتبی ده سال زندان شاهد بعنوان یک مدرک کتبی در جلسه امروز دادگاه به نمایش درآمد. این حکم به نام «منوچهر بابک» صادر شده که نام سازمانی شاهد در آن زمان بوده است. شاهد بعدها در دانمارک به «منوچهر صفرعلی» تغییر نام داد. او در توضیح این موضوع گفت که نام اصلی خانوادگی او «صفرقلی» بوده که در نوشتن و ثبت تغییر کرده است. او گفت اسناد آن بطور کامل در شادشهر موجود است.

منوچهر پیوند از ابتدا به کیفیت ترجمه بازپرسی هایش نزد پلیس سوئد اعتراض کرده بود. درخواست وکلای مدافع حمید نوری نیز برای ترجمه دوباره بازپرسی او مورد قبول دادگاه قرار گرفت و در حال انجام است.

منوچهر پیوند در جلسه امروز دادگاه شهادت داد در پنجم – ششم مرداد ۱۳۶۷ تلویزیون ها را از بند خارج کردند. پخش رادیو، استفاده از هواخوری و ملاقات ها قطع شد. زندانیان را به بهداری نمی بردند. زندانیان مجاهد نیز خبر اعدام ۲۰۰ زندانی عضو یا هوادار سازمان مجاهدین خلق را در زندان پخش کردند. او گفت باورش نخست سخت بود چون آنها حکم داشتند و سال ها در زندان بودند.

منوچهر پیوند گفت «دیدن کوهی از دمپایی» در حیاط زندان گوهردشت اولین شوک او و هم بندی هایش بود. شاهد گفت یک تریلی و جسدهایی را دید که رویشان چیزی انداخته بودند. او به کامیون هایی اشاره کرد که بارشان اجساد «قتل‌عام شدگان» بود.

منوچهر پیوند در جایی دیگر به سوالات تکمیلی قاضی دادگاه پاسخ داد. او گفت اواسط مرداد از بند هفت در طبقه سوم شاهد بود که جنازه هایی به مدت دو روز در حیاط زندان روی زمین بودند که سمپاشی شدند. او شاهد سمپاشی محوطه زندان پس از انتقال اجساد نیز بود.

منوچهر پیوند در پنجم یا ششم شهریور ۱۳۶۷ برای نخستین بار بدون چشم بند با «برادر عباسی» در بند هفت زندان گوهردشت روبرو شد. «برادر عباسی» با چند پاسدار دیگر اسامی بیست نفر را خواندند؛ افرادی مانند رضا ژیرک زاده، بیژن بازرگان، مجید ولی، امیرهوشنگ صفائیان، محمود قاضی، جواد نجفی، بهمن رونقی و ناخدا حکیمی. حمید نوری در آنجا از او پرسید نماز می خوانی یا نه. شاهد پاسخ منفی داد. نوری در واکنش گفت حالا معلوم می شود که نماز می خوانید یا نه.

منوچهر پیوند توسط ناصریان به اتاق هیات مرگ برده شد و بدون چشم بند در برابر ۱۵-۱۶ نفر از جمله نیری و اشراقی قرار گرفت. او به شخصی به نام «زمانیان» نیز اشاره کرد که احتمالا نماینده وزارت اطلاعات و سازمان امنیت در دادستانی بود. شاهد گفت زمانیان به داخل بندها می آمد و می گفت تا از شما نکشیم، آزاد نمی شوید.

منوچهر پیوندی توضیح داد که در پاسخ به سوالات نیری و اشراقی گفت مسلمان نیست و نماز نمی خواند. او گفت بخاطر رهایی از اعدام گفت اعتقاداتش هم اینک به عقیده خانواده اش که دراویش هستند، نزدیک تر است. شاهد گفت بعدها بابت همین سخن بارها توسط متهم دادگاه مورد تمسخر قرار گرفتم.

منوچهر پیوندی شهادت داد که در راهرو مرگ صدای زندانبانی را شنید که داد می زد «این چه گندکاری است که کردید. سی نفر بی گناه اعدام شدند.» شاهد گفت الان که به حافظه ام رجوع می کنم به نظرم «برادر عباسی» آن زندانبان بود. او گفت حمید نوری معاون ناصریان، رئیس دادیاری زندان گوهردشت بود.

منوچهر پیوند در پانزده روز بعد از رهایی از اعدام با گروهی از زندانیان نجات یافته از اعدام برای قبول به نمازخواندن و مصاحبه توسط شخص حمید نوری و تعدادی دیگر شلاق خورد. او شهادت داد که جلیل شهبازی یکی از هم بندی هایش را آنقدر با شلاق زدند تا سرانجام شکمش را با شیشه مربا در توالت پاره و خودکشی کرد. مقامات زندان از ارسال شهبازی به بهداری یا بیمارستان خودداری کردند و شهبازی همانجا درگذشت.

منوچهر پیوند شهادت داد که پس از اعدام ها حدود دویست نفر باقی مانده بودند با یک توالت و حمام. در همانجا بود که ناصریان خود اعلام کرد که بقیه زندانیان اعدام شده اند.

منوچهر پیوندی گفت قبل از اعدام ها، در سال ۱۳۶۶ هم از او بازجویی و درخواست انجام مصاحبه شده بود. منوچهر پیوند سال ۶۸ از زندان اوین آزاد شد.

جلسه بعدی دادگاه چهارشنبه سوم فروردین ۱۴۰۱، بیست و سوم مارس همراه با شهادت تورون لیندهلم، استاد روانشناسی اجتماعی و معاون دپارتمان روانشناسی دانشگاه استکهلم سوئد و شادی صدر، حقوقدان و از مدیران سازمان برای عدالت درایران برگزار خواهد شد.

No responses yet

Mar 20 2022

جزئیات تازه از حمله موشکی سپاه به اربیل؛ صاحب‌ ویلا: خوشحالم که خانواده‌ام آسیب ندیدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,تحریم,جنایات رژیم,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی نوشته است ویلایی که در شهر اربیل عراق هدف حمله موشکی سپاه پاسداران قرار گرفت، متعلق به «باز کریم برزنجی»، سرمایه‌دار کُرد و مدیرعامل شرکت پخش فرآورده‌های نفتی کردستان عراق موسوم به «گروه کار»، است.

آقای برزنجی در گفت‌وگو با آسوشیتدپرس ضمن رد هرگونه اتهام ارتباط با موساد گفت موشک‌های سپاه پاسداران خانه او را تخریب کردند اما از اینکه دست‌کم اعضای خانواده‌اش از جمله فرزندانش از این حمله جان سالم به در بردند و آسیب ندیده‌اند، خوشحال است.

علاوه بر این یک مقام اطلاعاتی عراق نیز ادعای سپاه پاسداران مبنی بر این‌که یک مقر جاسوسی اسرائیل را در حمله موشکی به اربیل هدف قرار داده است، رد کرده است.

این مقام که خواست نامش فاش نشود، تصریح کرد که ویلای ویران شده در نزدیکی کنسولگری ایالات متحده در اربیل، صرفا محل گردهمایی دیپلمات‌ها در رویدادهای اجتماعی بود.

آقای برزنجی به واسطه گروه کار (KAR)، خط لوله صادراتی به شهر بندری جیحان در ترکیه را از طریق سرمایه‌گذاری مشترک با یک شرکت روسی، احداث و راه‌اندازی کرده است.

بر اساس این گزارش، منطقه نیمه‌خودمختار کردستان عراق از طریق فروش نفت خود با اسرائیل ارتباطی محتاطانه دارد.

هیوا عثمان، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی کرد عراقی، نیز در مورد ویلای برزنجی گفت که ادعاهای سپاه پاسداران و مقام‌های جمهوری اسلامی در این‌باره، آشکارا «واهی» و «مهمل» است و این (عمارت) «ممکن است هر چیزی باشد الا یک پایگاه اسرائیلی».

جمهوری اسلامی ایران بامداد یک‌شنبه با ۱۲ فروند موشک بالستیک اربیل، پایتخت اقلیم کردستان عراق، را هدف قرار داد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ضمن پذیرش مسئولیت این اقدام گفت که این حمله در واکنش به کشته شدن دو سپاهی در سوریه بوده و به ادعای آن، «مرکز راهبردی توطئه و شرارت» وابسته به اسرائیل هدف قرار گرفته است.

حمله یاد شده تلفات جانی در پی نداشت، اما واکنش تند دولت عراق و محکومیت شدید آمریکا را در پی داشت.

دولت اقلیم کردستان نیز پس از دیدار مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق و مسرور بارزانی، نخست وزیر اقلیم کردستان، از محل اصابت موشک‌ها با انتشار بیانیه‌ای، ضمن «بی‌اساس» خواندن ادعای ایران، تصریح کرد که بازدیدها نشان داد این محل «غیرنظامی» است.

وزارت خارجه عراق در اعتراض به این حمله، سفیر جمهوری اسلامی ایران در بغداد را احضار کرد و یادداشت اعتراض‌آمیز دولت این کشور را تحویل وی داد.

جیک سالیوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید، نیز با محکوم کردن حکومت ایران گفت که این کشور مناطق مسکونی در اربیل را بدون هیچ توجیهی هدف قرار داده است.
با استفاده از گزارش خبری آسوشیتدپرس و گزارش‌های پیشین رادیو فردا/ آ.ت/ ر.ح

No responses yet

Mar 01 2022

شکایت «دادخواهان سلامت» علیه خامنه‌ای، روحانی و اعضای ستاد ملی کرونا در دادگاه ثبت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,خیانت,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فساد,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: محمدرضا فقیهی و آرش کیخسروی، وکلای دادگستری در ایران علیه آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، حسن روحانی، رئیس‌جمهوری سابق و اعضای وقت ستاد ملی مقابله با کرونا اعلام جرم کردند.

در شکوائیه ۲۲ صفحه‌ای محمدرضا فقیهی و آرش کیخسروی که روز یکشنبه هشتم اسفند در دستگاه قضایی به ثبت رسید، مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی در جریان مدیریت کرونا در ایران به «تسبیب در قتل غیرعمد بیش از یکصد هزار نفر از مردم ایران و سواستفاده از مقام و قدرت و عدم اجرای قوانین مملکتی در روند مبارزه با ویروس کرونا» متهم شده‌اند.

سایت امتداد خبر داده که این دو وکیل دادگستری از دادستان خواسته‌اند ضمن توجه به مفاد شکواییه‌ی ۲۲ صفحه‌ای ثبت شده، «نظرات کارشناسی نهادهای مستقل مدنی نیز جهت تبیین بیشتر عملکرد مجرمانه مسئولان» جلب شود.

آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در دی‌ماه ۱۳۹۹ واردات واکسن آمریکایی و انگلیسی را ممنوع و بر تولید واکسن داخلی تاکید کرد اما با بالا گرفتن بحران، کرونا را مسئله «اول و فوری» کشور خواند و خواستار تامین واکسن به هر شکل ممکن شد.

او پیشتر بیماری کرونا را تنها یک «بیماری کذایی» خوانده و گفته بود که «این بلا به نظر ما بلای آن چنان بزرگی نیست و از این بزرگ‌تر هم بلا وجود داشته. می‌توانند با دعا با توسلات خیلی از مشکلات را برطرف کنند».

دستور منع خرید واکسن‌های بریتانیایی و آمریکایی کرونا توسط رهبر جمهوری اسلامی، تاخیر در خرید و واردات سایر واکسن‌های خارجی و ناتوانی «ستاد اجرایی فرمان امام» در تولید انبوه واکسن ایرانی کرونا، سبب شد که برنامه واکسیناسیون کرونا در کشور با تاخیر و کندی مواجه شود و تعداد زیادی از مردم قربانی شوند.

بسیاری از تحلیلگران همان زمان اعلام کردند که به‌نظر می‌رسد علت اصلی ممنوعیت واردات واکسن‌های آمریکایی و بریتانیایی به ایران، تلاش «ستاد فرمان اجرایی فرمان امام» برای تولید واکسن داخلی و به انحصار در آوردن بازار آن در کشور بوده است.

این ستاد که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند، تبلیغات گسترده‌ای را مبنی بر تولید گستردهٔ واکسن ایرانی برکت آغاز کرد، حتی وعده داد که تا شهریورماه امسال ۵۰ میلیون دُز واکسن تحویل می‌دهد، و عملا مانع واردات گسترده واکسن به کشور شد.

همزمان نهادهای مختلف جمهوری اسلامی بویژه نزدیک به سپاه پاسداران از چندین «واکسن» رونمایی کردند که به گفته آن‌ها قرار است تولید شوند ولی همچنان از وضعیت آن‌ها خبری نیست.

این آشفتگی‌ها سبب شد که آمار مرگ‌ومیر ناشی از کرونا در کشور به‌شدت افزایش پیدا کند تا نهایتاً رهبر جمهوری اسلامی ناچار شد ۲۰ مرداد امسال بگوید واکسن «به هر طریق ممکن» تامین شود.

ثبت شکایت محمدرضا فقیهی و آرش کیخسروی از آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر مسولان وقت جمهوری اسلامی در حالی صورت می‌گیرد که این دو وکیل دادگستری ۲۳ مرداد همراه با مصطفی نیلی، مهدی محمودیان، مریم فرا افراز و لیلا حیدری به دلیل خودداری از امضای تعهدنامه مبنی‌بر عدم شکایت از آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر مقامات جمهوری اسلامی به دلیل سوءمدیریت کرونا توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند.

ذبیح‌الله خداییان، سخنگوی قوه قضائیه، روز ۹ شهریور اتهام بازداشت‌شدگان را «اخلال در نظم» و برخی جرایم علیه امنیت ملی اعلام کرد.

آن‌ها متهم به «تشکیل گروه معاند نظام به هدف برهم زدن امنیت» و همچنین «فعالیت تبلیغی علیه نظام» شدند و در حال حاضر با قرار وثیقه آزاد هستند. مهدی محمودیان، فعال مدنی البته همچنان در زندان به سر می‌برد.

No responses yet

Feb 12 2022

طرح دستگاه اطلاعاتی ایران برای ترور سرمایه‌دار اسرائیلی در ترکیه لو رفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,خاورمیانه,سیاسی


بی‌بی‌سی: روزنامه صباح در ترکیه از بازداشت هشت شهروند این کشور خبر داده که متهمند به دستور ایران، قصد ترور یک سرمایه‌دار اسرائیلی را در استانبول داشته اند. دولت‌های ایران، ترکیه یا اسرائیل هنوز به این خبر واکنش رسمی نشان نداده‌اند.

این روزنامه از فردی به عنوان مأمور اطلاعاتی ایران نام برده که گروهی هشت نفره را در ترکیه سامان داده تا یاییر گلر، سرمایه‌دار اسرائیلی ساکن استانبول را زیر نظر بگیرند و پس از شناسایی محل سکونت و اطلاعات لازم، برای قتل او وارد عمل شوند اما سازمان امنیت ترکیه (میت) رد این گروه را گرفته و درست هنگامی که قصد اجرای طرح ترور را داشته‌اند، به دامشان انداخته است.

یاییر گلر که شهروندی ترکیه را هم کسب کرده، مالک شرکت فناوری پیشروی سی ان سی در ترکیه است که در زمینه بهینه سازی صنایع هوا – فضا، خودروسازی و پزشکی فعالیت می کند و همکاری نزدیکی با صنایع نظامی ترکیه دارد. گفته می شود او نقش مهمی در پیشرفت چشمگیر اخیر صنایع نظامی ترکیه داشته است.

صباح نوشته که دستگاه اطلاعاتی ایران برای خونخواهی محسن فخری زاده، رئیس سازمان پژوهش‌های نوین دفاعی، قصد ترور یاییر گلر را داشته است. آقای فخری زاده که از مدیران و متخصصان برنامه هسته ای ایران به شمار می‌رفت، چهارده ماه پیش در کنار منزل شخصی اش در حومه تهران کشته شد و مقام‌های اسرائیلی به صورت ضمنی، مسئولیت ترور او را به عهده گرفتند.

انگیزه دیگری که صباح برای این “ترور” بر شمرده، تیره کردن رابطه ترکیه و اسرائیل در شرایطی است که رایزنی‌هایی برای بهبود رابطه میان دو کشور در جریان است.

به نوشته این روزنامه، سازمان امنیت ترکیه (میت) از هنگامی که پی به وجود این “هسته ترور” می‌برد، همه فعالیت‌های اعضای هسته و ارتباطاتشان را ردگیری می کند که بیشتر از طریق واتساپ انجام می گرفته است. به سازمان اطلاعاتی اسرائیل (موساد) نیز خبر می دهد. سپس نشستی در آنکارا میان میت و موساد برگزار می شود و عملیات ردگیری و خنثی سازی ترور از آن پس با همکاری هر دو سازمان پی گرفته می شود.

در گزارش صباح آمده که به یاییر گلر پیشنهاد می شود به اسرائیل برود اما او ترجیح می دهد در ترکیه بماند. سپس به خانه امنی انتقال می یابد اما «هسته ترور» از این انتقال آگاه نمی شود و درست هنگامی که به سکونتگاه آقای گلر می‌رود تا نقشه قتل را اجرا کند، در تور مأموران میت می افتد.
ایران

منبع تصویر، Tasnim
توضیح تصویر،

صباح نوشته که دستگاه اطلاعاتی ایران برای خونخواهی محسن فخری زاده، رئیس سازمان پژوهشهای نوین دفاعی، قصد ترور یاییر گلر را داشته است

در چهار ماه گذشته، این سومین بار است که رسانه های ترکیه از لو رفتن عملیات دستگاه اطلاعاتی ایران برای آدم ربایی یا ترور در این کشور خبر می دهند.

چهارشنبه شب گذشته شبکه اودا تی وی ترکیه از بازداشت یازده نفر ترکیه ای و ایرانی خبر داد که قصد ربودن یکی از مخالفان حکومت ایران به نام «شاه نم» را داشته اند که در شهر زونگولداق ترکیه زندگی می کند (در مورد این فرد و نام دقیق او اطلاعات بیشتری داده نشد).

اودا تی وی نیز از فردی به نام مأمور اطلاعاتی ایران نام برده که مالک یک شرکت بزرگ امنیتی را به کمک یک ایرانی که در این شرکت کار می کرده، به خدمت گرفته و هسته ای از شماری از افسران و درجه داران بازنشسته ارتش برای جاسوسی از صنایع نظامی ترکیه شکل داده بود. یک افسر بازنشسته چینی نیز در این گروه بوده است. همان «مأمور اطلاعاتی» برای ربودن یکی از مخالفان حکومت ایران، شمار اعضای هسته را گسترش می دهد و یک بازپرس دادگستری استانبول و یک مأمور پلیس را هم به خدمت می گیرد.

به گزارش اودا تی وی، این هسته پس از به خدمت گرفته شدن همان بازپرس دادگستری، لو می رود و در تور اطلاعاتی میت می افتد. تا آنجا که هنگام اجرای عملیات، موفق می شود آنها را به دام اندازد.

چهار ماه پیش نیز خبری حاکی از تلاش ناکام دستگاه اطلاعاتی ایران برای ربودن یکی از مخالفان جمهوری اسلامی منتشر شد که در شهر وان در شرق ترکیه ساکن بود. فردی به نام مهرداد آبدارباشی که خود را سرگرد خلبان پیشین هوانیروز ارتش ایران معرفی کرد، در مصاحبه هایی گفت که هدف این آدم ربایی ناکام بوده است.

همزمان در ترکیه، اخبار حاکی از کشف فعالیت‌های دستگاه‌های اطلاعاتی خارجی و بازداشت مأموران آنان افزایش چشمگیری داشته است. رسانه های ترکیه در ماه‌های اخیر، علاوه بر سه خبر مربوط به ایران، از عملیات موفق میت در به دام انداختن شبکه جاسوسی اسرائیل و همچنین شبکه ای خبر داده که قصد ترور یکی از مخالفان حکومت روسیه را داشته است.

این اخبار معمولا به صورت رسمی منتشر نمی شود و به نقل از منابع امنیتی در رسانه ها بازتاب می یابد. مسئولان نیز این اخبار را تأیید یا تکذیب رسمی نمی کنند اما این اخبار اعتبار خود را از انتشار گسترده شان در رسانه های دولتی یا نزدیک به دولت می گیرند.

No responses yet

Feb 09 2022

از راکفلرها تا شعب ابی‌طالب’، آیا در ایران انفجار طبقاتی در راه است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,سیاسی,شورش


بی‌بی‌سی: تحلیل‌های مناسبتی در سالگرد انقلاب ۵۷ هرساله منتشر می‌شود اما تفاوت تحلیل‌ طرفداران حکومت و منتقدان وضع موجود هر سال رو به افزایش است. یک طرف می‌گوید “ایران به یک ابرقدرت جهانی تبدیل شده” و می‌تواند “رهبری جهان را بدست بگیرد”، اما بخشی از فعالان سیاسی، کارشناسان و ناظران خبر از بحران عمیق اجتماعی و سیاسی و خطر “شورش ‌طبقه متوسط” و “گسترش اعتراضات مدنی” می‌دهند و ناکارآمدی سیاست‌ها و شعارهای جمهوری اسلامی را در ۴۳ سالگی انقلاب به رخ رهبر و طرفداران حکومت می‌کشند.

‘خدا رحم کند’
دوازدهم بهمن به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم درباره بحران‌های جامعه بیانیه مشترکی منتشر کردند و از “تردید”مردم به اصل انقلاب سخن گفتند.

بیانیه با طرح اینکه از موازین اولیه جمهوری اسلامی عدول شده، بی آنکه نامی از آیت‌الله خامنه‌ای ببرد، بارها با اشاره به نگاه و تصمیمات آیت‌الله خمینی در اداره کشور، غیرمستقیم “حکمرانی” رهبر فعلی را زیر سوال برد و از “نظام” خواسته برای حل بحران‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و بین المللی به موازین اولیه انقلاب برگردد و به جای شعار دادن، در جهت اصلاح گام بردارد که در نهایت با “اراده بالادستی حکمرانی” شدنی است.

وطن امروز روزنامه وابسته به اصولگرایان روز سیزدهم بهمن‌ تیتر نخستش را به همین موضوع اختصاص داد و با انتقادی تند از نویسندگان بیانیه، آنان را شریک مسئولیت دانست و نوشت: “دست‌کم ۲۴ سال از ۳۲ سال اخیر دولت در اختیار دوستان شما بوده است در تمام این ۲۴ سال امکان عملی شدن ایده‌هایتان فراهم بود.”

روزنامه کیهان نیز روز پنجشنبه به قلم حسین شریعتمداری، نویسندگان بیانیه را متهم به بازی در زمین دشمن کرد و نوشت دقت در متن بیانیه “این احتمال را قوت می‌بخشد که این بار هم برخی از مدعیان اصلاحات (آگاهانه یا ناخودآگاه‌) نقش پادوهای دشمن را برعهده گرفته‌اند.”

به جز این بیانیه، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی هم مملو از تحلیل و تفسیر درباره اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران است، روزنامه جمهوری‌اسلامی دوازدهم بهمن، سالگرد ورود آیت‌الله خمینی به ایران نوشت: “مسئولان نظام جمهوری اسلامی با صراحت اعتراف می‌کنند که از عدالت در جامعه انقلابی ما خبری نیست. درباره فقر و مشکلات معیشتی مردم هم چه مسئولان اعتراف کنند و چه نکنند، جای ذره‌ای تردید وجود ندارد که جامعه ما یکی از بدترین جوامع است”.

“فاصله طبقاتی در کشور غوغا می‌کند. یک طبقه ثروتمند در بالاترین شرایط رفاه از چنان زندگی اشرافی برخوردارند که می‌توان آنها را به نمونه‌های جهانی معروفی مثل اوناسیس و راکفلر تشبیه کرد و یک طبقه فقیر در شرایط بسیار سختی زندگی می‌کنند که تشبیه آنها به ساکنان شِعب ابی‌طالب تشبیهی منطقی است”. روزنامه جمهوری‌اسلامی در نهایت از مسئولان خواست به ناکارآمدی اعتراف و از آیت‌الله خمینی برای قصورشان عذرخواهی کنند.

مرتضی الویری شهردار پیشین تهران و از چهره‌های مطرح اصلاح‌طلب هم با رویکرد مشابه، به سایت رویداد۲۴ گفت: “برخی مسئولان عینکی به چشم زده‌اند که نمی‌توانند با آن واقعیت‌ها را بدرستی ببینند. آنها عینک خودشیفتگی به چشم زده‌اند، این همان عینکی است که زمانی شاه به چشم زده بود”.

آقای الویری خواستار بازنگری در سیاست‌های نظام شد و گفت اگر چنین اتفاقی نیفتد “خدا به ما رحم کند”.

کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران اما نگاه متفاوتی دارد. او در نماز جمعه گفت ایران تبدیل به یک قدرت جهانی شده و می‌تواند “رهبری جهان را بدست بگیرد” و مشکلات مربوط به انقلاب نیست بلکه بخاطر کسانی است که “با انقلاب فاصله دارند و “ولایت فقیه را در ردیف سایر رهبری‌ها می‌دانند”.

آیت‌الله خامنه‌ای در ملاقات با کابینه دولت جدید: اعتماد مردم تا حدی آسیب دیده؛ منتقدین: اقدامات رئیسی ‘تشریفاتی و نمایشی’ است
تظاهرات اعتراضی در ایران، روند طبیعی اجتماع یا توطئه دیگران؟
اعتراض‌های ایران؛ هفت تفاوت آبان ۹۸
رهبر جمهوری اسلامی تردید در اعتماد مردم به حکومت را مردود دانست


۲۲ دی‌ماه گذشته رسانه‌های ایران خبر از دستگیری جوانی را دادند که ماشین‌های گرانقمیت را آتش می‌زد.

‘شورش‌ اجتماعی’
۲۲ دی‌ماه رسانه‌های ایران خبر از دستگیری جوانی دادند که ماشین‌های گرانقمیت را آتش می‌زد. متهم در مقابل دوربین تلویزیون گفت وقتی ماشین‌های مدل بالا را می‌دیده از اینکه آنها دارند و او ندارد، از “حسادت” چنین کاری می‌کرده است.

به گفته رئیس پلیس تهران، در طول یک ماه و نیم، ده نفر دستگیر شده‌اند که بدون خصومت شخصی با راننده، به چنین ماشین‌هایی سنگ پرتاب کرده و حتی باعث مرگ راننده نیز شده‌اند.

صاحب‌نظران هم هشدارهای مشابهی داده‌اند و برای مثال تقی آزاد ارمکی جامعه شناس و محقق علوم اجتماعی به روزنامه اعتماد گفت اگر فشار‌های موجود برای حذف طبقه متوسط تداوم داشته باشد، “با یک جامعه آشوب‌زده، خشمگین و ناراحت مواجه خواهیم شد که رستگاری خود را در انتقام می‌بیند”.

هشدارهای کنشگران و تحلیل‌گران به معنی این نیست که مسئولان حواس‌شان به اتفاق‌‌های پیدا و پنهان جامعه نیست.

علی ربیعی معروف به “برادر عباد” که سابقه طولانی در دستگاه اطلاعات و امنیت ایران دارد و در دور دوم ریاست جمهوری حسن روحانی سخنگوی دولت بود، به مناسبت چهلمین سال انقلاب اسلامی در دی‌ماه ۹۷ به خبرگزاری ایسنا گفته بود: “حادثه دی ماه ۹۶ را تجربه‌ای کم نظیر از ناآرامی‌های اجتماعی تلقی می‌کنم که مشابه آن را در چهل سال گذشته تجربه نکرده بودیم”.

او فقر و بی‌عدالتی را عامل اصلی اعتراض‌های مردم در تقریبا صد شهر دانست و گفت: “نظریه‌ای در ارتباطات با عنوان مارپیچ سکوت وجود دارد که بر اساس آن وقتی افراد زمینه بروز شورش و ناآرامی را در خود داشته باشند، با شکسته شدن بخشی از فضای حاکم، زمینه بروز این نوع ناآرامی برای آنها فراهم می‌شود”.

یک سال بعد در آبان‌ماه سال ۹۸، شاهد ناآرامی‌های گسترده‌تری از نظر تعداد شهرها و تعداد معترضان بودیم که بنا به آمار رسمی ۲۳۰ نفر کشته شدند اما بعضی از منابع خبری از جمله رویترز شمار کشته‌ها را تا ۱۵۰۰ نفر نیز دانسته‌اند. عفو بین‌الملل مشخصات ۳۲۴ نفر از کشته‌شدگان را مستند و گزارش کرده است.

پنج روز پیش (۱۳ بهمن) گروه سایبری “عدالت علی” که در گذشته تصاویری از داخل زندان اوین منتشر کرده بود، یک سند “خیلی محرمانه‌” از جلسه “کارگروه پیشگیری از بحران‌های امنیتی معیشت‌پایه” را منتشر کرد که جامعه ایران را “در حالت انفجار زیرپوستی” و نارضایتی اجتماعی را “۳۰۰ درصد” بیشتر از سال پیش دانسته بود.

به گزارش رادیوفردا که جزئیات سند را منتشر کرد، این جلسه ۳۰ آبان‌ماه امسال در قرارگاه ثارالله با حضور فرماندهان سپاه و مسئولان ارشد امنیتی و اطلاعاتی برگزار شد و در صورتجلسه هفت صفحه‌ای آن آمده که “تجمعات در سال ۱۴۰۰ نسبت به سال ۱۳۹۹، ۴۸ درصد افزایش یافته و تعداد تجمع‌کنندگان نیز ۹۸ درصد رشد داشته است”.


آیت‌الله خامنه‌ای می‌گویداعتماد مردم به دولت متاسفانه یک مقداری آسیب دیده و بایستی ترمیم شود

تعریف حکومت از اعتماد عمومی
رهبر جمهوری اسلامی ۱۷ مرداد سال ۱۳۹۰ تنزل اعتبار بین‌المللی ایران و از دست رفتن اعتماد مردم به حکومت را رد کرد و با انتقاد از چنین دیدگاه‌هایی گفت: “اعتمادی که اکنون مردم ایران به نظام دارند، در کمتر نظامی در دنیا وجود دارد”.

با گذشت ده سال از آن زمان، صورتجلسه فرماندهان امنیتی و نظامی در قرارگاه ثارالله می‌گوید “شاخص‌های اعتماد به حاکمیت بشدت متزلزل” شده و اگر جلوی افزایش شدید قیمت‌ها گرفته نشود “۱۰۰ درصد بحران خواهیم داشت”.

به نظر می‌رسد رهبر حکومت ایران نیز از چنین بحرانی بی‌خبر نیست. آیت‌الله خامنه‌ای هفتم شهریور در نخستین دیدار با رئیس‌جمهور و هیات دولت سیزدهم، “احیای اعتماد و امید مردم به دولت” را بسیار مهم و آن را “بزرگ‌ترین سرمایه‌ دولت” دانست. او البته به “دولت” اشاره کرد و کل “نظام” را مشمول این بی‌اعتمادی ندانست.

ابراهیم رئیسی در چند ماهی که قدرت اجرایی را در دست گرفته تلاش کرده با سفرهای استانی و دیدارهای مردمی این “یک مقداری” بی‌اعتمادی را “ترمیم” کند اما بارها نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی این دیدارها را “نمایشی” خوانده‌اند.

منتقدان وضع موجود برای خروج از این بحران‌ها، صحبت از نیاز به جراحی عمیق می‌کنند در حالیکه براین باورند اراده‌ای برای چنین تغییری نیست یا صرفا مشکل را در محدوده مسائل معیشتی و اقتصادی مثل اعتراض به کیفیت خودروهای داخلی می‌بیند چنانکه سوم بهمن‌ آقای خامنه‌ای هم در این باره گفت “مردم ناراضی‌اند و حق با مردم است”.

اما احزابی مانند مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم می‌گویند اعتماد عمومی با بازگشت به موازین جمهوری اسلامی و اجرای قانون میسر می‌شود و “شاخصه حکمرانی خوب” این است که رأی و اراده مردم مبنای عمل (و حتی موجودیت و مشروعیت) نظام باشد.

No responses yet

Feb 08 2022

یک منبع آگاه درباره قتل مُنا (غزل) حیدری: «با وعده پدرش به ایران بازگشت و کشته شد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب


رادیوزمانه: یک منبع آگاه از داستان زندگی قربانی زن‌کشی اهواز به زمانه گفت که نام او مُنا (غزل) حیدری است، زمانی که ۱۵ سال داشت به اجبار ازدواج کرد. در دو سال از کودک‌همسر، کودک‌مادر می‌شود و یک فرزند پسر دارد. پدر و عمویش او را با وعده زندگی در امنیت از ترکیه به ایران برمی‌گردانند، جایی که همسرش – که پسرعمویش هم بوده – او را به قتل می‌رساند.

در روز شنبه ۱۶ بهمن / ۵ فوریه در اهواز سجاد همسر مُنا به همراه برادرش او را به قتل می‌رسانند. برادر سجاد پاهای منا را می‌گیرد و سجاد با قمه سر مُنا را از بدنش جدا می‌کند. قاتل سپس سربریده شده این زن جوان را در معابر عمومی و مقابل چشمان رهگذران در میدان کسایی اهواز چرخاند. تصاویر و ویدئوهای سر بریده زن در دست قاتل در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

منبعی که با زمانه گفت‌وگو کرده است، با خانواده مُنا (غزل) حیدری آشنایی دارد و در جریان بازگرداندن مُنا از ترکیه به ایران بوده است.

◼️صحبت‌های این منبع آگاه و نزدیک به خانواده مُنا (غزل) حیدری که با زمانه گفت‌وگو کرده را بشنوید. صدای این منبع مطلع به دلیل حفظ امنیت تغییر داده شده است:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

نام پدر مُنا حیدری، «جواد» است و عموی او «امین» نام دارد که به ابوعطیه مشهور است. پدر منا او را در ۱۵‌سالگی به پسرعمویش سجاد به اجبار شوهر می‌دهد. مُنا در کودکی همسر و مادر می‌شود و از این شرایط زندگی و این ازدواج رضایت نداشته است. به گفته این منبع خانواده او را غزل صدا می‌کردند:

«مُنا یا غزل حیدری توسط پدرش به اجبار به ازدواج پسر عمویش درآورد. زمانی که ۱۵ سال داشت. ابتدا بعد از اینکه از غزل خواستگاری کرد او قبول نکرد و گفته بود با پسر عمویش ازدواج نمی‌کند… این صحبت به گوش سجاد، پسر عموی غزل رسید و در طول این مدت که یک فرزند پسر هم از او دارد، می‌خواست انتقام بگیرد، این را خود غزل گفت… می‌خواست انتقام بگیرد و گفته بود که چرا جلوی مردم گفتی من را نمی‌خواهی، تو با چه جرأتی این صحبت را کردی؟ تو می‌خواستی من را کوچک کنی، من هم انتقام این صحبت‌هایت را می‌گیرم…»

منا پیش از اینکه قربانی زن‌کشیِ ناموسی شود، قربانی کودک‌همسری بود. او قربانی خشونت خانگی هم بود و همسرش سجاد او را کتک می‌زد.

مُنا (غزل) پیش از اینکه به ترکیه فرار کند، بارها از خانواده پدری‌اش کمک خواسته بود. او از آنها خواسته بود که کمک کنند تا از قاتل، سجاد، طلاق بگیرد:

«سجاد شوهر غزل بازاری است، پدر غزل هم بازاری است، ماهی‌فروشی دارد، حتی زمانی که در بازار کارشان به بحث و جدل کشیده می‌شود سجاد غزل را کتک می‌زند… غزل چندین مرتبه قهر می‌کند و به خانه پدری‌اش می‌رود. پدرش گفت غزل چندین بار به او گفته که طلاقم بده من نمی‌توانم این فرد را تحمل کنم، او به من زور می‌گوید، به من ظلم می‌کند، من را تحقیر و کوچک می‌کند…»

به گفته این منبع آگاه و نزدیک به خانواده مُنا حیدری، پدر او اکنون از شرایطی که برای فرزندش ایجاد کرده ابراز پشیمانی می‌کند:

«پدرش می‌گوید مقصر منم، من باید طلاقش می‌دادم…»

مُنا (غزل) نهایتا تصمیم می‌گیرد از کشور خارج شود و در راه فرار به ترکیه از طریق اینستاگرام با مردی سوریه‌ای آشنا می‌شود که در شهر مرسین ترکیه زندگی می‌کرد. منبع نزدیک به خانواده مُنا فرار او به ترکیه را از جمله دلایل این قتل ناموسی مبنتی بر جنسیت می‌داند:

«پدرش به هر حال انگشت‌نما می‌شود در آن فرهنگ غلطی که جا افتاده و به لحاظ عرفی حالا بی‌ناموس و بی‌غیرت شناخته می‌شود، چون دخترش رفته هزار کار کرده و آمده او را نکشته است… اسیر آن فرهنگ می‌شود… غزل مورد تحقیر و توهین و ظلم قرار گرفت، هم از طرف شوهرش و هم از طرف پدر و خانواده‌اش… یعنی هرکجا می‌رفت پناهی نمی‌دید، نه پیش شوهرش نه پیش پدرش، نه پیش برادرهایش، هیچ‌کس به او حق نمی‌داد… تصمیم گرفت فرار کند،»

فرار به ترکیه در نبود حمایت خانواده، کمکی به منا حیدری نمی‌کند. حدود شش ماه در ترکیه می‌ماند. در این مدت پول‌هایش تمام می‌شوند. منبع مالی او طلاهایش بودند که با خود به ترکیه برده بود. در روایت منبعی که با زمانه صحبت کرده است، مُنا در ترکیه هم بی‌پناه می‌شود و مردی هم که به او در مرسین ترکیه پناه برده بود، او را مورد خشونت و سوءاستفاده قرار می‌دهد:

«بعضی‌ها می‌گویند پول همراهش داشته، ولی پدرش می‌گوید همان طلاهایی را که پوشیده بود با همان‌ها رفت و پولی ندزدیده بود…در اینستاگرام با مرد سوریه‌ای که ساکن شهر مرسین در ترکیه‌ است آشنا می‌شود، او هم ‌واقعا انسان نبوده و وقتی دیده که غزل طلا دارد او را پیش خودش می‌کشاند و بعد از اینکه طلاهایش را می‌برد، باز هم تقریبا همان رفتار شوهرش را با او انجام می‌دهد… عزل بالاخره راهی پیدا می‌کند و چندتا عکس برای خانواده‌اش می‌فرستد و می‌گوید که کجاست… در این مدت آن مرد سوری به طلاهای غزل اکتفا نمی‌کند، با خانواده‌اش تماس می‌گیرد و می‌خواهد اخاذی کند، از آنها ۵ هزار دلال پول طلب می‌کند تا غزل را به عنوان گروگان آزاد کند…»

خانواده منا (غزل) – پدر و عمویش – برای بازگرداندن او به ایران به ترکیه می‌روند و از قبل سعی می‌کنند از طریق پلیس ماجرای اخاذی دوست مُنا از خانواده را دنبال کنند:

«آنها [خانواده غزل] زرنگی می‌کنند و یک شماره حسابی از او [مرد سوری] می‌گیرند، یک پرونده هم در اینترپل تشکیل داده بودند، و وقتی شماره حساب را می‌دهد مرد سوری را دستگیر می‌کنند و غزل را هم به یک کمپ نگهداری از کودکان می‌برند. پدر و عموی غزل به ترکیه آمدند و او را با خودشان بردند. غزل خودش گفته وقتی پدرم را که دیدم حس امنیت به من دست داد، یک پناه پیدا کردم…»

به گفته این منبع آگاه مُنا (غزل) حیدری از طریق کرمانشاه وارد کردستان عراق می‌شود و از آنجا به ترکیه می‌رود و حدودا ۶ ماه در ترکیه زندگی کرد.

این منبع آگاه نسبت خانوادگی دور با مُنا حیدری دارد:

«زمانی که می‌خواستند به ترکیه بیایند تنها آشنای آنها من بودم، زمانی که خواستند بیایند گفتند دختر بچه کوچکی دارند که در بهزیستی ترکیه است، البته تقصیر من هم بود چون فکر کردم پدر و مادرش از جمله پناهجوهایی هستند که هنگام رد شدن گیر افتاده‌اند و اتفاقی برای آنها رخ داده که حالا دخترشان اینجا مانده است. تصور ذهنی من زمانی که گفتند یک دختربچه کوچک است فکر می‌کردم حول و حوش ۸-۹ ساله باشد… به آنها گفتم من در خدمتم و می‌توانم کمک کنم بیایید.»

مُنا (غزل) نهایتا با وعده تامین امنیت توسط پدرش به ایران باز گردانده می‌شود. منبع نزدیک به خانواده که در جریان بازگرداندن او از ترکیه به ایران بوده و در این جریان با خود مُنا هم صحبت کرده است، می‌گوید که پدر مُنا به او قول امنیت در ایران می‌دهد:

«صبح زود که اینجا رسیدند من تحویل‌شان گرفتم و تقریبا یکی دو ساعت بعد آنها را به سفارت ایران بردم، کارها را انجام دادند، هماهنگی لازم را سفارت ایران با آن بخش مورد نظری که در شهر مرسین بود انجام داد و دو روز بعد به سمت مرسین رفتند. غزل بچه‌ بود و خود را در یک کشور غریب می‌دید، زمانی که پدرش را دید احساس امنیت می‌کند، و بغلش می‌کند… پدرش به او می‌گوید من پناهت هستم کاری به هیچ‌کس نداشته باش، ما می‌رویم و خانه را می‌فروشم، کلا در اهواز نمی‌مانیم… با همین صحبت‌ها گولش می‌زند و وقتی پدرش را می‌بیند احساس امنیت می‌کند، غزل هم می‌گوید من مشکلی ندارم می‌آیم چون پدرم را دوست دارم و به من قول داده است… وقتی با عزل صحبت کردم این‌ها را گفت… پدرش گفته خانه امن داریم، درهایش ضد سرقت است و نمی‌گذارد دست کسی به او برسد.»

این وعده امنیت هرگز عملی نمی‌شود. سجاد همسر مُنا به همراه برادرش او را به قتل می‌رسانند.

اکنون سجاد و برادرش را پلیس آگاهی اهواز دستگیر کرده‌ است. اما قانون جزای اسلامی در مورد زن‌کشی‌ها که بیشتر در ساختار خانواده اتفاق می‌افتند، تنها قصاص را به‌عنوان عامل بازدارندگی جرم دارد که در فضای خانواده معمولاً اولیای دم آن را پیگیری نمی‌کنند. در نبود سیستم حمایتی قانونی از زنانی که کودک‌همسرند، که در شرایط خشونت خانگی زندگی می‌کنند، زن‌کشی‌ها مدام تکرار می‌شوند و به‌عنوان جنایت‌های استثنایی پوشش خبری می‌گیرند. حال اینکه این جنایت‌ها ریشه در نابرابری‌هایی قانونی و سیاسی و فرهنگی دارد که وقوع جنایت‌های مبتنی بر جنسیت را آسان و پیگیری و مبارزه با این جرائم را دشوار می‌کنند.

radiozamaneh · گفت‌وگو با یک منبع آگاه در مورد قتل مُنا (غزل) حیدری

No responses yet

Jan 15 2022

نقش دیپلمات‌های جمهوری اسلامی در ترورهای مرتبط با «آیات شیطانی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,امنیتی,تاریخی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا:نزدیک به ۳۳ سال پس از صدور فتوای غیرانسانی و فاجعه‌آمیز روح‌الله خمینی، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، برای کشتن سلمان رشدی، نویسنده رمان «آیات شیطانی»، هنوز پیامدهای این حکم فروکش نکرده و ناشران، مترجمان و حتی دیگر نویسندگان نیز از خطرات بالقوه آن بیمناکند.

خمینی در فتوای خود فقط سلمان رشدی را به مرگ محکوم نکرده بود، بلکه خواستار قتل همه «ناشرین مطلع از محتوای» رمان «آیات شیطانی» نیز شد و از «مسلمانان غیور» خواست «در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آن‌ها را اعدام» کنند.

خمینی چند ماه پس از صدور این فتوا درگذشت، اما فتوای او به قوت خود باقی ماند و حتی مبلغ نمادین پاداشی که برای عمل به آن در نظر گرفته شد، افزایش یافت.

اکنون و در شرایطی که یک دیپلمات جمهوری اسلامی در بلژیک به اتهام تروریسم محکوم شده و یک مقام پیشین دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در سوئد به دلیل مشارکت در اعدام‌های سیاسی در حال محاکمه است، بار دیگر نقش نیروهای دولتی جمهوری اسلامی به ویژه دیپلمات‌ها برای انجام این فتوا برجسته شده است.

البته موضوع نقش دیپلمات‌های جمهوری اسلامی در حملات مرتبط با این حکم از همان ابتدا مطرح بود.

در همان زمانی که خمینی فتوای قتل رشدی را صادر کرد، علاوه بر سپاه پاسداران که شبکه‌ای برون‌مرزی نیز دارد، تعدادی از دیپلمات‌های جمهوری اسلامی آمادگی خود را برای کشتن سلمان رشدی اعلام کرد.

روزنامه لوموند چاپ پاریس در ۱۸ فوریه ۱۹۸۹، یعنی چهار روز پس از صدور فتوای خمینی، نوشت که علاوه بر حجت‌الاسلام سلمان غفاری سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در واتیکان، در اسلو نیز کاردار جمهوری اسلامی نیز برای توضیح درباره تهدیدهای یکی از اعضای سفارت مقابل خبرنگاران و تهدید ناشر نروژی «آیات شیطانی» به وزارت خارجه نروژ احضار شد.

این دیپلمات جمهوری اسلامی که در آن زمان نامش فاش نشد، اعلام کرده بود آماده است فتوای خمینی را اجرا کند و همه ناشرانی را که این رمان رشدی را چاپ کرده‌اند به قتل برساند.

رشدی در یک نشست خبری در ۱۹۹۲ در آرلینگتون/ویرجینیا، نسخه‌ای از آیات شیطانی را در دست دارد.
رشدی در یک نشست خبری در ۱۹۹۲ در آرلینگتون/ویرجینیا، نسخه‌ای از آیات شیطانی را در دست دارد.

۱۹۸۹ تا ۱۹۹۳؛ سال‌های ترور، سال‌های مرگ

فتوای خمینی علیه سلمان رشدی و ناشران و مترجمان آیات شیطانی اوایل سال ۱۹۸۹، دقیقاً ۱۴ فوریه آن سال، برابر با ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ صادر شد.

عزیز نسین نویسنده سرشناس ترکیه به دلیل ترجمه آیان شیطانی هدف یک حمله تروریستی مرگبار قرار گرفت
عزیز نسین نویسنده سرشناس ترکیه به دلیل ترجمه آیان شیطانی هدف یک حمله تروریستی مرگبار قرار گرفت

از آن تاریخ، یک سلسله حملات تروریستی مرتبط با این فتوا انجام شد که جان ده‌ها نفر را نیز گرفت و برخی را نیز زخمی کرد.

به عنوان نمونه، در ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۱، هیتوشی ایگاراشی، مترجم ژاپنی «آیات شیطانی» در محوطه دانشگاه توکیو با چاقو مورد حمله قرار گرفت و کشته شد.

چند روز قبل از آن نیز اتوره کاپریولو، مترجم ایتالیایی این رمان مقابل خانه‌اش در میلان در حمله مشابه دیگری با چاقو به شدت زخمی شد.

اما مرگبارترین حمله در ترکیه رخ داد. در دوم ژوئیه ۱۹۹۳ اسلامگرایان تندرو هتل مدیمک را در شهر سیواس ترکیه که میزبان هنرمندان و نویسندگان یک جشنواره بود آتش زدند و در جریان آن ۳۷ نفر از جمله ۳۳ روشنفکر ترک کشته شدند.

هدف اصلی این آتش‌سوزی عمدی، عزیز نسین مترجم ترک «آیات شیطانی» بود که در این جشنواره حضور داشت، اما او از این حادثه تروریستی جان سالم به‌در برد.

حمله به ناشر نروژی، یک پرونده مفتوح

در میان حملات مختلفی که در ارتباط با فتوای سلمان رشدی روی داده، پرونده یکی از این حملات، به تازگی و ۲۸ سال پس وقوع حمله، بار دیگر مطرح شده، زیرا چندی پیش، تلویزیون سراسری نروژ (ان‌ارکو) اطلاعاتی را درباره عوامل این ترور منتشر کرد.

ویلیام نیگارد ناشر نروژی رمان «آیات شیطانی»، صبح روز ۱۱ اکتبر سال ۱۹۹۳ در حیاط بیرون خانه‌اش در حومه‌ای آرام در اسلو پایتخت نروژ ترور و به شدت زخمی شد، اما توانست از این حادثه تروریستی جان به در برد.

بر اساس گزارش‌ها، این ناشر که در آن زمان ۵۰ ساله بود، در حالی که سه گلوله به بدنش از جمله یکی به کمرش اصابت کرده بود به بیمارستان منتقل شد و فوراً تحت عمل جراحی قرار گرفت و ماه‌ها در بیمارستان ماند.

رسانه‌های نروژی با توجه به این که گلوله‌ای از بدن نیگارد رد شده بود، زنده ماندن او را «معجزه» توصیف کردند.

نیگارد در فاصله سال‌های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۰ رئیس انجمن ناشران نروژ بود و در زمان حمله نیز ریاست انتشارات مستقل اشچئوگ را برعهده داشت که یک انتشاراتی باسابقه و مهم در نروژ به شمار می‌رود.

این انتشارات که در سال ۱۸۷۲ در اسلو بنیانگذاری شده، در سال ۱۹۸۹، درست یک سال پس از انتشار اصل رمان «آیات شیطانی»، و دو ماه پس از فتوای قتل سلمان رشدی از سوی خمینی، ترجمه این رمان به زبان نروژی را منتشر کرد.

بلافاصله پس از ترور نافرجام این ناشر نروژی، دولت این کشور کنترل‌های امنیتی را شدت بخشید و بازرسی‌ها در مرزها و فرودگاه‌ها را افزایش داد.

در آن زمان، سلمان رشدی که همچنان در مخفیگاه خود در بریتانیا به سر می‌برد، گفت از حمله به ناشر نروژی رمان خود «شگفت‌زده» شده است. آماندا هاپکینسون، رئیس کمیته دفاع از این نویسنده بریتانیایی هندی‌تبار در لندن گفت: «سلمان ویران شده است. او بر این باور است که هدف اصلی این حمله او بوده است.»

از آنجا که ویلیام نیگارد در آن زمان چندمین فردی بود که در ارتباط با انتشار کتاب «آیات شیطانی» پس از فتوای خمینی قربانی یک حمله تروریستی می‌شد، پلیس نروژ از همان ابتدای تحقیقاتش نظریه ارتباط ترور نافرجام نیگارد با انگیزه‌های اسلامی را رد نکرد.

اما بر اساس گزارش‌ها، پلیس نروژ چندان پیگیر انگیزه‌های سیاسی و مذهبی نبود و بیشتر بر انگیزه‌های شخصی متمرکز شده بود.

پلیس نروژ در آن زمان معتقد بود احتمال وجود انگیزه‌های سیاسی و مذهبی را بیشتر مطبوعات و رسانه‌ها به آن دامن می‌زنند؛ موضع‌گیری که سال‌ها بعد از سوی برخی یک «رسوایی» برای پلیس نروژ توصیف شد.

این در حالی بود که در همان سال ۱۹۸۹، ویلیام نیگارد اعلام کرده بود تهدیدهایی را دریافت کرده است.

چهار سال پس از این تهدیدها، وقتی طرح ترور به اجرا گذاشته شد، سفارت جمهوری اسلامی ایران در اسلو و اصلی‌ترین گروه‌های اسلامی در نروژ در ابتدا از هرگونه اظهارنظر در این زمینه خودداری کردند.

بالاخره پس از سه روز از ترور ناکام ویلیام نیگارد، سفارت جمهوری اسلامی مجبور شد علناً موضع‌گیری کند و مدعی شود که هیچ نقشی در این حمله تروریستی نداشته است.

همزمان انجمن قلم دانمارک ۵۰ هزار کرون به مقام‌های نروژی ارسال کرد تا مبلغ پاداشی را که آنان برای دریافت اطلاعات درباره عاملان این حمله اختصاص داده بودند، افزایش دهند.

انتشار یک کتاب و ازسرگیری پرونده

ترجمه فرانسوی آیات شیطانی در یک کتابفروشی در رن، کمتر از شش ماه پس از فتوای جنجالی آیت‌الله خمینی
ترجمه فرانسوی آیات شیطانی در یک کتابفروشی در رن، کمتر از شش ماه پس از فتوای جنجالی آیت‌الله خمینی

پلیس نروژ که برای یافتن عاملان این حمله نیروهای بسیاری را بسیج کرده بود، یک نروژی پاکستانی‌تبار را دستگیر کرد، اما او بعداً آزاد شد و اتهام‌ها علیه او نیز برداشته شد.

با این که پلیس نروژ پنج سال پس از این ترور نافرجام اعلام کرد انتشار «آیات شیطانی» تنها سرنخ موجود در تحقیقات است، اما پرونده تحقیقات ۱۴ سال پس از حمله، در ۲۰۰۷ متوقف شد.

در سال ۲۰۱۰، اود ایسونگست، روزنامه‌نگار و خبرنگار پیشین ان‌ارکو که هرگز تحقیق درباره این موضوع را رها نکرده بود، کتابی با عنوان «چه کسی به ویلیام نیگارد شلیک کرد؟» را منتشر کرد.

انتشار تحقیقات رسانه‌ای در این باره موجب شد که انتقادها در افکار عمومی از بی‌نتیجه ماندن تحقیقات پلیس درباره این حمله تروریستی افزایش یابد و در پی افزایش انتقادها، دادستان دادگاه مدنی نروژ مجبور شد پرونده این ترور نافرجام را بازگشایی کند و این بار پیگیری اداره تحقیقات به پلیس جنایی ملی نروژ (کریپوس) سپرده شد.

در سال ۲۰۱۰، ناشران نروژی هم برای ردیابی عامل این ترور نافرجام جایزه‌ای را تعیین کردند. در آن سال، انجمن ناشران نروژی و خانه انتشارات مستقل اشچئوگ اعلام کردند هر کدام ۲۵۰ هزار کرون نروژ به هر کسی که اطلاعات درباره این ترور نافرجام داشته باشد اهدا می‌کنند.

گایر بردال، ناشر نروژی و رئیس باسابقه انجمن ناشران این کشور گفت: «این پرونده حل نشده برای جامعه ما دردناک است و تهدیدی برای انتشارات مستقل و آزادی بیان است که پایه‌های اساسی یک جامعه دموکراتیک به شمار می‌رود.»

دو سال بعد، سلمان رشدی در یک مراسم برای کتاب تازه‌منتشرشده‌اش با عنوان «جوزف آنتوان» که داستان زندگی خود اوست، تصمیم ناشرانی چون نیگارد که کتاب «آیات شیطانی» را منتشر کردند، «یکی از بزرگترین حمایت‌ها از آزادی بیان در عصر ما» توصیف کرد.

پلیس سرانجام متهم کرد

در سال ۲۰۱۸، در حالی که امیدها درباره این پرونده در حال از دست رفتن بود و تنها دو روز پیش از مهلت پایان تحقیقات، کریپوس افرادی را به اتهام دست داشتن در این ترور نافرجام متهم کرد.

ایدا دال نیلسن، سخنگوی کریپوس گفت: «ما هیچ دلیلی نداریم که باور کنیم انگیزه دیگری جز انتشار “آیات شیطانی” برای اقدام به قتل وجود دارد.» او تأکید کرد که تیراندازی بیشتر از حمله به یک مرد بود، بلکه تلاشی خشونت‌آمیز برای از بین بردن آزادی بیان بود.

بر اساس قوانین نروژ، تحقیقات اگر بی‌نتیجه می‌مانند باید پرونده بسته می‌شد، اما با متهم شدن کسانی در این پرونده، پلیس اعلام کرد تحقیقات ادامه می‌یابد.

در آن زمان، پرونده به نوع دیگری در بلاتکلیفی بود. مقام‌های پلیس اعلام نکردند که چه شواهدی دارند، چه تعداد افراد متهم شده‌اند و متهمان کیستند.

اما همان موقع رسانه‌های نروژی اعلام کردند که دست‌کم دو نفر متهم شده‌اند و همچنین گفتند که یکی از این مظنونان لبنانی است که قبلاً ساکن لبنان بوده و دیگری ایرانی است. اما جزئیات بیشتری منتشر نشد.

سلمان رشدی در بیانیه‌ای که از سوی نماینده‌اش خوانده شد نیز گفت: «این خبر خوبی است و می‌توان امیدوار بود که این پرونده ۲۵ ساله بالاخره پیشرفت کند.» رشدی که خود مدت‌ها بود از تحقیقات پلیس نروژ انتقاد داشت، بار دیگر این سؤال را مطرح کرد که «چرا نام و ملیت افراد متهم مخفی شده است.»

نیگارد که در سال ۲۰۱۸ دیگر بازنشسته شده بود و ریاست بخش نروژی انجمن جهانی قلم را برعهده داشت، در واکنش به اعلام پلیس، گفت: «من از پیشرفت در این پرونده خوشحالم، به ویژه اینکه مقام‌ها و پلیس می‌گویند به نظر می‌رسد این حمله علیه آزادی بیان انجام شده است.»

او همچنین در پاسخ به این که آیا از انتشار «آیات شیطانی» پشیمان است، گفت «مطلقاً خیر.» با این حال او تأکید کرد این اثر را نه دلیل تحریک‌آمیز بودن، بلکه «برای ایجاد گفت‌وگو» منتشر کرد.

درخواست‌ها برای بازداشت متهمان

سه سال گذشت تا این که در ماه جاری میلادی تلویزیون ان‌ارکو اعلام کرد که یکی از این دو نفر خالد موسوی، یک تبعه لبنانی است و دیگری دبیر اول وقت سفارت جمهوری اسلامی است.

ان‌ارکو اضافه کرد که موسوی را سه ماه پیش در لبنان دیده است و فیلم ملاقات با او را به نیگارد و وکیلش نشان داده است.

اعلام نشده که خالد موسوی عضو چه گروه و دسته‌ای است، اما پیشتر جمهوری اسلامی از اعضای حزب‌الله لبنان برای عملیات‌های تروریستی خود استفاده کرده و این احتمال وجود دارد که این متهم ترور نافرجام نیگارد نیز عضو حزب‌الله باشد.

تلویزیون سراسر نروژی همچنین درباره دیپلمات ایرانی اعلام کرد که او درست پس از انتشار کتاب «آیات شیطانی» در سال ۱۹۸۹ وارد نروژ شد و چهار روز پیش از تیراندازی به سوی ناشر نروژی این کتاب کشور را ترک کرد.

در رسانه‌های نروژی اسم این دیپلمات جمهوری اسلامی اعلام نشد، اما در شبکه‌های اجتماعی نام محمد نیکخواه به عنوان دبیر اول سفارت ایران در نروژ در سال ۱۹۹۳ ذکر شد.

اکنون رسانه‌های نروژی خواستار آنند که نروژ از طریق اینترپل به دنبال دستگیری این دو متهم باشد، تا دیگر رژیم‌های خودکامه جرئت به چالش کشیدن منافع عمومی را در کشورهای آزاد نداشته باشند.

خُسن‌آقا: تنها عکسی که از محمد نیکخواه پیدا کردم این عکس است
آیا این همان محمد نیکخواه کاردار پیشین سفارت ایران در اسلو هست یا نه نمی دانم ولی این تنها عکسی بود که با این نام و مرتبط با مسائل سیاسی پیدا کردم

No responses yet

Jan 14 2022

اداره ثبت احوال کامیاران، دلیل مرگ حیدر قربانی، زندانی سیاسی اعدام شده را، «نامعلوم» ثبت کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفرانسه: حیدر قربانی، زندانی سیاسی در زندان سنندج که در آذر ماه اعدام شد
اداره ثبت احوال شهرستان کامیاران، در استان کردستان، دلیل فوت حیدر قربانی، زندانی سیاسی کُرد را که در تاریخ ۲۸ آذرماه در زندان سنندج اعدام شد، مرگ به دلیل «نامعلوم» به ثبت رسانده است.

پایگاه حقوق‌بشری هه‌نگاو، با اشاره به وجود «تمامی اسناد و مستندات بین‌المللی» از جمله «بیانیه محکومیت گزارشگران موضوعی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سازمان عفو بین‌الملل»، گزارش داد: حیدر قربانی در یک روند «غیرشفاف، ناعادلانه و غیرقانونی» به اعدام محکوم شد و اجرا حکم این زندانی سیاسی نیز «بدون طی کردن هرگونه تشریفات قانونی و بصورت پنهانی توسط مقامات دادگستری کردستان در تاریخ ۲۸ آذر ۱۴۰۰» به اجرا درآمد.

بر اساس گزارش این پایگاه خبری حقوق‌بشری، اداره ثبت احوال شهرستان کامیاران در گواهی فوت این زندانی سیاسی، دلیل مرگ را «نامعلوم» ثبت کرده است.

حیدر قربانی در روز ۲۵ مهر ماه ۱۳۹۵ به همراه یکی از اقوام خود در منزل مسکونی‌اش بازداشت شد. حیدر قربانی بهمن ماه ۹۸/ژانویه ۲۰۲۰، توسط دادگاه انقلاب سنندج به اتهام «بغی» و «همکاری و عضویت در حزب دمکرات کُردستان ایران» به اعدام محکوم شد. این حکم،‌ پس از ابلاغ رسمی در روز ۸ بهمن ۹۸ به این زندانی سیاسی، در ۲۸ آذر ماه ۱۴۰۰ به اجرا درآمد.

حیدر قربانی که به گفته نزدیکانش، در دوران حبس، تحت شکنجه‌های جسمی و روحی قرار داشت، ناچار به اعترافات اجباری در شبکه انگلیسی‌زبان پرس‌تی‌وی شده بود.

No responses yet

Jan 11 2022

از طریق هیات عراقی؛ پیام هشدار واشنگتن به تهران در مورد عواقب حمله علیه اهداف آمریکایی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حجاب,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: تبلیغات حامیان قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس در بغداد
یک مقام عراقى به بى‌بى‌سى فارسى گفته آمريكا پيش از دومين سالگرد كشته شدن قاسم سليمانى به واسطه هياتى عراقى، كه به تهران سفر كرده بود، به ايران هشدار داد كه اگر با حمله به اماكن نظامى و ديپلماتيک آمريكا آسيبى به‌بار بياورد، اين‌بار واکنش آمریکا به گروه‌های مورد حمایت ایران محدود نخواهد شد.

در روزهاى گذشته همزمان با برگزارى مراسم دومین سالگرد قاسم سلیمانى، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران که در حمله هوایی آمریکا در بغداد کشته شد، پایگاه‌هاى آمریکا در عراق و سوریه چند بار هدف حمله‌های راکتى و پهپادى بوده اما این حملات خسارت چندانى نداشت.

به گفته نفیسه کوهنورد، خبرنگار امور خاورمیانه بی‌بی‌سی که اکنون در بغداد است، اعضای این هیات بلندپایه، که مورد اعتماد آمریکا هستند و روابط خوبى هم با ایران دارند، چند روز قبل از سال نو میلادى به تهران سفر کردند.

این اولین بار است که واشنگتن به این شکل از بغداد خواسته تا پیام تهدیدآمیزی را به ایران منتقل کند.

هشدار سالیوان

سولیوان

منبع تصویر، Reuters
توضیح تصویر،

جیک سالیوان گفته آمریکا برای پیش‌گیری از یا پاسخ به هر حمله ایران با متحدان و شریکان خود همکاری خواهد کرد.

صبح امروز جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، در هشداری شدید به ایران گفت هر گونه حمله علیه شهروندان این کشور از طرف ایران، با عواقبی سنگین روبرو می‌شود.

ایران با انتشار فهرستی از ۵۱ آمریکایی اعلام کرده این عده را به علت ایفای نقش در ترور قاسم سلیمانی فرمانده سابق نیروی قدس سپاه تحریم کرده است.

جیک سالیوان در بیانیه‌ای، که در واکنش به تصمیم تازه ایران منتشر شده، آورده است این تحریم‌ها در حالی وضع شده که نیروهای نیابتی ایران به عملیات تروریستی خود ادامه می‌دهند.

مشاور امنیت ملی آمریکا تاکید کرده که با وجود اختلاف درباره سیاست واشنگتن در قبال ایران، این کشور در حمایت از شهروندان خود در برابر تهدید و تحریم دیگران یک‌پارچه و متحد است.

آقای سالیوان اضافه کرده که برای پیش‌گیری یا جواب به هر حمله ایران با متحدان و شرکای خود همکاری خواهد کرد.

آن‌گونه که وزارت خارجه دولت ایران اعلام کرده، این افراد را به علت نقش‌شان در “جنایت تروریستی ایالات متحده آمریکا علیه سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، ترویج تروریسم و نقض حقوق بنیادین بشر، تحت تحریم قرار می‌دهد.”

ایران پیشتر در دی و آبان ۱۳۹۹ دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و نه نفر از مقام‌های ارشد دولت او را در فهرست تحریم‌های خود قرار داد.

دولت ایران می‌گوید این عده در تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، سازماندهی، تامین مالی، پشتیبانی، راهبری یا اجرای ترور مشارکت داشته‌اند و یا از آن حمایت کرده‌اند.”

در میان اسامی تازه‌اعلام‌شده نام افرادی چون مارک میلی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا؛ رابرت اوبراین، مشاور امنیت ملی دولت وقت و کنت فرانکلین مک‌کنزی، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ارتش (سنتکام) دیده می‌شود.

No responses yet

Jan 10 2022

زیر‌ذره‌بین: کجای مصاحبه سانسور شد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنایات رژیم,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .